﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:16.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:17.830 --> 00:00:19.330
‫هدفو گم کردم، ها؟

00:00:20.080 --> 00:00:21.920
‫گم کردم، گم کردم، گم کردم...

00:00:25.380 --> 00:00:29.880
‫خب، حالا فقط یه راه واسه کشتن خون‌آشاما نداریم که.

00:00:30.580 --> 00:00:32.460
‫صبر کن، صبر کن...

00:00:33.080 --> 00:00:35.130
‫کارآگاه اومده بیمارستانت؟!

00:00:35.130 --> 00:00:36.330
‫احتمالاً.

00:00:36.750 --> 00:00:38.960
‫اگه شما دوتا اون‌روز بهم هشدار نداده بودین،

00:00:38.960 --> 00:00:41.880
‫همه‌ی وسایلام همون‌جا مونده بودن.

00:00:42.920 --> 00:00:45.170
‫شاید اون کارآگاه منو می‌کشت.

00:00:46.630 --> 00:00:49.630
‫نه اینکه به این زندگی وابستگی خاصی داشته باشم،

00:00:49.630 --> 00:00:52.330
‫ولی هنوز به قولی که به هارو-سان دادم عمل نکردم.

00:00:53.130 --> 00:00:57.670
‫تو باید واسه خودت کسی بشی و بهم
‫ثابت کنی که خون‌آشام درست‌درمونی هستی.

00:00:57.960 --> 00:00:59.290
‫تلاشتو بکن لطفاً.

00:00:59.790 --> 00:01:01.040
‫باش، باش.

00:01:03.130 --> 00:01:04.330
‫یه‌چیز دیگه.

00:01:04.540 --> 00:01:05.960
‫درمورد والدینت؛

00:01:06.710 --> 00:01:08.710
‫هارو-سان و همسرش...

00:01:10.790 --> 00:01:12.790
‫فوت کردن، هر دوشون.

00:01:14.380 --> 00:01:16.920
‫بعد از اینکه تو رو به‌دنیا آورد توی ضعیف‌ترین حالتش بود،

00:01:16.920 --> 00:01:20.040
‫و قبول نکرد خون، که منبع تغذیه‌ش بود رو بخوره.

00:01:20.500 --> 00:01:24.210
‫بعد از اینکه هارو-سان با یه انسان ازدواج کرد، دیگه خون نخورد.

00:01:24.880 --> 00:01:26.710
‫حتماً حسابی عاشقش بوده.

00:01:27.380 --> 00:01:28.710
‫حسودیم می‌شه.

00:01:29.750 --> 00:01:35.210
‫اون مَرده اومد پیشم و درمورد فوت هارو-سان
‫بهم گفت، و یه‌کم بعدش خودش هم فوت کرد.

00:01:36.000 --> 00:01:39.170
‫یه مرد باوفا و مهربون بود.

00:01:42.290 --> 00:01:44.460
‫شما دوتا مراقب خودتون باشین.

00:01:44.960 --> 00:01:46.170
‫بـــــاشه.

00:01:47.880 --> 00:01:50.880
‫یه‌جورایی داستان دیوونه‌کننده‌ای بود.

00:01:52.250 --> 00:01:55.040
‫پس تو بچه‌ی یه انسان و خون‌آشامی،

00:01:55.040 --> 00:01:57.040
‫و والدینت فوت شده‌ان...

00:01:57.710 --> 00:01:59.920
‫بیا ساده نگه‌ش داریم، مای مَن.
‫مرد من

00:02:00.210 --> 00:02:01.460
‫«مای مَن»؟

00:02:01.460 --> 00:02:05.790
‫گیریم ننه‌بابایی که ندیدمشون، مرده‌ان.
‫واسه چی باید ناراحت بشم؟

00:02:06.290 --> 00:02:08.790
‫به‌لطف تو و کابورا، من دارم...

00:02:08.790 --> 00:02:11.290
‫یه‌چیزای کمی از گذشته‌مو به یاد میارم!

00:02:11.580 --> 00:02:12.790
‫جدی؟!

00:02:12.790 --> 00:02:14.330
‫یادم اومد که یه جای موردعلاقه داشتم.

00:02:14.750 --> 00:02:17.670
‫هرچیزی که دوست دارمو می‌خوام باهات به اشتراک بذارم، کو-کون.

00:02:18.290 --> 00:02:21.170
‫اولش نمی‌دونستم اونا چی‌ان.

00:02:21.630 --> 00:02:22.630
‫«اونا»؟

00:02:29.380 --> 00:02:30.580
‫اون نورها رو می‌گم.

00:02:31.290 --> 00:02:36.130
‫متوجه نبودم که هر کدوم از اون نورها نشون‌دهنده‌ی یه آدمه.

00:02:39.130 --> 00:02:42.790
‫همیشه برام سؤال بود اونا چی‌ان و بهش فکر می‌کردم.

00:02:43.790 --> 00:02:47.170
‫بهش فکر می‌کردم که یهویی متوجه‌ش شدم.

00:02:48.420 --> 00:02:50.500
‫که اونا، آدمن.

00:02:53.420 --> 00:02:56.080
‫کلی‌کلی آدم اونجاست.

00:02:57.380 --> 00:03:00.920
‫هروقت احساس سردرگمی و بلاتکلیفی می‌کردم، می‌اومدم اینجا؛

00:03:00.920 --> 00:03:02.380
‫و مردم رو تماشا می‌کردم.

00:03:03.040 --> 00:03:07.040
‫فکر کردن به اینکه خیلی زیادن و هرکدوم کارای خودشونو می‌کنن...

00:03:07.040 --> 00:03:08.790
‫یه‌جورایی هیجان‌انگیزه، نه؟

00:03:09.460 --> 00:03:10.710
‫می‌گفتم اگه برم جلوتر،

00:03:10.710 --> 00:03:14.210
‫در حقیقت بیشتر شبیه یه‌مشت نورن نه چیز بیشتری.

00:03:14.790 --> 00:03:19.920
‫یا اینکه خیلی شگفت‌انگیزه که اون ذره‌ها،
‫افرادی با افکار و زندگی خودشون هستن.

00:03:20.880 --> 00:03:24.170
‫بهش فکر کردم و آرومم کرد.

00:03:26.790 --> 00:03:29.710
‫چیز اصلی‌ای که یادم میاد، اولین سؤالمه.

00:03:30.670 --> 00:03:32.460
‫«انسان‌ها چی‌ان؟»

00:03:32.460 --> 00:03:34.960
‫«چرا من عین اونا نیستم؟»

00:03:46.000 --> 00:03:49.500
‫به‌نظرت منم بین اون نورها بودم؟

00:03:49.500 --> 00:03:51.670
‫کی می‌دونه؟

00:03:52.830 --> 00:03:57.210
‫اگه تو یه آدم بودی، هیچ‌وقت نمی‌دیدمت نازونا-چان، نه؟

00:03:59.710 --> 00:04:01.790
‫ما که قراره زندگی طولانی‌ای داشته باشیم،

00:04:01.790 --> 00:04:03.290
‫پس بیا بریم جاهای مختلف.

00:04:03.670 --> 00:04:05.330
‫جاهای موردعلاقه جدیدی رو باهم پیدا می‌کنیم.

00:04:08.960 --> 00:04:10.170
‫عالیه!

00:04:15.580 --> 00:04:16.790
‫مثلاً کجا؟

00:04:18.790 --> 00:04:20.830
‫دریا... مثلاً؟

00:04:20.830 --> 00:04:22.170
‫وااه، دریا!

00:04:22.170 --> 00:04:23.380
‫تا حالا نرفتم!

00:04:23.380 --> 00:04:24.880
‫منم.

00:04:31.210 --> 00:04:32.540
‫آه، آه...

00:04:32.830 --> 00:04:34.960
‫باورم نمی‌شه باید انجامش بدم.

00:04:35.790 --> 00:04:38.210
‫ولی چاره‌ای ندارم.

00:04:45.750 --> 00:04:47.500
‫نیمه‌شبی روشن از نور

00:04:47.500 --> 00:04:49.670
‫جایی که خودخواهی، طمع و حسرت در رفت وآمدن

00:04:49.670 --> 00:04:51.290
‫دیدم زیر این بارون تار شده

00:04:51.290 --> 00:04:53.710
‫هاله‌های خیسی که با نورهای نئونی شکل گرفتن

00:04:53.710 --> 00:04:56.250
‫تا طلوع صبح، نباید بیدار شی

00:04:56.250 --> 00:04:58.210
‫زمان ما رو از هم جدا می‌کنه

00:05:01.840 --> 00:05:03.790
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:05:03.790 --> 00:05:05.880
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:05:05.880 --> 00:05:07.710
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:05:07.710 --> 00:05:09.920
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:05:09.920 --> 00:05:12.670
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:05:12.670 --> 00:05:14.040
‫شب کوتاهه...

00:05:14.040 --> 00:05:16.460
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:05:17.090 --> 00:05:18.090
‫این‌طوری شد...

00:05:18.090 --> 00:05:19.590
‫یه لحظه وایسا بینم

00:05:19.590 --> 00:05:21.960
‫خب، منم یه خونه و زندگی دارم که باید مراقبش باشم

00:05:21.960 --> 00:05:23.590
‫اون تنهام نمی‌ذاره، عــاهـــا

00:05:23.590 --> 00:05:26.130
‫قبل‌از اینکه دروغ بگم، خودش سوار شده بود

00:05:26.130 --> 00:05:27.630
‫لا دی لا دی لا لا

00:05:27.630 --> 00:05:30.250
‫بازم امروز درحالی که چیزی زمزمه می‌کرد، درو باز کرد

00:05:30.250 --> 00:05:31.630
‫همیشه کاراتو خودسرانه می‌کنی

00:05:31.630 --> 00:05:34.170
‫درست عین بیست‌سال پیش، که همین‌طوری شروع شد

00:05:34.170 --> 00:05:36.590
‫اَه، باید یکیشو انتخاب کنم، یه‌طرف گرمای زندگیه

00:05:36.590 --> 00:05:38.340
‫و یه‌طرف تاریکی شیرین

00:05:38.340 --> 00:05:39.420
‫بیشتر بنویس...

00:05:39.420 --> 00:05:40.460
‫بیشتر بخون...

00:05:40.460 --> 00:05:41.670
‫با طمع داره می‌خنده

00:05:42.340 --> 00:05:45.790
‫همون‌طور که برنامه ریخته بودی، فردا داره ذوب می‌شه

00:05:46.250 --> 00:05:47.750
‫دیگه برام مهم نیست

00:05:47.750 --> 00:05:50.630
‫همون‌طور که می‌بینی، دیگه راه برگشتی نیست... ها ها ها

00:05:50.630 --> 00:05:52.500
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:05:52.500 --> 00:05:54.630
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:05:54.630 --> 00:05:56.590
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:05:56.590 --> 00:05:58.710
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:05:58.710 --> 00:06:01.090
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:06:01.290 --> 00:06:02.790
‫شب کوتاهه...

00:06:02.790 --> 00:06:05.210
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:06:06.130 --> 00:06:07.340
‫این‌طوری شد... که شد

00:06:11.960 --> 00:06:13.250
‫برای یه خون‌آشام،

00:06:13.250 --> 00:06:17.040
‫وسیله‌ای از دوران انسان بودنش که ارزش بالایی داره، منبع ضعفه.

00:06:17.580 --> 00:06:21.460
‫که یعنی افشا کردن گذشته‌ی فانیش
‫می‌تونه منجر به مرگ حتمیش بشه.

00:06:23.420 --> 00:06:25.830
‫من هیچ علاقه‌ای به گذشته‌ ندارم.

00:06:26.420 --> 00:06:27.630
‫چه رو مخ.

00:06:29.630 --> 00:06:31.960
‫اینجا کعبه‌ی فرهنگ اوتاکوهاست!

00:06:31.960 --> 00:06:35.130
‫به‌زور می‌تونم جلوی هیجانمو بگیرم!

00:06:36.130 --> 00:06:38.460
‫بس کن، نازونا-چان. آبروی خودتو بردی.

00:06:39.040 --> 00:06:40.670
‫اصلاً چرا شما دوتا با من اومدین؟

00:06:42.750 --> 00:06:44.710
‫شوخی نکن باهام! من یه ووتاکوی قهارم،
‫«ووتاکو» یه اصطلاح عامیانه ژاپنیه که اساساً نسخه‌ی تأکیدی‌تر یا تخصصی‌تر «اوتاکو» محسوب می‌شه. در حالی که «اوتاکو» عموماً به کسی با علاقه‌ی شدید یا وسواس‌گونه، به ویژه به انیمه و مانگا
‫ اشاره داره، «ووتاکو» اغلب به معنای دلبستگی عمیق‌تر و سرسختانه‌تره. همچنین می‌شه از اون برای تمایز یه اوتاکوی متعهد از کسی که به طور اتفاقی از انیمه یا مانگا لذت می‌بره، استفاده کرد.

00:06:44.710 --> 00:06:47.080
‫ولی هیچ‌وقت فرصتش پیش نیومده که بیام اینجا!

00:06:47.080 --> 00:06:49.250
‫یه‌جوری نگو ووتاکو که انگار معنیشو می‌دونی.

00:06:49.540 --> 00:06:51.040
‫پس این‌جوریه.

00:06:51.040 --> 00:06:53.710
‫اولین باریه که میام اینجا، ولی...

00:06:53.710 --> 00:06:54.960
‫چی شده؟

00:06:54.960 --> 00:06:58.960
‫یه‌جورایی... آدمایی که شبیه اوتاکوهان،
‫کمتر از چیزی که تصور می‌کردم اینجان.

00:07:00.380 --> 00:07:04.500
‫آخه اینجا خیلی وقت پیش محله‌ی اوتاکوها بوده.

00:07:04.710 --> 00:07:07.920
‫به‌علاوه، حالا که فرهنگش داره فراگیرتر می‌شه،

00:07:07.920 --> 00:07:10.330
‫نمی‌دونم دیگه همچین چیزی به اسم اوتاکوی متحرک وجود داره یا نه.
اوتاکوی متحرک: از صد کیلومتری معلومه طرف اوتاکو هست

00:07:10.460 --> 00:07:12.330
‫عـــه؟ نگو!

00:07:12.330 --> 00:07:15.210
‫من دلم می‌خواست بگی: «این‌جور اوتاکوها توی زندگی واقعی هم هستن».

00:07:15.210 --> 00:07:17.170
‫من واسه همین پاشدم اومدم!

00:07:17.170 --> 00:07:18.270
‫یـــوهـــو

00:07:18.330 --> 00:07:20.000
‫خاک بر سرت کنن.

00:07:20.420 --> 00:07:21.420
‫پس چرا نمی‌ری؟

00:07:21.420 --> 00:07:22.630
‫هوی، هوی، هوی.

00:07:23.080 --> 00:07:26.210
‫تنهایی نمی‌تونی دنبال نقطه ضعفت بگردیا.

00:07:26.460 --> 00:07:27.790
رواله، رواله.

00:07:27.790 --> 00:07:29.210
‫یه سرنخ دارم.

00:07:29.460 --> 00:07:30.460
‫سرنخ؟

00:07:30.460 --> 00:07:31.670
‫کسیو می‌شناسی؟

00:07:31.670 --> 00:07:32.920
‫از اون کافه پیشخدمتی؟

00:07:34.210 --> 00:07:36.580
‫چیزه، می‌دونین...

00:07:37.580 --> 00:07:39.440
‫یکیه که... تبدیلش کردم.

00:07:43.880 --> 00:07:45.250
‫عــه... بانو میدوری؟

00:07:45.250 --> 00:07:46.920
‫بانو میدوری شما تشریف‌فرما شدین؟

00:07:47.170 --> 00:07:49.210
‫آه، عین همیشه جذابین.

00:07:49.210 --> 00:07:51.670
‫نه! حتی بیشتر تودل‌برو شدین...

00:07:52.710 --> 00:07:53.920
‫ای وای، زدم جاده خاکی!

00:07:53.920 --> 00:07:55.540
‫ببخشید که روده‌درازی کردم.

00:07:58.000 --> 00:07:59.330
‫ووتاکوـه...

00:07:59.330 --> 00:08:01.000
‫واقـــعـــیـــه!

00:08:01.000 --> 00:08:02.330
‫منظورت از «واقعی» چیه؟

00:08:02.330 --> 00:08:04.330
‫یا یا؟ این دو نفر کی هستن؟

00:08:04.540 --> 00:08:06.830
‫ناناکوسا نازونام، خون‌آشام.

00:08:06.830 --> 00:08:08.830
‫یاموری کوـَم، انسان.

00:08:10.540 --> 00:08:13.710
‫این اولین برخوردم با خون‌آشامی به‌جز بانو میدوری هست!

00:08:14.040 --> 00:08:17.540
‫اسم بنده‌ی حقیر، انسانی که توسط
‫بانو میدوری تبدیل شدم، لاو گرین هست.

00:08:17.540 --> 00:08:19.790
‫لطفاً بنده رو ال‌جی صدا بفرمائین!

00:08:20.540 --> 00:08:21.880
‫کو-کون، کو-کون!

00:08:21.880 --> 00:08:23.670
‫واقعاً این‌جوری حرف می‌زنن هــا!

00:08:23.670 --> 00:08:25.540
‫آره، پشمام ریخته.

00:08:26.040 --> 00:08:30.210
‫بانو ناناکوسا و جناب یاموری. اسمتون رو حتماً به خاطر می‌سپارم.

00:08:30.540 --> 00:08:33.000
‫چرا اونو به بقیه‌مون معرفی نکردی؟

00:08:33.330 --> 00:08:35.460
‫به تو ربطی نداره نازونا-چان.

00:08:36.380 --> 00:08:37.580
بانو ‫ناناکوسا...

00:08:37.790 --> 00:08:40.040
‫لطفاً درک بفرمائین چون تقصیر بانو میدوری نیست.

00:08:40.040 --> 00:08:41.290
‫«بانو»؟

00:08:41.290 --> 00:08:42.790
‫منم اونو مقصر نمی‌دونم.

00:08:43.380 --> 00:08:45.250
‫خون‌آشام‌ها زیبا هستن.

00:08:45.250 --> 00:08:49.960
‫و باید بگم که ظاهر من با یک ظاهر ایده‌آل متفاوت هست.

00:08:50.330 --> 00:08:53.000
‫گروه اون باید استانداردهای زیبایی بی‌چون‌وچرایی داشته باشن.

00:08:53.670 --> 00:08:56.790
‫کی می‌تونه ایشون رو بابت دعوت نکردن بنده‌ی حقیر بین اونا سرزنش کنه؟

00:08:59.330 --> 00:09:01.750
‫میدوری، خاک بر سرت کنن.

00:09:01.750 --> 00:09:04.540
‫عه؟ نه بابا! دلیلش این نیست!

00:09:04.540 --> 00:09:07.500
‫پس چه حرفی داری که در دفاع از خودت بزنی؟

00:09:08.210 --> 00:09:09.630
‫فکر کردی کی هستی آخه؟

00:09:10.670 --> 00:09:12.080
‫می‌دونی، لاو-کون...

00:09:12.080 --> 00:09:13.540
‫بهش می‌گی «لاو-کون»؟

00:09:13.960 --> 00:09:17.330
‫شنونده‌ی خوبیه و مهربونه. تازه خیلیم چیز بلده.

00:09:17.330 --> 00:09:18.330
‫بانو میدوری...

00:09:18.330 --> 00:09:22.830
‫ولی هیچ‌وقت به خودش مغرور نمی‌شه و اصلاً اهل بی‌توجهی و دعوا نیست.

00:09:23.540 --> 00:09:26.920
‫به‌عبارتی، لاو-کون خیلی پسر خوبیه.

00:09:29.130 --> 00:09:30.880
‫عه، قضیه چیه؟

00:09:30.880 --> 00:09:33.880
‫این‌قدر مهربونه که همه اونو توی دورهمی‌هامون می‌خوان!

00:09:33.880 --> 00:09:35.920
‫این‌جوری لاو-کون متعلق به همه می‌شه!

00:09:35.920 --> 00:09:37.330
‫چی می‌گی تو؟

00:09:37.330 --> 00:09:39.630
‫و لاو-کون چندش هم نیست!

00:09:39.630 --> 00:09:41.210
‫کسی هم نگفت هست.

00:09:41.380 --> 00:09:42.580
‫چشماش خوشگله!

00:09:42.580 --> 00:09:43.920
‫موهاش حسابی برق می‌زنن!

00:09:43.920 --> 00:09:45.790
‫و ببینین پوستش چقدر قشنگه!

00:09:46.000 --> 00:09:48.420
‫و بالأخره، بهترین چیز درمورد لاو-کون...

00:09:48.420 --> 00:09:49.000
‫بازم هست؟

00:09:49.000 --> 00:09:50.210
‫گوش کن بینم!

00:09:52.500 --> 00:09:54.250
‫حوالی 20 سال پیش بود...

00:09:54.250 --> 00:09:55.290
‫ول کن فلش‌بکو.

00:09:55.290 --> 00:09:56.670
‫زود می‌گمش، باشه؟!

00:09:57.290 --> 00:09:59.880
‫می‌دونی که مردای باکره و اوتاکوهای چندش تایپمن.

00:09:59.880 --> 00:10:01.080
‫خودت گفتی «چندش».

00:10:01.080 --> 00:10:02.210
‫گوش کـــــن!

00:10:02.710 --> 00:10:06.500
‫واسه همین رفتم ملاقات آفلاین طرفدارهای یه بازی خاص.

00:10:06.960 --> 00:10:08.330
‫می‌دونی، این انیمه...

00:10:08.330 --> 00:10:11.250
‫بانو میدوری عجب نگرش فوق‌العاده‌ای به همه‌چیز دارین!

00:10:11.250 --> 00:10:14.290
‫زیرکین ولی همیشه به نظرات بقیه هم توجه می‌کنین.

00:10:14.830 --> 00:10:18.000
‫لاو-کون در جا عاشقم شد.

00:10:18.540 --> 00:10:19.830
‫و یه روز...

00:10:19.830 --> 00:10:21.040
‫لاو-کون، می‌گم...

00:10:21.040 --> 00:10:22.040
‫بله؟

00:10:22.040 --> 00:10:25.330
‫اگه بهت بگم من در اصل خون‌آشامم، باورت می‌شه؟

00:10:25.670 --> 00:10:27.500
‫لطفاً منو بهش تبدیل کنین، بانو میدوری!

00:10:28.880 --> 00:10:29.510
‫عه؟

00:10:30.330 --> 00:10:32.500
‫عـــه؟ یه‌جورایی خفن بود.

00:10:32.960 --> 00:10:34.580
‫و الانم که وضعمون اینه.

00:10:34.580 --> 00:10:36.790
‫واقعاً فلش‌بک کوتاهی بود.

00:10:37.540 --> 00:10:38.540
‫عه...

00:10:38.540 --> 00:10:39.790
‫واقعاً همین بود؟

00:10:39.790 --> 00:10:41.380
‫کل مکالمه‌تون همین بود؟

00:10:41.880 --> 00:10:46.080
‫فکر می‌کردی داره شوخی می‌کنه و تو هم
‫شوخی‌شوخی حرف زدی ولی بعدش اومد از خونت خورد؟

00:10:46.080 --> 00:10:48.750
آه. ‫نه، این‌جوری نیست جناب یاموری.

00:10:48.750 --> 00:10:49.750
‫«جناب»؟

00:10:50.210 --> 00:10:51.830
‫من هیچ‌وقت فکر نکردم شوخی می‌کنه.

00:10:51.830 --> 00:10:54.460
‫اون صرفاً واکنش طبیعی من بود.

00:10:55.710 --> 00:10:59.540
‫می‌دونین، به‌عنوان یه دانشجو، رفتن به دانشگاه برام سخت بود.

00:11:00.670 --> 00:11:04.790
‫نتونستم با جمع سازگار بشم و نشد خودم رو بین بقیه جا بکنم،

00:11:04.790 --> 00:11:06.540
‫و حس می‌کردم متعلق به اونجا نیستم.

00:11:07.420 --> 00:11:10.920
‫ولی بانو میدوری اصلاً راجع به این فرد حقیر این‌طوری فکر نکرد.

00:11:16.000 --> 00:11:18.330
‫چه خون‌آشام بود، چه انسان یا هرچیز دیگه‌ای؛

00:11:18.880 --> 00:11:22.830
‫اگه می‌خواستم کنارش زندگی کنم،
‫اهمیتی نداشت به چه چیزی تبدیل می‌شم.

00:11:24.080 --> 00:11:25.080
‫چه خـ...

00:11:25.580 --> 00:11:27.960
‫چه خفنه!

00:11:29.130 --> 00:11:30.580
‫این فیس و اِفاده چی می‌گه؟

00:11:30.580 --> 00:11:33.960
‫عه؟ بازم شاعرانه صحبت کردم؟

00:11:34.960 --> 00:11:37.000
‫بعضی وقتا از این کارا می‌کنم.

00:11:37.830 --> 00:11:39.250
‫در هر صورت، بانو میدوری...

00:11:39.500 --> 00:11:42.250
‫دلیلی داره که به اقامتگاه فروتنانه‌ی من تشریف‌فرما شدین؟

00:11:42.460 --> 00:11:43.460
‫آره راستی!

00:11:43.460 --> 00:11:45.210
‫لاو-کون، اوضاع خرابه!

00:11:46.040 --> 00:11:48.540
‫یه کارآگاه که خون‌آشام‌ها رو می‌کشه...

00:11:48.540 --> 00:11:50.790
‫با نقطه‌ضعف‌هامون... پس که این‌طور.

00:11:51.420 --> 00:11:55.670
‫بالأخره هر داستان خون‌آشامی خوبی
‫یه شکارچی خون‌آشام هم همراهش داره دیگه.

00:11:55.670 --> 00:11:56.710
‫مگه نه؟

00:11:56.710 --> 00:11:58.380
‫هــوی، حرفای اوتاکویی موقوف.

00:11:58.960 --> 00:12:02.000
‫پس برای همین بی‌خبر اومدن سراغمون.

00:12:02.000 --> 00:12:03.830
‫دقیقاً! نظرت چیه؟

00:12:04.290 --> 00:12:05.670
‫من که چیزی نفهمیدم.

00:12:05.670 --> 00:12:07.830
‫لاو-کونِ ما، کارش درسته.

00:12:07.830 --> 00:12:10.880
‫وقتی فهمید من یه خون‌آشامم، شروع کرد به تحقیق در مورد گذشته‌م...

00:12:10.880 --> 00:12:14.000
‫و زیروروی دوران انسان‌بودنم رو کشید بیرون.

00:12:14.380 --> 00:12:16.380
‫حتی چیزهایی که خودمم ازشون خبر نداشتم.

00:12:16.670 --> 00:12:18.920
‫یه سری تحقیق اساسی انجام دادم،

00:12:18.920 --> 00:12:22.290
‫و هرچیزی که ممکن بود یه سرنخ از گذشته‌ش باشه رو...

00:12:22.290 --> 00:12:24.330
‫با هر ترفندی که بود به‌دست آوردم!

00:12:24.500 --> 00:12:27.630
‫واقعــــاً، لاو-کون طرفدار درجه‌یک خودمی!

00:12:27.750 --> 00:12:30.880
‫حتی اندازه‌های بدنم رو هم می‌دونستی،
‫که البته اینش یه‌کم ترسناک بود.

00:12:30.880 --> 00:12:31.880
‫خـــب...

00:12:32.540 --> 00:12:34.880
‫ترسوندن بانو میدوری هم خودش یه‌جور لذته!

00:12:35.630 --> 00:12:37.790
‫شما دوتا واقعاً در و تخته‌تون باهم جوره.

00:12:38.330 --> 00:12:43.630
‫به‌هرحال، من که هیچ‌وقت علاقه‌ای به گذشته‌ی انسانیم نداشتم،

00:12:43.630 --> 00:12:46.210
‫ولی کی فکرشو می‌کرد یه‌روزی به دردم بخورن؟

00:12:47.130 --> 00:12:51.330
‫دل‌کندن از وسایل بانو میدوری واقعاً برام عذاب الهیه.

00:12:51.750 --> 00:12:52.960
‫هرچند!

00:12:52.960 --> 00:12:54.880
‫ارزش جون بانو از همه‌چی بیشتره!

00:12:55.210 --> 00:12:58.130
‫خودم مسئولیت کاملش رو قبول می‌کنم
‫و همه‌شون رو از بین می‌برم!

00:12:58.670 --> 00:12:59.880
‫لاو-کون...

00:13:04.130 --> 00:13:06.460
‫خب، وسایل ال‌جی-کون چی؟

00:13:06.960 --> 00:13:07.960
‫جـــان؟

00:13:07.960 --> 00:13:10.540
‫باید دنبال وسایل شخصی خودتم بگردیم، ال‌جی-سان.

00:13:10.960 --> 00:13:13.500
‫من می‌دونم کجا زندگی می‌کنه و چی‌کار می‌کنه، ولی...

00:13:15.460 --> 00:13:16.460
‫لاو-کون؟

00:13:17.250 --> 00:13:21.130
‫راستش، من در مورد گذشته‌ی خودم تحقیق کردم.

00:13:21.540 --> 00:13:24.000
‫‫و فکر می‌کنم خبر دارم نقطه‌ضعفم چیه.

00:13:24.540 --> 00:13:25.540
‫اوه، واقعاً؟!

00:13:25.540 --> 00:13:26.540
‫عالیه!

00:13:26.540 --> 00:13:27.750
‫پس بریم سراغش و-

00:13:27.750 --> 00:13:29.500
‫‫نقطه‌ضعف شخصی من اینه که...

00:13:33.460 --> 00:13:34.460
‫نه‌خیر!

00:13:34.670 --> 00:13:36.420
‫عمراً و ابداً بهتون نمی‌گم!

00:13:36.830 --> 00:13:38.130
‫عـــــــــه؟

00:13:38.750 --> 00:13:40.130
‫چرا نمی‌گی خب؟!

00:13:40.130 --> 00:13:42.330
‫بگو ببینـــــم چـــیــــه!

00:13:43.500 --> 00:13:44.630
‫سینه‌هاش...

00:13:44.630 --> 00:13:48.380
‫نمی‌بینی این دوتا می‌خوان بهت کمک کنن؟
‫سینه‌های بانو میدوری دارن به گردنم فشار میارن.

00:13:48.750 --> 00:13:50.330
‫میدوری-سان، آروم باش!

00:13:50.330 --> 00:13:51.830
‫انگار همچین از این وضعیت بدشم نمیاد!

00:13:52.460 --> 00:13:53.790
‫اینا دیگه چی‌ان...

00:13:58.000 --> 00:14:01.880
‫شب شم: کی در مورد کیفیتش حرف زد آخه؟!

00:14:03.250 --> 00:14:05.040
‫چرا بهمون نمی‌گی خب؟

00:14:05.290 --> 00:14:07.750
‫اگه نگی، ممکنه خودتم به خطر بیفتی، لاو-کون!

00:14:09.170 --> 00:14:12.250
‫می‌گم می‌گم، ال-جی کون چرا این‌قدر چاقی؟

00:14:12.580 --> 00:14:15.000
‫فکر نکنم فقط با خون خوردن بشه این‌قدر خپلی بشی!

00:14:15.000 --> 00:14:16.750
‫الان واقعاً وقت این سوال‌هاست؟

00:14:17.210 --> 00:14:22.830
‫چون‌که، این بنده‌ی حقیر، در هفته دوبار می‌رم
‫رامن پرچرب با تمام مخلفاتش میل می‌کنم.

00:14:23.500 --> 00:14:24.500
‫جـــــــانـــم؟!

00:14:24.630 --> 00:14:26.000
‫چیز خاصیه مگه؟

00:14:26.000 --> 00:14:28.040
‫خر خدا! معلومه که مهمه!

00:14:28.460 --> 00:14:31.500
‫خون‌آشاما به‌جز خون نیاز به هیچ نوع غذایی ندارن.

00:14:31.500 --> 00:14:33.290
‫نمی‌تونیم غذای دیگه‌ای بخوریم.

00:14:33.460 --> 00:14:37.500
‫واسه ما خون‌آشاما، خون خیلی خوشمزه‌تره
‫و تنها منبع انرژی‌مون برای زندگیه!

00:14:37.880 --> 00:14:41.080
‫بعدش جنابعالی می‌ری رامن با مخلفات می‌زنی؟

00:14:41.460 --> 00:14:44.130
‫مثل اینه که بعد خوردن یه بشکه مشروب بری رامن بزنی!

00:14:44.130 --> 00:14:45.750
‫دقیقاً همین‌کارو می‌کنه دیگه.

00:14:46.290 --> 00:14:49.290
‫وقتی تازه تبدیل شده بودم،

00:14:49.290 --> 00:14:52.000
‫یه‌مدت پیش بانو میدوری موندم تا راه‌و‌چاه رو یاد بگیرم.

00:14:52.790 --> 00:14:54.460
‫همون‌موقع‌ها بود که...

00:14:54.880 --> 00:14:59.210
‫یه‌چیزی غیر از خاطراتم درونم شعله‌ور شد و هلم داد به جلو.

00:15:01.290 --> 00:15:02.630
‫چشم‌به‌هم زدم دیدم دارم غذا می‌خورم.

00:15:03.330 --> 00:15:06.040
‫خوشمزه بودن یا نبودنش، اصلاً مهم نبود.

00:15:06.670 --> 00:15:09.000
‫فهمیدم که حتماً یه‌جور عادت بوده.

00:15:10.130 --> 00:15:11.920
‫کــــ ــه این‌طور.

00:15:12.380 --> 00:15:15.290
‫بفرمایین، یه عکس با گوشی تاشوم از زمانی که لاغر بودم.

00:15:15.290 --> 00:15:16.920
‫اوه، عجب چیزی بودی.

00:15:17.380 --> 00:15:18.580
‫عکس با گوشی تاشو؟

00:15:19.420 --> 00:15:22.040
‫عـــه، در مورد چی حرف می‌زنین اصلاً؟!

00:15:22.040 --> 00:15:23.500
‫راست می‌گه، ال‌جی-کون.

00:15:23.500 --> 00:15:25.210
‫یعنی دنبال نقطه‌ضعف جنابعالی بودیم.

00:15:25.210 --> 00:15:26.210
‫هــ_وم...

00:15:26.210 --> 00:15:27.750
‫هوم هوم نکن برام.

00:15:28.130 --> 00:15:31.580
‫یه‌چیزی بوده که واقعاً نمی‌خواسته کسی ازش خبردار بشه.

00:15:31.790 --> 00:15:33.880
‫چیزی که براش خیلی مهمه.

00:15:34.080 --> 00:15:36.630
‫با این اوصاف، احتمالاً به میدوری-سان مربوط می‌شه، نه؟

00:15:36.630 --> 00:15:38.540
‫ای‌وای!
‫گفت، ای‌وای.

00:15:38.960 --> 00:15:40.170
‫راست می‌گن؟

00:15:41.290 --> 00:15:42.290
‫چی شده؟

00:15:42.290 --> 00:15:43.500
‫چی شده و کوفت!

00:15:43.500 --> 00:15:45.460
‫با این قیافه‌ت، معلومه که راست می‌گن!

00:15:45.460 --> 00:15:48.380
‫لاو-کون، هروقت که می‌خوای دروغ بگی نگاهتو می‌دزدی.

00:16:00.960 --> 00:16:02.580
‫که خب یعنی،

00:16:02.580 --> 00:16:07.380
‫اگه لیست تمام وسایل‌های لاو-کون که ممکنه
‫به میدوری-سان ربط داشته باشه رو در بیاریم،

00:16:07.380 --> 00:16:08.960
‫احتمالش هست بالأخره به جواب برسیم؟

00:16:09.080 --> 00:16:11.000
‫این‌طوری که تا فردا طول می‌کشه.

00:16:11.000 --> 00:16:12.540
‫ولی جواب می‌ده، مگه نه؟

00:16:12.830 --> 00:16:14.460
‫شورت و سوتین میدوریه؟

00:16:14.460 --> 00:16:15.460
‫اوی.

00:16:15.460 --> 00:16:19.830
‫همچین جواهراتی دارم، اما بعد از اینکه
‫تبدیل شدم به غنیمت بردمشون.

00:16:19.830 --> 00:16:20.830
‫یعنی داریشون؟

00:16:20.830 --> 00:16:22.330
‫اون‌ها رو هم می‌‌سوزونیم.

00:16:22.630 --> 00:16:24.420
‫چیزیه که می‌شه پوشیدش؟

00:16:24.540 --> 00:16:26.210
‫چیزیه که میدوری-سان بهت داده؟

00:16:26.710 --> 00:16:28.960
‫بیست‌سؤالی که بازی نمی‌کنیم، خنگای خدا.

00:16:29.670 --> 00:16:31.880
‫وسایل پیش‌خدمتیشه! نه نه، مال موهاشه!

00:16:31.880 --> 00:16:33.080
‫اون که دیگه خیلی عجیبه.

00:16:33.080 --> 00:16:34.080
‫ناخن‌هاش؟

00:16:34.080 --> 00:16:35.290
‫می‌شه کلاً از این چیزها دور شیم؟

00:16:35.710 --> 00:16:37.250
نکنه... نی دهنیشه؟

00:16:40.250 --> 00:16:41.790
‫لعنت به این مرتیکه.

00:16:42.000 --> 00:16:44.040
‫عین بت نشسته اینجا تکونم نمی‌خوره!

00:16:44.040 --> 00:16:46.710
‫نگاش کنین، انگار هیچی تو عمرش قایم نکرده!

00:16:46.710 --> 00:16:47.920
‫در صورتی که کرده.

00:16:48.250 --> 00:16:52.000
‫شاید باید از چیزهایی که مربوط به من می‌شه فاصله بگیریم.

00:16:53.540 --> 00:16:54.920
‫راستی، لاو-کون.

00:16:54.920 --> 00:16:58.920
‫یادته یه زمانی می‌گفتی دلت می‌خواد یه‌روز یه دوجینشی چاپ کنی؟
‫مانگاهای مستقل که بیشتر به‌خاطر عناوین اچی و هنتای شناخته می‌شن.

00:17:00.080 --> 00:17:01.960
‫فرار...
‫هوی! روشو اون‌وری کرد!

00:17:01.960 --> 00:17:03.670
‫توی چشم‌هام نگاه کن، لاو-کون!

00:17:03.830 --> 00:17:05.080
‫نازونا-چان؟

00:17:05.080 --> 00:17:07.290
‫«دوجینشی» دقیقاً چیه؟

00:17:09.250 --> 00:17:10.750
‫چیزای خاک‌برسری!

00:17:10.750 --> 00:17:12.500
‫همیشه این‌طوری نیست، خودتم خوب می‌دونی.

00:17:13.250 --> 00:17:15.790
‫طرفدارای یه اثر می‌شینن یه چیز به قلم خودشون ازش می‌کشن...

00:17:15.790 --> 00:17:17.500
‫و در اصل چیزیه که خودشون منتشر کردن.

00:17:17.500 --> 00:17:19.000
‫لزوماً همه‌ش چیزای خاک‌برسری نیست،

00:17:19.000 --> 00:17:21.210
‫ولی خب بیشتر به‌خاطر همین چیزا معروفن.

00:17:21.210 --> 00:17:25.000
‫خب ال‌جی-کون، اون دوجینشی که چاپ کردی خاک‌برسری بود؟

00:17:28.150 --> 00:17:30.350
‫داره داد می‌زنه که بــــــــوده!

00:17:30.380 --> 00:17:32.460
‫عـ ـ عــه، صبر کنین... یعنی...

00:17:32.460 --> 00:17:35.330
‫اگه یه فن‌فیکشن خاک‌برسری از من نوشته...

00:17:37.880 --> 00:17:39.080
‫واقعاً؟

00:17:39.960 --> 00:17:40.960
‫دقیقاً!

00:17:40.980 --> 00:17:43.480
‫چی توی اون ذهن کثیفت بود آخه؟!

00:17:43.920 --> 00:17:46.710
‫اون‌موقع توی دانشگاه که حسابی دلمو برده بودی...

00:17:46.710 --> 00:17:49.040
‫اوه! البته اون احساسات هنوزم سرجاشون هستن.

00:17:49.040 --> 00:17:51.170
‫اصل مطلبو بگو بابا، اصل مطلب.

00:17:51.540 --> 00:17:56.080
‫با خودم گفتم اگه بتونم خوب طراحی کنم،
‫می‌تونم یه مانگای خاک‌برسری بکشم و باهاش تحریک شم؟

00:17:56.290 --> 00:18:00.790
‫این سؤال شد دغدغه‌ی ذهنیم، و روز و شب نشستم پای تمرین‌کردن.

00:18:01.290 --> 00:18:04.380
‫طبیعاً، سوژه‌ای که می‌خواستم بکشم بانو میدوری بود.

00:18:05.670 --> 00:18:07.040
‫این اصلاً فایده نداره!

00:18:09.830 --> 00:18:13.960
‫بعد از روزها تمرین، آزمایش، تلاش و طراحی...

00:18:14.210 --> 00:18:15.540
‫بالأخره به هدفم رسیدم.

00:18:16.210 --> 00:18:18.460
‫درسته، رونمایی از دوجینشیم!

00:18:18.830 --> 00:18:21.000
‫با ۵۰۰ نسخه که امیدوارم بودم بفروشم!

00:18:21.330 --> 00:18:22.330
‫و بعدش...

00:18:22.330 --> 00:18:23.540
‫عاقبت!

00:18:23.540 --> 00:18:25.790
‫۵۰۰ نسخه‌ش موند روی دستم!

00:18:27.790 --> 00:18:29.540
‫فقط محض اطمینان؛

00:18:30.040 --> 00:18:31.710
‫خودت هم هیچی یادت نمیاد، مگه نه؟

00:18:31.710 --> 00:18:32.920
‫همین‌طوره.

00:18:33.250 --> 00:18:37.670
‫ممکنه جزئیاتش خیلی دقیق نباشن،
‫ولی مطمئنم اصل قضیه همینه!

00:18:38.460 --> 00:18:42.380
‫بعدش تبدیل به خون‌آشام شدم،
‫و یه‌روز دوباره چشمم به جمالشون افتاد...

00:18:42.540 --> 00:18:44.080
‫همون ۵۰۰ نسخه‌ی نفرین‌شده.

00:18:44.630 --> 00:18:46.290
‫همون لحظه بود که فهمیدم...

00:18:46.290 --> 00:18:48.210
‫این شاهکار اثر خودم بوده.

00:18:48.210 --> 00:18:50.040
‫خودم باید کشیده باشمش.

00:18:50.040 --> 00:18:51.630
‫و هیچ‌کدومشم فروش نرفته.

00:18:53.540 --> 00:18:55.380
‫اول از همه، نشستم خوندمش.

00:18:55.500 --> 00:18:56.500
‫عــــــه؟!

00:18:56.500 --> 00:18:58.710
‫خوندیش؟ یعنی بهش دست زدی؟

00:18:59.210 --> 00:19:00.420
‫خـــب...

00:19:05.630 --> 00:19:06.880
‫طراحیش افتضاحه!

00:19:06.880 --> 00:19:09.080
‫انگار یه کپی بی‌ارزش از کارهای هنرمند موردعلاقه‌مه!

00:19:09.380 --> 00:19:11.460
‫خوندنش مثل تیری تو قلبم بود.

00:19:11.460 --> 00:19:12.880
‫واقعاً افتضـــــــاح بود.

00:19:12.880 --> 00:19:15.500
‫کی در مورد کیفیتش حرف زد آخه؟!

00:19:15.880 --> 00:19:18.130
‫ولی الان دیگه همه‌چی واضحه.

00:19:18.420 --> 00:19:20.420
‫یا بهتره بگم، خیالم راحت شد.

00:19:21.130 --> 00:19:26.040
‫الان دیگه می‌دونم که اون درد بعد از
‫خوندنش، به‌خاطر یه نقطه‌ضعف فیزیکی بوده.

00:19:50.040 --> 00:19:51.380
‫بانو ناناکوسا...

00:19:51.380 --> 00:19:53.000
‫خوندمش.

00:19:53.500 --> 00:19:54.790
‫طراحیاش افتضاح بودن،

00:19:54.790 --> 00:19:58.000
‫ولی خوب نشون دادی که مفهوم «خاک‌برسری» برات چه معنایی داره.

00:19:58.420 --> 00:19:59.630
‫برای همین...

00:19:59.880 --> 00:20:01.790
‫هروقت خواستی می‌تونی یکی دیگه بکشی.

00:20:02.380 --> 00:20:03.630
‫نازونا-چان؟

00:20:03.630 --> 00:20:05.250
‫چرا داری تشویقش می‌کنی؟!

00:20:05.250 --> 00:20:06.500
‫آخه کی بدش میاد بیشتر از اینا بخونه؟!

00:20:06.500 --> 00:20:07.670
‫نـــه آخه... شوخی می‌کنی دیگه؟!

00:20:07.670 --> 00:20:09.420
‫پر از چیزهای خاک‌برسریه!
‫شبیه یه مانگای واقعیه.

00:20:09.420 --> 00:20:11.580
‫نباید اون صحنه‌های خاک‌برسری رو ببینی، یاموری-کون!
بعد از اندینگ ادامه داره

00:20:11.800 --> 00:20:21.800
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:20:21.824 --> 00:20:23.824
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:46.560 --> 00:21:46.770
‫اوه...

00:21:47.000 --> 00:21:49.830
‫صبح بخیر، هوای دل‌انگیزیه، نه؟

00:21:50.460 --> 00:21:52.080
‫امشبم یه شب زیبای دیگه‌ست؛

00:21:52.080 --> 00:21:53.710
‫که جون می‌ده برای خودشناسی.

00:21:55.040 --> 00:22:00.000
‫اینا به کنار، برای اینکه به هدف یه سفر
‫خودشناسی برسی، دقیقاً باید چی رو پیدا کنی؟

00:22:00.000 --> 00:22:01.710
‫به‌نظرم خودشناسی یعنی...

00:22:01.710 --> 00:22:06.790
‫وقتی کسی از خودش راضی نیست و داره
‫دنبال مسیری برای زندگیش می‌گرده.

00:22:07.290 --> 00:22:10.710
‫خب... چطوری بگم، حس می‌کنم سفر رفتن راه‌حلش نیست.

00:22:10.710 --> 00:22:13.830
‫یعنی... چیزایی که دم دستتن خیلی مهم‌ترن.

00:22:13.830 --> 00:22:17.420
‫در نهایت، برمی‌گردی به ریشه‌های خودت
‫و می‌فهمی خوشبختی همیشه همون‌جا بوده.

00:22:17.420 --> 00:22:19.330
‫خیلی کلیشه‌ایه، مگه نه؟

00:22:19.330 --> 00:22:21.920
‫خجالت‌آور نیست؟ چرا، خیلیم هست!

00:22:22.630 --> 00:22:26.330
‫راستش، خود سفر هم می‌تونه یه‌جور خودشناسی باشه.

00:22:26.960 --> 00:22:29.420
‫چون وقتی می‌ری مسافرت، از چیزهای آشنا فاصله می‌گیری،

00:22:29.420 --> 00:22:34.670
‫و گمونم، می‌فهمی فکر کردن به تفاوت‌ها
‫همون چیزیه که از اول بهش نیاز داشتی.

00:22:35.080 --> 00:22:38.960
‫و بعدش، وقتی برمی‌گردی خونه، می‌فهمی اینجا
‫همون‌جاییه که واقعاً احساس آرامش می‌کنی.

00:22:39.290 --> 00:22:41.750
‫به‌نظرم این کل پروسه‌ی سفر خودشناسیه.

00:22:42.130 --> 00:22:43.830
‫پشمـــــام...

00:22:44.210 --> 00:22:48.170
‫پس دیگه نیاز نیست بابت گفتن اینکه
‫دارم دنبال خودم می‌گردم از خجالت آب شم.

00:22:49.040 --> 00:22:51.540
‫بالأخره رسیدیم! بریم پیداش کنیم.

00:22:51.880 --> 00:22:53.080
‫این چیه؟

00:22:53.670 --> 00:22:54.920
‫مدرسه‌ست؟