﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:08.020
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:08.670 --> 00:00:10.880
‫حالم داره بد می‌شه...

00:00:11.210 --> 00:00:13.290
‫لطفاً رو من بالا نیارین.

00:00:16.500 --> 00:00:18.040
‫سنپای چه‌قدر زود وا می‌دی!

00:00:18.330 --> 00:00:20.880
‫قضیه خنده‌دار نیست‌ ها، نازونا-چان.

00:00:21.830 --> 00:00:24.130
‫خب، حالا باید چی‌کار کنیم؟

00:00:24.460 --> 00:00:25.290
‫هـــــوم؟

00:00:33.290 --> 00:00:36.130
‫حالتون خوبه؟ آب بیارم؟

00:00:38.000 --> 00:00:39.250
‫بـــیـــار...

00:00:39.250 --> 00:00:41.250
‫باشه، پس بیا بریم خرید، نازونا-چان.

00:00:41.250 --> 00:00:41.790
‫باش.

00:00:41.790 --> 00:00:42.920
‫کدوم فروشگاه بـ ـ

00:00:45.380 --> 00:00:46.170
‫جانم؟

00:00:47.080 --> 00:00:48.790
‫گوش کنین ببینم.

00:00:49.420 --> 00:00:52.540
‫من الان حالم اصلاً خوب نیست.

00:00:52.880 --> 00:00:55.210
‫که یعنی اوضاعم خیلی خرابه.

00:00:55.580 --> 00:00:58.380
‫می‌خواین برین منو تنها بذارین؟

00:00:58.830 --> 00:01:00.580
‫مگه از رو نعشم رد شین.

00:01:00.880 --> 00:01:03.500
‫یکی‌تون باید همین‌جا پیش من بمونه.

00:01:04.710 --> 00:01:05.790
‫پس...

00:01:07.630 --> 00:01:08.330
‫نازونا-چانـ ـ

00:01:08.330 --> 00:01:11.170
‫ناناکوسا رو نمی‌خوام. یاموری-کون، تو بمون.

00:01:11.170 --> 00:01:12.210
‫چرا اون بمونه؟

00:01:12.420 --> 00:01:15.880
‫نه‌خیر نه‌خیر. همین‌طوری کو-کون رو قرض نمی‌دم. فهمیدی؟

00:01:15.880 --> 00:01:16.920
‫سرویس بغل‌کردنت.

00:01:16.920 --> 00:01:17.500
‫عــــه؟

00:01:17.790 --> 00:01:19.750
‫می‌تونم واسه اون استخدامش کنم، نه؟

00:01:20.130 --> 00:01:21.630
‫این کافیه دیگه؟

00:01:23.750 --> 00:01:26.540
‫می‌رم برات کـــــلــــی آب می‌خـــــرم!

00:01:27.330 --> 00:01:29.080
‫عــــــــــــــــــــــه؟!

00:01:34.730 --> 00:01:36.480
‫نیمه‌شبی روشن از نور

00:01:36.480 --> 00:01:38.650
‫جایی که خودخواهی، طمع و حسرت در رفت وآمدن

00:01:38.650 --> 00:01:40.270
‫دیدم زیر این بارون تار شده

00:01:40.270 --> 00:01:42.690
‫هاله‌های خیسی که با نورهای نئونی شکل گرفتن

00:01:42.690 --> 00:01:45.230
‫تا طلوع صبح، نباید بیدار شی

00:01:45.230 --> 00:01:47.190
‫زمان ما رو از هم جدا می‌کنه

00:01:50.820 --> 00:01:52.770
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:01:52.770 --> 00:01:54.860
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:01:54.860 --> 00:01:56.690
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:01:56.690 --> 00:01:58.900
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:01:58.900 --> 00:02:01.650
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:02:01.650 --> 00:02:03.020
‫شب کوتاهه...

00:02:03.020 --> 00:02:05.440
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:02:06.070 --> 00:02:07.070
‫این‌طوری شد...

00:02:07.070 --> 00:02:08.570
‫یه لحظه وایسا بینم

00:02:08.570 --> 00:02:10.940
‫خب، منم یه خونه و زندگی دارم که باید مراقبش باشم

00:02:10.940 --> 00:02:12.570
‫اون تنهام نمی‌ذاره، عــاهـــا

00:02:12.570 --> 00:02:15.110
‫قبل‌از اینکه دروغ بگم، خودش سوار شده بود

00:02:15.110 --> 00:02:16.610
‫لا دی لا دی لا لا

00:02:16.610 --> 00:02:19.230
‫بازم امروز درحالی که چیزی زمزمه می‌کرد، درو باز کرد

00:02:19.230 --> 00:02:20.610
‫همیشه کاراتو خودسرانه می‌کنی

00:02:20.610 --> 00:02:23.150
‫درست عین بیست‌سال پیش، که همین‌طوری شروع شد

00:02:23.150 --> 00:02:25.570
‫اَه، باید یکیشو انتخاب کنم، یه‌طرف گرمای زندگیه

00:02:25.570 --> 00:02:27.320
‫و یه‌طرف تاریکی شیرین

00:02:27.320 --> 00:02:28.400
‫بیشتر بنویس...

00:02:28.400 --> 00:02:29.440
‫بیشتر بخون...

00:02:29.440 --> 00:02:30.650
‫با طمع داره می‌خنده

00:02:31.320 --> 00:02:34.770
‫همون‌طور که برنامه ریخته بودی، فردا داره ذوب می‌شه

00:02:35.230 --> 00:02:36.730
‫دیگه برام مهم نیست

00:02:36.730 --> 00:02:39.610
‫همون‌طور که می‌بینی، دیگه راه برگشتی نیست... ها ها ها

00:02:39.610 --> 00:02:41.480
‫با چشم‌هایی خسته گفتم شب به خیر

00:02:41.480 --> 00:02:43.610
‫فکر کردم رسیدم، اما همه‌ش سراب بود

00:02:43.610 --> 00:02:45.570
‫درست عین اون‌روز، می‌خوام لمست کنم

00:02:45.570 --> 00:02:47.690
‫خیلی وقته که شرافتم رو انداختم دور

00:02:47.690 --> 00:02:50.070
‫اشتباه‌ها توی یه چشم‌به‌هم‌زدن رخ می‌دن، آره

00:02:50.270 --> 00:02:51.770
‫شب کوتاهه...

00:02:51.770 --> 00:02:54.190
‫فندکی که گاز نداره هنوزم آتیش می‌کنه

00:02:55.110 --> 00:02:56.320
‫این‌طوری شد... که شد

00:03:07.960 --> 00:03:09.920
‫چی شد که کارم به اینجا رسید؟

00:03:11.420 --> 00:03:12.790
‫یاموری-کون...

00:03:13.000 --> 00:03:13.670
‫جانم؟

00:03:14.250 --> 00:03:16.880
‫می‌شه باهام حرف بزنی؟

00:03:18.250 --> 00:03:22.460
‫هرچی باشه مهم نیست. فقط می‌خوام حواسم پرت شه.

00:03:24.170 --> 00:03:25.710
‫بذارین ببینم...

00:03:26.790 --> 00:03:28.580
‫یکی بود یکی نبود، یه‌جایی بود...

00:03:28.580 --> 00:03:29.960
‫بکشمت؟

00:03:29.960 --> 00:03:33.250
‫...یه پسربچه‌ای بود که واسه خودش دانش‌آموز نمونه‌ بود.

00:03:33.920 --> 00:03:35.170
‫راستی، دارم خودمو می‌گم.

00:03:37.000 --> 00:03:40.500
‫دانش‌آموز نمونه، ها؟ قابل تصوره.

00:03:41.250 --> 00:03:43.130
‫بگذریم، خلاصه‌ی مفیدش اینه که؛

00:03:43.630 --> 00:03:46.580
‫از اون زندگی خسته شدم... و الانم که اینجام.

00:03:47.540 --> 00:03:49.500
‫ولی بعدش، یه خون‌آشام رو دیدم.

00:03:50.750 --> 00:03:53.790
‫یه‌بار یه زوج رو دیدم که روی پل هوایی داشتن همدیگه رو می‌بوسیدن.

00:03:54.460 --> 00:03:58.500
‫فهمیدم که آدم‌بزرگا هم می‌تونن چه‌قدر مسخره باشن،

00:03:59.000 --> 00:04:02.500
‫بعدش یه خانومی رو دیدم که به حدی
‫از کارش خسته شده بود، که زد زیر گریه.

00:04:03.290 --> 00:04:05.830
‫یه مرده رو دیدم که چون جواب رد شنیده بود، خودشم رد داده بود،

00:04:06.580 --> 00:04:09.830
‫و خدمتکارهایی که می‌گفتن «موئه موئه... گیـــون» یا همچین چیزی.

00:04:10.630 --> 00:04:13.920
‫یه سری آدمم دیدم که معلوم نبود
‫استاد مخ‌زنی بودن یا کلاً آدمای خوبی بودن.

00:04:14.500 --> 00:04:20.250
‫تازه، اینم فهمیدم که هر خون‌آشامی
‫شخصیت خودش رو داره و با بقیه فرق می‌کنه.

00:04:21.540 --> 00:04:25.210
‫با کلی آدم آشنا شدم، که اگه به‌خاطر این
‫زندگی نبود احتمالاً هیچ‌وقت نمی‌دیدمشون،

00:04:25.790 --> 00:04:28.000
‫و فهمیدم دنیای بزرگسالا هم خیلی متنوعه.

00:04:28.630 --> 00:04:34.670
‫می‌دونین، قبلاً فکر می‌کردم بین بچه‌ها و بزرگسالا
‫یه خط‌کشی مشخص وجود داره.

00:04:35.290 --> 00:04:39.250
‫ولی... الان می‌بینم که اون‌ها فقط ادامه‌ی مسیر ما بچه‌هان.

00:04:43.500 --> 00:04:44.920
‫آره گمونم.

00:04:46.670 --> 00:04:51.290
‫خودتون چی؟ تا حالا لحظه‌ای بوده که فکر کنین بزرگ شدین؟

00:04:54.040 --> 00:04:55.130
‫نمی‌دونم...

00:04:58.460 --> 00:05:02.330
‫بزرگ شدن لزوماً به معنی بالغ شدن نیست.

00:05:02.540 --> 00:05:02.960
‫هــا؟

00:05:03.710 --> 00:05:10.040
‫موفقیت‌ها و شکست‌هایی که فکر می‌کنم
‫بیشتر آدما توی مسیر بزرگ‌شدن تجربه می‌کنن...

00:05:10.830 --> 00:05:14.790
‫مطمئنم که خودم هیچ‌کدومشونو تجربه نکردم.

00:05:15.540 --> 00:05:17.420
‫نه در مورد آدما، نه کار...

00:05:17.750 --> 00:05:20.130
‫نه فرهنگ شرکتی، نه دوستا...

00:05:20.670 --> 00:05:21.670
‫یا عشق.

00:05:24.000 --> 00:05:25.750
‫می‌خوام طعم اون شکست‌ها رو بچشم.

00:05:33.630 --> 00:05:34.290
‫عـــه؟

00:05:34.290 --> 00:05:37.210
‫می‌گم، عـــــا... چیزه...

00:05:37.210 --> 00:05:40.250
‫فـ ـ فکر نمی‌کنم درست باشه
‫سریع بخوایم بریم سراغ همچین چیزی...

00:05:40.250 --> 00:05:42.130
‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه.

00:05:43.670 --> 00:05:44.710
‫شوخی می‌کنم.

00:05:47.670 --> 00:05:53.790
‫این رفیق بغلی‌ای که پولشو دادم داره کم‌کاری می‌کنه،
‫واسه همین مجبور شدم خودم دست‌به‌کار بشم.

00:05:54.380 --> 00:05:55.880
‫خب چه انتظاری داشتین؟

00:05:56.880 --> 00:05:59.830
‫بعد از پدر و مادرم هیچ‌کسی رو بغل نکردم.

00:06:01.920 --> 00:06:05.170
‫خانواده‌م رو یه خون‌آشام از بین برد.

00:06:05.670 --> 00:06:08.000
‫ولی پدرم هم کم بی‌تقصیر نبود.

00:06:09.420 --> 00:06:15.290
‫خودم اینو می‌دونستم، ولی یه دشمن لازم داشتم
‫تا دلیلی برای زندگی کردن داشته باشم.

00:06:16.460 --> 00:06:18.540
‫ولی الان دیگه اون نیاز از بین رفته.

00:06:19.250 --> 00:06:24.170
‫برای همین تصمیم گرفتم تلاش کنم
‫مثل یه آدم عادی زندگی رو ادامه بدم.

00:06:26.330 --> 00:06:32.000
‫یاموری-کون، هیچ می‌دونی «عادی» زندگی کردن چه‌قدر سخته؟

00:06:33.500 --> 00:06:38.460
‫وقتی ذهنم بی‌هدف پرسه می‌زنه،
‫همیشه می‌رسه به اینکه چه‌قدر ناراحتم.

00:06:38.920 --> 00:06:41.130
‫اصلاً دارم چی‌کار می‌کنم؟

00:06:41.500 --> 00:06:44.000
‫ده‌سال گذشته چه فایده‌ای داشت؟

00:06:45.250 --> 00:06:48.830
‫من... تموم اون سال‌ها رو الکی حروم کردم؟

00:07:21.580 --> 00:07:22.920
‫من اومدم!

00:07:23.210 --> 00:07:25.330
‫سنپای... حالش خوبه؟!

00:07:25.960 --> 00:07:27.750
‫تازه همین الان خوابش برد!

00:07:50.330 --> 00:07:52.920
‫چی شده؟ چرا می‌خواستی بیرون حرف بزنیم؟

00:07:53.580 --> 00:07:56.080
‫به‌نظرت یه زندگی عادی داشتن یعنی چی؟

00:07:57.080 --> 00:07:58.000
‫هـــــوم؟

00:07:58.710 --> 00:07:59.920
‫آخه، خانوم کارآگاه...

00:08:00.960 --> 00:08:02.170
‫وایسا بینم، بازم الکل؟

00:08:02.170 --> 00:08:02.710
‫هــوم.

00:08:03.670 --> 00:08:06.250
‫فکر می‌کنی اون واقعاً می‌خواد عادی باشه؟

00:08:08.210 --> 00:08:10.290
‫نه آخه شدنی نیست. عمراً نمی‌شه.

00:08:10.670 --> 00:08:11.670
‫شوخیت گرفت؟

00:08:12.080 --> 00:08:13.210
‫خیلی بدجنسی...

00:08:13.460 --> 00:08:14.580
‫آخه، نمی‌شه خب.

00:08:15.420 --> 00:08:17.540
‫همون بار اولی که دیدمش هم عجیب‌و‌غریب بود.

00:08:18.210 --> 00:08:22.750
‫حتی اگه از وجود خون‌آشاما هم باخبر نمی‌شد،
‫بازم بعید می‌دونم هیچ‌وقت «عادی» می‌شد.

00:08:23.500 --> 00:08:24.540
‫خودتم همین‌طوری.

00:08:24.540 --> 00:08:25.040
‫عــــه؟!

00:08:25.580 --> 00:08:32.380
‫آسای-چان و سکی ماهیرو هم همین‌طور.
‫همه‌تون یه مشت عجیب‌الخلقه‌این که فکر می‌کنین کاملاً عادی‌این.

00:08:33.920 --> 00:08:36.330
‫عـــــــه؟! همه‌مون؟!

00:08:36.670 --> 00:08:40.080
‫بی‌راهم نمی‌گی، شاید اون دوتا یکی دوتا تخته‌شون کم باشه،

00:08:40.080 --> 00:08:41.920
‫ولی من که نسبتاً عادی‌ام.

00:08:42.210 --> 00:08:45.540
‫حس می‌کنم هر سه‌تاتون همین فکرو نسبت به همدیگه دارین.

00:08:46.420 --> 00:08:50.080
‫ولی خب، کی اهمیت می‌ده؟ می‌تونی عجیب‌و‌غریب باشی.

00:08:51.000 --> 00:08:53.380
‫امیدوارم یه روزی اینو بفهمی.

00:08:54.830 --> 00:08:55.540
‫اوهوم.

00:09:04.460 --> 00:09:09.000
‫اگه بخوام جمع‌بندی کنم که کل این ماجرا آخرش چی بود،

00:09:09.880 --> 00:09:13.250
‫یه‌جور تلاش پیچیده برای خودکشی بود... که شکست خورد.

00:09:14.330 --> 00:09:17.420
‫هرچند خانوم کارآگاه خیلی سعی
‫می‌کرد نشون بده همه‌چی تموم شده،

00:09:17.960 --> 00:09:23.460
‫اون حفره‌ی بزرگی که به‌مدت ده‌سال توی قلبش
‫ایجاد شده، به این راحتی‌ها درست‌بشو نیست.

00:09:26.710 --> 00:09:29.540
‫فکر می‌کنی ما می‌تونیم کمکی بهش بکنیم؟

00:09:30.040 --> 00:09:31.250
‫هـــــوم...

00:09:32.170 --> 00:09:36.500
‫احتمالاً هنوز خوابه، شاید بهتر باشه بذاریم بخوابه،

00:09:36.750 --> 00:09:38.540
‫و خودمون بریم یه دوری بزنیم؟

00:09:40.460 --> 00:09:42.080
‫خوش اومدین...

00:09:42.290 --> 00:09:42.920
‫هــــا؟

00:09:43.250 --> 00:09:44.920
‫نازونا-چان و یاموری-کونین که!

00:09:44.920 --> 00:09:45.630
‫یــو.

00:09:45.630 --> 00:09:46.170
‫سلام.

00:09:46.170 --> 00:09:48.330
‫هـــاهـــا! چه به موقع!

00:09:48.830 --> 00:09:51.880
‫الان کمبود نیرو داریم، و موندیم چی‌کار بکنیم.

00:09:51.880 --> 00:09:53.170
‫عـــه؟ خب که چی؟

00:09:53.170 --> 00:09:54.250
‫دستم به دامن‌تون!

00:09:55.130 --> 00:09:56.080
‫سریع به بخش کارکنان!

00:09:56.080 --> 00:09:57.210
‫عــه، امشب راستشـ ـ

00:09:57.210 --> 00:09:59.130
‫یاموری-کون، تو راحت باش.

00:10:00.040 --> 00:10:02.790
‫گـــــفـــــتـــــم کـــــه...

00:10:03.630 --> 00:10:06.790
‫امشب نیومدم اینجا کار کنم، فهمیدین؟

00:10:07.330 --> 00:10:10.000
‫خب جنابعالی، مشکلی نداری یکم از آب‌جوت بخورم؟

00:10:10.000 --> 00:10:11.420
‫عـا، بفرمایین...

00:10:11.790 --> 00:10:14.790
‫خدا رو شکر که می‌بینم حسابی ذوق کار رو داره.

00:10:15.170 --> 00:10:17.210
‫هرچند یه سلام و احوال‌پرسی درست‌و‌حسابی هم بکنه خوبه.

00:10:17.500 --> 00:10:20.830
‫اشکالی نداره، هروقت آب‌جو بخوره حالش بهتر می‌شه.

00:10:21.460 --> 00:10:24.750
‫شاید کار توی کافه‌ی پیشخدمتی توی خونش باشه.

00:10:25.040 --> 00:10:25.710
‫عـــه؟!

00:10:25.710 --> 00:10:27.920
‫یاموری-شی، خسته نباشید عرض می‌کنم.

00:10:28.170 --> 00:10:29.210
‫ال‌جی-سان!

00:10:29.790 --> 00:10:31.330
‫عــــه، همه‌شو؟!

00:10:32.580 --> 00:10:35.080
‫به‌به، بابت اون‌روز خیلی ممنونم.

00:10:35.080 --> 00:10:37.380
‫راستی، چی شده امشب تشریف آوردین اینجا؟

00:10:37.380 --> 00:10:38.460
‫وای، خاک به سرم!

00:10:38.670 --> 00:10:41.170
‫اینجا یه کافه با تم خاصه که با حضور بانو میدوری مزین شده!

00:10:41.170 --> 00:10:44.330
‫بدون شک شما هم اومدین شکوه بانو رو ببینین، درسته؟

00:10:45.040 --> 00:10:47.000
‫می‌دونستی ایده‌ش مال یه انیمه بوده؟

00:10:47.290 --> 00:10:52.750
‫عــــه؟! یعنی این تاریخچه‌ی شرم‌آور سیاه
‫از انیمه اومده؟ اصلاً فکرشم نمی‌کردم!

00:10:52.750 --> 00:10:53.790
‫خب، منم که زیاد نمی‌دونم...

00:10:55.000 --> 00:10:58.790
‫مـوئـه مـوئـه کیـــــــــون!

00:10:58.960 --> 00:11:00.210
‫عـــا!‌ چه نازه!

00:11:01.000 --> 00:11:01.970
‫خب، امیدوارم این خوشمزه‌ترش کرده باشه!

00:11:02.000 --> 00:11:04.150
‫چی؟ نه! من این کارو چون عاشقشم می‌کنم!
‫موئه موئه کیون اصلاً خجالت‌آور نیست!

00:11:04.170 --> 00:11:07.750
‫به‌نظرتون چی باعث می‌شه یکی برای این کار مناسب باشه؟

00:11:08.000 --> 00:11:11.330
‫هـــوم، واقعاً سوال خوبی پرسیدی.

00:11:11.460 --> 00:11:13.380
‫موندم یعنی چطوری انجامش می‌دین. دمتون گرم.
‫اینم یه ورد برای خوشمزه‌ کردنش!

00:11:14.000 --> 00:11:15.670
‫عــه... جانم؟

00:11:16.040 --> 00:11:22.130
‫وقتی یه سوال خوب پرسیده می‌شه، لزوماً
‫قرار نیست که یه جواب خوب هم همراهش بیاد.

00:11:22.420 --> 00:11:24.130
‫خب، به چندتا فاکتور بستگی داره.

00:11:24.420 --> 00:11:27.460
‫ولی خب اگه بتونی از حرف‌های مشتری‌ها بگذری،

00:11:27.460 --> 00:11:30.540
‫یا اگه پذیرایی از مهمان حالت رو خوب می‌کنه،
‫یا اهل نوشیدنی باشی...

00:11:31.080 --> 00:11:36.380
‫ولی آخرش، به‌نظرم همه‌چی به این برمی‌گرده
‫که آدم‌ها رو دوست داشته باشی... گمونم؟

00:11:37.290 --> 00:11:38.040
‫هــــا!

00:11:40.210 --> 00:11:40.960
‫آرهــــــه!

00:11:41.670 --> 00:11:43.130
‫آره! آره!

00:11:43.130 --> 00:11:45.710
‫درسته، نمی‌میری.

00:11:46.750 --> 00:11:47.540
‫چه زشت!

00:11:47.750 --> 00:11:49.420
‫فکر کنم حسمون مشترکه.

00:11:49.420 --> 00:11:50.150
‫من...

00:11:51.350 --> 00:11:52.440
‫سنپای رو...

00:11:53.650 --> 00:11:55.060
‫نمی‌خوام بکشم.

00:11:55.670 --> 00:11:59.460
‫تا وقتی که حس کنی از روزت راضی شدی، بیدار بمون.

00:11:59.670 --> 00:12:00.960
‫می‌شه یه سودای ملون بیارین؟

00:12:00.960 --> 00:12:01.500
‫چـشـم!

00:12:01.500 --> 00:12:02.080
‫به سلامتی!

00:12:02.080 --> 00:12:03.830
‫الان میارم براتون.

00:12:04.000 --> 00:12:05.290
‫آره، فکر کنم.

00:12:24.500 --> 00:12:27.790
‫عــــا، این‌جا کجاست؟

00:12:28.670 --> 00:12:30.580
‫عینکم کجاست؟

00:12:33.830 --> 00:12:34.460
‫آخ.

00:12:35.170 --> 00:12:36.580
‫آره، خلاصه...

00:12:37.000 --> 00:12:38.920
‫بعد از کار اومدیم که دورهم باشیم!

00:12:38.920 --> 00:12:39.830
‫سیلام.

00:12:40.170 --> 00:12:41.920
‫اوه، خودتون سه‌تا؟

00:12:41.920 --> 00:12:43.330
‫عه‌وا، چه عجیب.

00:12:43.500 --> 00:12:44.330
‫یاموری-کون!

00:12:44.630 --> 00:12:46.080
‫اون‌ها چی‌ان؟ واسه ماست؟

00:12:46.080 --> 00:12:48.710
‫آره، آره! این‌ها رو آورده که همه با هم بخوریم.

00:12:50.380 --> 00:12:51.790
‫بهشون می‌گه «پیشکش الهی».

00:12:52.080 --> 00:12:54.040
‫هـــا؟ من که هرچی باشه می‌خورم.

00:12:54.210 --> 00:12:55.960
‫یکی می‌تونه درشون رو باز کنه؟

00:12:55.960 --> 00:12:57.420
‫استرسی نمی‌شین؟

00:12:57.420 --> 00:12:58.790
‫صداش خیلی بلنده!

00:12:58.790 --> 00:13:01.000
‫در واقع اصلاً نباید بذارین صدا بده.

00:13:01.000 --> 00:13:02.670
‫الــکـــی! جدی می‌گی؟!

00:13:03.080 --> 00:13:05.670
‫ولی این ماجرای خانوم کارآگاه عجب داستانی شد ها.

00:13:06.040 --> 00:13:08.040
‫یاموری-کون، شنیدم حسابی ترکوندی.

00:13:08.040 --> 00:13:09.000
‫نـ ـ نه بابا.

00:13:09.290 --> 00:13:11.250
‫ببخشید که پای تو رو هم کشیدم وسط.

00:13:11.250 --> 00:13:14.210
‫چیزی نیست بابا. شنیدم چه اتفاقی افتاد.

00:13:14.210 --> 00:13:16.420
‫من که هنوز با این قضیه کنار نیومدم.

00:13:16.670 --> 00:13:17.920
‫بی‌خیال دیگه.

00:13:18.130 --> 00:13:22.960
‫ولی، نمی‌شه منکرش شد که همه‌چی به خیر گذشت
‫و کسی رو هم از دست ندادیم.

00:13:23.290 --> 00:13:27.670
‫من که می‌گم فعلاً باید جشن بگیریم، موافق نیستین؟

00:13:28.880 --> 00:13:30.130
‫خب دیگه...

00:13:31.000 --> 00:13:32.750
‫به سلامتی!

00:13:35.170 --> 00:13:36.500
‫عــــا چه خوبه!

00:13:36.500 --> 00:13:38.210
‫لا-کون واقعاً این‌کاره‌ست، نه؟!

00:13:38.540 --> 00:13:39.460
‫کابورا کجاست؟

00:13:39.460 --> 00:13:41.460
‫گفت بعد از کارش میاد.

00:13:41.460 --> 00:13:43.170
‫لزومی هم نداره بیاد.

00:13:43.170 --> 00:13:44.880
‫از این حرف‌ها نزن.

00:13:44.880 --> 00:13:46.040
‫باشه، باشه.

00:13:46.460 --> 00:13:51.210
‫میدوری، در مورد اون بچه‌ت. وقتش نشده دیگه بیاریش اینجا؟

00:13:51.210 --> 00:13:52.540
‫عـــــه...

00:13:52.830 --> 00:13:54.000
‫چرا آخه؟!

00:13:54.380 --> 00:13:56.000
‫سری که مال خودش رو آورد.

00:13:56.000 --> 00:13:56.920
‫ممنونم.

00:13:56.920 --> 00:13:57.710
‫آره!

00:13:57.920 --> 00:14:02.000
‫درسته. حتی بهتون گفته بودم که اون سه‌تا چه کاری می‌کنن، یادتونه؟

00:14:02.000 --> 00:14:04.880
‫عــــــا، همون سه‌تا که انگار خیلی خرپول بودن.

00:14:04.880 --> 00:14:09.750
‫اگه می‌خوای چیزی در موردشون بگی، حداقل
‫بگو «باکلاس» بودن یا همچین چیزی، سری-چان.

00:14:10.710 --> 00:14:11.790
‫شــــرمنده!

00:14:12.170 --> 00:14:13.710
‫شنیدی، میدوری؟

00:14:14.580 --> 00:14:15.710
‫آخه...

00:14:16.080 --> 00:14:21.960
‫خود لاو-کون گفت، «می‌ترسم شایسته‌ی
‫چنین افتخاری نباشم» و روش نمی‌شه بیاد.

00:14:22.250 --> 00:14:23.830
‫نمی‌خوام به‌زور بیارمش، می‌دونین؟

00:14:24.290 --> 00:14:25.500
‫اون‌جوری حرف می‌زنه؟

00:14:26.210 --> 00:14:31.250
‫تازه تازه، اگه ببینینش، همه‌تون بدجور عاشقش می‌شین!

00:14:31.380 --> 00:14:32.330
‫جـــدی؟

00:14:32.330 --> 00:14:34.290
‫الان دیگه کنجکاو شدم ببینمش.

00:14:34.290 --> 00:14:38.750
‫راستی حالا که بحثش شد،
‫یاموری-کون هم خیلی زود بهمون ملحق شد، نه؟

00:14:39.130 --> 00:14:40.790
‫حتی هنوز تبدیل هم نشده.

00:14:41.000 --> 00:14:42.210
‫مقصرش کیه؟

00:14:42.380 --> 00:14:46.580
‫عـــــا، اولین کسی که رفت سراغش من بودم...
‫یا اینکه می‌خواستم گازش بگیرم!

00:14:47.630 --> 00:14:49.000
‫اون کار من بود.

00:14:49.000 --> 00:14:49.420
‫عـــــه؟!

00:14:49.750 --> 00:14:52.830
‫من اولین کسی بودم که متوجه یاموری-کون شدم.

00:14:53.290 --> 00:14:56.170
‫می‌دونستم که یه دوستان انسان داری و باهاش می‌گردی.

00:14:56.170 --> 00:14:58.540
‫عـــــه؟ چه خبره؟ پشمام ریخت.

00:14:58.920 --> 00:15:03.170
‫تو خیلی بی‌تجربه‌ای، برای همین حواسم
‫بهت بود که ببینم حالت خوبه یا نه.

00:15:03.170 --> 00:15:04.750
‫بی‌تجربه؟

00:15:04.750 --> 00:15:07.880
‫در جریانم که یواشکی، مثل دزدها از
‫آدم‌های مست توی خیابون خون می‌خوردی.

00:15:07.880 --> 00:15:09.170
‫شوخیه دیگه؟

00:15:09.380 --> 00:15:11.790
‫منظورت چیه که، «در جریانم»؟ پشم برام نمونده.

00:15:12.630 --> 00:15:18.330
‫آه، خیلی خجالت‌آوره. من فقط می‌خوام
‫به‌عنوان یه خون‌آشام یه‌ذره آبرومندانه رفتار کنی.

00:15:18.330 --> 00:15:20.500
‫خفه شو بابا! مگه مامانمی؟!

00:15:22.330 --> 00:15:24.710
‫عـه، چرا حرفتو نصفه ول کردی؟

00:15:24.960 --> 00:15:26.580
‫این‌جوری بیشتر پشمام می‌ریزه.

00:15:26.750 --> 00:15:30.710
‫بی‌خیال بابا، وقتشه دیگه به محبت‌های کابورا عادت کنی، نازونا.

00:15:30.920 --> 00:15:34.170
‫نه، نه، نه. قضیه اصلاً عادت کردن و اینا نیست.

00:15:34.420 --> 00:15:39.380
‫خب، شاید چون تو همه‌ش وقتت رو صرف علافی می‌کنی
‫و نمی‌خوای سربه‌راه بشی، اون هم نگرانت می‌شه.

00:15:39.670 --> 00:15:40.790
‫آره، آره!

00:15:41.080 --> 00:15:43.130
‫شماها منو چه‌قدر چلمنگ فرض کردین؟

00:15:43.460 --> 00:15:47.790
‫پس بگو بدونیم رابطه‌ت با یاموری-کون چه‌قدر پیشرفت کرده.

00:15:48.500 --> 00:15:49.210
‫بـ...

00:15:49.420 --> 00:15:50.750
‫به شماها هیچ ربطی نداره!

00:15:51.460 --> 00:15:52.960
‫چی داری می‌گی؟

00:15:53.170 --> 00:15:55.580
‫پس، می‌خواین در مورد من و آکون بشنوین؟!

00:15:55.580 --> 00:15:56.210
‫عــــه؟!

00:15:56.290 --> 00:15:57.170
‫نه، مرسی.

00:15:57.170 --> 00:15:57.710
‫عــــــه؟!

00:15:57.710 --> 00:15:59.880
‫چرا آخه؟! گوش کنین خب.

00:15:59.880 --> 00:16:01.130
‫اشکتونو در میاره ها.

00:16:01.130 --> 00:16:01.790
‫عـــّ؟

00:16:02.330 --> 00:16:05.460
‫عـــــا؟ خب لاو-کون و من عشق‌مون کاملاً پاکه.

00:16:05.670 --> 00:16:07.380
‫عـــه! «عشق پاک»؟!

00:16:07.380 --> 00:16:08.500
‫مگه داریم؟!

00:16:09.000 --> 00:16:11.540
‫سری-چان، مال ما هم پاک بود، مگه نه؟

00:16:11.790 --> 00:16:14.880
‫آخه، شاید فقط از دید من این‌طوری بوده...
‫بس کن بابا، آکون!

00:16:14.880 --> 00:16:15.500
‫ولی من...

00:16:15.500 --> 00:16:16.040
‫پسر!

00:16:26.290 --> 00:16:28.630
‫بابا زودتر برگردین دیگه.

00:16:29.080 --> 00:16:31.000
‫پوسیدم از تنهایی!

00:16:31.790 --> 00:16:34.960
‫تازه سرمم درد می‌کنه. حالت تهوع هم دارم.

00:16:35.420 --> 00:16:37.540
‫مثل اینکه همه دوست دارن، وقتشه در مورد عشق حرف بزنیم!

00:16:38.380 --> 00:16:41.420
‫ماه... ماه چه‌قدر پرنوره.

00:16:44.790 --> 00:16:48.080
‫خانوم کارآگاه دوست داشت شب‌هاش آروم باشن.

00:16:49.080 --> 00:16:53.540
‫امشب دقیقاً از اون شب‌هاست که می‌خواست از شرش خلاص بشه.

00:16:54.580 --> 00:16:58.540
‫من... باید خوشحالم باشم که همچین شب‌هایی هنوز وجود دارن؟

00:16:59.040 --> 00:17:00.290
‫چی‌کار می‌کنی؟

00:17:01.250 --> 00:17:02.170
‫نازونا-چان.

00:17:02.540 --> 00:17:06.210
‫توی افکار پیچیده‌ی خودت گم شدی، ها؟

00:17:06.750 --> 00:17:08.080
‫این‌طور به‌نظر میومد؟

00:17:08.080 --> 00:17:09.330
‫خیلی، خیلی.

00:17:10.130 --> 00:17:11.420
‫به چی فکر می‌کردی؟

00:17:11.830 --> 00:17:14.130
‫خــــب، چیز خاصی نبود...

00:17:17.460 --> 00:17:19.330
‫می‌خوام به خانوم کارآگاه کمک کنم.

00:17:21.170 --> 00:17:23.580
‫می‌خوای بری خون‌آشاما رو شکار کنی؟

00:17:23.790 --> 00:17:25.080
‫معلومه که نه.

00:17:25.670 --> 00:17:28.170
‫تازه، فکر کنم خودش هم دیگه بی‌خیال اون کار شده.

00:17:29.630 --> 00:17:32.460
‫می‌خوام اون خون‌آشامی که پدرش رو تبدیل کرده پیدا کنم...

00:17:33.130 --> 00:17:34.420
‫و ببینم داستانش چیه.

00:17:34.420 --> 00:17:35.710
‫عـــه؟ چرا؟

00:17:36.420 --> 00:17:42.040
‫چون نمی‌خوام فکر کنم اون ده سالی
‫که براش گذاشت، همه‌ش بیهوده بوده...

00:17:42.880 --> 00:17:43.750
‫حداقل خودم.

00:17:45.750 --> 00:17:46.880
‫منطقیه.

00:17:51.290 --> 00:17:52.330
‫هــــــوی!

00:17:53.420 --> 00:17:55.920
‫یکم زوده، ولی ما داریم می‌ریم!

00:17:56.080 --> 00:17:59.460
‫به این زودی؟ نمی‌خوای حداقل یه لیوان بخوری؟

00:17:59.460 --> 00:18:00.880
‫راست می‌گه، راست می‌گه!

00:18:01.290 --> 00:18:03.330
‫تازه فصل دوم زندگی‌تون شروع شده، می‌دونین که؟

00:18:03.330 --> 00:18:04.710
‫فصل دوم؟

00:18:04.710 --> 00:18:06.830
‫دیگه کسی جلوی راهشون سبز نمی‌شه.

00:18:07.420 --> 00:18:08.380
‫وقتشه برین مرحله‌ی بعد!

00:18:08.710 --> 00:18:11.000
‫شما دوتا! وقتشه بوس کنین، بوس!

00:18:11.080 --> 00:18:12.040
‫بوس، بوس!

00:18:12.170 --> 00:18:13.130
‫میدوری-چان.

00:18:13.130 --> 00:18:14.630
‫یالا، یالا!

00:18:14.630 --> 00:18:15.630
‫سری-چان...

00:18:16.960 --> 00:18:19.210
‫این‌قدر دست‌به‌سرمون نکنین بابا.

00:18:22.420 --> 00:18:24.210
‫کو-کون، پاشو بریم!

00:18:24.210 --> 00:18:25.580
‫عــ؟ بـ ـ باشه.

00:18:28.500 --> 00:18:29.630
‫خب دیگه، ما رفتیم.

00:18:30.330 --> 00:18:31.250
‫شب‌تون بخیر باشه.

00:18:31.540 --> 00:18:32.170
‫باشه...

00:18:32.170 --> 00:18:32.750
‫باشه.

00:18:33.130 --> 00:18:33.790
‫عـا.

00:18:33.790 --> 00:18:34.880
‫شب بخیر...

00:18:37.630 --> 00:18:38.380
‫نازونا!

00:18:38.380 --> 00:18:39.080
‫هــوم؟

00:18:39.580 --> 00:18:41.880
‫شرمنده، یکم جوگیر شدیم.

00:18:42.920 --> 00:18:43.830
‫خیالی نیست.

00:18:47.540 --> 00:18:50.920
‫وایــــی، خیلی زشت شد این‌طوری اذیت‌شون کردیم.

00:18:51.420 --> 00:18:55.830
‫اگه چندوقت پیش بود، نازونا لج می‌کرد و
‫فقط برای ثابت کردنش می‌رفت می‌بوسیدش.

00:18:56.380 --> 00:18:59.790
‫پس فکر می‌کنی... بودن با یاموری-کون عوضش کرده؟

00:19:00.130 --> 00:19:01.040
‫مثل اینکه.

00:19:01.290 --> 00:19:05.710
‫انگار الان، بوسیدنش براش یه موضوع
‫شخصی شده که فقط برای خودشون دوتاست.

00:19:06.380 --> 00:19:09.630
‫می‌دونین... یه‌جورایی قشنگه.

00:19:10.130 --> 00:19:11.130
‫راست می‌گی.

00:19:13.130 --> 00:19:16.880
‫خب دیگه، به سلامتی رشد عاطفی نازونا!

00:19:16.880 --> 00:19:18.790
‫به سلامتی!

00:19:20.170 --> 00:19:22.380
‫عـــــو؟! یه‌چیزی پرواز کرد رفت!

00:19:22.380 --> 00:19:25.040
‫هــــا؟ منظورت چیه، «یه‌چیزی»؟

00:19:25.040 --> 00:19:26.920
‫من که چیزی نمی‌بینم.

00:19:28.250 --> 00:19:29.380
‫مطمئنی می‌خواستی بریم؟

00:19:29.380 --> 00:19:32.000
‫اوهوم. تازه انگار خودتم حوصله‌ت سر رفته بود.

00:19:32.000 --> 00:19:33.670
‫نه اینکه حوصله‌م سر بره...

00:19:34.580 --> 00:19:38.330
‫منم مهمونی گرفتن با بقیه جز کارهای موردعلاقه‌م نیست.

00:19:39.750 --> 00:19:44.170
‫هرازگاهی خوبه ها، ولی اگه هر روز باشه خسته‌کننده می‌شه دیگه.

00:19:44.460 --> 00:19:50.710
‫از اون‌طرف، اگه هر شبم همیشه آروم باشه،
‫فکر کنم از بی‌حوصلگی روانی می‌شم.

00:19:53.000 --> 00:19:53.710
‫تازه...

00:19:53.710 --> 00:19:54.250
‫هــا؟

00:19:54.790 --> 00:19:59.330
‫خب، گمونم فقط خوشحالم که هم تو هم سنپای زنده‌این.

00:20:00.080 --> 00:20:01.670
‫نتیجه‌گیریت همین بود؟

00:20:01.920 --> 00:20:03.500
‫معلومه که بود.

00:20:05.540 --> 00:20:06.790
‫چی شده؟

00:20:07.130 --> 00:20:10.460
‫می‌دونی... خیلی خوشحالم که می‌تونم باهات باشم، نازونا-چان.

00:20:20.170 --> 00:20:21.830
‫چرا همچین حرفی می‌زنی، کو-کون؟!

00:20:22.330 --> 00:20:23.500
‫شرمنده، شرمنده.

00:20:26.170 --> 00:20:27.000
‫ولی...

00:20:27.380 --> 00:20:30.750
‫این اولین‌باره که می‌بینم درجا صورتت سرخ شده.

00:20:30.750 --> 00:20:32.040
‫بس کن دیگه!

00:20:32.710 --> 00:20:34.290
‫کو-کون احمق.

00:20:52.040 --> 00:20:54.000
‫عـــه؟ نمی‌خوای بریم خونه؟

00:20:54.330 --> 00:20:56.790
‫هـــــوم؟ یکم دیگه می‌ریم.

00:20:57.420 --> 00:21:01.210
‫عــا راستی، شاید خانوم کارآگاه هنوز خواب باشه.

00:21:01.920 --> 00:21:02.670
‫اوهوم.

00:21:05.210 --> 00:21:06.500
‫ببین، نازونا-چان.

00:21:06.880 --> 00:21:09.330
‫هرکدوم از اون چراغ‌ها مال یه آدمه.

00:21:09.420 --> 00:21:10.330
‫ولی همین‌طور...

00:21:11.210 --> 00:21:11.960
‫اینم هست.

00:21:18.540 --> 00:21:20.880
‫می‌خوای که این فقط مال خودمون دوتا باشه، نه؟

00:21:22.210 --> 00:21:23.540
‫شب دوازدهم ‫آوای شب
‫آخ.

00:21:26.120 --> 00:21:36.120
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:36.144 --> 00:21:57.144
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.