﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:01:52.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:02:05.890 --> 00:02:09.700
من، سونگ گوتو، اینجام تا سلام و درود خدمت علیاحضرت عرض کنم

00:02:09.790 --> 00:02:15.200
شنیدم که دیشب تمام دروازه های قصر تو شهر ممنوعه باز شدن

00:02:15.290 --> 00:02:20.200
اعلی حضرت لی یی هوان رو تو مقام و منصب بالا به قصر برگردوندن

00:02:22.690 --> 00:02:27.000
با انجام این کار به صورت عمومی، اعلی حضرت میخواد بهمون بگه

00:02:27.090 --> 00:02:31.400
که اون هم لی یی هوان رو باور داره، هم بهش علاقه منده

00:02:31.490 --> 00:02:35.600
و اینکه جلوی هممون رو برای نظر دادن درباره عملکردش بگیره

00:02:35.690 --> 00:02:39.400
تا برگشت یانگ یو هوان رو جشن بگیره، شوان ژونگ، امپراطور سلسله ی تانگ

00:02:39.490 --> 00:02:42.700
هم اونطوری تو دل شب، دروازه ی قصر رو اونطوری باز کرده

00:02:42.790 --> 00:02:45.300
و اصلا به مخالفت درباری ها هیج اهمیتی نداده

00:02:45.390 --> 00:02:48.000
اما آخرش چی شد؟

00:02:48.090 --> 00:02:51.300
اعلی حضرت میخواد که شبیه شوان ژونگ از سلسه تانگ بشه؟

00:02:51.390 --> 00:02:54.600
این امپراطور شوان ژونگ یه کسی مثل لو شان رو داشت

00:02:54.690 --> 00:02:58.200
اما سلسله ی چینگ ما هم ووسان گوی رو داره

00:02:58.290 --> 00:03:02.900
اعلی حضرت اشتباه و درس گرفتن قبلی رو فراموش کرده؟

00:03:02.990 --> 00:03:05.700
اعلی حضرت از بچگی هم باهوش بودن

00:03:05.790 --> 00:03:07.800
اما بخاطر لی یی هوان

00:03:07.890 --> 00:03:09.800
اون از طبیعت حقیقیش دور میشه

00:03:12.090 --> 00:03:14.700
تقصیر من بود که قبلا به طور جامع حواسم به اوضاع نبود

00:03:14.790 --> 00:03:18.100
من فکر کردم ‌که میتونه کمکم کنه که اوبوی رو زمین بزنم

00:03:18.190 --> 00:03:20.800
برای همین به این دختر کمک کردم که اعلی حضرت رو راضی کنه

00:03:20.890 --> 00:03:23.900
به ذهنم خطور نمیکرد که الان دشمنمون باشه

00:03:27.490 --> 00:03:30.800
حرف اوبوی شد، یهو به فکرش افتادم

00:03:30.890 --> 00:03:33.400
از جنونش خلاص شد؟

00:03:33.490 --> 00:03:37.100
نه، همین دیروز بهش سر زدم

00:03:37.190 --> 00:03:40.400
همون آدم پیر دیوونه ایه که بود

00:03:40.490 --> 00:03:42.000
حتی یادش نمیاد من کی ام

00:03:42.090 --> 00:03:48.000
اوبوی همیشه توی هنرهای رزمی و سالم بودن خبره بوده

00:03:48.090 --> 00:03:50.100
جرا یه دفعه عقلش رو از دست داد؟

00:03:50.190 --> 00:03:53.500
اوبوی به خاطر یه پودر سمی دیوونه شد

00:03:53.590 --> 00:03:55.000
خیلی مشکوکه

00:03:55.090 --> 00:03:58.000
کی تونسته اوبوی رو مسموم کنه؟

00:03:58.090 --> 00:04:01.900
اونم تحت نظارت من؟

00:04:01.990 --> 00:04:05.100
اون کسی که اوبوی رو برای دیوونه شدن مسموم کرده

00:04:05.190 --> 00:04:09.100
طبیب سلطنتی لی بوده؟

00:04:14.290 --> 00:04:17.800
من همیشه به اون مشکوک بودم، اما چه کنم که هیچ مدرکی ندارم

00:04:17.890 --> 00:04:21.900
هر چند الان جرئت نمیکنم علنی دست به کاری بزنم

00:04:21.990 --> 00:04:24.100
همه فن حریف ترین آدم رو استخدام کردم

00:04:24.190 --> 00:04:27.700
تا دنبال سوابق واقعیش بگرده و همینطور لی یی هوان

00:04:27.790 --> 00:04:31.200
اما الان هیچی تو دست و بالمون نیست

00:04:31.290 --> 00:04:34.300
اوبوی خودش نیم سالی میشه که توسط اعلی حضرت زندانی شده

00:04:34.390 --> 00:04:38.500
خیلی از افرادش هم توسط اعلی حضرت حذف شدن

00:04:38.590 --> 00:04:40.700
حتی اگه دوباره سر عقل بیاد هم

00:04:40.790 --> 00:04:42.500
برای قبیله مون، هِسِری

00:04:42.590 --> 00:04:44.600
دیگه هیچ خطری محسوب نمیشه

00:04:44.690 --> 00:04:47.500
من این روزها تا جایی که میتونم دارم به دیدم طبیب های مختلف میرم

00:04:47.590 --> 00:04:50.400
تا هر چی سریع تر اوبوی رو سر عقل برگردونم

00:04:50.490 --> 00:04:53.000
خوبه

00:04:53.090 --> 00:04:55.800
اگه اوبوی دست از دیوونگی برداره

00:04:55.890 --> 00:04:58.900
میتونه لیست اسم جاسوس های دره ی مرواریدو بهمون بده

00:04:58.990 --> 00:05:01.900
و میتونه زودتر هویت خواهر برادرهای

00:05:01.990 --> 00:05:05.900
لی رو تصدیق کنه

00:05:12.490 --> 00:05:14.400
!یی هوان واقعا مضحکه

00:05:14.490 --> 00:05:16.900
بدون مطرح کردن با ما، گذاشته رفته

00:05:16.990 --> 00:05:21.500
اینطوری سونگ گو تو و کانگ شی رو بیشتر نسبت به خودش مظنون نمیکنه؟

00:05:21.590 --> 00:05:24.200
پدر خونده، یی هوان در واقع در وهله ی اول، قبل از اینکه

00:05:24.290 --> 00:05:26.200
به قصر بره، با من مطرح کرد

00:05:26.290 --> 00:05:27.600
میخواست کانگ شی رو محک بزنه

00:05:27.690 --> 00:05:29.800
تا جلوی شک کانگ شی رو بگیره و در عوض باعث بشه باورش کنه

00:05:29.890 --> 00:05:32.100
کانگ شی زحمت زیادی کشیده تا پیداش کنه

00:05:32.190 --> 00:05:33.800
برای همین بیشتر از قبل محترم میشمارتش

00:05:33.890 --> 00:05:37.400
زحمت های یی هوان همینطوری بیهوده تلف نشده

00:05:37.490 --> 00:05:40.400
واقعا یی هوان همچین قصدی داشته؟

00:05:40.490 --> 00:05:42.700
اون اهل حساب و کتاب نیست

00:05:42.790 --> 00:05:45.500
شاید بعد از مدت طولانی ای توی قصر به سر بردن

00:05:45.590 --> 00:05:48.800
بالغ تر شده

00:05:48.890 --> 00:05:52.900
دادگاه چینگ، هنوز به طور رسمی با وو سان گوی دشمن نشده

00:05:52.990 --> 00:05:55.000
حتی اگه واقعا هم با هم در بیفتن

00:05:55.090 --> 00:05:57.300
ما به حجم عظیمی از اطلاعات هوش نظامی احتیاج داریم

00:05:57.390 --> 00:05:58.600
در حقیقت تمام این سال ها

00:05:58.690 --> 00:06:02.400
ما خواستیم جاسوس های خودمون رو تو دل دربار چینگ جا بدیم

00:06:02.490 --> 00:06:06.300
اما بعد از اینهمه سال هنوز به دل دربار راه پیدا نکردیم

00:06:06.390 --> 00:06:09.000
اون زمانی که به طور اتفاقی تو و یی هوان

00:06:09.090 --> 00:06:11.100
طرف کانگ شی رو گرفتین

00:06:11.190 --> 00:06:13.500
درسته که کاملا ما رو غافلگیر کرد

00:06:13.590 --> 00:06:17.200
همینطور به احیای سلسله ی مینگ امیدوارمون کرد

00:06:17.290 --> 00:06:19.200
هر چند تو باید همه ی موانع رو پشت سر بذاری

00:06:19.290 --> 00:06:20.900
و تو شهر ممنوعه مخفی بشی

00:06:20.990 --> 00:06:22.700
متوجهم

00:06:22.790 --> 00:06:24.900
من همه ی چالش ها رو، برای اتمام این ماموریت به جون میخرم

00:06:24.990 --> 00:06:27.100
و اینکه هیچکدوم از استادها رو ناامید نکنم

00:06:34.890 --> 00:06:37.700
گزارش های زیادی هست، چند روز لازمه تا همه شون رو سر و سامون بدی؟

00:06:37.790 --> 00:06:41.100
تو سه روز از پس خوندن همه شون بر نمیای

00:06:41.190 --> 00:06:44.900
همه ش تقصیر توعه

00:06:44.990 --> 00:06:48.000
میتونم سه روز و سه شب، کنارت باشم

00:06:50.090 --> 00:06:54.800
رئیس، اگه من از قصر بیرون نمی اومدم تا دنبالت بیام

00:06:54.890 --> 00:06:57.100
واقعا قصد برگشت نداشتی؟

00:07:00.590 --> 00:07:01.900
چرا؟

00:07:01.990 --> 00:07:05.900
اونقدر بی رحمی که منو برای همیشه ترک کنی؟

00:07:13.090 --> 00:07:17.600
رئیس تو قبلا خیلی سرزنده و شر و شیطون بودی

00:07:17.690 --> 00:07:20.400
اما الان آروم شدی و به نظر میاد تو دردسر بزرگی افتادی

00:07:20.490 --> 00:07:24.100
بخوام صریح بگم، احساس ناامنی دارم

00:07:24.190 --> 00:07:27.900
برادر لونگ، وقتی ما همدیگه رو دیدیم

00:07:27.990 --> 00:07:30.200
من تظاهر کردم که رئیستم

00:07:30.290 --> 00:07:32.100
دوست داشتم ازت حفاظت کنم

00:07:32.190 --> 00:07:34.000
و خالصانه ازت محافظت کردم

00:07:34.090 --> 00:07:35.900
وقتی فهمیدم که امپراطوری

00:07:35.990 --> 00:07:38.500
می دونستم که قدرتمندترین مرد تو کل دنیایی

00:07:38.590 --> 00:07:42.400
و تو باز هم اجازه دادی که من رئیست باشم

00:07:42.490 --> 00:07:44.400
وقتی بهش فکر میکنم

00:07:44.490 --> 00:07:47.200
فهمیدم که چقدر مضحک، و از جایگاهم بی خبرم

00:07:47.290 --> 00:07:48.800
کی گفته تو از جایگاهت بی خبری؟

00:07:48.890 --> 00:07:50.300
کی گفته تو مضحکی؟

00:07:50.390 --> 00:07:53.000
فقط چون بقیه مدام درگیر این فکرن

00:07:53.090 --> 00:07:55.700
که منو دوست داشته باشن و ازم محافظت کنن یا نه

00:07:55.790 --> 00:07:57.500
باید راضیم کنن یا نه

00:07:57.590 --> 00:07:58.500
تو چرا باید اینطوری فکر کنی؟

00:07:58.590 --> 00:08:00.300
تو هیچوقت به این فکر نکردی که باید اینکارا رو کنی یا نه

00:08:00.390 --> 00:08:01.900
و خوب باهام رفتار کردی

00:08:01.990 --> 00:08:03.700
و بر اساس خواست خودت ازم محافظت کردی

00:08:03.790 --> 00:08:05.600
واسه اینه که تو باارزشی

00:08:05.690 --> 00:08:08.100
برای من به طور خاصی باارزشی و برات احترام قائلم

00:08:08.190 --> 00:08:11.500
اولش، من بخاطر کنجکاویم وارد قصر شدم

00:08:11.590 --> 00:08:13.400
میخواستم ببینم داخلش چه شکلیه

00:08:13.490 --> 00:08:15.000
اما بعدش

00:08:15.090 --> 00:08:17.600
به هر چی که بهم دادی دل بستم

00:08:17.690 --> 00:08:19.200
میخواستم همراهیت کنم

00:08:19.290 --> 00:08:21.000
اما زمان گذشت

00:08:21.090 --> 00:08:22.900
ترس من نسبت به قصر جون گرفت

00:08:22.990 --> 00:08:27.000
میخواستم ازش فرار کنم، واهمه داشتم

00:08:27.090 --> 00:08:29.500
با اینحال که تو همیشه گفتی

00:08:29.590 --> 00:08:32.900
که برام احترام قائلی و خیلی دوستم داری

00:08:32.990 --> 00:08:36.300
ولی من همیشه حس میکنم که دو دلی

00:08:36.390 --> 00:08:39.200
هر بار که مردد میشی، منو خیلی میترسونه

00:08:39.290 --> 00:08:41.200
و میخوام حتی بیشتر هم ازش فرار کنم

00:08:43.490 --> 00:08:46.200
ببین چقدر نگرانی به دلت راه دادی

00:08:46.290 --> 00:08:48.300
من قبلا کی مردد بودم آخه؟

00:08:48.390 --> 00:08:50.200
این تو بودی که مدام منو پس میزدی

00:08:50.290 --> 00:08:52.500
و باهام متفاوت رفتار میکردی

00:08:54.090 --> 00:08:57.900
رئیس، من اون احساساتت رو درک میکنم

00:08:57.990 --> 00:09:00.600
نگران نباش. من هیچوقت زندانیت نمیکنم

00:09:00.690 --> 00:09:03.100
تمام سعیم رو میکنم که بیشترین حد آزادی رو برات فراهم کنم

00:09:03.190 --> 00:09:05.200
هیچوقت بهت صدمه نمیزنم

00:09:05.290 --> 00:09:08.200
من تمام توانم رو میذارم تا ازت محافظت کنم

00:09:17.490 --> 00:09:21.100
بانو یی هوان، مگه شما نرفته بودین؟

00:09:21.190 --> 00:09:24.200
چرا برگشتین؟

00:09:24.290 --> 00:09:27.500
عمو جان، متاسفم

00:09:27.590 --> 00:09:29.800
خودمم نمیدونم چم شده

00:09:29.890 --> 00:09:32.600
اولش، تصمیم رو گرفته بودم که برادر لونگ رو ترک کنم

00:09:32.690 --> 00:09:35.900
اما وقتی دیدم از قصر برای دنبال من گشتن بیرون اومده

00:09:35.990 --> 00:09:38.900
دوباره دو دل شدم

00:09:38.990 --> 00:09:40.900
از دست شما جوون ها

00:09:40.990 --> 00:09:44.100
واقعا نمیتونم چیزی درباره تون بگم

00:09:44.190 --> 00:09:46.400
به نظر میاد باید به دست زمان بسپرمش

00:09:46.490 --> 00:09:48.500
باید یه ارباب فنگ شویی پیدا کنم

00:09:48.590 --> 00:09:51.700
و یه قبر خوب هم از همین اولش برای خودم پیدا کنم

00:09:51.790 --> 00:09:55.600
باید مرگم در آینده رو به خوبی تنظیم کنم

00:09:55.690 --> 00:09:57.600
عمو جان، نگران نباشین

00:09:57.690 --> 00:10:00.600
برادر ژو و من هیچوقت پای شما رو وسط نمی کشیم

00:10:07.290 --> 00:10:10.300
مسئله ی بیماری اوبوی چیه؟

00:10:10.390 --> 00:10:12.700
خدمت علیاحضرت عرض کنم که

00:10:12.790 --> 00:10:15.800
من یه سری افراد رو آماده کردم تا از هر راه ممکنی درمانش کنن

00:10:15.890 --> 00:10:19.000
اما به نظر نمیاد ذره ای بهتر شده باشه

00:10:19.090 --> 00:10:20.600
این یعنی به دردسر بزرگ

00:10:20.690 --> 00:10:22.900
یعنی اون شبکه ی هوشی که طراحی کرده

00:10:22.990 --> 00:10:25.600
همینطور از کار افتاده میمونه؟

00:10:25.690 --> 00:10:29.200
!تو تنها کسی بودی که مسئول نظارت روی اوبوی بودی

00:10:29.290 --> 00:10:33.900
!تحت نظارت تو اینطوری مسموم و مجنون شده

00:10:33.990 --> 00:10:36.500
و تو نمیتونی فرد مسئول اینکارو پیدا کنی

00:10:36.590 --> 00:10:39.000
و در همین حین، بعد از این همه وقت، از درمانش هم عاجزی

00:10:39.090 --> 00:10:40.700
سونگ گو تو -
در خدمتم -

00:10:40.790 --> 00:10:45.600
میدونم که اوبوی رقیبیه گه بیشتر از همه ازش متنفری

00:10:45.690 --> 00:10:50.700
اما تو نمیتونی از یه مقوله ی رسمی برای انتقام گرفتن خودت در خلوت، غافل بشی

00:10:54.590 --> 00:10:58.200
علیاحضرت، دچار سو تفاهم شدین

00:10:58.290 --> 00:11:00.800
گرچه من اختلافاتی با اوبوی داشتم

00:11:00.890 --> 00:11:04.900
اما هیچوقت به دنبال انتقام از اون و غافل شدن از مسائل رسمی نبودم

00:11:04.990 --> 00:11:08.100
در حقیقت، من خودم از مدت ها قبل، به یه نفر مشکوک شده بودم

00:11:08.190 --> 00:11:11.200
فکر کنم اون همون کسیه که اوبوی رو هم مسموم کرده

00:11:11.290 --> 00:11:13.200
اما از اونجایی که هیچ مدرکی ندارم

00:11:13.290 --> 00:11:15.000
جرئت نمیکنم سوظن ام رو بیان کنم

00:11:15.090 --> 00:11:19.700
من باورت دارم. اشکالی نداره اگه به من بگی

00:11:19.790 --> 00:11:21.600
سپاسگزارم علیاحضرت

00:11:21.690 --> 00:11:25.400
وقتی داشتم منطقه ی اوبوی رو تحت نظر میگرفتم

00:11:25.490 --> 00:11:28.300
به حکم مخفیانه ی اعلی حضرت، فقط طبیب سلطنتی می تونست

00:11:28.390 --> 00:11:31.200
آزادانه به منطقه ی اوبوی وارد و خارج بشه

00:11:31.290 --> 00:11:38.900
چرا همچین موضوع مهمی رو این همه وقت از من پنهان کردی؟

00:11:38.990 --> 00:11:40.900
علیاحضرت

00:11:40.990 --> 00:11:44.500
اعلی حضرت همیشه خواهر برادرهای لی رو قبول داشتن و تحسینشون کردن

00:11:44.590 --> 00:11:46.200
من هیچ مدرک مستحکمی ندارم

00:11:46.290 --> 00:11:47.900
چطور میتونم درباره ش حرف بیخودی بزنم؟

00:11:47.990 --> 00:11:51.500
علاوه بر اون، طبیب سلطنتی لی، حکم مخفیانه ی اعلی حضرت رو با خودش آورده بود

00:11:51.590 --> 00:11:54.500
چه اعلی حضرت مخفیانه دستوری بهش داده باشه چه نه

00:11:54.590 --> 00:11:57.300
...نمیتونستم اطمینان حاصل کنم، برای همین

00:11:57.390 --> 00:12:00.100
!خیلی گیج شده بودی

00:12:00.190 --> 00:12:02.600
حتی با وجود اینکه اعلی حضرت همچین قصدی داشته

00:12:02.690 --> 00:12:06.800
چطور میشه که بلافاصله بعد از اینکه اوبوی شبکه ی هوشش رو تحویل میده

00:12:06.890 --> 00:12:10.200
به این حال و روز بیفته؟

00:12:10.290 --> 00:12:13.600
بله، این من بودم که گیج شده بودم

00:12:13.690 --> 00:12:18.500
شایعات میگن که خواهر برادرهای لی، جاسوس های هم پیمان دشمن های چینگ ان

00:12:18.590 --> 00:12:21.700
اگه واقعا اوبوی توسط طبیب سلطنتی لی، برای مجنون شدن مسموم شده باشه

00:12:21.790 --> 00:12:25.700
پس هویت این دو خواهر برادر مشکوک تر هم میشه

00:12:25.790 --> 00:12:27.600
سونگ گو تو -
به گوشم -

00:12:27.690 --> 00:12:30.800
باید راه های دیگه ای پیدا کنی

00:12:30.890 --> 00:12:33.800
تا کاملا اوبوی رو درمان کنی

00:12:33.890 --> 00:12:36.300
دستور علیاحضرت رو اطاعت میکنم

00:12:36.390 --> 00:12:38.100
بلند شو

00:12:38.190 --> 00:12:39.200
اطاعت

00:12:46.190 --> 00:12:47.200
یی هوان

00:12:52.890 --> 00:12:55.700
برادر ژو، چی شده؟

00:12:55.790 --> 00:12:57.700
امروز، طبیب سلطنتی وانگ از مرکز طب سلطنتی

00:12:57.790 --> 00:12:59.400
توسط ملکه ی مادر بزرگ فرا خونده شده

00:12:59.490 --> 00:13:01.700
وقتی که برگشت دلیل احضار شدنش رو ازش پرسیدم

00:13:01.790 --> 00:13:03.600
اما اون بدون هیچ توضیحی از حرف زدن امتناع میکرد

00:13:03.690 --> 00:13:05.100
پس کشیکش رو کشیدم

00:13:05.190 --> 00:13:07.700
و بعد متوجه شدم که یه مقدار از دارویی رو آماده کرد

00:13:07.790 --> 00:13:09.400
با قضاوت از روی مواد تهیه ش

00:13:09.490 --> 00:13:11.800
باید یه دارویی برای درمان جنون باشه

00:13:11.890 --> 00:13:13.600
جنون؟

00:13:13.690 --> 00:13:15.900
مگه ملکه ی مادربزرگ دارن عقلشون رو از دست میدن؟

00:13:15.990 --> 00:13:18.700
غیر ممکنه. ایشون سرحاله

00:13:18.790 --> 00:13:22.300
دارو برای اوبوی آماده شده؟

00:13:22.390 --> 00:13:24.300
چینگ چنگ، تو خودت باهوش تر از این حرفایی

00:13:24.390 --> 00:13:27.900
اون موقع مشکوک شده بودم، برای همین رفتم تا خواجه لی رو مخفیانه پیدا کنم

00:13:27.990 --> 00:13:29.500
همون طور که پیش بینی کردم بود

00:13:29.590 --> 00:13:32.300
خواجه لی گفت که ملکه ی مادر بزرگ به سونگ گو تو دستور داده

00:13:32.390 --> 00:13:34.500
تا پنهانی اوبوی رو درمان کنه

00:13:36.390 --> 00:13:39.600
ملکه ی مادر بزرگ میخواد اوبوی رو درمان کنه

00:13:39.690 --> 00:13:41.600
تا مسئله ی هر دوتون رو حل و فصل کنه

00:13:41.690 --> 00:13:44.200
این فقط یکی از دلایلیه

00:13:44.290 --> 00:13:45.600
که اوبوی عقلش رو از دست داده

00:13:45.690 --> 00:13:49.000
شبکه ی هوشی که اون کنترل میکرد از کار افتاده مونده

00:13:49.090 --> 00:13:51.500
با اینکه کانگ شی به راه های دیگه هم فکر کرد، کاری از دستش بر نیومد

00:13:51.590 --> 00:13:55.000
اما اگه ملکه ی مادر بزرگ اوبوی رو درمان کنه

00:13:55.090 --> 00:13:57.400
اونطوری، اوبوی فقط میتونه مطیعانه

00:13:57.490 --> 00:13:59.100
شبکه ی هوشی تحت کنترلش رو تحویلشون بده

00:13:59.190 --> 00:14:02.500
برادر ژو، خواهر شو، بیاین خیلی بد به دلمون راه ندیم

00:14:02.590 --> 00:14:04.900
درمان این پودر زهر خیلی سخته

00:14:04.990 --> 00:14:06.600
حتی اگه از پسش بر بیان هم سلامت روحی بیمار

00:14:06.690 --> 00:14:09.400
هیچوقت کاملا احیا نمیشه

00:14:09.490 --> 00:14:11.800
به علاوه، ما قبلا همیشه مشکوک نبودیم

00:14:11.890 --> 00:14:13.800
که سونگ گو تو اوبوی را برای جنون مسموم کرده؟

00:14:13.890 --> 00:14:16.400
فکر نمیکنم سونگ گو تو اوبوی رو درمان کنه

00:14:16.490 --> 00:14:18.800
الان هم فقط میتونیم آرزوی بهترین ها رو بکنیم

00:14:18.890 --> 00:14:21.400
یا اینکه جنون اوبوی درمان بشه

00:14:21.490 --> 00:14:24.800
و هویت هامون لو بره

00:14:24.890 --> 00:14:28.700
پس چرا دنبال راهی نباشیم از شر اوبوی خلاص بشیم؟

00:14:28.790 --> 00:14:30.000
خیلی دیر شده

00:14:30.090 --> 00:14:33.200
ملکه ی مادر بزرگ دایره ی حافظت اوبوی رو تقویت کرده

00:14:33.290 --> 00:14:35.000
اگه تو این نقطه مقابلشون وایسیم

00:14:35.090 --> 00:14:36.500
ته تنها رسیدن به هدفمون سخت میشه

00:14:36.590 --> 00:14:38.400
و اینکه کار لو رفتن (هویت هامون) رو هم آسون تر می کنیم

00:14:43.190 --> 00:14:45.900
در حال حاضر، ما فقط می تونیم

00:14:45.990 --> 00:14:48.000
به خواجه لی اعتماد کنیم

00:14:48.090 --> 00:14:51.000
و ازش بخوایم که سونگ گو و و ملکه ی مادر بزرگ رو زیر نظر بگیره

00:14:51.090 --> 00:14:53.100
اگه بو ببره که یه جای کار می لنگه

00:14:53.190 --> 00:14:55.300
ما فوری خارج میشیم

00:14:55.390 --> 00:14:58.900
الان فقط می تونیم همچین احتیاطی بکنیم

00:14:58.990 --> 00:15:01.900
یی هوان، من فقط یکم حسرت میخورم

00:15:01.990 --> 00:15:03.200
که نباید نصیحتت میکردم که برگردی

00:15:03.290 --> 00:15:04.900
فکر میکنی من نگران تو و خواهر شو نیستم؟

00:15:04.990 --> 00:15:06.300
البته که من باید بر می گشتم

00:15:06.390 --> 00:15:09.600
تو واقعا نگران ما دو تا نیستی؟

00:15:09.690 --> 00:15:13.500
می ترسم نتونی از اون یکی دست بکشی

00:15:13.590 --> 00:15:17.900
ارشد اول، یی هوان باید نگران جفتتون شده باشه

00:15:17.990 --> 00:15:19.600
حالا که اوضاع داره پیچیده میشه

00:15:19.690 --> 00:15:21.700
باید فکرهای غیر ضروری رو کنار بذاریم

00:15:21.790 --> 00:15:23.900
و ماموریت رو اولویت اولمون بکنیم

00:15:23.990 --> 00:15:27.900
نمی تونیم زیاد اینجا وایسیم، باید راه هامونو جدا کنیم

00:15:27.990 --> 00:15:29.400
برو

00:15:51.190 --> 00:15:53.200
فرمانده پنگ -
در خدمتم -

00:15:53.290 --> 00:15:55.400
حکمم رو بگیر

00:15:55.490 --> 00:15:58.300
و هشت هزار نفر جمع کن

00:15:58.390 --> 00:16:01.700
و مطمئن شو که تمام دشمن های خط اول رو از دم تیغ میگذرونی

00:16:05.090 --> 00:16:07.200
دستورتون اطاعت میشه

00:16:09.190 --> 00:16:11.500
ارباب فورا این دارو رو بنوشین

00:16:11.590 --> 00:16:14.800
نمیخورمش، خیلی تلخه

00:16:14.890 --> 00:16:17.100
شکلاتی چیزی هست؟

00:16:17.190 --> 00:16:19.100
شکلاتم کو؟

00:16:19.190 --> 00:16:23.000
...بهم شکلات بده، شکلات

00:16:23.090 --> 00:16:25.700
بهم شکلات بده، شکلات من کو؟

00:16:25.790 --> 00:16:28.500
...بهم شکلات بده، شکلات من کو

00:16:28.590 --> 00:16:30.100
شکلات من کجاست؟

00:16:30.190 --> 00:16:32.800
...ارباب -
شکلاته کجاست؟ -

00:16:32.890 --> 00:16:34.200
مراقب باشین ارباب -
ناسای -

00:16:34.290 --> 00:16:37.200
شکلاتم کو؟ -
جناب اوبوی رو مجبور کن دارو رو بخوره -

00:16:37.290 --> 00:16:38.900
اطاعت

00:16:42.890 --> 00:16:45.300
چکار داری میکنی؟ اذیتم نکن

00:16:45.390 --> 00:16:48.500
...میخوام شکلات پیدا کنم

00:16:52.990 --> 00:16:55.900
شکلاتم -
دارو بده به من -

00:16:55.990 --> 00:16:58.000
ولم کن

00:16:58.090 --> 00:17:00.600
من شکلات میخوام. همه تون میخواین به من صدمه بزنین

00:17:00.690 --> 00:17:04.600
اوبوی، وقتی خوردن داروعه، بهم گوش بده

00:17:04.690 --> 00:17:07.900
من نمیخورمش، من شکلات میخوام

00:17:07.990 --> 00:17:10.700
این کاسه ی دارو رو بخور، بعد بهت شکلات میدم، باشه؟

00:17:10.790 --> 00:17:14.100
...بهم شکلات بده، نمی خور
دارو رو نمیخورم

00:17:14.190 --> 00:17:17.500
اوبوی، این دارو

00:17:17.590 --> 00:17:21.600
تحت دستور ملکه ی مادر بزرگ آماده شده

00:17:21.690 --> 00:17:23.200
این دارو برای تو تدارک دیده شده

00:17:23.290 --> 00:17:27.100
تلاش ملکه ی مادر بزرگ رو تلف نکن

00:17:27.190 --> 00:17:31.500
بیا و خودت با پای خودت دارو رو بخور، بنوشش

00:17:31.590 --> 00:17:34.800
ملکه ی مادر بزرگ؟

00:17:34.890 --> 00:17:37.800
بله، ملکه ی مادر بزرگ

00:17:37.890 --> 00:17:40.100
ملکه ی مادر بزرگ

00:17:48.090 --> 00:17:49.600
درسته

00:17:49.690 --> 00:17:53.000
عمو، به نظر میاد دوره ی درمان دارو

00:17:53.090 --> 00:17:55.200
یه مقدار پیشرفت نشون داده

00:17:55.290 --> 00:17:56.500
بیا برای بهترین ها امیدار باشیم

00:17:56.590 --> 00:17:58.100
خوبه، ولش کنین

00:17:58.190 --> 00:17:59.600
اطاعت

00:18:01.190 --> 00:18:04.400
اوبوی، اینجا رو ببین

00:18:04.490 --> 00:18:06.200
اینم شکلات به عنوان جایزه ت

00:18:06.290 --> 00:18:08.000
شکلات

00:18:13.490 --> 00:18:15.600
اوبوی

00:18:15.690 --> 00:18:19.000
...گر چه تو بزرگترین دشمن قبیله ی هسری ها هستی

00:18:19.090 --> 00:18:22.600
شکلاتم -
در حال حاضر دیدنت در حالی که عقلت رو از دست دادی -

00:18:22.690 --> 00:18:26.000
اصلا مشتاق نیستم اینطوری ببینمت

00:18:26.090 --> 00:18:29.900
نیم سال پیش تو ازم خواستی که از اعلی حضرت یه درخواستی کنم

00:18:29.990 --> 00:18:32.300
اما من رد کردم -
شکلاتم -

00:18:32.390 --> 00:18:35.000
اما الان اوضاع فرق کرده

00:18:35.090 --> 00:18:39.500
خواهر برادرهای لی، تبدیل به دشمن های دربار شدن

00:18:39.590 --> 00:18:41.700
و تهدیدهای رو متوجه اعلی حضرت کردن

00:18:43.490 --> 00:18:48.000
من هیچ چاره ای ندارم جز اینکه از کینه م دست بکشم و همه ی تلاشم رو برای درمانت بکنم

00:18:48.090 --> 00:18:54.000
نمیخوام به عنوان گناهکار سلسله ی چینگ ازم یاد بشه

00:18:57.190 --> 00:19:00.600
...ملکه ی مادر بزرگ

00:19:02.190 --> 00:19:05.900
علیاحضرت، بعد از یه سری درمان های اخیر

00:19:05.990 --> 00:19:08.000
هر چند اوبوی کاملا بیماریش برطرف نشده

00:19:08.090 --> 00:19:10.700
اما حالش داره بهتر میشه

00:19:10.790 --> 00:19:13.400
هر چند الان هم حرف های بی سر و ته میزنه

00:19:13.490 --> 00:19:17.800
اما امروز، وقتی اشاره کردم که علیاحضرت به بیماریت اهمیت میده

00:19:17.890 --> 00:19:20.000
!به طور حیرت آوری جواب داد

00:19:20.090 --> 00:19:24.600
...مدام میگفت: ملکه ی مادر بزرگ

00:19:28.690 --> 00:19:31.500
می فهمم

00:19:31.590 --> 00:19:33.500
لی د فو

00:19:33.590 --> 00:19:34.600
در خدمتم

00:19:34.690 --> 00:19:38.000
ترتیب همراهی من برای بیرون رفتن از قصر رو بده

00:19:38.090 --> 00:19:39.900
تدارکات زیادی لازم نیست

00:19:39.990 --> 00:19:42.700
نذار اعلی حصرت ازش بویی ببره

00:19:42.790 --> 00:19:44.400
اطاعت

00:19:44.490 --> 00:19:48.800
علیاحضرت، میخواین اوبوی رو ببینین؟

00:19:48.890 --> 00:19:50.300
بله. میخوام ببینم

00:19:50.390 --> 00:19:55.200
باید برم و این مردو ببینم

00:19:55.290 --> 00:19:59.100
اون ممکنه شماها رو به عنوان دشمن به یاد نیاره

00:19:59.190 --> 00:20:01.500
اما من و اون

00:20:01.590 --> 00:20:04.800
سالها رابطه داشتیم

00:20:04.890 --> 00:20:10.600
احتمالا وقتی منو ببینه، عقلش سر جاش میاد

00:20:35.690 --> 00:20:39.600
من، سونگ گو تو، اینجام تا درودی خدمتتون عرض کنم

00:20:47.990 --> 00:20:49.400
میتونی بلند شی

00:20:49.490 --> 00:20:52.100
اطاعت

00:20:52.190 --> 00:20:54.100
حال اوبوی چطوره؟

00:20:54.190 --> 00:20:57.600
اوبوی هنوزم تو اون حال و هوای پیری و دیوونگیشه

00:21:14.590 --> 00:21:18.500
علیاحضرت لطفا بشینین. من میرم صداش بزنم

00:21:22.590 --> 00:21:25.300
اوبوی بازیگوشی نکن

00:21:25.390 --> 00:21:27.800
ملکه ی مادر بزرگ اینجان تا تو رو ببینن

00:21:34.290 --> 00:21:37.700
به نظر میاد این اوبوی واقعا عقل تو سرش نیست

00:21:37.790 --> 00:21:39.900
حتی منو به جا نمیاره

00:21:39.990 --> 00:21:41.500
بله علیاحضرت

00:21:41.590 --> 00:21:46.000
نه تنها عقلش رو از دست داده، که از خوردن دارو هم امتناع میکنه

00:21:46.090 --> 00:21:48.600
لی د فو کمکش کن

00:21:48.690 --> 00:21:51.800
بذار داروشو بخوره

00:21:51.890 --> 00:21:53.800
اطاعت

00:22:02.490 --> 00:22:06.200
جناب اوبوی این دارو به طور ویژه توسط ملکه ی مادر بزرگ براتون آماده شده

00:22:06.290 --> 00:22:09.700
و طبیب سلطنتی برای بیماریت

00:22:09.790 --> 00:22:11.500
گفتن که این دارو رو بخوری

00:22:11.590 --> 00:22:13.600
من مریض نیستم نمیخوام دارو رو بخورم

00:22:13.690 --> 00:22:17.100
...میخوام یه چیزی بخورم که

00:22:17.190 --> 00:22:20.500
این خوب نیست، شماها خوب نیستین، ازم فاصله بگیرین

00:22:20.590 --> 00:22:22.200
مراقب باش دارو رو تف نکن

00:22:22.290 --> 00:22:24.100
!جناب اوبوی، اول داروتونو بنوشین

00:22:24.190 --> 00:22:26.800
بعد از اینکه داروتو خوردی، بهت یه چیز خوب میدم

00:22:26.890 --> 00:22:29.100
اوبوی -
جناب اوبوی -

00:22:29.190 --> 00:22:31.800
!دزد قدیمی

00:22:31.890 --> 00:22:34.600
وقتی من این اطرافم، کی جرات میکنه برات قلدری کنه؟

00:22:34.690 --> 00:22:36.500
بنوشش

00:22:38.190 --> 00:22:40.300
چیز خوبی برای خوردن هست؟

00:22:40.390 --> 00:22:42.100
اول دارو رو بخور

00:22:43.890 --> 00:22:46.500
!تو یه دروغ گوی بزرگی

00:22:56.790 --> 00:22:58.300
حالت خوبه؟ -
...خوبم -

00:22:58.390 --> 00:23:02.300
علیاحضرت... من خوبم... حالم خوبه

00:23:06.990 --> 00:23:09.000
لی د فو

00:23:09.090 --> 00:23:11.400
میتونی برگردی به قصر و لباساتو عوض کنی

00:23:11.490 --> 00:23:13.600
دیگه هم لازم نیست اینجا بیای

00:23:14.890 --> 00:23:18.900
امروز اومدم اینجا به اوبوی سر بزنم

00:23:18.990 --> 00:23:22.200
در موردش به هیچکس هیچی نگو

00:23:22.290 --> 00:23:23.600
یادت باشه

00:23:23.690 --> 00:23:25.900
دستورتونو اطاعت میکنم علیاحضرت

00:23:25.990 --> 00:23:27.000
...برو

00:23:27.090 --> 00:23:29.400
پس در این صورت، من اول میرم

00:23:37.490 --> 00:23:41.600
از داروهای طبیب سلطنتی چیزی مونده؟

00:23:41.690 --> 00:23:44.600
خدمت علیاحضرت عرض کنم که یه بطری مونده

00:23:44.690 --> 00:23:45.700
بریزش

00:23:45.790 --> 00:23:48.600
اطاعت

00:23:48.690 --> 00:23:49.600
دارو رو بیار

00:23:49.690 --> 00:23:50.900
اطاعت

00:24:06.990 --> 00:24:10.100
من فقط باور نمیکنم

00:24:10.190 --> 00:24:14.100
این بار خودم بهت میدمش

00:24:17.790 --> 00:24:21.400
باید صورتتو ببینم

00:24:21.490 --> 00:24:24.100
علیاحضرت مراقب باشین

00:24:24.190 --> 00:24:26.500
اون واقعا دیوانه س

00:24:26.590 --> 00:24:29.400
من ازش نمی‌ترسم

00:24:29.490 --> 00:24:32.500
اوبوی کاملا خوب بازی کردی

00:24:34.190 --> 00:24:38.100
اصلا به ذهنت خطور میکرد که این بار من بهت چیزی بدم؟

00:24:39.890 --> 00:24:41.400
گوش بده به من

00:24:41.490 --> 00:24:45.900
تمام مواد داخلش از مناطق خارجی وارد شدن

00:24:45.990 --> 00:24:48.200
میدونی؟

00:24:48.290 --> 00:24:52.300
تمام چیزایی که توسط من و اعلی حضرت استفاده میشن

00:24:52.390 --> 00:24:55.100
همشون خیلی با ارزشن

00:24:55.190 --> 00:24:57.800
اشکالی نداره، فقط بنوشش

00:24:57.890 --> 00:25:00.300
بیا، بذار بهت غذا بدم

00:25:03.290 --> 00:25:06.300
بعد از خوردن دارو، حالت بهتر میشه

00:25:06.390 --> 00:25:10.300
بیا، دهنتو باز کن، بخورش

00:25:12.890 --> 00:25:14.900
خوبه، یه قاشق دیگه

00:25:14.990 --> 00:25:18.900
...بیا

00:25:18.990 --> 00:25:22.900
...یه قاشق دیگه، باز کن

00:25:25.190 --> 00:25:28.600
...مامانتم قبلا هیچ وقت اینطوری باهات برخورد نکرده

00:25:28.690 --> 00:25:31.700
بیا... تمومش کن

00:25:35.890 --> 00:25:39.900
علیاحضرت با محبت با من برخورد میکنه

00:25:39.990 --> 00:25:44.400
از ته دل پشیمونم

00:25:44.490 --> 00:25:45.800
علیاحضرت

00:25:45.890 --> 00:25:49.800
چرا اوبوی یهویی رفتارش عادی شد؟

00:26:02.090 --> 00:26:06.000
ای دزد پیر، میدونستم خودتو به دیوونگی زدی

00:26:08.090 --> 00:26:11.000
خیلی ام خوب میتونی مثل یه بازیگر نقش بازی کنی

00:26:11.090 --> 00:26:14.100
ادامه بده و نقش بازی کن

00:26:14.190 --> 00:26:17.200
هیچ انتخابی جز این نداشتم

00:26:17.290 --> 00:26:18.600
علیاحضرت

00:26:18.690 --> 00:26:23.100
کلی برای اومدن امروزتون صبر کردن

00:26:23.190 --> 00:26:25.600
...من

00:26:25.690 --> 00:26:30.600
!علیاحضرت، من... من یه چیز مهمو باید بهتون گزارش بدم

00:26:30.690 --> 00:26:34.600
!این موضوع به اعلی حضرت و سرنوشت سلسله چینگ برمی‌گرده

00:26:41.590 --> 00:26:45.500
چی؟ ملکه مادر بزرگ اومده منو ببينه؟

00:26:45.590 --> 00:26:48.200
سونگ گو تو به ملکه مادر بزرگ گزارش داده بود که

00:26:48.290 --> 00:26:50.000
مریضی اوبوی داره بهتر میشه

00:26:50.090 --> 00:26:52.700
اون ملکه مادر بزرگ رو یادش اومد

00:26:52.790 --> 00:26:56.100
برای همین ملکه مادر بزرگ تصمیم گرفتن که به اوبوی یه سری بزنن

00:26:56.190 --> 00:26:58.500
گرچه اون با جایگاه اصلی بالاش بیرون نرفت

00:26:58.590 --> 00:27:00.900
اون فقط منو، سونگ گو تو، ناسای

00:27:00.990 --> 00:27:02.200
و دو بانوی درباری رو با خودش آورده بود

00:27:02.290 --> 00:27:05.500
وقتی ملکه مادر بزرگ اوبوی رو دید، متوجه چیزی شد؟

00:27:05.590 --> 00:27:09.300
وقتی اوبوی رو دیدن، ازم خواستن که بهش دارو رو بدم

00:27:09.390 --> 00:27:11.000
اما یک دفعه، کاسه دارو رو روی

00:27:11.090 --> 00:27:12.100
صورت و بدنم ریخت

00:27:12.190 --> 00:27:14.300
بعدش ملکه مادر بزرگ ازم خواستن که برگردم و لباس هام رو عوض کنم

00:27:14.390 --> 00:27:16.000
نمیدونم

00:27:16.090 --> 00:27:18.700
که بعدش چه اتفاقی افتاد

00:27:18.790 --> 00:27:21.700
اشکالی نداره

00:27:23.690 --> 00:27:26.500
اگه اوبوی بخاطر دیوونگیش

00:27:26.590 --> 00:27:29.200
چیزی روی تو ریخته

00:27:29.290 --> 00:27:32.600
اما اگه عمدا اینکارو کردن

00:27:32.690 --> 00:27:35.800
اونوقت این بده

00:27:35.890 --> 00:27:40.000
این یعنی اوبوی کاملا از بیماریش بهبود پیدا کرده

00:27:40.090 --> 00:27:43.400
اون فقط تظاهر به دیوونگی میکرد و عمدا تو رو فرستاده بیرون

00:27:43.490 --> 00:27:47.000
تا به تنهایی به ملکه مادر بزرگ گزارش بده

00:27:50.090 --> 00:27:52.000
حس میکنم یه اتفاق بدی در شرف وقوعه

00:27:52.090 --> 00:27:54.200
احتمالا توسط اوبوی فریب خوردیم

00:27:54.290 --> 00:27:55.900
در واقع اصلا دیوانه نشده بوده

00:27:55.990 --> 00:27:59.700
اون نتونسته مردی که قبلا باعث مسموم شدنش بشه رو پیدا کنه

00:27:59.790 --> 00:28:02.400
در واقع، ما از یه احتمال غافل شدیم

00:28:02.490 --> 00:28:05.600
که احتمالا این وبوی بوده که خودش خودشو مسموم کرده

00:28:05.690 --> 00:28:06.800
اما دوز ش کم بوده

00:28:06.890 --> 00:28:09.200
و اون  در وهله ی اول با خدمه ی قابل اعتمادش هماهنگ کرده

00:28:09.290 --> 00:28:11.700
که دارو رو بعدا بهش بدن

00:28:11.790 --> 00:28:13.200
و خودش تظاهر به دیوونگی بکنه

00:28:13.290 --> 00:28:14.800
و اینو از هممون مخفی بکنه

00:28:14.890 --> 00:28:17.500
پس...بعد از شنیدن حرفایی که زدی

00:28:17.590 --> 00:28:19.700
یه کم شک و ظن ام بیشتر شد

00:28:19.790 --> 00:28:22.200
از اونجایی که اوبوی تونسته این داروی سم رو بسازه

00:28:22.290 --> 00:28:24.800
این یعنی اون باید دانش خاصی مقابل سم ها داشته باشه

00:28:24.890 --> 00:28:28.700
پس مشهوده ‌که اون عمدا دارو روی من ریخته

00:28:28.790 --> 00:28:31.000
پس اگه واقعا مسئله اینه

00:28:31.090 --> 00:28:34.200
پس هویت هامون لو نمیره؟

00:28:34.290 --> 00:28:36.100
چیکار باید بکنیم؟

00:28:36.190 --> 00:28:38.000
بهتون گفتم که زودتر باید بریم

00:28:38.090 --> 00:28:40.000
!اما شما حرف گوش ندادین

00:28:40.090 --> 00:28:41.500
مخصوصا یی هوان

00:28:41.590 --> 00:28:45.300
اون که قبلا رفته بود، چرا دوباره برگشت؟

00:28:45.390 --> 00:28:46.900
اما فورا مضطرب نشو

00:28:46.990 --> 00:28:49.800
ما میتونیم در حال حاضر طبق وضعیت فعلی عمل کنیم

00:28:49.890 --> 00:28:52.600
قبل از اینکه مطمئن بشیم که اوبوی در واقع داره تظاهر میکنه که عقلشو از دست داده

00:28:52.690 --> 00:28:56.000
باید هر احتمالی که ممکن اتفاق بیفته رو در نظر بگیریم

00:28:56.090 --> 00:28:57.900
و به یه استراتژی برای مقابله باهاش فکر کنیم

00:29:26.190 --> 00:29:28.200
بالاخره همه ی گزارش ها رو بررسی کردم

00:29:28.290 --> 00:29:30.400
خیلی خستم

00:29:30.490 --> 00:29:31.400
برادر لونگ، شما خیلی زحمت کشیدی

00:29:31.490 --> 00:29:34.000
میخواین شونه هاتون رو ماساژ بدم؟

00:29:34.090 --> 00:29:36.700
خیلی خب، بیا

00:29:41.790 --> 00:29:45.200
رئیس متشکرم

00:29:45.290 --> 00:29:47.800
متشکرم که موافقت کردی که با من برگردی

00:29:47.890 --> 00:29:51.200
عجب حس خوبیه

00:29:51.290 --> 00:29:55.200
امیدوارم زندگی همینطوری تا ابد ادامه پیدا کنه

00:29:56.590 --> 00:30:01.300
برادر لونگ من جرات فکر کردن به تا ابد رو به خودم نمیدم

00:30:01.390 --> 00:30:04.600
فقط میتونم روز هایی که باهم هستیم رو گرامی بدارم

00:30:06.690 --> 00:30:08.600
اوه بله، رئیس

00:30:08.690 --> 00:30:10.400
اون باری که تو فاحشه خانه ی وان هوا بودی

00:30:10.490 --> 00:30:14.100
اون رقص شمشيری که اجرا کردی خیلی قشنگ بود

00:30:14.190 --> 00:30:16.600
میتونی دوباره برای من برقصی؟

00:30:16.690 --> 00:30:18.600
در واقع، اون اصلا رقص نبود

00:30:18.690 --> 00:30:21.700
یه سری حرکت های هنری با شمشيره که من به صورت رقص در آوردم

00:30:21.790 --> 00:30:26.100
گرچه یک هنر شمشیرزنیه، باید دو نفره اجرا بشه

00:30:26.190 --> 00:30:28.700
اینطوری میتونه بیشترین قدرتش رو نمایش بده

00:30:28.790 --> 00:30:32.200
برادر لونگ، به جای اینکه من براتون برقصم

00:30:32.290 --> 00:30:34.300
چرا باهم نرقصیم؟

00:30:34.390 --> 00:30:36.000
میتونم بهت یاد بدم، این ایده بهتری نیست؟

00:30:36.090 --> 00:30:39.000
خیلی خب رئیس، اگه مایلی که به من درس بدی

00:30:39.090 --> 00:30:40.500
پس طبیعتا این بهترین انتخابه

00:30:45.000 --> 00:31:47.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.::  Telegram : @bollbolljan  ::.
.::  Instagram @bollbolljan_com  ::.