﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:30.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:31.520 --> 00:01:36.570
قسمت سوم

00:01:37.110 --> 00:01:38.480
!اوه، اینجاست

00:01:38.480 --> 00:01:40.470
.ببین چه صورت سرخی داره

00:01:40.470 --> 00:01:41.860
.خیلی سرزنده‌س

00:01:41.860 --> 00:01:42.780
مست کرده؟

00:01:43.280 --> 00:01:45.010
.اونکه ساکی نمیخوره

00:01:45.010 --> 00:01:46.220
براش گرم کردین؟

00:01:46.220 --> 00:01:49.160
تو چت شده؟
.نوزادها به خاطر سرخی صورتشون آکانبو هستند

00:01:49.160 --> 00:01:50.550
.آهان، فهمیدم

00:01:50.550 --> 00:01:51.790
.اگر سرخ‌رو باشند، آکانبو هستند

00:01:51.790 --> 00:01:53.020
.اگر آبی‌رو باشند، آئونبو هستند

00:01:53.020 --> 00:01:54.800
.اگر سفید‌رو باشند، شیرونبو هستند

00:01:57.550 --> 00:02:00.200
.سلام. اول صبحی شروع کردی

00:02:00.200 --> 00:02:01.840
میشه مزاحمم نشی؟

00:02:02.090 --> 00:02:06.140
.برعکس تو، وقت زیادی ندارم
.دارم سعی میکنم به بهترین نحو اجرا کنم

00:02:08.360 --> 00:02:11.340
.امروز صبح عوض شدی

00:02:11.340 --> 00:02:14.490
،نحوه بیانت در داستان
.نحوه‌ی حرف زدنت... به خلقیاتت نمیخوره

00:02:14.490 --> 00:02:17.340
.انگار یه پرنده نغمه‌خوان بخواد قوقولی قوقو بکنه

00:02:19.620 --> 00:02:23.920
نکنه به خاطر این‌ـه که استاد بهت گفت انگار از ته چاه حرف میزنی؟

00:02:29.870 --> 00:02:31.850
،ببین، میدونم چی گفته

00:02:31.850 --> 00:02:36.280
ولی به نظرم بهتره سراغ داستان‌هایی بری
.که درخور توانایی‌هات باشه

00:02:37.440 --> 00:02:39.420
نداشتن صدای کامل رو اعصاب آدمه، نه؟

00:02:39.420 --> 00:02:41.680
.پس یه داستانی انتخاب کن که برات سخت نباشه

00:02:42.350 --> 00:02:44.780
.قصه‌های مبتذل و شهوت‌آمیز

00:02:44.780 --> 00:02:46.680
.میدونی، چیزهای سکسی

00:02:47.370 --> 00:02:50.270
.داستان‌های زیادی همراه با شامسین و رقص وجود دارند

00:02:51.380 --> 00:02:55.270
،من از پسش برنمیام
ولی تو شاید بتونی! نه؟

00:02:56.370 --> 00:03:00.280
.من از پس داستان‌های معمولی هم برنمیام
.برای اون‌ها هنوز زوده

00:03:00.490 --> 00:03:01.780
.آره همین رو بگو

00:03:02.140 --> 00:03:03.890
.از پسشون برنمیای

00:03:08.290 --> 00:03:13.350
،میخوام با یه دختر بخوابم
.ولی فکر نکنم با این وضع زندگی ممکن باشه

00:03:15.030 --> 00:03:15.800
.هی

00:03:16.420 --> 00:03:21.970
،وقتی تئاتر بهمون حقوق داد
.بیا یه سر بریم فاحشه‌خونه یوشیوارا

00:03:22.780 --> 00:03:25.240
.باید برم مدرسه

00:03:28.930 --> 00:03:30.170
.آهان

00:03:32.190 --> 00:03:34.180
.فعلاً

00:03:37.520 --> 00:03:39.860
.شین سان ازم بیشتر و بیشتر جلو زد

00:03:40.220 --> 00:03:43.610
.و منم دچار اضطراب و دلشوره شدم

00:03:44.060 --> 00:03:48.090
.در اون زمان، فقط به خاطر سپردن داستان‌های مبتدی کلی از انرژیم رو میگرفت

00:03:48.090 --> 00:03:51.870
چطور میتونستم به داستان‌هایی فکر کنم که
با توانایی‌هام هم‌خونی داشت؟

00:03:51.870 --> 00:03:56.380
.و اونقدر وقت نداشتم که به زن‌ها فکر کنم

00:03:56.900 --> 00:03:58.710
،به شدت درگیر برنامه م بودم

00:03:58.710 --> 00:04:04.360
،روز رو در مدرسه میگذرونم
.شب رو در تئاتر

00:04:04.770 --> 00:04:06.750
،به خاطر مادرم

00:04:06.750 --> 00:04:12.190
...استاد ترتیبی داد که به دبیرستان برم، ولی

00:04:17.560 --> 00:04:19.210
در نتیجه، فاصله‌ی

00:04:18.560 --> 00:04:24.070


00:04:19.210 --> 00:04:24.070
بین خودم و شین سان- که خودش رو کامل
.وقف راکوگو کرده بود- بیشتر و بیشتر شد

00:04:24.480 --> 00:04:29.080
.و در عین حال این فاصله دردناک‌تر و دردناک‌تر می‌شد

00:04:38.190 --> 00:04:40.150
،ولی، در همون زمان

00:04:40.150 --> 00:04:43.200
.بدون شک خوشحال بودم که در دنیای سرگرمی هستم

00:04:45.390 --> 00:04:48.930
.شاید واقعاً از این جور چیزها لذت میبردم

00:04:49.460 --> 00:04:52.430
...رفتن به تئاتر، گوش دادن به نوای شامیسن

00:04:52.850 --> 00:04:56.250
.قلبم رو آروم میکرد

00:04:56.950 --> 00:04:57.720
.آخ

00:04:59.420 --> 00:05:00.630
چی شد؟

00:05:00.980 --> 00:05:04.490
،انگشتم چند وقت پیش پیچ خورد
.ولی هنوز درد میکنه

00:05:04.840 --> 00:05:07.490
.بذار یه امتحانی بکنم

00:05:12.120 --> 00:05:14.630
آهنگ بعدی استاد چیه؟

00:05:14.630 --> 00:05:17.000
اوه، تو هم میزنی؟

00:05:17.490 --> 00:05:19.000
.آیا غنچه‌ها شکفته شده‌اند

00:05:19.950 --> 00:05:22.000
.لطفاً بهم اجازه بدین

00:05:22.340 --> 00:05:25.250
اوه، شاگرد یاکومو داره میزنه؟

00:05:25.250 --> 00:05:26.510
.بسیار عالی

00:05:45.360 --> 00:05:46.030
...ببخشید

00:05:47.390 --> 00:05:49.990
.بـ-بابت اون موقع ممنونم

00:05:49.990 --> 00:05:54.130
..مـ-من تازه شروع کردم. کارم خیلی بده

00:05:54.860 --> 00:05:56.540
.ولی، شما عالی بودین

00:05:58.990 --> 00:06:00.540
چـ-چیزی شده؟

00:06:01.390 --> 00:06:03.550
میخوای بهت یاد بدم؟

00:06:03.550 --> 00:06:06.050
ا-این کار رو میکنین؟ واقعاً؟

00:06:06.340 --> 00:06:09.140
.این دختر شاگرد نوازنده‌س، اوچیو چان

00:06:09.510 --> 00:06:13.140
.اولین دختری که باهاش بیرون رفتم

00:06:28.190 --> 00:06:33.190
اولش، به دلیل کنجکاوی که در مورد دختران داشتم
،باهاش قرار گذاشتم

00:06:33.190 --> 00:06:37.700
.ولی اون دختر صادق و دلپذیری بود

00:06:41.960 --> 00:06:45.460
،من زنزا بودم، پایین‌ترین سطح اجراکننده
.برای همین نباید باهم دیده میشدیم

00:06:45.460 --> 00:06:48.890
.ما عشقمون رو پنهان کردیم و بارها مخفیانه ملاقات کردیم

00:06:57.470 --> 00:07:03.290
.هرچند دیری نگذشت که من و اوچیو چان از هم جدا شدیم

00:07:13.190 --> 00:07:16.520
.من باید به شهرمون برگردم

00:07:18.910 --> 00:07:20.870
...مادربزرگم برگشته

00:07:20.870 --> 00:07:24.880
،برادرم ازش نگهداری میکرده
...ولی الان میخواد بره ارتش

00:07:25.260 --> 00:07:27.820
...چون به زودی جنگ شروع میشه

00:07:33.510 --> 00:07:36.140
...کیکوهیکو سان. این خداحافظی منه

00:07:38.140 --> 00:07:40.690
.ولی خواهش میکنم، من رو فراموش نکن

00:07:48.150 --> 00:07:51.150
نقال

00:07:51.700 --> 00:07:57.280
.سال 1941، سال 16 شووا، جریانات علیه راکوگو دراومد

00:07:57.660 --> 00:08:03.280
.راکوگوهای به اصطلاح غیراخلاقی و مبتذل باید سانسور میشدند

00:08:03.280 --> 00:08:07.540
،"داستان‌های مبتذل مثل "آکگاراسو
..."داستان‌های شهوت‌آمیز مثل "میاتوگاوا

00:08:07.940 --> 00:08:14.300
در کل، 53 اثر فوق‌العاده برچسب
.راکوگوی ممنوعه" خوردند و دفن شدند"

00:08:14.600 --> 00:08:18.800
.واقعاً درمونده شدم. دست و پای من رو بستند

00:08:19.480 --> 00:08:23.390
،اگه این خودسانسوری رو ادامه بدند
.تبدیل به استاندارد در دنیای راکوگو میشه

00:08:23.950 --> 00:08:27.050
.چه دولت مسخره‌ای. شورش رو در آوردند

00:08:28.830 --> 00:08:32.920
این زمانی اتفاق افتاد که من تمرین روی راکوگوی

00:08:32.920 --> 00:08:36.170
.مبتذل و شهوت‌آمیز رو به پیشنهاد شین سان شروع کردم

00:08:36.530 --> 00:08:40.410
،انگار که، همون موقع که تلاش من برای شروع راکوگو خودم شروع شد

00:08:40.410 --> 00:08:43.470
.از اون راه منع میشدم

00:08:50.830 --> 00:08:51.630
.هی

00:08:54.170 --> 00:08:55.420
!شین سان

00:08:56.380 --> 00:08:58.930
چخبر شده؟
.فکر کردم امروز وقتت آزاده

00:09:02.210 --> 00:09:06.890
،کارهام زود تموم شد
.اومدم کمک کنم

00:09:06.890 --> 00:09:08.940
.بعدشم، انگار این چند وقت تو زهوار در رفته شدی

00:09:09.560 --> 00:09:12.010
.اینقدر سفت فشار نده. میشکنه‌ها

00:09:12.010 --> 00:09:13.440
!میدونم

00:09:15.070 --> 00:09:17.550
چیزی اذیتت میکنه؟

00:09:17.550 --> 00:09:18.450
.نه

00:09:18.690 --> 00:09:21.280
.فقط اینکه کسی بهمون ملحق نمیشه

00:09:21.280 --> 00:09:24.200
.اگه وضع اینطور ادامه پیدا کنه، تا ابد سطح پایین باقی میمونیم

00:09:25.020 --> 00:09:27.500
،تا زنزای جدید نباشه
.نمیتونیم به فوتاتسومه ارتقا پیدا کنیم

00:09:27.660 --> 00:09:31.490
چیکار میشه کرد؟ هیچکس اونقدر احمق نیست که
با وضع فعلی بیاد راکوگو ـــ

00:09:31.490 --> 00:09:33.620
چه وضعی!؟ چه اهمیتی داره!؟

00:09:33.620 --> 00:09:35.970
!میخوام راکوگو کنم، نه خونه‌داری

00:09:36.410 --> 00:09:40.970
بعد... به خاطر همین وضعی که میگی، ما
.باید پرچم راکوگو رو برافراشته نگه داریم

00:09:41.490 --> 00:09:43.480
.هیچی تماشاچی نداریم

00:09:43.480 --> 00:09:45.610
،هیچکس نمیخواد نقال بشه

00:09:46.200 --> 00:09:48.490
.چون میخوان دستشون به دهنشون برسه

00:09:48.490 --> 00:09:50.350
.زنده موندن خیلی سخت شده

00:09:50.730 --> 00:09:56.560
ولی ببین. وقتی که جیبشون پر بشه
.باز به تئاتر برمیگردند

00:09:56.560 --> 00:09:58.990
.میدونم حتماً اینطور میشه

00:10:00.080 --> 00:10:01.370
.که اینطور

00:10:01.740 --> 00:10:07.000
.از هرکسی که این ماه و ماه دیگه سر وظیفه‌س میخوام انجامش بده

00:10:07.820 --> 00:10:10.820
کی این ماه و ماه دیگه سر وظیفه‌س؟

00:10:10.820 --> 00:10:13.000
اوه؟ صندل‌ساز و توفو پز؟

00:10:13.220 --> 00:10:14.720
.باشه، شما دو تا انجامش بدین

00:10:14.160 --> 00:10:16.120
!هی، داره کوگانه‌موچی اجرا میکنه

00:10:14.720 --> 00:10:16.510
بازم ما؟

00:10:16.700 --> 00:10:18.760
!خیلی خب، به کارتون برسین

00:10:18.760 --> 00:10:21.010
.من این رو تمرین میکردم

00:10:20.470 --> 00:10:22.710
!هوووی! هووووی

00:10:22.070 --> 00:10:25.260
.استاد بیسوکه، هان؟ کارش همچین مالی نیست

00:10:22.710 --> 00:10:25.260
!هی هی، اینجا که جشنواره نیست

00:10:25.850 --> 00:10:30.030
دادزنان میگفت، اون‌ها روستای یامازاکی در شیتایا رو
،به یاماشیتا در اوئنو ترک کردند

00:10:30.030 --> 00:10:32.510
،از پل سانمای گذشتند
...به جاده‌ی اوئنو رسیدند

00:10:32.510 --> 00:10:34.460
،پایین جاده به روستای گوکن منتهی میشد

00:10:34.460 --> 00:10:37.310
...و پس از امارت‌های هوری ساما و توری ساما بود

00:10:37.310 --> 00:10:41.970
...اولش به خاطر شین سان از راکوگو متنفر شدم

00:10:42.270 --> 00:10:46.760
.ولی بعد هم به خاطر اون عاشقش شدم

00:10:47.270 --> 00:10:48.590
...هرچند

00:10:49.040 --> 00:10:55.320
،بعد از اینکه جنگ شروع شد
.مردم از توکیو گریزان شدند

00:10:55.320 --> 00:10:59.050
.مسلماً این روی دنیای راکوگو تاثیرگذار بود

00:10:59.050 --> 00:11:01.310
.شاگردهای بزرگتر یکی پس از دیگری انصراف دادند

00:11:01.310 --> 00:11:07.560
،و با وجود اینکه شین سان بود
.دنیای ما حس پوچ‌ به خودش گرفت

00:11:09.060 --> 00:11:14.500
.کیکو، هاتسوتا، نمیدونم چی بگم
.دیگه فقط شما دوتا موندین

00:11:14.500 --> 00:11:17.570
...استاد... من

00:11:18.230 --> 00:11:22.260
.حقیقتش، میخواستم در مورد یه چیزی باهاتون صحبت کنم

00:11:22.630 --> 00:11:24.820
.بعد تنهایی با هر کدومتون حرف میزنم

00:11:31.260 --> 00:11:32.580
.گوش کن کیکو

00:11:34.360 --> 00:11:39.110
.داشتم به رفتن به منچوری برای سرگرم کردن سربازها فکر میکردم

00:11:39.890 --> 00:11:41.850
،و بودن در توکیو هم خطرناکه

00:11:41.850 --> 00:11:44.510
.برای همین میخوام همسرم رو پیش خانواده‌ش بفرستم

00:11:44.510 --> 00:11:47.350
.میخوام ماتسودا کون رو هم راهی کنم

00:11:47.570 --> 00:11:51.800
.ازت میخوام با همسرم به شهرشون بری

00:11:52.600 --> 00:11:56.360
...تو هجده سالت شده، شاید بیش از اندازه نگرانم

00:11:56.360 --> 00:11:59.860
،ولی، اگه اتفاقی برات بیوفته
.دیگه نمیتونم تو روی مادرت نگاه کنم

00:12:00.140 --> 00:12:01.360
شین سان چی؟

00:12:01.360 --> 00:12:05.860
.خب... میخوام با خودم ببرمش

00:12:06.210 --> 00:12:08.370
!پس من رو هم با خودتون ببرین

00:12:08.630 --> 00:12:12.840
.اونجا خیلی خطرناکه
.نمیتونم تو رو ببرم

00:12:13.510 --> 00:12:15.620
.تازه، پات هم آسیب دیده

00:12:16.040 --> 00:12:18.550
.هرچی همراهانم بیشتر باشند، سفر سخت‌تر میشه

00:12:18.550 --> 00:12:20.630
بهتر از ملحق شدن به ارتشه، نه؟

00:12:21.160 --> 00:12:24.140
.به‌هرحال که تا چند ماه دیگه بیکار میشیم

00:12:24.140 --> 00:12:28.000
.اگه اینجا بمونی، نمیتونی راکوگو اجرا کنی

00:12:28.000 --> 00:12:32.140
.این زمونه‌ی ماست. حتی نمیتونم از گربه‌م نگهداری کنم

00:12:32.600 --> 00:12:34.460
.باید ولش کنم بره

00:12:39.010 --> 00:12:41.340
پس منم مثل گربه‌ت هستم؟

00:12:43.120 --> 00:12:45.650
داری منم ترک میکنی؟

00:12:46.010 --> 00:12:49.250
.شین سان پیشت میمونه و آموزش میبینه

00:12:49.250 --> 00:12:52.660
!ولی من باید تو یه شهر دیگه فقط دست رو دست بذارم

00:12:53.060 --> 00:12:55.740
یعنی میگین من پتانسیل و استعدادش رو ندارم؟

00:12:55.740 --> 00:12:57.670
.من این حرف رو نزدم

00:12:58.080 --> 00:13:00.700
!من حتی نمیخوام ازش عقب بیوفتم

00:13:00.700 --> 00:13:03.300
.نه در زمانی که عاشق این کار شدم

00:13:03.300 --> 00:13:05.420
!من میخوام به تمرین راکوگو ادامه بدم

00:13:06.790 --> 00:13:08.260
.کیکوهیکو

00:13:08.900 --> 00:13:12.780
.یادم نمیاد بهت اجازه حرف زدن داده باشم

00:13:14.190 --> 00:13:17.190
.بله... عذر میخوام

00:13:23.190 --> 00:13:25.420
بون. آماده‌ای؟

00:13:26.440 --> 00:13:27.200
.آره

00:13:27.700 --> 00:13:30.300
.فکر کنم وقت خداحافظی نزدیکه

00:13:30.630 --> 00:13:33.700
.ولی قول میدم زنده برگردم

00:13:34.220 --> 00:13:36.930
.تا حالا باهم به یوشیوارا نرفتیم

00:13:39.710 --> 00:13:43.580
.چیه، انگار بهمون اعتماد نداری

00:13:44.820 --> 00:13:45.710
.شین سان

00:13:48.370 --> 00:13:49.560
.قول انگشتی

00:13:56.230 --> 00:14:01.980
میگم، گوش دادن به اجراهای "استاد خمیازه"، "آکوبی شینان" باعث
.میشه خوابم ببره

00:14:01.980 --> 00:14:07.650
خوابت میبره؟ ای گستاخ. اصلاً
این تعریف بود یا توهین؟

00:14:07.650 --> 00:14:08.490
.نمیدونم

00:14:11.330 --> 00:14:13.740
.هوی، یه دقیقه بیا

00:14:13.970 --> 00:14:15.150
چیه؟

00:14:15.950 --> 00:14:17.750
.تمرین‌ـه

00:14:17.750 --> 00:14:21.910
.یه لحظه صبر کن. این قیافه کسی که میخواد تمرین کنه نیست

00:14:26.540 --> 00:14:28.130
.اینکه خوابید

00:14:31.020 --> 00:14:33.830
.زمان بی‌رحمانه میگذشت

00:14:33.830 --> 00:14:39.840
.من در شهر به دور از راکوگو در کارخانه کار میکردم

00:14:41.120 --> 00:14:44.490
...نمیتونم بگم از زندگی لذت میبردم، ولی

00:14:44.490 --> 00:14:47.460
.زندگی آرومی به دور از جنگ داشتم

00:14:47.460 --> 00:14:51.740
.بعضی‌ها شاید بهش زندگی مجلل بگند

00:14:51.740 --> 00:14:53.740
راکوگوی کلاسیک

00:14:54.630 --> 00:14:56.000
!بون چان

00:14:57.090 --> 00:14:59.310
باز اینجا خوابیدی؟

00:15:01.910 --> 00:15:03.610
.به خودت صدمه میزنی ها

00:15:03.610 --> 00:15:07.380
.بیخیال بابا. اونقدر لاجونی نیستم

00:15:07.770 --> 00:15:09.980
...منظورم این نیست

00:15:10.760 --> 00:15:15.140
،چی میشد اگه با یه دختر عادی مثل این ازدواج کنم
،یه شغل معمولی گیر بیارم

00:15:15.140 --> 00:15:19.620
"و بقیه عمرم رو همینجا بگذرونم؟

00:15:19.620 --> 00:15:22.270
...این افکار از ذهنم میگذشت

00:15:31.020 --> 00:15:32.020
.من برگشتم

00:15:32.020 --> 00:15:33.110
.خوش اومدی

00:15:33.110 --> 00:15:35.800
کیکوهیکو سان، نامه نیومده؟

00:15:35.800 --> 00:15:37.140
.نه

00:15:37.550 --> 00:15:41.640
...میدونستم. حتماً اونجا مرده

00:15:44.310 --> 00:15:48.880
اوایل، از طرف استاد نامه میومد
.ولی رفته رفته دیگه نیومد

00:15:49.620 --> 00:15:55.330
،اگرچه گفته بودند چند ماه دیگه برمیگردند
.ولی دیری نگذشت که دیگه خبری ازشون نبود

00:15:55.830 --> 00:15:58.140
.شش ماه گذشت. یک سال گذشت

00:15:58.760 --> 00:16:02.020
.جریان بی‌رحم زمان توقف‌ناپذیر بود

00:16:03.450 --> 00:16:06.400
،بانو، که همیشه توی توکیو سرش شلوغ بود

00:16:06.740 --> 00:16:12.400
.به آرومی در انتظار روزانه رسیدن استاد پا به کهولت گذاشت

00:16:13.820 --> 00:16:21.410
.و همینطور من... از دیدن دوباره اون‌ها نصف جون شده بودم

00:16:27.290 --> 00:16:28.790
قبول داری؟

00:16:29.420 --> 00:16:31.060
.خیلی جالبه

00:16:35.070 --> 00:16:36.550
...فراموش

00:16:36.550 --> 00:16:39.540
راکوگو برای مبتدیان

00:16:36.990 --> 00:16:41.950
.شاید داشتم خودم رو برای زندگی هرچه بهتر قانع میکردم

00:16:49.710 --> 00:16:53.440
.بانو. شما باید غذا بخورین، وگرنه دوباره مریض میشین

00:16:55.240 --> 00:17:00.370
.حالم خوبه. اگه اون نباشه چه فایده ای در سلامت من هست

00:17:00.370 --> 00:17:01.560
.این حرف رو نزنین

00:17:02.440 --> 00:17:09.240
،حتی اگه اون هیچوقت برنگرده
ما باید به زندگی ادامه بدیم. درسته؟

00:17:31.290 --> 00:17:34.480
.هی، یه دقیقه بیا اینجا

00:17:34.480 --> 00:17:35.110
چی شده؟

00:17:35.880 --> 00:17:37.980
.تمرین‌ـه

00:17:38.390 --> 00:17:39.920
.یه لحظه صبر کن

00:17:45.620 --> 00:17:49.940
،برف‌های پوشاننده‌ی کوهستان ذوب شدند

00:17:49.940 --> 00:17:53.630
...رودخانه‌های بزرگی تشکیل دادند، که با قدرت پیش می‌رفتند

00:17:53.030 --> 00:18:01.000
،بعد از اون، هر موقع اندوهگین بودم
.برای خودم قصه‌های راکوگو تعریف میکردم

00:18:01.000 --> 00:18:04.390
.انگار وزن سنگینی از قلبم برداشته میشد

00:18:05.170 --> 00:18:12.400
،فهمیدم با وجود تمام تلاشی که برای فراموشش کردم
.راکوگو در قلبم ریشه دوانده بود

00:18:15.350 --> 00:18:17.130
.من بهش نیاز داشتم

00:18:17.130 --> 00:18:18.900
.در اون زمان اتفاقی رخ داد

00:18:19.910 --> 00:18:24.220
.امپراطور اعلامیه‌ای داد و به این شکل جنگ به پایان رسید

00:18:24.220 --> 00:18:26.780
.حقیقتاً پیشرفت ناگهانی بود

00:18:30.940 --> 00:18:33.920
:بانو و من تنها یه آرزو داشتیم

00:18:34.180 --> 00:18:38.420
،اینکه بتونیم هرچه سریعتر به توکیو برگردیم
.حالا که آسمان شهر امنه

00:18:45.770 --> 00:18:49.810
.و بعد، منتظر برگشت استاد و دوستم بشیم

00:18:51.190 --> 00:18:55.190
.خانه‌ی استاد در کاگورازاکا از جنگ در امان مونده بود

00:18:55.620 --> 00:18:59.980
،و به خاطر حضور ماتسودا سان در اون حوالی

00:18:59.980 --> 00:19:02.700
.داخل خونه تمیز و مرتب بود

00:19:04.510 --> 00:19:07.710
.به هرحال، این خونه برای من خاصه

00:19:08.390 --> 00:19:09.620
...مـ-ممنونم

00:19:09.620 --> 00:19:10.460
...بانو

00:19:11.260 --> 00:19:14.380
.حالا باید منتظر استاد بشیم تا برگرده

00:19:15.440 --> 00:19:16.460
.بله

00:19:16.460 --> 00:19:19.970
.ولی، خبر خوبی ازشون نیومد

00:19:20.270 --> 00:19:24.730
.شایعات میگفتند که عقب‌نشینی بیش از اندازه طول میکشه

00:19:24.970 --> 00:19:27.410
،به هرحال، با باور به اینکه اون‌ها برمیگردند

00:19:27.410 --> 00:19:31.730
.به طور خستگی‌ناپذیر شروع به کار به عنوان نون‌آور خونه کردم

00:19:31.930 --> 00:19:35.120
...این رو به ماهی‌فروشی برمیگردونم

00:19:35.570 --> 00:19:39.750
.اساتید ترتیب ورودم به عنوان فوتاتسومه دادند

00:19:39.750 --> 00:19:42.240
.سه یا چهار بار در شب اجرا داشتم

00:19:42.870 --> 00:19:45.620
.اونقدر سرم شلوغ بود که وقت استراحت نداشتم

00:19:46.960 --> 00:19:49.610
.اه، خب. شما باید کتری رو جاش بذاری

00:19:46.960 --> 00:19:53.490
.ولی، از اینکه دوباره راکوگو میکنم خوشحال شدم

00:19:49.610 --> 00:19:51.000
کتری جاش بذاری؟

00:19:51.000 --> 00:19:54.100
میتونی جای لنگ از کتری استفاده کنی؟

00:19:54.100 --> 00:19:55.500
!ای سگ خوش‌شانس

00:19:55.890 --> 00:19:57.000
!چطور جرئت میکنی

00:19:57.500 --> 00:20:02.420
.و بعد، بدون خبر قبلی، آن روز فرا رسید

00:20:03.810 --> 00:20:05.240
!هوی

00:20:06.190 --> 00:20:08.210
!هوی

00:20:11.920 --> 00:20:14.560
!بانو! ماتسودا سان

00:20:20.140 --> 00:20:21.770
!عزیزم

00:20:21.260 --> 00:20:22.070
!تومی

00:20:40.000 --> 00:20:42.210
!شین سان. بوگند میدی

00:20:42.620 --> 00:20:44.610
!بون، چه بوی خوبی میدی

00:20:46.860 --> 00:20:49.290
.بهت پنج سکه میدم، برو حموم

00:20:49.290 --> 00:20:50.490
هان!؟

00:20:51.740 --> 00:20:57.480
،و به سرعت
.تئاتر بازگشایی شد

00:20:57.480 --> 00:20:59.650
!ببین، پرده بالا رفته

00:20:59.650 --> 00:21:01.740
!هی بون، تماشا کن

00:21:02.500 --> 00:21:04.660
!چشم‌هات رو باز نگه دار

00:21:13.860 --> 00:21:15.960
!خودشه! به حضار نگاه کن

00:21:16.540 --> 00:21:21.460
همونی شد که گفتم! اون‌ها برای شادی له‌له میزدند
!و حالا همه ریختند تو

00:21:22.290 --> 00:21:24.280
،و چون زمان زیادی ازش محروم بودند

00:21:24.280 --> 00:21:26.720
.یعنی راکوگو دوباره میتونه بدرخشه

00:21:27.980 --> 00:21:30.440
!دوران ما فرارسیده

00:21:32.160 --> 00:21:36.960
.هر کجا رو میدید، آینده‌ای درخشان می‌دید
.آینده‌ای مطلوب

00:21:36.960 --> 00:21:40.320
.در اون لحظه، از ته قلبم باور کردم

00:21:40.720 --> 00:21:46.300
،و اگه به اون طرف نگاه میکردم
.راه خودم رو پیدا میکردم

00:21:46.300 --> 00:21:49.090
.من هم قانع شده بودم

00:21:51.190 --> 00:21:55.860
،وقتی بزرگتر شدیم، سریع به رتبه فوتاتسومه ارتقا پیدا کردیم

00:21:56.120 --> 00:22:01.040
.خونه استاد رو ترک کردیم و با هم در تنگ‌دستی هم‌اتاق شدیم

00:22:01.260 --> 00:22:03.700
،وزش محبوبیت راکوگو شگفت‌انگیز بود

00:22:03.700 --> 00:22:07.920
...و ما رو به سمت اولین تجربه‌مون از ستاره شدن هدایت میکرد، ولی

00:22:10.050 --> 00:22:10.930
.سلام

00:22:13.460 --> 00:22:15.340
یاکومو سنسی اینجاست؟

00:22:17.470 --> 00:22:21.440
.بهشون بگین میوکوچی اینجاست. خودش میفهمه

00:22:23.580 --> 00:22:28.030
.متاسفانه، اون تنها زمان برجستگی ما بود
.بقیه داستان رو یه شب دیگه ادامه میدم

00:24:17.640 --> 00:24:21.870
.قسمت بعد، شووا گنروکو راکوگو شینجو قسمت چهارم

00:24:22.730 --> 00:24:35.940
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.::  Telegram : @bollbolljan  ::.
.::  Instagram @bollbolljan_com  ::.