﻿WEBVTT

00:00:00.209 --> 00:00:02.670
‫قرار بود همه‌چی تموم بشه
« آنچه گذشت »

00:00:03.504 --> 00:00:07.591
‫اولین‌بار کِی این مرد صورت‌زخمی رو دیدی؟

00:00:07.675 --> 00:00:10.803
‫اولین‌بار توی مدرسه دیدمش. تعقیبم می‌کنه

00:00:10.886 --> 00:00:12.430
‫ولی واقعی نیست

00:00:12.722 --> 00:00:14.181
‫نه، واقعی نیست

00:00:14.265 --> 00:00:16.350
‫- کورن‌وال؟
‫- مگه کورن‌وال چه‌شه؟

00:00:16.434 --> 00:00:19.228
‫یه ون بیرون خونه بود

00:00:19.311 --> 00:00:21.397
‫باید راننده‌ش رو پیدا کنید.
‫اون کسیه که بمب رو کار گذاشت

00:00:21.480 --> 00:00:22.648
‫بمبی در کار نبود اصلاً

00:00:22.732 --> 00:00:24.316
‫اسمش یاسن گرگوروویچ‌ـه

00:00:24.400 --> 00:00:26.152
‫- یاسن کیه؟
‫- یه قاتل مزدور

00:00:26.235 --> 00:00:28.404
‫اسمشون رو گذاشتن «اسکورپیا» (عقرب)
‫[ یک سازمان خصوصی که میلیاردرها دراِزای کشتن کسی
‫به آن پول می‌پردازند. و پنجمین رمان از سریِ «الکس رایدر»‌ ]

00:00:28.487 --> 00:00:33.075
‫حرفه‌ای هستن و و خدماتشون فقط برای
‫بخش بسیار کوچکی از نخبگان جهان در دسترسه

00:00:33.159 --> 00:00:34.827
‫فکر می‌کردم کار «اسکورپیا» تموم شده

00:00:34.910 --> 00:00:36.245
‫ما هم همین‌طور

00:00:36.328 --> 00:00:38.038
‫- به بودجه نیاز دارم
‫- به چه مقصودی؟

00:00:38.122 --> 00:00:40.708
‫کشتن رئیس‌جمهور ایالات متحده

00:00:42.168 --> 00:00:44.670
‫تلاش خوبی بود، ولی نمی‌تونی جلوش رو بگیری

00:00:46.338 --> 00:00:48.090
‫کرِی سعی کرد یه حملۀ هسته‌ای انجام بده

00:00:48.174 --> 00:00:50.968
‫- گرگوروویچ بهش شلیک کرد
‫- چرا باید همچین کاری کنه؟

00:00:51.051 --> 00:00:54.472
‫پدرت دوست من بود

00:00:54.555 --> 00:00:57.141
‫برو «بیوه» رو پیدا کن

00:00:57.224 --> 00:00:59.018
‫«اسکورپیا» رو پیدا کن

00:00:59.101 --> 00:01:03.731
‫ببین که واقعاً کی هستی

00:01:03.779 --> 00:01:10.779
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:12.120 --> 00:01:17.520
« مالت »

00:01:21.957 --> 00:01:25.127
‫«بیوه» رو پیدا کن. «اسکورپیا» رو پیدا کن

00:01:27.004 --> 00:01:28.923
‫ببین که واقعاً کی هستی

00:01:33.803 --> 00:01:35.054
‫زیباست، مگه نه؟

00:01:37.598 --> 00:01:39.475
‫آره. همین‌طوره

00:01:39.558 --> 00:01:41.936
‫جزیرۀ مسحورکننده‌ایه.
‫بارها به اینجا اومده‌ام

00:01:42.019 --> 00:01:43.521
‫همراه خانواده اومدی؟

00:01:43.604 --> 00:01:44.979
‫فقط دوست‌هام

00:01:46.440 --> 00:01:51.570
‫خب، جزیرۀ بزرگی نیست. پس شاید باز همدیگه رو دیدیم

00:02:02.665 --> 00:02:05.125
‫- دوستت کی بود؟
‫- یه بنده‌خدایی

00:02:05.668 --> 00:02:06.961
‫چیزی گیرت اومد؟

00:02:07.044 --> 00:02:10.005
‫یه‌عالمه عکس. ولی همچنین یه حس

00:02:11.090 --> 00:02:12.383
‫یه حس؟

00:02:12.466 --> 00:02:15.719
‫که جای درستی اومدیم. خودشه

00:02:15.803 --> 00:02:19.849
‫بهتره دعا کنیم حق با تو باشه چون این آخرین سرنخه

00:02:20.182 --> 00:02:22.268
‫بعد از این، دیگه گزینه‌ای نداریم

00:02:22.351 --> 00:02:25.020
‫«بیوه» رو پیدا کن، «اسکورپیا» رو پیدا کن

00:02:32.278 --> 00:02:34.572
‫هر کاری که تاحالا کردیم... همه‌ش به اینجا اشاره داره

00:02:34.655 --> 00:02:36.781
‫- پس برگردیم پایگاه؟
‫- آره

00:02:48.210 --> 00:02:49.461
‫گزارش بده

00:02:49.962 --> 00:02:54.174
‫الکس رایدر اینجاست. همین الآن. توی مالت

00:03:41.013 --> 00:03:44.016
‫ببین رفیق، همۀ این‌ها برمبنای یه ویروس تلفنیه ولی...

00:03:44.099 --> 00:03:46.393
‫آره، گوشی‌ای که مال سازمانه و فایل‌های سازمان روشه

00:03:46.477 --> 00:03:50.022
‫که همچنین اشاره کرد این شخص «بیوه»
‫توی ونیز یا برلین باشه

00:03:50.105 --> 00:03:51.941
‫ما هم رفتیم اونجا ولی چیزی گیرمون نیومد

00:03:52.024 --> 00:03:54.442
‫می‌دونم ولی مالت یه حس دیگه‌ای داره

00:03:54.526 --> 00:03:57.529
‫تا سه نشه بازی نشه. مطمئنم.
‫«اسکورپیا» باید اینجا باشه

00:03:57.613 --> 00:04:01.116
‫- تمام حرفم اینه که یه‌کم مبهمه
‫- آره، قبلاً هم گفتی

00:04:01.200 --> 00:04:03.243
‫«بیوه رو پیدا کن»

00:04:03.327 --> 00:04:06.246
‫خب نمی‌تونست بهت آدرسی چیزی بده که از اونجا شروع کنی؟

00:04:06.330 --> 00:04:08.123
‫به‌نظرم آدرس تغییر می‌کنه

00:04:08.207 --> 00:04:10.960
‫یعنی اگه تو هم سازمان مخفی
‫بودی، ممکن بود همین کار رو بکنی

00:04:11.043 --> 00:04:12.461
‫«سازمان» که همچین کاری کرد

00:04:17.925 --> 00:04:20.094
‫- داش‌کوچیکه!
‫- داش‌بزرگه!

00:04:28.602 --> 00:04:30.896
‫هر دفعه همین بساطه. چرا؟

00:04:30.980 --> 00:04:32.398
‫فقط یه نفس بکش

00:04:43.784 --> 00:04:47.246
‫- سیاحت گردشگری‌تون چطور بود؟
‫- آره، همه‌کار کردیم

00:04:47.329 --> 00:04:49.581
‫تماشای اماکن، تور «بازی تاج‌وتخت»، قایق‌سواری، آثار هنری

00:04:49.665 --> 00:04:52.209
‫- من که می‌تونستم ببرمتون قایق‌سواری
‫- می‌خواستیم زنده برگردیم

00:04:52.292 --> 00:04:55.295
‫آره، ولی اون‌طوری که حال نمی‌ده، مگه نه؟

00:04:55.379 --> 00:04:58.632
‫- پسر، دلم واسه این‌ها تنگ شده بود
‫- باید خیلی زودتر انجامش می‌دادیم

00:04:58.716 --> 00:05:00.884
‫هی، اینجا رو داشته باش

00:05:00.968 --> 00:05:03.262
‫اطلاعیۀ مسابقه الآن پخش شد

00:05:11.061 --> 00:05:13.272
‫پُرخطر هم به نظر میاد

00:05:13.355 --> 00:05:16.734
‫۴۸ ساعت تا شروع. بدجوری هیجان‌زده‌ام

00:05:16.817 --> 00:05:19.069
‫می‌خوای قهرمان بشی یا چی؟

00:05:19.153 --> 00:05:22.031
‫بین پنج نفر اول هم بشم راضی‌ام. خدا رو چی دیدی، نه؟

00:05:22.114 --> 00:05:24.074
‫مامان و بابا خیلی بهت افتخار می‌کنن

00:05:24.158 --> 00:05:25.951
‫آره، آخ گفتی!

00:05:26.827 --> 00:05:30.581
‫با تیم پشتیبانی صحبت کردم، و هیچ مشکلی نداشتن

00:05:30.664 --> 00:05:33.667
‫گفتن اجارۀ اینجا تا پایان ماه پرداخت شده،

00:05:33.751 --> 00:05:36.253
‫پس اگه می‌خواید بمونید، مشکلی نداره

00:05:36.336 --> 00:05:39.423
‫فقط حیوون خونگی و پارتی موقوف، باشه؟

00:05:39.506 --> 00:05:42.593
‫- عالی! دمت گرم، جِی
‫- همه‌ش بخشی از خدماته، پسر

00:05:42.676 --> 00:05:44.762
‫خب، من باید برم

00:05:44.845 --> 00:05:48.098
‫یک ساعت مصاحبۀ مطبوعاتی دارم،
‫بعد هم باید برم پیش فیلم‌بردارم

00:05:48.182 --> 00:05:50.726
‫- فیلم‌بردار داری؟
‫- پس چی؟

00:05:50.808 --> 00:05:53.437
‫قراره از اول تا آخرِ این‌جانب پخش زنده بشه

00:05:53.520 --> 00:05:55.647
‫- بعداً برای شام می‌بینمتون؟
‫- آره

00:05:55.731 --> 00:05:56.774
‫عالی!
‫عالی

00:05:58.192 --> 00:06:01.403
‫اوه، راستی، جک زنگ زد

00:06:01.487 --> 00:06:04.823
‫گفت می‌تونید برای همیشه اینجا بمونید

00:06:04.907 --> 00:06:08.160
‫صدای موسیقی می‌اومد، یه‌جورایی دیوانه‌وار بود

00:06:10.245 --> 00:06:11.663
‫دارم شوخی می‌کنم

00:06:13.082 --> 00:06:15.751
‫گفت دل‌تنگه. فعلاً، داش‌کوچیکه

00:06:15.834 --> 00:06:17.044
‫داش‌بزرگه!

00:06:18.170 --> 00:06:19.379
‫خیلی‌خب

00:06:20.339 --> 00:06:22.049
‫ببینیم چی داریم

00:06:22.132 --> 00:06:24.676
‫- واقعاً یه‌عالمه عکس گرفتی
‫- هرچی بیشتر داشته باشیم،

00:06:24.760 --> 00:06:26.595
‫احتمال اینکه یه مطابقت پیدا بشه هم بیشتره

00:06:26.678 --> 00:06:28.889
‫- بذار دوباره پرونده رو ببینیم
‫- دیگه باید از بَر باشی

00:06:28.972 --> 00:06:32.183
‫«اسم رمز: «بیوه». عامل عملیاتی «اسکورپیا»

00:06:32.267 --> 00:06:34.353
‫نام ناشناس، چندین نام مستعار

00:06:34.436 --> 00:06:37.856
‫گویا فعال در ونیز و برلین. احتمالاً متولد مالت

00:06:37.940 --> 00:06:39.900
‫سن تقریبی: ۳۲ سال»

00:06:39.983 --> 00:06:42.903
‫ولی این پرونده مال تقریباً ۱۵ سال پیشه، پس الآن ۴۷ سالشه

00:06:42.986 --> 00:06:45.405
‫- اگه نمرده باشه
‫- نه، تو کَتم نمی‌ره

00:06:45.489 --> 00:06:47.741
‫یاسن گفت: «بیوه رو پیدا کن»

00:06:47.825 --> 00:06:49.576
‫ما گوشی اسمیترز رو هزار بار گشتیم

00:06:49.659 --> 00:06:51.453
‫فقط یک «بیوه» توی پرونده‌های «سازمان» هست

00:06:51.537 --> 00:06:54.123
‫ولی نه توی پرونده‌های فعالشون.
‫این عملاً آشغال محسوب می‌شد

00:06:54.206 --> 00:06:56.250
‫خب، پس خوب بلده مخفی بشه

00:06:56.332 --> 00:06:58.502
‫و آخرسر یه چیزی توی یکی
‫از این عکس‌ها پیدا می‌کنیم،

00:06:58.585 --> 00:07:01.213
‫و می‌گیم: «خودشه. اینجا این عکس رو گرفته»

00:07:01.296 --> 00:07:03.841
‫و اون می‌شه اولین سرنخمون که کجاست

00:07:04.758 --> 00:07:06.802
‫رفیق، روراست باش

00:07:08.679 --> 00:07:11.723
‫به‌نظرت این کار یه‌کم شبیه
‫دست‌وپازدن بیخود نیست؟

00:07:14.852 --> 00:07:17.563
‫شاید بهتره با «سازمان» تماس بگیریم

00:07:17.646 --> 00:07:22.860
‫عمراً! دیگه به اَلن بلانت اعتماد نمی‌کنم.
‫اون هرگز حقیقت رو بهمون نمی‌گه

00:07:22.943 --> 00:07:24.987
‫اوه، باشه. باشه

00:07:26.864 --> 00:07:28.657
‫خب جِی یکی‌دو ماهه که اینجا بوده

00:07:28.740 --> 00:07:31.326
‫شاید اون چیزی دیده یا شنیده باشه

00:07:32.034 --> 00:07:34.538
‫ببین، واقعاً ازش ممنونم که
‫گذاشت توی این ساختمون بمونیم

00:07:34.621 --> 00:07:36.081
‫آره، توی این ساختمون خفن

00:07:36.165 --> 00:07:38.750
‫توی این ساختمون خفن...

00:07:38.834 --> 00:07:42.045
‫ولی هرچی آدم‌های کمتری بدونن
‫که واقعاً داریم چی‌کار می‌کنیم، بهتره

00:07:42.129 --> 00:07:43.547
‫تازه این «اسکورپیا»ست

00:07:43.630 --> 00:07:45.174
‫اگه «سازمان» نتونه پیداشون کنه،

00:07:45.257 --> 00:07:47.176
‫فکر نکنم «داش‌بزرگه» از پسش بربیاد

00:07:47.259 --> 00:07:48.594
‫اوه، باشه

00:07:50.429 --> 00:07:51.972
‫پس ادامه می‌دیم

00:07:52.806 --> 00:07:54.391
‫یه قهوه می‌زنیم و برمی‌گردیم اونجا

00:07:54.474 --> 00:07:55.767
‫باشه. آره

00:07:55.851 --> 00:07:58.729
‫حق با توئه. حلش می‌کنیم

00:08:23.086 --> 00:08:25.589
‫- جولیا
‫- مکس

00:08:31.637 --> 00:08:33.679
‫کاملاً مطمئنی؟

00:08:33.764 --> 00:08:36.183
‫کنارش وایستادم. باهاش حرف زدم

00:08:36.767 --> 00:08:41.355
‫داشت مثل گردشگرها از شهر عکس
‫می‌گرفت. گفت برای تعطیلات اومده

00:08:42.522 --> 00:08:44.191
‫به‌نظرت اتفاقیه؟

00:08:45.317 --> 00:08:46.610
‫به‌نظرم دست سرنوشته

00:08:47.402 --> 00:08:48.445
‫بشین

00:08:52.616 --> 00:08:54.910
‫بیشتر تعریف کن. چه‌شکلی بود؟

00:08:54.993 --> 00:08:57.412
‫اگه پرونده درست باشه، اینجا توی مالت به دنیا اومده

00:08:57.496 --> 00:08:59.206
‫شاید هنوز اینجا کس‌وکاری داشته باشه

00:08:59.289 --> 00:09:02.084
‫شاید گهگاهی برمی‌گرده اینجا

00:09:04.086 --> 00:09:05.921
‫شاید هم یاسن بهت دروغ گفته

00:09:06.004 --> 00:09:09.675
‫می‌دونی، سربه‌سرت گذاشته. دنبال نخودسیاه فرستادت

00:09:09.758 --> 00:09:12.302
‫پدرت... دوست من بود

00:09:14.096 --> 00:09:15.430
‫نه. فکر نکنم

00:09:18.058 --> 00:09:19.685
‫فکر می‌کنم این یه آزمایشه

00:09:20.894 --> 00:09:22.980
‫یاسن می‌خواسته که «اسکورپیا» رو پیدا کنم

00:09:23.730 --> 00:09:25.857
‫ولی شاید اول باید خودم رو ثابت کنم

00:09:25.941 --> 00:09:27.859
‫چرا باید آزمایشت کنه؟

00:09:30.612 --> 00:09:33.865
‫الکس؟ چیزی هست که داری ازم مخفی می‌کنی؟

00:09:35.158 --> 00:09:39.579
‫ببین، تنها چیزی که واقعاً می‌دونم
‫اینه که هرچی بیشتر کَندوکاو کنم،

00:09:39.663 --> 00:09:41.415
‫بیشتر این‌طور به نظر میاد که
‫پای «اسکورپیا» همیشه وسط بوده

00:09:41.498 --> 00:09:43.250
‫یعنی از همون اول اونجا بوده‌ان

00:09:43.333 --> 00:09:46.253
‫نمی‌تونم همین‌جوری بی‌خیالشون بشم.
‫نمی‌تونم کلاً نادیده‌شون بگیرم

00:09:46.336 --> 00:09:48.547
‫تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که پیداشون کنم

00:09:49.381 --> 00:09:50.507
‫و نابودشون کنم

00:09:52.050 --> 00:09:54.636
‫و تا این کار رو نکنم، هیچ‌کدوم در امان نیستیم

00:09:55.178 --> 00:09:56.388
‫با هم انجامش می‌دیم

00:09:57.431 --> 00:09:58.598
‫به‌خاطر عموت

00:09:59.808 --> 00:10:01.184
‫و به‌خاطر پدرومادر من

00:10:04.271 --> 00:10:07.482
‫اوه، چه قشنگ. همون‌جا وایستید

00:10:09.026 --> 00:10:11.028
‫یعنی اثر هنری شد

00:10:11.820 --> 00:10:13.947
‫کلاسیک. مثل یه صحنه از فیلم‌های فلینی شده

00:10:14.698 --> 00:10:17.159
‫- ای‌ول داره
‫- از من عکس نگیر. هیچ‌وقت

00:10:17.242 --> 00:10:19.578
‫- فقط خواستم اون لحظه رو ثبت کنم
‫- حذف کن لطفاً

00:10:19.661 --> 00:10:22.748
‫- به دوربین من دست نزن
‫- وایسا، وایسا، وایسا، وایسا. حذف نکن

00:10:27.502 --> 00:10:29.087
‫اینجا رو نگاه

00:10:35.427 --> 00:10:38.972
‫- عین همدیگه‌ان
‫- شبیهن. نه عین هم

00:10:39.056 --> 00:10:41.224
‫آره، ولی باز هم راه درستی رو پیش گرفتیم

00:10:41.308 --> 00:10:45.103
‫اون عکس قطعاً می‌تونه اینجا توی
‫مالت گرفته شده باشه. دیوار رو نگاه

00:10:45.187 --> 00:10:47.105
‫یا رم یا فلورنس

00:10:47.189 --> 00:10:49.983
‫یا هر جایی با اون سبک معماری و تاریخ

00:10:51.068 --> 00:10:54.905
‫شرمنده، رفیق. فقط خواستم گفته
‫باشم. فقط یه دیوار زیر نور آفتابه

00:10:54.988 --> 00:10:58.617
‫صبر کن. فکر کنم حق با الکس باشه

00:10:59.534 --> 00:11:01.745
‫به‌اندازۀ کافی خوب نگاه نمی‌کنیم

00:11:01.828 --> 00:11:03.997
‫بلوک‌های سنگی همه صدها ‫سال پیش با دست تراشیده شدن

00:11:04.081 --> 00:11:08.043
‫پس هیچ‌کدوم شبیه هم نیستن.
‫همه رو کنار هم بذاری، چی گیرت میاد؟

00:11:09.753 --> 00:11:10.921
‫دیوار؟

00:11:11.588 --> 00:11:14.132
‫- یه الگو؟
‫- اون هم منحصربه‌فرده

00:11:15.175 --> 00:11:18.136
‫مثل اثرانگشت؟ فوق‌العاده‌ست.
‫چطور ازش استفاده کنیم؟

00:11:18.220 --> 00:11:20.305
‫تحلیل الگو

00:11:20.389 --> 00:11:23.767
‫این رو هدف قرار می‌دیم، تمام تصاویرِ
‫«استریت ویو» از مالتا رو بالا میاریم،

00:11:23.850 --> 00:11:27.270
‫و هر پست رسانه‌های اجتماعی با تگ مالت،
‫تمام عکس‌هایی که این هفته گرفتی،

00:11:27.354 --> 00:11:29.689
‫بعد باهاش مقابله‌شون می‌کنیم
تا ببینیم تطابق پیدا می‌شه یا نه

00:11:29.773 --> 00:11:32.401
‫- باید یه‌سری کد بنویسم
‫- شام با جِی؟

00:11:32.484 --> 00:11:34.569
‫نه، این ممکنه زمان ببره. شما برید غذا بخورید

00:11:35.153 --> 00:11:37.989
‫- کایرا، جدی می‌گم. تو نابغه‌ای
‫- برو

00:11:46.998 --> 00:11:49.876
‫- آره، مطمئنم اون...
‫- خانم راتمن، آقای گرندل

00:11:49.960 --> 00:11:52.879
‫هدف در حرکته. برای اقدام آماده‌ایم

00:11:53.755 --> 00:11:54.840
‫خوبه

00:12:06.184 --> 00:12:07.352
‫می‌تونی تنهامون بذاری

00:12:28.039 --> 00:12:30.292
‫می‌دونید که چرا این جلسه رو تشکیل داده‌ام

00:12:30.375 --> 00:12:35.005
‫دکتر گرایف در «پوینت بلنک». دیمین کرِی در لندن

00:12:35.464 --> 00:12:37.424
‫دو فرصت بی‌بدیل

00:12:37.507 --> 00:12:40.260
‫برای تغییرشکل توازن قدرت جهانی...

00:12:40.343 --> 00:12:41.887
‫...به‌نفع ما

00:12:42.846 --> 00:12:45.140
‫و هر دو به شکست ختم شد

00:12:45.223 --> 00:12:47.100
‫ما تو رو انتخاب کردیم چون قول دادی

00:12:47.184 --> 00:12:49.686
‫که نفوذ ما رو در سطح جهانی بازیابی کنی

00:12:49.769 --> 00:12:52.189
‫و تا اینجا، چیزی ندیدیم

00:12:52.272 --> 00:12:53.690
‫تا امشب

00:12:55.400 --> 00:12:58.528
‫اسم رمز عملیات Invisible Sword (شمشیر نامرئی)ـه

00:12:59.112 --> 00:13:03.241
‫همین الآن در دست انجامه.
‫این بار کارسپاری در کار نیست

00:13:03.325 --> 00:13:07.370
‫نقطه‌ضعفی نیست. این فقط‌وفقط برای خودمونه

00:13:07.996 --> 00:13:09.581
‫هدف چیه؟

00:13:09.664 --> 00:13:10.832
‫ترور

00:13:12.375 --> 00:13:15.504
‫زمانی که کارمون تموم بشه،
‫چیزی جز ویرانه از بریتانیا نمی‌مونه

00:13:16.505 --> 00:13:21.301
‫و تمام کشورهای جهان صف می‌بندن
‫تا هرچی درخواست کنیم در اختیارمون بذارن

00:13:21.384 --> 00:13:26.223
‫داستان رو خوب جلوه می‌دی، جولیا.
‫و ازکجامعلوم که همچین اتفاقی می‌افته؟

00:13:26.306 --> 00:13:31.269
‫چون می‌خوام بهتون نشون بدم.
‫همین حالا. یه نسخۀ نمایشی

00:13:32.103 --> 00:13:34.356
‫خب این بندرگاه تفریحیه،

00:13:35.023 --> 00:13:38.818
‫و این رستوران تایلندیه که
‫داریم توش غذا می‌خوریم

00:13:38.902 --> 00:13:40.987
‫به‌پیشنهاد جِی

00:13:41.071 --> 00:13:43.281
‫فقط دوست داری بگم حسودی‌م شده، که نشده

00:13:43.365 --> 00:13:45.325
‫- باید می‌اومدی!
‫- دلم می‌خواست

00:13:45.408 --> 00:13:47.577
‫یه نفر باید حواسش بهت باشه

00:13:47.661 --> 00:13:49.788
‫ولی بیشتر از این نمی‌تونم مرخصی بگیرم
و راستش نمی‌خوام این شغل از دست بره

00:13:49.871 --> 00:13:51.581
‫باید دربارۀ کارِت تجدیدنظر کنی

00:13:51.665 --> 00:13:54.209
‫شنیدم الآن پول توی ورزش‌های پُرمخاطره‌ست

00:13:54.292 --> 00:13:55.919
‫راستی جِی دیرتر می‌رسه. یه چیزی دربارۀ اینکه چترش

00:13:56.002 --> 00:13:57.963
‫- مشخصات فنی رو نداره
‫- رواله

00:13:58.046 --> 00:13:59.965
‫گمونم بهتره اون کار رو درست انجام بده

00:14:00.048 --> 00:14:02.092
‫هنوز باورم نمی‌شه با اون کارها امرارِمعاش می‌کنه

00:14:02.175 --> 00:14:05.971
‫بیشتر از امرارِمعاش، پول خوبی داره.
‫زندگی‌ش رؤیاییه

00:14:06.054 --> 00:14:10.433
‫رؤیای اون کابوس منه. به‌معنای واقعی.
‫اون‌یکی که سقوط می‌کنی؟ اوه

00:14:10.517 --> 00:14:13.228
‫- باورم نمی‌شه تفریحی همچین کاری می‌کنه
‫- آره، درک می‌کنم

00:14:13.311 --> 00:14:18.692
‫بهتر از اینه که از ۹ صبح تا ۵ عصر توی اتاقک کار کنی.
‫یه‌جورایی به فکر فرو می‌بردت، نه؟

00:14:18.775 --> 00:14:20.110
‫به چه فکری؟

00:14:21.152 --> 00:14:25.073
‫بی‌خیال، پسر. تو که نمرات GCSE من رو دیدی.
‫و «فرم ششم» تازه بدتر هم می‌شه
‫[ جی‌سی‌اس‌ای: گواهی عمومی آموزش ثانوی ]
‫[ دو سال آخر آموزش متوسطه، سنین ۱۶ تا ۱۸ ]

00:14:25.156 --> 00:14:27.075
‫یعنی خیلی بدتر

00:14:27.617 --> 00:14:29.703
‫اگه بخوام برم دانشگاه، دورۀ مطالعات فیلم رو بگذرونم،

00:14:29.786 --> 00:14:31.246
‫نمره‌هام باید خوب باشه،

00:14:31.329 --> 00:14:33.748
‫الآن به‌زور مطالعات اجتماعی رو پاس می‌کنم

00:14:33.832 --> 00:14:35.250
‫مامان‌بابات خبر دارن؟

00:14:35.333 --> 00:14:38.378
‫نه، نه، نه. نه، وحشت می‌کنن

00:14:38.461 --> 00:14:41.006
‫همین‌که یکی از بچه‌هاشون راه
خودش رو رفت، کافی بود براشون

00:14:41.089 --> 00:14:43.967
‫همۀ چشم امیدشون به منه

00:14:44.676 --> 00:14:49.306
‫از من این تصویر رو دارن که... اون مسئولیت‌پذیره منم

00:14:49.389 --> 00:14:51.349
‫آره، ولی خودت چه تصویری داری؟

00:14:51.433 --> 00:14:53.476
‫- خب، عزیزهای دل
‫- سلام!

00:14:53.560 --> 00:14:54.936
‫- شرمنده دیر کردم
‫- ایناهاش

00:14:55.228 --> 00:14:57.522
‫- سلام، جک!
‫- سلام

00:14:57.606 --> 00:15:00.442
‫مراقب پسرهام هستی؟ بهتره باشی.
‫می‌دونم کجا زندگی می‌کنی

00:15:00.525 --> 00:15:04.571
‫معلومه. من می‌رم از هرچی
‫دو تا سفارش بدم. مُردم از گشنگی

00:15:31.014 --> 00:15:32.182
‫آره

00:15:37.896 --> 00:15:39.689
‫سلام، الکس هستم. پیغام بذارید

00:15:39.773 --> 00:15:42.400
‫یه مطابقت پیدا کردم. اینجاست! توی «والِتا»
‫[ پایتخت کشور مالت ]

00:15:44.194 --> 00:15:46.196
‫خیلی‌خب. موقعیت رو برات می‌فرستم

00:15:48.031 --> 00:15:49.991
‫وقتی دستت رسید، بیا اونجا منتظرتم

00:15:50.116 --> 00:15:55.330
‫کورین مک‌لیری. ۳۷ساله. بانک‌دار از وال استریت

00:15:55.413 --> 00:15:57.999
‫درحال‌حاضر برای کار رفته شانگهای

00:15:58.083 --> 00:16:01.836
‫اون سرپرست کارگروه مبارزه با پول‌شویی علیه ما بود

00:16:01.920 --> 00:16:05.215
‫به‌خاطر اون مجبور شدیم عملیات‌های
‫نیویورک خودمون رو متوقف کنیم

00:16:05.298 --> 00:16:07.008
‫دقیقاً

00:16:09.260 --> 00:16:11.888
‫این فیلم زنده‌ست. زمان واقعی

00:16:12.389 --> 00:16:15.350
‫کورین مک‌لیری قراره بمیره

00:16:15.433 --> 00:16:17.227
‫اون چیه داری می‌خوری؟ من هم می‌خوام...

00:16:17.310 --> 00:16:19.187
‫...یه‌کم بیار خونه، خوش‌مزه به نظر میاد

00:16:19.270 --> 00:16:20.980
‫هی، جک، یه لحظه ببخشید، خب؟

00:16:21.064 --> 00:16:23.858
‫باشه. آره، حتماً. فقط روی حالت بی‌صدا بذارم

00:16:29.614 --> 00:16:33.201
‫کایراست. هنوز ناخوش‌احواله

00:16:33.284 --> 00:16:35.787
‫می‌رم بهش سر بزنم. زود برمی‌گردم

00:16:37.163 --> 00:16:39.790
‫- می‌دونی که مال تو رو می‌خوریم؟
‫- زیاد طول نمی‌کشه

00:17:48.443 --> 00:17:50.820
‫کِی دوست داری بمیره، رزیم؟

00:17:52.447 --> 00:17:53.698
‫الآن

00:18:15.762 --> 00:18:21.559
‫درملأعام. ناگهانی. بدون هشدار. بدون رد

00:18:21.643 --> 00:18:23.728
‫آدم دل‌سوزی هستی

00:18:25.313 --> 00:18:27.398
‫هیچ فرقی نمی‌کنه

00:18:28.024 --> 00:18:29.609
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

00:18:30.443 --> 00:18:33.029
‫به این می‌گن «شمشیر نامرئی»

00:19:08.898 --> 00:19:12.819
‫آهای! ولم کن! ولم کن! بهم دست نزن!

00:19:13.611 --> 00:19:15.738
‫کایرا!

00:19:17.532 --> 00:19:19.868
‫- چرا صبر نکردی برسم؟
‫- حوصله‌م سر رفت

00:19:21.578 --> 00:19:24.372
‫الکس، می‌شه این رو بزنی لطفاً؟

00:19:30.378 --> 00:19:33.631
‫منتظر بودم. فکر کردم که تو... آخ!

00:19:41.931 --> 00:19:43.683
‫- تمومه؟
‫- الآن آره

00:19:43.766 --> 00:19:45.268
‫خیلی‌خب، بیا بریم!

00:19:45.351 --> 00:19:46.895
‫- چی شده؟
‫- چاقو خوردم

00:19:46.978 --> 00:19:48.938
‫- اوه، تُف
‫- آره

00:19:49.147 --> 00:19:53.401
‫حالا تصور کنید. نه یک زن، بلکه ۱۰۰هزار نفر

00:19:53.484 --> 00:19:56.279
‫کل یک شهر بریتانیایی با تیغه‌ای بیخ گلوش

00:19:56.863 --> 00:20:01.492
‫اون‌وقت... کل دنیا هرچی بخوایم بهمون می‌ده

00:20:04.913 --> 00:20:09.083
‫دوباره صحبت خواهیم کرد. وقتی
‫«شمشیر نامرئی» آمادۀ ضربه باشه

00:20:24.474 --> 00:20:26.142
‫- آخ!
‫- دیگه رسیدیم

00:20:29.020 --> 00:20:30.647
‫بیا ببریمت بیمارستان

00:20:30.730 --> 00:20:33.191
‫نه. انتظارش رو دارن. اونجا منتظرمون می‌مونن

00:20:35.318 --> 00:20:37.737
‫- باید یه نگاه بهش بندازیم
‫- باشه

00:20:42.659 --> 00:20:44.369
‫تاحالا چاقو نخورده بودم

00:20:44.452 --> 00:20:46.704
‫تقصیر منه. باید اونجا می‌بودم

00:20:46.788 --> 00:20:49.707
‫اومدی اونجا. بگذریم، ثابت شد که درست می‌گفتیم

00:20:50.416 --> 00:20:54.420
‫- این‌طور فکر می‌کنی؟
‫- آره، سعی کردن بکُشنمون

00:20:54.504 --> 00:20:56.172
‫به «اسکورپیا» می‌خوره

00:21:01.719 --> 00:21:02.762
‫الکس
‫چی؟

00:21:04.722 --> 00:21:06.265
‫باید این رو کمکم کنی

00:21:06.849 --> 00:21:07.934
‫باشه. حتماً

00:21:09.435 --> 00:21:11.187
‫آروم، آروم

00:21:18.111 --> 00:21:19.529
‫خیلی‌خب

00:21:20.071 --> 00:21:21.322
‫ناجوره؟

00:21:21.864 --> 00:21:23.741
‫فکر نکنم

00:21:23.825 --> 00:21:25.910
‫حتماً به‌موقع جاخالی دادی

00:21:26.160 --> 00:21:28.496
‫باید تمیز و بانداژش کنیم، ولی...

00:21:29.122 --> 00:21:33.084
‫- فکر نکنم چیزی‌ت بشه
‫- پس نمی‌میرم

00:21:34.502 --> 00:21:37.547
‫نه. فقط یه جای زخم خیلی خفن برمی‌داری

00:21:37.630 --> 00:21:39.382
‫بیا، اینجا رو فشار بده

00:21:44.721 --> 00:21:46.556
‫هنوز هم فکر می‌کنی این آزمایشه؟

00:21:47.056 --> 00:21:49.517
‫قطعاً قصدشون کُشت به نظر می‌رسید

00:21:51.477 --> 00:21:52.520
‫آره

00:21:57.275 --> 00:22:00.278
‫یاسن ممکنه دروغ گفته باشه، همۀ این مدت

00:22:00.361 --> 00:22:02.238
‫این ممکنه تله باشه

00:22:05.199 --> 00:22:07.326
‫ببخشید

00:22:07.410 --> 00:22:10.496
‫یه چیزی رو داری مخفی می‌کنی.
‫نباید این کار رو بکنی. نه با من

00:22:16.419 --> 00:22:19.088
‫توی «هواپیمای شمارۀ یک»، یاسن گفت...
‫[ ویژۀ رئیس‌جمهور ایالات متحده ]

00:22:21.132 --> 00:22:23.092
‫گفت پدرم دوستش بوده

00:22:24.802 --> 00:22:26.512
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

00:22:26.596 --> 00:22:29.265
‫چون وحشت‌زده‌م می‌کنه. با عقل جور درنمیاد

00:22:29.348 --> 00:22:30.600
‫فکر می‌کنی راست گفته؟
‫نمی‌دونم

00:22:34.854 --> 00:22:36.105
‫نمی‌دونم

00:22:37.523 --> 00:22:41.194
‫جوری که عموم همیشه تعریف می‌کرد،
‫بابام نزدیک کار جاسوسی هم نرفته

00:22:41.277 --> 00:22:43.196
‫توی ارتش سرباز بوده

00:22:43.279 --> 00:22:46.824
‫و حتی اگه به‌طریقی جاسوس هم
‫بوده، یاسن از کجا می‌شناختدش؟

00:22:46.908 --> 00:22:48.242
‫و باهاش دوست بشه؟

00:22:52.038 --> 00:22:55.041
‫مسئله اینه که وقتی عموم از دنیا رفت...

00:22:55.124 --> 00:22:57.919
‫وقتی یاسن کُشتش،

00:22:59.587 --> 00:23:02.840
‫تمام دروغ‌هایی که کل عمرم
‫تحویلم می‌دادن، یکی‌یکی برام فاش شد

00:23:02.924 --> 00:23:05.927
‫که کی بود، چی‌کار کرد. هیچ‌کدومش حقیقت نداشت

00:23:06.010 --> 00:23:07.095
‫می‌دونم

00:23:10.473 --> 00:23:12.558
‫و حالا احساس می‌کنم دوباره داره اتفاق می‌افته

00:23:18.272 --> 00:23:19.982
‫اوه، آم، ببخشید!

00:23:24.779 --> 00:23:26.614
‫چی شد؟

00:23:26.697 --> 00:23:31.994
‫اوه، حادثه بود. کایرا می‌خواست درِ سوپ رو باز کنه. و...

00:23:32.078 --> 00:23:34.956
‫- سوپ؟
‫- آره، طوری نیست. پانسمانش کردم

00:23:35.039 --> 00:23:37.834
‫دوباره باز. عادت همیشگی‌شه

00:23:37.917 --> 00:23:41.546
‫- جک پوستم رو می‌کَنه
‫- نه، نه، نه. جک از این بدترش رو هم دیده

00:23:41.629 --> 00:23:43.464
‫چند وقته کایرا رو می‌شناسه

00:24:17.582 --> 00:24:20.334
‫منطقه رو کامل جست‌وجو کردیم. امن‌وامانه

00:24:20.418 --> 00:24:22.670
‫متجاوزها چی؟ گرفتیدشون؟

00:24:22.753 --> 00:24:26.382
‫نه. سه تا از افرادمون رو ناکار کردن و فرار کردن

00:24:26.465 --> 00:24:27.925
‫مشخصاً خیلی تعلیم‌دیده بودن

00:24:28.009 --> 00:24:29.510
‫«ناکار کردن»؟

00:24:29.594 --> 00:24:32.430
‫شکستگی استخوان، ضربه‌مغزی، آسیب بافت نرم

00:24:34.098 --> 00:24:35.266
‫از کی برمیاد؟

00:24:35.892 --> 00:24:38.561
‫با خودم گفتم شاید یکی از اعضای دیگۀ شورا

00:24:38.644 --> 00:24:40.062
‫تصمیم گرفته پاش رو از گلیمش درازتر کنه

00:24:41.189 --> 00:24:43.274
‫اگه واقعاً یکی از افراد شورا
‫کسی رو برای کشتن من فرستاده بود،

00:24:43.357 --> 00:24:45.735
‫عاقل‌تر از اینه که از ورودی جنوبی بیاد

00:24:45.818 --> 00:24:48.487
‫عاقل‌تر از اینه که به پستِ سه تا از محافظ‌هامون بخوره

00:24:48.571 --> 00:24:51.490
‫و عاقل‌تر از اینه که کسی رو زنده بذاره

00:24:51.574 --> 00:24:53.409
‫می‌خواید تمهیدات امنیتی رو افزایش بدم؟

00:24:53.492 --> 00:24:56.120
‫نه. فکر نکنم نیازی باشه

00:24:57.538 --> 00:24:59.874
‫بیا صبر کنیم و ببینیم سرنوشت چی برامون به ارمغان میاره

00:25:01.792 --> 00:25:02.793
‫حالت خوبه؟

00:25:02.877 --> 00:25:04.921
‫همه‌چی خوب و عالیه

00:25:05.004 --> 00:25:07.798
‫هنوز نمی‌فهمم چطور تونستی با یه
‫چاقوی سوئیسی خودت رو زخمی کنی

00:25:07.882 --> 00:25:10.509
‫من هم هنوز نمی‌فهمم چطور
یه دربازکن درست‌حسابی نداری

00:25:10.593 --> 00:25:12.970
‫دو دقیقه تنهاتون گذاشتم

00:25:13.054 --> 00:25:16.307
‫یه خانم سرِ یه سوپ مجروح می‌شه

00:25:16.390 --> 00:25:19.685
‫مطمئنی نمی‌خوای بری بیمارستان؟

00:25:19.769 --> 00:25:22.146
‫یه خراش بیشتر نیست. احتمالاً
‫تو از این بدترش هم داشتی

00:25:23.272 --> 00:25:25.107
‫این اطراف قشنگ جا می‌افتی

00:25:25.191 --> 00:25:30.404
‫خیلی‌خب، من باید برم. برنامه‌ریزی راهبردی برای مرحلۀ تونس،

00:25:30.863 --> 00:25:34.951
‫بعد یه ناهار مفصل با بَروبچ. می‌خوای بیای؟

00:25:37.495 --> 00:25:39.538
‫ما می‌ریم خلیج، هوای دریا بخوریم

00:25:40.248 --> 00:25:43.584
‫- باشه. بعداً می‌بینمت، داش‌کوچیکه؟
‫- داش‌بزرگه

00:25:51.175 --> 00:25:52.969
‫خب، حالا واقعاً چی‌کار می‌کنیم؟

00:25:53.302 --> 00:25:55.513
‫بفهمیم صاحب اون ویلا کیه

00:25:55.680 --> 00:25:58.432
‫عجب نسخۀ نمایشی‌ای ارائه دادی

00:25:58.516 --> 00:26:00.518
‫فکر کنم حتی رزیم هم تحت‌تأثیر قرار گرفت

00:26:00.851 --> 00:26:04.563
‫خوبه. رزیم همیشه از من نفرت داشته

00:26:04.647 --> 00:26:08.150
‫فکر می‌کنه بعد از مرگ نیکولای،
‫من جایگاهم رو توی انجمن به ارث بردم

00:26:08.234 --> 00:26:11.070
‫خب، فکر کنم دیشب احتمالاً نظرش رو عوض کردی

00:26:11.153 --> 00:26:14.949
‫و به‌علاوه، هر دو می‌دونیم که
‫با شایستگی به این جایگاه رسیدی

00:26:15.032 --> 00:26:16.200
‫ممنونم

00:26:17.576 --> 00:26:19.870
‫من همیشگی درت بزرگی دیده‌ام

00:26:20.621 --> 00:26:23.749
‫و همیشه اون‌قدر لطف داشتی که با من مدارا کنی

00:26:24.250 --> 00:26:27.795
‫ازت قدردانی کنم. به‌عنوان مشاور و دوست

00:26:27.878 --> 00:26:29.547
‫یک بار دیگه این لطف رو در حقم بکن

00:26:30.131 --> 00:26:31.966
‫اجازه بده یک سؤال ازت بپرسم

00:26:32.049 --> 00:26:34.760
‫سؤالی که دیشب جلوی بقیه نتونستم بپرسم

00:26:35.469 --> 00:26:38.139
‫«شمشیر نامرئی». به‌نظرت زیادی جاه‌طلبانه‌ست؟

00:26:38.222 --> 00:26:40.558
‫نه، نه، نه، نه. تو همیشه متفاوت بودی

00:26:40.641 --> 00:26:43.769
‫مصمم. هیچ شکی ندارم که می‌تونی عملی‌ش کنی

00:26:44.395 --> 00:26:46.147
‫پس سؤالت چیه؟

00:26:47.648 --> 00:26:50.651
‫واقعاً لازمه این‌همه آدم بمیرن؟

00:26:50.735 --> 00:26:54.071
‫متوجه هدفی که داریم هستم.
‫متوجهم چه‌چیزی در خطره

00:26:54.155 --> 00:26:58.951
‫ولی این‌همه مرگ. حتی بچه‌ها؟

00:26:59.785 --> 00:27:01.287
‫مگه مهمه؟

00:27:02.663 --> 00:27:04.749
‫من حالا پدربزرگم، جولیا

00:27:04.832 --> 00:27:07.585
‫می‌دونی که خیلی با دخترم صمیمی نبودم

00:27:07.668 --> 00:27:10.129
‫درحقیقت طی این سال‌ها
‫تو بیشتر برام مثل دخترم بودی

00:27:10.212 --> 00:27:11.255
‫تا اینکه الیزابت باشه

00:27:12.089 --> 00:27:14.967
‫ولی نوه‌ها...

00:27:15.051 --> 00:27:18.971
‫- آره، نگو. عوضت می‌کنه
‫- آره

00:27:20.139 --> 00:27:24.685
‫می‌فهمم. البته که می‌فهمم. بچه‌ها خاصن

00:27:24.769 --> 00:27:27.438
‫نوه‌ها شاید حتی بیشتر

00:27:27.521 --> 00:27:30.483
‫و به‌همین‌خاطر، وقتی زمانش فرا برسه،

00:27:30.566 --> 00:27:34.862
‫به‌نفع همه‌مونه که انگشت من روی کلید باشه

00:27:34.945 --> 00:27:36.364
‫و نه تو

00:27:44.288 --> 00:27:46.332
‫خب؟ چیزی گیر آوردی؟

00:27:46.415 --> 00:27:49.668
‫شاید. به تیم املاکی رو زدم تا گیرش آوردم

00:27:50.211 --> 00:27:53.506
‫الکس، واقعاً فکر می‌کنی این ممکنه خودشون باشن؟

00:27:53.589 --> 00:27:55.216
‫ما دیشب چند نفر رو دیدیم

00:27:55.299 --> 00:27:57.968
‫و به نظر خیلی با «اسکورپیا» سنخیت داشتن

00:27:58.052 --> 00:28:01.972
‫- مراقب هستی؟
‫- آره، ما خوبیم، همه خوبن!

00:28:02.056 --> 00:28:03.974
‫از پیش خودت حرف بزن، جناب جاسوس

00:28:04.058 --> 00:28:06.560
‫من باید اونجا باشم. می‌تونم امشب سوار هواپیما بشم

00:28:06.644 --> 00:28:09.730
‫نه، خودت هم گفتی، تو کاروزندگی داری

00:28:09.814 --> 00:28:12.817
‫- ما خوبیم. جِی حواسش بهمون هست
‫- جِی عقلش تاب داره

00:28:12.900 --> 00:28:16.904
‫آره، ولی من نه. خطر بیجا نمی‌کنیم، باشه؟

00:28:16.987 --> 00:28:19.698
‫پس، فایل‌های ملک؟

00:28:19.782 --> 00:28:22.827
‫این جایی که می‌گید یه ویلای مال قرن شونزدهمه

00:28:22.910 --> 00:28:25.704
‫یه ویلای خصوصی، ولی خیلی دست‌به‌دست شده

00:28:25.788 --> 00:28:27.832
‫آره، باید بدونیم کی پشتشه. یه اسم

00:28:27.915 --> 00:28:30.751
‫فکر می‌کردم همین رو بگی. پس دنبال منشأش رفتم

00:28:30.835 --> 00:28:33.504
‫خرید اخیرش سال ۱۹۹۵ بود،

00:28:33.587 --> 00:28:36.006
‫به‌وسیلۀ یک گروه نگه‌دارِ خرده‌پا مستقر در کرواسی

00:28:36.090 --> 00:28:38.884
‫زنجیرۀ حق مالکیت پیچیده‌ست،

00:28:38.968 --> 00:28:42.054
‫شرکت‌های صوری بالای شرکت‌های
‫صوری ازطریق سوئیس، ایتالیا،

00:28:42.138 --> 00:28:43.889
‫اما، آخرسر،

00:28:44.140 --> 00:28:49.270
‫همه‌ش به یک سرمایه‌گذار نفت و
پتروشیمی به‌نام ‫نیکولای راتمن برمی‌گرده

00:28:49.353 --> 00:28:53.065
‫- کجاست؟
‫- مشکل همین‌جاست. مُرده

00:28:53.983 --> 00:28:57.361
‫اگه یکی به ارث برده باشدش چی؟
‫اگه زن داشته باشه، بیوه‌ش؟

00:28:57.445 --> 00:28:59.447
‫اگه این‌طور باشه، اسمش توی سند مالکیت نیست

00:28:59.530 --> 00:29:01.782
‫باشه. مرسی، جک. حرف نداری

00:29:01.866 --> 00:29:04.743
‫فقط کار وحشتناک احمقانه‌ای نکنی

00:29:04.827 --> 00:29:06.662
‫چرا اصلاً باید همچین حرفی بزنی؟

00:29:07.830 --> 00:29:08.831
‫باشه، خداحافظ

00:29:09.331 --> 00:29:11.083
‫رفتم تو کارش

00:29:15.296 --> 00:29:17.465
‫مکس دودل شده

00:29:17.548 --> 00:29:21.302
‫آقای گرندل پابه‌سن‌گذاشته‌ست. شاید
‫اشتهاشون رو دارن از دست می‌دن

00:29:22.219 --> 00:29:25.181
‫فکر می‌کنی موقعی می‌رسه که
‫اشتهات رو از دست بدی، نایل؟

00:29:25.848 --> 00:29:29.185
‫نه. اگه از دست دادم هم یه گلوله روم خالی کنید

00:29:29.894 --> 00:29:31.020
‫قول می‌دم

00:29:34.690 --> 00:29:38.944
‫می‌دونی برای ساختن کلیسای جامع
‫توی قرون وسطی چه اقداماتی صورت گرفته؟

00:29:39.987 --> 00:29:43.991
‫یک سرمایه‌گذاری شگفت‌آور. نسل‌ها صنعتگر

00:29:44.074 --> 00:29:47.828
‫گاهی بیش از صد سال کار مداوم

00:29:49.121 --> 00:29:51.582
‫مقداری پول غیرقابل‌تصور،

00:29:51.957 --> 00:29:53.584
‫همه بافراغِ‌بال داده شده،

00:29:53.959 --> 00:29:58.214
‫حتی اگه به‌معنای گرسنگی‌کشیدن مردم در خیابون‌ها بوده. و چرا؟

00:29:58.297 --> 00:29:59.715
‫برای ستایش خدا

00:30:01.634 --> 00:30:02.927
‫زیاد مطمئن نیستم

00:30:04.261 --> 00:30:06.931
‫بزرگ‌ترین دوران ساخت کلیسای جامع در اروپا

00:30:07.014 --> 00:30:10.434
‫دقیقاً با شیوع «مرگ سیاه» مصادف شد
‫[ یک دنیاگیری طاعون که ویرانگرترین بیماری
‫همه‌گیر تاریخ بود و در قرن ۱۴ میلادی اروپا را درنوردید ]

00:30:12.645 --> 00:30:14.855
‫گذشته می‌تونه چنین الهام‌بخش باشه

00:30:15.564 --> 00:30:18.859
‫شما می‌خواید با «شمشیر نامرئی» این رو آزمایش کنید

00:30:19.944 --> 00:30:21.403
‫عصر جدید مرگ

00:30:21.487 --> 00:30:22.738
‫و پرداخت

00:30:23.614 --> 00:30:28.077
‫وقتشه «کنسنتو» رو تعطیل کنی.
‫بهتره شخصاً بهش رسیدگی کنی

00:30:28.160 --> 00:30:31.121
‫گویا قبلش دکتر کوواچیچ می‌خواد باهاتون صحبت کنه

00:30:32.039 --> 00:30:37.086
‫بسیارخب. امشب در بازدید از موزه.
‫ترتیب یک دعوتی رو بده

00:30:41.757 --> 00:30:44.385
‫بچه‌ها، یه چیزی پیدا کردم

00:30:45.344 --> 00:30:46.512
‫چیه؟

00:30:47.012 --> 00:30:49.932
‫نیکولای راتمن ازدواج کرده بود. اسم زنش جولیاست

00:30:50.266 --> 00:30:53.644
‫خیلی‌خب، پس شاید «بیوه» اسم رمز نیست.
‫بیشتر می‌خوره اسم مستعاریه که بهش معروف شده

00:30:53.727 --> 00:30:55.479
‫جالب‌تر هم می‌شه

00:30:55.563 --> 00:30:58.065
‫پدرش سوئدیه ولی خودش متولد مالته،

00:30:58.148 --> 00:31:01.527
‫دقیقاً همون‌طور که قرار بود «بیوه»
‫توی پرونده‌های «سازمان» باشه

00:31:01.652 --> 00:31:03.821
‫پول پارو می‌کنه

00:31:03.904 --> 00:31:06.282
‫پولش رو صرف حمایت از هنرهای زیبا و آثار باستانی می‌کنه...

00:31:06.365 --> 00:31:09.076
‫پوشش بدی نیست. تقریباً
‫هرجا دلش بخواد می‌تونه بره

00:31:09.159 --> 00:31:11.036
‫و برای رفتن به اونجا دلیل داشته باشه

00:31:11.120 --> 00:31:13.998
‫از کانون‌توجه‌بودن خوشش نمیاد.
‫ترجیح می‌ده توی لاک خودش باشه

00:31:14.164 --> 00:31:18.127
‫ولی طبق چیزی که می‌بینم، همه‌ش در سفره.
‫به‌ندرت اینجاست

00:31:18.210 --> 00:31:21.338
‫پس به یه دلیلی اینجاست. باید دلیلش رو بفهمیم

00:31:21.422 --> 00:31:24.216
‫یه چیز به‌خصوص. اگه بتونم نزدیک بشم...

00:31:24.300 --> 00:31:25.926
‫کار راحتی نیست

00:31:26.010 --> 00:31:27.636
قبلاً امتحان کردید، ببین تهش چی شد

00:31:27.720 --> 00:31:30.014
‫راستش، ممکنه یه راه دیگه‌ای هم باشه

00:31:30.639 --> 00:31:33.726
‫«موزۀ والِتا» امشب یه بازدید خصوصی داره

00:31:33.809 --> 00:31:36.395
‫خیلی اختصاصی. جولیا راتمن توی فهرست مهمون‌هاست

00:31:36.478 --> 00:31:38.230
‫بازدید خصوصی از یه موزه؟

00:31:39.773 --> 00:31:44.320
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. یه‌کم سخته، آره، ولی...

00:31:44.403 --> 00:31:47.364
‫یه دقیقه مهلت بده، با من. با من

00:31:52.995 --> 00:31:54.830
‫پذیرایی حرف اول رو می‌زنه. نه؟

00:31:54.913 --> 00:31:58.042
‫می‌دونی، مثل کاناپه، لیوان‌های شراب

00:31:58.125 --> 00:32:01.420
‫پس اونجا قراره پیشخدمت باشه. و پیشخدمت‌ها نامرئی‌ان

00:32:01.503 --> 00:32:03.339
‫پس برای الکس یه لباس جور می‌کنیم

00:32:03.505 --> 00:32:07.343
‫دراین‌بین من اون وسط یه‌مشت
‫وسایل آتیش‌بازی دارم. با یک رشته ترقه

00:32:07.426 --> 00:32:09.219
‫وقتی توی موقعیت قرار گرفتی، به من علامت می‌دی

00:32:09.303 --> 00:32:11.680
‫بعد من روشنشون می‌کنم در‌حالی‌که
‫بقیه روشون رو برمی‌گردونن و می‌گن:

00:32:11.764 --> 00:32:15.100
‫«چه خبر شده؟» الکس هم وارد می‌شه. می‌دونی

00:32:15.184 --> 00:32:19.480
‫بهشون پیش‌غذا و کاناپه می‌دی و قشنگ مثل روحی

00:32:19.563 --> 00:32:21.774
‫ردخور نداره، ها؟

00:32:22.232 --> 00:32:23.442
‫هوم؟

00:32:23.525 --> 00:32:25.986
‫یا هم می‌تونم اسمت رو توی فهرست مهمون‌ها بذارم

00:32:31.742 --> 00:32:32.910
‫ها

00:32:34.036 --> 00:32:36.163
‫ولی یه چیزی لازم دارم که بپوشم

00:32:37.081 --> 00:32:39.708
‫اوه. خوبه

00:33:16.161 --> 00:33:20.040
‫- چرا این‌قدر لفتش می‌دی؟
‫- توی لباس‌پوشیدن به مشکل خورده

00:33:20.124 --> 00:33:22.710
‫این کراوات مسخره رو نمی‌تونم ببندم

00:33:23.877 --> 00:33:25.129
‫به من نگاه نکن

00:33:26.839 --> 00:33:29.800
‫اوه، محض رضای خدا. خب

00:33:35.597 --> 00:33:37.307
‫از کِی تا حالا پاپیون‌زدن یاد گرفتی؟

00:33:37.474 --> 00:33:40.894
‫هی، یه روز قراره جایزۀ یک عمر دستاوردم رو ببرم

00:33:40.978 --> 00:33:42.980
‫هیچ‌وقت برای آماده‌شدن زود نیست

00:33:46.775 --> 00:33:49.862
‫آم، یه چیزی برات گرفتم

00:33:50.779 --> 00:33:51.947
‫جدی؟

00:33:52.030 --> 00:33:55.534
‫آره، فقط، آم... توی چیز دیدمش...

00:33:55.617 --> 00:33:59.413
‫من... آره، خیلی چیز... خیلی چیز خاصی نیست

00:34:13.217 --> 00:34:16.263
‫- قفل‌بازکن
‫- اگه یه‌وقت گیرۀ کاغذ تموم کردی

00:34:21.143 --> 00:34:23.771
‫اوه، من چیزی برات نگرفتم، رفیق

00:34:24.271 --> 00:34:27.190
‫- مشکلی نیست. تو بلدی پاپیون بزنی
‫- اون آره

00:34:27.775 --> 00:34:30.819
‫خب، به‌نظرتون جواب می‌ده؟

00:34:31.277 --> 00:34:33.112
‫گمونم قراره بفهمیم

00:34:53.467 --> 00:34:55.219
‫فایل درست رو براش فرستادی دیگه؟

00:34:55.302 --> 00:34:57.304
‫- اگه فایل اشتباهی رو فرستاده باشی، اون‌وقت...
‫- هیس

00:35:04.186 --> 00:35:06.271
‫از این‌طرف

00:37:06.100 --> 00:37:07.800
« کتابخانه »

00:37:26.161 --> 00:37:29.331
‫خوش‌حالم تونستید تشریف بیارید، دکتر کوواچیچ

00:37:29.414 --> 00:37:32.250
‫بیشتر ترجیح می‌دم که حضوری
‫به این مسائل رسیدگی کنم

00:37:32.334 --> 00:37:35.337
‫نتایج آزمایش‌های نخستی‌ها رو دیدید

00:37:35.963 --> 00:37:38.882
‫اثربخشی صددرصد. صددرصد!

00:37:38.966 --> 00:37:41.259
‫- بسیار چشمگیره
‫- من هم موافقم

00:37:41.343 --> 00:37:43.095
‫فکر می‌کنم پتانسیل بسیار زیاده

00:37:43.178 --> 00:37:45.722
‫فقط به این فکر کنید که با این فناوری چه کارها می‌شه کرد

00:37:45.806 --> 00:37:47.599
‫قبلاً فکر کرده‌ام

00:37:47.683 --> 00:37:50.936
‫به‌همین‌خاطر در وهلۀ اول
‫روی «کنسنتو» سرمایه‌گذاری کردم

00:37:51.061 --> 00:37:55.065
‫می‌تونم بگم چند دهه از تمام رقبام جلوتره

00:37:55.774 --> 00:37:57.442
‫چند دهه

00:37:57.526 --> 00:38:01.113
‫دکتر کوواچیچ، کسی به کیفیت کار شما شک نداره

00:38:01.196 --> 00:38:03.490
‫درحقیقت، نمی‌تونم از این خشنودتر باشم

00:38:06.618 --> 00:38:07.869
‫چرا اومدید اینجا؟

00:38:14.376 --> 00:38:15.752
‫خانم راتمن...

00:38:17.671 --> 00:38:19.464
‫به نظر من گاهی اوقات

00:38:20.549 --> 00:38:24.886
‫ما دانشمندها زیادی بی‌ادعاییم

00:38:26.388 --> 00:38:28.015
‫با جاه‌طلبی خیلی کم

00:38:28.098 --> 00:38:31.810
‫نه توی کارمون، بلکه توی چیزی
‫که درعوضش درخواست می‌کنیم

00:38:31.893 --> 00:38:33.603
‫پول بیشتر می‌خواید؟

00:38:34.479 --> 00:38:38.734
‫«بیشتر» نمی‌خوام. به‌نظرم حقم بیشتره

00:38:39.401 --> 00:38:44.197
‫به‌نظرم چیزی که ساخته‌ام، چیزی
‫که کشف کرده‌ام ارزشش بیشتره

00:38:44.698 --> 00:38:48.035
‫که گمونم برای همین شما این‌قدر مشتاقید...

00:38:48.744 --> 00:38:50.495
‫...تا اکتشافاتم محرمانه بمونه

00:38:50.996 --> 00:38:56.043
‫و محرمانگی هم بهایی داره، موافق نیستید؟

00:39:05.218 --> 00:39:08.096
‫باریکلا، دکتر. کاسب خوبی می‌شید

00:39:14.811 --> 00:39:19.274
‫الماس. قابل‌حمل، غیرقابل‌ردیابی و بسیار ارزشمند

00:39:22.486 --> 00:39:24.029
‫چقدر ارزشمند؟

00:39:24.112 --> 00:39:26.448
‫حول‌وحوش هشت‌میلیون دلار

00:39:27.908 --> 00:39:30.243
‫حالا پیشنهاد می‌کنم به «کنسنتو» برگردید

00:39:30.327 --> 00:39:33.288
‫و مطمئن بشید که کارتون محرمانه می‌مونه

00:39:33.371 --> 00:39:36.374
‫یه کاسبِ خوب می‌دونه کِی لگد به بختش نزنه

00:39:37.334 --> 00:39:39.252
‫حالا من رو می‌بخشید...

00:40:17.040 --> 00:40:18.208
‫خودت رو نشون بده

00:40:18.917 --> 00:40:20.544
‫صدای نفس‌کشیدنت میاد

00:40:34.724 --> 00:40:37.853
‫- انگار راهت رو گم کردی
‫- دنبال دست‌شویی بودم...

00:40:37.936 --> 00:40:39.271
‫نه. بس کن

00:40:47.237 --> 00:40:48.572
‫تو کی هستی؟

00:40:49.823 --> 00:40:51.658
‫تام. مهمونم

00:40:52.534 --> 00:40:54.744
‫و حق با شماست. راهم رو گم کردم

00:40:55.704 --> 00:40:57.789
‫پس شاید بهتره ببریمت جایی که باید باشی

00:40:58.665 --> 00:40:59.833
‫همراه من بیا

00:41:00.542 --> 00:41:02.085
‫ولی مهمونی از اون‌طرفه

00:41:02.919 --> 00:41:04.588
‫ما از یه راه دیگه می‌ریم

00:41:07.007 --> 00:41:08.216
‫دوستت چطوره؟

00:41:08.758 --> 00:41:10.260
‫دوست؟

00:41:10.510 --> 00:41:13.346
‫همون دوستی که دیشب
‫توی باغ‌ویلا مجروح کردیم

00:41:25.775 --> 00:41:27.736
‫من هیچ‌کدوم از حرف‌هات رو باور نمی‌کنم، «تام»

00:41:28.820 --> 00:41:30.947
‫ولی وقتی کارم باهات تموم بشه، باور می‌کنم

00:42:24.459 --> 00:42:26.461
‫راه زیادی تا پایینه، «تام»

00:42:56.074 --> 00:42:57.409
‫چی شد؟

00:42:57.951 --> 00:43:00.912
‫- یه نفر توی کتابخونه بود
‫- یکی اونجا بود؟

00:43:00.996 --> 00:43:04.082
‫- آره. فرار کرد
‫- کی فرستاده بودش؟

00:43:04.165 --> 00:43:08.003
‫شاید کسی نفرستاده بودش.
‫به پسره نمی‌خورد عامل عملیاتی باشه

00:43:08.086 --> 00:43:09.254
‫پسر؟

00:43:10.380 --> 00:43:11.798
‫چندساله؟

00:43:12.424 --> 00:43:13.591
‫نوجوون

00:43:14.634 --> 00:43:15.844
‫توصیفش کن

00:43:15.927 --> 00:43:18.930
‫هم‌قد من. بور. چشم‌های آبی

00:43:23.435 --> 00:43:24.561
‫همینه؟

00:43:25.645 --> 00:43:27.772
‫آره. خودشه

00:43:40.660 --> 00:43:42.329
‫می‌خوام پیداش کنید

00:43:43.872 --> 00:43:46.166
‫مُرده. هیچ‌کس از این ارتفاع جون به در نمی‌بره

00:43:47.250 --> 00:43:49.461
‫چقدر کودنی. معلومه که نمرده

00:43:49.544 --> 00:43:52.547
‫اون الکس رایدره. و تو گذاشتی بره

00:43:52.630 --> 00:43:55.550
‫پیداش کن. فوراً پیداش کن

00:44:23.131 --> 00:44:30.131
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.