﻿WEBVTT

00:00:00.292 --> 00:00:02.670
‫«شمشیر نامرئی». سه روز وقت داریم...
« آنچه گذشت »

00:00:02.753 --> 00:00:04.880
‫که پیدا و نابودش بکنیم

00:00:04.964 --> 00:00:06.006
‫چشم‌هات رو ببند

00:00:07.591 --> 00:00:09.635
‫تو گفتی پدرم دوستت بوده

00:00:09.719 --> 00:00:10.928
‫من دیدم «سازمان» باهاش چی‌کار کرد

00:00:11.011 --> 00:00:13.639
‫زندانی‌ها در موقعیت هستن. شلیک کنید

00:00:15.224 --> 00:00:16.726
‫حتماً دلت می‌خواسته انتقام بگیری

00:00:16.809 --> 00:00:19.603
‫تو باید پشت‌سر بذاری‌ش

00:00:19.687 --> 00:00:21.105
‫اگه این کار برای تو شخصی نیست، چرا انجامش می‌دی؟

00:00:21.188 --> 00:00:23.816
‫چون شغلمه

00:00:23.899 --> 00:00:25.443
‫و توی کارم ماهرم

00:00:25.526 --> 00:00:27.445
‫تو هم می‌تونی باشی

00:00:27.528 --> 00:00:30.531
‫ولی باید احساسات رو از معادله کنار بذاری

00:00:30.614 --> 00:00:32.408
‫جونز اون رو کُشت

00:00:32.491 --> 00:00:34.493
‫تو به من دروغ گفتی

00:00:34.577 --> 00:00:36.245
‫تو بابام رو کُشتی

00:00:38.080 --> 00:00:42.084
‫- یه چیزی بگو!
‫- متأسفم. واقعاً متأسفم، الکس

00:01:04.355 --> 00:01:05.941
‫جولیا راتمن تو رو فرستاده؟

00:01:08.986 --> 00:01:10.321
‫از کجا می‌دونی؟

00:01:11.739 --> 00:01:12.782
‫جک بهمون گفت

00:01:13.657 --> 00:01:15.034
‫و تام و کایرا

00:01:15.117 --> 00:01:16.535
‫اسم‌هاشون رو به زبون نیار

00:01:17.161 --> 00:01:18.329
‫باشه

00:01:20.623 --> 00:01:22.541
‫«اسکورپیا» حقیقت رو بهم گفت

00:01:24.126 --> 00:01:25.586
‫برای اولین‌بار

00:01:28.839 --> 00:01:30.424
‫خودم شنیدم که گفتی

00:01:31.008 --> 00:01:33.219
‫شنیدم که گفتی: «شلیک کنید»

00:01:37.056 --> 00:01:39.058
‫می‌خوای من رو بکُشی، الکس؟

00:01:47.691 --> 00:01:50.444
‫طوری نیست. طوری نیست

00:01:53.781 --> 00:01:54.907
‫طوری نیست

00:02:07.628 --> 00:02:09.547
‫- آسیب دیدی؟
‫- چه اهمیتی برات داره؟

00:02:09.630 --> 00:02:10.881
‫معلومه که برام مهمه

00:02:12.091 --> 00:02:13.676
‫ولی نه‌فقط به‌خاطر اینکه مأمور منی

00:02:13.759 --> 00:02:15.386
‫من مأمور تو نیستم

00:02:17.346 --> 00:02:18.347
‫دیگه نیستم

00:02:25.563 --> 00:02:26.856
‫بشین

00:02:32.653 --> 00:02:34.196
‫واقعاً متأسفم

00:02:39.410 --> 00:02:41.704
‫می‌دونم همۀ این‌ها تقصیر منه

00:02:47.835 --> 00:02:50.671
‫اشکالی نداره نوشیدنی بخورم؟

00:03:11.150 --> 00:03:12.651
‫چه افتضاحی

00:03:21.660 --> 00:03:25.497
‫همۀ دروغ‌ها و ناروزدن‌ها

00:03:28.584 --> 00:03:30.210
‫دیگه هیچی واقعی به نظر نمیاد

00:03:30.294 --> 00:03:31.962
‫تا اینکه آدم‌ها می‌میرن

00:03:33.964 --> 00:03:35.090
‫اون‌موقع واقعیه

00:03:44.683 --> 00:03:46.352
‫دکمۀ کمک اضطراری داری؟

00:03:48.062 --> 00:03:49.021
‫آره

00:03:50.356 --> 00:03:51.607
‫بهتره فشارش بدی

00:03:53.817 --> 00:03:56.195
‫فشار داده‌ام. متأسفم

00:03:58.781 --> 00:04:01.200
‫الکس، وقت زیادی نداریم،

00:04:01.283 --> 00:04:03.494
‫ولی ازت می‌خوام یه چیز رو بدونی

00:04:06.080 --> 00:04:08.540
‫می‌تونستی اونجا من رو بکُشی، ولی نکُشتی

00:04:09.667 --> 00:04:12.252
‫- چون ضعیفم
‫- نه، تو ضعیف نیستی

00:04:12.920 --> 00:04:14.672
‫تو قاتل نیستی

00:04:15.631 --> 00:04:16.966
‫تو مثل «اسکورپیا» نیستی

00:04:17.048 --> 00:04:19.843
‫مثل ما هم نیستی و ازت می‌خوام این رو یادت باشه

00:04:19.927 --> 00:04:22.805
‫تو یکی از قوی‌ترین آدم‌هایی هستی که دیده‌ام

00:04:24.890 --> 00:04:27.685
‫قراره اوضاع خیلی پیچیده بشه، الکس

00:04:27.768 --> 00:04:29.895
‫- از جات جُم نخور!
‫- تکون نخور!

00:04:31.438 --> 00:04:32.648
‫روی زانوهات

00:04:39.000 --> 00:04:46.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:05:27.760 --> 00:05:29.560
« لندن داکلندز »
[ جلورود و اسکلۀ سابق لندن ]

00:05:31.331 --> 00:05:32.750
‫مطمئنی اینجا بود؟

00:05:32.832 --> 00:05:35.210
‫ظاهراً ناآرامی توی یکی از انبارها

00:05:36.336 --> 00:05:38.964
‫- فکر می‌کردم این‌ها همه خالی باشه
‫- باید باشه

00:05:43.218 --> 00:05:46.805
‫دژبان از سیرا لیما ۴، وضعیت ۲ در گرووْنر لینِ شمالی

00:05:48.766 --> 00:05:49.808
‫شب به‌خیر

00:05:50.768 --> 00:05:52.269
‫ببخشید مزاحم می‌شیم

00:05:52.352 --> 00:05:54.438
‫سلام. همه‌چی مرتبه؟

00:05:55.189 --> 00:05:58.358
‫آره، فقط فکر می‌کردیم اینجا خالیه

00:05:58.442 --> 00:06:00.569
‫اوه، ما همین الآن به اینجا منتقل شدیم

00:06:00.652 --> 00:06:02.112
‫کرایۀ کوتاه‌مدت

00:06:02.196 --> 00:06:05.240
‫فکر کنم آقای مکاوْلی یه‌جور قرارداد بست

00:06:06.033 --> 00:06:07.409
‫مشغول به نظر میاید

00:06:14.124 --> 00:06:17.211
‫- دقیقاً چی می‌خواید بسازید؟
‫- شاید من بتونم توضیح بدم

00:06:21.715 --> 00:06:23.717
‫نیکولای، اون‌ها رو از سر راه بردار

00:06:23.801 --> 00:06:26.553
‫و خاطرجمع شو که کمتر از یک
‫ساعت دیگه آمادۀ استقرار بشیم

00:06:48.784 --> 00:06:50.244
‫خودش خطا زد

00:06:54.873 --> 00:06:56.917
‫- تو خوبی؟
‫- آره

00:07:06.218 --> 00:07:07.594
‫کیسۀ جسد

00:08:13.160 --> 00:08:14.578
‫من رو نکُشت

00:08:16.079 --> 00:08:17.623
‫نه‌بابا!

00:08:19.249 --> 00:08:20.918
‫اون‌ها پل رو نشونش دادن

00:08:23.420 --> 00:08:26.465
‫اینکه اون رو ببینی و شلیک نکنی،

00:08:26.548 --> 00:08:27.841
‫اون استثناییه

00:08:27.925 --> 00:08:29.343
‫همیشه بوده

00:08:29.968 --> 00:08:33.931
‫حالا باید تصمیم بگیریم که چطور بهش رسیدگی کنیم.
‫و الآن هم باید تصمیم بگیریم

00:08:34.514 --> 00:08:36.475
‫من کمتر از ۴۸ ساعت وقت داریم

00:08:36.558 --> 00:08:38.977
‫منظورم «اسکورپیا» نیست. منظورم الکسه

00:08:39.061 --> 00:08:41.020
‫فکر می‌کنی اون از «اسکورپیا» نیست؟

00:08:41.605 --> 00:08:42.940
‫اون از ماست

00:08:43.023 --> 00:08:45.651
‫اگه حرفم رو باور نمی‌کنی،
‫باید بری و باهاش صحبت کنی

00:08:46.109 --> 00:08:49.029
‫ما بهش نیاز داریم، اون هم به ما نیاز داره

00:09:48.422 --> 00:09:50.882
‫لارنس تمام اطلاعات موردنیاز رو براتون فرستاد؟

00:09:50.966 --> 00:09:52.009
‫بله. تمام نقشه‌ها،

00:09:52.092 --> 00:09:54.136
‫محاسبات مهندسی، همه‌چی تأیید شده

00:09:54.219 --> 00:09:57.889
‫ما از «سنگ حمام» بازیابی‌شدۀ قرنِ‌نوزدهمی برای تعمیرات استفاده می‌کنیم

00:09:58.515 --> 00:10:00.267
‫دسترسی به پشت‌بوم از اون بالاست؟

00:10:01.351 --> 00:10:02.936
‫۲۱۲ پله

00:10:03.020 --> 00:10:04.563
‫اما چشم‌اندازهای زیبایی داره

00:10:04.646 --> 00:10:07.107
‫می‌تونید کل شهر رو از بالای برج ببینید

00:10:07.190 --> 00:10:08.984
‫ممنون، لیسا، دیگه بقیه‌ش با ما

00:10:09.067 --> 00:10:13.196
‫ازحالابه‌بعد، این سمت از صومعه و
دسترسی به پشت‌بوم ‫برای عموم ممنوعه

00:10:13.280 --> 00:10:14.448
‫البته

00:10:14.531 --> 00:10:16.575
‫و واقعاً فکر نمی‌کنید تعمیرات زیاد طول بکشه؟

00:10:16.658 --> 00:10:19.703
‫خیلی زود همه‌ش تموم می‌شه، قول می‌دم

00:10:44.478 --> 00:10:46.646
‫صبر کنید. صبر کنید

00:10:48.690 --> 00:10:50.859
‫هی. اون رو از دستش باز کن

00:10:50.942 --> 00:10:52.069
‫اون رو از دستش باز کن!

00:10:52.152 --> 00:10:54.446
‫- قربان، به ما گفتن...
‫- به حرفش گوش کنید

00:11:01.495 --> 00:11:02.662
‫هی

00:11:03.288 --> 00:11:05.415
‫روبه‌راه می‌شی، خب؟

00:11:05.499 --> 00:11:06.792
‫فقط صبر کن و ببین

00:11:07.542 --> 00:11:09.795
‫پس شماها پلیس‌های خوب هستید؟

00:11:09.878 --> 00:11:12.381
‫ما خیلی‌وقته از اون چیزها گذشتیم،
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

00:11:12.464 --> 00:11:13.548
‫دفتر من

00:11:20.055 --> 00:11:21.932
‫دربارۀ اون پل بهت گفتن؟

00:11:23.558 --> 00:11:27.354
‫- پل رو بهم نشون دادن
‫- کاش وقت داشتیم درباره‌ش حرف بزنیم

00:11:27.437 --> 00:11:28.480
‫وقت جور کن
‫نمی‌شه

00:11:29.815 --> 00:11:32.234
‫جان صدهزار نفر در خطره، وقت داره می‌ره

00:11:32.317 --> 00:11:34.528
‫- به کمکت نیاز دارم
‫- من به شما کمک نمی‌کنم

00:11:34.611 --> 00:11:36.530
‫پس مردم می‌میرن

00:11:40.367 --> 00:11:41.660
‫«شمشیر نامرئی»...

00:11:41.743 --> 00:11:44.496
‫بذارید خیالتون رو راحت کنم.
‫چیزی درباره‌ش نمی‌دونم

00:11:44.579 --> 00:11:46.498
‫اسم شهر رو لازم دارم

00:11:47.833 --> 00:11:48.959
‫کدوم شهر؟

00:11:49.042 --> 00:11:50.502
‫شهری که «اسکورپیا» هدف قرار داده

00:11:51.420 --> 00:11:53.130
‫شهری که قراره نابود کنن

00:11:54.172 --> 00:11:55.632
‫من نمی‌دونم

00:11:57.300 --> 00:11:58.385
‫خواهش می‌کنم، الکس

00:11:59.636 --> 00:12:00.804
‫خواهش می‌کنم

00:12:01.930 --> 00:12:03.765
‫تو داخل «اسکورپیا» بودی

00:12:04.224 --> 00:12:06.017
‫چیزی به گوشِت خورده، نگاهت به چیزی افتاده

00:12:06.101 --> 00:12:07.769
‫اسم. نقشه، عکس

00:12:07.853 --> 00:12:09.604
‫هرچی. حتماً یه چیزی بهت گفتن

00:12:09.688 --> 00:12:11.356
‫آره، حقیقت رو بهم گفتن

00:12:12.149 --> 00:12:14.609
‫دربارۀ بابام بهم گفتن

00:12:15.694 --> 00:12:17.904
‫دربارۀ دعوای توی مِیخونه

00:12:17.988 --> 00:12:19.406
‫اخراج با بی‌آبرویی،

00:12:19.489 --> 00:12:21.450
‫زندان، «اسکورپیا»...

00:12:21.533 --> 00:12:23.160
‫هر چیزی که شما مخفی نگه داشتید

00:12:26.538 --> 00:12:28.331
‫دروغ از زبونت نمی‌افته، مگه نه؟

00:12:29.875 --> 00:12:31.376
‫حقیقت می‌تونه پیچیده باشه

00:12:31.460 --> 00:12:33.378
‫من دیدم روی اون پل چه اتفاقی افتاد

00:12:33.462 --> 00:12:36.590
‫بابای من غیرمسلح بود، و خانم
‫جونز یه گلوله توی کمرش کاشت

00:12:36.673 --> 00:12:37.799
‫الکس

00:12:39.551 --> 00:12:42.888
‫«اسکورپیا» ۲۴ ساعت دیگه قراره
‫یه شهر از بریتانیا رو نابود کنه

00:12:45.223 --> 00:12:47.184
‫این وظیفۀ منه که جلوش رو بگیرم

00:12:49.811 --> 00:12:51.146
‫نمی‌دونم چطور

00:12:52.105 --> 00:12:53.607
‫می‌دونم از دستم عصبانی‌ای

00:12:53.690 --> 00:12:54.816
‫عصبانیت حتی گوشه‌ای از...

00:12:54.900 --> 00:12:57.903
‫این رو هم می‌دونم که تو هیولا نیستی

00:13:00.238 --> 00:13:02.657
‫همین حالاش هم یازده آدم بی‌گناه مُرده‌ان

00:13:03.533 --> 00:13:06.203
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- یه تیم فوتبال

00:13:06.286 --> 00:13:08.872
‫جوون، هم‌سن‌وسال تو

00:13:08.955 --> 00:13:10.248
‫قربانی شدن

00:13:12.334 --> 00:13:15.086
‫به‌عنوان نمایش ارادۀ «اسکورپیا»

00:13:16.338 --> 00:13:19.049
‫صدها هزار جان دیگه پشت‌بندش میاد

00:13:19.132 --> 00:13:20.967
‫این بزرگ‌تر از من و توئه

00:13:21.927 --> 00:13:24.429
‫این بزرگ‌تر از جون یک نفره

00:13:26.723 --> 00:13:28.850
‫حتی اگه اون مرد پدرت باشه

00:13:30.143 --> 00:13:31.645
‫اسم شهر رو نمی‌دونم

00:13:33.563 --> 00:13:36.942
‫فقط اسم عملیات رو می‌دونم. «شمشیر نامرئی»

00:13:37.484 --> 00:13:38.401
‫همین

00:13:39.027 --> 00:13:41.613
‫نمی‌دونم چیه، چطور کار می‌کنه

00:13:42.989 --> 00:13:45.534
‫هیچی دربارۀ یه هدف نمی‌دونم

00:13:55.335 --> 00:13:57.754
‫خب، به امتحانش می‌ارزید. کوره‌شانس

00:13:57.837 --> 00:13:59.047
‫ممنون، الکس
‫ببرش

00:14:00.840 --> 00:14:01.967
‫الکس؟

00:14:55.729 --> 00:14:57.731
‫تو الآن باید اینجا می‌بودی

00:14:57.814 --> 00:14:59.190
‫یه‌سری مشکلات پیش اومد

00:14:59.899 --> 00:15:01.401
‫چه مشکلاتی؟

00:15:02.569 --> 00:15:05.155
‫- وضعیت مأموریتت چیه؟
‫- قابل‌قبول

00:15:05.739 --> 00:15:07.240
‫جونز مُرده

00:15:07.324 --> 00:15:09.659
‫یه کیسۀ جسد توی صحنه داشتیم

00:15:10.827 --> 00:15:13.997
‫برای بازیابی گزارش کالبدشکافی،

00:15:14.080 --> 00:15:15.999
‫وارد سرورهای رایانۀ سردخونه شدم

00:15:16.416 --> 00:15:18.251
‫دو تیر به بالاتنه، یکی به سر

00:15:18.335 --> 00:15:19.711
‫الآن دارم می‌فرستمش

00:15:26.635 --> 00:15:27.927
‫و مشکل کجا بود؟
‫الکس دستگیر شد

00:15:29.387 --> 00:15:31.306
‫«سازمان» گرفتش

00:15:31.389 --> 00:15:33.308
‫بیا اینجا. فوراً

00:15:52.702 --> 00:15:54.079
‫اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

00:15:54.996 --> 00:15:56.831
‫فکر می‌کردی کجا می‌خوایم بریم؟

00:15:57.582 --> 00:15:58.708
‫زندان؟

00:15:58.792 --> 00:16:01.878
‫واقعاً کاری کردی که ارزش زندان‌رفتن داشته باشه؟

00:16:07.801 --> 00:16:10.428
‫بلانت گفت «اسکورپیا» یه شهر رو هدف قرار داده

00:16:10.512 --> 00:16:13.390
‫- بله
‫- و یه‌سری‌ها مُردن

00:16:14.933 --> 00:16:17.519
‫من اونجا بودم. قرار بود ازشون محافظت کنم

00:16:18.853 --> 00:16:20.313
‫یه‌کم استراحت کن

00:16:20.397 --> 00:16:22.440
‫اگه کارمون داشتی، جامون رو بلدی

00:16:40.667 --> 00:16:43.044
‫- الکس!
‫- سلام

00:16:44.129 --> 00:16:45.547
‫وای، پسر

00:16:46.005 --> 00:16:49.884
‫فکر کردیم... خب، اصلاً نمی‌دونم چی فکر می‌کردیم

00:16:49.968 --> 00:16:52.887
‫دیگه هیچ‌وقت از این خونه بیرون نمی‌ری، فهمیدی؟

00:16:52.971 --> 00:16:55.223
‫اگه بخوای بری، به میز منگنه‌ت می‌کنم

00:16:55.306 --> 00:16:56.975
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم

00:16:57.058 --> 00:16:59.227
‫جک بدجوری داره فشارم می‌ده ولی

00:16:59.310 --> 00:17:00.812
‫بهتره خوب باشی

00:17:00.895 --> 00:17:02.897
‫خوش‌حالیم برگشتی پیشمون، پسر. جدی می‌گم

00:17:02.981 --> 00:17:04.523
‫حتی با اون خال‌کوبی خطرناک

00:17:06.025 --> 00:17:07.569
‫خوش‌حالم که برگشتم

00:17:07.652 --> 00:17:09.487
‫«اسکورپیا» دست از سرت برداشت؟

00:17:09.570 --> 00:17:10.571
‫امیدوارم

00:17:10.655 --> 00:17:12.323
‫دنبالت می‌گردن؟

00:17:12.406 --> 00:17:13.407
‫بعید می‌دونم

00:17:13.992 --> 00:17:16.786
‫«سازمان» مطمئن شد که
‫«اسکورپیا» بفهمه من دستگیر شدم

00:17:17.579 --> 00:17:19.664
‫گمونم من رو از رادارشون دور نگه می‌داره، لااقل فعلاً

00:17:19.748 --> 00:17:21.499
‫دستگیرت کردن؟ برای چی؟

00:17:26.253 --> 00:17:27.130
‫چی شد؟

00:17:28.339 --> 00:17:29.466
‫آزادم کردن

00:17:31.384 --> 00:17:32.260
‫کار ما بود

00:17:33.428 --> 00:17:35.680
‫یعنی من اول نمی‌خواستم بهشون
‫اعتماد کنم، ولی جک این‌طوری بود:

00:17:35.764 --> 00:17:38.266
‫«اگه به الکس کمک نکنید، هیچی عایدتون نمی‌شه»

00:17:39.434 --> 00:17:40.685
‫شماها محشرید

00:17:41.352 --> 00:17:42.812
‫قابلی نداشت، دادا

00:17:42.896 --> 00:17:44.773
‫رفتیم تو، بنگ، با فیلمی که داشتیم،

00:17:44.856 --> 00:17:48.276
‫و کایرا سر رسید: «جی‌پی‌اس پایگاهشون رو می‌خواید؟»

00:17:48.359 --> 00:17:50.904
‫دوباره بنگ. قیافه‌هاشون دیدنی بود، پسر

00:17:52.864 --> 00:17:53.948
‫سلام، کایرا

00:17:56.576 --> 00:17:57.660
‫سلام، الکس

00:18:02.957 --> 00:18:04.918
‫قهوه یا چیزی برای خوردن می‌خوای؟

00:18:05.001 --> 00:18:07.045
‫نه، نه، نمی‌خواد. من می‌خوام...

00:18:08.171 --> 00:18:10.089
‫باید یه چیزی رو بهتون بگم

00:18:11.216 --> 00:18:12.467
‫من ناامیدتون کردم

00:18:14.427 --> 00:18:15.428
‫معذرت می‌خوام

00:18:16.054 --> 00:18:17.347
‫اشکالی نداره

00:18:18.056 --> 00:18:21.017
‫الکس، هر اتفاقی که افتاده،
‫حالا خونه‌ای. پس اشکالی نداره

00:18:21.100 --> 00:18:22.352
‫چرا، اشکال داره

00:18:23.269 --> 00:18:25.480
‫همه هم می‌دونیم، پس بیاید نمایش بازی نکنیم

00:18:27.357 --> 00:18:29.859
‫تو رفتی داخل «کنسنتو» تا جلوی «اسکورپیا» رو بگیری...

00:18:30.902 --> 00:18:33.029
‫ولی سر از کارکردن برای اون‌ها درآوردی

00:18:34.864 --> 00:18:36.616
‫تعریف کن واقعاً چی شد

00:18:42.539 --> 00:18:44.999
‫«اسکورپیا» ارتباط رو از سر گرفته؟

00:18:45.083 --> 00:18:45.959
‫نه

00:18:47.210 --> 00:18:50.004
‫هر ۳۰ دقیقه امتحان می‌کنیم، کانال رو باز نگه داشتیم

00:18:50.672 --> 00:18:51.965
‫جوابی نگرفتیم

00:18:52.549 --> 00:18:53.967
‫به یه مشکل خوردیم

00:18:54.050 --> 00:18:55.718
‫وزیر کشور

00:18:55.802 --> 00:18:57.303
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:18:57.804 --> 00:19:00.348
‫من اینجا کار می‌کنم، احیاناً اگه متوجه نشدید

00:19:00.431 --> 00:19:02.851
‫به جان تو سوءقصد شد

00:19:02.934 --> 00:19:05.562
‫باید در انتظار ارزیابی روانی از وظیفه مرخص بشی...

00:19:05.645 --> 00:19:08.106
‫که درحال‌حاضر برای این‌ها وقت نداریم

00:19:08.189 --> 00:19:10.400
‫«اسکورپیا» قراره یک روز دیگه حمله کنه

00:19:10.483 --> 00:19:12.068
‫مشکلتون چیه؟

00:19:13.236 --> 00:19:15.071
‫نخست‌وزیر با وزارت خزانه‌داری ملاقات کرد

00:19:15.154 --> 00:19:20.368
‫با خودش گفت شاید بتونیم ‫با نقدکردن دارایی‌های خارج‌ازکشور،
برای ‫برآورده‌کردن مطالبات «اسکورپیا» پول رو جمع‌آوری کنیم

00:19:20.451 --> 00:19:22.996
‫اما غیرممکنه

00:19:23.746 --> 00:19:26.082
‫صرفاً چون وقت کافی نداریم

00:19:26.165 --> 00:19:27.041
‫نه

00:19:27.917 --> 00:19:29.669
‫پس یه گزینۀ دیگه می‌خوام

00:19:30.336 --> 00:19:32.297
‫خیال می‌کردم گزینه‌های دیگه منتفیه

00:19:32.380 --> 00:19:33.548
‫دیگه نه

00:19:34.966 --> 00:19:36.092
‫چی دارید؟

00:19:38.928 --> 00:19:42.932
‫از من خوشتون نمیاد، مشکلی نداره، ولی احمق نیستم

00:19:43.600 --> 00:19:45.894
‫شما بدون توجه به دستورات
‫این پرونده رو پیگیری کرده‌اید

00:19:45.977 --> 00:19:47.186
‫البته که پیگیری کرده‌اید

00:19:47.770 --> 00:19:51.608
‫یه چیزی لازم دارم که بتونم تحویل
‫نخست‌وزیر بدم. الآن هم لازم دارم

00:19:51.691 --> 00:19:53.568
‫شاید یک گزینۀ دیگه داشته باشیم

00:19:53.651 --> 00:19:54.986
‫یک مأمور در محل

00:19:55.737 --> 00:19:58.489
‫یک مأمور در محل؟ چطور ممکنه؟ کی هست؟

00:19:58.573 --> 00:20:01.868
‫مشخصاً نمی‌تونیم وارد جزئیات بشیم،
‫ولی ممکنه بهمون برتری بده

00:20:01.951 --> 00:20:04.996
‫اگه اجازه می‌دید به کارمون برسیم

00:20:06.915 --> 00:20:08.082
‫متوجه شدم

00:20:09.751 --> 00:20:11.961
‫به هیئت دولت گزارش می‌دم

00:20:16.215 --> 00:20:19.844
‫- واقعاً مأموری در محل داریم؟
‫- خواهیم داشت

00:20:25.808 --> 00:20:27.894
‫ازت خواستن بهش شلیک کنی؟

00:20:28.645 --> 00:20:31.814
‫چرا؟ چرا اصلاً با خودشون فکر کردن
‫که تو می‌تونی همچین کاری بکنی؟

00:20:33.274 --> 00:20:37.278
‫توی قبرستون، گفتی می‌دونی قاتل پدرت کیه

00:20:37.987 --> 00:20:39.113
‫اون بود؟

00:20:39.864 --> 00:20:41.491
‫خانم جونز بود؟

00:20:43.034 --> 00:20:44.077
‫شوخی نکن

00:20:47.747 --> 00:20:49.582
‫گفتی می‌خوای آزاد بشی

00:20:50.583 --> 00:20:51.751
‫آره

00:20:53.252 --> 00:20:54.629
‫ولی نه اون‌طوری

00:20:56.631 --> 00:20:58.841
‫اون پیرمرده چی؟ توی مالت

00:20:59.467 --> 00:21:01.678
‫فکر می‌کردیم فقط قراره دزدکی وارد خونه بشیم

00:21:02.512 --> 00:21:06.766
‫یه چیزی بدزدیم. فقط یه مأموریتِ
‫دیگه که اعتمادشون رو جلب کنم

00:21:07.809 --> 00:21:09.352
‫پس نقشه‌ش رو کشیدم

00:21:10.728 --> 00:21:11.896
‫وارد خونه شدیم

00:21:11.980 --> 00:21:14.524
‫تمام آژیرها و تجهیزات امنیتی رو رد کردم

00:21:16.150 --> 00:21:18.736
‫بعد یاسن...

00:21:20.113 --> 00:21:21.114
‫یاسن؟

00:21:23.032 --> 00:21:24.492
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

00:21:27.328 --> 00:21:30.331
‫- یاسن کُشتش
‫- تقصیر من بود. به‌خاطر من بود که وارد شدیم

00:21:30.415 --> 00:21:32.834
‫نه. دزدکی‌واردشدن آدم‌کُشی نیست

00:21:32.917 --> 00:21:35.003
‫با هم فرق داره. همه دزدکی وارد خونه می‌شن

00:21:36.004 --> 00:21:40.049
‫- چرا با ما حرف نزدی؟ ما که همون‌جا بودیم
‫- می‌خواستم حرف بزنم، ولی ترسیده بودم

00:21:40.133 --> 00:21:41.050
‫از چی؟
‫از اینکه درباره‌م چی فکر می‌کنید

00:21:43.011 --> 00:21:47.015
‫اون‌ها می‌خواستن اونجا باشی، الکس.
‫می‌خواستن کُشته‌شدن اون مرد رو ببینی

00:21:47.598 --> 00:21:50.727
‫می‌خواستن احساس عذاب‌وجدان
‫بگیری. تا خیال کنی که تقصیر توئه

00:21:51.811 --> 00:21:52.812
‫چرا؟

00:21:53.521 --> 00:21:57.900
‫تا فکر کنی: «من حالا توی این کار نقش دارم،
‫پس حتماً یکی از اون‌هام»

00:21:58.484 --> 00:22:00.028
‫حالا جواب داد؟

00:22:01.112 --> 00:22:02.530
‫از اون‌هایی؟

00:22:06.242 --> 00:22:07.285
‫نه

00:22:09.662 --> 00:22:12.999
‫اگه گزینه‌های دیگه‌ای داری، باکمال‌میل، بگو بشنویم

00:22:13.082 --> 00:22:14.500
‫کاش می‌داشتم

00:22:15.126 --> 00:22:17.879
‫تابه‌حال این‌قدر از سمت ما
احساس ناروخوردن بهش دست نداده بود

00:22:18.629 --> 00:22:21.382
‫به‌نظرت الآن وقت مناسبیه که ازش استفاده کنیم؟

00:22:21.466 --> 00:22:23.551
‫نه. استفاده نه

00:22:24.218 --> 00:22:27.930
‫این‌قدر به چشمِ یه مهره نبینش،
‫به چشمِ یه انسان ببینش

00:22:28.639 --> 00:22:29.891
‫به مأمورت اعتماد کن

00:22:33.186 --> 00:22:34.687
‫وظیفۀ مراقبت تو چی پس؟

00:22:34.771 --> 00:22:36.064
‫وظیفۀ مراقبت ما

00:22:36.147 --> 00:22:38.900
‫اینه که بهش ایمان داشته باشیم و حمایتش کنیم

00:22:38.983 --> 00:22:40.693
‫اون خیلی قوی‌تر از اونیه که فکر می‌کنی

00:22:40.777 --> 00:22:42.737
‫به‌کَرّات این رو ثابت کرده

00:22:45.490 --> 00:22:47.450
‫تو اگه جای من بودی چی‌کار می‌کردی؟

00:22:51.037 --> 00:22:53.456
‫با گفتن حقیقت شروع می‌کردم

00:22:54.624 --> 00:22:55.792
‫همه‌ش

00:23:03.424 --> 00:23:04.634
‫خال‌کوبی رو پاک کردی

00:23:05.176 --> 00:23:06.052
‫آره

00:23:06.719 --> 00:23:07.762
‫اون...

00:23:08.805 --> 00:23:09.931
‫با آب پاک شد

00:23:11.390 --> 00:23:12.809
‫پس حالا واقعاً خودتی؟

00:23:13.726 --> 00:23:14.644
‫واقعاً خودمم

00:23:15.520 --> 00:23:18.272
‫مطمئن؟ کلون شیطانی نیستی؟

00:23:19.398 --> 00:23:21.651
‫قول می‌دم. دیگه کلون شیطانی‌ای در کار نیست

00:23:23.361 --> 00:23:24.362
‫و تموم شد؟

00:23:25.363 --> 00:23:27.490
‫«اسکورپیا» رو کنار گذاشتی؟ تموم شد؟

00:23:31.035 --> 00:23:34.747
‫بلانت گفت «اسکورپیا» قراره کلی آدم بکُشه

00:23:35.748 --> 00:23:38.751
‫چیزی که داشتن توی «کنسنتو» می‌ساختن
‫اسمش «شمشیر نامرئی»ـه،

00:23:38.835 --> 00:23:41.337
‫حالا اینجا توی بریتانیاست

00:23:42.505 --> 00:23:44.715
‫ازکِی‌تاحالا اَلن بلانت قابل‌اعتماد شد؟

00:23:47.969 --> 00:23:49.220
‫می‌دونی چیه؟

00:23:49.846 --> 00:23:52.974
‫فکر کنم این دفعه احتمالاً جدی‌جدی محتاجه

00:23:54.767 --> 00:23:57.979
‫می‌دونه «اسکورپیا» تو راهه، و نقشه‌ای نداره

00:23:58.062 --> 00:23:59.730
‫نمی‌دونه چی‌کار کنه

00:24:00.231 --> 00:24:02.984
‫- فکر کنم ترسیده
‫- و تو می‌خوای کمکش کنی؟

00:24:03.359 --> 00:24:06.112
‫بعد از اون‌همه بلایی که سرت آوردن؟
‫بعد از چیزی که فهمیدی؟

00:24:06.195 --> 00:24:08.781
‫- اون‌هایی که قراره بمیرن اهمیتی نمی‌دن...
‫- من اهمیت می‌دم!

00:24:10.950 --> 00:24:12.994
‫الکس، تو می‌دونی جونز چی‌کار کرد

00:24:14.871 --> 00:24:16.831
‫تو اسلحه داشتی. فرصت داشتی

00:24:21.502 --> 00:24:22.879
‫و نتونستم انجامش بدم

00:24:24.380 --> 00:24:25.298
‫همچین کاری هم نمی‌کنم

00:24:26.799 --> 00:24:28.092
‫دلت نمی‌خواست؟

00:24:29.302 --> 00:24:30.469
‫به‌خاطر پدرت؟

00:24:34.223 --> 00:24:36.267
‫«اسکورپیا» به هر دری زد

00:24:37.643 --> 00:24:38.728
‫هر دری

00:24:40.938 --> 00:24:42.607
‫ولی خب من چنین آدمی نیستم

00:24:42.690 --> 00:24:43.900
‫چرا نیستی؟

00:24:44.609 --> 00:24:47.445
‫- چرا همیشه این‌قدر باید تو باشی؟
‫- کایرا، معذرت می‌خوام

00:24:47.528 --> 00:24:50.281
‫نه، عذرخواهی نکن. این‌قدر به کسایی
‫که لیاقتش رو ندارن کمک نکن

00:24:50.364 --> 00:24:52.533
‫چی‌کار باید بکنم، همین‌جوری یه گوشه وایستم؟

00:24:52.617 --> 00:24:54.118
‫خفه شو، جناب جاسوس

00:25:23.022 --> 00:25:23.940
‫خیلی‌خب

00:25:24.023 --> 00:25:26.067
‫- اوهوم
‫- آره

00:25:42.708 --> 00:25:44.627
‫برید کنار!

00:25:45.836 --> 00:25:46.754
‫این‌ها چیه؟

00:25:46.837 --> 00:25:49.882
‫تام لطف کرده و داوطلبانه
‫می‌خواد برامون شام بپزه

00:25:49.966 --> 00:25:50.967
‫شام جشن

00:25:51.050 --> 00:25:53.302
‫جدی؟ می‌تونیم یه چیزی سفارش بدیم خب

00:25:53.386 --> 00:25:55.846
‫بی‌خیال. تو از «اسکورپیا» زنده دراومدی، از این هم می‌تونی

00:25:55.930 --> 00:25:56.847
‫اوه، حرف زشتی بود

00:25:56.931 --> 00:25:58.474
‫جفتتون. خیلی زشت بود

00:26:03.354 --> 00:26:04.480
‫بین شما دو تا خبریه؟

00:26:06.399 --> 00:26:07.525
‫منظورت چیه؟

00:26:09.652 --> 00:26:12.363
‫- یه چیزی فرق کرده
‫- فقط خوش‌حالم که اومدم خونه

00:26:12.446 --> 00:26:13.572
‫اون مشخصه

00:26:13.656 --> 00:26:15.157
‫خب. معرفی می‌کنم

00:26:15.241 --> 00:26:17.368
‫نون جیبی پیتای آناناس کبابی

00:26:19.203 --> 00:26:20.329
‫همچین اسمی هست دیگه؟
‫من هنوز برای مُردن جوونم

00:26:21.872 --> 00:26:23.416
‫اوه، و به بازی برمی‌گرده

00:26:23.499 --> 00:26:26.043
‫وقتی ساکت و دمدمی بودی رو ترجیح می‌دادم

00:26:27.420 --> 00:26:28.296
‫مرسی

00:26:31.465 --> 00:26:32.425
‫الکس...

00:26:32.508 --> 00:26:33.968
‫طوری نیست. می‌رم ببینم

00:26:47.606 --> 00:26:50.609
‫یادت باشه، تا دعوتشون نکنی داخل،
‫نمی‌تونن بهت آسیبی برسونن

00:26:50.693 --> 00:26:53.154
‫- اون مال خون‌آشام‌هاست
‫- می‌دونم

00:27:02.621 --> 00:27:03.873
‫مجبور نیستی

00:27:04.373 --> 00:27:05.333
‫می‌دونم

00:27:08.252 --> 00:27:09.253
‫چیزی نیست

00:27:28.647 --> 00:27:30.316
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

00:27:31.650 --> 00:27:33.319
‫بریم یه دوری بزنیم؟

00:27:35.404 --> 00:27:36.989
‫کجا می‌خوایم بریم؟

00:27:37.490 --> 00:27:39.325
‫به شروع داستان

00:27:55.383 --> 00:27:58.594
‫پس کارآموز جناب‌عالی گیر افتاد

00:27:58.677 --> 00:28:01.806
‫خیلی حیف شد. پتانسیل بالایی داشت

00:28:01.889 --> 00:28:04.767
‫شاگرد رو باید مقصر بدونیم یا معلم رو؟

00:28:10.439 --> 00:28:12.191
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

00:28:12.775 --> 00:28:16.737
‫به‌احتمال‌زیاد، قبل از اینکه الکس مأموریت رو تموم کنه،
‫جونز آژیر شخصی‌ش رو به صدا درآورده

00:28:17.446 --> 00:28:19.573
‫حیف شد. می‌خواستم اینجا باشه

00:28:20.199 --> 00:28:21.784
‫هنوز هم شدنیه

00:28:21.867 --> 00:28:23.202
‫ولی به یه نقشۀ استخراج نیاز داریم

00:28:23.285 --> 00:28:25.621
‫اگه لندن مونده بودم، می‌تونستم مقدمات رو آماده کنم

00:28:25.704 --> 00:28:28.165
‫نه، استخراجی وجود نخواهد داشت

00:28:29.875 --> 00:28:31.794
‫اون یه مهره‌ست. لازمش داریم

00:28:32.336 --> 00:28:34.839
‫راستش رو بخوای، هر دو جمله‌ت اشتباهه

00:28:35.923 --> 00:28:38.801
‫جولیا، می‌تونم برش گردونم. من
‫با روش‌شناسی عملیاتی‌شون آشنام

00:28:38.884 --> 00:28:42.221
‫ازش بازجویی می‌کنن، و بعد
‫به یه مرکز امن منتقلش می‌کنن

00:28:42.721 --> 00:28:45.641
‫یه فرصت کوتاه خواهیم داشت،
‫که قبلاً هم استفاده کردیم

00:28:45.724 --> 00:28:48.018
‫- فقط لب تر کن تا درش بیارم
‫- گوش کن، یاسن

00:28:48.102 --> 00:28:52.022
‫الکس رایدر رفته. حیف شد، ولی دیگه تمومه

00:28:53.315 --> 00:28:56.610
‫حقیقت اینه که من فقط می‌خواستم اینجا باشه
‫که مُردنش رو ببینم

00:28:57.862 --> 00:29:01.282
‫اگه الکس اینجا می‌بود، چرا باید بمیره؟

00:29:02.199 --> 00:29:05.244
‫چون در معرضِ نانوذرات سیانید قرار گرفته

00:29:05.327 --> 00:29:09.832
‫خودم با بخار بهش منتقل کردم. بهش گفتم مسکنه

00:29:10.833 --> 00:29:12.501
‫و چرا باید چنین کاری بکنی؟

00:29:13.085 --> 00:29:17.256
‫برای اینکه وقتی تازه از کُشتنِ
‫سرپرست خودش میاد اینجا،

00:29:17.339 --> 00:29:20.676
‫درحالی‌که کاملاً از اون‌ها رو برگردونده، و بدون ذره‌ای تردید،

00:29:21.177 --> 00:29:24.597
‫وقتی متوجه شده همه‌چی رو اشتباه فهمیده،
‫بتونم حالت چشم‌هاش رو تماشا کنم

00:29:25.514 --> 00:29:26.724
‫خب...

00:29:27.975 --> 00:29:29.727
‫این ناراحتت می‌کنه؟

00:29:32.229 --> 00:29:33.772
‫نباید ناراحت باشی

00:29:33.856 --> 00:29:36.484
‫ناراحتی‌ت فقط برای اینه که تو هم متوجه نیستی

00:29:38.110 --> 00:29:39.153
‫بشین

00:29:50.372 --> 00:29:52.208
‫می‌خوام یه داستان برات تعریف کنم

00:29:53.918 --> 00:29:56.003
‫داستان؟ دربارۀ چی؟

00:29:56.629 --> 00:29:59.715
‫دربارۀ دوستت جان رایدر

00:30:23.906 --> 00:30:25.199
‫اینجا همون‌جاست

00:30:29.078 --> 00:30:30.454
‫چرا آوردی‌م اینجا؟

00:30:30.996 --> 00:30:32.748
‫می‌خوای من رو هم سربه‌نیست کنی؟

00:30:36.085 --> 00:30:37.836
‫می‌خوام حقیقت رو بهت بگم

00:30:42.591 --> 00:30:44.051
‫دعوای توی مِیخونه

00:30:45.636 --> 00:30:46.929
‫ساختگی بود

00:30:47.429 --> 00:30:51.976
‫اون مرگ، حکم زندان، همه‌ش

00:30:52.518 --> 00:30:54.270
‫پس، جولیا راتمن همین‌جوری از خودش درآورده؟

00:30:54.353 --> 00:30:55.437
‫نه، کار ما بود

00:30:56.355 --> 00:30:59.149
‫پدر تو هیچ‌وقت برای «اسکورپیا» کار نکرد

00:30:59.733 --> 00:31:02.695
‫تمام مدت برای ما کار کرد. تمام مدت

00:31:04.238 --> 00:31:06.824
‫ما جان رو وقتی ۲۷ساله بود استخدام کردیم

00:31:06.907 --> 00:31:10.494
‫اون‌موقع یه سرباز بسیار تعلیم‌دیده و بسیار پُرافتخار بود

00:31:12.162 --> 00:31:17.668
‫در اون زمان، ما ازقبل می‌دونستیم ‫که «اسکورپیا»
خطرناک‌ترین تهدید نوظهور ‫از زمان جنگ سرد بود

00:31:17.751 --> 00:31:19.587
‫ولی در همین حد اطلاعات داشتیم

00:31:19.670 --> 00:31:22.381
‫پس شدیداً به یک نفوذی نیاز داشتیم

00:31:22.715 --> 00:31:25.509
‫...دست‌به‌کار شو، داداش،
‫وگرنه اون روی من بالا میاد

00:31:25.593 --> 00:31:27.720
‫- نمی‌شه از یه چیز دیگه حرف بزنیم؟
‫- وا بده، داداش

00:31:27.803 --> 00:31:29.179
‫مشکل تو چیه؟

00:31:29.263 --> 00:31:31.599
‫خیلی حساب‌شده برنامه‌ریزی‌ش کردیم

00:31:32.641 --> 00:31:34.935
‫جان نقشش رو عالی بازی کرد

00:31:37.688 --> 00:31:39.356
‫اصلاً نباید می‌رفتن افغانستان،

00:31:39.440 --> 00:31:42.610
‫باز هم دهنشون سرویس شد، یه‌مشت بزدل بدبخت

00:31:43.152 --> 00:31:45.654
‫هی، رفیق. خیلی زرزر می‌کنی ها

00:31:45.738 --> 00:31:46.905
‫- جدی؟
‫- آره

00:31:51.994 --> 00:31:54.663
‫برید کنار. کنار!

00:32:02.671 --> 00:32:05.090
‫تمومش کنید، شماها. گفتم کافیه

00:32:05.174 --> 00:32:06.216
‫کافیه!

00:32:06.300 --> 00:32:09.094
‫تمومش کنید. گفتم کافیه! کافیه!

00:32:09.178 --> 00:32:10.054
‫ول کن!
‫یعنی می‌گی...

00:32:11.805 --> 00:32:13.098
‫صحنه‌سازی بود؟

00:32:16.518 --> 00:32:17.394
‫بله

00:32:18.020 --> 00:32:19.647
‫باید طبیعی جلوه می‌کرد

00:32:20.272 --> 00:32:21.482
‫برای همه

00:32:22.858 --> 00:32:24.652
‫مردم، پلیس

00:32:25.444 --> 00:32:26.612
‫همه

00:32:29.239 --> 00:32:30.866
‫زدی کُشتی‌ش

00:32:33.118 --> 00:32:35.162
‫ما هفت تا مأمور توی اتاق داشتیم

00:32:35.871 --> 00:32:37.289
‫خود مقتول، مشخصاً

00:32:37.831 --> 00:32:41.669
‫شش شاهد برای تصدیق مرگ و مهار جان

00:32:41.752 --> 00:32:43.879
‫خدمۀ آمبولانس مال ما بودن

00:32:43.962 --> 00:32:46.924
‫فرای اون، پلیس، دادگاه‌ها...

00:32:49.259 --> 00:32:50.928
‫گذاشتیم سیستم کشور بگیردش

00:32:52.054 --> 00:32:53.347
‫و منتظر موندیم

00:32:54.223 --> 00:32:56.058
‫«اسکورپیا» هم به تماشا نشسته بود

00:33:00.104 --> 00:33:01.814
‫افسر پُرافتخار...

00:33:02.690 --> 00:33:04.817
‫بی‌آبرو و دور انداخته شد

00:33:05.651 --> 00:33:09.321
‫یه قاتل ثابت‌شده با کینه‌ای از دولت بریتانیا

00:33:10.781 --> 00:33:11.949
‫اون عالی بود

00:33:12.032 --> 00:33:14.034
‫ولی برای شما کار می‌کرد؟

00:33:15.035 --> 00:33:16.328
‫تمام مدت

00:33:17.204 --> 00:33:21.750
‫جان به‌مدت سه سال درون «اسکورپیا» جای‌گذاری شده بود

00:33:26.338 --> 00:33:27.798
‫در اون حین،

00:33:27.881 --> 00:33:31.009
‫ما چیزهای بسیار زیادی دربارۀ سازمانشون یاد گرفتیم،

00:33:31.093 --> 00:33:35.806
‫دربارۀ رفتار عملیاتی و جاه‌طلبی‌های بلندمدتشون

00:33:37.057 --> 00:33:38.684
‫پس چرا دست نگه داشت؟

00:33:38.767 --> 00:33:42.896
‫چون خطرات در حال افزایش بود،
‫و جان از این موضوع آگاه بود

00:33:42.980 --> 00:33:46.442
‫و وقتی مادرت تو رو باردار شد،

00:33:46.525 --> 00:33:48.610
‫جان باید تصمیم می‌گرفت

00:33:48.694 --> 00:33:51.989
‫مأمور خوبی باشه یا پدر خوبی باشه

00:33:52.072 --> 00:33:53.532
‫اون تو رو انتخاب کرد

00:33:54.450 --> 00:33:58.203
‫بنابراین ما دستگیرشدن جان رو
‫صحنه‌سازی کردیم و آوردیمش خونه

00:33:58.287 --> 00:34:01.123
‫در ابتدا، نقشه‌مون این بود که اعلام کنیم

00:34:01.206 --> 00:34:03.417
‫به گوانتانامویی جایی استرداد شده

00:34:04.460 --> 00:34:06.545
‫صبر کنیم که «اسکورپیا» ازش دست بکشه

00:34:07.296 --> 00:34:09.547
‫یه هویت جدید و یه زندگی جدید بهش بدیم

00:34:09.630 --> 00:34:11.925
‫همین‌طور به تو و مادرت

00:34:13.844 --> 00:34:14.844
‫اما...

00:34:16.346 --> 00:34:18.139
‫جان فکر بهتری داشت

00:34:19.975 --> 00:34:22.060
‫این عملیاتیه که اون‌ها...

00:34:22.978 --> 00:34:24.353
‫برامون تله گذاشتن

00:34:27.399 --> 00:34:28.775
‫تا اون رو نجات بدن؟

00:34:33.237 --> 00:34:34.864
‫ما دیدیم که اون رو کُشتن

00:34:34.947 --> 00:34:37.576
‫تو چیزی رو دیدی که اون‌ها می‌خواستن

00:34:39.786 --> 00:34:44.666
‫اون اصرار داشت که از خروجش ‫برای تسهیل
آزادیِ یکی دیگه از افرادمون استفاده کنیم

00:34:45.333 --> 00:34:46.793
‫تبادل گروگان‌ها

00:34:49.045 --> 00:34:50.922
‫درست به‌موقع رسیدن

00:35:10.651 --> 00:35:12.569
‫خانم جونز کنترل راهکنشی داشت

00:35:12.653 --> 00:35:14.363
‫اولین فرماندهی‌ش بود

00:35:15.197 --> 00:35:16.532
‫سن‌وسالی نداشت...

00:35:17.699 --> 00:35:18.992
‫ولی جان بهش اعتماد کرد

00:35:20.160 --> 00:35:21.829
‫حالت چطوره؟

00:35:22.496 --> 00:35:24.748
‫حال کسی رو دارم که باید حقوق بیشتری بگیره

00:35:24.832 --> 00:35:27.626
‫خب، می‌دونی که بلانت با اضافه‌کاری موافق نیست

00:35:28.585 --> 00:35:30.587
‫شنیدم «اسکورپیا» پول خیلی خوبی می‌ده

00:35:32.047 --> 00:35:33.465
‫دستبندت رو بزن

00:35:43.350 --> 00:35:44.726
‫از جونز به تمام واحدها

00:35:45.894 --> 00:35:47.229
‫زندانی‌ها در موقعیت هستن

00:35:47.312 --> 00:35:48.897
‫برای مبادله آماده‌ایم. یادتون باشه...

00:35:49.439 --> 00:35:51.984
‫تا دستور داده نشده، کسی شلیک نمی‌کنه

00:36:31.565 --> 00:36:33.025
‫راهکنشی یک، جونز

00:36:33.775 --> 00:36:35.110
‫شلیک کنید

00:36:36.445 --> 00:36:39.740
‫باید یه گلولۀ واقعی از یه اسلحۀ واقعی می‌بود

00:36:39.823 --> 00:36:41.283
‫باید قدرت می‌داشت

00:36:42.117 --> 00:36:45.120
‫اگه از تیر مشقی استفاده می‌کردیم،
‫«اسکورپیا» متوجه تفاوتش می‌شد

00:36:46.622 --> 00:36:47.706
‫لباس ضدگلوله؟

00:36:49.291 --> 00:36:52.419
‫بله، ولی فقط برای پشت، که ریسکی بود

00:36:54.046 --> 00:36:55.631
‫ولی اون به تیمش اعتماد داشت

00:36:56.924 --> 00:36:58.050
‫و جواب هم داد

00:37:28.705 --> 00:37:31.792
‫صحنه‌سازی بود. برای استخراج

00:37:32.334 --> 00:37:33.418
‫اون‌ها بازی‌مون دادن

00:37:34.252 --> 00:37:36.004
‫اون هیچ‌وقت از ما نبود

00:37:36.088 --> 00:37:38.048
‫هیچ‌وقت دوست تو نبود

00:37:38.131 --> 00:37:40.842
‫از همون اول یه مأمور بریتانیایی بود

00:37:43.428 --> 00:37:46.264
‫فقط شش ماه طول کشید که ردش رو بزنم

00:37:46.348 --> 00:37:49.518
‫خودش و همسرش، و بچه‌ش

00:37:50.060 --> 00:37:51.395
‫سقوط هواپیما

00:37:55.190 --> 00:37:56.358
‫بمب بود

00:37:57.943 --> 00:37:59.319
‫اگه اونجا بودی...

00:38:00.153 --> 00:38:01.989
‫تو هم کُشته می‌شدی

00:38:05.575 --> 00:38:07.369
‫جولیا راتمن

00:38:07.452 --> 00:38:08.704
‫نمی‌دونیم کی

00:38:10.455 --> 00:38:11.790
‫جولیا بود

00:38:16.253 --> 00:38:20.257
‫اطلاعاتی که جان در اون بازه جمع‌آوری کرد...

00:38:20.924 --> 00:38:23.844
‫ما رو قادر ساخت تا به قلب «اسکورپیا» ضربه بزنیم

00:38:25.012 --> 00:38:28.181
‫ظرف چند ماه، کل دم‌ودستگاه اون‌ها رو منحل کردیم

00:38:31.018 --> 00:38:32.978
‫پدرت قهرمان بود

00:38:35.647 --> 00:38:36.648
‫هر دو بودن

00:38:43.405 --> 00:38:44.740
‫ممنون که بهم گفتی

00:38:46.867 --> 00:38:47.993
‫پس حالا می‌بینی؟

00:38:48.493 --> 00:38:49.494
‫آره؟

00:38:57.461 --> 00:39:01.590
‫این همون چیزیه که مکس گرندل متوجهش شد

00:39:03.383 --> 00:39:05.177
‫برای تو این ماجرا شخصیه

00:39:07.345 --> 00:39:11.433
‫داری از تمام توان «اسکورپیا» برای
‫انتقام‌جویی خودت استفاده می‌کنی

00:39:12.100 --> 00:39:13.518
‫من خودم «اسکورپیا»م

00:39:14.186 --> 00:39:19.441
‫داستان خوبی بود، جولیا، ولی جان
‫هیچ‌وقت من رو فریب یا بازی نداد

00:39:19.524 --> 00:39:22.194
‫ولی اطلاعاتش رو از تو می‌گرفت، نه؟

00:39:23.070 --> 00:39:27.365
‫پس گویا تو بازیچه شدی، تو فریب خوردی...

00:39:28.575 --> 00:39:30.243
‫هیچ‌وقت شخصی نیست

00:39:31.495 --> 00:39:32.579
‫اما الآن، تو...

00:39:33.330 --> 00:39:37.751
‫خیال می‌کنی با انتقام‌گرفتن از یه بچه

00:39:37.834 --> 00:39:40.087
‫می‌تونی...

00:39:41.046 --> 00:39:43.298
‫احساس شکست یا تحقیر خودت رو پاک کنی؟

00:39:46.551 --> 00:39:48.762
‫جنون محضه، جولیا

00:39:51.723 --> 00:39:53.892
‫جایگاه خودت رو بدون

00:39:59.606 --> 00:40:01.024
‫من جایگاهم رو می‌دونم

00:40:16.581 --> 00:40:18.250
‫«اسکورپیا» اینجاست

00:40:18.333 --> 00:40:19.417
‫بله

00:40:20.544 --> 00:40:22.879
‫- و مردم قراره بمیرن
‫- بله

00:40:24.548 --> 00:40:26.424
‫تو گفتی: «یه کیسۀ جسد بیارید»

00:40:28.552 --> 00:40:31.346
‫اولین کاری که کردی وقتی پا به خونۀ خانم جونز گذاشتی،

00:40:31.429 --> 00:40:33.223
‫گفتی: «یه کیسۀ جسد بیارید»

00:40:34.850 --> 00:40:39.729
‫می‌خواستی جوری به نظر بیاد انگار
‫موفق شدم. انگار که خانم جونز مُرده

00:40:40.397 --> 00:40:42.149
‫برای همین گفتی یه کیسۀ جسد بیارن،

00:40:42.232 --> 00:40:45.861
‫و بهم دستبند بزنن و رو سرم
‫کلاه بکِشن، و با ماشین ببرنم

00:40:46.528 --> 00:40:48.989
‫صلاح دیدم که گزینه‌هامون رو نسوزونم

00:40:49.573 --> 00:40:51.867
‫همیشه چند قدم جلوتری، مگه نه؟

00:40:52.742 --> 00:40:55.203
‫بلوف، راستِ دروغ‌نما، راستِ دروغ‌نمای بلوف...

00:40:55.912 --> 00:40:56.955
‫گاهی اوقات

00:40:57.706 --> 00:40:58.957
‫ولی ممکنه خودت رو گم کنی

00:40:59.040 --> 00:41:01.877
‫برای مثال، این فکر من نبود که تو رو بیارم اینجا

00:41:03.086 --> 00:41:04.629
‫خانم جونز

00:41:13.054 --> 00:41:14.472
‫تو بهشون نفوذ کردی

00:41:15.098 --> 00:41:16.600
‫از اون‌ها بودی

00:41:16.683 --> 00:41:19.060
‫- هرچی که می‌دونستم رو بهتون گفتم
‫- می‌دونم

00:41:20.478 --> 00:41:22.147
‫ولی مسئله این نیست، مگه نه؟

00:41:22.230 --> 00:41:23.148
‫نه

00:41:24.566 --> 00:41:26.860
‫سه تا سؤال می‌پرسم، راستش رو بگو

00:41:26.943 --> 00:41:27.819
‫باشه

00:41:28.320 --> 00:41:29.654
‫من مأمورم؟

00:41:31.281 --> 00:41:32.157
‫بله

00:41:32.240 --> 00:41:34.117
‫- بهم اعتماد داری؟
‫- بله

00:41:36.077 --> 00:41:37.204
‫من می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

00:41:38.997 --> 00:41:40.707
‫روی حرفم حساب کن

00:41:44.753 --> 00:41:46.129
‫بگو چی نیاز داری

00:41:46.630 --> 00:41:49.090
‫نیاز دارم بدونم که تو پسرِ همون پدری

00:42:20.497 --> 00:42:22.832
‫سلام

00:42:22.916 --> 00:42:24.167
‫بیدار موندی

00:42:24.834 --> 00:42:26.336
‫تام رفته خونه‌ش

00:42:26.419 --> 00:42:28.129
‫کایرا روی مبل خوابیده

00:42:31.675 --> 00:42:32.968
‫سفرت چطور بود؟

00:42:35.387 --> 00:42:36.554
‫به کمک من نیاز دارن

00:42:37.097 --> 00:42:38.181
‫برای چه کاری؟

00:42:39.099 --> 00:42:40.725
‫نابودکردن «اسکورپیا»

00:42:45.563 --> 00:42:47.899
‫می‌خوای سعی کنی منصرفم کنی؟

00:42:51.361 --> 00:42:52.362
‫نه‌بابا

00:42:54.072 --> 00:42:55.365
‫بهت افتخار می‌کنم

00:42:56.324 --> 00:42:58.326
‫برو با خاک یکسانشون کن

00:42:59.411 --> 00:43:01.079
‫ولی حتماً برگردی خونه

00:43:01.746 --> 00:43:03.957
‫اینجا کلی چیز انتظارت رو می‌کشه

00:43:05.333 --> 00:43:06.584
‫میام خونه

00:43:07.961 --> 00:43:09.045
‫قول می‌دم

00:43:10.650 --> 00:43:17.650
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:43:17.674 --> 00:43:24.674
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.