﻿WEBVTT

00:00:01.069 --> 00:00:09.217
.برای جن‌زده شدن، لازم نیست حتماً یک اتاق باشی
.لازم نیست حتماً یک خانه باشی
.ذهنِ انسان نیز راهروهایی دارد، فائق از دنیای مادی

00:00:10.279 --> 00:00:18.213
.همین خودِ ما که پشتِ خود پنهان شده‌ایم، باید بیش از همه وحشت‌زده‌مان کند
.چرا که قاتلی که در خانه‌مان پنهان شده، آن‌چنان وحشتناک نیست
[ اِمیلی دیکن‌سون ]

00:00:24.567 --> 00:00:25.834
خیلی به تمام چیزهایی که

00:00:25.835 --> 00:00:27.803
درموردم می‌نویسن، فکر می‌کنم

00:00:28.238 --> 00:00:31.072
که من یه زنِ شیطان‌صفت بی‌عاطفه‌م

00:00:31.274 --> 00:00:33.275
یا که فقط قربانی معصومِ یه حروم‌زاده‌م

00:00:33.276 --> 00:00:36.311
که بر خلاف خواسته‌م مجبورم کرده
.و زندگیِ خودم رو برام خطرناک‌‍ کرده

00:00:37.614 --> 00:00:39.881
که انقدر نادون بودم که
نمی‌دونستم چطور رفتار کنم

00:00:39.916 --> 00:00:42.184
که اعدامم، حکم و قتلِ قضایی محسوب میشه

00:00:43.019 --> 00:00:44.886
که لباسِ خیلی مرتب و زیبایی هم به تن کردم

00:00:44.988 --> 00:00:47.055
که لباس یه زنِ مُرده رو پوشیدم
تا همچین ظاهری به خودم بدم

00:00:47.857 --> 00:00:49.625
که یه آدم کج‌خلقم

00:00:49.626 --> 00:00:51.092
.با روحیات جنگ‌طلبانه

00:00:52.762 --> 00:00:54.255
که ظاهر شخصی رو دارم که

00:00:54.256 --> 00:00:56.591
.نسبتاً بالاتر از روحیاتِ فروتنانه‌م‌‍ه

00:00:56.733 --> 00:00:58.800
که من دختر خوبی‌ام که ذات انعطاف‌پذیری داره

00:00:58.801 --> 00:01:00.335
و از من آسیبی به کسی نمی‌رسه

00:01:01.871 --> 00:01:03.438
.که من آدمی منحرف و مکّارم

00:01:06.576 --> 00:01:07.876
که شاید فردی شل‌مغز باشم و

00:01:07.877 --> 00:01:09.544
فرق خاصی با یه احمق نداشته باشم

00:01:10.847 --> 00:01:12.180
،و در عجبم

00:01:12.181 --> 00:01:15.016
،چطور می‌تونم در آنِ واحد
این همه چیزِ مختلف و متفاوت باشم؟

00:01:15.040 --> 00:01:28.040
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:23.064 --> 00:01:28.064


00:02:11.240 --> 00:02:13.240
[ زندان کینگ‌اِستون، سال 1859 ]

00:02:21.751 --> 00:02:23.952
15سالی می‌گذره که من توی زندان کینگ‌اِستون

00:02:23.953 --> 00:02:25.987
.زندانی بودم

00:02:26.222 --> 00:02:28.790
،وقتی کوچیک بودم محکوم به قتل شدم

00:02:29.025 --> 00:02:31.793
.اگر چه، اون زمان به‌نظرم خانم بالغی بودم

00:02:33.262 --> 00:02:35.830
.هر روز میارنم به خونه‌ی فرماندار

00:02:36.332 --> 00:02:38.266
میگن که اینجام تا کارهای سبک خونه رو انجام بدم

00:02:38.267 --> 00:02:39.568
.بیاید، بیاید، خانم‌ها

00:02:39.569 --> 00:02:42.470
،اگر چه بیشتر اون‌جام تا براشون سوژه‌ای باشم
.تا حس کنجکاوی‌شونُ ارضا کنن

00:02:43.239 --> 00:02:45.574
،طوری نگاه می‌کنن که معلوم نشه، دکتر

00:02:45.575 --> 00:02:47.175
.از زیرِ کلاه‌هاشون

00:02:47.977 --> 00:02:49.044
دلیلی که می‌خوان ببیننم اینه که

00:02:49.045 --> 00:02:51.446
من یه قاتله‌ی مشهورم

00:02:51.748 --> 00:02:53.448
.یا حداقل این چیزی‌‍ه که تو روزنامه‌ها میگن

00:02:54.617 --> 00:02:56.785
،وقتی که برای اولین چشمم بهش خورد، تعجب کردم

00:02:56.786 --> 00:02:58.920
،"چون‌که معمولاً میگن، یه "خواننده‌ی مشهور

00:02:59.088 --> 00:03:02.390
،"و "شاعره‌ی مشهور
."و یا "بازیگر مشهور

00:03:02.692 --> 00:03:04.492
ولی خب چیِ یه قاتل می‌تونه
مشهور و معروفش کنه؟

00:03:07.296 --> 00:03:08.363
،با این‌که همه‌شون مثل همه‌ن

00:03:08.364 --> 00:03:11.133
قاتله" صفت سنگینی‌‍ه که وصله‌ی تنت می‌کنن"

00:03:12.969 --> 00:03:14.903
،یه بوهایی میده، اون کلمه

00:03:14.904 --> 00:03:18.473
،مُشک‌بار و غمناک
.مثل گل‌های پژمرده‌ی توی گلدون

00:03:19.676 --> 00:03:22.110
گاهی‌اوقات، نصف‌شبا برای خودم
.تو گوشم زمزمه‌ش می‌کنم

00:03:22.111 --> 00:03:24.346
.قاتله، قاتله

00:03:25.014 --> 00:03:27.782
مثل یه دامن مجلل و پُفی که روی زمین
.کشیده میشه و خش‌خش می‌کنه

00:03:28.584 --> 00:03:30.252
قاتله، کمی بی‌رحمانه‌ست

00:03:30.253 --> 00:03:32.454
مثل چکش یا یه تیکه فلز می‌مونه

00:03:36.993 --> 00:03:39.327
.صفت "قاتله" رو به "قاتل" ترجیح میدم
[ .تفاوت در مؤنث و مذکر ]

00:03:39.629 --> 00:03:41.229
.خب اگه این‌ها تنها گزینه‌های انتخابیم بودن

00:03:48.571 --> 00:03:49.971
شور و شوق زیادی راه افتاده بود

00:03:49.972 --> 00:03:52.140
.که شما دارین میاین به کینگ‌استون، دکتر جُردن

00:03:52.709 --> 00:03:55.043
،اون‌هایی که دوست داشتن تبرئه شدنم رو ببینن

00:03:55.044 --> 00:03:57.445
باور داشتن که گزارشی از طرفِ شما
.می‌تونه آزادم کنه

00:03:58.581 --> 00:04:00.682
از شما نسبت به دکترهایی
که تو تمام این سال‌ها

00:04:00.683 --> 00:04:02.684
اومدن تا معاینه‌م کنن، تعریفِ بیشتری شده

00:04:02.685 --> 00:04:04.086
."ثابت بشین،"گریس

00:04:04.087 --> 00:04:06.088
دکتر اسمیت باید یه اندازه‌گیری
درست و دقیق بکنه‌تت

00:04:06.089 --> 00:04:07.989
لازم نیست از چیزی بترسی

00:04:17.867 --> 00:04:19.801
بنظر اون‌ها شما می‌تونین
،جواب‌هایی رو کشف کنید

00:04:19.802 --> 00:04:21.302
.که بقیه از پیدا کردن‌شون عاجز بودن

00:04:50.266 --> 00:04:52.400
اگه من جات بودم، حواسمُ جمع می‌کردم

00:04:52.668 --> 00:04:54.836
اون دو تا آدم رو خیلی بی‌رحمانه
.و تو خون‌سردیِ کامل کشته

00:04:55.037 --> 00:04:57.138
.دلیل داشته که کردنش این‌تو

00:05:10.686 --> 00:05:11.986
صبحت بخیر، گریس

00:05:12.855 --> 00:05:14.890
به اطلاعم رسیده که از دکترها وحشت داری

00:05:14.891 --> 00:05:17.358
باید همین‌الان بهت بگم که
.خودِ منم یه دکترم

00:05:17.693 --> 00:05:20.495
،اسمم دکتر جُردن‌‍ه
."دکتر "سایمون جُردن

00:05:23.533 --> 00:05:25.563
گمونم اومدی اینجا تا کله‌مُ اندازه‌گیری کنی

00:05:26.169 --> 00:05:27.936
.اصلاً خیالشم به سرم نمیشه

00:05:30.706 --> 00:05:31.940
اهل آمریکایی؟

00:05:31.941 --> 00:05:34.109
،تو همون دکتری هستی که آوردنش
.تا بهشون گزارش بده

00:05:34.110 --> 00:05:35.210
بله

00:05:36.312 --> 00:05:37.746
یه کیفِ پُر از چاقو و تیزی داری؟

00:05:37.747 --> 00:05:38.947
نه

00:05:38.948 --> 00:05:40.682
من یه دکتر معمولی نیستم

00:05:40.683 --> 00:05:41.983
با چاقو و جراحی سرِ کار ندارم

00:05:42.752 --> 00:05:44.219
ببینم از من می‌ترسی، گریس؟

00:05:45.221 --> 00:05:46.955
.هنوز گفتنش زوده

00:05:52.862 --> 00:05:54.328
این برای توئه

00:06:02.371 --> 00:06:04.038
.من‌که سگ نیستم

00:06:05.941 --> 00:06:08.952
.نه، گریس
.می‌تونم ببینم که سگ نیستی

00:06:13.249 --> 00:06:14.382
چی شده، گریس؟

00:06:15.985 --> 00:06:17.618
عطر و بوی بیرون و هوای آزادُ میده

00:06:19.221 --> 00:06:20.621
می‌تونی بهم بگی که چی تو دستت گرفتی؟

00:06:22.925 --> 00:06:23.992
.یه سیب

00:06:23.993 --> 00:06:26.160
و سیب تو رو یاد چه چیزی می‌ندازه؟

00:06:27.596 --> 00:06:29.096
آخرش با کی ازدواج می‌کنیم؟

00:06:34.870 --> 00:06:36.871
.عذر می‌خوام، آقا
.ولی منظورتونُ متوجه نمیشم

00:06:36.872 --> 00:06:38.706
بنظر منکه خیلی هم خوب متوجه میشی

00:06:39.375 --> 00:06:40.475
.پایِ سیب

00:06:40.476 --> 00:06:42.277
.آها، یه چیز خوردنی

00:06:42.278 --> 00:06:43.778
خب، امیدوارم که شما هم همین‌کارُ
.باهاش می‌کنین، قربان

00:06:44.079 --> 00:06:45.680
سیب هم برای همین‌‍ه دیگه

00:06:47.016 --> 00:06:49.550
سیبی هم هست که بهتره آدم نخورتش؟

00:06:50.953 --> 00:06:52.286
.به گمونم، یه سیب فاسد شده

00:06:54.423 --> 00:06:55.690
شما کشیش هستین؟

00:06:57.326 --> 00:06:58.426
نه، من کشیش نیستم

00:06:59.261 --> 00:07:01.462
من دکتری هستم که بجای تخصص داشتن
،تو حیطه‌ی بدن

00:07:01.463 --> 00:07:02.797
.توی ذهن تخصص دارم

00:07:03.199 --> 00:07:05.034
.بیماری‌های مغز و ذهن

00:07:05.035 --> 00:07:06.067
.و اعصاب

00:07:08.137 --> 00:07:09.237
نه

00:07:10.839 --> 00:07:12.604
.دوباره به اون تیمارستان بر نمی‌گردم

00:07:13.772 --> 00:07:15.052
انسان اونجا دووم نمیاره

00:07:17.977 --> 00:07:19.777
به آدم زور میگن، آقا

00:07:21.647 --> 00:07:23.581
منطق تو گوش‌شون نمیره، جناب

00:07:26.785 --> 00:07:28.653
منم برای همین اومدم اینجا

00:07:28.988 --> 00:07:30.488
که به حرف‌ها و منطق‌هات گوش بدم

00:07:32.858 --> 00:07:35.793
،ولی اگه قرار باشه من بهت گوش بدم
تو هم باید باهام صحبت کنی

00:07:35.794 --> 00:07:37.094
حرفمُ که باور نمی‌کنید، جناب

00:07:37.463 --> 00:07:39.096
در هر صورت که دیگه تصمیم‌ها گرفته شده

00:07:39.465 --> 00:07:41.465
و حرفای منم قرار نیست
تغییری ایجاد کنه

00:07:41.467 --> 00:07:42.700
،بهتره برین از قاضی‌ها و وکیل وکلا

00:07:42.701 --> 00:07:43.801
.و روزنامه نگارها بپرسین

00:07:43.802 --> 00:07:46.237
انگاری اونا بهتر از من داستان زندگیمُ بلدن

00:07:47.940 --> 00:07:50.541
در هر صورت، اصلاً من اون بخش
از خاطراتم رو به کل فراموش کردم

00:07:50.809 --> 00:07:52.109
حتماً اینُ به اطلاع‌تون رسوندن

00:07:53.812 --> 00:07:55.813
من دوست دارم کمکت کنم، گریس

00:07:56.649 --> 00:07:58.750
،من تو سعی کنی باهام حرف بزنی
منم تلاش می‌کنم گوش به حرفات بدم

00:07:58.751 --> 00:08:00.351
علایقم کاملاً علمی‌‍ه

00:08:00.352 --> 00:08:02.720
نمی‌خوام فقط روی قتل‌ها متمرکز شیم

00:08:03.355 --> 00:08:04.656
شاید، بهتون دروغ بگم

00:08:04.657 --> 00:08:06.224
.شاید بگی

00:08:06.225 --> 00:08:08.226
،شاید بدون قصد و نیت حتی دروغ بگی

00:08:08.227 --> 00:08:09.794
شایدم عمداً بگی

00:08:09.795 --> 00:08:11.429
شاید، اصلاً یه دروغ‌گو باشی

00:08:11.430 --> 00:08:13.497
.اونائن که میگن من دروغ‌گواَم

00:08:14.900 --> 00:08:16.934
خب بالاخره این ریسکی‌‍ه که باید به جون بخری

00:08:18.637 --> 00:08:20.371
برم می‌گردونن به تیمارستان؟

00:08:22.207 --> 00:08:23.507
!نه

00:08:25.377 --> 00:08:26.944
،یا تو انفرادی نگه‌م می‌دارن

00:08:26.945 --> 00:08:28.312
که چیزی هم بجز نون برای خوردن نداره؟

00:08:29.782 --> 00:08:30.815
،بهت قول شرف میدم

00:08:30.816 --> 00:08:33.251
،که تا موقعی که به حرف زدن‌هات با من ادامه بدی

00:08:33.252 --> 00:08:35.820
،و رفتار خشنی هم ازت سر نزنه
.همین‌جایی که هستی می‌مونی

00:08:36.789 --> 00:08:38.622
.از فرماندار قول گرفتم

00:08:49.301 --> 00:08:50.601
.پس تا فردا، فعلاً

00:09:18.664 --> 00:09:20.375
،"سیبِ "درخت خرد
[ .درخت موجود در بهشت و داستان آدم و حوا ]

00:09:20.376 --> 00:09:22.033
.منظورت بود، دکتر جردن

00:09:22.434 --> 00:09:25.069
خیر و شر، هر کسی می‌تونه بفهمتش

00:09:30.442 --> 00:09:34.078
با خودم فکر می‌کردم، "حتماً می‌خواد
،بره خونه و با خودش بگه

00:09:34.379 --> 00:09:36.714
،دستمُ کردم توش و ک‍*سشُ خونی کردم
[ کنایه از بازیچه‌ی کسی شدن ]

00:09:37.349 --> 00:09:39.383
".چه پسر خوبیم، من

00:09:39.384 --> 00:09:41.219
ولی من عمراً بازیچه‌ی کسی بشم

00:09:41.220 --> 00:09:43.554
الان دیگه شدی ج‍*نده‌ی دکتر، نه؟

00:09:43.555 --> 00:09:44.989
گریس مارکس"؟"

00:09:44.990 --> 00:09:46.257
ج‍*نده‌ی دکتر

00:09:46.258 --> 00:09:47.625
!ساکت

00:10:04.943 --> 00:10:06.811
،امروز که گریس رو معاینه کردی

00:10:06.812 --> 00:10:08.513
چه چیزی دست‌گیرت شد؟

00:10:08.514 --> 00:10:10.648
،من به دنبال کردن خاطرات

00:10:10.649 --> 00:10:12.817
و خیال‌های احساسی و شهوانیِ بیمار اعتقاد دارم

00:10:12.951 --> 00:10:15.453
این‌که اعتماد بیمار رو جلب کنی
نکته‌ی بسیار مهمی‌‍ه

00:10:15.454 --> 00:10:17.021
.و این اتفاق فقط تو یه جلسه نمیفته

00:10:17.022 --> 00:10:18.422


00:10:18.423 --> 00:10:21.025
،تعداد زیادی از ما

00:10:21.026 --> 00:10:22.960
مخصوصاً اون‌هایی‌مون که توی هیئت بررسی

00:10:22.961 --> 00:10:24.962
عفو خوردن به گریس مارکس، هستیم

00:10:24.963 --> 00:10:27.698
مشتاقیم تا آزاد شدن گریس رو

00:10:27.699 --> 00:10:29.300
به سرعت هر چه تمام‌تر ببینیم

00:10:29.301 --> 00:10:31.569
،تو زمان اجرای حکمش

00:10:31.570 --> 00:10:33.971
،با توجه به دختر جوون و آسیب‌پذیری که هست

00:10:33.972 --> 00:10:35.673
مدت بیش از حدی رو توی زندان گذرونده
.و ضعیف شده

00:10:35.674 --> 00:10:38.742
گزارش‌تون تا کی برای
هیئت بررسی آماده میشه؟

00:10:42.014 --> 00:10:45.149
چندتا سؤال درمورد خود دادگاه هم دارم

00:10:47.319 --> 00:10:49.320
،رفتم اون‌جا و وقتی برگشتم

00:10:49.321 --> 00:10:51.422
دیدم که "مک‌درموت" داره "نانسی" رو
.روی زمین حیاط می‌کشونه

00:10:51.423 --> 00:10:53.524
و از آشپزخونه‌ی پشتی می‌بردش
.سمت آشپزخونه‌ی جلویی

00:10:53.525 --> 00:10:55.593
،وقتی که گریس رو بازداشت کردن

00:10:55.661 --> 00:10:57.995
گفت که نمی‌دونسته نانسی کجاست

00:10:58.530 --> 00:10:59.764
،ولی توی دادگاه

00:10:59.765 --> 00:11:01.699
اونم گفت، بهتر بود زودتر کارشُ یه سره کنم

00:11:02.000 --> 00:11:03.201
،بیا و در مخفی رو باز کن"

00:11:03.202 --> 00:11:04.468
".و منم می‌ندازمش توی زیرزمین

00:11:04.469 --> 00:11:05.937
ادعا کرد که دیده که مک‌درموت

00:11:05.938 --> 00:11:07.538
نانسی رو از مو گرفته و روی زمین می‌کشیده

00:11:07.539 --> 00:11:08.940
و می‌نداختتش توی زیرزمین

00:11:10.943 --> 00:11:12.243
نه بابا؟

00:11:12.411 --> 00:11:13.978
یادم نمیاد

00:11:14.313 --> 00:11:17.348
گفت... گفت که از مرگ نانسی متأسف‌‍ه

00:11:17.349 --> 00:11:18.649
هر کسی ممکنه همچین حرفی بزنه

00:11:18.817 --> 00:11:20.117
.آره گمونم

00:11:21.553 --> 00:11:24.088
به‌علاوه، بیانیه‌ی مک‌درموت رو هم داریم

00:11:24.489 --> 00:11:26.557
.که درست قبل از به دار آویخته شدنش، گفته

00:11:31.797 --> 00:11:34.332
ادعا کرده بوده که گریس، نانسی رو

00:11:34.333 --> 00:11:36.100
با روسریِ خودش خفه‌ش کرده

00:11:36.602 --> 00:11:37.969
یارو از قبل هم چندین و چند

00:11:37.970 --> 00:11:39.136
،سناریوی متفاوت تعریف کرده بود

00:11:39.137 --> 00:11:41.973
و به‌علاوه، به دروغگویی هم مشهور بوده

00:11:41.974 --> 00:11:44.742
!گریس مارکس مجبورم کرد، اون‌کارُ بکنم

00:11:44.743 --> 00:11:46.577
اون یه فاحشه‌ست

00:11:46.645 --> 00:11:48.045
!قاتل

00:11:48.380 --> 00:11:49.614
...ممکنه تظاهر به دروغ کرده باشه

00:11:49.615 --> 00:11:50.848
!اون زنُ اعدام کنید

00:11:50.849 --> 00:11:53.284
،فقط بخاطر این‌که یه آدم معروف به دروغ‌گویی‌‍ه

00:11:53.785 --> 00:11:55.986
به این معنا هم نیست که
.همیشه دروغ میگه

00:12:00.225 --> 00:12:01.826
این نوع بازجویی اذیت‌تون می‌کنه؟

00:12:01.827 --> 00:12:04.629
نه، به هیچ وجه، دکتر جردن

00:12:04.630 --> 00:12:07.231
ولی همه‌مون امیدواریم که
گزارشی بنویسی که

00:12:07.232 --> 00:12:08.899
به نفعِ گریس مارکس باشه

00:12:08.967 --> 00:12:11.202
برای همین‌هم آوردیمت اینجا

00:12:12.537 --> 00:12:13.871
بله، ازتون هم سپاس‌گذارم

00:12:13.872 --> 00:12:16.106
خب، گزارش‌تون کی آماده میشه؟

00:12:18.911 --> 00:12:21.279
اگه بتونم جلساتم با گریس رو
جایی ترتیب بدم که

00:12:21.280 --> 00:12:23.847
حسِ اعتماد بیشتری رو بهش القا کنه، خیلی کمک می‌کنه

00:12:24.316 --> 00:12:26.517
قبلاً گفتین که انگار داشته
توی خونه‌ی فرماندارِ زندان

00:12:26.518 --> 00:12:28.118
نوعی خانه‌داری می‌کرده؟

00:12:28.420 --> 00:12:29.754
چی شد، که این‌طور شد؟

00:12:29.755 --> 00:12:32.089
رفتارش توی زندان، مثال‌زدنی بود

00:12:32.324 --> 00:12:34.508
و همسر فرماندار هم بهش اجازه داد

00:12:34.509 --> 00:12:35.976
تا دوران حبسش رو اونجا سپری کنه

00:12:35.977 --> 00:12:38.846
ولی اخیراً کمی رفتار پرخاش‌گرانه‌ای داشت که

00:12:38.847 --> 00:12:40.414
خونواده‌ی فرماندار رو وحشت‌زده کرد

00:12:52.828 --> 00:12:54.328
ممکنه که دوباره متقاعدشون کرد که

00:12:54.329 --> 00:12:56.597
اجازه بدن برگرده به خونه‌شون؟

00:12:56.965 --> 00:12:58.265
می‌تونم قرارهای ملاقاتم رو اونجا باهاش بذارم

00:12:58.266 --> 00:12:59.333
تلاشمُ می‌کنم

00:12:59.334 --> 00:13:01.168
،همسر فرماندار از گریس خوشش میاد

00:13:01.169 --> 00:13:02.937
،و بدون‌شک

00:13:02.938 --> 00:13:06.006
از اینکه گریس حس کنجکاوی خانم‌های "دایره‌ی روحانی" رو
[ گردهایی برای احضار روح ]

00:13:06.007 --> 00:13:08.175
.قلقلک میده، لذت می‌بره

00:13:08.176 --> 00:13:10.044
حس می‌کنم یکی داره میاد

00:13:11.680 --> 00:13:13.948
منتظرت می‌مونیم، پسر عزیزم ویلیام

00:13:13.949 --> 00:13:15.137
پس، من فردا تو خونه‌ی فرماندار

00:13:15.138 --> 00:13:16.683
با گریس ملاقات می‌کنم؟

00:13:16.785 --> 00:13:18.619
.مطمئناً می‌تونم ترتیبشُ بدم

00:13:19.054 --> 00:13:20.755
و محل استقرارتون چطوره؟

00:13:20.756 --> 00:13:22.156
واقعاً رضایت‌بخش‌‍ه

00:13:22.157 --> 00:13:23.824
از تمام زحمات‌تون بسیار ممنونم، جناب کشیش

00:13:23.825 --> 00:13:26.260
اطمینان داریم که این کار
ارزش وقتی که میذاریمُ داره

00:13:26.261 --> 00:13:27.561
فردا می‌بینم‌تون

00:13:29.331 --> 00:13:31.532
خانم هام‌فری -
شب‌تون بخیر -

00:13:31.833 --> 00:13:33.100
براتون کمی چای آماده کردم

00:13:33.101 --> 00:13:34.401
واقعاً لطف داشتین

00:13:35.103 --> 00:13:37.639
شب بخیر، آقای جردن -
شب خوش، جناب کشیش -

00:13:47.692 --> 00:13:50.319
گریس، می‌بینم که یه عشق جدید پیدا کردی

00:13:50.320 --> 00:13:51.920
!مشالا دکترم هست

00:13:52.389 --> 00:13:53.622
ريالبه نفعش‌‍ه که حواسشُ خوب جمع کنه

00:13:53.623 --> 00:13:55.758
وگرنه وِلوش می‌کنی رو زمین

00:13:55.759 --> 00:13:58.193
آره، ولو توی زیرزمین

00:13:58.194 --> 00:14:00.462
.پا برهنه و با یه گلوله توی قلبش

00:14:01.564 --> 00:14:02.798
،اگه واقعاً همچین فکری درباره‌م می‌کنین

00:14:02.799 --> 00:14:04.433
،باید حرفِ اون دهن‌های کثیف‌تونُ بفهمید

00:14:04.434 --> 00:14:05.501
و گرنه یه شب میام، و

00:14:05.502 --> 00:14:07.403
.از تو دهن‌تون می‌کشم‌شون، اونم از ریشه

00:14:07.404 --> 00:14:08.704
و تازه به چاقو هم نیازی ندارم

00:14:08.705 --> 00:14:11.006
فقط با دندونم می‌کشم‌شون
.و از جا درشون میارم

00:14:11.741 --> 00:14:13.709
و ممنون میشم اگه این دست‌های کثیف‌تونُ

00:14:13.710 --> 00:14:14.843
.هم به من نزنید

00:14:14.844 --> 00:14:16.011
افرادی هستن که از پریشانی

00:14:16.012 --> 00:14:18.280
.هم‌نوع‌شون لذت می‌برن، دکتر

00:14:19.724 --> 00:14:21.450
و مخصوصاً اگه فکر کنن که اون هم‌نوع

00:14:21.451 --> 00:14:23.151
،مرتکب گناهی هم شده

00:14:23.386 --> 00:14:25.487
.که یه چاشنی هم بهش میده

00:14:26.756 --> 00:14:29.925
،ولی مگه به قول انجیل
از بین ما کدوم‌مون مرتکب به گناهی نشدیم؟

00:14:31.194 --> 00:14:32.461
باید واقعاً شرم کنم که

00:14:32.462 --> 00:14:34.696
.همچین لذتی از دیدنِ رنج‌کشیدن دیگران می‌برم

00:14:59.189 --> 00:15:01.423
حرف زدن برام سخت‌‍ه

00:15:01.658 --> 00:15:03.859
تو 15 سال گذشته، حرف خاصی نزدم

00:15:04.461 --> 00:15:06.139
.نمی‌دونم ازم می‌خواید که چی بگم

00:15:06.140 --> 00:15:07.740
،موضوع این نیست که به من چی بگی

00:15:07.741 --> 00:15:09.208
در اصل موضوعی که بهش علاقه‌مندم اینه که

00:15:09.209 --> 00:15:10.710
چی داری که به خودت بگی

00:15:12.880 --> 00:15:14.747
آخه همچین چیزی نمی‌خوام

00:15:15.849 --> 00:15:17.983
اصلاً من تو جایگاهی نیستم که
حرفی بزنم

00:15:19.787 --> 00:15:21.787
از این پارچه‌ای که داری می‌دوزی برام تعریف کن

00:15:23.891 --> 00:15:25.691
.برای "لیدیا"ست، دختر فرماندار

00:15:26.193 --> 00:15:27.693
.پارچه‌ی خونه‌ چوبی‌‍ه

00:15:28.896 --> 00:15:31.197
هر دختر جوونی باید یکی از این‌ها
قبل از ازدواجش داشته باشه

00:15:31.498 --> 00:15:32.798
،به معنای خونه‌ست

00:15:32.833 --> 00:15:34.200
و وسطش، همیشه یه مربع قرمز هست

00:15:34.201 --> 00:15:35.868
که نمادِ آتش‌دان یا شومینه‌ست

00:15:36.637 --> 00:15:37.637
این یکی فقط یه پارچه‌ی عادی‌‍ه

00:15:37.638 --> 00:15:38.971
اصلاً یه پر زرق و برقیِ
.لحاف ازدواج نمیرسه

00:15:38.972 --> 00:15:40.306
لحاف ازدواج چیه دیگه؟

00:15:42.075 --> 00:15:43.910
،خب، طبق گفته‌های دوستم

00:15:43.911 --> 00:15:45.611
سه نوع لحاف داریم که هر زنی باید
با دست‌های خودش

00:15:45.612 --> 00:15:47.413
قبل از ازدواجش، بدوزتشون

00:15:48.081 --> 00:15:49.381
.درختِ بهشت

00:15:50.017 --> 00:15:52.485
.سبد گل، و جعبه‌ی پاندورا

00:15:52.586 --> 00:15:53.653
،گاهی‌اوقات، روزایی که وظیفه‌ی خدمتکاری دارم

00:15:53.654 --> 00:15:55.021
،همه‌شونُ پشت‌سر هم آویزون می‌کنم

00:15:55.022 --> 00:15:56.856
.تا بعد از شست‌وشو خشک بشن

00:15:56.857 --> 00:15:57.957
.شبیه پرچم میشن

00:15:57.958 --> 00:16:00.025
،مثل ارتشی که وقتی می‌خواد بره به جنگ
آویزون‌شون می‌کنه

00:16:00.494 --> 00:16:03.028
اون لحاف‌ها دیگه یاد چی می‌ندازنت؟

00:16:03.030 --> 00:16:05.231
،خب، از اون موقع، با خودم فکر می‌کردم

00:16:05.833 --> 00:16:08.334
چرا یه زن تصمیم گرفته تا"
،همچین پرچم‌هایی رو بدوزه

00:16:08.535 --> 00:16:10.202
"و روی تخت‌خواب پهن‌شون کنه؟

00:16:11.104 --> 00:16:13.485
برای اینکه طوری تخت‌خواب رو درست می‌کنن
که برجسته و قابل‌توجه‌ترین چیز توی اتاق باشه

00:16:14.141 --> 00:16:15.441
،و بعدش با خودم گفتم

00:16:16.777 --> 00:16:18.077
"بخاطر هشدار دادن‌‍ه"

00:16:25.152 --> 00:16:27.787
چونکه شاید با خودتون فکر کنید که
،تخت‌خواب یه جای آرامش‌بخش باشه، جناب

00:16:28.388 --> 00:16:29.755
و برای شما حکمِ آرامش و راحتی رو داشته باشه

00:16:29.756 --> 00:16:31.090
.و یه خواب شیرین

00:16:31.758 --> 00:16:32.725
ولی برای همه این‌طور نیست

00:16:32.726 --> 00:16:33.626
اتفاقات خیلی خطرناکی

00:16:33.627 --> 00:16:35.495
.ممکنه روی تخت‌خواب رخ بده

00:16:35.496 --> 00:16:37.163
،جایی‌‍ه که ما به دنیا میایم

00:16:37.564 --> 00:16:39.231
و خب این اولین خطری‌‍ه که توی
.زندگی باهاش مواجه میشیم

00:16:39.600 --> 00:16:40.700
و جایی‌‍ه که خانم‌ها بچه‌شونُ به دنیا میارن

00:16:40.701 --> 00:16:42.368
که اغلب آخرین بچه‌شون‌هم هست

00:16:42.569 --> 00:16:44.036
و جایی که اون حرکتی بین

00:16:44.037 --> 00:16:46.105
،زن و مرد صورت می‌گیره، جناب
که بهش اشاره‌ی نمی‌کنم

00:16:46.106 --> 00:16:47.973
ولی به گمونم خودتون می‌دونین چیه

00:16:48.942 --> 00:16:52.344
،بعضی‌ها بهش میگن، عشق
،یک سری دیگه، یأس

00:16:53.046 --> 00:16:55.414
صرفاً یه هتک آبروئه که
باید باهاش بسوزن و بسازن

00:16:57.417 --> 00:16:59.718
و بالاخره، تخت‌خواب جایی‌‍ه که توش می‌خوابیم

00:16:59.820 --> 00:17:01.120
و خواب می‌بینیم

00:17:02.823 --> 00:17:04.290
و اغلب جایی که توش می‌میریم

00:17:09.029 --> 00:17:10.930
،ولی خب، تا قبل از اینکه برم زندان

00:17:10.931 --> 00:17:12.832
همچین خیال‌پردازی‌هایی رو
درموردِ لحاف‌ها نمی‌کردم

00:17:12.866 --> 00:17:14.867
تو زندان وقت زیادی
.برای فکر کردن داری

00:17:14.868 --> 00:17:16.408
و همین‌طور کسی رو نداری که
این خیالاتت رو براش تعریف کنی

00:17:17.771 --> 00:17:19.071
پس برای خودت تعریف‌شون می‌کنی

00:17:19.673 --> 00:17:21.841
پس، گریس، یعنی به‌نظر تو

00:17:21.842 --> 00:17:23.742
تخت‌خواب مکان خطرناکی‌‍ه؟

00:17:26.780 --> 00:17:28.147
منُ مسخره کردین، جناب؟

00:17:28.515 --> 00:17:29.815
نه

00:17:31.118 --> 00:17:32.952
خب، معلومه که هر دفعه که میرم روش بخوابم

00:17:32.953 --> 00:17:34.720
حس نمی‌کنم جای خطرناکی باشه

00:17:34.922 --> 00:17:36.989
فقط تو اون موقعیت‌هایی که
براتون تعریف کردم، خطرناک‌‍ه

00:17:38.559 --> 00:17:41.994
ببینم نخواسته بهت توهینی کردم؟
.هیچ... هیچ قصدی نداشتم

00:17:43.497 --> 00:17:45.865
،پس حرف‌تونُ باور می‌کنم
،و بهتون اعتماد می‌کنم

00:17:45.866 --> 00:17:47.733
و امیدوارم که در آینده هم برام جبران کنید

00:17:50.637 --> 00:17:51.937
البته

00:17:53.607 --> 00:17:55.147
می‌تونی بهم بگی این چیه، گریس؟

00:17:56.710 --> 00:17:57.777
.چغندر

00:17:57.778 --> 00:17:59.591
و تو رو یاد چیزی نمی‌ندازه؟

00:18:07.154 --> 00:18:08.888
.گمونم، یاد غذای "کباب یکشنبه‌ای" می‌ندازه

00:18:09.122 --> 00:18:10.189
همیشه بهتره که درست بعد از این‌که

00:18:10.190 --> 00:18:12.291
.چغندرها رو از فر در میاری، پوست‌شونُ بکنی
.نه قبلش

00:18:12.960 --> 00:18:14.493
این‌طوری تمییز کردن‌شون خیلی سخت میشه

00:18:14.494 --> 00:18:16.629
جغندرهای آب‌پز کلاً مزه‌شون فرق داره

00:18:16.630 --> 00:18:17.730
سبزیجاتین که خیلی سخت میشه

00:18:17.731 --> 00:18:19.098
لکه‌ای از روشون پاک کرد

00:18:31.612 --> 00:18:34.179
اگه می‌خواستی یه لحاف برای خودت درست کنی

00:18:34.481 --> 00:18:36.415
از کدوم طرح و الگو استفاده می‌کردی؟

00:18:38.785 --> 00:18:40.219
نمی‌دونم، آقا

00:18:40.587 --> 00:18:42.655
"شاید به طرحِ علف "شجره‌التسبیح

00:18:42.656 --> 00:18:44.223
،درخت بهشتی

00:18:44.224 --> 00:18:45.858
"یا شاید الگوی "پازل خدمتکارِ پیر

00:18:45.859 --> 00:18:48.327
.چونکه منم یه خدمت‌کار پیرم دیگه
این‌طور فکر نمی‌کنید، آقا؟

00:18:48.695 --> 00:18:50.996
و تا دل‌تون هم بخواد پازلی شدم
[ .آشفته و گیج ]

00:18:56.670 --> 00:18:57.937
حتماً تو این همه سالی که

00:18:57.938 --> 00:18:58.971
صرف کردی تا برای بقیه لحاف بدوزی

00:18:58.972 --> 00:19:00.606
به این که از چه الگویی
،برای خودت استفاده کنی

00:19:00.607 --> 00:19:02.141
.فکر کردی دیگه

00:19:02.142 --> 00:19:04.710
به زبون آوردنِ خواسته‌ی حقیقی‌ت
.بدشانسی میاره، جناب

00:19:04.711 --> 00:19:06.579
و بعدشم دیگه اتفاق خوبی برات نمیفته

00:19:06.580 --> 00:19:08.114
،کلاً باید مراقب خواسته‌هات باشی

00:19:08.115 --> 00:19:09.715
.چونکه ممکنه بخاطرش تنبیه بشی

00:19:09.716 --> 00:19:11.017
.این اتفاق برای "مری ویتنی" هم افتاد

00:19:11.018 --> 00:19:12.852
مری ویتنی کیه؟ -
.یه دوست -

00:19:12.853 --> 00:19:14.219
و از کجا می‌شناسیش؟

00:19:16.423 --> 00:19:18.351
.مربوط به گذشته‌ی دور میشه
.اهمیت خاصی نداره

00:19:18.352 --> 00:19:19.859
گریس، می‌تونی با من کاملاً صادق باشی

00:19:19.860 --> 00:19:21.961
دلیلی ندارم که باهاتون صادق نباشم، جناب

00:19:22.963 --> 00:19:24.096
،یه خانم خیلی چیزها رو مخفی می‌کنه

00:19:24.097 --> 00:19:26.098
چونکه نگران از دست رفتن آبروش‌‍ه

00:19:26.733 --> 00:19:28.033
ولی کار من دیگه از این حرف‌ها گذشته

00:19:28.435 --> 00:19:29.635
می‌تونم هرچی بخوام بگم

00:19:29.636 --> 00:19:31.811
یا اگه دلم نخواد، می‌تونم کلاً
.حرفی به زبون نیارم

00:19:33.573 --> 00:19:35.875
برات مهم نیست من درباره‌ت
چه فکری بکنم، گریس؟

00:19:35.876 --> 00:19:37.743
منُ قبلاً هم قضاوت کردن، آقا

00:19:38.045 --> 00:19:39.812
،هر فکری که درموردم بکنید
.فرقی نمی‌کنه

00:19:39.813 --> 00:19:41.013
درست قضاوتت کردن، گریس؟

00:19:41.014 --> 00:19:42.915
.حالا چه درست، چه غلط

00:19:43.784 --> 00:19:45.184
،مردم دنبال یه آدم گناه‌کار می‌گردن

00:19:45.919 --> 00:19:48.120
،اگه جنایتی رخ داده باشه
می‌خوان بدونن که مسئولش کی بوده

00:19:48.121 --> 00:19:49.155
دوست ندارن بی‌خبر بمونن

00:19:49.156 --> 00:19:51.890
پس امیدت رو از دست دادی؟ -
امیدِ به چی، جناب؟ -

00:19:53.894 --> 00:19:56.895
خب، امید به آزادی

00:19:58.131 --> 00:20:00.132
خب به‌نظرتون چرا بیان همچین کاری کنن، قربان؟

00:20:00.534 --> 00:20:02.234
هر روز که نمی‌بینی
یه قاتله جلوت ظاهر شه

00:20:02.803 --> 00:20:04.870
امیدواری‌هام رو برای
مسائل کوچیک‌تری نگه داشتم

00:20:05.439 --> 00:20:08.339
امیدوارم که فردا صبحانه‌ی بهتری
.از امروز بخورم

00:20:08.709 --> 00:20:11.310
اون‌موقع گفتن که می‌خواستن
.برای بقیه درس عبرت بشم

00:20:11.778 --> 00:20:13.646
برای همینم برام حکمِ اعدام بریدن

00:20:13.647 --> 00:20:15.047
.و بعدش حبس ابد

00:20:15.048 --> 00:20:16.649
ولی خب درس عبرت، بعداً چه کمکی می‌کنه؟

00:20:16.650 --> 00:20:18.050
دیگه موضوع تموم‌شده‌ست

00:20:18.051 --> 00:20:20.452
چطوری قراره باقی‌مونده‌ی وقتتُ پُر کنی؟

00:20:20.654 --> 00:20:22.721
حس نمی‌کنی رفتار ناعادلانه‌ای باهات داشتن؟

00:20:25.492 --> 00:20:27.026
منظورتونُ متوجه نمیشم، جناب

00:20:32.065 --> 00:20:34.299
.خب، راه‌های زیادی برای گربه‌کُشون هست
[ .کنایه از: وجود راه‌های مختلفی برای انجام یک کار ]

00:20:35.235 --> 00:20:37.536
.بنظرم از جمله‌ی عجیبی استفاده کردین، جناب
منکه گربه نیستم

00:20:37.537 --> 00:20:39.171
.نه خب، یادمه
.نه گربه‌ای، نه سگ

00:20:39.172 --> 00:20:40.472
عذر می‌خوام، قربان

00:20:40.674 --> 00:20:41.874
بیا از اول شروع کنیم

00:20:41.875 --> 00:20:44.110
اولِ چی، جناب؟ -
.اولِ زندگی‌ت -

00:20:44.111 --> 00:20:46.111
.منم عادی به دنیا اومده‌بودم، آقا
.مثل بقیه‌ی آدم‌ها

00:20:46.813 --> 00:20:48.480
اعترافاتت رو اینجا دارم

00:20:49.082 --> 00:20:50.716
بذار بخونم توشون چی گفتی

00:20:50.717 --> 00:20:52.251
اون واقعاً اعترافات من نیست

00:20:52.552 --> 00:20:54.086
فقط ترکیبی از حرف‌هایی‌‍ه که
وکیل‌ها وادارم کردن بزنم

00:20:54.087 --> 00:20:56.147
و چیزهایی که روزنامه‌نگارها
.از خودشون در آوردن

00:20:56.823 --> 00:20:58.324
اولین باری که چشمام افتاد
،تو چشم یه روزنامه‌ناگر

00:20:58.325 --> 00:21:01.494
با خودم گفتم، "خوبه دیگه، مامان‌جونتم این حرفاتُ شنیده"؟
[ کنایه به دروغگو بودن‌شون ]

00:21:01.495 --> 00:21:03.488
حتی اگه حقیقت درست بیفته رو سرشون
.بازم نمی‌فهمینش

00:21:03.489 --> 00:21:05.030
گریس، مری ویتنی کیه؟

00:21:05.031 --> 00:21:06.732
،زیر پورتره‌ی صورتت این اسمُ نوشته

00:21:06.733 --> 00:21:08.700
تو صفحه‌ی اول اعترافاتت

00:21:08.802 --> 00:21:10.869
"گریس مارکس، ملقب به مری ویتنی"

00:21:12.038 --> 00:21:13.706
آها، آره، طراحی‌شم خیلی بهم شباهت نداره

00:21:13.707 --> 00:21:15.207
و مری ویتنی؟ -
این فقط یه اسمی بود که -

00:21:15.208 --> 00:21:17.176
،وقتی مک‌درموت داشت از دستم فرار می‌کرد
برای خودم گذاشتم

00:21:17.177 --> 00:21:18.511
و همین‌طوری اولین اسمی که

00:21:18.512 --> 00:21:19.945
به ذهنت خطور کرد و نوشتی؟

00:21:21.214 --> 00:21:22.915
نه، قربان

00:21:22.916 --> 00:21:25.017
مری ویتنی، یه زمانی دوست صمیمیِ من بود

00:21:25.218 --> 00:21:26.585
تا اون زمان دیگه فوت کرده بود، آقا

00:21:26.586 --> 00:21:28.177
،و منم فکر نمی‌کردم اگه از اسمش استفاده کنم

00:21:28.178 --> 00:21:29.188
خیلی ناراحت بشه

00:21:29.189 --> 00:21:31.323
.بعضی‌وقتا لباس‌هاشُ هم بهم قرض می‌داد

00:21:32.659 --> 00:21:35.194
همیشه خیلی بهم لطف داشت

00:21:35.195 --> 00:21:37.830
و بدون اونِ قصه‌ی زندگیم
به کل تغییر می‌کرد

00:21:37.831 --> 00:21:39.498
قصه‌ی زندگیتُ برام تعریف می‌کنی، گریس؟

00:21:39.499 --> 00:21:40.666
چون همون‌طور که میگی

00:21:40.667 --> 00:21:42.201
نسخه‌ی واقعیش رو توی اعترافاتت ننوشتن

00:21:42.202 --> 00:21:44.236
برام تعریفش می‌کنی؟ -
کدوم قسمتشُ، آقا؟ -

00:21:44.871 --> 00:21:46.238
.از آغازش

00:21:56.683 --> 00:21:57.750
چیزی که اولِ اعترافاتم گفته

00:21:57.751 --> 00:21:59.718
به قدر کافی حقیقت داره

00:22:00.620 --> 00:22:02.955
من واقعاً اهل شمال ایرلندم

00:22:03.156 --> 00:22:04.390
البته حس ناعادلانه‌ای بهم دست داد

00:22:04.391 --> 00:22:06.592
:وقتی توی اعتراف‌نامه نوشتن
،هر دوی متهمین"

00:22:06.593 --> 00:22:08.727
"به تصدیق خودشان، اهل ایرلند هستند"

00:22:08.728 --> 00:22:10.629
یه طوری جلوه‌ش میداد که انگار
،جرمی مرتکب شدیم

00:22:10.630 --> 00:22:12.898
و منم فکر نمی‌کنم که اهل ایرلند بودن
.جرم محسوب بشه

00:22:12.899 --> 00:22:15.067
اگر چه دیدم که با این افراد، این‌طور رفتار می‌کنن

00:22:16.636 --> 00:22:18.737
.ولی خانواده‌ی ما پروتستان بودن
[ یک فرقه‌ی مسیحیت ]

00:22:18.738 --> 00:22:20.339
و این متفاوت‌‍ه

00:22:22.776 --> 00:22:24.810
بدون خبر از ایرلند گذاشتیم رفتیم

00:22:25.645 --> 00:22:27.479
،پدرم انگلیسی بود

00:22:27.480 --> 00:22:29.215
،و وقتی که توی ایرلند بودیم
وارد شرکت

00:22:29.216 --> 00:22:31.216
.یه "آرنج‌من" بدنام شد

00:22:31.885 --> 00:22:33.449
و خونه‌ی یه آقای پروتستانی رو هم

00:22:33.450 --> 00:22:34.624
که طرف کاتولیک‌ها رو گرفته بود

00:22:34.625 --> 00:22:36.325
رو هم آتیش زدن

00:22:36.326 --> 00:22:38.094
سوار شو، زود باش

00:22:38.095 --> 00:22:40.275
و اون‌یکی رو هم درحالی که
مغزش خورد و خاک‌شیر شده بود، پیدا کرده بودن

00:22:41.331 --> 00:22:43.032
ما هم نسبتاً سریع از اونجا رفتیم

00:22:43.033 --> 00:22:44.467
چرا خدا مجبورم کرد که با این

00:22:44.468 --> 00:22:46.235
ایرلندی‌های کثافت و دزد، سر و کله بزنم؟

00:22:46.503 --> 00:22:48.170
.این دنیا دیگه بهتون نیازی نداره

00:22:48.171 --> 00:22:49.505
باید مثل یه گربه‌ی توی گونی

00:22:49.506 --> 00:22:51.340
.توی دریاها، غرق و سر به نیست می‌شدین

00:22:54.311 --> 00:22:56.278
!زنِ ابله

00:22:57.881 --> 00:22:59.181
.مایکل، کلیر

00:23:04.888 --> 00:23:06.355
.بدو، برش دار

00:23:13.363 --> 00:23:15.383
اعتراف می‌کنم که
فکر شومی به سرم زد

00:23:16.300 --> 00:23:18.401
وقتی بچه‌ها رو دیدم که
،به صف شدن

00:23:18.402 --> 00:23:21.837
با خودم گفتم، "شاید خوب باشه
،بزنم یکی دوتاشونُ بندازم تو دریا

00:23:23.106 --> 00:23:24.907
بعدش دیگه نه بچه‌های زیادی
،بودن که بهشون غذا داد

00:23:24.908 --> 00:23:26.542
".و نه لباسی برای شستن

00:23:28.445 --> 00:23:29.879
با خودم گفتم شاید بتونم
از دستِ زندگی‌کردن

00:23:29.880 --> 00:23:31.647
با این مرد خلاص‌شون کنم

00:23:33.784 --> 00:23:35.284
ولی اون فقط فکری بود که
،بدون شک

00:23:35.285 --> 00:23:37.286
.شیطون تو سرم کاشته بود

00:23:37.454 --> 00:23:39.488
،نه، به احتمال بیشتر، پدرم

00:23:39.489 --> 00:23:40.523
،چونکه با اون سنم

00:23:40.524 --> 00:23:42.324
هنوز داشتم برای ارضاء کردن نیازهاش
.تلاش‌ می‌کردم

00:23:58.909 --> 00:24:00.509
سه تا کلاغِ پشت سر هم، معنای مرگ میده

00:24:02.212 --> 00:24:04.146
پام هیچ‌وقت دیگه به خشکی باز نمیشه

00:24:06.049 --> 00:24:07.816
مادر، چرا همچین حرفی میزنی؟

00:24:09.886 --> 00:24:11.520
تو گوشت و خونم حسش می‌کنم

00:24:13.957 --> 00:24:15.557
و همین‌طور هم شد

00:24:35.011 --> 00:24:36.879
پدرم بیشتر سفر رو

00:24:36.880 --> 00:24:38.681
با مشروب مست بود

00:24:38.915 --> 00:24:40.416
،توی طوفان‌ها و مریضی‌ها

00:24:40.417 --> 00:24:42.251
.حتی به‌زور می‌دونستیم که اصلاً کجا هست

00:24:42.252 --> 00:24:43.886
که فرقی هم نداشت

00:24:44.471 --> 00:24:46.391
بدون حضورشم بیش‌از حد
.سختی می‌کشیدیم

00:25:23.160 --> 00:25:25.360
به یونسِ پیامبر که توی
.شکم اون نهنگ‌‍ه بود فکر می‌کردم

00:25:26.296 --> 00:25:28.931
ولی خب حداقل، اون فقط
لازم بود که سه روزُ اون‌تو بگذرونه

00:25:28.932 --> 00:25:30.799
ولی ما هشت هفته با این اوضاع
.جلوی رومون داشتیم

00:25:32.536 --> 00:25:34.537
و تازه اون توی شکم نهنگ‌‍ه تنها بود

00:25:34.538 --> 00:25:35.938
و نمی‌خواست که همش به صدای

00:25:35.939 --> 00:25:37.559
آه و ناله و استفراغ بقیه گوش بده

00:25:41.912 --> 00:25:44.213
قصد توهینی بهتون نداشتم، آقا

00:25:45.048 --> 00:25:46.215
،بالاخره، اون کشتی

00:25:46.216 --> 00:25:47.316
فقط یه نوع محله‌ی فقیرنشینِ شناور بود

00:25:47.317 --> 00:25:49.218
.البته بدون مِی‌خونه‌ای

00:25:49.653 --> 00:25:51.720
و شنیدم که الان کشتی‌های بهتری ساختن

00:25:52.255 --> 00:25:53.795
اگه می‌خواین پنجره رو باز کنید

00:25:54.157 --> 00:25:55.457


00:26:02.499 --> 00:26:04.600
،به این سمت بیا و آثار دستِ خداوند را تماشا کن"

00:26:06.470 --> 00:26:08.037
،که چه توانایی‌های بی‌نظیری دارد

00:26:09.606 --> 00:26:11.440
،اون اقیانوس را به خشکی تبدیل کرد

00:26:11.441 --> 00:26:13.876
،تا که با پای پیاده از آب رد بشوند

00:26:13.877 --> 00:26:14.944
"...آنجا بود که به وجد آمدیم"

00:26:14.945 --> 00:26:16.245
مسافرها، ترکیبی از افراد

00:26:16.246 --> 00:26:17.213
کاتولیک و پروتستان بودن

00:26:17.214 --> 00:26:18.714
و با عقل سلیم و
حالتی سلامت

00:26:18.715 --> 00:26:21.550
،با همدیگه دعوا و مشاجره می‌کردن
.که انگار عاطفه‌ای ندارند

00:26:21.551 --> 00:26:23.919
یه سفر دریایی شاید تذکر خداوند به ما باشه

00:26:23.920 --> 00:26:27.222
،که ما همگی انسانیم
.و تمام انسان‌ها ضعیفند

00:26:27.224 --> 00:26:29.725
گمونم نمیشه فقط رو یکی‌شون تمرکز کرد

00:26:32.162 --> 00:26:34.396
،بنظر تا وقتی که رو دریاییم
کسی جرعت اعتراض نداشته‌باشه

00:26:54.885 --> 00:26:56.685
دلم، گریس

00:27:21.244 --> 00:27:22.411
.وبا نداره

00:27:22.412 --> 00:27:24.213
که این خیال ناخدا رو راحت می‌کنه

00:27:24.281 --> 00:27:26.181
به احتمال زیاد تومور داشته باشه

00:27:26.550 --> 00:27:28.083
تشخیصش بدون بریدن و باز کردن بدنش

00:27:28.084 --> 00:27:29.251
و عمل جراحی روش، غیر ممکنه

00:27:29.252 --> 00:27:30.752
.و اینم مطمئناً میکشتش

00:27:30.954 --> 00:27:32.788
می‌تونیم برای هواخوری ببریم روی عرشه؟

00:27:35.125 --> 00:27:37.026
حرکت‌دادنش اشتباه‌‍ه

00:27:38.261 --> 00:27:40.563
هوای این پایین خیلی آلوده‌ست

00:27:40.564 --> 00:27:42.264
من خودم دارم خفه میشم

00:28:32.882 --> 00:28:34.182
بیا، بیا عزیزم

00:28:36.186 --> 00:28:37.686
بیا، بیا

00:28:37.921 --> 00:28:40.522
بیا یکم دارو بخور

00:28:45.028 --> 00:28:46.628
اگه گریه کنی، برات خوبه‌ها دختر

00:28:47.430 --> 00:28:49.631
الان دیگه به همراه فرشته‌های مبارک
.توی بهشت‌‍ه

00:28:50.100 --> 00:28:51.733
حتی با اینکه یه پروتستان بود

00:28:52.402 --> 00:28:54.485
اُوه، پنجره رو باز نکردیم

00:28:54.486 --> 00:28:55.919
تا روحش بتونه بره

00:28:58.890 --> 00:29:00.624
...حالا شایدم

00:29:00.625 --> 00:29:02.259
به ضرر مادرت نشد

00:29:02.561 --> 00:29:04.695
این پایین پنجره باز کردن، قدغن‌‍ه

00:29:05.664 --> 00:29:07.566
تا حالا گوشم به همچین
.سنتی نخورده

00:29:20.054 --> 00:29:22.421
بچه‌ها، مامانُ بوسِ خدافظی کنید

00:29:27.504 --> 00:29:29.805
به این ترتیب، این بدن را به دریا می‌سپاریم

00:29:29.806 --> 00:29:31.840
که به نابودی کشیده بشه

00:29:32.142 --> 00:29:34.710
و به دنبال معاد جسمانی بگردد

00:29:34.711 --> 00:29:36.045
و همین‌طور از طریق پروردگارمان، حضرت عیسی مسیح

00:29:36.046 --> 00:29:38.380
.به دنبال زندگی‌ای تازه بگردد

00:29:38.849 --> 00:29:41.217
کسی که هنگام برگشتش، این بدن پست را تغییر داده

00:29:41.218 --> 00:29:44.086
،که شاید شبیه بدن مبارک خودشان شود

00:29:44.087 --> 00:29:45.921
،زیرا که با توجه به اعمال باشکوه‌شان

00:29:45.922 --> 00:29:49.792
.تواناییِ مطیع ساختن هر موجودی را دارا هستند

00:30:32.068 --> 00:30:33.536
.اینُ باش

00:30:33.537 --> 00:30:34.837
،حالا که جزر و مدها خوابیده

00:30:34.838 --> 00:30:36.538
این قوریِ چایی‌ت می‌شکنه

00:30:37.073 --> 00:30:41.310
درست قبل از رفتن‌مون، خاله "پائولین"اَم
.بهمون دادش

00:30:41.545 --> 00:30:42.711
حتماً وقتی یکی خواسته بدزدتش

00:30:42.712 --> 00:30:44.213
.بازش کرده و شل شده، افتاده

00:30:45.882 --> 00:30:49.185
،روح مادرم زندانی شده
.چون‌که نتونستیم یه پنجره باز کنیم

00:30:49.186 --> 00:30:50.519
درست همون‌طور که گفتی

00:30:51.221 --> 00:30:53.455
.حالا دیگه تا اَبد اینجا گیر میکنه

00:30:53.957 --> 00:30:55.324
،هی با کشتی میره و میاد

00:30:55.325 --> 00:30:57.793
.توی این اقیانوسِ تاریک و مخوف

00:31:05.101 --> 00:31:07.636
می‌بینی آدم ممکنه دچار چه
فکرهای عجیب‌غریبی بشه؟

00:31:10.240 --> 00:31:11.974
،ولی من اون موقع یه دختر خیلی جوون

00:31:11.975 --> 00:31:13.041
و نادون بودم

00:31:13.042 --> 00:31:14.643
میشه ادامه بدی، گریس؟

00:31:15.912 --> 00:31:17.546
وقتی رسیدین، چی شد؟

00:31:46.876 --> 00:31:48.010
."رسیدیم به "تورنتو

00:31:48.011 --> 00:31:49.880
و ظاهراً مردم‌شون بخاطر تنوع زیاد

00:31:49.881 --> 00:31:53.048
،خیلی مخلوط و مرکب بودن
.با رنگِ پوست‌هایی رنگارنگ

00:31:53.283 --> 00:31:55.050
.که خیلی برام تازگی داشت

00:31:55.051 --> 00:31:57.920
و هیچ‌وقت معلوم نبود که قراره
.چه‌جور حرفی بشنوین

00:31:57.921 --> 00:32:00.122
.روی هم رفته، درست شبیه برج بابِل بود

00:32:36.993 --> 00:32:39.694
پاشو صبحونه رو آماده کن دیگه، زنیکه‌ی جادوگر

00:32:40.129 --> 00:32:42.130
متأسفانه، خیلی زود روشن شد که

00:32:42.131 --> 00:32:44.132
حتی بدون حضور مادرم و عصبانی کردنش

00:32:44.133 --> 00:32:46.067
شخصیت و اخلاق پدرم بهتر نشد

00:32:46.769 --> 00:32:48.236
چرا انقدر طولش میدی؟

00:32:55.745 --> 00:32:57.246
.زنیکه‌ی نفهمِ زشت

00:33:29.045 --> 00:33:31.012
متأسفم، گریس

00:33:33.883 --> 00:33:35.684
اون موقع، خودم نبودم

00:33:38.755 --> 00:33:40.622
نمی‌دونم یه دفعه‌ای چی رفت تو جلدم

00:34:42.348 --> 00:34:43.945
نمی‌خواستم دچار همچین

00:34:43.946 --> 00:34:45.747
گناه بزرگ و کبیره‌ای بشم

00:34:46.649 --> 00:34:49.084
اگر چه می‌ترسیدم که نکنه
خشم بیش از حدی که

00:34:49.085 --> 00:34:50.686
،توی قلبم بهش داشتم

00:34:50.687 --> 00:34:51.987
.به این سمت هُلم بده

00:35:12.446 --> 00:35:13.757
،وقتشه که بری اون بیرون

00:35:13.758 --> 00:35:15.782
و نون در بیاری و حقوقتُ بفرستی برای من

00:35:15.783 --> 00:35:18.609
زنیکه‌ی قدرنشناس، داری تمام
دار و ندارمُ می‌خوری و میدی بالا

00:35:19.269 --> 00:35:21.570
از صاحب‌خونه خواستم که برات
یه کار پیدا کنه

00:35:21.571 --> 00:35:23.238
پس کی حواسش به بچه‌ها باشه؟

00:35:23.239 --> 00:35:24.539
.کیتی

00:35:25.408 --> 00:35:26.508
کیتی؟

00:35:26.910 --> 00:35:29.711
آره، حالا هم گم‌شو بیرون
و یکم برام پول در بیار

00:35:30.180 --> 00:35:31.442
قبل از اینکه یه‌طوری بزنم تو گوشت که

00:35:31.443 --> 00:35:33.175
دیگه چیزی نشنوی

00:36:30.440 --> 00:36:32.341
بهشون گفتم که بر می‌گردم سراغ‌شون

00:36:34.277 --> 00:36:36.211
و، اون موقع، واقعاً گفتم

00:36:39.049 --> 00:36:41.350
اگه منُ ببخشین جناب، یکم خسته‌م

00:36:41.351 --> 00:36:43.218
آره، تعجبی‌هم نداره

00:36:44.687 --> 00:36:46.588
دوباره فردا کارمونُ شروع می‌کنیم

00:36:48.591 --> 00:36:50.659
،فقط قبل از اینکه برم
میشه یکم بیشتر از

00:36:50.660 --> 00:36:52.161
مری ویتنی برام تعریف کنی؟

00:36:52.162 --> 00:36:53.528
قبل‌تر بهش یه اشاره‌ای کردی

00:36:54.397 --> 00:36:56.184
خب، آقا، این‌طوری وارد

00:36:56.185 --> 00:36:57.625
قسمت شادتری از قصه‌ی زندگیم میشیم

00:36:58.468 --> 00:37:00.777
و متوجه میشین که چرا وقتی نیاز داشتم

00:37:00.778 --> 00:37:02.212
از اسمِ اون استفاده کردم

00:37:05.817 --> 00:37:07.384
صاحب‌خونه‌مون یه شغل خوب

00:37:07.385 --> 00:37:09.419
تو یه خونه‌ی مجلل توی تورنتو
.برام پیدا کرده بود

00:37:11.323 --> 00:37:13.423
.تو باید گریس باشی، دختر جدیده

00:37:14.225 --> 00:37:15.726
.من مری‌اَم

00:37:15.760 --> 00:37:17.561
خوب نیست اینجا وایسی

00:37:17.562 --> 00:37:19.696
.می‌برمت طرف ورودیِ خدمت‌کارها

00:37:22.233 --> 00:37:24.434
حتماً سفرِ دور و درازی داشتی

00:37:29.374 --> 00:37:32.109
این‌طرفا خیلی آقای
.آلدرمن پارکین‌سون رو نمی‌بینی

00:37:32.377 --> 00:37:34.812
ولی وقتی ببینش، ممکنه کور بشی

00:37:34.813 --> 00:37:36.814
کلی سنجاق سینه‌ی طلا داره

00:37:36.815 --> 00:37:39.416
و بسته‌های تنباکو و ساعت‌های طلا

00:37:39.417 --> 00:37:41.151
،اگه ذوب میشد

00:37:41.152 --> 00:37:42.286
میشد پنج تا گردن‌بند باهاش درست کرد

00:37:42.287 --> 00:37:44.588
.تازه با گوشواره‌های ست

00:37:45.490 --> 00:37:48.192
بیسکویت پنیری سِرو کنید، داغ‌داغ

00:37:48.193 --> 00:37:51.862
و یکم هم بیشتر به این اتاق برسین

00:37:52.564 --> 00:37:54.565
و حتماً حواس‌تون باشه که برای بعد از ناهار

00:37:54.566 --> 00:37:57.167
چهار تا بطری شراب قرمزِ ناب آماده باشه

00:37:57.702 --> 00:37:59.903
اون خانم پارکین‌سون بود

00:38:01.673 --> 00:38:03.374
خودش باید جای آلدرمن می‌بود

00:38:03.375 --> 00:38:05.075
.از اون مردتره

00:38:06.544 --> 00:38:08.412
اینجا پذیرایی‌‍ه

00:38:10.315 --> 00:38:11.648
،خانواده دو تا پسر داره

00:38:11.649 --> 00:38:14.418
جفت‌شون رفتن آمریکا برای ادامه‌ی تحصیل

00:38:14.886 --> 00:38:16.653
که خوش به سعادت‌شون

00:38:17.122 --> 00:38:18.489
خانم هانی، آشپزمون

00:38:18.490 --> 00:38:20.424
این گریس مارکس‌‍ه

00:38:25.363 --> 00:38:26.530
حالا بریم تخت‌خوابتُ نشونت بدم

00:38:26.531 --> 00:38:28.098
که با تخت خودم یکی‌‍ه

00:38:35.340 --> 00:38:38.275
اَگنس، اِفی، این گریس مارکس‌‍ه

00:38:38.276 --> 00:38:39.710
سلام

00:38:41.880 --> 00:38:43.780
اِفی افسردگی داره

00:38:44.449 --> 00:38:46.417
شوهر جوونشُ به جرم شورشی‌بودن

00:38:46.418 --> 00:38:49.653
تبعید کردن به استرالیا، و همون‌جا هم جون داد

00:38:49.654 --> 00:38:50.821
و اِفی هم سعی کرد خودشُ

00:38:50.822 --> 00:38:52.556
با بندِ پیش‌بندش دار بزنه، ولی بنده پاره شد

00:38:52.557 --> 00:38:54.691
و نیمه خفه‌شده، و تو حالت دیوونگی
.و پریشونی پیداش کردن

00:38:54.692 --> 00:38:56.160
مجبور شدن زندانی‌ش کنن

00:38:56.161 --> 00:38:58.628
چه شورشی؟ -
چی شورشی"؟" -

00:38:58.830 --> 00:39:00.831
حتماً تازه رسیدی اینجا

00:39:02.367 --> 00:39:04.635
،شورشی بر علیه آقازاده‌ها بود
کسایی که مملکتُ می‌گردونن

00:39:04.636 --> 00:39:07.171
تما پول‌ها و زمین‌ها رو
میذارن جیب خودشون

00:39:07.172 --> 00:39:09.175
"آقای "ویلیام لیون مک‌کنزی
.رهبر شورشی‌ها بود

00:39:09.176 --> 00:39:11.442
،ولی شورش به سرانجام نرسید

00:39:11.443 --> 00:39:13.243
اونم وسط برف و بارون با لباس زنونه

00:39:13.244 --> 00:39:14.578
به سمت دریاچه و آخرم آمریکا فرار کرد

00:39:14.579 --> 00:39:16.313
و بارها ممکن بود بهش خیانت بشه

00:39:16.314 --> 00:39:18.382
ولی نشد، چون مرد خوبی بود

00:39:18.383 --> 00:39:20.083
.چون طرفِ کشاورزای معمولی رو گرفت

00:39:20.418 --> 00:39:22.319
بگذریم، بهتره که خیلی
از سیاست حرفی نزنیم

00:39:22.320 --> 00:39:23.954
بجز وقتایی که پیش دوستامونیم

00:39:24.389 --> 00:39:25.889
،من‌که چیزی از سیاست سر در نمیارم

00:39:25.890 --> 00:39:28.425
پس در هر صورت هم به ذهنم خطور نمی‌کنه
که بخوام حرفی راجع‌بهش بزنم

00:39:30.628 --> 00:39:31.928
تو افراطی‌گرایی؟

00:39:33.131 --> 00:39:35.031
نباید به خانواده‌ی پارکین‌سون چیزی بگی‌ها

00:39:35.633 --> 00:39:37.634
برای اونا داستان دیگه‌ای تعریف کردم

00:39:38.336 --> 00:39:40.070
ولی پدرِ من مزرعه‌شُ از دست داد

00:39:40.238 --> 00:39:41.805
،سربازهای دولت
خونه‌ی چوبی‌ش رو که

00:39:41.806 --> 00:39:43.240
،درحالی که با خرس‌ها هم سر و کله میزد
با دستای خودش ساخته بود

00:39:43.241 --> 00:39:44.808
رو به آتیش کشیدن

00:39:45.376 --> 00:39:47.288
و بعدم موقعی که داشت از دست‌شون قایم میشد

00:39:47.289 --> 00:39:48.612
.توی جنگل‌های سرد و یخی جون داد

00:39:48.613 --> 00:39:50.413
.و مادرم هم از غم و غصه فوت مرد

00:39:50.782 --> 00:39:54.684
،ولی زمانِ ما هم میرسه
.انتقام‌مونُ می‌گیریم

00:39:56.321 --> 00:39:58.755
،وقتی این حرفُ زد
نگاه جدی و خشم‌ناکی داشت

00:40:03.895 --> 00:40:05.829
گریس، وقتی حقوقتُ گرفتی

00:40:05.830 --> 00:40:07.564
باید قایمش کنی

00:40:07.565 --> 00:40:09.500
این‌جا توی تُشک یه جیب کوچولو
.درست کردم

00:40:09.501 --> 00:40:11.568
دستمزدم رو باید یه ضرب بفرستم برای پدرم

00:40:11.569 --> 00:40:13.537
مگه نگفتی که پدرت اَلوات و خماره؟

00:40:13.671 --> 00:40:15.606
نباید حقوقتُ بفرستی براش

00:40:15.607 --> 00:40:17.474
ولی بچه‌ها چی میشن؟

00:40:17.475 --> 00:40:18.642
چطور دووم بیارن؟

00:40:18.643 --> 00:40:20.911
در هر صورت که به خواهر برادرات
سودی نمی‌رسونه

00:40:20.912 --> 00:40:22.512
هر چی بفرستی رو، خودش می‌خوره یه آبم روش

00:40:23.515 --> 00:40:25.148
ازش می‌ترسم

00:40:26.818 --> 00:40:28.652
،اینجا دستش بهت نمیرسه

00:40:28.920 --> 00:40:30.254
،و اگرم تلاشی کرد

00:40:30.255 --> 00:40:31.722
،با "جیم" که توی استبل کار می‌کنه حرف میزنم

00:40:31.723 --> 00:40:33.757
.اون مرد قوی‌ای‌‍ه که رفیقِ گولاخم زیاد داره

00:40:34.726 --> 00:40:37.628
...شاید جوون باشی، و خیلی ابله و نادون

00:40:39.397 --> 00:40:41.865
ولی تو به تمییزی و براقیِ
.یه سکه‌ی نویی، گریس مارکس

00:40:42.600 --> 00:40:44.201
و فرق بین نادون و احمق اینه که

00:40:44.202 --> 00:40:46.136
نادون می‌تونه یاد بگیره

00:40:47.539 --> 00:40:49.906
فکر می‌کنم خوب با هم کنار میایم

00:40:51.309 --> 00:40:53.777
فردا صبح میگم، خانم هانی
،جلو جلو حقوقتُ بده

00:40:54.212 --> 00:40:56.513
تا بتونیم یه لباس درست‌حسابی برات جور کنیم

00:41:17.368 --> 00:41:19.503
شرمنده‌م که مزاحم میشم، دکتر جردن

00:41:19.504 --> 00:41:21.705
می‌خواستم ببینم می‌خواید براتون
خوراکی‌ای، چیزی بیارم؟

00:41:21.706 --> 00:41:22.839
نه، همین‌طوری خوبه، ممنونم

00:41:22.840 --> 00:41:24.708
...داشتیم در مورد

00:41:31.215 --> 00:41:32.416


00:41:32.417 --> 00:41:34.484
ببخشید، دکتر، جلسه‌مون تموم نشده؟

00:41:35.820 --> 00:41:37.721
آره، آره، البته

00:41:37.722 --> 00:41:39.623
برای یه روز، خیلی هم زیاد بود

00:41:40.525 --> 00:41:41.925
فردا دوباره ادامه بدیم؟

00:42:01.412 --> 00:42:03.347
،رفتم اون‌جا و وقتی برگشتم

00:42:03.348 --> 00:42:05.682
دیدم که "مک‌درموت" داره "نانسی" رو
.روی زمین حیاط می‌کشونه

00:42:05.683 --> 00:42:08.285
و از آشپزخونه‌ی پشتی می‌بردش
.سمت آشپزخونه‌ی جلویی

00:42:08.286 --> 00:42:10.620
،ساعت حدوداً 7 بود

00:42:11.255 --> 00:42:13.029
یه مک‌درموت گفتم، "فکر نمی‌کردم

00:42:13.030 --> 00:42:14.651
".همون موقع بخوای ترتیبشُ بدی

00:42:14.826 --> 00:42:17.460
"اونم گفت، "بهتر بود زودتر کارشُ یه سره کنم

00:42:17.562 --> 00:42:19.563
،توی دادگاه، و توی تیمارستان

00:42:19.564 --> 00:42:21.675
،هر حرفی که به زبون میاوردم

00:42:21.676 --> 00:42:24.911
انگار داشت روی کاغذی روش می‌نوشتن، حک میشد

00:42:24.912 --> 00:42:26.313
:یکم بعدش، اومد پیشم و گفت

00:42:26.314 --> 00:42:28.782
"در مخفی رو باز کن و منم می‌ندازمش تو زیرزمین"

00:42:28.783 --> 00:42:30.083
،و موقعی که حرفی رو میزدم

00:42:30.084 --> 00:42:32.385
.می‌دونستم که دیگه نمی‌تونستم پسش بگیرم

00:42:32.386 --> 00:42:33.920
...که واقعیتی هم نداشتن

00:42:33.921 --> 00:42:36.022
،یه تیکه پارچه‌ی سفید بهش دادم

00:42:36.224 --> 00:42:37.958
و تا نزدیک در مخفی همراهش رفتم

00:42:37.959 --> 00:42:40.026
،چون‌که هر حرفی که میزدم
آخرش پیچونده و منحرف میشد

00:42:42.363 --> 00:42:44.731
،حتی اگه اولش که تعریف کرده بودم
.حقیقت محض بود

00:42:49.070 --> 00:42:52.105
ولی الان احساس می‌کنم
.هر حرفی که میزنم درسته

00:42:52.140 --> 00:42:55.542
،تا موقعی که دو کلمه به زبونم بیارم
.حالا هر چی

00:42:55.676 --> 00:42:57.610
تو با لبخند یادداشتش می‌کنی

00:42:59.180 --> 00:43:02.849
،وقتی نت‌برداری می‌کنی
حس می‌کنم انگار داری روم نقاشی می‌کنی

00:43:02.850 --> 00:43:04.851
روی پوستم با پرِ

00:43:04.852 --> 00:43:06.853
یه قلمِ پر نقاشی می‌کنی

00:43:07.722 --> 00:43:11.024
که انگار صدها پروانه روی صورتم نشسته‌ن

00:43:11.025 --> 00:43:13.927
و دارن خیلی آروم
بال‌هاشونُ باز و بسته می‌کنن

00:43:16.731 --> 00:43:19.065
،و زیر اون، یه حسی دیگه‌ای هم هست

00:43:19.800 --> 00:43:23.470
حس حواس‌جمع و کاملاً هشیار بودن

00:43:28.643 --> 00:43:30.210
انگار یک‌دفعه نصفه‌شبی

00:43:30.211 --> 00:43:33.046
درحالی که انگار یه دست روی صورتت‌‍ه، بیدار شی

00:43:33.047 --> 00:43:35.415
،و درحالی‌هم که قلبت داره تند‌تند میزنه
.پاشی بشینی

00:43:35.416 --> 00:43:37.017
.ولی کسی پیشت نیست

00:43:46.327 --> 00:43:49.062
،و زیرِ اون، بازم یه حس دیگه هست

00:43:51.332 --> 00:43:53.633
.یه حس شکافتگی

00:43:54.135 --> 00:43:57.303
،شکافتگی بدن انسان نه
.در اون حد دردناک نیست

00:43:58.139 --> 00:44:00.039
،بلکه مثل یه هلو

00:44:00.141 --> 00:44:02.141
.و حتی شکافته و پاره‌شده هم نه

00:44:02.276 --> 00:44:05.512
بلکه در حدی که انقدر رسیده و لِه باشه که
.خودش بدون هیچ کمکی از هم باز میشه

00:44:06.013 --> 00:44:09.582
.و داخل اون هلو هم، یه هسته‌ست

00:44:09.606 --> 00:44:22.606
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.