﻿WEBVTT

00:00:00.250 --> 00:00:02.084
.بهم قول داد که باهام ازدواج کنه

00:00:02.085 --> 00:00:03.986
،ولی حالا زده زیرِ قولش

00:00:03.987 --> 00:00:05.687
.و حتی یه کلمه هم باهام حرف نمی‌زنه

00:00:05.688 --> 00:00:06.755
.نرو پیشِ این دکتره

00:00:06.756 --> 00:00:08.090
،اگه در این‌مورد پیشِ کسی حرفی بزنید

00:00:08.091 --> 00:00:09.458
.من دیدن‌تون رو انکار می‌کنم -
!مری -

00:00:09.459 --> 00:00:11.393
.به کسی نمی‌گیم مری چطوری فوت کرد

00:00:11.394 --> 00:00:12.661
.این به نفع همگی‌مون‌‍ه

00:00:12.662 --> 00:00:14.663
هیچ خاطره‌ای از صحبت‌ها
،یا کارهایی که

00:00:14.664 --> 00:00:16.765
.بینِ اون دو تا خواب بلندم کردم، ندارم

00:00:16.766 --> 00:00:17.833
.و این نگرانم می‌کرد

00:00:17.834 --> 00:00:19.802
شوهرم دو روز پیش
.دار و ندارمونُ برداشت، برد

00:00:19.803 --> 00:00:21.103
.نمی‌دونم کجا رفته

00:00:21.104 --> 00:00:22.504
خانم هام‌فری، صدامُ می‌شنوین؟

00:00:22.505 --> 00:00:24.339
امیدواریم که گزارشی به نفع و آزادیِ

00:00:24.340 --> 00:00:25.874
.گریس مارکس بنویسید

00:00:25.875 --> 00:00:27.843
.برای همین‌هم هست که آوردیم‌تون اینجا

00:00:27.844 --> 00:00:29.344
.بله، بخاطرش هم ازتون ممنونم

00:00:30.874 --> 00:00:43.874
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:38.898 --> 00:00:43.898


00:01:03.930 --> 00:01:13.930
،سایه‌ای به سرعت از جلوی چشمانم رد و بدل می‌شود. خودَت نیستی
،اما شبیه‌ت است. پروردگارا، چه می‌شد اگر فقط برای یک‌ساعتِ کوتاه
!عزیزان‌مان را می‌دیدیم که شاید به ما می‌گفتند که کجا هستند و چه می‌کنند
[ آلفرد، لُرد تنی‌سون ]

00:01:20.497 --> 00:01:24.299
می‌خواستم باهاتون درباره‌ی گزارشی که
.از گریس توی تیمارستان خوندم، صحبت کنم

00:01:26.569 --> 00:01:28.670
این گزارش گریس رو به‌عنوان زنی
،دیوانه و وحشت‌زده به‌تصویر می‌کشه

00:01:31.541 --> 00:01:33.001
...زنی که مثل یه شبح جیغ می‌کشه

00:01:35.445 --> 00:01:37.613
،و مثل میمونی که آتیش گرفته
.به این‌طرف و اون‌طرف می‌دوئه

00:01:37.614 --> 00:01:40.249
خودتون به نتیجه‌ای درباره‌ی
سلامت عقل و روانش نرسیدید؟

00:01:40.250 --> 00:01:42.618
من دارم با حداکثر احتیاط
.باهاش پیش میرم

00:01:42.619 --> 00:01:44.720
ازش پرسیدین چیزی به‌خاطر داره یا نه؟

00:01:46.389 --> 00:01:49.525
زندگیش رو قبل از رسیدن به عمارت
،آقای "کنیر" به‌خوبی

00:01:49.526 --> 00:01:54.263
و با جزئیات بسیار و
وضوحِ بالایی به یاد داره

00:01:54.264 --> 00:01:57.232
که نشون میده مشکل در کل
.حافظه و خاطراتش نیست

00:01:58.935 --> 00:02:02.004
،"شما با خانواده‌ای به نام "پارکینسون
توی تورنتو آشنایی دارین؟

00:02:02.005 --> 00:02:03.572
،مرده که چندسال پیش فوت کرد

00:02:03.573 --> 00:02:05.874
.و بیوه‌ش هم برگشت به خونه‌ی اجدادیش

00:02:05.875 --> 00:02:08.043
خانم‌‍ه مثل خودتون آمریکایی بود

00:02:08.044 --> 00:02:09.778
زمستون‌ها براش خیلی سرد بودن

00:02:09.779 --> 00:02:11.079
مایه‌ی تأسف‌‍ه

00:02:11.080 --> 00:02:13.882
شغلِ اول گریس تو خونه‌ی پارکینسون‌ها بود

00:02:13.883 --> 00:02:17.920
،یه دوست اونجا داشته، یه خدمتکارِ دیگه
.به اسم مری ویتنی

00:02:17.921 --> 00:02:20.722
شاید به‌خاطر داشته باشین که این همون
.اسم الکی‌ای بود که موقع فرار، گفته خودشه

00:02:21.691 --> 00:02:23.825
در هر صورت، این خانم جوون

00:02:25.628 --> 00:02:27.696
.تحت شرایط ناگهانی‌ای فوت کرده

00:02:29.399 --> 00:02:31.500
،وقتی گریس کنار جسدش نشسته بوده

00:02:31.501 --> 00:02:33.735
گفت که شنیده، دوستِ فوت‌شده‌ش
،باهاش صحبت کنه

00:02:33.736 --> 00:02:36.538
.بذار بیام داخل -
.البته که یه توهم شنیداری بوده -

00:02:36.539 --> 00:02:38.173
.خیلی هم نادر نیست

00:02:38.174 --> 00:02:41.643
،خودِ من هم دم بسترهای مرگ زیادی بودم

00:02:41.644 --> 00:02:44.046
،و مخصوصاً در بین افراد احساساتی

00:02:44.047 --> 00:02:48.350
،این‌که صدای حرف زدنِ متوفی رو نشنوی
.نوعی نشانه‌ی بی‌احترامی محسوب میشه

00:02:48.351 --> 00:02:51.520
اگر صدای گروهی از فرشتگان
هم به‌گوش برسه که

00:02:51.521 --> 00:02:53.288
.خیلی‌هم بهتره

00:02:53.289 --> 00:02:57.392
به دنبال این خیال‌پردازی و توهم‌ها هم
،یه‌سری تشنج و غش‌کردن‌ها

00:02:57.393 --> 00:03:01.697
،به‌همراه چیزی که به‌نظر خواب‌گردی میاد
.براش اتفاق افتاده

00:03:01.698 --> 00:03:05.701
،که بعد از اون، خوابی بلند مدت
.و دوباره یک‌ دوره فراموشی به‌دنبال داشته

00:03:05.702 --> 00:03:07.536
پس، سابقه‌ی همچین فراموشی‌ها رو
داشته دیگه؟

00:03:07.537 --> 00:03:09.371
نباید زود نتیجه‌گیری کنیم

00:03:09.372 --> 00:03:11.974
در حال حاضر، تنها مُخبری که دارم فقط خودش‌‍ه

00:03:11.975 --> 00:03:13.642
بهتره که الان

00:03:13.643 --> 00:03:17.079
.درمورد زمان قتل‌ها ازش بپرسیم

00:03:17.080 --> 00:03:19.681
با توجه به این‌که داره
.از فراموشی‌هاش‌هم حرف میزنه

00:03:19.682 --> 00:03:22.017
،باید حرفمُ تکرار کنم
.روش‌های کاریِ من زمان‌بره

00:03:23.286 --> 00:03:25.620
ضروری‌‍ه که دست‌پاچه‌ش نکنیم

00:03:34.864 --> 00:03:37.099
به گمونم هنوز به‌خاطر
شوکی که شدم، باشه

00:03:37.100 --> 00:03:39.968
خیلی لطف کردین که دوباره
دارین غذا درست می‌کنین

00:03:39.969 --> 00:03:42.938
شما خیلی از همسرم
.به‌فکر تر هستین

00:04:03.293 --> 00:04:07.963
♪ صخره‌های کهنه، برایم شکافته شوید ♪

00:04:07.964 --> 00:04:12.401
♪ بگذارید در درون‌تان، خودم را مخفی کنم ♪

00:04:12.402 --> 00:04:16.905
♪ اجازه‌دهید آب و خونی که  ♪

00:04:16.906 --> 00:04:21.009
♪ از شکاف‌تان جاری شده ♪

00:04:21.010 --> 00:04:25.614
♪ دوایی برایم باش ♪

00:04:25.615 --> 00:04:30.752
♪ .و از گناه و قدرتش پاکم گردان ♪

00:04:40.697 --> 00:04:42.931
نمی‌دونستم بلد بودی انقدر
قشنگ آواز بخونی، گریس

00:04:44.901 --> 00:04:48.270
صدای خیلی زیبایی داری

00:04:48.271 --> 00:04:50.239
ممنونم، جناب

00:04:50.240 --> 00:04:53.909
قبنا فرصت بیشتری برای
.خوندن گیر میاوردم تا الان

00:04:53.910 --> 00:04:57.880
گریس، متوجه شدم که نگهبان‌ها
.خیلی بهت سخت می‌گرفتن

00:04:57.881 --> 00:04:59.414
این اتفاق زیاد تکرار میشه؟

00:04:59.816 --> 00:05:01.016
بله، جناب

00:05:01.951 --> 00:05:04.520
.همه‌ش بهم سیخونک می‌زنن

00:05:04.521 --> 00:05:07.101
حرف‌های بی‌شزمانه‌ای می‌زنن و طوری نگه‌م
.می‌دارن که نتونم خودمُ از دست‌شون آزاد کنم

00:05:08.625 --> 00:05:11.160
.خب این عادلانه نیست

00:05:11.161 --> 00:05:13.301
درموردش با فرماندارِ زندان صحبت می‌کنم

00:05:14.531 --> 00:05:16.598
تو فکرم چی باعثِ این بی‌خوابی‌تون شده

00:05:17.667 --> 00:05:18.890
مگه چی شده که همچین حرفی میزنی، گریس؟

00:05:18.891 --> 00:05:20.502
،زیر چشم‌هاتون گود افتاده

00:05:20.503 --> 00:05:22.271
و این‌طور به‌نظر میاد که
.حتی چشم روی هم نذاشتین

00:05:22.272 --> 00:05:24.406
،اُوه، البته خوب خوابیدم
.از نگرانیت ممنونم

00:05:27.977 --> 00:05:29.278
اُه، یه هویج وحشی

00:05:30.113 --> 00:05:31.413
البته من بودم، انتخابم این نمی‌بود

00:05:31.414 --> 00:05:33.515
یه ته رنگِ نارنجی داره
.که نشون میده مونده‌ست

00:05:33.516 --> 00:05:34.856
چیزی رو به یادت نمیاره؟

00:05:35.952 --> 00:05:37.686
خب ضرب‌المثل "فقط حرف‌های قشنگ به هویج رنگ‌ولعاب نمیدن" رو داریم
[ .به معنای: فقط حرفِ خالی کافی نیست ]

00:05:38.655 --> 00:05:39.888
پوست‌کندن‌شون هم خیلی سخته

00:05:39.889 --> 00:05:41.349
.فکر می‌کنم توی زیرزمین نگه‌داری میشن

00:05:44.527 --> 00:05:45.761
نه، جناب

00:05:45.762 --> 00:05:47.896
.تو فضای باز و توی چاله‌ای تو زمین

00:05:47.897 --> 00:05:49.865
یخ‌زدن‌شون، خیلی بهتر به رشدشون
.کمک می‌کنه

00:05:55.338 --> 00:05:57.005
،صحبت‌هامون رو از جایی که دیروز تموم کردیم
از سر بگیریم؟

00:05:58.408 --> 00:06:00.042
جناب، والا یادم نیست دیروز
.کجای حرف‌هامون بودیم

00:06:00.043 --> 00:06:01.210
.مرگِ مری

00:06:01.211 --> 00:06:02.744
.دوست طفلکیت، مری ویتنی

00:06:04.547 --> 00:06:06.548
آها، آره، مری

00:06:12.388 --> 00:06:14.289
توی قشنگ‌ترین لباس خوابم دفنش کردیم

00:06:15.458 --> 00:06:17.326
،و در بدترین حالت هم قیافه‌ش مرده‌ها نمی‌خورد

00:06:17.327 --> 00:06:18.760
.بلکه یه فردِ رنگ‌پریده

00:06:20.663 --> 00:06:23.031
،و دراز کشیده توی اون‌طور لباس سفیدی

00:06:23.032 --> 00:06:24.766
درست مثل عروس‌ها شده بود

00:06:32.375 --> 00:06:34.076
و مطمئن و امیدوار هستیم به

00:06:34.077 --> 00:06:36.812
،معاد جسمانی‌ای به‌سوی زندگیِ جاودانه
.از طریق پروردگارمان، حضرت عیسی مسیح

00:06:36.813 --> 00:06:40.415
ما برای خواهرمان مری
از خداوند متعال طلب دعای خیر داریم

00:06:40.416 --> 00:06:42.417
و بدنش را به خاک می‌سپاریم

00:06:42.418 --> 00:06:47.789
از زمین به زمین، خاکستر به خاکستر
.و غبار به غبار

00:06:47.790 --> 00:06:53.195
الهی پروردگارمان روی خود را به اون نشان داده
و مشمولِ آرامش الهی قرارش دهد، آمین

00:06:53.196 --> 00:06:55.397
اونُ کنارِ فرقه‌ی متُدیست‌ها
.توی خیابون اَدلید خاک کردن

00:06:55.398 --> 00:06:57.699
گوشه‌ای از قبرستون
.درست کنارِ افراد بی‌نوا و فیر

00:06:57.700 --> 00:06:59.267
ولی هنوز تو ناحیه‌ی حیاط کلیسا بود

00:07:00.703 --> 00:07:02.504
پس احساس کردم دیگه هر کاری
.از دستم براش بر میومده رو انجام دادم

00:07:02.505 --> 00:07:04.106
،مرگ رو توی چشم‌های مری دیدم

00:07:05.074 --> 00:07:07.909
ولی خب، موش دارو پس از مرگ سهراب‌‍ه دیگه
[ .بعد از رخ دادنِ واقعه مطمئن شده بوده ]

00:07:07.910 --> 00:07:09.277
براش یه دعایی می‌خونم

00:07:41.778 --> 00:07:44.346
برام خیلی سخت بود که باور کنم
مری واقعاً مرده بوده

00:07:51.154 --> 00:07:53.755
گریس بیا، بگیر بشین

00:07:55.325 --> 00:07:56.425
.بیا، بیا

00:08:02.265 --> 00:08:03.532
گریس

00:08:05.935 --> 00:08:07.135
مَرده رو می‌شناسی؟

00:08:08.438 --> 00:08:10.038
خانم؟

00:08:10.039 --> 00:08:11.373
.اون مرد

00:08:13.076 --> 00:08:14.276
.مری

00:08:16.112 --> 00:08:17.479
.خیر

00:08:18.848 --> 00:08:22.617
ازت می‌خوام که بعداً
به انجیل قسم بخوری

00:08:22.618 --> 00:08:26.788
،که حتی اگه چیزی هم می‌دونستی
هرگز چیزی به زبون نیاری

00:08:28.591 --> 00:08:31.726
و اگه بتونی این قسم رو
.به انجیل بخوری

00:08:33.296 --> 00:08:36.364
حتماً دستور میدم که حقوقت
فوراً افزایش پیدا کنه

00:08:37.900 --> 00:08:40.168
و اگه تصمیمت بر این باشه
،که از این خونه بری

00:08:41.571 --> 00:08:44.906
حتماً یه توصیه‌نامه برای
.کارِ جدیدت می‌نویسم

00:08:54.951 --> 00:08:57.686
من هیچ‌وقت مشکلی توی کارت ندیدم، گریس

00:09:08.297 --> 00:09:10.665
آقای جورج پارکینسون هم به‌نظر
،عجله‌ای برای رفتن

00:09:10.666 --> 00:09:13.068
و برگشتن به آمریکا و
.سر درس و تحصیلش نداشت

00:09:20.276 --> 00:09:21.510
شرمنده‌م، مادر

00:09:30.420 --> 00:09:32.187
گریس

00:09:42.480 --> 00:09:45.015
واقعاً بخاطر دوستت مری متأسفم

00:09:45.016 --> 00:09:46.550
می‌دونستم که خیلی براش عزیز بودی

00:09:51.689 --> 00:09:52.989
جورج

00:09:59.931 --> 00:10:01.331
گریس

00:10:01.332 --> 00:10:02.732
لطفاً بیشتر حواستُ جمع کن

00:10:15.346 --> 00:10:18.548
گریس، در رو باز کن

00:10:19.417 --> 00:10:21.851
.گریس، جورجم، بذار بیام تو

00:10:24.555 --> 00:10:26.456
!گریس، یاز کن دیگه

00:10:33.698 --> 00:10:36.466
.در رو باز کن

00:10:36.467 --> 00:10:39.567
می‌دونستم که، چه قفلی باشه یا نه، اون بالاخره
یه راهی برای وارد شدن به اتاقم پیدا می‌کنه

00:10:41.172 --> 00:10:43.740
و دقیقه‌ای که توی اتاقت با یه مردِ دیگه
.ببیننت، شخصِ گناهکار خودتی

00:10:43.741 --> 00:10:46.009
حالا به هر روشی که وارد شده باشن

00:10:46.010 --> 00:10:49.146
به قولِ مری خدابیامرز، یه ارباب‌هایی هستن
که فکر می‌کنن باید هر لحظه بهشون خدمت کنی

00:10:49.147 --> 00:10:52.649
24ساعته، و فکر هم می‌کنن که باید اکثرِ خدمتت
.رو خوابیده رو پشتت براشون انجام بدی

00:10:56.320 --> 00:10:59.189
،همون‌طور که قبلاً گفتم قربان
.اون زنِ خیلی رُکی بود

00:11:13.304 --> 00:11:15.305
نانسی، این گریس‌‍ه

00:11:15.306 --> 00:11:18.175
نانسی یکی از دوستانِ قدیمیم‌‍ه
.از "ریچموند هیل" اومده سر بزنه

00:11:18.176 --> 00:11:20.644
خیلی از دیدنت خوش‌وقتم، گریس

00:11:20.645 --> 00:11:23.146
"باید دیگه راه بیُفتم، باید خودمُ برسونم به حراج "محصولات خشک
[ ...محصولاتی مانند: خشکبار، پوشاک، خوراکی‌های خشک و ]

00:11:23.147 --> 00:11:26.249
.قبل از این‌که مغازه‌ی کلارک‌سون ببنده

00:11:26.250 --> 00:11:28.919
لباسِ قشنگمُ که دفعه‌ی پیش گرفتم
رو می‌بینی؟

00:11:28.920 --> 00:11:32.088
بگو ببینم یه خانه‌دار همچین لباسی
رو می‌خواد چیکار آخه، نانسی؟

00:11:32.089 --> 00:11:34.157
همیشه سلیقه‌ی خیلی خوبی داشتی

00:11:34.158 --> 00:11:36.126
تا ریچموند هیل راه زیادی در پیش دارین؟

00:11:36.127 --> 00:11:40.063
،نه، با ارابه‌ی بین شهری نیومدم
.اربابم خودش منُ تا اینجا رسوند

00:11:40.064 --> 00:11:41.731
ریچموند هیل رو می‌شناسی؟

00:11:41.732 --> 00:11:44.267
."بالای خیابونِ "یانگ" و بعد از "هاگز هالو

00:11:44.268 --> 00:11:47.370
داشتم دنبال یه خدمتکار دیگه
برای کمک تو کارهای خونه می‌گشتم

00:11:47.371 --> 00:11:51.942
آقای کنیر، اربابم، آقازاده‌ای از یکی از
.اصیل‌ترین خانواده‌های اسکاتلندی هستن

00:11:51.943 --> 00:11:53.410
ازدواجم نکرده، پس خانمِ خونه‌ای نداریم

00:11:53.411 --> 00:11:56.213
که تو خونه راه بره و همه‌ش
.انتقاد کنه و عیب بگیره

00:11:56.214 --> 00:11:58.582
علاقه‌مند به این شغل هستین؟

00:11:58.583 --> 00:12:00.016
من تو خونه تنهام و همراهِ خانمی ندارم

00:12:00.017 --> 00:12:02.319
و دوست ندارم هم یه خانمِ مجرد

00:12:02.320 --> 00:12:04.454
،اونم تنها با یه آقا توی خونه باشم
.که آخه مردم حرف در میارن دیگه

00:12:05.389 --> 00:12:07.023
...نمی‌دونم والا

00:12:07.892 --> 00:12:10.093
آقای کنیر یه اربابِ روشن‌فکره

00:12:10.094 --> 00:12:12.462
،و وقتی که احساس رضایت بکنه
.اینُ نشون میده

00:12:12.463 --> 00:12:15.665
،با این‌کار می‌تونی پول خوبی به جیب بزنی
.و ورودی به دنیای بیرون داشته باشی

00:12:15.666 --> 00:12:17.100
الان حقوقت چه‌قدره؟

00:12:17.702 --> 00:12:19.569
ماهی دو دلار

00:12:19.570 --> 00:12:21.271
من بهت ماهی سه دلار میدم

00:12:23.741 --> 00:12:25.408
.خب، این‌که از بهترم بهتره

00:12:25.810 --> 00:12:27.944
عالیه

00:12:27.945 --> 00:12:31.982
اینم یکم پول تا فردا یه ارابه بگیری
.و خودتُ برسونی به ریچموند هیل

00:12:31.983 --> 00:12:34.217
منم کنار مهمون‌خونه که پیادت می‌کنن
منتظرت می‌مونم

00:12:34.218 --> 00:12:36.052
...گریس

00:12:36.053 --> 00:12:39.055
ببخشید که دارم بهترین
.خدمتکارتونُ می‌دزدم، سالی

00:12:39.056 --> 00:12:42.559
آخه خیلی چیزهای قشنگی
درباره‌ی این دخترمون گفتی

00:12:42.560 --> 00:12:44.761
خب البته که خبری نداشتم که
...می‌خواستی ازمون بقاپیش

00:12:49.767 --> 00:12:52.435
نمی‌دونم این برای دختر جوونی مثلِ تو
شغل مناسبی باشه یا نه

00:12:53.504 --> 00:12:55.605
چطور؟

00:12:55.606 --> 00:12:58.875
،نانسی همیشه به من لطف داشته
و منم دوست ندارم غیبت کنم

00:12:58.876 --> 00:13:00.310
خب آدم باید تو زندگی ریسک کنه دیگه

00:13:00.311 --> 00:13:02.746
و غیبت‌کردن هم کارِ نابخشودنی‌ای‌‍ه

00:13:02.747 --> 00:13:06.916
،من دقیقاً از چیزی مطمئن نیستم
پس درست نیست اگه چیز بیشتری بگم

00:13:06.917 --> 00:13:10.186
ولی فکر می‌کنم همین‌قدری هم که گفتم
وظیفه‌م رو در قبالت انجام دادم

00:13:10.187 --> 00:13:12.622
چون‌که تو مادری نداری که نصیحتت کنه

00:13:15.192 --> 00:13:17.560
،و منم اصلاً روحم خبر نداشت
.که داشت از چی حرف میزد

00:13:17.561 --> 00:13:19.729
تا حالا چیز بدی از آقای کنیر شنیدی؟

00:13:20.865 --> 00:13:22.799
نه چیزی که عموم مردم
.بهش بگن چیزِ بد

00:13:24.902 --> 00:13:27.604
مثل پازلی می‌موند که نمی‌تونستم حلش کنم

00:13:27.605 --> 00:13:31.308
و به نفع همه می‌بود اگه
واضح‌تر حرف میزد

00:13:31.309 --> 00:13:35.645
ولی خب حقوقش خیلی بیشتر از اونی
بود که تا حالا می‌گرفتم، و روم سنگینی می‌کرد

00:13:35.646 --> 00:13:38.149
به علاوه‌ی اینکه نیاز داشتم از
آقای پارکینسون دور شم

00:13:38.150 --> 00:13:39.917
چیزی که حتی بیشتر روم سنگینی می‌کرد

00:13:40.686 --> 00:13:42.487
خودِ نانسی مونتگومری بود

00:13:45.824 --> 00:13:49.093
،اون برام مثل مری ویتنی می‌موند
یا حداقل اون‌موقع همچین فکری می‌کردم

00:13:49.094 --> 00:13:51.596
،و منم که از زمانِ مرگ مری
دپرس و افسرده شده بودم

00:13:52.531 --> 00:13:54.198
پس تصمیم گرفتم که برم

00:14:18.223 --> 00:14:19.991
سفرم از بالای خیابون یانگ
به سمت ریچموند هیل

00:14:19.992 --> 00:14:21.959
سخت‌تر و ناخوشایندتر از چیزی
بود که انتظارشُ داشتم

00:14:24.229 --> 00:14:27.165
.هرگز به پشت سرت نگاه نکن -
چرا؟ -

00:14:27.166 --> 00:14:29.334
چون‌که گذشته‌ها گذشته‌ست
و پشیمونی هم دیگه فایده‌ای نداره

00:14:29.335 --> 00:14:31.502
.دیگه گذشته‌ها گذشته‌ها

00:14:31.503 --> 00:14:33.338
...می‌دونی که سرِ خانوم لات چه بلایی اومد

00:14:33.339 --> 00:14:35.440
به یه مشت نمک تبدیل شد، آره

00:14:35.441 --> 00:14:37.275
حیف باشه، خانم خوبی بود

00:14:38.944 --> 00:14:41.312
حالا نه که بهتر نیست برن
و به همون یه مشت نمک تبدیل بشن

00:14:42.815 --> 00:14:44.782
اونجا رو می‌بینی؟
می‌خونه‌ی مونتگومری

00:14:44.783 --> 00:14:46.551
این‌جا همون‌جایی‌‍ه که مک‌کنزی و
اون گروهِ آشفته‌ش

00:14:46.552 --> 00:14:48.152
جلساتِ فتنه‌جویانه‌شونُ برگذار می‌کردن

00:14:48.153 --> 00:14:50.613
و در حینِ شورش، اونجا برای
حمله به خیابون یانگ کمین کرده بودن

00:14:51.523 --> 00:14:53.558
ویلیام لیون مک‌کنزی؟

00:14:53.559 --> 00:14:54.926
یکی‌شون در حالی که قصد داشت
،مأمورای دولتی رو خبر کنه

00:14:54.927 --> 00:14:56.507
جلوی همین می‌خونه تیر خورد

00:14:57.162 --> 00:14:58.896
بعدشم با خاک یکسانش کردن

00:14:58.897 --> 00:15:00.965
،بعضی از خائن‌ها هم اعدام شدن
ولی نه به قدر کافی‌شون

00:15:00.966 --> 00:15:04.602
باید اون مک‌کنزیِ پست و بزدلُ از
آمریکا بر گردونن

00:15:04.603 --> 00:15:08.072
خودش گذاشت فرار کرد و اجازه داد
به‌جاش دوستانش چوبه‌ی دار رو ببینن

00:15:08.073 --> 00:15:09.640
می‌تونستم از بوی تنفسش تشخیص بدم که

00:15:09.641 --> 00:15:11.876
همون بهتر بود که تحریکش نمی‌کردم

00:15:11.877 --> 00:15:13.778
پس منم چیزی نگفتم

00:15:13.779 --> 00:15:16.748
ویلیام لیون مک‌کنزی برای مری
حکمِ یه قهرمان رو داشت

00:15:16.749 --> 00:15:18.349
خیلی‌سخت بود که حرفی به زبون نیارم

00:15:28.170 --> 00:15:29.904
قراره کجا مستقر شی؟

00:15:29.905 --> 00:15:31.939
.ندونی برات بهتره

00:15:31.940 --> 00:15:33.608
چرا باهام نمیای داخلِ مهمون‌خونه

00:15:33.609 --> 00:15:36.544
و فقط محض قدیم‌الایام یکی دوتا
گیلاس ویسکی باهام نمی‌زنی؟

00:15:36.545 --> 00:15:38.813
اسم شما گریس مارکس‌‍ه؟ -
.بله -

00:15:38.814 --> 00:15:40.147
این مرد دوست‌تون‌‍ه؟

00:15:40.148 --> 00:15:41.249
نه، نیست

00:15:41.250 --> 00:15:43.284
.خانوم دوست‌ ندارن کنارشون بپلکین

00:15:43.285 --> 00:15:45.987
این‌که خانوم نیست، فقط یه فاحشه‌ست

00:15:50.592 --> 00:15:53.494
من توماس کنیر هستم، اربابِ جدیدت

00:15:53.495 --> 00:15:54.862
اومدم دنبالت

00:15:57.432 --> 00:15:59.267
خب، پنج دقیقه هم نیست که
پاتُ گذاشتی توی شهر

00:15:59.268 --> 00:16:02.270
و برای خودت تونستی
چندتا معشوقه‌ی جنتلمن پیدا کنی

00:16:02.271 --> 00:16:03.938
نه خیرم، این‌طور نیستن

00:16:03.939 --> 00:16:05.873
جنتلمن نیستن، یا معشوقه؟

00:16:06.708 --> 00:16:08.175
این چارلی‌‍ه

00:16:09.411 --> 00:16:11.045
.برو بالا، گریس

00:16:12.214 --> 00:16:14.348
منظورتون اینه که جلو بشینم؟

00:16:14.349 --> 00:16:17.009
خب، نمی‌تونیم که مثلِ چهارتا چمدون
پشتِ ارابه سوارت کنیم

00:16:22.558 --> 00:16:25.426
من عادت نداشتم که کنار آقازاده‌ای
،مثل اون بشینم

00:16:25.427 --> 00:16:27.762
ولی خودش به‌نظر تردیدی نداشت

00:16:27.763 --> 00:16:30.064
و اونجا نشسته بودیم و داشتیم
از خیابون یانگ رد می‌شدیم

00:16:30.065 --> 00:16:32.366
درست انگار که من یه خانمِ بااصالت بودم

00:16:32.367 --> 00:16:34.101
آقای کنیر چه‌شکلی بود؟

00:16:35.704 --> 00:16:37.471
رفتار و تریپِ جنتل‌منانه‌ای داشت، جناب

00:16:38.874 --> 00:16:40.708
همش همین؟

00:16:40.709 --> 00:16:42.810
،پس خیلی دقیق زیر نظر نگرفته بودیش

00:16:43.779 --> 00:16:45.980
من‌که نمی‌خواستم خیره‌خیره نگاهش کنم، جناب

00:16:45.981 --> 00:16:49.750
و تازه بخاطر کلاهم مجبور بودم که
برای دیدن‌شون کُلِ سرمُ بچرخونم

00:16:49.751 --> 00:16:51.852
فکر نمی‌کنم تا به‌حال کلاه لبه‌داری
سرتون کرده باشین قربان، نه؟

00:16:51.853 --> 00:16:53.454
نه، نکردم

00:16:54.222 --> 00:16:56.223
.حدس میزنم خیلی تنگ و محدود باشه

00:16:57.492 --> 00:16:58.893
دقیقاً همین‌طوره، قربان

00:17:39.368 --> 00:17:40.801
سلام، جیمی

00:17:40.802 --> 00:17:43.504
این گریس مارکس‌‍ه، کُلی راه از تورنتو اومده

00:17:43.505 --> 00:17:45.806
کنار مهمون‌خونه پیداش کردم

00:17:45.807 --> 00:17:50.111
جیمی همین نزدیک‌ها زندگی می‌کنه
و گاهی‌اوقات توی کارهای مزرعه کمک می‌کنه

00:17:57.019 --> 00:17:59.186
تـورنـتـو بزرگ‌‍ه؟

00:17:59.187 --> 00:18:01.355
خیلی وسیع‌‍ه؟
.تا حالا نرفتم اونجا

00:18:01.356 --> 00:18:03.090
آره تا حدی بزرگ‌‍ه

00:18:03.091 --> 00:18:05.593
نمی‌تونستم با خودم کنار بیام
که درست جوابِ سؤالاشُ درباره‌ی تورنتو بدم

00:18:05.594 --> 00:18:08.362
چونکه اون‌موقع، کمی پشیمون
و ناراحت بودم که اصلاً ترکش کرده بودم

00:18:09.498 --> 00:18:10.432
صدای خنده‌هاش به گوشم رسید

00:18:10.433 --> 00:18:12.667
حتی یه کلمه هم باهام احوال‌پرسی نکرد

00:18:12.668 --> 00:18:16.004
مک‌درموت، وسایل گریس رو ببر تو اتاقش

00:18:24.580 --> 00:18:26.648
.قلبم یه‌جورایی فشرده شد

00:18:41.497 --> 00:18:42.831
،وقتی چشم‌هامُ می‌بندم

00:18:48.471 --> 00:18:52.173
می‌تونم درست مثلِ یه عکس
تمام جزئیات اون خونه رو به یاد بیارم

00:18:55.244 --> 00:18:57.445
می‌تونم چشم‌بسته تو تمام اتاق‌هاش راه برم

00:19:04.954 --> 00:19:06.721
خیلی فکر کردن به این موضوع که

00:19:08.891 --> 00:19:10.892
از بینِ اون همه آدمی که
،توی اون خونه زندگی می‌کردن

00:19:12.895 --> 00:19:15.630
تا 6 ماهِ دیگه تنها کسی که
.زنده می‌مونه منم، عجیب بود

00:19:36.519 --> 00:19:39.354
اگر چه که دقیقاً اون موقع
همچین فکری توی سرم نبود

00:19:39.355 --> 00:19:40.955
و فقط یه لیوان آب می‌خواستم

00:19:46.896 --> 00:19:49.164
بالاخره، نانسی برد و قشنگ
خونه رو نشونم داد

00:19:51.867 --> 00:19:53.768
،اتاق لباس‌شوییِ جدایی نداریم

00:19:53.769 --> 00:19:56.771
،ولی وسایل لازم برای شست‌وشو، مثل مس
،طشت، و دستمالِ لباس‌شویی

00:19:56.772 --> 00:19:58.773
توی آشپزخونه‌ی بیرونی پیدا میشن

00:19:58.774 --> 00:20:02.043
،ما خوک هم نگه نمی‌داریم
.زیادی پررو و مغرورن

00:20:02.044 --> 00:20:04.579
.سگِ پیر آقای کنیر، "فنسی"، هم مُرده

00:20:04.580 --> 00:20:08.350
من خودم یه سگ رو ترجیح میدم که
دور و برِ خونه بپلکه و برای غریبه‌ها پارس کنه

00:20:08.351 --> 00:20:11.519
،این زیر یه درِ مخفی هست
.به سمت زیرزمین

00:20:12.521 --> 00:20:14.122
،به‌نظرم جای عجیبی بود

00:20:14.123 --> 00:20:16.358
چونکه آشپرخونه‌ش می‌تونست
راحت‌ترم باشه

00:20:16.359 --> 00:20:18.259
ولی زیرزمینی زیرش نداشت

00:20:19.962 --> 00:20:21.062
یالا، گریس

00:20:21.063 --> 00:20:22.697
البته

00:20:22.698 --> 00:20:24.866
پله‌های زیرزمینش در حدی شیب‌دار بودن
که اصلاً احساس راحتی نمی‌کردی

00:20:24.867 --> 00:20:28.536
و خودِ زیرزمین هم با یه
دیوار به دو نصف تقسیم شده بود

00:20:28.537 --> 00:20:31.439
یه طرفش لبینات، که کره و پنیر رو نگه می‌داشتن

00:20:31.440 --> 00:20:33.208
و، طرف دیگه‌ش
جایی بود که شراب و آب‌جو

00:20:33.209 --> 00:20:34.643
توی بشکه نگه‌داری می‌کردن

00:20:34.644 --> 00:20:36.611
به همراهِ سیب و کلم
...و سیب‌زمینی و چغندر

00:20:36.612 --> 00:20:38.179
...بله، گریس ولی

00:20:38.180 --> 00:20:39.314
بله، جناب؟

00:20:39.315 --> 00:20:41.049
خودم می‌دونم که توی زیرزمین
.چی نگه‌داری میشه

00:20:42.718 --> 00:20:44.619
البته

00:20:44.620 --> 00:20:47.622
این پایین یه پنجره داره، ولی همیشه بهتره که
.با خودت یه شمع یا فانوسی ببری

00:20:47.623 --> 00:20:49.357
این پایین خیلی تاریک‌‍ه و ممکنه لیز بخوری

00:20:49.358 --> 00:20:51.118
،و از پله‌ها بیُفتی پایین
.و گردنت بشکنه

00:20:53.229 --> 00:20:55.497
اون‌موقع نرفتیم توی زیرزمین

00:20:58.701 --> 00:21:01.803
،نانسی، که همه‌ش در حال لبخند زدن بود
.اتاقمُ نشونم داد

00:21:01.804 --> 00:21:03.605
یه جفت گوشواره‌ی نفیس هم
به گوش‌هاش آویزون بود

00:21:03.606 --> 00:21:05.173
که می‌تونستم تشخیص بدم که
طلای واقعی بود

00:21:06.475 --> 00:21:08.009
و تو این فکر بودم که چطور می‌تونسته
با حقوقِ خانه‌داری

00:21:08.010 --> 00:21:09.577
از عهده‌ی هزینه‌شون بر بیاد

00:21:13.015 --> 00:21:15.717
قشنگ معلوم بود که مک‌درموت و نانسی
خیلی کشته‌مُرده‌ی هم نبودن

00:21:20.289 --> 00:21:22.457
واقعاً گستاخیش حد نداره

00:21:22.458 --> 00:21:24.626
خب، بذار هر کاری دلش خواست بکنه

00:21:24.627 --> 00:21:26.895
،بالاخره یا یه لبخند گیرش میاد
...یا تماشای یه جاده‌ی دور و دزار

00:21:26.896 --> 00:21:28.930
یا به احتمالِ بیشتر، تهِ یه جوی آب

00:21:37.973 --> 00:21:39.974
خیلی از دیدنت خوش‌حالم، گریس

00:21:39.975 --> 00:21:42.777
،حتماً بعد از سفر دور و درازت خیلی خسته شدی
.واقعاً خسته‌کننده‌ست

00:21:42.778 --> 00:21:44.798
،چرا کمی استراحت نمی‌کنی
و از فردا صبح مشغول به کار نمیشی؟

00:22:06.335 --> 00:22:08.803
،دوست دارم کله‌ی سحر پاشم

00:22:08.804 --> 00:22:12.407
اون‌طوری، یکم بیشتر می‌تونم وانمود کنم
که همه‌ی خونه در اختیارِ خودم‌‍ه

00:22:32.228 --> 00:22:34.929
،حواست به رفتارت باشه
و گرنه گردنتُ می‌شکونم

00:22:34.930 --> 00:22:36.498
منظورت با من‌‍‍ه؟

00:22:38.367 --> 00:22:40.034
نه، با تو نیستم

00:22:40.035 --> 00:22:42.837
،می‌تونستم تشخیص بدم که تو سرش چه فکری داشت
!و فکرِ جدیدی هم نبود

00:23:09.932 --> 00:23:12.912
واقعاً بنظرم عجیب بود که یه
خانه‌دار پیانو زدن یاد بگیره

00:23:13.736 --> 00:23:15.170
ولی خب البته که حرفی نزدم

00:23:15.171 --> 00:23:17.906
و بعدش هم همه‌چیز برای دو هفته
آروم پیش رفت؟

00:23:20.509 --> 00:23:22.243
بله، قربان، همین‌طوره
.تقریباً آره

00:23:22.244 --> 00:23:23.812
همه‌چیز یعنی چی؟

00:23:23.813 --> 00:23:25.580
اوضاع چطور پیش رفت؟

00:23:25.581 --> 00:23:26.714
منظورتون رو متوجه نشدم، جناب؟

00:23:26.715 --> 00:23:27.949
هر روز چیکار می‌کردی؟

00:23:27.950 --> 00:23:29.551
،همون کارهای همیشگی قربان
.به وظایفم عمل می‌کردم

00:23:29.552 --> 00:23:30.985
عذر می‌خوام

00:23:30.986 --> 00:23:32.587
ولی این وظایف شامل
چه چیز‌هایی می‌شدن؟

00:23:34.256 --> 00:23:35.716
.تو شوخی نمی‌کردی

00:23:38.227 --> 00:23:39.994
.جداً نمی‌دونستی

00:23:39.995 --> 00:23:43.231
مردهایی مثلِ تو نیاز ندارن که
گندهایی که می‌زنن رو خودشون جمع کنن

00:23:43.232 --> 00:23:46.000
ولی ماها مجبوریم که گندهای خودمون
رو به علاوه‌ی شماها هم جمع کنیم

00:23:47.670 --> 00:23:49.804
از این نظر، مثل بچه‌ها می‌مونین

00:23:49.805 --> 00:23:51.272
،لازم نیست از قبل فکر کنین

00:23:51.273 --> 00:23:54.042
یا نگرانِ عواقب کارهاتون باشین

00:23:54.043 --> 00:23:56.244
ولی خب تقصیر خودتون نیست که

00:23:56.245 --> 00:23:57.946
.همین‌طوری بزرگ‌تون کردن

00:25:00.643 --> 00:25:01.809
و بعد؟

00:25:07.216 --> 00:25:09.684
و بعدش‌هم سطل‌های آب رو جمع می‌کردم
و خالی‌شون می‌کردم که برن

00:25:18.227 --> 00:25:21.296
وقتی با پمپ کار می‌کنی، باید قبل از این‌که
ازش آب بگیری، یکمی آب بریزی توش

00:25:21.297 --> 00:25:23.565
به قول مری ویتنی، مردها هم
،هر وقت قصد و هدفِ پستی دارن

00:25:23.566 --> 00:25:25.947
.همچین دیدگاهی به چاپلوسی و لاس‌زدن با خانم‌ها دارن
[ اشاره به سوء استفاده‌ی جنسی ]

00:25:28.771 --> 00:25:31.139
،مری ویتنی خیلی باادب و متشخص نبود
.ولی حرفِ راستُ میزد

00:25:31.140 --> 00:25:34.442
پس این‌طوری سطل آب رو می‌شستی

00:25:37.012 --> 00:25:40.014
خب البته که اول می‌رفتم توی
.مستراح تا خالی‌شون کنم

00:25:40.015 --> 00:25:42.684
،رفتم توی مستراح و سطل رو خالی کردم
.و کارهای غیره

00:25:43.285 --> 00:25:44.719
کارهای غیره؟

00:25:45.988 --> 00:25:48.122
...خدای میگم، دکتر

00:25:48.123 --> 00:25:50.291
فکر می‌کردم اگه نمی‌دونی آدم
.توی مستراح چیکار می‌کنه

00:25:50.292 --> 00:25:51.859
واقعاً دیگه اُمیدی بهت نیست

00:26:03.072 --> 00:26:06.841
کاری که کردم، این بود که دامنمُ دادم بالا
و روی مگس‌های وزوزو نشستم

00:26:06.842 --> 00:26:10.345
دقیقاً روی همون‌جایی که
،بقیه‌ی افراد خونه می‌شینن

00:26:10.346 --> 00:26:15.016
خانوم باشن یا خدمتکار، هر دو
می‌شاشن و بوشون هم یکی‌‍ه

00:26:15.017 --> 00:26:17.685
،و به قول مری ویتنی
.بوی یاسِ بنفش هم نمیده

00:26:19.989 --> 00:26:22.123
بعضی از عکس‌هاش از بانوهای دوکِ انگلیسی بود

00:26:22.124 --> 00:26:24.659
و خانم‌های بالارتبه‌ی نیویورکی، و
.از این قبیل آدم‌ها

00:26:26.962 --> 00:26:28.596
اگه دستِ خودته، هیچ‌وقت نباید بذاری

00:26:28.597 --> 00:26:30.832
عکست رو روی روزنامه‌ها یا مجلات بندازن

00:26:30.833 --> 00:26:34.802
چون‌که نمی‌دونی جایی که صورتت ازش سر در آورده
شاید ساخته شده باشه تا زمانی که از کنترلِ خودت خارج شه

00:26:34.803 --> 00:26:36.671
به خدمتِ دیگران در بیاد

00:26:38.173 --> 00:26:41.142
ولی من هیچ‌کدوم از این حرف‌ها رو به
شما نگفتم، دکتر جردن

00:26:41.143 --> 00:26:42.477
...و غیره

00:26:46.582 --> 00:26:49.984
بنظر من، تنها چیزی که لایقش بودی
.و غیره..." بود"

00:26:49.985 --> 00:26:52.253
فقط بخاطر این‌که اذیتم می‌کردی
،تا همه چیز رو بفهمی

00:26:52.254 --> 00:26:53.988
دلیل نمی‌شد که منم همه‌چیزُ بهت بگم

00:27:09.905 --> 00:27:12.306
صبح بخیر -
صبح بخیر -

00:27:12.307 --> 00:27:15.309
چایی دم کشیده؟ -
.بله -

00:27:15.310 --> 00:27:19.213
من‌که تا قبل از اینکه صبح‌ها چای‌ام رو بخورم
به سختی احساس زنده‌بودن می‌کنم

00:27:19.214 --> 00:27:21.482
آقای کنیر چای‌شون رو طبقه‌ی بالا میل می‌کنن

00:27:21.483 --> 00:27:23.417
وقتی اومد پایین هم
یه فنجون دیگه می‌خوره

00:27:25.020 --> 00:27:26.921
خودم براش می‌برم

00:27:26.922 --> 00:27:29.657
،توی خونه‌ی خانواده‌ی پارکینسون
...خانومِ خانه‌دار هیچ‌وقت خودش چای رو

00:27:33.095 --> 00:27:35.329
،در حدِ پُست و مقامش نبود
.و وظیفه‌ی خدمتکارها بود

00:27:36.031 --> 00:27:37.131
البته

00:27:37.132 --> 00:27:38.700
من فقط وقتی خدمتکاری نداشتیم
براشون می‌بردم

00:27:38.701 --> 00:27:41.435
،این اواخر دیگه عادتم شده بود
.برو دیگه

00:27:48.577 --> 00:27:50.445
.چای‌تون، قربان

00:27:50.446 --> 00:27:52.613
آره، بیارش داخل

00:28:03.425 --> 00:28:04.659
ممنونم، گریس

00:28:06.261 --> 00:28:08.396
تخم‌مرغ‌های خوبی داریم امروز صبح، ارباب

00:28:08.397 --> 00:28:10.565
یکی برای صبحانه میل می‌کنین؟

00:28:10.566 --> 00:28:13.401
،بله، ممنونم، گریس
.مطمئنم که خوشم میاد

00:28:27.123 --> 00:28:29.291
آقای کنیر برای صبحانه‌شون تخم‌مرغ می‌خورن

00:28:30.260 --> 00:28:32.061
منم یکی ‌می‌خوام

00:28:32.062 --> 00:28:35.931
،ایشون نیمرو می‌خورن به‌همراه گوشت بیکن
.و منم آب‌پز می‌خورم

00:28:35.932 --> 00:28:38.032
با هم توی اتاق غذاخوری صبحانه‌مونُ می‌خوریم

00:28:39.002 --> 00:28:40.803
ازم می‌خوان که همراهی‌شون کنم

00:28:43.139 --> 00:28:44.840
دوست ندارن تنهایی غذا بخورن

00:28:46.810 --> 00:28:48.944
اصلاً آقای کنیر مریض هست؟

00:28:48.945 --> 00:28:50.846
.نه، فقط دوست داره بهش برسن

00:28:53.683 --> 00:28:58.320
،در عجبم چی شد که هیچ‌وقت ازدواج نکرد
.مردی به این اصالت و ثروت‌مندی

00:28:58.321 --> 00:29:01.757
بعضی آقازاده‌ها تمایلی برای
متأهل شدن ندارن

00:29:01.758 --> 00:29:03.626
اونا همین‌طوری که هستن
از خودشون خیلی‌هم راضین

00:29:03.627 --> 00:29:05.728
و فکر می‌کنن بدون همسر
می‌تونن خیلی هم خوب با زندگی کنار بیان

00:29:05.729 --> 00:29:06.896
به گمونم می‌تونن

00:29:06.897 --> 00:29:08.964
،معلومه که می‌تونن، اگه به قدر کافی ثروتمند باشن

00:29:08.965 --> 00:29:11.265
اگه چیزی بخوان، تنها کاری که باید بکنن
اینه که پولشُ بدن

00:29:11.935 --> 00:29:13.235
براشون فرقی نمی‌کنه

00:29:38.728 --> 00:29:41.096
لباس خواب‌شون باید بیرون باد بخوره

00:29:41.097 --> 00:29:43.599
بله، الان داشتم می‌رفتم همین‌کارُ بکنم

00:29:43.600 --> 00:29:46.769
و وسایل آرایشی‌شون هم
.نباید اینطوری گذاشته بشه

00:29:46.770 --> 00:29:49.071
این‌طوری دوست دارن

00:29:49.072 --> 00:29:51.373
و باید هر هفته پشتِ نقره‌ایش
رو دستمال بکشی

00:29:51.374 --> 00:29:54.043
توی خونه‌ی خانم پارکینسون
هر سه روز این‌کار رو می‌کردیم

00:29:54.044 --> 00:29:56.145
برام مهم نیست، چونکه تو دیگه
توی خونه‌ی خانم پارکینسون نیستی

00:30:05.655 --> 00:30:08.036
لباس‌های تا شده‌شون هم آماده‌ی پوشیدن
باید روی این قفسه گذاشته بشن

00:30:13.096 --> 00:30:15.030
این دیگه عکسِ چیه؟

00:30:15.031 --> 00:30:18.767
،"سوزانا و پیرمردان‌‍ه"
.مربوط به انجیل میشه

00:30:18.768 --> 00:30:20.302
من انجیل رو مثل کف دستم می‌شناسم

00:30:20.303 --> 00:30:22.003
و این یکی از داستان‌های توش نیست

00:30:22.505 --> 00:30:23.572
.چرا، هست

00:30:23.573 --> 00:30:25.808
نه، نیست

00:30:25.809 --> 00:30:29.678
،تو نیومدی اینجا که درباره‌ی نقاشی‌ها بحث کنی
.بلکه اومدی این اتاقُ تمییز کنی

00:30:31.381 --> 00:30:34.984
،شما دو تا دارین صبحِ به این زودی
بحث‌های الهیات می‌کنید؟

00:30:34.985 --> 00:30:36.752
چیزی نیست که بخوای خودتُ اذیتش کنی

00:30:36.753 --> 00:30:38.754
باید بدونم که دارین
چه بحثی می‌کنین دیگه

00:30:38.755 --> 00:30:40.789
اهمیتی نداره

00:30:40.790 --> 00:30:44.393
خب گریس، می‌بینم که نانسی دوست داره
ازم مخفیش کنه

00:30:44.394 --> 00:30:46.195
ولی تو دیگه باید بهم بگی

00:30:47.897 --> 00:30:49.898
...من

00:30:49.899 --> 00:30:53.902
،تو فکر بودم که آیا طبق گفته‌های نانسی
.این نقاشی محوریتی با موضوعات انجیل داره یا نه

00:30:53.903 --> 00:30:58.307
نه، اگه بخوایم دقیق بگیم این‌طور نیست

00:30:58.308 --> 00:31:00.242
.این داستانش توی "اَپوکریفا"ست
[ کتاب‌هایی باستانی با محتوای مسیحی و یهودی ]

00:31:00.243 --> 00:31:02.144
چی هست؟

00:31:02.145 --> 00:31:05.514
خیلی برای یه خانوم به این جوونی، کنجکاوی

00:31:05.515 --> 00:31:08.617
به‌زودی صاحب باسوادترین خدمتکار
توی سرتاسرِ ریچموند هیل میشم

00:31:08.618 --> 00:31:12.321
،که مثل خوک ریاضی که توی تورنتو هست
.باید به نمایشش بذارم

00:31:15.191 --> 00:31:19.161
اَپوکریفا کتابی‌‍ه که توش تمام داستان‌های
دوران انجیل رو قرار میدن

00:31:19.162 --> 00:31:21.263
که تصمیم گرفتن نباید توی انجیل آورده بشه

00:31:21.264 --> 00:31:22.898
کی تصمیم می‌گیره؟

00:31:22.899 --> 00:31:25.000
فکر می‌کردم انجیل رو خدا نوشته

00:31:25.001 --> 00:31:26.935
بهش میگن "سخن خداوند" و همه هم
به این اسم صداش می‌کنن

00:31:26.936 --> 00:31:29.271
،شاید خـدا نوشته باشدش
.ولی انسان‌ها بودن که روی کاغذ آوردنش

00:31:29.272 --> 00:31:30.973
که کمی فرق داره

00:31:30.974 --> 00:31:33.942
ولی گفته میشه که اون افراد
از خدا الهام گرفته بودن

00:31:33.943 --> 00:31:36.712
،که یعنی باهاشون صحبت کرده
و بهشون گفته که چیکار کنن

00:31:37.614 --> 00:31:39.014
صداهایی می‌شنیدن؟

00:31:39.015 --> 00:31:41.216
بله

00:31:41.217 --> 00:31:43.837
خوشحال بودم که می‌شنیدم کسای دیگه‌ای
هم بودن که یه صداهایی می‌شنیدن

00:31:44.521 --> 00:31:46.422
اگر چه که اینُ جلو روشون نگفتم

00:31:46.423 --> 00:31:49.024
در هر صورت، صدایی که من اون موقع شنیدم

00:31:49.025 --> 00:31:52.494
برای خدا نبود، بلکه صدای مری ویتنی بود

00:31:55.732 --> 00:31:57.566
تو قصه‌ی سوزانا رو شنیدی؟

00:31:58.168 --> 00:32:00.302
.نه

00:32:00.303 --> 00:32:03.505
اون دختر جوونی بود که
توسط گروهی از افراد سال‌خورده

00:32:03.506 --> 00:32:06.341
به ناحق متهم به زنا کردن
با مرد جوون‌ دیگه‌ای شد

00:32:06.342 --> 00:32:09.445
چونکه قبول نکرده بوده که دقیقاً
.همون کار قبیح رو با اونا انجام بده

00:32:09.446 --> 00:32:13.215
،ممکن بود که سنگ‌سارش کنن
ولی خوش‌بختانه وکیلِ زرنگی داشته

00:32:13.216 --> 00:32:15.984
و اونم تونست تا ثابت کنه
که اون پیرمردها داشتن دروغ می‌گفتن

00:32:15.985 --> 00:32:18.220
اونم با گول زدن‌شون تا
مدرکِ مغایر با دروغ‌شون نشون بدن

00:32:20.957 --> 00:32:23.325
فکر می‌کنی نکته‌ی اخلاقی و آموزشیش کجاست؟

00:32:23.326 --> 00:32:25.727
.این‌که نباید بیرون توی باغ حموم کنی

00:32:28.364 --> 00:32:31.867
من فکر می‌کنم نکته‌ش اینجاست
که باید یه وکیل زرنگ داشته باشی

00:32:31.868 --> 00:32:34.436
معلوم شد که این دختره
.همچین هم ساده‌لوح و ابله نیست

00:32:34.437 --> 00:32:37.206
راستی، یه لباس تمییز برداشتم و بخاطر

00:32:37.207 --> 00:32:38.741
دکمه‌ی کنده‌شده‌ش گذاشتمش کنار

00:32:38.742 --> 00:32:41.009
خیلی آزاردهنده‌ستت که بری
یه لباس تمییر رو بپوشی

00:32:41.010 --> 00:32:44.513
اونم فقط بخاطر اینکه آخرش بفهمی
.بخاطر نبودنِ دکمه‌هاش، نمی‌تونی ببندش

00:32:47.250 --> 00:32:49.084
لطفاً حواست رو جمع کن که دیگه تکرار نشه

00:33:09.606 --> 00:33:11.807
امروز صبح کفش‌هام رو
درست تمییز نکردی

00:33:11.808 --> 00:33:13.175
حواست به خودت باشه

00:33:29.058 --> 00:33:31.026
گریس، به‌نظر خسته میای

00:33:31.027 --> 00:33:33.562
باید کنارم بشینی و
یه فنجون چای باهام بخوری

00:33:33.563 --> 00:33:35.330
نمی‌تونم ریسک کنم و شستن لباس‌ها رو
به تأخیر بندازم

00:33:35.331 --> 00:33:38.031
،تو این موقع از سال
تغییر آب و هوایی ممکنه هر لحظه اتفاق بیُفته

00:33:38.234 --> 00:33:39.668
خیلی‌خب

00:33:39.669 --> 00:33:42.571
،وقتی آویزون‌شون کردی
بیا یه فنجون چای بخوریم، پس

00:33:56.786 --> 00:33:58.687
توی شست‌وشوی لباس‌ها لذت خاصی بود

00:33:58.688 --> 00:34:01.223
تمییز و در وزیده‌شدن توسطِ نسیم

00:34:01.224 --> 00:34:04.460
صداش طوری بود که انگار میزبان‌های بهشت
داشتن دست می‌زدن

00:34:04.461 --> 00:34:07.095
اگر چه که انگار از فاصله‌ی دوری
شنیده می‌شد

00:34:07.096 --> 00:34:10.699
:و ضرب‌المثلی هم داریم که میگه
"پاکیزگی همراهِ خداشناسی میاد"

00:34:10.700 --> 00:34:13.101
و گاهی‌اوقات، وقتی چشمم به
،ابرهای سفید و روشن می‌خورد

00:34:13.102 --> 00:34:15.671
که بعد از بارون توی آسمون در حال حرکت بود

00:34:15.672 --> 00:34:17.673
فکر می‌کردم که انگار خودِ فرشته‌ها بودن که

00:34:17.674 --> 00:34:19.308
لباس‌هاشون رو آویزون کرده بودن

00:34:20.610 --> 00:34:22.678
چونکه به‌نظرم بالاخره یکی باید این‌کارُ می‌کرد

00:34:22.679 --> 00:34:25.647
از اونجایی که همه‌چیز توی بهشت
.باید تمییز و تازه باشه

00:34:29.919 --> 00:34:31.653
ولی این‌ها خیال‌پردازی‌های بچگونه بود

00:34:32.755 --> 00:34:34.556
چونکه بچه‌ها دوست دارن برای خودشون

00:34:34.557 --> 00:34:36.224
از چیزهایی که نمی‌بینن قصه تعریف کنن

00:34:38.261 --> 00:34:40.562
و منم اون موقع، بچه‌ای بیش نبودم

00:34:42.866 --> 00:34:44.800
اگر چه که خودم رو یه خانومِ بالغ می‌دونستم

00:34:53.109 --> 00:34:54.576
ببخشید، ببخشید، گریس

00:34:54.577 --> 00:34:55.911
بله، سلام، جیمی

00:34:55.912 --> 00:34:58.052
می‌خواستم ببینم کاری هست
که انجام بدم یا نه

00:34:58.548 --> 00:35:00.415
باید از نانسی بپرسم

00:35:00.416 --> 00:35:02.985
اگه قرار شد که برم به روستا
و تو هم هر چیز کوچیکی می‌خواستی

00:35:02.986 --> 00:35:04.653
خیلی خوشحال میشم که برات تهیه‌ش کنم

00:35:04.654 --> 00:35:06.288
ممنون»، جیمی

00:35:06.289 --> 00:35:09.224
جیمی، بیا داخل تا بهت بگم چی لازم داریم

00:35:09.225 --> 00:35:11.560
و باید بعداً برگردی و فلوتت رو هم بیاری

00:35:11.561 --> 00:35:14.363
خیلی قشنگ می‌نوازه
شنیدنش واقعاً لذت‌بخش‌‍ه

00:36:01.010 --> 00:36:02.477
از رقصیدن خوشت میاد؟

00:36:04.080 --> 00:36:05.781
چرا می‌پرسی؟

00:36:05.782 --> 00:36:08.482
،دیروز دیدمت که داشتی توی انبار می‌رقصیدی
.رقاص خوبی‌هم هستی

00:36:10.420 --> 00:36:12.187
شاید باشم، شایدم نه

00:36:13.456 --> 00:36:15.390
از زندگیت قبل از اینکه بیای و
اینجا مشغول به کار شی برام بگو

00:36:15.391 --> 00:36:17.326
کی می‌خواد همچین داستانی رو بشنوه آخه؟ -
.من می‌خوام -

00:36:17.327 --> 00:36:19.161
من خیلی این‌طور داستان‌ها رو دوست دارم

00:36:22.599 --> 00:36:24.566
من، خودم، همیشه آدم بی‌ملاحظه‌ای بودم

00:36:25.868 --> 00:36:27.402
هیچ‌وقت آدمی نبودم که
.چاپلوسیِ افراد ثروتمندُ بکنم

00:36:27.403 --> 00:36:28.783
مادرت زنده‌ست؟

00:36:30.106 --> 00:36:32.908
بودن یا نبودنش برام فرقی نمی‌کنه

00:36:32.909 --> 00:36:36.545
فکر بدی راجبم می‌کرد و بهم گفت
که دارم مستقیم میرم پیشِ شیطون

00:36:36.546 --> 00:36:38.606
تا جایی که خبر دارم یا اهمیت می‌دم
هم اصلاً می‌تونه مُرده باشه

00:36:40.049 --> 00:36:42.951
ارتش رو ترک کردم و با کشتی‌ای
که مقصدش آمریکا بود، قاچاقی رفتم

00:36:44.954 --> 00:36:50.292
وقتی هم رسیدم به این کشور  توی پیاده‌نظام
گلن‌گری لایت" به‌عنوان یه سرباز اسم‌نویسی کردم"

00:36:50.293 --> 00:36:52.027
مگه اون‌ها بدآوازه نبودن؟

00:36:52.996 --> 00:36:54.796
دوستم بهم گفت

00:36:54.797 --> 00:36:57.299
،مگه اونا توی زمان شورش
خونه‌های مزرعه‌دارها رو آتیش نزدن

00:36:57.300 --> 00:36:59.001
زن‌ها و بچه‌ها رو بی سرپناه
فرستادن توی برف و بارون

00:36:59.002 --> 00:37:02.204
آره، و تازه کارهای خیلی وحشتناک‌تری هم کردن

00:37:02.205 --> 00:37:04.305
چیزایی بود که توی روزنامه‌ها
.چاپ نشد

00:37:06.009 --> 00:37:08.429
،ولی بعد شورش به پایان رسید
و ارتش انگلیس هم منحل شد

00:37:09.112 --> 00:37:11.880
.و منم از این شغل خبردار شدم

00:37:11.881 --> 00:37:15.050
فکر می‌کردم که قراره برای خود
آقای خونه کار کنم، ولی این‌طور نشد

00:37:15.051 --> 00:37:17.953
بحاش به زن داره بهم امر و نهی می‌کنه

00:37:17.954 --> 00:37:20.355
کسی که حتی یه لحظه هم
نیش‌زدن هاش تمومی نداره

00:37:25.662 --> 00:37:28.263
خب تو معشوقه‌ای داری؟

00:37:28.264 --> 00:37:30.332
دختر خوشگلی مثل تو
انتظار میره که یکی رو داشته باشه

00:37:30.333 --> 00:37:33.635
نه ندارم، من اصلاً همچین تمایلاتی ندارم

00:37:33.636 --> 00:37:36.772
خب، باعث تأسف‌‍ه، ولی خب
هر چیزی شروعی داره

00:37:37.940 --> 00:37:39.207
،فقط کافی‌‍ه مثل یه اسب رام شی

00:37:39.208 --> 00:37:41.148
بعدش دیگه مثل بقیه‌شون میشی

00:37:41.878 --> 00:37:43.712
من خودم راستِ کارتم

00:37:43.713 --> 00:37:46.581
ممنونم که همچین القاب
توهین‌آمیزانه‌ای به خودت میدی

00:37:46.582 --> 00:37:47.883
ولی من که اسب نیستم

00:37:48.618 --> 00:37:50.018
منظوری نداشتم

00:37:51.421 --> 00:37:53.955
فقط شوخی کردم

00:37:53.956 --> 00:37:56.158
فقط می‌خواستم ببینم چه‌جور دختری هستی

00:37:56.159 --> 00:37:58.571
،اینکه من چه جور دختری هستم
به تو هیچ ربطی نداره

00:38:22.419 --> 00:38:24.520
.بلند نشو

00:38:24.521 --> 00:38:27.357
ترجیح میدم بجای این‌که ادبُ برام رعایت کنن
یه کره‌ی خوب برام درست کنن

00:38:28.959 --> 00:38:30.793
گریس، می‌بینم که همیشه مشغولی

00:38:31.629 --> 00:38:33.196
بله، جناب

00:38:33.197 --> 00:38:34.997
اگه مشغول نشی، شیطون خودت
برات مشغولیت درست می‌کنه

00:38:36.934 --> 00:38:38.735
امیدوارم که منظورت من نباشم

00:38:38.736 --> 00:38:42.071
،دست‌های من به قدر کافی بی‌کار هستن
.ولی نه در حدِ شیطانی‌ای که دوست دارم

00:38:42.072 --> 00:38:44.574
وای، نه ارباب، منظورم شما نبودین

00:38:44.575 --> 00:38:47.610
خجالت‌کشیدن و سرخ‌شدن برای
یه خانومِ جوون خیلی شایسته‌ست

00:38:52.082 --> 00:38:54.150
کره در چه حاله، گریس؟

00:38:54.151 --> 00:38:55.618
آقای کنیر دارن کجا میرن؟

00:38:55.619 --> 00:38:57.186
."به خونه‌ی سرهنگ "بریج‌فورد

00:38:58.322 --> 00:39:00.823
خانمش نیست، پس می‌تونه بی‌دردسر ملاقاتش کنه

00:39:00.824 --> 00:39:03.293
.وقتی زنش خونه‌ست، خیلی بهش سر نمی‌زنه -
چرا که نه؟ -

00:39:03.294 --> 00:39:05.661
به‌نظر خانم بریج‌فورد تأثیر بدی روش داره

00:39:07.731 --> 00:39:09.265
چرا؟ مگه آقا چیکار کرده؟

00:39:09.266 --> 00:39:11.367
خب، تا جایی که من خبر دارم
جمع کرده بود تا بره سمتِ مهاجرنشین‌ها

00:39:11.368 --> 00:39:12.869
تا اونُ از سر راه برداره

00:39:12.870 --> 00:39:14.203
چرا؟

00:39:14.204 --> 00:39:15.938
همون دلایل همیشگی، به گمونم

00:39:16.473 --> 00:39:18.074
.بدهی یا زن

00:39:20.411 --> 00:39:22.145
بیا، کره داره میاد

00:39:40.297 --> 00:39:42.165
از این پایین خوشم نمیاد

00:39:42.166 --> 00:39:46.102
همیشه بوی زمین و موش و
سبزیجاتِ مونده میده

00:39:46.103 --> 00:39:47.670
به گمونم اکثر زیرزمین‌ها
همین‌طور باشن

00:39:49.039 --> 00:39:51.240
شاید بشه یه روز
.هواش رو عوض کنیم

00:40:11.995 --> 00:40:14.330
داره چیکار می‌کنه این؟

00:40:14.331 --> 00:40:16.466
بعضی وقتا همینطوری از این‌کارا می‌کنه

00:40:16.467 --> 00:40:17.900
میگه برای ورزش‌‍ه

00:40:17.901 --> 00:40:20.203
ولی فقط می‌خواد که مورد توجه قرار بگیره

00:40:20.204 --> 00:40:21.624
نباید بهش توجهی کنی

00:40:23.640 --> 00:40:25.875
پس اونجا نشسته بودم، وانمود می‌کردم که
تماشا نمی‌کنم

00:40:25.876 --> 00:40:30.413
و اونم اونجا بود، و وانمود می‌کرد که کسی تماشاش نمی‌کنه
.مثل کاری که گاهی‌اوقات مردها و زن‌ها می‌کنن

00:40:30.414 --> 00:40:32.081
و اونم از اون مردهایی بود که

00:40:32.082 --> 00:40:34.350
،می‌دونستی که نباید نگاهشون کنی
.ولی به هر حال نگاه می‌کردی

00:40:35.486 --> 00:40:36.753
جیمی

00:40:36.754 --> 00:40:38.154
فلوتت رو آوردی

00:40:38.155 --> 00:40:39.755
گریس، برای جیمی یه لیوان آب‌جو بیار

00:40:49.767 --> 00:40:51.234
منم یه لیوان می‌خورم

00:40:51.235 --> 00:40:52.602
نمی‌دونستم خونِ میمون تو رگت داری

00:40:52.603 --> 00:40:53.870
داشتی مثلِ یه میمون
بالا و پایین می‌پریدی

00:40:53.871 --> 00:40:56.539
،آره خب، ماه درخشنده چو پنهان شود
!شب‌پرّه بازیگرِ میدان شود

00:40:56.540 --> 00:40:58.207
نانسی همیشه عاشق جشن گرفتن‌‍ه

00:40:58.208 --> 00:41:00.777
مطمئنم که این پسر ولزی‌‍ه به‌زودی
با این سوتِ حلبیش جیغ‌جیغ راه می‌ندازه

00:41:00.778 --> 00:41:03.312
دقیقاً همینطوره، و منم میرم
.تا از شنیدنش لذت ببرم

00:41:03.313 --> 00:41:05.081
به‌نظر من که هیچ لذتی نداره

00:41:05.082 --> 00:41:06.682
.خب، پس هر طور خودت مایلی

00:41:09.153 --> 00:41:12.155
،قبلاً که داشتیم حرف میزدیم
.قصدی برای توهین بهت نداشتم

00:41:12.156 --> 00:41:15.057
انقدر اطراف مردهایی بودم
که اخلاق و رفتار بدی داشتن

00:41:16.160 --> 00:41:17.593
که همه‌ش خودمُ یادم میره

00:41:18.695 --> 00:41:20.129
نمی‌دونم باید چطوری حرف بزنم

00:41:22.666 --> 00:41:25.006
،فقط امیدوارم که منُ ببخشی
و بتونیم با هم دوست باشیم

00:41:26.203 --> 00:41:28.271
مگه توی انجیل به بخشش دستور داده نشده؟

00:41:41.151 --> 00:41:43.920
و اونجا نشسته بودیم، تو یه جور
.هارمونی و هماهنگیِ خاصی

00:41:43.921 --> 00:41:47.523
شب‌هنگام انقدر زیبا بود که
قلبم رو به درد می‌آورد

00:41:47.524 --> 00:41:49.704
مثل اوقاتی که نمی‌دونی آخر
.خوشحالی یا ناراحت

00:41:52.095 --> 00:41:54.831
و فکر می‌کردم که اگه می‌تونستم یه آرزو بکنم

00:41:54.832 --> 00:41:56.466
این بود که هرگز چیزی تغییر نکنه

00:41:56.467 --> 00:41:58.234
و بتونیم برای همیشه
همون‌طوری بمونیم

00:42:06.076 --> 00:42:07.977
،ولی مگه این‌که خدا فرمان کنه

00:42:07.978 --> 00:42:09.145
.خورشید از حرکتش متوقف نمیشه

00:42:10.180 --> 00:42:11.647
و اون هم فقط یه بار این‌کارُ انجام داده

00:42:12.316 --> 00:42:13.449
و دوباره قرار نیست

00:42:13.450 --> 00:42:14.850
،تا وقتی که آخرالزمان برسه
.تکرارش کنه

00:42:28.932 --> 00:42:33.002
فکر می‌کردم، اگه می‌شد دو تا کرم شب‌تاب به‌جای
...گوشواره روی گوش‌هام داشتم

00:42:33.003 --> 00:42:35.471
دیگه باید برگردم خونه، پدرم سراغمُ می‌گیره

00:42:35.472 --> 00:42:37.707
دیگه اصلاً اهمیتی به
.گوشواره‌های طلای نانسی نمی‌دادم

00:42:37.708 --> 00:42:40.176
گریس، مطمئن شو که همه‌ی
.درها و پنجره‌ها رو می‌بندی

00:42:40.177 --> 00:42:42.879
و میشه امشب کنارم بخوابی؟

00:42:42.880 --> 00:42:44.548
.وقتی کنیر خونه نیست، یکم می‌ترسم

00:42:58.524 --> 00:43:16.524
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.