﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:02.728
.شما واقعاً از همسرم دل‌سوزترین

00:00:02.729 --> 00:00:04.797
واقعاً لطف کردین که دوباره
.شامُ خودتون درست کردین

00:00:04.798 --> 00:00:06.065
الان بهترین فرصت برای این‌‍ه که

00:00:06.066 --> 00:00:08.901
.درباره‌ی زمان وقوع قتل‌ها ازش بپرسین

00:00:08.902 --> 00:00:10.769
،مثل این‌که باید تکرار کنم
.روش‌های درمانیِ من زمان‌بَرن

00:00:10.770 --> 00:00:13.072
اصلاً انقدر کوری که جلوی
.روتُ هم نمی‌تونی ببینی

00:00:13.073 --> 00:00:15.841
یعنی نمی‌دونی که نانسی
با آقای کنیر می‌خوابه؟

00:00:15.842 --> 00:00:17.576
آقای کنیر می‌دونست که نانسی حامله‌ست؟

00:00:17.577 --> 00:00:18.944
.معلوم بود که نمی‌دونست

00:00:18.945 --> 00:00:20.613
،و تو فکر بودم که اگه می‌فهمید
.چی‌کار می‌کرد

00:00:20.614 --> 00:00:22.754
.من تصمیم می‌گیرم چی جایزه، چی نیست
من ارباب خونه‌ام مگه نه؟

00:00:23.917 --> 00:00:26.385
،همراهِ من بیا گریس، و دارم جدی بهت میگم

00:00:26.386 --> 00:00:28.620
.اینجا خطراتِ زیادی دور و برتُ گرفته

00:00:31.024 --> 00:00:44.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:39.048 --> 00:00:44.048


00:01:04.372 --> 00:01:10.242
...مرگِ زنی زیبا، بی‌شک، شاعرانه‌ترین اَمرِ جهان است"
[ ادگار اَلن پو ]

00:01:17.304 --> 00:01:18.308
،به مک‌درموت گفتم

00:01:18.309 --> 00:01:20.472
،فکر نمی‌کردم همون‌موقع انجامش بدی

00:01:20.473 --> 00:01:23.475
اون‌هم گفت بهتر بود که هومن‌موقع
،کلکشُ می‌کندیم

00:01:23.476 --> 00:01:25.010
:چون‌که اومد پیشم و گفت

00:01:25.011 --> 00:01:26.378
،دریچه‌ی زیرزمینُ باز کن"

00:01:26.379 --> 00:01:27.947
".و منم می‌ندازمش اون پایین

00:01:27.948 --> 00:01:30.382
منم که خیلی ترسیده‌بودم
.جوابِ منفی دادم

00:01:30.383 --> 00:01:31.850
،خیلی‌زود اومد پیشم

00:01:31.851 --> 00:01:34.386
،گفت که نانسی‌رو انداخته توی زیرزمین

00:01:35.255 --> 00:01:36.889
ازش پرسیدم، "بخاطر چی"؟

00:01:36.890 --> 00:01:39.058
".اون‌هم گفت: "مهم نیست، هنوز نمُرده

00:01:39.059 --> 00:01:40.926
.یه تیکه لباس سفید بهش دادم

00:01:40.927 --> 00:01:42.861
.و تا کنارِ دریچه همراهش رفتم

00:01:42.862 --> 00:01:44.863
،جسدشُ دیدم که پای پله‌ها افتاده بود

00:02:04.751 --> 00:02:06.185
،نانسی درحالی که جونی تو بدنش نمونده بود

00:02:06.186 --> 00:02:08.087
.روی زمینِ زیرزمین افتاده بود

00:02:08.088 --> 00:02:09.355
،برگشتم سمتِ گریس

00:02:09.356 --> 00:02:10.923
،حالتِ رنگ‌پریده‌ی صورتش

00:02:10.924 --> 00:02:13.305
حتی از صورت اون زن بی‌چاره
.هم وحشتناک‌تر بود

00:02:15.362 --> 00:02:16.695
،اشکی به چشماش نیومد

00:02:16.696 --> 00:02:18.497
...ولی دستشُ گذاشت روی سرش، و گفت

00:02:18.498 --> 00:02:19.898
.خـدا حتماً به این‌خاطر لعن و مجازاتم می‌کنه

00:02:19.899 --> 00:02:22.034
،خب، پس دیگه چیزی برای ترسیدن نداری

00:02:23.636 --> 00:02:25.904
.اون دستمال گردنتُ بده من

00:02:29.676 --> 00:02:31.977
بدون این‌که حرفی بزنه دستمالشُ بهم داد

00:02:31.978 --> 00:02:35.080
با دستمال گردن‌‍ه یه گره دور گردنش زدم

00:02:37.183 --> 00:02:38.684
،و یه سرشُ دادم دستِ گریس تا بکشه

00:02:38.685 --> 00:02:40.219
وقتی‌که خودم اون‌یکی سرشُ
به‌حدی محکم می‌کشیدم که

00:02:40.220 --> 00:02:41.854
اون کارِ وحشتناکُ یه‌سره کنه

00:02:43.089 --> 00:02:46.592
چشم‌هاش رسماً داشت از حدقه در میومد

00:02:46.593 --> 00:02:48.794
.یه ناله زد، و کار یه‌سره شد

00:03:12.652 --> 00:03:14.420
،بعدش جسدش رو چهار قسمت کردم

00:03:14.421 --> 00:03:16.722
.و یه طشت لباس‌شویی بزرگ گذاشتم روشون

00:03:33.606 --> 00:03:35.741
.حس می‌کنم تا الان هیچی دستگیرم نشده

00:03:35.742 --> 00:03:38.043
.و به‌جز این حقیقت دیگه چیزی دستگیرم نشده

00:03:38.044 --> 00:03:39.244
آره

00:03:39.245 --> 00:03:42.314
واقعاً گنجایش ذهنی آدما
.رو به چالش می‌کشه

00:03:42.315 --> 00:03:44.650
و الان داره کدوم قسمت از
داستانشُ برات تعریف می‌کنه؟

00:03:44.651 --> 00:03:46.585
.داریم می‌رسیم به وسط داستان

00:03:46.586 --> 00:03:48.587
وسطش؟ -
،داریم خاطراتُ دوباره ردگیری می‌کنیم -

00:03:48.588 --> 00:03:50.155
،هر روز، و هر ساعت

00:03:50.156 --> 00:03:52.778
اتفاق‌هایی که سریعاً
.بعد از قتل رخ دادن

00:03:52.779 --> 00:03:54.813
.هرچیزی که بگه ممکنه یه سرنخ باشه

00:03:54.814 --> 00:03:57.015
.هر رفتاری، هر تکونی

00:03:58.318 --> 00:03:59.518
.مطمئنم که می‌دونه

00:03:59.519 --> 00:04:01.787
شاید خودش ندونه که می‌دونه

00:04:02.889 --> 00:04:05.124
،ولی یه جایی اون زیر زیرا
اون اطلاعات نهفته‌ست

00:04:05.125 --> 00:04:06.725
پس نمی‌تونی بی‌خیال پیش‌رفت‌هایی

00:04:06.726 --> 00:04:09.328
.که تا الان کردی بشی و رهاش کنی

00:04:11.298 --> 00:04:13.899
.این وضعیت زندگی‌ایت‌رو تغییر بده

00:04:13.900 --> 00:04:15.234
عذر می‌خوام، پدر؟

00:04:15.235 --> 00:04:16.468
اگه مردم بفهمن که

00:04:16.469 --> 00:04:18.504
داری تنهایی با صاحب‌خونه‌ت که خانمه
.زندگی می‌کنی

00:04:18.505 --> 00:04:20.873
...اعتبار و آبروت

00:04:20.874 --> 00:04:25.210
،وقتی کار به محاکمه‌کردن دشمن‌هاشون می‌رسه
.حزب "توری" خیلی بی‌رحم میشه

00:04:25.211 --> 00:04:28.247
و ما هم همه موافق
.با اعدام‌شدنش‌ایم

00:04:28.248 --> 00:04:30.382
اخیراً یکم حواسم پرت شده

00:04:31.251 --> 00:04:32.418
دکتر؟

00:04:32.419 --> 00:04:35.487
...یه‌چیزی اون

00:04:35.488 --> 00:04:37.956
...یه‌چیزی‌‍ه که نوکِ زبونم‌‍ه، ولی

00:04:37.957 --> 00:04:41.293
،یه‌چیزی راجب یه زمزمه گفت

00:04:43.463 --> 00:04:44.830
...و مردی توی شب

00:04:44.831 --> 00:04:46.699
.دارم سعی می‌کنم به‌خاطر بیارمش

00:04:46.700 --> 00:04:49.034
یکم برو استراحت کن، دکتر جردن

00:04:51.471 --> 00:04:52.771
.اهم

00:05:06.486 --> 00:05:08.287
چی شده؟

00:05:08.288 --> 00:05:09.822
،دکتر جردن

00:05:09.823 --> 00:05:12.691
،شرمنده که مزاحم‌تون میشم

00:05:12.692 --> 00:05:13.992
.ولی یه صدایی شنیدم

00:05:14.627 --> 00:05:16.261
...من‌که چیزی نشنیدم

00:05:20.233 --> 00:05:21.500
باید این داستانُ تمومش کنیم

00:05:23.069 --> 00:05:25.938
داستانی وجود نداره، پس چیزی‌هم
.برای تموم‌کردن نیست

00:05:39.219 --> 00:05:42.988
گریس، میشه لطف کنی و وقتی ارائه‌شون
تموم شد، براشون چایی سرو کنی؟

00:05:45.959 --> 00:05:49.595
به گمونم بخوان چایی‌شون رو یه
.قاتله‌ی مشهور براشون سرو کنه

00:05:49.596 --> 00:05:51.463
حتماً دکترها تا حالا خیلی روت
،آزمایش کردن و بدنتُ بریدن

00:05:51.464 --> 00:05:53.866
.مثل قصاب‌هایی که لاشه‌ی حیوون‌هارو می‌کنن

00:05:53.867 --> 00:05:56.869
."باقی‌مونده‌تُ هم می‌کنن تو یه بُقچه، درست مثل پودینگِ "پیه
[ چربیِ سخت دور کلیه و کمر گوسفند ]

00:05:56.870 --> 00:05:59.538
و ولش می‌کنن تو یه قبر ننگین
.تا برای خودش بپوسه

00:05:59.539 --> 00:06:02.107
دورا، لطفاً اینجوری با گریس‌مون صحبت نکن

00:06:10.016 --> 00:06:11.683
به گمونم ازم می‌ترسه

00:06:11.684 --> 00:06:15.721
،وقتی آدم‌ها ازت می‌ترسن
.اغلب رفتار ظالمانه‌ای باهات دارن

00:06:15.722 --> 00:06:17.389
تو انگاری ازم ترسی نداری، کلاری

00:06:17.390 --> 00:06:20.426
بترسم؟
بخاطر اینکه جلوی رئیست در اومدی؟

00:06:20.427 --> 00:06:22.961
گریس خانم، پس فکر کردی من اهلِ کجام؟

00:06:22.962 --> 00:06:26.031
اون دکتر جوون داره چیزایی که می‌دونه
.رو بهشون منتقل می‌کنه

00:06:26.032 --> 00:06:27.812
.بیشتر از اونی فکر کنی راجبش می‌دونم

00:06:28.501 --> 00:06:29.668
منظورت چیه؟

00:06:29.669 --> 00:06:31.036
،دوست داره چیزاش تمییز و مرتب باشن

00:06:31.037 --> 00:06:32.604
و حاضره بخاطرش پول‌هم بده

00:06:32.605 --> 00:06:34.873
خب، دیروز یکم توی خونه‌ی
.صاحب‌خونه‌اش تمییزکاری کردم

00:06:34.874 --> 00:06:36.241
.شوهرش گذاشتدش رفته

00:06:36.242 --> 00:06:38.243
و دکترم به‌نظر خوب داره ازش مراقبت می‌کنه

00:06:39.446 --> 00:06:41.046
چه‌جور زنی‌‍ه؟

00:06:41.047 --> 00:06:42.948
،چشم‌هاش زیادی می‌چرخه
.و همه‌اش تو فکره

00:06:42.949 --> 00:06:46.185
،این دوتا کنارِ هم همیشه یعنی
.کارهای مشکوک پشت درهای بسته

00:06:46.186 --> 00:06:48.220
دکتر جردن بهتره حواسش به خودش باشه

00:06:48.221 --> 00:06:49.655
چون‌که اگه تا به‌حال یه بارم دیده باشم

00:06:49.656 --> 00:06:52.090
که یه زنی این‌قدر مصصم باشه که
،شلوار یه مردی‌رو از پاهاش در بیاره

00:06:52.091 --> 00:06:53.592
.توی نگاهِ اون زن دیدمش

00:06:55.161 --> 00:06:56.428
.این دیگه خیلی زیاده‌روی‌‍ه

00:06:56.429 --> 00:06:57.896
خب، به‌نظر من زیاده‌روی و غیرطبیعی اینه که

00:06:57.897 --> 00:06:59.717
الان دیگه صبحونه‌شونُ با هم می‌خورن

00:07:00.166 --> 00:07:01.466
واقعاً؟

00:07:10.276 --> 00:07:13.011
که چطور تأثیرات شوک‌رو اندازه‌گیری کنیم؟

00:07:13.012 --> 00:07:17.649
چطور اثرات فراموشی‌رو بدون هیچ جلوه‌ی
،فیزیکیِ قابل‌توجه

00:07:17.650 --> 00:07:22.020
،یا یه بخش‌های لاینحل و بنیادی هویتِ فرد
تشخیص بدیم؟

00:07:22.021 --> 00:07:26.658
،افرادی هستند که زندگی‌شونُ وقفِ تحقیق و مطالعه روی "هیستریک" کردن
[ یا "اختلال تبدیلی": حالتی در فرد که اضطراب را به نشانه‌های بیماری تبدیل می‌کند ]

00:07:26.659 --> 00:07:30.596
و همین‌طور تحقیق روی خواب‌ها
،برای پیدا کردن راه درمانی

00:07:30.597 --> 00:07:32.297
.و ارتباط‌شون با فراموشی

00:07:32.298 --> 00:07:36.268
که، خود بنده هم امیدوارم که به‌زودی
.یکم کمک‌ام رو در این راستا بکنم

00:07:40.073 --> 00:07:45.077
باید اعتراف کنم، که این چند هفته‌ی اخیر

00:07:45.078 --> 00:07:47.045
اعتماد به‌نفسم رو درمورد این‌که

00:07:48.114 --> 00:07:51.617
حتی باتجربه‌ترین دکترها
هم بتونن رابطه‌ی بین

00:07:51.618 --> 00:07:54.653
،خواب‌ها و تشخیصِ راه‌درمانی رو پیدا کنن
.رو خیلی پایین آورده

00:07:59.959 --> 00:08:02.394
.خیلی ممنونم، دکتر جُردن

00:08:03.530 --> 00:08:05.297
.خواهش می‌کنم

00:08:08.301 --> 00:08:11.670
توضیحاتِ روشن‌کننده‌ای بود، ولی
.یه‌جورایی بحث‌برانگیر هم بود

00:08:11.671 --> 00:08:15.908
فکر نمی‌کنم توی این نظریه‌تون
،جایی برای روح باشه

00:08:15.909 --> 00:08:17.609
و این می‌تونه خطرناک باشه

00:08:24.110 --> 00:08:26.412
.الان بازم چایی می‌خوان

00:08:26.413 --> 00:08:27.513
.الان آماده میشه

00:08:29.616 --> 00:08:31.183
...دکتر جردن

00:08:31.184 --> 00:08:34.920
"مایلم که شمارو به دکتر "جروم دوپونت
.معرفی کنم

00:08:34.921 --> 00:08:36.889
.از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، دکتر -
.خوش‌وقتم -

00:08:36.890 --> 00:08:39.324
،و باید بگم که این سخنرانی‌تون

00:08:39.959 --> 00:08:41.560
.خیلی جذاب بود

00:08:46.266 --> 00:08:49.535
یه صدایی از تو پذیرایی میاد
.که آشنا به‌نظر می‌رسه

00:08:49.536 --> 00:08:51.303
صدای اون مردی‌‍ه که دکتر جردن
.داره باهاش حرف می‌زنه

00:08:51.304 --> 00:08:52.638
تا حالا اینجا اومده؟

00:08:52.639 --> 00:08:54.339
.اولین باره که می‌بینمش

00:08:55.241 --> 00:08:56.942
.عجیب‌غریب‌هم هست

00:09:00.213 --> 00:09:03.115
،و حالِ این بیمار نسبتاً خوب‌تون چطوره
اگه درست باشه که این‌طور صداش کنم؟

00:09:03.116 --> 00:09:04.516
پیش‌رفتی داشتین؟

00:09:04.517 --> 00:09:06.351
.پیشرفتِ قاطعی، نه

00:09:06.352 --> 00:09:09.722
یه‌سری سؤال‌های احتمالی هستن که
.امیدوارم بتونم به پاسخ‌شون برسم

00:09:09.723 --> 00:09:11.190
خب، باعث افتخارمه اگه

00:09:11.191 --> 00:09:14.193
اجازه بدین که منم از شیوه
.و متودِ خودم استفاده کنم

00:09:14.194 --> 00:09:16.929
مثل یه جور آزمایش، یا
.مثلاً یه‌نوع اثبات تجربی

00:09:16.930 --> 00:09:18.564
الان به جای حساسی رسیدیم

00:09:18.565 --> 00:09:21.633
ممکنه ناراحتش کنه و هفته‌ها آمادگی‌ای
.که براش ترتیب دادیم رو هدر بده

00:09:23.002 --> 00:09:24.670
.هر موقع که شما بخواین، البته

00:09:24.671 --> 00:09:26.472
احتمالاً حداقل برای یک‌ماه دیگه
،من اینجا می‌مونم

00:09:26.473 --> 00:09:29.174
و خیلی خوش‌حال میشم
.اگه بتونم کمکی باشم

00:09:29.175 --> 00:09:31.610
،ما همگی‌مون، همه‌ی اعضای هئیت مدیره

00:09:31.611 --> 00:09:33.245
فکر می‌کنیم که به نفع‌مون‌‍ه که

00:09:33.246 --> 00:09:35.914
هرکاری لازمه برای پیشرفتِ
.هرچه سریع‌تر انجام بدیم

00:09:35.915 --> 00:09:37.950
.من خودم یه "روح‌گرا"ئم
اعتقاد به زنده‌بودن ارواح و ]
[ .توانایی‌شون بر پیغام‌رسانی به ما

00:09:37.951 --> 00:09:40.018
اغلب جلسات احضار روح شبانه می‌گیرم

00:09:40.019 --> 00:09:41.253
.شاید مفید باشن

00:09:41.254 --> 00:09:43.055
.نه

00:09:43.056 --> 00:09:44.490
یکم بیشتر مهلت می‌خوام

00:09:44.491 --> 00:09:46.425
دخالت بیش‌از حد ممکنه همه‌چیز رو خراب کنه

00:09:46.426 --> 00:09:49.328
ولی دکتر دوپونت نمی‌تونه فقط

00:09:49.329 --> 00:09:51.997
"یه جلسه‌ی "هیپنوتیسم اعصاب
با خانم مارکس بذاره؟

00:09:51.998 --> 00:09:53.899
از طرفِ هیئت مدیره

00:09:53.900 --> 00:09:55.234
...مطمئناً که شما

00:09:55.235 --> 00:09:56.902
خواهش می‌کنم

00:09:56.903 --> 00:09:58.237
بهم زمان بیشتری بدین

00:10:09.849 --> 00:10:11.283
.گریس

00:10:11.885 --> 00:10:13.285
.گریس

00:10:13.286 --> 00:10:14.519
.گریس

00:10:16.956 --> 00:10:19.158
.یکم آب بیارین، لطفاً

00:10:19.159 --> 00:10:20.993
میشه یکم آب بیارین؟ -
.گریس -

00:10:21.861 --> 00:10:23.228
.هی

00:10:27.600 --> 00:10:29.368
.دکتر جردن‌ام

00:10:30.603 --> 00:10:32.437
حالت خوبه، گریس؟

00:10:35.475 --> 00:10:37.175
سلام، گریس

00:10:41.014 --> 00:10:42.414
.می‌تونستم از تهِ دل بخندم

00:10:42.415 --> 00:10:44.716
،چون‌که جرمیا باز یه تردستیِ جالب کرده بود

00:10:44.717 --> 00:10:47.319
درست مثل این‌که یه سکه
،از پشت گوشم در آورده باشه

00:10:47.320 --> 00:10:49.054
یا گولم زده باشه که
.یه چنگالُ قورت داده

00:10:49.055 --> 00:10:50.088
واقعاً شرمنده‌ام

00:10:50.089 --> 00:10:51.290
.همه‌ی کیک‌هارو انداختم -
.نه، نه، نه -

00:10:51.291 --> 00:10:53.592
سعی کن حرکت نکنی، گریس

00:10:53.593 --> 00:10:56.395
و درست مثل وقت‌هایی که این‌جور تردستی‌هارو
،توی جمع و دیدِ اذهان می‌کرد

00:10:56.396 --> 00:10:59.264
،وقتی که همه نگاش می‌کردن
.ولی متوجهِ چیزی نمی‌شدن

00:10:59.265 --> 00:11:01.433
.همون‌کارو هم اینجا تکرار کرده بود -
.خانم مارکس -

00:11:01.434 --> 00:11:03.135
.و این جماعت هم فرقی نداشتن

00:11:03.136 --> 00:11:05.204
حال‌تون چطوره؟

00:11:05.205 --> 00:11:07.706
اغلبِ اوقات از غریبه‌ها می‌ترسه
و غافلگیر میشه، مگه نه، گریس؟

00:11:07.707 --> 00:11:09.541
،دکتر دوپونت دوست‌مون‌‍ه
.بهت آسیبی نمی‌زنه

00:11:09.542 --> 00:11:12.211
،جروم دوپونت هستم
.طبیب حرفه‌ای

00:11:12.212 --> 00:11:13.562
.باید ببینم توی چشم‌هاش چه‌خبره

00:11:13.563 --> 00:11:17.914
اصولاً بهترین نشونه برای این‌که مشخص کنه
.پروسه‌ی هیپنوتیسم مؤثر هست یا نه، همین‌‍ه

00:11:18.318 --> 00:11:19.918
.خوبه

00:11:19.919 --> 00:11:22.054
.خوبه، خیلی خوبه
گریس تا حالا هیپنوتیسم شدی؟

00:11:22.055 --> 00:11:23.622
خواهش می‌کنم

00:11:23.623 --> 00:11:25.424
.بذارین این غش‌کردنش خوب شه

00:11:25.425 --> 00:11:27.593
.الهی که نشده باشم، قربان

00:11:27.594 --> 00:11:29.695
من حتی دقیق نمی‌دونم این
.هیپنوتیسمی که می‌گین چیه

00:11:29.696 --> 00:11:31.029
،بهت اطمینان میدم

00:11:31.030 --> 00:11:32.364
یه پروسه‌ی کاملاً علمی‌‍ه

00:11:32.365 --> 00:11:34.499
حاضری تا امتحانش کنی؟

00:11:36.836 --> 00:11:39.071
اگه به دوستات، و هیئت مدیره کمک می‌کرد

00:11:39.072 --> 00:11:42.174
اگه اون‌ها تصمیم گرفته بودن
.که "باید" این‌کارو کنی

00:11:42.175 --> 00:11:44.943
.هرکاری از دستم بر میاد رو انجام میدم، جناب
.اگه خواسته‌شون همینه

00:11:44.944 --> 00:11:46.812
.خوبه، خیلی خوبه

00:11:46.813 --> 00:11:49.581
،ولی اگه بخوایم این پروسه جواب بده
.باید بهم اعتماد کنی

00:11:49.582 --> 00:11:51.416
فکر می‌کنی از پسِ این‌کار بر میای، گریس؟

00:11:51.918 --> 00:11:53.552
سعیمُ می‌کنم، جناب

00:11:53.553 --> 00:11:57.055
فکر می‌کنم دیگه به‌قدر کافی
.برای یه‌روز هیجان دیده

00:11:57.056 --> 00:11:58.790
باید مراقب اعصابِ گریس بود

00:11:58.791 --> 00:12:01.193
.خیلی حساسن، و نباید آسیبی ببینن
.لطفاً

00:12:01.194 --> 00:12:02.461
.البته، البته

00:12:02.462 --> 00:12:04.696
باید یه‌روز دیگه انجامش بدیم

00:12:04.697 --> 00:12:06.131
ممنونم

00:12:15.808 --> 00:12:17.743
روز بعد قرار بود که راجب روزی که

00:12:17.744 --> 00:12:21.246
نانسی مونتگومری و توماس کنیر
.به‌قتل رسیدن، بگم

00:12:22.348 --> 00:12:25.784
:بلند شدم، و با خودم گفتم

00:12:25.785 --> 00:12:29.287
"به دکتر جردن راجب این روز چی بگم؟"

00:12:29.989 --> 00:12:31.690
.دیگه داریم می‌رسیم به آخر داستان

00:12:33.393 --> 00:12:35.560
،رفتم سمتِ چاه آب، و تو راه برگشتم

00:12:35.561 --> 00:12:37.763
دیدم که مک‌درموت داشت
...نانسی رو روی زمین

00:12:37.764 --> 00:12:40.232
،یادمه که وکیل‌ام، آقای مک‌کنزی
.بهم گفت که چی باید بگم

00:12:40.233 --> 00:12:41.500
.و چیزی‌که سرِ محاکمه گفتم

00:12:41.501 --> 00:12:43.368
،یکم بعد اومد پیشم و گفت

00:12:43.369 --> 00:12:45.989
،که انداختدش توی زیرزمین
.و یه دستمال می‌خواست

00:12:49.676 --> 00:12:52.010
،و چه چیزایی که حتی به خودش‌هم نگم

00:12:52.011 --> 00:12:56.081
،و چیزایی که بعدش بگم
.که اون‌ها هم متفاوت بود

00:12:56.082 --> 00:12:57.816
.و حرف‌هایی که دیگران گفتن

00:12:58.851 --> 00:13:00.319
...آیا اون گفت

00:13:00.320 --> 00:13:02.287
فکر نکن که نمی‌دونم
.چه نقشه‌ای تو سرت داری

00:13:02.288 --> 00:13:04.122
،شنبه حق و حقوقتُ بهت میدم

00:13:04.123 --> 00:13:05.590
و بعدش دیگه می‌تونی بذاری بری

00:13:05.591 --> 00:13:08.260
و دیگه تهش همین‌‍ه و
.از شرت خلاص می‌شم

00:13:16.336 --> 00:13:17.869
آیا گریه می‌کردم؟

00:13:21.841 --> 00:13:22.941
...آیا اون گفت

00:13:22.942 --> 00:13:26.144
گریس، چرا داری گریه می‌کنی؟

00:13:26.145 --> 00:13:27.612
.اِی کاش اون می‌مُرد

00:13:27.613 --> 00:13:29.448
مطمئناً که همچین حرفی نزدم

00:13:30.950 --> 00:13:32.751
.و نه بلند گفتمش

00:13:35.188 --> 00:13:37.289
آیا هُلش دادم؟

00:13:39.058 --> 00:13:40.392
...آیا اون گفت

00:13:40.393 --> 00:13:42.053
به‌زودی کاری می‌کنم که نظرت درباره‌م عوض شه

00:13:47.066 --> 00:13:49.734
،اگه قول بدی دهن‌لقی نکنی
.یکی از رازهامُ بهت می‌گم

00:13:51.104 --> 00:13:55.107
،و اگه رازمُ فاش کنی
.یه جو غیرت نداری

00:13:55.108 --> 00:13:56.675
.شاید اون اتفاق واقعاً افتاد

00:13:58.511 --> 00:13:59.478
...آیا اون گفت

00:13:59.479 --> 00:14:02.014
می‌دونم که داری خودتُ
،ازم مخفی می‌کنی

00:14:02.015 --> 00:14:04.516
،سریع بیا بیرون

00:14:04.517 --> 00:14:07.152
،یا مجبور میشم که پیدات کنم
.و گیرت بندازم

00:14:07.153 --> 00:14:09.054
،و وقتی‌که گرفتمت

00:14:09.055 --> 00:14:11.490
خدا می‌دونه که چی‌کارا باهات می‌کنم

00:14:13.459 --> 00:14:15.594
،هیچ‌وقت ازم اطاعت نمی‌کنی
.اصلاً به حرفام گوش نمی‌دی

00:14:15.595 --> 00:14:17.629
،هیچ‌وقت به دستوراتم عمل نمی‌کنی
.دختره‌ی شیطون

00:14:28.174 --> 00:14:29.374
...آیا گفت

00:14:29.375 --> 00:14:30.795
.حالا باید تنبیه شی

00:14:31.944 --> 00:14:33.879
.احتمالش هست

00:14:38.151 --> 00:14:40.252
.باید در رو باز کنی

00:14:40.253 --> 00:14:42.521
.باید پنجره رو باز کنی

00:14:42.522 --> 00:14:44.890
.باید راهم بدی داخل

00:14:44.891 --> 00:14:45.957
.بذار

00:14:45.958 --> 00:14:47.059
.بیام

00:14:47.060 --> 00:14:48.593
.تو

00:14:48.594 --> 00:14:51.730
.بذار بیام تو، پنجره‌رو باز کن، بذار بیام تو

00:15:09.782 --> 00:15:11.917
امروز، باید ادامه‌ی داستانمُ تعریف کنم

00:15:11.918 --> 00:15:14.853
.یا داستانم باید ادامه‌ی منُ بره

00:15:14.854 --> 00:15:16.521
،منُ داخلش حمل کنه

00:15:16.522 --> 00:15:19.591
،باید تو مسیر حرکت کنه
.تا آخرِ آخرش

00:15:19.592 --> 00:15:23.929
،مثل یه قطار گریه‌کنان، کَر و یک‌چشم
.و محکم قفل شده

00:15:23.930 --> 00:15:26.231
،البته خودمُ به دیوارهاش می‌کوبونم

00:15:26.232 --> 00:15:27.532
،و جیغ می‌زنم و گریه می‌کنم

00:15:27.533 --> 00:15:29.834
.و التماسِ خدا رو می‌کنم که آزادم کنه

00:15:32.672 --> 00:15:33.905
،به مک‌درموت گفتم

00:15:33.906 --> 00:15:35.281
...فکر نمی‌کردم همون‌موقع این‌کارو بکنی

00:15:35.282 --> 00:15:37.709
،رومُ کردم سمتِ گریس
اون نگاه و صورت رنگ‌پریده‌ش

00:15:37.710 --> 00:15:40.378
حتی از نگاه روی صورت اون زنِ بی‌چاره
.هم وحشتناک‌تر بود

00:15:40.379 --> 00:15:41.847
،اشکی به چشماش نیاورد

00:15:41.848 --> 00:15:43.708
...ولی دستشُ گذاشت روی سرش، و گفت

00:16:02.001 --> 00:16:03.869
.صبح به‌خیر، گریس

00:16:03.870 --> 00:16:05.303
.صبح به‌خیر، دکتر جردن

00:16:07.640 --> 00:16:09.741
،صحبت‌هامونُ از آخرین جایی‌که تموم کردیم
از سر بگیریم؟

00:16:11.277 --> 00:16:14.279
...امروز روزی‌‍ه که باید راجب

00:16:15.615 --> 00:16:17.716
باید درباره‌ی کارایی که
.کردم یا نکردم بهتون بگم

00:16:19.852 --> 00:16:23.355
.گناه‌کار یا بی‌گناه بودنت به من ربطی نداره

00:16:23.356 --> 00:16:25.991
.من یه دکترم، نه قاضی

00:16:25.992 --> 00:16:27.325
من فقط می‌خوام بدونم که

00:16:27.326 --> 00:16:29.294
تو خودت دقیقاً چی به یاد میاری

00:16:29.295 --> 00:16:32.230
.تا حالا که این برای کسی مهم نبوده، آقا

00:16:32.231 --> 00:16:35.400
.می‌گفتن که حتماً دارم دروغ میگم
.همه‌اش می‌خواستن بیشتر بدونن

00:16:36.602 --> 00:16:39.471
.بجز وکیلم، کنت مک‌کنزی

00:16:39.472 --> 00:16:41.406
ولی مطمئنم که حتی اون‌هم
.حرف‌هامُ باور نمی‌کرد

00:16:41.407 --> 00:16:42.907
.من باور می‌کنم

00:16:49.248 --> 00:16:52.884
آقای کنیِر پنج‌شنبه راهیِ شهر شد، درسته؟

00:16:52.885 --> 00:16:55.487
.بله، آقا -
ساعت 3، سوار بر اسب؟ -

00:16:56.389 --> 00:16:58.089
.توی ارابه‌ی تک اسبی‌اش

00:16:58.090 --> 00:17:00.625
.ولی بله، دقیقاً توی همین ساعت

00:17:00.626 --> 00:17:02.360
.جمعه قرار بود برگرده

00:17:02.361 --> 00:17:04.262
.اینم از "رفیق صمیمی"‌‌‍ت، گریس
[ اصولاً اشاره به مردان، دوست‌پسر ]

00:17:04.263 --> 00:17:05.363
.بیا بوس خداحافظیشُ بهش بده

00:17:05.364 --> 00:17:07.732
منظورت جیمز مک‌درموت‌‍ه؟

00:17:07.733 --> 00:17:09.567
.ولی مک‌درموت که جایی نمی‌رفت

00:17:10.903 --> 00:17:13.205
منظورش اسب‌‍ه بود، جناب

00:17:13.206 --> 00:17:16.141
می‌دونست که چقدر به چارلی علاقه داشتم

00:17:16.142 --> 00:17:19.010
!گریس، انقدر وقت تلف نکن
.برای وقت‌گذرونی با دیگران حقوق نمی‌گیری

00:17:33.659 --> 00:17:36.461
آقای کنیر با حرف‌های ناشایستی
سراغت نیومد، گریس؟

00:17:38.798 --> 00:17:41.633
منظورتونُ از ناشایست متوجه نمی‌شم، جناب

00:17:41.634 --> 00:17:43.235
هیچ‌وقت بهم بی‌ادبی نمی‌کرد

00:17:43.236 --> 00:17:44.903
مثلاً لمست می‌کرد؟

00:17:44.904 --> 00:17:47.138
بی‌اجازه کاری می‌کرد؟ -
.فقط کارهای معمولی، آقا -

00:17:47.139 --> 00:17:48.573
معمولی؟

00:17:48.574 --> 00:17:50.475
معمول با یه خدمتکار، آقا

00:17:50.476 --> 00:17:52.777
،اون ارباب مهربونی بود
.و وقت‌هایی که می‌خواست دست‌ودل‌باز هم بود

00:17:52.778 --> 00:17:55.280
هیچ‌وقت دستشُ کرد زیر لباس‌هات؟

00:17:55.281 --> 00:17:56.748
وقت‌هایی که دراز کشیده بودی؟

00:17:58.050 --> 00:18:00.318
به‌قدر کافی این‌جور حرف‌هارو شنیدم

00:18:00.319 --> 00:18:03.121
،شما هم فرقی با اون آدمای توی تیمارستان ندارین
!با اون افکار کثیف‌شون

00:18:03.122 --> 00:18:05.290
مجبور نیستم اینجا بمونم -
خیلی شرمنده‌م -

00:18:05.291 --> 00:18:06.372
.واقعاً عذر می‌خوام

00:18:06.373 --> 00:18:08.360
درست می‌گفتی، نباید همچین سؤالی
...ازت می‌پرسیدم، لطفاً

00:18:08.361 --> 00:18:10.095
.لطفاً عذرخواهیِ فروتنانه‌ی منُ بپذیر

00:18:11.464 --> 00:18:13.098
لطفاً بشین

00:18:15.101 --> 00:18:16.634
لطفاً

00:18:30.416 --> 00:18:32.817
،بذار برگردیم به همون سریِ اتفاقات

00:18:34.720 --> 00:18:38.089
آقای کنیر پنج‌شنبه ساعت سه گذاشت رفت

00:18:39.325 --> 00:18:41.025
بعدش چی شد؟

00:18:50.803 --> 00:18:52.470
فردا هر دوتون باید وسایل‌تونُ
.جمع کنید، برین

00:18:52.471 --> 00:18:54.105
حق و حقوق‌تون تا الانُ پرداخت می‌کنم

00:18:54.106 --> 00:18:55.340
...آقای کنیر

00:18:55.341 --> 00:18:56.408
ایشون موافقِ این موضوع نیستن

00:18:56.409 --> 00:18:57.509
چیزی در این مورد بهم نگفتن

00:18:57.510 --> 00:18:59.344
خیلی‌هم موافق‌‍ه

00:18:59.345 --> 00:19:01.446
حالا دیگه به قدر کافی اون
.ریخت نحستُ تحمل کردم

00:19:01.447 --> 00:19:03.448
.تا موقع رفتنت خیلی جلو روم آفتابی نشو

00:19:14.327 --> 00:19:16.161
.با خوش‌حالی منتظر رفتنت می‌شینم

00:19:17.229 --> 00:19:19.798
.خیلی مشتاقم

00:19:19.799 --> 00:19:22.634
فکر نمی‌کنم آقای کنیر
.از قضیه خبری داشت

00:19:22.635 --> 00:19:25.637
همون‌طور که گفتم نانسی سرِ راه
.تشکیل خانواده‌ی آقای کنیر بود

00:19:25.638 --> 00:19:27.505
.و این اتفاق‌ها با همچین مردایی مرسومه

00:19:27.506 --> 00:19:30.475
زنی که حامله‌ست‌رو با زنی که
.همچین شرایطی نداره عوض می‌کنن

00:19:30.476 --> 00:19:33.144
.گاوها و اسب‌ها هم همین‌طور

00:19:33.145 --> 00:19:35.080
،و اگه این اتفاق میُفتاد
می‌موند توی خیابون‌ها

00:19:35.081 --> 00:19:37.015
.خودش و فرزند حروم‌زاده‌اش

00:19:37.016 --> 00:19:38.817
واضح بود که قبل از برگشتن آقای کنیر

00:19:38.818 --> 00:19:40.118
می‌خواست که منُ از سر راه برداره

00:19:40.119 --> 00:19:41.686
اون‌موقع چی‌کار کردی؟

00:19:48.928 --> 00:19:50.528
،به گمونم نه حقوق‌مونُ بهمون میده

00:19:50.529 --> 00:19:52.831
.نه توصیه‌نامه‌ای برامون می‌نویسه
که نشونِ خانواده‌ی جدیدی که براشون ]
[ .کار می‌کنن بدن تا سریع‌تر استخدام بشن

00:19:58.037 --> 00:19:59.237
من یه رازی دارم

00:20:00.539 --> 00:20:02.841
.باید قول بدی که به کسی نگی

00:20:04.009 --> 00:20:05.076
قول میدم

00:20:05.077 --> 00:20:07.312
،می‌خوام سرِ نانسی‌رو با تبر قطع کنم

00:20:07.313 --> 00:20:11.683
،و وقتی آقای کنیر هم برگشت، بکشمش
.و پول‌ها و جواهرات‌شونُ بردارم

00:20:11.684 --> 00:20:14.119
،تو هم اگه بدونی چی به نفعت‌‍ه
.بهم کمک می‌کنی

00:20:14.120 --> 00:20:15.887
و گرنه، تقصیر همه‌اش میُفته گردنِ خودت

00:20:17.289 --> 00:20:20.158
،اگه اون‌قدر ناراحت نبودم
حتماً بهش می‌خندیدم

00:20:20.159 --> 00:20:21.693
ولی نخندیدم

00:20:22.361 --> 00:20:23.695
،و راستشُ هم بخواین

00:20:23.696 --> 00:20:25.363
اون موقع، جفت‌مون یکی دو لیوان
.از ویسکیِ آقای کنیر خورده بودیم

00:20:25.364 --> 00:20:28.166
باور می‌کردی که مک‌درموت
واقعاً کارایی که می‌گفتُ بکنه؟

00:20:28.167 --> 00:20:29.434
کاملاً که نه، آقا

00:20:29.435 --> 00:20:32.003
از یه طرف، فکر می‌کردم که
.فقط داره لاف می‌زنه

00:20:32.004 --> 00:20:34.606
.که وقتی مست می‌کرد، همیشه عادتش بود

00:20:34.607 --> 00:20:36.808
.پدر خودم‌هم همین‌جوری بود

00:20:36.809 --> 00:20:38.877
،ولی از طرف دیگه، بنظر جدی میومد

00:20:38.878 --> 00:20:41.212
.و منم ازش ترسیده بودم

00:20:41.213 --> 00:20:44.048
و یه حسِ قوی بهم می‌گفت
،که تقدیر همین بوده

00:20:44.049 --> 00:20:45.917
،و علی‌رغم هرکاری که من می‌کردم
.اون اتفاق اجتناب‌ناپذیر بود

00:20:45.918 --> 00:20:48.086
به کسی هشدار ندادی؟

00:20:48.087 --> 00:20:49.787
خودِ نانسی؟

00:20:50.823 --> 00:20:53.258
بعد چرا باید حرفامُ باور می‌کرد، آقا؟

00:20:53.259 --> 00:20:56.161
،اگه بلندبلند همچیت حرفی رو می‌زدم
.خیلی احمقانه بنظر می‌رسید

00:20:56.162 --> 00:20:59.264
،فقط حرفِ من بود علیه حرف مک‌درموت
.که به‌راحتی می‌تونست انکارش کنه

00:20:59.265 --> 00:21:02.801
.و بگه که دیوونه شدم و زده به سرم

00:21:02.802 --> 00:21:04.335
و تازه، اگه واقعاً حرفش جدی بود

00:21:04.336 --> 00:21:06.738
می‌تونست همون‌جا بزنه دخلِ جفت‌مونُ بیاره

00:21:06.739 --> 00:21:09.941
و منم نمی‌خواستم بمیرم

00:21:09.942 --> 00:21:14.913
بهترین کاری که از دستم بر میومد این بود که تا
.آقای کنیر برمی‌گشت، سعی کنم کارشُ عقب بندازم

00:21:14.914 --> 00:21:17.916
اولش گفت که می‌خواد همون‌شب ترتیبشُ بده

00:21:17.917 --> 00:21:19.317
.ولی من منصرفش کردم

00:21:19.318 --> 00:21:20.752
چطوری تونستی؟

00:21:20.753 --> 00:21:22.720
گفتم که اگه نانسی رو
،تو روز پنج‌شنبه بکشی

00:21:22.721 --> 00:21:25.790
باید کلِ روز رو به هرکسی
،که براش سؤال میشد

00:21:25.791 --> 00:21:27.926
.توضیح بدی که نانسی کجائه

00:21:27.927 --> 00:21:29.260
درعوض، اگه تا بعد منتظر می‌موندیم

00:21:29.261 --> 00:21:31.362
.شک و شبهه‌ی کمتری ایجاد می‌کردیم

00:21:32.331 --> 00:21:33.765
متوجهم

00:21:34.667 --> 00:21:36.067
.چه هوشمندانه

00:21:38.737 --> 00:21:40.905
لطفاً مسخره‌ام نکنین، آقا

00:21:41.607 --> 00:21:43.408
خیلی برام آزاردهنده‌ست

00:21:43.409 --> 00:21:45.477
و باتوجه به این خاطراتی که ازم می‌خواین
.به یاد بیارم، به‌مراتب ناراحت‌کننده‌تره

00:21:45.478 --> 00:21:47.058
ببخشید، همچین منظوری نداشتم

00:21:50.382 --> 00:21:51.816
و بعدش چه اتفاقی افتاد؟

00:21:53.586 --> 00:21:57.822
نانسی یه‌جوری برگشت توی آشپزخونه
.که انگار اتفاقی نیفتاده بود

00:21:57.823 --> 00:22:00.792
،همیشه وقتی عصبی بود همین‌کارو می‌کرد

00:22:00.793 --> 00:22:02.193
،تظاهر به اینکه اصلاً اتفاقی نیفتاده

00:22:02.194 --> 00:22:03.895
.و انگار همگی با هم دوستیم

00:22:03.896 --> 00:22:06.030
،خب، اینارو باش
.بدون من دارین با ویسکی فیض می‌برین

00:22:06.031 --> 00:22:07.865
بیاین شامُ هم آماده کنیم

00:22:29.221 --> 00:22:31.356
گریس، امشب کنارم می‌خوابی؟

00:22:31.357 --> 00:22:33.958
.می‌ترسم دزد بیاد

00:22:33.959 --> 00:22:36.027
بذار لباس‌خوابمُ بیارم

00:22:39.265 --> 00:22:40.899
.همین امشب نانسی‌رو می‌کشم

00:22:40.900 --> 00:22:42.734
.موقعی‌که خواب‌‍ه

00:22:42.735 --> 00:22:44.636
این‌کارو نکن

00:22:44.637 --> 00:22:46.037
ممکنه اشتباهی منُ بزنی

00:22:46.038 --> 00:22:48.506
،نمی‌خوام وقتی دارم می‌کشمش
.تو چشمام نگاه کنه

00:22:57.950 --> 00:23:00.952
.وقتی هوا گرمه، تختش بزرگ‌تر و خنک‌تره

00:23:00.953 --> 00:23:03.287
و تو هم تو خواب همه‌ش لگد پرت می‌کنی‌ها

00:23:05.457 --> 00:23:06.891
.متوجه نمیشه

00:23:06.892 --> 00:23:08.726
،و حتی اگرم بفهمه

00:23:08.727 --> 00:23:11.863
از این‌که جفت خدمتکاراش هم‌زمان
.توی تخت باشن، خیلی خوشش میاد

00:23:12.898 --> 00:23:14.766
نانسی، مک‌درموت می‌خواد بکشدت

00:23:15.935 --> 00:23:17.869
به گمونم همین‌طوره

00:23:17.870 --> 00:23:19.337
منم بدم نمیاد دخلشُ بیارم

00:23:19.338 --> 00:23:20.438
.خیلی جدی‌‍ه

00:23:20.439 --> 00:23:21.673
اون هیچ‌وقت جدی نیست

00:23:21.674 --> 00:23:23.908
.همیشه درحالِ لاف‌زدن و اغراق‌کردن‌‍ه

00:23:23.909 --> 00:23:25.410
.سرتا پا حرف‌‍ه

00:23:41.460 --> 00:23:44.862
پس هیچ‌کاری ازم برای نجات‌دادنت بر نمیاد

00:24:11.824 --> 00:24:13.958
پنجره

00:24:13.959 --> 00:24:15.526
.از پنجره پرواز کن، برو

00:24:27.339 --> 00:24:30.475
یه بارِ دیگه مری رو گم کردم

00:24:30.476 --> 00:24:33.377
و هنوزم، روحشُ آزاد نکرده بودم

00:25:06.345 --> 00:25:08.513
قبل از اون حادثه این خوابُ دیدی؟

00:25:09.848 --> 00:25:11.916
.بله، قربان
.و بارها بعدش

00:25:17.790 --> 00:25:19.490
.برای همین‌هم زندانیم کردن

00:25:20.592 --> 00:25:22.060
زندانی؟

00:25:22.061 --> 00:25:24.195
.توی تیمارستان، آقا

00:25:24.863 --> 00:25:26.297
.بخاطر خواب‌های آشفته‌ام

00:25:27.332 --> 00:25:28.533
فقط خواب‌هات؟

00:25:30.035 --> 00:25:32.637
.فقط این‌که، اونا گفتن که اینا اصلاً خواب نبوده، آقا

00:25:34.106 --> 00:25:35.940
.گفتن که بیدار بودم

00:25:45.851 --> 00:25:47.618
.دیگه نمی‌خوام وارد جزئیات بشم

00:25:48.921 --> 00:25:51.756
.خیلی‌خب، گریس
.ادامه بده

00:25:51.757 --> 00:25:54.192
.شاید بعداً برگشتیم سراغ این خواب‌هات

00:26:05.671 --> 00:26:06.738
نانسی کجاست؟

00:26:06.739 --> 00:26:08.172
احتمالاً داره لباس می‌پوشه

00:26:08.173 --> 00:26:09.607
امروز صبح می‌خوای بکشیش؟

00:26:09.608 --> 00:26:11.442
.آره، بره بمیره

00:26:11.443 --> 00:26:13.578
،الان میرم تبر رو بر می‌دارم
.و سرشُ از بدنش جدا می‌کنم

00:26:13.579 --> 00:26:15.179
.معلومه که نمی‌کنی

00:26:15.180 --> 00:26:17.949
معلومه که همچین کار خبیثانه‌ای نمی‌کنی

00:26:17.950 --> 00:26:19.350
فکر می‌کنی من یه بزدل‌ام؟

00:26:19.351 --> 00:26:21.586
یه دقیقه دیگه می‌فهمی که
.چه کارایی از پسم بر میاد

00:26:21.587 --> 00:26:23.855
.محض رضای خدا، توی اتاق خواب نکشش

00:26:23.856 --> 00:26:25.489
.زمین‌هارو خونین و مالی می‌کنی

00:26:28.026 --> 00:26:29.594
چی گفتی؟

00:26:31.196 --> 00:26:33.531
،حرف احمقانه‌ای بود

00:26:33.532 --> 00:26:35.933
،ولی همین به ذهنم رسید

00:26:35.934 --> 00:26:37.335
و همون‌طور که گفتم، آقا

00:26:37.336 --> 00:26:39.103
تمییزکردنِ زمین‌های اون خونه
،وظیفه‌ی من بود

00:26:39.104 --> 00:26:41.339
،و توی اتاق نانسی یه فرش بود

00:26:41.340 --> 00:26:43.107
من تا اون موقع خونی از روی فرش
.پاک نکرده بودم

00:26:43.108 --> 00:26:44.942
،ولی از چیزای دیگه پاک کرده بودم

00:26:44.943 --> 00:26:46.944
و همچین کار خواستنی و
.دوست‌داشتنی‌ای نبود

00:27:36.195 --> 00:27:38.796
.از بعد از اون، دیگه یه مدتی رو یادم نمیاد

00:27:38.797 --> 00:27:40.698
هیچی درباره‌ی زیرزمین؟

00:27:40.699 --> 00:27:43.501
هیچی درباره‌ی دیدن اینکه مک‌درموت
،نانسی رو روی زمین می‌کشیده

00:27:43.502 --> 00:27:45.970
و بعد می‌نداختدش طبقه‌ی پایین؟

00:27:46.638 --> 00:27:48.005
توی اعتراف‌نامه‌ات هست که

00:28:22.841 --> 00:28:24.508
،اونا ازم خواستن که این‌چیزا رو بگم

00:28:25.344 --> 00:28:26.911
،وکیلم

00:28:26.912 --> 00:28:29.881
آقای مک‌کنزی، گفت که باید
.بخاطر نجات‌دادن جونم اینارو بگم

00:28:29.882 --> 00:28:31.482
.گفت که همچین دروغ هم نبوده

00:28:31.483 --> 00:28:33.117
،که حتماً هم اون اتفاق‌ها افتاده

00:28:33.118 --> 00:28:35.252
.حالا چه من یادم میومد، چه نمیومد

00:28:38.290 --> 00:28:39.624
تو به جیمز مک‌درموت

00:28:39.625 --> 00:28:41.592
دستمال‌گردنتُ دادی؟

00:28:43.228 --> 00:28:45.363
همونی‌که برای خفه‌کردنِ نانسی طفلک
استفاده شده بود؟

00:28:48.166 --> 00:28:50.468
.برای من بود، مطمئنم

00:28:52.638 --> 00:28:54.531
ولی اصلاً خاطره‌ای از وقتی
.که بهش دادم، ندارم

00:28:54.532 --> 00:28:56.674
و نه توی زیرزمین بودنت؟

00:28:56.675 --> 00:28:58.009
نه همکاری‌ای که تو قتلش داشتی؟

00:28:58.010 --> 00:28:59.710
و نه خاطره‌ای از وقتی‌که کنار
،جسدش منتظر موندی

00:28:59.711 --> 00:29:00.845
،تا گوشواره‌های طلاشُ برداری

00:29:00.846 --> 00:29:01.946
همونایی مک‌درموت گفت
که می‌خواستی برداری؟

00:29:01.947 --> 00:29:03.614
هیچ خاطره‌ای از اون زمان ندارم

00:29:07.419 --> 00:29:11.522
در هر صورت، کسی گوشواره‌ای برنداشت

00:29:11.523 --> 00:29:14.325
البته نمی‌گم بعداً که داشتیم جمع‌وجور
.می‌کردیم، از ذهنم خطور نکرد

00:29:15.527 --> 00:29:19.397
ولی فکرکردن به چیزی با انجام‌دادنش
.زمین یا آسمون فرق داره

00:29:19.398 --> 00:29:22.166
اگه همه‌مونُ به خاطر افکارمون
،محاکمه می‌کردن

00:29:22.167 --> 00:29:24.035
.همه‌مون اعدام می‌شدیم

00:29:27.005 --> 00:29:28.339
.خب، باشه

00:29:28.340 --> 00:29:30.341
چیز بعدی‌ای که یادت میاد، چیه؟

00:29:38.383 --> 00:29:40.284
.می‌دونم که می‌خوای بهش بگی

00:29:40.285 --> 00:29:42.319
.و اگه بگی، یه جو غیرت نداری

00:29:43.322 --> 00:29:44.789
چی‌کار کردی؟

00:29:44.790 --> 00:29:46.390
خودت خوب می‌دونی

00:29:48.493 --> 00:29:50.394
الان بهم کمک می‌کنی
.که کنیرُ هم بکشم

00:29:50.395 --> 00:29:52.697
،خدای من، مک‌درموت
.هنوز خیلی زوده

00:29:52.698 --> 00:29:54.632
باید بهم کمک کنی

00:30:01.540 --> 00:30:03.107
سلام، گریس

00:30:03.108 --> 00:30:04.642
نانسی کجاست؟

00:30:04.643 --> 00:30:06.644
.با ارابه رفت سمت شهر

00:30:06.645 --> 00:30:09.046
عجیب‌‍ه، تو راهم از شهر رد شدم ولی ندیدمش

00:30:09.047 --> 00:30:10.548
یه‌چیزی براتون بیارم بخورین؟

00:30:10.549 --> 00:30:11.782
می‌خواستم زینِ جدیدی که داشتم براتون

00:30:11.783 --> 00:30:13.818
برق می‌نداختمُ نشون‌تون بدم، آقای کنیر

00:30:13.819 --> 00:30:15.186
.توی اصطبل‌‍ه

00:30:35.273 --> 00:30:36.507
.در مخفی‌رو باز کن

00:30:36.508 --> 00:30:37.942
!نمی‌کنم -
.خیلی‌هم می‌کنی -

00:30:38.777 --> 00:30:40.211
!گریس

00:30:55.427 --> 00:30:57.428
حتماً از ترس غش کردم

00:30:57.429 --> 00:30:58.729
چون‌که دیگه تا شبِ همون روز

00:30:58.730 --> 00:31:00.765
چیز خاصی یادم نمیاد

00:31:00.766 --> 00:31:04.368
جیمی والش شهادت داده که طرفای
،ساعت 8 اومده توی محوطه‌ی خونه

00:31:04.369 --> 00:31:06.170
که لابد بعد از غش‌کردنِ تو بوده

00:31:06.171 --> 00:31:08.439
،گفته که اسلحه هنوز دستِ مک‌درموت بوده

00:31:08.440 --> 00:31:10.774
و ادعا کرده بوده که
.داشته پرنده شکار می‌کرده

00:31:11.643 --> 00:31:13.577
می‌دونم، قربان

00:31:13.578 --> 00:31:15.846
،شهادت داده که تو کنار چاه‌آب وایساده بودی

00:31:15.847 --> 00:31:18.783
گفته که تو بهش گفتی آقای کنیر هنوز برنگشته

00:31:18.784 --> 00:31:21.252
و نانسی رفته دیدنِ چندتا از دوستانش

00:31:22.187 --> 00:31:23.821
توضیحی براش ندارم، آقا

00:31:25.223 --> 00:31:27.491
.گفته که همچین شاداب بودی

00:31:27.492 --> 00:31:29.160
،گفته که از همیشه خوش‌لباس‌تر بودی

00:31:29.161 --> 00:31:31.862
.و جوراب زنونه‌ی سفید پات بوده

00:31:31.863 --> 00:31:34.031
.اشاره کرده که جوراب‌های نانسی بودن

00:31:34.032 --> 00:31:35.466
،جیمز والش

00:31:35.467 --> 00:31:38.436
،شاهدی که با مُتوفی آشنا بوده

00:31:38.437 --> 00:31:41.806
اظهار داره که آخرین باری
،که توماس کنیر رو زنده دیده

00:31:41.807 --> 00:31:46.644
،پنج‌شنبه صبح، 27اُم ژوئیه
.حدود ساعت 11 بوده

00:31:46.645 --> 00:31:49.280
،در فاصله‌ی دو متریِ خونه‌اش

00:31:49.281 --> 00:31:51.482
.و تو راه برگشت از شهر

00:31:51.483 --> 00:31:55.286
تا اون‌موقع دیگه هر حسی که
.بهم داشت رو فراموش کرده بود

00:31:56.455 --> 00:31:58.122
و فقط می‌خواست که بهم آسیب بزنه

00:31:58.123 --> 00:31:59.990
و در صورت امکان یه‌کاری کنه اعدام شم

00:32:02.627 --> 00:32:05.829
ولی من نمی‌تونم درمورد
.حرف‌های دیگران کاری کنم

00:32:16.475 --> 00:32:18.475
.شهادت جیمی دیگه ترتیبمُ داد

00:32:30.922 --> 00:32:33.057
...حکم

00:32:33.058 --> 00:32:35.693
.اعدام توسط چوبه‌ی دار است

00:32:45.270 --> 00:32:47.071
.می‌تونم زخمشُ نشون‌تون بدم

00:33:04.789 --> 00:33:07.291
.خب، گریس، می‌بینم که خسته‌ای

00:33:07.292 --> 00:33:09.727
فردا ادامه‌ی داستانتُ می‌ریم جلو

00:33:10.962 --> 00:33:12.429
بله، آقا

00:33:12.430 --> 00:33:13.998
امیدوارم توانشُ داشته باشم

00:33:15.167 --> 00:33:18.068
.دیر یا زود، بالاخره ته‌توشُ در میاریم

00:33:18.069 --> 00:33:20.604
امیدوارم، جناب

00:33:20.605 --> 00:33:23.507
واقعاً، آقا اگه بالاخره حقیقتِ ماجرا

00:33:23.508 --> 00:33:25.743
.رو بفهمم، برام خیلی تسکین خاطره

00:34:06.985 --> 00:34:09.486
امروز چه انتظارایی داشتی
که بهشون نرسیدی؟

00:34:09.487 --> 00:34:11.522
.البته که اون تیکه خاطره‌ی فراموش‌شده

00:34:12.257 --> 00:34:14.091
اون چند ساعتِ حیاتی

00:34:14.092 --> 00:34:16.260
حرف نمی‌زنه؟

00:34:16.261 --> 00:34:18.596
خیلی چیزا بهم گفته

00:34:18.597 --> 00:34:19.930
ولی فقط چیزایی که می‌خواد بگه

00:34:19.931 --> 00:34:21.899
چیزی که می‌خوام اون خاطراتی‌‍ه
.که نمی‌خواد تکرارشون کنه

00:34:21.900 --> 00:34:24.235
.یا خاطراتی که می‌خواد حتی ندوندشون

00:34:24.236 --> 00:34:26.503
منظورتون اعتراف به گناه‌‍ه؟

00:34:26.504 --> 00:34:27.571
یا بی‌گناهی؟

00:34:27.572 --> 00:34:29.573
ممکنه هرکدومُ مخفی کرده باشه

00:34:29.574 --> 00:34:30.975
ممکنه واقعاً مبتلا به فراموشی شده باشه

00:34:30.976 --> 00:34:33.544
،این بیشترین احتمالی‌‍ه که می‌دیم

00:34:35.747 --> 00:34:38.449
یا که واقعاً می‌تونه گناه‌کار باشه

00:34:39.951 --> 00:34:41.952
،یا که ممکنه دیوونه شده باشه

00:34:41.953 --> 00:34:44.855
با احتمال این‌که دچار جنون
.و اسکیزوفرنی شده باشه

00:34:47.392 --> 00:34:49.293
،شاید

00:34:49.294 --> 00:34:51.562
،و قصد بی‌احترامی هم ندارم

00:34:51.563 --> 00:34:56.100
شاید بد نباشه آزمایش هیپنوتیسم اعصاب
.جروم دوپونتُ هم در نظر بگیریم

00:34:56.101 --> 00:34:57.368
نه، به متودش اعتماد ندارم

00:34:57.369 --> 00:34:58.936
.البته که تحتِ هدایت شما

00:34:58.937 --> 00:35:01.739
واضحه که شما هم به اندازه‌ی ما
.دوست دارین که گریس عفو بخوره

00:35:04.276 --> 00:35:08.512
،اگه می‌خوام به گریس عفو بخوره
نیاز داریم که

00:35:08.513 --> 00:35:10.515
.این گزارش به نفع گریس باشه

00:35:18.065 --> 00:35:19.432
.تاریک

00:35:27.808 --> 00:35:29.375
بعدش شروع به جمع‌کردن چیزای باارزشی

00:35:29.376 --> 00:35:31.310
که می‌تونستیم پیدا کنیم، کردیم

00:35:53.734 --> 00:35:55.768
هر دومون رفتیم توی زیرزمین

00:35:59.639 --> 00:36:02.241
.آقای کنیر به پشت توی زیرزمین خوابیده بود

00:36:02.242 --> 00:36:03.909
من شمعُ نگه داشتم

00:36:03.910 --> 00:36:06.979
مک‌درموت هم کلیدا و یه‌مقدار پولی
.که توی جیب‌هاش بود رو برداشت

00:36:06.980 --> 00:36:08.647
.اشاره‌ای به نانسی نشد

00:36:10.550 --> 00:36:13.953
.طرفای ساعت 11، راهیِ تورنتو شدیم

00:36:13.954 --> 00:36:16.355
می‌ریم آمریکا، و بعدش عقدت می‌کنم

00:37:50.083 --> 00:37:51.517
.وای، نه

00:37:52.519 --> 00:37:54.353
.نه، نه، نه

00:37:59.860 --> 00:38:02.061
باید برای مسائل کاری برم تورنتو

00:38:02.062 --> 00:38:03.229
.لطفاً

00:38:03.230 --> 00:38:04.830
.لطفاً نرین -
.خواهش می‌کنم، باید برم -

00:38:14.541 --> 00:38:16.842
.امروز نیومدین، دکتر جردن

00:38:16.843 --> 00:38:19.678
پس باید بدون شما به داستانم ادامه بدم

00:38:19.679 --> 00:38:23.382
،باید برای وقتی‌که برگشتین
.خودمُ آماده کنم که بهتون چی بگم

00:38:24.951 --> 00:38:27.653
خب البته که، نسخه‌ی جیمز مک‌درموت‌هم هست

00:38:38.965 --> 00:38:41.800
،گفته بود که از دیدنش خوشحال شده بودم

00:38:43.670 --> 00:38:46.171
گفت که یه شات ویسکی زدیم تا آروم‌مون کنه

00:38:46.172 --> 00:38:47.506
،و گیلاس‌هامونُ زدیم به هم

00:38:47.507 --> 00:38:50.643
و به سلامتیِ موفقت سفر
.در پیش‌رومون نوشیدیم

00:38:50.644 --> 00:38:52.478
ولی امکان نداشت که من بتونم با وجود

00:38:52.479 --> 00:38:54.580
جسد مُرده‌ی آقای کنیر توی زیرزمین
،انقدر بی‌خیال و بی‌رگ بشینم

00:38:54.581 --> 00:38:56.148
.دیگه نانسی‌رو هم که نگم

00:38:56.149 --> 00:38:58.684
.که لابد اون‌هم مُرده بود

00:38:58.685 --> 00:39:01.787
ولی مک‌درموت دروغ‌گوی قهاری بود

00:39:01.788 --> 00:39:04.723
اتفاقی که خودم یادمه وقتی بود که
.وسط یه شب قشنگ بیدار شدم

00:39:05.792 --> 00:39:08.661
لباس‌های نانسی تنم بود

00:39:08.662 --> 00:39:13.232
و نگاهم خورد به آسمونی که نزدیک بود که
.حس می‌کردم می‌تونم لمسش کنم

00:39:13.233 --> 00:39:17.202
فکر می‌کردم که آسمون فقط
،یه سطح نازک‌‍ه، مثل کاغذ

00:39:17.203 --> 00:39:19.405
که داشت می‌سوخت
.و از بین می‌رفت

00:39:19.406 --> 00:39:21.373
.و پشتش، یه ظلمات سرد بود

00:39:21.374 --> 00:39:24.677
و اونی‌که داشتم بهش نگاه می‌کردم
.نه بهشت بود، و نه حتی جهنم

00:39:24.678 --> 00:39:27.246
.بلکه پوچیِ بی‌نهایت

00:39:27.247 --> 00:39:30.149
این ترسناک‌تر از هرچیز دیگه‌ای
.که بود به ذهنم می‌رسید

00:39:30.150 --> 00:39:33.218
و توی قلبم به درگاه خداوند دعا می‌کردم
.که گناهانمُ بیامرزه

00:39:42.162 --> 00:39:44.930
ولی اگه اصلاً خدایی نبود
که گناهانمُ ببخش‌‍ه، چی؟

00:39:46.766 --> 00:39:48.100
،و بعدش این فکر به سرم زد

00:39:48.101 --> 00:39:49.802
،که شاید توی اون ظلمات خارجی بوده

00:39:49.803 --> 00:39:52.438
.با اون ناله‌ها و دندون قرچه‌ها

00:39:52.439 --> 00:39:53.639
.که خدایی وجود نداشته

00:39:57.043 --> 00:39:59.511
چته آخه، با این همه سر و صدا؟

00:39:59.512 --> 00:40:01.013
مگه می‌خوای پیدامون کنن؟

00:40:02.882 --> 00:40:04.817
.برو اون‌ور، همین‌الان بذار بلند شم

00:40:04.818 --> 00:40:06.986
مگه خودت نبودی که خواستی ارابه‌رو نگه دارم؟

00:40:06.987 --> 00:40:08.821
،ببین، خودت بودی که بهم نخ دادی

00:40:08.822 --> 00:40:10.522
.مثل همین هرزه‌ی حشری‌ای که هستی

00:40:10.523 --> 00:40:12.224
!من کِی همچین کاری کردم
.تو خوابِ ناز بودم

00:40:12.225 --> 00:40:14.693
نمی‌ذارم کسی مسخره‌ام کنه، دختره‌ی فاحشه

00:40:14.694 --> 00:40:16.061
.خودت بهم نخ دادی

00:40:16.830 --> 00:40:19.765
.خودت، اغوام کردی

00:40:19.766 --> 00:40:22.968
و باعث شدی که در عوض
.روحمُ به کثافت بکشم

00:40:22.969 --> 00:40:24.570
.مجبورم کردی که اون دوتا رو بکشم

00:40:29.676 --> 00:40:31.810
اشک تمساح این‌دفعه دیگه
.برات فایده‌ای نداره

00:40:33.446 --> 00:40:34.880
.به قدر کافی تحمل‌شون کردم

00:40:41.655 --> 00:40:43.722
!گازم گرفتی، هرزه‌ی آشغال

00:40:52.098 --> 00:40:54.867
.پس، انگاری که واقعاً یه دختر پاک‌دامنی

00:40:59.973 --> 00:41:01.673
تا وقتی‌که باهات ازدواج کنم
صبر می‌کنم، باشه؟

00:41:02.275 --> 00:41:03.675
.اون‌طوری درست‌تره

00:41:06.212 --> 00:41:08.181
.فقط داشتم امتحانت می‌کردم

00:41:20.657 --> 00:41:22.925
قبلِ حرکت قایقريال یه صبحونه می‌زنیم

00:41:22.926 --> 00:41:24.359
دارم از گشنگی می‌میرم

00:41:24.360 --> 00:41:26.361
،ساعت پنج صبح‌‍ه
.الان خوابن

00:41:26.362 --> 00:41:28.797
بیدارشون می‌کنیم، و مجبورشون می‌کنیم
.که برامون صبحونه حاضر کنن

00:41:28.798 --> 00:41:30.299
باید تا وقتی‌که مردم جمع شن صبر کنیم

00:41:30.300 --> 00:41:33.368
.و گرنه، معلوم و ضایه می‌شیم

00:41:33.369 --> 00:41:35.771
چرا همیشه با من بحث می‌کنی؟

00:41:35.772 --> 00:41:39.408
منم به‌قدر یه آدم دیگه که قراره اینجا
.صبحونه بخوره، پول تو جیبم دارم دیگه

00:41:39.409 --> 00:41:42.344
اگه صبحونه بخوام، و پولش‌هم داشته باشم

00:41:42.345 --> 00:41:44.379
.پس حتماً می‌گیرمش

00:41:50.353 --> 00:41:52.454
،واقعاً عجیب‌‍ه، از اون‌موقع تو فکرشم

00:41:52.455 --> 00:41:55.624
،که چطور یه مردی که یه‌زمانی بی‌پول بوده
،و به هر صورتی‌هم که حالا پول‌دار شده

00:41:55.625 --> 00:41:59.261
،سریعاً حس می‌کنه که اون پول‌ها
و همین‌طور هرچیزی که باهاشون می‌خره، حقشن

00:41:59.262 --> 00:42:01.797
و فکر می‌کنه که دیگه صاحب و رئیس همه‌کس‌‍ه

00:42:02.565 --> 00:42:04.433
!تخم‌مرغ‌هام خوب آپ‌پز نشدن

00:42:06.202 --> 00:42:09.304
برش گردون آشپزخونه، و یکی دیگه برام بپز

00:42:13.142 --> 00:42:15.243
اونا چکمه‌های آقای کنیرن؟

00:42:15.244 --> 00:42:16.912
از پاهای جسد درشون آوردی؟

00:42:17.280 --> 00:42:18.447
آره

00:42:19.716 --> 00:42:21.316
چطور تونستی همچین کاری کنی؟

00:42:22.552 --> 00:42:24.152
منظورت چیه؟

00:42:24.153 --> 00:42:26.154
خودت لباس‌های نانسی‌رو تنت کردی

00:42:28.758 --> 00:42:30.325
این فرق داره

00:42:34.897 --> 00:42:37.699
حتماً دستما‌گردن سفیده‌امُ جا گذاشتم

00:42:37.700 --> 00:42:38.953
همونی که گل‌های آبی روش داشت؟

00:42:38.954 --> 00:42:40.035
آره

00:42:40.036 --> 00:42:42.638
.نمی‌دونم کجا جاش گذاشتم

00:42:42.639 --> 00:42:44.740
،برای قایق نیازش داشتم
.تا جلوی نور آفتابُ بگیره که نخوره به گردنم

00:42:44.741 --> 00:42:47.242
فعلاً که داره از گردن نانسی
.محافظت می‌کنه

00:42:47.243 --> 00:42:49.244
،حتماً یادت میاد دیگه
چون‌که خودت بودی که

00:42:49.245 --> 00:42:51.113
دور گردنش گره زدی
.و محکمش کردی

00:42:52.281 --> 00:42:53.949
نمی‌خواستم باهاش دعوایی راه بندازم

00:42:53.950 --> 00:42:56.351
چونکه دعوا راه‌انداختن با
.افراد عصبانی خیلی خطرناک‌‍ه

00:42:56.352 --> 00:42:58.654
.یادم رفت

00:42:58.655 --> 00:43:00.489
می‌رم لباس‌هامُ عوض کنم

00:43:00.490 --> 00:43:03.058
،چون‌که اگه ملت بیان سراغ‌مونُ بگیرن
شاید این‌طوری از شرشون خلاص شیم

00:43:03.059 --> 00:43:05.227
همه‌ی این‌کارا رو برای تو کردم

00:43:05.962 --> 00:43:07.796
چون‌که تو ازم خواستی

00:43:08.731 --> 00:43:11.066
.چون‌که بهم گفتی که برای من میشی

00:43:12.335 --> 00:43:14.036
،باید کنار هم و متحد باشیم

00:43:14.037 --> 00:43:15.804
.و گرنه جدا از هم دستگیر و اعدام می‌شیم
[ جمله‌ای معروف از بنجامین فرانکلین ]

00:43:24.447 --> 00:43:26.715
،فکر کردم برم به یکی بگم

00:43:26.716 --> 00:43:29.351
.ولی خیانت یه پَستی‌ای داره

00:43:29.352 --> 00:43:32.721
صدای تپیدن قلب مک‌درموت
،رو صدای قلب خودم می‌شنیدم

00:43:32.722 --> 00:43:34.589
،و اگر چه ناخواسته بود

00:43:34.590 --> 00:43:36.358
.هنوزم قلبِ یه انسان بود

00:43:36.359 --> 00:43:38.960
نمی‌خواستم که هیچ نقشی توی
.از کار افتادنش داشته باشم

00:43:38.961 --> 00:43:41.196
.مگه این‌که چاره‌ای نداشتم

00:43:41.197 --> 00:43:44.466
:انجیل میگه
".پروردگار می‌گوید، انتقام از آنِ من‌است"

00:43:44.467 --> 00:43:47.335
فکر نمی‌کردم که من تو جایگاهی باشم که

00:43:47.336 --> 00:43:49.538
چیز جدی‌ای مثلِ انتقام رو
.با دست‌های خودم بگیرم

00:43:49.539 --> 00:43:52.974
.پس تا وقتی‌که برگرده از جام تکون نخوردم

00:44:07.590 --> 00:44:08.824
.ببخشید، خانم

00:44:08.825 --> 00:44:10.525
اسم‌تون چیه؟

00:44:10.526 --> 00:44:12.060
.مری ویتنی

00:44:14.063 --> 00:44:15.330
.بس کن، نباید شک و شبهه ایجاد کنیم

00:44:15.331 --> 00:44:16.865
.الان دیگه تو کشور خارجی‌ایم

00:44:16.866 --> 00:44:19.000
.جامون امن‌‍ه

00:44:19.001 --> 00:44:22.537
ولی این‌که هیچ‌وقت جلوی برده‌دارها رو از گرفتنِ
.برده‌های فراری‌ای که می‌‌گفتن مالک‌شونن، نگرفت

00:44:25.074 --> 00:44:27.442
.تقریباً رأس ساعت 3 رسیدیم لوئیستون

00:44:28.478 --> 00:44:30.345
به‌هرحال که یکم دیگه ازدواج می‌کنیم

00:44:30.346 --> 00:44:31.480
.نه خیرم، نمی‌کنیم

00:44:31.481 --> 00:44:33.081
،قبلِ این‌که با تو ازوداج کنم
.میرم با خودِ شیطان وصلت می‌کنم

00:44:33.082 --> 00:44:34.916
بالأخره اون قولی که
.دادی رو ازت می‌گیرم

00:44:34.917 --> 00:44:35.993
.جیغ می‌زنم

00:44:35.994 --> 00:44:38.420
که وقتی توی مِی‌خونه‌ای پر از آدمیم

00:44:38.421 --> 00:44:39.988
با وقتی‌که توی یه خونه با دو تا
.جسد مُرده‌ایم، خیلی فرق می‌کنه

00:44:39.989 --> 00:44:41.990
،محض رضای خدا، اون دهنتُ ببند
.زنیکه‌ی فاحشه

00:44:41.991 --> 00:44:43.358
!هرزه‌ی آشغال

00:44:43.359 --> 00:44:45.193
،باید بری چندتا کلمه‌ی جدید یاد بگیری

00:44:45.194 --> 00:44:47.229
چون‌که دیگه بدجوری از
.این حرفات خسته شدم

00:45:25.768 --> 00:45:27.168
!باز کن ببینم

00:45:32.776 --> 00:45:35.922
با خودم گفتم حتماً اگه کلِ ماجرا رو براشون
.تعریف کنم، آزادم می‌کنن که برم

00:45:38.481 --> 00:45:40.649
.یا حداقل اون‌قدریش که یادم میومد

00:45:41.415 --> 00:45:55.415
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.