﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:12.702 --> 00:00:14.672
وصله براي استخوان ها

00:00:16.439 --> 00:00:18.439
چيزي براي باورکردن وجود نداره

00:00:18.541 --> 00:00:20.981
نخ براي دوختن ماهيچه ها

00:00:21.077 --> 00:00:22.547
وقتي بميري، ميپوسي

00:00:22.645 --> 00:00:25.675
و رنگ براي پوست

00:00:25.782 --> 00:00:27.682
همش داستانه
دروغ و حقه بازي

00:00:27.784 --> 00:00:31.424
اما بدتر از همه اينه که
مارها وجود خارجي دارن

00:00:31.521 --> 00:00:33.691
سکه ام رو بهم بده
زن مُرده

00:00:35.024 --> 00:00:38.464
عشق بود؟ -
فکرکنم الان (عشق)هست -

00:00:38.561 --> 00:00:40.481
من دستم رو ميکنم زير اون دنده هات

00:00:40.563 --> 00:00:43.033
و اون سکه رو مثل توت از درخت
ميچينم و ميکشم بيرون

00:00:43.132 --> 00:00:44.632
مارو به کنتاکي ببر

00:00:44.734 --> 00:00:46.644
بهت ميگم کجا جن ـت رو پيدا کني

00:00:46.736 --> 00:00:48.581
بهت ميگم کجا يک سري خداي مرگ
رو پيدا کني

00:00:48.605 --> 00:00:50.965
نيمه خدا و غيره
تک تک اون لعنتي هارو

00:02:42.151 --> 00:02:44.051
حرارت سرخ داغ را روشن کن

00:02:44.153 --> 00:02:46.523
و غم هات رو بسوزون

00:02:46.589 --> 00:02:51.159
بيا و طلسم شو

00:02:51.260 --> 00:02:53.260
حرارت داغ سرخ را روشن کن"

00:02:53.530 --> 00:02:55.700
بيا به تعطيلات بريم

00:02:55.798 --> 00:03:00.838
بلند شو و از لاک ـت بيرون بيا

00:03:01.270 --> 00:03:05.940
اگه زندگي برات پر مشقت شده

00:03:06.042 --> 00:03:09.412
آبجوي ايرلندي

00:03:09.546 --> 00:03:12.146
درست شبيه کار راهبان فرانسيس مقدس

00:03:12.248 --> 00:03:14.948
در سال 1231 در "کيلکني" تخمير شده

00:03:15.051 --> 00:03:20.661
آب چاه سمي بود
و همين آبجو کلي زندگي مردم نجات داد

00:03:21.223 --> 00:03:22.733
از ساعت 6 گذشته

00:03:22.825 --> 00:03:25.825
بايد هنوز روي گونه و لب هاش کار کنم

00:03:25.928 --> 00:03:27.798
خب، اون که تا بعد از ظهر نمياد

00:03:27.897 --> 00:03:31.127
ميز رو لازم داريم
هنوز دو تا جسد ديگه صبح برامون مياد

00:03:31.233 --> 00:03:33.343
يک زن و يک زن بسيار جوانتر

00:03:33.570 --> 00:03:34.470
هنوز تماسي نداشتيم

00:03:34.571 --> 00:03:36.841
در يک ساعت ميميرن

00:03:36.939 --> 00:03:39.579
دعواي دوتا معشوق -
مصرف بيش از حد دارو -

00:03:39.642 --> 00:03:42.752
اين روزها زياد برامون مورد اختلاف و دعواي
معشوقه ها نمياد

00:03:42.845 --> 00:03:44.175
کمک ميخواي؟

00:03:44.280 --> 00:03:46.750
تو بايد يک داستاني رو به قلم در بياري

00:03:46.849 --> 00:03:48.619
آره؟

00:03:50.620 --> 00:03:52.620
اره از انگشتات ميتونم بفهمم

00:04:32.829 --> 00:04:35.769
اين يک افسانه ي فاخر هست
که آمريکا...

00:04:35.865 --> 00:04:37.825
رو مهاجرين و زوار کشف کردن

00:04:37.934 --> 00:04:40.644
که در جستجوي آزادي بودن
که خواستار و معتقدش بودن

00:04:40.670 --> 00:04:42.500
که به آمريکا اومدن

00:04:42.639 --> 00:04:45.739
پراکنده شدن ، زاد و ولد کردن
و سرزمين خالي را پُر کردند

00:04:45.842 --> 00:04:49.482
در حقيقت، مستعمره هاي آمريکايي

00:04:49.646 --> 00:04:51.976
همان اندازه که يک زمين آشغال داني
و يک مکان براي فرار بود

00:04:52.081 --> 00:04:53.151
يک مکان در حال فراموشي نيز بود

00:04:55.852 --> 00:04:59.092
دعواي عاشق و معشوق
جواب بدم؟

00:04:59.188 --> 00:05:00.758
بسپرش به من
کارت رو کن

00:05:03.059 --> 00:05:06.499
ايبيس و جکيل
دو زن؟

00:05:06.663 --> 00:05:08.063
در روزهايي که ممکن بود

00:05:08.164 --> 00:05:11.534
به جرم دزدي 12 پِني
در زندان لندن دار بزننت

00:05:11.668 --> 00:05:15.138
آمريکا تبديل به نماد عفو و آمرزش شد

00:05:17.273 --> 00:05:20.683
اسمش "تبعيد" بود
(تبعيد از طريق حمل و نقلي کشتي)

00:05:22.244 --> 00:05:25.684
براي 5 سال، براي 10 سال
و يا شايد هم براي ابد

00:05:25.782 --> 00:05:28.282
شمارو به يک ناخدا ميفروختن
و مجبور بودي

00:05:28.384 --> 00:05:30.894
به عنوان يک برده در ميان يک
جمعيت انبوه، سوار کِشتيش بشي

00:05:32.889 --> 00:05:36.129
و بعد از پياده شدن از کِشتي
تو رو به عنوان مستخدم قراردادي ميفروختن

00:05:36.225 --> 00:05:38.225
به کساني که به ازاي پولي که دادن
از تمام توانت

00:05:38.260 --> 00:05:39.800
کار ميکشيدن

00:05:39.896 --> 00:05:42.696
اما حداقل لازم نبود
منتظر اعدام شدن

00:05:42.799 --> 00:05:44.869
تو يک زندان انگليسي
باشي

00:05:50.907 --> 00:05:53.777
و وقتي سال هاي قراردادي خدمتت
به پايان ميرسيد

00:05:53.876 --> 00:05:57.146
آزاد ميشدي تا از دنياي جديد که واردش ميشي
بهترين زندگي رو بسازي

00:05:57.246 --> 00:05:59.716
از اين دنياي جديد

00:06:12.729 --> 00:06:15.099
اِسي مک گوان؟

00:06:24.741 --> 00:06:28.751
من ياد زندگي "اِسي مک گوان" افتادم

00:06:28.845 --> 00:06:32.175
داره ميره

00:06:32.281 --> 00:06:34.751
يک فرشته در چشمانم

00:06:34.817 --> 00:06:38.017
به عنوان يک دختر بچه جوون
آدم سخت کار کُني نبود

00:06:38.120 --> 00:06:40.590
هميشه به اينور و آنور ميرفت

00:06:40.757 --> 00:06:42.617
تا به داستان ها و افسانه ها
گوش فرا دهد

00:06:42.759 --> 00:06:46.759
داستان هاي گروه هاي جن و پري
و شبح هاي تغيير شکل دهنده ي پوکاس

00:06:46.863 --> 00:06:48.603
که شب هاي صداي ناله از خود در مياوردند

00:06:48.765 --> 00:06:50.625
و پيشگويي يک مرگ را ميکردند

00:06:50.767 --> 00:06:54.767
و از همه بهتر، داستان هايي از لپرکان ها ميگفتند
( نوعي موجود خيالي جن مانند در اساطير ايرلندي)

00:06:54.837 --> 00:06:56.567
فکرکنم که قدمي بزنم

00:06:56.773 --> 00:06:59.783
اون داره ميره

00:06:59.809 --> 00:07:02.109
و شايد بتونيم باهم حرف بزنيم

00:07:02.211 --> 00:07:05.351
من بهش ميگم

00:07:05.447 --> 00:07:10.087
خيلي دوستش دارم

00:07:10.186 --> 00:07:14.286
خيلي دوستش دارم

00:07:16.125 --> 00:07:19.395
منتظري کِشتي پدرت بياد.آره؟

00:07:19.495 --> 00:07:24.125
خب، اون به زودي برميگرده

00:07:24.233 --> 00:07:27.143
شايدم يک پري دريايي پولک دار
توي تور شکارش،گير افتاده

00:07:27.236 --> 00:07:31.136
و اون (پدرت) هم پري رو متقاعد کرده
که غنيمت هايي که از لاشه کِشتي ها برداشته رو بده

00:07:32.909 --> 00:07:37.809
خيلي گنج و ثروت مخفي اي احتمالا
به بالاي (موج) دريا آورده.نه؟

00:07:38.380 --> 00:07:40.420
اون تپه رو ميبيني

00:07:40.516 --> 00:07:43.016
يک تپه افسانه ايه

00:07:43.119 --> 00:07:46.119
دري به دنياي اِيسشي
(يک نسل از موجودات افسانه اي در اساطير ايرلند)

00:07:46.222 --> 00:07:49.832
و اگه خوش شانس باشي ، شايد بشه
نگاهت به اون کوتوله ها (جن) بيفته

00:07:49.892 --> 00:07:53.132
که در سپيدم دم از اونجا رد ميشن

00:07:53.229 --> 00:07:56.429
اونها آدم هاي شاد دِل و خوش مشرب
و موسيقي دوستي هستن

00:07:56.532 --> 00:07:58.702
البته به جز لپرکان ها

00:07:58.901 --> 00:08:01.871
لپرکان ها

00:08:01.971 --> 00:08:05.711
اونا اونقدر مشغول محافظت از طلاهاشون
هستن

00:08:05.842 --> 00:08:08.952
که وقتي براي هيچ کاري ندارن

00:08:09.045 --> 00:08:10.905
چرا پس براشون هديه ميذاريم؟

00:08:13.082 --> 00:08:16.192
چونکه ميخوايم دعاي خيرشون
همراهمون باشه پس بهتره اينکارو کنيم

00:08:26.929 --> 00:08:29.499
و وقتي ديگه يک دختر بچه نبود

00:08:29.598 --> 00:08:33.698
پر جست و خيز و خروشان
مثل امواج بزرگ درياي سبز

00:08:33.870 --> 00:08:36.710
او بود که آن رسم قديمي را زنده نگه داشت

00:08:36.873 --> 00:08:39.113
و داستان تعريف ميکرد

00:08:39.208 --> 00:08:40.488
ما يک وعده غذا براي موجودات
خيالي ميذاريم

00:08:40.542 --> 00:08:41.622
اگه بخوايم دعاي خير  و برکت شون
همراهمون باشه

00:08:41.878 --> 00:08:43.978
در اين مورد هم نبايد خسيس بازي
در بياريم

00:08:44.080 --> 00:08:47.780
خامه ي شير
نرم ترين قرص ناني که داري

00:08:47.884 --> 00:08:51.754
چون در يک طرف سکه نيکي و لطف ـه
و در طرف ديگر شر و خشم

00:08:51.888 --> 00:08:54.518
ولي با "بليباگ" ها نميشه حرف حساب زد
(نوعي موجود جنِ مانند افسانه اي)

00:08:54.623 --> 00:08:59.163
لپرکان ها که اصلا يک داستان ديگه اي هستن

00:08:59.261 --> 00:09:01.731
يک روز تو مشکلات کمکت ميکنن

00:09:01.898 --> 00:09:03.468
و روز بعد چشماتو از کاسه در ميارن

00:09:03.565 --> 00:09:06.195
حقيقت داره
..يک شب

00:09:06.302 --> 00:09:09.512
سرمايي بود که به استخوان هاي
آدم رخنه ميکرد

00:09:09.605 --> 00:09:11.005
و من داشتم به سوي فانوس دريايي ميرفتم

00:09:11.107 --> 00:09:13.037
تا براي پدرم نان و گوشت کبوتر ببرم

00:09:13.142 --> 00:09:15.282
: و اون موقع بود که شنيدم

00:09:15.377 --> 00:09:16.407
!بووم

00:09:17.646 --> 00:09:18.476
!بوووم

00:09:18.580 --> 00:09:20.020
مثل يک چخماق

00:09:20.116 --> 00:09:22.046
پرسيدم : "کي اونجاست"؟

00:09:22.151 --> 00:09:23.921
جوابي نيومد

00:09:23.986 --> 00:09:26.116
داشتم فکرميکردم
که برگردم

00:09:26.222 --> 00:09:28.562
و بعد کنجکاويم بهم غلبه کرد

00:09:28.657 --> 00:09:29.987
و به سمت صدا پيش رفتم

00:09:30.092 --> 00:09:31.932
نزديکتر که ميشدم

00:09:31.961 --> 00:09:34.261
صدا از من دورتر ميشد

00:09:34.363 --> 00:09:36.033
بالاخره ، برگشتم

00:09:36.132 --> 00:09:38.532
و در دشت پرسه زدم و جلو رفتم

00:09:38.634 --> 00:09:41.074
طوري که نميتونستم ديگه
راه برگشتنم رو پيدا کنم

00:09:41.170 --> 00:09:43.940
سه ساعت گذشت
و در تاريکي سرگردان بودم

00:09:44.040 --> 00:09:45.940
و هيچ چيز برام آشنا نبود

00:09:46.042 --> 00:09:49.312
اما سپس يادم اومد که مادربزرگم بهم

00:09:49.411 --> 00:09:50.911
در مورد لپرکان ها چي گفته بود

00:09:51.013 --> 00:09:54.983
پس، گرسنگيم رو کنار گذاشتم
و نان رو برداشتم

00:09:55.084 --> 00:09:56.794
و روي يک سنگ خزه گرفته گذاشتم

00:09:56.885 --> 00:10:00.055
و بعد دراز کشيدم
و کنارش خوابيدم

00:10:00.156 --> 00:10:01.956
و اينو عمراً باور کنين

00:10:02.058 --> 00:10:04.658
وقتي بلند شدم
نان ـه ديگه نبود

00:10:04.760 --> 00:10:07.960
و اون فانوس دريايي بود
که دنبالش ميگشتم

00:10:08.064 --> 00:10:10.134
فقط يک ذره فاصله داشت

00:10:10.232 --> 00:10:13.402
پس ميبينين، جماعت جِن و افسانه اي
شايد کوچولو باشن

00:10:13.502 --> 00:10:15.802
اما نذارين اين موضوع گولتون بزنه

00:10:15.904 --> 00:10:19.184
اونا ميتونن بي توجه
دردسر بسازن

00:10:39.461 --> 00:10:43.601
هوش و ذکاوت هرگز يک چيز غيرمعمول
در بين زنان نبوده

00:10:43.699 --> 00:10:48.199
و همه در سن 17 سالگي
زيبايي داشتن

00:10:48.304 --> 00:10:53.244
اما "اِسي" بهره ي نادري از جاه طلبي داشت

00:11:02.084 --> 00:11:04.194
اون توجه زياد به داستان ها کرده بود

00:11:04.286 --> 00:11:07.116
اون ميدونست در اون لحظه
چي ميخواد

00:11:19.168 --> 00:11:22.138
اون تنها پولي بود که تو دنيا داشت

00:11:22.238 --> 00:11:25.038
اون علاقه ي زيادي به ابريشم
و توري داشت

00:11:25.141 --> 00:11:26.581
.. و اون هيچوقت

00:11:26.675 --> 00:11:28.405
دستانش پر از نان سفيد
و سيلابوب(نوعي نوشيدني) نبوده

00:11:28.510 --> 00:11:32.050
اما اون ميدونست که نميشه
بدون لطف و بخشش کمي طلا

00:11:32.081 --> 00:11:34.521
از يک لپرکان درخواست لطف و کمک کنه

00:11:53.302 --> 00:11:56.742
شبي مثل اين

00:11:56.838 --> 00:11:59.738
براي عشق بوجود اومده بود

00:11:59.841 --> 00:12:01.941
بوسه اي بر گونه

00:12:02.144 --> 00:12:05.684
براي يک دختر و پسر

00:12:18.594 --> 00:12:21.104
براي گرفتن دستانت

00:12:21.197 --> 00:12:24.497
و درک ـت

00:12:24.600 --> 00:12:26.570
بهت نياز دارم

00:12:26.668 --> 00:12:29.568
تحت فرمان تو هستم

00:12:31.140 --> 00:12:33.110
براي هردوشون دفعه اول بود

00:12:33.175 --> 00:12:35.335
که به اين حقيقت که فکرنميکردند
ارزش گفتن رو داره، پي برده بودند

00:12:35.444 --> 00:12:38.214
و اين شور و هيجان
براي دوتاشون جديد بود

00:12:43.185 --> 00:12:48.185
بايد از اين به بعد عاشق هم باشيم

00:12:49.125 --> 00:12:52.025
و تو کشف ميکني

00:12:52.128 --> 00:12:54.728
فراموشم ميکني نه؟

00:12:54.830 --> 00:12:57.130
به آکسفورد ميري
(شهر و دانشگاهي در انگليس)

00:12:57.166 --> 00:13:00.466
با يک زن شهري آشنا ميشي

00:13:02.138 --> 00:13:03.608
منو کاملا فرامو

00:13:12.914 --> 00:13:15.684
اون يک هديه از پدربزرگش به مادربزرگش بود

00:13:15.784 --> 00:13:17.324
.. که در زمان خواستگاري

00:13:17.419 --> 00:13:20.019
و در کنار اِنجيل "بارتالامه" در دستانش گذاشت
(اِنجيل يکي از حواري حضرت عيسي)

00:13:20.156 --> 00:13:25.186
با اين وعده که بعد از بازگشتش در کريسمس
با اون (مادربزرگ) ازدواج کنه

00:13:26.728 --> 00:13:28.158
.. اما همونطور که اِسي هشدار داد

00:13:28.230 --> 00:13:31.630
جن جماعت خيلي بدقول هستن

00:13:46.182 --> 00:13:47.652
پدرم به پري دريايي گفت

00:13:47.749 --> 00:13:49.619
که پوست پولک دارش رو بهم
پس نميده

00:13:49.718 --> 00:13:51.496
تا وقتي که با وجود موج ها
اون رو به خشکي ميرسونه

00:13:51.520 --> 00:13:53.220
و بهش نشون ميده
گنج رو کجا مخفي کرده

00:13:53.322 --> 00:13:55.492
براي بانوي خانه خيلي راحت تر بود

00:13:55.591 --> 00:13:58.491
که باور کنه اِسي ممکنه دزد باشه

00:13:58.594 --> 00:14:01.734
تا اينکه باور کنه تونسته
احساسات پسرش رو به خودش جلب کنه

00:14:05.201 --> 00:14:06.741
"تو خودت اختياري اين رو بهش دادي؟"

00:14:06.835 --> 00:14:08.465
مادرش ازش پرسيد

00:14:08.570 --> 00:14:12.240
جواب موردنظرش از نحوه ي سوال
پرسيدنش معلوم بود

00:14:22.651 --> 00:14:25.421
قاضي به دختر گفت : تو بايد براي اين
کارت اعدام بشي

00:14:25.521 --> 00:14:29.931
البته با مشاهده ي سن و چشمانش
کمي مکث کرد

00:14:30.025 --> 00:14:33.325
: و گفت
"نيکي، نيکي مياره"

00:14:33.429 --> 00:14:35.659
"و يک گزينه ي دوم بهت پيشنهاد ميدم"

00:14:47.309 --> 00:14:51.349
اِسي محکوم به هفت سال تبعيد شد
(تبعيد از طريق جا به جايي در کِشتي)

00:14:51.447 --> 00:14:54.677
اون در کِشتي به نام نپتون

00:14:54.783 --> 00:14:57.353
تحت فرماندهي ناخدا کلارک
جا به جا ميشد

00:14:58.720 --> 00:14:59.960
که سمت کارولينا ميرفت

00:15:00.055 --> 00:15:02.255
که در اونجا حکمش اجرا ميشه

00:15:09.465 --> 00:15:12.725
اگرچه فشار گرسنگي باعث شده بود
که دو دستي به شکمش بچسبه

00:15:12.834 --> 00:15:16.104
هرگز از گذاشتن يک تيکه کوچک
غذا

00:15:16.272 --> 00:15:18.272
براي لپرکان ها غافل نميشد

00:15:40.429 --> 00:15:43.499
.. چنانچه شانس بهش رو کرد

00:15:43.599 --> 00:15:46.129
و اِسي با ناخدا وصلت کرد

00:15:46.302 --> 00:15:50.742
و ترغيبش کرد تا با خودش اون رو
به لندن ببره

00:15:50.839 --> 00:15:51.839
جايي که هيچکس اون رو نميشناخت

00:15:54.310 --> 00:15:56.140
در سفر بازگشت
.. که کالاي انساني

00:15:56.312 --> 00:15:58.412
با توباکو مبادله و معاوضه شده بود

00:15:58.514 --> 00:16:00.484
براي معشوقه هاي اين سفر دريايي
زمان خوشي بود

00:16:00.582 --> 00:16:03.422
که انگار وصلت شان مثل وصلت
پروانه ها بود

00:16:03.519 --> 00:16:07.619
و هميشه باهم بر سر اينکه کدام يک
بيشتر قدردان هست، بحث دائم داشتند

00:16:08.990 --> 00:16:13.500
و هرکدام اصرار داشت که طرف ديگر
زندگي ـش را نجات داده بود

00:16:19.801 --> 00:16:22.971
بعد از بازگشت ـشان به لندن
ناخدا به عروسش

00:16:23.071 --> 00:16:26.711
خانه اش را نشان داد

00:16:36.051 --> 00:16:38.421
هشت هفته بعد
کشتي نپتون

00:16:38.520 --> 00:16:42.460
و کالاي انساني اش تجديد قوي کردند
و آماده ي سفر مجدد شده بود

00:16:42.558 --> 00:16:46.258
ناخدا قسم خورد که سخت بکوشد
و در مقابل باد تاب بياورد

00:16:46.362 --> 00:16:48.532
و سريعتر از هرکسي که تا به حال
پا به اقيانوس گذاشته بود

00:16:48.630 --> 00:16:51.600
به آغوش اِسي برگردد

00:17:00.075 --> 00:17:01.905
اين داستان منه

00:17:02.010 --> 00:17:04.550
غمناکه ولي واقعيه

00:17:04.646 --> 00:17:09.486
در مورد دختريه که يک زماني ميشناختم

00:17:10.552 --> 00:17:13.292
قلبم (عشق) گرفت

00:17:13.389 --> 00:17:16.459
بعد باهاش رفت اينور اونور

00:17:16.558 --> 00:17:21.398
با تک تک آدم هاي تو شهر بود

00:17:22.964 --> 00:17:33.844
: نام اهنگ
Dion - Runaround Sue

00:17:40.882 --> 00:17:43.992
دنيا، اون "اِسي مک گوان" رو به عنوان
يک دزد ميشناخت

00:17:45.621 --> 00:17:49.531
پس اونم دزد شد

00:17:49.625 --> 00:17:52.425
منو با يک قلب شکسته گذاشت...

00:17:52.528 --> 00:17:54.928
حالا گوش بدين مردم
چي دارم بهتون ميگم

00:17:55.030 --> 00:17:58.130
از "سو" طفره رو ، دوري کنين

00:17:58.233 --> 00:18:00.943
شايد دلم براي لب هاش و لبخند
روي صورتش تنگ بشه

00:18:01.036 --> 00:18:03.806
شايد دلم براي لمس دستاش
و آغوش گرم اون دختر تنگ بشه

00:18:03.905 --> 00:18:07.335
پس اگه نميخواين مثل من به گريه بيفتين

00:18:07.443 --> 00:18:09.883
از "سو" طفره رو ، دوري کنين
(طفره رو يا بي بندوبار)

00:18:22.458 --> 00:18:24.058
اون داره سفر کنه

00:18:24.159 --> 00:18:27.699
اره اون دوستت داره
و از پا درت مياره

00:18:27.796 --> 00:18:30.726
حالا مردم
بذارين بهتون يک نصيحت کنم

00:18:30.832 --> 00:18:33.942
اين "سو" با مردهاي ديگه هم بيرون ميره

00:18:34.035 --> 00:18:36.065
اينم نتيجه اخلاصي داستان ـمون هست

00:18:36.171 --> 00:18:38.711
"تاتانکا اِسکا"
.. يک بوفالوي سفيد

00:18:38.807 --> 00:18:40.577
که افراد قيبله "لاکوتا" اون رو مقدس
مي پنداشتند

00:18:40.676 --> 00:18:43.106
و در مزرعه ي "درک آرنولد جونيور" متولد شده بود

00:18:43.211 --> 00:18:45.481
در 10 ژوئن 2008

00:18:45.547 --> 00:18:48.477
هزاران نفر به زيارتگاه ميومدن
تا اون رو ببينن

00:18:48.550 --> 00:18:50.620
.. متاسفانه، "درک" و گاو

00:18:50.719 --> 00:18:52.089
توسط يک صاعقه کشته شدن

00:18:52.187 --> 00:18:53.687
درست يک سال بعد از تولدش

00:18:53.789 --> 00:18:56.019
وقتي يک خدا (بوفالو) رو توي باغ وحش
ميذاري، همين ميشه

00:18:56.124 --> 00:18:57.264
چرا توقف کرديم؟

00:18:57.493 --> 00:18:58.833
بايد نماز بخونم

00:18:58.927 --> 00:19:00.097
تازه که نماز خوندي!

00:19:00.195 --> 00:19:03.095
مگه چندبار در روز ميخوني؟

00:19:03.198 --> 00:19:04.928
نگو که همه اش رو ميخوني

00:19:05.033 --> 00:19:06.033
همينطوره

00:19:06.134 --> 00:19:07.644
پنج بار در روز نماز ميخونم

00:19:07.736 --> 00:19:11.606
خدا بزرگ ـه
من ميرم بشاشم!

00:19:16.512 --> 00:19:17.882
اگه ميخواي ميتوني بهم ملحق بشي

00:19:17.979 --> 00:19:19.009
ميتونم بهت ياد بدم

00:19:19.114 --> 00:19:20.784
من فقط نگاه ميکنم

00:19:20.882 --> 00:19:22.352
خب خدارو دوست داري؟

00:19:22.518 --> 00:19:24.648
يا واقعا عاشقش هستي؟

00:19:24.753 --> 00:19:26.123
همم

00:19:26.221 --> 00:19:27.461
از اين منظر بهش فکر نکرده بودم

00:19:27.589 --> 00:19:29.889
آره، فکرکنم همينطوره

00:19:29.991 --> 00:19:31.531
واقعا خدام رو دوست دارم

00:19:55.851 --> 00:19:57.091
! برو گمشو

00:19:58.954 --> 00:20:00.894
ميگيرم ميخورمت !

00:20:00.989 --> 00:20:03.219
دارم طبق قرارمون به ويسکانسن ميرم

00:20:03.324 --> 00:20:04.894
که سر قولم بودم

00:20:06.094 --> 00:20:07.604
خوشش نمياد؟

00:20:07.696 --> 00:20:09.696
.. به اون تک چشم بيخود ميگي

00:20:09.798 --> 00:20:12.828
.. بهش ميگي که

00:20:12.934 --> 00:20:14.574
!کون لقت

00:20:14.670 --> 00:20:16.710
اينو بهش بگو

00:20:18.640 --> 00:20:19.810
با پرنده ها حرف ميزني؟

00:20:19.908 --> 00:20:21.408
!خداي من

00:20:21.509 --> 00:20:23.509
آدم نميتونه يک دقيقه با کيرش
خلوت کنه؟

00:20:23.612 --> 00:20:24.656
فکرکنم بهتره بذاريم
سليم بره

00:20:24.680 --> 00:20:26.410
نه، نبايد بذاريم

00:20:26.514 --> 00:20:27.559
ميتونيم از اينجا ، خودمون
مسيرمون رو بريم

00:20:27.583 --> 00:20:28.723
از "اينجا" منظورت ناکجا آباد ـه؟

00:20:28.817 --> 00:20:30.547
من بعد انجام کار تو
خودم يک کار ديگه دارم

00:20:30.652 --> 00:20:32.992
قاليچه ات رو جمع کن بذار تو ماشين
هنوز خيلي راه مونده بايد بريم

00:20:33.088 --> 00:20:34.599
ما به اندازه کافي نزديک شديم
بهش ديگه نياز نداريم

00:20:34.623 --> 00:20:36.423
من فقط به خاطر تو
دارم از اين مسير و جاده انحرافي ميرم

00:20:36.524 --> 00:20:38.264
تو و اون سکه داخل شکمت

00:20:38.359 --> 00:20:40.905
تها دليل اينه که من مستفيم سمت "خانه سنگي" نرفتم
(يک مکان توريستي بين راهي)

00:20:40.929 --> 00:20:42.629
يا پيغمبر

00:20:42.731 --> 00:20:44.601
دختره واسه رسيدن
به رستاخيزش

00:20:44.666 --> 00:20:46.866
دوست داره هرکاري انجام بده
اونم با عجله

00:20:46.968 --> 00:20:49.098
نه نه نه

00:20:52.240 --> 00:20:53.710
"خانه سنگي"
ويسکانسين
(يک مکان توريستي در ايالت ويسکانسين که در سال 1959 باز شد)

00:20:53.809 --> 00:20:55.439
اونجا جايه که ميريم

00:20:55.611 --> 00:20:56.411
جايه که همه ميخوان

00:20:56.612 --> 00:20:58.082
چرا اينکارو ميکني؟

00:20:58.179 --> 00:21:00.449
دارم مرخصش ميکنه بره
تو از قراردادت رها ميشي

00:21:00.616 --> 00:21:02.616
بزن به چاک
برو مردت رو پيدا کن

00:21:02.718 --> 00:21:04.018
خدايت، همون جن

00:21:08.690 --> 00:21:12.630
تو يک موجود چندشي

00:21:38.053 --> 00:21:39.663
سلااام؟

00:21:39.721 --> 00:21:40.965
ميتونم تو چيزي کمکتون کنم خانم؟

00:21:40.989 --> 00:21:43.289
آره، من هميشه ميخواستم
که يه ماشين بدزدم

00:21:43.391 --> 00:21:44.831
پس ميخوام ماشين تو رو بدزدم

00:21:44.926 --> 00:21:48.696
اه، خوب، مال من نيست
مال رئيسمه

00:21:48.797 --> 00:21:50.527
خيلي خوب، پس من ماشين
اونو ميدزدم

00:21:50.666 --> 00:21:53.066
نميدونم چقدر اينجا هست
ولي بگيرش

00:21:53.168 --> 00:21:55.868
به رئيست بگو که بهت دستبرد زدن
که همينم هست

00:21:55.971 --> 00:21:58.671
رئيسم اگه اين قيافمو ببينه
اصلا باور نميکنه

00:21:58.707 --> 00:22:01.007
نه بابا، قيافت خيلي هم خوبه

00:22:01.109 --> 00:22:02.654
نه، منظورش بدون داشتن
حتي يک ذره کتک کاري

00:22:02.678 --> 00:22:03.708
اون از من ميخواد مُشت بزنمش

00:22:03.812 --> 00:22:06.552
واوو، تو من رو به کشتن ميدي
اون زنه ميتونه؟

00:22:06.682 --> 00:22:10.152
باور کن، اصلا دلت نمي خواد
که اون کتکت بزنه

00:22:15.190 --> 00:22:19.800
يک سوءقصد کننده در ظاهري زيبا
به راحتي ميتونه بعد ارتکاب جرم فرارکنه

00:22:19.895 --> 00:22:22.925
اسي مک گوان، هيچ تمايلي به قتل نداشت

00:22:23.031 --> 00:22:26.771
ولي مدت زيادي ميشه که ديگه
دزدي رو به ديد گناه نگاه نمي کرد

00:22:49.858 --> 00:22:54.058
در طي اين سالها
اسي يه دزد تمام عيار شده بود

00:22:54.162 --> 00:22:57.172
دامن گشادش ميتونست

00:22:57.265 --> 00:22:59.165
بسياري از گناهان رو مخفي کنه

00:23:11.747 --> 00:23:13.747
اگرچه کارش (دزدي) کار
صادقانه و درستي نبود

00:23:13.782 --> 00:23:15.422
ولي با زحمت و کار خودش
خرج زندگيش رو در مي آورد

00:23:15.516 --> 00:23:17.986
و به هيچ مردي متکي نبود

00:23:20.822 --> 00:23:22.822
اون سپاسگزاري هايش رو
براي مخلوقاتي کنار گذاشته بود

00:23:22.924 --> 00:23:24.834
که در بچگي براش تعريف شده بود

00:23:24.926 --> 00:23:27.656
که مطمئن بود
.. نفوذ و تاثيرشون

00:23:27.763 --> 00:23:30.203
تا لندن رسيده بود

00:24:08.870 --> 00:24:12.410
متاسفانه هر چي نعمت بيشتر باشه

00:24:12.507 --> 00:24:14.937
بيشتر عبادت کردن رو فراموش ميکنيم

00:24:46.107 --> 00:24:48.907
شما متهم به بازگشت از تبعيد

00:24:49.010 --> 00:24:52.050
و همچنين متهم به دزدي هستيد

00:24:58.920 --> 00:25:01.490
اسي رو به زندان "نيوگيت" بردن

00:25:01.589 --> 00:25:03.929
و فقط بحث دير يا زود بودن

00:25:04.025 --> 00:25:07.425
رسيدنش به پاي چوبه دار
مطرح بود

00:25:35.156 --> 00:25:36.956
چيزي که تو کاسه هست رو نخور

00:25:37.058 --> 00:25:39.188
مگه اينکه بخواي حالت بهم بخوره و بريني
(مسموم بشي)

00:25:39.294 --> 00:25:40.904
بچسب به نون

00:25:43.098 --> 00:25:45.198
دختر خوشگلي مثل تو
يه اينجا تعلق نداره

00:25:46.935 --> 00:25:48.935
چجوري ميدوني من چه شکلي هستم

00:25:49.037 --> 00:25:52.067
مي تونم يک صدايي که با
جيغ همراه نشده رو بشنوم

00:25:52.173 --> 00:25:56.313
خوب، منم قطعا به اينجا تعلق ندارم

00:25:57.979 --> 00:26:00.749
من توي ميخونه واسه يک فنجون آبجو بودم

00:26:00.916 --> 00:26:03.986
جوون خوبيم. من حتي ميخواستم
پول نوشيدني هم پرداخت کنم

00:26:04.085 --> 00:26:06.545
وقتي که يک يارويي راهمو بست

00:26:06.654 --> 00:26:08.264
انگار شاه جورج کوفتي ـه

00:26:08.356 --> 00:26:11.256
منم هلش دادم
فقط يک هشدار

00:26:11.359 --> 00:26:13.929
و بعد اونم با صورت خورد به يک بطري شکسته

00:26:14.029 --> 00:26:16.029
چشمش رو از دست داد
چيزي که بهم گفتن

00:26:16.131 --> 00:26:19.971
خيلي از اين عوضيا با يک چشم
هم ميتونن زندگي کنن

00:26:20.068 --> 00:26:22.468
تو چي خانم؟
تو هم چشم کور کردي؟

00:26:22.570 --> 00:26:24.440
توري
(لباس)

00:26:24.539 --> 00:26:26.169
خيلي نيست

00:26:26.274 --> 00:26:28.344
دليلي که اميدوار باشي تبعيد کنن

00:26:28.443 --> 00:26:29.583
من اون اميد رو از دست دادم

00:26:29.677 --> 00:26:31.477
فرصتم رو داشتم

00:26:33.348 --> 00:26:36.578
درست و عادلانه نيست
بايد بيشتر از يک فرصت بهم بدن

00:26:36.684 --> 00:26:38.754
خب دنيا بر اساس عدالت کار نميکنه

00:26:38.987 --> 00:26:41.087
خب اين درست نيست

00:26:41.189 --> 00:26:43.619
گور پدر خودشون و چوبه دارشون

00:26:43.724 --> 00:26:46.134
يه شاش خوب و طولاني بهشون بده
وقتي اويزونت کردن

00:26:46.227 --> 00:26:48.497
يه کثافتکاري به جا بزار تا پاکش کنن

00:26:48.596 --> 00:26:50.396
اينجوري خيلي راحت هم نمي ري

00:26:52.033 --> 00:26:55.103
خوب پس تو قبلا با کشتي رفتي

00:26:55.203 --> 00:26:56.743
تا کارولينا

00:26:56.972 --> 00:26:59.342
!موشا! آمريکا
(جزيره اي در نزديکي باهاما)

00:26:59.440 --> 00:27:01.440
چطور بود؟

00:27:01.542 --> 00:27:04.082
نميدونم، زياد اونجا توقف نکردم
تا همه چي رو

00:27:04.179 --> 00:27:05.809
قبل اينکه به لندن برگردم ببينم

00:27:05.981 --> 00:27:07.151
شانس رو نداشتم

00:27:07.248 --> 00:27:10.018
خجالت اوره. شنيدم يه شانسي هست

00:27:10.118 --> 00:27:12.218
مي توني رشوه رو امتحان کني

00:27:12.320 --> 00:27:15.820
نگهبان زندان تورو از ته قلب
با مقداري طلا آزاد ميکنه

00:27:15.991 --> 00:27:18.061
فقط فرار کردن

00:27:18.159 --> 00:27:20.199
ميتونم يه خورده از مال خودم بهت بدم

00:27:20.295 --> 00:27:22.255
طلاي داري؟

00:27:22.363 --> 00:27:24.803
داشتم. يه مقداري

00:27:25.000 --> 00:27:27.000
نگهش داشته بودم

00:27:27.068 --> 00:27:32.208
سهم خودم رو بالا کشيدم
اما به وقتش باقيمانده رو به جايي که بايد، تحويل دادم

00:27:32.307 --> 00:27:33.567
به کي؟

00:27:33.674 --> 00:27:35.484
پادشاه

00:27:36.744 --> 00:27:38.854
ما تو زندان هستيم عشقم

00:27:39.014 --> 00:27:41.224
کل کاري که ميتونيم کنيم
داستان گفتنه

00:27:41.316 --> 00:27:43.446
شرط ميبندم
تو هم داستان خودت رو داري

00:27:46.787 --> 00:27:50.027
من يک زن سرخ پوست رو اونجا ديدم

00:27:50.091 --> 00:27:51.431
تو آمريکا

00:27:52.660 --> 00:27:54.560
يک سبد سيب داشت

00:27:54.662 --> 00:27:56.562
مثل يک کيک پوند توي صبح
(يک کيک کره اي قهوه اي متداول در انگلستان )

00:27:56.664 --> 00:27:58.934
پوستش مثل آجر بود

00:27:59.034 --> 00:28:03.044
اسمش رو پرسيدم و گفت: سوزان

00:28:03.071 --> 00:28:05.071
يه زني مثل اون اسمش سوزان باشه؟

00:28:05.173 --> 00:28:07.183
بهش گفتم اسمت وقتي به دنيا اومدي چي بود؟

00:28:07.275 --> 00:28:12.045
و اون فقط گفت: من الان سوزان هستم

00:28:12.147 --> 00:28:15.447
تو آمريکا هر کسي هر چيزي که
دوست داره مي تونه باشه

00:28:16.451 --> 00:28:19.691
اسم جديد، زندگي جديد

00:28:19.787 --> 00:28:22.517
جاييه که جسم آدم ميتونه شاد باشه

00:28:22.623 --> 00:28:24.333
شادي چي هست اصلا؟

00:28:24.425 --> 00:28:26.085
به خدا اگه منم بدونم

00:28:28.463 --> 00:28:31.073
فکر کنم وقتي دختر بچه بودم مي دونستم

00:28:31.132 --> 00:28:35.202
نشستن و انتظار براي
برگشت قايق پدرم از دريا

00:28:35.303 --> 00:28:38.173
حالا به همينکه از زندگيم راضيم
قانعم

00:28:39.440 --> 00:28:43.940
يک خونه، يک درخت

00:28:44.079 --> 00:28:47.649
کسي که به اندازه کافي
با من خوب باشه

00:28:47.748 --> 00:28:49.948
نه خيلي خوب

00:28:50.085 --> 00:28:52.515
من تو چکمه هام و خارج از جيبم زندگي ميکنم

00:28:52.620 --> 00:28:56.090
تا جايي که يادم مياد

00:28:56.157 --> 00:28:57.827
ميتوني خوش شانس باشي

00:28:58.093 --> 00:28:59.193
تو هر کاري ميکني

00:28:59.294 --> 00:29:01.534
من تو آمريکا چه غلطي بايد بکنم؟

00:29:01.629 --> 00:29:04.099
رسوندن طلا به پاداشاهش

00:29:04.199 --> 00:29:06.329
اونا پادشاه ندارن

00:29:06.434 --> 00:29:08.704
هنوز نه

00:29:08.803 --> 00:29:11.243
هر کسي نياز به شاه داره

00:29:48.143 --> 00:29:50.313
اينجا هر شب اينقدر سرده؟

00:30:03.090 --> 00:30:05.630
محکوم هيچ وقت نميدونه کي جلاد مياد

00:30:05.726 --> 00:30:07.556
تا طناب دارش رو  بياره

00:30:16.804 --> 00:30:20.444
من، اه

00:30:20.541 --> 00:30:24.081
اين غدا رو خودم از آشپزخونه گرفتم

00:30:24.179 --> 00:30:27.279
نون تازه و ميوه تازه

00:30:27.382 --> 00:30:28.622
کيک گوشت

00:30:32.853 --> 00:30:37.493
جاي شرم داره که ميزارن
پاي چوبه دار تلف بشي

00:30:37.592 --> 00:30:41.462
سپس زندان بان نيوگيت
سه تا ادعاي واقعي بيان کرد

00:30:41.562 --> 00:30:45.232
که ميتونست قبل رسيدگي به پروندش
دوازده هفته خوب رو براش رقم بزنه

00:30:45.333 --> 00:30:48.743
و اون به نظرش (زندان بان) چيز خوشگلي بود

00:30:48.836 --> 00:30:53.106
و ممکن بود راهي باشه که
به لطف اون لبخند شانسش

00:30:53.208 --> 00:30:55.538
بتونه از پاي چوبه دار فرار کنه

00:31:10.758 --> 00:31:13.328
وقتي نوبتش رسيد، اِسي باعث تعجب کسي نشد

00:31:13.428 --> 00:31:15.428
وقتي با اشاره به شکمش
در دادگاه از خودش دفاع کرد

00:31:15.530 --> 00:31:17.700
زنان شوهرداري که چنين ادعايي ميکردن

00:31:17.798 --> 00:31:20.538
که معمولا ساختگي هست
همه رو شگفت زده ميکرد

00:31:20.635 --> 00:31:22.265
و مجبور به قبول کردن
اين حقيقت ميشدن که..

00:31:22.370 --> 00:31:25.410
يکي مثل "اِسي" حامله هست

00:31:30.311 --> 00:31:33.311
حکم اعدام اون يک بار ديگه به

00:31:33.414 --> 00:31:37.154
تبعيد ، کاهش پيدا کرد
اين بار براي هميشه

00:31:37.252 --> 00:31:39.892
در تمام روزهاي بعدش
کابوس مي ديد

00:31:39.987 --> 00:31:41.687
که وقتش رو باهاشون مي گذروند

00:32:09.317 --> 00:32:11.917
دوشيزه دريا در نورفولوک ويرجيانا فرود آمد
(يک پري دريايي بر اساس افسانه اسکاتلندي)

00:32:12.019 --> 00:32:15.189
و سند خدمتکاري "اِسي" به
يک کشاورز تنباکو

00:32:15.290 --> 00:32:17.960
به نام جان ريچاردسون فروخته شد
که همسرش چند هفته قبل

00:32:18.058 --> 00:32:20.088
بعد از به دنيا اوردن دخترش

00:32:20.295 --> 00:32:22.355
به علت تب درگذشت

00:32:22.463 --> 00:32:24.973
و اون يه يک خدمتکار و دايه نياز داشت

00:32:25.065 --> 00:32:27.765
که از همه کارهاي کوچش بر بياد

00:32:46.987 --> 00:32:50.787
و با شير اون
بچه ها بزرگ شدن

00:32:50.891 --> 00:32:53.761
و داستان هاي اسي رو چشيدن

00:32:58.433 --> 00:33:01.343
اما مرد بيدي

00:33:01.402 --> 00:33:05.642
ميره قدم زني

00:33:05.740 --> 00:33:09.680
قدم زني

00:33:09.777 --> 00:33:11.377
تا تو بيرون باشي

00:33:34.369 --> 00:33:36.869
نکن اون کارو ، بچه نيني

00:33:36.971 --> 00:33:38.471
همه ما مثل تو گوشت اويزون نيستيم
(اشاره به مُرده بودن و بي حس بودن لارا)

00:33:54.088 --> 00:33:55.518
ميخوري

00:33:55.623 --> 00:33:57.000
با توجه به اينکه معده من دوخته شده

00:33:57.024 --> 00:33:58.794
و به دستگاه گوارشم وصل نيست

00:33:58.893 --> 00:34:00.463
فکرکنم بايد درخواستت رو رد کنم

00:34:00.561 --> 00:34:01.605
تو بزودي ميتوني بخوري

00:34:01.629 --> 00:34:03.399
اگه اون طرف رستاخيزگرت از پسش بر بياد

00:34:03.498 --> 00:34:05.768
ميتونه و انجام ميده
به شرط يک لطفي

00:34:05.866 --> 00:34:07.666
نه واسه طلا

00:34:12.407 --> 00:34:14.237
تو چه قدر طلا داري؟

00:34:14.409 --> 00:34:16.039
چقد توي خزانه هست؟

00:34:16.143 --> 00:34:17.553
خزانه ديگه چه کوفتيه؟

00:34:17.645 --> 00:34:19.945
و چرا تو يکيش رو داري؟

00:34:20.047 --> 00:34:21.617
زماني واسه خودم پادشاه بودم

00:34:21.716 --> 00:34:23.476
اره جون عمت

00:34:23.584 --> 00:34:24.584
به جان خودم

00:34:24.619 --> 00:34:26.919
بعد منو تبديل به پرنده کردن

00:34:27.021 --> 00:34:29.521
بعد کليساي مادر اومد و
همه مارو به قديسه

00:34:29.624 --> 00:34:31.864
و غول (ترول) و جن و پري تبديل کرد

00:34:31.959 --> 00:34:33.429
جنرال ميلز هم بقيشو انجام داد
(يک شرکت مواد غذايي امريکايي تاسيس شده در سال 1866)

00:34:33.528 --> 00:34:34.858
خوب حالا نکته اش چيه؟

00:34:34.962 --> 00:34:37.502
چهارشنبه چي داره که بخواد تو اين ضيافت خدايان عرضه کنه؟

00:34:37.598 --> 00:34:39.528
که تو بايد يک بليت براش تهيه کني؟

00:34:41.001 --> 00:34:42.841
جنگ

00:34:47.442 --> 00:34:49.882
من يکبار به جنگ رفتم

00:34:49.977 --> 00:34:52.247
يا شايدم قرار بود برم

00:34:52.480 --> 00:34:55.580
خيلي وقت پيش

00:34:55.683 --> 00:34:59.493
در اوايل نبرد، من به اتيش نگاه ميکردم

00:35:01.456 --> 00:35:04.986
و مرگ خودم رو مي ديدم
با قاطعيت

00:35:05.092 --> 00:35:06.892
ديدم

00:35:23.210 --> 00:35:25.680
مي دونستم اگه بمونم
همون روز مي ميرم

00:35:31.552 --> 00:35:33.852
چکمه هامو پوشيدم

00:35:33.954 --> 00:35:36.764
شمشيرم رو انداختم

00:35:36.857 --> 00:35:39.487
و فرار کردم

00:35:44.565 --> 00:35:46.665
من يک نبرد بدهکارم

00:35:49.604 --> 00:35:52.174
تو دنبال چهارشنبه راه افتادي
تا بتوني تو جنگش مبارزه کني

00:35:52.272 --> 00:35:55.542
و بميري و به خاطرش فرمان هاش رو اجرا ميکني؟

00:35:57.612 --> 00:36:01.322
من کاراي بدتر از اينم کردم

00:36:01.516 --> 00:36:03.516
مردن که واسه من کارساز بود

00:36:03.584 --> 00:36:06.024
هرکسي بايد يه بار تجربه اش کنه

00:36:06.120 --> 00:36:08.031
به نظر ميرسه يه چندصد سالي هست
داري روي زمين راه ميري

00:36:08.055 --> 00:36:10.655
با همون چکمه هات
! پس فکرکنم تو تجربه اش کردي

00:37:24.932 --> 00:37:28.202
شب سوون
(سوون يک جشن قديمي برداشت محصول است که
تاثير زيادي در جشن فعلي هاووين گذاشته.
در اين روز ارواح مردگان به ديدار زندگان مي آيند)

00:37:28.302 --> 00:37:29.802
ارواح ميتونن آزادانه به دنياي ما بيان

00:37:29.904 --> 00:37:33.774
اما اگه شما لباس مبدل مثل اين بپوشيد

00:37:33.874 --> 00:37:35.814
اونا شمارو يکي مثل خودشون ميدونن

00:37:35.910 --> 00:37:36.710
اسب ها اومدن

00:37:36.811 --> 00:37:38.911
اره، باباتون خونست

00:37:39.013 --> 00:37:41.883
ولي ما بايد حواسمون به کي باشه؟

00:37:41.982 --> 00:37:43.882
...لپر

00:37:43.984 --> 00:37:45.054
کان...

00:37:45.152 --> 00:37:46.952
لپرکان، درسته
(نوعي پري خيالي کوتوله در اساطير ايرلندي با کلاه و وريش)

00:37:47.054 --> 00:37:50.634
پس ما مقدار کمي از برداشتمون رو
بر جا ميزاريم

00:37:50.725 --> 00:37:52.725
به خاطر اينکه اگه بخوان

00:37:52.827 --> 00:37:55.697
ميتونن هزاران قدم شمارو از مسيري
که رفتين ، دور کنن

00:37:58.432 --> 00:38:01.442
اون همه اين چيز ها رو بهشون مي گفت
و اونا هم باور ميکردن

00:38:01.636 --> 00:38:04.806
به خاطر اينکه خودش باور کرده بود

00:38:19.654 --> 00:38:21.094
ببخشيد

00:38:21.188 --> 00:38:22.788
تاز تموم کردم ، قربان

00:38:25.893 --> 00:38:28.833
بسيار خوب، شب بخير
ارباب ريچاردسون

00:38:28.929 --> 00:38:29.929
صبر کن

00:38:36.737 --> 00:38:38.667
ارباب ريچاردسون

00:38:41.275 --> 00:38:43.305
...من هرگز متوجه

00:38:43.410 --> 00:38:45.080
...نشدم که شما من رو براي

00:38:45.179 --> 00:38:47.919
اسي بهش گفت که چجوري شوکه و اذيت شده

00:38:48.015 --> 00:38:50.985
که يک بيوه بيچاره که ازش خواسته بشه
تن خودش رو بفروشه

00:38:51.085 --> 00:38:53.085
به يک مردي که تا به حال
احترام زيادي براش قائل بوده

00:38:53.187 --> 00:38:55.757
يک خدمتکار نميتونست ازدواج کنه

00:38:55.856 --> 00:38:57.986
پس اينکه اون (مرد) چجوري ميتونست به

00:38:58.092 --> 00:39:00.192
به عذاب دادن يک دختر بدبخت تبعيدي فکر کنه

00:39:00.294 --> 00:39:02.004
براي اون زن قابل درک نبود

00:39:02.096 --> 00:39:06.696
يه دختر بدبخت تبعيدي
که به شما احساس داره

00:39:10.004 --> 00:39:12.714
احساساتي که شما نميتوني
پاسخگوي اونا باشي

00:39:14.174 --> 00:39:15.814
...اسي

00:39:15.910 --> 00:39:19.880
جان ريچاردسون خودش رو زانو زد

00:39:19.980 --> 00:39:23.720
و درخواست دادن پيشنهاد خاتمه دادن
قرارداد بردگي ـش کرد

00:39:23.818 --> 00:39:26.618
* تو عشق مني *

00:39:26.721 --> 00:39:29.261
* تو فرشته مني *

00:39:29.356 --> 00:39:31.156
* ...تو دختر مني *

00:39:31.258 --> 00:39:34.088
تا اينکه دستش رو براي ازدواج گرفته بود

00:39:34.194 --> 00:39:37.834
اسي تاحالا ارباب ريچاردسون رو حتي نبوسيده بود

00:39:37.932 --> 00:39:41.842
ولي وقتي بوسيدش
اونم بوسيدش

00:39:41.936 --> 00:39:45.336
و از اون روز به بعد
اونو جان صدا کرد

00:39:45.439 --> 00:39:48.079
* بابا به خونه برگشته*

00:39:50.244 --> 00:39:52.714
* بابا به خونه برگشته*

00:39:52.813 --> 00:39:55.453
* واسه موندن *

00:39:55.549 --> 00:39:58.019
اونا اسم پسرشون رو همون نام (جان) گذاشتن
(بچه جفتشون بود)

00:40:01.722 --> 00:40:04.592
وقتي بچه ها به مدرسه مي رفتند
تا حروف رو ياد بگيرن

00:40:04.691 --> 00:40:06.661
اسي مطمئن مي شد که هر کدومشون

00:40:06.761 --> 00:40:08.701
مقداري نمک توي جيبشون ببرن

00:40:08.796 --> 00:40:10.626
و مقداري نون در اون يکي جيب

00:40:10.731 --> 00:40:15.171
که خيالش راحت باشه اونا يه بار ديگه
به سلامتي به خونه برگردند

00:40:15.269 --> 00:40:17.599
هميشه بر ميگشتند

00:40:17.704 --> 00:40:19.644
* ...اشک چشمات *

00:40:19.740 --> 00:40:22.780
جان ريچاردسون اونو خيلي دوست داشت

00:40:25.312 --> 00:40:28.382
يک دهه بود از ازدواج اونها گذشته بود
و اون موقع بود که "اِسي" قسم خورد

00:40:28.482 --> 00:40:31.752
صداي يک "بنشي" رو در شب شنيده بود
(اسطوره اي ايرلندي : روح زني که از دنياي ديگر پيام مي آورد و طالع مرگ است)
(غالبا به شکل زني عزادار ظاهر مي شود)

00:40:31.852 --> 00:40:35.822
يک هفته بعد، تب اون رو از پا دراورد

00:40:41.295 --> 00:40:45.195
* اينجور نبود؟ *

00:40:45.299 --> 00:40:48.639
* در يک يکشنبه *

00:40:48.803 --> 00:40:51.973
* دوشنبه و سه شنبه نبود؟ *

00:40:52.072 --> 00:40:58.012
* در يک بعد ظهر سه شنبه نبود؟ *

00:40:58.112 --> 00:41:02.722
* تنها کاري که ميتوانستم بکنم گريه بود *

00:41:02.817 --> 00:41:06.347
* ولي يک عهدي بستم *

00:41:06.453 --> 00:41:10.123
* که تو ارزشمندي *

00:41:10.224 --> 00:41:13.164
روز هاي خوب و بدي بودند

00:41:13.260 --> 00:41:17.230
به نسبت يکسان
ولي زياد بودن

00:41:17.331 --> 00:41:20.841
* براي تو *

00:41:20.901 --> 00:41:25.911
* چقدر براي اين لحظه صبر کردم *

00:41:27.842 --> 00:41:30.342
* که پيش" تو باشم *

00:41:33.113 --> 00:41:35.853
* بهترين دوستت نوشت و به من گفت *

00:41:35.950 --> 00:41:40.860
* اشک در چمشانت جاري شده؟ *

00:41:43.257 --> 00:41:46.987
مزرعه زير نظر بيوه ريچاردسون رونق گرفت

00:41:47.094 --> 00:41:50.204
تا زماني که به اسم "مامان" شناخته مي شد

00:41:50.297 --> 00:41:52.467
"يا در اين زمان، "مادربزرگ

00:41:52.566 --> 00:41:54.866
اوه، ممنون عزيزم

00:41:57.504 --> 00:42:00.914
البته، شما نبايد هرگز توسط
يک رود به خواب بريد

00:42:01.008 --> 00:42:06.708
نه، واسه اينکه "آلپ-لوکرا" ممکنه
وارد دهانتون شه
(افسانه ايرلندي: يک پري نا مرئي که نصف غذاي طرف رو ميخوره)

00:42:06.881 --> 00:42:09.381
و داخل شکمتون خونه ميسازه

00:42:09.483 --> 00:42:13.493
و غذاهايي که ميخوريد رو با شما شريک ميشه

00:42:13.587 --> 00:42:15.957
پس مهم نيست چقدر مي خوريد

00:42:16.056 --> 00:42:20.256
بعدش، هيچ وقت احساس سيري نمي کنيد

00:42:20.360 --> 00:42:23.000
هيچ وقت
هيچ وقت

00:42:23.097 --> 00:42:24.227
هيچ وقت

00:42:25.332 --> 00:42:26.532
اوه، اوه

00:42:26.633 --> 00:42:28.373
مامان، کافيه

00:42:34.108 --> 00:42:37.008
به نظر مي رسيد هيچ جايي
ديگه واسه ارواح قديمي

00:42:37.111 --> 00:42:41.921
در ويرجيانا نيست
پس "اسي" ديگه افسانه هاش رو تعريف نکرد

00:42:41.949 --> 00:42:44.019
اونا رو در قلبش نگه داشت

00:42:44.118 --> 00:42:47.018
جايي که اونا رو مثل تاس کباب پدرش گرم مي کرد

00:42:47.121 --> 00:42:51.191
در يک شب سرد خليج بنتري، در خيلي وقت ها پيش
(شهري در ايرلند)

00:43:16.951 --> 00:43:18.451
اسي مک گوان؟

00:43:53.287 --> 00:43:56.317
اوه... اه

00:43:57.424 --> 00:43:59.294
اه

00:44:02.429 --> 00:44:04.229
اوه

00:45:22.076 --> 00:45:23.836
بهش بگو

00:45:24.078 --> 00:45:25.608
بهش بگو کار انجام شد

00:45:57.111 --> 00:46:00.211
به اندازه کافي چرت و پرت هات رو باورنکردم؟
(به ايرلندي)

00:46:00.314 --> 00:46:03.224
به اندازه کافي زجر نکشيدم؟
(به ايرلندي)

00:46:03.317 --> 00:46:07.887
اين کافي نيست؟ من آدم شيطاني نيستم
(به ايرلندي)

00:46:08.122 --> 00:46:11.132
!نيستم

00:46:14.794 --> 00:46:16.534
لعنتي

00:46:44.158 --> 00:46:45.328
...اوه، لع

00:46:48.462 --> 00:46:49.562
لعنتي

00:46:52.432 --> 00:46:53.502
نگاه نکن

00:46:57.704 --> 00:46:59.174
---

00:47:15.389 --> 00:47:16.519
بيا

00:47:20.660 --> 00:47:21.660
بجنب

00:48:03.703 --> 00:48:04.603
اسي مک گوان

00:48:04.704 --> 00:48:06.474
من شمارو ميشناسم؟

00:48:08.608 --> 00:48:10.608
ممکنه بگي که منو ميشناسي

00:48:10.710 --> 00:48:13.480
اوه، تو يک ايرلندي هستي

00:48:13.580 --> 00:48:15.750
بله خودمم

00:48:15.849 --> 00:48:17.879
مرد تپه ها -
اه -

00:48:17.984 --> 00:48:21.394
يا حداقل ، قبلا بودم

00:48:21.488 --> 00:48:25.088
ولي الان اينجام
تو اين جهان جديد

00:48:25.259 --> 00:48:29.259
جايي که هيچکس يه آب جو يا شير
به رفيق صادقش نميده

00:48:29.363 --> 00:48:31.303
يا يک قرص نان
در زمان برداشت محصول

00:48:34.901 --> 00:48:38.141
اگه تو هموني هستي که من فکرش رو ميکنم

00:48:38.272 --> 00:48:41.282
باهات هيچ مشکلي ندارم

00:48:41.308 --> 00:48:43.708
منم ندارم

00:48:43.810 --> 00:48:45.880
اگرچه به خاطر تو بود
که من به اينجا کشونده شدم

00:48:45.979 --> 00:48:48.349
تو و تعدادي ديگه مثل تو

00:48:48.448 --> 00:48:51.148
به اين سرزمين
زماني واسه جادو نمونده

00:48:51.285 --> 00:48:53.115
جايي واسه جن و پري
و امثال اون نمونده

00:48:53.287 --> 00:48:57.687
من... تو براي من خيلي خوبي کردي

00:48:58.292 --> 00:49:01.162
خوب و بد

00:49:01.295 --> 00:49:05.295
ما مثل باديم
به هر دو طرف مي وزيم

00:49:06.300 --> 00:49:07.530
موافقم

00:49:18.712 --> 00:49:19.712
...اوه

00:49:23.082 --> 00:49:27.422
دست منو ميگيري ، اسي مک گوان؟

00:49:39.833 --> 00:49:43.173
وقتي پيداش کردن اون هنوز گرم بود

00:49:43.269 --> 00:49:45.669
اگرچه زندگي از جسم او گريخته بود

00:49:45.772 --> 00:49:49.382
و تنها نيمي از سيب ، پوست کنده شده بود

00:50:09.383 --> 00:50:19.383
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.