﻿WEBVTT

00:00:03.936 --> 00:00:06.802
‫نمیتونم، الان باید برم رانندگی کنم،

00:00:06.803 --> 00:00:09.441
‫من باید.. ها؟
‫نمیدونم، از اون بپرس.

00:00:09.508 --> 00:00:12.874
‫من الان باس برم بشینم پشت ماشینم،
‫که تو جاده برونمش!

00:00:15.742 --> 00:00:18.407
‫چی؟ مسخره ـمون
‫کردی؟

00:00:18.408 --> 00:00:20.774
‫پفففف، بگیر که اومد کس کش

00:00:22.508 --> 00:00:26.407
‫هِی! آره، حالا شد!
‫(اصطلاحی که میگه مربوط به یه نوع تمرین گرم کردن در بیسباله -
اشاره به یکی از دیالوگ های کارتون باگز بانی - اینجا هیچ ربطی نداره، ولی خب چون مسته اینو میگه)

00:00:26.408 --> 00:00:29.841
‫منو ببر به خونه ای که
‫توش زندگی می کنم!

00:00:37.608 --> 00:00:40.574
‫اُه، اُه خدای من، روماکی!
‫(روماکی یه نوع پیش غذایی هست که از جگر مرغ و یک نوع شاه بلوط چینی درست میشه)

00:00:40.575 --> 00:00:41.708
‫بو ـش رو حس می کنی؟

00:00:41.709 --> 00:00:44.507
‫آآآ، خیر، فی الواقع حس نمی کنم.

00:00:44.508 --> 00:00:46.708
‫در واقع،
‫هیچی رو نمیتونم بو کنم

00:00:46.709 --> 00:00:47.908
‫آرچر.
‫چـــ..؟

00:00:47.909 --> 00:00:50.474
‫بـَـری؟
‫هِی، احمق جون.

00:00:50.475 --> 00:00:51.595
‫نه، نه، نه
‫صـَ صَـ صَـ صبر کن!

00:00:53.575 --> 00:00:55.474
‫ضد گلوله ـست.

00:00:57.508 --> 00:00:59.574
‫گفتی "ضد گلوله ـست؟"

00:00:59.575 --> 00:01:01.507
‫نتونستی بفهمی، نه؟

00:01:01.508 --> 00:01:03.674
‫دیگه در این حد هم احمق نبودم.
‫اُه، خدای من!

00:01:03.675 --> 00:01:05.474
‫- مااااپ
‫- اونقدرا هم غیر منتظره نبود.

00:01:05.475 --> 00:01:06.841
‫البته شرط می بندم از اینکه منو دیدی
‫حسابی غافلگیر شدی، ها؟

00:01:06.842 --> 00:01:09.641
‫بله که شدم، بَری.
‫به خاطر اینکه من تو رو

00:01:09.642 --> 00:01:11.708
‫توی اون ساختمون بالابر غلات منفجرت کردم!
‫اَوووو
‫(اشاره به فصل ششم، قسمت چهارم)

00:01:11.709 --> 00:01:12.841
‫آره، آرچر، یادمه

00:01:12.842 --> 00:01:15.474
‫هر وقت که توی آینۀ لعنتی
‫ریخت خودمو می بینم!

00:01:15.475 --> 00:01:17.541
‫و.. وایسا، الان تو
‫نامرئی هستی؟

00:01:17.542 --> 00:01:19.441
‫نه، کس مغز!

00:01:19.442 --> 00:01:21.641
‫من الان یه اسکلت تیتانیومی متحرّکم!

00:01:21.642 --> 00:01:24.474
‫اُه. خب حالا، جیر جیرم می کنی، یا... اووو
‫(صدای دو تکه آهن قراضه وقتی روی هم می لغزن)

00:01:24.475 --> 00:01:26.674
‫بله، کله کیری.
‫جیر جیرم می کنم! خوشحالی الان؟

00:01:26.675 --> 00:01:29.607
‫- منظورم اینه...
‫- خب، من که نیستم. حالا میخوای بدونی چرا؟

00:01:29.608 --> 00:01:31.507
‫چونکه، نه تنها به ترتیب

00:01:31.508 --> 00:01:33.541
‫بهم شلیک کردی،
‫جفت استخون ران پاهام رو به گا دادی،

00:01:33.542 --> 00:01:36.808
‫جفت نامزدام رو از کون کردی،
‫کاری به سَرَم آوردی که الان تبدیل شدم به رُبات،

00:01:36.809 --> 00:01:39.741
‫توی فضا تنهایی وِلَم
‫کردی بمیرم،

00:01:39.742 --> 00:01:42.741
‫بلکه توی یه ساختمون بالابر غلات هم منفجرم کردی!

00:01:42.742 --> 00:01:47.607
‫اُه خدای من، فِرَمبوئَز!
‫یادته که؟
‫(فرمبوئز نامزد سابق بَری)

00:01:47.608 --> 00:01:49.507
‫بله، آرچر، یادمه.
‫و همین مسأله به تنهایی

00:01:49.508 --> 00:01:50.874
‫بهترین دلیل واسه کشتنت هست.

00:01:50.875 --> 00:01:52.774
‫ولی خب من به این خاطر
‫نیومدم لس آنجلس.

00:01:52.775 --> 00:01:56.474
‫اگه می خواستی بازی ازتِکس رو ببینی،
‫واست خبرای بدی دارم
‫(تیم فوتبال ازتکس لس آنجلس)

00:01:56.475 --> 00:01:59.507
‫میشه خفه خون بگیری؟ من
‫اومدم اینجا یه نفرو پیدا کنم.

00:01:59.508 --> 00:02:01.841
‫بعدشم این آقا کوچولو
‫رو دیدم

00:02:01.842 --> 00:02:04.708
‫اُه،
‫تو رو... سگ تو روحت، پم!

00:02:04.709 --> 00:02:06.674
‫باورم نمیشه که کارآگاه خصوصی شدی

00:02:06.675 --> 00:02:08.574
‫خب، حداقل بهتر از اینه که تاکسی برونی

00:02:08.575 --> 00:02:10.674
‫من تاکسی نمیرونم، کارآگاه جون!

00:02:10.675 --> 00:02:13.841
‫این ماشین واسه دغل بازی بود.
‫من بودم که به ماشینت قفل و گیره بسته بودم.

00:02:13.842 --> 00:02:16.808
‫- چـــرا؟
‫چون که، کون گشاد چاقال،

00:02:16.809 --> 00:02:18.841
‫می خوام استخدامت کنم! من..

00:02:18.842 --> 00:02:21.407
‫ببین، آدمای زیادی نیستن که
‫این جریانو میدونن، خب؟

00:02:21.408 --> 00:02:23.774
‫ولی خب من توی یتیم خونه بزرگ شدم.
‫هیچ وقت مادرمو ندیدم،

00:02:23.775 --> 00:02:26.874
‫و همیشه احساس می کردم که
‫یه بخش بزرگی از..

00:02:26.875 --> 00:02:30.607
‫کسی که الان هستم رو نمیگما، ولی خود واقعی ای
‫که میتونستم باشم رو از دست دادم، میدونی؟

00:02:30.608 --> 00:02:33.474
‫و البته شایدم یه خُرده از این
‫چیزی که به سَرَم اومده تقصیر خودم باشه

00:02:33.475 --> 00:02:36.741
‫ولی احساس می کنم که یه بَریِ
‫بهتر دیگه ای توی وجودم باشه

00:02:36.742 --> 00:02:39.674
‫اگه فقط میتونستم که پیش مادر واقعیم
‫برگردم، شاید..

00:02:39.675 --> 00:02:42.209
‫و بازم میگم، شاید، میتونستیم
‫اون خود واقعیم رو پیدا کنیم.

00:02:46.875 --> 00:02:51.674
‫باشه. باشه.
‫باشه. باشه!

00:02:51.675 --> 00:02:55.607
‫بَری، اُه پسر، یعنیــا
‫چطوری به ذهنت رسید

00:02:55.608 --> 00:02:59.541
‫که من واسه حتی یک نانو ثانیه هم که شده
‫بهت کمک کنم؟

00:02:59.542 --> 00:03:01.607
‫هِی، من اینجا مرد و مردونه
‫اومدم باهات حرف بزنم.

00:03:01.608 --> 00:03:05.808
‫نخیرم. تو به عنوان یه
‫رُبات مومیایی شده اومدی پیشم!

00:03:05.809 --> 00:03:08.574
‫اُه خدای من، کی..
‫آرچر، نه!

00:03:08.575 --> 00:03:09.708
‫کیه که...

00:03:09.709 --> 00:03:11.874
‫- میگم نگو!
‫- کیه که مامان نداره؟
‫(کلمۀ مامان رو طوری میگه که معنی مومیایی هم میده)

00:03:11.875 --> 00:03:14.674
‫باشه، خیلی خُب
‫حالا این کارو می کنیم

00:03:25.875 --> 00:03:28.542
‫بـَـق، بـَـق :دی

00:03:54.224 --> 00:04:05.308
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:04:06.508 --> 00:04:11.474
‫آآه، چه خبره،
‫کارخونه پله سازیه؟

00:04:11.475 --> 00:04:13.841
‫آآآه! اُه!
‫اُه، هِی.

00:04:13.842 --> 00:04:17.474
‫خب، این خوراک رانگون خرچنگ هست،
‫قراره بره توی یخچال
‫(رانگون خرچنگ یه نوع پیش غذاست که از همون رستورانه خریده بود)

00:04:17.475 --> 00:04:19.808
‫و مال خودِ خودمم هست.
‫سؤالی نبود؟

00:04:19.809 --> 00:04:23.641
‫کریگر، حواسم بهت هست.
‫خب، پس.

00:04:23.642 --> 00:04:26.407
‫اُه، حدس بزنین
‫کی رو دیشب دیدم؟

00:04:26.408 --> 00:04:28.808
‫آآ، بَری؟
‫آره، وایسا بینم، تو از کجا..

00:04:28.809 --> 00:04:30.541
‫اِهِم.
‫چـــی؟

00:04:30.542 --> 00:04:31.808
‫هِی، کس خل جون.

00:04:31.809 --> 00:04:33.507
‫سایبورگِ مادر قحبه!

00:04:33.508 --> 00:04:35.474
‫نه، نه، نه! نکن!

00:04:35.475 --> 00:04:37.874
‫ما قبلاً امتحان کردیم!

00:04:37.875 --> 00:04:40.507
‫آره، پس، آآ، حالا احتمالاً میخوای
‫پَرتش کنی تو صورتم دیگه؟

00:04:40.508 --> 00:04:42.407
‫میدونی، مثل همون حرکت کلیشه ای
‫سوپرمن اینا..

00:04:42.408 --> 00:04:43.941
‫مشخصاً طعنه زدم!
‫(توی فیلمای قدیمی سوپرمن، وقتی بهش شلیک می کردن و چیزیش نمیشد، اسلحه رو پرت می کردن تو صورتش!)

00:04:43.942 --> 00:04:46.974
‫و همچنان در حدی که قرار نیست
‫بهت کمک کنم که

00:04:46.975 --> 00:04:49.941
‫مادر احمقت رو پیدا کنی، راضی کننده بود
‫که از قرار معلوم به هیچ وجه قرار نیست کمکت کنم!

00:04:49.942 --> 00:04:52.474
‫- خب، حالا که داری اینو میگی...
‫- آرچر.

00:04:52.475 --> 00:04:53.607
‫- کَرول؟
‫- اسمش شِری..

00:04:53.608 --> 00:04:54.941
‫- پَم، خفه خون!

00:04:54.942 --> 00:04:56.808
‫کمک!

00:04:56.809 --> 00:04:58.507
‫- مادر؟
‫- نمیتونه صدات رو بشنوه!

00:04:58.508 --> 00:04:59.941
‫کمک!

00:04:59.942 --> 00:05:01.607
‫- مادر!
‫- همچنان نمیتونه صدات رو بشنوه!

00:05:01.608 --> 00:05:03.474
‫اونجا کجاست؟
‫مادرم کجاست؟

00:05:03.475 --> 00:05:06.808
‫- کَرول؟ اون تقریباً
‫سی متری پایین تر از اونجاست.

00:05:06.809 --> 00:05:08.474
‫- چی؟
‫اون چی چیه؟

00:05:08.475 --> 00:05:09.874
‫موتور یه پمپ هواست،
‫که هوا تولید می کنه.

00:05:09.875 --> 00:05:12.741
‫که داره اون هوا رو به سمت...
‫کَرول؟

00:05:12.742 --> 00:05:14.541
‫توئـه حرومزا..

00:05:14.542 --> 00:05:16.841
‫وایسا بینم، چطوری همۀ این کارا رو
‫از دیشب تا حالا انجام دادی؟

00:05:16.842 --> 00:05:19.708
‫ها؟ اُه نه، نه، نه. من چندین هفته ست
‫که نقشۀ یه چنین کاری رو کشیده بودم.

00:05:19.709 --> 00:05:21.541
‫میدونستم وقتی ازت کمک بخوام

00:05:21.542 --> 00:05:22.774
‫واسم کیری بازی در میاری.

00:05:22.775 --> 00:05:25.474
‫- بری، بهم گوش بده.
‫- باشه، ولی یادت باشه

00:05:25.475 --> 00:05:26.774
‫خیلی وقت نداریما.

00:05:26.775 --> 00:05:29.474
‫اون موتورـه فقط 12 ساعت دیگه
‫دووم میاره

00:05:29.475 --> 00:05:31.574
‫تا سوختش تموم بشه،
‫و وقتی که سوختش تموم بشه،

00:05:31.575 --> 00:05:33.674
‫وووپس!

00:05:33.675 --> 00:05:34.841
‫نــــه!
‫آره.

00:05:34.842 --> 00:05:36.507
‫حَیــوون.

00:05:36.508 --> 00:05:37.774
‫پففف، دیگه یه رُبات

00:05:37.775 --> 00:05:39.607
‫آخرین چیزی که میتونه باشه،
‫حیوون بودنــ..

00:05:39.608 --> 00:05:40.841
‫آییییی!
‫- خداییش.

00:05:40.842 --> 00:05:43.674
‫خب حالا اگه میخوای مادرت
‫رو پیدا کنی..

00:05:43.675 --> 00:05:45.641
‫آرچر.

00:05:45.642 --> 00:05:47.841
‫خب، اگه این قهرمان بازیات به سَر رسید..

00:05:47.842 --> 00:05:49.874
‫حداقل واسه حالام که شده، آره، فکر کنم.

00:05:49.875 --> 00:05:51.841
‫خوبه، صرفاً واسه اینکه دوباره تَـکرار کرده باشم

00:05:51.842 --> 00:05:53.708
‫الان زمان بندی واقعاً خیلی اهمیت داره.

00:06:01.642 --> 00:06:03.741
‫سلام؟ تو کی هستی؟

00:06:03.742 --> 00:06:08.674
‫چرا جوابمو نمیدی؟
‫چی ازم می خوای؟

00:06:10.742 --> 00:06:13.674
‫آییی! انقدر توله سگه رو
‫فشارش نده، لنی!
‫(اشاره به رمان کوتاه موش ها و آدم ها اثر جان استاینبک - لنی شخصیتی کودن و تنومند هست)

00:06:13.675 --> 00:06:15.841
‫اُه خفه بابا مرد گُنده.
‫فقط یه گلوله ـست که از یه طرف اومده و از اون طرفم خارج شده!

00:06:15.842 --> 00:06:17.841
‫آره، که معنیش اینه که
‫هر دو تا سوراخ درد می کنه!

00:06:17.842 --> 00:06:20.674
‫هِی، میدونم که عصبانی هستی، ولی ما
‫مادر بَری رو پیداش می کنیم

00:06:20.675 --> 00:06:22.474
‫و مَلوری هم چیزیش نمیشه.

00:06:22.475 --> 00:06:24.808
‫حالا، فکر کنم یه اشاره هایی
‫به "سوراخ" داشتی؟

00:06:24.809 --> 00:06:26.908
‫جمله بندی رو، بوم!
‫(سوراخی که در اثر گلوله در پاهاش به وجود اومده - سوراخی که معانی دیگه ای میتونه داشته باشه)

00:06:26.909 --> 00:06:29.474
‫حالا شد.
‫خفه شو.

00:06:29.475 --> 00:06:32.641
‫الان دوباره میتونی حرف بزنی، ولی خب فقط واسه اینکه
‫بهم کمک کنی تا یه راهی پیدا کنم که بَری رو بکشم.

00:06:32.642 --> 00:06:34.407
‫واسه چی فقط نریم مادرش رو پیدا کنیم؟

00:06:34.408 --> 00:06:35.708
‫چرا؟ تا بتونه بچه ش رو خاک کنه؟

00:06:35.709 --> 00:06:37.607
‫آره، چون سعی در کُشتنِ بری،

00:06:37.608 --> 00:06:39.808
‫در گذشته توسط جنابعالی خیلی با موفقیت مواجه شده!

00:06:39.809 --> 00:06:42.808
‫آره، لانا، ولی این دفعه این، آممم

00:06:42.809 --> 00:06:45.774
‫می خواستی بگی
‫"این دفعه قضیه شخصیه"؟

00:06:45.775 --> 00:06:48.541
‫آره، ولی نگفتم.

00:06:48.542 --> 00:06:50.541
‫ولی خب هست.

00:06:50.542 --> 00:06:51.874
‫چون که من از این بابت نگرانم که..

00:06:51.875 --> 00:06:53.908
‫یتیم خونه ای که تو توش
‫بزرگ شدی، سوخته و به فنا رفته

00:06:53.909 --> 00:06:57.541
‫خفه، و تمام مدارک هم
‫توی اون آتیش سوزی نابود شده.

00:06:57.542 --> 00:06:58.674
‫حالا نه تنها تو نمیدونی

00:06:58.675 --> 00:06:59.941
‫اسم مادر واقعیت چیه...
‫- نه.

00:06:59.942 --> 00:07:01.874
‫بیمارستانی که توش به دنیا اومدی
‫رو هم نمیدونی کجاس.

00:07:01.875 --> 00:07:04.641
‫- آ-آ.
‫یا حتی شهر یا حتی بخشی که به دنیا اومدی!

00:07:04.642 --> 00:07:06.641
‫- نه.
‫یا حتی تاریخ واقعی تولدتم نمیدونی!

00:07:06.642 --> 00:07:08.541
‫من.. ببین، اگه آسون بود که

00:07:08.542 --> 00:07:10.708
‫مجبور نبودم که خانما رو
‫بردارم ببرم توی بیابون خاک کنم!
‫(منظورش مادر آرچر هست که بُرده توی زیرزمین یه بیابون!)

00:07:10.709 --> 00:07:12.674
‫آره، حالا وقتی داشتی می بردیش
‫تقلا هم می کرد؟

00:07:12.675 --> 00:07:14.541
‫نکنه مجبور شدی با مشت بزنی
‫توی اون صورت استخونیش؟

00:07:14.542 --> 00:07:16.841
‫نخیر، عجیب الخلقه، از کلروفورم استفاده کردم.
‫(کلروفورم: داروی بیهوشی)
‫(اسمی که به کَرول میگه، اشاره داره به Spice Girls)

00:07:16.842 --> 00:07:19.541
‫- اَه...
‫آره، شوهرش حتی از جاشَم بلند نشد!

00:07:19.542 --> 00:07:21.607
‫دستگاه سگ پدر!
‫واسه این بی پدر باید

00:07:21.608 --> 00:07:23.607
‫دکترا داشته باشی.
‫مثه اَبَر رایانه میمونه.

00:07:23.608 --> 00:07:26.774
‫اینجا گفته "آسیاب کن". خب من
‫وقتی از مغازه خریدمش آسیاب شده بود!
‫(قهوه رو میگه)

00:07:26.775 --> 00:07:29.808
‫من فقط دَم کنه، ولی هیچ دکمه ای
‫واسه دَم کردنش نیس!

00:07:29.809 --> 00:07:33.541
‫کدوم قبری هستی،
‫توی حمومی؟ اَلووو

00:07:33.542 --> 00:07:35.674
‫باید تنظیمات "برنامه" ـش رو دست کاری کنم؟

00:07:35.675 --> 00:07:38.674
‫و چون سرپرستی به صورت محرمانه انجام شده،
‫و تمام مدارکشم مهر و موم شده،

00:07:38.675 --> 00:07:42.441
‫مجبوریم اساساً پایگاه دادۀ مدارک مهم
‫و حیاتی ایالت ها رو هک کنیم

00:07:42.442 --> 00:07:43.841
‫و از بین میلیون ها مدرک دنبالش بگردیم!

00:07:43.842 --> 00:07:45.574
‫آره، پس خب انجامش بده دیگه.

00:07:45.575 --> 00:07:46.941
‫من.. ولی اگه حتی
‫بتونیم هکش کنیم..

00:07:46.942 --> 00:07:48.974
‫رمز عبور امنیتیشون احتمالاً
‫هشت کاراکتری هست،

00:07:48.975 --> 00:07:51.708
‫پس من پیشنهادم اینه که ترکیبی از
‫حملۀ لغت نامه ای،
‫(حملۀ لغت نامه ای: روشی برای شکستن رمز برای احراز هویت)

00:07:51.709 --> 00:07:53.708
‫رمزگشایی تابع درهم سازی،
‫(رمز عبور به صورت هَش شده یا درهم سازی شده ذخیره شده - منظورش اینه که هَش رو رمزگشایی کنن)

00:07:53.709 --> 00:07:55.708
‫و البته یار قدیمی ـمون،
‫حملۀ جستجوی فراگیر.
‫(حمله ای که در اون تمام حالات ممکن تا رسیدن به جواب بررسی میشه)

00:07:55.709 --> 00:07:58.541
‫اُه، میتونیم این کارو هم بکنیم؟
‫- از آب لیمو گرفتنم راحت تره!

00:07:58.542 --> 00:08:00.741
‫اُه، باشه، ولی خب یه جورایی
‫بیشترین نگرانی من

00:08:00.742 --> 00:08:02.474
‫از اینه که این کار جرم جدی ای هست.

00:08:02.475 --> 00:08:03.674
‫آره، ولی نقاشی کردن
‫دیوارای اینجا

00:08:03.675 --> 00:08:05.708
‫با مغزای ریزه میزۀ شماها هم
‫فکر کنم جرم باشه.

00:08:05.709 --> 00:08:09.474
‫آره، خب حالا پس نظرت چیه
‫که "سریع بریم سر کارمون"؟

00:08:10.809 --> 00:08:13.708
‫دیدی چی کار کردم؟
‫طعنه رو میگم؟
‫(اصطلاحی رو برای "شروع کردن سریع تر کار" به کار برد)

00:08:13.709 --> 00:08:17.507
‫ساموئل جانسون میگه که طعنه زدن،
‫بی مزه ترین شکل کمدی هست.
‫(ساموئل جانسون: شاعر، نویسنده، منتقد و ... بچه ناف انگلیس طرفای قرن 18)

00:08:17.508 --> 00:08:19.742
‫ولی واسه من کُشتنه.

00:08:27.590 --> 00:08:29.956
‫ریدم به قبرتون، مادرم زنده
‫به گور شد!

00:08:29.957 --> 00:08:31.956
‫چرا انقدر طولش میدین؟

00:08:31.957 --> 00:08:33.789
‫تا اونجایی که میتونیم داریم
‫با سرعت کارو جلو می بریم.

00:08:33.790 --> 00:08:35.656
‫چرا انقدر این آشغالدونی گرمه؟

00:08:35.657 --> 00:08:36.789
‫چی؟ خودت چی فکر می کنی؟

00:08:36.790 --> 00:08:37.923
‫واسه اینکه بتونیم رمز رو بشکنیم، باید

00:08:37.924 --> 00:08:39.956
‫از هر ذره از توان این کامپیوتر
‫استفاده کنیم

00:08:39.957 --> 00:08:42.022
‫اگر چه...
‫خداییش واقعاً گرمه.

00:08:42.023 --> 00:08:44.122
‫یا حضرت عیسی مسیح آهنی!
‫اُه اُه، خدای من.

00:08:44.123 --> 00:08:46.022
‫- چه مرگته؟
‫بی خیال، لانا.

00:08:46.023 --> 00:08:47.723
‫چیزی نیست که قبلاً ندیده باشی.

00:08:47.724 --> 00:08:49.055
‫- وایسا، چی؟
‫- آره، رفیق

00:08:49.056 --> 00:08:51.756
‫من و خانوم با هم خــوابـــیـــدیــم.
‫- چــی؟

00:08:51.757 --> 00:08:53.756
‫من این قضیه رو می دونستم؟
‫کی اتفاق افتاد؟

00:08:53.757 --> 00:08:55.956
‫خیلی وقت پیش!
‫اون موقع ها که اون، میدونی..

00:08:55.957 --> 00:08:58.923
‫چی، اون موقع که
‫من چی بودم، لانا؟ آدم؟

00:08:58.924 --> 00:09:00.923
‫منظورم اینه که..
‫- من هنوزم احساسات دارما!

00:09:00.924 --> 00:09:02.923
‫خب، پس جون مادرت گمشو لباس تنت کن.

00:09:02.924 --> 00:09:04.923
‫نه، نه!
‫تو هم میتونی خیلی راحت

00:09:04.924 --> 00:09:08.889
‫با اون چشمای ریز و خوشگلت،
‫اسکلت استخونیم رو.. تمام و کمال تماشا کنی.

00:09:08.890 --> 00:09:12.089
‫یه فکری به ذهنم رسید!
‫کولر رو روشن کن!

00:09:12.090 --> 00:09:13.789
‫آره، باشه!

00:09:13.790 --> 00:09:16.055
‫بیش از حد داریم از حداکثر برق ممکن
‫استفاده می کنیم!

00:09:16.056 --> 00:09:17.889
‫من حدوداً 1.5 دلار سکه ای داشتم

00:09:17.890 --> 00:09:19.756
‫که چپوندم توی جعبه فیوز تا فعلاً کار کنه.
‫(جعبه فیوزهای قدیمی شیشه ای، وقتی فیوزشون می سوخت، یه دونه سکۀ مسی جاش میذاشتن تا برق رو رد کنه - خیلی خطرناک بود ولی کارو انجام میداد)

00:09:19.757 --> 00:09:22.022
‫اُه، آروم باشین.

00:09:22.023 --> 00:09:24.089
‫در بدترین حالت ممکن،
‫یه عملۀ مهاجر بدبخت

00:09:24.090 --> 00:09:26.989
‫میره دستگاه شیردوشی رو روشن کنه
‫و برق می گیرتش!

00:09:26.990 --> 00:09:29.789
‫چی؟ منظورم اینه که، در بدترین حالت ممکن
‫چند تا مدارو می سوزونیم.

00:09:29.790 --> 00:09:30.989
‫هممم...
‫چیه؟

00:09:30.990 --> 00:09:32.756
‫میگما، مادرم چطوره؟

00:09:32.757 --> 00:09:34.889
‫میخوام ببینمش،
‫بیارش رو تصویر

00:09:34.890 --> 00:09:36.989
‫باشه!
‫ولی خب فقط واسه یه لحظه.

00:09:36.990 --> 00:09:39.723
‫اُه و "صداش" رو هم قطع کن.
‫کَرول؟

00:09:42.757 --> 00:09:45.622
‫آره، کم کم داره خل و چل میشه.

00:09:45.623 --> 00:09:47.022
‫حرومزاده ها پیداتون می کنم...

00:09:47.023 --> 00:09:49.089
‫و تخم هاتون رو از سقف آویزون می کنم،
‫می شنوی چی میگم؟

00:09:49.090 --> 00:09:51.689
‫خدای من، خودتو جمع و جور کن.

00:09:51.690 --> 00:09:53.989
‫تو توی شرایط بدتر از اینم بودی.

00:09:53.990 --> 00:09:58.656
‫برلین شرقی، ورشو.
‫آآآ، خارطوم؟
‫(ورشو پایتخت لهستان که در جنگ جهانی دوم به خاک سیاه نشست - خارطوم پایتخت سودان هست که قبلاً پایتخت دولت انگلیسی-مصری-سودان بود)

00:09:58.657 --> 00:10:00.989
‫حداقل این دفعه به باتری ماشین
‫وصلت نکردن.

00:10:00.990 --> 00:10:03.656
‫یا تا مچ پاهات توی خون شتر نیستی.

00:10:03.657 --> 00:10:04.989
‫و این حرومزاده ها هر کی که هستن..

00:10:04.990 --> 00:10:07.823
‫نمی خواستن که به این زودیا بکشنت..

00:10:07.824 --> 00:10:11.589
‫ولی خب چی میخوان؟
‫و اینجا کجاست؟

00:10:11.590 --> 00:10:12.923
‫خب، سخته که بگی، واقعاً

00:10:12.924 --> 00:10:15.589
‫منظورم اینه که، ما با نهایت سرعتی
‫که میتونیم داریم کار می کنیم

00:10:15.590 --> 00:10:17.656
‫ولی خب تعداد جایگشت های ممکن
‫برای این رمز عبور

00:10:17.657 --> 00:10:20.022
‫یه چیزی در حدود 10 به توان 9 هست، پس..

00:10:20.023 --> 00:10:21.989
‫- یافتم!
‫- وایسا، چی؟ وایسا! چی؟!

00:10:21.990 --> 00:10:24.589
‫- شوخی می کنی؟
‫- هووو!
‫(رمز عبور "مهمان" بود!)

00:10:24.590 --> 00:10:25.923
‫هیچی نمیتونم بشنوم.

00:10:25.924 --> 00:10:28.856
‫اگرچه میتونم یه نسیم خیلی جزئی
‫رو حس کنم، ولی..

00:10:28.857 --> 00:10:32.622
‫هممم... شاید یه جور
‫بوی سوخت موتور میاد؟

00:10:32.623 --> 00:10:34.656
‫چندان کمک کننده نیست،
‫این بو میتونه از هر جایی باشه

00:10:34.657 --> 00:10:37.789
‫اگرچه "هرجایی" معمولاً
‫یه جور صدایی هم داره..

00:10:37.790 --> 00:10:41.956
‫ماشینا، پرنده ها، یه قطاری مثلاً.
‫اینجا که عملاً هیچی نیس!

00:10:41.957 --> 00:10:44.956
‫میتونه.. کصافطا!
‫توی زیر زمینم!

00:10:44.957 --> 00:10:48.055
‫ولی آخه چه جور آدم
‫بیمار روانی حرومزاده ای..

00:10:48.056 --> 00:10:51.055
‫هووو! بری داره
‫تخماشو رو صورت این و اون میماله.
‫(اصطلاحی که به کار می بره تحت الفظیش چای کیسه ای هست - به کسی که تخماش رو روی صورت کسی بماله میگن اصطلاحاً داره چای کیسه ایش می کنه)

00:10:53.790 --> 00:10:55.656
‫به نظرم نمیشه در موردش حرفی زد.

00:10:55.657 --> 00:10:57.055
‫کل زندگیت رو صرف جاسوسی کردی،

00:10:57.056 --> 00:10:59.622
‫خب مشخصاً واسه خودت دشمن می تراشی دیگه.

00:10:59.623 --> 00:11:02.622
‫ولی پسر، قرار نیس همینجوری
‫قُمبلات رو پهن کنی رو صندلی

00:11:02.623 --> 00:11:06.890
‫منتظر بشی بیینی کی پشت این قضیه ست.
‫پس، مرحلۀ اول.

00:11:11.657 --> 00:11:13.723
‫و حالا میریم سراغ مرحلۀ دوم.

00:11:16.623 --> 00:11:19.723
‫مرحلۀ دوم آخرت مادرجندگی ـست.

00:11:19.724 --> 00:11:22.022
‫خیلی خب، میریم سراغ مرحلۀ سوم.

00:11:26.623 --> 00:11:27.923
‫خیلی خُب، حالا چی، حالا چی؟

00:11:27.924 --> 00:11:29.889
‫خب، فکر کنم اولین کاری
‫که باید بکنیم

00:11:29.890 --> 00:11:31.923
‫اینه که پَم رو وادارش کنیم یه لباسی
‫تنش کنه.

00:11:31.924 --> 00:11:33.756
‫بدنم رو مسخره نکن،

00:11:33.757 --> 00:11:35.022
‫سگ مَـمـه!
‫آره، خفه شو.

00:11:35.023 --> 00:11:37.589
‫خب حالا، باید سراغ خط به خط تمام این

00:11:37.590 --> 00:11:40.022
‫چند میلیون سند و مدرک بریم

00:11:40.023 --> 00:11:42.089
‫دنبال یه سند و مدرکی بگردیم
‫که اسم تو توش باشه

00:11:42.090 --> 00:11:44.756
‫و بعدشم دعا کنیم که
‫با استفاده از اون بتونیم

00:11:44.757 --> 00:11:46.889
‫یه جور سند و مدرک دیگه ای پیدا کنیم
‫که اسم مادر واقعیت توش باشه.

00:11:46.890 --> 00:11:48.756
‫چی؟ حالا این دیگه
‫چقدر قراره طول بکشه؟

00:11:48.757 --> 00:11:50.823
‫من... یه مدتی طول می کشه، آرچر

00:11:50.824 --> 00:11:52.756
‫اُه، خب پس، میتونم چند لحظه ای با
‫کریگر صحبت کنم؟

00:11:52.757 --> 00:11:54.789
‫نه. چطوری قراره حرف زدنت
‫باهاش به قضیه کمک کنه؟

00:11:54.790 --> 00:11:55.989
‫به پاهام کمک می کنه، سیریل!

00:11:55.990 --> 00:11:58.089
‫که البته الان فکر می کنم
‫داره کم کم عفونت می کنه

00:11:58.090 --> 00:12:00.856
‫با تشکر از بهترین دوست جدید،
‫دارث بری!
‫(اشاره به شخصیت پلید جنگ ستارگان - دارث ویدر)

00:12:00.857 --> 00:12:02.989
‫در جریان هستی که من از
‫اونجور دکتراش نیستم..؟

00:12:02.990 --> 00:12:06.889
‫کریگر، همین حالا بیا اتاق استراحت، ریدم پس کله ت!
‫خب، ایرادی نداره که من..

00:12:06.890 --> 00:12:09.756
‫مشکلی نیست، ولی یه مورفینی چیزی بهش بده
‫که خفه بشه.

00:12:09.757 --> 00:12:12.756
‫چون الان یه احساس گرم و
‫امیدوارکننده ای دارم

00:12:12.757 --> 00:12:14.723
‫و یه جورایی فکر می کنم
‫که قراره این حس ریده بشه بهش

00:12:14.724 --> 00:12:17.723
‫اگه قرار باشه که ستون فقراتش رو
‫از توی صورتش بکشم بیرون.

00:12:17.724 --> 00:12:20.723
‫آمم، منم میتونم برم دستشویی؟
‫- نه.

00:12:20.724 --> 00:12:22.956
‫پس چرا آرچر هر گهی دلش
‫خواست میتونه بخوره؟

00:12:22.957 --> 00:12:26.055
‫تازه مورفینم که میزنه، اونم وقتی که
‫تو اصن ربات ناظر من نیستی!

00:12:26.056 --> 00:12:29.823
‫باشه بابا، بیا برو دستشویی.

00:12:29.824 --> 00:12:33.022
‫- خب پس، اگه اون میره..
‫- همه پاشَن برن دستشویی اصن

00:12:33.023 --> 00:12:35.756
‫هر گهی دلتون میخواد بخورین،
‫از بیدت هم استفاده کنین
‫(بیدت: در دستشویی فرنگی یه قسمتی هم در کنار توالت فرنگی هست که برای شستن آلت تناسلی و مقعد مورد استفاده قرار میگیره)

00:12:35.757 --> 00:12:38.589
‫من اون کسی نیستم که
‫اکسیژنش داره تموم میشه.

00:12:38.590 --> 00:12:40.789
‫اُه راست میگی، اصن خانم آرچر رو یادم رفت

00:12:40.790 --> 00:12:43.889
‫البته...

00:12:43.890 --> 00:12:47.022
‫گویا مرحلۀ سومم اونقدرا کارایی نداشت..

00:12:47.023 --> 00:12:49.022
‫آها!

00:12:49.023 --> 00:12:52.022
‫و حالا، میریم سراغ این دستبند سگ پدر!

00:12:52.023 --> 00:12:53.723
‫نفهمیدم چی گفتی.

00:12:53.724 --> 00:12:56.089
‫ازت میخوام که این فیل ـه رو ادیسونی ـش کنی!
‫(فیلی به نام توپسی در اوایل قرن بیستم توسط کارخانۀ ادیسون به وسیلۀ جریان برق اعدام شد)

00:12:56.090 --> 00:12:59.989
‫بـــاوشــه.
‫نه، هنوزم نفهمیدم!

00:12:59.990 --> 00:13:02.956
‫توماس ادیسون! یادته؟
‫وقتی اون فیل ـه رو زد کشت؟

00:13:02.957 --> 00:13:05.856
‫توسط چپوندن یه کابل بزرگ
‫تُپُل مُپُل الکتریکی، توی کون فیل ـه!

00:13:05.857 --> 00:13:07.723
‫چــــی؟
‫آره.

00:13:07.724 --> 00:13:09.689
‫جادوگر مهربان منلو پارک،
‫(منلو پارک: محلی در شهرستان میدلسکس، نیوجرسی)

00:13:09.690 --> 00:13:11.889
‫یه دونه فیل بامزۀ سیرک رو خرید
‫تا فقط بکشتش!

00:13:11.890 --> 00:13:13.956
‫حالا من از تو میخوام یه راهی پیدا کنی
‫که یه جوری دهن بَری رو سرویس کنیم.

00:13:13.957 --> 00:13:16.622
‫مثلاً با یه مقداری آبمیوه
‫سی پی یو ـش رو خاموش کنیم.
‫(سی پی یو: واحد پردازندۀ مرکزی)

00:13:16.623 --> 00:13:20.656
‫آآآ، باشه. مثلاً...
‫- مثلاً، یه جوری خرابش کن

00:13:20.657 --> 00:13:23.756
‫ولی خب کی جی بی ساختتش. مطمئنم
‫تموم مدارهاش محافظت شده ست.

00:13:23.757 --> 00:13:25.923
‫حدوداً گیگاوات ها برق لازمه تا
‫بشه نابودش کرد.

00:13:25.924 --> 00:13:28.723
‫باشه، خیلی خوب به نظر نمیرسه.
‫- چون نیست.

00:13:28.724 --> 00:13:29.889
‫حالا به نظرت چند ولت برق

00:13:29.890 --> 00:13:31.923
‫با دو پوند سکۀ چپونده شده
‫توی جعبه فیوز داریم؟

00:13:31.924 --> 00:13:34.756
‫هممم، و اگه تموم جریان اون برق رو
‫به یه مدار مسیردهیش کنم،

00:13:34.757 --> 00:13:36.589
‫مثل کلید برق توی آغُل

00:13:36.590 --> 00:13:38.923
‫شاید بشه یه محلول الکترولیتی
‫رو روی زمین ریخت...

00:13:38.924 --> 00:13:41.756
‫و اگه به اندازۀ کافی باشه، و باعث بشه
‫بَری اون کلید برق رو لمس کنه،

00:13:41.757 --> 00:13:43.656
‫وایسا بینم، پس چطوری یه دونه کابل گندۀ

00:13:43.657 --> 00:13:45.889
‫تُپل مپل الکترویکی رو
‫توی کونش بکنیم؟

00:13:45.890 --> 00:13:48.889
‫خب، اولاً، من فکر نمی کنم که بنده خدا
‫اصن کون داشته باشه، نه اینکه فکر کنی نگاه کردما

00:13:48.890 --> 00:13:51.055
‫و دوماً، کلید برق راه حل آسون تری ـه.

00:13:51.056 --> 00:13:53.823
‫باشه، ولی.. ولی وایسا،
‫اگه سی پی یو بَری رو بسوزونی،

00:13:53.824 --> 00:13:55.723
‫دیگه نمیتونه بهت بگه
‫خانم آرچر کجاست که!

00:13:55.724 --> 00:13:58.055
‫خب، حالا هر موقع که به اونجاش
‫برسیم نگرانش میشم!

00:13:58.056 --> 00:14:00.756
‫ولی خب من یه جورایی فکر می کنم
‫قبلش باید در موردش نگران باشیا!

00:14:00.757 --> 00:14:03.022
‫کریگر، اگه قرار باشه به بخشی از
‫چیزایی که قراره

00:14:03.023 --> 00:14:05.856
‫در موردشون نگران باشم، فکر کنم،
‫هیچ موقع نمیتونم هیچ غلطی بکنم!

00:14:05.857 --> 00:14:07.889
‫میدونم، ولی..
‫اُه خدای من، بی پی اِی

00:14:07.890 --> 00:14:11.890
‫من..
‫قورباغه های تراجنسیتی!
‫(آرچر داره از نگرانی هاش حرف میزنه. اول میگه بی پی اِی که یه جور مادۀ شیمیایی سمی در کنسروها و ... هست و بعدش در مورد قورباغه هایی میگه که تغییر جنسیت میدن و واقعاً عجیبم هست)

00:14:12.957 --> 00:14:16.656
‫ششش، شش، ششش

00:14:16.657 --> 00:14:18.989
‫- چی؟
‫- گفتم که عاشق بَری شدم!

00:14:18.990 --> 00:14:21.723
‫میدونستم یه چنین روزی ام میاد!
‫(وقتی میگه "میاد" داره دو پهلو حرف میزنه)

00:14:21.724 --> 00:14:25.089
‫روی مـَمــه هام، چــی؟
‫- چطوری میتونی.. طرف عملاً یه دستگاه رباته.

00:14:25.090 --> 00:14:27.055
‫خب، رِی، ماشین مثه یه کویر میمونه

00:14:27.056 --> 00:14:28.956
‫یا شیفته ـت می کنه
‫یا وحشت زده ـت می کنه

00:14:28.957 --> 00:14:31.756
‫- چی..
‫- چه زیبا!
‫- اصلنم زیبا نیس!

00:14:31.757 --> 00:14:33.989
‫چطوریه که مجذوب یه ماشین آدمکش
‫روانی شدی؟

00:14:33.990 --> 00:14:36.689
‫نه، چیزی که گفت سخنی از ویلفرید نویس بود!
‫(یه جوری گفت نویس، که معنی "زیبا" میداد - ولی منظورش کوهنورد انگلیسی بود)

00:14:36.690 --> 00:14:38.789
‫- واقعاً؟
‫- چی؟ آره!

00:14:38.790 --> 00:14:40.923
‫- همون کوهنورده؟
‫- آره!

00:14:40.924 --> 00:14:42.856
‫خب، اینم یه نقل قول از من:

00:14:42.857 --> 00:14:45.089
‫بری کم کم داره قراره قانون
‫رُبات بودن رو نقض می کنه

00:14:45.090 --> 00:14:47.055
‫اونم روی واژن من!

00:14:47.056 --> 00:14:49.055
‫چه زیبـــا!

00:14:49.056 --> 00:14:53.689
‫ها! حالا فقط واسه اینکه
‫ببینم کدوم قبری ام

00:14:53.690 --> 00:14:55.923
‫چی؟ اُه، تو رو خدا می بینی؟

00:14:55.924 --> 00:15:00.089
‫البته، مهم نیس کی یا چی
‫آخرش منو به کشتن بده

00:15:00.090 --> 00:15:02.823
‫در هر صورت احتمالاً باید
‫همونو روی دیوار بِکِشی

00:15:02.824 --> 00:15:05.690
‫کودنِ خـر.

00:15:12.949 --> 00:15:15.689
‫زود باشین، بچه ها.
‫زمانمون داره تموم میشه ها!

00:15:15.809 --> 00:15:17.265
‫تیک تاک، تیک تاک.

00:15:17.349 --> 00:15:18.514
‫یه چی بگو که یه ساعت بتونه بگه

00:15:18.515 --> 00:15:20.448
‫بری، تو هم میتونی، میدونی،
‫یه جورایی کمک کنیا!

00:15:20.449 --> 00:15:21.748
‫من دیگه خیلی خسته شدم!

00:15:21.749 --> 00:15:23.748
‫یه چی بگو که یه ساعت بتونه..
‫- رِی.

00:15:23.749 --> 00:15:27.248
‫- خداییش می بینی؟
‫- شاید من بتونم کمکت کنم که آرومت کنم
‫(چیزی که بَری گفته بود، معنی دومش میشد از لحاظ جنسی تحریک شدن)

00:15:27.249 --> 00:15:30.314
‫اَه. من تو رو یه بار
‫نکشته بودمت؟

00:15:30.315 --> 00:15:32.414
‫- شایــــد...
‫- کَرول!

00:15:32.415 --> 00:15:34.681
‫برو سر کارت، چه گهی می خوری؟
‫- خودت داری چه غلطی می کنی؟

00:15:34.682 --> 00:15:37.381
‫خب، شماها همگی عرق کرده بودین

00:15:37.382 --> 00:15:39.748
‫واسه همین براتون یه مقداری
‫نوشیدنی ورزشی آوردم تا...
‫(نوشیدنی ورزشی شامل الکترولیت هایی مثل سدیم، پتاسیم، کلرید و درصد زیادی شکر میشه تا بتونه انرژی رو بازسازی کنه)

00:15:39.749 --> 00:15:44.314
‫اُه، اِ وا! خاک بر سرم! خاک بر سرم!
‫ریدمان شد!

00:15:44.315 --> 00:15:45.781
‫شاید به خاطر اینکه اینجا
‫خیلی تاریک ـه.

00:15:45.782 --> 00:15:47.648
‫آره، آرچر، داره کم کم تاریک میشه دیگه.

00:15:47.649 --> 00:15:49.381
‫که به این معنی ـه که دیگه
‫مامانت هم کم کم..

00:15:49.382 --> 00:15:51.314
‫هم وقتش و هم اکسیژنش رو به اتمامه!

00:15:51.315 --> 00:15:54.314
‫همچنین به این معنی ـه که
‫امکانش هست که دوستان سخت کوش ـمون

00:15:54.315 --> 00:15:55.648
‫ با خطر خستگی چشم مواجه بشن، بری!

00:15:55.649 --> 00:15:57.781
‫پس چرا نمیری اونطرف که اون کلید برق
‫رو بزنی و همه جا رو روشن کنی؟

00:15:57.782 --> 00:16:00.548
‫خودت چراغ ـو روشن کن!
‫نخیر، بری، تو این کارو بکن!

00:16:00.549 --> 00:16:03.281
‫ای بابا، خودم کلید سگ مصب
‫رو میزنم روشنش می کنم.

00:16:03.282 --> 00:16:05.615
‫کَرول، نه! کلید ـو یه وخ لمس نکنیا!
‫- صبر کن ببینم

00:16:05.616 --> 00:16:08.448
‫چرا از من میخوای که
‫کلید چراغ رو لمس کنم؟

00:16:08.449 --> 00:16:11.548
‫همم؟ و تموم اون نوشیدنی ورزشی ای که
‫به راحتی ریختی ـش رو زمین

00:16:11.549 --> 00:16:13.715
‫پر از الکترولیت هم هست دیگه؟

00:16:13.716 --> 00:16:16.448
‫- واقعاً هست؟
‫- میخوای با برق منو به کشتن بدی؟

00:16:16.449 --> 00:16:18.448
‫چی، نه بابا!

00:16:18.449 --> 00:16:21.414
‫ظاهراً که نه.

00:16:21.415 --> 00:16:24.481
‫اگه برق منو می گرفت، اون موقع
‫چطوری میخواستی مادرت رو پیدا کنی؟

00:16:24.482 --> 00:16:26.314
‫خب حالا نقشه م یه چند تا
‫حفرۀ کوچیکم داشت!

00:16:26.315 --> 00:16:28.281
‫وایسا، داریم در مورد..
‫- یا پنج تن!

00:16:28.282 --> 00:16:32.281
‫جدی میخواستی روی یه چنین چیزی ریسک کنی؟
‫اُه، مثه قدیما میمونی خداییش!

00:16:32.282 --> 00:16:33.648
‫مادرتــه!
‫چیزی که

00:16:33.649 --> 00:16:36.514
‫من داشتم کل زندگی کوفتیم
‫دنبالش می گشتم!

00:16:36.515 --> 00:16:37.748
‫اون موقع تو قدرش رو نمیدونی!

00:16:37.749 --> 00:16:39.581
‫دقیقاً مثل هر چیز دیگه ای
‫که همین کارو باهاش می کنی!

00:16:39.582 --> 00:16:41.348
‫خفه شو بابا!
‫خب حالا، حدس بزن چی؟

00:16:41.349 --> 00:16:42.748
‫قدر مادرت رو ندونستی؟
‫خیلیم عالی.

00:16:42.749 --> 00:16:45.448
‫توی پیدا کردنش بدون
‫موقعیت جغرافیاییش موفق باشی!

00:16:45.449 --> 00:16:47.314
‫چی شد الان؟

00:16:47.315 --> 00:16:49.515
‫فکر نمی کنم که دیگه این
‫مسأله، مشکلی باشه.

00:16:51.382 --> 00:16:55.348
‫اولین کاری که می کنم،
‫اینه که یه دوش گرم و حسابی میگیرم

00:16:55.349 --> 00:16:57.481
‫یه دونه نوشیدنی خفن و پرمایه هم
‫می زنم بر بدن!

00:17:00.682 --> 00:17:04.448
‫بعدشم میرم همشونو می کُشم!

00:17:04.449 --> 00:17:06.514
‫آره؟
‫خب، پس برو توی یه خط وایسا خانم

00:17:06.515 --> 00:17:08.514
‫هی، هوو! آروم باش!

00:17:08.515 --> 00:17:11.314
‫بعد از اینکه تموم شما
‫احمقا رو کشتم، من..

00:17:11.315 --> 00:17:12.748
‫پیداش کردم!

00:17:12.749 --> 00:17:16.514
‫- کی رو پیدا کردی؟
‫- مامانت رو! حداقل فکر می کنم که پیداش کردم

00:17:16.515 --> 00:17:18.715
‫بذار ببینم.

00:17:18.716 --> 00:17:21.615
‫خب، "هایدِ وی"، خانه ای
‫برای کودکان

00:17:21.616 --> 00:17:24.414
‫- اونجا جاییه که من توش بزرگ شدم!
‫- یه بچۀ تازه متولد شده رو میگیره

00:17:24.415 --> 00:17:26.648
‫که در بیمارستان شهرستان به دنیا اومده
‫و تاریخ تولدش هم به تو نزدیکه

00:17:26.649 --> 00:17:29.481
‫که اسمش رو گذاشتن
‫بارثالمیو الوئیشس دیلان
‫(اون دو اسم اولی اشاره به کاراکتر بت لش کامیک دی سی داره!)

00:17:29.482 --> 00:17:31.648
‫خودمم!
‫بارتی دیِ کوچولو موچولو!

00:17:31.649 --> 00:17:33.681
‫و، با توجه به اسناد و
‫مدارک بیمارستان شهری

00:17:33.682 --> 00:17:37.715
‫اون بچه به سرپرستی یک خانم جوانی
‫به نام..

00:17:37.716 --> 00:17:39.615
‫مطمئنی که میخوای قضیه رو کامل بدونی؟

00:17:44.282 --> 00:17:45.648
‫آره.

00:17:45.649 --> 00:17:49.581
‫تَمی جو استمپس، 16 ساله، سپرده شده.

00:17:49.582 --> 00:17:50.815
‫یا امامزاده بیژن!

00:17:50.816 --> 00:17:52.715
‫بچه ها، هنوزم زنده ست!

00:17:52.716 --> 00:17:54.348
‫توی لس آنجلس زندگی می کنه!

00:17:55.682 --> 00:17:59.548
‫خب؟ پس واسه چی منتظری؟

00:17:59.549 --> 00:18:01.615
‫چیزی که می خواستی رو پیدا کردی!

00:18:01.616 --> 00:18:04.314
‫برو پیشش دیگه!

00:18:04.315 --> 00:18:05.781
‫برو دیگه!

00:18:05.782 --> 00:18:09.348
‫یعنی، آره دیگه، نه؟
‫یعنی، برم دیگه؟

00:18:09.349 --> 00:18:11.414
‫خب، یعنی، آره، ولی

00:18:11.415 --> 00:18:14.481
‫- ولی چی؟
‫- من میگما، اینطوری که نمیتونی بری پیشش!

00:18:14.482 --> 00:18:15.615
‫چرا، منظورت چیــ..

00:18:15.616 --> 00:18:18.414
‫اُه خدای من، شبیه ترمیناتور ـم!

00:18:18.415 --> 00:18:20.314
‫البته شبیه "یه" ترمیناتوری!

00:18:20.315 --> 00:18:23.715
‫فکر کنم راه حلش پیش من باشه!

00:18:23.716 --> 00:18:25.681
‫خیلی خُب، یه جورایی می خواستم اینا رو
‫واسۀ روز مبادا

00:18:25.682 --> 00:18:28.615
‫واسه یه چی دیگه نگهشون دارم،
‫ولی خب به درک

00:18:30.682 --> 00:18:32.615
‫چه گهی خوردی تو، کریگر؟

00:18:32.616 --> 00:18:34.381
‫چیه خب؟

00:18:34.382 --> 00:18:38.381
‫چرا سَر ـمون رو داری تو؟

00:18:38.382 --> 00:18:41.615
‫و دستامونو.
‫- چیه خب، این واسه اون یکی.. هیچیه!

00:18:41.616 --> 00:18:45.348
‫خب حالا! قراره کدوم یکی باشی، پسرکم؟

00:18:46.816 --> 00:18:49.615
‫سگ تو روحت، حالا به قطع یقین میدونم
‫که خل و چلی.

00:18:49.616 --> 00:18:51.514
‫چیه، فکر کردی که تو رو انتخاب می کنم؟

00:18:51.515 --> 00:18:52.748
‫- منظورم اینه که..
‫- یا مثلاً ژیلت رو برمیدارم؟
‫(اشاره به ویلیام ژیلت نویسندۀ شرلوک هولمز روی صحنه)

00:18:52.749 --> 00:18:55.414
‫یا اون بدبخت فرانک لانگلا؟
‫(کسی که در نقش شرلوک هولمز در اون نمایش نوشته شدۀ ژیلت بازی می کرد)

00:18:55.415 --> 00:18:56.648
‫اُه خدای من، منو داره میگه ها.

00:18:56.649 --> 00:18:59.681
‫نه، این صورت منه.
‫حالا چطوری ـم به نظرتون؟

00:19:02.482 --> 00:19:04.548
‫آره، خوبه دیگه؟
‫باشه، پس...

00:19:04.549 --> 00:19:07.581
‫واو! میرم که مادر
‫واقعیم رو ببینم!

00:19:07.582 --> 00:19:11.314
‫- واسم آرزوی موفقیت کنین، رفقا!
‫- موفق باشی.

00:19:11.315 --> 00:19:12.681
‫ممنون، بچه ها!

00:19:12.682 --> 00:19:15.449
‫اُه.

00:19:20.582 --> 00:19:22.381
‫من خوبم!

00:19:23.649 --> 00:19:27.514
‫مثه چک برگشتی میمونه.
‫(اصطلاحی که داره میگه تحت الفظیش میشه "مثل سکۀ بد"؛ منظورش آدمای بی شعوری هستن که مثه خروس بی محل هی برمیگردن پیشتون!)

00:19:30.134 --> 00:19:32.815
‫اُه، خاک به سرم!
‫سکه هایی گذاشته بودم!

00:19:38.783 --> 00:19:41.683
‫خب، حالا چی یاد گرفتیم از این قضیه؟

00:19:42.883 --> 00:19:45.190
‫من یاد گرفتم که... واو!

00:19:45.310 --> 00:19:46.849
‫- هیچی؟
‫- نه!

00:19:46.850 --> 00:19:48.516
‫من یاد گرفتم که قفسۀ

00:19:48.517 --> 00:19:50.583
‫دکتر کریگر پر از صورت ماها هست!
‫(اشاره داره به فیلم صامت و ترسناک آلمانی در سال 1920 به اسم قفسۀ دکتر کالیگاری)

00:19:50.584 --> 00:19:52.749
‫و دستامون.
‫من.. ببینید

00:19:52.750 --> 00:19:55.516
‫- نگرانش نباشید.
‫- ولی من واقعاً فکر می کنم که باید نگرانشون باشیم!

00:19:55.517 --> 00:19:57.782
‫اُه، تو که نگران همه چی هستی!

00:19:57.783 --> 00:19:59.982
‫اُه، تو روحم!
‫کاش حال مادر خوب باشه.

00:20:03.917 --> 00:20:06.245
‫شبتون به خیر.

00:20:06.365 --> 00:20:09.882
‫بهتون هزار دلار میدم که
‫منو به نزدیک ترین مشروب فروشی ببرین.

00:20:09.883 --> 00:20:11.583
‫چی؟

00:20:11.584 --> 00:20:13.849
‫اُه، بله حتماً خانم، تشریف بیارین بالا

00:20:13.850 --> 00:20:17.683
‫آره، آفرین بیا بالا،
‫بیا اینجا ببینم

00:20:17.684 --> 00:20:20.716
‫اُه. ممنونم.

00:20:20.717 --> 00:20:23.782
‫من از شما ممنونم.
‫هزار دلار؟

00:20:23.783 --> 00:20:26.650
‫یحتمل شما یا دیوونه هستین،
‫یا پولدارین، یا هر دو مورد!

00:20:26.651 --> 00:20:29.683
‫خب، الان که دنبالم پول ندارم
‫مشخصاً، ولی..

00:20:29.684 --> 00:20:32.716
‫اُه، من مطمئنم که
‫یه جوری میتونیم با هم کنار بیایم..

00:20:32.717 --> 00:20:36.650
‫اِهِم، فک کنم دستتون روی
‫ران پام باشه...

00:20:36.651 --> 00:20:39.683
‫آره، تو مثه یه روباه
‫نقره ای میمونی..

00:20:39.684 --> 00:20:40.882
‫عذرخواهی می کنم؟

00:20:40.883 --> 00:20:42.716
‫و منم دوس داشتم که بدونم..

00:20:42.717 --> 00:20:46.583
‫پشماتونم هم رنگ موهای سَرتون هست؟
‫چون دوس داشتم که..

00:20:52.883 --> 00:20:54.882
‫دوس داشتی آرنجم رو بکنم تو حلقت؟

00:20:54.883 --> 00:20:57.650
‫عنینه.

00:20:57.651 --> 00:21:01.516
‫البته، اگه یه مقداری محترمانه تر
‫این قضیه رو مطرح می کردی

00:21:01.517 --> 00:21:03.683
‫کاملاً دوس داشتنی تر
‫به نظر میرسید، پس..

00:21:03.684 --> 00:21:06.916
‫خب، الزاماً سپاسگزارت نیستم، ولی..

00:21:08.249 --> 00:21:12.882
‫من چه میدونم!
‫خیلیم عالی. خدافظ!
‫(ترکیبی از فرانسوی و ایتالیایی بلغور کرد)

00:21:16.630 --> 00:21:26.882
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.