﻿WEBVTT

00:00:01.171 --> 00:00:04.570
اين داستان يه خانواده ي ثروتمنده که همه چيزشو
... از دست داده

00:00:04.672 --> 00:00:06.662
<i>.... و پسري که چاره اي جز</i>

00:00:06.773 --> 00:00:08.763
<i> .نگه داشتن همه دور هم نداره</i>

00:00:14.278 --> 00:00:15.938
<i>.اين انحصارِ سازندگيه</i>

00:00:19.547 --> 00:00:22.447
يک بد شانسي ديگر براي يکي از اعضاي خانواده
..."معروف "بلوث

00:00:22.549 --> 00:00:24.448
...دکه ي موز يخ زده آنها

00:00:24.550 --> 00:00:26.847
<i>.در ساحل معروف" نيوپورت" در آتش سوخت</i>

00:00:26.951 --> 00:00:30.407
<i>.و بعد از اين يک داستانِ پليسيِ زيبا بوجود دارد</i>

00:00:30.519 --> 00:00:31.850


00:00:31.953 --> 00:00:33.511
<i>... يک هفته قبل از آتش سوزي</i>

00:00:33.621 --> 00:00:36.952
<i>"مايکل بلوث" سعي ميکرد تا کمپانيِ "بلوث"</i>
<i>... ،رو نجات بده</i>

00:00:37.056 --> 00:00:40.455
<i>.ولي پدرش داشت اينکار رو براش مشکل ميکرد -</i>
.من اطلاعات پرواز رو لازم دارم، پدر -

00:00:40.558 --> 00:00:42.684
دارم سعي ميکنم يه مقدار پول واسه خونواده
.جور کنم

00:00:42.792 --> 00:00:45.692
.هميشه پول تو دکه ي موز فروشي هست

00:00:45.794 --> 00:00:48.023
.دارم عاشق اين ساندويچ بستني ميشم
يه ذره ميخواي؟

00:00:48.129 --> 00:00:50.028
.يه گاز ازش ميخواي؟ يه گاز بزن -
.خواهش ميکنم، خواهش ميکنم -

00:00:50.130 --> 00:00:52.620
.يالا ديگه يه گاز بزن -
.تمام سرمايمون رو مصادره کرده C.E.S-

00:00:52.731 --> 00:00:56.028
.اين آدما بيکار نميشينن -
!بهم دست نزنيد -

00:00:56.133 --> 00:00:58.965
،پس حالا ميخوام بهم بگي که با هواپيماي جِت
براي تعطيلات به کجا رفتي؟

00:00:59.068 --> 00:01:01.126
اين چيزيه که داري ازم پنهان ميکني؟

00:01:01.236 --> 00:01:04.761
.من چند ساله که تعطيلات نداشتم
.تفريحِ من اينه

00:01:04.871 --> 00:01:07.270
.من ورزش ميکنم، خوب ميخوابم

00:01:07.372 --> 00:01:12.068
.تو توي زنداني -
!دارم زندگيم رو ميکنم -

00:01:12.174 --> 00:01:15.370
چطوري، کدوتنبل؟ -
!"سلام. "تيبون -

00:01:15.477 --> 00:01:17.376
چه خبر؟ -
.تيبون" هم‌سلوليِ منه" -

00:01:17.478 --> 00:01:19.536
.اوه -
.خيلي خالي‌بنده -

00:01:19.645 --> 00:01:23.443
.تي" امروز حواسش جَمعه" -
.آره -

00:01:23.547 --> 00:01:25.878
.خوب حدس ميزنم که هر تعطيلاتي تمومي هم داره

00:01:29.984 --> 00:01:32.383
"تو همين الان خودت رو جلوي "تيبون
.احمق جلوه دادي

00:01:32.486 --> 00:01:36.215
.بهرحال، ميخوام تو کارخونه براش يه کار جور کني
.واسه فروش

00:01:36.321 --> 00:01:38.220
من اين کارو نميکنم -
چرا؟ -

00:01:38.322 --> 00:01:40.221
.چونکه ما هيچ پولي نداريم -
چون خالي‌بنده؟ -

00:01:40.323 --> 00:01:43.950
.من اينو محرمانه بهت گفتم -
تو انگار اصلا نميفهمي، الان من اين کارخونه -
... ،رو اداره ميکنم پدر

00:01:44.058 --> 00:01:46.821
و من اطلاعات پرواز رو ميخوام
... و  اونا رو بدست ميارم

00:01:46.926 --> 00:01:49.393
.حالا با يا بدون کمکِ تو -
.باشه -

00:01:49.495 --> 00:01:53.054
<i>!بهم دست نزنيد</i>

00:01:53.163 --> 00:01:55.653
يه فکري دارم که ميتونيم امتحانش کنيم، خيلي خب؟
.ولي ريسکش بالاست

00:01:55.764 --> 00:01:58.095
.بفرما -
.بازش کن -

00:01:58.199 --> 00:02:00.564
منظورت چيه...؟

00:02:01.934 --> 00:02:04.959
<i> ،در حالي که جرجِ پدر</i>
<i> ... داشت هم سلوليش رو از دست ميداد</i>

00:02:05.069 --> 00:02:08.128
<i> ،جرج مايکل" مشکلاتِ زيادي با وفق دادنِ خودش"</i>
<i>.با هم‌اتاقيِ جديدش داشت</i>

00:02:08.238 --> 00:02:10.137
پاشو،پاشو
.پاشو،پاشو

00:02:10.239 --> 00:02:11.899
<i>!من بيدارم</i>

00:02:12.006 --> 00:02:14.906
خيلي خب، ما تقريباً ديگه
."قوزکِ پامون رفته تو کونمون، "ميبي

00:02:15.008 --> 00:02:17.998
ميخواي بپري تو بغل پسر داييت، لطفا؟

00:02:19.511 --> 00:02:21.569
<i>.واو، جاده دست انداز داره، مواظب باش</i>

00:02:21.678 --> 00:02:23.770
.هــاه

00:02:23.880 --> 00:02:26.847


00:02:26.947 --> 00:02:29.346
<i>.بنابراين اون سريعا مشکلش رو فهميد</i>

00:02:30.616 --> 00:02:32.413
بابا، من ميخوام چند ساعت بيشتر
.توي دکه موز فروشي کار کنم

00:02:32.517 --> 00:02:36.452
.واو. خب، خيلي عاليه

00:02:36.553 --> 00:02:39.111
.ميدوني، وقتي بچه بودم دُرُست مثل تو بودم

00:02:39.220 --> 00:02:43.678
.قبلاً عاشقِ اونجا بودم -
<i>!"جورج]: اين بهترين تابستونمون ميشه، "مايکي] -</i>

00:02:45.557 --> 00:02:48.116
.خب، ببين چي ميگم
.ميخوام بهت ترفيع بدم

00:02:48.225 --> 00:02:50.249
.بهت تبريک ميگم، آقاي مدير

00:02:50.360 --> 00:02:52.452
!واو، من آقاي مديرم

00:02:52.561 --> 00:02:54.585
.خب مدير
.ما فقط ميگيم «مدير». آقا نداره

00:02:54.695 --> 00:02:57.857
<i>و اگه به کارگر نياز داري، ميتوني يکي رو</i>
<i>.استخدام کني</i>

00:02:57.963 --> 00:03:01.090
به نظرت لازمه؟ -
.از من نپرس، آقاي مدير -

00:03:01.199 --> 00:03:04.792
.درسته، الان ديگه به من بستگي داره
.من آقاي مديرم

00:03:04.901 --> 00:03:07.994
... مدير، ما فقط ميگيم -
... ميدونم، اما خودت همين الان -

00:03:08.103 --> 00:03:10.093
.مهم نيست کي بگه

00:03:10.882 --> 00:03:16.880
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:17.140 --> 00:03:19.198
!نميدونم چه انتظاري ازش داشتم

00:03:19.308 --> 00:03:23.800
اينجا چه خبره؟ امروز صبح که من رفتم بيرون شما
.دو تا دقيقا همينجا بوديد

00:03:23.911 --> 00:03:27.606
هيچکدومتون نميخواد بره دنبالِ يه کاري؟ -
.من کار دارم، مايکل -

00:03:27.712 --> 00:03:32.113
.بهش ميگن حمايت از همسر -
.شما حتي خريد هم نرفتيد -

00:03:32.215 --> 00:03:34.682
تنها چيزي که توي فريزر پيدا کردم
.يه کبوتر مُرده توي کيسه بود

00:03:34.783 --> 00:03:38.478
<i> تو که اونو نخوردي، خوردي؟</i>
<i>.چون چند روز ديگه مونده تا اونو پس بدم</i>

00:03:38.585 --> 00:03:41.644
<i>.درست وسط نمايش مرد</i>

00:03:41.754 --> 00:03:45.381
قفس هم واسش ميخواي؟ -
.نه ،من يه جادوگرم -

00:03:45.489 --> 00:03:48.150


00:03:48.257 --> 00:03:51.190


00:03:51.292 --> 00:03:54.192
در ضمن، چيزايي که ميفروشي رو پس ميگيري؟

00:03:54.294 --> 00:03:57.989
<i> ،نميخوام از خودم دفاع کنم</i>
<i>.اما جهت اطلاعت بايد بگم که من رفتم خريد</i>

00:03:58.095 --> 00:04:00.460
تو 68 دلار واسه اين شامپو دادي؟

00:04:00.564 --> 00:04:03.430
.واسه اعتماد بنفس پول خيلي کميه، مايکل

00:04:03.531 --> 00:04:07.466
يا نکنه هنوز بخاطر از دست دادن لقب بهترين موي
!دبيرستان به من حسودي ميکني

00:04:07.568 --> 00:04:09.660
<i>... موفقيتِ "ليندزي" در دبيرستان</i>

00:04:09.769 --> 00:04:13.203
<i>.هميشه به عنوانِ يه برتري روي مايکل سايه مينداخت</i>

00:04:13.304 --> 00:04:16.294
،من با مايکل موافقم
... خيلي مهمه که «داشتن اعتماد بنفس» رو

00:04:16.405 --> 00:04:18.998
با «اينکه چطور به نظر ميرسيد يا اينکه مردم در
.موردتون چي فکر ميکنن» قاطي نکنيم

00:04:19.106 --> 00:04:21.198
.منظورم اينه که، منو ببينيد. يه بازيگرم

00:04:21.308 --> 00:04:23.969
!بازيگر، تو رو بخدا

00:04:24.076 --> 00:04:27.669
ميدوني هرروز با چندتا مخالفت رو به رو ميشم؟

00:04:27.778 --> 00:04:30.439
... اما توي کار نمايش

00:04:30.546 --> 00:04:33.036
... بايد قلب يه فرشته

00:04:33.147 --> 00:04:36.081
.و پوست يه فيل رو داشته باشيد

00:04:36.182 --> 00:04:38.308
.ولي تو واقعاً هيچوقت امتحانِ هنرپيشگي ندادي

00:04:38.417 --> 00:04:40.475


00:04:40.585 --> 00:04:42.484
... خب

00:04:42.586 --> 00:04:46.020
!منو ببخشيد

00:04:49.323 --> 00:04:51.950
.ببخشيد

00:04:52.058 --> 00:04:54.854
<i>.عجب حمايتِ خوبي</i>
<i>يه چيزي رو ميدوني،  "ليندزي"؟</i>

00:04:54.959 --> 00:04:57.722
.شايد بايد در مورد تاثيرت روي دخترت يه فکري بکني

00:04:57.827 --> 00:04:59.851
.مگه اينکه بخواي آخرش اونم مثل خودت بشه

00:04:59.962 --> 00:05:02.361
.آره، وقتي اونطوري شدم، زنده م نذار

00:05:02.463 --> 00:05:05.726
گازِ منو اکسيد کربن توي خونه نفوذ کرده؟

00:05:08.499 --> 00:05:11.023
<i>.جورج مايکل، امروز دختر عمه ت رو ميبري سر کار</i>

00:05:11.134 --> 00:05:14.863
اون کارگر جديدتِ. من اصلاً نميخوام عاقبتِ
.خواهرزاده م هم مثلِ بقيه ي اعضاي اين خونواده بشه

00:05:14.970 --> 00:05:17.596
،تو نبايد به دخترم بگي چيکار کنه
!اون بچه ست

00:05:17.704 --> 00:05:20.729
.نخير بچه نيستم، ميتونم کار کنم

00:05:20.839 --> 00:05:25.001
من زياد مطمئن نيستم. منظورم اينه که
.موهاش ريزش داره. اونجا ممکنه پُرِ مو بشه

00:05:25.108 --> 00:05:27.007
.باشه، هر کاري ميخواي بکن

00:05:27.109 --> 00:05:29.668
،من دخترم رو ميشناسم
.اون يک هفته هم اونجا نميمونه

00:05:31.845 --> 00:05:33.835
.حواست خوب بهش باشه، رفيق

00:05:33.946 --> 00:05:37.903
.نترس تا بهش مسلط بشي

00:05:42.384 --> 00:05:45.112
<i>... تلاشِ جرج مايکل براي حفظِ فاصله اش با</i>

00:05:45.218 --> 00:05:48.152
<i>.با دختر عمه ش زياد خوب پيش نرفت</i>

00:05:53.889 --> 00:05:56.288
نميتونم بگم که چقدر الان
.داري سلامتيت رو بخطر ميندازي

00:05:56.391 --> 00:05:58.381
.باورم نميشه واسه اين کار داوطلب شدم

00:05:58.492 --> 00:06:01.790
.اين احمقانه ترين کاريه که تا الان کردم

00:06:01.894 --> 00:06:04.725
هي، ميخواي بريم توپ بازي کنيم؟

00:06:04.829 --> 00:06:07.626
<i>.صبر کن....اين صندوق پوله</i>

00:06:07.731 --> 00:06:09.630
... بابام آخر هر هفته مياد و

00:06:09.732 --> 00:06:12.393
.تعداد موز ها رو با پولي که اينجاست مقايسه ميکنه

00:06:12.500 --> 00:06:15.058
.اوه، پس همشون بايد مساوي باشن -
.دقيقا -

00:06:15.167 --> 00:06:18.658
.راحته، يه موز

00:06:18.770 --> 00:06:20.794
.يه دلار

00:06:20.904 --> 00:06:23.496
.موز
.يه دلار بردار

00:06:23.605 --> 00:06:26.129
<i> و مايکل براي گرفتن اطلاعاتِ پرواز</i>
<i>... پيش مادرش رفت</i>

00:06:26.240 --> 00:06:28.537
<i>.چون پدرش اونا رو بهش نداد</i>

00:06:28.642 --> 00:06:32.667
<i>پس چرا با ساندويچ بستني ازدواج نميکني؟</i>

00:06:32.777 --> 00:06:35.074
.من بايد برم -
کي بود؟ پدر بود؟ -

00:06:35.178 --> 00:06:38.236
.جوب" بود" -
.آها -

00:06:38.346 --> 00:06:40.609
... خب مامان، من دنبالِ -
.من نميدونم اونا کجان -

00:06:40.714 --> 00:06:43.273
.اين اطلاعات پرواز ميگردم

00:06:43.383 --> 00:06:45.407
.ميدوني، خيلي بهتره اگه بذاري حرفام رو تموم کنم

00:06:45.517 --> 00:06:48.508
<i> چرا من تنها کسيم که فکر ميکنه اين خونواده انقدر</i>
<i>بدبختي داره؟</i>

00:06:48.618 --> 00:06:51.347
.اوه، ميفهمم، مايکل
.ميفهمم

00:06:51.453 --> 00:06:54.909
اما من از کجا بدونم اون اطلاعات رو کجا نگه
.مي داره؟ پدرت مسئول همه اين چيزا بود

00:06:55.022 --> 00:06:57.012
.نه، من مسئول همه چيزم

00:06:57.123 --> 00:06:59.488
.و من فکر ميکنم تو بدوني اونا کجان

00:06:59.591 --> 00:07:01.820
.اوه، احتمالاً همشون يه جايي توي انبار هستن

00:07:01.925 --> 00:07:03.824
اين انبار کجاست؟

00:07:03.926 --> 00:07:05.825
.يادم نيست -
.سعي کن يادت بياد -

00:07:05.927 --> 00:07:09.759
.«يه چيزي مثلِ «درّه
.«نميدونم. «رودخونه

00:07:09.863 --> 00:07:12.160
<i>.درختِ باراني». گرمه. اونجا خيلي گرمه»</i>

00:07:12.264 --> 00:07:14.788
!هيچوقت اونجا نرفتم. براي اينکار يه مجوز بگير -
.فکر نکنم نميگيرم -

00:07:16.633 --> 00:07:18.827
.مادر...مادر من به اين خونواده اهميت ميدم

00:07:18.934 --> 00:07:21.800
.منم همينطور، عزيزم

00:07:21.903 --> 00:07:24.927
،واسه همينه که من نگران "جوب" هستم
.همين صبح تلفني باهاش صحبت کردم

00:07:25.038 --> 00:07:28.995
منظورت همين الانه، درسته؟
وقتي که اومدم داخل؟

00:07:29.106 --> 00:07:33.200
.آره، همين الان، وقتي که اومدي داخل
.و اون ناراحت بود، خيلي ناراحت بود

00:07:33.308 --> 00:07:36.105
.تو هيچوقت اونو توي کار قبول نکردي

00:07:36.210 --> 00:07:39.042
.اون برادر بزرگته
.بايد بتوني يه کار کوچيک واسش پيدا کني

00:07:39.146 --> 00:07:42.443
.يه کاري کن حس کنه آدمِ خاصيه -
.اما اون خاص نيست، مادر -

00:07:42.547 --> 00:07:45.071
.نه، نيست

00:07:45.182 --> 00:07:48.445
.اما دوستت داره
.هممون دوستت داريم

00:07:48.550 --> 00:07:51.916
انبار کجاست؟ -
.اول بايد مجوز بگيري -

00:07:52.019 --> 00:07:53.508


00:07:53.620 --> 00:07:56.110
!لوز" قيمت اون پالتو از خونه ت هم بيشتره"

00:07:57.889 --> 00:08:01.118
،اوه، عجب جکي گفتم ها
.اون اصلاً خونه نداره

00:08:03.491 --> 00:08:06.516
<i>.روز بعد  "توبايس" دنبال کار ميگشت</i>

00:08:06.627 --> 00:08:08.389
<i>.جذبِ بازيگري</i>

00:08:13.229 --> 00:08:15.628


00:08:17.498 --> 00:08:19.795
!اُه، اينجا رو نگاه کن

00:08:23.269 --> 00:08:25.759
.توبايس" يه وقت از رو مُبل بلند نشي هااا"

00:08:25.870 --> 00:08:29.634
<i>.داشتم دنبال کار ميگشتم، و لعنت بهش، مايکل</i>

00:08:29.739 --> 00:08:32.262
حدس ميزنم قبلا اينو ديدي، ها؟

00:08:32.373 --> 00:08:35.864
.آره، ديدمش
.اُه، درسته. اين يکي

00:08:35.975 --> 00:08:38.499
.آره، فکر کنم دوباره بهشون زنگ بزنم

00:08:38.609 --> 00:08:40.906
.يه شانس ديگه بهشون ميدم

00:08:41.011 --> 00:08:43.240
<i> و اون موقع بود که مايکل فهميد</i>
<i>... چکار کنه که مادرش</i>

00:08:43.345 --> 00:08:47.302
<i> ،اونو به سمتِ انباري بکِشونه</i>
<i>.يعني جاييکه اطلاعتِ پرواز هست</i>

00:08:47.414 --> 00:08:49.574


00:08:49.682 --> 00:08:52.172
.سلام -
.هي مامان، مايکلم، گوش کن -

00:08:52.284 --> 00:08:54.308
تا يادم نرفته، من با شرکت
... خدمات درآمد داخلي صحبت کردم

00:08:54.418 --> 00:08:56.385
... و اونا ميخوان امروز بيان آپارتمانت

00:08:56.486 --> 00:08:59.147
که ببينن تاحالا چيزهاي گرون قيمتي
.از طرفِ شرکت گرفتي يا نه

00:08:59.254 --> 00:09:02.710
... لباس يا

00:09:02.823 --> 00:09:04.653
.نميدونم. فقط حواسِت باشه

00:09:06.758 --> 00:09:09.749
.اُه، زنِ بيچاره

00:09:12.028 --> 00:09:14.893
<i> بنابراين مايکل "لوز" رو که</i>
<i>... درواقع فرستاده شده بود</i>

00:09:14.995 --> 00:09:16.928
<i>.تا مدارک جُرم رو مخفي کنه، تعقيب کرد</i>

00:09:17.030 --> 00:09:20.465
<i>در همين حال،  "توبايس" ترتيبي داد که براي</i>
<i>.يه آگهيِ بازرگاني تمرين هنرپيشگي بده</i>

00:09:20.566 --> 00:09:22.533
<i>.ليندزي" هم اومد تا حمايتش رو نشون بده"</i>

00:09:22.633 --> 00:09:26.692
.ممکنه يکم طول بکشه -
.عزيزم، همش يه خطه -

00:09:26.802 --> 00:09:28.826
.نه اگه کارم رو درست انجام بدم

00:09:28.937 --> 00:09:33.031
.اول از همه، بايد بگم که عاشق اين کارم
... اگرچه سوال احمقانه ايه اما

00:09:33.139 --> 00:09:38.005
بايد از آتيش بترسم يا واسه همه
شجاع بازي در بيارم؟

00:09:38.108 --> 00:09:41.338
... آتيش
.يه سِري اموالِ فروشي، آتيش گرفته

00:09:44.145 --> 00:09:46.611


00:09:46.712 --> 00:09:48.611
... باشه، من

00:09:48.713 --> 00:09:50.771
<i>.خب، بيا يه امتحاني بکنيم</i>

00:09:50.881 --> 00:09:52.814


00:09:52.915 --> 00:09:56.906
.اوه، خداي من! همه چيز ... آتيش گرفته

00:09:57.017 --> 00:10:00.474
!اُه، داره ميسوزه
!منو ميسوزونه

00:10:00.587 --> 00:10:03.850
<i>!بچه ها رو ببريد بيرون</i>

00:10:03.955 --> 00:10:08.890
!هزيون نميگم

00:10:08.991 --> 00:10:10.753
.حتي نميتونم دستگيره ي در رو ببينم

00:10:17.262 --> 00:10:19.195


00:10:19.296 --> 00:10:21.195
.صحنه ي آخر بود

00:10:21.297 --> 00:10:24.458


00:10:24.565 --> 00:10:27.294
دوست داري يه چيزه ساده تر رو
امتحان کني، شايد؟

00:10:29.502 --> 00:10:31.731
.نه

00:10:34.171 --> 00:10:36.604
خب، کسِ ديگه اي نيست؟
کسي نيست؟

00:10:37.973 --> 00:10:39.872
ليندزي بلوث"؟"

00:10:39.974 --> 00:10:41.873
.اين جيگر منه -
"راجر دنيش" -

00:10:41.975 --> 00:10:44.169
.نگاش کن، باورم نميشه تو همون "ليندزي بلوث" باشي

00:10:44.276 --> 00:10:45.742
!جيگر

00:10:45.843 --> 00:10:48.572
.راجر" رقيب من توي دبيرستان بود"

00:10:50.045 --> 00:10:52.274
يادته اون قديما موهامون چقدر خفن بود؟

00:10:52.380 --> 00:10:55.314
!چه فکري ميکرديم؟
خب ،حالا چيکار ميکني؟

00:10:55.415 --> 00:10:57.609
.اون مسئولِ انتخابِ بازيگرِ آگهيِ منه -
... اُه -

00:10:57.717 --> 00:11:00.946
.آره. يه بوتيک توي ساحلِ جنوبي آتيش گرفته

00:11:01.051 --> 00:11:04.610
بوتيکِ ساحلِ جنوبي؟
آتيش گرقته؟

00:11:09.322 --> 00:11:13.620
<i> در همين حال، مايکل هنوز</i>
<i>در حال تعقيب خدمتکار خونه ي مادرش بود</i>

00:11:18.995 --> 00:11:22.724
<i>.و بالاخره اونو به انباري رسوند</i>

00:11:22.830 --> 00:11:26.059
<i>.متاسفانه، اونجا آتيش گرفته بود</i>

00:11:28.699 --> 00:11:30.996


00:11:31.101 --> 00:11:33.625
.يکي ميخواسته اينجا رو بفرسته هوا

00:11:33.736 --> 00:11:38.398
منظورت چيه؟ آتش سوزي عمدي بوده؟ -
.اوه، قطعاً کارِ يه اَجير شده بوده -

00:11:54.446 --> 00:11:56.413


00:12:00.016 --> 00:12:03.246
،فردا شروع ميشه
آماده اي؟

00:12:03.351 --> 00:12:08.048
!هزار دلار بهمون دادن -
.فکر ميکردم "توبايس" اين کارو ميکنه -

00:12:08.153 --> 00:12:10.450
.آره،نه نه
.اين کارو واسه خودم نگه نداشتم

00:12:10.555 --> 00:12:14.285
... فکر کنم، آه
... يکم آتيش رو زيادي براشون واقعي کردم

00:12:14.391 --> 00:12:17.358
و، آه ... و احتمالاً نتونستم زياد روي
.وسايلي که داشتن ميسوختن تأکيد کنم

00:12:17.458 --> 00:12:21.859
<i>.پس خوش به حالش</i>
<i>و ميشه منو ببخشيد، لطفاً؟</i>

00:12:21.961 --> 00:12:24.656


00:12:24.763 --> 00:12:26.889
.خب، اين عاليه، اما منم مشکلات خودم رو دارم

00:12:26.997 --> 00:12:29.191
.اطلاعات پرواز؟ ... همشون سوختن

00:12:29.298 --> 00:12:33.063
.اِشکال نداره، همه چيز تموم شد
.اما فکر کنم پدر پشت اين داستانه

00:12:33.167 --> 00:12:36.293
من فکر ميکنم پدر ميخواد
.کارش رو از توي زندان پيش ببره

00:12:36.402 --> 00:12:39.564
<i>خب، اين حرفت کنايه آميز نبود؟</i>
<i>... من دارم با کارِ جديدم پولدار ميشم</i>

00:12:39.671 --> 00:12:42.001
.و تو هنوز اون کاري رو که فکر ميکردي داري، نداري

00:12:42.104 --> 00:12:46.765
اما تو که هنوز شغلي نداري. فقط يه پيشنهادِ کار
.بهت دادن. هر کسي ممکنه بهش پيشنهادِ کار بشه

00:12:50.109 --> 00:12:53.099
،پس، من ميخوام برم پدر رو ببينم
.چون اين کار، ديگه مالِ منه که ادامه ش بدم

00:12:53.211 --> 00:12:55.576
کارِ تو؟

00:12:57.847 --> 00:13:00.076
!"هي، تو اينجايي "جوب

00:13:00.181 --> 00:13:02.444
.من همه جا رو دنبالت گشتم

00:13:02.549 --> 00:13:04.948
.به کمکت احتياج دارم

00:13:05.051 --> 00:13:08.951
.خب، ميخواستم اين کبوتر رو پس بدم

00:13:09.053 --> 00:13:11.849
تو چي ... ميخواي برات جلسه اي چيزي بذارم؟

00:13:11.954 --> 00:13:14.888
،يا، حتي بهتر از اون
ميتوي اين نامه رو واسم ارسال کني؟

00:13:14.989 --> 00:13:17.684
نميتوني بديش به نامه رسون؟

00:13:17.791 --> 00:13:21.281
.تو اين مورد نميتونم به نامه رسون اعتماد کنم
.اين يکي مهمه

00:13:21.392 --> 00:13:23.859
<i> .جوب" آدمِ کنجکاوي بود"</i>
<i>... ،همينطور مشکوک هم شد</i>

00:13:23.961 --> 00:13:26.757
<i> اون نميتونست يه کبوتر يخ زده رو</i>
<i>... به مغازه حيواناتِ اهلي برگردونه</i>

00:13:26.862 --> 00:13:29.728
<i>.و همه پولشو پس بگيره</i>
<i>.احساس کرد که مستحقِ اين کاره</i>

00:13:29.830 --> 00:13:33.525
.من اين نامه رو ميرسونم -
.بعد مايکل رفت تا با پدرش صحبت کنه -

00:13:35.166 --> 00:13:37.929
تو ديگه نبايد کاراي کارخونه رو
از اينجا پيش ببري، باشه؟

00:13:38.034 --> 00:13:39.694
واسه همين ميخواستي يه کار
واسه "تيبون" جور کنم؟

00:13:39.802 --> 00:13:43.736
که بهش پول بدي تا انبار رو آتيش بزنه؟ -
.مايکل اين مسخره ست -

00:13:43.837 --> 00:13:46.862
.خب، من اونو استخدام نميکنم. نه
.ما هيچ پولي نداريم، پدر

00:13:46.973 --> 00:13:49.532
.پول هميشه توي دکه موز فروشي هست

00:13:49.641 --> 00:13:54.371
دکه موز! ميدوني اين دقيقا چه حسي داره ،ها؟

00:13:54.476 --> 00:13:57.535
مثل اين ميمونه که من تمام تابستون رو توي دکه
.گير کردم و تو از دور همه چيز رو کنترل کني

00:13:57.645 --> 00:14:00.544
چکار بايد ميکردم، يه بچه رو مسئول
دکه موز يخ زده ميکردم؟

00:14:00.646 --> 00:14:03.136
.دقيقا. اين همون کاريه که من کردم
.من همين تازگي پسرم رو مدير کردم

00:14:04.748 --> 00:14:07.648
حالا ديگه جورج مايکل دکه موز رو ميگردونه؟

00:14:07.750 --> 00:14:12.412
.درسته. آره. بشين يه مدت در موردش فکر کن

00:14:12.519 --> 00:14:15.568
<i>.جورجِ پدر، در موردش فکر کرد</i>

00:14:18.856 --> 00:14:21.880
،خب، حالا که ديگه يه کارگر داريم
.ميتونيم واسه ناهار بريم

00:14:25.159 --> 00:14:28.456
،ما واسه هر دلار يه موز رو انداختيم دور
.اينکار و ميکنيم که هيچکس نفهمه

00:14:28.561 --> 00:14:30.960
،صبر کن ببينم
!فکر کنم بايد دوباره بشماريشون

00:14:31.062 --> 00:14:33.928
چرا؟ مگه اشتباه شده؟ -
.درسته -

00:14:34.031 --> 00:14:37.487
.اون يه خرابکاره، نه ولخرج

00:14:37.599 --> 00:14:40.760
<i> در همين حال، مايکل يه تماس ضروري</i>
<i>.از طرف مادرش بهش شد</i>

00:14:40.867 --> 00:14:43.061
.جوب" خوشحال نيست"

00:14:43.168 --> 00:14:45.727
.دوباره؟ من که اونو آدم حساب کردم
.بهش يه کار دادم

00:14:45.837 --> 00:14:49.327
.بهش يه نامه دادي تا بفرسته -
!نگو که اين کار زياديه -

00:14:49.438 --> 00:14:52.634
.نه، مايکل، اون نامه رو پُست کرد
.موضوع اين نيست

00:14:52.741 --> 00:14:55.970
<i> ،جوب" نامه رو پُست نکرد"</i>
<i>... اما، بدليل مخالفت و ناراحتي</i>

00:14:56.075 --> 00:14:58.440
<i>.به صورت نمايشي، نامه رو توي دريا انداخت</i>

00:14:58.543 --> 00:15:00.976


00:15:01.078 --> 00:15:04.944
<i>اين ثابت کرد که کاراي نمايشي سخت تر از اون</i>
<i>.چيزي هستن که اون انتظارشو داشت</i>

00:15:05.047 --> 00:15:08.014


00:15:17.387 --> 00:15:19.946
خب، ميخواي واسش چيکار کنم؟ -
.با من اينطوري حرف نزن -

00:15:20.055 --> 00:15:24.456
.اون پسرِ منه
.ميخوام کاري کني که ديگه به من زنگ نزنه

00:15:24.557 --> 00:15:27.080
<i>!من تنها کسي ام که توي اين خونواده کار ميکنه؟</i>

00:15:27.191 --> 00:15:30.057
<i>!آره، زنِ منِه ديگه</i>

00:15:30.160 --> 00:15:33.559
کي فکرشو ميکرد ... دو تا بازيگر توي يه خونواده؟

00:15:33.662 --> 00:15:36.095
!ما مثل جرقه ايم

00:15:36.196 --> 00:15:41.927
.ميبينيد که ... معذرت ميخوام -
.مامان -

00:15:42.033 --> 00:15:45.763
<i>و به همين خاطر ليندزي و ميبي هر کدوم جداگونه</i>
<i>... به يه رستوران رفتن</i>

00:15:45.869 --> 00:15:48.597
<i>... تا بخاطر شغلي که در واقع نداشتن</i>

00:15:48.703 --> 00:15:51.193
<i>.و همينطور با حقوقي که نگرفته بودن، جشن بگيرن</i>

00:15:51.305 --> 00:15:54.273
از نهارت لذت ميبري، مامان؟
.آخه خيلي داري مشروب ميخوري

00:15:54.373 --> 00:15:56.839
<i>.نه اونقدر که تو لذت ميبري</i>

00:15:56.941 --> 00:15:58.874
،آدم سَگَک رو واسه کمربند استفاده ميکنه
.نه صندلي

00:15:58.975 --> 00:16:02.000
.باشه، منم همينو به "توبايس" گفتم

00:16:02.110 --> 00:16:04.839
.هرچي ميخوايد در موردش بگيد
.حداقل اون واسه من خوشحاله

00:16:04.946 --> 00:16:07.845


00:16:10.114 --> 00:16:12.775
ميدوني، فکر کنم داريم اينجا دو برابر
.به خودمون ضرر ميزنيم

00:16:12.883 --> 00:16:16.612
چونکه، منظورم اينه که، واسه هر دلاري که برميداري
... در  واقع دو دلار ضرر ميزني

00:16:16.718 --> 00:16:19.117
.چون ما واسه موز ها هم پول داديم

00:16:19.219 --> 00:16:21.345
.اوه، خداي من، حق با توئه

00:16:21.454 --> 00:16:26.514
!واقعاً؟ واي خدا، گند زدم
.خيلي خب، زود باش بايد برم

00:16:26.623 --> 00:16:31.786
.اوه، خداي من! مامانت با "گنگي" اينجان -
اونا اينجا چيکار ميکنن؟ -

00:16:31.893 --> 00:16:33.792
.اونا بزرگن
.هر وقت دلشون خواست ميتونن خوش بگذرونن

00:16:33.894 --> 00:16:36.828
.ما بچه ايم. قرار بود سر کار باشيم
... حالا اونا ميرن به بابام ميگن

00:16:36.928 --> 00:16:39.259
و اونم مياد و کل پولا رو چک ميکنه و ميفهمه
.ما پول برداشتيم

00:16:39.363 --> 00:16:41.523
واي خدا، خيلي بد ميشه. حالا بايد چيکار کنيم؟ -
.ببين -

00:16:41.631 --> 00:16:45.191
،پدر بزرگ، اون آدم تجارته
اگه اون بود چيکار ميکرد؟

00:16:46.334 --> 00:16:48.301
.موزِ پرورشي

00:16:52.804 --> 00:16:56.499
شايد بهتر باشه قبل از اينکه صورتت رو
.بکني داخلش، اون آتيش رو خاموش کني

00:16:56.605 --> 00:16:58.868
،جالبه، چون منم ميخواستم بگم
... شايد بهتر باشه از آتيش فاصله بگيري»

00:16:58.974 --> 00:17:01.635
«.چون يکم زيادي مشروب خوردي

00:17:01.742 --> 00:17:03.810
.تيکه ي من بهتر بود

00:17:03.810 --> 00:17:04.468


00:17:04.576 --> 00:17:06.475
،به موز فروشي بلوث خوش آمديد
.جاييکه موز تجارتِ ما محسوب ميشه

00:17:06.577 --> 00:17:08.477
ميتونم امروز توجه تون رو به موز جلب کنم؟

00:17:08.578 --> 00:17:12.808
تيبون" اينجا چيکار ميکني؟" -
.پدرت اين کارو به من داد -

00:17:12.914 --> 00:17:16.349
<i>... مايکل به اين نتيجه رسيد که پدرش حتي کنترل</i>

00:17:16.450 --> 00:17:18.474
<i>.دکه موز رو هم به دست آورده</i>

00:17:18.584 --> 00:17:20.483
<i>... اما اون هنوز چند تا سوال بي جواب داشت</i>

00:17:20.585 --> 00:17:22.381
<i>.پس رفت تا يکم کاراي پليسي بکنه</i>

00:17:22.486 --> 00:17:24.385
تو انبار رو آتيش زدي؟ -
.اُه، صد در صد -

00:17:29.390 --> 00:17:32.653
... مايکل، يه روز خوب رو کنار ساحل ميگذروني

00:17:32.758 --> 00:17:35.817
در حالي که بقيه
خودشون رو جر دادن تا نامه تو رو برسونن؟

00:17:35.927 --> 00:17:39.258
ميخواي چي بگم؟
... تو رفتي پيش مامان شکايت کردي

00:17:39.362 --> 00:17:41.522
.منم سعي کردم تو رو قبول کنم -
منو قبول کني؟ -

00:17:41.629 --> 00:17:44.153
.آره -
.من بايد رئيس باشم، من برادر بزرگتم -

00:17:44.264 --> 00:17:48.823
تو رو خدا، تو اصلاً واقعاً ميخواي رئيس باشي؟ -
.نه! ولي دوست داشتم ازم درخواست کنن -

00:17:48.933 --> 00:17:51.264
،دقيقا مثل وقتي که بچه بوديم
...و تو تنها کسي بودي که

00:17:51.368 --> 00:17:54.393
.پدر بهش اجازه داد توي دکه موز کار کنه -
."خب، يه خبرايي برات دارم، "جوب -

00:17:54.503 --> 00:17:57.664
.پدر هنوزم به من اعتماد نداره
.اون با من مثل يه کارمند رده پايين رفتار ميکنه

00:17:57.771 --> 00:18:00.864
بهتر از اينه که
... مثل آدماي احمق باهات رفتار کنه

00:18:00.973 --> 00:18:03.667
... جوکر، جادوگر

00:18:06.175 --> 00:18:08.074
.فکر ميکردم الان يکي از اون حيله هات رو پياده کني

00:18:08.176 --> 00:18:10.075
.توپ آتشي يا همچين چيزي -
.ميخواستم؛ اما کار نکرد -

00:18:10.177 --> 00:18:12.076
.اين چيزا وقتي که ميخوايشون کار نميکنن

00:18:12.178 --> 00:18:14.509
.کمترين حقه هاي ثابتم -
.يه لحظه وايسا. سلام -

00:18:14.613 --> 00:18:17.604
."هي، عمو مايکل منم، "ميبي -
سلام " ميبي". جورج مايکل کجاست؟ -

00:18:17.715 --> 00:18:22.343
توي دکه ي موز. ميخواد از روي
.بي احتياطي يه کاري رو انجام بده

00:18:22.451 --> 00:18:25.213
<i>فکر ميکني اينکار بي احتياطيه؟</i>
.الان ميام اونجا

00:18:26.720 --> 00:18:29.983
.بخاطر اينکار منو مقصر ميدونه -
.جورج مايکل -

00:18:30.088 --> 00:18:32.112
.بابا -
هي، داري چيکار ميکني؟ -

00:18:32.223 --> 00:18:36.851
... من فقط
.من ميخواستم دکه موز فروشي رو آتيش بزنم

00:18:36.959 --> 00:18:39.687
چي؟ -
.متاسفم بابا، همه چيزو خراب کردم -

00:18:39.793 --> 00:18:41.692
.حقم نيست که به خودم بگم آقاي مدير

00:18:41.794 --> 00:18:43.625
.مدير -
.مدير. متاسفم، بابا -

00:18:43.729 --> 00:18:46.787
.اُه، جورج مايکل-
.گوش کن. برات جبران ميکنم -

00:18:46.897 --> 00:18:48.625
.تمام هفته رو کار ميکنم
.کاري به کارِ کسي ندارم

00:18:48.731 --> 00:18:50.527
،تمام تابستونم رو ميمونم
.همه تابستونا

00:18:50.632 --> 00:18:52.599
،فقط بهم بگو چيکار کنم
.منم همون کارو ميکنم

00:18:52.700 --> 00:18:57.192
<i> مايکل فهميد که همون کاري رو با</i>
<i>... پسرش انجام داده که پدرش با اون کرده</i>

00:18:57.302 --> 00:18:59.701
<i>.پس يه فکري به سرش زد</i>

00:18:59.804 --> 00:19:02.738
.بسوزونش -
چي؟ -

00:19:02.839 --> 00:19:05.670
.بيا اين لعنتي رو بسوزونيم

00:19:15.678 --> 00:19:17.702
.اين بهترين تابستونمون ميشه، رفيق

00:19:22.582 --> 00:19:26.573
<i> ... پس، مايکل، پسرش و برادرش با هم از</i>

00:19:26.684 --> 00:19:28.981
<i>.سوختن دکه موز فروشي لذت بردن</i>

00:19:29.086 --> 00:19:32.282
تو اون چِکِ بيمه رو فرستادي که، درسته، "جوب"؟

00:19:36.157 --> 00:19:38.454


00:19:41.993 --> 00:19:44.961


00:19:47.295 --> 00:19:49.524
<i>... صبح روز بعد "ليندزي" دير از خواب بلند شد</i>

00:19:49.630 --> 00:19:51.824
<i> ،و هنوز بخاطرِ مهمونيِ استخداميِ ديروزش</i>
<i>... توي خماري بود</i>

00:19:51.931 --> 00:19:54.592
<i>.که معلوم شد، خواب مونده بود</i>

00:19:54.699 --> 00:19:57.292
.خيلي خب، ليندزي، فراموشش کن
.يکي ديگه رو استخدام ميکنيم

00:19:57.401 --> 00:19:59.561
<i>... توبايس" نفر بعدي بود که بهش زنگ زده شد"</i>

00:19:59.669 --> 00:20:01.568
<i>... ،اما، متاسفانه، بخاطرِ دوشِ آب</i>

00:20:01.670 --> 00:20:05.263
<i>.صداي زنگِ تلفن رو نشنيد</i>

00:20:05.372 --> 00:20:07.100
<i>... هرچند اون از شامپوي ليندزي استفاده کرد</i>

00:20:07.206 --> 00:20:10.470
ولي از اينکه همون به
.اعتماد به نفسش کمک کرد، متعجب شد

00:20:10.574 --> 00:20:13.098
.چقدر خوب شدي -
چي؟ -

00:20:13.209 --> 00:20:15.108
.امروز خيلي خوش تيپ شدي

00:20:15.210 --> 00:20:17.074
.ممنونم ليندزي

00:20:19.212 --> 00:20:21.975
<i>.و نهايتاً مايکل به پدرش نشون داد که کي رئيسه</i>

00:20:22.081 --> 00:20:24.844
تو چيکار کردي؟ -
.آتيشش زدم -

00:20:24.949 --> 00:20:28.405
ديوونه شدي؟
.توي اون دکه موز فروشي پول بود

00:20:28.517 --> 00:20:31.485
،خب، حالا ديگه همه چي تموم شده، پدر
.و تصميمش هم با خودم بود

00:20:31.586 --> 00:20:33.644
... پس دفعه بعد که خواستي قدرتتو به رخم بکشي

00:20:33.754 --> 00:20:36.084
.فقط يادت باشه که داري با آتيش بازي ميکني

00:20:36.188 --> 00:20:40.589
دويست و پنجاه هزار دلار
.لاي ديوارهاي اون دکه موز بود

00:20:40.690 --> 00:20:43.852
چي؟ -
.پول نقد، مايکل -

00:20:43.959 --> 00:20:46.755
چرا بهم نگفتي؟ -
... :چقدر واضح تر از اين ميتونم بگم که -

00:20:46.860 --> 00:20:50.794
«.پول هميشه توي دکه موز فروشي هست»

00:20:50.895 --> 00:20:52.795
!به هم دست نزنيد! به هم دست نزنيد -
!دست نميزنم -

00:20:52.896 --> 00:20:55.261
!به هم دست نزنيد! به هم دست نزنيد -
!دست نميزنم -

00:20:55.364 --> 00:20:57.763
<i>.«در قسمت بعديِ سريال «انحصار سازندگي</i>

00:20:57.866 --> 00:21:01.664
<i> ،جوب" به سياستِ پس گرفتنِ کالا"</i>
<i>.براي مغازه ي حيوانات خانگي، شکايت ميکنه</i>

00:21:01.768 --> 00:21:04.327
!برگرد همونجايي که ازش اومدي

00:21:04.436 --> 00:21:06.494
<i>... و مايکل، به اين نتيجه ميرسه که دکه موز فروشي</i>

00:21:06.604 --> 00:21:09.935
<i>تنها راه پول درآوردن توي خانواده بلوثه، و</i>
<i>.تصميم ميگيره دوباره بسازتش</i>

00:21:10.039 --> 00:21:13.599
نميتونستي يه زنگ بهم بزني؟
يعني نميتونم يه چکش بزنم؟

00:21:15.109 --> 00:21:18.770
.بايد برم يه خرگوش بخرم

00:21:18.771 --> 00:21:28.771
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.