﻿WEBVTT

00:00:02.462 --> 00:00:04.453
<i>... و پسري که چاره اي جز</i>

00:00:04.666 --> 00:00:07.214
<i> .نگه داشتن همه دور هم نداره</i>

00:00:07.477 --> 00:00:13.109
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.276 --> 00:00:15.937
<i> .اين انحصار سازندگيه</i>

00:00:18.180 --> 00:00:21.980
<i>،صبح روز يکشنبه بود</i>
<i>.و مايکل داشت کلوچه ذرت درست ميکرد</i>

00:00:22.083 --> 00:00:25.246
<i>کار مورد علاقه خانواده ي "بلوث" از جمله</i>
<i>... جورجِ پدر که </i>

00:00:25.353 --> 00:00:27.253
<i> يه فروش ناموفق هم</i>
<i>.در اواسط دهه 70داشت</i>

00:00:27.355 --> 00:00:29.915
وقتشه که سبد رو در بياريم
... و بذاريم يکم داغ بمونه

00:00:30.025 --> 00:00:32.619
!لعنتي -
!اوه، ببين چيکار کردي -

00:00:32.727 --> 00:00:34.194
.همشو ريختي -
.بايد روي تو ميريختمش -

00:00:34.296 --> 00:00:37.697
اين يه رسمي بود
... که مايکل با پسرش انجام ميداد

00:00:37.799 --> 00:00:40.597
قبل از اينکه با دوچرخه
.به جريره ي "بالبا" برن

00:00:40.702 --> 00:00:43.865
.مواظب باش! به اون دست نزن
.هيچوقت بهش دست نزن

00:00:43.972 --> 00:00:48.204
واسه برنامه امروزمون خيلي مشتاقم. واسه
.فروختنِ اين کلوچه‌ها بايد بيشتر تلاش کنيم

00:00:48.310 --> 00:00:52.269
تو نميتوني کلوچه بخوري و به بچه ات
.اجازه بدي خودش زندگيش رو اداره کنه

00:00:52.380 --> 00:00:54.314
،خواهش ميکنم
اون اينا رو دوست داره. درست ميگم؟

00:00:54.416 --> 00:00:58.045
.راستش، اه، امروز نميتونم برم

00:00:58.153 --> 00:01:02.112
چطور مگه؟ -
.بايد دوچرخه ام رو تعمير کنم -

00:01:02.224 --> 00:01:05.057
ديگه دوچرخه رو بهونه نکن، خب؟

00:01:05.160 --> 00:01:09.995
اين کارِ نجارايِ بدبخته که
!ابزارهاي تقلبي رو بهونه ميکنن ...اوو

00:01:10.098 --> 00:01:13.397
!خدا

00:01:13.502 --> 00:01:17.905
.کلوچه هايِ ذرتِ مسخره -
تو خوبي؟ -

00:01:18.006 --> 00:01:21.134
پس من ميرم، باشه؟ -
.آره، آره حتما -

00:01:21.243 --> 00:01:24.508
.خوبه. اشکال نداره
.خوش بگذره

00:01:24.613 --> 00:01:28.845
واسه پدر بودن پير شدي، آره؟ -
.نه، اون از پسش بر مياد -

00:01:28.950 --> 00:01:33.080
و اگه همه‌ش سعي نميکرديم که پول‌هامون رو
پس‌انداز کنيم منم يه دوچرخه‌ي سريعتر براش ميخريدم

00:01:33.188 --> 00:01:35.656
رفته بودي خريد؟ -
.اوه، آره، اصلا نگران نباش -

00:01:35.757 --> 00:01:37.918
.ببخشيد -
.پولش رو خودم دادم -

00:01:38.026 --> 00:01:40.153
با چي؟ -
.کارت اعتباريِ کارخونه -

00:01:40.262 --> 00:01:42.492
.پسش بده -
... اما -

00:01:42.597 --> 00:01:45.122
.برو کار پيدا کن -
!مايکل. هي، کلوچه ذرت -

00:01:45.233 --> 00:01:47.326
فکر ميکردم درست کردنِ اينا
.فقط توي مکزيک قانونيه

00:01:47.435 --> 00:01:49.926
<i> .در واقع، کلوچه ذرت هيچ جا قانوني نبود</i>

00:01:50.038 --> 00:01:53.064
<i>.اما جورجِ پدر به فروش موفقش ادامه ميداد</i>

00:01:58.480 --> 00:02:02.780
تو از کجا پيدات شد؟ -
.دوباره با "مارتا" دعوام شد -

00:02:02.884 --> 00:02:05.785
<i> جوب" يه رابطه ي ناپايدارِ ديگه"</i>
<i>...  "با "مارتا</i>

00:02:05.887 --> 00:02:07.946
<i>  ستاره ي اسپانيايي زبان</i>
<i>.راديو ايجاد کرده بود</i>

00:02:08.056 --> 00:02:14.849
.فکر کنم بايد يه مدتي اينجا بمونم

00:02:15.063 --> 00:02:17.980
.نه، اينکارو نميکني. اصلا هم اينطور نيست
. "همين الانشم توي خونه جا نداريم، "جوب

00:02:18.074 --> 00:02:21.333
<i>،"اون فعلاً ذهنش خيلي مشغوله، "جوب</i>
<i>.چونکه پسرش احساس ميکنه تو سري خور اونه</i>

00:02:21.418 --> 00:02:23.452
تو سري خور، واقعاٌ؟ -
<i>.آره مايکل، اون نوجوونه -</i>

00:02:23.537 --> 00:02:26.293
،شايد بخواد دوست دختر انتخاب کنه
... و، خب، بيا واقع‌بين باشيم

00:02:26.380 --> 00:02:29.715
.تو واقعاً مغروري -
،شايد وقتي موضوعِ سرپرستي پيش مياد -
.بايد بيشتر مثل تو باشم

00:02:29.808 --> 00:02:33.258
،نه حدي، نه مرزي. مثلاً بهش بگم "عيب نداره
".به کلوچه‌ها دست بزن. خودت بهتر ميدوني

00:02:33.348 --> 00:02:37.682
،مايکل، اگه ميشه يه صحبت کوچولو دارم
.زياد طول نميکشه

00:02:37.786 --> 00:02:41.916
... وقتي که من روانپزشک بودم
... البته اين مالِ قبل از اينه که بازيگر بشم

00:02:42.023 --> 00:02:44.491
.تو هنوز هم بازيگر نيستي -
.جالب بود -

00:02:44.593 --> 00:02:46.527
... خيلي از اين نوع رفتار ها ديدم

00:02:46.628 --> 00:02:51.258
،و فکر ميکنم چيزي که تو داري تجربه اش ميکني
... درواقع، نيازهاي کاملاً معموليِ پسرت هستن

00:02:51.366 --> 00:02:55.564
.که ميخواد از غرور پدرش دوري کنه

00:02:55.670 --> 00:02:59.299
<i>دستم به چيزي خورده؟</i>
<i>.داغِ! داغه، داغه، داغه</i>

00:02:59.407 --> 00:03:03.138
<i>.مواظب باش -</i>
.داغِ -

00:03:03.244 --> 00:03:06.680
<i>حالت خوبه؟ -</i>
.داغِ -

00:03:06.781 --> 00:03:09.511
.حالا، مثلا دختر من رو ببين

00:03:09.618 --> 00:03:11.677
... اون راحت زندگيش رو ميکنه

00:03:11.786 --> 00:03:15.517
و من انقدر خوشبت هستم که ميتونم
.حدس بزنم اين زندگي، شاملِ چه چيزهاييه

00:03:15.624 --> 00:03:20.584
<i> حالا اينو ببين،  "ميبي" توي اين</i>
<i>بعد از ظهر زيباي يکشنبه داري کجا ميري؟</i>

00:03:20.695 --> 00:03:23.459
.اون بهم نميگه -
.دارم ميرم واسه بازيگري تست بدم -

00:03:23.565 --> 00:03:26.466
.خب، بعضي وقتا عملي نيست
چه تستي؟

00:03:26.568 --> 00:03:28.695
.واسه دبيرستاني‌هاست
.تو نميتوني تست بدي

00:03:28.803 --> 00:03:31.465
.من کاملاً اشتباه ميکردم

00:03:31.573 --> 00:03:36.875
.اون ميخواد به باباي بازيگرش برسه
کسي اينجا يه کيسه يخ نداره؟

00:03:36.978 --> 00:03:40.607
<i> درواقع، "ميبي" ميخواست به يه پسري</i>
<i>... به اسمِ "استيو هولت" برسه</i>

00:03:40.715 --> 00:03:43.047
<i>،کسي که ميخواست براي نقشِ اول</i>
<i>.توي نمايشِ مدرسه، تست بده</i>

00:03:43.151 --> 00:03:45.585
" .قبل از اينکه سخن بگويم، او را مي‌بوسم "

00:03:45.687 --> 00:03:49.145
<i>... ميبي" هم تصميم گرفت که تست بده" </i>

00:03:49.257 --> 00:03:51.623
<i> دنبال يه فرصت بود</i>
<i>.تا به "استيو" نزديک بشه</i>

00:03:51.726 --> 00:03:53.318
بعدش ما واقعي همديگه رو ميبوسيم، آره؟

00:03:53.428 --> 00:03:56.056
<i> جرج مايکل هم</i>
<i>... براي تست انتخاب شده بود</i>

00:03:56.164 --> 00:03:58.724
<i> اون دنبال يه فرصت بود تا به</i>
<i>.دختر عمه‌ش  "ميبي"، نزديکتر بشه</i>

00:03:58.833 --> 00:04:01.961
".قبل از اينکه سخن بگويم، او را مي‌بوسم"
بعد همديگه رو مي‌بوسيم، درسته؟

00:04:02.070 --> 00:04:04.732
<i>.بلندتر بگو -</i>
بعدش همديگر و مي‌بوسيم؟ -

00:04:04.839 --> 00:04:08.900
<i>.و بعد، اسامي بازيگر ها اعلام شد -</i>
!"استيو هولت" -

00:04:09.010 --> 00:04:13.572
!استيو هولت -
جانشينِ "استيو هولت"؟ -

00:04:13.682 --> 00:04:15.664
!استيو هولت

00:04:17.351 --> 00:04:21.981
<i>مايکل رفت و براي پسرش يه دوچرخه جديد خريد</i>
<i>.تا انقدر به بهونه‌هاي مختلف ازش فرار نکنه</i>

00:04:22.089 --> 00:04:25.422
<i> "در همون حال، مادر مايکل داشت از پسرش "باستر</i>
<i>.نااميد ميشد که بالاخره ميخواد از پيشش بره يا نه</i>

00:04:25.525 --> 00:04:27.516
.زيپمو بکش بالا

00:04:27.628 --> 00:04:30.256
<i>... معمولاٌ توي اين موقع از سال</i>

00:04:30.364 --> 00:04:33.026
<i> باستر" به مقامش در"</i>
<i>.ادامه‌ي تحصيل در مقطع دکترا برميگرده</i>

00:04:33.133 --> 00:04:35.863
<i>... ولي بدونِ پول‌هايي که هزينه‌‌شون رو بده</i>

00:04:35.969 --> 00:04:39.029
<i> تعطيلاتِ تابستونيش</i>
<i>.در معرضِ نابودي قرار ميگرفت</i>

00:04:39.139 --> 00:04:41.369
<i>!مامان! مامان</i>

00:04:43.110 --> 00:04:47.376
<i>.و "لوسيل" کم کم داشت ديوونه ميشد</i>

00:04:47.481 --> 00:04:49.449
بله؟

00:04:49.549 --> 00:04:52.677
.سلام مامان، منم ليندز

00:04:52.786 --> 00:04:56.722
.خودش پرواز ميکنه ميره
واسه چي زنگ زدي؟ چي ميخواي؟

00:04:56.823 --> 00:04:59.621
،خيلي خوبه، مامان
.من چيزي نميخوام

00:04:59.726 --> 00:05:02.388
.دخترم لباس مدرسه نو ميخواد

00:05:02.496 --> 00:05:04.794
!"باستر"

00:05:04.898 --> 00:05:08.356
.پرنده‌ست-
.ميدونم پرنده‌ست،دارم با تلفن حرف ميزنم-

00:05:08.468 --> 00:05:12.131
.روي بالشتم راه رفت -
ببين، منم يه بچه دارم -
.که بايد پول خرجش کنم، ميدوني که

00:05:12.239 --> 00:05:15.299
چرا نميري کار کني؟ -
مشکل اين خوانواده با کار کردن چيه؟ -

00:05:15.409 --> 00:05:18.401
مايکل هم دقيقاً همين سخنراني رو
.جلوي همه برام انجام داد

00:05:18.512 --> 00:05:21.037
... همه؟

00:05:21.148 --> 00:05:24.914
همه يعني کيا؟-
.ميدوني که،بچه ها،جوب،توبايس،همه ديگه-

00:05:25.018 --> 00:05:27.646
<i>.باستر رو دعوت نکرد</i>

00:05:27.754 --> 00:05:30.382
.باستر هم برادرِشه
مگه باستر چشه؟

00:05:30.490 --> 00:05:33.118
<i>،و زمانيکه ليندز ازش سؤال ميپرسيد</i>
<i>... لوسيل متوجه شد</i>

00:05:33.226 --> 00:05:36.593
<i>که شايد الان وقتشه که بذاره
بچه پرنده(باستر) خودش به ميل خودش پرواز کنه</i>

00:05:36.697 --> 00:05:38.528
چرا بايد پيشِ خودم نگهش دارم؟ -
<i>.چون اون برادرته -</i>

00:05:38.632 --> 00:05:42.762
تو با همه کس خوش گذروني ميکني،ميرين
.دوچرخه سواري،کلوچه ذرت درست ميکنين

00:05:42.869 --> 00:05:47.602
... مامان گوش کن -
،همه ميخندن،ميرن خوشگذروني -
."به غير از "باستر

00:05:47.708 --> 00:05:51.906
،اينم ميدونم که خيلي آدمِ خاصي نيست
... اما اون حساسه، مايکل

00:05:52.012 --> 00:05:54.640
و حداقل ميتونستي وانمود کني
.که بهش توجه داري

00:05:54.748 --> 00:05:57.876
،خيلي خب. ميتونه بمونه
اما بايد کار کنه، باشه؟

00:05:57.984 --> 00:06:00.782
.قرار نيست بياد عشق و صفا

00:06:00.887 --> 00:06:04.220
.خب ... خوبه
.مامان ساک لباسام رو هم آورده

00:06:04.324 --> 00:06:09.352
<i>پس "باستر" موند و مايکل براش يه</i>
<i>.دچرخه ي جديد درست کرد </i>

00:06:09.463 --> 00:06:13.092
.توي يه جعبه بزرگ، توي دفترمه. سلام -
.مايکل -

00:06:13.200 --> 00:06:17.000
جوب"، اينجا چيکار ميکني، و چرا"
لباس خواب پوشيدي؟

00:06:17.104 --> 00:06:19.902
اون اينجا چيکار ميکنه؟
چرا لباس شنا پوشيده؟

00:06:20.006 --> 00:06:22.474
مامان منو به مايکل سپرده
.تا وقتمو باهاش بگذرونم

00:06:22.576 --> 00:06:25.875
با مايکل وقت بگذروني؟
يا خودش راحت بشه؟

00:06:25.979 --> 00:06:29.471
اون هميشه بين ما و خودش جدايي انداخته
.تا بتونه همه چيز رو کنترل کنه

00:06:29.583 --> 00:06:34.316
<i>.آره،مامان فوق العادست</i>

00:06:34.421 --> 00:06:36.321
.شايد بايد بهش يه زنگي بزنيم

00:06:39.860 --> 00:06:42.488
خب، چرا لباس راحتي پوشيدي؟ -
.ديشب توي اتاق کنفرانس کمپ زده بودم -

00:06:42.596 --> 00:06:44.996
... با بيرون انداختنِ من از خونه‌ت

00:06:45.098 --> 00:06:46.998
جاهاي خيلي معدودي مونده
.که ميتونم توشون بمونم

00:06:47.100 --> 00:06:50.729
.هــم، خب، اينجا هم نميتوني بموني

00:06:50.837 --> 00:06:54.295
.بذار يه چيزي ازت بپرسم

00:06:54.407 --> 00:06:57.706
اين يه تصميم کاريه يا شخصي؟

00:06:57.811 --> 00:07:00.609
،چون اگه کاري باشه
.خوشحال از اينجا ميرم

00:07:00.714 --> 00:07:05.515
.اما اگه شخصي باشه، ميرم
.اما با ناراحتي

00:07:06.953 --> 00:07:09.649
.شخصيه

00:07:12.359 --> 00:07:14.293
.واقعا متاسفم

00:07:14.394 --> 00:07:18.330
<i>در همين حال، پسر مايکل، با دختر عمه اش</i>
<i>.منتظر اولين تمرين نمايش بودن</i>

00:07:18.431 --> 00:07:22.197
تعجب کردم که اينقدر واسه اين کار -
.تلاش ميکني
.آره، تئاتر رو خيلي دوست دارم -

00:07:22.302 --> 00:07:24.463
عاليه. من اين کار رو فقط
.واسه بوسيدن "استيو هالت" ميکنم

00:07:24.571 --> 00:07:28.871
.خب، راستش، فکر کنم بيام بيرون
.آره، دوره‌ي تئاتر ديگه تموم شده

00:07:28.975 --> 00:07:32.376
،اما، اون هميشه ميره واسه تمرين فوتبال
.پس منم مجبورم جانشينش رو ببوسم

00:07:32.479 --> 00:07:36.108
... اما نه، نه. من تئاتر رو دوست دارم

00:07:36.216 --> 00:07:40.448
... و قول ميدم که دوستش دارم
.پس برگشتم

00:07:40.554 --> 00:07:43.455
<i>.در همين حال،  "توبايس" اومده بود مدرسه</i>

00:07:43.557 --> 00:07:47.516
.من ميدونم چرا داري اين کارو ميکني -
.بابا! اينجا چيکار ميکني؟ برو بيرون -

00:07:47.627 --> 00:07:51.620
آره چون کارگردان همين الانه که
.ديگه برسه، درسته؟ آخ. ديگه ديرِه

00:07:51.731 --> 00:07:53.631
.اون همين الان اينجاست

00:07:53.733 --> 00:07:57.863
،سلام به همه
.و به تئاتر خوش اومديد

00:08:01.241 --> 00:08:03.709
... من دکتر "توبايس فيونکه" هستم

00:08:03.810 --> 00:08:08.270
.و قراره که کارگردانِ جديدتون باشم

00:08:10.517 --> 00:08:12.747
.واي، خدايا -

00:08:12.853 --> 00:08:16.482
توبايس" کار کارگرداني رو بوسيله ملاقات با"
.مدير مدرسه بدست آورده بود

00:08:16.590 --> 00:08:18.751
و تو بهم ميگي يه کارگردانِ ذخيره داري؟

00:08:18.859 --> 00:08:22.317
.باعث ميشه بخوام روي سرت بالا بيارم

00:08:22.429 --> 00:08:26.229
اين فرصت رو بهم بده تا
... افسانه‌ي شاعر رو به گوشِ دنيا برسونم

00:08:26.333 --> 00:08:28.460
و در کمالِ فروتني، بر روي زانو
... بهتون قول ميدم

00:08:28.568 --> 00:08:33.767
که بگيد تا حالا همچين چيزي نديده بوديم

00:08:33.874 --> 00:08:37.833
جري تو موافقي؟ -
.آره. بذارش راحت باشه -

00:08:37.944 --> 00:08:40.572
!احسنت -
<i>... چند روز که گذشت -</i>

00:08:40.680 --> 00:08:44.980
<i>"داشت ثابت ميشد که کار آموزي "باستر</i>
<i> .سخت تر از اون چيزيه که مايکل فکر ميکرد</i>

00:08:45.085 --> 00:08:47.576
،ما واقعاً مشتاقيم
.ميخوايم باهاتون همکاري کنيم

00:08:50.390 --> 00:08:55.350
... و، آه، همه توي کمپانيِ بلوث

00:08:55.462 --> 00:08:57.293
.دوباره اومد

00:09:00.400 --> 00:09:02.425
<i>... و وقتيکه تحملش تموم ميشد</i>

00:09:02.535 --> 00:09:05.504
،و ما دوباره به راهمون برميگرديم
.و تمرکز ميکنيم

00:09:05.605 --> 00:09:07.505
... و باستر

00:09:07.607 --> 00:09:11.600
<i> نميتوني اين کارو</i>
<i>توي آشپزخانه انجام بدي؟</i>

00:09:11.711 --> 00:09:13.975
.مامان بهم گفه نزديکِ مايکروويو نرم

00:09:14.080 --> 00:09:16.708
<i>... و تازه، اين قراره</i>

00:09:16.816 --> 00:09:20.308
سريعترين دوچرخه توي تمام "اورنج کانتي" بشه
(شهرستاني در جنوب کاليفرنيا)

00:09:20.420 --> 00:09:22.888
جدي؟ -
.پسرت عاشقش ميشه -

00:09:22.989 --> 00:09:28.120
خب، فکر کنم ساعتِ 3:40 بهترين
.قسمتِ روز، براي پايانِ کار باشه

00:09:28.228 --> 00:09:31.493
<i>پس مايکل به دبيرستان رفت تا شايد دوباره</i>
<i>.بتونه با پسرش ارتباط برقرار کنه </i>

00:09:31.598 --> 00:09:36.729
<i> در حالي که تلاش "توبايس" براي</i>
<i>.ارتباط با دخترش به جايي نرسيد</i>

00:09:36.836 --> 00:09:39.236
.بسه! بسه. همش اشتباهه

00:09:39.339 --> 00:09:41.671
...ولي ديگه داشتيم به قسمت بوسش ميرسيديم-
<i>.بوس. ميدونم -</i>

00:09:41.775 --> 00:09:46.109
،اينطوري درست نيست. ببينيد
... شما بايد نقش دو آدمِ بالغ رو

00:09:48.048 --> 00:09:51.074
.اينو بردار، لطفاٌ
...با يک جاذبه جنسيِ کاملاً واقعي بازي کنيد

00:09:51.184 --> 00:09:54.813
<i> نه دوتا جوون</i>
<i>.که دارن زير دوش با هم لاس ميزنن</i>

00:09:54.921 --> 00:09:59.517
<i>ميشه فعلاً گردگيري نکنيد، لطفاً؟</i>
<i>.اوه، مايکل</i>

00:09:59.626 --> 00:10:02.857
... بابا -
پس، داري بازي ميکني، ها؟ -

00:10:02.963 --> 00:10:04.863
<i>.من نه</i>

00:10:04.965 --> 00:10:08.196
.من ميرم -
"ميبي" -

00:10:09.636 --> 00:10:12.036
چرا بهم نگفتي؟ -
.چيز زياد مهمي نبود -

00:10:12.138 --> 00:10:15.699
.فقط جانشين هستم -
!و خجالت زده اي -

00:10:15.809 --> 00:10:19.108
خب، اين بايد سرِ حال بيارتت، هــم؟

00:10:19.212 --> 00:10:21.373
.زود از سر کار اومدم
.فکر کردم شايد امروز بريم يه دوري بزنيم

00:10:21.481 --> 00:10:25.383
.نه، الان نميتونم بيام دوچرخه سواري -
چرا، بخاطرِ نمايش؟ -

00:10:25.485 --> 00:10:28.283
.تو که فقط جايگزيني -
... نه، نه. بخاطر نمايش نيست. فقط -

00:10:28.388 --> 00:10:32.188
ميدوني، هر وقت که دلت خواست
.نميتوني منو ببري دوچرخه سواري

00:10:32.292 --> 00:10:35.557
.صبر کن، صبر کن ببينم
هي، بخاطرِ دختراست؟

00:10:35.662 --> 00:10:37.687
.نه! اينطور نيست، بيخيالش شو بابا

00:10:40.233 --> 00:10:42.224
چيه، يعني حق با ليندزيه؟
واقعا من دارم بهش فشار ميارم؟

00:10:42.335 --> 00:10:47.671
خب، نوجوونها هر روز دارن بيشتر تغيير
.ميکنن، هورمون هاشون آشکار تر ميشه

00:10:47.774 --> 00:10:50.242
البته به جز وقتي که روي صحنه هستن
.و من بهش احتياج دارم

00:10:50.343 --> 00:10:52.971
.نه، گفت بخاطر دخترا نيست

00:10:53.079 --> 00:10:55.741
.شايد واقعا داره ازم فاصله ميگيره

00:10:58.685 --> 00:11:00.414
بخاطر دخترا نيست؟

00:11:00.520 --> 00:11:03.978
.البته

00:11:06.426 --> 00:11:09.865
.شايد بايد جورِ ديگه اي بازي کنم

00:11:17.237 --> 00:11:20.035
<i> توبايس" با يک نقشه ي جديد"</i>
<i>... واسه نمايش و</i>

00:11:20.140 --> 00:11:23.303
<i>و يه راهي واسه ارتباط با "جورج مايکل" جلو اومد -</i>
.من ميدونم چرا اومدي نمايش -

00:11:23.410 --> 00:11:25.674
چي؟ -
.اينجا رو ببين -

00:11:25.779 --> 00:11:28.907
،خيلي خب، بچه ها
...ما يه ستاره(ميبي)رو از دست داديم

00:11:29.016 --> 00:11:32.816
اما ميدونستيد که توي روز شکسپير
...نقش زن ها رو

00:11:32.920 --> 00:11:35.548
مرد ها بازي ميکردن؟

00:11:35.656 --> 00:11:37.749
.فکرشو بکن

00:11:41.395 --> 00:11:44.193
،جورج مايکل
تو ديالوگ هاي استيون رو بلدي، آره؟

00:11:44.298 --> 00:11:46.323
.تقريباً -
.خوبه. پس تو نقشِ داماد رو بازي ميکني -

00:11:46.433 --> 00:11:49.732
و استيون هالت ... استيون هالت کجاست؟ -
!استيو هالت -

00:11:49.836 --> 00:11:53.636
آره. براي بازيگريِ چالش‌برانگيزت در اين
.زندگيِ شيرينت آماده شو، خانم خوشکله

00:11:53.740 --> 00:11:55.765
.تو نقشِ "بيتريس" رو بازي ميکني

00:11:55.876 --> 00:11:58.367
!بيتريس

00:11:58.478 --> 00:12:02.278
".از قسمتِ "صلح، من دهنت رو ميبندم
.ادامه ميديم

00:12:02.382 --> 00:12:06.341
.حالا ببينيم کسي حشري ميشه يا نه

00:12:07.955 --> 00:12:10.753
<i> "در حالي که "جورج مايکل</i>
<i>...به بوسيدن رقيبش فکر ميکرد</i>

00:12:10.857 --> 00:12:12.688
<i>.مايکل داشت با پدرش مشورت ميکرد</i>

00:12:12.793 --> 00:12:16.593
فکر ميکني تو منو ناراحت نميکني؟-
چي داري ميگي؟من کِي غارتت کردم؟-

00:12:16.697 --> 00:12:19.666
.ديگه زياد نمي‌بينمت، مايکل -
.تو توي زنداني -

00:12:19.766 --> 00:12:21.700
.و اينکه من ديروز اينجا بودم

00:12:21.802 --> 00:12:24.965
.اوه، آره ... متاسفم

00:12:25.072 --> 00:12:28.405
،نتونستم بيخيال بازي پوکر بشم
.جي" داشت وسط همه بقيه لِه ميشد"

00:12:28.508 --> 00:12:31.477
استريپ پوکر؟ -
.آره، و خيلي مشکله -

00:12:31.578 --> 00:12:34.979
.فقط ميتونيم تا دو دست بازي کنيم

00:12:36.350 --> 00:12:38.978
... گوش کن

00:12:39.086 --> 00:12:42.613
.ولش کن، دست از سر پسرت بردار

00:12:42.723 --> 00:12:45.123
،نميتونم اين کار و بکنم پدر
.اون بهم احتياج داره

00:12:45.225 --> 00:12:48.592
مايکل، تو که نميخواي همون اشتباهي
.رو بکني که مادرت در مورد "باستر" کرد

00:12:48.695 --> 00:12:51.823
آره، پسر، واقعاً چي شد؟ -
<i>.راستش نميدونم -</i>

00:12:51.932 --> 00:12:55.060
.شايد 11 ماهش بود که به دنيا اومد

00:12:55.168 --> 00:12:57.966
دکترش گفت که جاي چنگ هاش
...داخل رحم مونده بود، اما

00:12:58.071 --> 00:13:01.507
اون بچه ي فوق العاده اي بود، ميدوني؟

00:13:01.608 --> 00:13:04.168
منم واسه بزرگ کردنتون
.خودم و به آب و آتيش زدم

00:13:04.277 --> 00:13:07.246
.خب، اون يکم کوچولو موند، آه، ظريف

00:13:07.347 --> 00:13:10.646
.يکم خميري

00:13:10.751 --> 00:13:12.878
... نميدونم، شايد
.شايد تقصير من بود

00:13:12.986 --> 00:13:16.786
.شايد ناديده گرفتمش

00:13:18.692 --> 00:13:23.095
داره از وقتِ خوابم ميگذره، نه؟

00:13:25.465 --> 00:13:27.933
.باشه، بيخيال پسرم ميشم

00:13:30.137 --> 00:13:33.664
<i> ،"ليندزي"</i>
<i>... در همين حال داشت لباس ميپوشيد</i>

00:13:33.774 --> 00:13:37.335
<i>و واسه همين به خودش انرژي مثبت ميداد -</i>
.اينجا رو ببين -

00:13:37.444 --> 00:13:40.106
.اين منم

00:13:40.213 --> 00:13:43.341
<i> پس تصميم گرفت تا لباسش رو</i>
<i>.توي اتاق زير شيرواني قايم کنه</i>

00:13:55.962 --> 00:13:59.557
.ديوونه شدي؟ من يه شعبده‌بازم
.خرجِ زندگيم رو با دستهام در ميارم

00:13:59.666 --> 00:14:02.635
.و اگه قراره اينجا بمونم -
اينجا بموني؟ -

00:14:02.736 --> 00:14:04.328
چيه، اون يارو مکزيکيه بيرونت کرد؟

00:14:04.438 --> 00:14:07.896
،اون "يارو مکزيکيه" نيست مامان
.اون "زنِ مکزيکي"ِ منه

00:14:08.008 --> 00:14:10.738
.و کلمبيايي يا همچين چيزيه
.به هر حال، ديگه تموم شده

00:14:10.844 --> 00:14:13.142
.سه روز وقت داري -
.هي -

00:14:13.246 --> 00:14:16.545
اگه تا اون موقع نتونم يه مهاجر شهوتي ديگه
.پيدا کنم، ديگه لياقت اينجا موندن رو ندارم

00:14:21.021 --> 00:14:23.319
<i> ،توي خونه</i>
<i>... مايکل داشت جاي خاليِ</i>

00:14:23.423 --> 00:14:26.324
<i>.پسرش رو با همنشيني با برادرش پُر ميکرد</i>

00:14:26.426 --> 00:14:28.326
.ميدوني الان خيلي رو فرمم

00:14:28.428 --> 00:14:31.397
بخاطرِ سرعتم ممکنه
.تمامِ گردوخاک‌هامو بخوري، شُل و وِل

00:14:31.498 --> 00:14:34.058
<i> و باستر داشت تمامِ سعيش رو</i>
<i>.براي برقراري ارتباط ميکرد</i>

00:14:34.167 --> 00:14:36.601
...آره، ممکنه بياي اينو بـ

00:14:41.975 --> 00:14:45.240
.خب، اميدوارم کار به اونجا نکِشه

00:14:45.345 --> 00:14:49.577
."هي، "توبايس
کارِ پسرم چطوره؟

00:14:49.683 --> 00:14:52.379
... اوه، خب، امروز نميخواست تمرين کنه

00:14:52.486 --> 00:14:55.614
فکر کنم بدونم با چه مشکلي داره
.دست و پنجه نرم ميکنه

00:14:55.722 --> 00:14:59.180
کاشکي ميتونستم اينو در مورد استيو هولت
هم بگم. نميدونم مشکلِ اين دختر چيه؟

00:14:59.292 --> 00:15:01.419
دختر؟ -
.اوه، ببخشيد -

00:15:01.528 --> 00:15:05.794
اينو واسه اين گفتم چونکه بعضي از
... قسمت ها رو عوض کردم، اما هنوز

00:15:05.899 --> 00:15:07.958
.ايراد داره

00:15:08.068 --> 00:15:11.037
.شايد اگه مثل زن ها لباس بپوشه

00:15:11.138 --> 00:15:15.632
اون؟ -
.اوه،خدايا، اون نقش يه زن رو بازي ميکنه -

00:15:19.146 --> 00:15:21.580
.ببينيد کي برگشته

00:15:23.750 --> 00:15:26.719
.خسته شدم -
بازم خريد کردي، ها؟ -

00:15:26.820 --> 00:15:30.017
،راستش، رفته بودم فروشگاه ارزون قيمت
.اما دنبال يه راهم واسه نگه داشتن اون لباس

00:15:30.123 --> 00:15:33.092
.اوضاع با مامان خوب پيش نرفت

00:15:33.193 --> 00:15:36.651
.کاملاً خوفناک بود

00:15:37.831 --> 00:15:39.799
.زيپم رو بکش بالا

00:15:42.602 --> 00:15:44.900
.هميشه همه چيز رو به خودش ربط ميده

00:15:45.005 --> 00:15:47.667
اون هميشه آخرين نفريه
.که ازش چيزي ميخوام

00:15:47.774 --> 00:15:50.140
خب، اون دوست داره که همه بهش نياز داشته
.باشن، البته تا زمانيکه براش خرج نداشته باشه

00:15:50.243 --> 00:15:53.076
.انگار که حتي آب از دستش چِکه نميکنه

00:15:55.115 --> 00:15:57.015
واو، باستر؟ -
!ببينيد کي داره حرف ميزنه -

00:15:59.352 --> 00:16:03.789
من مامان هستم، ميخوام هر چيزي که
 ،تو ميگي رو تکذيب کنم
.پس حس خوبي نسبت به خودم دارم

00:16:03.890 --> 00:16:07.348
.ببينيد کي داره اين پيرزن رو دست مي اندازه

00:16:07.460 --> 00:16:09.655
!جداً

00:16:09.763 --> 00:16:13.164
... چونکه من ناراحتم

00:16:14.201 --> 00:16:16.931
<i>... باستر</i>

00:16:17.037 --> 00:16:19.028
!پيرزن عوضي

00:16:22.142 --> 00:16:25.873
.خب، هيچکس بالاتر از اينو نميتونه بگه

00:16:28.148 --> 00:16:31.777
<i> و توباياس بهترين موجوديِ لباسش رو</i>
<i>.براي نقشِ اولِ مَردش پيدا کرد</i>

00:16:31.885 --> 00:16:36.345
<i> لباس قرمزي که</i>
<i>.توي اتاق زير شيرواني پيدا کرده بود</i>

00:16:36.456 --> 00:16:38.549
<i>به نظر ميومد که مايکل اونو پيدا کرده و</i>
<i>... برگردونده </i>

00:16:38.658 --> 00:16:42.059
<i> ليندزي به مادرش زنگ زد و خواست -</i>
<i>پول يکي ديگه رو ازش بگيره</i>
چيِه؟ -

00:16:42.162 --> 00:16:44.392
.سلام مامان،منم ليندز -
.برو کار پيدا کن -

00:16:44.497 --> 00:16:48.558
"ببين. گوش کن چي ميگم، لباس"ميبي
.رو از کمد مدرسه اش دزديدن

00:16:48.668 --> 00:16:52.900
،چند نفر زدنش
.و همه ي لباس هاش رو بردن

00:16:53.006 --> 00:16:55.474
.بفرستش اينجا، ميبرمش خريد -
.حق با "باستر" بود -

00:16:55.575 --> 00:16:57.475
تو آب از دستت چِکه نميکنه، مگه نه؟

00:16:57.577 --> 00:17:00.205
باستر اينو گفت؟ -
.آره -

00:17:00.313 --> 00:17:03.248
باسترِ من؟ -
.ظاهراً، ديگه اينطور نيست -

00:17:03.350 --> 00:17:06.478
<i> در حالي که "لوسيل " داشت</i>
<i>... کوچکترين پسرش رو از دست ميداد</i>

00:17:06.586 --> 00:17:10.181
<i>.مايکل بالاخره داشت از بودن باهاش لذت ميبرد -</i>
.زيپمو بکش بالا -

00:17:10.290 --> 00:17:13.157
<i> و زمانيکه باستر يه دوچرخه ي سريعتر</i>
<i>... براي خودش درست ميکرد</i>

00:17:13.260 --> 00:17:15.421
.بيخيال درست کردن ترمز ها شده بود

00:17:15.528 --> 00:17:17.496
.من دارم پرواز ميکنم

00:17:17.597 --> 00:17:19.724
باستر؟

00:17:19.833 --> 00:17:22.131
<i> و جورج مايکل خبر هاي جديدي</i>
<i>.واسه ميبي داشت</i>

00:17:22.235 --> 00:17:25.500
.منم از نمايش اومدم بيرون
.راستش زياد از بازي کردن خوشم نمياد

00:17:25.605 --> 00:17:28.233
در ضمن فکر کنم پدرت فکر ميکنه
.من همجنسگرام

00:17:28.341 --> 00:17:31.071
.اوه، اون فکر ميکنه همه همجنسگران -
ميخواي يه نوشيدني بخوري؟ -

00:17:31.177 --> 00:17:34.704
.نميتونم. راستش من برگشتم به نمايش
.الان ديگه وسط تمرين نمايش آخريم

00:17:34.814 --> 00:17:38.375
.اما فکر کردم "استيو" قسمت تو رو اجرا ميکنه -
<i>.استيو" قسمت "ميبي" رو اجرا ميکنه" -</i>

00:17:38.485 --> 00:17:40.715
<i>.و "توبايس" به "ميبي" يه قسمت جديد داد</i>

00:17:40.820 --> 00:17:42.754
تو ازم ميخواي نقش يه مرد رو بازي کنم؟

00:17:42.856 --> 00:17:46.019
آره، نميفهمي؟
.من تمامِ قسمتها رو اشتباه دادم

00:17:46.126 --> 00:17:48.253
<i>.تقصيرِ بابايي بود</i>

00:17:48.361 --> 00:17:51.853
پس من هنوزم ميتونم
استيو" رو ببوسم، آره؟"

00:17:51.965 --> 00:17:56.527
.اينم يه دردسر ديگه است
. بليطت رو ميارم

00:17:56.636 --> 00:17:59.196
<i>... و مايکل سعي کرد بقيه روز رو</i>

00:17:59.306 --> 00:18:02.605
<i>.با چيزي که از برادرش مونده بود،نجات بده-</i>
<i>... يکم ميترسم، اما -</i>

00:18:02.709 --> 00:18:04.210
.اما اومديم که کار کنيم -

00:18:04.210 --> 00:18:05.177
.مايکل

00:18:05.278 --> 00:18:07.246
مامان! اينجا چيکار ميکني؟ -

00:18:07.347 --> 00:18:11.147
.سلام باستر
.بيا آب نبات چوبيت

00:18:11.251 --> 00:18:12.946
.نه، نگهش ميدارم

00:18:13.053 --> 00:18:17.752
.منو ببين، بي ادب
چطور جرات ميکني باستر رو با من بد کني؟

00:18:17.857 --> 00:18:20.587
چي داري ميگي؟ -
<i>.ميدونم همه تون چيا گفتين -</i>

00:18:20.694 --> 00:18:23.822
اما بهت اجازه نميدم
... رابطه من و پسرم رو خراب کني

00:18:23.930 --> 00:18:26.398
فقط بخاطر اينکه
.تو با پسرت همچين رابطه اي رو نداري

00:18:26.499 --> 00:18:28.831
.يه لحظه صبر کن
... من و پسرم هيچ مشکلي نداريم

00:18:28.935 --> 00:18:31.165
.و اصلاً هم اينطور که ميگي نيست

00:18:31.271 --> 00:18:33.466
باستر يه آدم بالغه
.و ميتونه واسه خودش تصميم بگيره

00:18:33.573 --> 00:18:38.135
چرا از باستر نميپرسي خودش چي ميخواد؟ -
.مايکل، من ميخوام با مامان برم -

00:18:43.350 --> 00:18:47.343
.تو که گفتي اون حرفات رو قبول نداره -
.ميخواستم خودمو قاطيِ جمع کنم -

00:18:48.822 --> 00:18:51.347
.تو امروز پرواز کردي، رفيق

00:18:51.458 --> 00:18:54.427
... آره، پرواز کردم

00:18:54.527 --> 00:18:57.121
.اما نزديک بود بخورم به خورشيد

00:18:57.230 --> 00:19:00.859
تو گذاشتي بره زيرِ نورِ خورشيد؟
.برو بشين صندلي عقب، منم الان ميام

00:19:00.967 --> 00:19:06.633
.صندلي جلو، مامان
.حالا ديگه صندلي جلو ميشينم

00:19:10.677 --> 00:19:15.114
.بذار يه چيري رو بهت بگم، مايکل
.تو بايد بخاطرِ خانواده ت بجنگي

00:19:15.215 --> 00:19:18.878
اگه زرنگ بودي، قبل از اينکه پسرت بيشتر
.از اين اشتباه کنه، کنترلش ميکردي

00:19:18.985 --> 00:19:21.613
.خب من موافق نيستم، مامان

00:19:21.721 --> 00:19:24.019
.من جورج مايکل رو کنترل نميکنم

00:19:24.124 --> 00:19:26.422
.ميذارم خودش واسه خودش تصميم بگيره

00:19:26.526 --> 00:19:28.994
... هــم. پس بهتره اميدوار باشي

00:19:29.095 --> 00:19:33.054
که اون پرنده ي کوچيک
.تصميم بگيره به خونه برگرده

00:19:33.166 --> 00:19:34.997
.چونکه اونا معمولا اين کارو نميکنن

00:19:46.713 --> 00:19:48.681
پس، ديگه ميتونيم بريم؟

00:19:51.885 --> 00:19:53.785
.آره

00:19:56.356 --> 00:19:59.257
<i> و جورج مايکل</i>
<i>... شاهدِ تماشاي بوسه ي ميبي بود که</i>

00:19:59.359 --> 00:20:02.920
<i> که ميبايست نصيبِ خودش</i>
<i>.و پسري ميشد که چيزي نمونده بود ببوستش</i>

00:20:08.168 --> 00:20:12.434
<i>.اما "ميبي" تعجب کرد</i>
<i>.اون از بوسيدن "استيو هالت" لذت نبرد</i>

00:20:12.539 --> 00:20:14.336
.تو بوي مامانم رو ميدي

00:20:14.441 --> 00:20:17.877
<i>و مايکل به خونه برگشت و پسرش رو توي</i>
<i>.آشپزخونه ديد </i>

00:20:17.977 --> 00:20:21.242
.اومدي خونه -
<i>.آره. منتظر  تو بودم -</i>

00:20:21.347 --> 00:20:25.147
.گفتم چند تا از اينا درست کنيم -
.حتماً -

00:20:31.057 --> 00:20:35.118
بابت اون چيزي که توي مدرسه گفتم
.معذرت ميخوام. زياده‌روي کردم

00:20:35.228 --> 00:20:37.696
.نبايد سرمو توي زندگيت ميکردم

00:20:37.797 --> 00:20:40.960
زندگيم؟ -
.ميدونم که داري بزرگ ميشي -

00:20:41.067 --> 00:20:44.525
،آره، اما، بابا
.تو مهم ترين قسمت زندگيم هستي

00:20:46.139 --> 00:20:49.438
.اينا خيلي کوچيکن

00:20:49.542 --> 00:20:52.602
.مهم نيست -
.واسه منم ديگه مهم نيست، رفيق -

00:20:55.181 --> 00:20:57.581
... ببين -
.خداي بزرگ -

00:20:57.684 --> 00:20:59.982
.هر بار اينطوري ميشه

00:21:00.086 --> 00:21:03.249
.اوه، اين يکي خيلي بزرگه

00:21:03.356 --> 00:21:05.722
<i>در قسمت بعديِ انحصار سازندگي</i>

00:21:05.825 --> 00:21:08.191
<i> توبايس يه تغييري</i>
<i>.توي نمايشنامه ي شکسپيرش ميده</i>

00:21:08.294 --> 00:21:11.855
من واردِ اين حرفه نشدم که بخوام
... تريسي شوارزمن" رو خوشحال کنم، پس"

00:21:11.965 --> 00:21:13.990
!همينطور ادامه ميميدم

00:21:17.237 --> 00:21:20.502
چرا، "تريسي" چرا؟

00:21:20.607 --> 00:21:22.939
<i>.و باستر به جايي برگشت که بهش تعلق داشت</i>

00:21:23.042 --> 00:21:26.443
<i>!مامان -</i>
<i>چيه؟ -</i>

00:21:26.546 --> 00:21:29.014
.نميدونم چطوري بيام پايين

00:21:29.261 --> 00:21:39.761
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.