﻿WEBVTT

00:00:01.160 --> 00:00:04.561
<i> اين داستان يه خانواده‌ي ثروتمنده</i>
<i>... که همه چيزشو از دست داده</i>

00:00:04.663 --> 00:00:06.654
<i>... و پسري که چاره‌اي جز</i>

00:00:06.765 --> 00:00:08.756
<i>.نگه داشتن همه دور هم نداره</i>

00:00:08.961 --> 00:00:13.962
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.273 --> 00:00:15.935
<i>اين انحصارِ سازندگيه</i>

00:00:18.677 --> 00:00:22.044
<i> مايکل بلوث" به ملاقات پدرش"</i>
<i>... توي زندان رفت</i>

00:00:22.147 --> 00:00:24.843
<i> اون نگرانِ حلِ مشکلِ بعضي از</i>
<i>.حساب‌کتاب‌هاي مبهمِ شرکت بود</i>

00:00:24.950 --> 00:00:26.885
.اصلاً با عقل جور در نمياد، پدر

00:00:26.985 --> 00:00:30.045
يعني، اين پول از کجا اومده؟ و چرا سر از
پرونده‌ي حساب‌هاي بين‌المللي در آورده؟

00:00:30.155 --> 00:00:33.454
<i>،جورجِ پدر هم نگران بود</i>
<i>.ولي نه بخاطرِ حساب‌کتاب‌ها</i>

00:00:33.559 --> 00:00:36.585
،هيچ جاي ديگه‌اي اينطوري بازي نميکنن
.ببين نصف اين بچه‌ها دستبند رو دستشونه

00:00:36.695 --> 00:00:38.856
متنفرم از اينکه ضدحال بزنم، اما دارم
.سعي ميکنم از اينجا بيارمت بيرون

00:00:36.695 --> 00:00:42.562
خب، منم دارم سعي ميکنم از ته جدول بيايم بالا
.مايکل. هفته بعد با "راوِي" بازي داريم

00:00:42.734 --> 00:00:45.635
"ميگن "خوزه کنسکو
.ميخواد عضوِ تيم‌شون بشه

00:00:45.737 --> 00:00:48.535
حالا که فکر ميکنم
.اصلاً نميدونم چرا اومدم

00:00:48.640 --> 00:00:50.369
<i>.اين ديگه خيلي مسخره‌ست</i>

00:00:50.476 --> 00:00:53.775
.تو حتي باهام حرف نميزني -
.به شرفم توپُ ميگيرم -

00:00:55.214 --> 00:00:57.239
<i>... مايکل" برگشت سر کارش"</i>

00:00:57.349 --> 00:01:00.546
<i>جايي که مُنشي‌ش"، کيتي"، با يه</i>
<i>.خبر تکون دهنده بهش خوش‌آمد گفت </i>

00:01:00.652 --> 00:01:02.449
.زنت روي خط يکه

00:01:02.554 --> 00:01:05.455
<i>.زن "مايکل" دو ساله که مُرده -</i>
چيِ من؟ -

00:01:05.557 --> 00:01:08.458
<i>.کيتي" متوجه اشتباهش شد" -</i>
<i>.گفتم زنت روي خط يکه -</i>

00:01:08.560 --> 00:01:10.721
<i>.اما نه بلافاصله</i>

00:01:10.829 --> 00:01:12.763
.واي خــدا

00:01:12.865 --> 00:01:16.062
.ببخشيد
.زنِ "جورجِ". مادرت

00:01:16.168 --> 00:01:19.069
خيلي به مُنشيِ "جورج" بودن، عادت کردم

00:01:19.171 --> 00:01:22.231
<i>کيتي" سالها منشيِ بداخلاق"</i>
<i>.و با وفايِ "جورج پدر" بود</i>

00:01:27.179 --> 00:01:30.580
<i>و "مايکل" گمون کرد که اطلاعاتي</i>
<i>.رو که ميخواد اون داره </i>

00:01:30.682 --> 00:01:33.742
،گوش کن
... تو احتمالاً ميدوني ما

00:01:33.852 --> 00:01:36.582
اسنادي توي اين
حساب‌هاي بين‌المللي داريم يا نه؟

00:01:36.688 --> 00:01:39.953
.راستش اين هيچ ربطي به ... تو نداره

00:01:40.057 --> 00:01:43.151
<i>... به من</i>
<i>.به من ربطي نداره</i>

00:01:45.096 --> 00:01:47.429
.سلام، مامان

00:01:47.533 --> 00:01:50.434
خبر داري ما رو نزولِ درجه دادن که توي کلوب
فقط به عنوانِ اعضاي استخر ميشناسن‌مون؟

00:01:50.536 --> 00:01:53.265
آره، واقعاً جاي تاسفه که
.اين خانواده اينطوري شده

00:01:53.371 --> 00:01:56.830
،تو همه‌ش تو استخري
.و پدر داره براي بِيسبال، بازيکن جمع ميکنه

00:01:56.942 --> 00:02:00.434
با اين حال، ميتوني يکم از پولِ کارخونه رو
.برام واريز کني تا امتياز بازيِ گُلف‌مون برگرده

00:02:00.546 --> 00:02:02.810
.نه نميتونم
.مامان تو اصلاً گُلف بازي نميکني

00:02:02.915 --> 00:02:06.316
نه، اما امروز از اطاق ناهارخوريِ انجمن
.استفاده کردم تا روزمو بگذرونم

00:02:06.418 --> 00:02:08.818
... باعث خجالته
!برگردون اينو

00:02:08.921 --> 00:02:13.084
اگه چيزي رو ميخواستم که شصتت توش
!رفته باشه،انگار که از داخلِ گوشت چيز خوردم

00:02:14.726 --> 00:02:17.126
.بايد ببيني به چه روزي افتادم

00:02:17.229 --> 00:02:20.630
،اگه نميتوني پول رو واريز کني
.بايد پدرت به رئيس انجمن زنگ بزنه

00:02:20.732 --> 00:02:24.133
... يه خبري واست دارم، مامان
.من ديگه نميرم زندان ملاقات پدر

00:02:24.236 --> 00:02:26.295
.نه، اونجا رفتم

00:02:26.405 --> 00:02:31.997
من هر روز ميرم اونجا و هر کاري بتونم
... ميکنم تا اين کارخونه رو راه بندازم

00:02:32.177 --> 00:02:36.111
.و اون حتي ازم تشکر هم نميکنه

00:02:32.177 --> 00:02:34.077
!واقعاً که زننده‌ست

00:02:34.179 --> 00:02:38.561
.با پدرت صحبت کن
!تحملِ اين يکي رو ديگه ندارم

00:02:40.953 --> 00:02:42.511
!"جــوب"

00:02:42.621 --> 00:02:46.215
ميشه ... ميشه اينو ول کني؟

00:02:46.324 --> 00:02:48.224
.فقط ميخوام بذارمش توي دفتر

00:02:48.326 --> 00:02:52.559
،بايد يه نامه ي سَليس واسه يکي بنويسم
"واردن جميز باک"

00:02:52.560 --> 00:02:58.869
<i> جوب" براي برگردوندنِ اعتبارِ شغليش به"</i>
<i>عنوانِ يه «نابغه در فرار»، اخيراً خودش رو</i>
<i>.براي يه شيرين‌کاريِ تبليغاتي به زندان انداخت</i>

00:02:58.870 --> 00:03:02.670
واقعاً فکر ميکني ميتوني از زندان من فرار کني؟ -
.حتي نميفهمي اينجا بودم يا نه -

00:03:02.774 --> 00:03:04.742
<i>... اما بعد از اينکه بهش چاقو زدن</i>

00:03:04.843 --> 00:03:07.072
<i> جوب" سريعاً به يه"</i>
<i>.بيمارستانِ محلي منتقل شد</i>

00:03:07.178 --> 00:03:11.114
<i> ولي "جوب" فقط به اتمامِ قراردادش -</i>
<i>.با مردم فکر ميکرد</i>
<i>.اَجي مَجي -</i>

00:03:11.215 --> 00:03:15.015
<i> و "واردن" هم درستيِ خبرِ فرار رو</i>
<i>.تکذيب کرد</i>

00:03:15.119 --> 00:03:19.078
پس ميخوام با تمامِ وجودم
.از اين يارو انتقام بگيرم

00:03:19.190 --> 00:03:21.090
.هنر

00:03:21.192 --> 00:03:23.718
.حالا بايد يه نامه بنويسيم

00:03:23.829 --> 00:03:26.262
<i>جوب"؟"</i>

00:03:26.365 --> 00:03:30.232
<i>.کاشکي ميدونستم ميخواي بياي</i>
<i>.ظاهرم بهم‌ريخته‌س</i>

00:03:30.335 --> 00:03:32.302
نميدونستم يه تماس از طرفِ من
.باعث ميشه خوشکل بشي

00:03:32.404 --> 00:03:34.736
از لباسم خوشت مياد؟

00:03:34.840 --> 00:03:37.434
.نه بيشتر از اون چيزي که زيرش داري

00:03:37.542 --> 00:03:39.442
!!"جــوب"

00:03:39.544 --> 00:03:42.979
.حالا صندليت رو ميخوام
.پاشو. بايد يه نامه بنويسم

00:03:43.080 --> 00:03:44.980
.وااو
.تو هم اهل کاري

00:03:45.082 --> 00:03:47.551
.درست مثل پدرت

00:03:47.653 --> 00:03:50.520
.خداي من، اين دختره تنفر آوره

00:03:50.622 --> 00:03:54.250
<i> مايکل" متوجه شد که"</i>
<i>... "علاقه‌ي تابلوي "کيتي" به "جوب</i>

00:03:54.359 --> 00:03:56.258
.ميتونه براش مفيد باشه

00:03:56.361 --> 00:03:58.225
لامپِ لمسي ميخواي؟

00:03:58.330 --> 00:04:00.229
!اين تويي که بايد معالجه بشي

00:04:00.332 --> 00:04:03.597
<i>در همين حال، "ليندزي" و "توبايس" براي</i>
<i>اولين جلسه‌شون با يک مشاورِ خانواده آماده ميشدن</i>

00:04:03.702 --> 00:04:06.101
،"بله، "توبايس
.من ميخوام ازدواجمون پايدار بمونه

00:04:06.203 --> 00:04:08.604
.فقط نميدونم اين درمان جواب ميده يا نه

00:04:08.707 --> 00:04:11.733
درسته.چونکه تو به شغل قبليم احترام نذاشتي
!همونطور که به شغل جديدم احترام نميذاري

00:04:11.843 --> 00:04:13.743
<i>!تو اصلاً شغل جديد نداري</i>

00:04:13.845 --> 00:04:17.440
<i> از وقتي که "توبايس" تمرين روانپزشکيش رو</i>
<i>... ول کرد، اوضاع وخيم تر شد</i>

00:04:17.549 --> 00:04:19.779
<i>.تا شغل بازيگري رو دنبال کنه</i>

00:04:21.753 --> 00:04:24.722
.منم يه نيازهايي واسه خودم دارم -
و چطوريه که من متوجه نيازهات نميشم؟ -

00:04:24.823 --> 00:04:28.919
چطوري ميتوني اين سوال رو بپرسي؟اين چيه؟-
!اووه! برو ديگه -

00:04:29.026 --> 00:04:32.086
.خوبه. همونجا بمون
.مثلِ يه آدمِ بالغ رفتار کن

00:04:32.197 --> 00:04:36.930
،خيلي‌خب، بچه‌ها
.مامان و بابا ميرن بيرون تا بستني بخورن

00:04:37.034 --> 00:04:40.993
ما هم ميتونيم بيايم؟ -
.متاسفم. اونجا جاي بچه‌ها نيست -

00:04:44.041 --> 00:04:46.272
<i>.حالا ديگه بايد تعقيبشون کنيم -</i>
<i>.آره -</i>

00:04:46.378 --> 00:04:49.107
چي؟

00:04:49.214 --> 00:04:52.377
خب ... چرا داريم اين کارو ميکنيم؟

00:04:52.484 --> 00:04:55.351
.واسه اينکه تابلوِ دارن دروغ ميگن
!زودباش، برو ديگه

00:04:55.454 --> 00:04:58.446
اگه ببيننمون چي؟ -
چطوري ما رو ببينن؟ -

00:04:58.557 --> 00:05:00.821
."آخه روي اين نوشته "کارخانه‌ي بلوث

00:05:00.926 --> 00:05:04.293
.به علاوه اينکه پله هم داره
.اينطوري خيلي توي چشمه

00:05:04.396 --> 00:05:06.694
<i>... پلکان متحرک هواپيما</i>

00:05:06.798 --> 00:05:09.961
<i> يکي از آخرين</i>
<i>.دارايي‌هاي خانواده‌ي "بلوث" بود</i>

00:05:10.067 --> 00:05:13.731
<i>.همچنين اون هواپيما هم ديگه وجود نداره</i>

00:05:13.839 --> 00:05:16.137
.تو ترسيدي. ميدونستم

00:05:16.241 --> 00:05:19.642
.نه، نترسيدم
.فقط ... واسه بعد يه نقشه‌هايي دارم

00:05:19.745 --> 00:05:21.645
.يه مدته ميرم ملاقاتِ پدربزرگ

00:05:21.747 --> 00:05:23.806
ميري ملاقاتِ پدربزرگ؟

00:05:23.915 --> 00:05:26.974
<i>در واقع، اون از تصور زندان هم</i>
<i>... وحشت داشت. وقتي بچه بود</i>

00:05:26.975 --> 00:05:33.057
<i>«به طورِ اتفاقي سريالِ«جادوگرِ شهرِ اُز</i>
<i> نگاه کرد.درواقع اون روHBOرو از شبکه‌ي</i>
<i>با فيلمِ موزيکالي به همين نام اشتباه گرفته بود</i>

00:05:33.058 --> 00:05:35.356
<i>!من بيگناهم -</i>
<i>!بخورش، عوضي -</i>

00:05:35.460 --> 00:05:37.984
.خيلي وقته که ميرم -
چطوري بود؟ -

00:05:38.096 --> 00:05:41.395
هي ميدوني بايد چکار کني؟ بايد
.بري دفترچه قرارهاي مامانت رو بياري

00:05:41.500 --> 00:05:44.401
آره، بايد توش نوشته باشه
.کجا دارن ميرن

00:05:44.503 --> 00:05:47.700
بازم بايد درباره ي زندان بهم بگي،باشه؟-
.اگه تحملش رو داشته باشي -

00:05:49.841 --> 00:05:52.207
<i>.مايکل" خيلي خوشحال به خونه اومد"</i>

00:05:52.310 --> 00:05:54.710
<i> "با اطلاعاتي که "جوب</i>
<i>... از "کيتي" گرفته بود</i>

00:05:54.813 --> 00:05:57.646
<i> ديگه مجبور نبود به زندان بره</i>
<i>.و با پدرش سروکله بزنه</i>

00:05:57.749 --> 00:06:00.274
<i> !سلام رفيق</i>
<i>.زود اومدي خونه</i>

00:06:00.385 --> 00:06:02.854
ميخواي يه کاري کني؟
هرچي، هرچي که ميخواي؟

00:06:02.955 --> 00:06:05.787
ميخوام با پدربزرگ
.توي زندان ملاقات کنم

00:06:08.861 --> 00:06:12.694
<i> اونجا توي دفتر، "جوب" با منشيِ</i>
<i>.مايکل"، داشتن به يه جاهايي ميرسيدن"</i>

00:06:12.798 --> 00:06:16.962
... اينجا جاييه که ما
.پرونده‌هاي سنگلين رو نگه ميداريم

00:06:17.068 --> 00:06:19.798
شرط ميبندم ميتوني
.خيلي چيزاي ديگه هم بهم نشون بدي

00:06:19.906 --> 00:06:25.241
دنبالِ چه جور چيزايي ... ميگردي؟

00:06:25.343 --> 00:06:28.073
... چي رو، آه
چي رو قايم کردي؟

00:06:28.180 --> 00:06:30.705
.چيزي نيست که نتوني پيداش کني

00:06:30.816 --> 00:06:34.308
.يه لحظه صبر کن. وايسا، وايسا
.عينکت رو در بيار

00:06:38.490 --> 00:06:41.789
.وايسا، وايسا
.موهات رو باز کن

00:06:46.097 --> 00:06:50.158
.نه. عينکت رو بزن. موهات رو هم ببند
.پس فقط موهات رو ببند

00:06:50.268 --> 00:06:53.169
.ميخواي چراغا رو خاموش کنم -
.آره ،آره لطفاً -

00:06:53.271 --> 00:06:55.239
چطوره؟ بهتر شد؟

00:06:55.241 --> 00:06:58.008
.هنوزم يه ذره نور از زيرِ در مياد

00:06:58.009 --> 00:07:00.239
<i>... و "ليندزي" و "توبايس" براي اولين بار</i>

00:07:00.345 --> 00:07:01.744
مشکلاتِ زن و شوهري‌شون رو
.به زبون آوردن

00:07:01.847 --> 00:07:04.077
مثل اين ميمونه که
... ما الان رو در رو هستيم

00:07:04.182 --> 00:07:07.811
<i> وقتيکه واقعاً به اين ازدواج</i>
<i>... نگاه ميکنيم</i>

00:07:07.919 --> 00:07:11.217
.متأسفانه اين زندگيِ زناشويي يه دروغه

00:07:14.326 --> 00:07:18.763
،آفرين.اگه انقدر قشنگ ميتونستم فيلم بازي کنم
الان سريالِ «نامِ مستعارِ» خودمو درست کرده بودم

00:07:18.864 --> 00:07:23.426
بس کن! ديگه حالم بهم ميخوره از شنيدنِ
اين کلمه‌ مزخرفِ بازيگري، بازيگري، بازيگري

00:07:23.535 --> 00:07:26.333
،باشه، باشه، بينيد
.شايد بايد يه جور ديگه جلو بريم

00:07:26.438 --> 00:07:30.272
... آم
.چطوره بازيگري رو امتحان کنيم

00:07:30.375 --> 00:07:32.775
.آره، خوبه

00:07:34.579 --> 00:07:36.479
<i>... مايکل" داشت به زندان برمي‌گشت"</i>

00:07:36.581 --> 00:07:38.980
<i> با اينکه قبلاً قول داده بود ...</i>
<i>.هيچ وقت برنگرده</i>

00:07:39.084 --> 00:07:42.110
<i>.اما تو هميشه ميگي اول خانواده</i>
<i>پس من بايد پدربزرگ رو ببينم، درسته؟</i>

00:07:42.220 --> 00:07:45.781
.ببين من مانعت نميشم
.فقط اينبار ديگه بارِ آخره که ميرم اونجا

00:07:45.891 --> 00:07:47.791
چرا؟ ترسناکه؟

00:07:47.893 --> 00:07:49.793
.ترسناک؟ نه. نه

00:07:49.895 --> 00:07:53.126
.دقيقاً برعکسِ ترسناکه
.مثل مهموني ميمونه

00:07:53.231 --> 00:07:57.861
،مونده فقط اسکيت‌سواري کن
.حتي زانوبند هم دارن

00:07:57.968 --> 00:08:02.167
<i> مثل باشگاه ورزشيه، همه‌شون بستني</i>
.ميخورن و تمام روز رو بيسبال بازي ميکنن

00:08:02.274 --> 00:08:07.040
<i> "در واقع بازيِ "جورج پدر</i>
<i>.تمامِ روز طول ميکشيد</i>

00:08:07.145 --> 00:08:10.045
<i> دور چهاردهم بود</i>
<i>.و کم‌کم داشت بهش فشار ميومد</i>

00:08:10.148 --> 00:08:15.176
هزار دلار بهت ميدم که دورِ بعدي رو
عدمِ ضربه»اعلام کني.زانوهام داغون شدن»

00:08:15.287 --> 00:08:17.755
<i>!نميتوني توپُ بزني! نميتوني</i>

00:08:17.856 --> 00:08:21.485
!«سه بار «عدم ضربه -
!غلط کردي، پدرسگ -

00:08:23.828 --> 00:08:26.319
!بخوابيد رو زميــن

00:08:26.431 --> 00:08:28.922
.نميتوني توپُ بزني
.نه ... نميتوني

00:08:29.033 --> 00:08:31.001
... نه، شــيــش

00:08:32.737 --> 00:08:35.638
<i>.خيلي‌خب، ايناهاش</i>
<i>.برو داخل و سورپرايزش کن</i>

00:08:35.740 --> 00:08:38.139
من ميرم چندتا ساندويچ‌بستني
.واسه خودمون بگيرم

00:08:38.243 --> 00:08:40.234
.برو، برو ديگه

00:08:43.080 --> 00:08:45.071
.سلام، پدر بزرگ

00:08:45.183 --> 00:08:48.846
زندان چطوره؟ -
.آخرش اينجا نِفله ميشم -

00:08:48.954 --> 00:08:51.046
چي؟

00:08:51.155 --> 00:08:53.055
.اونا ميخوان بابابزرگ رو بکشن

00:08:53.157 --> 00:08:56.058
.من بايد ... بايد بيام بيرون
.من کاملاً بيگناهم

00:08:56.160 --> 00:08:59.619
تو بايد به بابابزرگ کمک کني از اينجا
.بياد بيرون. موت رو بده من

00:08:59.731 --> 00:09:01.596
موم؟ -
!موت رو بده به بابابزرگ -

00:09:01.700 --> 00:09:05.602
!بهم دست نزنيد! بهم دست نزنيد -
!موت رو بهم بـده -

00:09:05.704 --> 00:09:09.869
يکيشون لِه شد، ولي نذار اين باعث بشه
.فکر کني زندان جاي بديه

00:09:09.975 --> 00:09:12.929
.توپُ نزد
.خودش توپُ نزد

00:09:19.484 --> 00:09:22.385
مطمئنم پدر بزرگ فقط داشت باهات شوخي ميکرد
.تو که ميدوني اون خيلي شوخ‌طبعه

00:09:22.487 --> 00:09:24.387
.ميدونم، ميدونم. آره

00:09:24.489 --> 00:09:27.947
من .. من کلاً اون شوخي با مو رو
.نفهميدم، اما حالم خوبه، بابا

00:09:28.059 --> 00:09:30.050
مطمئني؟

00:09:30.161 --> 00:09:34.393
ولي من بايد برگردم داخل يه سري بزنم
.ببينم بابابزرگ ديگه شوخي نکنه

00:09:34.499 --> 00:09:37.400
.چطوره همينجا راحت بشيني، رفيق

00:09:37.502 --> 00:09:40.471
.بازي رو نگاه کن. من الان برميگردم

00:09:45.677 --> 00:09:47.975
<i>!هي، وايسا! وايسا</i>

00:09:53.385 --> 00:09:55.149
بابا؟

00:09:55.253 --> 00:09:57.154
.ديگه زندان رو دوست ندارم

00:09:57.255 --> 00:10:00.157
واسه همينه که ميخوام
.از اينجا بيارمت بيرون

00:10:00.258 --> 00:10:03.352
،شايد خودم هم باورم نشه
..."اما اينجا داره داغونم ميکنه،"مايکي

00:10:03.461 --> 00:10:05.656
.و من اينجا تنهام، فقط تو بهم سر ميزني

00:10:05.764 --> 00:10:08.165
.بيخيال. من هستم، مامان هم هست

00:10:08.266 --> 00:10:10.757
.مادرت هيچوقت خودشو نشون نداد

00:10:10.869 --> 00:10:12.769
.وااو
اون تا حالا اينجا نيومده؟

00:10:12.871 --> 00:10:15.840
بايد آه کشيدنش رو مي‌شنيدي
.وقتي که گفتم ديگه اينجا نميام

00:10:15.940 --> 00:10:18.171
تو چي ... تو چي گفتي؟

00:10:18.276 --> 00:10:21.768
.بيخيال بابا، توکه به من نيازي نداري
.تمام روز رو بيسبال بازي ميکني

00:10:21.880 --> 00:10:24.179
<i>."من بهت احتياج دارم، "مايکل</i>

00:10:24.282 --> 00:10:26.183
.ديگه بيسبال بازي نميکنم -
.اين مسخره‌ست -

00:10:26.284 --> 00:10:29.186
.تو شوهرشي
.حداقل ميتونه بياد و ملاقاتت کنه

00:10:29.287 --> 00:10:32.950
اِي بابا، مادرت رو که ميشناسي.اين شلوغي‌ها
.واسش خوب نيست،اون خيلي راحت ميترسه

00:10:33.059 --> 00:10:34.958
ماشين دزده رو يادته؟

00:10:39.098 --> 00:10:41.964
خب، مطمئناً بعد از اون قضيه
.قوي‌تر هم شده

00:10:42.068 --> 00:10:43.967
.الان ديگه کنار استخر ناهار ميخوره

00:10:44.070 --> 00:10:46.902
تفاوتِ زيادي بينِ استخرِ باشگاهِ ورزشي
.و کانتينرِ متأهل‌هاست

00:10:47.005 --> 00:10:49.235
.منظورم از "ملاقات" اين نبود

00:10:49.341 --> 00:10:51.741
خيلي بد شد. چون واقعاً دلم براي
.اون رابطه‌ي شخصي تنگ شده

00:10:51.843 --> 00:10:54.744
تنها چيزي بود که وقتي استرس داشتم
.آرومم ميکرد

00:10:54.846 --> 00:10:58.214
.فقط احساسِ ... آدم شدن ميکردم

00:10:58.316 --> 00:11:00.217
<i>... مايکل"، براي اولين بار"</i>

00:11:00.318 --> 00:11:03.287
<i>.پدرش رو يه انسان زخم‌خورده ديد</i>

00:11:04.489 --> 00:11:07.152
.بابايي حَشَري شده، مايکل

00:11:09.427 --> 00:11:11.657
.يه ماهه که سکس نداشتم

00:11:12.997 --> 00:11:15.022
<i>.ميدوني، تو دو ماهه که اينجايي</i>

00:11:15.134 --> 00:11:17.533
.اينجا حسابِ زمان يکم سخته

00:11:17.635 --> 00:11:19.432
.آره، شرط مي‌بندم همينطوره

00:11:19.537 --> 00:11:21.937
<i>.سلام، مامان. امروز رفتم ملاقاتِ پدر</i>

00:11:22.040 --> 00:11:24.941
،يه سؤالِ سريع. اگه تو بودي
چقدر طول ميکِشيد تا از زندان بيرون بياي؟

00:11:25.043 --> 00:11:26.601
.اوه، من هيچوقت زندان نبودم

00:11:26.711 --> 00:11:29.009
پس چرا اون بهم گفت
تو تا حالا ملاقاتش نرفتي؟

00:11:29.115 --> 00:11:31.174
."اوه، ببخشيد "مايکل

00:11:31.282 --> 00:11:34.410
.بخاطرِ غذاي استخره
.بدنم به گوشت‌هاش عادت نکرده

00:11:35.954 --> 00:11:37.854
چطور ميتوني اون مرد رو ناديده بگيري؟

00:11:37.956 --> 00:11:40.447
.اون روزهاي سختي رو اونجا ميگذرونه
.تنهاست

00:11:40.558 --> 00:11:42.458
.بچه‌ها رو واسه همين گذاشتن ديگه

00:11:42.560 --> 00:11:45.529
... آره خب، ميدوني

00:11:45.630 --> 00:11:47.791
... قطعاً يه چيزهايي هستن که

00:11:47.899 --> 00:11:50.198
.نميتونه از بچه‌هاش بگيره

00:11:50.301 --> 00:11:53.395
اگه منظورت "افتخار"ه، که داري اشتباه
.ميکني. اون به بچه‌هاش افتخار ميکنه

00:11:53.505 --> 00:11:55.700
.نميخواستم بگم افتخار، مامان

00:11:55.807 --> 00:11:59.709
... گوش کن، من ... فکر ميکنم که

00:11:59.811 --> 00:12:02.371
... فکر ميکنم که تو بايد

00:12:02.480 --> 00:12:04.880
.باورم نميشه که دارم اينو ميگم

00:12:04.983 --> 00:12:06.883
.. فکر ميکنم تو بايد

00:12:06.985 --> 00:12:08.885
... بري ملاقاتش

00:12:08.987 --> 00:12:12.047
... به شکلِ يک ... رابطه‌ي

00:12:12.158 --> 00:12:15.558
.صميميِ ... زن و شوهري

00:12:17.929 --> 00:12:19.920
ديوونه شدي؟

00:12:20.031 --> 00:12:23.797
فکر ميکني خيلي واسم راحته که همچين چيزي
.ازت بخوام؟اون بهت احتياج داره،مامان

00:12:23.902 --> 00:12:25.870
خودش اينو گفت؟

00:12:27.139 --> 00:12:29.038
خودش گفت که دلش برام تنگ شده؟

00:12:29.141 --> 00:12:31.074
اون به آغوشِ زنش احتياج داره؟

00:12:31.177 --> 00:12:33.076
."بابايي حشري شده، "مايکل

00:12:33.179 --> 00:12:35.442
.اون حرفاي شگفت‌انگيزي زد

00:12:35.547 --> 00:12:38.641
،واقعاً اينو واسه اون ميخواي
اينطور نيست؟

00:12:38.750 --> 00:12:40.184
.درسته

00:12:40.285 --> 00:12:43.083
عضويت گلف رو بهمون ميدي؟

00:12:44.526 --> 00:12:50.195
<i> در همين حال، ليندزي و توبايس با بودن در</i>
<i>نقشِ همديگه داشتن مشکلاتشون رو پيدا ميکردن</i>

00:12:50.196 --> 00:12:51.992
!چونکه من يه زنم -
.خوبه -

00:12:52.096 --> 00:12:53.996
.با نيازهاي زنانه -
.بلندتر -

00:12:54.098 --> 00:12:56.760
<i>.و زن‌ها با انگيزه‌ن</i>
<i>... ،"و اينا که مي‌بيني، "توبايس</i>

00:12:56.868 --> 00:13:00.269
آخرين‌باري که
بهشون نگاه کردي، کِي بوده؟

00:13:00.371 --> 00:13:02.271
.آره، باشه
اين جلسه چقدر طول ميکشه؟

00:13:02.373 --> 00:13:05.274
ببين، نميدونم چي شده، اما اون همش از
.نقش مياد بيرون و اين کار رو سخت ميکنه

00:13:05.376 --> 00:13:07.276
.چون من نميخوام نقش بازي کنم

00:13:07.378 --> 00:13:11.109
باشه، يه لحظه صبر کنيد، بچه‌ها، خب؟
.بذار من ادامه‌ش بدم

00:13:11.217 --> 00:13:13.548
.ممنونم

00:13:15.653 --> 00:13:19.953
تو هيچوقت واسم -
."مثل يه زنِ واقعي نبودي، "ليندزي
.اين حقيقت نداره و خودتم ميدوني -

00:13:20.058 --> 00:13:23.824
،مردي که هميشه حمايتت کرده
!مرديِ با هزارتا اميد و آرزو

00:13:23.928 --> 00:13:27.386
<i> در همين حال، "ميبي" آدرس رو از توي</i>
<i> ... کتابِ قرارهاي ملاقاتِ مادرش پيدا کرد</i>

00:13:27.499 --> 00:13:31.128
<i> و داشت ميفهميد که</i>
<i>.پدر و مادرش دارن چکار ميکنن</i>

00:13:31.236 --> 00:13:36.868
،درسته! اگه من"شويمر" نيستم
!تو هم "جنيفر انيستون" نيستي
(«بازيگران سريال «دوستان)

00:13:36.975 --> 00:13:40.502
<i>.شايد من حتي "ليزا کودرو" هم نباشم</i>
<i>(بازيگر سريال دوستان)</i>

00:13:40.612 --> 00:13:42.978
.من هم يه آرزوهايي دارم، ليندزي

00:13:43.081 --> 00:13:45.549
.آرزو، ليندزي

00:13:46.784 --> 00:13:48.752
... "خب، پس، "توبايس

00:13:53.057 --> 00:13:54.991
.برو دنبال آرزوهات

00:13:55.093 --> 00:13:56.993
.اون آرزوها رو به واقعيت تبديل کن

00:13:57.095 --> 00:13:59.825
.آره، اين کارو ميکنم

00:13:59.931 --> 00:14:01.489
!و کـــات

00:14:06.538 --> 00:14:09.837
.ببخشيد اومدم وسطِ ديالوگت -
... "نه، اصلاً، اوه "ليندزي -

00:14:09.941 --> 00:14:13.342
جواب بعضي از سوالاتت رو گرفتي؟ -
.آره، فکر کنم گرفتم -

00:14:13.444 --> 00:14:15.844
حالا دوتا مَرد هست
.که ميخوام ترکشون کنم

00:14:17.782 --> 00:14:21.183
<i>مايکل"رسيد خونه،خوشحال بود که برادري داره"</i>
<i>که ميتونه بار مسئوليت رو باهاش تقسيم کنه </i>

00:14:21.286 --> 00:14:24.449
<i>.خبر خوب -</i>
.اوه، خوبه. حالمُ بهتر ميکنه -

00:14:24.556 --> 00:14:27.219
همين الان داشتم مامان رو راضي
.ميکردم تا با بابا سکس کنه

00:14:27.325 --> 00:14:30.852
خدايا! تو چه مرگت شده؟
.اين حالمو بهم ميزنه

00:14:30.962 --> 00:14:33.089
تو چت شده؟ -
.اوه، معذرت ميخوام -

00:14:33.197 --> 00:14:36.826
... اما همين فکر که مامان و بابا باهم

00:14:36.935 --> 00:14:39.096
من هميشه ادب و نزاکت رو
رعايت ميکنم. خب؟

00:14:39.203 --> 00:14:41.103
.باشه بابا
خبر خوبت چيه؟

00:14:41.205 --> 00:14:42.763
.کيتي" رو گا**دم"

00:14:42.874 --> 00:14:46.105
اوه، "جوب" من فقط ازت خواستم
.اطلاعات رو ازش بگيري

00:14:46.210 --> 00:14:49.077
.اطلاعات رو گرفتم

00:14:49.180 --> 00:14:52.240
گرفتي، ها؟
اطلاعات حساب‌هاي بين‌المللي ديگه؟

00:14:54.085 --> 00:14:56.986
.حالا فهميدم چي ميگي
.نه، هيچ اطلاعاتي نگرفتم

00:14:57.088 --> 00:15:00.216
."عاليه. خوبه، خوبه، خوبه، "جوب
.تو همين الان لامپِ لمسي رو از دست دادي

00:15:00.325 --> 00:15:02.225
!چي؟ نه -
.معامله تمومه -

00:15:02.327 --> 00:15:05.728
ميخوام از لامپِ لمسي براي شاعرانه شدنِ
سکسِ مامان و بابا، توي کانتينر استفاده کنم

00:15:05.830 --> 00:15:07.627
!نه! اينکارو نکن ... مايکل

00:15:07.732 --> 00:15:09.118
<i>!خيلي کثيفي</i>

00:15:10.739 --> 00:15:12.570
<i> پسردايي و دخترعمه</i>
<i>...دوباره به هم رسيدن</i>

00:15:12.674 --> 00:15:15.939
<i>هر دوشون يکمي بخاطر اينکه وانمود</i>
<i>.ميکردن شجاع هستن، ناراحت بودن</i>

00:15:16.044 --> 00:15:18.308
فکر ميکني طلاق بگيرن؟ -
<i>.واسم مهم نيست -</i>

00:15:18.413 --> 00:15:21.814
«من مثلِ بچه‌هايي که ميگن«واسم مهم نيست
 ،ولي واسه‌شون مهمه، نيستم
.چون واقعاً واسم مهم نيست

00:15:21.916 --> 00:15:23.884
.آره، ميدونم
اصلاً واسه کي مهمه؟

00:15:25.587 --> 00:15:27.919
<i>.منظورم اينه که واسم مهمه -</i>
چطور ميتونه نباشه؟ -

00:15:28.023 --> 00:15:30.082
.ميدوني، خانواده‌مون واقعاً نابود شده

00:15:30.192 --> 00:15:32.318
.ميدونم
.فقط ما دونفر توشون عادي مونديم

00:15:32.427 --> 00:15:35.261
حداقل ما همديگرو داريم، آره؟

00:15:43.872 --> 00:15:45.863
جورج مايکل؟

00:15:45.974 --> 00:15:47.874
.ببخشيد

00:15:47.976 --> 00:15:51.878
بعضي وقتا نميفهمم که اين يه
.بغلِ کوتاهه يا طولاني، يا مدلِ متوسطشه

00:15:51.980 --> 00:15:53.880
.بعضي وقتا گفتنش سخته

00:15:53.982 --> 00:15:56.247
...بغلِ خوبي بود
.واسه الان خيلي هم زياد بود

00:15:56.351 --> 00:15:58.252
بغل کردن هم
.يه وقتي تموم ميشه، معلومه

00:15:58.353 --> 00:16:01.550
<i> مايکل" سريعاً "لوسيل" رو"</i>
<i>...به زندان آورد</i>

00:16:01.656 --> 00:16:04.352
<i>.و ظاهراً اون خيلي مشتاق بود</i>

00:16:04.459 --> 00:16:06.427
بعدش قراره کجا بريم؟

00:16:10.799 --> 00:16:12.699
.سلام بابا -
!مايکل -

00:16:12.801 --> 00:16:15.065
اينجا چيکار ميکني؟

00:16:15.066 --> 00:16:18.806
تو به کمکم احتياج داشتي، و ميدونم
 درخواستش برات سخت بود، اما
.وظيفه خودم دونستم که اونو بيارم اينجا

00:16:18.807 --> 00:16:22.244
اين تو رو مُعَذَب نميکنه؟ -
.قسمتِ رانندگيش يکم بد بود -

00:16:22.343 --> 00:16:25.904
هر پسري اينکارو
.واسه پدرش انجام نميده

00:16:26.014 --> 00:16:27.982
.ممنونم

00:16:32.787 --> 00:16:34.687
<i>.سلام، جورج</i>

00:16:34.789 --> 00:16:36.882
مادرت اينجا چه غلطي ميکنه؟

00:16:36.991 --> 00:16:39.824
پس انتظارِ کي رو داشتي؟ -
.اوه، گَند زدم -

00:16:39.928 --> 00:16:41.589
.اشتباهِ وحشتناکي کردم

00:16:41.696 --> 00:16:44.597
يه نفر ديگه هم توي اون کانتينره، نه؟ -
.اشتباهِ زننده‌اي رو مرتکب شدم -

00:16:44.699 --> 00:16:46.064
صبر کن ... وااو. اون "کيتي"ـه؟

00:16:47.502 --> 00:16:49.129
!شــيــش -
از کِي باهاش رابطه داري؟ -

00:16:49.238 --> 00:16:51.671
از کِي شروع شد؟ -
.اوه، ول کن بابا! اولين‌باره -

00:16:55.343 --> 00:16:57.834
هشت‌ساله که
.هرجمعه ترتيبش رو ميدم

00:16:57.946 --> 00:16:59.743
... بابايي -
.حشري ميشد. ميدونم -

00:16:59.848 --> 00:17:02.749
.هي، يه لحظه صبر کن
.اين ساده‌ست. کارِ ساده‌ايه

00:17:02.851 --> 00:17:05.445
،"من ميرم پيشِ "کيتي
... کارم رو انجام ميدم

00:17:05.553 --> 00:17:09.251
... و بع-بع-بعدش ميرم پيشِ مادرت ببينم
.که اين يکي خيلي سخته

00:17:09.357 --> 00:17:11.325
.اون مُنشي‌ته -
.درست ميگي -

00:17:11.426 --> 00:17:13.451
.اول خانواده

00:17:13.561 --> 00:17:15.791
."تو برو پيشِ "کيتي
.مايکل

00:17:15.897 --> 00:17:17.865
.الان بهت احتياج دارم

00:17:17.966 --> 00:17:21.333
حساب‌هاي بين‌المللي» بهم احتياج دارن؟»

00:17:21.436 --> 00:17:23.336
<i>.پس يه قراري گذاشته شد</i>

00:17:23.438 --> 00:17:25.133
<i>... اينکه جورجِ پدر حقيقت رو آشکار کنه</i>

00:17:25.241 --> 00:17:28.607
<i> و مايکل هم کاري کنه</i>
<i> .که کيتي از کانتينر بيرون نياد</i>

00:17:28.710 --> 00:17:30.940
بله؟

00:17:31.045 --> 00:17:33.138
هي، جوب، کجايي؟
.ميخوام بياي به زندان

00:17:33.248 --> 00:17:35.783
.خودم توي زندانم -
اينجايي؟ -

00:17:35.784 --> 00:17:41.923
دارم اين نامه رو که منبعش هيچي
.بجزِ نورِ طبيعي نيست رو ارسال ميکنم

00:17:41.924 --> 00:17:44.985
خب، ميخواي اون لامپِ لمسي
... و اداره

00:17:45.093 --> 00:17:49.621
... و ... جهنمِ ضرر
استفاده‌ي کاملِ مُشني در اختيارت باشه؟

00:17:51.399 --> 00:17:55.495
.ممنونم که اومدي
.يعني ... اين خيلي برام ارزش داره

00:17:55.603 --> 00:17:58.892
،من، آه ... خيلي‌خب
.من روي مُبل ميشنم

00:17:59.000 --> 00:18:02.426
.من نميخوام باهات سکس کنم، جورح

00:18:02.531 --> 00:18:05.889
اومدم بهت بگم که چقدر بخاطرِ کاري
.که با اين خانواده کردي، ازت متنفرم

00:18:05.996 --> 00:18:08.370
.تو عصباني هستي -
.تو ما رو نابود کردي -

00:18:08.475 --> 00:18:12.446
<i>من نابودمون کردم؟</i>
<i>.اعصابت خيلي داغونه، عزيزم</i>

00:18:12.550 --> 00:18:16.069
اون ميليون‌ها پولي که براي خريدِ
... لباس و جواهرات خرج کردي

00:18:16.184 --> 00:18:19.843
آره، تا تو رو به تنها چيزي که هميشه ازش
قدرداني ميکردي،علاقه‌مند نگه دارم...بدنم

00:18:19.953 --> 00:18:22.118
،وقتي يه اندامِ فوق‌العاده داري
!من ميتونم جلوي خودمو بگيرم؟

00:18:22.229 --> 00:18:26.131
.و تو هم به اندازه‌ي خرس قوي هستي

00:18:27.356 --> 00:18:30.436
.شوهرِ من يه خرسه

00:18:30.437 --> 00:18:36.321
.زن، اين خرس يکم عسل ميخواد-
!اوه،خدايا،چقدر دلم برات تنگ شده بود-

00:18:36.322 --> 00:18:39.611
<i>در همين حال، جوب به کانتينر کيتي رفت</i>
<i>.تا اونجا نگهش داره</i>

00:18:39.719 --> 00:18:41.142
.عينکت رو در بيار

00:18:41.246 --> 00:18:42.566
.عينکت رو بذار

00:18:42.673 --> 00:18:44.537
.موهات رو ببند

00:18:44.643 --> 00:18:46.576
.عينکت رو در بيار

00:18:46.680 --> 00:18:49.725
.باز کن. بذار
تا حالا اين شکلي سکس کرديم؟

00:18:49.839 --> 00:18:52.073
.اوه، جوب، اين اشتباهه -
.و روشنه -

00:18:52.182 --> 00:18:55.134
.هم اشتباهه هم نور هست

00:18:55.238 --> 00:18:57.265
... اين

00:18:57.377 --> 00:18:59.820
.اينطوري روشن‌تره

00:18:59.925 --> 00:19:01.859
.اي خدا! لعنتي

00:19:01.962 --> 00:19:04.232
.ميرم سريع دست‌وصورتم رو بشورم

00:19:04.339 --> 00:19:07.488
... «آه، من يکم روي «باز کن، بذار
.تمرين ميکنم

00:19:06.600 --> 00:19:09.620
<i>.جوب بايد کارِ درست رو انجام ميداد</i>

00:19:12.882 --> 00:19:15.961
<i>،ولي وقتي داشت ميرفت توي ماشينش</i>
<i>... به رئيسِ زندان برخورد کرد</i>

00:19:16.075 --> 00:19:18.205
<i> که همين الان نامه‌ي</i>
<i>.با کلماتِ استوارش رو خونده بود</i>

00:19:18.316 --> 00:19:21.835
.خب، الحق که حلال‌زاده‌اي

00:19:21.836 --> 00:19:28.877
<i> پس جوب دقيقاً جلوي کانتينري بازداشت</i>
<i>شد که پدر مادرش داشتن باهم چيز ميکردن</i>

00:19:28.878 --> 00:19:32.779
!!اوه، بابا داري با مامان چکار ميکني؟؟

00:19:35.689 --> 00:19:38.804
.سلام، رفيق
سلام، کجا بودي؟ -

00:19:38.915 --> 00:19:41.484
... بايد به پدربزرگت کمک ميکردم

00:19:41.597 --> 00:19:44.550
و بعدش بايد با خودم عهد ميکردم
.که ديگه هيچوقت بهش کمک نکنم

00:19:44.654 --> 00:19:46.587
.تقريباً يه روزِ معمولي برام بود

00:19:46.691 --> 00:19:48.660
تو چطوري؟

00:19:48.764 --> 00:19:51.299
... خوبم، فکر کنم. فقط

00:19:51.412 --> 00:19:56.403
ميدوني، آدم به زندان مثلِ يه جايي
 فکر ميکنه که پُر از آدماي گناهکاره
.ولي اونقدر که بايد ناراحتش نميکنه

00:19:56.506 --> 00:19:59.459
،ولي اگه پدربزرگ ميتونه اونجا باشه
.پس هرکسي ديگه‌اي هم ميتونه باشه

00:19:59.562 --> 00:20:02.607
.و من نميخوام برم زندان، بابا
.فکر نکنم تحملش رو داشته باشم

00:20:02.720 --> 00:20:04.654
... ميدونم يکم خشنم، اما

00:20:04.758 --> 00:20:06.449
تو نگرانِ ايني؟

00:20:08.291 --> 00:20:10.225
... چون يه خبرايي دارم

00:20:10.329 --> 00:20:12.599
.اون، آه ... اون گناهکاره

00:20:12.705 --> 00:20:14.939
واقعاً؟

00:20:15.048 --> 00:20:16.542
.اوه، آره

00:20:17.664 --> 00:20:19.725
.خفن گناهکاره

00:20:25.664 --> 00:20:28.002
<i>... در قسمتِ بعديِ انحصارِ سازندگي</i>

00:20:28.108 --> 00:20:30.887
<i> توبايس در يک جلسه‌ي ديگه</i>
<i>.با ليندزي صحبت ميکنه</i>

00:20:30.995 --> 00:20:33.704
... من تصميم گرفتم که

00:20:33.495 --> 00:20:37.277
.منم ميخوام بازيگر بشم

00:20:41.267 --> 00:20:47.606
و جورجِ پدر به قولي که براي روشن کردنِ
.حساب‌هاي بين‌المللي داده بود عمل ميکنه

00:20:47.607 --> 00:20:51.907
... يه احتمالِ زيادي هست که من
... که من شايد

00:20:52.011 --> 00:20:54.138
،مرتکبِ يه مقدار
... آم

00:20:54.247 --> 00:20:58.808
... هوسبازي
.خيانت شده باشم

00:20:58.861 --> 00:21:09.761
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.