﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:04.641 --> 00:00:07.610
<i> مايکل بلوث" اومد خونه"</i>
<i>... تا ماشين اجاره اي رو که</i>

00:00:07.711 --> 00:00:10.271
<i> خواهرش "ليندزي"، قول داده بود</i>
<i>.اونو برگردونه، پيدا کنه</i>

00:00:10.380 --> 00:00:14.476
<i>.ليندزي" تو بايد توي همه چيز صرفه‌جويي کني"</i>
<i>.من حتي ميخوام جت شخصي‌مون رو هم بفروشم</i>

00:00:14.585 --> 00:00:17.281
عاليه. پس حالا ديگه
!نه ماشين داريم نه جت؟

00:00:17.387 --> 00:00:20.117
چطوره اصلاً يه آگهي بزنيم
بهمون صدقه بدن؟

00:00:20.224 --> 00:00:23.159
ببين، من دارم سعي ميکنم يه
سر و ساموني به خودمون بدم، خيلي خب؟

00:00:23.260 --> 00:00:26.127
.شش تا بولدوزر گرفتم،منتظرم تا برسن -
بولدوزر؟ -

00:00:26.230 --> 00:00:30.223
پس درخت ها چي ميشن؟ -
.اونا رو فقط روشون رو با پتو ميکِشيم -

00:00:30.334 --> 00:00:33.531
.همشون رو قطع ميکنم -
همش بخاطر پوله، آره؟ -

00:00:33.637 --> 00:00:35.969
.تو خيلي پولکي هستي

00:00:36.073 --> 00:00:39.736
.الکي اين موضوع رو به دلايل خودت ربط نده -
"الکي نيست، "مايکل -

00:00:39.843 --> 00:00:43.574
.من هميشه به طبيعت علاقه زيادي داشتم
حتماً جشن عقيم کردن يادته؟

00:00:43.680 --> 00:00:45.477
.هيچوقت عروسيت رو يادم نميره

00:00:45.582 --> 00:00:47.573
.من شديداً به طبيعت اهميت ميدم

00:00:47.684 --> 00:00:51.586
همين الان هم -
.چکمه هاي با چرم شترمرغ ميپوشي
.خب من به شترمرغ اهميتي نميدم -

00:00:51.688 --> 00:00:53.781
الان داري به يه آدم بدبخت
."نگاه ميکني، "مايکل

00:00:53.891 --> 00:00:56.519
پول ميخواي؟ -
.چيزي که ميخوام آزاديه -

00:00:56.627 --> 00:01:00.996
... مارتا" امروز يه مصاحبه با تلويزيون داره"

00:01:01.098 --> 00:01:04.534
"درباره نمايشش، "اِل آمور پِروهيبيدو

00:01:04.635 --> 00:01:07.536
.واقعاً بَده که امشب بايد براي مراسم برم

00:01:07.638 --> 00:01:10.801
.بايد مثل "ريتا ويلسون" کنارش بايستم
(بازيگر و تهيه کننده زن آمريکايي)

00:01:10.908 --> 00:01:14.469
<i>"دوست دخترِ "جوب"، يعني "مارتا</i>
<i>... «نامزدِ جايزه‌ي «دسي</i>

00:01:14.578 --> 00:01:18.309
<i> براي بهترين</i>
<i>.برنامه‌ي تلويزيونيِ اسپانيايي شده</i>

00:01:18.415 --> 00:01:20.815
.جوب تو زني رو پيدا کردي که باورت داره

00:01:20.918 --> 00:01:23.682
،بايد نسبت بهش متعهد باشي
.چون زندگي خيلي کوتاهه

00:01:23.787 --> 00:01:26.187
گوش کن، من بهت همه چيز ميدم
.تا بتوني دوباره متعهد بشي

00:01:26.290 --> 00:01:29.157
.ميدوني؟ هيچي از خانواده مهمتر نيست

00:01:29.259 --> 00:01:30.954
<i>!مايکل -</i>
.مامانه، قايم شو -

00:01:31.061 --> 00:01:32.961
.بايد زودتر پول رو مياوردي

00:01:33.063 --> 00:01:35.361
.راستش ميخوام يکمي ازت قرض بگيرم

00:01:35.465 --> 00:01:36.989
.نه -
<i>مايکل؟ -</i>

00:01:37.100 --> 00:01:39.625
!اون اينجاست، مامان -
!بيخيال، چيکار ميکني؟ -

00:01:39.736 --> 00:01:42.637
.عمراً. اون مال منه
!بدش به من

00:01:42.739 --> 00:01:46.004
.جوب"، وايسا! اون بليط ها رو ميخوام"

00:01:46.109 --> 00:01:49.010
اون بهم قولِ بليطِ مراسمِ
.دوست‌دخترش رو داده بود

00:01:49.112 --> 00:01:50.704
تو هم ميخواي بري اونجا؟

00:01:50.814 --> 00:01:53.112
... "خب، دوست عزيزم "لوسيل آسترو

00:01:53.216 --> 00:01:55.480
... يکي از مالک هاي اون ايستگاهِ تلويزيونيه

00:01:55.586 --> 00:01:58.987
و منم ميخوام برم اونجا
.و سرم رو بالا بگيرم

00:01:59.089 --> 00:02:02.024
شايد مثل اون ديگه پول ندارم
.اما حداقل شوهرم هنوز زنده‌ست

00:02:02.125 --> 00:02:05.026
.آه، خوش به حالش که دوستي مثل تو داره

00:02:06.096 --> 00:02:07.825
."باستر" -
<i>.سلام، داداشي -</i>

00:02:07.931 --> 00:02:10.832
آه، مامان گفت که
.ميتوني اينو واسم ببندي

00:02:10.934 --> 00:02:15.200
بلند براش ببندش
.تا "باستر" بنظر چاق نياد

00:02:15.305 --> 00:02:17.205
.بيا اينجا، رفيق -
.ممنونم -

00:02:17.307 --> 00:02:21.004
انگار که قرار خيلي مهمي دارين؟ -
!خب، ما سر قرار نميريم که -

00:02:21.111 --> 00:02:22.942
... به هر حال
... بيا اينجا

00:02:23.046 --> 00:02:28.120
بهتر نيست "باستر" شب‌هاش رو با زن‌هايي
بگذرونه که زياد شبيه ... مامانش نيستن؟

00:02:28.151 --> 00:02:31.348
.اون پسرِ خيلي خوشکليه
.اونا قدرش رو نميدونن

00:02:31.455 --> 00:02:34.686
.بخاطرِ عينک‌هاشه
.شبيه مارمورلک ميشه

00:02:36.159 --> 00:02:39.026
.بعلاوه، اون خيلي خجالتيه -
.هي، واقعاً ميخوام بدونم چرا -

00:02:39.129 --> 00:02:41.393
خودت آخرين باري که قرار گذاشتي کِي بود؟

00:02:41.498 --> 00:02:45.901
من هنوز کسي رو پيدا نکردم که خودشيفته نباشه
.و حرف زدن باهاش غيرممکن نباشه

00:02:46.003 --> 00:02:48.403
... اگه گوشه کنايه زدي

00:02:48.505 --> 00:02:51.065
.من نشنيده ميگيرم و جوابي نميدم

00:02:51.174 --> 00:02:53.142
.هــم
.شايد من اشتباه ميکنم

00:02:53.243 --> 00:02:56.872
<i> ،روز بعد</i>
<i>... مايکل فروش جت شخصي رو تموم کرد</i>

00:02:56.980 --> 00:03:00.575
<i> و همينطور تونست مشکل</i>
<i>.حمل و نقل خانواده رو حل کنه</i>

00:03:02.319 --> 00:03:04.879
.من با اين ماشين جايي نميام

00:03:04.988 --> 00:03:07.718
خب، ما جت رو فروختم، و اونا هم
اينو نخواستن. چيکار بايد ميکردم؟

00:03:07.824 --> 00:03:10.088
،از اين گذشته، ليندزي
.بهت نمياد پولکي باشي

00:03:10.193 --> 00:03:12.889
<i>.خب، پس، در اختيار شماست</i>

00:03:12.996 --> 00:03:15.191
مواظبِ پُل‌ها و کسايي که
.مي‌پرن پُشتِ ماشين باش

00:03:15.298 --> 00:03:17.960
.خيليا مي‌پرن پُشتِ ماشين

00:03:18.068 --> 00:03:19.968
<i>... و مايکل بالاخره داشت آماده ميشد تا</i>

00:03:20.070 --> 00:03:22.971
<i>.مرحله بعدي کار خانواده رو شروع کنه</i>

00:03:23.073 --> 00:03:25.769
<i> براي جزييات بيشتر</i>
<i>.با "تريشا توون" همراه ميشيم</i>

00:03:25.876 --> 00:03:29.676
فعال محيط زيست مشهوري به اسم
... جاني بارک" توي اين درختاي زيبا اقامتگاه زده"

00:03:29.780 --> 00:03:31.680
.و از پايين اومدن سر باز ميزنه

00:03:31.782 --> 00:03:33.682
اون به چي معترضه؟

00:03:33.784 --> 00:03:36.514
... توسعه ويلاهاي گرون قيمت و بي‌کيفيت

00:03:36.620 --> 00:03:38.520
.مثل ايني که اينجاست

00:03:40.524 --> 00:03:42.535
.داري باهام شوخي ميکني

00:03:47.873 --> 00:03:50.842
<i> مايکل در موردِ «طرفدارِ طبيعت»ي</i>
<i>که توي درخت بود،با خواهرش صحبت کرد</i>

00:03:50.942 --> 00:03:52.842
<i>ازم ميخواي تا اون يارو رو بيارم پايين؟</i>

00:03:52.944 --> 00:03:55.071
.بيخيال، فقط يه درخته
... گوش کن

00:03:55.180 --> 00:03:58.081
،بعد از اينکه چند تاشون رو قطع کنيم
... به اندازه کافي پول گيرمون مياد تا

00:03:58.183 --> 00:04:01.311
.بتوني هزارتا حيوان رو عقيم کني

00:04:01.419 --> 00:04:03.910
ميتوني بيشتر از قبل حساب سگ و گربه‌ها
.رو برسي. ديگه خبري از سگ و گربه نيست

00:04:04.022 --> 00:04:06.388
<i>... و به اندازه کافي پول واسمون ميمونه تا</i>

00:04:06.491 --> 00:04:09.722
تا اين ماشين پله‌اي رو
.با يه معمولي عوض کنم

00:04:09.828 --> 00:04:12.353
.بخاطر گربه‌ها اين کارو ميکنم

00:04:12.464 --> 00:04:14.864
<i> ،در همين حال</i>
<i>... مصاحبه‌ي "مارتا" در جريان بود</i>

00:04:14.966 --> 00:04:18.367
و "جوب" ديگه داشت از بازي کردن
.در نقشِ مکمل خسته ميشد

00:04:18.470 --> 00:04:21.906
بهش گفتم که ديگه ما الان
... يه خانواده هستيم

00:04:22.007 --> 00:04:25.976
،و اينکه شغل يه چيزه واسه خودش
.ولي خانواده حرفِ اول رو ميزنه

00:04:26.645 --> 00:04:29.113
.من هم بايد يه خبري رو بدم

00:04:31.449 --> 00:04:34.350
براي اينکه ثابت کنم
... هيچ زنداني نميتونه من رو نگه داره

00:04:34.452 --> 00:04:37.979
خودم رو توي زنداني که
... ،پدرم اونجاست زنداني ميکنم

00:04:38.089 --> 00:04:40.990
.فقط 24ساعت بعد فرار ميکنم

00:04:41.092 --> 00:04:43.390
هيچ دستبندي نميتونه
.اين دستها رو بسته نگه داره

00:04:44.963 --> 00:04:46.863
.اين رو به اسپانيايي بهشون بگو

00:04:46.965 --> 00:04:49.900
<i>روز بعد، به "مايکل" تلفن شد تا</i>
<i>.جوب" رو توي زندان ملاقات کنه"</i>

00:04:50.001 --> 00:04:53.562
تو ميخواي بري زندان؟
.فکر کردم پدره که يه چيزيش ميشه

00:04:53.672 --> 00:04:56.903
چي؟ نه، پدر حالش خوبه. الان ديدمش
داشت با دو نفر ديگه توپ رو پرت ميکرد اينور اونور

00:04:57.008 --> 00:04:59.875
.که البته هيچوقت با من از اين بازيا نکرد

00:04:59.978 --> 00:05:03.243
چطور تونستي موافقتشون رو بدست بياري؟ -
.اوه، رئيس‌شون يکي از طرفدارامه -

00:05:03.348 --> 00:05:05.248
واقعاً فکر ميکني
ميتوني از زندانِ من فرار کني؟

00:05:05.350 --> 00:05:08.046
.حتي نميفهمي اينجا بودم يا نه

00:05:08.153 --> 00:05:10.747
<i>... رئيسِ زندان کنجکاو شده بود</i>
<i>... "کمتر بخاطرِ بانمکيِ "جوب</i>

00:05:10.856 --> 00:05:14.622
<i> و بيشتر بخاطرِ وحشي‌گري‌هاي زندان که</i>
<i>مطمئناً اين شعبده‌بازِ احمق تجربه‌شون ميکرد</i>

00:05:14.726 --> 00:05:17.126
خب، هر مطبوعاتي، مطبوعاتِ خوبيه، ها؟

00:05:17.229 --> 00:05:19.129
.درسته

00:05:19.231 --> 00:05:23.065
پس "جوب" شروع به قورت دادنِ کليد کرد
.تا براي فرارش از زندان آماده بشه

00:05:46.791 --> 00:05:50.818
حالا که کليد رو دارم، از زندان فرار
.ميکنم و به تاريخ شعبده‌بازي مي‌پيوندم

00:05:50.929 --> 00:05:54.695
البته، اين با رفتنم به
.مراسم "دسيس" مارتا تداخل داره

00:05:54.799 --> 00:05:56.960
.خب، زندگي يعني مصالحه

00:05:57.068 --> 00:06:00.299
،اگه من بودم مي‌بردمش يه جاي قشنگ
.ولي زندان هم بد نيست

00:06:00.405 --> 00:06:01.439
.ممنون. ميدونستم جاي منو ميگيري -
چطوري جاي تو رو ميگيرم؟ -

00:06:01.439 --> 00:06:03.373
.ممنون. ميدونستم جاي منو ميگيري -
چطوري جاي تو رو ميگيرم؟ -

00:06:03.475 --> 00:06:05.966
جوب"، چطوري جاي تو رو ميگيرم؟"

00:06:08.580 --> 00:06:12.346
<i>.بايد يه چيز محکم تر پيدا کني، رئيس</i>

00:06:12.450 --> 00:06:14.611
مشکـــل تو چــيه؟

00:06:14.719 --> 00:06:19.986
در همين حال، "ليندزي" در فکرِ عملي کردن
.قولي بود که به مايکل داده بود

00:06:24.663 --> 00:06:26.790
.از درختمون ... بيا پايين

00:06:26.898 --> 00:06:30.026
<i> در اين لحظه، "ميبي" يه راه ديگه</i>
<i>.براي اعتراضش پيدا کرد</i>

00:06:30.135 --> 00:06:33.036
.ما بايد اين درخت رو نجات بديم -
<i>.اينکارو ميکنيم -</i>

00:06:33.138 --> 00:06:37.040
<i>.و جرج پدر توسط پسرش سورپرايز شد</i>

00:06:37.142 --> 00:06:39.542
.دستتو بالا ميگيري
.اينطوري درستشه

00:06:39.644 --> 00:06:43.847
فکر کنم خودت گفته بودي درستش اينه که
.بايد توپ رو جلوي در گاراژ بندازي

00:06:43.848 --> 00:06:45.975
جوب" تو اينجا چيکار ميکني؟" -
.زندگي، پدر -

00:06:46.084 --> 00:06:48.644
.يکي رو کشتم

00:06:48.753 --> 00:06:52.018
.نه، فقط يه جور تبليغات واسه کارمه
.فردا از اينجا فرار ميکنم

00:06:52.123 --> 00:06:54.853
فوق العاده‌ست، نه؟ -
.احمق. خودت رو به کشتن ميدي -

00:06:54.960 --> 00:06:58.623
اوه، شرمنده. نميدونستم اينجا
.شعبده‌بازي طرفدار نداره

00:06:58.730 --> 00:07:01.528
.هي، "بيل سفيده"، اون خوديه

00:07:01.633 --> 00:07:05.296
... بيل سفيده" با اين گوشاي کثيفش"
.نميتونه صدات رو بشنوه

00:07:05.403 --> 00:07:08.770
.هي، "بيل سفيده" گوشاش کثيفه
!هي، بچه‌ها

00:07:08.873 --> 00:07:11.899
!بيل گوش کثيف
!بيل گوش کثيف

00:07:12.010 --> 00:07:14.877
<i> و مايکل هم خودش يه</i>
<i>.ملاقاتيِ سورپرايزکننده داشت</i>

00:07:20.385 --> 00:07:22.285
مايکل؟

00:07:22.387 --> 00:07:25.379
.بله؟ سلام. من مايکلم

00:07:25.490 --> 00:07:27.458
من مارتا هستم

00:07:28.827 --> 00:07:30.727
<i>تو مارتايي؟</i>

00:07:30.829 --> 00:07:33.263
واقعاً ممنونم که ميخواي
.منو به مراسم ببري

00:07:33.365 --> 00:07:35.765
جوب گفت واقعاً قدرداني ميکنه
.که به جاي اون ميري

00:07:35.867 --> 00:07:37.596
.اوه، البته. بله

00:07:37.702 --> 00:07:39.693
پس اينجوري جاي اونو ميگيرم، ها؟

00:07:39.804 --> 00:07:41.704
... گوش کن، مارتا

00:07:41.806 --> 00:07:44.707
.اميدوارم از رانندگي بدت نياد
.چون من ماشين نياوردم

00:07:44.809 --> 00:07:47.903
.نتونستم کليدام رو پيدا کنم -
.خب، حتماً برادرم اونا رو خورده -

00:07:48.013 --> 00:07:49.537
... ببين

00:07:52.584 --> 00:07:57.044
.من ليموزين يا چيز ديگه اي کرايه نکردم

00:07:57.155 --> 00:08:00.818
.واسم مهم نيست -
.فکر کنم همينطور باشه -

00:08:10.035 --> 00:08:13.766
<i> ببين، منم مثلِ تو طرفدار طبيعتم و بخاطر کاري</i>
<i>که واسه محيط زيست ميکني ازت قدرداني ميکنم</i>

00:08:13.872 --> 00:08:16.670
اما ما تنها کسايي نيستيم
.که درختا رو نابود ميکنن

00:08:16.775 --> 00:08:18.174
پس سگ‌هاي آبي چي؟

00:08:18.276 --> 00:08:21.268
تو به خودت ميگي طرفدار محيط زيست؟
.برو يکمي هم از سگ آبي حمايت کن

00:08:22.380 --> 00:08:24.940
تو اصلاً نميدوني طبيعت چيه، مگه نه؟

00:08:25.050 --> 00:08:28.019
،ما اينجا رو خراب ميکنيم
.چه اينجا باشي، چه نباشي

00:08:29.554 --> 00:08:31.579
پله کجاست؟

00:08:31.689 --> 00:08:34.089
<i> ،در همين حال</i>
<i>.مراسم دسيس شروع شده بود</i>

00:08:44.469 --> 00:08:47.870
<i> و "لوسيل" داشت خودش رو قاطيِ آدمهاي</i>
<i>.باکلاسِ آکادميِ تلويزيونِ لاتين ميکرد</i>

00:08:47.972 --> 00:08:49.963
ميشه يه وودکا تونيک برام بياريد، لطفاً؟

00:08:50.075 --> 00:08:53.772
،من يه ودکا تونيک ميخوام
ودکا تونيک، لطفاً؟

00:08:53.878 --> 00:08:56.506
،يه عالمه پيشخدمت اينجاست
.و يکي شون سفارش نوشيدني رو نميگيره

00:08:56.614 --> 00:08:58.514
<i>... باستر" هم داشت خودش رو قاطي ميکرد"</i>

00:08:58.616 --> 00:09:01.517
<i> ،"اما، با اصرارِ "لوسيل</i>
<i>.عينکش رو نزده بود</i>

00:09:06.224 --> 00:09:08.488
.شبِ هيجان‌انگيزيه

00:09:10.662 --> 00:09:14.621
<i> "و "لوسيل بلوث</i>
<i>.با "لوسيل آسترو" مواجه شد</i>

00:09:16.835 --> 00:09:18.393
لوسيل؟

00:09:18.503 --> 00:09:20.232
!لوسيل

00:09:20.338 --> 00:09:22.238
!خدا بگم چکارت کنه؟ -
!اوه -

00:09:22.340 --> 00:09:24.740
!اومدي اينجا اونم بدون شوهرت

00:09:24.843 --> 00:09:27.403
!خجالت چيه
!احتياط کجاست

00:09:27.512 --> 00:09:30.913
.خيلي جالبه، عزيزم
.اومدم اينجا تا ازت حمايت کنم

00:09:31.015 --> 00:09:33.916
تويي که هميشه تنهايي
.و احتمالاً همينطوري هم ميموني

00:09:34.018 --> 00:09:36.578
.شوهرم مرتب بهم تلفن ميکنه

00:09:36.688 --> 00:09:39.589
روزي يک بار تلفن ميکنه، نه؟

00:09:39.691 --> 00:09:42.888
هي، فکر کنم بايد وقتِ تلفنش رو
.بذاره واسه وکيلش

00:09:42.994 --> 00:09:45.758
،حداقل اون توي زندانه
.نه خاکسترِ توي گلدون

00:09:48.967 --> 00:09:51.265
.خيلي با نمک شدي، دختر

00:09:51.369 --> 00:09:53.064
خوش ميگذره، نه؟

00:09:53.171 --> 00:09:57.335
<i> "البته اون يکي "لوسيل</i>
<i> .از سرگيجه‌اي که داشت در عذاب بود</i>

00:10:13.391 --> 00:10:15.621
<i>... "در همين حال، "لوسيل آسترو</i>

00:10:15.727 --> 00:10:18.628
<i>شايد به اين دليل که تا حالا اونو</i>
<i>... بدون عينک نديده بود </i>

00:10:18.730 --> 00:10:20.630
<i>.يکمي توجه‌ش به باستر جلب شد</i>

00:10:27.906 --> 00:10:31.034
<i> هر چند که "باستر" نتونست</i>
<i>... ،به اون توجه کنه</i>

00:10:33.244 --> 00:10:35.144
<i>.و اون واسش يه پيشنهاد فرستاد</i>

00:10:35.246 --> 00:10:38.306
.معذرت ميخوام، قربان
.اين براي شماست

00:10:44.522 --> 00:10:46.114
هــا؟

00:10:46.224 --> 00:10:48.124
<i>.بالاخره مقوله‌ي "مارتا" هم اعلام شد</i>

00:10:51.362 --> 00:10:53.887
"ساندرا  اِلِنا هيگِرا"

00:11:04.375 --> 00:11:07.004
.مارتا"؟ هــي"

00:11:07.110 --> 00:11:10.042
.متاسفم
.واقعاً حق تو بود که اون جايزه رو ببري

00:11:12.316 --> 00:11:15.045
تو بُردي؟
.آخه من اسپانيايي بلد نيستم

00:11:15.149 --> 00:11:16.856
.موضوع جايزه نيست

00:11:16.961 --> 00:11:20.286
مسخرست، اما من فکر ميکردم
.اين باعث افتخار "جوب" ميشه

00:11:20.388 --> 00:11:22.230
... مطمئنم که اون به روشِ خودش

00:11:22.332 --> 00:11:26.972
نه، من فکر ميکنم اون معناي خانواده رو
.درک نميکنه. ميدوني، منظورم تعهده

00:11:27.076 --> 00:11:30.491
.اما اينا مهمترين چيز توي زندگي هستن

00:11:30.602 --> 00:11:33.331
<i> ... در اون لحظه، "مايکل" فهميد که</i>

00:11:33.436 --> 00:11:35.772
<i>.اين زيباترين زنيه که تا حالا ديده</i>

00:11:35.874 --> 00:11:40.052
<i>و براي اولين بار بعد از اين که زنش رو</i>
<i>.از دست داد، يه نفر رو ميخواست</i>

00:11:45.889 --> 00:11:48.911
<i>در همون لحظه، "جوب" داشت آماده</i>
<i>.ميشد تا کليد رو دربياره </i>

00:11:49.019 --> 00:11:50.367
<i>.تا نقشه فرارش رو اجرا کنه</i>

00:11:50.469 --> 00:11:52.997
اين بغلا يه دستشويي خصوصي هست؟

00:11:55.082 --> 00:11:57.812
.داري نگاش ميکني -
.نه، نميتونم از اين استفاده کنم -

00:11:57.915 --> 00:12:00.914
.نه، نه، بايد با خودم خلوت کنم
.آره، من هميشه اينطوري بودم

00:12:00.914 --> 00:12:01.959
... نميتونم

00:12:02.067 --> 00:12:03.740
.فقط تنهايي ميتونم برينم

00:12:03.846 --> 00:12:06.013
.فقط تنهايي ميتونم اين کليد رو در بيارم

00:12:06.119 --> 00:12:08.647
خب، من ميتونم
... از بچه‌ها بخوام تا برن، اما

00:12:08.756 --> 00:12:10.632
.ميدوني، اونا اخيراً درها رو قفل ميکنن

00:12:10.732 --> 00:12:12.540
... من

00:12:14.225 --> 00:12:16.325
.يه اشتباه بزرگ کردم

00:12:19.892 --> 00:12:23.055
<i>مايکل"اوقات فوق العاده‌اي رو با مارتا ميگذروند"</i>
... و نميخواست اون شب به پايان برسه

00:12:24.530 --> 00:12:27.294
<i>در حالي که "ليندزي " پيش مردي که</i>
<i>.توي درخت زندگي ميکرد، گير کرده بود </i>

00:12:27.399 --> 00:12:30.129
فکرشم نميتوني بکني که
.يه موجودِ زنده رو نجات دادن چه حسي داره

00:12:30.235 --> 00:12:32.465
.خب، محضِ اطلاعت بايد بگم که ميدونم

00:12:32.571 --> 00:12:36.473
،"من و شوهرم "توبايس
.قبلاً هميشه از اينکارا ميکرديم

00:12:36.575 --> 00:12:39.476
.فکر کنم واسه همين انقدر جذبش شدم

00:12:39.578 --> 00:12:42.479
اون خيلي سرسختانه
.از «تغيير» حمايت ميکرد

00:12:42.581 --> 00:12:43.673
الان کجاست؟

00:12:43.782 --> 00:12:47.081
داره روي يه صحنه‌ي مبارزه با
(کارل ويترز" کار ميکنه(بازيگرِ آمريکايي"

00:12:48.921 --> 00:12:51.321
.ولي قبلاً به اين چيزا ايمان داشت

00:12:51.423 --> 00:12:53.983
.هردومون اينطور بوديم

00:12:54.093 --> 00:12:58.655
."متاسفم، "ليندزي
.نميدونستم اون بالايي

00:12:58.764 --> 00:13:02.097
،"اوه، من اين بالام "مايک
!و پايين هم نميام

00:13:03.435 --> 00:13:06.893
،من ميخوام اين درخت رو نجات بدم
.مهم نيست چي بشه

00:13:07.005 --> 00:13:11.101
<i>.وقتي فهميدي اون سطل براي چيه، مي‌بينمت</i>

00:13:11.210 --> 00:13:13.940
ميدوني، فکر کنم بدونم چرا مامانت
.ازش خوشش اومده. واقعاً درختِ زيباييه

00:13:14.046 --> 00:13:15.946
.بايد همين الان نابودش کنيم

00:13:16.048 --> 00:13:19.347
.بايد قطعش کنيم ... درختِ مسخره

00:13:22.354 --> 00:13:24.584
.باستر از کنترل خارجه -
منظورت يه حمله‌ي وحشتناک ديگه است؟ -

00:13:24.690 --> 00:13:29.252
من؟ نه. اون بخاطر اين وحشت کرده
.چون من يه دوست‌دختر پيدا کردم

00:13:29.361 --> 00:13:32.262
يه پيشخدمت بهش يه يادداشت داده؛
.يکدفعه فکر کرده "استيو مکويين"ـه

00:13:32.364 --> 00:13:34.832
.حتي نميدونه دختره چه شکليه

00:13:34.933 --> 00:13:37.367
،ميدونم يه قسمتش خرمايي رنگه
.با نوکِ تيز

00:13:38.470 --> 00:13:39.960
.اينم ميدونم که عاشقشم

00:13:40.072 --> 00:13:42.131
.من به دکتر "ميلر" زنگ ميزنم

00:13:46.478 --> 00:13:48.537
<i>... باشه، نميدونم که عاشقشم يا نه</i>

00:13:48.647 --> 00:13:52.606
اما نميتونم بهت بگم با يه نفر ديگه
... ،بجز مامان بودن، چه حسي داره

00:13:52.718 --> 00:13:54.549
.کسيکه هيچيش مثلِ مامان نيست

00:13:54.653 --> 00:13:57.554
... آره، و تو يه دفعه
يه دفعه افتادي تو اين ماجرا، ها؟

00:13:57.656 --> 00:13:59.817
.ببين، بـــلـه، بـــلـه

00:13:59.925 --> 00:14:03.383
وقتي زندگي يه فرصتي بهت ميده که با
.يه آدمِ بخصوص باشي، بايد همينکارو بکني

00:14:03.495 --> 00:14:06.623
... تو اونو ميقاپي
... اون قسمتِ خرمايي‌رنگ و نوک تيز رو

00:14:06.732 --> 00:14:09.633
،و ولش نميکني
.مهم نيست مامانت چي بگه

00:14:09.735 --> 00:14:12.033
!مــــم

00:14:14.506 --> 00:14:16.804
.گفتگوي خوبي بود

00:14:16.909 --> 00:14:20.310
بله؟ -
.مايکل". نقشه فرار عوض شده" -

00:14:20.412 --> 00:14:22.710
من قفل دستگاه ساندويچ بستني رو
... باز کردم

00:14:22.815 --> 00:14:25.716
،و قبل از اينکه آب بشن
... همه‌ي نگهبانا ميخورنشون

00:14:25.818 --> 00:14:27.718
.پس نيم ساعتي وقت دارم

00:14:27.820 --> 00:14:31.415
کنار ديوار جنوبي زندان بيا دنبالم
.و نردبون هم با خودت بيــار

00:14:31.523 --> 00:14:36.722
<i>مايکل" ميدونست که نسبت به"</i>
<i>.برادرش وظيفه‌اي داره </i>

00:14:36.829 --> 00:14:38.729
!"مايکل"

00:14:38.831 --> 00:14:40.731
!"هي، "جوب

00:14:40.833 --> 00:14:42.733
پس نردبون کدوم گوريه؟

00:14:42.835 --> 00:14:45.201
!اوه! فکر کردم داري شوخي ميکني

00:14:45.304 --> 00:14:50.207
<i>،هي، حالا که حرف از شوخي شد</i>
<i>رابطه‌ت با "مارتا" چقدر جديه؟</i>

00:14:50.309 --> 00:14:53.676
،من حس ميکنم که رابطه‌تون آينده‌اي نداره
حسم بهم درست ميگه؟

00:14:53.779 --> 00:14:57.715
<i> بذار من يه چيزي ازت بپرسم. اگه جفت‌پا</i>
<i>بپرم رو سرت، چه حسي بهت دست ميده؟</i>

00:14:57.816 --> 00:15:00.444
.يعني ميگي حسم بهم اشتباه ميگه

00:15:00.552 --> 00:15:03.385
.نه، يعني دوچرخه رو ببر اونور
.بايد سقوطِ آزاد بکنم

00:15:03.489 --> 00:15:06.788
!خر نشو. روي من نپري -
!نه مجبورم! انقدر تکون نخور -

00:15:06.892 --> 00:15:08.883
!يالا! تکون نخور -
!روي من نپر -

00:15:08.884 --> 00:15:14.999
<i> نگهبان‌ها کم‌کم داشتن نگرانِ روال</i>
<i>اداريِ کار ميشدن،چون اگه "جوب" واقعاً</i>
<i>.مي‌پريد، اونا ميبايست روالش رو بگذرونن</i>

00:15:15.000 --> 00:15:17.901
<i>!اينقدر احمق نباش -</i>
.داري کارو بدتر و بدتر ميکني -

00:15:18.003 --> 00:15:19.903
!اوووه! خــــدا

00:15:20.005 --> 00:15:22.030
... تو با من مشکلِ شخصي داري

00:15:22.140 --> 00:15:25.234
!جوب، جوب

00:15:25.344 --> 00:15:27.312
.گفتگوي خوبي بود

00:15:30.749 --> 00:15:32.979
.من کاملاً شکست خوردم

00:15:34.086 --> 00:15:36.247
اينجور حرف زدن رو از کجا ياد گرفتي؟

00:15:36.355 --> 00:15:39.984
.از تو
.تو هميشه اينو بهم ميگي

00:15:41.126 --> 00:15:43.788
.خب، شايد همه‌ش تقصيرِ تو نباشه

00:15:43.896 --> 00:15:46.421
.من هيچوقت پدر خوبي نبودم

00:15:46.532 --> 00:15:50.400
.آره، اينجا که خوب واسه همه پدري ميکني

00:15:50.502 --> 00:15:52.800
اونا چي دارن که من ندارم؟

00:15:52.905 --> 00:15:57.001
... تو حتي هيچوقت
.توپ رو طرف من ننداختي

00:15:58.343 --> 00:16:01.039
.عاليه
.نه اينکه خيلي عشقِ ورزشي

00:16:07.619 --> 00:16:10.520
<i>ليندزي" درخت رو رها کرد تا"</i>
<i>... بياد توي تختش بخوابه</i>

00:16:10.622 --> 00:16:13.318
<i>و "جاني بارک" درخت رو رها کرد</i>
<i>.تا اونو از خواب بيدار کنه </i>

00:16:13.425 --> 00:16:15.518
... ببين "ليندزي" من فکر کردم کـ -
جاني بارک"؟" -

00:16:15.627 --> 00:16:17.527
."من ميخوام با تو باشم، "ليندزي -
چي؟ -

00:16:17.629 --> 00:16:20.189
.و ميدونم که تو هم ميخواي با من باشي-
.نه اينطور نيست-

00:16:20.299 --> 00:16:24.292
اما تمام اون چيزايي که در مورد
... تعهد و باور به چيزها گفتي

00:16:24.403 --> 00:16:26.098
<i>.منم همين احساس رو دارم</i>

00:16:26.204 --> 00:16:29.605
... جاني"، متاسفم. من"
.من نميخواستم ترغيبت کنم

00:16:30.809 --> 00:16:32.709
.فکر کنم تو حال‌بهم‌زني

00:16:34.813 --> 00:16:37.543
.آآ-اوه -
.درختم -

00:16:39.318 --> 00:16:42.185
واسه همينه که هيچوقت نبايد
.از درخت بياي بيرون

00:16:42.287 --> 00:16:46.279
<i> و "جوب" کم‌کم داشت براي</i>
<i>.توي زندان موندن، يه دليل پيدا ميکرد</i>

00:16:47.659 --> 00:16:49.559
تو خوبي؟

00:16:49.661 --> 00:16:51.959
.نه خيلي

00:16:52.998 --> 00:16:55.125
.شايد اين کمکت کنه

00:16:55.233 --> 00:16:57.133
<i>... و براي اولين بار</i>

00:16:57.235 --> 00:17:02.172
<i>.جوب" مي‌تونست با پدرش بازي کنه"</i>
<i>.چيزي که تمامِ زندگيش منتظرش بود</i>

00:17:02.274 --> 00:17:04.970
<i>خوبه، آماده‌اي؟</i>
<i>.دستکش رو بگير بالا</i>

00:17:05.077 --> 00:17:06.704
<i>.درسته</i>

00:17:09.514 --> 00:17:11.141
!"بيل سفيده"

00:17:11.249 --> 00:17:13.740
.من ... سفيدم

00:17:13.852 --> 00:17:17.083
<i>و  "مايکل" تصميم گرفت تا احساساتش</i>
<i>.رو با "مارتا" در ميون بذاره</i>

00:17:17.189 --> 00:17:19.089
.مايکل -
مارتا -

00:17:19.191 --> 00:17:22.991
... راستش نميدونم چطوري بگم، اما

00:17:23.095 --> 00:17:25.029
.ديشب خيلي بهم خوش گذشت -
.منم همينطور -

00:17:25.130 --> 00:17:27.030
... و امـــم

00:17:27.132 --> 00:17:30.067
... ما توي خيلي چيزا باهم تفاهم داريم

00:17:30.168 --> 00:17:31.863
... و آه

00:17:31.970 --> 00:17:35.235
شما پيغام‌گير ندارين، هـا؟

00:17:35.340 --> 00:17:37.501
.ببخشيد

00:17:37.609 --> 00:17:39.338
.سلام

00:17:39.444 --> 00:17:41.435
<i>.واي خداي من</i>

00:17:41.546 --> 00:17:43.514
.جوب" رو با چاقو زدن"

00:17:51.623 --> 00:17:55.059
من هنوز توي زندانم؟ -
.تو توي بيمارستاني -

00:17:56.395 --> 00:17:58.295
اَجي مَجي

00:17:58.397 --> 00:18:00.763
<i>،در همين حال</i>
<i>.باستر" توي راهرو منتظر بود" </i>

00:18:00.866 --> 00:18:02.959
باستر"؟"

00:18:03.068 --> 00:18:07.027
."اوه، خانوم "آسترو
شمـ .. شما اينجا چيکار ميکنيد؟

00:18:07.139 --> 00:18:09.972
.يکمي سر گيجه دارم -
.اووه. اووه -

00:18:10.075 --> 00:18:14.205
،"گوش کن، "باستر
در مورد پيشنهادم فکر کردي؟

00:18:14.312 --> 00:18:16.542
ببخشيد. چي؟

00:18:17.649 --> 00:18:20.379
.خب، گوشيم هنوز زنگ نخورده

00:18:24.723 --> 00:18:27.089
.. مو ..موهات

00:18:27.192 --> 00:18:29.717
هميشه نوک دار بودن، خانم "آسترو"؟

00:18:29.828 --> 00:18:31.557
لوسيل صدام کن -
.درسته، درسته -

00:18:31.663 --> 00:18:33.563
.اين اسم مامانمه

00:18:33.665 --> 00:18:35.565
!آره

00:18:35.667 --> 00:18:37.567
!واي خدا

00:18:37.669 --> 00:18:39.967
... "باستر" ، "باستر"

00:18:42.240 --> 00:18:45.573
.من خوبم. حالم خوبه

00:18:46.945 --> 00:18:49.607
<i>.حالش خوبه</i>
<i>.من ميرم توي «بارِ» بيمارستان</i>

00:18:49.715 --> 00:18:53.014
،آآه، ميدوني
.بيمارستان بار نداره، مامان

00:18:53.118 --> 00:18:56.087
خب واسه همينه که
.مردم از بيمارستان متنفرن

00:19:07.432 --> 00:19:10.833
."حق با تو بود، "مايکل
.زندگي خيلي کوتاهه

00:19:10.936 --> 00:19:12.904
.نزديک بود امروز زندگيم تموم بشه

00:19:14.406 --> 00:19:17.534
واسه همين فکر کنم ميخوام
.توي يه مسائلي با "مارتا" کنار بيام

00:19:17.642 --> 00:19:19.542
جداً، هـا؟ -
.آره -

00:19:19.644 --> 00:19:22.204
... پسر، اين

00:19:22.314 --> 00:19:24.282
.عاليه

00:19:27.652 --> 00:19:30.951
ميدوني چيش خنده‌داره؟

00:19:31.056 --> 00:19:34.958
ديشب ميخواستم از زندان بيام بيرون
.و باهاش بهم ميزدم

00:19:35.060 --> 00:19:38.120
خوب شد نردبون رو نياوردي، هــا؟

00:19:38.230 --> 00:19:41.961
.خيلي خنده‌داره. آره
.مُضحکه

00:19:42.067 --> 00:19:43.728
.من خوشبختم

00:19:46.772 --> 00:19:49.969
ميتونم بيام داخل؟ -
.آره، البته. حالش خوبه -

00:19:50.075 --> 00:19:54.808
،گوش کن
.بخاطر کمک ديشبت واقعاً ممنونم

00:19:54.913 --> 00:19:57.814
<i>،خب، ميدوني</i>
<i>.خانواده در درجه‌ي اول</i>

00:19:57.916 --> 00:20:00.817
اين همون چيز مسخره‌ايه
.که من بهش اعتقاد دارم

00:20:00.919 --> 00:20:04.013
اگه همين طوري با هم حرف بزنيد
.من کم‌کم حسوديم ميشه

00:20:08.126 --> 00:20:10.026
.خيلي نگرانت بودم

00:20:10.128 --> 00:20:12.028
.نيازي نيست نگران باشي

00:20:12.130 --> 00:20:15.031
.ديگه واسه هميشه با هم ميمونيم

00:20:15.133 --> 00:20:17.567
<i>.حالا ديگه يه خانواده‌ايم</i>

00:20:17.669 --> 00:20:19.762
.من خيلي خوشحالم

00:20:19.871 --> 00:20:21.839
.برم بچه‌ها رو صدا کنم

00:20:31.316 --> 00:20:33.944
.من يه اشتباه بزرگ کردم

00:20:42.394 --> 00:20:44.225
<i>... "در قسمت بعديِ "انحصارِ سازندگي</i>

00:20:44.329 --> 00:20:46.422
<i>جوب" ياد ميگيره که چطور از چاقويي"</i>
<i>.که خورده جون سالم به در ببره </i>

00:20:46.531 --> 00:20:49.762
،بنظر ميرسه اگه بخاطرِ اين کليد نبود
.چاقو جراحتِ زيادي رو بهت وارد ميکرد

00:20:49.868 --> 00:20:52.359
.توي روده‌ي پاييني‌ت بود

00:20:52.470 --> 00:20:54.370
.نزديک بود

00:20:54.472 --> 00:20:56.372
<i>.و "باستر" يه حرکتِ شجاعانه انجام ميده</i>

00:21:00.478 --> 00:21:02.878
باستر -
.بيا اين کارو بکنيم -

00:21:03.620 --> 00:21:14.120
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.