﻿WEBVTT

00:00:01.164 --> 00:00:04.099
<i> اين داستانِ يه خونواده‌ي ثروتمنده</i>
<i>... که همه‌چيزش رو از دست داده</i>

00:00:04.200 --> 00:00:06.430
<i>... و يه پسري که چاره‌اي جز</i>

00:00:06.536 --> 00:00:08.697
<i>.نگه داشتنِ همه دورِ هم نداره</i>

00:00:08.965 --> 00:00:13.965
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.277 --> 00:00:16.006
<i>.اين «انحصارِ سازندگي»ـه</i>

00:00:21.184 --> 00:00:24.176
<i> مايکل بلوث" هميشه"</i>
<i>... با دوچرخه‌ش سرِ کار ميره</i>

00:00:24.287 --> 00:00:26.847
<i>،ولي اخيراً هواي بي‌اندازه گرم</i>
<i>.مقداري از اين لذت رو کم کرده بود</i>

00:00:28.024 --> 00:00:30.151
<i>... و همچنين اين مورد در سخنرانيش براي</i>

00:00:30.259 --> 00:00:32.955
<i> ،سرمايه‌گذارهاي کمپانيِ بلوث</i>
<i>.مشکلاتي ايجاد کرد</i>

00:00:33.062 --> 00:00:35.758
اينبار هيچ مشکلي
در زمينه‌ي جواز وجود نداره؟

00:00:35.865 --> 00:00:38.095
.مجوزها حتماً در موقعِ مناسب داده ميشن

00:00:38.201 --> 00:00:40.032
.بهتون قول ميدم

00:00:42.405 --> 00:00:44.532
.آم، ببينيد چي ميگم

00:00:44.640 --> 00:00:47.370
... بذاريد اينو اينجوريش کنم

00:00:47.477 --> 00:00:49.968
... خب، همينطور که مي‌بينيد
.بخشِ مهمش اين قسمته

00:00:50.079 --> 00:00:52.104
.خداحافظ، بچه‌ها
.خوشحالم شدم ديدمون

00:00:56.118 --> 00:00:58.245
.اونها فکر ميکنن تو يه تيکه گُ**ي

00:00:58.354 --> 00:01:01.653
.فکر کنم بخاطرِ عرق کردنته -
.بايد يه ماشين بگيرم -

00:01:01.757 --> 00:01:04.089
.نگران نباش
.من حقيقت رو بهشون گفتم

00:01:04.193 --> 00:01:06.753
که من با دوچرخه اومدم اينجا؟ -
.که مجوزها آماده نيستن -

00:01:06.863 --> 00:01:10.663
ولي پدرم قبل از اينکه
.به زندان بره، مجوزها رو بايگاني کرد

00:01:10.766 --> 00:01:13.166
.به احتمالِ زياد نکرده

00:01:13.269 --> 00:01:15.328
پس من الان به سرمايه‌گذارها دروغ گفتم؟

00:01:15.438 --> 00:01:17.906
.به احتمالِ زياد، آره -
.واقعاً عاليه -

00:01:18.007 --> 00:01:20.999
حالا بايد با دوچرخه‌م
.برم زندان و با پدرم حرف بزنم

00:01:21.110 --> 00:01:22.907
.با 100درجه دما، خيلي کِيف ميده

00:01:23.012 --> 00:01:25.173
چرا ماشينِ پدرت رو نمي‌بري؟

00:01:25.281 --> 00:01:29.115
.نه. پدرم هيچوقت قبول نميکنه

00:01:29.218 --> 00:01:33.018
.نه، نه، نه، نه
.توي ماشين نميشه بستني بخوري

00:01:33.122 --> 00:01:36.285
.حواسم هست -
.خيلي‌خب. يه کاري ميکنيم -

00:01:36.392 --> 00:01:38.417
.مواظب باش، مايکل

00:01:41.597 --> 00:01:44.088
.اوه

00:01:47.103 --> 00:01:49.003
<i>.هرطور راحتي -</i>
<i>.آره -</i>

00:01:49.105 --> 00:01:51.596
ولي هفته‌ي پيش
.ديدم "جوب" سوارش شده

00:01:51.707 --> 00:01:54.437
<i>،صبر کن. راست ميگي</i>
<i>ماشين دستِ "جوب" بود؟</i>

00:01:54.544 --> 00:01:57.172
.من دروغگو نيستم

00:01:57.280 --> 00:02:00.010
<i>... مايکل به ماشينِ پدرش احتياج داشت</i>

00:02:00.116 --> 00:02:02.414
<i>.پس رفت که با برادرش "جوب" صحبت کنه</i>

00:02:02.518 --> 00:02:05.146
.يه "جوب" بهم بده -
!جوب -

00:02:05.254 --> 00:02:07.188
.نه، منظورم نبود که اسمم رو داد بزني

00:02:07.290 --> 00:02:09.190
اين يعني يه موزِ دوبل
.با تمامِ مخلفاتش بهم بده

00:02:09.292 --> 00:02:12.489
<i>.باورم نميشه</i>
<i>... دو هفته پيش ازت خواستم</i>

00:02:12.595 --> 00:02:15.029
،از ماشينِ بابا استفاده کنيم يا نه
.و تو گفتي کارِ درستي نيست

00:02:15.131 --> 00:02:19.568
.حالا ميشنوم خودت داري مي‌رونيش -
!اين دروغه، يه دروغِ بزرگ -

00:02:19.669 --> 00:02:22.832
<i>.جوب داشت دروغ ميگفت</i>
<i>.اون ماشينِ پدرش رو برداشته بود</i>

00:02:37.186 --> 00:02:42.257
چرا اون وسيله‌ي عزيزِ پله‌دارت رو که هميشه
اصرار داري يه ماشينِ واقعيه، نميبري؟

00:02:42.258 --> 00:02:44.351
،آره، اين که عاليه
... فقط دامادِ عزيزمون

00:02:44.460 --> 00:02:46.360
.اونو توي پارکينگِ فرودگاه جا گذاشته

00:02:46.462 --> 00:02:48.157
از در و ديوار مي‌باره، ها؟

00:02:48.264 --> 00:02:53.600
<i> درواقع،"توبايس" قصد داشت تنها وسيله‌ي</i>
<i>نقليه‌ي خانواده رو توي پارکينگِ فرودگاه،پارک کنه</i>

00:02:53.603 --> 00:02:56.697
<i> ولي بجاش اشتباهي</i>
<i>... به قسمتِ باندِ هواپيماها ميره</i>

00:02:56.806 --> 00:02:59.104
<i> جايي که نقطه‌اي</i>
<i>.نزديک به دروازه‌ش پيدا ميکنه</i>

00:03:01.444 --> 00:03:03.935
."بفرماييد، عمو "جوب
... مجبور شدم 2تا چوب بذارم

00:03:04.046 --> 00:03:05.980
تا بتونم تمامِ شکلات
.و آجيلِ اضافه‌ش رو نگه دارم

00:03:06.082 --> 00:03:08.573
.هي، هي، هي، وااو
دوتا چوب و شکلاتِ اضافه؟

00:03:08.684 --> 00:03:10.777
مگه نذريه؟
چقدر بابتِ اين پول ميگيري؟

00:03:10.886 --> 00:03:13.514
.اون دوست نداره در موردِ پول صحبت کنه -
.من دوست ندارم در موردِ پول صحبت کنم -

00:03:13.623 --> 00:03:17.115
يعني چي، پولشُ نميدي؟ -
واسه موزِ "بلوث"؟نه،همچين قصدي ندارم-

00:03:17.226 --> 00:03:19.091
... ولي ببين چي ميگم
... اگه ميخواي از شباهتِ من

00:03:19.195 --> 00:03:21.095
براي يه کاراکترِ همبرگرگونه
... استفاده کني

00:03:21.197 --> 00:03:23.757
،من رضايت نميدم
.«آقاي موز قاپ»

00:03:23.866 --> 00:03:26.892
نه، نه، نه. ديگه از موز گيري
.و ماشين گيري خبري نيست

00:03:27.003 --> 00:03:30.302
.اونو بنداز دور، لطفاً -
.ولي ديگه درستش کردم -

00:03:30.406 --> 00:03:32.636
.مهم نيست
کسي اونو نميخوره، فهميدي؟

00:03:34.143 --> 00:03:38.580
الان خوشحالي؟ -
.برادرِ خودم، مايکل -

00:03:39.782 --> 00:03:42.148
.برادرِ خودخواهِ خودم

00:03:44.086 --> 00:03:45.986
.مايکل -
.خيلي‌خب -

00:03:48.557 --> 00:03:51.754
.نميخوام از اين موضوع ناراحت بشي
.اونو از تهِ دل نگفت

00:03:51.861 --> 00:03:54.728
... گاهي‌وقتا اون -
.مايکل خودخواه -

00:03:59.502 --> 00:04:01.834
.اينو هم از تهِ دلش نگفت

00:04:01.937 --> 00:04:05.270
<i>بعدش مايکل پيشِ خواهرش رفت</i>
<i>.تا ماشينِ پدرش رو پيدا کنه</i>

00:04:05.374 --> 00:04:07.103
کدوم ماشين؟
نميدونم از چي داري حرف ميزني؟

00:04:07.209 --> 00:04:10.007
.ماشينِ بابا
... هموني که بهم نگفتي پيشته

00:04:10.112 --> 00:04:12.774
حتي با وجودِ اينکه من مجبور بودم
.تمامِ هفته رو با دوچرخه برم سرِ کار

00:04:12.882 --> 00:04:14.850
.اوه، ماشينِ بابا رو ميگي

00:04:14.950 --> 00:04:17.646
،خب، مسلماً اگه کارِ ضروري باشه
.من ازش استفاده ميکنم

00:04:17.753 --> 00:04:20.654
<i> ليندي" سه روزِ پيش"</i>
<i>... واقعاً يه کارِ ضروري داشت</i>

00:04:20.756 --> 00:04:24.522
<i>وقتي از طرفِ سالنِ زيباييش بهش گفته
.بودن خيلي سريع خودشو برسونه</i>

00:04:25.594 --> 00:04:28.427
!اين رنگش پاک نميشه

00:04:28.531 --> 00:04:30.999
بايد براي مُزايده‌ي زن‌هاي مجرد
.آماده بشم

00:04:31.100 --> 00:04:33.227
مُزايده‌ي زناي مجرد؟
.تو که متأهلي

00:04:33.335 --> 00:04:35.530
<i>.فقط واسه شام با يه نفر ميرم بيرون</i>
<i>.يه جور کارِ خيره</i>

00:04:35.638 --> 00:04:38.766
اين چيزيه که در موردِ ژست گرفتن
.براي «زنهاي با سواد» گفتي

00:04:38.874 --> 00:04:41.638
اوني که عکسِ زن‌هاي 30ساله
... با زيرپوش رو داره

00:04:41.744 --> 00:04:44.907
.که عکسِ "اوليور تويست" روشونه

00:04:45.014 --> 00:04:47.073
.آره، اين تفاوتِ زيادي واسه جوونها ميده

00:04:47.183 --> 00:04:49.447
،اگه از مدرسه اخراج نميشدم
.همينطور هم ميشد

00:04:49.552 --> 00:04:52.043
بيخيال، قبول کن. تو توي اين مزخرفاتِ
خيريه‌اي شرکت ميکني که فقط
.احساسِ غرور کني و خودت رو عزيز کني

00:04:52.154 --> 00:04:54.054
تو حتي نميدوني
.مزايده‌ي امشب براي چيه

00:04:54.156 --> 00:04:57.614
.زمين‌هاي مرطوب -
که باهاشون چکار کنن؟ -

00:04:57.727 --> 00:05:00.127
.خُشکشون کنن -
.حفظشون کنن -

00:05:00.229 --> 00:05:02.663
.از خشک شدن
.که تو هيچ‌وقت از اينکارا نميکني

00:05:02.765 --> 00:05:04.960
من هيچوقت نديدم
.تو يه کارِ خير انجام بدي

00:05:06.068 --> 00:05:08.093
.من هيچکاري رو واسه خودم نميکنم

00:05:08.204 --> 00:05:10.172
.هرکاري ميکنم براي اين خانواده‌ست

00:05:10.272 --> 00:05:12.172
<i>.اوه، تو اينکارو واسه ما نميکني، مايکل</i>

00:05:12.274 --> 00:05:14.674
.تو فقط دوست داري رئيس‌بازي در بياري

00:05:14.777 --> 00:05:19.840
،چون دوست داري همه‌ش سازِ مخالف بزني
مثلِ وقتي که "جوب" ميخواست از دکه موز بگيره

00:05:19.949 --> 00:05:23.316
حتي بعد از اينکه حقوقِ کاراکترِ
.آقاي موز قاپ»ش رو بهت داد»

00:05:23.419 --> 00:05:26.980
خيلي‌خب، ميدوني چيه؟ هروقت تو
.کارِ خيرت رو شروع کردي، منم شروع ميکنم

00:05:27.089 --> 00:05:30.149
فعلاً بگو ماشين کجاست؟

00:05:30.259 --> 00:05:32.659
.فکر کنم دستِ "باستر" باشه.نميدونم
.طبقِ جدول دست‌به‌ست ميشه

00:05:32.762 --> 00:05:35.993
طبقِ جدول؟

00:05:36.098 --> 00:05:40.501
هميشه سعيمو ميکردم
.به اين نگاه نکنم

00:05:40.603 --> 00:05:42.838
<i>.پس مايکل رفت که باستر رو پيدا کنه -</i>
کي گذاشت بياي تو؟ -

00:05:42.838 --> 00:05:43.736
<i>.پس مايکل رفت که باستر رو پيدا کنه -</i>
کي گذاشت بياي تو؟ -

00:05:43.839 --> 00:05:46.364
<i>.مستخدمِ زن جديدت</i>
<i>پس "لوز" چي شد؟</i>

00:05:46.475 --> 00:05:49.911
.ظاهراً، "لوز" دخترش رو برده بيمارستان

00:05:50.012 --> 00:05:51.912
.اون خواهرش، "لوپه"ست

00:05:52.014 --> 00:05:55.450
.اميدوارم کارش خوب باشه -
.افتضاحه. يه ظرف هم نميتونه بشوره -

00:05:55.551 --> 00:06:00.887
،بهتره حالا که اومده اينجا
.واسه ما نقش بازي نکنه

00:06:00.990 --> 00:06:04.485
بگو که يه راهِ فرار آماده کردي واسه خودت-
مامان -

00:06:04.493 --> 00:06:08.520
اوه، خواهش ميکنم. اونا دزدکي
.به اين کشور نيومدن که دوستت بشن

00:06:10.166 --> 00:06:11.895
.عجب

00:06:12.001 --> 00:06:14.595
.تو يکي در موردِ من قضاوت نکن
.تويي که خودخواهي

00:06:14.703 --> 00:06:18.696
تو بودي که برادرِ خودت رو بخاطرِ
.يه موزِ بلوث، محکوم کردي

00:06:18.808 --> 00:06:20.708
<i>.ميخوام بگم، اين فقط يه موز بود، مايکل</i>

00:06:20.810 --> 00:06:22.869
<i>مگه چقدر ميشه، 10دلار؟</i>

00:06:22.978 --> 00:06:25.879
تو خودت تا حالا هيچوقت شخصاً
پات رو توي سوپرمارکت نذاشتي، درسته؟

00:06:25.981 --> 00:06:27.608
.من وقتِ اينکارا رو ندارم

00:06:27.716 --> 00:06:29.707
.بايد براي مزايده‌ي زن‌هاي مجرد آماده بشم

00:06:29.819 --> 00:06:32.617
تو هم؟!! تو که ديگه نميخواي بگي
!به زمين‌هاي مرطوب اهميت ميدي

00:06:32.721 --> 00:06:36.919
من فقط ميخوام قيمتم
.بيشتر از "لوسيل آسترو" بشه

00:06:37.026 --> 00:06:39.824
<i> "درواقع، "لوسيل بلوث</i>
<i>.از اين موضوع مطمئن شد</i>

00:06:39.929 --> 00:06:43.296
!لوسيل -
بليطِ برنامه‌ي«تهيه کننده‌ها»رو برات گرفتم-

00:06:43.399 --> 00:06:46.129
.من قبلاً توي نيويورک ديدمش

00:06:46.235 --> 00:06:51.332
ولي اين براي زني که سرگيجه‌ش هميشه
.براش بدشانسي مياره، فايده‌اي نداره

00:06:51.440 --> 00:06:55.399
.حتماً خيلي براي اينا فداکاري کردي

00:06:55.511 --> 00:06:58.241
ولي اينا همزمان با شبِ مزايده نيستن؟

00:06:58.347 --> 00:07:00.975
!جداً؟ -
.بنظر خيلي مطمئن مياي -

00:07:01.083 --> 00:07:05.854
اوه، فکر کنم حتماً يه مَردِ مجردي
.پيدا ميشه که امشب باهام بياد خونه

00:07:05.855 --> 00:07:09.154
.باستر -
کجا رفتش؟ -

00:07:09.258 --> 00:07:11.749
!باستر

00:07:11.861 --> 00:07:14.489
<i> ،چرا هردفعه که زنگِ در رو ميزنن</i>
<i>تو قايم ميشي؟</i>

00:07:14.597 --> 00:07:18.089
.قايم نشدم -
"باستر" از دستِ "لوسيل آسترو" -
... قايم شده بود

00:07:18.200 --> 00:07:22.432
<i>،بعد از اينکه در گردهمايي باهاش لاس زد ...</i>
<i>... اونم درحالي که عينکش رو نزده بود</i>

00:07:22.538 --> 00:07:24.904
<i>.از اون موقع، "لوسيل" مرتب دنبالش بود</i>

00:07:25.007 --> 00:07:27.635
.باستر، سلام. بازم منم

00:07:27.743 --> 00:07:31.975
<i>من هنوز بليطِ برنامه‌ي «تهيه کننده‌ها» رو
دارم و خيلي دوست دارم يکيش رو بدم به تو</i>

00:07:32.081 --> 00:07:35.710
<i>نميخوام فکر کني من اين رابطه رو</i>
<i>... بيشتر از تو جدي ميگيرم</i>

00:07:35.818 --> 00:07:39.982
مگر اينکه يک ايده‌ي رمانتيک"
"،و باشکوهِ ديگري داشته باشي

00:07:40.089 --> 00:07:43.525
".احساساتم در حالِ فوران کردن هستن"

00:07:43.626 --> 00:07:46.390
ميخواي چکار کني؟ -
.بخرمت -

00:07:46.495 --> 00:07:48.292
چقدر؟ -
.ده هزار دلار -

00:07:48.397 --> 00:07:50.297
کِي؟ -
.وقتي اسمم رو صدا زدن -

00:07:50.399 --> 00:07:54.130
.نه، اسمِ تو رو صدا نميزنن
.اسمِ منو صدا ميزنن

00:07:54.236 --> 00:07:58.036
<i>.خدايا</i>

00:07:58.140 --> 00:08:01.735
."هي، "باستي
تو از ماشينِ بابا استفاده کردي؟

00:08:01.844 --> 00:08:04.540
.نه، آه، خب، آره

00:08:04.647 --> 00:08:08.481
کليدش پيشته؟ -
.آه، احتمالاً توي شلوارِ مدرسمه -

00:08:08.584 --> 00:08:11.485
.خيلي‌خب -
.من بخشي از گروهِ حفرِ باستان‌شناسي شدم-

00:08:11.587 --> 00:08:15.990
"فکر کنم زيرِ جزيره‌ي "فشيون
.يه سوسمارِ ماقبلِ تاريخ پيدا کرديم

00:08:16.091 --> 00:08:18.719
.مراقب باشيد

00:08:19.762 --> 00:08:22.060
!اووه

00:08:22.164 --> 00:08:24.655
.نود درصدش بخاطرِ جاذبه بود

00:08:24.767 --> 00:08:27.497
،امروز نوبتِ منه ماشين دستم باشه
.ولي فکر کنم بايد به تو برسه

00:08:27.603 --> 00:08:30.834
.آره -
.صبر کن. سوتم رو ميخوام -

00:08:30.940 --> 00:08:32.999
وسايلت رو از توي ماشين درآوردي؟

00:08:33.108 --> 00:08:36.544
آره، مشق‌هاي خونه‌م رو روي
.صندلي عقب جاگذاشتم،ولي بعداً برميدارم

00:08:36.645 --> 00:08:38.875
.باشه

00:08:38.981 --> 00:08:40.448
.کمک
(اشاره به رُز در تايتانيک)

00:08:40.549 --> 00:08:44.212
<i> مايکل يه نگاهي به صدماتِ وارده</i>
<i>... به ماشينِ پدرش انداخت</i>

00:08:44.320 --> 00:08:48.416
<i>،قسمتي از جمجمه‌ي حفر شده</i>
<i>... لاکِ ناخنِ پخش شده</i>

00:08:48.524 --> 00:08:51.721
<i> ... صندلي‌هاي سوخته</i>
<i>.و يه تصميمِ مهم گرفت</i>

00:08:51.827 --> 00:08:54.222
... خب، خيلي راحت بهت بگم
.ميخوام برم يه بستني بگيرم

00:08:56.405 --> 00:08:59.203
<i> حالا مايکل ميتونست</i>
<i>... با ماشين به زندان بره</i>

00:08:59.308 --> 00:09:01.208
<i>.و با پدرش در موردِ مجوزها صحبت کنه</i>

00:09:01.310 --> 00:09:03.870
چطور بهم نگفتي
که اونا رو بايگاني نکردي؟

00:09:03.980 --> 00:09:07.108
من الان زيرِ فشار زيادي هستم. دارم
...سعي ميکنم خبرنامه‌م رو جمع‌و‌جور کنم

00:09:07.216 --> 00:09:11.050
و دارم تصميم ميگيرم
.با کدوم گروه خودم رو هم‌تراز کنم

00:09:11.153 --> 00:09:13.121
انقدر زود به هفته‌ي وثيقه رسيديم؟ -
... تعدادشون رو به 2تا رسوندم -

00:09:13.222 --> 00:09:16.123
ولي واقعيتش نميتونم
.از بين‌شون يکي رو انتخاب کنم

00:09:16.225 --> 00:09:20.559
احساس ميکنم ... خوشکلترين
.دختري هستم که دارم مي‌رقصم

00:09:20.663 --> 00:09:23.188
،گوش کن، در موردِ اون مجوز
.راحت ميشه درستش کرد

00:09:23.299 --> 00:09:26.496
،فقط دزدکي برو توي دفترِ جواز
... درخواست‌نامه رو بذار کنارِ پرونده‌ها

00:09:26.602 --> 00:09:29.230
:بعد بهشون بگو
" .هي، اشتباه از خودتون بوده "

00:09:29.338 --> 00:09:32.774
.من اين کارو نميکنم، بابا -
.مايکل، تو به سرمايه‌گذارهات دروغ گفتي -

00:09:32.875 --> 00:09:36.038
.بايد درستش کني
."برو پيشِ "جوب

00:09:36.145 --> 00:09:38.739
.اون حلش ميکنه
.اون ... بدردِ همين کارا ميخوره

00:09:38.848 --> 00:09:40.748
<i>!بدردِ همين کارا ميخوره</i>

00:09:40.850 --> 00:09:43.683
.بهتره بهش بگي اين درخواستِ منه
... فکر نکنم بخاطرِ تو انجامش بده

00:09:43.786 --> 00:09:46.254
اونم بعد از اينکه تو حتي يه ...
!موزبستني هم بهش ندادي، مايکل؟

00:09:46.355 --> 00:09:49.085
!!چه خبره! چت‌روم راه انداختين -
.کارِ قشنگي نيست -

00:09:49.191 --> 00:09:51.921
.ولش کن
.به "جوب" ميگم اين خواسته‌ي توئه

00:09:52.028 --> 00:09:55.088
.خيلي‌خب. بايد براي رقصم آماده بشم -
وااو. واقعاً بايد برقصي؟ -

00:09:55.197 --> 00:09:59.463
.نميدونم
.هردوطرف وعده وعيدهاي زيادي دادن

00:10:04.307 --> 00:10:06.867
.بايد اسمِ اينو بذاريد "جوب"، رفيق

00:10:11.647 --> 00:10:14.980
جوب، ميتونم يه لحظه باهات حرف بزنم؟

00:10:15.084 --> 00:10:17.882
،گوش کن، آم
.بخاطرِ اون فضيه متأسفم

00:10:17.987 --> 00:10:20.956
،يه چيزايي گفتم
.و يکم زياده‌روي کردم

00:10:21.057 --> 00:10:23.719
... آدم نبايد اينجوري با برادرش رفتار کنه

00:10:23.826 --> 00:10:25.794
مخصوصاً برادري که من
.خيلي قدرش رو ميدونم

00:10:27.430 --> 00:10:31.161
.اوه، يه لطفي ازت ميخوام -
... سلامِ گرگ -

00:10:31.267 --> 00:10:33.929
الان سوت زدي؟ -
... وقتي بهم موز ندادي -

00:10:34.036 --> 00:10:36.504
،مجبور شدم يه سيبِ آبنباتي خريدم
.پس، آره، دارم سوت ميزنم

00:10:36.605 --> 00:10:40.234
حالا راضي شدي؟ -
.نه راضي نشدم. گوش کن -

00:10:40.343 --> 00:10:45.872
.بابا ميخواد دزدکي بري توي دفترِ جواز -
بابا؟ -

00:10:45.981 --> 00:10:48.347
بابا گفت ميخواد من اينکارو بکنم؟ -
.آره، اون گفت -

00:10:48.451 --> 00:10:52.581
اينکارو ميکني؟ -
.شايد. يه شروطي دارم -

00:10:53.622 --> 00:10:56.090
توافق -
.پسر -

00:10:56.192 --> 00:10:58.160
.يه شرط و يه موافقت -
.خيلي‌خب -

00:10:58.260 --> 00:11:00.820
.اول شرطت رو بگو -
.هروقت بخوام موزِ مجاني بخورم -

00:11:00.930 --> 00:11:03.728
.ساده -
.دوبل، ولي با يه چوب -

00:11:03.833 --> 00:11:06.063
خيلي‌خب. ديگه چي؟ -
... کنترلِ اوضاع -

00:11:06.168 --> 00:11:08.636
حقوقِ رايج و
... تصويبِ يه پارکِ تجاري-تفريحي

00:11:08.738 --> 00:11:11.036
،«براي «آقاي موز قاپ
... «بچه موز قاپ»

00:11:11.140 --> 00:11:14.234
و بقيه‌ي کاراکترهاي خانواده‌ي
.موز قاپ»ها که ناشي از اونها ميشه»

00:11:14.343 --> 00:11:17.176
،من حقوقِ انيميشن‌ها رو قبول ميکنم
.ولي بايد نوعِ ساده‌ش رو بگيري

00:11:17.279 --> 00:11:18.678
.قبوله -
عاليه. ديگه چي؟ -

00:11:18.781 --> 00:11:20.715
.تو منو جلوي برادرزاده‌م تحقير کردي

00:11:20.816 --> 00:11:22.875
.ميخوام درستش کني

00:11:22.985 --> 00:11:25.920
.ميخوام پسرت بهم احترام بذاره

00:11:26.021 --> 00:11:28.080
.بهتره بذاري من باهاش حرف بزنم

00:11:28.190 --> 00:11:31.455
<i>.جورج مايکل، عموت يه درخواستي داره</i>

00:11:31.560 --> 00:11:33.790
،يه موزِ بلوث
.جورج مايکل

00:11:33.896 --> 00:11:36.797
<i>.زود باش، بهش بده</i>
<i>.جوب شايسته‌ي احترامِ توئه</i>

00:11:36.899 --> 00:11:41.336
و از حالا، هرکاري که ميخواد
براش انجام بده، خب؟

00:11:41.437 --> 00:11:47.376
بالاخره، اون عموته، و فکر کنم
.ما بايد اينو قبول کنيم

00:11:47.476 --> 00:11:51.537
.ممنون -
بالاخره معامله جوش خورد؟ -

00:11:51.647 --> 00:11:53.615
.باورم نميشه حقوقِ انيميشن رو بهت دادم

00:11:53.716 --> 00:11:56.810
.اميدوارم تلافيش رو سرم در نياره

00:11:56.919 --> 00:11:59.387
<i>،در همين حال، ليندزي</i>
<i>... ميخواست به مايکل ثابت کنه</i>

00:11:59.488 --> 00:12:02.218
<i>،که آدمِ نيکوکاريه</i>
<i>... پس به يه گروهِ طرفدارِ عمل پيوست</i>

00:12:02.324 --> 00:12:05.885
<i> که خودشون رو وقفِ حفاظت از</i>
<i>.زمين‌هاي مرطوب ميکنن</i>

00:12:05.995 --> 00:12:08.896
.بله. سلام
.من يه تاکسي ميخوام

00:12:08.998 --> 00:12:13.059
... ،نميدونم اين بو مالِ توئه، ماشينه

00:12:13.169 --> 00:12:15.137
چيزي که خوردي
... يا چيزي که ميخواي بخوري

00:12:15.237 --> 00:12:17.603
ولي خدايا، مثلاً داري
.کارِ خدماتي انجام ميدي

00:12:20.676 --> 00:12:22.906
.الو -
.من روي زمين‌هاي مرطوبم -

00:12:23.012 --> 00:12:25.139
،يه سيخ دستمه
.و ميخوام تميزشون کنم

00:12:25.247 --> 00:12:27.943
پس دفعه‌ي بعد که ميخواستي
... بهم بگي من آدمِ نيکوکاري نيستم

00:12:28.050 --> 00:12:30.917
بهتره از خودت بپرسي
کي از زمين‌هاي مرطوب بهت زنگ زد؟

00:12:31.020 --> 00:12:33.853
!شما؟ -
.سعيِ خوبي بود. تويي که خودخواهي -

00:12:33.956 --> 00:12:37.551
،حالا، اگه بنده رو ببخشيد
.بايد به کارِ حفاظت از طبيعتم برسم

00:12:42.264 --> 00:12:46.428
<i>درحالي که ليندزي داشت متوجه ميشد</i>
<i>...که يه نيکوکارِ واقعي بودن،خيلي سخته</i>

00:12:46.535 --> 00:12:50.767
<i> مايکل دنبالِ يه فرصتي بود</i>
<i>... که با ليندزي رقابت کنه</i>

00:12:50.873 --> 00:12:54.809
<i> و اون موقع بود که جايگزينِ خدمتکارِ</i>
<i>.مادرش رو توي ايستگاهِ اتوبوس پيدا کرد</i>

00:12:54.910 --> 00:12:57.470
.سلام
.امروز با اتوبوس نميري

00:12:57.580 --> 00:13:00.447
بيا سوار شو. نميخوام
.جوابِ "نه" بشنوم. زود باش

00:13:00.549 --> 00:13:02.449
مجبورم نکن پياده شم
.و خودم به زور سوارت کنم

00:13:02.551 --> 00:13:04.519
.درسته -
... متأسفانه، زني رو که اون سوار کرد -

00:13:04.620 --> 00:13:07.350
<i>،لوپه" نبود"</i>
<i>.بلکه کاملاً غريبه بود</i>

00:13:07.456 --> 00:13:11.916
<i> و وقتي استخون‌ها و بيل</i>
<i>.. و چيزي که شبيهِ خون بود رو ديد</i>

00:13:13.162 --> 00:13:16.063
<i> متوجه شد که اين مَرد</i>
<i>.اون کسي نيست که فکر ميکرده</i>

00:13:16.165 --> 00:13:20.534
.آقا، خواهش ميکنم

00:13:20.636 --> 00:13:23.469
.داره جالب ميشه
.من اسپانيايي بلد نيستم

00:13:23.572 --> 00:13:26.006
<i>Yo "escared."</i>

00:13:26.108 --> 00:13:29.100
<i> "Izquierdo."
.معنيِ اينو ميدونم</i>

00:13:29.211 --> 00:13:33.063
... اينجا مي‌پيچيم سمتِ چپ، خانمِ
.به من ميگن خودخواه

00:13:35.235 --> 00:13:37.829
<i>مايکل فکر ميکرد داره به</i>
<i>... خدمتکارِ مادرش کمک ميکنه </i>

00:13:37.937 --> 00:13:41.031
<i>.ولي اونو اشتباه گرفته بود -</i>
<i>... فکر کنم از اون آدمهاييه که -</i>

00:13:41.141 --> 00:13:43.302
،ميدوني
... موز رو مي‌قاپه و فرار ميکنه

00:13:43.410 --> 00:13:46.709
.يا، آه، يا موزه که چيزا رو مي‌قاپه

00:13:46.813 --> 00:13:49.338
.نميدونم
چرا يه موز بايد يه موزِ ديگه رو بقاپه؟

00:13:49.449 --> 00:13:51.440
.اين از اون سؤالاييه که نميخوام جواب بدم

00:13:55.622 --> 00:13:59.114
الو؟ -
.اوه، مايکل، اينجا خيلي قشنگه -

00:13:59.225 --> 00:14:02.626
<i>.بايد خودت بياي و ببيني -</i>
<i>.من الان يکم سرم شلوغه -</i>

00:14:02.729 --> 00:14:04.629
... يه نفر ديگه هم باهام توي ماشينه

00:14:04.731 --> 00:14:09.191
و تا وقتيکه کاملاً کارش رو
.راه ننداختم، هيجا نميرم

00:14:09.302 --> 00:14:12.294
ببين، من گند زدم، خب؟

00:14:12.405 --> 00:14:15.374
.من گُم شدم. و ازشون متنفرم
.از اين زمين‌هاي مرطوب متنفرم

00:14:15.475 --> 00:14:18.706
،همه‌شون مسخره و خيسن
.و همه جا پُر از پشه‌ست

00:14:18.812 --> 00:14:21.280
.و فکر کنم يه مرغِ ماهيخوارِ بزرگ دنبالمه

00:14:21.381 --> 00:14:24.316
.ببين، ماشينِ بابا دسته توئه
چرا نمياي دنبالم؟

00:14:24.417 --> 00:14:28.353
<i> .ديوونه</i>
<i>.روانيه</i>

00:14:29.589 --> 00:14:32.080
گوش کن، بايد از يه
مسيرِ ديگه‌اي بريم، باشه؟

00:14:32.192 --> 00:14:35.184
.اميدوارم کسي منتظرت نباشه

00:14:35.295 --> 00:14:38.059
<i> درواقع، زني که</i>
<i>... مايکل فکر ميکرد "لوپه"ست</i>

00:14:38.164 --> 00:14:40.155
<i>... کسايي رو داشت که منتظرش بودن</i>

00:14:40.266 --> 00:14:43.258
<i>.و گُم‌شدنش رو گزارش داده بودن</i>

00:14:45.371 --> 00:14:48.272
<i> بهرحال، "لوپه"ي واقعي داشت</i>
<i>.خونه‌ي "لوسيل" رو ترک ميکرد</i>

00:14:48.374 --> 00:14:51.172
<i>... باستر، من</i>

00:14:51.277 --> 00:14:53.268
.اوه
.سلام

00:14:53.379 --> 00:14:56.075
... بنظر ميرسه حرکتِ سورپرايز کننده‌م

00:14:56.182 --> 00:15:00.414
قرار نيست شکلِ رومانتيکي
.به خودش بگيره

00:15:00.520 --> 00:15:04.012
.ميدوني چيه؟ اونه که ضرر ميکنه

00:15:04.124 --> 00:15:07.355
.اونه که ضرر ميکنه
!اونه که ضرر ميکنه

00:15:07.460 --> 00:15:11.123
<i>،در همين حال، جوب</i>
<i>... پستچيِ اداره‌ي جواز شده بود</i>

00:15:11.231 --> 00:15:14.200
<i>... اولين قانونِ زيرِنظر داشتن اينه که</i>
<i>.توجهِ هيچکس رو جلب نکني</i>

00:15:14.300 --> 00:15:18.532
.پُستِ پيشتاز

00:15:18.638 --> 00:15:22.369
.تو آدمِ هميشگي‌مون نيستي -
.نه، من جاي اون اومدم -

00:15:22.475 --> 00:15:26.138
هي، "گري"، يه عکس از من
.و پستچي‌سوت‌زنِ جديد بگير

00:15:26.246 --> 00:15:28.976
<i> جوب، متوجه شد</i>
<i>.که يه نقشه‌ي جديد لازم داره</i>

00:15:29.082 --> 00:15:31.414
ميخوام از طرفِ من
.يه پيغامي به بابات بدي

00:15:31.518 --> 00:15:34.043
.خيلي‌خب. خودت که شنيدي بابام چي گفت
.بايد هرکاري تو ميخواي برات انجام بدم

00:15:34.154 --> 00:15:36.918
.درسته. يادم رفته بود

00:15:37.023 --> 00:15:40.618
،خيلي‌خب. اين قفل‌بازکن رو بگير
.يواشکي برو توي دفترِ جواز

00:15:40.727 --> 00:15:43.059
.نه، فکر کنم بهتره قبلش به بابام بگم -
... خب -

00:15:43.163 --> 00:15:46.326
ميخواي يواشکي بري توي دفترِ جواز؟
جالبه. منم ميتونم بيام؟

00:15:46.432 --> 00:15:49.492
<i> و "جورج مايکل" فرصتي رو ديد</i>
<i>.که بتونه به "ميبي" نزديکتر بشه</i>

00:15:49.602 --> 00:15:52.730
.ميدوني، بابام از وسواسِ زياد متنفره
.بيا زود انجامش بديم

00:15:54.274 --> 00:15:56.174
<i>... و در قسمتِ زمين‌هاي مرطوب</i>

00:15:56.276 --> 00:15:58.176
<i>.ليندزي" بالاخره تاکسيش رو پيدا کرد"</i>

00:15:58.278 --> 00:16:02.374
.اوه، خدايا
.بوت از قبلاً هم بيشتر شده

00:16:02.482 --> 00:16:06.111
!اوه، خداي من. از منه -
... و بخاطرِ عجله‌ش براي ترکِ اونجا -

00:16:06.219 --> 00:16:08.346
<i>.يادش رفت به مايکل زنگ بزنه</i>

00:16:10.123 --> 00:16:15.026
هي. هي! همونجا بمون. چکار ميکني؟
.برو توي ماشين. جايي نرو

00:16:16.763 --> 00:16:19.664
!ليندزي! ليندز

00:16:19.766 --> 00:16:21.757
!زود باش ديگه
.خسته شدم

00:16:21.868 --> 00:16:24.200
.اون اينجا نيست

00:16:24.304 --> 00:16:27.637
.احتمالاً اصلاً اينجا نيومده
.گذاشتتم سرِ کار

00:16:27.740 --> 00:16:30.937
.حتماً همه‌ش بخاطرِ ماشينه
.خودم مي‌کُشمش

00:16:31.044 --> 00:16:34.138
هي! کجا ميري؟
!آهاي

00:16:35.982 --> 00:16:38.348
.ميخوام کمکت کنم

00:16:39.886 --> 00:16:41.786
.خواهش ميکنم

00:16:41.888 --> 00:16:43.788
<i>... در همين حال، جوب پدرش رو ملاقات کرد</i>

00:16:43.890 --> 00:16:46.017
<i>.تا در موردِ ورود به دفترِ جواز صحبت کنه</i>

00:16:46.125 --> 00:16:50.061
:پس به مايکل گفتم
" اگه اين انقدر براي بابا مهمه "

00:16:50.163 --> 00:16:52.358
من خودخواهي‌هات رو "
" .فراموش ميکنم و اينکارو انجام ميدم

00:16:52.465 --> 00:16:56.731
يه دندون‌پزشکي اينجا هست که
.با ويزيتِ بيماراش، عفو ميگيره

00:16:56.836 --> 00:17:01.136
ميخوام بهش بگم يه نگاهي به دندونت بندازه-
.ممنون، بابا-

00:17:01.241 --> 00:17:04.233
هي، با گروهي که اون داره امتيازِ تيمِ من
هيچوقت از ايني که هست بيشتر نميشه

00:17:04.344 --> 00:17:08.405
... آره. پس تو، آه، تصميمي گرفتي يا

00:17:08.514 --> 00:17:10.675
.نميدونم
... فکر کردم تعدادش رو به 2تا رسوندم

00:17:10.783 --> 00:17:14.719
ولي بعدش هائيتي‌ها
.يه پرتابِ عالي انجام دادن

00:17:14.821 --> 00:17:17.949
خب، مشکلي براي دفترِ جواز پيش اومد؟

00:17:18.057 --> 00:17:20.685
.نه، نه، نه، نه -
.آروم -

00:17:20.793 --> 00:17:23.318
همونطور که يادم دادي -
.مُحول‌ش کردم به يکي ديگه
به کي؟ -

00:17:23.429 --> 00:17:25.329
.جورج مايکل

00:17:25.431 --> 00:17:27.331
نوه‌م؟ -
.آره -

00:17:28.668 --> 00:17:31.330
نوه‌ي 14ساله‌ي منو
.گذاشتي براي اينکار

00:17:31.437 --> 00:17:33.530
.زيرِ 18 مجرم شناخته نميشه

00:17:33.640 --> 00:17:39.510
گوش کن، آم، اينجا يه سياستِ خيلي
... سختي از "دست نزنيد" وجود داره، اما

00:17:39.612 --> 00:17:43.241
.اوه، گورِ باباشون
.ارزشِ يه هفته انفرادي رو داره

00:17:43.349 --> 00:17:46.512
!دست نزنيد -
.گوساله -

00:17:46.619 --> 00:17:49.588
<i>... و جورج مايکل تونست با قفل‌بازکني که</i>

00:17:49.689 --> 00:17:51.782
<i>.جوب بهش داده بود، در رو باز کنه -</i>
<i>چکار ميکني؟ -</i>

00:17:51.891 --> 00:17:53.859
قراره ما برگه‌ي درخواست رو
.توي پرونده‌ي اشتباهي بذاريم

00:17:53.960 --> 00:17:55.860
.ميدونم
.فقط دارم کارتِ ويزيتم رو ميذارم

00:17:55.962 --> 00:17:57.725
فکر کردم نميخوايم کسي بدونه
.ما اينجا بوديم

00:17:57.830 --> 00:18:00.765
.ديگه يکم واسه اين دير شده
.اثرِ انگشتمون همه جا هست

00:18:00.867 --> 00:18:02.767
.تو گفتي اونا اثرِ انگشت رو چِک نميکنن

00:18:02.869 --> 00:18:04.769
.نه. من گفتم دستکِش‌هاي تو رو نمي‌پوشم

00:18:04.871 --> 00:18:06.862
نميخواستم مثلِ احمقا
.توي دوربينِ امنيتي نگاه کني

00:18:06.973 --> 00:18:09.703
اينجا دوربينِ امنيتي هست؟ -
... ورودِ غير قانوني -

00:18:09.809 --> 00:18:11.709
يه نفر داره مياد. چکار کنيم؟

00:18:11.811 --> 00:18:14.041
.نميدونم
.من هميشه گير ميافتم

00:18:14.147 --> 00:18:16.513
.خودتو نجات بده
.من جلوشون مقاومت ميکنم

00:18:16.616 --> 00:18:19.551
.پرونده‌ي من پاکه
...خب،يه بار صندليِ دوچرخه‌م رو دزديدن

00:18:19.652 --> 00:18:21.847
،ولي اگه خودت قرباني باشي
.فکر نکنم اين توي پرونده‌ت ثبت بشه

00:18:21.954 --> 00:18:23.979
،يعني، يه سابقه‌اي از اين هست
... ولي مثل اين نيست که من

00:18:24.090 --> 00:18:28.253
ممنون. دفعه‌ي بعد که خواستيم
 ،همچين کاري انجام بديم
من مسئوليتش رو به عهده ميگيرم، باشه؟

00:18:28.254 --> 00:18:30.223
.دفعه‌ي بعد

00:18:30.330 --> 00:18:33.561
<i>!ايست</i>

00:18:33.666 --> 00:18:36.260
<i> و "ليندزي" تونست به موقع</i>
<i>... به مزايده‌ي</i>

00:18:36.369 --> 00:18:38.064
<i>.زمين‌هاي مرطوب برسه -</i>
<i>.سلام، مامان -</i>

00:18:38.171 --> 00:18:40.401
.اوه، عزيزم

00:18:40.506 --> 00:18:43.907
قرار که نبود شخصاً
.به زمين‌هاي مرطوب بري

00:18:44.010 --> 00:18:47.138
<i>درحالي که "لوسيل" منتظرِ "باستر" بود</i>
<i> که بياد و قيمتِ پيشنهاديش رو</i>
<i>... روي اون اعلام کنه</i>

00:18:47.246 --> 00:18:49.510
<i> باستر" منتظرِ رفتنِ"</i>
<i>... اون يکي "لوسيل" بود</i>

00:18:49.615 --> 00:18:51.845
<i> که فکر ميکرد داره</i>
<i>... به برنامه‌ي «تهيه کننده‌ها» ميره</i>

00:18:51.951 --> 00:18:54.818
<i> ولي درواقع داشت</i>
<i>.به مزايده‌ي زن‌هاي مجرد ميرفت</i>

00:18:56.422 --> 00:18:58.822
<i> و "ليندي" بالاخره</i>
<i>... براي مزايده روي سکو رفت</i>

00:18:58.925 --> 00:19:01.416
<i> که مايکل درست موقع رسيد</i>
<i>.تا بتونه ببينه</i>

00:19:01.527 --> 00:19:04.360
<i> "چه قيمتي رو براي "ليندزي بلوث</i>
<i>پيشنهاد ميديد؟</i>

00:19:04.464 --> 00:19:07.763
.آقايون اين موردِ خيلي خوبيه -
<i>... و وقتي مايکل به خواهرش نگاه کرد -</i>

00:19:07.867 --> 00:19:12.270
<i> مطمئن نبود که صورتش از</i>
<i>... خجالت سرخ شده يا از آفتاب‌سوختگي</i>

00:19:12.372 --> 00:19:15.341
<i> کاملاً مشخص بود که اون روز</i>
<i>.به زمين‌هاي مرطوب رفته بود</i>

00:19:16.943 --> 00:19:19.810
.هزار دلار

00:19:19.912 --> 00:19:22.437
جداً؟

00:19:22.548 --> 00:19:28.111
فروخته شد ... به مَردي که
.واقعاً ميدونه نيکوکاري يعني چي

00:19:28.221 --> 00:19:33.158
،و حالا، خانم‌ها و آقايان -
.لوسيلِ" دوست‌داشتني"
!کنار! کنار! کنار! کنار -

00:19:33.259 --> 00:19:37.025
<i>... اين مَردِ مجردِ خوش‌شانس کيه -</i>
<i>... و باستر درست به موقع رسيد -</i>

00:19:37.130 --> 00:19:39.963
!ده هزار دلار

00:19:40.066 --> 00:19:42.694
!باستر -
 تا روي "لوسيلِ" اشتباهي -
.پيشنهادِ قيمت بده

00:19:42.802 --> 00:19:45.236
!چه باوقار

00:19:45.338 --> 00:19:48.796
!چقدر باوقار

00:19:51.778 --> 00:19:56.306
.خب، چه شرم‌آور
.برادرِ خودم خريدم؟ ترجيح ميدم بميرم

00:19:58.017 --> 00:20:01.145
.ممنون
.شايد انقدرها هم خودخواه نيستي

00:20:01.254 --> 00:20:04.348
.تو واقعاً رفته بودي اونجا
.برام جالب بود که امتحان کردي

00:20:04.457 --> 00:20:06.516
<i>.ببخشيد</i>
<i>اين ماشينِ شماست؟</i>

00:20:07.960 --> 00:20:09.427
.بله. هست

00:20:09.529 --> 00:20:12.760
... شما بازداشتيد

00:20:12.865 --> 00:20:16.858
."براي دزديدنِ "هلن ماريا دلگارو

00:20:23.309 --> 00:20:25.209
تو چکار کردي؟

00:20:25.311 --> 00:20:27.438
.سعي ميکردم آدمِ خوبي باشم

00:20:27.547 --> 00:20:31.881
.منم همينطور. منم همينطور

00:20:31.984 --> 00:20:34.145
.بريم بابابزرگ رو ببينيم

00:20:37.690 --> 00:20:39.920
<i>.«در قسمتِ بعديِ «انحصارِ سازندگي</i>

00:20:40.026 --> 00:20:44.224
<i>"مايکل شانسِ بزرگي مياره وقتي که "هلن</i>
<i>.دقيقاً همون اشتباهِ مايکل رو مرتکب ميشه</i>

00:20:44.330 --> 00:20:46.025
<i>4 شماره‌ي -</i>
<i>.شماره‌ي 4 بيا جلو -</i>

00:20:50.703 --> 00:20:53.695
<i>و جوب خودش رو براي تصميمِ کاريِ</i>
<i>.بدي که گرفت، سرزنش ميکنه</i>

00:20:53.806 --> 00:20:55.933
!نگاه کن، يه مرغ

00:20:56.042 --> 00:21:00.206
هيچوقت نبايد حقوقِ انيميشن‌ها رو
.واگذار ميکردم

00:21:00.753 --> 00:21:10.753
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.