﻿WEBVTT

00:00:01.154 --> 00:00:04.555
<i>داستان امروز در مورد خانواده ي ثروتمنديه
...که همه چيزش رو از دست داده</i>

00:00:04.658 --> 00:00:06.649
<i>...و تنها پسري که چاره اي جز</i>

00:00:06.760 --> 00:00:08.751
<i>.دور هم نگه داشتن خانواده نداره</i>

00:00:08.752 --> 00:00:13.333
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.268 --> 00:00:15.929
<i>.اين انحصار سازندگيه</i>

00:00:18.171 --> 00:00:21.572
.قبل از رفتن سَرِ کار، مايکل تصميم گرفت که کمي تفريح کنه

00:00:21.675 --> 00:00:25.509
.دارم هزينه ي پروژه يه پاساژ کوچيک رو محاسبه ميکنم

00:00:25.612 --> 00:00:28.103
.وأو. خيلي باحاله که تو ميدوني چطوري اينجور چيزها رو انجام بدي

00:00:28.215 --> 00:00:33.517
آره. خب شايد باباي پيرت
.فقط يکمي با حالتر از اون چيزيه که فکر ميکردي

00:00:33.620 --> 00:00:38.182
.احمق، صندلي احمق
.صندلي خيلي احمق

00:00:38.292 --> 00:00:41.955
اما اين وسايل مدل خونه هم احمقانه هستن

00:00:42.062 --> 00:00:45.395
شايد من بايد يکي از اون صندلي هاي خوب چرمي رو از اداره بيارم خونه

00:00:45.499 --> 00:00:49.560
مردم ميتونن صندلي ها رو از ادارشون ببرن خونه؟ -
.خب، نه همه -

00:00:49.670 --> 00:00:52.138
اما من رييس شرکت بلوث از وقتي که بابام افتاده زندان هستم

00:00:52.239 --> 00:00:55.037
مشکلي نيست اگه من يه چيز کوچيک رو از اداره بردارم، ميدوني؟

00:00:55.142 --> 00:00:58.634
آره، اما دليل اينکه پدربزرگ افتاده زندان
بخاطر اين نيست که اون چيزهايي از اداره برميداشت؟

00:00:58.745 --> 00:01:00.713
تو بچه ي خوبي هستي، اينو ميدوني؟

00:01:00.814 --> 00:01:04.944
،منظورم اينه که، يه صندلي پول هزينش شده
...خب اين شبيه دزدي ميمونه، و تو هميشه ميگي

00:01:05.052 --> 00:01:06.781
.دزدي نه. نه

00:01:06.887 --> 00:01:11.449
من اوني هستم که بهت ياد دادم که دزدي کارِ بَدي هست، درسته؟

00:01:11.558 --> 00:01:14.857
،فقط ميگم، ميدوني
اگه من يه صندلي چرمي بگيرم، خب؟

00:01:14.962 --> 00:01:17.556
...و بِهِش تکيه بدم
.اوه، اين اتفاق داره ميفته

00:01:19.900 --> 00:01:25.065
،صندلي چرمي؟ خب، تو مخالف دزدي هستي
.اما با کندن پوست گاوها مشکلي نداري

00:01:25.172 --> 00:01:29.905
بهرحال من خوبم. بي پرده بگم که نگراني تو داره خجالت .آور ميشه

00:01:30.010 --> 00:01:32.979
از کِي مخالف چرم شدي؟ -
.تو حتي گياه خوار هم نيستي -

00:01:33.080 --> 00:01:35.446
.من مخالف بدنم نيستم
.مردم براي بَقا به گوشت نياز دارن

00:01:35.549 --> 00:01:38.017
ميدوني که اونا اينو از طريق جراحي از گاو بيرون نميکشن، درسته؟

00:01:38.118 --> 00:01:42.248
.سلام، مايکل

00:01:42.356 --> 00:01:45.985
.مارتا، سلام، هِي، اين مارتاست

00:01:46.093 --> 00:01:49.654
.هِي، مارتا، همگي
.خوشحالم که ميبينمت

00:01:49.763 --> 00:01:52.823
.فقط داشتم دنبال جوب ميگشتم -
.خب، تو دوست دخترش هستي -

00:01:52.933 --> 00:01:55.197
<i>مايکل آرزو ميکرد که مارتا
.دوست دختر اون بود</i>

00:01:55.302 --> 00:01:57.600
<i>رازي که اون فقط با ليندزي در ميون گذاشت</i>

00:01:57.704 --> 00:02:00.901
.در واقع ما يه دعواي بزرگي با هم داشتيم
...اون فکر ميکرد که من داشتم شغلش رو تحقير ميکردم

00:02:01.008 --> 00:02:04.535
.اما من هيچوقت اينکار رو نکردم-
منم همينطور. چه شغلي؟ -

00:02:04.645 --> 00:02:07.773
جادوگري؟ -
.اوه، شعبده بازي ها. شعبده هاي کوچيک -

00:02:07.881 --> 00:02:11.510
.اونا عالياً -
.خب، اون واکنش من به شعبده ي جديدش رو دوست نداشت

00:02:11.618 --> 00:02:13.609
.سوزنِ واقعي. سيبِ واقعي

00:02:15.322 --> 00:02:17.722
.گردنِ واقعي

00:02:24.231 --> 00:02:26.722
!اونا بچه هستن
چطور ميتوني اينکار رو بکني؟

00:02:26.833 --> 00:02:30.633
،اوه، حتماً. اول که هيچ اهميتي بهش نميدادي
.حالا ميخواي بدوني که چطوري انجام ميشه

00:02:30.737 --> 00:02:33.365
.و من ميخوام که عذرخواهي کنم -
.خب، اون اينجا نيست -

00:02:33.473 --> 00:02:37.375
.اما اون گفته بود که اينجا ميموند. اوه، خداي من

00:02:37.477 --> 00:02:40.207
.شايد اون با يه زن ديگه هست -
.نه، نه، نه. نه، نه -

00:02:40.313 --> 00:02:43.612
.اون اينجا ميمونه
...من الان فقط اينجا نديدمش

00:02:43.717 --> 00:02:45.878
.توي راهرو يا آشپزخونه

00:02:45.986 --> 00:02:49.649
.خب، خيالم راحت شد -
.آره -

00:02:49.756 --> 00:02:53.419
.خب، وقتي اومد بهش بگو که به من زنگ بزنه -
.حتماً بهش ميگم، مارتا -

00:02:53.527 --> 00:02:55.552
.اگه يادت موند -
.يادم ميمونه -

00:02:55.662 --> 00:02:58.460
.آره. پيغام رو هم بهش ميرسونم. باشه

00:02:58.565 --> 00:03:00.931
.اون رفت -
.آره، فهميدم -

00:03:01.034 --> 00:03:03.502
.شما خيلي بهم مياين -
اوه، بيخيال. من بايد چيکار کنم؟

00:03:03.603 --> 00:03:07.061
بهش بگم که جوب اينجا نميمونه؟
بهش بگم که جوب ازش دوري ميکنه؟

00:03:07.174 --> 00:03:10.666
خدا ميدونه که الان کجاست؟
.درواقع ، اين بنظر خوب مياد

00:03:10.777 --> 00:03:12.802
.نه، تو هيچوقت توانايي انجام اينکار رو نداري
.تو زيادي خوب هستي

00:03:12.913 --> 00:03:15.006
.تو انسان نجيبي هستي -
.مرسي -

00:03:15.115 --> 00:03:17.015
.کسي که هيچوقت برنده نميشه -
.در اون مورد نميدونم -

00:03:17.117 --> 00:03:19.551
.بازنده. احمق -
همم؟ -

00:03:21.855 --> 00:03:24.688
.اون يه آدم رياکاره
اين ديوونت نميکنه؟

00:03:24.791 --> 00:03:27.783
ديوونه. صبر کن. کي؟ کدوم قسمتش؟ -
.مامانم -

00:03:27.894 --> 00:03:30.362
.اون وانمود ميکنه که به همه چيز اهميت ميده

00:03:30.464 --> 00:03:32.762
<i>...ليندزي هميشه براي شراب و پنير</i>

00:03:32.866 --> 00:03:36.802
<i>.به مراسم خيريه ميره</i>

00:03:39.840 --> 00:03:44.800
منظورم اينه، حالا اون مخالف چرمه؟ بزار ببينيم
.چه احساسي داره وقتي ببينه که درخترش چرم پوش بشه

00:03:44.911 --> 00:03:48.210
ميخواي باهام بياي خريد؟
.شرط ميبندم که يه چيز باحال گيرت بياد

00:03:48.315 --> 00:03:51.614
<i>در حقيقت، جورج مايکل
...داشت سعي ميکرد که به مِيبي ثابت کنه</i>

00:03:51.718 --> 00:03:54.846
<i>که خيلي عضلاني هست، بعد از
.اتفاق شرم آوري که افتاد</i>

00:03:54.955 --> 00:03:58.220
،پاهاي تو دقيقاً مثل پاهاي منه
.و من فقط مالِ خودم رو تيغ کشيدم

00:03:59.926 --> 00:04:01.791
.خب من دارم فکر ميکنم که يه موتورسيکلت بگيرم

00:04:01.895 --> 00:04:05.888
منم به يه کاپشن چرمي براي زماني که
.از پهلو دارم ليز ميخورم نياز دارم

00:04:05.999 --> 00:04:11.460
.دختر کوچولوي من اينجاست. خبراي عالي برات دارم
.بابايي کل روز بيکاره

00:04:11.571 --> 00:04:13.937
.اما تو هر روز بيکاري
.تو هيچ شغلي نداري

00:04:14.040 --> 00:04:17.771
خب... من که براي بودن با دخترم
به پول احتياج ندارم. داري کجا ميري؟

00:04:17.878 --> 00:04:20.403
.داريم ميريم خريد -
.اوه، نه، نه. من نميتونم اينکار رو بکنم -

00:04:20.514 --> 00:04:23.972
<i>روز بعد، مايکل
.توي راه اداره متوقف شد</i>

00:04:24.084 --> 00:04:25.847
<i>.بيا تو -
چي؟ -</i>

00:04:25.952 --> 00:04:29.513
.اگه به برادرت اهميت ميدي، مياي توي اين ماشين

00:04:29.623 --> 00:04:33.286
کدوم برادر؟ -
.جوب -

00:04:44.004 --> 00:04:45.904
.بزار واضح تر بگم

00:04:46.006 --> 00:04:49.849
.بهش بگو "رولو" ازش ميخواد که با پاهاش خداحافظي کنه

00:05:02.722 --> 00:05:05.282
<i>.مايکل رفت که دنبال جوب بگرده -
.مامان -</i>

00:05:05.391 --> 00:05:09.020
خيلي خوشحالم که اينجايي. ازت ميخوام که کمکم کني تا
رابطه بين برادرت و دوست دخترش رو بهم بزني

00:05:09.128 --> 00:05:11.858
.خب، کلاً هدفم همينه
.ما اول از همه فقط بايد اون رو پيدا کنيم

00:05:11.964 --> 00:05:15.127
.اون توي بالکن قفل شده -
.اوه -

00:05:15.234 --> 00:05:17.702
.منظورت باستره
.فکر کردم در مورد جوب داري صحبت ميکني

00:05:17.803 --> 00:05:20.636
.نه. نميخوام که باستر با بهترين دوستم قرار داشته باشم

00:05:20.740 --> 00:05:23.709
<i>بحران بين دو " لوسيل " داشت بالا ميگيرفت</i>

00:05:23.809 --> 00:05:26.277
<i>از وقتي که باستر اعلام کرد
.که با اون قرار ميزاره</i>

00:05:26.378 --> 00:05:31.213
<i>گرچه هيچ کدوم اينو نشون نميدادن
.در احساسات جفتشون تأثيراتي گذاشته بود </i>

00:05:31.317 --> 00:05:34.946
.مامان، داري برجمون رو خراب ميکني -
.منظورم اينه که، اون براي سالها يه دوست خانوادگي ما بوده -

00:05:35.054 --> 00:05:37.648
.اين فقط... غير عاديه

00:05:37.757 --> 00:05:41.158
.سلام، رفيق. مامان، فکر کنم تو بايد تحت تأثير قرار بگيري

00:05:41.260 --> 00:05:43.524
.اون اينو مثل يه بچه عوض کرد

00:05:43.629 --> 00:05:47.087
.باشه. اين- اين درمورد غيرعادي ترين چيزيه که تا الان شنيدم

00:05:47.199 --> 00:05:49.326
.اين دليلي هست که اون زياد تعجب نکرد

00:05:49.435 --> 00:05:53.166
تو تنها بچه اي هستي که زني که من دوستش داشتم
رو انتخاب کردي، و اون کسي بود که بايد ميمرد

00:05:53.272 --> 00:05:56.173
.ميدونم. اون برات سخت بود
.مامان، من دنبال جوب ميگردم

00:05:56.275 --> 00:05:59.802
،چند نفري دنبالش هستن
...و نميدونم، آيا بخاطر شرط بنديه يا چيز ديگه

00:05:59.912 --> 00:06:03.006
.اما، اِم، اونا ميخوان که پاهاش رو بشکنن

00:06:03.115 --> 00:06:05.515
.اين چيز خوبيه، اون روروک کوچولو الان ماله اون شد

00:06:05.618 --> 00:06:09.418
.اوه، اونجوري به من نگاه نکن

00:06:09.522 --> 00:06:11.956
.من اتفاقاً مادري هستم که بيشتر از بقيه مادرها دلسوزم

00:06:12.057 --> 00:06:15.083
تخت خواب من کجاست؟ -
.گذاشتم توي انبار -

00:06:15.194 --> 00:06:18.960
فکر کنم تو فقط بايد تصميم بگيري
که شبها ميخواي با کدوم " لوسيل " وقتت رو بگذروني

00:06:19.064 --> 00:06:24.696
،باشه. قبل از اينکه اينجا رو ترک کنم
براي آخرين بار ميپرسم کسي جوب رو ديده؟

00:06:24.804 --> 00:06:28.968
.ديشب توي "سالن تئاتر پلي تايم پيتزا" ديدمش
.وقتي که با دوست دخترم بودم

00:06:29.074 --> 00:06:31.634
درحاليکه امشب هم يه قرار ديگه دارم

00:06:31.744 --> 00:06:34.110
.و من به قرار گذاشتن ادامه ميدم، مامان

00:06:34.213 --> 00:06:37.011
.به نظر کمي شبيه "قرار گذاشتن با مامان" ميمونه

00:06:37.116 --> 00:06:40.745
.يه کمي حس ميکنم که داره اينطوري ميشه -
.همم -

00:06:40.853 --> 00:06:44.482
<i>لوسيل تصميم گرفت که به کمک پدر باستر نياز داره</i>

00:06:44.590 --> 00:06:47.354
<i>،متأسفانه
...بعد از تلاش اخير براي فرار</i>

00:06:47.459 --> 00:06:50.587
<i>جرج پدر در انفرادي زنداني شد</i>

00:07:17.857 --> 00:07:20.417
<i>.مايکل رفت تا برادرش رو در اجراي بعدي پيدا کنه</i>

00:07:20.526 --> 00:07:22.858
چه خبرا مايک؟ -
آره. اينجا داري چيکار ميکني؟ -

00:07:22.962 --> 00:07:25.760
.نميتونم کار بگيرم، مايک
...اتحاديه شعبده بازها من رو تحريم کردن

00:07:25.865 --> 00:07:27.765
.از هر دادگاهي توي شهر -
.همم -

00:07:27.867 --> 00:07:29.926
.حتي دوست دختر خودم به من اعتقاد نداره

00:07:30.035 --> 00:07:32.663
.خب، نميخوام بيشتر از اين وارد اين قسمت از زندگيت بشم

00:07:32.771 --> 00:07:35.740
..."باشه. گوش کن، فقط اومدم تا بهت بگم که اين يارو "رولو

00:07:35.841 --> 00:07:37.775
.من رو کشيد کنار و تهديدم کرد

00:07:37.877 --> 00:07:40.345
چه جور تهديدي؟ -
.گفت که با پاهات خداحافظي کني -

00:07:40.446 --> 00:07:43.438
...نميدونم آيا اين يارو يه گانگستره، ربا خواره

00:07:43.549 --> 00:07:45.517
.يه چيز ترسناک -
. يه جادوگره -

00:07:45.618 --> 00:07:49.884
.فکر کنم ترسناک رو با احمقانه اشتباه گرفتي
.اين يارو وحشت آور بود. توي يه ليموزين نشسته بود

00:07:49.989 --> 00:07:53.891
.نه، اون يه جادوگره
.اون منو تو اتحاديه جايگزين کرد

00:07:53.993 --> 00:07:56.223
<i>اون تنها دليليه که من اينجا دارم فعاليت ميکنم</i>

00:07:56.328 --> 00:07:58.796
چرا ميخواد پاهات رو بشکنه؟ -
.اون نميخواد پاهام رو بشکنه -

00:07:58.898 --> 00:08:01.298
.اون ميخواد پاهاي من رو بگيره  -
...من... من نـ -

00:08:01.400 --> 00:08:04.858
.پاهام...قسمت پايين حقه نصف کردن از وسط من

00:08:04.970 --> 00:08:07.131
.نه، الان نه. من بهش نشون دادم چطور اين کار رو انجام بده

00:08:07.239 --> 00:08:10.367
<i>.دوتا دختر خم ميشن توي جعبه
ما يکيشون رو سر و اون يکي رو پا صدا ميکنيم</i>

00:08:10.476 --> 00:08:13.968
.خب پس اينطوري اينکار رو انجام ميدن -
.خدايا، من بايد مانع لو رفتن اينجور چيزها بشم

00:08:14.079 --> 00:08:15.842
نصفه بالايي، در اون مورد چيکار ميکني؟

00:08:15.948 --> 00:08:18.576
.من فقط از جمعيت يه داوطلب ميگيرم -
اوه، آره؟ -

00:08:18.684 --> 00:08:21.312
نصفه بالايي وقتي فهميد
.که من با نصفه پاييني خوابيدم  استعفا داد

00:08:21.420 --> 00:08:24.184
.گمان کنم حرفايي اونجا رد و بدل شد

00:08:24.290 --> 00:08:27.487
،خب "رولو" پاهات رو ميخواد
.اما تو با اون پاها داري به مارتا خيانت ميکني

00:08:27.593 --> 00:08:29.993
اجازه بده توضيح بدم، لطفاً؟
.اون پاها ديوانه وار حسود هستن

00:08:30.095 --> 00:08:34.191
اين دليليه که تو مارتا رو براي چند روز گذشته نديدي؟
.اين در مورد عشق زندگيت هست

00:08:34.300 --> 00:08:36.825
.نميتونم باور کنم. فراموشش کن
...اومدم اينجا تا کمک کنم

00:08:36.936 --> 00:08:41.532
.هِي، ازاينکه وقتتون رو گرفتم نهايت قدرداني رو دارم
.عاليه. عاليه -

00:08:41.640 --> 00:08:43.608
ميدوني چيه، جوب؟

00:08:43.709 --> 00:08:47.611
.مارتا زنيه که تو طول زندگي تَکه
.اون يه گنج هست

00:08:47.713 --> 00:08:49.908
و فکر نميکنم که تو به اندازه کافي بهش احترام ميزاري، درسته؟

00:08:50.015 --> 00:08:52.176
.اون به شغل من احترام نميزاره

00:08:54.887 --> 00:08:57.355
.باشه

00:08:57.456 --> 00:08:59.583
<i>اون سَرِ کارش با يه زن سکس ميکنه؟</i>

00:08:59.692 --> 00:09:02.183
.من بايد به مارتا بگم که چه اتفاقي داره ميفته

00:09:02.294 --> 00:09:05.559
.اول از همه، اون به اين خاطر از تو بدش مياد
.به اين ميگن تيراندازي به پيغام رسون

00:09:05.664 --> 00:09:08.132
.دوم اينکه، اين تو خون تو نيست
.منظورم اينه که، تو مثل آقاي اخلاقيات هستي

00:09:08.233 --> 00:09:10.463
.تو حتي نميتوني يه صندلي ميز تحرير بگيري -
.لعنت بهش -

00:09:10.569 --> 00:09:15.199
،من يه آدم پرهيزکارم، ميدوني؟ مثل پرهيزکارها زندگي ميکنم
.و هيچ چيزي خارج از اون گيرم نمياد

00:09:15.307 --> 00:09:18.037
.خب، تو يه احساس اشتباه از برتري گرفتي

00:09:18.143 --> 00:09:20.703
،ميدونم. اون عاليه
.اما الان، کافي نيست

00:09:20.813 --> 00:09:24.943
چرا هميشه بايد من کسي باشم
که الگوي خوبي براي ديگران باشم؟

00:09:25.050 --> 00:09:28.850
.سلام بچه ها -
.اوه، اين دليلشه -

00:09:31.156 --> 00:09:33.454
.سلام مامان -
.سلام عسلم -

00:09:33.559 --> 00:09:36.790
(مو؟ (صداي گاو

00:09:36.895 --> 00:09:39.659
.مو. عسلم

00:09:41.000 --> 00:09:43.628
.تو بايد يه جورايي "شي هالک" باشي تا اينو بدست بياري
(شي هالک يکي از ابرقهرمان هاي کتاب هاي کميک مارول هست)

00:09:43.736 --> 00:09:46.864
.تو فقط داري فرو ميکني -
...خب، اين لذت بردن نيست

00:09:46.972 --> 00:09:50.669
.اوه مِيبي، خبرهاي عالي
.روي پولهام دست گذاشتم

00:09:50.776 --> 00:09:54.678
...نميتونم بگم چطور و کِي
...يا حلقه ازدواجم کجاست

00:09:54.780 --> 00:09:59.217
...اما، کيف پولم با افتخار پر از پول هست

00:09:59.318 --> 00:10:02.776
.خب ما بايد بريم به خريد
.بابا ما الان از خريد برگشتيم -

00:10:02.888 --> 00:10:06.483
.اين دليليه که ما اين چرم ها رو پوشيديم
.من واقعاً چرم پوشيدم

00:10:06.592 --> 00:10:10.494
.به مامان بگو -
.آره -

00:10:10.596 --> 00:10:15.465
...اگه خواستي پول يا هرچيز ديگه رو قرض بدي -
.نه. مرسي، نه -

00:10:15.567 --> 00:10:19.003
<i>خب توبايِس تصميم گرفت تا
.دنبال يه علاقه مشترک با دخترش بگرده</i>

00:10:19.104 --> 00:10:23.734
ميتونم بهتون کمک کنم؟ -
...اميدوارم. اِم، دنبال چيزي ميگردم که بگه -

00:10:23.842 --> 00:10:27.835
".بابا چرم دوست داره" -
يه چيزي که بگه، "بابا چرمي"؟ -

00:10:27.946 --> 00:10:29.971
اوه، اينجا همچين چيزي هم دارين؟

00:10:30.082 --> 00:10:32.550
<i>،بعد از ظهر اون روز
.مايکل يه ملاقات غافلگير کننده داشت</i>

00:10:32.651 --> 00:10:34.619
مارتا. اينجا چيکار ميکني؟ -
.دارم دنبال جوب ميگردم -

00:10:34.720 --> 00:10:38.019
.اون گفت که امروز اينجا کار ميکنه -
.اوه، آره؟ بفرمايين -

00:10:38.123 --> 00:10:42.355
اون اينو گفت، ها؟
گفت که کار ميکنه، ها؟ وأو. اينجا؟

00:10:42.461 --> 00:10:46.056
ديگه چي گفت؟ بهت گفت که من پيغامت رو بهش رسوندم؟

00:10:46.165 --> 00:10:48.895
نه اينکه من پيغام رسون هستم، ميدوني؟ -
.اون بهم گفت -

00:10:49.001 --> 00:10:52.027
.نميدونم چي بهش گفتي، اما اين اونو کاملاً دگرگون کرد

00:10:52.137 --> 00:10:56.130
.اون گفت من يه گنج هستم -
.اون يه گنج هست -

00:10:56.241 --> 00:10:59.870
.و يه زن تکرار نشدي تو زندگي هستم -

00:10:59.978 --> 00:11:04.312
...گوش کن مارتا، جوب

00:11:06.819 --> 00:11:09.185
.يه شاعر هست

00:11:09.288 --> 00:11:12.416
...اون در دسترسه. من بهش ميگم که تو اومده بود

00:11:12.524 --> 00:11:15.652
.و، اِه، روز خوبي داشته باشي -
.مرسي -

00:11:15.761 --> 00:11:19.094
.تو برادر خوبي هستي
.هميش سعي ميکني که بهش کمک کني

00:11:19.198 --> 00:11:23.362
.اون ساعتي که بهش داده بودي رو بهم نشون داد -
ساعت؟ -

00:11:23.469 --> 00:11:25.767
.از اينکه وقتت رو در اختيارم گذاشتي ممنونم

00:11:25.871 --> 00:11:29.500
<i>،و خب، براي اولين بار
...مايکل نقشه اي طرح کرد</i>

00:11:29.608 --> 00:11:31.735
<i>تا چيزي رو
.که بهش تعلق نداره بدست بياره</i>

00:11:31.844 --> 00:11:36.543
،ميدوني، داشتم فکر ميکردم
.دوست دارم يه بار ديگه هم به شماها کمک کنم

00:11:36.648 --> 00:11:40.277
ميدوني چيکار بايد بکني؟
.بايد جوب رو روي صحنه غافلگير کني

00:11:40.385 --> 00:11:43.047
.ميدونم که اون به يه دستيار جديد نياز داره -
واقعاً؟ -

00:11:43.155 --> 00:11:44.679
.آره -
ميتوني بهم کمک کني؟ -

00:11:44.790 --> 00:11:49.227
.آره -
.تو واقعاً آدم خوبي هستي، مايکل -

00:11:49.328 --> 00:11:54.084
.خب، تو نميتوني کسي رو که هستي عوض کني

00:12:07.413 --> 00:12:09.977
<i>...مايکل به اتاق پذيرايي عمومي جادوگري </i>

00:12:10.082 --> 00:12:13.210
<i>.قلعه وحشت" رفت تا از رولو يه درخواستي کنه"</i>

00:12:13.319 --> 00:12:18.723
من خوشحال ميشم اگه، اِه... اگه ميشه شما به برادرم يه نمايش بدين؟

00:12:18.824 --> 00:12:22.885
.يه شانس ديگه تا برگرده به اتحاديه
.اين همه چيزيه که درخواست دارم

00:12:22.995 --> 00:12:25.259
.و شما پاهاتون رو پس ميگيرين

00:12:25.364 --> 00:12:27.730
چطوري؟

00:12:27.833 --> 00:12:30.768
دارين ازم ميخواين که حقه ام رو فاش کنم؟

00:12:30.870 --> 00:12:33.236
<i>خب مايکل رفت تا به برادرش خبراي خوب رو بده</i>

00:12:33.339 --> 00:12:36.740
واقعاً، فردا شب؟ -
.آره. تو فقط بايد مطمئن بشي که حقه ي نصف کردن رو انجام بدي -

00:12:36.842 --> 00:12:38.969
.من حتي نصفه ي بالايي رو ندارم -
.نگران اون نباش -

00:12:39.078 --> 00:12:42.445
.من يه نفري رو دارم که تو ميخواي ازش استفاده کني. اون کامله
.يه دختر عالي. تو در واقع داري بهم لطف ميکني

00:12:42.548 --> 00:12:46.484
سينه هاي بزرگي داره؟ -
.اونجا ميبينمت، جوب -

00:12:46.585 --> 00:12:48.780
.تو برادر خوبي هستي، مايکل -
.تو برادر خيلي بدي هستي، مايکل -

00:12:48.888 --> 00:12:51.015
خيلي خوب، ها؟

00:12:51.123 --> 00:12:53.785
تو ميخواي مارتا رو روي صحنه با اون پاها قرار بدي؟

00:12:53.893 --> 00:12:56.862
.اين ميترکونه
.پاها ناراحت ميشن. مارتا ناراحت ميشه

00:12:56.962 --> 00:12:59.430
.مارتا جوب رو ترک ميکنه، و منم بازخواست نميشم

00:12:59.532 --> 00:13:01.659
.تو حتي توانايي کشيدن ماشه رو نداري

00:13:01.767 --> 00:13:04.600
.نميتوني از پسش بربياي مايکل. تو آدم خوبه هستي -
.هر چي دلت ميخواد صدام کن -

00:13:04.703 --> 00:13:09.436
يه پسر ناتوان جنسي؟ -
.اما اين انجام شده. نقشه داره انجام ميشه -

00:13:09.542 --> 00:13:14.707
.اين فقط تو نيستي -
.اين الان منم. منم که الان تکيه دادم -

00:13:14.813 --> 00:13:18.112
اون درد داشت؟ -
.نه -

00:13:19.218 --> 00:13:21.846
اين لباس ها يه جورايي گرم هستن، نه؟

00:13:21.954 --> 00:13:25.082
.اصلاً توجه نکردم -
.سلام، جنايتکارها -

00:13:25.191 --> 00:13:28.820
!مشکلي نيست چند لحظه اينجا بشينم؟ اوه

00:13:28.928 --> 00:13:31.897
ما رو ببين. کي ميخواد به هرکدوم از ما نگاه بد بکنه، ها؟

00:13:34.433 --> 00:13:37.061
.من رو ببخشين -
.آره، اوپس -

00:13:39.471 --> 00:13:43.100
شغلي يا چيزي گرفتي؟ -
.نه. نه، نگرفتم -

00:13:43.209 --> 00:13:47.475
.مگر اينکه تو "باحال ترين باباي دنيا" رو شغل حساب کني

00:13:47.580 --> 00:13:51.243
...اگه من

00:13:51.350 --> 00:13:55.844
.سلام بابا -
سلام رفيم. تو هنوز اون کاپشن رو پوشيدي، ها؟ -

00:13:55.955 --> 00:13:58.480
.آره. فقط ميخوام که متفاوت بنظر بيام -
آره؟ -

00:13:58.591 --> 00:14:00.752
.سعي ميکنم که يه دوره اي از کل رنگ ها رو نشون بدم

00:14:00.859 --> 00:14:03.521
.يه جورايي اونطور که قبلاً بودي رو دوست داشتم -
داشتي؟ -

00:14:03.629 --> 00:14:05.722
آره، منظورم اينه که ، بهرحال
نميتونيم چيزي رو که هستيم تغيير بديم، درسته؟

00:14:05.831 --> 00:14:09.392
اميدوار بودم اينو قبل از اينکه
.کاپشن بادگيرم رو دور انداختم بهم ميگفتي

00:14:09.501 --> 00:14:13.699
.اوه، تو يه صندلي خريدي -
.اِه، نه، درواقع اينو قرض گرفتم.قبلاً درموردش صحبت کرده بوديم -

00:14:13.806 --> 00:14:17.765
.خب، فکر کنم ما تصميم گرفتيم که اون کار مثل دزدي هست

00:14:17.876 --> 00:14:20.071
کجا به اين نتيجه رسيديم؟

00:14:20.179 --> 00:14:21.908
<i>...همينطور که مايکل بيشتر خودخواه ميشد</i>

00:14:22.014 --> 00:14:25.142
<i>پدرش داشت راه پرهيزگاري رو انتخاب ميکرد</i>

00:14:28.053 --> 00:14:32.285
<i>که باعث شد باستر و لوسيل رو
خيلي متفاوت تر از دفعه هاي قبلي ملاقات کنه</i>

00:14:32.391 --> 00:14:34.256
چرا يه تيکه از کفش روي سرت هست؟

00:14:34.360 --> 00:14:38.319
...اين... خب، اين يه يادآوره که خدا

00:14:38.430 --> 00:14:40.295
.هميشه بالاي سر ماست

00:14:40.399 --> 00:14:45.359
،خب، خيلي مهم تر
.باستر داره با بيوه آسترو رابطه جنسي داره

00:14:45.471 --> 00:14:47.336
.مامان -
اين حقيقت داره؟ -

00:14:47.439 --> 00:14:50.101
.نه. ما داريم آروم پيش ميريم

00:14:50.209 --> 00:14:53.576
.اون بعضي وقتها تا ساعت 7 ، 8 شب اونجا ميمونه

00:14:53.679 --> 00:14:58.207
<i>.دهنش بوي بادام زميني ترد شده رو ميده
آيا اون کسي هست که ميخواد اينو ببره پيش دکتر دندانپزشک؟</i>

00:14:58.317 --> 00:15:00.751
.اون الانشم اينکار رو کرده -

00:15:08.594 --> 00:15:11.563
چي؟ -
".شايد زنده بموني. شايد خوب بشي. من برات دعا ميکنم" -

00:15:11.664 --> 00:15:14.792
وأو! واقعاً؟ -
ديوونه شدي؟ -

00:15:14.900 --> 00:15:17.664
فقط صداي قلبي رو که خدا بهت داده دنبال کن، باشه؟ -
.دست نزن -

00:15:17.770 --> 00:15:21.900
...نه

00:15:26.512 --> 00:15:29.310
ميتوني به من چندتا از اون کره بادوم زميني بدي؟

00:15:29.415 --> 00:15:33.511
<i>، در شب نمايش
...خانواده به قلعه وحشت رفتن</i>

00:15:33.619 --> 00:15:37.419
<i>،و در اتاق بازيگران
.مايکل داشت مارتا رو براي حقه آماده ميکرد</i>

00:15:37.523 --> 00:15:42.119
.در پايين جعبه
.و شما دوتا آزادين که با هم حرف بزنين

00:15:42.227 --> 00:15:43.990
.باشه. جوب، جوب، جوب

00:15:44.096 --> 00:15:46.030
چه اتفاقي داره ميفته؟
نصفه بالايي کجاست؟

00:15:46.131 --> 00:15:51.034
.من بايد به اون اين حقه رو ياد بدم
.اون بايد زانوهاش رو خم کنه

00:15:51.136 --> 00:15:54.435
.اين يه حقه خارق العادست
.نميخوام که نگران باشي. من اينا رو قبلاً بهش گفتم

00:15:54.540 --> 00:15:56.701
حالا پاها کجا هستن؟
آيا اونا دير ميان؟

00:15:56.809 --> 00:16:00.040
خب همه اينجا هستن؟ -
.فکر کنم. من توبايِس رو نديدم -

00:16:00.145 --> 00:16:03.273
<i>در حقيقت، توبايِس
...قصد داشت که بياد</i>

00:16:03.382 --> 00:16:06.613
<i>اما با راننده تاکسي يه مشکل کوچيک داشت </i>

00:16:06.719 --> 00:16:09.187
کجا ميري رفيق؟ -
.به قلعه وحشت -

00:16:09.288 --> 00:16:12.883
وحشي احمق؟ -
.هموني بود که من گفتم -

00:16:12.991 --> 00:16:15.789
<i>.و در يه مکان اشتباه پياده شد</i>

00:16:18.130 --> 00:16:21.293
.اوه، خوشحالم که با اون تجهيزات نيومدم

00:16:21.400 --> 00:16:24.494
.آره، سلام. دارم دنبالم جادوگر ميگردم

00:16:24.603 --> 00:16:27.163
<i>.خيلي ممنون</i>

00:16:30.442 --> 00:16:33.240
.اوه. سلام لوسيل

00:16:33.345 --> 00:16:36.473
.سلام لوسيل
با پسرم بهت خوش ميگذره؟

00:16:36.582 --> 00:16:41.212
.درواقع، ما خيلي بهمون خوش ميگذره -
.ميدوني، اون به وسايل آسيب ميزنه -

00:16:41.320 --> 00:16:43.845
.اون با يه حفره در قلبش بدنيا اومد -
.حالا بهم گوش کن، لوسيل -

00:16:43.956 --> 00:16:47.517
.من اون حفره رو پر ميکنم، چون ما عاشق هم هستيم -
.اوه ، لطفاً -

00:16:47.626 --> 00:16:49.423
.نه عاشق تر از اوني که من هستم

00:16:49.528 --> 00:16:53.191
.باشه. داريم چيزايي ميگيم که باعث تأسفمون ميشه

00:16:53.332 --> 00:16:55.823
<i>در اين حال جوب داشت براي نمايشش آماده ميشد</i>

00:16:55.934 --> 00:16:58.903
.باشه. الان وقت جادوگريه

00:16:59.004 --> 00:17:01.404
.هِي، اون بيرون موفق باشي -
...گوش کن، يه چيزي برات دارم -

00:17:01.507 --> 00:17:05.466
...براي آدم خوبي بودن
اين منو متعجب نکرد، تو هميشه خوب هستي

00:17:05.577 --> 00:17:08.011
...اوه، خب، اِه

00:17:10.048 --> 00:17:12.539
.ساعت من -
.ميخوام که نگهش داري -

00:17:12.651 --> 00:17:15.449
.خب، تو اين چند ساله چيزهاي زيادي از من دزديدي

00:17:15.554 --> 00:17:18.182
.اين اولين باريه که چيزي رو به من برميگردوني

00:17:18.290 --> 00:17:22.283
،ميخوام تلاش کنم که برادر بهتري بشم
.مثل تو که برام هستي

00:17:22.394 --> 00:17:24.692
<i>.ما منتظرت هستيم</i>

00:17:26.565 --> 00:17:27.930
<i>...جوب</i>

00:17:28.033 --> 00:17:31.525
.نمايش خوبي اون بيرون داشته باشي

00:17:31.637 --> 00:17:36.199
<i>.خانمها و آقايان، اسم جادوگر ما جوب هست</i>

00:17:54.993 --> 00:17:57.621
بابا؟ -
.سلام ، جورج مايکل -

00:17:57.729 --> 00:18:01.597
کاپشن چرميت کجاست؟ -
.راست ميگفتي... تو نميتوني چيزي که هستي رو تغيير بدي -

00:18:01.700 --> 00:18:05.329
خب که چي؟
خب من هيچ مويي رو دست و پام ندارم، خب که چي؟

00:18:05.437 --> 00:18:07.405
.ميدوني، کاپشن چرمي اين رو عوض نميکنه

00:18:07.506 --> 00:18:10.168
ميدوني، داشتم سعي ميکردم
که مثل يه آدم خشن باشم، و اين اشتباه بود

00:18:10.275 --> 00:18:14.405
.من فقط يه آدم خوب خسته کننده پير مثل تو هستم -
.من اونقدر ها هم خوب نيستم -

00:18:14.513 --> 00:18:16.981
.بابا، اگه اين در مورد صندلي هست... در موردش فکر کردم

00:18:17.082 --> 00:18:20.176
.تو لايقش بودي
.ميدوني، اين مثل اين نيست که چيز بزرگي رو دزديده باشي

00:18:20.285 --> 00:18:23.743
<i>مايکل يه فکر ديگه در مورد نقشه ش داشت</i>

00:18:23.856 --> 00:18:25.915
<i>.اما بعدش يه کمک ناخواسته رسيد</i>

00:18:26.024 --> 00:18:29.425
.هِي، متأسفم که حرفتون رو قطع کردم
.بهتره به جوب بگين، پاها نميان

00:18:29.528 --> 00:18:32.656
.اوه خداي من -
.نميتونم باور کنم که پاها اينطوري اون رو پيچونده باشن -

00:18:32.764 --> 00:18:36.632
.اين آخرين شانس اونه
.ديگه هيچوقت بهش اجازه ورود به اتحاديه رو نميدن

00:18:36.735 --> 00:18:40.637
.تو بايد يه کاري بکني
.اين براي من و جوب خيلي مهمه

00:18:42.674 --> 00:18:46.303
کجا ميتونم يه جفت پاي زيباي زن تو اين مدت کوتاه بگيرم؟

00:18:48.213 --> 00:18:50.579
<i>.خب، شعبده بازي بر طبق برنامه داشت پيش ميرفت</i>

00:18:50.682 --> 00:18:55.278
و حالا، از روي اميدواري
.دستيار دوست داشتني من بهم مي پيونده

00:19:13.071 --> 00:19:16.040
.اون پاهاي سکسي رو تکون بدي، خانم

00:19:16.141 --> 00:19:18.735
.من مشکلي با خودم ندارم
.من مشکلي با خودم ندارم

00:19:26.285 --> 00:19:29.083
.مامان، اين رو ديدي؟ من برگشتم

00:19:29.187 --> 00:19:32.486
.من شغلم رو پس گرفتم

00:19:32.591 --> 00:19:35.492
<i>.مرسي از اينکه اومدي -
...و وقتي لوسيل متوجه شد -</i>

00:19:35.594 --> 00:19:41.226
<i>چطور مارتا جوب رو خوشحال کرد، اون متوجه شد
.چقدر مهمه که به فرزندش عشق بورزه</i>

00:19:43.135 --> 00:19:45.365
.مامان -
.سلام باستر -

00:19:45.470 --> 00:19:48.337
.اگه هنوز ناراحتي، اهميتي نميدم. من عاشق هستم

00:19:48.440 --> 00:19:51.773
.من درواقع اومدم که از لوسيل چيزي بپرسم

00:19:51.877 --> 00:19:53.936
چي؟ -
...خوشحال ميشم -

00:19:54.046 --> 00:19:56.879
اگه دوست داري هفته ديگه باهام بازي "بريدج" رو انجام بدي؟
(يک نوعي بازي ورق هست)

00:20:00.285 --> 00:20:03.448
.کاملاً عاشق اين بازيم. اوه، لوسيل

00:20:03.555 --> 00:20:05.853
.اوه، خدا. ما رو ببين، باستر

00:20:05.958 --> 00:20:09.553
.ما دوباره پيش هم برگشتيم
.لوسيل و لوسيل

00:20:09.661 --> 00:20:12.960
.شما دوتا دوباره باهم دوست شدين
.دوباره ميتونين باهم بازي "بريدج" رو انجام بدين

00:20:15.634 --> 00:20:19.695
ميتونين فقط... فقط از هم جدا بشين؟

00:20:19.805 --> 00:20:24.538
<i>مايکل داشت مثل برادري که قسم خورده بود
...ديگه به برادرش</i>

00:20:24.643 --> 00:20:27.612
<i>براي لذت بردن از دوست دخترش کمک نکنه نگاه ميکرد
.اون بهش کمک کرد که پيش هم برگردن</i>

00:20:30.315 --> 00:20:35.116
<i>و خب اون برگشت سر کار، در حاليکه
اين واقعيت که اون آدم خوبي هست رو پذيرفته بود</i>

00:20:36.588 --> 00:20:38.647
<i>.اما نه به خوبي که ديگران فکر ميکردن </i>

00:20:43.862 --> 00:20:45.762
.اين با صندلي بهتر جواب ميداد

00:20:47.199 --> 00:20:48.962
<i>در قسمت بعدي
 انحصار سازندگي</i>

00:20:49.067 --> 00:20:51.627
<i>.اتحاديه تصميم گرفت که شغل جوب رو بهش برگردونن</i>

00:20:51.737 --> 00:20:55.229
بهم بگو، چطوري دوتا دستيار تصديق شده اتحاديه رو
بدون کمترين توجهي گرفتي؟

00:20:55.340 --> 00:20:59.401
.اونا فقط دوست دختر و برادر زادم بودن

00:20:59.511 --> 00:21:01.741
.خب، تو اخراجي

00:21:01.847 --> 00:21:05.305
<i>.و توبايِس خبرهاي جديد ميده -
.من يه نمايش دارم -</i>

00:21:05.417 --> 00:21:15.751
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام سايت
.:: @bollbolljan ::.