﻿WEBVTT

00:00:01.015 --> 00:00:04.007
<i>اين، داستان خانواده ي ثروتمنديه که</i>
<i>همه دار و ندارشو از دست داده</i>

00:00:04.118 --> 00:00:06.177
<i>و تنها پسري که چاره اي جز</i>

00:00:06.286 --> 00:00:08.494
<i>دور هم نگه داشتن خانواده نداره</i>

00:00:08.495 --> 00:00:18.127
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.633 --> 00:00:21.601
<i>اين آقا</i>
<i>مايکل بلوثه</i>

00:00:21.702 --> 00:00:25.900
<i>در اين لحظه، او داره پسرش، جورج مايکل، رو</i>
<i>به آريزونا براي شروع زندگي جديدي ميبره</i>

00:00:26.006 --> 00:00:28.770
پس ميريم فينکس، آريزونا، آره؟
خودشه، پسر

00:00:28.876 --> 00:00:30.867
خلاص شديم

00:00:30.978 --> 00:00:32.969
ميريم دنبال آرزوهامون، ميدوني؟

00:00:33.080 --> 00:00:35.981
و اگه گفتي بهترين قسمتش چيه؟
.ديگه واسه خونواده کار نمي‌کنيم

00:00:36.083 --> 00:00:39.382
... آره، اما خودت
خودت همیشه نمي‌گفتي "اول خونواده"؟

00:00:39.486 --> 00:00:44.150
.آره، ميگفتم
اما نه واسه چنين خونواده اي، گرفتي؟

00:00:44.258 --> 00:00:48.194
،اونها يه سري آدم خودخواه پررو اند
.که بيخِ دماغ‌مون چسبيدن

00:00:48.295 --> 00:00:51.696
.و همينطور عمه ليندزي -
نکنه اون عمه واقعيم نيست؟ -

00:00:51.799 --> 00:00:55.064
دماغش عمليه. يه عکس از 14 سالگيش دارم
.که يه کلاهِ شنا سرشه

00:00:55.169 --> 00:00:57.137
.دماغش مثلِ نوکِ شاهين بود

00:00:57.237 --> 00:01:01.333
يک سال تموم رو توي اون خونه ي مدل مسخره
...با اون آدم ها گذرونديم

00:01:01.442 --> 00:01:03.603
،و تنها کاري که در حقمون کردن
.دروغ گفتن بود

00:01:03.710 --> 00:01:07.578
<i> تازه ترين دروغي که گفته شد اين بود که</i>
<i>پدر مايکل در طول حبسش در زندان دچار حمله ي قلبي شده</i>

00:01:07.681 --> 00:01:10.411
از دستش داديم

00:01:10.517 --> 00:01:14.248
<i>منظور دکتر اين بود که</i>
<i>... جورجِ پدر فرار کرده</i>

00:01:14.354 --> 00:01:17.949
<i>با استفاده از</i>
<i>.ماشين پله دار خانواده</i>

00:01:20.194 --> 00:01:23.095
.الان دوس دارم قيافه‌شون رو ببينم

00:01:23.197 --> 00:01:26.428
"کجا رفتش؟" -
.يا شايدم فکر کنن داريم سمتِ خونه ميريم-

00:01:26.533 --> 00:01:29.001
راستش، ميدوني
اين همون چيزيه که منم فکرشو ميکردم

00:01:29.103 --> 00:01:31.298
تا وقتي که درباره‌ي
اون قضيه‌ي فينکس شنيدم

00:01:31.405 --> 00:01:35.102
<i> مايکل نگرانِ اين شده بود که تمام اثراتي که</i>
<i>... ترکِ خانواده‌ش» مي‌تونه»</i>

00:01:35.209 --> 00:01:37.769
<i>،بر روي اون‌ها داشته باشه</i>
<i>.از بين بره</i>

00:01:37.878 --> 00:01:40.540
الو، بفرمائيد؟-
الو، من دکتر بلومِن هستم-

00:01:40.647 --> 00:01:43.081
با مايکل بلوث کار داشتم

00:01:43.183 --> 00:01:47.119
!مايکل! بيا تلفن-

00:01:47.221 --> 00:01:51.487
.فکر ميکنن ما هنوز اونجاييم
بايد برگرديم

00:01:51.592 --> 00:01:54.561
<i> .سلام مامان-</i>
<i>کسي برام پيغام نذاشت؟</i>

00:01:54.661 --> 00:01:57.186
هيچکس-

00:01:57.297 --> 00:01:59.231
.نه، انگار يه پيغام هست

00:01:59.333 --> 00:02:01.301
،بايد درباره ي سلامتيم بوده باشه
.ولي مهم نيست

00:02:01.401 --> 00:02:03.301
... من و پسرم

00:02:03.403 --> 00:02:05.963
باستر، با شيپور تجاوز ماماني
چکار داري؟

00:02:06.073 --> 00:02:11.136
.آره، من شيپور تجاوز دارم، مايکل
.چون تو گاز اشک آورمو گرفتي

00:02:11.245 --> 00:02:14.646
آره، حالا انگار همه مي‌خوان
.بهش "ت" کنن

00:02:14.748 --> 00:02:16.648
.همينو ميگم، مايکل

00:02:16.750 --> 00:02:20.743
<i>حالا که پدرت ما رو بي سرپناه گذاشته</i>
<i>.و رفته، باستر غير قابل کنترل شده</i>

00:02:20.854 --> 00:02:24.085
<i>حالا ديگه انقدر کلاسش رفته بالا</i>
<i>.که عارش مياد به مادرش کمک کنه</i>

00:02:24.191 --> 00:02:25.818
... خب، من که-

00:02:28.662 --> 00:02:32.098
من ديگه در مورد باستر
.بهت کمک نمي‌کنم

00:02:32.199 --> 00:02:34.895
ديگه به هيچکش واسه هيچ چيزي
.کمک نميکنم

00:02:35.002 --> 00:02:37.869
اومدم اينجا تا بهت بگم
... که من و پسرم

00:02:43.443 --> 00:02:46.571
<i> ،در همين لحظه، دختر عمه‌ي جورج مايکل</i>
<i>.يعني مِيبي بهش نزديک شد</i>

00:02:46.680 --> 00:02:48.773
پس، جدي جدي داري ميري، آره؟

00:02:48.882 --> 00:02:51.578
به دوست دخترت، خانم «موي دماغ» هم گفتي؟
.منظورم همون "اَن"ـه

00:02:51.685 --> 00:02:55.086
،اون دوست دخترم نيست-
و «موي دماغ» هم نيست
واقعاً؟-

00:02:55.189 --> 00:02:57.783
چون زير عکس مدرسه ش
"نوشته "در عکس حاضر نيست

00:02:57.891 --> 00:03:00.416
اونا درحالي که سعي داشتن
.دکمه‌ي لغو رو بزنن، عکس رو چاپ کردن

00:03:00.527 --> 00:03:03.758
و آره، اون جداً چشم انتظار ديدن من
...تو لباس عمو سام بود

00:03:03.864 --> 00:03:06.059
<i> در اون مراسم</i>
<i>.راي رو بيرون بکشِ" انتخابات فردا"</i>

00:03:06.166 --> 00:03:08.191
اون نبايد قبل از انتخابات برگزار ميشد؟

00:03:08.302 --> 00:03:11.362
اونا مجبور شدن عقب بندازن، چون يه دانش آموز خارجي
خيلي نزديک به سالن ورزشي پارک کرده بود

00:03:11.471 --> 00:03:13.564
.من پايه ام
.من نقش عمو سام رو بازي ميکنم

00:03:13.674 --> 00:03:16.973
:بهتر از نقشيه که الات دارم
.پسري که در پرل هاربور دستور ميده

00:03:17.077 --> 00:03:20.569
<i> من نميدونم چرا تو اين تيکه ي</i>
<i>... من از اينجا ميرم" رو جدي نميگيري" </i>

00:03:20.681 --> 00:03:23.912
.اما جدي جدي دارم از اينجا ميرم

00:03:24.017 --> 00:03:27.544
بيا واقع‌بين باشيم، مايکل. قبل از اين -
.سه بار ديگه هم اين تهديد رو کرده بودي
بگو بينم، کِي بود؟ -

00:03:29.223 --> 00:03:31.987
.تموم شد ديگه. من از اينجا ميرم

00:03:36.129 --> 00:03:38.791
!دالّي-
. من از اينجا ميرم-

00:03:38.899 --> 00:03:42.027
<i>ما يه حيوون مهاجم کشته شده داريم</i>

00:03:42.135 --> 00:03:44.729
،من از اين خونواده ميرم بيرون
.واقعاً ميگم

00:03:44.838 --> 00:03:47.807
،اين دفعه، ما ميخوايم بريم يه جاي خيلي دور
که هيچوقت نمي‌تونيد پيدامون کنيد

00:03:47.908 --> 00:03:50.172
داريم ميريم به فينِکس-
نگو داريم کجا ميريم-

00:03:50.277 --> 00:03:52.302
... من ... فقط فکر کردم-
.دليلش مهم نيست-

00:03:52.412 --> 00:03:54.880
مايکل، شايد دليلي که تو هميشه
برميگردي، اينه که

00:03:54.982 --> 00:03:57.576
،بيشتر از اينکه ما بهت احتياج داشته باشيم
تو به ما احتياج داري

00:03:57.684 --> 00:03:59.811
اُ، چه تيکه ي خفني

00:03:59.920 --> 00:04:04.016
".هاه. "من به شما نياز دارم
.باشه، گوش کنيد چي مي‌گم

00:04:04.124 --> 00:04:06.820
<i> مامان، تو هميشه ازم ميخواي</i>
<i>توي مراقبت از باستر بهت کمک کنم</i>

00:04:06.927 --> 00:04:09.521
.حالا ميتوني يکي ديگه رو پيدا کني
.باستر، اميدوارم اون تو رو نکُشه

00:04:09.630 --> 00:04:11.928
.اول من مي‌کشمش

00:04:12.032 --> 00:04:15.695
و راستي، موفق باشي تا يه نفر ديگه رو واسه
گردوندن کار و بار پيدا کني

00:04:15.802 --> 00:04:18.270
جوب، به جاي هميشه اومدن پيشم و
...پول خواستن و

00:04:18.372 --> 00:04:20.363
... گفتن "من يه اشتباه بزرگ کردم"، ميتوني

00:04:20.474 --> 00:04:22.499
دفعه‌ي بعد از دستم فرار کني

00:04:22.609 --> 00:04:26.773
.من هيچ وقت مرتکب اشتباهي نشدم
توي چه مسئله اي اشتباه کردم؟

00:04:26.880 --> 00:04:30.372
<i>ليندزي، به جاي خوابيدن روي تخت دو نفره، تو و</i>
<i>.شوهرت اتاق‌بزرگه رو ور دارين</i>

00:04:30.484 --> 00:04:33.453
ديگه مثل قبلاًنا نيست که بخاطر
... مشکلات ازدواجت بياي پيشم و

00:04:33.553 --> 00:04:36.545
بگي "اوه مايکل، کمکم کن فکر
"...کنم شوهرم يه

00:04:36.657 --> 00:04:38.557
!اووه

00:04:38.659 --> 00:04:42.993
... خب، اين-
.بزن بريم -

00:04:43.096 --> 00:04:47.032
<i> و بنابر اين، يه بار ديگه پسرها در راهشون</i>
<i>به فينِکس بودن، جوري که ديگه هيچوقت برنگردن</i>

00:04:47.134 --> 00:04:49.034
از آزمايشگاه زنگ ميزنم

00:04:49.136 --> 00:04:51.229
.ما در فينِکس خبر بدها رو بهش ميديم

00:04:51.338 --> 00:04:53.806
حالا ميدونن که ما رفتيم-
عاليه-

00:04:53.907 --> 00:04:57.502
،تو که دوباره اسمِ فينکس رو آوردي
اما ديگه چه اهميتي داره؟

00:04:57.611 --> 00:04:59.511
ببخشيد

00:04:59.613 --> 00:05:04.573
خب، حالا ميخواي پشت رول بشيني
يا انقدر بزرگ شدي که نمي‌توني
روي پاي بابايي بشيني واسه قان قان کردن؟

00:05:08.155 --> 00:05:10.146
فکر کنم بتونم

00:05:10.257 --> 00:05:12.157
باشه

00:05:23.603 --> 00:05:26.071
ماشين به اسم جورج بلوث ثبت شده
.و ما بايد بررسي مي‌کرديم

00:05:26.173 --> 00:05:29.336
اما اون بازداشته، پس شما ميتوني بري-
بازداشته؟-

00:05:29.443 --> 00:05:31.911
<i>مايکل ميدونست اگه برگرده</i>
<i>تا پدرشو ببينه</i>

00:05:32.012 --> 00:05:34.879
<i>فقط ميتونست با گفتن يه تيکه ي خفن</i>
<i>ملاقاتو تموم کنه</i>

00:05:34.981 --> 00:05:37.279
ما بر ميگرديم

00:05:37.384 --> 00:05:40.046
<i>در حقيقت، پليس فکر کرد</i>
<i>.که جورجِ پدر رو دستگير کرده</i>

00:05:40.153 --> 00:05:43.850
شما کلوچه‌ي بدونِ مواد نگه‌دارنده داريد؟

00:05:43.957 --> 00:05:46.619
<i>اما به جاش برادر دوقلوش، اسکار، رو</i>
<i>گرفته بودن</i>

00:05:46.727 --> 00:05:49.355
!اُسکار! يه چاييِ بزرگ واسه اُسکار -
!آره-

00:05:49.463 --> 00:05:51.863
اوه چه خبر تأسف باري. اُسکار اينجاست

00:05:51.965 --> 00:05:54.866
اوه، خدا رو شکر اومدي

00:05:54.968 --> 00:05:58.404
<i> لوسيل با اسکار</i>
<i>...سال ها قبل روابطي داشت</i>

00:05:58.505 --> 00:06:00.973
<i>که چندان عزم راسخي براي زنده کردنش نداشت-</i>
<i>چه مرگته تو؟-</i>

00:06:01.074 --> 00:06:03.042
بچه اينجاست-
اوه-

00:06:03.143 --> 00:06:07.204
<i>اونا گفتن بابام اينجاست-</i>
<i>واقعاً؟-</i>

00:06:09.483 --> 00:06:12.452
بيا از اين جا بريم -
اُسکار چي پس؟ -

00:06:12.552 --> 00:06:14.918
... آره. اونا ماشينِ
.ماشين کارمو توقيف کردن

00:06:15.021 --> 00:06:16.921
تو با ما ميموني-
نه، نميمونه-

00:06:17.023 --> 00:06:19.218
تويي که هميشه ميگي من
.به يه پدرِ جانشين احتياج دارم

00:06:19.326 --> 00:06:22.659
.بله. يه پدرِ جانشين

00:06:24.698 --> 00:06:27.394
باشه. ولي توي تخت من که نميخوابي

00:06:27.501 --> 00:06:29.969
باشه-
باشه. آره-

00:06:31.671 --> 00:06:34.162
<i>خيلي زود، مايکل رسيد</i>
<i>... تا آزاديِ پدرش رو اثبات کنه</i>

00:06:34.274 --> 00:06:37.175
<i>و با وکيل خانواده، بَري زاکرکورن</i>
<i>.ملاقات کرد</i>

00:06:37.277 --> 00:06:39.245
هـوم-
نه ، ميدونم، ميدونم، ميدونم-

00:06:39.346 --> 00:06:41.906
.همه ميگن ولش کن، ولش کن

00:06:42.015 --> 00:06:44.745
به نظرت اين واگير داره؟
هي، فسقلي

00:06:44.851 --> 00:06:47.251
بسيار خوب. اون پدرت نبود

00:06:47.354 --> 00:06:50.255
عموت بود
من پريدم توشون وقتي داشتن ميرفتن

00:06:50.357 --> 00:06:52.450
!ايناهاش! گرفتمت

00:06:52.559 --> 00:06:55.687
اوه، محض رضاي خدا-
! آره-

00:06:55.796 --> 00:06:59.095
من فقط اومدم بهش بگم که دارم ميرم
پس فکر ميکنم وقت رفتنه، پسرم

00:06:59.199 --> 00:07:01.997
کجا ميري؟-
.نميتونيم بهت بگيم-

00:07:02.102 --> 00:07:04.764
.نه، نه. ما ميتونيم به بَري بگيم
داريم به فينکس ميريم

00:07:04.871 --> 00:07:07.066
.اوه، اِي کاش اينو نمي‌گفتي

00:07:07.174 --> 00:07:10.143
به عنوان وکيل، بايد به عرضتون برسونم
شما نميتونيد از ايالت خارج بشيد

00:07:10.243 --> 00:07:12.438
با رفتن پدرت، ميخوان
نگه‌ت دارن

00:07:12.546 --> 00:07:14.776
منو؟ -
.اونا ميخوان فردا مُتهمت کنن-

00:07:14.881 --> 00:07:18.476
تنها کاري که بايد کني اينه که
.يه وثيقه جور کني. کلکشو بکّن

00:07:18.585 --> 00:07:21.611
.اما من-من نميتونم. استعفا ميدم
.نميخوام دنباله‌روي بابام باشم

00:07:21.721 --> 00:07:24.815
پس بايد با همين
.تختخواب سفري کنار بياي

00:07:24.925 --> 00:07:29.163
.اوه، پسر. اِي کاش اسمِ فينِکس رو نمياوردي

00:07:31.963 --> 00:07:34.631
<i>مايکل تازه فهميده بود که</i>
<i>نميتونه ايالت رو ترک کنه</i>

00:07:34.632 --> 00:07:36.508
<i>.مگه اينکه يه وثيقه جور کنه</i>

00:07:36.634 --> 00:07:39.899
باشه. گوش کن. من ميخوام دسته‌چک شرکت رو
گير بيارم و به خونواده هم چيزي نگو

00:07:40.004 --> 00:07:43.132
«ما نميتونم لذتِ اينکه «من به پول نياز دارم
رو به اونها بديم، باشه؟

00:07:43.241 --> 00:07:46.540
يادت هست راجع به خونواده چي گفتيم؟-
.دماغ عمه لينزي عمليه-

00:07:46.644 --> 00:07:48.202
.آره، اما اين نه

00:07:48.313 --> 00:07:50.713
نگيـ... نگيم بهشون که ما داريم
...ميريم به

00:07:50.815 --> 00:07:53.807
بهشون احتياج نداريم. اوهوم؟-
.اوه، آره. درسته-

00:07:53.918 --> 00:07:56.352
.اين جديد بود
...من نـ

00:07:56.454 --> 00:07:59.116
<i>اين اثر ناشي از دونستن</i>
<i>خوش اندامي شماست</i>

00:07:59.224 --> 00:08:01.488
چيکار ميکني؟-
ورزش ميکنم، مايکل-

00:08:01.593 --> 00:08:04.858
ميبينم که يه نوار تمرين پيدا کردي که
واسه آدماي تنبلي مثل تو ساخته شده

00:08:04.963 --> 00:08:08.228
من يه زندگي پر از عشق دارم-
فشار بديد، يک، دو، سه-

00:08:08.333 --> 00:08:10.233
خيلي خب، اين بايد خاموش شه

00:08:10.335 --> 00:08:14.396
<i>يه شب تو ي اتاق بزرگه خوابيديو</i>
<i>زندگي پر از عشقتو دوباره بدست آوردي؟</i>

00:08:14.506 --> 00:08:16.701
.خب، بذار روراست باشم
.اولاش، من افتضاح بود

00:08:16.808 --> 00:08:20.574
با هم، دو، سه، چهار

00:08:20.678 --> 00:08:23.306
<i>رها کنيد، دو، سه، چهار-</i>
<i>اوه، ليندزي-</i>

00:08:23.414 --> 00:08:28.113
،اِم، خب
.اين خيلي هيجان‌انگيزه

00:08:28.219 --> 00:08:31.017
.بالاخره، ميتونيم زوج نرمال باشيم-
.خوشحالم که به زندگي پادشاهي برگشتيم-

00:08:33.324 --> 00:08:35.292
.فشار خيلي زيادي رومه-
نميتونم-

00:08:35.393 --> 00:08:39.352
<i> بنابراين، لينزي و توبايِس نگاه عميقي</i>
<i>به روابط زناشويي شون انداختند</i>

00:08:39.464 --> 00:08:43.958
ميدوني ليندزي، به عنوان يه پزشک، من
...زوج هاي بسياري رو در پيدا کردن

00:08:44.068 --> 00:08:47.060
<i>...روابط آزاد راهنمايي کردم</i>

00:08:47.171 --> 00:08:50.163
جا-جايي که زوج ها از لحاظ احساسي
... به هم متعهد مي‌مونن

00:08:50.275 --> 00:08:54.075
اما آزادن که در روابط
.خارج از زناشويي هم کاوش کنن

00:08:54.178 --> 00:08:57.204
اين برا مردم جواب داد؟-
نه، به هيچ وجه-

00:08:57.315 --> 00:09:01.775
منظورم اينه که اين آدما خودشونو
... گول ميزنن که شايد نتيجه اي بگيرن اما

00:09:03.421 --> 00:09:06.356
.اما شايد واسه ما جواب بده

00:09:06.457 --> 00:09:10.052
.خب، مي‌تونيم يه امتحان بکنيم-
.عاليه. ما جزئيات کار رو بررسي مي‌کنيم-

00:09:10.161 --> 00:09:12.925
الان بايد به دخترمون بگيم

00:09:13.031 --> 00:09:15.795
!مِيبي ما يه جلسه خونوادگي داريم

00:09:15.900 --> 00:09:19.233
<i> ليندزي در راهش</i>
<i>... به سمت جلسه‌ي خانوادگي</i>

00:09:19.337 --> 00:09:21.271
<i>با يه موقعيت غيرمنتظره مواجه شد-</i>
<i>سلام-</i>

00:09:21.372 --> 00:09:23.101
.اوه سلام
جوب به من گفت يه سري بزنم

00:09:23.207 --> 00:09:24.902
خب، فکر نکنم اون اينجا باشه

00:09:25.009 --> 00:09:28.001
خب، پس بهش بگين
من از چيزي که ديدم خوشم اومد

00:09:29.747 --> 00:09:33.080
.و ما احتمالاً حتي اونو عملي نميکنيم
.نميخوايم که طلاق بگيريم

00:09:33.184 --> 00:09:35.744
تازه اگه چيزي هم بشه، ماماني
و بابايي رو به همديگه نزديک تر ميکنه

00:09:35.853 --> 00:09:37.821
.من با يه نفر آشنا شدم
باهاش قرار دارم

00:09:37.922 --> 00:09:39.822
.من با يکي دوست شدم

00:09:40.925 --> 00:09:46.659
خب.
!بذار تجربه ي فوق العاده ت آغاز شه

00:09:46.764 --> 00:09:50.427
تو از اتاق اصلي من برا اون استفاده نميکني-
.اگه اشتباه نکنم تو اينجا رو ترک کردي-

00:09:50.535 --> 00:09:52.662
يا اصلاً فکر کردي چقدر به ما نياز داري؟

00:09:52.770 --> 00:09:55.364
در واقع، من برگشتم چون به چيزي نياز داشتم

00:09:55.473 --> 00:09:59.432
.يه سري چيزا. مثل دسته چک
دسته چک شرکت کجاست؟

00:09:59.544 --> 00:10:01.774
.حتماً جوب اونو به اداره برده

00:10:01.879 --> 00:10:05.940
<i>.مامان اونو رئيس کرد</i>
<i>درسته مايکل. اون شغل قبليتو گرفته</i>

00:10:06.050 --> 00:10:09.508
خب، بهتره من برم اونجا قبل اينکه
کل شرکت رو ورشکست کنه

00:10:09.621 --> 00:10:12.647
.تازه 3 ساعته که رفته
مگه چقدر ميتونه خراب کاري کرده باشه؟

00:10:12.757 --> 00:10:14.657
.و ماهيچه‌ها رو رها کنيد

00:10:14.759 --> 00:10:19.628
<i> در مدت 3 ساعت جوب به ميزان 45هزار دلار</i>
<i>.به شرکت ضرر زده بود</i>

00:10:19.731 --> 00:10:21.699
اونجارو بزن، لطفاً

00:10:23.468 --> 00:10:26.130
هي، ميز من کو؟

00:10:26.237 --> 00:10:29.297
اوه، فکر کنم الان ازش به عنوان
.ميز ماساژ توي اتاق استراحت استفاده ميشه

00:10:30.341 --> 00:10:32.172
شيشه رو بيار پايين-
نه، وايسا-

00:10:32.276 --> 00:10:34.540
جوب، مامان شايد فکر کنه که
...شغل منو به تو داده

00:10:34.646 --> 00:10:36.841
اما کادر مديريتي هنوز بايد
.با اين موافقت کنه

00:10:36.948 --> 00:10:40.213
راستش، اونا اين کارو کردن-
چرا ما بايد به تو اعتماد کنيم؟-

00:10:40.318 --> 00:10:43.253
به همون دليل که يه
...اسکناس 100 دلاري

00:10:43.354 --> 00:10:46.517
اکنون چيزي جز 100 تا سکه 1 سِنتي نيست

00:10:49.761 --> 00:10:51.319
اونا منو تمام و کمال منصوب کردن

00:10:51.429 --> 00:10:54.592
چرا نبايد نميکردن؟
.تو فقط 99دلار بهشون ضرر زدي

00:10:54.699 --> 00:10:56.758
من تا الان هم تو کارم
.خيلي موفق بودم

00:10:56.868 --> 00:10:59.996
.خونه ي مدل رو يه بار ديگه در معرض نمايش گذاشتم
.ديروز يه دلالِ معاملات ملکي رو اونجا فرستادم

00:11:00.104 --> 00:11:03.699
<i>اين دلال بود که جلو ليندزي سبز شد</i>
<i>.با فکر اينکه اون دنبال خونه ميگرده</i>

00:11:03.808 --> 00:11:07.676
.من يه مورد خالي هم دارم
که آدرسشو ميدم و ميتوني يه سر بياي اونجا

00:11:07.779 --> 00:11:10.748
<i>و فکر مي‌کنم واقعاً</i>
<i>.از همسايه‌هاي اونجا خوشت بياد</i>

00:11:10.848 --> 00:11:12.679
.باشه

00:11:12.784 --> 00:11:15.878
خب، چي شد که اومدي اينجا، مايکل؟
.اميدوارم واسه قرض کردنِ پول نباشه

00:11:15.987 --> 00:11:18.353
من يه کشتي خوشگل رو
اينجا ميگردونم

00:11:18.456 --> 00:11:21.118
با يه ميز بيليارد؟-
يه کشتيِ بازيه-

00:11:21.225 --> 00:11:25.093
<i>من اينجام چون</i>
<i>.فکر کردم شايد بهم نياز داشته باشي</i>

00:11:26.264 --> 00:11:28.391
من بهت نياز دارم؟-
.درسته-

00:11:28.499 --> 00:11:30.933
.اوه پسر، خوبه

00:11:31.035 --> 00:11:34.903
نميتونم صبر کنم که اين خبرو به بروبچ بدم

00:11:35.006 --> 00:11:37.531
گوش کن-
چجوري با اين کار ميکني؟

00:11:37.642 --> 00:11:39.633
.2رو بزن* -
آهان، با هم ديگه؟ -

00:11:39.744 --> 00:11:41.712
... آره، فقط
نه، ستاره اونوريه. ستاره رو ميگم

00:11:41.813 --> 00:11:44.281
خب، اگه اينطوري بزنم-
نه، بگير اينوريش کن. ستاره رو بزن-

00:11:44.382 --> 00:11:46.850
آهان. اون ستاره-
.بيا قطعش کنيم اصلاً. خوبه-

00:11:46.951 --> 00:11:50.148
م-من فکر کردم شايد بهم نياز داشته باشي
تا واسه حساب‌کتابا بهت کمک کنم

00:11:50.254 --> 00:11:53.121
.ميدوني، منظورم دسته چکه
اون کجاست؟

00:11:53.224 --> 00:11:56.853
.راستش، دستِ مامانه
.بهم اعتماد نداشت

00:11:56.961 --> 00:11:59.429
حالا مايکل انتخاب ناراحت کننده اي داشت

00:11:59.530 --> 00:12:02.158
<i>يا بايد از مادرش پول ميخواست</i>
<i>يا بايد ميرفت زندان</i>

00:12:02.266 --> 00:12:05.064
.شايد باستر تا حالا کشته باشتش

00:12:05.169 --> 00:12:07.637
.توبايِس هم روز بدي رو داشت

00:12:07.739 --> 00:12:11.140
<i>ليندزي با يکي قرار داشت</i>
<i>.و اون نداشت</i>

00:12:11.242 --> 00:12:15.508
<i>و در همين لحظه بود که چيزيو پيدا کرد که فکر</i>
<i>.ميکرد يه گروه حمايتي براي مردهاي افسرده‌ست</i>

00:12:19.383 --> 00:12:21.977
خب، اين همون پسره نيست که راه‌به‌راه
داد ميزد "فينِکس"؟

00:12:22.086 --> 00:12:26.079
!اووه،نه
.من فقط نگران باستر بودم

00:12:26.190 --> 00:12:30.092
<i>فکر کردم شايد يکم بهش راهنمايي بدم</i>

00:12:30.194 --> 00:12:33.254
.براش يه چک بنويسم. يه نقش بنيادي داشته باشه
دسته چک شرکت کجا غيبش زده؟

00:12:33.364 --> 00:12:35.832
.من خودم يه نقش بنيادي دارم، مايکل

00:12:35.933 --> 00:12:39.801
عمو اُسکارش حالا اينجا زندگي ميکنه

00:12:39.904 --> 00:12:42.702
شما بروبچ توي 3ساعت گذشته
.حسابي گرد و خاک کردين

00:12:42.807 --> 00:12:45.708
الان کجاست؟-
فرستادمش بيرون يه شيپور بادي جديد بگيره-

00:12:50.548 --> 00:12:53.449
<i>!آره-</i>

00:12:53.551 --> 00:12:56.884
.ما کاملاً اونو تحت کنترل داريم-
عاليه-

00:12:58.923 --> 00:13:02.484
من فقط يکم نگرانم
... که دير يا زود

00:13:02.593 --> 00:13:06.120
.رسانه‌ها قضيه‌ي مربوط به عراق رو بفهمن

00:13:06.230 --> 00:13:08.892
<i>مايکل به تازگي فهميده بود</i>
<i>....که خونه ي مدل</i>

00:13:09.000 --> 00:13:11.560
<i>که خودش و پسرش اونجا زندگي ميکردن...</i>

00:13:11.669 --> 00:13:16.470
<i> خيلي به اون خونه‌اي شبيه بود که</i>
<i>احتمالاً پدرش غير قانوني توي عراق ساخته بود</i>

00:13:16.574 --> 00:13:21.204
،هنوز چيزي نفهميدن. و در راستش رو بخواي
.اثبات اين ادعا خيلي مشکله

00:13:26.918 --> 00:13:29.978
.پسر، اون هيئت منصفه عاشقت ميشن

00:13:30.087 --> 00:13:34.581
چي ميخواي مايکل؟
من چيزي نميخوام-

00:13:34.692 --> 00:13:37.661
من توپم
.چون بقيه توپن

00:13:37.762 --> 00:13:41.755
نميدونم چجوري بهت بگم که چقدر خوبه
.کسی بهت احتیاج نداشته باشه

00:13:41.866 --> 00:13:44.426
<i>من تو رو ميخوام</i>

00:13:46.003 --> 00:13:50.064
باشه، احتمالا هیئت منصفه
.از این یکی خوششون میاد

00:13:50.174 --> 00:13:54.270
<i> در این لحظه بود که جوب چیزی پیدا کرد</i>
<i>.که احتمالاً هیئت منصفه خوشش نمیومد</i>

00:13:55.346 --> 00:13:57.541
چکش. اووخ

00:14:07.525 --> 00:14:09.959
<i>و ليندزي به اون فردي که فکر ميکرد</i>
<i>دوست پسرشه رسيد</i>

00:14:10.061 --> 00:14:11.961
<i>.هي! پيداش کردی</i>

00:14:12.063 --> 00:14:14.554
خب، از آشپزخونه شروع کنيم؟

00:14:14.665 --> 00:14:17.361
به نظرم از اتاق خواب-
حتماً-

00:14:17.468 --> 00:14:20.403
.بالا ميبينمت
.من بايد کاري کنم اينجا بوي کلوچه بگیره

00:14:20.504 --> 00:14:24.907
،و بهتره بدوني
.من به چند نفر دیگه هم گفتم بیان

00:14:25.009 --> 00:14:28.706
خب، اگه این احتمال رو نمی‌دادم
.اصلاً اینکارو نمی‌کردم

00:14:33.184 --> 00:14:36.745
<i>ليندزي اِسترس داشت</i>
<i>.و يه دوش گرفت تا آروم شه</i>

00:14:36.854 --> 00:14:40.290
.من نميتونم. آمادگیش رو ندارم

00:14:42.026 --> 00:14:44.790
<i>يالا بچه ها. بريم پايين و</i>
<i>.چند تا کلوچه بخوريم</i>

00:14:44.896 --> 00:14:47.091
اتفاقاً بچه ها هم برا ديدن خبر بد اونجا بودند

00:14:47.198 --> 00:14:50.929
<i>در اين اثناء، توبايِس فهميد که</i>
<i>...چيزي که فکر ميکرد یه گروه حمايتيه</i>

00:14:51.035 --> 00:14:54.163
<i>معلوم شد یه گروه از مردهای کچله که به</i>
<i>(خودشون رنگ آبی زدن.(آبی به تعبیرِ افسردگی</i>

00:14:55.773 --> 00:14:58.367
<i>حتي لوسيِل هم داشت يه جورايي</i>
<i>خودشو تو دردسر ميديد</i>

00:14:58.476 --> 00:15:00.569
اوه، تو قبلاً هم اين کارو کرده بودي-

00:15:00.678 --> 00:15:03.146
ميدوني، تو بايد بذاري موهات بلند شه

00:15:03.247 --> 00:15:06.444
.آره؟ بهش فکر کردم
فکر کنم شبيه تو بشم

00:15:06.550 --> 00:15:09.576
.بيشتر از چيزي که فکرشو کني

00:15:12.423 --> 00:15:14.721
آيا شما در يکي از
چندين قصر صدّام زندگي ميکنيد؟

00:15:14.825 --> 00:15:17.293
ممکته اون خونه ها توسط يه
.پيمانکار مشترک شاخته شده باشند

00:15:17.395 --> 00:15:21.525
<i>.و حالا یه خبر مهیج</i>
<i>.منتظر سورپریزِ بعدی باشید</i>

00:15:24.869 --> 00:15:28.270
<i>هفت دقيقه از زماني که جوب اسناد</i>
<i>رو پيدا کرده بود گذشته بود</i>

00:15:28.372 --> 00:15:31.136
جوب، مامانت پشت خط يکه

00:15:32.343 --> 00:15:35.107
.دارم ميام اونجا
با هيچکي صحبت نکن

00:15:35.212 --> 00:15:38.704
<i>در اين لحظه بود که لوسيِل توسط</i>
<i>يک مستندساز متوقف شد</i>

00:15:38.816 --> 00:15:43.082
آه، شرکت شما داره به سودجويي غيرقانوني
از طريق خونه‌سازي توي عراق متهم ميشه

00:15:43.187 --> 00:15:45.621
.مسخره‌ست
ما همه آمريکايي‌های وفاداري هستيم

00:15:45.723 --> 00:15:49.250
اوه بله. حاضرید پسر يا دخترتون رو
توي ارتش ثبت نام کنيد؟

00:15:51.996 --> 00:15:54.464
.بله

00:15:57.134 --> 00:16:00.626
مايکل انتخابي نداشت

00:16:00.738 --> 00:16:05.141
<i>و چون می‌دونست پدرش علاقه ي وافري به</i>
<i>...پنهان کردن چیزای باارزش توي ديوار داشته</i>

00:16:05.242 --> 00:16:08.405
<i>.آخرین امیدش رو هم به کار می‌گیره</i>

00:16:08.512 --> 00:16:12.312
این احمقانه‌ست. چيکار دارم ميکنم؟
... يه چکش برمی‌دارم بزنم

00:16:17.254 --> 00:16:19.848
ديوونه شدي؟-
(تو آبي اي؟ (افسرده اي؟-

00:16:19.957 --> 00:16:23.358
.فقط از رنگ، مايکل
.فقط از رنگ

00:16:23.461 --> 00:16:26.328
به نظر مياد من يه شانس بادآورده
واسه بازيگري گير آوردم

00:16:26.430 --> 00:16:28.660
به عنوان يه عضو از گروه مردان آبي؟

00:16:28.766 --> 00:16:30.666
اوه، نه. تو منظورت گروه حمايتيه

00:16:30.768 --> 00:16:34.499
خودمم همين اشتباهو کردم
.اسم اونا گروه مردان آبيه

00:16:34.605 --> 00:16:37.369
اما جالبه. اگه من دنبال
...اون گروه حمایتی نیفتاده بودم

00:16:37.475 --> 00:16:42.208
هيچ وقت اين آدم‌های عجیب رو به عنوان
هنرپیشه‌های جایگزین براي گروه هنري پيدا نميکردم

00:16:44.015 --> 00:16:46.950
،ميدوني مايکل
.دنیا به روش‌های مرموزی پیش میره

00:16:47.051 --> 00:16:51.511
تو هيچ وقت نمي‌فهمي کمک از کدوم
سمت ميخواد برسه، مگر اينکه دنبالش بري

00:16:51.622 --> 00:16:54.682
چرا همه فکر ميکنند من به کمک
احتياج دارم؟

00:16:54.792 --> 00:16:57.761
.مايکل، یه نیگا به خودت بنداز

00:16:57.862 --> 00:17:02.231
،منظورم اينه که، یه پُتک توی دستته
.پیرهنت که ... اوه، این تقصیرِ منه

00:17:02.333 --> 00:17:05.734
اوم، بيا. بذار،خب، ببينم

00:17:05.836 --> 00:17:08.896
<i> و مايکل متوجه شد</i>
<i>که خودش هم زيادي مغرور شده</i>

00:17:09.006 --> 00:17:11.372
من پول ميخوام-
.نميتونم کاري واست کنم-

00:17:11.475 --> 00:17:16.003
ميدونم. اينکه اونا بدون من
انقدر خوب پيش رفتند منو خيلي اذيت کرد

00:17:16.113 --> 00:17:18.411
ولي واقعاً بايد ازشون درخواست کمک کنم

00:17:18.516 --> 00:17:20.780
و بايد درخواست يه تست بازيگري بدم

00:17:20.885 --> 00:17:23.251
هنوز تست ندادي؟

00:17:23.354 --> 00:17:25.686
.اوه، نه نه
من هنوز توي گروه نيستم

00:17:25.790 --> 00:17:28.884
.متأسفانه فقط خودمو آبی(افسرده) کردم

00:17:30.361 --> 00:17:33.125
بايد يه روش ديگه هم واسه گفتن
اين باشه

00:17:34.665 --> 00:17:37.099
<i>،توبایس با عجله به تئاتر رفت</i>
<i>.با این امید که یکی [استعدادِ] اونو ببینه</i>

00:17:37.201 --> 00:17:39.465
<i> ،متأسفانه، به دلیل گرگ‌ومیش بودنِ هوا</i>
<i>.نمی‌شد اونو دید</i>

00:17:39.570 --> 00:17:42.835
این چه کوفتی بود؟

00:17:42.940 --> 00:17:47.240
<i>پس، براي دومين‌بار توي 2روز، تمام خانواده</i>
<i>.توي بيمارستان جمع شدن</i>

00:17:47.344 --> 00:17:49.904
.همه خوب ميشن
مطمئنم که حالش خوب ميشه

00:17:50.014 --> 00:17:53.745
.من واقعاً متأسفم که اينطوري شد
قبل از اينکه از خونه بره من باهاش صحبت کردم

00:17:53.851 --> 00:17:57.582
اوه، جداً؟ آخرين چيزي که گفت چي بود؟-
.فقط خودمو آبی کردم-

00:17:57.688 --> 00:18:01.454
...حرفاي زيبايي زد

00:18:01.559 --> 00:18:04.926
شامل این حقيقت
...که گاهي اوقات مردم

00:18:05.029 --> 00:18:07.759
موقع نياز به کمک زيادي مغرور ميشن

00:18:07.865 --> 00:18:11.995
!واي، خدا! باشه. من بهت نياز دارم-
من ميخوامت، مايکل، باشه؟-
... نه. منظورم این نبود-

00:18:12.103 --> 00:18:14.867
.اون يه دلال معاملات ملکی بود، مايکل
حالا شوهرم افتاده گوشه بيمارستان

00:18:14.972 --> 00:18:20.000
مامان منو داوطلب ارتش کرده
.فقط برا اينکه اون مرد خيکي شيرش کرد

00:18:20.111 --> 00:18:24.275
نميتونيم بذاريم باستر رو ببرن-
.من کلاه‌گيسمو گم کردم-
.کلاه گيس عمو سامم

00:18:24.381 --> 00:18:27.373
<i> مايکل، من الان روی يه سري</i>
<i>خبر دست اول خوابيدم</i>

00:18:27.485 --> 00:18:30.545
خيلي چیزا ميدونم
اون چيزه دست منه

00:18:30.654 --> 00:18:33.680
،نصفش انگليسيه
نصفش به زبون زرگري

00:18:33.791 --> 00:18:37.022
!مايکل خواهش ميکنم. ما بهت نياز داريم

00:18:38.596 --> 00:18:41.258
خب، متنفرم از اينکه
پيگیری‌هاي پزشکيمو توي فينِکس لغو کنم

00:18:41.365 --> 00:18:44.357
اما تو دسته چک شرکتو بده به من
تا ببينم چي کار ميتونم بکنم

00:18:44.468 --> 00:18:46.698
مي‌بخشيد، خانم فيونکه

00:18:46.804 --> 00:18:49.864
.واي، باز اين یارو-
حالش چطوره دکتر؟-

00:18:49.974 --> 00:18:52.340
.مثل اينکه مُرده

00:18:52.443 --> 00:18:54.741
<i>!واي، خدايا</i>
<i>!واي، يه ذره بچه-</i>

00:18:54.845 --> 00:18:58.281
!گِريم نمياد! اصلاً گريم نمياد-
.خب، خب-

00:18:58.382 --> 00:19:00.475
<i>... اه، فقط واسه اینکه روشن بشه</i>

00:19:00.584 --> 00:19:03.018
مثل اينکه مرده، يا مرده؟

00:19:03.120 --> 00:19:05.088
.فقط مثل اينکه مرده

00:19:05.189 --> 00:19:08.022
اون يه چيزي، تو مايه‌هاي رنگ آبي رو خودش داره
يا همچين چيزي، ولي بزودي حالش خوب ميشه

00:19:08.125 --> 00:19:10.593
چه مرگته تو؟-
!عجب دکتر کو*ی‌ای هستی-

00:19:10.694 --> 00:19:14.858
ميذارم اين خبر رو خصوصي جشن بگيريد-
!می‌خوایم اینو کتبی بنویسی-

00:19:14.965 --> 00:19:17.433
... خب، من
.من ميرم بيرون

00:19:17.535 --> 00:19:21.494
شما به يه عموي مثل گُـ* نیاز ندارین
.که اطرافتون باشه

00:19:21.605 --> 00:19:24.733
هي، هي! اين پدر من نيست. اين کسي نيست که
.شما ميخواين. اگه کسيو ميخواين، اون منم

00:19:24.842 --> 00:19:26.503
<i>چي؟-</i>
<i>مايکل؟-</i>

00:19:26.610 --> 00:19:29.238
<i>آره. من يا بايد خودمو معرفي کنم</i>
<i>يا وثيقه جور کنم</i>

00:19:29.346 --> 00:19:31.314
8 آه، شايد تا ساعت

00:19:31.415 --> 00:19:33.679
هي، هي، هي. بسه ديگه

00:19:33.784 --> 00:19:36.912
واي، هي شايد بهتر باشه
.بدی يه نگاهي بهش بندازن

00:19:37.021 --> 00:19:40.184
خيلي ممنون، مايکي

00:19:41.859 --> 00:19:44.089
اونا فکر ميکنن من تو ماجراي عراق
نقش داشتم

00:19:44.195 --> 00:19:46.663
و من نمی‌تونم ثابت کنم
... که هم‌دست پدر نیستم

00:19:46.764 --> 00:19:49.460
پس به کمکتون احتياج دارم
وگرنه بايد برم زندان

00:19:49.567 --> 00:19:54.402
.مدرک دستمونه مايکل
.بابا با صدّام قرارداد بسته

00:19:55.739 --> 00:19:57.707
.حسينُ میگه

00:19:59.343 --> 00:20:01.038
.ازش استفاده کن

00:20:01.145 --> 00:20:04.876
<i>،اگه اين باعث ميشه پدرت بد به نظر بياد</i>
<i>.خب همینه دیگه. اون خيلي وقته رفته</i>

00:20:04.982 --> 00:20:08.713
هي، آه. کيف دستي کجاست؟-
اُسکار ورداشته-

00:20:08.819 --> 00:20:11.253
هي، من خیلی شرمندم که دير کردم

00:20:11.355 --> 00:20:14.916
...تا جايي که تونستم سريع
اوه، حالش چطوره؟

00:20:15.025 --> 00:20:16.993
لباساتو عوض کردي؟

00:20:17.094 --> 00:20:19.722
هي، نگاه کن ببين
!روي لب پنجره چي پيدا کردم

00:20:19.830 --> 00:20:22.230
<i> .فقط کلاهشه</i>
<i>يکي کلاه گيسو برداشته</i>

00:20:22.333 --> 00:20:25.769
در حقيقت، اين جورجِ پدر بود
<i>که کلاه گيسو برداشته بود</i>

00:20:25.869 --> 00:20:28.633
<i>!آتيش کن-</i>
<i>... و با مدارکي داشت از کشور درمی‌رفت-</i>

00:20:28.739 --> 00:20:30.764
<i>.که مايکل بدجوري بهشون نیاز داشت...</i>

00:20:32.876 --> 00:20:34.844
تو يه اشتباه خيلي بزرگ کردي

00:20:37.248 --> 00:20:39.375
در قسمت بعدي موانع سازندگي

00:20:39.483 --> 00:20:44.182
<i>ليندزي تقریباً يه شانس قرارگذاشتن گير میاره-</i>
<i>تو خيلي گرم(سکسی) بنظر مياي-</i>

00:20:44.288 --> 00:20:49.248
<i> ،ولي به جاش</i>
<i>با تب 42درجه به بيمارستان رفت</i>

00:20:50.728 --> 00:20:53.356
<i> مايکل بالاخره</i>
<i>... دسته‌چک شرکت رو گير میاره</i>

00:20:54.999 --> 00:20:58.264
<i>فقط براي اينکه بفهمه اول خانواده</i>
<i>بهش دسترسي پيدا کرده</i>

00:20:58.369 --> 00:21:00.428
<i>.و بَري از زندان سر در میاره</i>

00:21:00.537 --> 00:21:02.596
خوشحالي که توبياس داره
ازت شکایت می‌کنه؟

00:21:02.706 --> 00:21:06.198
.من دارم زندگيمو ميکنم

00:21:06.310 --> 00:21:08.574
<i>هي-</i>
<i>هي، دکتر هِيت-</i>

00:21:08.679 --> 00:21:10.647
!دست نزنید

00:21:11.010 --> 00:21:20.010
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.