﻿WEBVTT

00:00:01.086 --> 00:00:04.351
<i>اين داستان يه خانواده ي ثروتمنده که</i>
<i>همه چيزشو از دست داده </i>

00:00:04.456 --> 00:00:06.447
<i>...و پسري که چاره اي جز</i>

00:00:06.558 --> 00:00:08.549
<i>نگه داشتن همه ي اونا پيش هم نداشت</i>

00:00:09.549 --> 00:00:18.703
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.704 --> 00:00:20.899
<i>ماکيل بلوث به محل کارش رسيد</i>

00:00:21.006 --> 00:00:23.975
<i>تا برادرشو ببينه که داره به کارش</i>
<i>به عنوان رئيس عادت ميکنه</i>

00:00:24.076 --> 00:00:27.136
اونجا چي داري؟
...از اشتباه کردن نت

00:00:29.381 --> 00:00:31.508
نميخوام که به خاطر اون خودزني کنم

00:00:31.616 --> 00:00:35.313
"اوه،پس جواب ميده! من "نامه از طرف مدير
تورو توي اظهارنامه ي سهامدارا نوشتم

00:00:35.420 --> 00:00:37.320
استارلا داره ازش کپي ميگيره

00:00:37.422 --> 00:00:39.720
بهت گفتم که اون منشي خيلي خوبيه؟

00:00:39.825 --> 00:00:41.986
آره،اونقدرا هم مطمئن نيستم که
.استخدام کردنش يه اشتباه بود

00:00:42.094 --> 00:00:46.394
و من از اشتباه کردن نميترسم
!نکنه،اين کوچولو رو...لعنـت

00:00:46.498 --> 00:00:49.626
پاهام خيلي قوي هستن -
پس فکر کردم ميخواي بخونيش -

00:00:49.735 --> 00:00:51.635
از اونجايي که تو الان مديري

00:00:51.737 --> 00:00:55.400
...اوه،درسته،بله،خب -

00:00:55.507 --> 00:00:57.975
ما بايد جريمه هاي اتحاديه رو در بزنيم

00:00:58.076 --> 00:01:00.943
دير بزنيم -
دور بزنيم درسته،يعني سرشونو کلاه بذاريم -

00:01:02.881 --> 00:01:05.145
بهم اعتماد کن،اين باعث ميشه شبيه يه رهبر
به نظر بياي

00:01:05.250 --> 00:01:07.912
فکر نميکنم به کمکش احتياجي داشته باشم

00:01:09.354 --> 00:01:12.187
بذار همون جا که هست باشه

00:01:12.290 --> 00:01:15.259
...حالا،اگه از خود بيخود بشي -
کپي ها آماده ن -

00:01:15.360 --> 00:01:18.523
...هي،اينا خيلي -
خيلي کوچيکن

00:01:18.630 --> 00:01:21.121
...وقتي گفتي فتوکپي ميخواي

00:01:21.233 --> 00:01:24.168
فکر کردم ميخواي توي پرينتر
و کاغذ عکاسي کپيش کنم

00:01:24.269 --> 00:01:27.466
بذار بهت بگم،از اين به بعد
ما فقط از اون پرينتر بزرگه استفاده ميکنيم

00:01:27.572 --> 00:01:30.166
فهميدم،تو يه کمال گرا هستي
کمال گرا:کسيکه معتقد است که انسان ميتواند"
"در اخلاق يا ديانت بحدکمال برسد

00:01:30.275 --> 00:01:32.175
«آهنگ «روشنایی های کوئینسی

00:01:32.277 --> 00:01:36.373
<i>،استارلا ادعا کرده بود که با ستاره ي موسيقي</i>
<i>کوئینسی جونز رابطه داشته </i>

00:01:36.481 --> 00:01:39.609
من ميرم چندتا بليط شهر بازي
براي آخر هفته بگيرم، آقاي رئيس

00:01:39.718 --> 00:01:43.518
خوبه،بيا انجامش بديم -
در واقع،منظورم فقط خودم و پسرم بود -

00:01:43.622 --> 00:01:45.351
پسرت يه کمي براي شهربازي رفتن بزرگ نشده؟

00:01:45.457 --> 00:01:48.119
...نه،ببخشيد...ميخواستم يه کم

00:01:48.226 --> 00:01:51.889
وقتو باهاش تنها باشم
و به نظر مياد که اخيرا رابطه مون با هم خوب نبوده

00:01:51.997 --> 00:01:54.158
،مشکلي نداره
فقط من به چند تا از دوستام زنگ ميزنم

00:01:55.734 --> 00:01:58.862
چيه؟ -
کدوم دوستا؟ -

00:01:58.970 --> 00:02:02.133
منم دوستايي دارم،مايکل
...فقط زياد باهاشون صحبت نميکنم،چون

00:02:02.240 --> 00:02:05.004
هميشه در حال کار کردنم

00:02:09.481 --> 00:02:13.008
فکر کنم خانمه یه شلاق گرفته دستش

00:02:13.118 --> 00:02:15.609
<i>مايکل،اين الان دفتر تو شده؟</i>

00:02:15.720 --> 00:02:17.620
آره،ولي موقتيه

00:02:17.722 --> 00:02:19.690
ميخوايم مطمئن شيم که
جوب شبيه رئيس به نظر بياد

00:02:19.791 --> 00:02:23.488
اوه باشه،منم ميتونم ديرت بزنم

00:02:23.595 --> 00:02:26.086
<i>فقط مطمئن باش که بهش قدرت واقعي ندي</i>

00:02:26.198 --> 00:02:30.692
باشه -
خب،امروز "جين پارمزان"جاسوسمون زنگ زد -

00:02:30.802 --> 00:02:33.737
گفت يه چيز بزرگ پيدا کرده -
ما يه جاسوس داريم،آره؟ -

00:02:33.839 --> 00:02:37.400
آره،صد سال پيش استخدامش کردم
تا ببينم پدرت بهم خيانت ميکنه يا نه؟

00:02:37.509 --> 00:02:41.240
اون هيچ وقت چيزي پيدا نکرد -
پس،حتما کارش خوب نيست -

00:02:41.346 --> 00:02:43.906
حالا چي پيدا کرده؟ -
گفتش که ميخواد شخصا به خودمون بگه -

00:02:44.015 --> 00:02:46.506
بلند نشو،فقط ميخوام مهمات رو بردارم
{با لهجه ي ايتاليايي}

00:02:46.618 --> 00:02:49.052
چون من يه مامور مخفي هستم

00:02:49.154 --> 00:02:51.520
جين پارمزان هستم
حالتون چطوره؟

00:02:51.623 --> 00:02:53.887
!جين...اوه،جين

00:02:53.992 --> 00:02:56.859
اون بهترين نيست؟ -
<i>جين اصلا هم بهترين نبود -</i>

00:02:56.962 --> 00:02:58.862
تحت تاثير قرار گرفتم -
<i>خيلي ممنون -</i>

00:02:58.964 --> 00:03:01.262
چي پيدا کردي؟ -
اوه،هيچي -

00:03:01.366 --> 00:03:04.199
فقط ماشين فرار پدرتو پيدا کردم -
!شوخي ميکني -

00:03:04.302 --> 00:03:08.466
<i> پدر مايکل از ماشين پله دار خانواده</i>
<i>براي فرار از زندان استفاده کرده بود</i>

00:03:08.573 --> 00:03:11.474
اگه پدرو پيدا کنم از مهلکه خلاص ميشم
و ميتونم دوباره رئيس بشم

00:03:11.576 --> 00:03:14.374
کجاست حالا؟ -
مکزيک -

00:03:14.479 --> 00:03:17.710
مجاني وارد کشور شدم ولي براي وارد شدن
به شهر مجبور شدم پول بدم

00:03:21.319 --> 00:03:23.879
اين يه جريمه ي 200 دلاريه -
!اوه -

00:03:23.989 --> 00:03:26.253
احساس ميکنم يه *** هستم

00:03:26.358 --> 00:03:28.258
ماشين توي يه شهري به اسم "اِنکانتا"ست

00:03:28.360 --> 00:03:31.158
اگه فکر کني اين بيشتر از 200 دلار مي ارزه
واقعا ممنون ميشم

00:03:31.263 --> 00:03:33.561
باشه،بيا -
حتي نميخوام بشمارمش -

00:03:35.167 --> 00:03:37.897
ميتوني فردا بعد از مهموني خداحافظي باستر بري

00:03:38.003 --> 00:03:40.563
هنوز نميتونم باور کنم که اون داره وارد ارتش ميشه

00:03:40.672 --> 00:03:42.572
ميدوني،فقط از لج من ميخواد اين کارو بکنه

00:03:42.674 --> 00:03:45.234
پس چرا داري براش مهموني ميگيري؟ -
تا لجشو در بيارم -

00:03:45.343 --> 00:03:47.174
چه رابطه ي سالمي دارين

00:03:47.279 --> 00:03:49.804
باشه،ميام مهموني و بعد ميرم مکزيک

00:03:49.915 --> 00:03:52.816
فکر کنم اين همون وقتي باشه که ميخوام باپسرم باشم-
مکزيک؟ -

00:03:52.918 --> 00:03:57.252
آره،جاسوس مامان کاميون پله دارو اونجا پيدا کرده-
جين پارمزانو ميگي؟ -

00:03:57.355 --> 00:04:00.449
با من کار داشتين؟ -

00:04:00.559 --> 00:04:03.084
شمردمش،بيخيال بابا

00:04:03.195 --> 00:04:05.186
<i>...و اين همون وقتي بود که جوب مشکوک شد که</i>

00:04:05.297 --> 00:04:09.427
<i>نکنه مايکل فقط اونو رئيس کرده باشه تا</i>
<i>تا سرشو با کاراي ناموفق شرکت گرم کنه</i>

00:04:09.534 --> 00:04:13.334
<i>در حالي که مايکل به مکزيک مي رفت تا پدرشو ببينه</i>

00:04:13.438 --> 00:04:17.306
<i>...پس با الهام گرفتن از مامور مخفي مامانش -</i>
<i>("نام شرکت و به معني يخ" ICE)</i>

00:04:17.409 --> 00:04:20.503
<i>يه نفرو استخدام کرد تا مواظب برادرش باشه</i>

00:04:20.612 --> 00:04:24.776
فکر کنم يکيو دارم که ميتونه قانون رو دير بزنه
"منظور همون دور زدنه "

00:04:24.883 --> 00:04:27.875
<i> مايکل به خونه برگشت و مشتاق بود که</i>
<i>خبر سفرشون رو به پسرش بده</i>

00:04:27.986 --> 00:04:30.181
،جورج مايکل
...نظرت راجع به يه سفر جاده اي به مکزيک

00:04:30.288 --> 00:04:32.950
بعد از مهموني باستر چيه؟

00:04:33.058 --> 00:04:35.652
نميتونم،فردا بايد "آن" رو ببينم -
کي رو ببيني؟ -

00:04:35.760 --> 00:04:41.388
آن،ايناهاش،تو اين عکسو قبل از اين که
شيريني فروشيه آتيش بگيره جلوش ازمون گرفتي

00:04:41.499 --> 00:04:44.059
ظاهرا فکر کرده بودم اون با يه خونواده ي ديگه س

00:04:44.169 --> 00:04:46.637
اون يه جورايي دوست دخترمه

00:04:46.738 --> 00:04:49.002
اين؟ -
ازش خوشت نيومده؟ -

00:04:49.107 --> 00:04:51.803
،من نميشناسمش
انگار همه ي وقتتو با اون ميگذروني

00:04:51.910 --> 00:04:55.243
.مثل اين که هميشه دور و برشي
انگار خوک کوچولوی "آن" هستی

00:04:55.347 --> 00:04:58.248
خوب نيست که همه ي وقتتو دور و برش باشي
ولي ما داريم ميريم مکزيک

00:04:58.350 --> 00:05:00.318
،تا سعي کنيم بابابزرگو پيدا کنيم
قراره يه ماجراجويي بشه

00:05:00.418 --> 00:05:02.352
باشه -

00:05:02.454 --> 00:05:05.548
ساعت 8 و يک دقيقه،پرده ها کنار مي روند

00:05:05.657 --> 00:05:09.753
هي توبياس، خواستم ببينم
فردي مياي بريم مکزيک؟

00:05:09.861 --> 00:05:12.591
به دوتا راننده احتياج دارم -
افسوس که من فردا دوتا نمايش دارم -

00:05:12.697 --> 00:05:14.756
<i>"و بايد براي نمايش "گروه مرد آبي</i>
<i>به عنوان جانشين وايسم</i>

00:05:14.866 --> 00:05:19.166
و هم چنين بايد اين گريم رو
هر قدر طول ميکشه نگه دارم

00:05:19.271 --> 00:05:21.171
هوممم،تو چطور ليندزي؟

00:05:21.273 --> 00:05:24.003
اوه،من نميتونم،فردا يه قرار بزرگ دارم

00:05:24.109 --> 00:05:27.101
.ميدوني، اين ازدواجِ باز چيز مسخره ايه
.آخرش یه نفر صدمه می بینه

00:05:27.212 --> 00:05:30.477
نکته ي مهم اينه که شماها
تمرکزتون رو روي خودتون از دست ندين

00:05:33.018 --> 00:05:35.009
اول از همه،ما داريم اين کارا رو به خاطر اون ميکنيم

00:05:35.120 --> 00:05:37.782
باشه؟ چون هيچ کدوممون نميخوايم
طلاق بگيريم

00:05:37.889 --> 00:05:41.086
و دوما
ميدونم که در زمينه ي ازدواج تبحر داري

00:05:41.192 --> 00:05:46.220
اوه،ببخشيد،يادم رفت که زنت مرده

00:05:49.234 --> 00:05:53.534
ببخشيد،حرف کاملا ناجوري بود
و من به خاطرش عذر خواهي ميکنم

00:05:56.641 --> 00:05:58.700
اوکي،ببين،من فردا قرار ندارم

00:05:58.810 --> 00:06:00.710
ولي چرا از جوب نميخواي که باهات بياد؟

00:06:00.812 --> 00:06:03.440
<i>مايکل و جوب يه بار ديگه هم به مکزيک رفته بودن</i>

00:06:03.548 --> 00:06:06.540
(چيکلت؟چيکلت؟(اسم خوراکي -
چيکلت خودتي،نه من -

00:06:06.651 --> 00:06:08.778
<i>...بدبختانه،در فرهنگ مکزيکي</i>

00:06:08.887 --> 00:06:11.788
<i>اين يک حرکت خيلي خطرآفرين بود</i>
<i>کاري که جوب انجام داد اسمش رقص مرغيه که"</i>
<i>"توي فرهنگ مکزيکي يه حرکت زشت محسوب ميشه </i>

00:06:19.597 --> 00:06:21.997
هي،هي -
{نوشته:تو مثل يه همجنسگرا ميرقصي}

00:06:22.100 --> 00:06:24.796
فقط فکر کردم من و تو ميتونيم
باهم کلّي خوش بگذرونيم

00:06:24.903 --> 00:06:27.872
بعلاوه،ميتوني ميبي رو هم با خودت بياري -
...ميدوني،فکر کنم اون -

00:06:27.972 --> 00:06:30.668
اين اواخر يه کمي ناديده گرفته شده

00:06:30.775 --> 00:06:34.541
<i>و فردا صبح خانواده همديگه رو
در پارتي خداحافظي باستر ملاقات کردن</i>

00:06:34.646 --> 00:06:37.114
<i>جايي که لوسيل اصلا احساساتش رو پنهان نميکرد</i>

00:06:37.215 --> 00:06:39.945
يه دوربين فيلمبرداري -
... تا وقتي که لختت ميکنن و -

00:06:40.051 --> 00:06:43.953
به تخمات اشاره ميکنن بتوني ازش فيلمبرداري کني
"اشاره به زندان ابوغريب و شکنجه ي زندانيان"

00:06:43.954 --> 00:06:46.190
فکر کردم تخماي عمو اسکارو ميگي

00:06:46.191 --> 00:06:48.091
دفعه ي بعدي تو بالا خواهي بود
"منظور پوزيشن سکسه"

00:06:48.193 --> 00:06:51.924
اون داره ميره
ميبينين چطوري باهام رفتار ميکنه؟

00:06:52.030 --> 00:06:55.557
فقط چون فکر ميکنه من با عموش
رابطه ي پنهاني داشتم

00:06:55.667 --> 00:06:59.797
آره،نه که توهم با... "عموش" رابطه نداري

00:07:01.706 --> 00:07:05.043
ديگه براي عذرخواهي خيلي ديره

00:07:05.110 --> 00:07:07.601
منو نجات بده
بايد کمکم کني که از اين وضعيت نجات پيدا کنم

00:07:07.712 --> 00:07:09.612
خب،من دارم ميرم مکزيک تا بابا رو پيدا کنم

00:07:09.714 --> 00:07:11.944
ولي وقتي برگردم
شايد بتونيم سعي کنيم يه چيزاييو بفهميم

00:07:12.050 --> 00:07:15.611
<i>و اين همون موقعي بود که باستر به فکرش رسيد</i>
<i>به مکزيک بره تا از خدمت براي ارتش دوري کنه</i>

00:07:15.720 --> 00:07:19.781
،نه،ممنون
فکر کنم تا اون موقع ميتونم کارامو درست کنم

00:07:19.891 --> 00:07:22.553
جريان چي بود؟ -
فکر کنم باستر ميخواد به مکزيک فرار کنه -

00:07:22.660 --> 00:07:26.118
منشي عکس پدرو بهت نداد؟
من بايد عکسو به اينا نشون بدم

00:07:26.231 --> 00:07:30.292
<i>آره،اون اينو به من داد -</i>
...خب،اين يه پرينت آبي از -
"نوعي پرينت که براي چاپ نقشه استفاده ميشه"

00:07:30.402 --> 00:07:32.893
صورت باباس

00:07:33.004 --> 00:07:36.633
،آها!اون از پرينتر بزرگه استفاده کرده -
من بهش گفتم،حالا بيا بريم
عجله نکن -

00:07:36.741 --> 00:07:40.006
اون مردي که روي کاناپه نشسته کيه،جوب؟ -
کي؟اون يارو رو ميگي؟ -

00:07:40.111 --> 00:07:43.080
اون دوستمه -
تو که هيچ دوستي نداري -

00:07:43.181 --> 00:07:45.081
من دوستاي زيادي دارم،ليندزي

00:07:45.183 --> 00:07:47.344
<i>بود Ice در واقع،اون مرد کارمند شرکت</i>
<i>شکارچي خلافکارا</i>

00:07:47.452 --> 00:07:49.352
<i> هموني که جوب</i>
<i>براي تعقيب کردن مايکل استخدام کرده بود</i>

00:07:49.454 --> 00:07:51.979
ميتونه بهترين دوستم باشه Ice-
جورج مايکل -

00:07:52.090 --> 00:07:54.820
داره حرکت ميکنه -
{داره حرکت ميکنه{صدا از داخل واکي تاکي -

00:07:54.926 --> 00:07:57.156
پارتي باحاليه،نه؟ -
نه،نه،اصلا باحال نيست -

00:07:57.262 --> 00:07:59.753
زودباش بريم مکزيک -
وايسا برم پيش "آن" و زود بيام -

00:07:59.864 --> 00:08:02.094
آن" هم اينجاس؟" -
آره،من دعوتش کردم -

00:08:02.200 --> 00:08:06.000
تو گفتي که ميخواي باهاش يه کم وقت بگذروني
گفتی من مثل خوک کوچولوی "آن" هستم

00:08:06.104 --> 00:08:09.039
آن" هم داره مياد؟فکر کردم فقط خودمون دوتاييم" -

00:08:09.140 --> 00:08:11.335
باشه،خب ببرش داخل ماشين -
باشه -

00:08:11.443 --> 00:08:14.674
لوپه،اون ژاکتو نميتوني با خودت ببري

00:08:14.779 --> 00:08:18.943
مايکل،ببرش خونه شون -
.بايد بعضيارو بذارم توي جعبه ي ماشين -

00:08:19.050 --> 00:08:23.714
<i> در واقع،در همون لحظه،باستر داشت ميرفت داخل</i>
<i>جعبه ي ماشين</i>

00:08:27.859 --> 00:08:31.351
،مادر،وقتي که اين نوار ويديويي رو ميبيني
ميدوني که من رفتم

00:08:31.463 --> 00:08:33.693
...نه به خاطر ترسو بودنم،بلکه به خاطر

00:08:34.933 --> 00:08:37.424
اوه،مرد
اينجا موندن آدمو خسته ميکنه

00:08:39.103 --> 00:08:41.003
اوه

00:08:42.841 --> 00:08:46.208
<i>شش دقيقه بعد،مايکل خدمتکار مادرش رو پياده کرد</i>

00:08:47.812 --> 00:08:49.712
مکزيک

00:08:49.814 --> 00:08:52.840
درواقع، اونا توی شهر "سانتا آنا" بودن

00:08:52.951 --> 00:08:55.545
<i>شهري که 6 دقيقه با شهر خودشون فاصله داشت</i>

00:08:55.653 --> 00:08:58.884
<i>ولي ترکيب از دست دادن عينکش و تنفس منوکسيد کربن</i>

00:08:58.990 --> 00:09:01.322
<i>به قوه ي تشخيص باستر آسيب رسونده بود...</i>

00:09:01.426 --> 00:09:05.419
اوه،اين زير موندن ميتونه
منو در برابر آفتاب گرم مکزيک حفظ کنه

00:09:05.530 --> 00:09:08.556
<i>ببخشيد،دارين چيکار ميکنين؟</i>

00:09:08.666 --> 00:09:12.261
دارم سعي ميکنم يه جايي براي زندگي پيدا کنم
{با لهجه ي مکزيکي}

00:09:12.370 --> 00:09:16.450
<i>اوه،حالا بايد از باستر مراقبت کنم</i>

00:09:21.345 --> 00:09:23.905
<i>مايکل داشت به سمت مکزيک ميرفت</i>

00:09:24.014 --> 00:09:25.914
<i>تا پدر فراريشو پيدا کنه</i>

00:09:26.016 --> 00:09:28.951
باورت ميشه؟
اين همون سفريه که ميخواستم با پسرم برم

00:09:29.053 --> 00:09:31.988
و اون سرش انقدر با زمزمه کردن در گوش آن گرمه
که وقت نميکنه يه کلمه با من حرف بزنه

00:09:32.089 --> 00:09:34.785
چي گفتي؟ -
هيچي -

00:09:34.892 --> 00:09:37.952
ما در گوش همديگه زمزمه نميکنيم

00:09:38.062 --> 00:09:40.326
<i>هي،توي آينه نگاه کن ببين کي پشت سرمونه</i>

00:09:40.431 --> 00:09:42.763
!جورج مايکل -
بله؟ -

00:09:42.866 --> 00:09:45.801
32کيلومتر تا شهربازي مونده

00:09:48.706 --> 00:09:50.674
زنگ زده Ice-

00:09:50.774 --> 00:09:54.767
چي دستگيرت شد؟ -
هنوز دنبالشم،32 کيلومتر با شهربازي فاصله داريم -

00:09:54.878 --> 00:09:58.507
باهاش برو،رفيق -
تو که دوست من نيستي،تو مشتريمي -

00:09:58.615 --> 00:10:02.449
<i>جوب به ذهنش رسيد که شايد واقعا هيچ دوستي نداره</i>

00:10:02.553 --> 00:10:04.817
<i>و لوسيل هم دوست خودشو بيرون کرد</i>

00:10:04.922 --> 00:10:07.049
تو بردي باستر،اسکار داره ميره

00:10:07.157 --> 00:10:08.988
باستر رفت توي جعبه ي ماشين

00:10:09.093 --> 00:10:11.459
پس اون به ارتش نميره

00:10:11.562 --> 00:10:15.498
<i>حتما مايکل کمکش کرده تا به مکزيک فرار کنه</i>

00:10:15.599 --> 00:10:17.829
اون طوري بهتر ميشه -

00:10:17.935 --> 00:10:19.562
من ميرم وسايلمو در بيارم

00:10:21.805 --> 00:10:25.138
<i>"بيا،اين يه کم پوله،برو يه فيلم "جنگ ستارگان -</i>
<i>رو ببين</i>

00:10:25.242 --> 00:10:27.369
کيه؟ -
پسرتم -

00:10:29.279 --> 00:10:31.577
چيه؟ -
خواستم باسترو ببينم -

00:10:31.682 --> 00:10:34.207
اون اينجا نيست -
پس تو چيکار ميکني؟ -

00:10:34.318 --> 00:10:38.482
يعني،ميخواي بريم بيرون؟ -
چرا داري سعي ميکني منو از خونه بکشي بيرون؟ -

00:10:38.589 --> 00:10:41.080
فقط فکر کردم شايد بتونيم يه کمي باهم باشيم

00:10:44.361 --> 00:10:48.695
<i> لوسيل مشکوک شده بود که</i>
<i>جوب ميخواد يواشکي يه کاراييو انجام بده</i>

00:10:48.799 --> 00:10:51.393
جين پارمزان؟
لوسيل بلوث هستم

00:10:51.502 --> 00:10:54.062
پسرم داره سعي ميکنه منو از خونه م بيرون بکشه

00:10:54.171 --> 00:10:56.537
فکر کنم ميخواد يه کارايي انجام بده -

00:10:56.640 --> 00:10:59.040
اوه،وايسا،احتمالا خودشه

00:11:02.146 --> 00:11:04.011
جين؟

00:11:04.114 --> 00:11:06.674
اين فقط يه احمقه که چندتا بادکنک دستشه

00:11:06.784 --> 00:11:11.312
واقعا؟ -
مي دونستم -

00:11:11.421 --> 00:11:13.889
ازت ميخوام مراقب پسرم جوب باشي

00:11:15.459 --> 00:11:17.723
<i>و باستر داشت احساس ميکرد که توي خونه ي خودشه</i>

00:11:17.828 --> 00:11:20.388
اوه،خداي من
من قبلنا يه دونه لباس عين همين داشتم

00:11:20.497 --> 00:11:23.330
<i> اين همون لباس قديمي باستر بود که</i>
<i>لوسيل به لوپه داده بود</i>

00:11:23.433 --> 00:11:27.460
و اين صندلي دستي،يکي از همينا تو اتاقم داشتم
اصلا نميدونم يهو کجا رفت

00:11:27.571 --> 00:11:30.597
<i>دقيقا همين جا رفته بود -</i>
هيچ وقت فکر نمي کردم -
انقدر دلم براي يه دست تنگ بشه

00:11:30.707 --> 00:11:33.073
شما ها خيلي شبيه خودمين

00:11:34.311 --> 00:11:36.370
<i>در همين موقع،در مکزيک واقعي</i>

00:11:36.480 --> 00:11:38.710
<i>مايکل ماشين پله دار رو پيدا کرد -</i>
ايناهاش -

00:11:40.317 --> 00:11:42.478
<i>مايکل شروع کرد به گشتن دنبال پدرش</i>

00:11:42.586 --> 00:11:46.545
<i>او،بله آقا،مشکلي نيست</i>
ساخت ساختمونو از کِي شروع کنيم؟
"چون کاغذ نقشه کشيه اينو ميگه"

00:11:47.758 --> 00:11:49.658
ممنون

00:11:49.760 --> 00:11:51.785
بابا؟بابا؟ -
بله؟ -

00:11:51.895 --> 00:11:53.795
خب،تا حالا نظرت در مورد آن چي بوده؟

00:11:53.897 --> 00:11:57.731
...اوه،خب،ميدوني-
من به سختي ميشناسمش

00:11:57.835 --> 00:12:02.397
ميدوني،هيچ کدوممون زياد نميشناسيمش
تا اينجا که فقط يه دختره س

00:12:02.506 --> 00:12:04.838
ولي من تصميم گرفتم بيشتر بشناسمش -
آره -

00:12:04.942 --> 00:12:07.274
باشه؟ -
باشه،يه فکري دارم،وقتي برگشتم -

00:12:07.377 --> 00:12:10.244
چرا دوتاييتون تنها نميرين توي ماشين پله دار

00:12:10.347 --> 00:12:12.474
خب،اصلا جالب نيست

00:12:12.583 --> 00:12:15.074
براي شماها،چون شماها بايد باهم باشين

00:12:15.185 --> 00:12:17.847
يا شايد فقط خودمون دوتا -

00:12:17.955 --> 00:12:20.185
اگه ترجيح بدي -
آره -

00:12:20.290 --> 00:12:23.088
يا من و آن -
باشه،آره،خوبه -

00:12:23.193 --> 00:12:26.094
من به ميبي ميگم که من با اون و عمه ميبي برميگردم
عاليه

00:12:26.196 --> 00:12:28.494
نه نه،وايسا،بايد دنبال بابا بگرديم -
باشه -

00:12:28.599 --> 00:12:31.466
شايد يه نفر توي کليسا يه چيزايي بدونه

00:12:31.568 --> 00:12:34.731
<i>در واقع،جورجِ پدر توي کليسا بود</i>
<i>...جايي که توسط منشي و همدستش براي فرار،کيتي</i>

00:12:34.838 --> 00:12:39.104
<i>براش عزاداري ميشد</i>

00:12:39.209 --> 00:12:42.508
<i>در حالي که چند روز قبل،مرده شناسايي شده بود</i>

00:12:44.615 --> 00:12:47.175
<i>ولي قبل از اين که مايکل بتونه بره داخل کليسا -</i>

00:12:48.218 --> 00:12:51.016
هي،يه دقيقه صبر کن
يه دقيقه صبر کن

00:12:51.121 --> 00:12:54.648
من تورو ميشناسم،تو دوست جوب هستي -
دوستش نيستم،شکارچي خلافکارام -

00:12:55.759 --> 00:12:58.023
جين هستي؟
امکان نداره تو بتوني به اين خوبي باشي

00:12:58.128 --> 00:13:01.620
اسمم آيسه
جوب استخدامم کرده تا نذارم از کشور فرار کني

00:13:01.732 --> 00:13:06.863
چي؟شوخيت گرفته؟من که از کشور فرار نمي کنم
من فقط دارم دنبال پدرم ميگردم

00:13:06.970 --> 00:13:09.632
ولي مشخصا توي اين کارا بهتري
پس وايسا تا بهت بگم

00:13:09.740 --> 00:13:13.642
من ميخوام بهت پول بدم تا پدرمو پيدا کني

00:13:13.744 --> 00:13:16.144
از خودشم پول زیادی میتونی بگیری

00:13:16.246 --> 00:13:18.840
اين جاييه که آخرين بار ديديش؟

00:13:18.949 --> 00:13:20.883
نه،در واقع عکس خودشه -

00:13:20.984 --> 00:13:23.919
منتها واقعيش از اين کوچيکتره -
ميتونم ببينم که اين عکس يه مرده -

00:13:24.021 --> 00:13:26.387
پيداش ميکنم

00:13:26.490 --> 00:13:30.426
شانس اوردم -
چي گفت؟چيزي راجع به من پرسيد؟ -

00:13:30.527 --> 00:13:32.893
باورم نميشه
که اون تمام راهو تا مکزيک دنبالمون اومده باشه

00:13:32.996 --> 00:13:37.023
،اون يه شکارچي خلافکاراس
و داره روي پرونده کار ميکنه
پس فکر کنم بهتر باشه برگرديم خونه

00:13:37.134 --> 00:13:40.661
پس،اون به من علاقه اي نداره

00:13:40.771 --> 00:13:42.830
نه،مگه اين که بدوني پدر کجاس

00:13:42.940 --> 00:13:44.908
جورج مايکل

00:13:48.979 --> 00:13:53.313
او،سلام بابا،آره،اونا فکر ميکنن تو مکزيکي
وقتي رسيدم خونه ميبينمت

00:13:53.417 --> 00:13:58.616
او،آره ممنون
قرصاي ضد حاملگيمو پيدا کردم،ممنون که پرسيدي

00:14:00.290 --> 00:14:02.349
<i>ميبي از دست مادرش خسته شده بود</i>

00:14:02.459 --> 00:14:04.359
<i>و تصميم گرفت با مايکل برگرده</i>

00:14:04.461 --> 00:14:07.055
از دستش خسته شدم
لوسِ عجيب غريب

00:14:07.164 --> 00:14:09.655
البته، مایکل فکر کرد میبی داره
در مورد "آن" صحبت میکنه

00:14:09.766 --> 00:14:12.530
فکر کنم
اون قبل از اين که خيلي بگذره از دستش خسته شه

00:14:12.636 --> 00:14:14.763
البته که ميشه
چون ليندزي مثل يه بچه ميمونه

00:14:14.871 --> 00:14:16.805
خب،اون بخشش زيادم تقصير خودش نيست

00:14:16.907 --> 00:14:19.102
،فقط متنفرم که ببينم داره وقتشو تلف ميکنه
...ميدوني

00:14:19.209 --> 00:14:22.269
بيا بريم،من توي ماشين تو ميمونم -
جورج مايکل با اين کارت مشکلي نداره؟ -

00:14:22.379 --> 00:14:24.711
مشکلي نيست،فقط بريم -

00:14:24.815 --> 00:14:27.045
<i> در اين هنگام</i>
<i>که مايکل و ميبي راجع به يک نفر حرف ميزدن</i>

00:14:27.150 --> 00:14:29.243
<i>و فقط 4 نفر توي گروهشون بود</i>

00:14:29.353 --> 00:14:31.188
و موضوع اصلا راجع به مسابقه نيست

00:14:31.254 --> 00:14:33.222
آره،هرکي زودتر برسه

00:14:33.323 --> 00:14:36.884
<i>و مايکل باخواهرزاده ش محل رو ترک کرد</i>

00:14:36.994 --> 00:14:40.293
<i>و خواهر و پسرش هم دنبالشون مي اومدن</i>

00:14:40.397 --> 00:14:42.297
<i>و شکارچي خلافکارا هم دنبالشون ميومد</i>

00:14:42.399 --> 00:14:48.167
<i>بدبختانه،اونا آن رو توي مکزيک جا گذاشتن</i>

00:14:48.271 --> 00:14:52.765
<i>در همين حال،باستر داشت سعي ميکرد خودشو با زندگي</i>
<i>توي جايي که فکر ميکرد مکزيکه وفق بده</i>

00:14:52.876 --> 00:14:56.277
<i>شهري که در واقع اونقدر نزديک بود که شخصي که</i>
<i>روزنامه هارو دم در مي آورد يکي بود</i>

00:14:56.380 --> 00:14:59.110
!من اون يارو رو ميشناسم
هي،مامانت کجاس؟

00:14:59.216 --> 00:15:01.411
من عاشق اين طرز زندگي هستم
اينجا جاييه که من بهش تعلق دارم

00:15:01.518 --> 00:15:03.486
من عاشق مکزيکي بودنم

00:15:03.587 --> 00:15:07.523
<i>ما بايد بريم کار کنيم،رفيق،خداحافظ -</i>
نه،نه،منم باهاتون ميام -

00:15:07.624 --> 00:15:11.082
من يکي از شماهام
{با لهجه ي مکزيکي}

00:15:11.194 --> 00:15:13.992
<i>،و مايکل توي راه برگشت</i>
داشت با ميبي ارتباط برقرار ميکرد

00:15:14.097 --> 00:15:16.930
يعني،چرا همه بايد با هم دوست بشن

00:15:17.034 --> 00:15:19.525
منظورم اينه که،مگه خانواده براي مردم کافي نيست

00:15:19.636 --> 00:15:23.663
<i>و ميدوني،نه اين که به خاطر خودم تاسف بخورم</i>
<i>ولي من دارم اينجا فراموش ميشم</i>

00:15:26.143 --> 00:15:29.271
<i>و خيلي زود،همه ي اونا به خونه رسيدن</i>

00:15:29.379 --> 00:15:31.506
هي،تو که اينجايي -
آره،ما برديم -

00:15:31.615 --> 00:15:33.845
خب،شماها با هم صحبت کردين؟

00:15:33.950 --> 00:15:37.716
آره،دختر عمه ت يه دختر عاليه
خيلي بده که نميتوني باهاش قرار بذاري

00:15:37.821 --> 00:15:40.949
...منظورم اينه که،وايسا ببينم
تو باهاش مشکلي نداري؟

00:15:42.759 --> 00:15:45.694
هيچي،نه
من داشتم راجع به آن حرف ميزدم

00:15:45.796 --> 00:15:47.595
نظرت راجع بهش چيه؟

00:15:58.700 --> 00:16:02.659
<i>مايکل توي همين لحظه فهميد که</i>
<i>دوست دخترِ پسرشو توي مکزيک جا گذاشته</i>

00:16:02.770 --> 00:16:07.536
.چیزیش نمیشه
فقط باید زود بهش برسیم که آفتاب‌سوخته نشه

00:16:07.875 --> 00:16:10.435
هي،فکر ميکني از اين که اون جا مونده خوشحال شدم؟

00:16:10.545 --> 00:16:12.877
،ولي،هي
ما داريم به همون سفري که ميخواستيم باهم بريم ميريم

00:16:12.980 --> 00:16:15.039
!و نگاه کن
دو تا خروجي تا شهربازي مونده

00:16:15.149 --> 00:16:17.117
من فقط ميخوام آن رو پيدا کم

00:16:17.218 --> 00:16:18.981
کل کارم همينه

00:16:20.421 --> 00:16:22.651
<i>و جوب هنوزم دنبال يه دوست ميگشت</i>

00:16:22.757 --> 00:16:27.421
امشب اجرا داري؟ -
خب،تا ساعت 8:01 مشخص ميشه -

00:16:27.528 --> 00:16:31.055
...ولي به نظرم رسيد که اگه خودمو از قبل آبي کنم

00:16:31.165 --> 00:16:35.397
براي شامي که
سر ساعت 9 برام رزرو شده آروم و خوب خواهم بود

00:16:35.503 --> 00:16:37.994
...و اگه بخواي ميتونم شام رو

00:16:38.106 --> 00:16:41.007
دنبال يه رفيق ميگردي؟ -
آره،همينطوره -

00:16:43.511 --> 00:16:45.775
چيکار داري ميکني؟
رو ميترسوني Ice داري

00:16:45.880 --> 00:16:49.338
آيس؟آيس اون بيرونه؟پس مايکل کجاس؟

00:16:49.450 --> 00:16:51.418
اون برگشت به مکزيک

00:16:51.519 --> 00:16:54.079
همممم،من ميدونستم که ميخواد فرار کنه

00:16:54.188 --> 00:16:55.849
<i>کدوم گوري رفت؟</i>

00:16:57.992 --> 00:17:00.859
آيس،چيکار داري ميکني؟ -
جورج بلوث،تو با من مياي -

00:17:00.962 --> 00:17:03.692
!اون که پدرم نيست -
خب،طبق اين عکس -

00:17:05.900 --> 00:17:10.337
يه سوء تفاهم پيش اومده
و فکر کنم زانوتو گذاشتي روي قلبم

00:17:10.438 --> 00:17:13.236
اين شوهرمه،پدرم احتمالا هنوز توي مکزيکه

00:17:13.341 --> 00:17:16.833
من فقط ميخواستم باهات سکس داشته باشم -
چرا من بيهوش نميشم؟ -

00:17:16.944 --> 00:17:20.004
اون برام تله گذاشته
مايکل برام تله گذاشته

00:17:20.114 --> 00:17:23.379
هي،کي ميخواد بره بيمارستان؟

00:17:23.484 --> 00:17:26.009
<i>و باستر هم رفت سر کارش که شستن ظرفا بود</i>

00:17:26.120 --> 00:17:28.588
اين عاليه،ما مثل برده ميمونيم

00:17:31.159 --> 00:17:35.255
<i> مايکل و پسرش هم</i>
<i>به مکزيک رفتن و پخش شدن تا آن رو پيدا کنن</i>

00:17:35.363 --> 00:17:38.298
آن؟آن؟
اوه خدارو شکر که حالت خوبه

00:17:38.399 --> 00:17:42.028
آقاي بلوث؟ -
اوه خدارو شکر که حالت خوبه -

00:17:42.136 --> 00:17:45.731
تو آن هستي،درسته؟
آره همينطوره

00:17:45.840 --> 00:17:48.365
آن، او خداي من،خودشه،پيداش کرديم -

00:17:48.476 --> 00:17:52.469
باشه،بياين سوار ماشين بشيم و برگرديم

00:17:53.815 --> 00:17:56.784
!مايکل،مايکل،مايکل

00:17:56.884 --> 00:17:59.409
جوب،چيکار داري ميکني؟ -
از کشور فرار ميکني حرومزاده؟ -

00:17:59.520 --> 00:18:01.420
نه،من هنوزم فرار نميکنم،باشه؟

00:18:01.522 --> 00:18:03.581
من فقط اومدم تا دوست دخترِ پسرم رو پيدا کنم

00:18:03.691 --> 00:18:05.659
،اون، دفعه ی قبلی که داشتیم می رفتیم
فرار کرد

00:18:05.760 --> 00:18:09.696
در واقع،من تمام مدت رو اونجا نشسته بودم -
آره؟ کارت درسته، آن -

00:18:09.797 --> 00:18:12.732
جورج مایکل گوش کن
بهتره تو و "آن" توی ماشین منتظر بمونید

00:18:12.834 --> 00:18:15.496
من ميخوام کارا رو با جوب مرتب کنم -

00:18:15.603 --> 00:18:17.332
دوست دخترشه؟ -
آره -

00:18:17.438 --> 00:18:19.429
دختره بامزه س؟ -
نگرانش نباش -

00:18:19.540 --> 00:18:22.509
چرا همه ش فکر ميکني که من ميخوام فرار کنم؟ -
خب کارات يه کم مشکوکه -

00:18:22.610 --> 00:18:24.908
تو اصلا از من نخواستي که باهات بيام

00:18:25.012 --> 00:18:28.812
تنها دليلي که ازت نخواستم بياي اون رقص مرغيت بود

00:18:28.916 --> 00:18:31.612
دفعه ي قبلي تو کلي دردسر افتاديم -
آره -

00:18:31.719 --> 00:18:34.279
همه ش داشتم اينطوري ميکردم -
نه،نه،دوباره اين کارو نکن -

00:18:36.724 --> 00:18:38.954
ولش کن،حاليش نيست که داره چيکار ميکنه
!اون آمريکاييه

00:18:39.060 --> 00:18:40.960
<i>آمريکايي هستم،ببين</i>
<i>{با لهجه ي مکزيکي}</i>

00:18:41.062 --> 00:18:43.587
جين پارمزان هستم
حالتون چطوره؟

00:18:43.698 --> 00:18:46.792
جين،داري چه غلطي ميکني؟ -
مادرت منو فرستاد تا پيدات کنم -

00:18:46.901 --> 00:18:50.997
نگران بود نقشه ای چیزی داشته باشی -
فقط داشتم دنبال يه دوست ميگشتم -

00:18:51.105 --> 00:18:53.130
چي؟ -
آره،درسته،مايکل -

00:18:53.241 --> 00:18:55.971
چون هيچ دوستي نداشتم رفتم پيش مادرمون

00:18:56.077 --> 00:18:58.807
اوه،خيلي خنده داره -
ممنونم -

00:18:58.913 --> 00:19:00.847
جين،ميتونم يه لحظه
با برادرم خصوصي صحبت کنم؟

00:19:00.948 --> 00:19:02.848
باشه، راحت باش -
ممنون -

00:19:02.950 --> 00:19:04.975
جوب،داري راجع به چي حرف ميزني؟

00:19:05.086 --> 00:19:08.112
اگه کسي يه دوست لازم داشته باشه،اون منم
...ببين،پسرم از دستم عصبانيه

00:19:08.222 --> 00:19:12.022
و همه ي وقتشو با اون دختره فرانکلي ميگذرونه
که من زياد ازش خوشم نمياد

00:19:12.126 --> 00:19:14.788
فکر کنم
بيشتر از اين که پسرت داره بزرگ ميشه ناراحتي

00:19:16.197 --> 00:19:19.223
شايد،شايد،آره،حق با توئه

00:19:19.333 --> 00:19:21.699
و تا حالا هم باهاش آشنا نشدم

00:19:21.802 --> 00:19:24.236
يه کمي هم خودخواه بودم،پس

00:19:24.338 --> 00:19:26.465
ميبيني؟تو دوست مني

00:19:26.574 --> 00:19:32.702
ميدوني، و هميشه حواسم به تو خواهد بود؛
و تو هم همينطور

00:19:36.083 --> 00:19:38.950
...ببخشيد،ديدمش که داره مياد،فقط

00:19:39.053 --> 00:19:41.715
يه جورايي خواستم ببينم چيکارش ميکني

00:19:45.626 --> 00:19:47.526
عمو جوب کجاس

00:19:47.628 --> 00:19:52.961
خب،من به آيس و جين يه کمي پول دادم تا
براي آخر هفته باهاش دوست باشن

00:19:53.100 --> 00:19:54.931
در حالي که هر سه تاشون دنبال پدر ميگردن

00:19:55.036 --> 00:19:57.402
و من هم ميخوام يه دوست جديدو بشناسم

00:19:57.505 --> 00:20:03.205
آن،چرا يه کم درباره ي خودت برام نميگي؟ -

00:20:04.512 --> 00:20:07.606
<i>فرداي اون روز،باستر خوشحال بود</i>

00:20:07.715 --> 00:20:12.049
<i>و تصميم گرفته بود که هيچ وقت به خونه بر نگرده -</i>

00:20:12.153 --> 00:20:15.020
تحويل از طرف آشپزخونه -
<i>ولي بدبختانه،اون همون جا بود -</i>

00:20:15.122 --> 00:20:17.556
!مادر -
!باستر -

00:20:17.658 --> 00:20:20.718
فکر کردم رفتي مکزيک -
منم همينطور -

00:20:20.828 --> 00:20:23.888
!اوه -
...و فرداي اون روز که مايکل رفت سر کارش -

00:20:23.998 --> 00:20:26.091
<i>دوست دخترِ پسرش رو يه کم بيشتر ميشناخت...</i>

00:20:26.200 --> 00:20:29.499
به آن بگو درساي جبرش رو بخونه

00:20:29.603 --> 00:20:33.369
و بهش بگو نذاره "کيم چو" از روي دستش تقلب کنه

00:20:35.076 --> 00:20:36.907
واو!تو واقعا خوب شناختيش

00:20:37.011 --> 00:20:39.479
خب،ما سه ساعت با هم توي ماشين بوديم

00:20:39.580 --> 00:20:42.572
خب،نظرت راجع بهش چيه؟ -
ازش خوشم نيومد -

00:20:42.683 --> 00:20:45.083
<i>در قسمت بعدي موانع سازندگي</i>

00:20:45.186 --> 00:20:48.246
<i>باستر صندلي مورد علاقه ش رو پس ميگيره</i>

00:20:49.890 --> 00:20:52.950
!ولي پيروزي کوتاه مدته -

00:20:53.060 --> 00:20:56.052
به دست خودت عشقبازي ميکني
!مادر

00:20:56.163 --> 00:20:57.926
<i>و توبياس نگران سلامتيش ميشه</i>

00:20:58.032 --> 00:21:00.933
!خدا رو شکر،يه دکتر جديد
بالاخرهه اينجا يه جواب درست و حسابي ميگيريم

00:21:01.035 --> 00:21:03.936
اوه،يه خبراي بدي دارم

00:21:04.038 --> 00:21:06.939
جين پارمزان هستم،حالتون چطوره؟ -

00:21:07.041 --> 00:21:09.509
دوباره منو گرفتي

00:21:09.510 --> 00:21:13.788
ولي من شنيدم که اون خونريزي داخلي داره

00:21:14.027 --> 00:21:23.126
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.