﻿WEBVTT

00:00:01.020 --> 00:00:04.438
اين داستانه يه خانواده ي ثروتمنديه که
همه چيزش رو از دست داده

00:00:04.523 --> 00:00:09.078
و يه پسر که چاره اي جز نگه داشتن همه کنار هم ، ندارشت

00:00:09.203 --> 00:00:18.311
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.370 --> 00:00:21.773
مايکل داشت به عنوان نايب رئيس
تو شغل جديدش جا مي افتاد

00:00:21.874 --> 00:00:24.474
که به معني انجام کارهاي رئيس ، يعني برادرش بود

00:00:24.543 --> 00:00:26.357
مايکل
هي

00:00:26.512 --> 00:00:28.102
خب "پوف" جديد رو ديدي؟
"پوف يعني همجنسباز"

00:00:31.016 --> 00:00:33.710
اسمش گَريه و ما به يه شکايت ديگه
نياز نداريم،خُب؟

00:00:33.819 --> 00:00:37.013
نه،من داشتم در مورد مجله صحبت مي کردم
صبر کن ببينم،گري همنجسبازه؟

00:00:37.089 --> 00:00:38.241
آره
اوه

00:00:38.342 --> 00:00:39.812
اون فکر مي کرد که من
داشتم جذبش مي شدم

00:00:39.992 --> 00:00:41.777
تو دهنه قشنگي داري

00:00:42.161 --> 00:00:44.081
من براي اون کون مي ميرم

00:00:44.263 --> 00:00:46.141
خيل خب،صندلي اين کارو الان نمي کنه

00:00:46.265 --> 00:00:49.127
اما به محض اين که به عقب تکيه بدم
اونم به عقب مي ره

00:00:49.201 --> 00:00:51.035
به هر حال،من داشتم در مورده مجله ي "پوف" صحبت مي کردم

00:00:49.201 --> 00:00:52.884
يک مجله براي جادوگرها
درسته

00:00:53.005 --> 00:00:55.766
ببين،اين يارو "توني وندر" خودش رو تو يه
قرص نون قرار مي ده و مي پذه

00:00:55.848 --> 00:00:58.896
و يه دفعه اي از يه ساندويچ گُنده مياد بيرون تا به
به بِده به مردم تا بخورن

00:01:00.379 --> 00:01:01.809
من اون فکرو 10 ماه پيش داشتم

00:01:01.914 --> 00:01:03.798
تو اون ايده رو داشتي؟
(خب،به طور کُلي(نه جزئيات

00:01:03.882 --> 00:01:07.872
من مي خواستم تا خودم رو زنده زنده
تو آبگوشت بجوشونم

00:01:08.287 --> 00:01:11.241
و بعدش من رو با يه ملاقه ي بزرگ بريزن تو يه ديگ
تا از آتش نشانها پذيرايي کنم

00:01:11.356 --> 00:01:13.874
واقعا که نزديکه بود
من بايد تو اين "پوف" باشم

00:01:15.894 --> 00:01:18.902
مايکل بلوث
اون ، اون رو پيدا کرد

00:01:19.053 --> 00:01:21.083
آيس پدرت رو پيدا کرد

00:01:21.233 --> 00:01:23.163
مايکل اخيرا يه شکارچي با شهامت رو
استخدام کرده بود تا پدره فراريش رو پيدا کنه

00:01:23.202 --> 00:01:23.537
چي ؟ کجا ؟

00:01:23.202 --> 00:01:25.656
اون داره ساعت 5 مياد اينجا تا بهمون بگه

00:01:25.771 --> 00:01:27.623
اما اول مي خواد دستمزدش رو بگيره

00:01:27.773 --> 00:01:30.141
اوه،بابا بر مي گرده به زندان،منم رفع اتهام مي شم
و مي تونم دوباره رئيس شرکت شَم

00:01:30.209 --> 00:01:34.279
و من نزديکه تا از اين اداره بزنم بيرون و برم
به سمت يه کاسه سوپ داغ

00:01:34.379 --> 00:01:35.660
همه برنده مي شن
آره

00:01:35.814 --> 00:01:39.363
باستر،ببندش،تو مثل پنجره ي يه
مغازه ي قصابي مي موني

00:01:39.785 --> 00:01:42.235
خدارو شکر،بالاخره مي تونم از شرش خلاص شم

00:01:39.785 --> 00:01:43.121
ساعت 5 مي بينمت،مامان

00:01:43.322 --> 00:01:47.278
مايکل بعدش مستقيم رفت به سمت دَکه ي موز يخ زده فروشي

00:01:47.426 --> 00:01:50.009
جايي که پسرش مثلا قرار بوده کار کنه

00:01:50.129 --> 00:01:53.117
اين طوري به نظر مياد که هر وقت که ما مي خوايم
...با هم باشيم ، پدرت

00:01:53.232 --> 00:01:55.923
هي بروبچ ، چه خبرا؟
چرا دَکه رو بستيد؟

00:01:56.101 --> 00:01:59.090
اوه،اَن اومد تا من رو بببينه، واسه ي همين فکر کردم
که يکم مرخصي به خودم بدم

00:01:59.338 --> 00:02:01.640
مي تونيم در مورده اين بعدا صحبت کنيم؟

00:02:01.773 --> 00:02:04.407
حتما،مشکلي نيست،فقط...گوشيت رو روشن بذار،خُب،پال؟

00:02:04.476 --> 00:02:06.654
عاليه،هي،تو

00:02:08.046 --> 00:02:11.990
ديدي؟ اين يه مثال خيلي خوب براي اين بود که
بابات چه طوري هميشه حرف ادم رو قطع مي کنه

00:02:15.621 --> 00:02:16.950
معذرت مي خوام

00:02:18.624 --> 00:02:20.445
سلام؟

00:02:18.624 --> 00:02:32.996
هي،رفيق،اونا پدر بزرگت رو پيدا کردن

00:02:34.273 --> 00:02:45.260
اين چيزي بود که مي خواستم بهت بگم

00:02:23.462 --> 00:02:24.839
من نمي خواستم اونو قبل از اين که تو داشتي
با "تخم مرغ" حرف مي زدي بهت بگم

00:02:24.941 --> 00:02:26.547
درواقعا من هنوزم دارم با اَن صحبت مي کنم
اوه،اون هنوز نرفته،ها؟

00:02:26.598 --> 00:02:30.270
خيل خب،عاليه،گوش کن.بعدا باهات
حرف مي زنم.من خيلي هيجان زده ام

00:02:30.369 --> 00:02:31.280
خوبه

00:02:34.273 --> 00:02:36.378
فکر کنم که ما بايد از هم جدا شيم

00:02:41.346 --> 00:02:43.253
شکارچي با شهامت در اين حال مشتاق بود
تا وکيل خانواده رو تحت تاثير قرار بده

00:02:43.348 --> 00:02:45.247
نمي تونم باور کنم که تو اينارو درست کردي

00:02:45.317 --> 00:02:49.946
درواقع،"آيس"هميشه براي اين يه شکارچيه با شهامت بود که بتونه اولين عِشقش

00:02:50.040 --> 00:02:51.377
يعني برنامه ريزيه مهموني رو انجام بده

00:02:52.474 --> 00:02:55.480
و لينزي هنوزم اميدوار بود تا با اون يه قرار جور کنه

00:02:55.814 --> 00:03:00.061
من گَمون نمي کنم که تو علاقه منده
به عشق بازي با من باشي

00:03:00.156 --> 00:03:02.637
خُب،وقتي که تو يه ليسته پُر از مهمون آماده کردي،بهم خبر بده

00:03:04.736 --> 00:03:07.265
چرا من ديگه نمي تونم اين کارو انجام بدم؟

00:03:01.735 --> 00:03:02.966
اين تورو ازار مي ده،مگه نه بابا؟

00:03:03.105 --> 00:03:04.441
منظورم اينه که،اون داره جلوي تو لاس مي زنه

00:03:04.548 --> 00:03:05.145
هوم؟

00:03:04.736 --> 00:03:10.386
اوه نه

00:03:10.742 --> 00:03:15.156
به هر حال من تعجب کردم که اون داره دنبال
کسي که شبيه تيپه منه مي گرده

00:03:16.114 --> 00:03:20.006
اما من گَمون کنم که هممون تمايلات درونيمون رو نشون مي ديم،مگه نه؟

00:03:20.152 --> 00:03:22.062
من فکر کنم تو هم نشون دادي

00:03:22.154 --> 00:03:23.023
نه،نشون ندادم

00:03:25.290 --> 00:03:27.552
هيچ راهي هست که من بتونم از اونا طلاق بگيرم؟

00:03:27.593 --> 00:03:29.322
اوه،معلومه که هست،بهش مي گن آزاد کردن برده

00:03:29.595 --> 00:03:31.906
ولي تو بايد بتوني ثابت کني که تو داري
تو يه محيط بي ثُبات زندگي مي کني

00:03:32.431 --> 00:03:33.761
پدر و مادر من دارن تلاش مي کنن تا با يکي ديگه عشق بازي کنن

00:03:32.431 --> 00:03:35.992
البته تا حالا که موفق نشدن

00:03:36.235 --> 00:03:39.787
اگر موفق بشن،من مي تونم تو رو سر ماه از اين
خونه بيارم بيرون ،تو خيابون

00:03:39.905 --> 00:03:41.426
خوبه
مم-مم

00:03:41.540 --> 00:03:44.528
چيزي نگذشت که مايکل رسيد و "آيس" نمايشش رو شروع کرد

00:03:44.610 --> 00:03:48.083
وقتي که شنيدم که اون براي "حُسين" خون ساخته
بعدشم به مکزيک فرار کرده

00:03:48.180 --> 00:03:51.864
جايي که شما ميدونيد،اون بازداشت شد،و وارد يه زندان محلي شد

00:03:51.950 --> 00:03:53.595
تا اين که توسط اين نگهبان کشته شد

00:03:53.685 --> 00:03:56.731
جنازش براي 6 روز در ديوارهاي زندان نگهداري شد،وقتي که

00:03:56.888 --> 00:04:00.337
ببخشيد،معذرت مي خوام...اون نگهبان رو کُشت؟

00:04:00.525 --> 00:04:02.908
نه نگهبانه اون رو کُشت

00:04:00.525 --> 00:04:01.697
اون مُرده.تو مکزيک خاک شده

00:04:02.761 --> 00:04:07.076
صبر کن،چه طوري بدونيم که اين حقيقت داره؟

00:04:07.299 --> 00:04:10.699
چون که من سوابق دندون پزشکي ،گواهي مرگ

00:04:10.869 --> 00:04:16.829
و يه عکس کارتونيه سياسي تو نشريه ي مکزيک دارم

00:04:17.943 --> 00:04:25.870
خيل خب،دوباره بگم،من سورُسات چينَم،پس اگر
هر رُخداد خانوادگي داشتيد

00:04:17.985 --> 00:04:18.537
عروسي

00:04:17.943 --> 00:04:21.415
...مراسم ختم

00:04:23.215 --> 00:04:24.701
 کارتم رو مي ذارم اينجا

00:04:25.550 --> 00:04:27.079
اين حقيقت داره؟

00:04:28.053 --> 00:04:29.441
اون واقعا رفته؟

00:04:31.256 --> 00:04:33.036
فقط داشتم چِک مي کردم

00:04:33.258 --> 00:04:35.260
اينا دندوناي اونن

00:04:33.258 --> 00:04:36.378
اون دندوناي خيلي خوبي داشت

00:04:36.595 --> 00:04:39.119
اين همون درخشندگيه
- پدر به اون درخشنگي قسم مي خورد

00:04:39.267 --> 00:04:45.256
:هنوزم صداش تو گوشمه
"کي دَره سفيد کننده ي لعنتي دندان منو باز گذاشته؟"

00:04:45.404 --> 00:04:48.609
اين قضيه به من ضربه ي بزرگي زد
اين واقعا اتفاق افتاده

00:04:48.907 --> 00:04:51.171
همه ي اين چيزاي مزخرف مربوط به مراسم ختم

00:04:51.576 --> 00:04:53.374
وصيت نامه ، ما بايد وصيت نامه رو پيدا کنيم

00:04:53.578 --> 00:04:57.681
من نمي دونم که به اندازه ي کافي از مرگ گذشته يا نه
من نمي دونم که چي دارم مي گم

00:04:57.916 --> 00:05:00.240
تو ماشين تو نيست ، بِري؟

00:05:00.385 --> 00:05:02.248
من دارم بالا ميارم ، ماشينت رو چِک کن ، بِري
من نمي دونم دارم چي مي گم

00:05:02.321 --> 00:05:04.141
وصيت نامه اينجا نيست

00:05:04.323 --> 00:05:09.468
وصيت نامه تو دفتر من بعد از اجاق صفحه اي با سيمهاي سوختست

00:05:09.828 --> 00:05:12.775
در حقيقت ، بِري وصيت نامه ي جُرج پدر رو گُم کرده بود

00:05:12.831 --> 00:05:16.036
چه طوري حرفم به اينجا رسيد...؟
اوه ، خداي من ، لوسيل ، اون رفته

00:05:16.635 --> 00:05:18.274
ما مجبوريم که يه مراسم ختم داشته باشيم

00:05:18.537 --> 00:05:21.564
مِيبي ناراحت بود ، ولي شانس اين که بتونه مادرش رو
سر عقل بياره رو ، ديده بود

00:05:21.606 --> 00:05:25.700
نمي دونم ، شايد بتونيم از "ايس" بخوايم تا مهموني رو
برامون ترتيب بده ، من نمي دونم دارم چي مي گم

00:05:25.777 --> 00:05:27.399
ما حتي يه جنازه نداريم

00:05:25.777 --> 00:05:30.703
من جنازه ي پدرم خواهم بود.من کَسي هستم که مي ره زيره خاک

00:05:31.950 --> 00:05:34.279
چون که اون جادو رو خيلي دوست داشت

00:05:34.386 --> 00:05:35.665
فکر نکنم که "جوب" بدونه که داره چي مي گه

00:05:35.727 --> 00:05:36.975
من مي دونم دقيقا دارم چي مي گم

00:05:37.723 --> 00:05:40.096
من تو قبر پدرم به خاک سپرده مي شم

00:05:40.225 --> 00:05:43.544
و بعدش يک هفته بعد من از قبر بيرون ميام

00:05:43.829 --> 00:05:45.874
در يکي از بهترين حُقه هاي دنيا

00:05:46.298 --> 00:05:47.779
همه ي اينا واسه ي اينه که بري تو مجله ي "پوف"؟

00:05:46.298 --> 00:05:50.297
منظورم اينه که ، چه طوري اونا مي تونن منو پوشش ندن؟

00:05:52.404 --> 00:05:56.112
باستر ، ما نمي تونيم در اين رابطه بهش چيزي بگيم

00:05:52.404 --> 00:05:55.697
به نظرم به اندازه ي کافي به اين پسر تا حالا دروغ گفته شده

00:05:56.007 --> 00:05:58.151
تو موقعه اي که اون طوطيه دُم درازش رو از دست داد اينجا نبودي ، اسکار

00:05:58.477 --> 00:06:01.218
باستر وقتي بچه بود يه طوطيه سبز دُم دراز محبوب داشت

00:06:01.346 --> 00:06:04.668
که ، بعد از اين که رو کلاه گيسه مُستخدم خانه "رُز" فرود اومد

00:06:04.883 --> 00:06:08.374
...در پِي بيرون رفتن اون براي خالي کردن آشغالها
به يه منبع برق برخورد کرد

00:06:08.754 --> 00:06:12.297
وقتي باستر فهميد ، اون آشپزخونه ي خانواده رو نابود کرد

00:06:12.391 --> 00:06:14.479
جايي که اعتقاد داشت که رُز زندگي مي کرده

00:06:17.896 --> 00:06:23.269
تو خونه چه کار مي کني؟
ارتش نصفه روز مرخصي داد-

00:06:23.668 --> 00:06:25.784
شماها داريد براي يه مهموني برنامه ريزي ميکنيد؟

00:06:25.971 --> 00:06:31.475
آره ، تولدته پدرته که با تولد من مُنطبق شده

00:06:31.510 --> 00:06:33.625
چون شما دو قلوئيد

00:06:34.346 --> 00:06:35.540
خب ، يه خورده خريد دارم که بايد انجام بدم

00:06:36.581 --> 00:06:41.440
جُرج مايکل ، در اين حين ، با اولين دوست دخترش به هم زده بود

00:06:41.586 --> 00:06:42.992
و تو راه خونشون بود

00:06:48.026 --> 00:06:50.623
و رفت پيش پدرش تا باباش دلداريش بده

00:06:53.899 --> 00:06:56.153
چندتا خبر بد دارم

00:06:57.035 --> 00:06:59.292
چي؟ چي؟ ، اَن به همه گفته؟

00:06:59.438 --> 00:07:01.568
در مورده پدر بزرگته

00:07:01.907 --> 00:07:03.989
ظاهرا ، اون مُرده

00:07:01.907 --> 00:07:04.572
تو حالت خوبه
آره-

00:07:04.709 --> 00:07:06.495
آره ، فکر کنم

00:07:06.878 --> 00:07:09.446
آه ، متاسفم ، چي مي خواستي در مورده اَن بهم بگي؟

00:07:09.548 --> 00:07:12.463
جُرج مايکل نمي خواست پدرش رو با خبر جداييش ناراحت تر کنه

00:07:12.551 --> 00:07:13.346
هيچي

00:07:12.551 --> 00:07:16.337
فقط...فقط من با اَن بهم زدم
مسئله ي بزرگي نيست

00:07:16.488 --> 00:07:17.461
واقعا؟

00:07:18.156 --> 00:07:21.058
حالت خوبه؟
من؟ من عاليم-

00:07:21.226 --> 00:07:23.150
واقعا؟
من عاليم-

00:07:23.228 --> 00:07:25.357
خوبه ، آره ، اون با ما جور نبود

00:07:25.730 --> 00:07:30.468
نه ، اون دختر فوق العاده ايه
براي بقيه-

00:07:30.602 --> 00:07:35.272
تو فکر مي کني پاي بقيه در ميون باشه؟
من نمي دونم دارم چي مي گم-

00:07:30.602 --> 00:07:31.316
بيا اينجا

00:07:35.240 --> 00:07:36.360
هي ، برادر

00:07:37.242 --> 00:07:39.093
مي خواستي منو ببيني؟
باستر ، آره-

00:07:39.244 --> 00:07:41.839
مي خوام تا رو اين حُقه اي که دارم
کار مي کنم ، کمک کني

00:07:41.980 --> 00:07:44.036
اوه ، براي تولد پدر؟

00:07:44.182 --> 00:07:46.388
آره ، براي تولد پدر

00:07:46.785 --> 00:07:49.508
خب ، ببين ، من مي رم داخل اين تابوت

00:07:50.021 --> 00:07:53.140
و کاري که ازت مي خوان بکني اينه که اينو بچرخوني

00:07:54.192 --> 00:07:58.079
تا به همه نشون بدي که دَره مخفي وجود نداره

00:07:58.163 --> 00:07:59.842
و بعدش من از دَره مخفي ميام بيرون

00:08:01.266 --> 00:08:03.921
تو دَره مخفي رو مي بندي

00:08:04.269 --> 00:08:07.520
نَش کِش رو بيار و جعبه ي خالي رو خاک کنيد

00:08:07.606 --> 00:08:10.139
پس اين يه حُقست

00:08:10.275 --> 00:08:12.147
ولي چرا تو داري يه حُقه مربوط به تابوت
رو تو روز تولد پدر انجام مي دي؟

00:08:13.278 --> 00:08:14.966
شوخي خَرکي

00:08:15.113 --> 00:08:20.145
...بگيم : هي پدر ، تورو نگاه ، تو يه سال پيتر شدي

00:08:21.319 --> 00:08:23.095
و يه سال به مرگ نزديکتر شدي

00:08:23.889 --> 00:08:26.707
اوه ، آره ، فکر کنم يه جورايي خنده دار باشه

00:08:27.292 --> 00:08:30.410
خيل خب ، ولي تو بايد يه لطفي در حقه من بکني

00:08:30.495 --> 00:08:32.332
من واقعا توي ارتش نيستم

00:08:30.495 --> 00:08:33.180
و من به مامان گفتم که هستم

00:08:33.532 --> 00:08:36.432
ولي نمي تونم به يه مهمونيه خانوادگي بدون لباس ارتش بيام

00:08:36.535 --> 00:08:38.658
اوه ، آره ، من عادت کردم که يه استريپر باشم

00:08:36.535 --> 00:08:39.318
استريپرها که لباس نمي پوشن

00:08:39.571 --> 00:08:40.567
نه در پايان نمايش

00:08:41.172 --> 00:08:43.592
منظورت اينه که ، تو مي توني لباس استريپرها رو بپوشي
وقتي که استريپر نيستي؟

00:08:45.577 --> 00:08:47.026
تو بهم بگو

00:08:47.646 --> 00:08:51.191
جُرج مايکل براي پياده روي به تِکه زمين نزديکشون رفت

00:08:51.416 --> 00:08:53.246
تا تو خَلوتش براي هر دو از دست رفتش ناراحت باشه

00:08:53.985 --> 00:08:56.570
و اون يه کشف جالب کرد

00:08:59.324 --> 00:09:00.468
پدر بزرگ؟

00:08:59.324 --> 00:09:01.449
منو پنهان کن

00:09:02.594 --> 00:09:05.866
پدر بزرگ رو تحويل نده

00:09:02.594 --> 00:09:04.427
به پدر بزرگ کمک کن

00:09:09.982 --> 00:09:14.133
جُرج مايکل يَواشکي پدربزرگش رو به اطاق
زير شيرواني بُرد و کمکش کرد تا خودش رو تمييز کنه

00:09:14.553 --> 00:09:15.672
اونا عالي هستن

00:09:14.553 --> 00:09:20.817
سالها اونا رو با خمير دندونه سفيد کننده ي "گليسين" شستم
گوش کن...آه

00:09:21.127 --> 00:09:23.098
تو نمي توني به هيچ کس بگي که من اين بالام
تو بايد ازم محافظت کني

00:09:23.129 --> 00:09:25.292
آره ، مي دونم ، من نمي تونم به پدرم نگم

00:09:25.331 --> 00:09:27.253
من پدربزرگتم
و من از وسط جهنم گذشتم تا به اينجا رسيدم

00:09:25.331 --> 00:09:27.291
اون اين کارو کرده بود

00:09:27.600 --> 00:09:31.444
بعد از اين که بازداشت شد ، اون يه راه فرار تو
سيستم قضايي مکزيک پيدا کرد

00:09:31.570 --> 00:09:35.142
من پول دارم

00:09:37.076 --> 00:09:39.038
مقامات مکزيکي حتي يک تشييع جنازه ي اَلکي
هم براي اون دُرست کردند

00:09:39.078 --> 00:09:42.259
البته نمي شد اسمش رو يه تقلب عالي گذاشت

00:09:42.348 --> 00:09:42.922
...به هر حال

00:09:42.348 --> 00:09:48.027
من وسطاي راه "پاناما" بودم که تو روزنامه ي محلي يه چيزي ديدم

00:09:48.287 --> 00:09:50.467
که اون داستان تنفس دهان به دهانه زنش
به يه آدم بيخانمان رو ديده بود

00:09:50.529 --> 00:09:51.269
ولي اون حقيقت رو مي دونست

00:09:51.290 --> 00:09:53.786
زنش داشت برادرش رو بوس مي کرد

00:09:59.365 --> 00:10:02.768
من اون حِس رو درک مي کنم
خودمم امروز اين اتفاق برام افتاد

00:10:03.335 --> 00:10:06.171
و قسمت بدش اينه که ، من حتي نمي تونم به
پدرم بگم که چه قدر از اين اتفاق ناراحتم

00:10:03.335 --> 00:10:07.842
چون که اون بعدا فکر مي کنه که من
فقط بايد براي تو نارحت مي بودم

00:10:08.007 --> 00:10:10.116
اون اشتباه نمي کنه
...خب-

00:10:10.342 --> 00:10:13.131
به نظر مياد که ما جفتي تو يه وضعيت يکسانيم

00:10:13.345 --> 00:10:16.005
نمي دونم ، چرا ما رازهاي همديگه رو نگه نداريم؟

00:10:13.345 --> 00:10:15.845
آره ، باشه

00:10:18.551 --> 00:10:24.002
گوش کن ، اگر رفتي سوپر مارکت مي توني
واسه ي پدر بزرگ خوراکي بياري؟

00:10:26.292 --> 00:10:28.455
و روز بعد ، مايکل فهميد که پسرش
داره يه کاره مشکوک انجام ميده

00:10:28.527 --> 00:10:29.169
صبح بخير
سلام-

00:10:28.527 --> 00:10:30.515
داري با اون غذا کجا مي ري؟

00:10:30.663 --> 00:10:34.682
من فقط داشتم مي رفتم...چندتا از غذاهاي محبوب
پدر برزگ رو تو اتاقم بخورم

00:10:34.800 --> 00:10:37.196
باعث مي شه کمتر غمگين باشم

00:10:42.841 --> 00:10:45.644
من فکر مي کنم که جُرج مايکل
داره "اَن" رو تو اتاق زير شيرووني پنهان مي کنه

00:10:45.844 --> 00:10:47.716
از کي ، نازي ها؟

00:10:47.846 --> 00:10:50.443
نه ، دوست دخترش رو ، از من

00:10:50.649 --> 00:10:53.085
من وقتي داشت يواشکي مي رفت
بالا مُچش رو گرفتم

00:10:53.185 --> 00:10:56.156
و اون واضحا اين کارو کرد
چون اون فکر مي کنه که من از دختره خوشم نمياد

00:10:56.388 --> 00:10:59.062
مي دوني ، تو فکره اينم که اونو به مراسم ختم دعوت کنم

00:10:59.391 --> 00:11:01.385
چرا اونو پنهان مي کنه؟ چرا اونو...؟

00:11:02.228 --> 00:11:05.153
چرا داره کاريو با اون مي کنه که
پدر عادت داشت با من بکنه؟

00:11:05.898 --> 00:11:08.613
اون خيلي معرکه بود

00:11:08.901 --> 00:11:11.822
اون دقيقا يکي از بهترين مثالا بود
که چه طور اون آدمه معرکه اي نبوده

00:11:11.904 --> 00:11:14.117
پسر ، تو واقعا تو بد وضعيتي هستي ، نه؟

00:11:14.240 --> 00:11:15.616
مي دونم

00:11:16.075 --> 00:11:18.857
مي دوني ، اين جالبه

00:11:19.078 --> 00:11:22.019
همه ي اون سالا وقتي که من مي خواستم خودم رو به گريه بزنم
مرگ پدر رو واسه ي خودم متصور مي شدم و اشکم سرازير مي شد

00:11:22.081 --> 00:11:25.380
با مامانم امتحان کردم ولي آخرش خندم مي گرفت و خراب مي شد

00:11:25.584 --> 00:11:27.614
ولي اين حس واقعيه ، مي دوني؟

00:11:27.686 --> 00:11:30.875
تو به خودت اجازه ندادي که اصلا ناراحت بشي ، مايکل

00:11:31.023 --> 00:11:34.942
رابطه ي من با پدر ، آه ، خيلي
پيچيده تر از رابطه ي تو با اون بوده

00:11:35.027 --> 00:11:37.200
اين رابطه پر از راز و دروغ بوده

00:11:35.027 --> 00:11:39.989
هيچ چي از ، آه ، اعتماد در ان ميان نبوده ، مي دوني؟

00:11:40.132 --> 00:11:41.826
بفرما اون اومد

00:11:41.967 --> 00:11:45.046
جان وِين اومد

00:11:45.337 --> 00:11:48.553
من نمي خوام براي پدرم گريه کنم

00:11:48.641 --> 00:11:51.565
من مي خوام تا يه فرودگاه بسازم تا اسمم رو روش بذارم

00:11:51.644 --> 00:11:52.909
چرا ، مايکل؟

00:11:51.644 --> 00:11:54.842
پس تو مي توني از احساساتت فرار کني؟

00:11:55.748 --> 00:11:59.448
تو مي توني اونا رو تو بطري نگه داري ، ولي اونا
بيرون خواهند آمد ، مايکل

00:11:59.551 --> 00:12:02.560
...بعضي مواقع در بيشتر شرايط غير قابل منتظره

00:12:03.055 --> 00:12:08.148
هِي ، تخم مرغ آب پز شده ي لعنتي من کو؟

00:12:14.800 --> 00:12:19.061
جوب ، در اين ميان ، داشت تا براي
حُقه ي زنده خاک شدن آماده مي شد

00:12:19.905 --> 00:12:22.749
پسر ، تو مطمئنا سريع اين چاله رو کَندي

00:12:22.908 --> 00:12:27.554
در حقيقت اين کارگر 3 روز پيش توسط
جُرج پدر استخدام شده بود تا يه همچين چاله اي رو بکنه

00:12:29.481 --> 00:12:32.271
و باستر داشت دنبال کارت پُستال مناسب مي گشت

00:12:32.418 --> 00:12:36.051
...يه نفر مي خواست تا برات تبريک تولد بفرسته..به زودي مي بينمت

00:12:36.188 --> 00:12:40.382
اوه اين بدجنسيه

00:12:41.593 --> 00:12:44.513
و کمي بعد ، مراسم ختمي که "آيس" ترتيبش رو
داده بود شروع شد

00:12:44.596 --> 00:12:45.597
داري چه کار مي کني؟

00:12:44.596 --> 00:12:48.622
اين چيزيه که تو پوشيدي؟

00:12:48.967 --> 00:12:58.283
پدر من مُرده ، مِيبي
آره ، ولي تو که نمردي-

00:12:48.967 --> 00:12:51.727
و "آيس" دقيقا اينجاست

00:12:51.970 --> 00:12:55.100
مِيبي مي دونست که اگر بتونه يه عشق بازي براي
مامانش با يه غريبه جور کنه

00:12:55.207 --> 00:12:57.038
مي تونه از زير سلطشون بياد بيرون

00:12:57.209 --> 00:12:59.153
تمام چيزي که پدر بزرگ همشه مي خواسته

00:12:57.209 --> 00:13:01.325
اين بوده که تو رو با يه مرده ديگه غير از پدر ببينتت

00:13:01.447 --> 00:13:03.049
تو درست مي گي

00:13:03.449 --> 00:13:05.108
مي دوني چيه؟

00:13:05.451 --> 00:13:09.118
من دارم مي رم تا يه دامن کوتاه بپوشم ، لباس زيرم رو در بيارم
و کاري کنم تا پدربزرگت به من افتخار کنه

00:13:09.221 --> 00:13:12.641
يه لحظه صبر کن بينم ، بذار از بري بپرسم
ممکنه تا همين جاش هم کافي باشه

00:13:14.760 --> 00:13:18.230
اسکار کت شلوار منو پوشيده؟

00:13:18.764 --> 00:13:21.798
هي ، تو به برادرم بگو که تو نبايد
لباس آدماي مُرده رو بپوشي

00:13:22.034 --> 00:13:23.079
شرم بر او باد

00:13:22.034 --> 00:13:25.226
و اينو بهش بگو ، بگو ، بگو شرم بر تو باد

00:13:25.371 --> 00:13:27.430
اينو به من بگو همون طور که مي خواي به اون بگي

00:13:28.407 --> 00:13:30.809
احتمالا من نمي خوام تا اينو بهش بگم

00:13:30.909 --> 00:13:31.647
خيل خب

00:13:32.911 --> 00:13:33.964
به اون نگاه کن

00:13:32.911 --> 00:13:35.635
به اون نگاه کن
به نظر تو اون ناراحت مياد؟

00:13:35.748 --> 00:13:37.613
اوه خداي من اون "اَن"ه
کي؟-

00:13:37.750 --> 00:13:40.104
اون دختريه که قلب منو شکست

00:13:40.252 --> 00:13:42.690
دختري که صورتش هميشه تو ذهنم مي مونه

00:13:43.589 --> 00:13:44.126
اون؟

00:13:47.259 --> 00:13:48.702
اون واقعا خنده داره

00:13:49.261 --> 00:13:50.886
خب ، بيا اميدوارم باشيم

00:13:51.930 --> 00:13:53.526
بالهاي سرخ کرده ي مرغ فراموشت نشه

00:13:53.665 --> 00:13:56.429
هي ،اَن

00:13:56.735 --> 00:13:59.657
تو اينجايي ، اين عاليه ، من مطمئن نبودم که
تو پيغام من رو گرفته باشي

00:13:59.905 --> 00:14:02.927
اون يه پيغام نبود ، ما صحبت کرديم

00:14:03.842 --> 00:14:05.855
اَن ، بابام تو رو دعوت کرده؟

00:14:05.911 --> 00:14:07.159
من فقط متوجه شدم که زندگي خيلي کوتاهه

00:14:05.911 --> 00:14:09.658
به نظر مياد که شما دو تا به هم اهميت مي ديد
چرا راهتون از هم جدا شه ، ها؟

00:14:10.182 --> 00:14:11.327
خيل خب

00:14:15.087 --> 00:14:16.668
فکر مي کني ما واقعا به هم ميايم

00:14:15.087 --> 00:14:18.140
يه پدر مي تونه بگه ، باشه؟

00:14:18.290 --> 00:14:21.274
اَن مثل يه تَپه بر روي جاده ي هموار مي مونه

00:14:21.427 --> 00:14:23.337
و باستر رسيد

00:14:23.429 --> 00:14:25.992
در حالي که لباس و تجهيزات نظامي که "جوب" براش
آماده کرده بود رو پوشيده بود

00:14:26.098 --> 00:14:27.011
تو چه لباس احمقانه اي پوشيدي؟

00:14:26.098 --> 00:14:28.789
اين جزوه قوانينه ، مايکل

00:14:29.001 --> 00:14:32.731
که لباس رو بپوشيم، شلوارش بايد يه خورده راحت مي بود

00:14:32.905 --> 00:14:35.034
جايي براي کُل هديه هاي تولد هست؟

00:14:35.574 --> 00:14:37.443
هديه هاي تولد؟

00:14:37.576 --> 00:14:40.879
مايکل به ياد آورد که باستر با چيزي که
فکر مي کرد ماشين "رُز" بود چه کار کرد

00:14:41.046 --> 00:14:43.855
با چيزي که اون فکر مي کرد اسباب بازيه محبوب "رُز" بود

00:14:46.785 --> 00:14:50.832
براي تو اوليشه
و بدجنس ترين-

00:14:51.156 --> 00:14:56.077
اونو از اينجا ببر بيرون
نمي تونيم بذاريم تا اون بدونه که اين يه مجلسه ختمه

00:14:56.428 --> 00:14:59.336
باستر ،بيا بريم ببينيم که اون
تابوت آماده ي به خاک سپرده شدن هست يا نه

00:15:00.966 --> 00:15:03.856
و بنابراين خانواده جمع شدن تا
ياد جُرج پدر رو زنده کنن

00:15:04.136 --> 00:15:09.964
اگر هر کسي دوست داشته باشه تا
در مورده پدر صحبتي بکنه ، الان وقتشه

00:15:12.778 --> 00:15:14.285
هيچ کس؟

00:15:12.778 --> 00:15:14.416
هيچ کس؟

00:15:15.414 --> 00:15:19.137
شايد پسره من جُرج مايکل
بخواد تا چيزي بگه

00:15:19.551 --> 00:15:21.832
ها؟ مي خواي احساسات رو به اشتراک بذاري؟

00:15:22.521 --> 00:15:25.864
اشکال نداره اگر گريه کني ، پال ، عيب نداره

00:15:22.521 --> 00:15:23.908
آره؟

00:15:25.791 --> 00:15:28.272
واو ، اون واقعا رفته

00:15:30.028 --> 00:15:33.893
اما مي دوني ، من فکر مي کنم که اگر اون

00:15:34.900 --> 00:15:41.251
همين الان اينجا بود ، من احتمالا بهش مي گفتم
که اين کاملا کار کرد

00:15:41.974 --> 00:15:45.053
و اين که ، اوم ، من برات چندتا ماهيه قزل آلا ميارم

00:15:45.511 --> 00:15:47.572
در بهشت

00:15:48.313 --> 00:15:51.498
چندبار من بايد به اين بچه بگم بال سرخ کرده ي مرغ؟

00:15:51.683 --> 00:15:54.924
لينزي بلند شد تا در لباسي که
دخترش انتخاب کرده بود صحبت کنه

00:15:55.053 --> 00:15:57.056
پدره من براي من قدره يه دنيا ارزش داشت

00:15:57.689 --> 00:16:00.473
خشک کن،مامان ، دماغتو بگير

00:16:00.692 --> 00:16:02.364
به اين ميگن سخنراني

00:16:02.561 --> 00:16:05.127
و بالاخره ، مايکل بلند شد تا سخنراني کنه

00:16:05.564 --> 00:16:08.344
من يه رابطه ي خيلي پيچيده اي با
پدرم داشتم

00:16:10.569 --> 00:16:11.638
آيس؟

00:16:10.569 --> 00:16:14.022
مي توني براي الان بيخيال اون فالوده شي؟

00:16:14.172 --> 00:16:16.057
اونجا فالوده هست؟

00:16:16.542 --> 00:16:18.269
من هيچ وقت نمي تونستم به پدرم اطمينان کنم

00:16:18.544 --> 00:16:23.658
ولي من هميشه مي خوام که پسرم
بتونه به من اطمينان کنه

00:16:24.483 --> 00:16:29.768
پس ، از حالا به بعد ما هميشه قراره که
با هم صادق باشيم ، خيل خب؟

00:16:29.821 --> 00:16:35.452
چون هيچ کسي رو تو اين دنيا بيشتر از تو دوست ندارم

00:16:37.829 --> 00:16:40.676
مايکل ، گوش کن ، مي تونيم بقيه ي مَدح و ستايش رو بيرون انجام بديم

00:16:40.766 --> 00:16:44.316
تا من بتونم پايين تو قبر پدر باشم
با يه پايان بزرگ از سمته تو؟

00:16:44.603 --> 00:16:47.140
من کارم تمومه
واو ، اين مَدحه تو بود؟

00:16:47.239 --> 00:16:50.444
خوشحالم که پدر اين اطراف نيست تا اينو ببينه

00:16:51.076 --> 00:16:53.423
اون عالي بود
خب ، سعيمو کردم

00:16:53.579 --> 00:16:57.015
پس ديگه سفراي مخفيانه به
اتاق شيرووني نداريم ، خب؟

00:16:57.082 --> 00:16:59.320
جُرج مايکل نمي خواست که پدربزرگش رو لو بده

00:16:59.585 --> 00:17:02.472
ولي اون گمان مي کرد که همين الانش
هم پدرش حقيقت رو مي دونه

00:17:02.554 --> 00:17:05.571
پدر بزرگ تو شيروونيه
چي؟-

00:17:05.757 --> 00:17:08.812
اين حقيقت محض که تو با عشق مي گي
پدر بزرگ به من مي گه که تو هنوز اماده نيستي

00:17:08.894 --> 00:17:09.637
هي-

00:17:08.894 --> 00:17:11.610
قبل از اين که خورشيد غروب کنه

00:17:15.005 --> 00:17:18.167
سخنراني هايي که امروز شنيديم چيزي
جز چند تا کلمه ي بي خود نبود

00:17:18.308 --> 00:17:21.282
ولي من ثابت خواهم کرد که پدرم رو از هر کس ديگه اي بيشتر دوست دارم

00:17:27.351 --> 00:17:28.129
باستر

00:17:42.900 --> 00:17:46.475
همون طور که مي تونيد ببيني
اين يه تابوته معموليه

00:17:49.006 --> 00:17:50.716
يه دور تابوتو بچرخون

00:17:57.114 --> 00:17:59.571
من جنازه ي پدرم خواهم شد

00:17:59.683 --> 00:18:02.245
همون طور که در اين قبر دفن مي شم

00:18:02.519 --> 00:18:04.660
خيل خب ، دوباره برش گردون سر جاش

00:18:04.855 --> 00:18:06.797
جنازه ي پدر؟ پدر...پدر مُرده؟

00:18:06.857 --> 00:18:09.838
فقط درش رو ببند و تابوتو برگردون

00:18:10.027 --> 00:18:12.978
اوه خداي من ، کارت ، کارت

00:18:15.699 --> 00:18:17.452
يه چيزي اشتباه پيش رفت

00:18:25.509 --> 00:18:27.090
توجه مايکل به يه چيزي تو خاکها جلب شد

00:18:27.711 --> 00:18:29.493
گليسين

00:18:30.013 --> 00:18:34.022
و ناگهان متوجه شد که
منظوره پسرش چي بوده

00:18:30.013 --> 00:18:33.418
وقتي که گفت پدربزرگش
تو شيروونيه

00:18:35.052 --> 00:18:37.090
بابا؟ بابا؟

00:18:40.023 --> 00:18:42.540
حالت چه طوره ، مايکل؟

00:18:43.193 --> 00:18:45.897
هي ، اما پدر تو زندست

00:18:43.193 --> 00:18:47.193
مايکل ، اون.. اون زندست

00:18:47.364 --> 00:18:50.298
چه طوري تونستي اين کارو با ما بکني؟
خب ، خودت که ديدي ، من چاره ي ديگه اي نداشتم-

00:18:50.400 --> 00:18:53.348
برادره من با لوسيله ، ديدي
اون داره خانواده رو نابود مي کنه

00:18:53.403 --> 00:18:57.472
تو کل شرکت رو در خطر انداختي

00:18:57.574 --> 00:19:03.876
از زندان فرار کردي ، و بعدش يه کاري کردي
که فکر کنيم مُردي؟

00:18:57.574 --> 00:19:01.069
من بي گناهم مايکل

00:19:01.144 --> 00:19:06.235
من يه آدم گول خورده ام
من يه سري از پرونده هارو امضا کردم

00:19:01.144 --> 00:19:02.472
من فکر کردم که اونا مي خوان منو بکشن

00:19:04.448 --> 00:19:07.350
منو تحويل نده  ؟ مي توني کمک کني؟

00:19:07.451 --> 00:19:09.891
و براي يک لحظه ، مايکل به تضاد بر خورد

00:19:10.454 --> 00:19:13.371
خب ، من قرار نيست تا بذارم تو اين بالا بموني
و پسرم رو شريک جرم خودت کني ، خُب؟

00:19:13.457 --> 00:19:16.101
متاسفم ، بهت اجازه نمي دم که اون
رو هم تو گناهت شريک کني

00:19:16.426 --> 00:19:19.885
آيس ، مامانم مي خواد يه چيزي بهت بگه

00:19:20.664 --> 00:19:22.350
فهميدم که تو خيلي جذابي

00:19:20.664 --> 00:19:24.048
و اون خيلي قشنگ تمييز مي کنه ، مطمئن باش

00:19:24.301 --> 00:19:27.287
فکر کنم بالاخره ساعت کاريم تموم شد

00:19:28.538 --> 00:19:30.050
من از اينجا خارج مي شم ديگه ، ها؟

00:19:30.540 --> 00:19:33.131
آه ، پدر زندست ، اون تو شيرووني قايم شده

00:19:33.510 --> 00:19:35.047
اون طبقه ي بالاست؟

00:19:44.187 --> 00:19:45.673
اون رفته

00:19:46.189 --> 00:19:48.990
براي ظرف غذاپزي از صندوق پستي استفاده مي کرده

00:19:46.189 --> 00:19:47.645
من سره کارم

00:19:50.560 --> 00:19:52.834
به نظر نمياد اين طوري بتونم موفق شم

00:19:54.097 --> 00:19:56.626
من نمي تونم باور کنم ، و من تازه وصيت نامه رو پيدا کردم

00:20:05.475 --> 00:20:06.984
ممنون ، مايک

00:20:07.711 --> 00:20:10.923
آره ، خب ، الان اين ديگه راز بين ماست

00:20:12.616 --> 00:20:15.407
،و مايکل پسرش رو ديد
که نقش هاشون الان برعکس شده بود

00:20:15.485 --> 00:20:16.492
سلام
من متاسفم-

00:20:15.485 --> 00:20:19.347
مي دوني ، از حالا به بعد
ما فقط راستش رو به هم مي گيم

00:20:20.524 --> 00:20:22.390
ما تلاشمون رو مي کنيم
اره-

00:20:22.526 --> 00:20:22.934
پس صبر کن

00:20:22.526 --> 00:20:25.415
مشخصا ، اَن تو اتاق زير شيرووني نبود

00:20:25.529 --> 00:20:28.304
پس تو اقعا باهاش بهم زدي؟

00:20:25.529 --> 00:20:28.719
در واقعا ، اون باهام به هم زد

00:20:29.199 --> 00:20:30.874
ولي اتفاق عالي اينه که

00:20:29.199 --> 00:20:33.282
اون خيلي تکون خورد بعد از
چيزي که تو گفتي و ما دوباره برگشتيم با هم

00:20:33.503 --> 00:20:34.718
آه

00:20:33.503 --> 00:20:35.645
آره

00:20:35.839 --> 00:20:37.497
اوه ، اين عالي نيست

00:20:38.141 --> 00:20:41.209
خب ، ما يه خانواده ايم و بهم ديگه چسبيديم ، ها؟

00:20:43.747 --> 00:20:44.504
باشه

00:20:43.747 --> 00:20:46.464
بيا بريم عموت رو از اون زير دراريم

00:20:48.985 --> 00:20:50.795
"در قسمت بعدي "موانعِ سازندگي

00:20:50.921 --> 00:20:54.678
باستر از مرگ "کاپيتان کانگرو" خبر دار شده بود
"يکي از شخصيت هاي سريال کودکان"

00:20:57.427 --> 00:20:59.747
مايکل از مراقبت از پدرش خسته شده بود

00:20:59.863 --> 00:21:03.370
نه ، پدر بزرگ خوراکي گيرش نمياد
من فقط برات يه پيتزاي ... آوردم

00:21:05.435 --> 00:21:08.631
"و "جوب" بالاخره رفت تو مجله ي "پوف

00:21:09.099 --> 00:21:18.303
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.