﻿WEBVTT

00:00:01.020 --> 00:00:04.421
داستان، در مورد يک خانواده ثروتمنده که تمام داراييشو از دست داده

00:00:04.523 --> 00:00:08.616
و پسر اين خانواده که حاضره هر کاري بکنه تا اعضاي خانواده رو در کنار هم نگه داره

00:00:08.830 --> 00:00:18.433
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.737 --> 00:00:20.637
صبح روز شنبه است

00:00:20.739 --> 00:00:25.476
و مايکل بلوث نگران قرار ملاقاتش با نماينده دادگستريه که در حال بررسي پرونده خلافکاريهاي پدرشه

00:00:25.577 --> 00:00:27.772
مايکل، معلوم هست واسه چي اينقدر نگراني؟

00:00:27.880 --> 00:00:30.007
دارن يه نماينده جديد ميفرستن ديگه
يعني کلا، روز از نو، روزي از نو

00:00:30.115 --> 00:00:33.607
يه پرونده جديد، با يه سري دروغهاي جديد

00:00:33.719 --> 00:00:36.415
مامان، من ديگه دروغ نميگم -
اين جمله مايکل هم دروغ محض بود -

00:00:36.522 --> 00:00:40.524
اوايل هفته پدر فراريشو پيدا کرده بود و اونو توي اتاق زير شيرووني مخفي کرد و اين موضوع رو به کسي نگفت

00:00:40.626 --> 00:00:43.459
جورج پدر، در حال حاضر تو اتاق زير شيرووني، منتظر صبحونه است

00:00:43.562 --> 00:00:45.723
درباره کارمون
... فقط اينو ميگم که

00:00:45.831 --> 00:00:48.391
من کاري به کار ساختمون سازي بابا تو عراق نداشتم

00:00:48.500 --> 00:00:51.128
اين دقيقا چيزيه که من ميخوام بهشون بگم -
اون غذا مال لينزيه؟ -

00:00:51.236 --> 00:00:53.397
ولي اون ديگه نميترسه جلوي من غذا بخوره

00:00:53.505 --> 00:00:55.405
اون فقط سفيده تخم مرغه، درسته؟

00:00:55.507 --> 00:00:58.169
اين مال لينزي نيست. مال منه

00:00:58.277 --> 00:01:00.177
بگذريم. من هم ديگه دروغ نميگم، مايکل

00:01:00.279 --> 00:01:05.182
(در طول اين مدت فقط منو خوابوندن (دروغ گفتن
(جمله دو پهلو، بازي با کلمات)

00:01:05.284 --> 00:01:08.709
عجب، باعث آرامش که نميشن، هيچ، رو اعصاب همديگه هم ميرن

00:01:10.289 --> 00:01:12.189
من بايد از اينجا برم بيرون

00:01:12.291 --> 00:01:14.350
چــي؟ -
ديگه نميتونم تحمل کنم -

00:01:14.460 --> 00:01:18.726
يعني، خيلي دوست داشتني و مهربون بود

00:01:18.831 --> 00:01:21.026
و الان نسبت به اون کسي که من دوستش داشتم خيلي فرق کرده

00:01:21.133 --> 00:01:23.260
اسکار، صبر کن. نميتوني بري. بايد اينجا بموني

00:01:23.368 --> 00:01:26.303
بعد از اينکه فهميد رزا به باستر شير ميده، اين اولين باريه که به اين خوبي رفتار ميکنه

00:01:26.405 --> 00:01:29.772
اوه، باستر. اسم اونو پيش نکش. اون که کاملا عاشق آموزش نظامي شه

00:01:29.875 --> 00:01:33.174
در واقع باستر حتي نميتونست از رو مانع معمولي بپره و ميخورد به ديوار

00:01:33.278 --> 00:01:36.372
من نميتونم! رخت خوابمو ميتونم مرتب کنم، ولي اين کارو نميتونم انجام بدم

00:01:36.482 --> 00:01:40.646
قرار نيست که سرم داد بزني و منو "بچه سوسول" صدام کني تا شير بشم و از بالاي ديوار بپرم؟

00:01:40.752 --> 00:01:42.879
از اين به بعد طبق قانون حق به کاربردن اين الفاظ رو نداريم

00:01:42.988 --> 00:01:45.320
در واقع اين قانون اخيرا وضع شده بود

00:01:45.424 --> 00:01:48.621
لايحه اش توسط همون نماينده اي ارائه شد که مايکل باهاش قرار ملاقات داره

00:01:48.727 --> 00:01:54.121
خيلي وقته که گروهبان "وندل بيکر" کسي رو بچه سوسول صدا نکرده

00:01:54.233 --> 00:01:56.292
اگه خدا بخواد، تو همون مرحله اول آموزش عذرشو ميخوان

00:01:56.401 --> 00:01:58.835
خوب، چرا خودش بي خيال نميشه؟
اون که حتي تو اردوي ورزشي هم اوضاعش خراب بود

00:01:58.937 --> 00:02:01.462
سلام -
سلام، بابا -

00:02:01.573 --> 00:02:04.508
واسه ديدن نماينده دادگستري آماده اي؟
سلام. آره، اميدوارم همه چي خوب پيش بره

00:02:04.610 --> 00:02:07.170
امتحان رياضيت چطور بود؟ -
به نظرم بد نبود -

00:02:07.279 --> 00:02:09.645
ولي خيلي عجيب بود
من  اين همه با "آن" درس خوندم

00:02:09.748 --> 00:02:11.648
ولي هنوز که هنوزه نتونستم نمره خوبي بيارم

00:02:11.750 --> 00:02:15.982
آن باعث شده که نميتوني نمره خوب بياري؟ -
خوب، تقصير آن که نبود. رياضيش خيلي خوبه -

00:02:16.088 --> 00:02:18.818
خوشگله نه؟ -
به نظر تو حوشگله؟ -

00:02:18.924 --> 00:02:23.491
مايکل احساس ميکرد که اين قرارهاش با آن باعث شده درسش افت کنه

00:02:23.595 --> 00:02:29.033
نه، تقصير آن نبود. فکر کنم سوالها رو خوب متوجه نشدم

00:02:29.134 --> 00:02:31.728
و بعد (بدون اينکه سوال رو خوب بخونم) شروع کردم به جواب دادن

00:02:31.837 --> 00:02:33.737
بعد ميديدم جوابي که من بدست مياوردم تو هيچ کدوم از چهار گزينه نبود

00:02:33.839 --> 00:02:36.000
دنبال چيزي خارج از گزينه هاي موجد نباش
(جمله دوپهلو: آن در حد و اندازه خونواده ما نيست)

00:02:36.108 --> 00:02:39.168
هميشه يک مورد بهتر براي انتخاب هست
واسه اون هم همينطوره

00:02:39.278 --> 00:02:42.008
به نظرم نبايد ميرفتم با آن ته کلاس بشينم

00:02:42.114 --> 00:02:44.446
ميدوني، آن خيلي خوشگله

00:02:44.550 --> 00:02:46.916
و به نظرم، حواسمو پرت ميکنه و نميتونم تمرکز کنم -
واقعا؟ -

00:02:47.019 --> 00:02:50.580
من (وقتي ميبينمش) دلم ميخواد نوک دماغشو بچينم -
شايد ايراد از چشم توئه -

00:02:51.990 --> 00:02:54.117
شايد عينک لازم داري

00:02:54.226 --> 00:02:56.126
مگه نگفتي وقتي ميري ته کلاس، نميتوني تخته رو خوب ببيني؟

00:02:56.228 --> 00:02:58.753
نه، من گفتم جاي من، آخر کلاس بود

00:02:58.864 --> 00:03:00.764
منظور من هم همينه. درست ميگم؟ -
نه، نه، اين با حرف من فرق ميکنه -

00:03:00.866 --> 00:03:03.460
خوب، من که نميدونم. شايد

00:03:03.569 --> 00:03:05.537
نه، دقيقا همينه، با چشم پزشکت تماس ميگيرم -
باشه -

00:03:05.637 --> 00:03:07.935
ميگم برات يه وقت بذاره که تو رو معاينه ات کنه، باشه؟

00:03:08.040 --> 00:03:10.235
سلام رفقا -
سلام توبايس -

00:03:10.342 --> 00:03:12.936
اوه، متاسفانه بايد اينها رو بدي من بخورم. باشگاه بدنسازيم دير شده

00:03:13.045 --> 00:03:14.945
اوه، و ضمنا، اينجا يه شماره است

00:03:15.047 --> 00:03:18.073
اگه گروه مردان آبي تماس گرفتن و به بازيگر ذخيره نياز داشتن، بگو با اين شماره تماس بگيرن

00:03:18.183 --> 00:03:20.981
من تازه فهميدم موبايل يک وسيله کاملا بي مصرفه
(به اين دليل که هرگز از طرف گروه باهاش تماس نگرفتن)

00:03:21.086 --> 00:03:23.316
اصلا به درد نميخوره -
دقيقا مثل خودت -

00:03:23.422 --> 00:03:26.482
بازم گير دادن به همديگه رو شروع کردن

00:03:26.592 --> 00:03:31.061
اصلا تحملشو ندارم که توبايس فقط واسه اينکه با يه مشت زن خراب بخوابه، داره ميره هيکلشو بسازه

00:03:31.163 --> 00:03:33.791
چه بلايي سر صدات اومده؟ -
هيچ چي. ديشب بيرون بودم، داد و فريادم زياد بود -

00:03:33.899 --> 00:03:36.333
لينزي چندين بار به کلوپ مجردها رفته

00:03:36.435 --> 00:03:38.733
و همچنان امبدواره که يک نفر واسه خودش پيدا کنه

00:03:38.837 --> 00:03:41.431
ووووووه -
که البته نميتونه -

00:03:41.540 --> 00:03:44.304
با من بودي؟ نشنيدم چي گفتي. -
ووووووه -

00:03:47.846 --> 00:03:50.280
دلم ميخواد بدونم با چند تا زن خوابيده؟
البته اگر کسي بوده باشه که باهاش بخوابه

00:03:50.382 --> 00:03:52.282
لينزي اين موضوع که رقابت نيست

00:03:52.384 --> 00:03:55.080
Scoring البته که هست، مايکل. واسه همينه که بهش ميگن
(هم به معني امتياز گرفتن و هم به معني سکس با کسي که تازه باهاش آشنا شده Scoring)

00:03:55.187 --> 00:03:58.588
شايد تو دهه هفتاد زندگي اينطوري بشه -
اينقدر زياد؟ ما تازه يه ماهه چنين تصميمي گرفتيم -

00:03:58.690 --> 00:04:01.090
...بجاي رقابت با توبايس، بهتر نيست يک کم از وقتتو

00:04:01.193 --> 00:04:03.627
با دخترت بگذروني؟ -
چطور؟ توبياس هم اين کارو ميکنه؟ -

00:04:03.729 --> 00:04:06.095
... در اون لحظه، دختر لينزي

00:04:06.198 --> 00:04:09.463
قصد ديدن مرد مورد علاقه خودشو داشت -
کيه؟ -

00:04:09.568 --> 00:04:13.834
استيو هالت -
مابي به بهونه اين کار حتي چيزهاي الکي سفارش ميداد -

00:04:13.939 --> 00:04:15.839
فقط واسه اينکه موقعيت ديدنشو جور کنه

00:04:15.941 --> 00:04:18.000
شما يک سبد گل "به ياد روز شکرگزاري" سفارش داديد

00:04:18.110 --> 00:04:22.012
اوه، به نظر که عالي مياد -
مابي، اين دوستت کيه؟

00:04:22.114 --> 00:04:25.049
ايشون خواهر شما هستن؟ -
نــه -

00:04:25.150 --> 00:04:27.209
اما شما امروز باعث خرسندي من شديد

00:04:27.319 --> 00:04:30.015
از اينکه اين سبدو آورديد ممنونم. ميبينمت

00:04:31.723 --> 00:04:33.953
اون فکر ميکنه من با مزه ام

00:04:34.059 --> 00:04:36.755
اون 19 سالشه. اون سال آخر دبيرستانمونه

00:04:36.862 --> 00:04:39.456
که البته چندين ساله که سال آخر دبيرستانه و نتونسته دبيرستان رو تموم کنه

00:04:43.669 --> 00:04:45.296
ميدوني چيه؟

00:04:45.404 --> 00:04:48.396
فکر کنم (همونطور که تو گفتي) بايد وقت بيشتري رو با دخترم بگذرونم

00:04:50.108 --> 00:04:53.134
بهت قول نميدم که درباره اين موضوع به نماينده دادگستري چيزي نگم

00:04:55.914 --> 00:04:59.907
کجا بودي؟ -
لباس حاملگي زن من که مرده رو پوشيدي؟

00:05:00.018 --> 00:05:02.578
آره. اين تنها چيزيه که تونستم پيدا کنم

00:05:02.688 --> 00:05:05.748
تخم مرغ من چي شد؟ -
دکتر گفته تخم مرغ واسه زن حامله خوب نيست -

00:05:05.857 --> 00:05:09.486
پس، واسه ديدن نماينده دادگستري آماده اي؟ -
آماده بودم ولي وقتي تو اومدي همه چي خراب شد -

00:05:09.594 --> 00:05:11.494
منو که نميخواي قاطي ماجرا کني؟

00:05:11.596 --> 00:05:14.759
من اصلا نميدونستم که بابت کار ساختمون سازي عراق، ضمانتنامه ازم گرفتن

00:05:14.866 --> 00:05:17.334
ميدوني؟ اونها خودشون منو فرستادن اونجا
بهم گفتن: برو اونجا و ساختمون بساز

00:05:17.436 --> 00:05:20.428
به نظر تو مگه من شبيه يک کلاه بردار نابغه و باهوشم؟
(که بتونم در اينو باز کنم؟)

00:05:20.539 --> 00:05:23.565
چطوري بايد در اين کنسرو گوشت رو باز کنم؟
من نميتونم بازش کنم

00:05:23.675 --> 00:05:26.610
من نميخوام تو رو قاطي اين ماجرا کنم. اما تو منو توي موقعيتي قرار ميدي که مجبورم دروغ بگم

00:05:26.712 --> 00:05:28.612
اصلا، چرا برگشتي اينجا؟

00:05:28.714 --> 00:05:32.741
همينجوري. بيشتر واسه اينکه مادرت و برادرم  دارن رو هم ميريزن

00:05:32.851 --> 00:05:34.751
من اينجام که يه فرصت ديگه بهم بده

00:05:34.853 --> 00:05:38.084
اگه واقعا عاشق اسکار شده من نميدونم چي کار کنم

00:05:38.190 --> 00:05:40.590
من بلافاصله ميذارم ميرم

00:05:42.394 --> 00:05:44.954
و هيچوقت برنميگردم -
عاليه. اون دوتا واقعا عاشق همديگه اند -

00:05:45.063 --> 00:05:48.362
خيلي جالبه
من ميخوام که ته و توه ماجرا رو واسم دربياري، باشه؟

00:05:48.467 --> 00:05:50.435
چون از وقتي چنين چيزي رو شنيدم

00:05:50.535 --> 00:05:52.662
شبها نه ميتونم بخوابم

00:05:52.771 --> 00:05:55.103
نه ميتونم چيزي بخورم

00:05:55.207 --> 00:05:58.802
اوه، ببين، بالاخره بازش کردم
باهوشم، نه؟

00:05:58.910 --> 00:06:03.006
همون روز جرج مايکل رفت واسه معاينه چشم

00:06:03.115 --> 00:06:05.549
و به نظرش اين کار به همون سختي امتحان رياضيش بود

00:06:05.650 --> 00:06:08.050
يک يا دو؟ -
دو، نه، نـه، يک -

00:06:08.153 --> 00:06:11.714
خوب، دو يا سه؟ -
سـه -

00:06:13.024 --> 00:06:14.924
البته در حالتي که سه تو موقعيت متفاوتي قرار گرفته باشه

00:06:15.026 --> 00:06:17.722
ببخشيد.
يک هم جزو سوالها بود؟

00:06:17.829 --> 00:06:20.957
و مايکل هم رفت به ملاقات نماينده دادگستري، آقاي وين جارويس

00:06:21.066 --> 00:06:23.591
متاسفم. من اصلا متوجه اين تضاد موجود نميشم

00:06:23.702 --> 00:06:25.795
شما نماينده ما بودي و حالا شدي نماينده دادگستري

00:06:25.904 --> 00:06:27.804
قانونه ديگه، کاريش نميشه کرد

00:06:27.906 --> 00:06:30.340
من حتي رئيس شرکت هم نيستم. برادر من رئيسه

00:06:30.442 --> 00:06:32.637
من قبلا با جوب صحبت کردم
به نظر مياد که هيچ چي نميدونه

00:06:32.744 --> 00:06:37.639
آره، در عمل هم اينطور نيست
اون اينقدر خنگه که تا حالا دو بار غذا رو با فويلش گذاشته تو مايکروويو

00:06:37.749 --> 00:06:39.410
دو بار -
دو بار؟ -

00:06:39.518 --> 00:06:43.648
آره، دو دفعه -
در واقع، جوب قبلا بازجويي شده بود

00:06:43.755 --> 00:06:46.588
من هيچ چي از اين شغل سر در نميارم

00:06:46.691 --> 00:06:49.854
چند دقيقه بهت وقت ميديم که فکر کني چي کار ميخواي بکني
(ميخواي همکاري کني يا نه)

00:06:52.697 --> 00:06:55.029
اون هيچ چي نميدونه

00:06:55.133 --> 00:06:57.601
جوب جز چيزهاي کلي هيچ چيز ديگه نميدونست

00:06:57.702 --> 00:07:01.194
و تابحال خودشو اينقدر خار و ذليل نديده بود

00:07:01.306 --> 00:07:04.605
و دقيقا زماني که فهميد ديگه تحمل اين همه شرمندگي رو نداره و قصد خودکشي داشت

00:07:04.709 --> 00:07:06.609
آزادي که بري

00:07:06.711 --> 00:07:10.647
مايکل، شرايطت داره خراب و خرابتر ميشه
مگر اينکه يه معامله اي باهامون بکني

00:07:10.749 --> 00:07:13.183
و فراري رو تحويل ما بدي

00:07:13.285 --> 00:07:15.617
من نميدونم چيزي که شما ميخواين رو کجا پيدا کنم -
پس بيشتر تلاش کن تا پيداش کني -

00:07:15.720 --> 00:07:18.951
تو اين معامله يه چيزايي هم گير تو مياد -
يعني ولم ميکنيد برم؟ -

00:07:19.057 --> 00:07:21.855
اگه اون کسي که ما ميخوايم رو بهمون تحويل بدي، آره! چرا که نه؟

00:07:21.960 --> 00:07:25.555
ميشه لطفا يه لحظه با موکلم خصوصي صحبت کنم؟

00:07:25.664 --> 00:07:29.100
تا اينجاشو فهميدي چي ميگه؟

00:07:29.201 --> 00:07:33.865
آره، داره ميگه اگه پدرمو تحويل بدم، من در امان خواهم بود

00:07:33.972 --> 00:07:36.873
ميدوني پدرت کجاست؟
نه، صبر کن. الان نگو

00:07:36.975 --> 00:07:40.281
خوب، اگه ميدوني، دستاتو بيار بالا

00:07:46.951 --> 00:07:52.913
مايکل همون لحظه (با اشاره وکيلش) فهميد که اگه پاي پدرشو بکشه وسط، ممکنه يه سري مشکلات قانوني پيش بياد

00:07:53.024 --> 00:07:54.992
حالا فقط من و تو تنهاييم. چي شد؟

00:07:55.092 --> 00:07:59.552
نه، باري - من ميدونم پدرم کجاست، خوب؟

00:07:59.664 --> 00:08:02.827
اون برگشته تا بفهمه مادر من و عموم باهم هستن يا نه

00:08:02.934 --> 00:08:06.165
ميخواد از مادرم بخواد يه فرصت ديگه بهش بده
در غير اينصورت ميذاره ميره

00:08:06.270 --> 00:08:08.898
اگه چنين فرصتي رو بهش داد، يه تلنگر به کونم بزن تا من هم بفهمم

00:08:09.006 --> 00:08:10.906
همچين اتفاقي نميفته -
باشه -

00:08:11.008 --> 00:08:14.739
پس، ببين، فقط هر چي که دلش ميخواد بشنوه، همون رو بهش بگو تا دوباره فرار نکنه

00:08:14.846 --> 00:08:19.115
و تا موقعي که نفهميم چه معامله اي ميخوان باهامون بکنن، بايد يه جوري اينجا نگهش داريم

00:08:19.217 --> 00:08:22.550
فقط به من اعتماد داشته باش
من از اون چيزي که فکر ميکني، خيلي حرفه اي ترم

00:08:24.388 --> 00:08:27.357
اوه، غذا رو با فويل گذاشتم تو مايکروويو، آتيش گرفت

00:08:27.458 --> 00:08:29.358
ديگه هيچ چي ندارم واسه ناهار بخورم

00:08:29.460 --> 00:08:34.359
همون موقع، باستر داشت درباره رد شدنش تو ارتش با يک شخص کاملا مطلع درباره موضوع درد و دل ميکرد

00:08:34.465 --> 00:08:38.458
يعني، من نتونستم از ديوار بپرم
حتما بايد چند نفر کمکم کنن و منو بلند کنن تا بتونم

00:08:38.569 --> 00:08:40.799
شايد يکي بايد انگيزه کافي رو در تو ايجاد کنه تا موفق بشي

00:08:40.905 --> 00:08:43.635
آره، ولي کي؟
و بعد يهو خورد تو سرش

00:08:43.741 --> 00:08:46.869
خدا هميشه براي باستر يک مشوق خوب ميفرستاد

00:08:46.978 --> 00:08:50.436
بيا -

00:08:50.548 --> 00:08:53.642
اين بدترين حالتش بود، حالا اگه بدون اينکه يه مشت بخوره تو دلت، وقتي مياي پايين خيلي حال ميده

00:08:53.751 --> 00:08:56.413
ممنون، داداش -
هي، داداش -

00:08:56.520 --> 00:08:59.148
مياي باهم بريم تو زمين بازيِ(شرکت)؟

00:08:59.257 --> 00:09:02.658
من صددرصد مطمئنم که ديگه نميرم سر کار
ديگه پامو تو اون شرکت نميذارم

00:09:02.760 --> 00:09:07.163
اوه، خوب پس، ميشه موبايلتو يه مدت بدي به من؟

00:09:07.265 --> 00:09:09.665
من که عرضه اداره کردن شرکتو ندارم

00:09:09.767 --> 00:09:11.667
پس لياقت داشتن يه تلفن تجملاتي رو هم ندارم

00:09:11.769 --> 00:09:15.899
خوب، گروه مردان آبي ممکنه که بخوان با من تماس بگيرن و من لياقت داشتن چنين گوشي خوشگلي رو دارم

00:09:16.007 --> 00:09:18.407
هيچ کدوم لياقت اين گوشي رو نداشتند

00:09:18.509 --> 00:09:20.977
مايکل نميخواست پدرش از اونجا بره

00:09:21.078 --> 00:09:24.536
بنابراين تصميم گرفت بفهمه آيا مادرش و اسکار واقعا عاشق همديگه هستن يا نه

00:09:24.649 --> 00:09:27.982
حالا راستشو بگو مامان، تو بطور موقت با اسکار دوست شدي تا بابا برگرده، آره؟

00:09:28.085 --> 00:09:30.610
اوه، اولش اينطوري بود

00:09:30.721 --> 00:09:34.589
ولي الان ديگه اينطور نيست و من عاشق اسکارم

00:09:34.692 --> 00:09:37.422
و لازم نيست نگران اين باشي که يک ارث خور ديگه بهتون اضافه ميشه

00:09:37.528 --> 00:09:40.520
دکتر گفته ديگه من هيچ وقت بچه دار نميشم

00:09:40.631 --> 00:09:42.656
اين که ديگه خيلي تابلوئه

00:09:42.767 --> 00:09:44.758
بفرماييد چاي داغ

00:09:44.869 --> 00:09:48.100
چون تو هم خيلي سکسي هستي
(بازي با کلمات)

00:09:51.709 --> 00:09:55.042
اينو از دستم بگير، دارم ميريزم رو خودم
دستم ميلرزه و نميتونم نگهش دارم

00:09:55.146 --> 00:09:57.046
خيلي خوب، اسکار گوش کن

00:09:57.148 --> 00:09:59.343
بهتره يک کاري بکني، ميدوني؟

00:09:59.450 --> 00:10:03.284
اين که نشد کار، با يک پولوور بشيني رو مبل و حرفهاي مامان منو گوش کني

00:10:03.387 --> 00:10:06.356
بهتره مثل باباي من بذاري بري و از شر مامان من خلاص شي

00:10:06.457 --> 00:10:08.357
همين الان فرار کن

00:10:08.459 --> 00:10:11.394
<i>هر وقت سکس میخواد اون شیپور رو میزنه؟ -</i>

00:10:11.495 --> 00:10:14.726
بیشتر شبیه صدای اسلحه میمونه

00:10:16.300 --> 00:10:18.393
فرار کن

00:10:20.738 --> 00:10:23.832
<i>در همين حال،توبياس داشت طرز استفاده از</i>
<i>موبايل جديدش رو ياد ميگرفت</i>

00:10:23.941 --> 00:10:26.409
!آخ-

00:10:26.510 --> 00:10:29.445
<i>و لينزي هم سعي کرد وقت بيشتري رو با دخترش باشه</i>

00:10:29.547 --> 00:10:33.142
!سلام،عزيزم...اوه،سلام استيو

00:10:33.250 --> 00:10:35.480
سلام -
تو اينجا چيکار ميکني؟ -

00:10:35.586 --> 00:10:37.747
فکر کردم که يه کمي با دخترم وقت بگذرونم

00:10:37.855 --> 00:10:40.187
،بالاخره
خيلي هم از وقتي که خودم دبيرستان بودم نميگذره

00:10:40.291 --> 00:10:42.316
<i>جايي آتيش گرفته؟ -</i>

00:10:42.426 --> 00:10:45.759
بايد بريم سر کلاس -
باشه،خب خوش گذشت -

00:10:45.863 --> 00:10:50.664
شايد بعدا بتونيم يه کمي باهم باشيم
بريم خريد،يه مشروبي بزنيم

00:10:50.768 --> 00:10:52.998
من تو مدرسه م
تازه،هنوز 15 سالمه

00:10:53.104 --> 00:10:57.006
...خب، من سنّم خيلي خيلي خيلي

00:10:57.108 --> 00:10:59.008
بيشتر از 15 ساله

00:11:00.111 --> 00:11:02.011
اينطور که به نظر نمياين -
!اوه،استيو -

00:11:02.113 --> 00:11:04.877
اون فکر ميکنه من جوونم
بازم خوشحالم کردي

00:11:09.687 --> 00:11:12.815
!مامانت خوشگله ها -
اون مامان من نيست -

00:11:12.923 --> 00:11:14.914
ولي اون گفت که تو دخترشي

00:11:15.026 --> 00:11:17.358
ولي اون يه مَرده
بابامه

00:11:17.461 --> 00:11:20.123
اون مرد بود؟ -
و بدترين قسمتش اينه که -

00:11:20.231 --> 00:11:22.131
فکر ميکنه مرد بودنش زود گذره

00:11:25.202 --> 00:11:30.683
<i>بيرون از مدرسه،باستر داشت سعي ميکرد با زنده کردن</i>
خاطرات قديمي نقشه شو عملي کنه

00:11:30.875 --> 00:11:34.038
چي گفتي؟
بايد کمکم کني،هلم بده

00:11:34.145 --> 00:11:36.079
من اون آدم بد بخته م
نه تو

00:11:36.180 --> 00:11:38.705
جلوي اون نماينده ها عقلمو از دست داده بودم

00:11:38.816 --> 00:11:41.649
مثل يه دخترِ کوچولو بودم -
که يه دامن کوچولو پوشيده

00:11:41.752 --> 00:11:44.721
با کفش پاشنه بلند
و موهاي بافته

00:11:44.822 --> 00:11:47.052
واو،واقعي شبيه يه دختر کوچولو شده بوديا

00:11:47.158 --> 00:11:49.285
!زود باش،عصبانيم کن

00:11:49.393 --> 00:11:51.293
هُلم بده

00:11:51.395 --> 00:11:53.295
اوه

00:11:55.366 --> 00:11:58.164
،اوه
به نظر مياد باحال تر از اونيه که فکرشو ميکردم

00:11:58.269 --> 00:12:00.931
<i>باحال بود،ولي اونو تبديل به يه سرباز بهتر نميکرد</i>

00:12:01.038 --> 00:12:02.938
محکمتر هلم بده

00:12:03.040 --> 00:12:05.008
اوه،حتما

00:12:06.210 --> 00:12:08.110
!وووو

00:12:08.212 --> 00:12:11.545
<i>و مايکل راجع به ملاقاتش با بازرسا با پدرش صحبت کرد</i>

00:12:11.649 --> 00:12:14.049
بازرسه بهت پيشنهاد معامله داد؟ -
همچين چيزي گفته نشد -

00:12:14.151 --> 00:12:19.418
ولي مهم تر اينه که بدوني اسکار داره ميره

00:12:19.523 --> 00:12:23.084
واقعا؟ -
پس همين جا بشين و همه چي خوب ميمونه -

00:12:24.628 --> 00:12:27.426
هي،ضمنا،من اينو شکستم-

00:12:27.531 --> 00:12:30.329
چه کوفتي هست حالا؟ -
اون يه شيردوشه پدر -

00:12:30.434 --> 00:12:33.631
اوه،خب،من شيرمو باهاش ندوشيدم

00:12:33.737 --> 00:12:37.036
<i>و مايکل رفت تا با بازرس ملاقات کنه</i>

00:12:37.141 --> 00:12:39.166
خودم رو موظف دونستم که چندتا عکسو بهتون نشون بدم

00:12:39.276 --> 00:12:41.437
اينا رو از سرور ايميل کمپاني بلوث بدست آوردم

00:12:41.545 --> 00:12:43.945
شما وارد سرور ايميل ما شدين؟
اين کارتون قانونيه؟

00:12:44.048 --> 00:12:45.948
من ميرم آجيل بخرم

00:12:46.050 --> 00:12:48.985
شما آجيل نميخورين؟

00:12:49.086 --> 00:12:52.783
مايکل،اين يه عکس ماهواره اي از يه روستاي عراقيه

00:12:52.890 --> 00:12:55.381
اون تپه هاي پشت ميله هارو ميبيني؟

00:12:55.493 --> 00:12:57.484
اونا مخفيگاهاي زير زميني هستن
...ما باور داريم که اون مخفيگاه ها

00:12:57.595 --> 00:12:59.722
پر از سلاح هاي کشتار جمعي هستن

00:12:59.830 --> 00:13:03.664
و همچنين ما فکر ميکنيم پدرت ميخواست روي اين زمين
ساختمون بسازه تا مخفيگاه هارو قايم کنه

00:13:03.767 --> 00:13:06.463
و به خاطر همين هم عکس روي ايميلش بود

00:13:06.570 --> 00:13:09.198
جدي ميگي؟ -
تقريبا هميشه -

00:13:09.306 --> 00:13:12.673
يه بار هم بهم گفتن بدترين تماشاچي اي هستم که
تا حالا داشته" Cirque Du Soleil"
(اسم يک سيرک : Cirque Du Soleil)

00:13:12.776 --> 00:13:15.973
اين يه تهمت بزرگه -
مسخره بازي هاشون به نظرم سرگرم کننده نيومد -

00:13:16.080 --> 00:13:20.813
پدرمو ميگم،نه سيرک -
اون گناهکار و خيانتکاره،مايکل -

00:13:20.918 --> 00:13:23.011
و اون عکس ثابتش ميکنه
تو نميتوني ازش محافظت کني

00:13:23.120 --> 00:13:25.987
تحويلش بده،و آزاد ميشي

00:13:28.459 --> 00:13:30.859
<i>مايکل به خونه برگشت تا با پدرش روبرو بشه -</i>
مايکل؟ -

00:13:30.961 --> 00:13:32.861
مامان الان اينجا بود و دنبالت ميگشت

00:13:32.963 --> 00:13:35.158
اون ادعا ميکنه
اسکار به خاطر چيزايي که تو گفتي ناپديد شده

00:13:35.266 --> 00:13:37.234
الان نميتونم صحبت کنم -
واقعا؟ -

00:13:37.334 --> 00:13:39.325
<i>صدات چه ش شده؟</i>

00:13:39.436 --> 00:13:42.030
نه،ميتونم حرف بزنم،ولي چيزي به اسکار نگفتم

00:13:42.139 --> 00:13:44.039
کاري نداري؟ -
نه -

00:13:44.141 --> 00:13:47.076
اوه،هي!بهت گفتم که تصادفا استيو هولت رو ديدم؟

00:13:47.178 --> 00:13:49.738
واو!همه چي راجع به تو زنونه س

00:13:49.847 --> 00:13:52.008
تو يه زن ايده آلي

00:13:52.116 --> 00:13:54.710
ممنونم،استيو

00:13:54.818 --> 00:13:56.410
قرارمون با نهار خوردن تموم شد

00:13:56.520 --> 00:13:58.454
فکر کردم ميخواي با ميبي وقت بگذروني

00:13:58.556 --> 00:14:00.547
آره،حالا مجبورم دوباره واسه ش برنامه بذارم

00:14:00.658 --> 00:14:04.754
مامان تنها کسي نيست که عشق رو جايي که
انتظار نداره پيدا ميکنه

00:14:04.862 --> 00:14:08.628
واقعا؟پيدا کردن عشق؟خودش اينو گفت؟کجا؟اينجا؟ -

00:14:08.732 --> 00:14:10.632
آره،اون همه ش در موردش حرف ميزنه

00:14:10.734 --> 00:14:12.702
شايد حدود 75 بار از کلمه ي "لرزش"استفاده کرد

00:14:12.803 --> 00:14:17.570
<i>باعث لرزش بدنم ميشه -</i>
<i>و ميدوني،وقتي اسکار هست،هميشه در حال لرزش هستم</i>

00:14:17.675 --> 00:14:21.873
اون کلماتو توي خونه گفت؟ -
آره -

00:14:21.979 --> 00:14:23.708
بابا؟

00:14:23.814 --> 00:14:25.492
سلام

00:14:29.856 --> 00:14:33.019
<i>مايکل متوجه شد که پدرش از زيرشيرووني فرار کرده</i>

00:14:33.126 --> 00:14:35.026
الو؟

00:14:35.128 --> 00:14:37.653
شايد سوال عجيبي باشه،ولي بابا رو نديدي؟

00:14:37.764 --> 00:14:39.664
البته که نه
و من باهات حرف نميزنم

00:14:39.766 --> 00:14:42.200
چون که خواستي اسکارو بترسوني تا فرار کنه
البته نقشه ت عملي نشد

00:14:42.302 --> 00:14:45.135
اون برگشته -
...من فقط -

00:14:45.238 --> 00:14:48.537
من فقط ميخواستم باهات سکس داشته باشم
من فقط به همين درد ميخورم

00:14:48.642 --> 00:14:51.202
...شنيدي؟اون گفت که فقط ميخواد -

00:14:51.311 --> 00:14:53.802
خداحافظ،مامان -
.با من سکس داشته باشه... -

00:14:56.983 --> 00:14:59.543
بوي ميوه هاي کاجو ميدي -
آره،بوي مواده -

00:14:59.653 --> 00:15:04.178
آره،رفتم و يه چيزي شبيه سيگار کشيدم -
"منظورش ماريجواناس"

00:15:04.591 --> 00:15:07.025
ميشه بريم توي تختخواب؟

00:15:08.295 --> 00:15:11.560
فقط اگه واقعا دوستم داشته باشي -
البته که دارم -

00:15:18.772 --> 00:15:21.172
<i>چه مرگت شده؟</i>
<i>کجا ميري؟</i>

00:15:21.274 --> 00:15:23.299
...من يه آدم مزخرفم

00:15:23.410 --> 00:15:26.311
!هيچکي دوستم نداره

00:15:26.413 --> 00:15:29.041
<i> ،و خيلي زود</i>
<i>مدارکي که نماينده ها به دست آورده بودن عمومي شد</i>

00:15:29.149 --> 00:15:34.086
ما مدارکي داريم که ثابت ميکنه
مقداري سلاح کشتار جمعي در عراق مخفي شده

00:15:34.187 --> 00:15:36.485
10 اين آخر هفته،ساعت

00:15:36.590 --> 00:15:40.219
<i> به نظر ميرسه که</i>
<i>...به خاطر قوانين جديد اشتراک اطلاعات در</i>

00:15:40.327 --> 00:15:42.761
...بين جمهوري خواه ها،عکس ها از زير دست

00:15:42.863 --> 00:15:45.889
<i>چند دسته از سازمان هاي دولتي و درنهايت</i>

00:15:45.999 --> 00:15:48.126
<i>از زير دست ارتش آمريکا گذشته بودن</i>

00:15:48.235 --> 00:15:50.362
.فقط اومدم تا بهت بگم نميتونم از اون ديوار بالا برم

00:15:50.470 --> 00:15:52.700
ديگه براي اون کار وقتي نيست
داريم بدون تو اينجا رو ترک ميکنيم

00:15:52.806 --> 00:15:54.865
چي؟ -
نميبيني؟ -

00:15:54.975 --> 00:15:59.674
سلاحهاي کشتار جمعي؟ -

00:15:59.779 --> 00:16:01.906
اي حرومزاده ها -
من لو ندادم -

00:16:02.015 --> 00:16:05.917
ميخواي بذاري از دستت بره؟
...تو ميذاري که بچه هات

00:16:06.019 --> 00:16:08.044
...و نوه هات

00:16:08.154 --> 00:16:10.122
و هر بچه اي که من ممکنه داشته باشم

00:16:10.223 --> 00:16:12.953
براي بقيه ي عمر،توي ترس زندگي کنن؟

00:16:13.059 --> 00:16:15.892
!برو بالاي ديوار،بچه سوسول

00:16:15.996 --> 00:16:17.930
!برو بالا

00:16:18.031 --> 00:16:20.898
<i>و دقيقا همون موقعي که فکر ميکرد امکان نداره</i>
<i>...امروز بيشتر از اين غافلگير بشه</i>

00:16:21.001 --> 00:16:22.901
غافلگير شد -

00:16:25.005 --> 00:16:28.463
وقتي بدون مشت خوردن بپري بيشتر حال ميده -

00:16:28.575 --> 00:16:31.976
اوه،هي،جورج مايکل -
اوه،سلام -

00:16:32.078 --> 00:16:34.069
،توي عراق سلاح کشتار جمعي پيدا شده
پس نصف روزو تعطيليم

00:16:34.180 --> 00:16:37.149
خوبه، ببين، من توي رياضي 13 گرفتم

00:16:37.250 --> 00:16:39.480
پيش بيني ميکنم با واکنش بدي روبرو بشم

00:16:39.586 --> 00:16:43.078
خب،وقتي 15 گرفتي عينکي شدي
شايد اين دفعه گردنت بشکنه

00:16:43.189 --> 00:16:46.488
بگذريم، مامانمو نديدي؟

00:16:46.593 --> 00:16:48.493
.ممکنه

00:16:48.595 --> 00:16:50.893
اون داره ميره پيش استيو هولت -
من فکر کردم تو از اون خوشت مياد -

00:16:50.997 --> 00:16:53.295
آره،ديوونشم
ولي انگار مامانم بهش مسلط شده

00:16:53.400 --> 00:16:55.300
استيو همه ش راجع به مامان حرف ميزنه

00:16:55.402 --> 00:16:57.962
<i>لينزي حس بدي داشت</i>
<i>...شايد با قرار دادن خودش قبل از دخترش</i>

00:16:58.071 --> 00:16:59.971
<i>احساسات اونو جريحه دار کرده بود</i>

00:17:00.073 --> 00:17:02.564
<i> ،ولي اگه يه لحظه ديگه ميموند</i>
<i>احساس بدتري هم پيدا ميکرد</i>

00:17:02.676 --> 00:17:05.008
،ولي اين فقط به خاطر اينه که
استيو فکر ميکنه مامانم يه آلت مردونه داره

00:17:05.111 --> 00:17:07.272
من به استيو گفتم مامانم دوجنسه س

00:17:07.380 --> 00:17:09.678
<i>در همين حال،مايکل همچنان توي زيرشيرووني بود</i>

00:17:09.783 --> 00:17:12.047
بابا، چه خبر شده؟
.شايد يه نفر تو رو ديد

00:17:12.152 --> 00:17:15.588
فرقش چيه،مايک؟
تو که ميخواي منو تحويل بدي، مگه نه؟

00:17:15.689 --> 00:17:18.522
اونا ميگن تو توي يه مسئله ي بزرگ درگير شدي
اونا يه سري عکس پيدا کردن

00:17:18.625 --> 00:17:20.991
،همچين پيزي نيست، ولي برو
.منو تحويل بده

00:17:21.094 --> 00:17:24.325
...من رفتم و خودم ديدم

00:17:24.431 --> 00:17:26.331
که مامانت عاشق عمو اسکاره

00:17:29.235 --> 00:17:32.033
پس چرا برگشتي؟
چرا همونطور که خودت گفتي نرفتي و ديگه برنگردي؟

00:17:32.138 --> 00:17:34.038
کجا برم؟

00:17:34.140 --> 00:17:37.007
با خودت عهد کن، مايک

00:17:37.110 --> 00:17:39.101
ديگه کسي منو دوست نداره

00:17:39.212 --> 00:17:41.646
<i>...و مايکل براي اولين بار فهميد که</i>

00:17:41.748 --> 00:17:45.377
<i>.قلب پدرش شکسته</i>

00:17:45.485 --> 00:17:47.612
<i>بعد از اون، مايکل با نماينده ها ملاقات کرد</i>

00:17:47.721 --> 00:17:50.884
خب،اون کدوم گوريه؟
زودباش، بلوث ، کدومشو ميخواي؟

00:17:50.991 --> 00:17:53.551
باباتو يا آزاديتو؟

00:17:53.660 --> 00:17:56.060
<i>و مايکل بايد کار درست رو انجام ميداد</i>

00:17:56.162 --> 00:17:58.687
من نميدونم چه بلايي سرش اومده

00:18:01.167 --> 00:18:04.193
،مايکل،وقتي باهات شروع به مذاکره کرديم
هيچ مدرکي نداشتيم

00:18:04.304 --> 00:18:07.034
ولي حالا يه مدرک پيدا کرديم

00:18:07.140 --> 00:18:10.041
و اگه دروغ بگي مجازاتشو ميبيني -
اينا عکسان؟ -

00:18:10.143 --> 00:18:12.543
آره،توي اخبار هم پخش شدن

00:18:12.646 --> 00:18:15.012
اينا که عکس تخمن -
چي؟ -

00:18:15.115 --> 00:18:18.482
<i>،باري درست ميگفت</i>
<i>توبياس در حال ياد گرفتن طرز استفاده از گوشيش؛</i>

00:18:18.585 --> 00:18:20.485
<i>ناخواسته از خودش عکس گرفته بود</i>

00:18:20.587 --> 00:18:23.750
اوه،آره،از اين نزديک شبيه يه منظره به نظر ميان

00:18:23.857 --> 00:18:27.054
نه، تو داري به عکس دو تا تخم نگاه ميکني

00:18:27.160 --> 00:18:29.720
<i>به زودي،متخصصين دادگاه اين قضيه رو تاييد کردن</i>

00:18:29.829 --> 00:18:31.854
<i>و براي دومين بار طي دو روز</i>

00:18:31.965 --> 00:18:35.401
<i>شبکه ي اشتراک تصاويرِ جمهوريخواه ها به کار افتاد</i>

00:18:37.504 --> 00:18:40.268
اينا عکس تخمن؟

00:18:40.373 --> 00:18:42.273
<i>ما داريم به دو تا تخم نگاه ميکنيم،بيا برگرديم</i>

00:18:42.375 --> 00:18:44.275
<i>ما هم برميگرديم</i>

00:18:44.377 --> 00:18:46.845
<i>و رسانه ها هم فهميدن که اشتباه کردن</i>

00:18:46.946 --> 00:18:50.438
،ما يه اشتباهي کرديم
و به خاطرش ازتون عذر خواهي ميکنيم

00:18:53.887 --> 00:18:55.912
!تلويزيون داره عکس منو نشون ميده

00:18:56.022 --> 00:18:58.252
<i>و مايکل با خيال راحت به خونه برگشت</i>

00:18:58.358 --> 00:19:01.589
تو که عينکم داري
بايد رياضيت بهتر شده باشه

00:19:01.695 --> 00:19:05.131
فکر کنم امتحان چشم رو هم گند زدم
هر وقت اين عينکو در ميارم احساس راحتي ميکنم

00:19:05.231 --> 00:19:08.257
بذار ببينمش

00:19:08.368 --> 00:19:11.462
!من قبلا اينو ديده بودم -
<i>توبياس براي يک مدتي -</i>

00:19:11.571 --> 00:19:13.835
<i>توي اتاق جورج مايکل زندگي ميکرد</i>

00:19:13.940 --> 00:19:16.534
اونجا يه نردبون هست -
نه، من به نردبون احتياجي ندارم -

00:19:18.978 --> 00:19:21.446
آره، فکر نکنم به عينک احتياجي داشته باشي، پسرم

00:19:22.749 --> 00:19:25.912
خب، اگه پليسا منتظرن، من آماده ي رفتنم

00:19:26.019 --> 00:19:27.987
،از وقتي که مامانت ترکم کرد
ديگه هيچ انگيزه اي براي زندگي ندارم

00:19:28.088 --> 00:19:29.988
ميدوني پدر، تو اونو ترک کردي -

00:19:30.090 --> 00:19:31.990
ميدوني، تو فرار کردي و مرگتو شبيه سازي کردي

00:19:32.092 --> 00:19:34.390
فکر نکنم اون بتونه به تو اعتماد کنه

00:19:34.494 --> 00:19:38.741
ولي گوش کن، مهم اينه که، من تورو تحويل ندادم

00:19:40.700 --> 00:19:42.668
منو تحويل ندادي؟ -
نه -

00:19:42.769 --> 00:19:45.329
...و نميدونم به خاطر لباس حاملگيه که پوشيدي يا نه

00:19:45.438 --> 00:19:49.101
ولي خوبه که روي مهربونترتو ميبينم

00:19:49.209 --> 00:19:52.508
،و همچنين
متاسفم که فکر ميکني هيچ عشقي توي زندگيت نداشتي

00:19:52.612 --> 00:19:55.012
خب، ديگه اون احساسو ندارم -

00:19:57.584 --> 00:19:59.484
ممنون

00:19:59.586 --> 00:20:02.350
خيلي وقت بود که کسي ازم حمايت نکرده بود

00:20:05.959 --> 00:20:08.519
عطر زنمو زدي، نه؟ -
.يه کمي ته بطريش مونده بود -

00:20:08.628 --> 00:20:10.687
خب، ديگه تموم شده -
آره -

00:20:10.797 --> 00:20:12.697
بهت مياد -
ممنون -

00:20:12.799 --> 00:20:15.597
<i>در قسمت بعدي موانع سازندگي</i>

00:20:15.702 --> 00:20:18.762
<i>اسکار بر ميگرده و ميفهمه که لوسيل ازش دلسرد شده</i>

00:20:18.872 --> 00:20:21.966
من برگشتم،ولي فقط براي الان

00:20:24.210 --> 00:20:26.940
من دارم ميرم -
برو ديگه، کي گفته وايسي؟ -

00:20:27.046 --> 00:20:28.980
<i>همين بود که اسکار رو به سمت لوسيل جذب ميکرد</i>

00:20:29.082 --> 00:20:32.108
<i>خدايا، خيلي دلم برات تنگ شده بود -</i>

00:20:32.218 --> 00:20:35.551
<i>ليندزي با دخترش آشتي ميکنه -</i>
هي مامان، يه چيزي برات گرفتم -

00:20:35.655 --> 00:20:37.748
وااااي،چه مهربون

00:20:37.857 --> 00:20:40.291
ميدوني چيه؟
خواستم ببينم ميشه امشب با هم بريم شام بخوريم؟

00:20:40.393 --> 00:20:42.861
اوه، فکر کردم ميخواي بري مدرسه استيو رو ببيني

00:20:42.962 --> 00:20:44.862
نه، فقط ميخواستم روش تحقيق کنم

00:20:44.964 --> 00:20:47.728
و مطمئن شم که به اندازه ي کافي براي دخترم هوب هست

00:20:47.834 --> 00:20:50.200
اين؟ -
مارک "شِمالي"ــه -
"به معني دوجنسه و مارک پوشاک Shemale کلمه ي"

00:20:50.303 --> 00:20:52.271
خيلي قشنگه

00:20:52.372 --> 00:20:54.397
براي شام ميپوشمش

00:20:54.507 --> 00:20:57.305
<i>...توبیاس هم تحت فشار افشای عمومی</i>

00:20:57.410 --> 00:20:59.503
<i>به یک عادت ناخوشایندش دوباره روی میاره</i>

00:20:59.612 --> 00:21:01.580
!خدا رو شکر
لباسام

00:21:06.352 --> 00:21:08.252
لباساي اون اينجا بودن؟

00:21:08.253 --> 00:21:18.251
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.