﻿WEBVTT

00:00:00.979 --> 00:00:04.415
..داستان يه خانواده ي ثروتمند که همه چيزشو از دست داده

00:00:04.516 --> 00:00:06.507
..و پسري که چاره اي نداره

00:00:06.618 --> 00:00:08.609
بجز اينکه همه رو در کنارهم نگه داره

00:00:08.690 --> 00:00:17.986
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.464 --> 00:00:21.432
مايکل بلوث" صبح زود از خواب بيدار شد"

00:00:21.533 --> 00:00:24.525
تا از خانوادش دوري کنه

00:00:24.636 --> 00:00:28.663
با اين حال مادرش لباس پوشيده , ارايش کرده منتظرش بود

00:00:28.774 --> 00:00:30.867
صبح بخير-
اوه-

00:00:30.976 --> 00:00:34.070
در حاليکه موقع بيدار شدنش ساعت بين 3 تا 3:30 صبحه

00:00:34.179 --> 00:00:37.376
من نتونستم بخوابم
من هميشه قبل از روز مادرپسر اينطوريم

00:00:37.482 --> 00:00:39.712
اوه خدا
واقعا روز مادروپسره؟

00:00:39.818 --> 00:00:44.084
روز مادرپسر در اصل يه مهموني شام و رقص هستش
که هدفش افزايش و ترويج پيوند بين مادرا و پسراست

00:00:44.189 --> 00:00:47.716
لوسيا" قريب به 25 بار با "باستر" به اون جشن رفته"

00:00:47.826 --> 00:00:51.353
و توي چند مورد برنده جايزه جذابترين زوج هم شده بودند

00:00:51.463 --> 00:00:54.364
..از وقتي که يکي ديگه پير شده بود و اون يکي جا زده بود

00:00:54.466 --> 00:00:56.400
بردن خيلي سخت شده بود

00:00:56.501 --> 00:00:59.868
خيلي گرممه-
اگه به نظر بقيه هم جذاب بودي الان برده بوديم-
(جذاب hot=گرم,زن)

00:00:59.971 --> 00:01:03.304
ايندفعه فقط روز مادرپسر نيست
سي امين سالگرد روز مادرپسره

00:01:03.408 --> 00:01:06.969
و فکر کنم با تو شانس خوبي داشته باشم-
اوه نه -

00:01:07.079 --> 00:01:10.344
باستر واسه اولين بار نميخواد اين کارو انجام بده-
نه اون انجامش ميده-

00:01:10.449 --> 00:01:12.576
اون فقط يکم داره احمقانه فکر ميکنه

00:01:12.684 --> 00:01:15.653
خوب اين ممکنه مربوط به اين باشه که يه خوک دريايي دستش رو خورده

00:01:15.754 --> 00:01:18.552
من نميدونم اون چيه -
من فکر ميکنم بدونم اون چيه -

00:01:18.657 --> 00:01:21.319
!خدا عالمه -
اين چيزي بود که"

00:01:21.426 --> 00:01:24.691
يه هفته قبل واسه "باستر" اتفاق افتاده بود
وقتي برخلاف خواسته هاي مادرش

00:01:24.796 --> 00:01:28.459
براي شنا به دريا رفته بود

00:01:28.567 --> 00:01:30.899
اون توسط يه حيوون دستشو از دست داد

00:01:31.002 --> 00:01:34.802
جوري که هميشه اون صحنه توي ذهنش ميومد

00:01:43.348 --> 00:01:48.251
مادر من نمي تونم بخوابم .فکر کنم نتونم
به تمريناي رقص امروز برسم

00:01:48.353 --> 00:01:50.150
ميخوام برم بيرون
زيپ لباسمو بکش بالا

00:01:50.255 --> 00:01:52.314
ببين الان چجوري زيب ميبنده

00:01:52.424 --> 00:01:55.052
من ميدونم مشکل چيه
اون باعث شرمندگيت شد مگه نه؟

00:01:55.160 --> 00:01:57.094
تو تموم عمرت رو صرف مادر بودن کردي

00:01:57.195 --> 00:01:59.425
وقتي آخرش که اون به تو احتياج داشت تو اونجا نبودي

00:01:59.531 --> 00:02:01.431
خوب منم نديدم تو وقتتو با اون بگذروني

00:02:01.533 --> 00:02:05.025
بچه هاي بلوث از قطع شدن دست واهمه داشتند

00:02:05.137 --> 00:02:08.629
چون پدرشون براي ادب کردنشون از ادمِ يک دست استفاده ميکرد

00:02:08.740 --> 00:02:11.174
براي همين نبايد داد بزنيد

00:02:11.276 --> 00:02:15.337
راستش امروز دارم ميرم "باستر" رو ببينم

00:02:15.447 --> 00:02:18.439
پس بايد براي رقص مادرپسر يک شريک جديدي پيدا کني

00:02:18.550 --> 00:02:22.111
اوه خدا من عاشق اين کارم -
..که با مادر خودم برقصم همچين چيزي

00:02:22.220 --> 00:02:25.280
خوشحالم که يکي از اونها براي دخترا وپدرا وجود نداره

00:02:25.390 --> 00:02:28.882
البته که رقص پدرو دختر رو دارن -
 واقعا دارن ؟! بابا هيچ وقت منو نبرد-

00:02:28.994 --> 00:02:32.725
قبل از اينکه دنيا بياي هم بود

00:02:32.831 --> 00:02:35.800
تو خيلي زود بيدار شدي -
خوب واسه اينکه زندگيم داره از هم ميپاشه -

00:02:35.901 --> 00:02:39.803
توباياس" ميخواد با "کارل" باشه" -
.. توبياس" يه تماس" -

00:02:39.905 --> 00:02:43.068
از طرف اولين معلم بازيگريش داشت
"کارل واورز"

00:02:43.175 --> 00:02:48.306
اون داره کارگرداني يه فيلم تلويزيوني ميکنه
ولي فکر ميکنه که يه نقش برام باشه

00:02:48.413 --> 00:02:52.816
درسته طول ميکشه اما ميتونم باهاش کلي شادي برات فراهم کنم
همونطوري که لايقشي

00:02:52.918 --> 00:02:55.944
اون همينو گفته بود وقتي که نقش فرعي يه زنداني رو بهش داده بودند

00:02:56.054 --> 00:02:58.181
از فيلمي که ازش اخراج شد

00:02:58.290 --> 00:03:02.249
حتي يه نشان براي موفقيت براي خودش ساخته بود

00:03:02.360 --> 00:03:05.488
و اين بار اولش نبود

00:03:08.800 --> 00:03:12.736
اون خيلي عجيبه
واقعا کسي نيست که بشه صداش کرد شوهر

00:03:12.837 --> 00:03:15.829
ليندزي" تو هنوز دنبال يکي مثه بابا ميگردي؟"

00:03:15.941 --> 00:03:19.570
يادت نره که بابا هم خشک و بداخلاق بود

00:03:19.678 --> 00:03:21.669
نه ، نه اون خصوصيات خوبي داشت

00:03:21.780 --> 00:03:24.578
در حقيقت "جورج" بزرگ مخفيانه توي زيرشيرواني بالاي سرشون زندگي ميکرد و

00:03:24.683 --> 00:03:28.175
و داشت از نداشتن هم صحبت ديوونه ميشد

00:03:28.286 --> 00:03:29.719
حالا

00:03:29.821 --> 00:03:32.346
کدومتون ميخواد لباسشو در بياره

00:03:32.457 --> 00:03:35.017
وقتي که "جورج مايکل" و "ميبي" وارد شدند

00:03:35.126 --> 00:03:38.254
!پس تو و "اَن" واقعا ميخوايين يه اردوي مذهبي برين؟

00:03:38.363 --> 00:03:41.457
بهش ميگن سرزمين موعود
پس قرارمون توي ...ا

00:03:41.566 --> 00:03:45.730
در مورد رابطه و احترامي هستش که
به نسل قبل از خودمون ميگذاريم

00:03:45.837 --> 00:03:47.737
هي. .  تو اين شرابه

00:03:47.839 --> 00:03:50.307
اين سرزمين موعوديه که "اَن" ميخواد ببرتت؟

00:03:50.408 --> 00:03:52.740
تو اونجا بيشتر از "پالي" به شراب احتياج داري

00:03:52.844 --> 00:03:57.213
اون  يکي "پالي"ـه؟ -
هي شماها اين بالا چيکار ميکنيد؟ -

00:03:57.315 --> 00:04:00.716
داريم دنبال وسايل اردو ميگرديم.تو ميدوني تلمبه کجاست؟

00:04:00.819 --> 00:04:04.220
من خيلي وقت پيش همه تلمبه هارو بردم بيرون از اينجا

00:04:04.322 --> 00:04:06.119
ميشه اينو ببري اشپرخونه؟

00:04:06.224 --> 00:04:08.283
فکر کردم خطر بالا اومدن رو کم ميکنه

00:04:08.393 --> 00:04:11.055
ميدوني چي خطرناکه؟
اينکه اجازه بدي پسرت به اون اردوي مسيحي بره

00:04:11.162 --> 00:04:13.562
اسمش "آن" هست پدر
و اونا با هم رابطه اي ندارن فهميدين؟

00:04:13.665 --> 00:04:15.565
اونها فقط دوستن -
زياد طول نميکشه -

00:04:15.667 --> 00:04:17.658
شايد به همديگه قول داده باشند

00:04:17.769 --> 00:04:21.500
اين دقيقا مثل وفاداري و تعهد داشتن به يه هرزه است

00:04:21.606 --> 00:04:24.074
من به اونها شام وشراب دادم ولي نگذاشتم بهم بگن چيکار کنم

00:04:24.175 --> 00:04:29.010
نگذاشتم بهم بگن چيکار کنم

00:04:30.682 --> 00:04:32.650
خيلي خوب من نبايد هيچ وقت تلمبه هارو از اينجا بيرون ميبردم

00:04:32.751 --> 00:04:36.585
گوش کن من برخلاف تو به انتخاب هاي پسرم احترام ميزارم

00:04:36.688 --> 00:04:40.317
جورج مايکل" من فکر نميکنم لازم باشه به اين اردوي سرزمين موعود بري"

00:04:40.425 --> 00:04:42.086
چي؟چرا؟چون مدرسه نميرم؟

00:04:42.193 --> 00:04:44.184
نه -
تو بخاطر اين ميتوني مدرسه نري؟ -

00:04:44.296 --> 00:04:47.561
و اين زماني بود که "ميبي" تصميم گرفت يه مسيحي مذهبي بشه

00:04:47.666 --> 00:04:51.102
شماها ميدونيد کجا ميتونم يکي ازاون گردنبندهاي طلا با حرف تي روي اون بگيرم؟

00:04:51.202 --> 00:04:54.171
اون صليبه -
اونطرفِ کجا؟ -
صليب=that's a cross)
(اونطرف=Acroos

00:04:54.272 --> 00:04:57.264
اين بخاطر مدرسه نيست رفيق
يه چيز خانوادگيه

00:04:57.375 --> 00:05:00.435
 عمو"بارستر"ِت اخيرا خيلي افسرده شده
وتو به ديدنش نرفتي

00:05:00.545 --> 00:05:05.005
خانواده مقدّم ـه
يا ميخواي بگي همچين چيزايي رو توي سرزمين موعودتون ياد نميدن

00:05:05.116 --> 00:05:07.880
نميدونستم نميزاري برم-
پسر باهوش-

00:05:10.555 --> 00:05:13.524
بعدش "مايکل" رفت به دفتر که با "جوب" مواجهه شد

00:05:13.625 --> 00:05:17.152
بري" مياي؟"
ميخوام باهات درمورد طلاقم صحبت کنم

00:05:17.262 --> 00:05:19.753
جوب" يه بار يه دفعه اي ازدواج کرده بود"

00:05:19.864 --> 00:05:23.732
راستش فقط وقتي يادش اومد که کاغذهاي طلاق به دستش رسيد

00:05:23.835 --> 00:05:26.668
اون گاو ماده داره دنبالم ميکنه -
زنت؟اون که خيلي لاغره -

00:05:26.771 --> 00:05:28.170
واقعا؟ -
آره -

00:05:28.273 --> 00:05:30.036
سينه هاش چي؟
سينه ش بزرگه

00:05:30.141 --> 00:05:33.008
تو اصلا اونو يادت نمياد؟ -
اون فقط يه کار تو حالتِ مستي بود -

00:05:33.111 --> 00:05:36.638
و اصلا بهش نگاه نکردي؟ -
من دوست دارم خودمو تو اينه ببينم-

00:05:36.748 --> 00:05:41.481
منزجرکنندس اگه واقعا باهاش خوابيده باشي
اما فکر نميکنم خوابيده باشي

00:05:41.586 --> 00:05:45.420
خوابيدم و خيليم چندش بود -
اونا باهم نخوابيده بودند ولي دلشون ميخواست

00:05:45.523 --> 00:05:48.185
حالا هرچي يادته اون خوک دريايي که توي دريا ازاد کرده بودم؟

00:05:48.293 --> 00:05:50.193
که دستِ "باستر" رو کند؟-
!به سختي يادمه-

00:05:50.295 --> 00:05:53.162
وکيل هاش ادعا کردن براي فسخ قرارداد طلاق 250 هزار تا بايد بديم
(خوک دريايي و قرارداد sealبراي تلفظ يکسان)

00:05:53.264 --> 00:05:55.164
اين حتي قيمتِ ساعتِ "سواچ"ِ "باستر" هم نيست
(ساعت معروف گرانقيمت)
{اشاره به خوک درياي که دست باستر را قطع کرده}

00:05:55.266 --> 00:05:59.066
"گوش کن "جوب
اگه توي دادگاه قبول کني که

00:05:59.170 --> 00:06:01.365
باهاش نخوابيدي ميتوني ازدواج رو لغو کني و خلاص بشي

00:06:01.473 --> 00:06:05.170
تو فقط داري از حسودي ميترکي که من يه زن لاغر با باسن بزرگ دارم

00:06:05.276 --> 00:06:08.245
خوب کي حاضره با عشق با وکيلش حرف بزنه؟

00:06:08.346 --> 00:06:11.315
خوکه دريايي؟-
بايد يه ردياب روش باشه

00:06:11.416 --> 00:06:13.680
يکي  توي يه اسکله توي "ديناپويت" گرفتتش

00:06:13.785 --> 00:06:18.222
ميدوني اگه دست هنوز توي خوک باشه باستر ميتونه دستشو پيوند کنه

00:06:18.323 --> 00:06:20.814
حداقلش ميتونيم ساعتِ "سواچ" "باستر" رو پس بگيريم

00:06:20.925 --> 00:06:22.893
بزن قدش نه؟

00:06:22.994 --> 00:06:24.562
و "توبياس" با "کارل وردر" توي "کينگ برگر" ملاقات کرد

00:06:24.562 --> 00:06:26.189


00:06:26.297 --> 00:06:28.094
ممنون که توي کينگ برگر به ملاقاتم اومدي

00:06:28.199 --> 00:06:31.327
دارم سعي ميکنم  مجبورشون کنم که پروژه جديد تلويزيوني
که دارم روش کار ميکنم رو امضا کنن

00:06:31.436 --> 00:06:34.872
که يه مقدار پول واسه ترتيب دادن يه صحنه توي "کينگ برگر" بگيرم

00:06:34.973 --> 00:06:37.464
تا وقتي که کسي به اينجا توجه نکنه

00:06:37.575 --> 00:06:40.442
دارم  يه قسمت از سري "رسوا کنان" رو کارگرداني ميکنم

00:06:40.545 --> 00:06:43.708
درباره خانواده "بلوث" و پدرزنت که از عدالت فرار کرده هست

00:06:43.815 --> 00:06:46.875
!يه نقش اصلي هم دارم  شکارچي سرب از يخ-
اوه نه-

00:06:46.985 --> 00:06:49.044
تو ميخواي من نقش خودمو بازي کنم؟مگه نه؟

00:06:49.154 --> 00:06:51.054
قسم ميخورم که حقيقتو نميگم

00:06:51.156 --> 00:06:54.887
اين کارو ميکنم -
من قبلا يه شخص ماهرو به اسم "ديواَتل" براي نقش تو درنظر گرفته بودم -

00:06:54.993 --> 00:06:56.961
راستش من اينجا نبودم که از تو بپرسم تو اين فيلم باشي

00:06:57.061 --> 00:06:59.154
من دنبال يکي تو خانواده تو ميگردم که اجازه نامه رو امضا کنه

00:07:01.132 --> 00:07:03.225
من نميتونم به خانوادم خيانت کنم

00:07:03.334 --> 00:07:06.633
يالا مرد
من همه ي بازيگرارو جز "جورج بزرگ" دارم

00:07:06.738 --> 00:07:09.901
من اون نقشو ميخوام -
پس اون بالا سمت راست رو امضا کن -

00:07:10.008 --> 00:07:12.067
برم يه نوشابه ديگه بگيرم

00:07:12.177 --> 00:07:17.274
ميدونستي اينجا ميتوني هر نوشيدني که بخواي رو مجاني دوباره پرکني؟

00:07:17.382 --> 00:07:19.907
اينجا يه رستوران شگفت انگيزه

00:07:20.018 --> 00:07:24.352
.مطمئنآ همينطوره
جورج مايکل" به خواست پدرش يه بعدازظهر رو با عموش گذروند"

00:07:27.258 --> 00:07:29.658
اوه خدايا هي اينو يادم ميره

00:07:29.761 --> 00:07:33.754
اوه منم همينطور
خوب اون دست که گذشت حالا کي اون دست رو برده؟ -

00:07:33.865 --> 00:07:35.765
فهميدم
خوب بيا سنگ کاغذ قيچي بياريم

00:07:35.867 --> 00:07:38.961
نه نه تو اون دست رو برديد -
اوه -

00:07:39.070 --> 00:07:43.268
جرج مايکل" سلام"
باستر"حداقل يه کاسه سوپ براي برادرزادت مياوردي"

00:07:43.374 --> 00:07:45.342
بله مادر انجام دادم

00:07:45.443 --> 00:07:48.469
ميتونم يه قوطي سوپ برات باز کنم؟ -
ميتوني باز کني -

00:07:48.580 --> 00:07:51.174
ميتونم يه قوطيو باز کنم؟ -
اوه خدا -

00:07:51.282 --> 00:07:54.376
درحقيقت من فقط ميخواستم با عمو "باستر"م
يکم وقت بگذرونم

00:07:54.486 --> 00:07:58.752
ميبيني مامان؟همه از من نميترسن -
اوه خداي من -

00:07:58.857 --> 00:08:03.385
تو با مزه تر از اوني که بخواي وقتتو با باقي مونده ي عموت بگذورني

00:08:03.495 --> 00:08:07.556
 فکر ميکردم که اين تعطيلات اخرهفته رو به سرزمين موعود ميرم
ولي پدرم نميخواست من برم

00:08:07.665 --> 00:08:10.657
خانواده مقدمه -
خب تو اين هفته وظيفتو انجام دادي -

00:08:10.768 --> 00:08:13.635
و يه جوون دلسوز و مهربوني

00:08:15.340 --> 00:08:17.467
خيلي دلسوزي
ميدوني چيه؟

00:08:17.575 --> 00:08:21.204
تو لايق اين هستي که تعطيلات اخر اين هفته رو خارج شهر بري

00:08:21.312 --> 00:08:24.509
واقعا؟-
جورج مايکل" بايد  ميدونست"

00:08:24.616 --> 00:08:27.414
با يه کت شلوار ملواني که "لوسيا" بهش پوشوند

00:08:27.519 --> 00:08:30.317
که به سمتِ شمال به سرزمين موعود نميرفت

00:08:30.421 --> 00:08:34.323
باور نميکنم که اين اهنگو نشنيده بودي
"جورج مايکل"

00:08:34.425 --> 00:08:37.917
نه,اون داشت ميرفت جنوب

00:08:38.029 --> 00:08:40.064
جنوب به مراسم مادرپسر

00:08:44.200 --> 00:08:48.193
و "جوب" و "مايکل" به جايي رفتند که خوک دريايي پيدا شده بود

00:08:48.304 --> 00:08:51.899
من فکر ميکنم بايد به "باستر" زنگ بزنيم
تا مارو توي بار انداز ملاقات کنه

00:08:52.008 --> 00:08:54.374
فکر کنم آره

00:08:56.212 --> 00:08:58.271
يا ميتوني اول مطمئن بشيم که اون همون خوکه باشه

00:08:58.381 --> 00:09:01.214
منظورم اينه چرا الکي بهش اميد بديم؟ -
آره اين بهتره -

00:09:01.317 --> 00:09:03.285
تق تق -
اوه خدا -

00:09:03.386 --> 00:09:05.047
هيولا -
سلام برادرا -

00:09:05.154 --> 00:09:06.849
"باستر" -
"بونستر" -
((بونستر=باستر+مانستر(هيولا)

00:09:06.956 --> 00:09:09.254
واسه پنجره معذرت ميخوام -
اشکالي نداره -

00:09:09.358 --> 00:09:14.853
من واقعا از اين چنگک احمقانه متنفرم
اما من نميتونم با همچين چيزي اينور اونور برم

00:09:14.964 --> 00:09:16.864
چرا که نه؟ -
خيلي خوش تيپي -

00:09:16.966 --> 00:09:20.732
ما ميخواستيم خبرت کنيم
ما فکر ميکنيم خوکه رو پيدا کرديم

00:09:20.836 --> 00:09:22.804
خوکي که اين کارو با من کرده؟ -
آره -

00:09:22.905 --> 00:09:25.066
منم ببريد -
آره اين فکر خوبيه -

00:09:25.174 --> 00:09:28.166
منم با "بري" ميرم
نه نه تو ميتوني اونو ببري من با "بري"  ميرم

00:09:28.277 --> 00:09:33.044
جاي کافي واسه من و تو نيست
"جا کوچيکه و از اين حرفا "بري

00:09:33.149 --> 00:09:36.118
توبياس" اولين فيلمنامه نقشش رو گرفته بود"

00:09:36.218 --> 00:09:40.086
به سادگي و با خط کشيدن روي تمام کساني که دوستش داشتن

00:09:40.189 --> 00:09:43.716
و حالا اون به تحقيقات نياز داشت -
من "جورج بزرگ" هستم -

00:09:43.826 --> 00:09:46.954
- ترجمه نشده -

00:09:47.063 --> 00:09:49.429
اون صداي من نيست -
اُه خداي من-

00:09:49.532 --> 00:09:52.433
تو اينجا چيکار ميکني؟ -
من به يه مهموني {بيب} چاي خوري دعوت شدم -

00:09:52.535 --> 00:09:57.472
شبيه به چي ميمونه؟ من اينجا زندگي ميکنم
اگه به کسي بگي .تو يه مرده هستي

00:09:57.573 --> 00:09:59.837
توبياس قدرت نهفته در "جورج" بزرگ رو به چشم ميديد

00:09:59.942 --> 00:10:04.208
ليسيدن دست منو تموم کن مگه تو اسبي

00:10:04.313 --> 00:10:07.908
قدرتي که هر مرد بايد يادش بگيره -
 خودشه -

00:10:08.017 --> 00:10:12.317
خوب اون پروژه رو توصيف کرد
و "جورج" بزرگ به يه شرط پذيرفتش

00:10:12.421 --> 00:10:14.389
اگه ميخواي نقش منو بازي کني
بايد اونو مثل يک مرد واقعي بازي کني

00:10:14.490 --> 00:10:18.017
و نه حتي يکم ناز دار
"مثل "پولي" و "نلي

00:10:18.127 --> 00:10:22.086
من هميشه اين اسمارو اشتباه ميگيرم
معذرت ميخوام به هر حال

00:10:23.532 --> 00:10:26.000
و جستجو براي پيدا کردن دست "باستر" ادامه داشت

00:10:26.102 --> 00:10:28.434
من خيلي دوست داشتم بگم
ببينيد اينجا دوباره چي چسبيده

00:10:28.537 --> 00:10:31.404
در حاليکه تو و "جورج مايکل" توي مراسم مادرپسر هستين

00:10:31.507 --> 00:10:33.771
مادرپسر؟ يه لحظه صبر کن

00:10:33.876 --> 00:10:35.776
مامان اونو به مراسم مادرپسر برده؟

00:10:35.878 --> 00:10:40.542
 نميتونست براي گند زدن و خراب کردن لباس ملوانيش صبرکنه
چون کاملا سالمه

00:10:40.650 --> 00:10:42.447
يه دقيقه صبر کن  نميخوام اون اين کارو انجام بده

00:10:42.551 --> 00:10:44.883
تو بايد با من بياي و به من واسه پيدا کردنش کمک کني باشه؟

00:10:44.987 --> 00:10:48.252
اونجا محل نمايش توست -
ببين مايکل اونا ميبرن -

00:10:48.357 --> 00:10:50.257
اون "باستر"ه جديده

00:10:50.359 --> 00:10:53.487
اين بدترين حرفي بود که "مايکل" ميتونست بشنوه

00:10:53.596 --> 00:10:58.056
اوه اوه خيلي متاسفم
اونا اشتباهي يه کوسه رو گرفتن

00:10:58.167 --> 00:11:01.136
و اون حتما يه تکه ي خوک که ردياب بهش وصل بوده رو تکه کرده

00:11:01.237 --> 00:11:05.037
باله ي چپ -
پس اون حيوون دستشم از دست داده -

00:11:05.141 --> 00:11:07.632
اره اون بيچاره حتما بدون باله اون بيرونه

00:11:07.743 --> 00:11:11.338
دور يه دايره ميچرخه و خونواده شو ميترسونه

00:11:11.447 --> 00:11:14.075
اين رديابه نشون ميده که اون توي يه حوضچه بزرگ شده

00:11:14.183 --> 00:11:18.415
اصلا شانسي براي زندگي توي دنياي واقعي نداشته-
ميبيني"باستر"؟ اونم خودش يه قرباني بوده-

00:11:18.521 --> 00:11:22.048
..هردوتون اونقد تحت حفاظت بودين که نفهميدين چجوري از خودتون مراقبت کنيد

00:11:22.158 --> 00:11:24.058
و ما نميتونيم بزاريم همچين اتفاقي واسه "جورج مايکل" بيفته

00:11:24.160 --> 00:11:27.891
"من کمکت ميکنم "مايکل
بايد پسرتو نجات بديم

00:11:27.997 --> 00:11:30.158
و منم بايد اينو به يه خوک متصل کنم

00:11:30.266 --> 00:11:32.325
"و من صبحونه نخوردم پس دارم ميرم "کينگ برگر

00:11:36.372 --> 00:11:40.638
و "لوسيا" به هتلي رسيد که مراسم مادر-پسر برگزار ميشد

00:11:40.743 --> 00:11:43.371
خيلي خوبه دو تايي باهم هستيم

00:11:43.479 --> 00:11:47.210
اوه {بييب} درست همين رنگه

00:11:47.316 --> 00:11:49.216
شانسي نداريم

00:11:49.318 --> 00:11:51.286
نگران نباش
مادربزرگ لباس اضافه اورده

00:11:51.387 --> 00:11:53.287
يه اتاق ميگيريم که بتونيم لباسامون رو عوض کنيم

00:11:53.389 --> 00:11:56.290
به نظرت وقتش رسيده که "ساني" و"شِر" رو اجرا کنيم؟
(دو خواننده ي قديمي)

00:11:56.392 --> 00:11:58.417
کي؟ -
ما واسه روز مادرپسر اينجاييم -

00:11:58.527 --> 00:12:00.927
شما که ميدونيد اين يه گروه موسيقي نيست

00:12:01.030 --> 00:12:03.624
مادرپسر اسم يه گروه موسيقي هوي متال هم هست

00:12:03.733 --> 00:12:06.725
و در دهه ي 70 توي راک هم ازش استفاده شده

00:12:06.836 --> 00:12:09.202
و ما از نظر قانوني بايد يه تفاوتي بين اين دو ايجاد کنيم

00:12:09.305 --> 00:12:11.296
شايد بهتر باشه به پدر بگيم که ما اينجا هستيم

00:12:11.407 --> 00:12:14.205
اوه .اون ميفهمه البته وقتي که جايزه رو برديم خونه

00:12:14.310 --> 00:12:16.778
اما خوب شايد بد نباشه يه تماس باهاش بگيريم

00:12:16.912 --> 00:12:20.245
و اسم اتاقي که ما بايد توش مستقر بشيم چيه؟

00:12:20.349 --> 00:12:23.318
کارموپليس -
و "ليندزي" در شرفِ ديدينِ-

00:12:23.419 --> 00:12:26.877
توباياس" با قدرتِ "جورج" بزرگ بود"

00:12:26.989 --> 00:12:28.889
ميخواستم باهات درمورد چيزايي حرف بزنم

00:12:28.991 --> 00:12:32.324
"يکم واسه حرف زدن دير شده "ليندزي
من الان مردِ عملم

00:12:36.866 --> 00:12:39.892
تو احتياجي به کالري نداري

00:12:42.104 --> 00:12:44.436
اين جواب نميده

00:12:44.540 --> 00:12:48.738
من اينطوري تصور ميکنم
يا اون واقعا يکم مردتر و پر جذبه تر شده؟

00:12:48.844 --> 00:12:52.007
اون شبيه.. نميدونم واقعا
شايد من بخوام باهاش باشم

00:12:52.114 --> 00:12:54.582
پس تو بايد باهاش بري
درست بر اساس چيزي که نوشته شده توي تقديرت

00:12:54.683 --> 00:12:59.950
تو بايد با کسي باشي که بخشي از تورو شکل ميده
و اينطوري به همبستگي در نظر خداوند ميرسين

00:13:00.055 --> 00:13:02.250
داره درست ميگه

00:13:02.358 --> 00:13:04.451
اين جواب نميده

00:13:04.560 --> 00:13:06.619
متاسفم
شما اشتباهي به مادرپسر اومدين

00:13:06.729 --> 00:13:08.629
به نظر که همونجا مياد

00:13:08.731 --> 00:13:10.824
و "مايکل" و "باستر" به مراسم مادرپسر رسيدن

00:13:10.933 --> 00:13:13.959
ببخشيد
ببخشيد کسي به اسم "لوسيا بلوث"رو هم چک ميکنيد؟

00:13:14.069 --> 00:13:16.367
ما کسي با اين اسم نداريم -
خدايا -

00:13:16.472 --> 00:13:18.702
اون ميدونه که دنبالشي؟-
جدي؟-

00:13:18.808 --> 00:13:21.436
يه دقيقه صبر کن ببينم
من اون لباسارو ميشناسم

00:13:21.544 --> 00:13:23.944
ما تورو از اينجا بيرون ميبريم -
ممنون ..ممنون -

00:13:24.046 --> 00:13:27.015
اوه خدا اون اشتباهيه -
منو با خودت ببر خواهش ميکنم خواهش ميکنم -

00:13:27.116 --> 00:13:29.084
اون يه پسر اشتباهي بود -
بعد از اينجا کجا بايد بريم ؟ -

00:13:29.185 --> 00:13:33.417
ببين چي دارم بهت ميگم .اگه مادر اونارو ديده باشه
حتما ميره و لباساشو تغيير ميده

00:13:33.522 --> 00:13:35.422
و اين معنيش اينه که اون بايد توي بالکن باشه

00:13:35.524 --> 00:13:39.221
هروقتي که اون ميخواست لباساشو عوض کنه
منو مجبور ميکرد که توي بالکن منتظر باشم و زيپ لباسشو بالا بکشم

00:13:39.328 --> 00:13:41.558
و همينطور موقع هاي حموم رفتنش

00:13:41.664 --> 00:13:44.292
پس بريم بالکن رو چک کنيم

00:13:44.400 --> 00:13:46.960
و "بري" داشت جوب را واسه ديدن همسرش آماده ميکرد

00:13:47.069 --> 00:13:49.196
اگه ميخواهي اين مسئله حل بشه
کاري که بايد بکني اينه که

00:13:49.305 --> 00:13:51.239
که همسرتو متقاعد کني

00:13:51.340 --> 00:13:54.969
که بره به به قاضي بگه شما هيچوقت رابطه ي جنسي نداشتين

00:13:55.077 --> 00:13:58.945
"اون اسم داره "بري
شانسي ميدوني چيه اسمش؟

00:13:59.048 --> 00:14:02.176
اين درست دليله که من ميخوام حل و فصلش کنم
من اماده نيستم

00:14:02.284 --> 00:14:05.913
خوب ما با هم سکس داشتيم
و من يه دروغ گوي بزرگ نيستم

00:14:06.021 --> 00:14:08.046
هر دو تا جمله اي که گفت دروغ بود

00:14:08.157 --> 00:14:11.058
اما اگه فکر ميکني اين ترسشو کمتر ميکنه -
مطمئنم و ميخوام انجامش بدي -

00:14:11.160 --> 00:14:14.596
و مطمئن باش نميخواي جلوي اون قاضيه بري
يه بار مچشو توي يه باشگاه مواد گرفتم

00:14:14.697 --> 00:14:18.861
تو اونجا چيکار ميکردي؟ -
واو تو بايد يه وکيل ميشدي -

00:14:23.873 --> 00:14:26.273
و خيلي زود "مايکل" و "باستر" هتل رو بررسي کردن

00:14:26.375 --> 00:14:28.275
دنبالِ "جورج مايکل" ميگشتند

00:14:28.377 --> 00:14:31.141
اونجا يه آدم ديده ميشه که به نظر کوچيک مياد
توي بالکون سوني بالو

00:14:31.247 --> 00:14:33.875
اوه خدا.اين يعني اون مثل "شِر" لباس پوشيده

00:14:33.983 --> 00:14:37.680
من يه فکري دارم

00:14:37.786 --> 00:14:42.223
الان وقت استفاده از چيزيه که من توي ارتش براش دوره ديدم
اما هيچوقت شانس استفاده ازش رو پيدا نکردم

00:14:42.324 --> 00:14:46.021
"تو نميتوني از اين رد بشي "باستر-
چه زيپ رو بالا بکشه چه پايين -

00:14:46.128 --> 00:14:48.426
يه زيپ بزرگ توي لباس "شر" مامان هست

00:14:48.530 --> 00:14:50.964
بايد روي زانوت بشيني که بتوني ببنديش

00:14:51.066 --> 00:14:53.557
اين يکم زيادي ترسناکه
"خدا خيرت بده "باستر

00:14:58.974 --> 00:15:01.772
يک دو سه

00:15:01.877 --> 00:15:04.471
واسه من اومدي

00:15:04.580 --> 00:15:06.605
زيپ لباسم رو ببند

00:15:13.589 --> 00:15:16.644
ما بايد باز اتاقمونو عوض کنيم
و همينطور لباسامونو

00:15:20.063 --> 00:15:22.964
توبياس کارش رو در برنامه "سازندگان رسوايي" شروع کرد

00:15:23.066 --> 00:15:26.627
چيزي که در مورد "توبياس" مهمه
اينه که به همسر و دخترش متعهده

00:15:26.736 --> 00:15:29.296
واو اين يارو درسته؟ -
آره -

00:15:29.406 --> 00:15:32.432
پس براي چي اينا رو پوشيدم؟
نگاش کن

00:15:32.542 --> 00:15:35.102
هي رفيق ببخشيد
نميخوام خيلي ملا نقطه اي باشم

00:15:35.211 --> 00:15:37.975
اما تو بايد اونو زير شلوارت بپوشي

00:15:38.081 --> 00:15:41.812
چطور؟ -
اين چيزيه که خيلي از ما انجامش ميديم -

00:15:41.918 --> 00:15:44.113
اين قضيه به نظرم کارمو نابود ميکنه

00:15:44.220 --> 00:15:46.120
آره ميفهمم مرد -
..همينطور من -

00:15:46.222 --> 00:15:49.157
توبياس" چرا نميري متن خودتو ياد بگيري و تمرين کني ؟"
روش کار کن

00:15:49.259 --> 00:15:51.591
ميتونم متنمو بگيرم؟ اوه خدا

00:15:51.695 --> 00:15:53.629
اونها به من گفتن کارم فقط اينه
بپرم توي يه ماشين در حال حرکت

00:15:53.730 --> 00:15:56.756
اگه اون مرد درست باشه
پس منم مست نيستم

00:15:56.866 --> 00:15:59.494
سلام من منتظر "گاب بلوث" هستم

00:15:59.602 --> 00:16:01.797
من "جوب بلوث" هستم
همسرم شمارو فرستاده؟

00:16:01.905 --> 00:16:04.373
من همسرت هستم -
اينو ميدونستم -

00:16:04.474 --> 00:16:07.602
"از ديدن دوبارت خوشحالم "يوسارمي

00:16:07.711 --> 00:16:11.442
تو خيلي از وزنت رو توي عراق از دست دادي
به خصوص توي منطقه بالاييت

00:16:11.548 --> 00:16:14.676
خوب قرار داد کجاست؟ -
هي اون مشکل من نيست -

00:16:14.784 --> 00:16:17.275
تا اونجايي که به من مربوط ميشه
ما هيچوقت ازدواج نکرديم

00:16:17.387 --> 00:16:20.322
شايد ازش حرف زده باشيم اما هيچوقت رسما انجامش نداديم

00:16:20.423 --> 00:16:23.449
تو ميخواي که حرفتو تاييد کنم؟ -
دارم دروغ ميگم؟ آره -

00:16:23.560 --> 00:16:26.461
واو من تورو دست کم گرفته بودم

00:16:26.563 --> 00:16:30.465
تو از خودت داري شجاعت نشون ميدي
که باعث شده تعجب کنم در مورد چيزي از دست دادم

00:16:30.567 --> 00:16:32.535
منظور به غير از سينه هاته؟

00:16:32.635 --> 00:16:35.195
نه اونا هنوز اينجان

00:16:35.305 --> 00:16:37.899
و اينطوري "جوب" به بيشتر منظوري که از حرفاش داشت رسيد

00:16:38.008 --> 00:16:40.977
که در مورد ازدواج هيچ ادعايي وجود نداره

00:16:43.580 --> 00:16:48.540
و برگرديم به مادرپسر جايي که "لوسيا" شريک جديدشو پيدا کرده بود

00:16:48.651 --> 00:16:51.745
اين همون پسر شماست؟ -
نه من مادربزرگشم -

00:16:51.855 --> 00:16:53.846
اون يتيمه -
اوه منو ببخشيد -

00:16:53.957 --> 00:16:57.358
خوب شما بايد برنده بشيد -
من يتيم نيستم من پدر دارم -

00:16:57.460 --> 00:16:59.758
خوب از ديدنت خوشحالم

00:17:02.532 --> 00:17:04.830
خوب صداقت به هيچ کس کمک نميکنه

00:17:04.934 --> 00:17:07.835
بهتره اونو صرف رقصيدن کنيش مرد جوان

00:17:07.937 --> 00:17:11.771
در همين حال "مايکل" و "باستر" قلاب دست "باستر" رو پيدا کردن

00:17:11.875 --> 00:17:14.241
و بيرون  موضع گرفتن

00:17:14.344 --> 00:17:17.336
کولي ها

00:17:17.447 --> 00:17:20.507
هي

00:17:20.617 --> 00:17:23.848
اونا به شکل کولي ها تغيير ظاهر دادن
آموزشي که توي ارتش ديدم

00:17:23.953 --> 00:17:28.390
بهم ميگه که اين يه ماموريت داغ و حساسه

00:17:28.491 --> 00:17:30.959
يه ماموريت داغ و حساس؟ -
آره -

00:17:31.061 --> 00:17:34.519
من حواسشو پرت ميکنم و
تو با يه حرکت فوري "جورج مايکل" رو بردار و برو

00:17:34.631 --> 00:17:37.498
ما يه اسم احتياج داريم

00:17:37.600 --> 00:17:41.559
مثل تيم عملياتيه مادر جذاب

00:17:41.671 --> 00:17:45.903
نه اجازه بده با هم برن بالا -
اين هرگز اتفاق نميفته -

00:17:46.009 --> 00:17:49.103
و بعدش همچنان عمليات مادر داغ ادامه داشت

00:17:49.212 --> 00:17:52.875
باستر" منتظر علامت "مايکل" بود تا چراغهارو خاموش کنه"

00:17:52.982 --> 00:17:56.440
اما وقتي که دست "باستر" توي يه گوني شن گير کرد

00:17:56.553 --> 00:17:59.386
هي

00:18:01.157 --> 00:18:05.491
و حالا از سرزمين کولي ها
"لوسيا و نوه يتيمش"

00:18:05.628 --> 00:18:07.493
چه غلطي ميکني "باستر" چراغارو خاموش کن

00:18:12.001 --> 00:18:15.300
"باستر" -
بگيرش بچه کوليت رو بردار -

00:18:15.405 --> 00:18:18.135
من تورو از اينجا ميبرم بيرون بزن بريم -
اونا هنوز شام رو سرو نکردن -

00:18:18.241 --> 00:18:19.970
"جورج مايکل" -
تو اونو نميبري -

00:18:20.076 --> 00:18:22.943
منو با خودت ببر -
داري چي کار ميکني؟من نميتونم -

00:18:23.046 --> 00:18:25.310
از روي من بيا پايين
باستر" بزار از اينجا بريم بيرون"

00:18:25.415 --> 00:18:28.907
من گير کردم تو برو
پسرتو بردارو برو

00:18:29.018 --> 00:18:31.646
بسيار خوب مادرپسرها
پرده ي سن ما به نظر گير کرده

00:18:31.754 --> 00:18:35.656
ما ميريم که يه بخش حرکتاي آزاد داشته باشيم
تا اين قسمت درست بشه

00:18:35.758 --> 00:18:38.352
انتخاب پسرا

00:18:38.461 --> 00:18:41.294
جورج مايکل تو منو انتخاب ميکني -
نه مامان -

00:18:41.397 --> 00:18:44.366
تو حق نداشتي اونو به اين شوي مسخره بياري
اون فقط اومده بود که "باستر" رو ببينه

00:18:44.467 --> 00:18:46.367
نه تو بايد براي ديدن "باستر" ميومدي

00:18:46.469 --> 00:18:48.994
اما پسرتو مجبور کردي اين کارو بکنه
چون تو نميخواستي انجامش بدي

00:18:49.105 --> 00:18:51.096
تو بايد اين کارو ميکردي؟ -
تو نميخواستي اينکارو بکني؟ -

00:18:51.207 --> 00:18:55.940
نه "باستر" ببين من نميدونستم وقت ديدنت بايد چه رفتاري داشته باشم

00:18:56.045 --> 00:18:58.980
من فکر ميکردم تو يکمي عوض شدي
اما اينطور نبود

00:18:59.082 --> 00:19:01.482
من اشتباه کردم باشه؟
متاسفم

00:19:01.584 --> 00:19:05.611
ميدوني تو يه برادر خوب هستي
مثل هميشه که اينطور بودي براي من

00:19:05.722 --> 00:19:08.816
ممنونم -
خوبي؟ -

00:19:08.925 --> 00:19:12.190
آره من تغييري نکردم
من همون آدم سابقيم که توي مادرپسر شرکت ميکرد

00:19:12.295 --> 00:19:15.526
جورج مايکل" هنوز شانس زندگي کردن داره"
ببرش

00:19:17.700 --> 00:19:20.225
ممنونم .بزن بريم

00:19:20.336 --> 00:19:22.964
انتخاب پسرا؟

00:19:23.072 --> 00:19:28.009
خودشه .البته اگه خجالت نميکشي که قلاب منو بگيري توي دستت

00:19:28.111 --> 00:19:30.170
البته که نه

00:19:33.316 --> 00:19:36.547
"من "پيتر پن"هستم و تو "کاپيتان هوک

00:19:36.653 --> 00:19:40.987
ما ما وانمود ميکنيم اين مدل لباسمونه
بريم برقصيم

00:19:45.662 --> 00:19:48.597
و اون شب "مايکل" برادرش و همينطور پسرش

00:19:48.698 --> 00:19:51.098
به سرزمين موعود رسيدن
بسيار خوب -

00:19:51.201 --> 00:19:53.328
ن واقعا ممنونم که منو واسه ديدن "آن"به اينجا آوردين

00:19:53.436 --> 00:19:55.768
قول آدم هميشه قوله -
..و من خوشحالم که هر سه نفر ما
آره -

00:19:55.872 --> 00:19:58.500
تونستيم يه مدتي رو در کنار هم باشيم -
اوه آره -

00:19:58.608 --> 00:20:04.069
"من آخرش حس ميکنم حال خيلي خوبي دارم."سادست-
..و من ديدم بعضي از اون آدما -

00:20:04.180 --> 00:20:07.047
 که قبلا توي خيلي از رقابتها شرکت داشتن
اوه اره -

00:20:07.150 --> 00:20:09.050
بزن بريم -
من واقعا نميتونم بيام بيرون -

00:20:09.152 --> 00:20:11.916
"در ادامه ي "موانع سازندگي

00:20:12.021 --> 00:20:16.185
ليندزي" خودش رو به طرز عجيبي وابسته به "توبياس" ميبينه"

00:20:16.292 --> 00:20:19.022
من هيچ وقت نميتونم بيشتر از اين به جذب تو بشم

00:20:19.128 --> 00:20:21.062
واو .سرويس چه زود شمارو فرستاده

00:20:21.164 --> 00:20:23.792
اوه خدا من متاسفم
من تو يه اتاق اشتباهي وارد شدم

00:20:23.900 --> 00:20:25.800
اما اون "توباياس"ـي نبود که باهاش ازدواج کرده بود

00:20:25.902 --> 00:20:28.894
خوب شما گريه نميکنيد وقتي اونو درش مياريد؟

00:20:29.005 --> 00:20:32.168
بلاخره سکس داشتن "جوب" ميتونست قبول کنه که

00:20:32.275 --> 00:20:34.470
که هيچوقت ازدواج نکرده

00:20:34.577 --> 00:20:39.708
قاضي شايد شما بخواهين يه نگاه به اين عکسا بندازين
اينا همين چند دقيقه پيش توي دفتر شما گرفته شده

00:20:39.816 --> 00:20:42.910
اما جوب يکم خوش شانس بود -
هيچ راهي وجود نداره تا بگيم اون مرد کيه  -

00:20:43.019 --> 00:20:45.044
اما خيلي طول نکشيد

00:20:45.154 --> 00:20:47.554
 اون منم قربان
 {من  زنم رو {ببييب

00:20:47.657 --> 00:20:50.990
اوه انگاري باختيم

00:20:51.094 --> 00:20:53.961
و "ميبي"هم داشت بچه هاي که اونجا جمع شده بودن رو تحت تاثير حرفاش قرار ميداد

00:20:54.063 --> 00:20:56.930
با يه داستان واقعا وحشتناک

00:20:57.033 --> 00:21:00.230
صداي ساييده شدن چيزي ميومد
و اون چيزي که بيشتر از همه آدم رو وحشت زده ميکرد

00:21:00.336 --> 00:21:03.601
و کسيکه داشت از دست شخصي که يه قلاب به دستش بسته شده بود فرار ميکرد

00:21:03.706 --> 00:21:06.607
سلام بچه هاي کمپ

00:21:10.713 --> 00:21:13.739
من يــــه هيـــــــــولام

00:21:13.850 --> 00:21:15.818
بايد يکم زودتر اينشو ميگفت

00:21:23.926 --> 00:21:33.835
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.