﻿WEBVTT

00:00:01.051 --> 00:00:04.384
اين داستان يک خانواده ي ثروتمنديه
...که همه چيزش رو از دست داده

00:00:04.488 --> 00:00:06.479
...و پسري که چاره اي نداره

00:00:06.590 --> 00:00:08.581
.جز اينکه همه رو کنار هم نگه داره

00:00:08.592 --> 00:00:11.982
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:14.131 --> 00:00:15.826
"اين "موانعِ سازندگيِ

00:00:18.769 --> 00:00:21.897
مايکل بلوث روزش رو با ديدن چيزي که
.تا حالا هيچ وقت نديده بود شروع کرد

00:00:22.006 --> 00:00:24.167
من دارم چيزهاي خوبي در مورد شرکت"بلوث" مي شنوم

00:00:24.274 --> 00:00:26.708
خبرهاي خوب درباره ي شرکت خانه سازيه خانوادگيشون

00:00:26.810 --> 00:00:29.108
پيره مرد خانواده ي بلوث تو زندانه
!من فکر مي کنم که پسرش الان داره شرکت رو مي چرخونه

00:00:29.213 --> 00:00:31.443
!که به نظرم يه احمق به تمام معنا نباشه

00:00:31.548 --> 00:00:35.882
من اين شرکت رو تو رده ي "بفروشيد" قرار داده بودم
و من همين الان دارم رده ي اونا رو افزايش مي دم

00:00:35.986 --> 00:00:39.387
من حتي فکر مي کنم مي تونيم رده ي اين شرکترو
به اندازه ي "نخريد" بالا ببريم

00:00:39.490 --> 00:00:42.857
نخريد ، ها؟
مامان،اينو ديدي؟

00:00:42.960 --> 00:00:48.057
از بلوث خونه نخريد -
...شما يه خونه به اين خوبي ميسازيد،مردم قراره بخوان که بيان

00:00:51.568 --> 00:00:53.798
اين گودال نسبت به ديشب
!يه خوره پايين تر نرفته ؟

00:00:53.904 --> 00:00:57.704
به هر حال.مي خوام به زندان برم
تا اين خبرو به پدر بدم

00:00:57.808 --> 00:01:00.902
.من فکر کردم که تو گفتي نبايد به ملاقاتش بريم -
.ملاقات نه ولي دل سوزوندن چرا -

00:01:01.011 --> 00:01:04.037
من براي اين خيلي خيلي سخت کار کردم
من زمينِ کلبه رو هم فروختم تا بتونيم به حرکتمون ادامه بديم

00:01:04.148 --> 00:01:06.810
من هيچ فرصتي نداشتم تا
با پسرم وقت بگذرونم

00:01:06.917 --> 00:01:11.411
حالا ديگه تو مي توني با پسره من وقت بگذروني
من مي خوام تا برادرت "باستر" بياد با تو زندگي کنه

00:01:11.522 --> 00:01:15.219
و اين به خاطر اون چنگک وحشتناکي
که الان جاي دست داره نيست

00:01:15.325 --> 00:01:17.520
!به خاطر خرناس کشيدنشه
گوش کن

00:01:17.628 --> 00:01:19.892
خروپف باستر،چهارشنبه شب

00:01:19.997 --> 00:01:23.057
...اين داره منو ديوونه

00:01:23.167 --> 00:01:25.135
حتي حاليت نميشه که اون اينجاست

00:01:25.235 --> 00:01:27.499
مامان،بدذات تر از هميشه به نظر مياي
!مست که نيستي؟

00:01:27.604 --> 00:01:30.437
مايکل،ساعت 8 صبحه ها
(!پس حتما مست نيستي(به کنايه -

00:01:30.541 --> 00:01:32.736
نمي دونم

00:01:32.843 --> 00:01:36.074
شايد به خاطره اينه که چند وقته
ديگه داروي بعد از وضع حمل رو مصرف نمي کنم

00:01:36.180 --> 00:01:38.944
تو هنوزم از اونا مي خوردي؟
!تو باسترو 32 سال پيش زاييدي

00:01:39.049 --> 00:01:41.244
و از 32 ساله پيشه که
به خاطر اون افسرده شدم

00:01:41.351 --> 00:01:46.288
راستش در اوايل دهه ي 90 هم
مصرفم رو قطع کردم ولي از بلايي که سرم اومد راضي نبودم

00:01:46.390 --> 00:01:49.985
اون خانوم ادعا مي کنه که ديگه نمي تونسته تحمل کنه
...مادر جوان ترمز دستي رو خوابونده

00:01:50.094 --> 00:01:53.928
جوري که ماشينش از عقب
تا نزديک درياچه رفته

00:01:54.031 --> 00:01:56.022
!خوش به حالش

00:01:56.133 --> 00:01:58.693
!من حتما يه 3پوندي وزن کم کرده بودم

00:01:58.802 --> 00:02:01.771
!واسه ي چي اينبار مصرفت رو قطع کردي؟

00:02:01.872 --> 00:02:05.239
خب،گويا عاقبت مصرف داروهاي ضد افسردگي
!رسيدن به مواد مخدر خيابونيه

00:02:05.342 --> 00:02:09.005
اين چيزي بود که اون دکتر خوش تيپه
!جوون امروز تو تلويزيون گفت

00:02:09.113 --> 00:02:12.048
اون تام کروز بود
!بازيگره

00:02:12.149 --> 00:02:15.118
اونا مي گن که "تام" يه جور دانشمند بوده

00:02:15.219 --> 00:02:17.346
!شايد تو بايد از باستر دوري کني

00:02:17.454 --> 00:02:21.322
!واسه چي يه سر نمي ري کلبه ي چوبي
فکر کردم گفتي فروختمش -

00:02:21.425 --> 00:02:24.223
من زمينِ کلبه رو فروختم.روش کار کردم
...پس حالا مي تونيم کلبه رو جابه جا کنيم

00:02:24.328 --> 00:02:27.058
اما قراره تا چند روزه ديگه
!اين کلبه کنار درياچه ي "تاهو" بمونه

00:02:27.164 --> 00:02:29.928
!شايد بتوني يه قرار واسه ي خودت اون بالا جور کني

00:02:30.033 --> 00:02:34.493
من چه طوري قراره کسيو پيدا کنم تا دلش بخواد
!وارد اون کلبه ي داغون بشه؟

00:02:35.494 --> 00:02:37.984
(!مايکل به اشتباه فکر مي کنه مادرش داره اندام تناسليش رو مي گه)

00:02:38.408 --> 00:02:41.377
!اون کلبه،درسته؛اونم يه مشکليه

00:02:43.614 --> 00:02:47.641
!مامان لطفا دوباره داروهات رو مصرف کن
!ما دلمون براي شخصيت پيره قديمت تنگ شده

00:02:49.253 --> 00:02:51.517
!من حتي نمي دونستم که ما يه کلبه داريم

00:02:51.622 --> 00:02:55.752
خب،چيزي که بدتره اينه که
!من هيچ وقت اونجا نرفتم

00:02:55.859 --> 00:02:57.759
!اگرچه قبلا بهش قول داده بودن که مي برنش

00:02:57.861 --> 00:02:59.852
!هي رفيق،يه مشکلي پيش اومده

00:02:59.963 --> 00:03:04.229
اين خانوم جوان زيبا سگش رو گم کرده
!و بابا بايد کمکش کنه تا پيداش کنه

00:03:04.334 --> 00:03:07.826
اوه،يه خبر بد رفيق
...اين خانوم جوانِ بابايي مريضه

00:03:07.938 --> 00:03:10.236
!و من بايد ببرمش بيمارستان

00:03:10.340 --> 00:03:13.537
بيخيال،تواينقدر بزرگ شدي که
!بفهمي، من مي خوام ميخم رو بکنم تو اين خانوم هرزه

00:03:13.644 --> 00:03:16.613
...منو ببخش مايکل اگر اشکام واست جاري نشد

00:03:16.713 --> 00:03:19.409
!اما حداقل اون به تو قول مي داده که ببرتت

00:03:19.516 --> 00:03:22.417
اون فقط همين طوري منو رها کرده بود
!تا دوران بچگيم به بطالت بگذره

00:03:22.519 --> 00:03:25.386
!من حتي نمي دونستم که ما يه کلبه داريم
!اون منو اونجا نبرد

00:03:25.489 --> 00:03:27.889
!مم،واسه ي من غمناکتره

00:03:27.991 --> 00:03:30.084
!من که نمي بينم تو گريه کني ، ربات

00:03:30.194 --> 00:03:32.287
!بيا اين اشکها رو مزه کن
!بيا غم منو بِچش

00:03:32.396 --> 00:03:35.365
نه،قرار نيست چشماي تو رو
!ليس بزنم،خيل خب

00:03:35.465 --> 00:03:38.229
،خب،مايکل من اينو بهت مي گم
.من پسر ندارم

00:03:38.335 --> 00:03:40.235
!اون داره -
...ولي اگر داشتم -

00:03:40.337 --> 00:03:42.237
منم دلم ميخواست که اونو به
...کلبه ي چوبي ببرم

00:03:42.339 --> 00:03:44.364
يا حداقل بهش قول مي دادم که مي برمش
!ولي نمي بردمش

00:03:44.474 --> 00:03:47.409
... ولي کاري رو که هيچ وقت نمي کردم

00:03:47.511 --> 00:03:52.073
اين بود که بهش بگم مي خوام ببرمت به کلبه
!و بعدش نمي بردمش

00:03:52.182 --> 00:03:54.082
!جوب داشت بالغ مي شد

00:03:54.184 --> 00:03:57.381
خب،کلبه ي چوبي رو قراره بيارن تو گارژمون

00:03:57.487 --> 00:04:00.854
!ولي شايد ما بايد امشب يه سر بريم اونجا،ها؟

00:04:00.958 --> 00:04:04.394
!اولين...اولين بار

00:04:04.494 --> 00:04:07.122
طعم خوشحالي رو بِچش،مايکل
اوه ، نه -

00:04:07.231 --> 00:04:09.324
بِچش -
!يه جورايي مزه ي غم مي ده -

00:04:09.433 --> 00:04:14.097
مايکل مي خواست به زندان بره و يه چيزي رو
!به پدرش بگه وقتي که پسرش رو پيدا کرد

00:04:14.204 --> 00:04:16.399
جورج مايکل؟
بابا،سلام -

00:04:16.506 --> 00:04:19.805
!داري چي کار مي کني؟
!مي خواستم ببينمت چون اين اواخر صبح خيلي زود ميري سر کار -

00:04:19.910 --> 00:04:21.673
!تو اينجا خوابيدي تا منو ببيني؟

00:04:21.778 --> 00:04:25.407
!مايکل تا الان به اين شدت تحت تاثير حرفي قرار نگرفته بود

00:04:25.515 --> 00:04:30.509
ولي راست نمي گفت.اون داشت از دختر عمش
!مخفي مي شد بعد از اون اتفاقي که بينشون افتاد

00:04:33.423 --> 00:04:35.857
...اونا سعي داشتن تا هم ديگرو ناديده بگيرن

00:04:35.959 --> 00:04:38.587
که مُشکل بود
!با در نظر گرفتن اين که اونا تو يه تخت دوطبقه مي خوابن

00:04:41.231 --> 00:04:43.631
اوه،سلام
سلام -

00:04:45.202 --> 00:04:47.261
من مي رم بيرون تو ماشين
منم مي رم زيرزمين -

00:04:47.371 --> 00:04:51.102
!دوست داري بريم کلبه يه صفايي بکنيم؟
!مي توني مرخصي بگيري؟ -

00:04:51.208 --> 00:04:54.769
فکر کنم که رئيس شرکت "ازش نخريد" بتونه يک روز مرخصي بگيره

00:04:54.878 --> 00:04:57.278
!ما يه رده از "بفروشيد" اومديم بالاتر؟

00:04:57.381 --> 00:04:59.645
داره اتفاق مي افته مگه نه؟
واقعا داره اتفاق مي افته -

00:04:59.750 --> 00:05:01.809
الان وقته اينه که شروع
!کنيم به ساختن خاطرات

00:05:01.918 --> 00:05:04.284
!به اندزه ي کافي ياس و نا اميدي تو اين خونه داشتيم

00:05:08.392 --> 00:05:11.725
فقط يک کيسه خواب بود.پس مجبوريم
!دوتايي توش بخوابيم،مثل سوسيس لايه نون

00:05:11.828 --> 00:05:15.491
متاسفم،رفيق
!يه مشکلي پيش اومده

00:05:16.967 --> 00:05:18.867
!دونستنش بدتره

00:05:18.969 --> 00:05:21.369
!جوب داشت از همه جا درس زندگي مي آموخت

00:05:21.471 --> 00:05:24.668
و مايکل سکوت 2ماهه رو شکوند
!و رفت تا پدرش رو ملاقات کنه

00:05:24.775 --> 00:05:27.107
تو اومدي
يکي اومد

00:05:27.210 --> 00:05:32.238
فقط اومدم تا بگم شرکت دوباره افتاده
!تو خط پيشرفت واين فقط به خاطر اينه که تو پشت ميله هايي

00:05:32.349 --> 00:05:36.080
و الان کاري رو مي خوام با پسرم انجام بدم که تو هيچ
!وقت با من انجام ندادي.مي خوام ببرمش به کلبه

00:05:36.186 --> 00:05:38.416
!زخم...
...و هر شب

00:05:38.522 --> 00:05:41.514
منم زخم خورده ام،ولي پسرم قرار
!نيست که اين احساسو داشته باشه

00:05:41.625 --> 00:05:45.857
و اونا اين رو با صابون مي پوشونن
!و شما تازه بايد ازشون تشکر هم بکنيد

00:05:45.962 --> 00:05:47.930
!انگار که دارن در حقت لطف مي کنن

00:05:48.031 --> 00:05:51.558
چيزي نمي خواي تا به خانواده بگم؟ -
!من عموتم -

00:05:51.668 --> 00:05:55.604
من برادر دوقلوي پدرتم

00:05:55.706 --> 00:05:58.903
من اسکارم
اون منو با خودش عوض کرد

00:05:59.009 --> 00:06:01.170
هيچ کس حرف منو باور نمي کنه

00:06:01.278 --> 00:06:05.305
بدبختانه براي اسکار ، "شما برادر اشتباه رو
!گرفيتد"،بهانه ي خيلي پر استفاده اي بود

00:06:05.415 --> 00:06:07.315
!شما برادر اشتباه رو گرفتيد

00:06:07.417 --> 00:06:09.715
ما چهارقلوييم،شما دوقلوي اشتباه رو گرفتيد

00:06:09.820 --> 00:06:12.914
ما "لِري"و"دِيو" هستيم
!شما دنبال"کريس"و"جِف" هستيد

00:06:13.023 --> 00:06:15.890
من حتي يه سايت رو راه انداختم
من اسکارم.کام

00:06:15.992 --> 00:06:18.722
من بيگناهم ، مايکل

00:06:18.829 --> 00:06:21.923
من اسکارم
دات کام

00:06:23.600 --> 00:06:25.727
باور نمي کنم
...من دارم پسرم رو به کلبه مي برم

00:06:25.836 --> 00:06:30.705
و هيچ چيزي نمي توني بگي که باور کنم
تو پدرم نيستي

00:06:30.807 --> 00:06:33.207
درک مي کنم

00:06:33.310 --> 00:06:35.972
!پسرت مهمتره

00:06:37.280 --> 00:06:40.215
خداي من،تو اسکاري
دات کام -

00:06:46.223 --> 00:06:49.659
بنابراين مايکل به اداره برگشت
تا تلاش کنه و عموش رو آزاد کنه

00:06:49.760 --> 00:06:52.627
نخريد،نخريد
نخريد

00:06:52.729 --> 00:06:55.926
وقتي که متوجه شد که آزاديه عموش
چه هزينه اي براي کارمنداش داره

00:06:56.032 --> 00:06:59.263
نخريد،ما انجامش داديم مايکي
ما دوباره خرپول شديم

00:06:59.369 --> 00:07:01.894
و من مي خوام يه ماشين بخرم
وُلوو

00:07:02.005 --> 00:07:04.997
ليندزي،قرار نيست که تو شروع کني به خرج کردن پولها
و اين يک وُلوو نيست

00:07:05.108 --> 00:07:07.008
!اين عکس نشستن من رو دستگاه کپيه
...ليندزي

00:07:07.110 --> 00:07:11.171
مايکل،من هيچي ندارم؛شوهرم منو
قال گذاشت و با کيتي فرار کرد وگاس

00:07:11.281 --> 00:07:14.307
!اون جنده ي سفيده بلوند
!اون قطعا به گونه خاص گيرش اومده -

00:07:14.418 --> 00:07:16.318
!باورم نمي شه اون منو ترک کرد

00:07:16.420 --> 00:07:19.082
منظورم اينه که ، اين و اينا و اين

00:07:19.189 --> 00:07:21.589
اين ماشينست
اوه -

00:07:21.691 --> 00:07:24.421
اين
خوشحالم رنگيشو نگرفتم -

00:07:24.528 --> 00:07:26.792
تنها دليل اين که تو توبايس رو
مي خواي اينه که تو نمي توني داشته باشيش

00:07:26.897 --> 00:07:29.695
و به محض اين که تو بتوني چيزي رو داشته باشي
يه دفعه ديگه نمي خوايش

00:07:29.800 --> 00:07:33.133
من اين طوري نيستم ، مايکل
نه؟ خيل خب،شايد حق با تو باشه -

00:07:33.236 --> 00:07:37.263
شايد ما بايد اين ماشينو بخريم
!نمي دونم ، خيلي اتاق ماشينه بزرگه-

00:07:39.810 --> 00:07:42.711
جوب
اوه ، مايکل -

00:07:42.813 --> 00:07:44.781
بابا چه طور بود؟
اوه ، من نمي دونم -

00:07:44.881 --> 00:07:49.113
اسکارِ که تو زندانه
...اگر بذاريم اون بياد بيرون،مردم مي فهمن که پدر آزاده

00:07:49.219 --> 00:07:52.017
و اون مردم بيرون ديگه پولي به ما نمي دن

00:07:52.122 --> 00:07:56.252
بابا که تلاش نکرده تا با تو
!ارتباط برقرار کنه ، کرده؟

00:07:56.359 --> 00:08:00.295
مثل اين که هيچ وقت تا حالا من با اون
!زِنا زاده ارتباط برقرار کردم

00:08:00.397 --> 00:08:03.332
کمي پيشتر در اون روز
...جوب يک نامه از يک گروه دريافت کرد

00:08:03.433 --> 00:08:08.370
که از طرف گروه تجديد ديدار پسران جدا شده
!بود  SAD از پدران با نام مخفف شده ي
(در لغت به معنيه غمگينه  sad)

00:08:08.472 --> 00:08:12.238
تجديد ديدار پدر و پسر؟
ولي پدر هنوز تو زندانه

00:08:12.342 --> 00:08:14.242
ولي الان ديگه نامه منطقي جلوه مي کنه

00:08:14.344 --> 00:08:18.405
!اون حروم زاده
"دفتر وکالت "بري زاکرکورن -

00:08:18.515 --> 00:08:21.541
سلام ، مايکل بلوث هستم -
بري رفته "رنو" تا پدرت رو ببينه -

00:08:21.651 --> 00:08:25.143
رنو ، اون به من گفته که مي ره زندان ملاقات پدرم -
اره -

00:08:25.255 --> 00:08:28.747
بري خيلي حرفا مي زنه
ولي منظورش اوني نيست که مي گه

00:08:28.859 --> 00:08:31.384
خب ، فکر کنم که من بايد
برم "رنو" تا پدرو ببينم

00:08:31.495 --> 00:08:34.896
موفق باشي ، پسر گُله

00:08:34.998 --> 00:08:38.024
...پس يک بار ديگه ، مايکل رفت سراغ پدرش

00:08:38.134 --> 00:08:40.193
که يک بار ديگه اونو پيچونده بود

00:08:40.303 --> 00:08:43.830
و اون داشت همون کاري با
پسرش مي کرد که پدرش با خودش مي کرد

00:08:43.940 --> 00:08:45.999
!قرار نيست بريم ، مگه نه؟

00:08:46.109 --> 00:08:47.588
يه مشکلي پيش اومده

00:08:52.045 --> 00:08:55.412
مايکل همين الان به پسرش گفت که
اونا قرار نيست تا به کلبه برن

00:08:55.516 --> 00:08:58.508
"ولي کلبه کنار درياچه "تاهوِ
...که اون درست کنار"رنو" و ما مي تونيم

00:08:58.619 --> 00:09:01.588
!ولي اين قراره که يه سفر غير تفريحي و براي بزرگا باشه
عمه ليندزي مياد اينجا

00:09:01.688 --> 00:09:04.714
سلام،هي چرا تو و دخترعمت جلوي
!خونه يه چادر نمي زنيد؟

00:09:04.825 --> 00:09:08.226
چي؟ نه
من زياد علاقه مند به بيرون رفتن نيستم -

00:09:08.328 --> 00:09:13.197
خب،پس اين فرصت خيلي خوبيه براي تو
!تا يه تاثير اساسي روش بذاري
(!به معناي ماليدن هم هست  rub off)

00:09:15.302 --> 00:09:17.361
...در زماني که مايکل رهسپار شد تا پدرش رو پيدا کنه

00:09:17.471 --> 00:09:19.405
!جوب فکر مي کرد که اونم داره همين کارو مي کنه

00:09:19.506 --> 00:09:22.873
!اينم از رفيق خودم

00:09:22.976 --> 00:09:25.911
هي پسر بيا

00:09:27.347 --> 00:09:29.611
!تو هم منتظري تا پدرت پيدات کنه؟

00:09:29.716 --> 00:09:32.947
!راستش پدرم قبلا منو پيدا کرده
اوه -

00:09:33.053 --> 00:09:37.956
!اما...به نظر ميرسه که قرار نيست پيداش بشه

00:09:38.058 --> 00:09:41.494
يه جورايي حس اون بچه رو دارم که
دست قطع شده پيدا کرده

00:09:41.595 --> 00:09:45.725
هي بابا ببين چي پيدا کردم

00:09:45.832 --> 00:09:49.529
هرکاري براي به دست اوردن تاييد پدر

00:09:49.636 --> 00:09:53.094
مايه ي دلشکستگيه
آشنا به نظر مياي -

00:09:53.206 --> 00:09:56.073
 به نظرم به اين خاطره که
در واقع ما يه جورايي به هم شبيهيم

00:09:56.176 --> 00:09:58.644
يادتونه وقتي گفتم جوب يه پسر داره؟

00:09:58.745 --> 00:10:01.077
من جوب هستم -
الکي نگفتم بهتون -

00:10:01.181 --> 00:10:04.480
در دبيرستان ، جوب با اين دخترها صميمي شد

00:10:04.585 --> 00:10:08.112
اين دخترها حامله شدند
اين يکي بچه دار شد

00:10:08.221 --> 00:10:10.522
...و اون بچه بزرگ شد تا بشه

00:10:10.557 --> 00:10:12.824
استيو هولت

00:10:12.926 --> 00:10:16.123
همه ي چيزي که من هميشه ميخواستم يه
خورده وقت گذروني با پدرم بوده

00:10:16.229 --> 00:10:19.323
مثلا کمپ زدن
ولي فکر کنم هيچ وقت اين اتفاق نمي افته

00:10:19.433 --> 00:10:22.197
مي دونم اين قراره احمقانه به نظر بياد

00:10:22.302 --> 00:10:25.100
ولي خانواده ي من يه کلبه ي چوبي
!دارن که فقط تا يک شبه ديگه در دسترسه

00:10:25.205 --> 00:10:28.174
شايد ما بتونيم به "رنو" بريم
و کليدارو بگيريم و بريم کمپ بزنيم

00:10:28.275 --> 00:10:32.143
ميدوني ، يه نوع
قضيه ي پسر - پسري

00:10:32.245 --> 00:10:34.736
اگر استيو يک پدر داشت
به جاي اينکه با يک فرد غريبه

00:10:34.848 --> 00:10:37.976
بره به کلبه ي چوبي ، بهش اخطار مي داد
ولي اون پدر نداشت

00:10:38.085 --> 00:10:41.020
حتما،بزن بريم
اوکي،عاليه

00:10:41.121 --> 00:10:43.021
اينم از جاي من که اينجاست
خيل خب

00:10:43.123 --> 00:10:44.715
آره پسر
ايول

00:10:44.825 --> 00:10:47.453
..."در همين حين ، مايکل رسيد به "رنو

00:10:47.561 --> 00:10:50.689
....شهري که با موفقيت لاس وگاس رقابت مي کنه

00:10:50.797 --> 00:10:54.028
...."کمپين " اتفاقي که تو وگاس مي فته تو همون جا مي مونه

00:10:54.134 --> 00:10:56.329
و رفت تا دنبال "بري زاکرکورن" بگرده

00:10:56.436 --> 00:11:01.032
 من دارم دنبال مردي مي گردم که
!احتمالا در قسمت داغون پايين شهر "رنو" اقامت داره

00:11:01.141 --> 00:11:06.704
اوه،اتحاديه ي مسيحي ها اون مکانو بسته
"حالا اين يک "سوالوسه

00:11:06.813 --> 00:11:09.805
سوالوس" تو روز يک رستوران از انواع خانوادگي بود"

00:11:09.916 --> 00:11:13.079
و تا شب هر چيزي تو اونجا
حالت سکسي به خودش مي گيره

00:11:13.186 --> 00:11:16.622
مي تونم براتون يه ليوان فالوده يا..... مايکل

00:11:16.723 --> 00:11:21.023
توبايس،من فکر مي کردم که تو با
!کيتي و گروه مردان آبي تو وگاس باشي؟

00:11:21.128 --> 00:11:23.790
نه، همون طور که معلومه
...نقشي که من قرار بود

00:11:23.897 --> 00:11:26.559
زندگيم رو نابود کرد
!در حال حاظر پر شده

00:11:26.667 --> 00:11:31.604
نقش توسط جورج پدر گرفته شده بود
!تا از ديد همه پنهان بمونه

00:11:31.705 --> 00:11:33.696
 که اين تا زماني بود که اون
داشت توسط يه تيکه شيريني خفه مي شد

00:11:33.807 --> 00:11:36.901
و تقريبا مُرد وقتي که
!هيچ کس متوجه نشد که اون رنگش کبود شده

00:11:37.010 --> 00:11:41.413
واسه ي همينم،کيتي پيشنهاد کرد تا ما بيايم
... و شانسمون رو تو رنو هم امتحان کنيم و

00:11:41.515 --> 00:11:43.574
...آه،بذار باهات رو راست باشم مايکل

00:11:43.684 --> 00:11:48.246
ترک کردن ليندزي بزرگترين اشتباه کوچيکي
!بود که من تا حالا مرتکب شدم

00:11:48.355 --> 00:11:51.415
به هر حال فکر نکنم بتونم بهش زنگ بزنم
لعنت به اين غرور من

00:11:51.525 --> 00:11:54.358
ساندويچ تُن آماده شده و تو بايد بري به يه سري
از بالشتها چندتا ضربه بزني تا گردوخاکش بره

00:11:54.461 --> 00:11:58.898
چشم قربان همين الان قربان.عاليه.حالا بايد
!بوي فوق العاده ي ماهي تُن رو هم تنفس کنيم

00:11:58.999 --> 00:12:02.958
توبايس چي مي گي اگر بهت بگم که ليندزي هم
!مشتاق تا شما دو تا دوباره برگرديد پيش هم؟

00:12:03.070 --> 00:12:05.368
اوه، من همين الان بهش زنگ مي زنم

00:12:05.472 --> 00:12:09.533
چرا نمي ذاري خودم حلش کنم؟ خودت مي دوني
!ليندزي فقط چيزايي رو مي خواد که نمي تونه داشته باشش

00:12:09.643 --> 00:12:13.670
!با کيتي چي کار مي کني؟
نمي تونم بهت دروغ بگم مايکل -

00:12:13.780 --> 00:12:16.305
کيتي 2 روز پيش منو ترک کرد

00:12:16.416 --> 00:12:19.647
يه جاي دست آبي رو پشت سرت مونده کيتي ،تو
!مطمئني که کس ديگه اي رو ملاقات نمي کني؟

00:12:19.753 --> 00:12:23.553
باهاش رو به رو شو توبايس
رابطمون تموم شده

00:12:23.657 --> 00:12:26.251
با اينا خداحافظي کن
اونا هم آبي هستن

00:12:26.359 --> 00:12:28.224
!جاي دستاي آبي رو اونا بود؟

00:12:28.328 --> 00:12:31.058
 آره.و من برات قسم مي خورم
...که اونا براي

00:12:31.164 --> 00:12:33.655
تو نبودن.مي دونم
اينا همه جاي دستاي پدره

00:12:33.767 --> 00:12:36.827
پدر تو رنو.کيتي هم تو رنو
پدر کيتي رو مي بينه،و اون بايد يک مرد آبي باشه

00:12:36.937 --> 00:12:40.873
من مي خوام برم تا تئاتر رو چک کنم
باشه ، اونجا مي بينمت -

00:12:40.974 --> 00:12:44.603
فقط بايد برم ميز سالاد رو يه خورده مرتب کنم
(و کمربند چرمي رو تنظيمش کنم(يکي از ابزارهاي سکس

00:12:44.711 --> 00:12:48.272
!کمربند چرمي چيه؟
نمي دونم،ما از اونا واسه ي نهار نداريم

00:12:48.381 --> 00:12:52.511
پس مايکل زنگ زد به ليندزي تا بهش
بگه که شوهرش رو پيدا کرده

00:12:52.619 --> 00:12:56.020
خيل خب ، من تو راهم
نه ، نه خودم برش مي گردونم -

00:12:56.123 --> 00:13:00.025
اون مي خواد برگرده؟
!منظورم بر خلاف ميليشه -

00:13:00.127 --> 00:13:02.652
حتي اگر مجبور شدي بزنش
اون شوهرمه

00:13:02.763 --> 00:13:05.323
فقط همون طور که قول دادي حواست
!به بچه ها باشه ، باشه؟

00:13:05.432 --> 00:13:07.923
...من نم
منم همين طور -

00:13:08.034 --> 00:13:09.934
صبر کن

00:13:10.036 --> 00:13:13.836
 و بچه ها خودشونو ديدن که نزديکتر از
هميشه به هم در جاده ي پر دست انداز رنو هستند

00:13:14.740 --> 00:13:15.965
سلام؟

00:13:16.076 --> 00:13:20.479
ليندزي،سلام.مايکل بهم گفت که بهت زنگ نزنم
ولي دلم خيلي واست تنگ شده بود

00:13:20.580 --> 00:13:22.480
دلت واسم تنگ شده بود؟

00:13:22.582 --> 00:13:25.016
چي کار داري مي کني؟
هيچي ، تو داري چه کار مي کني؟ -

00:13:25.118 --> 00:13:28.986
من داشتم ميامدن اونجا ، ولي اين ديوانگيه
ما بايد واقع بين باشيم

00:13:29.089 --> 00:13:31.057
ولي مسئله اينه که
من نمي تونم کيتي رو ترک کنم

00:13:31.158 --> 00:13:34.218
با اون همه سکسهايي که داشتيم و بقيه چيزا

00:13:34.327 --> 00:13:36.522
حرومزاده
!چه کار داري مي کني؟ -

00:13:36.630 --> 00:13:39.064
هيچي
...من ميام پشت صحنه -

00:13:39.166 --> 00:13:41.293
به دنبال نمايش مردان آبي
چه کيتي خوشش بياد چه نياد

00:13:41.401 --> 00:13:43.301
چه خوب
يک سوال سريع

00:13:43.403 --> 00:13:48.204
اون وقت اگر کيتي اينجا نباشه و من کمتر جزوه مردان آبي
!و بيشتر جزوه پيشخدمتها باشم چي؟

00:13:48.308 --> 00:13:50.799
اون دوباره داره دور مي زنه
قطع کن -

00:13:50.911 --> 00:13:52.401
اونجا مي بينمت،متشکرم،خدافظ

00:13:52.512 --> 00:13:55.310
مايکل پيش از اين تو تئاتر به
...دنبال جورج پدر بود

00:13:55.415 --> 00:13:58.145
وقتي که اون به دنبال بري رفت
که اونم داشت همين کارو مي کرد

00:13:58.251 --> 00:14:01.812
هي بري
!سلام مايک ، خب چه قدر مي دوني؟

00:14:01.922 --> 00:14:05.016
من مي دونم که اُسکاره که تو زندانه
...و پدر من يکي از مردان آبيه

00:14:05.125 --> 00:14:08.356
و اين که تو واضحا با اون همدستي
اوه ، خيلي

00:14:08.461 --> 00:14:10.361
اون کجاست
من نمي دونم -

00:14:10.463 --> 00:14:12.556
من قرار بود اونو اينجا ببينم
ولي اون بايد تورو ديده باشه و فرار کرده باشه

00:14:12.666 --> 00:14:16.659
من قرار بود بهش اين 250 هزار دلار
و اين پاسپورتو بدم

00:14:16.770 --> 00:14:20.171
فقط يه پاسپورته
خب ، من خيلي وقتي که اينجا وايسادم -

00:14:20.273 --> 00:14:24.073
بري،تو اخرجي
!چي؟ -

00:14:24.177 --> 00:14:26.441
آره
!به همين راحتي؟ -

00:14:26.546 --> 00:14:28.741
بدون اخطاري؟
تو تنها موکل مني

00:14:28.849 --> 00:14:31.340
الان قراره من چه کاري انجام بدم
!برم جنده خيابوني شم؟

00:14:31.451 --> 00:14:33.442
راستي به نظرت از اون راه
!چه قدر ميتون پول درارم؟

00:14:33.553 --> 00:14:36.181
من بايد اسکارو از زندان بيارم بيرون
!نظرت درمود لب گيري چيه؟

00:14:36.289 --> 00:14:39.918
50دلار يا اين قيمت فقط براي لس آنجلاسه؟

00:14:44.631 --> 00:14:47.532
...چندي نگذشت که ليندزي به هتل رسيد

00:14:47.634 --> 00:14:50.034
و بچه ها بالاخره با حقيقت رو به رو شدند

00:14:50.136 --> 00:14:54.129
ببين،اين فقط يه بوسه ي نصفه و نيمه بود.شايد
به همين دليله که ما عجيب رفتار مي کنيم

00:14:54.241 --> 00:14:57.301
!به خاطر اينه که ما بوسه رو تموم نکرديم؟
...اين چيزيه که تو ف

00:14:57.410 --> 00:15:00.208
!آره.به نظرت ما بايد بوسه رو تمومش کنيم  بذاريمش کنار؟

00:15:00.313 --> 00:15:02.577
اره بيا بذاريمش کنار

00:15:04.684 --> 00:15:06.743
هي بچه ها چمدونها رو بياريد
با هم مي ريم تو يه اتاق

00:15:06.853 --> 00:15:09.947
!فردا صبح بيا همينجا همو ملاقات کنيم باشه؟
باشه

00:15:10.056 --> 00:15:13.548
برو
...تو...آره،من مي خوام

00:15:13.660 --> 00:15:17.960
 من ميخوام بمونم اينجا تو ماشين و
غروب معروف "رنو" رو تماشا کنم

00:15:19.466 --> 00:15:22.230
!غروب پشت سرت نيست؟

00:15:22.335 --> 00:15:25.930
چرا،ولي اينجا آينه داريم
راستش از تو آينه نزديکتر به نظر مياد

00:15:26.039 --> 00:15:28.098
...هنگامي که جورج مايکل منتظر غروب آفتاب بود

00:15:28.208 --> 00:15:30.301
يک دسته ديگه از پسران رسيدند

00:15:30.410 --> 00:15:34.608
مايکل گفت که همين جا منو ملاقات مي کنه
کليدارو مي گيرم تا با هم به کلبه بريم ، پسرم

00:15:34.714 --> 00:15:39.583
منم مي رم يه خورده خرت و پرت ماهيگيري بگيرم، پسرم

00:15:39.686 --> 00:15:42.246
خب،اين بچه رو از کجا گير اوردي؟
فکر کنم الان بتونم بهت بگم-

00:15:42.355 --> 00:15:45.847
ما هردوتامون منتظر پدرامون بوديم تو همون باغه
!که پسر کوچيکه يه دست پيدا کرده بود

00:15:45.959 --> 00:15:50.589
به هر حال...بچه ها معرکه اند
اين مثل اينه که...اي کاش اون مي تونست پدر من باشه

00:15:50.697 --> 00:15:54.064
خيل خب،پدر تو تلاش نمي کنه تا تو رو
پيدا کنه ولي پسرت اين کارو کرده

00:15:54.167 --> 00:15:58.035
اون بچه پسره تو
!تو پدرشي،هوم؟

00:16:02.876 --> 00:16:05.606
من يه اشتباه خيلي بزرگ کوچيک کردم

00:16:05.712 --> 00:16:09.375
جوب،تو نمي توني همين طوري پسرت رو
وسط پارکينگ تو "رنو" رها کني و بري

00:16:09.482 --> 00:16:13.179
و اون زماني بود که مايکل پسره
خودش رو وسط پارکينگ تو "رنو" ديد

00:16:13.286 --> 00:16:16.813
اون اين همه راه رو تا اينجا
رانندگي کرده تا با من باشه،واو

00:16:16.923 --> 00:16:19.619
...خب،فکر کنم که من
...من بهتر از تو

00:16:23.063 --> 00:16:24.963
نه،من از تو بهترم

00:16:25.065 --> 00:16:28.193
وقتي جورج مايکل بيدار شد اونا
حدود يک ساعت بود که از رنو خارج شده بودن

00:16:28.301 --> 00:16:31.236
تو مثل يک چراغ روشنايي بخش بيرون بودي،رفيق
روياهامون داره به حقيقت مي پيونده

00:16:31.338 --> 00:16:33.238
(!ميبي(اسم دختر عمش و به معني شايد؟
!قطعا -

00:16:33.340 --> 00:16:35.808
ما مي خوايم تا کمپ بزنيم
اين بالاخره داره اتفاق مي افته

00:16:37.110 --> 00:16:38.744
اين هيچ وقت اتفاق نمي افته

00:16:42.014 --> 00:16:45.279
مايکل همين الان پسر خوابش رو
با بردنش به اردو سوپرايز کرده بود

00:16:45.384 --> 00:16:47.784
من اينو مدت زياديه که پشت گوش مي اندازم
و اين خيلي مهمه

00:16:47.886 --> 00:16:50.821
عموت اسکار مي تونه يک روزه ديگه
!رو تو زندان تحمل کنه ، درسته؟

00:16:50.923 --> 00:16:53.721
نه بر اساس وبلاگ روزانش
"يعني "من اسکارم دات کام

00:16:53.826 --> 00:16:56.818
اين قضيه خيلي مهم تر از پيدا کردنه پدرمه

00:16:56.929 --> 00:16:59.830
اگرچه من خيلي نزديک شده بودم
تقريبا پدر بزرگ تو چنگم بود

00:16:59.932 --> 00:17:02.526
منم همين طور

00:17:02.634 --> 00:17:06.229
در حيني که مايکل داشت پسرش
...رو به زور مي برد تا کمپ بزنن

00:17:06.338 --> 00:17:11.173
لوسيل آماده بود تا به زور اونو بندازه بيرون از خونه

00:17:20.952 --> 00:17:23.444
!خب اون اشانتيون بود

00:17:23.555 --> 00:17:27.286
لوسيل به خودش اطمينان نداشت که تو خونه
باشه وقتي که باستر مي خواست برگرده خونه

00:17:27.393 --> 00:17:30.920
پس ، اون به قصد کلبه که مايکل
گفته بود خاليه حرکت کرد

00:17:31.030 --> 00:17:34.193
توبايس در اين حين،داشت دنبال راهي
مي گشت تا حسادت زنش رو برانگيزه

00:17:34.299 --> 00:17:38.861
با متقاعد کردن اون به اين که نه تنها جزوه
گروه مردانه آبيه بلکه هنوز با کيتي هم هست

00:17:38.971 --> 00:17:43.067
وقتي که اون گريمور زني رو ديد که به طور تصادفي
خيلي شبيه کيتي بود

00:17:43.175 --> 00:17:48.636
اگر اين تابلو چيزيه که من دوباره خلق کردم
شايد من بتونم دوباره زنم رو به دام بندازم

00:17:48.747 --> 00:17:51.045
!هان،چرا ليندزي نمي خواد که اون برگرده؟

00:17:51.150 --> 00:17:55.109
 و مايکل و پسرش به کلبه ي
چوبي رسيدن

00:17:56.822 --> 00:17:59.655
به نظر مياد که اونا اتاق خوابها رو معامله کردن

00:17:59.758 --> 00:18:03.626
شايد فقط کيسه هاي خوابو اينجا تو
!اتاق نشيمن بندازيم،ها؟

00:18:03.729 --> 00:18:06.721
در اين حين لوسيل صداي مشابهي رو شنيد

00:18:08.834 --> 00:18:11.325
اوه ، بيخيال
!مامان؟

00:18:11.437 --> 00:18:14.235
!اون پشت داري چه غلتي مي کني؟

00:18:14.339 --> 00:18:17.968
من تصميم گرفتم تا تو ماشين بخوام
...تا صداي خرو پفم اذيتت نکنه

00:18:18.077 --> 00:18:22.013
واسه همين اون صداي ضبظ شده ي خروپفم
رو گذاشتم تا تو نفهمي که من رفتم

00:18:22.114 --> 00:18:26.175
ما نصفه راهو تا کلبه اومديم
مي خوام تا زير اين چراغ پيادت کنم

00:18:26.285 --> 00:18:31.188
يا اينکه من مي تونم با تو بيام.احتمالا اين وقفه
دقيقا همون چيزيه که رابطه ي ما بهش نياز داره

00:18:31.290 --> 00:18:35.624
خب،حداقل يکي رو دارم که
تو راه باهاش حرف بزنم

00:18:44.136 --> 00:18:48.436
خوش ميگذره مگه نه؟!اين دقيقا
مثل زمانيه که مي رفتيم تو اتاق زير شيرووني

00:18:48.540 --> 00:18:50.508
آره

00:18:51.543 --> 00:18:54.137
يا...يا اينکه مي تونيم
"برگرديم به "رنو

00:18:54.246 --> 00:18:57.215
!برگرديم به "رنو"؟
!نمي خواي اينجا باشي؟

00:18:57.316 --> 00:19:01.309
تو تو ماشين خوابيده بودي تا
ما بتونيم با هم وقت بگذرونيم

00:19:01.420 --> 00:19:03.320
اين کاملا درست نيست

00:19:03.422 --> 00:19:06.482
من در حال حاظر يه مشکلي دارم
!اوه،واقعا؟

00:19:06.592 --> 00:19:09.186
خب،بيا درموردش حرف بزنيم
نمي تونم در اين رابطه با تو حرف بزنم -

00:19:09.294 --> 00:19:12.559
!چرا؟
قضيه ي درمورد يه دختره و تو قرار نيست که خوشت بياد -

00:19:12.664 --> 00:19:14.461
!در مورده "اَنِ"؟
نه -

00:19:14.566 --> 00:19:16.966
اوه ، البته من از اين خوشم نمياد

00:19:17.069 --> 00:19:22.166
من "اَن" رو دوست دارم
...نه،فقط -

00:19:22.274 --> 00:19:24.174
اين يه مشکله بدون جوابه

00:19:24.276 --> 00:19:26.176
خب،هر مشکلي يه پاسخي داره

00:19:26.278 --> 00:19:30.237
احتمالا چون تنهايي مي خواي اين قضيه رو حل
کني راه حلي به ذهنت نمي رسه

00:19:30.349 --> 00:19:33.580
و اين دقيقا دليل اينه که چرا ما
بايد اين زمان رو با هم بگذرونيم

00:19:33.685 --> 00:19:36.483
آره ، منم همين فکر مي کنم
مي دونم -

00:19:36.588 --> 00:19:39.352
پس اينم از نقشمون.فردا صبح
قراره که زود از خواب بلند شيم

00:19:39.458 --> 00:19:42.791
قبل از اينکه به پليسا بگيم که پدربزرگ
...از زندان فرار کرده

00:19:42.895 --> 00:19:46.592
ما قراره بريم پايين نزديکه درياچه،در مورد
مشکل تو با يه دختر صحبت کنيم و قراره خوش بگذره

00:19:46.698 --> 00:19:49.462
مخصوصا قسمتي که قراره به پليسا بگيم
!خيل خب؟

00:19:49.568 --> 00:19:52.867
مشکل تو هرچي که باشه
ما يه جوري حلش مي کنيم

00:19:52.971 --> 00:19:55.201
دليل وجود همچين مکاني هم همينه

00:19:55.307 --> 00:19:57.434
اون،و خيانت به مادربزرگ

00:19:57.543 --> 00:20:01.240
من واقعا خوشحالم که تو منو اوردي اينجا پدر
آره،ما به همچين چيزي نياز داشتيم-

00:20:01.346 --> 00:20:04.941
و اين دفعه ، من قرار نيست به
خانواده اجازه بدم که جلوي منو بگيرن
(معني کشيدن و بردن هم هست  drag awayبه)

00:20:05.050 --> 00:20:09.646
صبح روز بعد مايکل صبح زود برخواست
...تا روز رو با پسرش بگذرونه

00:20:09.755 --> 00:20:13.282
در حالي که دوباره خودش رو ديد که
توسط خانوادش داره کشيده مي شه
(جلوي راهشو گرفتن)

00:20:15.460 --> 00:20:17.951
!بابا،چه غلتي داري مي کني؟

00:20:18.063 --> 00:20:22.295
متاسفم،نمي تونم اجازه بدم که
اسکارو از زندان آزاد کني اون وقت ميان سراغ من

00:20:22.401 --> 00:20:25.029
!هي،کلبه چه طوره؟

00:20:31.977 --> 00:20:34.241
..."در قسمت بعدي "موانع سازندگي

00:20:34.346 --> 00:20:36.405
لوسيل رسيد به جايي که کلبه بود

00:20:36.515 --> 00:20:39.279
اينجا که کلبه نيست

00:20:42.454 --> 00:20:44.649
مامان؟
اوه خداي من -

00:20:44.756 --> 00:20:48.590
!شما هنوزم از اين ساندويچاي صبحانه درست مي کني؟

00:20:48.694 --> 00:20:51.891
ميبي يکي رو پيدا کرد تا بتونه پسر داييش رو فراموش کنه
منتظرم -

00:20:51.997 --> 00:20:54.727
آره منم همين طور
- پسر داييش رو -

00:20:54.833 --> 00:20:57.393
مي خواي از هم لب بگيريم؟
!آره ، چرا که نه؟ -

00:20:57.502 --> 00:20:59.834
و ليندزي توبايس رو خفت کرد

00:20:59.938 --> 00:21:02.099
دستات رو از رو شوهر من بردار ليندزي

00:21:03.842 --> 00:21:06.106
!اينجا کسي گفت شوهر؟

00:21:07.212 --> 00:21:09.112
من طلاق مي خوام

00:21:09.214 --> 00:21:12.479
...و منم خوشحال مي شم تا وکالت يکيتون رو به عهده بگيرم

00:21:12.584 --> 00:21:14.848
قيمت اين 50$ مي شه

00:21:14.859 --> 00:21:19.859
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.