﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:04.024 --> 00:00:09.024


00:00:10.460 --> 00:00:12.260
<i>و حالا داستان خانوادۀ ثروتمندی که
،همه‌چیزش رو از دست داد</i>

00:00:12.340 --> 00:00:15.470
<i>و تنها پسری که چاره‌ای نداشت</i>

00:00:15.550 --> 00:00:17.140
<i>.بجز این‌که خانواده رو کنار هم نگه داره</i>

00:00:23.140 --> 00:00:24.850
« تـوسـعـۀ نـاتـمـام »

00:00:29.440 --> 00:00:32.150
مایکل بلوث رفته بود دیدن
بیزنس خانوادگی

00:00:32.240 --> 00:00:34.610
،به امیدِ پیداکردن لوسیل آسترو

00:00:34.700 --> 00:00:36.740
،که الان دیگه یکی از سهام‌داران اصلی بود

00:00:37.120 --> 00:00:38.320
...که از اون زن تشکر کنه که

00:00:38.410 --> 00:00:40.290
.شرکتُ بستن -
.بدهی‌اش رو بهش بخشیده -

00:00:40.370 --> 00:00:42.330
.به من توجه نکنید. من طبقۀ پایین کار می‌کنم -
.سلام -

00:00:42.410 --> 00:00:44.040
دارم یکمی از این نوشابه‌ها
.رو واسه ناهار می‌دزدم

00:00:44.120 --> 00:00:47.080
شما؟ -
.اینجا شرکت خانوادۀ من بود -

00:00:47.170 --> 00:00:48.130
.من مایکل بلوث‌ام

00:00:48.210 --> 00:00:50.840
.هی. شماها اولین خونه‌امُ بهم دادین

00:00:51.250 --> 00:00:54.260
آره، اولین خونه‌ی خیلی از مردم
.کار شرکت بلوث بود

00:00:54.340 --> 00:00:57.140
نه، نه. من بخشی از اون
.دادخواهی سنخیِ کورن‌بالر بودم

00:00:57.220 --> 00:00:58.300
.که این‌طور -
،آره -

00:00:58.390 --> 00:01:01.220
به‌قدری پول گیرم اومد که بتونم
.پیش‌پرداخت یه خونۀ سیتولُ جور کنم

00:01:01.310 --> 00:01:04.930
.خب، ما واسه خیلی‌ها خونۀ سیتول هم جور کردیم

00:01:09.480 --> 00:01:11.860
.خدای من، خب، مچ‌مونُ گرفتی دیگه

00:01:11.940 --> 00:01:14.400
فکر نمی‌کردم موقعی که ما داشتیم
.حال و حول می‌کردیم کسی بخواد سوار بشه

00:01:14.490 --> 00:01:16.200
چه بلایی سر شرکت بلوث آوردی؟

00:01:16.280 --> 00:01:17.950
.کلاً دو هفته رئیس بودی

00:01:18.030 --> 00:01:20.200
.بردم‌مون به سطح و طبقه‌ی تازه‌ای -
!شارژر آیفون 5 -

00:01:20.280 --> 00:01:21.330
.طبقۀ چهارم

00:01:22.290 --> 00:01:25.120
.حتی مالک هم از این حرکت غافلگیر شده بود

00:01:25.210 --> 00:01:26.410
نه تنها باید بخاطر کنسل‌کردن

00:01:26.500 --> 00:01:29.670
،اجاره‌نامۀ قبلی جریمه بدی
.بلکه اجاره هم دوبرابر میشه

00:01:30.090 --> 00:01:31.800
فقط واسه دیدن پشت‌بوم
یکی از داروخونه‌های "رایت اِید"؟

00:01:31.880 --> 00:01:35.050
که اولین باری بود که جوب
.می‌شنید منظره‌ای هم داره

00:01:35.670 --> 00:01:36.930
.قبوله

00:01:37.800 --> 00:01:39.220
.باشه، باشه، باشه دیگه

00:01:39.300 --> 00:01:40.300
.رسیدیم

00:01:41.350 --> 00:01:42.640
خب؟

00:01:42.720 --> 00:01:44.060
نظرت چیه؟

00:01:44.140 --> 00:01:46.350
.اینجا قبلاً یه دندون‌پزشکی دو ساعته بوده

00:01:46.430 --> 00:01:48.230
.آره، صدای جیغ‌های ملتُ یادمه

00:01:48.310 --> 00:01:50.730
فکر کنم اون دندون‌پزشکی یک و نیم‌ساعته‌ی
اون‌طرف خیابون بوده که

00:01:50.810 --> 00:01:52.940
.این دوساعتی‌ها رو از کار انداخته

00:01:53.110 --> 00:01:55.190
دیدم که بلاک‌باستر قدیمی‌‍ه رو

00:01:55.280 --> 00:01:58.780
،قراره "دندون‌پزشکی یه ساعته" کنن
.پس احتمالاً اون داداشامون دارن بدجوری می‌شاشن به خودشون

00:01:58.860 --> 00:02:01.200
چرا شرکتُ جابه‌جا کردی؟
.این‌که مثل همون جای قبلی‌مون‌‍ه

00:02:01.740 --> 00:02:04.540
واسه این این‌طوری میگی که
.هنوز پشت‌بوم داروخونۀ رایت‌اِید رو ندیدی

00:02:06.040 --> 00:02:07.500
نیتروس اکساید کجاست؟

00:02:07.580 --> 00:02:10.040
اینجا رو اتاق کنفرانس نمی‌کنید؟

00:02:10.420 --> 00:02:12.840
...نه، باید یه‌جورایی
،باید جابجاش می‌کردم

00:02:12.920 --> 00:02:15.000
.به یه دلایلی والا

00:02:15.090 --> 00:02:17.050
.دفترم می‌خواستم بزرگ‌تر باشه

00:02:17.074 --> 00:02:19.074
.بنظر کل دلیلت باید همین باشه -
.آره -

00:02:22.010 --> 00:02:23.010
.ولی خب... هی -
.البته -

00:02:23.100 --> 00:02:24.310
.منظره رو داشته باش

00:02:24.390 --> 00:02:26.980
پسر، تایر دوچرخه بالای پشت‌بوم
رایت اِید چی‌کار می‌کنه؟

00:02:27.004 --> 00:02:29.004
آره دیگه، این سؤالی‌‍ه که ماهیانه
.چهارده‌هزار دلار برات آب می‌خوره دیگه

00:02:29.940 --> 00:02:32.480
،وقتی گفتن که تو مدیر شرکت بلوث شدی

00:02:32.560 --> 00:02:34.150
.فکر کردم فقط اسمی بوده

00:02:34.230 --> 00:02:36.730
این‌که جدی جدی استخدامت کردن
.که اینجا کار کنی کار خیلی اشتباهی بوده

00:02:37.070 --> 00:02:39.780
اصلاً می‌دونی وام بانکی چیه؟

00:02:39.860 --> 00:02:41.950
.نه، نمی‌دونه. کلاً هیچی نمی‌دونه

00:02:42.490 --> 00:02:43.320
.ولی تو می‌دونی

00:02:43.410 --> 00:02:45.410
،تو بلوث باهوشه‌ای
.می‌تونم از توی چشمات بخونم

00:02:45.870 --> 00:02:47.000
اهل کتاب‌خوندنی، مگه نه؟

00:02:47.660 --> 00:02:50.040
آدهیر یکی از کارکنان باقی‌مونده
.از شرکت آستروئه

00:02:50.120 --> 00:02:51.670
.ناظر بانکی‌مون‌‍ه

00:02:51.750 --> 00:02:53.630
،یا اسمی که من باهاش صداش می‌کنم
"مسئول نگران"

00:02:53.710 --> 00:02:55.840
.ناظر مالی‌‍ه نه بانکی

00:02:55.920 --> 00:02:59.260
پس تو واسه شرکت آسترو کار می‌کردی؟

00:02:59.340 --> 00:03:01.010
.اونا یه طلب خیلی بزرگی رو به من بخشیدن

00:03:01.090 --> 00:03:03.470
چطوری می‌تونم لوسیل آسترو رو پیدا کنم؟

00:03:08.890 --> 00:03:11.350
.متأسفانه، کسی خبر نداره -
.باشه -

00:03:11.440 --> 00:03:13.270
.آفرین. برو دفترت آدهیر

00:03:13.980 --> 00:03:18.070
اون ناظر مالی‌مون‌‍ه، پس
.باید از حرفام اطاعت کنه

00:03:18.150 --> 00:03:20.070
حدس می‌زنم که میز اتاق کنفرانس

00:03:20.150 --> 00:03:21.490
.هم رفته اونجا دیگه

00:03:21.570 --> 00:03:23.280
،احتمالاً واسه اون اتاق‌‍ه زیادی بزرگه

00:03:23.360 --> 00:03:26.200
،و می‌رفتم هم درش بیارما
ولی خیلی یادم نمیاد که

00:03:26.280 --> 00:03:27.740
.اصلاً چطوری بردمش توی اون اتاق‌‍ه

00:03:27.830 --> 00:03:30.000
،مثل تو، منم می‌خوام برم گم و گور شم
،ولی قبل رفتنم

00:03:30.080 --> 00:03:32.500
،می‌خوام نصیحتی بهت بکنم
.تو این‌کاره نیستی

00:03:32.580 --> 00:03:34.920
.آره. می‌دونم. ولی واسه بابا مهمه

00:03:35.000 --> 00:03:36.590
دوست داری بدونی چه تشکری داره ازم میشه؟

00:03:36.670 --> 00:03:38.960
،بابا داره به‌جای من، به لیندزی جایزه میده

00:03:39.050 --> 00:03:41.510
.واسه جشن بهترین خانواده‌ی سال امشب

00:03:41.590 --> 00:03:42.720
،عالیه، خب

00:03:42.800 --> 00:03:46.140
بابا واسه کاری که تو داری می‌کنی هم
.جایزه‌ای نگرفت و واقعاً هم کارشُ به‌نحو احسنت انجام داد

00:03:46.220 --> 00:03:48.930
خب، این‌که راه خیلی داغونی برای این‌که
.کاری کنم بابا دوستم داشته باشه نیست

00:03:49.020 --> 00:03:54.400
،میرم یه جایزه واسه بابا می‌گیرم
.به‌مناسبت... یه‌چیزی

00:03:54.480 --> 00:03:55.980
.هوم -
.اینشُ بعداً اوکی می‌کنم -

00:03:56.060 --> 00:03:58.070
بابا هیچ‌وقت چیزی که دنبالشی
.رو بهت نمی‌ده، جوب

00:03:58.150 --> 00:04:00.190
.و... شایدم اصلاً باید همین‌طوری باشه

00:04:00.280 --> 00:04:02.650
،شاید وقتی پسرها بزرگ می‌شن
خیلی نباید با پدرشون

00:04:02.740 --> 00:04:03.860
 .صمیمی باشن

00:04:03.950 --> 00:04:06.660
و شاید بهترین کاری که پدرها
می‌تونن در حق پسرشون بکنن

00:04:06.740 --> 00:04:09.290
اینه که چند وقتی غیب‌شون بزنه
و بذارن خود پسره ببینه

00:04:09.370 --> 00:04:11.040
.می‌خواد رو پای خودش چه‌جور آدمی بشه

00:04:11.120 --> 00:04:12.710
حداقل، این کاری‌‍ه که
.من سعی کردم بکنم

00:04:14.210 --> 00:04:16.880
پس چرا رفتی توی خوابگاه پسرت زندگی کنی؟

00:04:17.590 --> 00:04:19.590
اون کلاً یه سال بود، باشه؟

00:04:19.670 --> 00:04:22.590
،و حتی یه سال کامل هم نشد
.چون‌که سر عید شکرگذاری رسیدم اونجا

00:04:23.130 --> 00:04:25.260
.باشه، خب، خداحافظ تا همیشه، جوب

00:04:25.340 --> 00:04:26.720
.امشب می‌بینمت

00:04:27.800 --> 00:04:32.100
پس مایکل برگشت به خونۀ ماکتی
.تا لباس و تجهیزات غواصی‌ش رو برداره

00:04:32.180 --> 00:04:34.270
،ولی قبل رفتنش از شهر
با خودش گفت

00:04:34.350 --> 00:04:37.610
یه نگاه دیگه به اتاق‌خواب
.دوران کودکی پسرش بندازه

00:04:38.860 --> 00:04:40.190
جورج مایکل؟

00:04:41.730 --> 00:04:44.240
.بابا. منم جورج مایکل

00:04:44.320 --> 00:04:45.320
.زودتر فکر کن

00:04:46.280 --> 00:04:47.240
.توبیاس

00:04:47.990 --> 00:04:51.870
.مایکل. آره، خب، چه صحنه‌ی خجالت‌آوری‌‍ه

00:04:51.950 --> 00:04:54.710
،نه تنها در حالی که شلوار پسرت پامه مچمُ گرفتی

00:04:54.790 --> 00:04:57.960
.بلکه طرز تهیه‌ی سوسیس رو هم فهمیدی

00:04:59.290 --> 00:05:00.840
اصلاً متوجهِ یه کلمه از حرفایی که
.می‌زنی هم نیستم

00:05:00.920 --> 00:05:04.300
...خب، داشتم یکمی تمرین شخصیتی واسه‌ی

00:05:05.680 --> 00:05:07.510


00:05:07.590 --> 00:05:09.430
دارم یکمی تمرین شخصیتی می‌کنم
که واسه مراسم

00:05:09.510 --> 00:05:11.220
.جایزه‌دهی آماده بشم

00:05:11.310 --> 00:05:12.270
...چطوری

00:05:12.680 --> 00:05:15.600
چرا فقط دونه...؟

00:05:15.690 --> 00:05:17.150
...آره

00:05:17.230 --> 00:05:18.650
...باشه، عقب -
حالت خوبه؟ -

00:05:18.730 --> 00:05:20.190


00:05:20.270 --> 00:05:21.440
.بفرما

00:05:21.520 --> 00:05:23.070
.فقط یکمی تمرین بازیگری دارم می‌کنم -
.آره -

00:05:23.150 --> 00:05:24.740
تو مثلاً الان جورج مایکلی؟

00:05:24.820 --> 00:05:28.490
،خب، بیشتر نقش بازی کردن‌‍ه
.و بیا صادق باشیم

00:05:28.910 --> 00:05:30.910
.کسی به‌عنوان یه مرد واقعی قبولم نداشت

00:05:30.990 --> 00:05:32.540
.یکمی عجیب بود

00:05:32.620 --> 00:05:34.330
فقط دارم تلاش می‌کنم که

00:05:34.410 --> 00:05:37.000
...جایگاهم رو توی خانوادۀ بلوث پیدا کنم

00:05:37.210 --> 00:05:39.040
...حالا که

00:05:40.540 --> 00:05:43.050
لوسیل دیگه تقریباً کارش با من
به‌عنوان روان‌کاوش تموم شده

00:05:43.130 --> 00:05:45.470
...و لیندزی هم که
گوئن پالترو چی میگه؟

00:05:45.550 --> 00:05:47.050
."عمداً بهم صفت شوهر بی‌غیرت رو داد"

00:05:47.130 --> 00:05:48.890
می‌خوای عضوی از خانوادۀ بلوث بمونی؟

00:05:49.800 --> 00:05:50.680
...یه حسی بهم میگه که

00:05:51.970 --> 00:05:53.100
.تو هم همین‌طوری

00:05:53.470 --> 00:05:55.390
.علی‌رغم ادعاهای رفتنت

00:05:55.480 --> 00:05:57.690
.نه، نه، ادعا نیست. واقعاً دارم میرم

00:05:57.770 --> 00:05:59.020
.همیشه بنظر همین‌طوری

00:05:59.100 --> 00:06:00.270
.خب، الان دارم میرم

00:06:00.360 --> 00:06:02.070
.میرم نقشه‌برداری کنم از اقیانوس‌ها

00:06:03.070 --> 00:06:04.400
...مایکل، اگه بشه

00:06:04.480 --> 00:06:07.110
.یه لحظه برم تو جلد روان‌کاویم

00:06:07.200 --> 00:06:09.240
،فقط بگیر بشین، بشین، بشین -
.آره، باشه -

00:06:09.320 --> 00:06:12.030
.بشین، بشین، بشین، بشین -
.توبیاس، لطفاً -

00:06:13.450 --> 00:06:14.830
بهت می‌گفتم که

00:06:14.910 --> 00:06:17.750
تو فقط سعی بر این داری که
قبل این‌که دیگران شانس فرار از تو رو پیدا کنن

00:06:17.830 --> 00:06:19.830
،تو از اونا فرار کنی
چون‌که عزیزانت همیشه

00:06:19.920 --> 00:06:21.330
.این‌کارو باهات می‌کنن

00:06:21.420 --> 00:06:22.340
مگه نه؟

00:06:23.170 --> 00:06:24.300
کدوم عزیزان؟ -
.همسرت -

00:06:25.880 --> 00:06:26.880
.پسرت

00:06:27.630 --> 00:06:28.670
...بهتره که بگم

00:06:30.180 --> 00:06:31.640
من؟

00:06:31.720 --> 00:06:33.300
...نکن، می‌دونی

00:06:33.390 --> 00:06:35.390
چرا مامانی گذاشت رفت، بابا؟ -
...توبیاس -

00:06:35.470 --> 00:06:38.940
...من نرفتم. من هردوتاتونُ دوست داشتم"

00:06:39.020 --> 00:06:40.600
فکر نکنم بخوای همچین کاری بکنی، باشه؟

00:06:40.690 --> 00:06:43.020
آره، آره، آره، به گمونم واقعاً

00:06:43.110 --> 00:06:44.070
.شروعم زیاده‌روی داشت

00:06:44.150 --> 00:06:46.150
.باشه، بیا صدای همه‌رو یه فرکانس بیاریم پایین

00:06:46.230 --> 00:06:47.780
"مامان واسه چی گذاشت رفت، بابا؟" -
...توبیاس -

00:06:47.860 --> 00:06:49.820
"من که نرفتم. من هردوتاتونُ دوست داشتم" -
.گوش کن -

00:06:49.900 --> 00:06:51.860
،توبیاس، گوش کن
.نمی‌خوام نقش پسرمُ بازی کنی

00:06:51.950 --> 00:06:55.030
و خیلی هم خوب می‌دونم
.سر موضوع تریسی چه اتفاقی افتاد

00:06:55.120 --> 00:06:58.330
واقعاً؟ چون‌که اصلاً هیچ‌وقت
.درموردش حرف نمی‌زنی

00:06:58.410 --> 00:07:00.330
،خب داشتم بچه بزرگ می‌کردم
فکر کردی می‌خوام خاطراتی رو که

00:07:00.420 --> 00:07:02.290
قرار بود فقط ناراحت‌ترش کنن
بندازم رو دوشاش؟

00:07:02.380 --> 00:07:06.050
ول کن بابا. خاطرات مایکل چی، پس؟

00:07:06.130 --> 00:07:10.550
چرا بر نمی‌گردی به دوران آخرین جایی
که تریسی رو دیدی؟ هان؟

00:07:10.630 --> 00:07:13.180
کلبۀ ساحلی خانوادگی‌مون؟ -
،نه، نه -

00:07:13.260 --> 00:07:15.140
...یه چیز خیلی

00:07:15.220 --> 00:07:16.720
.استعاره‌ای‌تر تو ذهنم بود -
.آره -

00:07:16.810 --> 00:07:18.930
.ولی ما اونجا آخرین ماه زندگی‌شُ گذروندیم

00:07:19.020 --> 00:07:20.940
،و... و بعد از مرگش

00:07:21.020 --> 00:07:23.400
.خانواده اون خونه رو فروخت

00:07:23.480 --> 00:07:25.310
یکی از معدود کارهای خوبی بود

00:07:25.400 --> 00:07:27.280
.که هرگز در حقم انجام دادن

00:07:27.360 --> 00:07:29.150
بنظرت باید برم اونجا؟

00:07:29.240 --> 00:07:31.450
قانون شماره‌یک من اینه که
به مایکل نگو"

00:07:33.610 --> 00:07:35.870
".چی‌کار کنه، چی‌کار نکنه
حالا، البته اینُ میگم که

00:07:35.950 --> 00:07:37.830
ای‌کاش قبل این‌که نقشتُ
می‌دادم به بازیگر آماتورتری

00:07:37.910 --> 00:07:40.830
می‌دونستم که شخصیتت
.همچین عمقی داره

00:07:41.500 --> 00:07:43.290
.نمی‌دونستم همچین داستانی هم در کار بوده

00:07:43.370 --> 00:07:45.210
.وسایلتُ جمع کن. داریم می‌ریم

00:07:45.670 --> 00:07:47.130
حالا کجا داریم می‌ریم، بابا؟

00:07:47.210 --> 00:07:48.920
.هیچ‌جا. فقط دارم متن جدیدُ تمرین می‌کنم

00:07:49.010 --> 00:07:50.760
اون دیالوگی رو که می‌گفت

00:07:50.840 --> 00:07:52.760
وسایلتُ جمع کن" رو یادته؟" -
.دارم بداهه‌پردازی می‌کنم بابا -

00:07:52.840 --> 00:07:54.260
.بازیگر تخمیِ دیالوگ‌محور

00:07:54.340 --> 00:07:57.220
این ساده‌ترین کارکتر کل خانواده‌ست

00:07:57.310 --> 00:07:59.180
:کلاً یه خصوصیت رفتاری داره

00:07:59.470 --> 00:08:00.810
.همیشه برمی‌گرده

00:08:00.890 --> 00:08:03.020
خب، این و این‌که همیشه
.دستاش تو جیب‌هاش‌‍ه

00:08:03.100 --> 00:08:04.150
آجیلی چیزی اون‌تو داری؟

00:08:04.600 --> 00:08:06.440
خیلی‌خب، واسه چی وایسادم اینجا؟

00:08:07.270 --> 00:08:08.480
چرا نمی‌شه پسرت باشم؟

00:08:08.570 --> 00:08:10.570
.دیگه پسری در کار نیست
.نقششُ حذف کرد

00:08:10.990 --> 00:08:13.360
و منم نمی‌تونم پدرت باشم
.من یه مرد "واقعی" نیستم
[ .اِستریت‌نبودن به معنای همجنس‌باز بودن نیز هست ]

00:08:13.450 --> 00:08:16.280
ما واسه چی وایسادیم اینا رو نگاه می‌کنیم؟
،بگذریم، مایکل

00:08:16.370 --> 00:08:18.910
،با عجله‌اش برای ترک شهر
رسید به اسکله

00:08:18.990 --> 00:08:21.750
که بره سراغ اردوی نقشه‌برداری کف اقیانوس

00:08:21.830 --> 00:08:23.830
.که مطمئن بود که رفتش "6 زنگه" تمومه
[ .اشاره به زنگ کشتی‌ها که هر نیم‌ساعت به صدا در می‌آید ]

00:08:23.920 --> 00:08:25.710
.نه، ساعت 6 عصر راه میافتیم

00:08:25.790 --> 00:08:28.210
‫پس یعنی 14 زنگ تأخیر داریم؟
‫[ 7 ساعت ]

00:08:28.290 --> 00:08:30.250
.نمی‌دونم، حاجی
.ولی 7 ساعت دیگه راه میافتیم

00:08:30.340 --> 00:08:31.760
.آره، باشه

00:08:31.840 --> 00:08:33.590
و مشتاق بود که از این زمان

00:08:33.670 --> 00:08:36.430
برای امتحان‌کردن ابزار نقشه‌برداری
.تصویری زیردریایی‌اش استفاده کنه

00:08:36.510 --> 00:08:39.680
.خیلی‌خب، بدین بیاد
عالیه، اینجا رو باش، نه؟

00:08:39.760 --> 00:08:41.970
،و همین که وارد آب شد
مایکل بالأخره احساس کرد که

00:08:42.060 --> 00:08:45.190
می‌تونه بی‌خیالِ گذشته بشه
و تمام چیزهایی که داره

00:08:45.270 --> 00:08:47.310
.رهاشون می‌کنه رو فراموش کنه

00:08:49.770 --> 00:08:52.860
در این بین، ولی جورج مایکل
.به همچین آرامش خاطری نرسیده بود

00:08:53.240 --> 00:08:56.910
اگرچه از این‌که ملاقات ناگهانی
...و ناخواسته‌اش با پدرش

00:08:56.990 --> 00:08:58.990
انقدری از این فیلم‌ها دارن
که یه سایت براش بزنن؟

00:08:59.080 --> 00:09:00.080
کمتر از اونی که به یاد می‌آورد...
،دراماتیک بود

00:09:00.160 --> 00:09:01.200
.غافلگیر شده بود

00:09:01.290 --> 00:09:04.660
و رفت سراغ میبی رو توی جایی بگیره
.که به گفتۀ خودش خونۀ جدیدش بود

00:09:04.750 --> 00:09:06.870
.سلام -
دنبال پدربزرگ مادربزرگی هستید؟ -

00:09:06.960 --> 00:09:09.420
...نه، ممنون، من
...به‌قدر کافی از اونا دارم

00:09:09.500 --> 00:09:11.210
فکر کنم شاید آدرس
.رو اشتباهی اومده باشم

00:09:11.300 --> 00:09:13.300
دنبال کسی می‌گردم که تو
تصورم هم نمی‌گنجه که واجد شرایط

00:09:13.380 --> 00:09:15.880
.لازمه‌های اقامتی شما باشه -
.رز، مشکلی نیست -

00:09:15.970 --> 00:09:17.340
.چیزی نیست. فامیل من‌‍ه

00:09:17.430 --> 00:09:19.300
اینجا زندگی می‌کنی، خانه سالمندان؟

00:09:19.390 --> 00:09:20.890
.آره، صبر کن حالا
هی، رز، میشه بزنی؟

00:09:21.310 --> 00:09:22.720
.مرسی
باید تا وقتی که اون قضیه‌ی پرفکتو

00:09:24.560 --> 00:09:26.230
.از آسیاب میفتاد یه‌جایی پنهون می‌شدم

00:09:26.310 --> 00:09:29.150
.ولی تو که گفتی اینجا خیلی جای توپی‌‍ه

00:09:29.810 --> 00:09:31.690
!اینجا چه توپ‌‍ه -
آره خدایی، نه؟ -

00:09:31.820 --> 00:09:34.190
پس چرا لابی انقدر حال‌گیره؟

00:09:34.280 --> 00:09:36.860
سالمندان واسه دور نگه‌داشتن
.جوون‌ترها اون کارو می‌کنن

00:09:36.950 --> 00:09:38.990
.دوست ندارن "مدرنیته‌های اینترنتی" اینجا رو صاحب بشن

00:09:39.070 --> 00:09:41.200
.ایول. مثل من و تو -
.دقیقاً -

00:09:41.280 --> 00:09:42.950
چطوری تونستی وارد اینجا شی؟

00:09:43.040 --> 00:09:44.700
،وقتی از مکزیک برگشتم

00:09:44.790 --> 00:09:47.250
یه بلیط پارکینگ توی
کادیلاک لوسیل 2 پیدا کردم، خب؟

00:09:47.330 --> 00:09:49.920
و، ظاهراً، یه‌جایی واسه‌ی این
قرار ملاقات‌های عاشقانه‌اش" با عشاق قدیمی‌اش"

00:09:50.000 --> 00:09:51.880
 .نگه می‌داشته

00:09:51.960 --> 00:09:53.880
.یا که دنگی شریک بودن

00:09:53.960 --> 00:09:55.760
ولی همین‌طوری اینجا خالی
نگه‌اش می‌داشتن

00:09:55.840 --> 00:09:57.470
تا وقتی که یکی‌شون
.بهش نیاز پیدا می‌کرد

00:09:57.550 --> 00:09:59.090
.پس اینجاشُ شانس آوردم

00:09:59.180 --> 00:10:01.350
فقط باید خودمُ پیرتر جلوه می‌دادم، می‌دونی؟

00:10:01.600 --> 00:10:04.430
آره، من بودم فکر می‌کردم اینجا
.کلاه‌گیس خاکستریه خیلی بدرد می‌خوره

00:10:04.520 --> 00:10:06.060
.نه، اونُ امتحان کردم

00:10:06.140 --> 00:10:07.850
ولی انتظار اینُ نداشت که

00:10:07.940 --> 00:10:10.400
چقدر دیدن پیر شدن خودت
.ناراحت‌کننده‌ست

00:10:10.480 --> 00:10:12.770
...لحظه‌ای زن جوانی متوجه این میشه که

00:10:12.860 --> 00:10:14.900
.خدای من، شدم عین بابام

00:10:14.980 --> 00:10:16.940


00:10:17.030 --> 00:10:18.450
.پس این انتخاب خودم بود

00:10:18.530 --> 00:10:19.780
،نمی‌خواستم چیزی بگم

00:10:19.860 --> 00:10:22.370
ولی با خودم گفتم، "میبی
".شبیه خانمای 65 ساله شده

00:10:22.450 --> 00:10:25.200
اگه بگم 75 سالم بوده چی؟ هان؟ -
.دهنت سرویس -

00:10:26.080 --> 00:10:27.660
.عالی بنظر میای -
آره خدایی، نه؟ -

00:10:27.750 --> 00:10:30.330
بخاطر دندون‌هامه. کار همون یارویی‌‍ه
که دندون‌های شیشه‌امهُ درست می‌کنه

00:10:30.420 --> 00:10:32.290
.می‌دونی، واسه مراسم بهترین خانوادۀ سال

00:10:32.380 --> 00:10:35.380
،که توش من سخنرانی‌ای واسه مامانم می‌نویسم
...اونم میگه که چقدر من دختر خوبی‌ام، بعد

00:10:35.460 --> 00:10:37.050
بعدش دهنتُ باز می‌کنی
،و میگی

00:10:37.130 --> 00:10:39.220
واسه چی باید در عوض پول شیشه"
"تن‌فروشی کنم؟

00:10:39.300 --> 00:10:41.470
نمی‌دونم چطوری به تمام نقشه‌هاتُ
.مرتب عمل می‌کنی

00:10:41.550 --> 00:10:44.560
خب، با این نقشه‌ی پیرزن
.واقعاً زدم تو خال

00:10:44.810 --> 00:10:48.230
،یعنی خب، وقتی ملت متوجه بشن
.یا یادشون میره یا می‌میرن

00:10:48.310 --> 00:10:50.940
.و خب، اینجا عین یه رؤیا می‌مونه

00:10:51.020 --> 00:10:52.440
.هیچکس حتی در خونه‌شُ هم قفل نمی‌کنه

00:10:52.520 --> 00:10:54.980
البته که مگه چیزی
هم برای دزدیدن هست؟

00:10:55.070 --> 00:10:57.150
چندتا چهارپایه و یه‌سری عکس خونوادگی؟

00:10:57.490 --> 00:11:02.160
بگذریم، خلاصه این‌طوری بود که این چهارپایه‌ها
.و این عکس از نوه‌ها رو گیر آوردم

00:11:02.780 --> 00:11:04.910
چه خونواده‌ی قشنگی دزدیدی؟ -
.هوم -

00:11:04.990 --> 00:11:07.910
اگه لوسیل 2 یا دوستی که باهاش اینجا
رو شریک‌‍ه اینجا پیداشون بشه چی‌کار می‌کنی؟

00:11:08.000 --> 00:11:09.660
.والا اتفاقاً شده هم

00:11:10.460 --> 00:11:12.710
میبی فقط دو هفته می‌شد
،که اینجا بود

00:11:12.790 --> 00:11:16.630
و بیشتر اوقاتش رو صرف این کرده بود
...که یه غویی رو گیر بندازه تو خونه‌اش

00:11:16.710 --> 00:11:18.010
.مشکلت چیه؟ تن ماهی‌‍ه دیگه

00:11:18.090 --> 00:11:19.760
،که به غریبه‌ای برخورد...

00:11:19.840 --> 00:11:22.090
که بیننده‌های قدیمی‌مون
غافلگیر می‌شن که بفهمن

00:11:22.180 --> 00:11:24.850
.همون "استن سیتول" بوده -
.سلام -

00:11:24.930 --> 00:11:26.600
.ولی میبی به جاش نیاورد -
.سلام -

00:11:26.680 --> 00:11:28.020
شما تو یکی از این خونه‌ها
زندگی می‌کنید؟

00:11:28.100 --> 00:11:30.270
.بله، این یکی آپارتمان من‌‍ه -
.خب، چه عجیب -

00:11:30.350 --> 00:11:32.980
می‌دونید که این خونه به اسم
لوسیل آسترو ثبت شده؟

00:11:33.270 --> 00:11:34.810
.بله. من خودشم

00:11:36.360 --> 00:11:37.360
.خود خواهرش

00:11:37.820 --> 00:11:39.280
.من خواهرشم

00:11:39.360 --> 00:11:40.610
.داری اشتباهی میری

00:11:41.110 --> 00:11:41.950
آنت؟

00:11:42.030 --> 00:11:43.740
عالیه. بنظرت دارن؟

00:11:43.820 --> 00:11:44.740
چی دارن؟

00:11:45.280 --> 00:11:47.450
.آنت. بله، من آنت‌ام

00:11:47.830 --> 00:11:49.750
و شما؟

00:11:49.830 --> 00:11:53.000
،استن. باید اقرار کنم
.یکمی الان گیج شدم

00:11:53.080 --> 00:11:56.710
توافق‌مون این بود که مالکیت اینجا
...واگذار بشه به من موقعی که لوسیل

00:12:02.590 --> 00:12:04.430
.علاقه‌اش رو بهش از دست بده

00:12:05.180 --> 00:12:07.350
.خب، من که چیزی از این بابت نمی‌دونم

00:12:07.430 --> 00:12:09.310
.اون اینجا رو زد به نام من

00:12:09.390 --> 00:12:11.390
.دوست دارم سندتونُ ببینم

00:12:12.730 --> 00:12:13.600
.بله

00:12:14.150 --> 00:12:16.650
،خب، من به‌تازگی از نیو اورلینز اومدم اینجا

00:12:16.730 --> 00:12:20.190
...و -
.میبی خصوصاً به این دروغش افتخار می‌کرد -

00:12:20.280 --> 00:12:23.700
و تمام اسناد شخصی‌ام رو
.توی طوفان کانتینا از دست دادم

00:12:24.700 --> 00:12:26.620
.چه پیچیده

00:12:27.450 --> 00:12:29.080
.بله، همین‌طورم هست

00:12:29.620 --> 00:12:32.370
مگه این‌که قرار باشه یه بار دیگه
.دوباره خونه‌امُ از دست بدم

00:12:33.540 --> 00:12:37.000
البته، می‌تونم برم و
،شلوارک‌های تنگم

00:12:37.080 --> 00:12:39.710
،و همین‌طور پیژامه‌های ابریشمی‌ام
،سوتین‌های لختی‌ام

00:12:39.800 --> 00:12:42.590
،غلغلک‌دهنده‌های جنسی‌ام، دیلدوهام
و توری‌هام رو جمع کنم

00:12:42.970 --> 00:12:44.050
.و بزنم به جاده

00:12:44.930 --> 00:12:46.430
.نمی‌تونم همچین چیزی ازتون بخوام

00:12:46.510 --> 00:12:47.850
اینجا مال خودته؟

00:12:47.930 --> 00:12:50.260
هنوز نه، ولی شاید دیر یا زود
.بالأخره اینُ پرتش کردم بیرون

00:12:50.930 --> 00:12:53.430
شاید وقتی که بالأخره از رو اون
.صندلی کوفتی بلند شد انداختمش بیرون

00:12:54.020 --> 00:12:55.390
همینه؟

00:12:55.480 --> 00:12:57.270
.آره -
چرا پس یواش حرف نمی‌زنیم؟ -

00:12:57.560 --> 00:12:58.730
.نه بابا. گوشاش نمی‌شنوه

00:12:58.810 --> 00:13:00.710
.بدجوری اِیدز داره
[ اِیدز: مشکل ناشنوایی ]

00:13:01.190 --> 00:13:03.110


00:13:03.190 --> 00:13:04.110
.آها، مشکل ناشنوایی

00:13:04.200 --> 00:13:06.070
.آره، آره، اینجا بهش میگن اِیدز

00:13:06.160 --> 00:13:08.280
."به خودِ اِیدز می‌گن، "اِیدز

00:13:08.370 --> 00:13:11.620
،نترس، اگه ازت پرسید که کی‌ای
.فقط بهش بگو که تام کالینزی

00:13:11.700 --> 00:13:13.750
.همه‌ش سراغ تام کالینزُ می‌گیره

00:13:13.830 --> 00:13:16.870
باور کن، همین جورج ماهاریس‌بودن
.به‌قدر کافی دیوونه‌ام کرده

00:13:16.960 --> 00:13:18.460
که دقیقاً واسه همینم
.می‌خواستم باهات صحبت کنم

00:13:18.540 --> 00:13:21.170
خب، رفتم به بابام گفتم
.که هنوزم با ربل رابطه داشتم

00:13:21.630 --> 00:13:23.920
چی؟ آخه واسه چی؟

00:13:24.010 --> 00:13:25.630
.خودت گفتی که بگم. فکر خودت بود

00:13:25.720 --> 00:13:27.590
.اوهوم -
یعنی خب هنوز از اون‌موقعی که -

00:13:27.680 --> 00:13:29.180
.مشت زدم تو صورتش ندیدمش -
.نه، نه، نه -

00:13:29.260 --> 00:13:32.600
من بهت گفتم که بابات
.هنوزم عاشق ربل‌‍ه

00:13:33.060 --> 00:13:35.600
و این‌که بهش بگی باهاش رابطه نداشتی
.بیشتر آزارش میده

00:13:35.680 --> 00:13:38.310
تو اینُ تبدیل به راهی کردی
.که بهش آزار نرسونی

00:13:38.334 --> 00:13:41.034
و بعدش باید دست رد به پیشنهاد
،سفر غواصی‌اش می‌زدم، که اونم بی‌ادبی بود

00:13:41.110 --> 00:13:42.780
،و اگه بفهمه میگه

00:13:42.860 --> 00:13:45.240
،تو بهم دروغ گفتی، جورج مایکل"
".و این خیلی بدتره

00:13:45.320 --> 00:13:47.240
،قشنگ معلومه که میگه
".و این خیلی بدتره"

00:13:47.320 --> 00:13:50.280
باید راجب غواصی‌‍ه دروغ می‌گفتی
.چون‌که می‌ترسیدی

00:13:50.370 --> 00:13:52.410
واسه چی میگی من از غواصی می‌ترسم؟
.اصلاً نمی‌ترسم

00:13:53.080 --> 00:13:54.580
.تو توی آکواریوم غش کردی

00:13:55.540 --> 00:13:58.670
یه‌کاری می‌کنن حس کنی با
...اون جونورها زیر آّبی

00:13:59.330 --> 00:14:01.750
با دلفین‌ها؟ -
فکر می‌کنم که یه‌جور بچه کوسه‌ی -

00:14:01.840 --> 00:14:03.880
.خندان و گیج بود

00:14:04.340 --> 00:14:05.670
چمیدونم، اوضاع من و بابام

00:14:05.760 --> 00:14:07.760
.الان فراره
.انگار بدجوری قابل احتراق‌‍ه

00:14:07.840 --> 00:14:10.850
.انگار رو لبه‌ی تهدید فیزیکی‌ای چیزی قرار داریم

00:14:10.930 --> 00:14:14.470
که خوشبختانه من خودمُ واسه‌ام آماده کردم
ولی یعنی اونم تمرینی داشته؟

00:14:14.560 --> 00:14:15.810
یا توی راهرو این‌جوری بود؟

00:14:15.890 --> 00:14:17.850
ببین، به نصیحتم گوش بده، باشه؟

00:14:17.940 --> 00:14:19.140
،الان میری خونۀ ربل

00:14:19.230 --> 00:14:21.650
،غلغلک‌ده‌های توری، سوتین‌های لختی

00:14:21.730 --> 00:14:22.900
.و دیلدوهای منُ هم با خودت می‌بری

00:14:22.980 --> 00:14:25.110
و طوری رفتار می‌کنی انگار
."منتظر "بکن در رویی

00:14:25.190 --> 00:14:27.150
حرفی که سالمندها فکر می‌کنن
.جوون‌ترها می‌زنن

00:14:27.240 --> 00:14:29.070
باشه؟
،بهش میگی، "اومدم یه سکس ریز بزنیم

00:14:29.150 --> 00:14:30.200
".و بعدش میرم

00:14:30.280 --> 00:14:33.620
.آقای دکتر
.بعد عینِ چی باهات کات می‌کنه

00:14:34.240 --> 00:14:36.790
سالمندها این‌طوری حرف می‌زنن؟ -
.آره. دارم سعی می‌کنم شبیه‌شون بشم -

00:14:37.830 --> 00:14:39.830
.خوبه -
،البته در این بین پدر جورج مایکل -

00:14:39.920 --> 00:14:42.080
بیشتر از چیزی که فکرشُ می‌کرد
،به انتهای جنوب نزدیک شده بود

00:14:42.920 --> 00:14:44.710
علی‌رغم شنا با سیستم جی‌پی‌اسی

00:14:44.800 --> 00:14:47.970
که تقریباً به اندازه‌ی انگشت
.شصت چپ باستر آب خورده بود

00:14:48.510 --> 00:14:50.630
و خیلی‌زود دید که رسید به

00:14:50.720 --> 00:14:53.470
قسمتی از ساحل که 20 سالی می‌شده
.اونجا نرفته بوده

00:14:56.140 --> 00:14:59.230


00:14:59.310 --> 00:15:01.310


00:15:02.730 --> 00:15:03.770
.عاشق اون خونه‌ام

00:15:05.320 --> 00:15:07.860
آره. اینجا قبلاً تو دهه‌ی هشتاد
.مال خونواده‌ی ما بود

00:15:07.940 --> 00:15:10.030
،خیلی بد شد که فروختنش
.الان کُلی قیمت داره

00:15:10.110 --> 00:15:11.280
.همسرم اینجا فوت شد

00:15:11.360 --> 00:15:13.660
.سرطان تخمدان داشت

00:15:13.740 --> 00:15:15.280
.دروغ میگه -
...و -

00:15:15.370 --> 00:15:16.950
.نباید همچین حرفی می‌زد

00:15:17.040 --> 00:15:18.950
.بهش توجه نکن -
.از دیدن‌تون خوشحال شدم -

00:15:21.250 --> 00:15:24.960
و مایکل تصمیم گرفت که شاید
.حق با توبیاس بوده

00:15:25.500 --> 00:15:28.300
شاید واقعاً باید با حقیقت تلخ

00:15:28.380 --> 00:15:31.340
.مرگ... روبرو می‌شده

00:15:33.050 --> 00:15:35.350
.دهنتو سرویس، لو رفتیم

00:15:40.140 --> 00:15:41.940
مایکل تازه متوجه شده بود که

00:15:42.020 --> 00:15:44.310
.خونواده‌اش اصلاً اون ویلا رو نفروخته بودن

00:15:44.334 --> 00:15:46.334
،بهم دروغ گفتین...
.و این خیلی بدتره

00:15:46.770 --> 00:15:49.690
...واقعاً متعجب‌ام. واقعاً
یعنی همین‌الان رسماً گفتم که

00:15:49.780 --> 00:15:51.740
خیلی خوب می‌شد اگه خونواده‌ام
.این ویلائه رو نگه می‌داشتن

00:15:51.820 --> 00:15:52.820
.نگه هم داشتیم دیگه

00:15:52.910 --> 00:15:54.740
.می‌دونم، نباید همچین کاری می‌کردید

00:15:54.820 --> 00:15:56.410
.خب، پس در هر صورت، ناراحتی

00:15:56.870 --> 00:15:58.160
.یعنی خب، بالأخره تصمیمتُ بگیر

00:15:58.490 --> 00:16:00.620
.خودت... تصمیمتُ بگیر

00:16:00.700 --> 00:16:02.250
ازمون می‌خواستی چی‌کار کنیم، مایکل؟

00:16:02.330 --> 00:16:04.790
.اون‌موقع خیلی بازار ملک و املاک داغون بود

00:16:05.080 --> 00:16:07.840
تو یه سال هم باید عروس عزیزمون
،رو از دست می‌دادیم

00:16:07.920 --> 00:16:10.130
و هم چند هزار دلار؟

00:16:10.210 --> 00:16:13.090
واسه پس بهم نگفتین؟ -
.چون‌که دوسِت داریم -

00:16:13.760 --> 00:16:16.260
و هیچ‌کس نمی‌خواست
.احساساتت رو جریحه‌دار کنه

00:16:16.350 --> 00:16:18.220
.این قانون شماره یک بود -
قانون شماره یک؟ -

00:16:18.310 --> 00:16:21.100
.وقتی کارپت جدید گذاشتیم، یکمی تنزل رتبه پیدا کرد
.قانون 1: حولۀ خشک روی زمین نندازید ]
[ .قانون 2: به مایکل چیزی نگید

00:16:21.180 --> 00:16:23.440
و تا اون موقع، دیگه رفته بودی تو رابطه

00:16:23.520 --> 00:16:26.020
...و عاشق اون دختره‌ی

00:16:27.440 --> 00:16:29.820
.اون دختر دوست‌داشتنی ریتا شده بودی

00:16:29.900 --> 00:16:31.740
.دختر باهوشی بود

00:16:31.820 --> 00:16:32.990
.تلاش خوبی بود، مامان

00:16:33.070 --> 00:16:36.280
و ما هم نمی‌خواستیم اون
.خاطرات تلخ قدیمی رو برات زنده کنیم

00:16:36.370 --> 00:16:39.280
تازه، اینجا الانشم به‌قدر کافی
.خاطرات تلخی واسه‌ام ساخته

00:16:40.040 --> 00:16:41.330
.مادرم اینجا فوت کرد

00:16:42.120 --> 00:16:43.790
.جوب اینجا به‌دنیا اومد

00:16:44.670 --> 00:16:45.830
،و مطمئنم که شنیدی

00:16:45.920 --> 00:16:47.880
.اینجا تازه کلبۀ بکن‌بکن پدرت هم بود

00:16:47.960 --> 00:16:49.710
.آره، صداش از اتاق کناری میومد

00:16:49.800 --> 00:16:52.590
لطفاً باور کن، اگه می‌تونستم
،زمان رو به عقب برگردونم

00:16:52.670 --> 00:16:54.590
.هرگز در رو روت باز نمی‌کردم -
.می‌دونم -

00:16:55.800 --> 00:16:57.550
اصلاً یکمی هم نگران نبودی که

00:16:57.640 --> 00:17:00.260
من ممکنه یه‌روزی پاشم بیام اینجا، مامان؟

00:17:00.810 --> 00:17:03.520
راستشُ بخوای، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
.که از نگهبانی بتونی رد بشی

00:17:03.600 --> 00:17:06.060
من و توبیاس وقتی رسیدیم اینجا
.خودم به‌زور تونستم ازش رد بشم

00:17:06.150 --> 00:17:08.400
.توبیاس
می‌دونستی که اصلاً کار توبیاس بود

00:17:08.480 --> 00:17:10.980
که فکر به اینجا اومدنُ به سرم انداخت؟ -
چی‌کار کرد؟ -

00:17:11.070 --> 00:17:13.690
.استعاره‌ای گفتم -
!تو اخراجی -

00:17:13.780 --> 00:17:15.650
ولی دیگه رفتم و خط ریش‌هامُ

00:17:15.740 --> 00:17:18.780
واسه بازی‌کردن نقش باستر توی
.مهمانی بهترین خانوادۀ سال امشب صورتی کردم

00:17:18.870 --> 00:17:20.530
.و باستر از قبل دوست‌دخترشُ دعوت کرده

00:17:20.620 --> 00:17:23.910
.بیا و دوست‌پسرت رو ببین، لوسیل

00:17:26.370 --> 00:17:28.000
مورف؟

00:17:29.540 --> 00:17:32.000
می‌بینم که بالأخره یاد گرفتی از
.ابتکار عمل و بداهه‌پردازی استفاده کنی

00:17:32.090 --> 00:17:33.090
.دارم صحبت می‌کنم

00:17:33.170 --> 00:17:34.420
.یه لحظه -
چی؟ -

00:17:34.444 --> 00:17:35.719
.دارم تلفن صحبت می‌کنم

00:17:35.920 --> 00:17:37.260
با کی حرف می‌زنی؟

00:17:37.340 --> 00:17:39.850
مگه بهم نگفتی که باید
برم سربه‌سر دوست‌دخترم بذارم؟

00:17:39.930 --> 00:17:42.310
.نه، گفتم که دوست‌دختر باستری

00:17:42.850 --> 00:17:43.890
.وایسا

00:17:44.640 --> 00:17:45.850
.وایسا. صبرکن

00:17:45.930 --> 00:17:48.980
من الان باید... دوست‌پسر تو باشم؟ -
!نه -

00:17:49.060 --> 00:17:51.860
.تو... من... دختر

00:17:52.360 --> 00:17:55.400
،تو یه دختری، لیندز
.مورفی ب... لوسیل

00:17:55.490 --> 00:17:58.780
این الان مثلاً نقش منُ بازی می‌کنه؟ -
.نه، لوسیل شماره 2 -

00:17:58.860 --> 00:18:00.870
.زن خیلی قدرتمندی‌‍ه

00:18:00.950 --> 00:18:03.450
عملاً همون مایکل‌‍ه
.بدون این‌که دست‌هاش همش تو جیبش باشه

00:18:03.540 --> 00:18:06.000
می‌دونی، داری نقششُ مثل اون

00:18:06.080 --> 00:18:08.210
،باستر لکنت‌زبونی افتضاح بازی می‌کنی
.و اصلاً جواب‌گو نیست

00:18:08.290 --> 00:18:12.000
بعضی‌وقتا فکر نمی‌کنم که
.اصلاً دلت بخواد بازیگر بشی

00:18:12.090 --> 00:18:15.300
والا، بعضی‌وقتا فکر می‌کنم
!که دوست دارم دکتر بشم... آی

00:18:15.380 --> 00:18:17.550
.این یه نقش فوق‌العاده‌ست

00:18:17.630 --> 00:18:18.930
من الان 50 تا آقای محترمُ می‌شناسم

00:18:19.010 --> 00:18:21.470
که حاضرن واسه اجرای این نقش
.دست به هر کاری بزنن

00:18:21.550 --> 00:18:24.180
باشه؟
.این امروزُ اجرا می‌کنه

00:18:24.260 --> 00:18:27.730
،وقتی توی کمپین دیدیدنش
فکر می‌کنید که دارین به یه

00:18:27.810 --> 00:18:31.980
لوسیل آستروی 72 سالۀ
.سبیل صورتی نگاه می‌کنید

00:18:32.060 --> 00:18:35.690
!نمی‌شه لوسیل رو بیاریم -
!نمی‌شه لوسیل رو بیاریم -

00:18:35.780 --> 00:18:37.530
.کاندیدای مخالف لیندزی‌‍ه بابا، محض رضای خدا

00:18:37.610 --> 00:18:38.530
.تو رو خدا

00:18:38.610 --> 00:18:40.700
اصلاً نمی‌دونم چرا دارم
.به همچین صحبتی ادامه میدم

00:18:40.780 --> 00:18:43.120
!تو اخراجی
.حتی باستری هم لازم ندارم

00:18:43.700 --> 00:18:45.660
.خب، حداقل اینشُ داری صادقانه میگی

00:18:45.740 --> 00:18:47.450
پس اعتراف می‌کنی که
.باستر پیش توئه

00:18:47.540 --> 00:18:50.750
باز این موضوع؟
آخه چرا من باسترُ از دست تو قایم کنم؟

00:18:50.830 --> 00:18:52.580
.می‌خوای که فکر کنم اون گم شده

00:18:52.670 --> 00:18:54.630
.می‌خوای یه درسی بهم بدی
می‌خوای یر به یر شیم

00:18:54.710 --> 00:18:56.130
...سر موقعی که من اومدم یه درسی به تو

00:18:57.170 --> 00:18:58.590
نمی‌دونم چرا می‌خوای

00:18:58.670 --> 00:19:00.880
،بهم یه درسی بدی
.پس درسی نگرفتم، مادر

00:19:00.970 --> 00:19:02.640
مایکل، ببینم تو کاری کردی که

00:19:02.720 --> 00:19:05.140
بخاطرش باید بهت یه درسی بدیم؟

00:19:05.220 --> 00:19:06.640
!مادر

00:19:10.230 --> 00:19:12.100
اون توئه، مگه نه؟

00:19:12.190 --> 00:19:13.650
،بهم بگو که الان باستر تو این اتاق نیست

00:19:13.730 --> 00:19:15.270
...نه جایی که تریسی -
.نرو اون تو -

00:19:15.360 --> 00:19:16.400
...آخرین لحظات زندگی‌اش رو

00:19:19.070 --> 00:19:20.900
.عه، یکی قضیه رو به مایکل گفته

00:19:20.990 --> 00:19:23.410
پس یعنی الان دیگه میشه
حوله‌ها رو ول بدیم رو زمین؟

00:19:23.490 --> 00:19:24.700
چی‌کار می‌کنی؟

00:19:24.780 --> 00:19:27.240
.دارم از این یه تندیس واسه بابا می‌سازم

00:19:27.330 --> 00:19:29.040
مشتاقانه منتظرم ببینم
.واسه خودت چی گرفتی

00:19:29.120 --> 00:19:30.910
.آره، مایکل، نفرما خواهشاً

00:19:31.000 --> 00:19:33.630
من رئیس یا مدیرعامل یا
.هر کوفتیِ شرکت بلوث‌ام

00:19:33.710 --> 00:19:35.960
،من دفترحساب‌های کمپانی رو اداره می‌کنم
پس نیازی به

00:19:36.040 --> 00:19:38.800
چیزهای پوچی که بهم حس
.مهم‌بودن بده ندارم

00:19:38.880 --> 00:19:40.970
.باشه -
.هیچ تندیسی واسه این حس وجود نداره -

00:19:41.050 --> 00:19:42.470
البته به یه مغازۀ

00:19:42.550 --> 00:19:45.470
.تندیس‌فروشی چند ساعت پیش سر زده بود -
.بهترین موقع واسه‌ی این کسب و کاره‌ها -

00:19:46.100 --> 00:19:47.810
.همه میان تندیس می‌خرن

00:19:47.890 --> 00:19:49.730
نه، اتفاقاً من همیشه به
.ملت میگم وارد این بیزنس نشن

00:19:50.140 --> 00:19:52.230
از اول هم بیزنس داغونی بود،و این‌روزا

00:19:52.310 --> 00:19:54.150
.همه اینترنتی خرید می‌کنن -
.همه میان تندیس می‌خرن -

00:19:54.690 --> 00:19:56.360
.تندیس؟ آره

00:19:56.860 --> 00:19:58.780
،خب، شاید این‌طور باشه، ولی بگو ببینم

00:19:58.860 --> 00:20:02.280
چند نفر میان یه مغازه‌ی نتدیس‌فروشی
رو کلهم بخرن؟

00:20:04.160 --> 00:20:05.240
.آره

00:20:06.490 --> 00:20:07.950
.شوخی می‌کنی دیگه

00:20:08.040 --> 00:20:10.000
،پس یارو تو این حالت بود که
"حاجی، ایسگای ما رو گرفتی؟"

00:20:10.080 --> 00:20:12.830
خب، معمولاً این جمله نشونه‌ی اینه که
.یه معامله‌ی خوب گیرت اومده دیگه

00:20:12.920 --> 00:20:17.090
پس، بهش گفتم "می‌خوام که
.آخرین تندیستُ هم برام حکاکی کنی

00:20:17.880 --> 00:20:19.250
.حکاک تندیس پیر

00:20:19.340 --> 00:20:21.590
".برای جشن بهترین خانوادۀ سال امشب

00:20:21.670 --> 00:20:24.970
و بهش گفتم که "می‌خوام بزرگ‌ترین
".لنگر طلایی‌ای که می‌تونی رو برام پیدا کنی

00:20:26.010 --> 00:20:27.470
پس از این‌ها نداشتن؟

00:20:27.550 --> 00:20:29.430
.نه، کلید اتاق پشتی‌شون رو نداشت
.به‌علاوه، بخاری‌اش هم کار نمی‌کنه

00:20:31.480 --> 00:20:33.640
،این کارش چند ساعتی طول کشید
،پس وقتی که بدمش به بابا

00:20:33.730 --> 00:20:36.900
بعد می‌گم جونی بیرد
.سند تندیس‌فروشی رو به نامم بزنه

00:20:36.980 --> 00:20:39.070
!فقط وایسا تا ببینی، مایکل

00:20:40.280 --> 00:20:42.400
.من نمیام جشن

00:20:42.490 --> 00:20:45.160
،بذار یه سؤالی ازت بپرسم
.و می‌خوام که باهام صادق باشی

00:20:45.240 --> 00:20:48.030
تو داری حرکتی با "باستی" می‌کنی؟
[ .باستر، اما معنای زن جذاب هم می‌دهد ]

00:20:48.120 --> 00:20:51.120
مایکل داشت به برادر مفقود شده‌اش
،باستر اشاره می‌کرد

00:20:51.200 --> 00:20:55.040
ولی جوب، که از موقعی که با این مرده
...صمیمی‌تر شده بود با زنی رابطه نداشت

00:20:55.120 --> 00:20:57.130
.مونده بودم می‌خوای از تو چی بپری بیرون

00:20:57.210 --> 00:20:58.840
...منظورم این مرده‌ست -
.بریم -

00:20:59.920 --> 00:21:03.630
...فکر کرد که "باستی" اشاره به این زن داشت

00:21:03.720 --> 00:21:05.010
نیتروس اکساید کجاست؟

00:21:05.090 --> 00:21:07.510
.که اصلاً باهاش رابطه‌ای نداشته

00:21:07.590 --> 00:21:09.100
...که به همین خاطر هم جواب داد

00:21:10.510 --> 00:21:12.220
...آخر سر -
.بله -

00:21:15.440 --> 00:21:16.900
.جوابمُ گرفتم

00:21:17.020 --> 00:21:19.480
واقعاً احساسات بچه‌هات برات مهم نیستن، نه؟

00:21:19.560 --> 00:21:21.400
.ببین کی داره درس والدینی میده

00:21:21.480 --> 00:21:24.990
شنیدم که من پسر من نیست
.که دست چپ سنگینی داره

00:21:25.400 --> 00:21:27.030
...آره، خب

00:21:27.660 --> 00:21:29.240
می‌دونی، حداقل اون کاری کرد که

00:21:29.320 --> 00:21:30.780
.ما از پسش بر نیومدیم

00:21:30.870 --> 00:21:32.870
وقتی پدرش در اشتباه بود
.جلوش ایستاد

00:21:32.950 --> 00:21:34.580
در اصل، شاید واسه همین

00:21:34.660 --> 00:21:36.290
.بیشتر از همه بهش افتخار می‌کنم

00:21:36.670 --> 00:21:37.500
.امیدوارم که اینُ بدونه

00:21:37.580 --> 00:21:39.380
.مطمئناً نمی‌دونه

00:21:40.710 --> 00:21:42.090
چی گفتی؟ -
...همین‌الان دیدم که -

00:21:42.170 --> 00:21:45.220
تقریباً، حرفاشُ شنیدم... وقتی که
.داشتم از خونه ماکتی میومدم اینجا

00:21:45.300 --> 00:21:47.630
جورج مایکل تو خونۀ ماکتی‌‍ه؟ -
خب، اگه خودش نبود که -

00:21:47.720 --> 00:21:49.180
صد در صد یکی بود که

00:21:49.260 --> 00:21:53.060
خیلی بهتر از من می‌تونست
.اداشُ در بیاره

00:21:53.810 --> 00:21:56.230
.خب، این می‌تونه هر کسی باشه -
...خب، خب -

00:21:58.190 --> 00:21:59.520
.خداحافظ تا همیشه

00:21:59.600 --> 00:22:00.480
.امشب می‌بینمت

00:22:00.560 --> 00:22:02.900
.امشب می‌بینمت -
.امشب می‌بینمت -

00:22:02.980 --> 00:22:06.110
پس، مایکل لباساشُ عوض کرد
.و سریع خودشُ رسوند به خونۀ ماکتی

00:22:06.190 --> 00:22:08.240
ولی امیدش به تجدید دیدار

00:22:08.320 --> 00:22:09.280
...پدر پسرونه‌ی احساساتی‌ای -
.هی -

00:22:09.360 --> 00:22:12.080
...متأسفم که اوضاع یکمی
.داری گریه می‌کنی؟ هی

00:22:12.160 --> 00:22:13.200
...گند خورد بهش

00:22:13.290 --> 00:22:14.370
.سلام

00:22:14.450 --> 00:22:16.710
.توسط تجدید دیدار پدر پسرونه‌ی دیگری

00:22:16.790 --> 00:22:17.830
.امشب شب بزرگ‌‍ه

00:22:17.910 --> 00:22:19.420
.بهترین خانواده‌ی سال

00:22:19.500 --> 00:22:21.340
تو توی تخت جورج مایکل چی‌کار می‌کنی؟

00:22:21.420 --> 00:22:24.210
...یکمی

00:22:24.590 --> 00:22:27.130
.یکمی می‌خوابم و غصه می‌خورم دیگه، می‌دونی

00:22:27.220 --> 00:22:28.260
.آره -
.آره -

00:22:28.340 --> 00:22:29.800
...می‌خواستم کسی اشکامُ نبینه، پس

00:22:30.390 --> 00:22:33.470
،توی دفتر که نمی‌تونم برم
،و لیندزی هم که توی پنت‌هاوسه

00:22:33.560 --> 00:22:35.100
...و نمی‌تونم هم برم ویل‍

00:22:35.720 --> 00:22:38.770
خب، ما که... ما که فقط
،یه پنت‌هاوسُ داریم

00:22:38.850 --> 00:22:40.350
.پس... اومدم اینجا -
.هوم -

00:22:40.440 --> 00:22:41.730
.قضیه‌ی ویلا رو فهمیدم

00:22:41.810 --> 00:22:43.400
.از اون قانون لعنتی متنفر بودم -
.باشه -

00:22:43.480 --> 00:22:44.940
مایکل؟ -
.هوم -

00:22:45.030 --> 00:22:47.150
.از هردوی قانون‌ها متنفر بودم -
.آها، آره، حوله‌ها -

00:22:47.240 --> 00:22:48.490
میشه یه سؤالی ازت بپرسم؟

00:22:48.570 --> 00:22:50.110
چطوری از نگهبانی رد شدی؟

00:22:50.200 --> 00:22:51.660
.از دریا اومدم

00:22:52.530 --> 00:22:55.450
،می‌دونستم. بهش گفتم، به مادرت گفتم
".از ساحل میاد مچ‌مونُ می‌گیره"

00:22:56.240 --> 00:22:57.830
.خب، خوشحالم، خوشحالم که متوجه شدی

00:22:58.290 --> 00:23:00.620
.آره، مادرت‌‍ه و این قوانینش دیگه

00:23:01.630 --> 00:23:04.040
.و از قانون "شن و ماسه توی پذیرایی ممنوع" هم متنفر بودم

00:23:04.130 --> 00:23:05.670
،آخه دیگه داشتن یه خونۀ ساحلی چه فایده‌ای داره

00:23:05.750 --> 00:23:08.380
اگه تمام اعضای خانواده
نمی‌تونن ازش لذت ببرن؟

00:23:08.470 --> 00:23:10.720
.انگار هیچ لذتی از زندگی نمی‌بری

00:23:10.800 --> 00:23:11.970
حالت خوبه؟ -
.آره -

00:23:12.050 --> 00:23:13.470
...من و مادرت

00:23:13.550 --> 00:23:15.390
.دیگه با هم نیستیم

00:23:15.470 --> 00:23:17.060
...یعنی طوری که

00:23:17.140 --> 00:23:19.560
خب، به گمونم هر طوری
.معنی‌اش کنی دیگه ما با هم نیستیم

00:23:19.640 --> 00:23:22.270
،خودم فرضُ بر این گرفتم
ولی چرا از این لذت نمی‌بری؟

00:23:22.350 --> 00:23:25.900
.چون‌که یکی عاشق مادرت شده، مایکل

00:23:27.190 --> 00:23:28.610
یکی داره چپ و راست
.بهش ابراز علاقه می‌کنه

00:23:29.400 --> 00:23:31.070
.می‌دونستم باستر پیشش بود -
.نه -

00:23:31.150 --> 00:23:33.160
.می‌دونستم -
.این یکی باستر نیست -

00:23:33.240 --> 00:23:35.330
.یعنی خب، ای‌کاش که طرف باستر بود

00:23:35.410 --> 00:23:37.830
،با اون می‌تونستم در بیفتم
...می‌دونی؟ والا

00:23:37.910 --> 00:23:39.330
.این یارو از من رد شده

00:23:39.410 --> 00:23:41.670
مادرت چطور می‌تونه همچین کاری باهام بکنه؟

00:23:41.750 --> 00:23:43.960
می‌دونستم وقتی اِستیسی مُرد

00:23:44.040 --> 00:23:45.000
.باید اون ملک رو می‌فروختم

00:23:45.840 --> 00:23:47.130
.تریسی

00:23:47.210 --> 00:23:48.800
نه، اگه موقع مرگ تریسی می‌فروختیمش

00:23:48.880 --> 00:23:51.260
.خیلی ضرر می‌کردیم

00:23:51.340 --> 00:23:53.930
نه، استیسی مشاور قانونی‌ای
بود که قبلنا می‌بردمش اونجا

00:23:54.010 --> 00:23:55.260
که تو اوج قیمت‌های بازار

00:23:55.350 --> 00:23:57.390
.اُور دوز کرد و شوک انسولین بهش وارد شد

00:23:58.060 --> 00:23:58.890
.چه غم‌انگیز

00:23:58.970 --> 00:24:00.350
چطور می‌تونه همچین کاری باهام کنه؟

00:24:00.430 --> 00:24:01.600
.آره

00:24:01.690 --> 00:24:03.270
آخه چطور می‌تونه؟

00:24:03.350 --> 00:24:05.810
.اتفاقاً، لوسیل هنوز کاری نکرده بود

00:24:05.900 --> 00:24:08.900
...اما چند هفته پیش توی ویلا

00:24:08.980 --> 00:24:12.320
،وقتی دخترم برندۀ این انتخابات بشه
.دیوار به دیوار، دیوار می‌کشیم

00:24:12.400 --> 00:24:13.820
.خداحافظ

00:24:13.910 --> 00:24:16.870
مزاحمی سر و کله‌اش
.لب ساحلش پیدا شد

00:24:16.950 --> 00:24:18.120
می‌دونی، منم چند سال پیش

00:24:18.200 --> 00:24:20.200
.گوشیمُ خورد و خاک‌شیر کردم
.با چکش

00:24:20.290 --> 00:24:21.620
.اصلاً دلم واسه‌ش تنگ نشد

00:24:21.710 --> 00:24:24.000
،البته دلم واسه چکش‌‍ه تنگ شد
ولی فکر کنم واسه همینم بود

00:24:24.080 --> 00:24:25.380
.که خدا سنگ‌ها رو آفرید

00:24:25.460 --> 00:24:26.790
ولی خدا اون سنگ‌ها رو آفرید

00:24:26.880 --> 00:24:28.960
و برای من گذاشت‌شون
.جلوی ویلام

00:24:29.050 --> 00:24:30.630
.پس بذار همون‌جا بمونن

00:24:31.170 --> 00:24:32.800
.من خودم قوانین رو از برم

00:24:32.880 --> 00:24:34.680
و می‌تونم هر چقدر که بخوام
.سنگ جمع کنم

00:24:34.760 --> 00:24:37.930
خب، حالا اصلاً چه استفاده‌ای
.ازشون می‌کنی، بی‌ریختِ ماسه‌ای

00:24:38.010 --> 00:24:39.720
داری باغ یوگا درست می‌کنی؟ -
.نه -

00:24:39.810 --> 00:24:42.180
پرت‌شون می‌کنم سمت کسایی که

00:24:42.270 --> 00:24:43.940
.جایی توی این ساحل ندارن

00:24:44.020 --> 00:24:45.900
...سال‌ها بود که این‌کارو می‌کرد

00:24:45.980 --> 00:24:48.360
ون هیلن این هفته اومده بود شهرمون
.و داشت یه حالی به تماشاگرها می‌داد

00:24:48.440 --> 00:24:51.280
ولی یه‌سری از ساحل‌گردها
.جور دیگه‌ای داشتن حال می‌دیدن

00:24:51.360 --> 00:24:54.570
اونم توسط گروهی که اسم خودشونُ گذاشتن
.گروه نگهبانی ساحل نیوپورت

00:24:54.650 --> 00:24:57.410
توی گروهی که اول به‌عنوان
یه تیم موج‌سواری بچه مایه‌دارها تشکیل شد

00:24:57.490 --> 00:24:58.780
که خیلی نسبت به

00:24:58.870 --> 00:25:01.330
.زیباترین ساحل نیوپورت محافظ‌کار بودن

00:25:01.410 --> 00:25:03.410
نیروانا این هفته اومده بود شهرمون
.و داشت یه حالی به تماشاگرها می‌داد

00:25:03.500 --> 00:25:06.750
ولی یه‌سری از ساحل‌گردها
.جور دیگه‌ای داشتن حال می‌دیدن

00:25:06.830 --> 00:25:08.040
و بزودی تبدیل به گروهی از

00:25:08.130 --> 00:25:10.670
مردان میان‌سال باحال شد که

00:25:10.750 --> 00:25:12.300
.از خط ساحلی‌شون محافظت می‌کردن

00:25:12.380 --> 00:25:15.050
فیفتی‌سنت این هفته اومده بود شهرمون
.و داشت یه حالی به تماشاگرها می‌داد

00:25:15.130 --> 00:25:18.510
ولی یه‌سری از ساحل‌گردها
.جور دیگه‌ای داشتن حال می‌دیدن

00:25:18.600 --> 00:25:20.810
.فکر کنم، حل شد بچه‌ها
.رفتن

00:25:21.310 --> 00:25:22.470
.آره، دیگه کسی نیست

00:25:22.560 --> 00:25:23.810
.اسم من "داستی"‌‍ه
[ خاکی و کثیف ]

00:25:23.890 --> 00:25:25.390
.خب، قشنگ گفتی

00:25:25.480 --> 00:25:27.480
ولی بیا عادت به این‌کارت نکن، باشه؟

00:25:27.810 --> 00:25:29.520
حالا هم سطل پر از سنگتُ بردار

00:25:29.610 --> 00:25:30.770
.و بزن به چاک

00:25:30.860 --> 00:25:32.980
.ولی خوب به این کار عادت کرد

00:25:54.460 --> 00:25:55.470
!هی

00:25:55.550 --> 00:25:58.390
،گم‌شو از ساحل من بیرون
.مرغ دریایی اسکل

00:25:59.470 --> 00:26:00.470
.سلام

00:26:01.050 --> 00:26:03.600
دلت می‌خواد بیای با هم
شراب صبحانه بخوریم؟

00:26:03.680 --> 00:26:06.060
ولی طولی نکشید که
وارد مراحل ابتدایی

00:26:06.140 --> 00:26:07.440
یه رابطه‌ی زیبای

00:26:07.520 --> 00:26:10.900
دوماهه‌ی اوایل اکتبر
.تا اواخر نوامبر شدن

00:26:12.900 --> 00:26:14.280
.یعنی خب، پسره مجذوبش شده

00:26:14.360 --> 00:26:16.110
.مجذوبش شده

00:26:16.740 --> 00:26:19.280
ببخشید، چرا اگه طرف کوره
به مامان علاقه‌مند شده باشه؟

00:26:19.360 --> 00:26:21.700
و چطوری نوک انگشت‌هاشُ سوزونده؟

00:26:22.280 --> 00:26:23.990
.اصلاً نمی‌فهمم منظورت چیه

00:26:24.080 --> 00:26:26.330
.نوک انگشت‌ها رو از خودم اضافه کردم

00:26:26.410 --> 00:26:28.370
،چون فرض کردم اگه کور باشه
.باید صورتشُ حس می‌کرده

00:26:28.460 --> 00:26:30.380
ولی تو که گفتی هیچ‌وقت ندیدی
صورتشُ لمس کنه؟

00:26:30.460 --> 00:26:31.880
.من که نگفتم طرف کوره

00:26:31.960 --> 00:26:34.000
.ببین، مطمئنم که خبری نیست
احتمالاً فقط

00:26:34.090 --> 00:26:36.800
.یه لاس‌زنیِ بی‌ضرر و یه‌طرفه‌ست
.می‌دونی، یا یه دوربین‌مخفی روسی

00:26:36.880 --> 00:26:38.970
،شاید حقمه، می‌دونی

00:26:39.050 --> 00:26:40.430
...چون‌که نمی‌تونم

00:26:40.510 --> 00:26:42.890
.نمی‌تونم وظیفه‌ی مردونه‌ام رو اجرا کنم

00:26:42.970 --> 00:26:44.510
.نباید بهت دروغ می‌گفتم، مایکل

00:26:44.600 --> 00:26:45.600
من کی باشم که بخواد
.کسی رو قضاوت کنم

00:26:45.680 --> 00:26:48.520
می‌دونی، ببین من همین تازگی‌ها
به پسرم گفتم که

00:26:48.600 --> 00:26:50.440
،با زنی که باهاش رابطه داشته
.بهم زدم

00:26:50.520 --> 00:26:51.610
،و حالا که بهش فکر می‌کنم

00:26:51.690 --> 00:26:53.690
نمی‌دونم، شاید وقتی که گفتم

00:26:53.770 --> 00:26:57.070
،من دارم می‌رم"، این‌طوری نشنید که می‌گم"
".من هیچ‌جایی قرار نیست برم"

00:26:57.150 --> 00:26:59.240
.از نظر من‌که "خداحافظ تا اَبد" خوبی میاد

00:26:59.320 --> 00:27:02.530
نه؟ ولی اگه حرفی رو که
،زدمُ به پسرم بگه

00:27:02.620 --> 00:27:04.410
.می‌دونی که دفعه‌ی بعدی که ببینمش چی میگه

00:27:04.490 --> 00:27:06.330
".تو دروغ گفتی، و این خیلی بدتره"

00:27:06.410 --> 00:27:09.160
آره، می‌دونی، واسه گفتن
.همچین حرفایی می‌میرن

00:27:09.250 --> 00:27:11.000
،خب

00:27:11.080 --> 00:27:13.790
باید برم بهش بگم
.که دیگه قرار نیست روی منُ ببینه

00:27:13.880 --> 00:27:16.300
آره، خب، حداقل اون‌طوری که
مادرت زندگی منُ نابود کرد

00:27:16.380 --> 00:27:17.670
.زندگی‌اشُ نابود نمی‌کنه

00:27:17.760 --> 00:27:19.550
آره. تو همین‌جا هستی؟

00:27:20.510 --> 00:27:22.720
.جایی نمی‌رم که -
.حله -

00:27:24.768 --> 00:27:32.768


00:27:32.792 --> 00:27:42.792
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:27:42.816 --> 00:27:44.816