﻿WEBVTT

00:00:00.859 --> 00:00:04.656
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.678 --> 00:00:14.431
...‫‌<i>بعد از سپری کردن یه ماجراجویی فوق‌العاده با پسرش</i>

00:00:14.514 --> 00:00:15.732
‫چرا اومدیم اینجا؟

00:00:15.757 --> 00:00:17.607
‫<i>اسکار حس کرد که دیگه نمی‌تونه فرار کنه</i>

00:00:17.638 --> 00:00:19.436
‫- من باید به یه چیزی اعتراف کنم
‫- اوه

00:00:19.561 --> 00:00:22.689
‫تو به خاطر مرگ لوسیل شماره‌ی 2، تحت تعقیب نیستی

00:00:22.772 --> 00:00:23.982
‫و لازم نیست فرار کنی

00:00:24.065 --> 00:00:26.943
‫من داشتم این رو بهت می‌گفتم چون که داشتم از

00:00:27.027 --> 00:00:28.695
...‫زمانی که پیش تو بودم، خیلی خیلی لذت می‌بردم، و

00:00:28.778 --> 00:00:29.821
‫متاسفم

00:00:31.573 --> 00:00:33.992
‫- منم باید یه اعترافی بکنم
‫- خب؟

00:00:34.534 --> 00:00:36.870
‫منم می‌دونستم که کسی دنبالمون نیست

00:00:37.245 --> 00:00:39.831
--‫منم با این دروغ همراه شدم چون که من-- من

00:00:39.914 --> 00:00:41.666
‫از بودن با لذت می‌بردم و می‌خواستم بیشتر پیشت باشم

00:00:44.294 --> 00:00:47.172
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، پس، برو تو

00:00:47.255 --> 00:00:50.717
،‫و برگه‌ی خروجت رو امضا کن و
‫بعدش بیا این ماجراجویی رو ادامه بدیم

00:00:50.800 --> 00:00:52.260
‫باشه، باشه، باشه

00:00:52.343 --> 00:00:53.595
...‫- ولی وقتی که من رفتم
‫- خب

00:00:53.678 --> 00:00:56.556
،‫انتخاب کن که وقتی برگردیم به زیر شیروونی
:‫می‌خوای چیکار کنیم. انتخاب‌هات اینا هستن

00:00:56.639 --> 00:00:58.725
‫اون تو دراز بکشیم، اون تو از تاریکی بترسیم

00:00:58.808 --> 00:01:00.518
‫یا اون تو قایم موشک بازی کنیم

00:01:01.102 --> 00:01:04.689
‫این زیاد طول نمی‌کشه. امیدوارم ناراحت نشی که منتظرم می‌مونی

00:01:04.773 --> 00:01:07.192
‫- هی، من که جایی نمیرم
‫- باشه

00:01:07.734 --> 00:01:10.653
‫اوه، یه چیز دیگه. من بوی ماریجوانا رو دوست ندارم

00:01:10.737 --> 00:01:13.782
‫یا رفتارت وقتی که مچت رو می‌گیرم، به همین
‫خاطر یا من رو انتخاب کن یا ماریجووانا رو

00:01:19.891 --> 00:01:21.046
!‫سلام

00:01:24.209 --> 00:01:27.295
!‫بیرون، بیرون، بیرون، بیرون، بیرون

00:01:27.837 --> 00:01:29.547
‫<i>حالا بریم سر وقت داستان یه خانواده‌ی ثروتمند</i>

00:01:29.631 --> 00:01:32.592
‫<i>که همه چیزشون رو از دست دادند
‫...و پسر اون خانواده</i>

00:01:32.675 --> 00:01:34.469
‫<i>که هیچ چاره‌ای نداشت جز اینکه
‫همه‌شون رو کنار همدیگه نگه داره</i>

00:01:40.475 --> 00:01:42.185
‫<i>این سریال پیشرفت ناتمامه</i>

00:01:45.823 --> 00:01:49.991
‫<i>جورج و لوسیل بالاخره داشتن با
‫سرمایه‌گذاران دیوارشون شام می‌خوردن</i>

00:01:50.068 --> 00:01:52.654
‫<i>و منتظر فرصت مناسبی بودن</i>

00:01:52.679 --> 00:01:55.238
‫<i>تا بهشون دروغ بگن که
‫چرا نتونستن دیوار رو بسازن</i>

00:01:55.824 --> 00:01:58.169
‫ممنون که توی این قرار شام به ما ملحق شدین

00:01:58.201 --> 00:02:00.078
‫کمترین کاری که می‌تونیم بکنیم
‫اینه که هزینه‌ی شام رو بپردازیم

00:02:00.161 --> 00:02:02.330
‫شماها مجبور شدین یه عالمه تلفن
‫رو بسوزونین تا با ما حرف بزنین

00:02:02.413 --> 00:02:04.563
‫و به افتخار تلفن‌های بی‌شماری
‫که در آینده خواهیم سوزوند

00:02:04.588 --> 00:02:05.750
!‫به افتخار همه‌مون

00:02:05.834 --> 00:02:07.502
!‫عجب صدایی

00:02:08.253 --> 00:02:11.798
‫میشه تعارفات رو بزاریم کنار و بریم سراغ کار و تجارت؟

00:02:12.757 --> 00:02:14.801
‫باشه، احتمالا در مورد دخترمون شنیده باشید

00:02:14.884 --> 00:02:17.679
‫- لیندسی انتخابات رو باخت
‫- آه، درسته

00:02:17.762 --> 00:02:21.182
‫و رقیبش سالی سیت‌ول بدجوری ضد این دیوار‌ه

00:02:21.558 --> 00:02:23.476
‫ما بهش التماس کردیم و ازش
‫خواستیم که از طرح دیوار حمایت کنه

00:02:23.560 --> 00:02:24.978
‫ولی اون این کار رو نکرد

00:02:25.061 --> 00:02:27.272
‫- بنابراین، دست‌هامون بسته است
‫- این درسته

00:02:27.355 --> 00:02:30.859
‫بنابراین، متاسفانه، ما-- ما قادر نیستیم که دیوار رو بسازیم

00:02:30.942 --> 00:02:32.152
‫مایه‌ی تاسفه

00:02:34.654 --> 00:02:36.406
‫خیلی‌خب. تموم شد دیگه

00:02:36.489 --> 00:02:37.949
‫این صدا واسه شما مثل موسیقیه، رفقا؟

00:02:38.032 --> 00:02:40.243
‫منظورم اینه که، این صدا رو مثل موسیقی می‌شنوین؟

00:02:40.326 --> 00:02:42.453
‫ولی خانم سیت‌ول علنا از

00:02:42.537 --> 00:02:44.330
‫ساخته شدن دیوار حمایت کردن

00:02:45.707 --> 00:02:49.919
...‫اساسا این درسته، ولی می‌دونین، از طرف دیگه

00:02:50.003 --> 00:02:52.547
‫ما انتظار نداشتیم که شما از این موضوع مطلع باشین

00:02:55.508 --> 00:02:56.342
‫ما ناراحتیم

00:02:56.426 --> 00:02:57.886
‫<i>دستشون موقع دروغ گرفتن رو شده</i>

00:02:57.969 --> 00:02:59.637
...‫<i>جورج هیچ چاره‌ای نداشت جز اینکه</i>

00:02:59.728 --> 00:03:01.688
‫ببین، ما پولتون رو سرمایه‌گذاری کردیم. حقیقت اینه

00:03:01.764 --> 00:03:02.974
‫<i>... بازم یه دروغ دیگه بگه</i>

00:03:03.057 --> 00:03:04.743
‫<i>که توی اون دروغ، کلمه‌ی حقیقت بکار رفته باشه</i>

00:03:04.768 --> 00:03:06.486
‫و می‌تونیم همین الان پول رو براتون جور کنیم

00:03:06.561 --> 00:03:09.856
‫منظورم اینه که به همین سادگی، ولی می‌دونین جریان چیه؟

00:03:09.939 --> 00:03:11.436
...‫ما-- ما داشتیم فکر می‌کردیم

00:03:11.514 --> 00:03:14.319
‫آیا شما ترجیح نمی‌دین که صبر کنین تا
‫سرمایه‌گذاری به مرحله‌ی سوددهی برسه؟

00:03:14.569 --> 00:03:16.696
‫ما دیوار رو می‌خوایم. ما مرحله‌ی سوددهی رو رد می‌کنیم

00:03:16.779 --> 00:03:19.949
‫خب، ولی بانک‌ها بسته‌ن، می‌دونین که، فردا هفتمه

00:03:20.033 --> 00:03:22.452
‫یکم به سوددهی فکر کنین. ما چند
‫روز دیگه با همدیگه حرف می‌زنیم

00:03:22.535 --> 00:03:24.370
‫- این خوبه
‫- نه، ما نمی‌خوایم

00:03:24.704 --> 00:03:25.997
‫بعدا با آدم‌هامون حرف خواهید زد

00:03:26.080 --> 00:03:28.374
‫اوه، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم بشینین
‫نمیشه یه دقیقه بشینیم؟

00:03:28.583 --> 00:03:31.711
‫خیلی خب؟ صبر کنین، باورم
...‫نمیشه که دارم این کار رو انجام میدم

00:03:32.837 --> 00:03:34.422
‫می‌خوام حقیفت رو بهتون بگم

00:03:34.505 --> 00:03:37.175
‫که پسرم از همون اولش اصرار داشت که این کار رو انجام بدم

00:03:37.717 --> 00:03:39.260
--‫دکترها بهش سه ماه وقت دادن تا

00:03:39.285 --> 00:03:40.093
‫ما همه‌ی پولتون رو خرج کردیم

00:03:41.327 --> 00:03:42.513
‫چه دروغی گفتی؟

00:03:42.931 --> 00:03:45.141
‫ما زمین کنار مرز رو با پول شما خریدیم

00:03:45.225 --> 00:03:47.310
...‫منظورم اینه که، فکر می‌کردیم که اون رو خریدیم، و

00:03:47.393 --> 00:03:49.229
‫قرار بود اون رو دوباره به دولت آمریکا بفروشیم تا سود کنیم

00:03:49.312 --> 00:03:50.647
‫و نمی‌خواستیم به شما چیزی بگیم

00:03:50.730 --> 00:03:54.067
...‫ولی حدس بزنین چی شد؟ ما-- ما خریدیم

00:03:54.150 --> 00:03:55.860
!‫ما زمین اشتباهی رو خریدیم

00:03:56.486 --> 00:03:58.112
‫و بعدش، خانواده‌ی رامنی‌ها اومدن

00:03:58.196 --> 00:04:00.740
‫اوه، خانواده‌ی رامنی معروف رو
‫نمیگم، منظورم خانواده‌ی رامنی مکزیکیه

00:04:01.699 --> 00:04:03.493
‫رامنی‌‌ها طرف ما هستن

00:04:03.576 --> 00:04:06.621
‫- ادامه بدین
‫- بعدش ما تا آخرین قرون پولمون رو

00:04:06.704 --> 00:04:08.957
‫خرح کردیم تا دختر احمقمون رو توی انتخابات برنده کنیم

00:04:09.040 --> 00:04:11.376
‫که محض اطلاعتون، کاملا ناپدید شده

00:04:11.459 --> 00:04:14.087
‫بنابراین، حتی اگه برنده هم می‌شد، بازم به هیچ درد نمی‌خورد

00:04:14.170 --> 00:04:16.673
‫و الان چندین ماهه که داریم به شما دروغ میگیم

00:04:19.175 --> 00:04:20.969
‫صداقت خوبه

00:04:21.427 --> 00:04:23.417
‫و زنم داره ترکم می‌کنه

00:04:24.004 --> 00:04:25.301
‫و من نمی‌دونم باید چیکار کنم

00:04:25.371 --> 00:04:27.296
‫و فکر کنم اون داره به یه موج‌سوار کون میده

00:04:27.321 --> 00:04:28.617
‫منم نمی‌تونم شق کنم

00:04:28.685 --> 00:04:30.478
!‫دیگه زیادی داری صداقت به خرج میدی

00:04:31.382 --> 00:04:35.692
‫ما اصلا نمی‌دونستیم که شرایط شما چقدر تحقیرآمیز بوده

00:04:35.775 --> 00:04:37.986
‫برای شرکای ما بسیار مهمه که

00:04:38.069 --> 00:04:39.404
‫حتی در بزرگ‌ترین شکست‌ها

00:04:39.612 --> 00:04:42.657
‫باافتخار بمونن و ظاهرشون رو حفظ کنن

00:04:42.740 --> 00:04:45.326
‫می‌خوایم به شما فرصتی رو پیشنهاد بدیم

00:04:45.410 --> 00:04:47.120
‫تا دوباره کرامت و عزت نفس رو تجربه کنین

00:04:47.328 --> 00:04:49.914
‫با پیشنهاد کردن یه هدیه مالی برای خانواده‌ی شما

00:04:50.123 --> 00:04:53.626
‫<i>و این، همون موقعی بود که صداقت به شکل غیرمنتظره‌ای جواب داد</i>

00:04:53.751 --> 00:04:56.587
‫شاید سه میلیون دلار کفایت کنه؟

00:04:56.671 --> 00:04:58.715
‫تا اندکی از شرمساری رو از چهره‌تون پاک کنین؟

00:04:59.757 --> 00:05:03.219
...‫سه میلیون دلار. منظورم اینه که، این... واو. این

00:05:03.303 --> 00:05:05.388
‫این باعث از بین رفتن یه عالمه شرمساری میشه

00:05:05.471 --> 00:05:07.348
‫هنوزم یه ذره شرمساری می‌مونه

00:05:07.598 --> 00:05:09.588
‫منظورم اینه که موقع وارد شدن به اینجا هم شرمنده بودیم

00:05:09.613 --> 00:05:10.893
...‫ولی، بازم میگم، واو

00:05:10.977 --> 00:05:12.937
‫حساب بانکی‌ای دارین که بتونیم پول رو بهش منتقل کنیم

00:05:13.021 --> 00:05:15.481
‫که توجهات مقامات رو بهتون جلب نکنه؟

00:05:15.565 --> 00:05:17.191
‫<i>در حقیقت بلوس‌ها همچین حسابی داشت</i>

00:05:17.275 --> 00:05:18.401
...‫اوه، اره

00:05:18.484 --> 00:05:19.902
‫این... اون شماره حساب رو داره

00:05:20.737 --> 00:05:22.113
‫<i>و توی اداره</i>

00:05:22.196 --> 00:05:24.590
...‫<i>مایکل توی طبقه‌ی متعلق به پسرش از آسانسور پیاده شد</i>

00:05:24.615 --> 00:05:26.826
:‫<i>که اون ادعا کرد</i>
!‫از روی عادت اینجا پیاده شدم

00:05:27.410 --> 00:05:28.453
‫سلام به فیک‌بلوکی‌ها

00:05:30.663 --> 00:05:34.334
‫<i>ولی فقط با کارمندهای ناراضی توی شرکت مواجه شد</i>

00:05:35.585 --> 00:05:36.586
!‫سلام میبی

00:05:36.669 --> 00:05:37.879
‫- سلام
‫- سلام

00:05:37.962 --> 00:05:39.930
‫جریان اون بازی‌ها چیه؟

00:05:39.955 --> 00:05:42.133
‫به نظر می‌رسه که رئیس جدید فکر
‫می‌کنه این باز‌ی‌ها واسه روحیه‌ی افراد خوبن

00:05:42.216 --> 00:05:43.885
!‫ما ترجیح میدیم که حقوق بگیریم

00:05:43.982 --> 00:05:45.609
‫رئیس جدید بهتون چک حقوقی داده

00:05:45.678 --> 00:05:48.473
‫- فقط نمی‌تونین نقدش کنین
‫- شما یه رئیس استخدام کردین؟

00:05:48.556 --> 00:05:50.933
‫آره، مجبور بودیم، تا بتونیم شرکت رو برای فروش بذاریم

00:05:51.017 --> 00:05:52.935
‫ولی کسی که من پیداش کردم، یه جورایی خُبره بود

00:05:53.019 --> 00:05:55.104
‫توی بوجود آوردن توهم موفقیت

00:05:55.188 --> 00:05:57.190
‫لطفا بهم بگو که جوب رو رئیس نکردین

00:05:57.273 --> 00:05:59.201
...‫یکی تعجب کرده که

00:06:01.792 --> 00:06:04.252
‫یه نفر دیگه جوب رو رئیس کرده؟

00:06:04.572 --> 00:06:06.699
‫ من تعجب کردم

00:06:07.909 --> 00:06:09.494
‫باید یکم روی تکیه‌کلامت کار بشه

00:06:09.869 --> 00:06:11.829
‫داری چیکار می‌کنی؟ من فکر کردم پسرم رئیسه

00:06:11.913 --> 00:06:13.831
‫نه، اون رئیس دفتر فنیه

00:06:13.915 --> 00:06:15.625
‫وقتی شرکت رو بفروشیم، رئیس
‫شرکت هم باید توی شرکت بمونه

00:06:15.708 --> 00:06:18.669
‫من که با رفتن جوب کاملا موافقم، ولی فکر کنم
‫پسرم رو از فروختن شرکت منصرف کرده بودم

00:06:18.753 --> 00:06:20.338
‫میشه با جورج مایکل حرف بزنم؟ اون اینجا است؟

00:06:20.421 --> 00:06:21.589
‫جورج مایکل؟

00:06:22.632 --> 00:06:23.758
‫اون کیه؟

00:06:25.009 --> 00:06:26.803
‫فکر کنم اون یه خواننده است

00:06:27.136 --> 00:06:28.504
‫یه خواننده‌ی گی. و، می‌دونی

00:06:28.661 --> 00:06:30.765
...‫و می‌دونی چیه، تو نمی‌تونی این جور چیزها رو تغییر بدی، ولی آره

00:06:30.848 --> 00:06:33.601
‫فکر می‌کنم اون یارو یه خواننده است. ما اینترنت داریم؟

00:06:33.684 --> 00:06:35.019
‫ببخشید، منظورم جورج ماهاریس بود

00:06:35.044 --> 00:06:36.312
‫نه، من جورج ماهاریس نیستم

00:06:36.396 --> 00:06:39.357
‫جورج مایکل همون جورج ماهاریسه و اون توی دفتر قدیمیه توئه

00:06:39.728 --> 00:06:40.368
‫ممنون

00:06:40.393 --> 00:06:42.860
!‫آدم نمی‌دونه که. اگه یه بار گی باشی، برای همیشه گی هستی دیگه، مایکل

00:06:43.016 --> 00:06:46.447
‫خدایا، مایکل خیلی احمقه. همه قراره این رو ببینن

00:06:47.365 --> 00:06:48.866
‫سلام

00:06:48.950 --> 00:06:50.827
‫مطمئنم که سرت شلوغه. گفته بودم که هرگز این کار رو نمی‌کنم

00:06:50.910 --> 00:06:52.370
...‫- نه، فقط
‫- دارم مزاحمت میشم؟

00:06:52.445 --> 00:06:56.096
‫متاسفم، فقط-- می‌دونی که
‫ضرب‌الاجل‌ها توی اینجور کارها چقدر فشرده‌ان

00:06:56.129 --> 00:06:58.418
‫تو داری شرکت رو می‌فروشی؟

00:06:58.501 --> 00:07:00.628
‫فکر کردم که فضای اداری رایگان یکم بهت کمک می‌کنه

00:07:00.711 --> 00:07:02.547
‫نه، جریان اینه که، ما یه عالمه مخارج داریم

00:07:02.630 --> 00:07:04.829
‫که نمی‌دونم چطور قراره پول کارمندها رو بدم

00:07:04.854 --> 00:07:06.782
‫تا حالا سه بار این شرایط رو از سر گدروندم

00:07:06.807 --> 00:07:08.678
‫من فقط... من باید یکم باهوش‌تر باشم

00:07:08.761 --> 00:07:12.140
‫- نمی‌تونی کارآموز بیاری؟
‫- نه، مدام داره کت‌وومن بهم می‌افته
(‫)منظورش توی اون سایت شخصیت‌یابیه

00:07:12.223 --> 00:07:13.975
‫- اون چیه؟
‫- باید اون سوال سوم باشه

00:07:14.058 --> 00:07:15.935
‫حتما باید اون سوال سوم باشه

00:07:16.018 --> 00:07:18.396
‫خب، من که منظورت رو نفهمیدم
‫هی، نمی‌تونی تسلیم بشی

00:07:18.479 --> 00:07:20.064
‫چون که ما در موردش حرف زدیم

00:07:20.148 --> 00:07:22.316
‫مردهای خانواده‌ی بلوس، هرگز تسلیم نمیشن

00:07:22.692 --> 00:07:24.527
‫و امیدوارم که این ربطی به ریبل نداشته باشه

00:07:24.610 --> 00:07:26.696
‫و به نظر من این یه اشتباه خیلی بزرگه که پول اون رو قبول کنی

00:07:26.779 --> 00:07:28.156
‫اون دوست‌دخترته نه شریک تجاری‌ت

00:07:28.239 --> 00:07:30.032
‫نه، موافقم. من-- من قرار نیست این کار رو بکنم

00:07:30.116 --> 00:07:33.035
‫قطعا این کار رو نمی‌کنم. چون که هنوز
‫خیلی مونده تا این نرم‌افزار رو کاربردی بکنم

00:07:33.119 --> 00:07:34.787
‫منم نمی‌تونم یه سال دیگه هم این نرم‌افزار رو فعال نگه دارم

00:07:34.871 --> 00:07:36.873
‫و اینقدر زمان نیازه تا کاربردی و به درد بخور بشه

00:07:37.415 --> 00:07:39.584
‫کارمندها رو از دست میدم و بعدش هرگز یه خریدار گیرم نمیاد

00:07:39.667 --> 00:07:41.502
‫فقط فکر می‌کنم که نمی‌تونم شرکت رو نجات بدم

00:07:41.586 --> 00:07:43.718
.‫اوه، پسر. گوش کن
‫نمی‌خوام غیبت کنم

00:07:43.743 --> 00:07:45.381
‫ولی بالاخره از زیر زبون مامان و بابا بیرون کشیدم که

00:07:45.465 --> 00:07:48.759
‫اونها شرکت رو سر جریان اون
‫دیوار مسخره، بدجوری به گای سگ دادن

00:07:48.843 --> 00:07:51.053
...‫ولی همه چیز تمومه. بعضی از چیزها فقط

00:07:51.304 --> 00:07:52.930
‫اونها-- اونها رو دیگه نمیشه نجات داد

00:07:53.014 --> 00:07:55.057
‫حتی اگه می‌تونستم، اونها احتمالا قادر نیستن که به زبونش بیارن

00:07:55.141 --> 00:07:58.144
‫منظورم اینه که، اونها اصلا قدردان زحمات من نیستن

00:07:58.769 --> 00:08:00.605
...‫فکر می‌کنم که خیلی بده که

00:08:00.688 --> 00:08:03.649
‫قرار نیست کسب‌وکار خونوادگی رو با پسرم بگردونم

00:08:03.983 --> 00:08:06.277
‫می‌تونستیم این شرکت رو با همدیگه به قرن 21‌ام وارد کنیم

00:08:06.360 --> 00:08:07.862
‫خیلی خوش می‌گذشت

00:08:07.945 --> 00:08:09.572
‫مطمئنم که خوش می‌گذشت

00:08:10.798 --> 00:08:12.550
‫به خاطر دفتر جدید، واست یه چشم روشنی گرفتم

00:08:12.575 --> 00:08:14.160
‫الان فکر کنم یه هدیه‌ی حسن ختام باشه

00:08:14.243 --> 00:08:15.912
‫ولی یه نگاهی به این بینداز

00:08:15.995 --> 00:08:18.804
‫اولین چک حقوقیت توی بوفه‌ی موزفروشی. این رو ببین

00:08:18.831 --> 00:08:20.880
...‫خیلی می‌خواستم که این رو

00:08:20.905 --> 00:08:22.543
‫اولین چک حقوقیت رو قاب کنم
...‫به عنوان یه یادآور از ارزشی که

00:08:22.627 --> 00:08:24.545
‫یک روز کاری درست‌وحسابی داره

00:08:25.254 --> 00:08:27.525
‫جالبه. یادم نیست که تا حالا یه چک حقوق گرفته باشم

00:08:27.744 --> 00:08:28.566
‫تو چک نگرفتی

00:08:28.591 --> 00:08:31.177
‫نه، نمی‌تونستم این رو بهت بدم چون که تو زیر سن قانونی بودی

00:08:31.260 --> 00:08:33.304
‫در حقیقت نمی‌تونستم به عنوان یه کارگر بهت حقوق بدم

00:08:33.387 --> 00:08:34.972
‫بدون اینکه با دولت به مشکل بخورم

00:08:35.056 --> 00:08:37.016
‫فکر کنم تو رو به عنوان یه چاشنی
‫غذا به دولت معرفی کرده بودیم

00:08:37.099 --> 00:08:39.435
‫نه، راستش، کجا بود... آهان اینجا است

00:08:39.519 --> 00:08:42.313
‫<i>قسط دو عدد طبل جورج مایکل خشک شده</i>

00:08:42.438 --> 00:08:45.066
...‫<i>یه رنگ‌دهنده برپایه‌ی کاکائو، غیر هضم‌شونده</i>

00:08:45.149 --> 00:08:46.817
‫- قبلا عاشق اونها بود
‫- آره

00:08:46.901 --> 00:08:49.070
‫هنوزم عاشقشون، بچه‌جون

00:08:50.571 --> 00:08:53.658
‫خب، کی می‌دونه، شاید یه روزی
‫سروکارمون بیوفته پشت پیشخان موزفروشی

00:08:53.741 --> 00:08:56.369
‫خب، همیشه پول پشت پیشخان موز فروشی هست

00:08:56.953 --> 00:08:58.246
‫- درسته؟
‫- این حرف از کجا اومده؟

00:08:58.329 --> 00:09:00.122
‫- از کتابی چیزی اومده؟
‫- این تنها بخش از کسب‌وکاره

00:09:00.206 --> 00:09:02.542
‫- که همیشه به سوددهی رسیده
‫- درسته. خب، می‌دونم که رسیده

00:09:02.875 --> 00:09:06.003
‫اگرچه، من فقط-- اخیرا حسبا‌وکتاب‌ها رو زیرورو کردم

00:09:06.087 --> 00:09:08.631
‫و هیچ درآمدی رو از پشخان موزفروشی ندیدم

00:09:09.298 --> 00:09:11.926
‫- فکر کنم مبلغ زیادی نبوده
‫- درسته، ولی بازم باید یه مبلغی باشه دیگه

00:09:12.009 --> 00:09:14.720
‫اونها باید نگهش داشته باشن
‫بذار یه بار دیگه اون چک رو ببینم

00:09:17.848 --> 00:09:20.685
‫- اون لوگوی موزفروشی ما نیست، مگه نه؟
‫- نه

00:09:20.893 --> 00:09:23.229
‫- فکر کنم اون لوگوی بانکه، نه؟
‫- نه

00:09:24.230 --> 00:09:25.231
‫این یه جزیره است

00:09:25.731 --> 00:09:27.942
‫این یه چک از طرف جزیره‌ی کیمنه

00:09:28.442 --> 00:09:32.446
‫<i>به نظر می‌رسید که حداقل یک حساب وجود داشت
‫که مایکل محرم به دونستنش نبود</i>

00:09:32.767 --> 00:09:33.489
‫بهت میگم جریان چیه

00:09:33.573 --> 00:09:35.825
‫حس خوبی‌ داره که بالاخره این
‫چک رو توی دست‌هام نگه می‌دارم

00:09:35.908 --> 00:09:39.412
...‫- منظورم به صورت نمادینه
...‫- جورج مایکل، اون چک

00:09:40.079 --> 00:09:41.289
‫- پاره‌اش کنم؟
‫- نه

00:09:41.372 --> 00:09:43.291
‫ولی، بده‌ش به من. اون اصلا واسه تو نیست

00:09:43.374 --> 00:09:44.417
‫اون واسه چاشنی غذا است

00:09:46.419 --> 00:09:48.129
‫<i>در همین زمان، جورج و لوسیل</i>

00:09:48.212 --> 00:09:50.506
‫<i>داشتن موفقیتشون رو در قضیه‌ی چینی‌ها رو جشن می‌گرفتن</i>

00:09:50.590 --> 00:09:51.632
‫تو یه نابغه بودی

00:09:51.716 --> 00:09:54.010
!‫واو! سه میلیون دلار

00:09:54.343 --> 00:09:56.721
‫وقتی مایکل گفت صداقت جواب میده، حق با اون بود

00:09:56.804 --> 00:09:58.097
!‫سه میلیون دلار

00:09:58.180 --> 00:09:59.890
‫اوه، سلام. چطور پیش رفت؟

00:10:00.182 --> 00:10:02.143
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- اوه، من ازش خواستم که بیاد

00:10:02.226 --> 00:10:04.520
...‫داستی یه متخصص توی

00:10:05.855 --> 00:10:08.899
‫- قسمت‌های ناشناخته‌ی آسیا است
‫-خیلی خوبه

00:10:09.150 --> 00:10:11.235
‫- اوضاع خوب پیش رفت؟
‫- آهان

00:10:11.319 --> 00:10:13.738
‫عالی بود. بهشون گفتیم که کل پولشون رو از دست دادیم

00:10:13.821 --> 00:10:16.032
‫و اونها بهمون 3 میلیون دلار پول دادن

00:10:16.115 --> 00:10:19.285
‫واکنش درست توی فرهنگ آسیایی به این کار چیه؟

00:10:19.368 --> 00:10:21.579
‫- نمی‌تونین نگه‌اش دارین
‫- چی؟

00:10:21.662 --> 00:10:22.913
‫باید پسش می‌دادین

00:10:22.997 --> 00:10:24.749
‫اینطوری، می‌تونین ظاهرتون رو حفظ کنین

00:10:25.041 --> 00:10:26.751
‫وقتی 65 سالم بود ظاهرم رو از دست دادم

00:10:26.834 --> 00:10:28.753
‫من پول رو نگه می‌دارم

00:10:28.836 --> 00:10:30.338
‫اونها پول رو به عنوان هدیه بهتون ندادن

00:10:30.421 --> 00:10:33.341
‫اونها پول رو به عنوان فرصتی برای
‫بدست آوردن غرورتون بهتون دادن

00:10:33.424 --> 00:10:36.177
‫اگه پول رو نگه دارین، قراره که نسبتا از دستتون عصبانی بشن

00:10:36.260 --> 00:10:38.888
‫و احتمالا دنبال یه انتقام بی‌رحمانه میرن

00:10:38.971 --> 00:10:42.183
‫ولی اگه پول رو بهشون پس بدین، همینه دیگه، کارتون تمومه

00:10:42.808 --> 00:10:44.060
‫شنیدنش سخته، می‌دونم

00:10:44.143 --> 00:10:46.312
‫ولی توی این مبادله آزادی‌تون رو بدست میارین

00:10:46.479 --> 00:10:48.898
‫<i>داستی بیش از اون چیزی که ظاهرش نشون می‌داد، دانش و آگاهی داشت</i>

00:10:49.690 --> 00:10:51.567
‫تو گفتی که بستنی می‌گیریم

00:10:51.901 --> 00:10:53.903
‫باید واسه داستی بستنی بگیرم

00:11:01.410 --> 00:11:05.006
‫<i>در همین حال، میبی داشت از شرایط زندگیش خسته می‌شد</i>

00:11:05.039 --> 00:11:08.334
!‫- استن، صدای آهنگ رو کم کن
!‫- مطمئنا نمی‌تونم این کار رو بکنم

00:11:13.756 --> 00:11:15.633
‫بگذریم، هیچ کدوم از اونها تقصیر ما نبود

00:11:15.925 --> 00:11:19.845
‫حالا به هر دلیلی، رویاهای ما برآورده نشد

00:11:20.096 --> 00:11:21.555
‫من فقط می‌خواستم که برم بیرون

00:11:21.639 --> 00:11:23.140
‫کارهایی مثل اغفال بقیه رو انجام بدم

00:11:23.224 --> 00:11:25.434
‫دیگه نمی‌تونستم صحنه‌ی سکس گروهی دیگه‌ای رو انجام بدم

00:11:25.518 --> 00:11:27.520
‫ولی عاشق موندن توی مغازه‌ی چادر فروشی بودم

00:11:27.603 --> 00:11:30.106
‫آره، ولی معلوم شد که اونم یه
‫مغازه واسه لوازم سفر و ماجراجوییه

00:11:30.189 --> 00:11:33.234
‫و ما بی‌اجازه درست وسط تخفیف
‫تابستانه‌ی یکی بخر دوتا ببرشون نشسته بودیم

00:11:33.398 --> 00:11:36.484
‫ولی همون موقع بود که باستر رو
‫دیدیم و اون بهمون گفت که تو کجایی

00:11:36.570 --> 00:11:38.656
‫بچه‌ها، اینجا اصلا جزوی از گزینه‌ها نیست

00:11:38.739 --> 00:11:40.491
‫این دوتا اصلا جزو خونواده‌ی واقعی ما نیستن

00:11:40.574 --> 00:11:43.411
‫به علاوه، استن همین الانش هم به من به عنوان یه پیرزن شک کرده

00:11:43.494 --> 00:11:45.162
‫مطمئنا قرار نیست باورش بشه که شماها هم پیرزن هستین

00:11:45.246 --> 00:11:47.832
‫و اگه نتونم شما رو بیندازم بیرون، زیاد تو این خونه دووم نمیارم

00:11:47.915 --> 00:11:49.834
‫اوه، مثل-- مثل یه دوست‌پسر؟

00:11:49.917 --> 00:11:52.586
‫چون که تو به عنوان یه پیرزن خیلی جذاب هستی

00:11:52.670 --> 00:11:55.089
!‫اون خواهرخونده‌ته

00:11:56.173 --> 00:11:57.842
‫اوه، منظورتون مهمونیه

00:11:57.925 --> 00:12:00.386
‫چون که منم می‌خواستم بگم که اون یه دخترخونده داره؟

00:12:00.469 --> 00:12:02.263
...‫- اوه این
‫- این دیگه چیه؟

00:12:02.346 --> 00:12:03.597
‫صداتون نازک بشه

00:12:03.889 --> 00:12:05.558
‫روز بخیر

00:12:06.726 --> 00:12:08.185
‫اینها خونواده‌ات هستن؟

00:12:08.269 --> 00:12:10.062
‫به همین خاطر می‌خواستی که من برم؟

00:12:13.065 --> 00:12:15.609
‫<i>و میبی توی گوشه‌ی رینگ گیر افتاده بود</i>

00:12:15.860 --> 00:12:17.653
‫<i>و تصمیم گرفت که راستش رو بگه</i>

00:12:17.737 --> 00:12:18.684
.‫بله

00:12:19.493 --> 00:12:20.415
‫اونها خونواده‌ی منن

00:12:23.409 --> 00:12:25.035
‫من میرم وسایلم رو جمع کنم

00:12:27.913 --> 00:12:30.040
‫خب، انگار یه خونه‌ی مفتی گیرمون اومد

00:12:30.499 --> 00:12:32.752
‫حالا، باید یه راهی پیدا کنم که از شر شماها خلاص بشم

00:12:37.131 --> 00:12:37.965
‫بغل دسته‌جمعی

00:12:38.048 --> 00:12:40.176
‫- بغل دسته
...‫- نه من نمی‌‌خوام

00:12:40.259 --> 00:12:43.095
‫بغل، بغل دیبری. بغل دسته‌جمعی

00:12:44.722 --> 00:12:48.017
‫<i>و در حالی که میبی بالاخره خونواده‌اش رو پذیرفته بود</i>

00:12:48.100 --> 00:12:50.936
‫<i>مایکل آماده بود تا در مورد خانواده‌اش تحقیق کنه</i>

00:12:54.231 --> 00:12:56.817
‫پول توی پیشخان موز فروشی، کجایی؟

00:13:07.119 --> 00:13:09.371
‫<i>همیشه توی پیشخان موز فروشی پول هست</i>

00:13:11.999 --> 00:13:13.793
‫این باید یه جمله از سریال ساوث پارک باشه

00:13:14.960 --> 00:13:18.255
‫<i>توی اداره، کارمندها داشتن دیگه کم‌کم خسته می‌شدن</i>

00:13:18.339 --> 00:13:20.132
‫کدوم یکی داره مشکوک میشه؟

00:13:20.591 --> 00:13:22.009
‫آره، فکر کنم همشون

00:13:22.343 --> 00:13:24.887
‫اونها مدام دارن سوالات پیچیده‌ی فنی ازم می‌پرسن

00:13:24.970 --> 00:13:26.806
‫مثلا باید روی چی کار کنیم و از اینجور سوال‌ها

00:13:26.889 --> 00:13:28.808
‫من از این سوال متنفرم که باید روی چی کار کنیم

00:13:29.099 --> 00:13:30.787
‫چون که بعدش وسوسه میشی

00:13:30.976 --> 00:13:32.686
‫<i>می‌دونی چیه؟ ازت می‌خوایم که فیک‌بلوک رو اختراع کنی</i>

00:13:32.770 --> 00:13:33.813
...‫همون لحظه که این جمله رو بگی

00:13:33.896 --> 00:13:35.439
‫بعدش اونها می‌دونن که فیک‌بلوکی در کار نیست

00:13:35.523 --> 00:13:37.733
‫آره. مگه واسه همین چیزها یه رئیس استخدام نکردیم؟

00:13:37.817 --> 00:13:39.860
‫دقیقا، تا به این سوالات جواب ندیم

00:13:39.944 --> 00:13:42.863
‫اون گفت که داره یه سورپرایز بزرگ آماده می‌کنه

00:13:42.888 --> 00:13:44.348
‫می‌دونی این آدم‌ها به چی نیاز دارن؟

00:13:44.698 --> 00:13:47.451
‫یه ذره رهبری و یه کمی هم حرف‌های الهام‌بخش

00:13:47.827 --> 00:13:49.662
‫پس برو اینها رو بهشون بده. برو دیگه

00:13:49.745 --> 00:13:51.705
...‫- وایسا، من؟ خب، من
‫- برو اونجا دیگه

00:13:54.875 --> 00:13:55.876
‫سلام رفقا

00:13:59.088 --> 00:14:00.714
‫سلام

00:14:02.842 --> 00:14:04.260
:‫خیلی‌خب، یه سوال

00:14:04.343 --> 00:14:08.013
‫چند نفرتون موقع بیدار شدن از خواب، دلشوره دارین؟

00:14:11.684 --> 00:14:14.061
‫درسته. منم همینطور

00:14:15.020 --> 00:14:17.606
‫ولی دوست دارم به اون دلشوره‌ای که توی وجودمه

00:14:18.357 --> 00:14:21.026
‫مثل یه توپ کوچک انرژی نگاه کنم

00:14:22.611 --> 00:14:25.614
‫می‌دونین، اون من رو می‌ترسونه

00:14:25.698 --> 00:14:27.157
‫وقتی که باید آروم باشم

00:14:28.117 --> 00:14:31.120
‫آدرنالین توی رگ‌هام می‌فرسته

00:14:31.203 --> 00:14:34.999
‫وقتی که فقط به خون معمولی نیاز دارم

00:14:36.083 --> 00:14:40.379
‫ولی، همه‌ی این چیزها می‌تونن یه روحیه‌ی برنده بوجود بیارن

00:14:41.630 --> 00:14:44.300
‫روحیه‌ای که دوست دارم اون
‫رو با همه‌ی شما به اشتراک بذارم

00:14:44.842 --> 00:14:47.928
‫تا بتونیم اون دلشوره‌های توی وجودمون رو

00:14:48.012 --> 00:14:50.139
‫به اهرم‌های موفقیت تبدیل کنیم

00:14:52.577 --> 00:14:53.378
‫فهمیدین که چی گفتم؟

00:14:53.934 --> 00:14:55.741
‫آدم‌ها میگن که چیزی به نام

00:14:56.061 --> 00:14:58.105
‫حریم شخصی توی اینترنت وجود نداره

00:14:58.188 --> 00:15:00.093
‫- خب، چرا نداره؟
‫- چرا نداره؟

00:15:00.155 --> 00:15:01.483
‫درسته؟

00:15:01.938 --> 00:15:03.294
‫آدم‌ها میگن که هیشکی نمی‌تونه

00:15:03.319 --> 00:15:05.446
‫یه سد کاملا غیرقابل نفود درست کنه

00:15:05.529 --> 00:15:08.240
‫- چرا نه؟
‫- چرا نه؟

00:15:08.324 --> 00:15:10.451
‫می‌دونین، آدم‌ها میگن که شما
‫نباید یه شرکتی رو تاسیس کنین

00:15:10.534 --> 00:15:12.745
‫بدون اینکه یه تکنولوژی پیشرفته داشته باشین

00:15:13.336 --> 00:15:16.714
‫که محصول اصلی شرکت رو پشتیبانی کنه

00:15:17.458 --> 00:15:18.626
‫بنابه‌دلایلی کاملا روشن و واضح

00:15:18.834 --> 00:15:20.961
‫- خب، چرا نمی‌تونیم؟
(‫- چرا نمی‌تونیم (همچین شرکتی تاسیس کنیم؟

00:15:21.378 --> 00:15:23.589
‫و اگه بفهمین که هرگز قرار نیست بهتون حقوقی پرداخت بشه

00:15:23.672 --> 00:15:25.174
:‫و هیچ محصولی نیست و این تو ذهنتون باشه که

00:15:25.257 --> 00:15:26.967
‫<i>خب، نمی‌تونیم اجازه بدیم از این قسر در بره</i>

00:15:27.051 --> 00:15:28.818
‫خب، چرا نمی‌تونین؟

00:15:29.576 --> 00:15:31.805
‫<i>خب، این شاید یه قدم اضافی بود</i>

00:15:31.889 --> 00:15:32.848
‫<i>ولی اهمیت نداشت</i>

00:15:32.932 --> 00:15:35.351
‫<i>چون که میبی خبرهای خوبی رو دریافت کرده بود</i>

00:15:35.434 --> 00:15:36.685
‫ببخشید، ما-- ما موفق شدیم

00:15:37.102 --> 00:15:38.938
‫- چی؟
‫- ما فیک‌بلوک رو فروختیم

00:15:39.021 --> 00:15:40.648
‫- چی؟
‫- آره

00:15:42.107 --> 00:15:43.984
‫- فروختیمش؟ چقدر؟
‫- آره

00:15:44.485 --> 00:15:46.111
‫سه میلیون دلار

00:15:46.195 --> 00:15:47.947
‫سه میلیون دلار؟

00:15:48.030 --> 00:15:50.115
‫این خیلی خیلی بیشتر از اون چیزیه
‫که ریبل می‌خواست بهمون پیشنهاد بده

00:15:50.199 --> 00:15:51.575
‫امکان نداره که از دستم عصبانی بشه

00:15:51.659 --> 00:15:53.202
‫کی اهمیت میده که از دستت عصبانی بشه؟

00:15:53.285 --> 00:15:56.664
‫- ما موفق شدیم. ما نابغه‌ایم
‫- الان می‌تونم دیگه به بابا دروغ نگم

00:15:56.747 --> 00:15:58.800
‫راستش، یجورایی دلم به حال صاحب جدید می‌سوزه

00:15:58.855 --> 00:16:00.793
،‫نرم‌افزار واقعا ریده. منظورم اینه که
‫چی میشه اگه ورشکستشه‌شون بکنیم؟

00:16:00.818 --> 00:16:01.652
‫اوه، بیخیال

00:16:01.794 --> 00:16:03.212
‫مگه چقدر می‌تونی برای یه نفر متاسف باشی

00:16:03.295 --> 00:16:07.595
‫که مشخصه خیلی خرپوله و سه میلیون دلار

00:16:07.658 --> 00:16:10.135
‫رو توی یه فایل .wav فرستاده که توش صدای یه تکه چوب هستش؟

00:16:11.387 --> 00:16:13.013
...‫می‌دونین چیه

00:16:13.305 --> 00:16:14.765
‫اون چک‌هایی که بهتون داده بودیم رو یادتونه؟

00:16:14.848 --> 00:16:17.351
‫و شماها می‌گفتین که
!‫ما می‌خوایم اونها رو نقد کنیم

00:16:17.434 --> 00:16:19.687
‫- خب، چرا که نه؟
‫- چرا که نه!؟

00:16:19.770 --> 00:16:20.980
‫چرا که نه!؟

00:16:21.063 --> 00:16:23.691
‫- آره
‫- به کارتون ادامه بدین

00:16:23.774 --> 00:16:25.067
‫اون چک‌ها رو نقد کنین

00:16:25.092 --> 00:16:26.209
‫ ما اون شغل‌ها رو بدست آوردیم

00:16:26.234 --> 00:16:28.358
...‫<i>در حالی که اونها داشتن از این کسب‌وکار بیرون می‌رفتن</i>

00:16:28.383 --> 00:16:30.108
...‫- جز اینکه ما
!‫- آره، ما دیگه رفتیم

00:16:30.133 --> 00:16:33.951
‫<i>درست در طبقه‌ی بالا، جورج و لوسیل داشتن به کسب‌وکار برمی‌گشتن</i>

00:16:34.034 --> 00:16:36.078
‫- سلام
‫- اوناهاشش

00:16:36.161 --> 00:16:37.871
!‫قهرمان این روزها

00:16:39.039 --> 00:16:39.873
‫خوبی، مامان؟

00:16:40.082 --> 00:16:41.667
‫خوشحالم که می‌بینمت

00:16:41.875 --> 00:16:42.918
‫به همین خاطره که عجیب‌وغریب شدی

00:16:43.502 --> 00:16:45.462
‫جلسه‌تون با سرمایه‌گذارهای چینی چطور پیش رفت؟

00:16:45.546 --> 00:16:47.840
.‫عالی بود

00:16:47.923 --> 00:16:49.967
...‫اون توصیه‌ای که بهمون کردی، همون حرفت راجب صداقت

00:16:50.050 --> 00:16:51.927
‫اون-- اون عالی بود. ممنون

00:16:52.011 --> 00:16:55.389
‫حقیقت به سادگی دروغی که بهش فکر می‌کردم، از زبونم جاری شد

00:16:55.472 --> 00:16:57.141
‫اون خیلی قابل باور بود

00:16:57.224 --> 00:16:58.851
‫من فکر کردم که داره دروغ میگه

00:16:58.934 --> 00:17:01.311
‫انگار برعکس کاری بود که پینوکیو می‌کنه

00:17:01.395 --> 00:17:03.814
‫قسم می‌خورم، حس می‌کردم دماغم داره کوچک‌تر میشه

00:17:03.897 --> 00:17:05.524
(‫خب، فکر کنم این اولین بارتون بوده (که راستش رو گفتین

00:17:05.607 --> 00:17:07.359
‫بگذریم، روش تو جواب داد

00:17:07.443 --> 00:17:10.070
‫دیوار کنسل شد و ما هم از قرارداد بیرون اومدیم

00:17:10.154 --> 00:17:11.530
‫همه چیز خوبه

00:17:11.613 --> 00:17:13.436
‫و می‌تونیم از اول شروع کنیم

00:17:13.461 --> 00:17:15.530
‫این خیلی عالیه. این واقعا عالیه. این فقط... این بی‌نظیره

00:17:15.617 --> 00:17:17.202
...‫می‌دونی-- شماها

00:17:17.286 --> 00:17:19.872
‫بالاخره ارزش صداقت و درستی رو کشف کردین

00:17:19.955 --> 00:17:21.874
...‫من فقط-- آرزو می‌کنم که این رو یاد می‌گرفتین

00:17:21.957 --> 00:17:23.625
‫قبل از اینکه به من دروغ بگین

00:17:23.736 --> 00:17:25.602
‫میشه بیشتر درباره این حرفت توضیح بدی؟

00:17:25.627 --> 00:17:28.172
‫- چندین و چند دروغ هست
‫- البته

00:17:28.255 --> 00:17:30.215
‫وقتی که گفتین که این شرکت ورشکست شده

00:17:30.299 --> 00:17:32.634
‫- ولی ما ورشکست شدیم، مایکل
‫- کاملا ورشکست شدیم

00:17:32.718 --> 00:17:36.430
‫ولی کسب‌وکار خانوادگی هنوز زنده است و بلوس‌ها دوباره برگشتن

00:17:36.513 --> 00:17:39.016
‫- ما بزرگ‌تر و قوی‌تر از قبل هستیم
‫- باشه

00:17:39.099 --> 00:17:42.394
‫من یکم بیشتر کندوکاو کردم، و یکم سرمایه‌ی اضافی پیدا کردم

00:17:42.478 --> 00:17:43.604
‫واقعا؟ عالیه

00:17:43.687 --> 00:17:44.563
‫- ولی چقدر؟
‫- آره

00:17:44.646 --> 00:17:46.315
‫همم... اوه، همه اینجان

00:17:46.398 --> 00:17:48.192
‫- سلام
‫- می‌خواستم یه دقیقه باهاتون حرف بزنم

00:17:48.275 --> 00:17:50.319
‫خوبه، منم یه موردی دارم که باید باهاتون راجبش مشورت کنم

00:17:50.402 --> 00:17:52.279
‫می‌خواستم همین الان زنگ بزن و بگم بیاین بالا

00:17:52.362 --> 00:17:53.906
‫مورد من یکم خصوصیه. مربوط به کسب‌وکاره

00:17:53.989 --> 00:17:56.909
‫خب، این یه اتاق کنفرانس مربوط به
‫کسب‌وکاره. چرا همینجا بهمون نمیگی؟

00:17:56.992 --> 00:17:59.036
‫شاید بهتره که جریان رو رک‌وپوست‌کنده بهش بگی

00:18:00.871 --> 00:18:02.177
‫من فیک‌بلوک رو فروختم

00:18:02.255 --> 00:18:06.418
‫<i>و همانطور که جورج مایکل داشت خودش
...‫رو برای مایوس شدن پدرش آماده می‌کرد</i>

00:18:06.502 --> 00:18:07.628
‫چیکار کردی!؟

00:18:07.920 --> 00:18:10.172
!‫این خیلی عالیه

00:18:10.255 --> 00:18:13.133
‫- تو مایوس نشدی؟
‫- مایوس؟

00:18:13.217 --> 00:18:16.053
.‫نه، پسرم، من مایوس نشدم

00:18:16.345 --> 00:18:19.306
‫- و سه میلیون دلار به خاطرش گرفتیم
‫- بفرما

00:18:19.389 --> 00:18:21.767
‫شماها اولین کسب‌وکارتون رو سه میلیون دلار فروختین؟

00:18:21.850 --> 00:18:25.729
‫سه میلیون دلار؟ این خبر فوق‌العاده‌ای هستش

00:18:25.813 --> 00:18:29.441
‫آقای تاجر کله‌گنده، شرکتت رو فروختی. الان چه حسی داری؟

00:18:29.900 --> 00:18:31.902
‫راستش رو بخواین، بدجوری خیالم راحت شده

00:18:31.985 --> 00:18:34.738
‫خوشحالم که ازش بیرون اومدم و اعلام ورشکستگی نکردم

00:18:34.822 --> 00:18:36.365
‫فشار زیادی بهمون وارد می‌کرد

00:18:36.698 --> 00:18:39.326
‫- باید حقوق کارمندها رو می‌دادیم و بانک هم بقیه‌اش رو گرفت

00:18:39.409 --> 00:18:42.579
‫- ولی خوشحالم که از منفی برگشتم به صفر
‫- دوتامون هم روی صفر هستیم

00:18:42.663 --> 00:18:44.456
‫- این عالیه
‫- همه‌اش رو خودش انجام داد

00:18:44.481 --> 00:18:46.317
‫همه‌ی اون مسئولیت رو به تنهایی به دوش می‌کشید

00:18:46.342 --> 00:18:48.636
‫هیشکی نبود که بهت کمک کنه

00:18:49.253 --> 00:18:50.395
‫اینجوری من رو می‌بینی؟

00:18:50.614 --> 00:18:51.772
‫اهمیتی نداره

00:18:51.797 --> 00:18:53.882
‫منم یه خبر دارم که بهتون بدم

00:18:53.966 --> 00:18:55.300
‫از اونجایی که من یه مقدار پول اضافی پیدا کردم

00:18:55.384 --> 00:18:57.970
‫تصمیم گرفتم که شرکت رو گسترش بدم. و شعار شرکتمون چی بود؟

00:18:58.053 --> 00:19:00.055
‫یه ذره پول اضافی پیدا کردی، اون
‫رو روی یه بلوس سرمایه‌گذاری کن

00:19:01.557 --> 00:19:03.475
‫من فیک‌بلوک رو خریدم

00:19:04.893 --> 00:19:05.727
‫چی؟

00:19:06.731 --> 00:19:08.190
...‫نه... نه

00:19:08.449 --> 00:19:10.607
‫شرکت بی‌.اس اینترپرایز فیک‌بلوک رو خرید

00:19:10.983 --> 00:19:13.777
‫من بی.اس اینترپرایز هستم
(‫بی.اس مثل اول بانانا استند(پیشخان موزفروشی

00:19:13.861 --> 00:19:15.362
‫ولی یه معنی دوم هم داره

00:19:15.445 --> 00:19:17.114
‫- مزخرفه
‫- شرکت بلوس و پسر

00:19:18.407 --> 00:19:21.910
‫من تو رو خریدم! و باید از یه شرکت
...‫پوششی استفاده می‌کردم چون که

00:19:21.994 --> 00:19:23.287
‫می‌دونستم که بهم تخفیف میدی

00:19:23.370 --> 00:19:24.580
‫و من نمی‌خواستم ازت تخفیف بگیرم

00:19:24.663 --> 00:19:27.124
...‫تو فیک‌بلوک رو خریدی؟ این

00:19:27.207 --> 00:19:29.376
‫این یه رویا است که به حقیقت بدل شده، مگه نه؟

00:19:29.459 --> 00:19:32.671
‫همین حس رو داشتم وقتی اون پول
‫رو توی یه حساب مخفی پیداش کردم

00:19:33.088 --> 00:19:36.453
‫خب، این توضیح میده که موقع خرید
‫شرکت چرا اصلا نرم‌افزارمون بررسی نشد

00:19:36.478 --> 00:19:37.718
‫درسته، گوش بدین

00:19:37.801 --> 00:19:39.928
‫من قرار نیست توی هیچ کدوم از
‫اون مسائل فنی خودم رو قاطی کنم

00:19:40.012 --> 00:19:42.727
‫اگرچه چند ماه اخیر رو توی کمپ جستجو گدروندم

00:19:42.752 --> 00:19:44.183
‫ولی قرار نیست شروع کنم به کد زدن

00:19:44.266 --> 00:19:47.102
‫چون اگه فیک‌بلوک کار نکنه، ما
‫مطمئنا دوتا شرکت رو برای همیشه از دست میدیم

00:19:47.186 --> 00:19:48.061
‫می‌دونی که چی میگم؟

00:19:48.145 --> 00:19:50.898
‫- فکر کردم همه چیز تموم شده
‫- تو فکر کردی که تموم شده

00:19:50.981 --> 00:19:52.649
‫ببین چقدر احساساتی شده

00:19:52.733 --> 00:19:56.028
‫گوش کن، منم به همین خاطر قدم جلو گذاشتم
‫فیک‌بلوک قرار نیست جایی بره

00:19:56.111 --> 00:19:59.907
‫<i>ولی در حالی که مایکل داشت لذت می‌برد که
‫این خبرهای جدید چقدر پسرش رو خوشحال کرده</i>

00:19:59.990 --> 00:20:03.544
‫<i>بیشتر از اون مشتاق بود تا ناراحتی والدینش رو ببینه</i>

00:20:03.569 --> 00:20:05.370
‫اون سه میلیون دلار رو از کجا پیدا کردی؟

00:20:05.662 --> 00:20:07.956
‫توی صندوق پیشخان موز فروشی‌تون

00:20:08.040 --> 00:20:09.875
‫من-- من می‌دونستم که سال‌ها است

00:20:09.958 --> 00:20:13.801
‫دارین ازمون دزدی می‌کنین ولی آخه سه میلیون دلار!؟

00:20:13.826 --> 00:20:15.505
‫اون پول ما نیست، مایکل

00:20:15.589 --> 00:20:17.007
‫بهم گوش کن. اون پول رو

00:20:17.090 --> 00:20:20.219
‫چینی‌ها به ما داده بودن تا بعدا دوباره بهشون برش گردونیم

00:20:20.302 --> 00:20:21.887
‫این پول واسه برگردوندن عزت و غرور ما بود

00:20:22.262 --> 00:20:24.139
‫و الان تو خرجش کردی، و اونم واسه چی؟

00:20:24.223 --> 00:20:25.518
‫واسه آینده‌ی پسرم

00:20:25.635 --> 00:20:29.127
‫و این پول قراره شرکت رو نجات بده، چون
‫که توی یه چیز ارزشمند سرمایه‌گذاری شده

00:20:29.284 --> 00:20:31.355
‫ما از قرارداد بیرون اومده بودیم. می‌فهمی؟

00:20:31.438 --> 00:20:33.482
.‫ما از قراداد بیرون اومده بودیم
‫دیگه لازم نبود دیواری بسازیم

00:20:33.774 --> 00:20:35.859
‫ولی اگه چینی‌ها ببینن که ما داریم شرکت‌های دیگه رو می‌خریم

00:20:35.943 --> 00:20:37.277
‫اونها می‌خوان که همین الان پول رو بهشون پس بدیم

00:20:37.361 --> 00:20:39.529
‫و ما بگا رفتیم. می‌فهمی؟

00:20:39.863 --> 00:20:42.950
‫تو، من، و مخصوصا جورج مایکل

00:20:43.033 --> 00:20:44.993
‫- مگر اینکه پول رو از اون پس بگیری
‫- نه، نه

00:20:45.077 --> 00:20:47.120
‫نه، جورج مایکل هیچ ارتباطی به این جریان نداره

00:20:47.204 --> 00:20:48.747
‫بهتره این حرف رو به چینی‌ها بگی

00:20:48.830 --> 00:20:51.875
‫چون که اونها رد اون سه میلیون رو می‌زنن و به جورج مایکل می‌رسن

00:20:51.959 --> 00:20:54.378
‫و نسبتا ناراضی و عصبانی میشن

00:20:54.461 --> 00:20:55.837
‫باید پول رو پس بگیری

00:20:55.921 --> 00:20:58.215
‫اونها قراره نسبتا عصبانی بشن

00:20:58.298 --> 00:20:59.758
‫نسبتا عصبانی

00:20:59.841 --> 00:21:02.636
‫دیگه دیره. شنیدین که چی گفت. اون بدهی‌هاش رو داده

00:21:02.719 --> 00:21:04.554
‫نمی‌تونین بگین که من یه تصمیم خوب گرفتم؟

00:21:04.638 --> 00:21:06.556
‫بابا، من به خاطر یه چیزی نسبتا ناراحتم

00:21:06.640 --> 00:21:08.892
‫این، من پولتون رو خرج ایشون کردم. بهش نگاه کنین

00:21:08.976 --> 00:21:11.436
‫جورج مایکل، بهشون بگو که شرکتت چقدر عالیه

00:21:11.520 --> 00:21:13.418
‫و پسری که نمی‌تونن ازش تعریف کنن

00:21:13.512 --> 00:21:16.184
‫قراره که اونها رو بدجوری پولدار کنه

00:21:16.483 --> 00:21:18.402
‫بهشون بگو که من تصمیم درست رو گرفتم

00:21:24.825 --> 00:21:26.243
‫تو تصمیم درستی گرفتی

00:21:27.536 --> 00:21:28.870
‫فیک‌بلوک واقعیه

00:21:30.414 --> 00:21:33.536
...‫این-- این یه راه خیلی عجیب‌وغریب برای گفتنشه ولی

00:21:34.029 --> 00:21:36.003
‫فیک‌بلوک واقعیه

00:21:36.093 --> 00:21:37.845
‫این-- این بهترین سرمایه‌گذاری‌ای بوده

00:21:37.921 --> 00:21:39.965
‫که این خانواده در طی این همه سال انجام داده

00:21:40.048 --> 00:21:41.174
‫حالم بده

00:21:41.258 --> 00:21:42.426
‫حال من نسبتا بهتره

00:21:43.218 --> 00:21:45.429
‫صبر کن تا ببینی رئیس جدید کیه

00:21:45.512 --> 00:21:47.848
‫- اوه، نه
...‫- کسی گفت

00:21:48.390 --> 00:21:51.393
‫صبر کن تا بفهمی رئیس جدید کیه؟

00:21:51.476 --> 00:21:54.688
‫آره، ولی بعدش فهمیدیم کیه و پدرت گفت: اوه، نه

00:21:54.771 --> 00:21:58.984
‫وایسا، ما یه چیز سه میلیون دلاری داریم که
‫جوب رئیسشه و ارزشش به اون بستگی داره؟

00:21:59.067 --> 00:22:01.945
‫شاید بتونیم یه دستیار خیلی خوب واسش استخدام کنیم

00:22:02.029 --> 00:22:03.488
‫یه قدم از شما جلوترم

00:22:03.572 --> 00:22:06.241
‫من دیشب ایشون رو با خودم بردم خونه

00:22:06.325 --> 00:22:08.160
‫بعد از اینکه اون رو کنار ایستگاه پلیس پیداش کردم

00:22:08.243 --> 00:22:11.288
!‫لطفا به دستیار جدید من سلام کنین

00:22:15.334 --> 00:22:17.461
‫- الان وقتشه که بیای بیرون
...‫- کسی گفت

00:22:17.544 --> 00:22:19.629
‫من دیشب ایشون رو با خودم بردم خونه

00:22:19.713 --> 00:22:21.449
...‫بعد از اینکه اون رو کنار ایستگاه پلیس پیداش کردم

00:22:23.884 --> 00:22:26.428
...‫خب، بهتر میشد اگه دست راستش

00:22:26.511 --> 00:22:31.308
‫ولی... ولی من فکر کردم که اگه یه نفر حاضره
‫سه هزار هزار دلار واسه شرکت من خرج کنه

00:22:31.933 --> 00:22:35.979
‫- شاید منم بتونم یکم از ثروت رو پخش کنم
‫- دستم توی آسانسور گیر کرد؟

00:22:36.063 --> 00:22:38.523
‫خب، ببینید کی بالاخره تصمیم گرفت تا سروکله‌اش پیدا بشه

00:22:38.599 --> 00:22:41.101
!‫استیو مک‌کوئین از فیلم فرار بزرگ

00:22:41.610 --> 00:22:44.237
‫فرض رو بر این می‌گیرم که «پوستر تحت تعقیب نیست» رو دیدی؟

00:22:44.321 --> 00:22:46.114
‫آره، و من نکته‌اش رو فهمیدم

00:22:46.331 --> 00:22:48.375
‫هیشکی دنبال من نبود

00:22:48.450 --> 00:22:50.744
‫اوه، درسته. دوتا معنی داشت
(‫(معنی دیگه‌اش اینه که کسی نمی‌خوادش

00:22:51.119 --> 00:22:52.245
‫خب، متاسفم

00:22:52.537 --> 00:22:54.998
‫ولی اگه اصرار نمی‌کردی که توی اون رژه‌ی مسخره باشی

00:22:55.082 --> 00:22:56.625
‫هیچ کدوم از اتفاقات نمی‌افتاد

00:22:56.708 --> 00:22:59.378
...‫آره، خب، اون رژه یه عالمه

00:22:59.961 --> 00:23:01.880
‫درد و عذاب توی همه‌ی ما بوجود آورد

00:23:05.842 --> 00:23:07.719
‫ولی به هر حال، ما اینجاییم که جشن بگیریم

00:23:08.136 --> 00:23:11.760
‫و من مطمئنم که یکی یه کاری کرده که
‫این تبدیل به یه جشن برای شخص مدیر بشه

00:23:12.849 --> 00:23:14.601
‫وایسا، اینجا چه خبره؟

00:23:14.684 --> 00:23:15.936
...‫اوه، وایسا، اینجا چه

00:23:16.019 --> 00:23:17.996
‫کی این کار رو کرده؟ این به این
‫خاطره که هنوز فکر می‌کنین من گی‌ام؟

00:23:18.021 --> 00:23:21.024
‫پلیس‌های جذاب؟ اونم توی این وقت کم؟ کی این کار رو کرده؟
(‫(فکر کرده واسش رقاص مرد خبر کردن

00:23:21.108 --> 00:23:23.610
‫- این به این خاطره که تبدیل درمانی جواب نداده؟
‫- باستر بلوس؟

00:23:23.693 --> 00:23:25.487
‫آره! کی این کار رو کرده؟

00:23:25.570 --> 00:23:27.656
‫- کی این کار رو کرده؟
‫- شما بازداشت هستین

00:23:27.739 --> 00:23:29.116
‫<i>جوب باور کرد که اون این کار رو کرده</i>

00:23:29.199 --> 00:23:30.951
‫<i>واسه پلیس‌های جذاب پیام بذارین</i>

00:23:31.034 --> 00:23:32.986
‫دوست داری واسه تو چطوری باشه؟

00:23:33.203 --> 00:23:35.497
‫<i>ولی پلیس‌های واقعی از کار بیکار نشده بودن</i>

00:23:35.580 --> 00:23:39.042
‫<i>و قرار بود به یه مدرک جرم خیلی گنده گیر بدن</i>

00:23:42.712 --> 00:23:45.465
‫خب، من دیگه همه‌جوره‌اش رو دیدم

00:23:45.549 --> 00:23:47.272
‫<i>ولی جوب هیچ کدوم از این چیزها رو نمی‌دونست</i>

00:23:47.297 --> 00:23:51.179
!‫کاشکی ضبط صوتم اینجا بود! من فقط... آه، برو که بریم

00:23:52.764 --> 00:23:54.141
‫حق دارین که سکوت اختیار کنین

00:23:54.224 --> 00:23:57.787
‫هر چیزی که بگین یا انجام بدین
‫می‌تونه در دادگاه بر علیه‌تون استفاده بشه

00:23:57.812 --> 00:24:00.439
‫حق گرفتن وکیل رو دارین

00:24:00.522 --> 00:24:05.694
‫اگه نتونین برای خودتون وکیل بگیرین، دولت واسه‌تون وکیل میگیره

00:24:08.405 --> 00:24:10.866
‫<i>در قسمت بعدی سریال پیشرفت ناتمام خواهید دید</i>

00:24:12.075 --> 00:24:13.827
...‫<i>جوب به خوندن ادامه میده</i>

00:24:16.413 --> 00:24:17.998
‫کاشکی یه بمب‌دودزای دیگه داشتم

00:24:18.081 --> 00:24:20.584
...‫<i>بعد از اینکه بقیه‌ی خونواده متوجه میشه که</i>

00:24:20.667 --> 00:24:22.544
‫<i>باستر دستگیر شده</i>

00:24:32.721 --> 00:24:34.639
‫من از پله‌ها میرم

00:24:36.096 --> 00:24:43.096
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.