﻿WEBVTT

00:00:01.031 --> 00:00:08.031
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.469 --> 00:00:13.346
‫<i>حالا بریم سر وقت داستان یه خانواده‌ی ثروتمند</i>

00:00:13.430 --> 00:00:16.349
<i>که همه چیزشون رو از دست دادند
...و پسر اون خانواده</i>

00:00:16.433 --> 00:00:18.184
‫<i>که هیچ چاره‌ای نداشت جز اینکه
‫همه‌شون رو کنار همدیگه نگه داره</i>

00:00:24.149 --> 00:00:25.859
‫<i>این سریال پیشرفت ناتمامه</i>

00:00:33.867 --> 00:00:35.452
‫باید نزاریم نور آفتاب بهمون بخوره

00:00:35.994 --> 00:00:36.870
‫درست همینجا

00:00:38.705 --> 00:00:41.546
‫ببخشید، جوب. انگار دیگه کرم ضدآفتاب واسه تو نمی‌مونه

00:00:42.000 --> 00:00:43.960
‫هرگز نباید اول به صورت لیندسی ضدآفتاب می‌زدم

00:00:44.036 --> 00:00:46.079
‫لیندسی بیش از حد بزرگ شده

00:00:46.171 --> 00:00:49.674
‫بیخیال، من نیازی به کرم ضدآفتاب
‫ندارم. بابا که هیچ وقت از اینا نمی‌زنه

00:00:49.966 --> 00:00:52.469
‫آره. و اوضاعش توی بخش زنان روبه‌راهه

00:00:52.552 --> 00:00:55.221
‫- اوه
‫- خب، باستر نمی‌دونه که

00:00:55.305 --> 00:00:57.557
!‫داره در مورد چی حرف می‌زنه

00:00:59.476 --> 00:01:02.270
‫راستش فکر کنم باستر داشت در مورد مامان حرف می‌زد

00:01:06.900 --> 00:01:08.985
...‫اوه، آره. نه... من فکر کردم

00:01:09.069 --> 00:01:11.780
‫تو داشتی در مورد اتفاقات اخیر حرف... آره، ممنون

00:01:12.405 --> 00:01:15.992
‫آره، اون... اون خیلی خوشگله

00:01:17.160 --> 00:01:21.623
‫شما بچه‌ها برای مسابقه‌ی
‫فامیلی امسال یه عالمه رقیب دارین

00:01:22.248 --> 00:01:24.667
...‫که قراره

00:01:25.168 --> 00:01:29.242
‫آقا و خانم بلوس 1982؟
(‫)منظورش خودشونن که تو مسابقه شرکت می‌کنن

00:01:33.093 --> 00:01:34.469
‫همیشه شما دوتا هستین دیگه

00:01:34.552 --> 00:01:37.222
‫ما هیچ شانسی واسه برنده شدن نداریم

00:01:38.473 --> 00:01:41.476
‫خب، این هم نکته‌ی منفی در مورد مادریه که هرگز پیر نمیشه

00:01:43.520 --> 00:01:45.980
‫باید یه چیزی توی این سیگارها ریخته باشن که اینجوری میشه

00:01:46.064 --> 00:01:48.775
‫ایرادی نداره که شماها داورهای مسابقه هستین

00:01:49.984 --> 00:01:51.861
‫- هستین؟
‫- شماها داورهای مسابقه هستین؟

00:01:55.323 --> 00:01:56.699
‫می‌دونستم این روز بالاخره فرا می‌رسه

00:01:57.575 --> 00:01:58.910
‫شاید دیگه وقتشه

00:01:59.327 --> 00:02:01.329
...‫آره، آره، آره، باشه

00:02:01.412 --> 00:02:04.165
‫بچه‌ها، من و مادرتون راجبش حرف زدیم

00:02:04.249 --> 00:02:07.502
‫و شماها به اندازه‌ی کافی بزرگ
‫هستین تا ما رو تحت تاثیر قرار بدین

00:02:08.211 --> 00:02:09.170
...‫بنابراین

00:02:13.258 --> 00:02:14.801
‫ما از مسابقه بیرون میایم

00:02:14.884 --> 00:02:17.345
‫ولی این بدین معنیه که شماها باید

00:02:17.428 --> 00:02:18.930
‫استعدادتون رو بیشتر نشون بدین

00:02:18.955 --> 00:02:20.573
‫همینش الانش هم می‌دونم که می‌خوام چیکار کنم

00:02:20.598 --> 00:02:22.392
‫و نمی‌تونین فقط شنا برین

00:02:22.684 --> 00:02:25.353
‫آره، قرار نیست فقط شنا باشه

00:02:27.397 --> 00:02:29.482
‫خب، همگی توی مسابقه موفق باشین

00:02:29.566 --> 00:02:31.860
‫مطمئنم که تا پنشنبه همه‌تون لاغر میشین

00:02:31.943 --> 00:02:34.696
‫- برین بیرون
‫- البته، نه با این عجله

00:02:34.779 --> 00:02:37.657
‫باید منتظر باشین تا این رو به برادرتون باستر وصل کنم

00:02:38.074 --> 00:02:40.660
‫بیخیال. هنوزم اون قلاده‌ی سگ رو می‌بنده؟

00:02:40.952 --> 00:02:42.412
‫این قلاده‌ی سگ نیست

00:02:42.871 --> 00:02:44.956
‫- این قلاده‌ی مردونگی باستره
‫- قلاده‌ی مردونگی

00:02:45.039 --> 00:02:46.541
‫و اصلا متوجه نمیشه که بهش وصل شده

00:02:46.916 --> 00:02:48.334
...‫آره، اصلا نمی‌فهمم که بهم وصل شده

00:02:51.212 --> 00:02:53.423
‫خب، اون یکم بزرگ‌ شده

00:02:53.506 --> 00:02:55.884
‫هی، وایسا. همین الانش هم لباس شنات رو پوشیدی؟

00:02:55.967 --> 00:02:59.053
‫فکر کردم قبل شنا کردن منتظر من می‌مونی

00:03:00.138 --> 00:03:02.765
‫تقصیر من نیست که تو سایه‌ی
‫یه قرونی رو هم با تیر می‌زنی

00:03:02.849 --> 00:03:04.225
‫من داشتم شیفت تو رو انجام می‌دادم

00:03:05.310 --> 00:03:07.270
‫- اوه، آره. پولش رو رد کن بیاد
‫- دیگه دیره

00:03:08.021 --> 00:03:10.231
‫همین الانش هم پولت رو واسه این خرج کردم

00:03:20.158 --> 00:03:22.911
،‫تو واسه من یه بسته‌ی شعبده‌بازیه مسخره

00:03:23.168 --> 00:03:24.419
‫خز، کوس‌شعر و همجنس‌بازانه خریدی؟

00:03:24.954 --> 00:03:27.040
‫چی؟ نه. این واسه منه

00:03:27.123 --> 00:03:29.250
‫این رو واسه مسابقه‌ی استعداد آقای بلوس خریدم

00:03:29.876 --> 00:03:31.211
‫این قراره استعداد من باشه

00:03:33.630 --> 00:03:35.006
‫اون پرنده هم توی جعبه هست؟

00:03:35.381 --> 00:03:37.675
‫نه، باید یه پرنده گیر بیارم. یه پرنده گیر میارم

00:03:37.700 --> 00:03:39.102
‫میشه ببینمش؟

00:03:39.626 --> 00:03:40.571
...‫تقریبا دستم داره بهش می‌رسه

00:03:40.762 --> 00:03:42.972
‫مگه قبلا باستر از پنجره این طرف‌تر نمی‌اومد؟

00:03:43.348 --> 00:03:45.058
‫خب، وقتی اون سعی کرد یه ستاره‌ماهی رو بخوری

00:03:45.141 --> 00:03:46.726
‫مامان قلاده‌اش رو محکم‌تر کرد

00:03:47.310 --> 00:03:49.938
‫آره، ولی تابستون بهش خوش
‫گذشت. اون چندتا دوست پیدا کرد

00:03:51.189 --> 00:03:53.191
‫راستش، مامان واسم چندتا دوست پیدا کرد

00:03:53.691 --> 00:03:56.778
‫بنابراین، منم اسمش رو از روی
‫اسم مامان گذاشتم: توپ لوسیل

00:03:58.738 --> 00:04:01.157
‫کس دیگه‌ای هم نگرانه که مامان داره ما رو به فاک میده؟

00:04:05.328 --> 00:04:07.247
!‫حرفت رو پس بگیر! حرفت رو پس بگیر

00:04:07.330 --> 00:04:09.999
!‫- ما معمولی هستیم! ما معمولی هستیم
‫- باشه. آروم، آروم

00:04:10.083 --> 00:04:12.335
‫- آروم، باستر. آروم بگیر، پسر
‫- بشین

00:04:14.462 --> 00:04:16.089
‫باشه، خب منتظر من بمونین

00:04:16.172 --> 00:04:17.590
‫میرم لباس شنام رو بپوشم

00:04:17.674 --> 00:04:20.677
‫منم میگم که منتظر من بمونین، ولی
‫انتظارتون شاید چند سال طول بکشه

00:04:22.845 --> 00:04:24.264
...‫هی، مایکل

00:04:24.931 --> 00:04:28.017
‫فکر کنم باستر می‌خواد بره شنا کنه

00:04:29.811 --> 00:04:31.020
!‫آره می‌خوام

00:04:31.104 --> 00:04:33.064
‫تا حالا لباس شنام از بیرون بهش آب نخورده

00:04:33.147 --> 00:04:35.275
‫و می‌خوام که اوضاع رو عوض کنم، رفیق

00:04:35.358 --> 00:04:37.860
‫آره، اگه داری در مورد این
‫حرف می‌زنی که باستر بره توی دریا

00:04:37.944 --> 00:04:39.404
‫این یه ایده‌ی وحشتناکه

00:04:39.882 --> 00:04:42.497
‫به علاوه، هر بار که اون لباس شنا می‌پوشه

00:04:42.573 --> 00:04:44.450
‫مامان اون قلاده‌ی مسخره رو به گردنش می‌بنده

00:04:44.659 --> 00:04:46.035
‫نه. این دفعه نه

00:04:46.452 --> 00:04:49.754
‫اون توی مسابقه‌ی شنای
‫خانوادگی آقای بلوس قلاده نمی‌بنده

00:04:50.039 --> 00:04:51.040
‫بشین

00:04:51.291 --> 00:04:54.127
‫راستی، به نظرت کیا قراره داورهای مسابقه باشن؟

00:04:55.086 --> 00:04:56.212
‫مامان و بابا؟

00:04:58.965 --> 00:05:00.049
‫شعبده‌بازی واسه دختربچه‌ها است

00:05:00.717 --> 00:05:02.552
‫و پرنده‌ات قراره بمیره، مایکل

00:05:03.720 --> 00:05:06.197
...‫و وقتی هم که بمیره، برمی‌گرده به جایی که

00:05:06.721 --> 00:05:08.088
‫...ازش اومده

00:05:10.560 --> 00:05:12.228
‫برمی‌گرده به جایی که ازش اومده

00:05:18.693 --> 00:05:20.653
‫<i>بلوس‌ها منتظر دریافت اطلاعات</i>

00:05:20.737 --> 00:05:22.739
‫<i>از طرف مایکل و وکیلشون بودن</i>

00:05:22.947 --> 00:05:25.199
‫<i>بعد از اینکه دوباره سرتیتر خبرها شدن</i>

00:05:25.700 --> 00:05:27.410
‫<i>بینندگان محترم، تصویر پشت‌زمینه‌ی تصویر گرافیکی آب‌وهوا بود</i>

00:05:27.493 --> 00:05:30.944
‫<i>که توجه بیننده‌ی تیزبین ما رو به خودش جلب کرد</i>

00:05:30.990 --> 00:05:33.590
‫<i>که کسی رو دید و به مقامات اطلاع داد</i>

00:05:33.666 --> 00:05:37.441
‫<i>در بالای یه ماشین مخصوص فرودگاه
‫که پلیس‌ها بهش میگن ماشین جالب توجه</i>

00:05:37.527 --> 00:05:39.088
‫<i>ظاهرا مردی وایساده بود</i>

00:05:39.172 --> 00:05:40.715
‫<i>که هویتش الان معلوم شده و
‫اسمش بایرون باستر بلوس هست</i>

00:05:40.789 --> 00:05:43.792
‫<i>توی تصویر میشه دید که داره یه چیز
‫بزرگ به شکل بدن انسان رو</i>

00:05:43.892 --> 00:05:45.060
‫<i>اون پایین توی دریا می‌اندازه</i>

00:05:45.143 --> 00:05:47.854
‫<i>پلیس فکر می‌کنه که این می‌تونه
‫سرنخی از جریان ناپدید شدن</i>

00:05:47.930 --> 00:05:52.018
‫<i>لوسیل آسترو باشه، همون کسی که متهم باهاش یه
‫رابطه‌ی طولانی و پر‌فرازونشیب داشته</i>

00:05:52.101 --> 00:05:55.938
‫<i>آقای بلوس دیشب توی یه
‫آسانسور در نیوپورت دستگیر شده</i>

00:05:56.147 --> 00:05:57.732
...‫<i>به نظر می‌رسه که خانواده‌ی بلوس</i>

00:05:57.815 --> 00:05:59.442
‫<i>و خانواده‌ی بلوس خودشون رو</i>

00:05:59.525 --> 00:06:02.362
:‫<i>در جایی دیدند که به هیچ وجه انتظارش رو نداشتن</i>

00:06:02.445 --> 00:06:03.446
‫<i>توی ایستگاه پلیس</i>

00:06:03.529 --> 00:06:05.448
‫همیشه صندلی‌های وسط گیرم میاد

00:06:05.531 --> 00:06:08.576
‫این اتفاقیه که می‌افته اگه توی
‫آمریکا سفیدپوست و ثروتمند باشی

00:06:08.993 --> 00:06:10.370
‫اتفاقی فیلمت ضبط میشه

00:06:10.453 --> 00:06:13.956
‫که داری یه چیز بزرگ به شکل جسد رو توی خلیج می‌اندازی

00:06:14.040 --> 00:06:15.168
‫و هیشکی به این فکر نمی‌کنه که

00:06:15.193 --> 00:06:18.169
‫موندم که اون یارو چند وقته که
‫واسه قاتل اصلی داره کار می‌کنه؟

00:06:18.252 --> 00:06:21.255
!‫آره، و سریع رای صادر می‌کنن و میگن: اون قاتله

00:06:21.339 --> 00:06:22.632
:‫و بعدش به این فکر نمی‌کنن که این جمله رو هم اضافه کنن که

00:06:22.715 --> 00:06:25.301
‫ولی خوبه که اون به مستخدم یه شب رو استراحت میده

00:06:25.635 --> 00:06:28.179
!‫نه، اونها حسودن. حسودن

00:06:28.262 --> 00:06:31.474
‫و تا وقتی که ثابت بشه یکی از ما قاتله، دست برنمی‌دارن

00:06:31.641 --> 00:06:32.892
‫امروز، نوبت باستره

00:06:33.142 --> 00:06:35.561
‫فردا-- نه، فکر کنم همین امروز این چرخه متوقف بشه

00:06:35.645 --> 00:06:37.438
‫- امروز، آخرین روزه
‫- بیحیال بچه‌ها

00:06:37.522 --> 00:06:39.065
‫بیاین اینجا همه‌مون توی یه تیم باشیم

00:06:39.148 --> 00:06:40.775
‫توی این جریان باید همگی متحد باشیم

00:06:40.858 --> 00:06:42.902
‫آره، من-- به نظر من این ایده‌ی فوق‌العاده‌ای هستش

00:06:43.277 --> 00:06:46.447
‫و الان، از این آقای متشخص آسیایی

00:06:46.531 --> 00:06:48.491
‫و خانم‌شون؟

00:06:48.908 --> 00:06:50.743
‫می‌‌خوایم که برن روی اون صندلی‌ها بشینن

00:06:51.035 --> 00:06:52.787
‫تا صندلی‌های انتهایی آزاد بشن

00:06:52.870 --> 00:06:54.872
‫که به شخصه خیلی دوست دارم اونها رو امتحان کنم
(‫(دلش می‌خواد وسط نشینه

00:06:54.956 --> 00:06:57.333
‫باشه، خبرها زیاد خوشایند نیستن

00:06:57.417 --> 00:06:58.376
‫ببخشید

00:06:58.631 --> 00:06:59.799
‫می‌خوام ایده‌ام رو تموم کنم

00:07:00.044 --> 00:07:02.422
‫اگه این دونفر اون طرف بشینن، اینجوری
‫کل صندلی‌های این محوطه مال ما میشه

00:07:02.505 --> 00:07:04.715
‫از اون دیواری که پوستر روش هست

00:07:04.799 --> 00:07:07.176
‫- تا اونجایی که تلفن همگانیه
!‫- توبایاس، لطفا بس کن

00:07:07.635 --> 00:07:10.721
‫- چی فهمیدین؟
‫- دوستم با دفتر دادستانی حرف زد

00:07:10.805 --> 00:07:13.182
‫وکیل‌هام تونستن حکمم رو به

00:07:13.266 --> 00:07:15.059
‫زندان کم کنن. خبر بد چیه؟

00:07:15.143 --> 00:07:18.062
‫نمی‌تونم توی پیش هیچ کسی کوچک‌تر از 25 سال باشم

00:07:18.146 --> 00:07:19.522
!‫دارم باستر رو میگم

00:07:20.606 --> 00:07:24.986
‫و... اونها رسما اون رو به قتل درجه‌ی اول متهم کردن

00:07:25.069 --> 00:07:26.362
‫درجه‌ی اول؟

00:07:26.446 --> 00:07:29.073
‫- اونها جسد ندارن
‫- آره

00:07:29.157 --> 00:07:31.159
‫ولی اونها اثر انگشت باستر و خون اون زن رو

00:07:31.242 --> 00:07:33.870
‫روی تمام اون ماشین مخصوص فرودگاه
‫دارن، که قرار بود توی مکزیک گم شده باشه

00:07:33.953 --> 00:07:36.414
‫<i>در حقیقت، یه عکس از ماشین مخصوص فرودگاه</i>

00:07:36.505 --> 00:07:39.425
‫<i>در مرز مکزیک بود که پرونده‌ی دادستانی رو باطل کرد</i>

00:07:39.508 --> 00:07:42.015
...‫<i>عکسی که قربانی گمشده رو کنار اسکار نشون می‌داد</i>

00:07:42.040 --> 00:07:43.421
...‫بهانه‌ی موجه و چیزی که ما

00:07:43.504 --> 00:07:45.423
‫<i>...که مایکل ازش استفاده کرد تا دادستانی رو مجبور کنه</i>

00:07:45.513 --> 00:07:48.349
‫<i>تا باستر رو از زندان آزاد کنن</i>

00:07:48.374 --> 00:07:48.907
‫ما آزادش کردیم

00:07:49.024 --> 00:07:50.094
‫<i> و بعدا مشخص شد که اون عکس</i>

00:07:50.178 --> 00:07:52.263
‫<i>در واقع جورج مایکل و میبی بودن که</i>

00:07:52.369 --> 00:07:54.788
‫<i>مثل قهرمانانشون لباس پوشیده بودن</i>

00:07:54.849 --> 00:07:58.186
‫<i>قبل از اینکه ماشین مخصوص فرودگاه
‫خراب شده رو توی مکزیکو ول کنن</i>

00:07:58.327 --> 00:08:01.956
...‫<i>شواهد جرم‌شناسی روی پله‌های ماشین که صحنه‌ی جرم</i>

00:08:01.981 --> 00:08:03.316
‫خیلی خب، جناب مدرک‌جرم‌پرست، دیگه کارمون با شما تمومه

00:08:03.399 --> 00:08:05.311
‫<i>یک قتل فرضی به شمار می‌رفت</i>

00:08:05.336 --> 00:08:07.403
‫<i>به شکل امنی به خارج از کشور منتقل و نگه‌داری می‌شد</i>

00:08:07.487 --> 00:08:09.780
‫تقصیر من نیست که شماها نمی‌دونین
‫چطوری از دراپ باکس استفاده کنین

00:08:09.864 --> 00:08:13.075
‫<i>همینطور اسکار، که با لوسیل نبود</i>

00:08:13.367 --> 00:08:14.577
...‫چون که اون مدرک جرمه

00:08:14.660 --> 00:08:17.747
‫ولی بعد از اینکه خبر دستگیری باستر رو شنید

00:08:17.992 --> 00:08:20.090
‫<i>رفت سراغ ماشینی که مخفیش کرده بود</i>

00:08:20.166 --> 00:08:22.877
‫<i>بعد از اینکه هفته‌ها قبل به حال خودش رها شده بود</i>

00:08:24.128 --> 00:08:28.132
‫<i>قبل از اینکه اون رو برونه سمت
...‫آمریکا تا پسرش، باستر رو سوار کنه</i>

00:08:28.216 --> 00:08:31.511
‫<i>...مردی که به زودی برادر
‫شعبده‌بازش با التماس ازش درخواست کرد</i>

00:08:32.385 --> 00:08:35.973
‫<i>تا بهش کمک تا راز یک
‫شعبده‌بازی رو مخفی کنه</i>

00:08:36.057 --> 00:08:38.100
‫<i>فقط بعد از این کار بود که</i>

00:08:38.184 --> 00:08:40.811
‫<i>اسکار تصمیم گرفت که آخرین آدمی از خانواده‌ی بلوس باشه</i>

00:08:40.895 --> 00:08:42.527
‫<i>که ماشین مخصوص فرودگاه رو رها می‌کنه</i>

00:08:42.566 --> 00:08:45.024
‫<i>متاسفانه ماشین رو توی پارکینگی رها کرد</i>

00:08:45.365 --> 00:08:49.973
‫<i>که اخیرا اختیارش به ناظر شواهد
‫و مدارک جرم، ادی کانترو داده شده بود</i>

00:08:50.229 --> 00:08:51.620
‫اینجا مخصوص مامور شواهد و مدارک جرمه

00:08:51.652 --> 00:08:54.000
‫<i>که ایشون متوجه نبود که</i>

00:08:54.024 --> 00:08:56.469
‫<i>می‌خواد به مدرک جرم علیه باستر آسیب برسونه</i>

00:08:56.494 --> 00:08:58.011
‫<i>و واکنش احساسی و نادرستی داشت</i>

00:08:58.992 --> 00:09:01.832
‫<i>و به مدرک جرم علیه باستر آسیب رسوند</i>

00:09:01.916 --> 00:09:03.406
!‫ای حروم‌زاده

00:09:03.431 --> 00:09:04.435
‫<i>بخوایم انصاف رو رعایت کنیم</i>

00:09:04.460 --> 00:09:06.462
...‫<i>مدت بسیار زیادی طول کشیده بود تا این بدبخت</i>

00:09:06.546 --> 00:09:10.019
‫<i>یه محل پارک واسه ماشینش گیر بیاره تا
‫مجبور نباشه یه عالمه تا محل کارش پیاده بره</i>

00:09:10.341 --> 00:09:13.219
‫متاسفانه یه نفر مدرک جرم رو دستکاری کرده

00:09:13.302 --> 00:09:15.471
‫ولی ببینین، حتی بدون اون هم اونها هنوز ویدیو رو دارن

00:09:15.555 --> 00:09:18.015
‫که باستر شبانه داره یه چیزی رو توی خلیج می‌اندازه

00:09:18.307 --> 00:09:21.060
‫و-- اونها گفتن که اون چیز چی بوده که تو خلیج انداخته می‌شده؟

00:09:21.811 --> 00:09:24.272
‫یا کی اون چیز رو به باستر داده تا اون رو توی خلیج بیندازه؟

00:09:24.981 --> 00:09:27.066
‫یا اون فرد، نفر اول رو نمیگم بلکه نفر دوم

00:09:27.149 --> 00:09:28.985
‫که اون چیز رو به اون داده تا بیرونش بیندازه

00:09:29.610 --> 00:09:31.821
‫می‌دونسته... که اون چیز چی بوده
‫که به اون داده تا بیرونش بیندازه؟

00:09:31.904 --> 00:09:33.197
‫این دفعه نه

00:09:33.281 --> 00:09:35.575
‫نه، ما نذاشتیم یه کلمه هم بگه

00:09:36.158 --> 00:09:39.120
.‫من بهش گفت: یه کلمه هم نگو
‫فقط قیافه‌ی بدون حالت به خودت بگیر

00:09:39.203 --> 00:09:41.122
‫<i>اگرچه قیافه‌ی بدون حالت باستر</i>

00:09:41.414 --> 00:09:44.917
‫<i>چیزی از شبیه بودن اون به یک قاتل رو کم نمی‌کرد</i>

00:09:45.501 --> 00:09:46.627
‫قیافه‌ی بدون حالت

00:09:48.254 --> 00:09:49.797
‫چطور این اتفاق داره می‌افته؟

00:09:50.089 --> 00:09:53.217
‫باستر نمی‌تونسته این کار رو بکنه. من
‫اون رو کاملا بر اساس اصول تربیت کردم

00:09:53.593 --> 00:09:55.469
‫مامان، تا وقتی که اون شش
‫سالش بشه، تو بهش قلاده می‌زدی

00:09:55.553 --> 00:09:57.680
‫خب، اگه اون قلاده اینقدر روح‌وروان اون رو به فاک داده

00:09:58.180 --> 00:09:59.890
‫چرا هنوز هم که هنوزه، می‌خواد
‫اون قلاده رو به خودش وصل کنه؟

00:09:59.974 --> 00:10:02.643
‫رفقا، الان وقتش نیست که دنبال مقصر بگردیم، باشه

00:10:03.102 --> 00:10:05.062
‫اگرچه اونها میگن که در اکثر موارد

00:10:05.271 --> 00:10:06.630
‫یه اتفاقی در دوران کودکی می‌افته

00:10:06.655 --> 00:10:09.191
‫ و معمولا شخصی که اون فرد رو بزرگ کرده، مقصره

00:10:09.275 --> 00:10:11.152
‫- ولی این نظر متخصص‌ها است
‫- که اینطور

00:10:11.235 --> 00:10:13.446
‫ولی سعی نکن این رو گردن لوپه بیندازی

00:10:13.529 --> 00:10:15.573
‫اون واسه خودش یه خانواده
‫داشت که باید تربیتشون می‌کرد

00:10:15.656 --> 00:10:17.825
‫مامان به یه نکته‌ی جالبی اشاره کرد

00:10:17.908 --> 00:10:20.369
‫هیشکی نباید در این مورد چیزی به رسانه‌ها بگه

00:10:20.453 --> 00:10:22.622
‫من باید از طرف خانواده با رسانه‌ها حرف بزنم

00:10:23.247 --> 00:10:24.624
‫تو؟

00:10:24.707 --> 00:10:26.126
‫کی گفته که اون شخص باید تو باشی؟

00:10:26.151 --> 00:10:28.586
‫خب، من جزوی از این خانواده‌ام و
‫اوضاع قراره بدجوری قاراشمیش بشه

00:10:28.669 --> 00:10:30.254
‫قراره یه سیرک رسانه‌ای بوجود بیاد، توبایس

00:10:30.546 --> 00:10:32.632
‫پس من باید رئیس این سیرک باشم

00:10:32.715 --> 00:10:36.093
‫<i>در حقیقت در این موقع، توبایاس حاضر بود هر کاری رو قبول کنه</i>

00:10:36.177 --> 00:10:40.514
‫<i>چرا که شرایط زندگی الانش به معنای واقعی کلمه، سخت و پرفشار بود</i>

00:10:49.315 --> 00:10:51.651
‫چیزی که فقط بدون ادیت سریع و با موسیقی آروم

00:10:51.742 --> 00:10:54.578
‫به شکل کامل مشخص میشه

00:10:55.696 --> 00:10:57.156
‫کی این کار رو کرد؟ کی این کار رو کرد؟

00:10:57.239 --> 00:10:58.866
‫- می‌خواستم شوخی کنم
‫- واقعا؟

00:10:58.949 --> 00:11:01.077
‫نظرت چیه که منم کله‌ی تو رو
‫بکوبونم توی این میز شیشه‌ای؟

00:11:01.160 --> 00:11:02.578
‫به نظرت این چقدر بامزه میشه، مرد جوان؟

00:11:02.662 --> 00:11:03.704
!‫اوه، این کار رو بکن، بابا

00:11:03.788 --> 00:11:05.331
!‫من واقعا عاشق اینم

00:11:05.414 --> 00:11:07.708
‫- من تو رو بزرگ نکردم که فحش به زبون بیاری
!‫- همه خسته شدن

00:11:07.792 --> 00:11:10.294
‫همه‌مون بیش از اندازه مسکن خوردیم

00:11:10.385 --> 00:11:12.178
‫اینجا شش تا قرص بود
‫شش تا قرص بود

00:11:12.588 --> 00:11:14.006
‫کدوم کوسکشی اونها رو خورده؟

00:11:14.173 --> 00:11:15.925
‫- چرا باید اینها رو بخوری؟
‫- من اونها رو نخوردم

00:11:16.008 --> 00:11:17.885
!‫چطور جرئت می‌کنی، دختر جوون
!‫- هی، داد نزن

00:11:18.135 --> 00:11:20.221
‫- منتفرم از اینکه شماها با همدیگه دعوا می‌کنین
!‫- دیگه بسمه

00:11:20.304 --> 00:11:22.264
‫دیگه تحملتون رو ندارم

00:11:22.348 --> 00:11:23.242
‫من گردنش رو می‌شکنم

00:11:23.267 --> 00:11:25.180
‫<i>اون موسیقی رو دوباره پخش کنین</i>

00:11:29.939 --> 00:11:33.234
‫همونطور که میبینین، جنسش لاتکسه
‫و درست تا درز کونتون بالا میاد

00:11:33.734 --> 00:11:37.196
‫یه نفر از این خانواده باید از طرف باستر حرف بزنه

00:11:37.613 --> 00:11:39.865
‫باستر بلوس کیه؟

00:11:40.202 --> 00:11:41.703
‫یک مرد جوان، یک دست

00:11:41.992 --> 00:11:45.705
‫که داوطلبانه در جنگ عراق شرکت کرده و
‫از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌بره

00:11:45.788 --> 00:11:48.582
‫توسط مادر جوانی بزرگ شده که
‫اون رو در 17 سالگی به دنیا آورده

00:11:48.666 --> 00:11:50.251
...‫کسی که تنها ایرادش این بود که

00:11:50.710 --> 00:11:53.295
‫اون رو بیش از حد... دوست داشت

00:11:53.671 --> 00:11:55.881
‫راستش، من 37 سالم بود که باستر به دنیا اومد

00:11:55.965 --> 00:11:57.425
‫خب، هیشکی این رو باور نمی‌کنه

00:11:57.925 --> 00:11:58.996
‫تو استخدامی

00:11:59.270 --> 00:12:00.192
.‫نه نیستی

00:12:00.217 --> 00:12:02.471
‫- مامان، من به این رسیدگی می‌کنم
‫- اوه مایکل

00:12:02.555 --> 00:12:05.725
‫بزار روراست باشیم. هر سری که تو به یه چیزی
‫رسیدگی می‌کنی، اوضاع کاملا برعکس پیش میره

00:12:05.808 --> 00:12:07.977
...‫آره، مامانت راست میگه. منظورم اینه که اخیرا

00:12:08.060 --> 00:12:09.562
‫کارها خیلی بد جلو می‌بری

00:12:09.645 --> 00:12:11.583
!‫آره بابا، به سیخ بکشش

00:12:11.608 --> 00:12:14.024
‫منم تا ته به سیخش می‌کشم و کونش رو می‌سوزنم، بابا

00:12:15.403 --> 00:12:16.902
...‫خب، حالا که ما

00:12:16.986 --> 00:12:19.864
‫پیشنهاد کنترل امور توسط توبایاس رو به شکل کامل رد کردیم

00:12:19.947 --> 00:12:23.242
‫نظرتون چیه که یکم در مورد باستر
‫حرف بزنیم و شاید براش یه وکیل هم بگیریم؟

00:12:23.743 --> 00:12:25.119
‫اوه، من باید این پرونده رو هدایت می‌کردم

00:12:25.202 --> 00:12:26.495
‫ولی به شکل رسمی پروانه‌ی وکالتم لغو شده

00:12:26.579 --> 00:12:28.122
‫نمی‌تونم پرونده‌ی باستر رو به عهده بگیرم

00:12:28.205 --> 00:12:30.374
‫یا هر کسی که زیر 25 ساله

00:12:31.375 --> 00:12:32.960
‫این حرفت باعث میشه که حرف‌های
‫ناراحت‌کننده‌ای رو به زبون نیارم

00:12:33.043 --> 00:12:35.921
‫به نظرم باید بهترین وکیل جنایی
‫ممکن رو برای باستر استخدام کنیم

00:12:36.005 --> 00:12:37.173
‫- دنبال بهترین می‌گردی؟
‫- آره

00:12:37.256 --> 00:12:41.343
‫خب، اگه دنبال بهترین می‌گردی، فقط
‫یه گروه هست که باید سراغشون بری

00:12:41.427 --> 00:12:43.471
‫بهشون میگن گیلتی گایز

00:12:43.554 --> 00:12:47.725
‫<i>در واقع، اونها پنج تن از معتبرترین وکلای اورنج کانتی بودن</i>

00:12:47.808 --> 00:12:49.310
‫<i>یکی‌شون آنیتا برم‌ول بود</i>

00:12:49.393 --> 00:12:51.729
‫<i>یه محقق که به اندازه‌ی دادستان
‫سخت‌کوش و پوست‌کلفت بود</i>

00:12:51.754 --> 00:12:54.206
‫<i>که حافظه‌ی تصویری قدرتمندش</i>

00:12:54.231 --> 00:12:56.400
‫<i>به اندازه‌ی قیافه‌ی زیباش، بی‌نقصش بود</i>

00:12:56.731 --> 00:12:58.122
‫<i>وقتی نوبت نوشتن خلاصه پرونده می‌شد</i>

00:12:58.155 --> 00:13:01.030
،‫<i>گریسون هاروارد سویت به همون اندازه که توی رقص بی‌دست‌وپا بود</i>

00:13:01.113 --> 00:13:03.115
‫<i>همونقدر هم مهارت توی نوشتن داشت</i>

00:13:03.199 --> 00:13:05.034
‫<i>ولی در هر دو مورد هم نمی‌ترسید</i>

00:13:05.117 --> 00:13:06.660
‫<i>که قدم جلو بذاره و مهارتش رو امتحان کنه</i>

00:13:06.911 --> 00:13:08.871
‫<i>آموزش دیده شده توسط بخش علوم جنایی اف‌بی‌آی</i>

00:13:08.954 --> 00:13:11.540
‫<i>شارا وینفیلد نه تنها علوم قوانین رو می‌دونست</i>

00:13:11.624 --> 00:13:13.125
‫<i>بلکه از قوانین علوم هم باخبر بود</i>

00:13:13.209 --> 00:13:17.046
‫<i>اون متخصصی بود که از کثیف شدن
‫دستهاش با یه ذره دی‌ان‌ای هراسی نداشت</i>

00:13:17.630 --> 00:13:20.090
‫<i>با قاضی دادگاه عالی ایالتی به عنوان پدرش</i>

00:13:20.174 --> 00:13:21.967
‫<i>جک گریفین باید چیزی بیشتر از بقیه‌ی دانشجویان
‫حقوق</i>

00:13:22.051 --> 00:13:24.261
‫<i> رده‌بالای دارموث رو ثابت می‌کرد</i>

00:13:24.352 --> 00:13:25.853
‫<i>زیاد افتخار نمی‌کرد که پول</i>

00:13:25.930 --> 00:13:27.973
‫<i>و عضویت باشگاه خصوصی از طرف والدینش بهش رسیده</i>

00:13:28.057 --> 00:13:29.600
‫<i>ولی اون خودش رو به بالای لیست وکلا رسونده بود</i>

00:13:29.683 --> 00:13:31.769
‫<i>اون هم فقط به این خاطر که واقعا کارش درست بود</i>

00:13:31.852 --> 00:13:33.896
‫<i>و فراخونده شده از خیابون‌های اصلی اوکلند</i>

00:13:33.979 --> 00:13:36.440
‫<i>یه وکیلی میاد که توسط یه مادر تنها بزرگ شده</i>

00:13:36.524 --> 00:13:39.755
‫<i>که بهش معنای عدالت، مسیحی بودن</i>

00:13:39.780 --> 00:13:40.861
‫<i>و مواقعی که نباید قانون رو رعایت کنه رو آموخته</i>

00:13:40.945 --> 00:13:45.912
‫<i>دیوید جی (جی من) بارنز فقط به
‫یک چیز بالاتر از قانون اهمیت می‌داد</i>

00:13:46.242 --> 00:13:47.910
‫<i>به رقبای دوست‌داشتنی‌اش</i>

00:13:47.993 --> 00:13:49.662
‫<i>این پنج مختصص</i>

00:13:49.745 --> 00:13:52.540
‫<i>یه رکورد عالی در دفاع از جنایتکارهایی داشتن</i>

00:13:52.623 --> 00:13:54.542
‫<i>که جنایت‌هایی واقعی رو مرتکب شده بودن</i>

00:13:54.625 --> 00:13:58.420
‫<i>این پنج نفر با همدیگه به گیلتی گایز معروف شده بودن</i>

00:13:58.504 --> 00:14:01.006
‫<i>و فکر کنم من مشخصات جک و دیوید رو اشتباه گفت</i>

00:14:01.090 --> 00:14:02.424
‫دستمزدشون خیلی بالا است

00:14:02.508 --> 00:14:03.551
‫ولی خیلی خیلی خوبن

00:14:03.634 --> 00:14:05.970
‫به خصوص اگه که واقعا گناه‌کار باشین

00:14:06.679 --> 00:14:07.805
‫اون گناه‌کار نیست

00:14:08.472 --> 00:14:10.975
‫- پس من باشم با گزینه‌های ارزون‌تر جلو میرم
‫- غیرقابل قبوله

00:14:11.058 --> 00:14:12.251
‫ما بهترین‌ها رو می‌خوایم

00:14:12.276 --> 00:14:15.371
‫خب، چطور می‌خوایم حقوق اونها رو بدیم؟ ما هیچ پولی نداریم

00:14:15.396 --> 00:14:18.566
‫همه چیز به فیک‌بلوک گره خورده
‫ممنون مایکل

00:14:18.649 --> 00:14:21.110
‫ممنون مایکل؟ نظرتون چیه که یکمی هم از

00:14:21.193 --> 00:14:23.445
‫کسی تشکر کنین که قیمت سهام رو برده بالا

00:14:23.529 --> 00:14:26.031
‫و آخرش بقیه‌ی آدم‌ها رو به فنا داد

00:14:26.115 --> 00:14:28.826
!‫که در نهایت اون آدم‌ها همون ماها بودیم. ممنون مایکل

00:14:28.909 --> 00:14:31.745
‫- فیلک‌بلوک هیچ ربطی به این جریان نداره
‫- ممنون، مایکل

00:14:31.829 --> 00:14:34.707
‫این درسته. چون که وقتی فیک‌بلوک رو بفروشیم

00:14:34.790 --> 00:14:36.750
‫پولش رو دودستی تقدیم چینی‌ها می‌کنیم

00:14:36.834 --> 00:14:38.377
‫قبل از اینکه اونها عصبانی‌تر بشن

00:14:38.794 --> 00:14:39.879
‫عصبانی‌تر؟

00:14:39.962 --> 00:14:42.214
‫من بهتون نگفتم ولی اونها یه پیام گذاشته بودن

00:14:42.298 --> 00:14:45.009
‫که روش نوشته بود امیدوارن
...‫که هدیه‌اشون کافی بوده باشه تا

00:14:45.301 --> 00:14:47.261
‫<i>ما دوباره روی پای خودمون وایسیم</i>

00:14:47.553 --> 00:14:49.972
‫اونها-- اونها دارن تهدید می‌کنن که پاهامون رو می‌شکنن؟

00:14:52.349 --> 00:14:55.997
‫به نظرت این چینی‌ها اولش نمیرن سراغ کم کردن اعتبار شماها؟

00:14:56.022 --> 00:14:57.162
‫این فرهنگشونه

00:14:57.229 --> 00:15:00.774
‫حق با داستیه
‫این حرف رو به خاطر صدام حسین میگم

00:15:01.150 --> 00:15:03.277
‫وقتی طرفت اون بود، لازم نبود حدس
‫بزنی. اون خیلی صاف و صادق بود

00:15:03.360 --> 00:15:05.738
‫می‌گفت فلان چیز رو قطع می‌کنم و تمام

00:15:05.821 --> 00:15:07.990
‫درسته، وقتی طرفت صدام بود، دقیقا می‌دونستی کجا وایسادی

00:15:08.073 --> 00:15:09.366
‫یا-- یا واینسادی
(‫)یعنی پاهات قطع شده

00:15:09.450 --> 00:15:11.911
‫خب، واضحه که چینی‌ها می‌دونن که ما پولش رو خرج کردیم

00:15:11.994 --> 00:15:15.247
‫باید فیک‌بلوک رو بفروشیم تا یه
‫راهی برای ساختن دیوار پیدا کنیم

00:15:15.331 --> 00:15:17.666
‫بچه‌ها، ما-- ما قرار نیست فیک‌بلوک رو بفروشیم، باشه؟

00:15:17.750 --> 00:15:20.794
‫ما قراره پولی رو پیدا بکنیم که باهاش بتونیم
‫دستمزد این وکیل‌های عالی رو پرداخت کنیم

00:15:20.878 --> 00:15:23.631
‫همین الانش هم چندتا دارایی رو
‫شناسایی کردم که می‌تونیم بفروشیمشون

00:15:23.714 --> 00:15:24.798
‫آره، هر چیزی که باشه، مایکل

00:15:24.882 --> 00:15:26.342
‫باید خونه‌ی ساحلی رو بفروشیم

00:15:31.680 --> 00:15:35.017
‫به همین خاطر بود که هرگز در مورد
‫خونه‌ی ساحلی بهت چیزی نگفتیم، مایکل

00:15:35.100 --> 00:15:36.852
‫میشه منم یه چیزی بگم؟

00:15:37.811 --> 00:15:40.856
‫به همین خاطره که هرگز در مورد
‫خونه‌ی ساحلی کیری بهت چیزی نگفتیم، مایکل

00:15:40.940 --> 00:15:41.941
‫بزنین بریم

00:15:45.361 --> 00:15:47.780
‫<i>چند روز بعد، مایکل به اداره برگشت</i>

00:15:47.863 --> 00:15:51.325
‫<i>سعی داشت بفهمه که کی قراره فیک‌بلوک به سودد‌هی برسه</i>

00:15:51.408 --> 00:15:54.328
‫ببخشید جناب غریبه، من فقط واسه میلیاردر‌های آینده وقت دارم

00:15:55.079 --> 00:15:56.163
‫اوه، تویی

00:15:56.246 --> 00:15:58.248
‫- زدی تو خال
...‫- آه، این

00:15:58.332 --> 00:16:00.084
‫این به اشتباه به دفتر ما تحویل داده شده

00:16:00.167 --> 00:16:02.461
‫ولی روش نوشته شرکت بلوس. بنابراین آوردمش اینجا

00:16:02.920 --> 00:16:04.254
‫اشتباه مامور پست بوده، هان؟

00:16:04.338 --> 00:16:06.382
‫باورش سخته که توی این دنیای آنالوگ، هنوز مامور پست داریم

00:16:06.840 --> 00:16:08.801
‫هی، حالا که حرفش شد، اون پایین چه خبره؟

00:16:08.884 --> 00:16:10.219
‫- خوبه. آره
‫- آره؟

00:16:10.302 --> 00:16:12.846
‫جوب بیشتر وقت امروزش رو... صرف ناهار خوردن کرد

00:16:13.430 --> 00:16:14.556
...‫- و بیشتر وقت هفته‌اش رو
‫- آهان

00:16:14.640 --> 00:16:15.849
...‫- ...راستش
‫- آره، گوش کن

00:16:15.933 --> 00:16:17.685
‫جوب فقط به خودش اهمیت میده

00:16:17.768 --> 00:16:19.311
...‫ولی خوشحالم که تو رو آوردم اینجا، چون که

00:16:19.395 --> 00:16:21.522
‫همونطور که میگم، ما به اون نرم‌افزار نیاز داریم

00:16:21.597 --> 00:16:22.856
‫منظورم اینه که نمی‌خوام
‫بزارمت توی منگنه

00:16:22.880 --> 00:16:25.407
‫ولی وکیل‌ها دارن یه
‫عالمه پول ازمون می‌گیرن

00:16:25.768 --> 00:16:27.782
‫- استخدامشون کردی؟
‫- آره

00:16:27.815 --> 00:16:30.072
‫<i>لیست دستمزد‌های وکیل‌ها همین
‫الانش هم داشتن سرازیر می‌شدن</i>

00:16:30.155 --> 00:16:32.825
‫<i>همونطور که اولین هفته‌ی کاری گیلتی گایز داشت تموم می‌شد</i>

00:16:32.908 --> 00:16:35.626
‫<i>و اونها همه چیز رو مورد بررسی و موشکافی قراره داده بودن</i>

00:16:35.651 --> 00:16:36.548
‫پس هیچ شکی توی ذهنت نیست

00:16:36.620 --> 00:16:37.746
‫هیچ شکی نیست

00:16:37.830 --> 00:16:40.249
‫امکان نداره که قاتل آن ویل باشه. هیچ تطابقتی نبود

00:16:40.332 --> 00:16:42.209
‫- درسته
‫- دی‌ان‌ای دروغ نمیگه

00:16:42.292 --> 00:16:43.877
‫عکسش رو از تخته پایین بیار

00:16:43.961 --> 00:16:45.077
‫ گرفتم رئیس

00:16:45.102 --> 00:16:49.091
‫ازت می‌خوام که اون فایل‌ها رو اجرا کنی و
‫صورت حسابشون رو بفرستی به شرکت بلوس و پرونتو

00:16:50.175 --> 00:16:52.803
‫خدای من، 7 هزار دلار واسه یه هفته تا فقط بفهمیم که

00:16:52.828 --> 00:16:55.259
‫آن ویل هیچ ربطی به پرونده‌ی باستر نداره؟

00:16:55.422 --> 00:16:57.725
‫راستش رو بخوای، ازت می‌خواستم که اون دوست دختر ثروتمندت رو

00:16:57.808 --> 00:17:00.561
‫هم به عنوان همکار تجاری وارد قضیه
‫کنی ولی به حریم شخصی‌ت احترام می‌ذارم

00:17:00.853 --> 00:17:01.770
...‫مگر اینکه شاید

00:17:02.271 --> 00:17:03.230
‫یه امتحانی بکنیمش؟

00:17:03.856 --> 00:17:05.190
‫یا اینکه موقعیت از دست رفته یا ...؟

00:17:06.775 --> 00:17:08.444
‫راستش این-- این کار سختیه

00:17:08.527 --> 00:17:09.862
‫چون که می‌خوام سردربیارم

00:17:09.945 --> 00:17:11.989
‫که پدرش آدم قابل اعتمادیه یا نه

00:17:12.072 --> 00:17:13.765
...‫واسه‌م سخته که بین  این چیزها یه حالت تعادل پیدا کنم

00:17:13.790 --> 00:17:15.951
‫<i>اوه، به این خاطر نیست که نمی‌تونی ازش درخواست کنی</i>

00:17:16.035 --> 00:17:18.746
:‫<i>من اصلا نمی‌خواستم این موضوع رو باز کنم ولی دلیلش اینه</i>

00:17:18.829 --> 00:17:20.664
‫تو شرکت رو فروختی؟

00:17:21.165 --> 00:17:23.459
‫- یه ذره
‫- نمیشه که شرکت رو یه ذره بفروشی

00:17:23.542 --> 00:17:25.544
‫این مثل گفتن اینه که یه ذره خسته‌ای

00:17:25.627 --> 00:17:27.921
‫به نظرت آدم یه ذره خسته نمیشه؟

00:17:28.005 --> 00:17:29.923
‫بابام قرار بود توی شرکتت سرمایه‌گذاری کنی

00:17:30.007 --> 00:17:31.800
‫من قرار بود توی شرکتت سرمایه‌گذاری کنم

00:17:31.884 --> 00:17:34.595
‫بعدش، یهویی، تو بدون خبر دادن
‫به من رفتی و شرکت رو فروختی

00:17:34.678 --> 00:17:36.764
‫- واضحه که به من اعتماد نداری
‫- من بهت اعتماد دارم

00:17:37.431 --> 00:17:40.684
‫فقط نمی‌خواستم فیک‌بلوک بیاد وسط رابطه‌مون

00:17:40.768 --> 00:17:42.853
‫خب، الان قرار نیست سر راه هیچ چیز دیگه‌ای بیاد

00:17:42.936 --> 00:17:44.688
...‫هیچی؟ یعنی

00:17:45.522 --> 00:17:46.523
‫رابطه‌مون تمومه؟

00:17:46.607 --> 00:17:48.442
‫یه ذره

00:17:48.525 --> 00:17:51.111
‫<i>ولی اون نمی‌خواست که پدرش احساس گناه کنه</i>

00:17:51.195 --> 00:17:53.030
‫<i>جورج مایکل این جریان رو پیش خودش نگه داشت</i>

00:17:53.113 --> 00:17:55.240
‫می‌خوام یه جدول زمانی تهیه کنم از موقعی که

00:17:55.324 --> 00:17:57.785
‫فیک‌بلوک و شرکت دانش‌بنیان به سود‌دهی می‌رسه

00:17:57.868 --> 00:17:59.369
‫ولی من به حریم شخصی‌ت احترام می‌ذارم

00:17:59.453 --> 00:18:01.330
‫امیدوارم که خانواده رو توی موقعیت سختی قرار نداده باشم

00:18:01.413 --> 00:18:04.083
‫خب، خانواده یه مسئله‌ی دیگه است

00:18:04.166 --> 00:18:06.397
‫پدربزرگ و مادربزرگت قول دادن
...‫که اون چیز مسخره رو بسازن

00:18:06.927 --> 00:18:08.470
...‫قول دادن که دیوار مرزی رو بسازن

00:18:08.921 --> 00:18:10.339
‫اونها به چینی‌ها قول دادن

00:18:11.090 --> 00:18:13.383
‫الان نگرانن که چینی‌ها قراره ناراحت بشن

00:18:13.467 --> 00:18:16.595
--‫و بگن
‫تقاصش رو پس خواهید داد

00:18:19.640 --> 00:18:21.850
‫بگذریم، من گفتم که فیک‌بلوک رو نمی‌فروشیم

00:18:21.875 --> 00:18:24.244
‫چون که بهت قول دادم که شرکت
‫قراره یه عالمه پول واسه‌مون دربیاره

00:18:24.645 --> 00:18:27.439
‫خب، می‌دونی، من باشم... یکم توی قول دادن احتیاط می‌کنم

00:18:27.515 --> 00:18:30.976
...‫می‌دونی که، واسه بعضی‌ها یه قدم برداری، و اونها

00:18:31.665 --> 00:18:32.708
‫- انتظار صدتا قدم رو دارن
!‫- یه پا

00:18:34.738 --> 00:18:36.448
‫دارن تهدید می‌کنن پاهامون رو قطع می‌کنن؟

00:18:37.950 --> 00:18:40.077
‫الان فقط یه قدم شده؟ فکر کنم انتظارشون رو کم کردن

00:18:40.160 --> 00:18:41.545
‫خب، چیزی که دارم میگم اینه که

00:18:41.631 --> 00:18:42.763
‫تموم کردن نرم‌افزار قطعا امکان‌پذیره

00:18:43.889 --> 00:18:46.166
...‫نمیگم که سمبل‌کاریش کردم ولی

00:18:46.250 --> 00:18:47.543
‫چی میشه اگه سمبل‌کاری شده باشه؟

00:18:47.835 --> 00:18:49.920
‫<i>و همانطور که جورج مایکل خودش رو آماده می‌کرد</i>

00:18:50.003 --> 00:18:53.215
‫<i>تا بالاخره حقیقت رو در
...‫مورد فیک‌بلوک به پدرش بگه</i>

00:18:53.298 --> 00:18:55.175
‫نمی‌خوام راجبش حرف بزنم

00:18:56.301 --> 00:18:57.136
‫چی؟

00:18:57.511 --> 00:19:00.264
‫چرا نمیری طبقه‌ی پایین و روی نرم‌افزار کار نمی‌‌کنی؟

00:19:02.182 --> 00:19:03.600
‫سر راهت در رو هم ببند

00:19:04.059 --> 00:19:05.018
‫ممنون

00:19:05.602 --> 00:19:08.522
‫فقط لازم نیست نرم‌افزار رو عجله‌ای
‫تموم کنی ولی... هرچه سریع‌تر، بهتر

00:19:08.939 --> 00:19:09.940
‫تند تند قدم بردار

00:19:10.023 --> 00:19:12.776
‫خب، تند تند قدم برداشتن نه، این-- عبارت درستی نبود
(‫(کنایه به پای قطع شده‌ی توی جعبه است

00:19:12.860 --> 00:19:14.236
!‫محض رضای خدا

00:19:18.407 --> 00:19:19.408
‫<i>دو روز بعد</i>

00:19:19.491 --> 00:19:22.619
‫<i>بعد از اینکه مایکل خبرنگارها رو توی سادن ولی جمع کرد</i>

00:19:22.703 --> 00:19:25.747
‫<i>همه چیز رو آماده کرد تا همه با همدیگه
‫یه اطلاعیه‌ی عجله‌ای به رسانه‌ها بدن</i>

00:19:25.823 --> 00:19:27.155
‫به نظرم داری کار درست رو می‌کنی

00:19:27.180 --> 00:19:29.054
‫ما می‌خواییم که چینی‌ها رو خوشحال کنیم

00:19:29.960 --> 00:19:32.713
‫تو که نمی‌خوای پای قطع شده‌ی تو رو
‫به یکی دیگه بفرستن که

00:19:32.796 --> 00:19:34.590
‫نمی‌خواد یه پل بسازه و اون رو تهدید کنن

00:19:34.673 --> 00:19:37.301
‫آره، من-- من نمی‌تونم اجازه بدم که پسرم توی خطر باشه

00:19:37.384 --> 00:19:38.969
‫به همین خاطر بود که بهت گفتم اون رو اخراج کن

00:19:39.052 --> 00:19:40.929
‫اگه اون پا رو واسه یکی از بچه‌های
‫من می‌فرستادن، من این کار رو می‌کردم

00:19:41.388 --> 00:19:43.140
‫می‌خوای که اون رو به خاطر تو اخراج کنم؟

00:19:43.223 --> 00:19:44.641
‫نه، ممنون مامان. این حرف لطفت رو می‌رسونه

00:19:44.725 --> 00:19:46.768
‫منظورم اینه که، این... این لطفت رو نمی‌رسونه. ببخشید

00:19:47.008 --> 00:19:49.730
‫سریع بود. خیلی سریع این پیشنهاد رو مطرح کردی

00:19:49.813 --> 00:19:52.441
...‫ولی من و جورج مایکل بالاخره به همدیگه نزدیک شدیم، و

00:19:52.524 --> 00:19:55.068
‫من علاقه‌ی تو به مقوله‌ی اخراج کردن خونواده رو به ارث نبردم

00:19:55.358 --> 00:19:58.405
‫- و قطعا اون رو اخراج نمی‌کنم
‫- عزیزم، می‌دونم که این خونواده نیست

00:19:58.488 --> 00:19:59.323
...‫ولی شاید

00:19:59.406 --> 00:20:01.575
‫بتونی موقع کریسمس یه تعدیل نیروی بزرگ انجام بدی

00:20:01.992 --> 00:20:05.120
‫خدای من، از الان داریم راجب تعدیل نیروی کریسمس حرف می‌زنیم؟

00:20:05.537 --> 00:20:07.539
‫بچه‌ها، ساختن دیوار تنها راهمونه

00:20:07.623 --> 00:20:11.043
.‫ما پول سرمایه‌گذارهای چینی رو گرفتیم
‫من-- من نمی‌تونم شرکت پسرم رو بفروشم

00:20:11.126 --> 00:20:15.088
‫تا ازش به عنوان یه وام استفاده کنم، ولی فکر
‫می‌کنم که یه راه‌حل... نسبتا خوب پیدا کردم

00:20:15.172 --> 00:20:16.882
‫- تا پول رو بهشون برگردونیم
‫- خیلی معذرت می‌خوام که مزاحم میشم

00:20:16.965 --> 00:20:17.883
‫- سلام
‫- اونها آماده‌ن

00:20:18.359 --> 00:20:20.056
‫سخنرانیت در مورد دیوار رو تموم کردم

00:20:20.134 --> 00:20:21.887
‫یه سوال: یه داستان اخلاقی
‫واسه شروع سخنرانیت می‌خوای؟

00:20:21.970 --> 00:20:26.330
‫واقعا سخته که یه داستان در مورد بنایی پیدا بکنی
‫که به خاطر دیواری که ساخته از گرسنگی می‌میره

00:20:26.391 --> 00:20:28.018
‫یا به خاطر دیوار خودش از تنهایی می‌میره

00:20:28.101 --> 00:20:30.229
‫یا، البته به دیوار خودش روش خراب میشه و می‌میره

00:20:30.312 --> 00:20:32.397
‫آره. نمی‌خوایم که آخرش رو خراب کنیم

00:20:32.481 --> 00:20:35.025
‫آه. پس از اون جریان زنبور عسل متنفر میشی

00:20:35.108 --> 00:20:39.034
‫<i>و در حالی که مایکل نمی‌دونست که
‫خبر اطلاعیه‌اش به چین هم می‌رسه یا نه</i>

00:20:39.059 --> 00:20:41.845
‫<i>ولی خبرش قطعا تا بیرون از خونه‌ی نمونه پخش شد</i>

00:20:41.870 --> 00:20:44.785
‫یعنی اونها... دوربین‌های تلویزیونی هستن؟

00:20:44.868 --> 00:20:47.371
‫می‌خوام از همگی تشکر کنم که

00:20:47.454 --> 00:20:51.333
‫که به مراسم پروژه‌ی دیوار شرکت بزرگ بلوس اومدین

00:20:51.416 --> 00:20:53.756
‫<i>جوب خیلی سریع یه تماس با
‫افسر ارشد انطباق سابقش گرفت</i>

00:20:53.781 --> 00:20:54.491
‫سلام؟

00:20:54.753 --> 00:20:55.837
‫نه تا حلقه؟

00:20:56.546 --> 00:20:57.714
‫توی سادن ولی هستی؟

00:20:57.798 --> 00:20:59.546
‫آره، فکر کنم که به اطلاعت رسونده باشن

00:20:59.758 --> 00:21:02.928
‫اگرچه شاید یه نفر به شکل
‫احمقانه‌ای سر کار واست یه پیام گذاشته

00:21:03.011 --> 00:21:04.179
‫این یه مراسم مربوط به تجارته

00:21:04.263 --> 00:21:05.973
‫شرکت بلوس

00:21:06.056 --> 00:21:06.890
‫توی تلویزیون؟

00:21:07.224 --> 00:21:08.934
‫- تو توی تلویزیون هستی؟
‫- تا جایی که می‌دونم، یه شبکه‌ی محلی

00:21:09.017 --> 00:21:10.936
‫داره برنامه رو پخش می‌کنه

00:21:11.645 --> 00:21:13.230
‫آره، دارن پخشش می‌کنن

00:21:13.313 --> 00:21:14.940
‫- خیلی خب
‫- واقعا روز فوق‌العاده‌ای هستش

00:21:15.023 --> 00:21:16.525
‫برو سمت دوربین

00:21:16.608 --> 00:21:19.653
--‫- سریع برو سمت دوربین تا من
...‫- من زیاد احساس خوبی ندارم

00:21:19.736 --> 00:21:22.322
!‫ازت می‌خوام که به حرف گوش کنی و به سمت دوربین بری

00:21:22.698 --> 00:21:23.776
‫واو، این عالیه

00:21:23.801 --> 00:21:27.577
‫مایکل یه رویداد کاری کوچولو رو وسط هفته برنامه‌ریزی می‌کنه

00:21:27.911 --> 00:21:29.621
‫درسته؟ این فقط... به من نگاه کن

00:21:29.705 --> 00:21:31.373
‫- نمی‌تونم تو رو ببینم
!‫- به حرف گوش بده

00:21:31.456 --> 00:21:32.916
‫درست به چشمام نگاه کن و بهم بگو

00:21:33.000 --> 00:21:35.043
‫که مایکل نمی‌خواسته که من راجب این چیزی بدونم

00:21:35.127 --> 00:21:38.505
‫چون که من رئیس فیلک‌بلوک هستم. به همین خاطر
‫برنامه رو اینقدر زود برگزار کرده، مگه نه؟

00:21:38.588 --> 00:21:39.923
‫جوب، واقعا؟

00:21:40.007 --> 00:21:42.759
‫از حق نگذریم، الان بیست دقیقه به ساعت چهار مونده

00:21:42.843 --> 00:21:44.469
‫دقیقا، و همه می‌دونن که

00:21:44.553 --> 00:21:46.888
‫روز کاری از ساعت 9 تا 5 شروع میشه

00:21:46.972 --> 00:21:48.932
‫ببین، الان واقعا باید برگردم پیشش

00:21:49.016 --> 00:21:50.559
‫مایکل قراره پروژه‌ی دیوار رو اعلام کنه

00:21:50.642 --> 00:21:53.437
‫اون فیک‌بلوک رو فروخته تا دیوار رو بسازه؟
‫جورج مایکل چیزی در این مورد می‌دونه؟

00:21:53.520 --> 00:21:55.564
‫تا جایی که می‌دونم، نه. اون یه راه دیگه واسه مشکل پیدا کرده

00:21:55.647 --> 00:21:56.898
‫خب، من قراره بهش بگم

00:21:56.982 --> 00:21:59.151
‫این فقط یه مراسم کلنگ‌زنیه. من بودم زیاد نگرانش نمی‌شدم

00:21:59.234 --> 00:22:00.944
‫یه... مراسم کلنگ‌زنی؟

00:22:01.831 --> 00:22:02.714
‫کلنگ‌زنی؟

00:22:04.589 --> 00:22:07.659
...‫اجازه بدین که تاریخ ما رو نه به خاطر ایدئولوژی بلکه

00:22:07.750 --> 00:22:09.793
‫به خاطر کیفیت ساخت قضاوت کنه

00:22:09.870 --> 00:22:13.206
‫برای اینکه ما فقط داریم سفارشات رو انجام میدیم

00:22:18.628 --> 00:22:20.130
...‫تو می‌خوای... تو-- تو

00:22:22.007 --> 00:22:23.425
...‫می‌خوای یکم

00:22:23.508 --> 00:22:25.260
‫می‌خوای یکم مراسم کلنگ‌زنی
‫هم‌جنس‌خواهانه رو توی تلویزیون ببینی؟

00:22:25.344 --> 00:22:26.970
‫بدون من شروع نکن

00:22:27.054 --> 00:22:29.014
!‫- جورج مایکل
‫- باشه، ولی ما شروع کردیم

00:22:29.097 --> 00:22:31.995
‫ ما وسط مراسمیم... سلام؟

00:22:32.232 --> 00:22:33.609
‫در یک دنیای مدرن که مطمئنا
‫خطرات بیشتری وجود داره نسبت به

00:22:33.685 --> 00:22:37.064
‫یه جوون 34 ساله‌ی سخت‌کوش و مهاجر که امیدواره

00:22:37.147 --> 00:22:38.982
‫تا پولش رو به خونه بفرسته تا

00:22:39.066 --> 00:22:40.859
...‫غذای زن و سه تا بچه‌ی کوچکش رو تامین کنه

00:22:43.570 --> 00:22:44.780
‫متجاوزان آینده

00:22:48.700 --> 00:22:50.911
‫البته که، من دارم در مورد
‫خطرات دنیای سایبری حرف می‌زنم

00:22:50.994 --> 00:22:52.412
‫و به همین خاطره که شرکت بلوس

00:22:52.496 --> 00:22:55.749
‫یه شریک جدید فقط برای این پروژه بدست آورده

00:22:55.999 --> 00:22:57.793
‫ادهیر. ازت ممنونم

00:22:57.876 --> 00:22:59.753
!‫- واو
‫- این رو ببین

00:22:59.836 --> 00:23:02.481
...‫خوبه؟ بهتون معرفی می‌کنم

00:23:02.756 --> 00:23:06.199
‫فیک‌بلوک. ما این شرکت رو به تنهایی خریدیم

00:23:06.224 --> 00:23:09.012
...‫تا بتونیم تکنولوژی حریم شخصیش رو

00:23:09.096 --> 00:23:12.182
‫- توی یه نمونه‌ی مدرن و به روز
‫- چه خبره!؟

00:23:12.265 --> 00:23:13.141
‫پروژه‌ی دیوارمون استفاده کنیم

00:23:14.176 --> 00:23:17.293
‫ما می‌خواستیم که این کار رو انجام
‫بدیم، رفقا پس هیشکی گول نخورده

00:23:21.733 --> 00:23:22.567
‫و همینه دیگه

00:23:24.069 --> 00:23:28.174
‫<i>و بنابراین همونطور که مایکل به مراسم کلنگ‌زنی رفت</i>

00:23:28.199 --> 00:23:31.319
‫<i>تا ثابت کنه که فیک‌بلوک می‌تونه
...‫یه دیوار خراب‌نشدنی بسازه</i>

00:23:31.344 --> 00:23:32.470
!‫به افتخار دیوار

00:23:33.078 --> 00:23:35.455
‫امید به اینکه همه‌ی ما رو... کنار همدیگه جمع کنه

00:23:35.872 --> 00:23:37.791
‫<i>جوب یه جورایی برعکس همین کار رو انجام داد</i>

00:23:44.506 --> 00:23:48.510
‫اسم من جوب بلوسه، و من رئیس فیک‌بلوک هستم

00:23:48.802 --> 00:23:50.554
!‫من یه اعلامیه دارم

00:23:50.846 --> 00:23:52.764
!‫من دارم یه دیوار می‌سازم

00:23:54.057 --> 00:23:57.436
!‫دو هفته‌ی دیگه واسه مراسم افتتاحیه برگردین

00:24:00.203 --> 00:24:03.275
‫- واو، این عالی بود
‫- نمی‌تونست بهتر از این پیش بره

00:24:03.358 --> 00:24:06.278
،‫عالیه مایکل. هم چینی‌ها رو آروم می‌کنه

00:24:06.303 --> 00:24:09.320
‫و هم تا زمانیکه پول نرم‌افزار تا یک ماه بدستمون برسه

00:24:09.577 --> 00:24:09.937
‫آره

00:24:09.962 --> 00:24:13.118
‫می‌تونیم دستمزد وکیل‌های پرونده‌ی باستر رو بدیم

00:24:14.286 --> 00:24:15.162
‫بیا تو بغلم

00:24:15.245 --> 00:24:17.247
‫فکر کنم دارم دوباره دل مادرت رو بدست میارم

00:24:17.581 --> 00:24:19.332
!‫امشب قراره به اون پایینی یه حالی بدم

00:24:19.499 --> 00:24:22.419
‫واقعا بهت افتخار می‌کنیم، و پدرت
‫باید تو خواب ببینه که باز پیش من برگرده

00:24:22.502 --> 00:24:24.421
‫- درسته
‫- این رو دیدی؟

00:24:24.504 --> 00:24:26.089
‫این رو دیدی؟

00:24:26.173 --> 00:24:27.924
‫آره، آره

00:24:30.093 --> 00:24:31.386
‫واست یه بیل آماده کرده بودم

00:24:31.470 --> 00:24:33.645
‫نه می‌خواستم غافلگیرانه وارد بشم

00:24:33.872 --> 00:24:34.739
‫یه نمایش درست‌وحسابی راه بیندازم

00:24:34.764 --> 00:24:37.601
‫خدایا، قیافه‌هاشون رو دیدی؟

00:24:38.518 --> 00:24:40.745
‫فقط اون موقعی که گفتی دو هفته تا افتتاحیه دیوار مونده

00:24:40.770 --> 00:24:41.646
‫آره

00:24:41.730 --> 00:24:43.315
‫و برگشتی و رفتی دنبالشون

00:24:44.107 --> 00:24:46.568
‫راستی، جورج مایکل داره میاد دنبالت

00:24:48.153 --> 00:24:49.613
‫-  این دیگه چی بود؟
‫- سلام

00:24:49.696 --> 00:24:51.281
‫چرا پای شرکت من رو به این ماجرا کشوندی؟

00:24:51.364 --> 00:24:53.909
‫- آره. گوش بده
‫- الان یه قرارداد داریم که باید بهش عمل کنیم

00:24:53.992 --> 00:24:57.787
‫می‌دونم که بهت گفتم وقت داری تا نرم‌افزار رو کامل تموم کنی

00:24:57.871 --> 00:24:59.956
‫ولی به نظر می‌رسه که ظرف یک
‫ماه آینده، به اون نرم‌افزار نیاز داریم

00:25:00.290 --> 00:25:02.417
‫- یه ماه؟
‫- آره، من امیدوار بودم که واسه شش ماه کشش بدم

00:25:02.501 --> 00:25:05.504
‫ولی عموت اعلام کرد که افتتاحیه دیوار دو هفته‌ی بعده

00:25:05.587 --> 00:25:08.548
‫نکته‌ی مثبتش اینه که بعد از این
‫کار، می‌تونیم یه عالمه سرمایه آزاد کنیم

00:25:08.632 --> 00:25:09.633
‫تا واست چندتا متخصص استخدام کنیم

00:25:09.716 --> 00:25:11.718
‫چندتا رفیق توی بخش نگاشت
‫دارم که می‌تونم باهاشون حرف بزنم

00:25:11.801 --> 00:25:13.553
‫- تا هر موقع وقتشون آزاد شد، بیان به کمکت
‫- من نمی‌تونم این کار رو بکنم

00:25:13.637 --> 00:25:14.888
‫- تو نمی‌تونی این کار رو بکنی
...‫- خب

00:25:14.971 --> 00:25:16.264
...‫بهشون بگو کنسله. برو بالای تریبون

00:25:16.348 --> 00:25:17.362
‫ و بهشون بگو کنسله

00:25:17.387 --> 00:25:18.366
‫درسته، مسئله‌ی دیگه همینه

00:25:18.391 --> 00:25:20.143
...‫همونطور که می‌بینی، هیچ تریبونی باقی

00:25:20.435 --> 00:25:22.896
...‫هیچ تریبونی باقی نمونده، و-- و-- ببین، من

00:25:22.979 --> 00:25:24.606
‫من نمی‌تونم کنسلش کنم

00:25:24.689 --> 00:25:25.982
‫ولی من کسی‌ام که اینجا در خطره

00:25:26.066 --> 00:25:28.360
...‫ولی من کسی‌ام که به خاطر این ممکنه پاش رو از دست بده

00:25:28.443 --> 00:25:29.402
‫یکم به این کار فکر کن

00:25:30.111 --> 00:25:31.821
‫فقط کافیه نرم‌افزار رو درست کنی

00:25:31.905 --> 00:25:33.365
...‫باید بهت می‌گفتم، ولی

00:25:34.032 --> 00:25:35.659
‫فقط به نظر می‌رسید که شاید

00:25:35.742 --> 00:25:38.286
‫تو یه واکنش خیلی شدید و احساسی بهش داشته باشی

00:25:38.870 --> 00:25:41.331
‫می‌‌تونم بهت بگم که مادربزرگت چیکار می‌خواست بکنه

00:25:41.414 --> 00:25:42.457
‫تو اخراجی

00:25:42.999 --> 00:25:44.876
‫آره، اون دقیقا این کار رو می‌کنه ولی واضحه که

00:25:44.960 --> 00:25:46.628
‫من فکر نمی‌کردم تو تا این مرحله پیش بری

00:25:46.711 --> 00:25:48.088
‫تو سهام بیشتری نسبت به من داری

00:25:48.171 --> 00:25:50.215
‫- پس می‌تونی من رو اخراج کنی
‫- همین کار رو هم کردم

00:25:55.220 --> 00:25:58.265
‫آره. داستان زنبور عسل هم همینجوری به پایان رسید

00:26:00.934 --> 00:26:02.602
‫<i>و این همون موقعی بود که مایکل تصمیم گرفت</i>

00:26:02.686 --> 00:26:05.605
...‫<i>که استحقاقش رو داره تا از چیزی استفاده کنه</i>

00:26:05.689 --> 00:26:06.773
‫تو اخراجی

00:26:07.315 --> 00:26:08.441
‫<i>...از کادوی کریسمسی که</i>

00:26:08.525 --> 00:26:10.610
‫<i>برای مادرش کنار گذاشته بود</i>

00:26:13.238 --> 00:26:15.532
‫<i>در قسمت بعدی سریال پیشرفت ناتمام خواهید دید</i>

00:26:17.492 --> 00:26:18.827
...‫<i>باستر به</i>

00:26:20.078 --> 00:26:23.331
‫<i>یکی از بزرگ‌ترین میم‌ها سال 2015 تبدیل میشه</i>

00:26:30.755 --> 00:26:33.967
‫<i>و گیلتی گایز یه پیشرفت بزرگ دیگه در پرونده کردن</i>

00:26:34.050 --> 00:26:37.345
‫هیچ کدوم از شاهد‌های دیگه اون رو
‫کنار ماشین مخصوص فرودگاه ندیدن

00:26:37.429 --> 00:26:39.598
‫گِل باید روی کفش‌های اون می‌ریخت

00:26:39.889 --> 00:26:41.683
‫آزمایشات میگن که هیچ نوعی از اون وجود نداشته

00:26:41.766 --> 00:26:44.102
‫پس، چطور ممکنه جنایتی رو مرتکب
‫شده باشه بدون اینکه ردی به جا بذاره؟

00:26:44.185 --> 00:26:48.189
‫رفقا، رفقا، رفقا، این مورد با این مطلب
‫که اون نمی‌تونه راه بره، مطابقت داره

00:26:48.273 --> 00:26:50.358
!‫و هیچ جا با پای خودش نرفته. لعنتی

00:26:50.442 --> 00:26:53.403
‫- که این به چه معنا است، جی‌من؟
‫- اون نمی‌تونسته این جرم رو انجام داده باشه

00:26:53.862 --> 00:26:56.448
‫- اصلا هیچ امکانی وجود نداره
‫- جعبه‌ی مدارک رو بیار

00:26:56.473 --> 00:26:57.780
‫برو بیارش

00:26:57.805 --> 00:26:59.159
...‫<i>اونها داشتن مردی رو از لیست متهمین حذف می‌کردن</i>

00:26:59.242 --> 00:27:00.702
‫اونها صورت‌حساب‌ها است. لیست ساعات کاری‌مون رو هم بیار

00:27:00.785 --> 00:27:02.787
‫<i>...که دو سال پیش مرده بود</i>

00:27:02.871 --> 00:27:05.081
‫توجه: مایکل بلوس، همون بچه، بریم تو کارش

00:27:05.269 --> 00:27:12.269
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.