﻿WEBVTT

00:00:01.172 --> 00:00:08.172
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:11.344 --> 00:00:13.334
‫<i>حالا بریم سر وقت داستان یه خانواده‌ی ثروتمند</i>

00:00:13.359 --> 00:00:14.396
‫<i>که همه چیزشون رو از دست دادند
‫</i>

00:00:14.421 --> 00:00:17.928
‫<i>...و پسر اون خانواده که هیچ چاره‌ای نداشت جز اینکه
‫همه‌شون رو کنار همدیگه نگه داره</i>

00:00:24.149 --> 00:00:25.859
‫<i>این سریال پیشرفت ناتمامه</i>

00:00:35.577 --> 00:00:37.912
‫بدجوری از این لباس شناها ناامید شدم

00:00:37.996 --> 00:00:39.789
‫- درسته
‫- این پیراهن‌ها چی‌ان دیگه؟

00:00:39.873 --> 00:00:42.167
‫بهتره توی مسابقه‌ی خونوادگی خودت رو نشون بدی

00:00:42.250 --> 00:00:45.435
‫یکم بیشتر شبیه سریال
‫مگنوم پی‌.آی و کمتر شبیه هیگینز باش

00:00:46.337 --> 00:00:48.131
‫دنبال یکم مگنوم پی.آی هستی؟

00:00:48.214 --> 00:00:49.816
‫اوه، محض رضای خدا

00:00:50.097 --> 00:00:51.853
‫اون ابروی استن سیت‌وله؟

00:00:51.878 --> 00:00:54.095
!‫من-- من-- من بهش گفتم که اون رو ول نکنه

00:00:55.340 --> 00:00:57.262
‫اون رو از روی صورتت بردار، ای بچه‌ی تخم‌حروم

00:00:57.606 --> 00:01:01.269
‫کی وسط مسابقه‌ی خانوادگی
‫میاد زنگ در خونه رو می‌زنه آخه؟

00:01:02.187 --> 00:01:04.147
‫- حدس بزن کیه
‫-میمی!؟

00:01:08.234 --> 00:01:09.235
‫مامان

00:01:11.029 --> 00:01:12.238
‫باید زنگ می‌زدم

00:01:13.156 --> 00:01:15.116
‫سلام

00:01:15.200 --> 00:01:17.285
!‫تو رو ببین

00:01:18.369 --> 00:01:19.829
‫اینا رو ببین

00:01:19.913 --> 00:01:22.290
...‫می‌خواین با عجله بپرین تو بغل میمی‌تون

00:01:22.373 --> 00:01:23.625
‫این مادربزرگ‌تونه

00:01:24.626 --> 00:01:27.670
‫- بچه‌ها، زود برین تو بغل مادربزرگ‌تون
‫- اینجا چیکار می‌کنی، مامان؟

00:01:27.754 --> 00:01:29.672
‫خب، نمی‌خواستم که آخرین تابستون رو از دست بدم

00:01:29.756 --> 00:01:32.008
‫اون هم توی خونه‌ی ساحلی کنار خونواده‌ی دوست‌داشتنیم

00:01:33.301 --> 00:01:34.636
‫آخرین تابستون؟

00:01:35.261 --> 00:01:36.262
‫مریضی؟

00:01:37.722 --> 00:01:38.765
...‫نه، نه

00:01:38.848 --> 00:01:40.767
...‫- منظورم اینه که-- من-- من دلم واسه این تنگ شده بود
‫- آره

00:01:40.850 --> 00:01:42.652
...‫آخرین تابستون

00:01:43.192 --> 00:01:44.426
‫و می‌خوام با شماها باشم

00:01:44.521 --> 00:01:46.606
‫یه نفر یه جشن تولد بزرگ در پیش داره

00:01:46.689 --> 00:01:47.816
‫لیندسی کجا است؟

00:01:48.566 --> 00:01:49.943
‫درست اونجا است

00:01:50.026 --> 00:01:51.069
‫سلام میمی

00:01:51.152 --> 00:01:53.154
‫و راستش جشن تولد خیلی بزرگی هم نیست

00:01:53.238 --> 00:01:55.281
‫داره 14 سالم میشه دیگه

00:01:55.365 --> 00:01:57.492
‫و مایکل هم داره 14 سالش میشه چون که ما دوتا دوقلوئیم

00:01:59.160 --> 00:02:00.620
‫البته که هستین

00:02:00.912 --> 00:02:01.746
‫اسم من جوبه

00:02:02.372 --> 00:02:04.082
‫آه... چرا این اسم رو روش گذاشتین؟

00:02:04.165 --> 00:02:06.417
‫مادر، پنج ساله که تو رو ندیدیدم

00:02:06.501 --> 00:02:09.003
‫لازم نیست که بیای اینجا و به بچه‌های من گیر بدی

00:02:09.087 --> 00:02:11.464
--‫- اونم وسط مسابقه‌ی خونوادگی. ما
!‫- اوه

00:02:11.548 --> 00:02:13.591
‫هنوز این رسم رو زنده نگه می‌دارین؟
‫ مادرتون بهتون گفته

00:02:13.675 --> 00:02:16.970
‫- که من کسی بودم که این مسابقه رو شروع کردم؟
‫- خب، این حرف درسته

00:02:17.053 --> 00:02:19.764
‫ولی وقتی بچه بودم، هرگز نذاشتی لباس گروه ساش رو بپوشم

00:02:20.098 --> 00:02:21.766
‫خواهش می‌کنم، تو هرگز بچه نبودی

00:02:21.850 --> 00:02:24.144
‫مادرتون هرگز بچه نبوده

00:02:27.313 --> 00:02:28.815
‫اوه، ولی این عالیه

00:02:28.898 --> 00:02:30.650
‫چون که من یه جایزه برای یکی از بچه‌ها دارم

00:02:30.984 --> 00:02:33.194
‫ما همین الانش هم یه یادبود برای برنده درنظر گرفتیم

00:02:33.278 --> 00:02:34.904
‫یه جادوگر کوچولو روی جایزه هست

00:02:34.988 --> 00:02:36.865
‫بله، برای هر کسی که برنده بشه

00:02:36.948 --> 00:02:39.868
‫جایزه واسه پسربچه‌ای نداشتن که فقط بلده شنا بره

00:02:40.201 --> 00:02:41.870
‫خیلی خب. یادبود می‌تونه جایزه‌ی تو باشه

00:02:41.953 --> 00:02:44.914
‫جایزه‌ی من واسه کسیه که به نظر من برنده‌ی مسابقه میشه

00:02:45.206 --> 00:02:47.500
...‫یه بلیط سفر دریایی‌ه

00:02:48.001 --> 00:02:49.810
‫همراه مادربزرگشه

00:02:54.549 --> 00:02:57.427
‫خیلی خب، بچه‌ها، چرا نمیرین واسه مسابقه آماده بشین

00:02:57.510 --> 00:02:59.304
‫اجازه بدین بزرگ‌ترها حرف‌هاشون رو بزنن

00:03:00.930 --> 00:03:03.099
‫می‌دونی، الان پنج دقیقه است که توی این خونه‌ام

00:03:03.183 --> 00:03:05.226
‫شماها یه چیکه آب هم دست من ندادین

00:03:06.269 --> 00:03:07.645
‫من دوتا نوشیدنی درست می‌کنم

00:03:09.493 --> 00:03:12.618
‫خب، امسال قرار نیست با عمو جک به مسافرت دریایی بری؟

00:03:13.430 --> 00:03:15.160
‫نه، نه

00:03:15.236 --> 00:03:16.946
‫جک من رو ول کرد

00:03:17.030 --> 00:03:18.323
...‫اون گفت که می‌خواد

00:03:18.406 --> 00:03:20.950
‫ توی تولد 80 سالگیش یه شروع دوباره داشته باشه

00:03:21.242 --> 00:03:22.474
‫خب، بگذریم

00:03:22.747 --> 00:03:26.456
‫من فکر کردم که بلیط سفر دریایی یه جایزه‌ی
‫عالی واسه هر کسی هستش که قراره برنده بشه

00:03:27.707 --> 00:03:29.125
‫می‌دونم چی تو فکرته

00:03:29.709 --> 00:03:31.169
‫قرار نیست لیندسی رو با خودت ببری

00:03:32.879 --> 00:03:35.924
‫خب، به زودی لیندسی به اندازه‌ای
‫بزرگ میشه که مستقلا تصمیم بگیره

00:03:36.341 --> 00:03:38.551
‫و می‌دونم که نمی‌ذاری باستر رو ببرم

00:03:38.635 --> 00:03:41.512
!‫خدای من، وقتی سه سالش بود، هنوزم بهش قلاده می‌زدی

00:03:41.596 --> 00:03:44.015
‫من با خودم گفتم: آخرش اون یکی رو یه قاتل به بار میاره

00:03:44.349 --> 00:03:47.936
‫اوه، داریم بیش از حد جوگیر میشیم
‫بیاین ببینیم کی برنده‌ی مسابقه میشه

00:03:48.019 --> 00:03:49.270
‫و من می‌تونم یکی از داورها باشم

00:03:49.896 --> 00:03:53.149
‫هرگز زود نیست که باستر رو واسه
‫رفتن جلوی داور (یا قاضی) آماده کنیم

00:04:03.743 --> 00:04:06.037
‫<i>جورج و لوسیل وارد اتاق دادگاهی شدن</i>

00:04:06.120 --> 00:04:09.832
‫<i>که پر از خاطرات خانواده‌ی بلوس
‫بود که کنار همدیگه جمع می‌شدن</i>

00:04:09.916 --> 00:04:11.042
!‫سلام

00:04:11.125 --> 00:04:13.336
‫- اینجا واستون صندلی نگه داشتم
‫- باشه. ممنون

00:04:13.711 --> 00:04:14.671
...‫درست این جلو، درست

00:04:14.754 --> 00:04:17.715
‫<i>ولی هیچ چیزی وجود نداشت که اونها
...‫رو برای شوک روحی</i>

00:04:18.002 --> 00:04:21.630
‫<i>...ناشی از دیدن مامور دادگاهی که
‫پسرشون رو به اتاق هدایت می‌کرد، آماده بکنه</i>

00:04:22.303 --> 00:04:26.266
‫این همون ماموریه که من رو
‫موقع دادرسی‌هام به دادگاه می‌آورد

00:04:26.349 --> 00:04:29.477
‫- اوه؛ خدای من. خیلی خوشحالم که می‌بینمت
‫- اوه! من چاک رو یادمه

00:04:29.560 --> 00:04:31.310
‫قبلا وقتی اون فرار می‌کرد، تو دستگیرش می‌کردی

00:04:31.771 --> 00:04:35.233
‫- راستش من پسر چاک هستن
‫- نه. تو پسرشی؟

00:04:35.316 --> 00:04:37.193
‫والدینت باید خیلی بهت افتخار کنن

00:04:37.277 --> 00:04:40.280
...‫خب، مطمئنم که هر پدر و مادری... به فرزندانشون

00:04:43.199 --> 00:04:45.535
‫خب، نظرتون چیه که پسرتون رو به همین صندلی ببندم؟

00:04:45.618 --> 00:04:48.204
‫این خیلی خوب میشه. ممنوم

00:04:49.872 --> 00:04:50.915
...‫مامان

00:04:51.582 --> 00:04:54.127
‫کس دیگه‌ای هم هست که بخوای بهش سلامی بکنی؟

00:04:54.210 --> 00:04:56.045
‫حداقل من به دادرسی تو اومدم

00:04:56.462 --> 00:04:59.799
‫تو دادرسی من، تو سرت زیادی با اون زنیکه
...‫شلوغ بود که احتمال اون رو از پله‌ها هل

00:05:00.008 --> 00:05:01.509
‫- مراقب باش چی میگی
‫- آره

00:05:01.592 --> 00:05:03.386
‫قیافت فرق کرده

00:05:04.095 --> 00:05:05.763
‫می‌خوام موهام رو بلند کنم و ببافمشون، مامان

00:05:06.139 --> 00:05:07.890
‫موهای بافته درست از روی همین کله‌ام

00:05:08.141 --> 00:05:10.643
‫چون که رنگ دست راستت سیاهه

00:05:10.727 --> 00:05:12.312
‫یهویی تبدیل به ری چارلز شدی؟

00:05:12.645 --> 00:05:15.565
‫فکر کردم قیافه‌ای به خودت
‫می‌گیری که... کمتر تهدید‌کننده باشه

00:05:15.803 --> 00:05:16.524
‫سلام

00:05:16.607 --> 00:05:19.110
‫- سلام
‫- مایکل، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:05:19.444 --> 00:05:21.821
‫داری شوخی می‌کنی؟ می‌خوام
‫ببینم تیم حقوقی‌مون چند مرده حلاجه

00:05:22.113 --> 00:05:24.073
‫ما که داریم یه عالمه پول خرجشون می‌کنیم

00:05:24.157 --> 00:05:26.784
‫<i>یه تیم حقوقی بود که بری پیشنهادش کرده بود</i>

00:05:26.868 --> 00:05:27.827
‫گیلتی گایز

00:05:28.119 --> 00:05:30.246
‫دستمزدشون بالا است ولی خیلی خیلی ماهرن

00:05:30.330 --> 00:05:32.665
‫به خصوص اگه گناهکار باشی

00:05:32.749 --> 00:05:34.709
‫<i>این گروه به اصطلاح گیلتی گایز، یه دفتر حقوقی بودن</i>

00:05:34.792 --> 00:05:36.961
...‫<i>که به قدری رکورد بی‌عیب و نقصی داشتن</i>

00:05:37.045 --> 00:05:39.464
‫<i>که موضوع ساخت یه برنامه‌ی تلوزیونی هم بودن</i>

00:05:39.547 --> 00:05:40.548
...‫<i>پروژه این بود که</i>

00:05:40.631 --> 00:05:43.426
...‫<i>یه پرونده رو در طول یه فصل نشون بدن</i>

00:05:44.366 --> 00:05:48.473
‫<i>که در همون ابتدای به دلیل کمبود
‫مخاطب توسط نتفلیکس کنسل شد</i>

00:05:48.639 --> 00:05:51.100
‫این تیم حقوقی که داریم واسشون خرج می‌کنیم، کجا هستن؟

00:05:51.184 --> 00:05:53.361
‫و-- لطفا بهم بگین که تیم حقوقی‌مون همون بری نیستش

00:05:53.463 --> 00:05:55.788
‫اوه، نه، نه، نه. من به عنوان یه تماشاچی اینجام

00:05:55.813 --> 00:05:57.607
‫و به خاطر گرفتن هزینه‌ی ارجاع
(‫(بری تیم گیلتی گایز رو پیشنهاد کرده بود

00:05:57.774 --> 00:05:59.567
‫میرم تو سالن ببینم رسیدن یا نه

00:05:59.650 --> 00:06:02.170
‫- باشه
‫- می‌خوام سعی کنم با جی من یه سلفی بگیرم

00:06:02.279 --> 00:06:04.405
‫نباید الان روی پروژه‌ی دیوار کار می‌کردی؟

00:06:04.489 --> 00:06:07.075
‫آه، می‌دونین چیه؟ من می‌خوام-- می‌خوام یه قدم به عقب برم

00:06:07.158 --> 00:06:08.826
‫می‌خوام اجازه بدم پسرم بال‌هاش رو باز کنه

00:06:09.410 --> 00:06:12.121
‫اوه، خدای من. بازم جلوت وایساد؟

00:06:12.413 --> 00:06:14.749
‫نه، این-- این کاری نبود که اون کرد

00:06:15.208 --> 00:06:16.959
‫جورج مایکل تو رو اخراج کرد؟

00:06:17.960 --> 00:06:19.754
‫<i>این کاری بود که اون کرد</i>

00:06:19.837 --> 00:06:22.840
‫<i>ولی بعد از این که مایکل کشف کرد که والدینش</i>

00:06:22.924 --> 00:06:26.919
‫<i>توی کاهوت بودن تا با سرمایه‌گذار‌های
‫چینی یه دیوار مرزی بسازن</i>

00:06:26.944 --> 00:06:29.347
‫<i>مخفیانه پول سرمایه‌گذارها رو خرج کرد</i>

00:06:29.430 --> 00:06:31.307
‫<i>تا شرکت پسرش رو بخره و با اونها ادغام بشه</i>

00:06:31.391 --> 00:06:33.226
‫- من فیک‌بلوک رو خریدم
‫- چی؟

00:06:33.309 --> 00:06:35.520
‫<i>...و بعدش یه هشدار بسیار وحشتناک از طرف والدینش دریافت کرد</i>

00:06:35.603 --> 00:06:38.064
‫اونها قراره نسبتا ناراحت و عصبانی بشن

00:06:38.147 --> 00:06:41.421
‫<i>و اگرچه تصمیم گرفت که از نابود کردن
‫شرکت پسرش با فروختن اون خودداری کنه</i>

00:06:41.446 --> 00:06:42.902
!‫نه، نه، نه

00:06:42.985 --> 00:06:44.570
‫جورج مایکل هیچ ربطی به این جریان نداره

00:06:44.654 --> 00:06:49.229
‫<i>...یه بسته از طرف چینی‌ها یجور تهدید
‫به شکست کاملا واقعی رو بهش نشون داد</i>

00:06:49.254 --> 00:06:53.126
‫<i>که باعث شد مایکل همزمان اعلام
‫کنه که داره دیوار مرزی رو می‌سازه</i>

00:06:53.151 --> 00:06:55.305
...‫فقط برای این پروژه

00:06:55.330 --> 00:06:58.579
‫<i>...و دلیل خرید فیک‌بلوک هم همین بوده</i>

00:06:59.836 --> 00:07:02.672
‫<i>جورج مایکل با این اطلاعیه کاملا ویران شد</i>

00:07:02.755 --> 00:07:03.965
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:07:03.990 --> 00:07:05.125
...‫<i>با اینکه این جوب بود</i>

00:07:05.202 --> 00:07:07.009
!‫ما داریم یه دیوار می‌سازیم

00:07:07.093 --> 00:07:08.052
!‫دو هفته‌ی دیگه برگردین

00:07:08.136 --> 00:07:10.513
‫<i>که تاریخ افتتاحیه‌ی دیوار رو جلو کشید</i>

00:07:10.596 --> 00:07:11.741
:‫<i>که این کار باعث این واکنش شد</i>

00:07:11.766 --> 00:07:13.850
‫- ما یه ماه دیگه نرم‌افزار رو لازم داریم
‫- تو اخراجی

00:07:13.933 --> 00:07:18.064
‫که به خاطر پروسه‌ی ادغام، اون حق
‫اخراج کردن من رو داره ولی نگران نباشین

00:07:18.271 --> 00:07:20.606
‫این دیوار قراره به خوبی جلو بره. جوب داره روش کار می‌کنه

00:07:20.690 --> 00:07:22.733
‫نمی‌خوام جورج مایکل به خاطر
‫اخراج کردن من احساس گناه کنه

00:07:22.758 --> 00:07:25.785
‫به همین خاطر به جوب گفتم، وقتی موقع
‫قطع شدن پا برسه، پای من کفایت می‌کنه

00:07:25.918 --> 00:07:28.150
‫<i>اگرچه واضح بودن اوضاع شاید یکم اغراق باشه</i>

00:07:28.175 --> 00:07:29.440
‫کارت عالی بود که از شر بابات خلاص شدی

00:07:29.465 --> 00:07:31.331
‫نباید اجازه بدیم ترس کسب‌وکار ما رو هدایت کنه

00:07:31.492 --> 00:07:32.702
‫منظورت از ترس چیه؟

00:07:33.369 --> 00:07:35.872
‫خب، یه پای قطع شده از طرف چینی‌ها واستون ارسال شده

00:07:35.955 --> 00:07:37.832
‫و، یهویی، تو تبدیل به یه بچه‌ننه شدی

00:07:38.458 --> 00:07:40.668
‫چینی‌ها یه پای قطع شده واسه بابام فرستادن؟

00:07:40.759 --> 00:07:42.720
‫آره، اگرچه بهش میگن مام

00:07:42.795 --> 00:07:46.340
‫مام همون کلمه‌ی اختصاری در زبان
‫چینی واسه پای قطع شده‌ی انسانه

00:07:46.424 --> 00:07:48.468
‫حتی نمی‌دونم که از کجا این رو می‌دونم
‫ولی ازش مطمئنم

00:07:48.551 --> 00:07:50.511
...‫که یا کار ساختن دیوار رو تموم می‌کنه یا

00:07:50.595 --> 00:07:54.889
‫می‌دونی مثل چیه؟ مثل اینه که کشونده باشن‌ت به یه معدن سنگ

00:07:54.914 --> 00:07:55.850
‫و یکی تهدیدت می‌کنه

00:07:55.933 --> 00:07:57.477
‫که می‌خواد حرفه‌ی شعبده‌بازیت رو نابود کنه

00:07:57.560 --> 00:08:00.106
‫اگه بری به یه جلسه‌ی تبدیل
‫درمانی و درمان موفقیت‌آمیز باشه

00:08:00.563 --> 00:08:03.399
‫جدی دارم میگم، اگه همچین چیزی
‫واست اتفاق افتاد، بهم زنگ بزن

00:08:03.483 --> 00:08:06.235
‫چون که مشتاقم ببینم که-- تو
‫چطور این قضیه رو حل‌وفصل می‌کنی

00:08:07.028 --> 00:08:09.572
‫خب، داشتن بچه‌ای که سعی داره تو رو شرمنده کنه

00:08:09.655 --> 00:08:11.699
‫بخشی از پدر و مادر بودنه دیگه، عزیزم

00:08:12.158 --> 00:08:15.912
،‫بچه‌ی من که به یه صندلی زنجیر شده
‫پس از این لحاظ، بچه‌ی تو خیلی بهتره

00:08:15.995 --> 00:08:17.288
‫همگی بلند شوید

00:08:17.371 --> 00:08:20.082
‫داداگاه عالی اورنج کانتی الان در حال جلسه است

00:08:20.166 --> 00:08:23.211
‫قاضی محترم، جناب اسپنسر
‫استنلی ریاست دادگاه رو بر عهده می‌گیره

00:08:23.669 --> 00:08:24.962
‫لطفا بشینید

00:08:25.296 --> 00:08:28.174
‫- سی جی، بزار من روی صندلیم بشینم
‫- ببخشید

00:08:28.508 --> 00:08:30.801
‫متهم وکیل مدافع داره؟

00:08:30.927 --> 00:08:33.596
‫آه... هنوز نه، جناب قاضی

00:08:33.930 --> 00:08:37.306
‫میشه یه نفر توضیح بده که چرا
‫هیشکی به نمایندگی از متهم نیومده؟

00:08:37.331 --> 00:08:40.436
!‫اونها اینجا! گیلتی گایز اینجان

00:08:40.520 --> 00:08:41.812
‫اوه، گیلتی گایز؟

00:08:41.888 --> 00:08:44.214
!‫اونها اینجان. واقعا اینجان

00:08:44.239 --> 00:08:46.221
‫- دارن از راهرو میان
‫- همگی به احترام گیلتی گایز بلند بشین

00:08:46.448 --> 00:08:48.361
...‫سی جی، لازم نیست که تو

00:08:48.819 --> 00:08:51.489
‫باشه، عالیه. الان نمی‌تونم ببینم

00:08:51.572 --> 00:08:54.492
‫<i>و این چنین، شاید به عنوان یک تاکتیک تهدید‌آمیز</i>

00:08:54.575 --> 00:08:56.619
!‫<i>گیلتی گایز بالاخره جلوس فرموندن</i>

00:08:57.203 --> 00:08:59.747
‫<i>ثمره‌ی آماده‌سازی بسیار گران‌قیمتشون</i>

00:08:59.830 --> 00:09:00.957
‫<i>بالاخره به نمایش گذاشته شد</i>

00:09:01.207 --> 00:09:04.437
‫<i>سخت می‌شد که کسی تحت
‫تاثیر نمایش باشکوه اونا قرار نگیره</i>

00:09:04.462 --> 00:09:05.277
‫بری؟

00:09:08.756 --> 00:09:10.758
‫در اتهام قتل درجه‌ی اول

00:09:10.925 --> 00:09:12.468
‫متهم اتهامش رو قبول می‌کنه یا نه؟

00:09:16.251 --> 00:09:19.725
‫جناب قاضی، در پرونده‌ی ایالت کالیفرنیا علیه باستر بلوس

00:09:19.809 --> 00:09:22.019
‫می‌خوایم اعلام کنیم که متهم... گناهکاره

00:09:22.103 --> 00:09:25.682
‫خیلی خب. بیاین یه تاریخ برای ارائه‌ی حکم معین کنیم

00:09:25.856 --> 00:09:28.290
...‫و یه نظر شخصی داشتم. می‌خواستم بگم که

00:09:28.315 --> 00:09:30.798
...‫زیاد معمول نیست که در طول دوران قضاوت

00:09:30.823 --> 00:09:33.471
...‫یک قاضی سعادت این رو داشته باشه که

00:09:33.496 --> 00:09:34.174
‫ببخشید

00:09:34.377 --> 00:09:37.174
‫شما-- شما گفتین... اون گناه‌کاره؟

00:09:37.702 --> 00:09:39.662
‫این رو ببین. همیشه یه نفر هستش که

00:09:39.745 --> 00:09:41.664
‫می‌خواد بفهمه داره چه اتفاقی می‌افته

00:09:41.747 --> 00:09:43.819
‫به همین خاطر هرگز با پدرم به سینما نمی‌رفتم

00:09:43.844 --> 00:09:44.834
!‫نیست

00:09:45.668 --> 00:09:47.712
‫می‌خوایم اعلام کنیم که اون گناهکار نیست، جناب قاضی

00:09:48.045 --> 00:09:50.798
‫گناهکار نیست؟ شما ما رو استخدام
‫کردین که اعلام عدم گناه‌کاری بکنین؟

00:09:50.881 --> 00:09:52.508
!‫خب، این اولین باره

00:09:52.592 --> 00:09:54.510
‫- بری، اینجا چه خبره؟
‫- آره؟

00:09:54.594 --> 00:09:55.678
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

00:09:56.262 --> 00:09:57.930
‫نمی‌خواستی اعلام گناه‌کاری بکنی؟

00:09:58.431 --> 00:10:00.891
‫البته که نه! باستر گناهکار نیست

00:10:01.517 --> 00:10:03.102
‫خب، پس، اینها به درد شما نمی‌خورن

00:10:03.603 --> 00:10:05.062
‫نه، من فکر کردم که بهت گفتم که

00:10:05.146 --> 00:10:07.607
‫اگه من گناهکار بودم، بعدش این آدم‌ها رو استخدام می‌کردم

00:10:07.940 --> 00:10:09.358
‫چون که اونها بهترین حکم رو واسه آدم می‌گیرن

00:10:10.943 --> 00:10:14.598
‫داری میگی که این آدم‌ها نمی‌تونن توی
‫اعلام عدم گناه‌کاری، نماینده‌ی ما باشن؟

00:10:14.697 --> 00:10:16.198
‫چرا می‌خواستی واسه دو ماه بهشون حقوق بدی؟

00:10:16.490 --> 00:10:18.701
‫فکر نمی‌کنم که اونها تا به حال این
‫همه مدت درگیر یه پرونده بوده باشن

00:10:18.784 --> 00:10:22.446
‫<i>که دقیقا همون مشکلی بود که تهیه‌کنندگان نتفلیکس داشتن</i>

00:10:22.471 --> 00:10:25.343
‫<i>و به همین دلیل قبل از زمان پخش، برنامه لغو شد</i>

00:10:25.368 --> 00:10:28.085
‫می‌خوایم که اعلام کنیم... متهم گناهکاره

00:10:30.254 --> 00:10:32.840
!‫- خدای من، بری
‫- باشه

00:10:33.090 --> 00:10:34.300
‫باشه، بذار این رو من راست‌وریس کنم

00:10:34.592 --> 00:10:38.387
‫میشه بپرسم، امکانش هست که توی این پرونده بمونین

00:10:38.471 --> 00:10:39.555
‫اگه که درخواست متهم عدم گناهکاری باشه؟

00:10:40.765 --> 00:10:42.038
‫بعدا نظرمون رو میگیم

00:10:42.063 --> 00:10:43.788
...‫<i>علیرغم شهرتی که داشتن</i>

00:10:43.813 --> 00:10:46.395
‫<i>این لحظه‌ی مهم هم عدم جذابیت اونها رو ثابت کرد</i>

00:10:46.604 --> 00:10:48.606
...‫- سلام، آره ما دیگه نیستیم. ما نمی‌تونیم
‫- واقعا؟

00:10:48.689 --> 00:10:50.775
‫نمی‌تونیم از پسرتون دفاع کنیم

00:10:55.571 --> 00:10:58.074
‫دیگه نمیان. قرار نیست دیگه ازشون چیزی بشنویم

00:10:58.199 --> 00:11:00.576
‫به جز اون پولی که قراره برای تماس تلفنی ازمون بگیرن

00:11:00.660 --> 00:11:02.870
...‫اساسا اونها تا حالا یه پرونده رو هم برنده نشدن

00:11:02.953 --> 00:11:04.830
‫...ولی یدونه قبض دستمزد رو هم بیخیال نشدن

00:11:05.331 --> 00:11:08.884
‫البته، خبر بد اینه که لاتی داره تلاش
‫می‌کنه تا این پرونده رو ظرف یه ماه عرضه کنه

00:11:09.126 --> 00:11:11.671
‫- ولی ما که وکیل نداریم
‫- منم همین رو گفتم

00:11:11.754 --> 00:11:13.214
‫این دادستان، واقعا یه قاتله

00:11:13.547 --> 00:11:16.258
‫اون هرگز یدونه پرونده رو هم نباخته، البته به جز یکی

00:11:16.801 --> 00:11:18.844
‫اون هم چون نامزد سابقش توی تیم حقوقی رقیب بود

00:11:18.928 --> 00:11:21.263
‫خب، اینم از جواب ما. باید اون یارو
‫رو به عنوان وکیل‌مون استخدام کنیم

00:11:21.347 --> 00:11:22.890
‫اوه، نه. اون دیگه بازنشسته شده

00:11:23.307 --> 00:11:26.535
،‫که خیلی بده چون که توی همون پرونده
‫لاتی با استدلال نامزد سابقش خیلی دستپاچه شد

00:11:26.567 --> 00:11:27.860
‫درخواست محاکمه‌ی غلط رو داد

00:11:28.187 --> 00:11:31.649
‫تا حالا اونقدر لاتی داتی رو ضعیف ندیده بودم

00:11:31.732 --> 00:11:34.276
‫البته، اون موقع بهش می‌گفتن لاتی ردلر

00:11:34.652 --> 00:11:36.112
‫- لاتی ردلر؟
‫- آره

00:11:36.696 --> 00:11:38.364
‫اسم شوهر سابقش چیه؟

00:11:39.407 --> 00:11:42.284
‫- داستین
‫- نه، منظورش شوهر سابق لاتیه

00:11:42.910 --> 00:11:45.037
‫داستین رادلر، همون یارویی که داری باهاش قرار می‌ذاری

00:11:45.371 --> 00:11:46.580
‫نه، امکان نداره

00:11:46.664 --> 00:11:49.083
...‫منظورم اینه که، اون گفت که بازنشسته شده ولی

00:11:49.166 --> 00:11:52.420
‫باید بزارمش روی این پرونده

00:11:52.503 --> 00:11:55.172
‫خب، فکر نکنم که مفت‌ومجانی این کار رو بکنه

00:11:55.464 --> 00:11:57.174
‫اجازه میدم بیاد پیش من زندگی کنه. این رو می‌خواد

00:11:57.258 --> 00:12:00.720
‫نه، نه، نه. یه ذره مونده که باهاش بهم بزنی

00:12:00.803 --> 00:12:03.180
‫منظورم اینه که، من-- نمی‌خوای که اذیتش کنی

00:12:03.990 --> 00:12:05.533
‫باید پسرمون رو از زندان بیرون بیاریم

00:12:05.558 --> 00:12:08.644
‫و ظرف سه هفته، محاکمه‌ی غلط تنها چیزیه که به نفع ما است

00:12:08.936 --> 00:12:10.187
‫پس این تنها گزینه‌ی منه؟

00:12:10.855 --> 00:12:13.107
‫باید بین زن و پسرم یکی رو انتخاب کنم؟

00:12:13.190 --> 00:12:14.608
‫اینجوری بین دو راهی موندن، بدترین حالت نیست؟

00:12:14.692 --> 00:12:16.694
‫مخصوصا وقتی می‌خوای توی هتل اتاق بگیری

00:12:16.777 --> 00:12:19.113
‫توصیه‌ی من اینه: همیشه بهشون بگو که پسرت همون زنته

00:12:19.196 --> 00:12:21.073
‫چون که اونها جرئتش رو ندارن چک کنن

00:12:23.325 --> 00:12:25.119
‫بازم از موضوع دور شدم، مگه نه؟

00:12:27.955 --> 00:12:29.206
‫خیلی متاسفم

00:12:31.792 --> 00:12:33.749
...‫<i>بعد از اخراج کردن پدرش</i>

00:12:33.774 --> 00:12:36.172
‫<i>جورج مایکل یه جلسه با میبی داشت</i>

00:12:36.255 --> 00:12:38.701
‫<i>میبی هم مشکلات پدرانه‌ی مختص خودش رو داشت</i>

00:12:38.726 --> 00:12:40.968
‫در مورد اینکه یه فرد پشتیبان توی گروه بلو من باشی

00:12:41.302 --> 00:12:44.406
،‫وقتی می‌فهمه که مارج تموم شده
:‫البته که شروع می‌کنه به داد زدن

00:12:44.513 --> 00:12:47.057
‫<i>صداتون رو نازک کنین</i>
‫و بعدش من صدای خانم فترباتم رو می‌شنوم

00:12:47.141 --> 00:12:50.436
‫که داره میگه منظورش آرایشگر بوده نه پشتیبان

00:12:50.936 --> 00:12:52.897
‫و شروع می‌کنه به پز دادن در مورد اینکه چهار سال

00:12:52.980 --> 00:12:54.482
‫اون کیر سه نفر رو پنج دفعه در روز ساک زده

00:12:54.565 --> 00:12:57.051
‫و الان برای بار سوم به پیش هیئت رئیسه فراخونده شدیم

00:12:57.084 --> 00:12:59.411
‫خب، چرا ازشون نمی‌خوای که برن بیرون؟

00:12:59.487 --> 00:13:02.114
‫به این آسونی نیست. یادته بابات با تو زندگی می‌کرد

00:13:02.758 --> 00:13:06.117
‫اوه، آره. مجبور شدیم یه کارهای
‫عجیب‌وغریب رای‌دهی انجام بدیم

00:13:06.148 --> 00:13:09.205
‫اون... اون فراموش کرده بود که پروسه‌ی
‫رای‌گیری چطوری کار می‌کنه. اون به خودش رای داد

00:13:09.288 --> 00:13:12.291
‫<i>در حقیقت اون یه نقشه‌ی بسیار پیچیده بود</i>

00:13:12.374 --> 00:13:14.877
‫<i>که لازمه‌اش این بود که مایکل باور کنه که داره</i>

00:13:14.960 --> 00:13:18.255
‫<i>رای به خروج هم‌اتاقی سوم میده، ولی بعدش فهمید</i>

00:13:18.547 --> 00:13:20.692
...‫<i>که اون سه نفر بر علیه خودش شدن</i>

00:13:20.841 --> 00:13:23.010
‫مایکل، مایکل، مایکل

00:13:23.844 --> 00:13:25.638
‫<i>که باعث ایجاد حس خیانتی شد</i>

00:13:25.721 --> 00:13:28.973
‫<i>که هیچ پدر یا پسری به این
‫زودی‌ها نمی‌تونه فراموشش کنه</i>

00:13:29.091 --> 00:13:31.018
...‫اوه، الان یادم افتاد، بنابراین

00:13:31.101 --> 00:13:32.311
‫شاید یه رای‌گیری جریان رو فیصله بده

00:13:32.853 --> 00:13:34.104
‫ولی بهتره که مراقب باشی

00:13:34.188 --> 00:13:37.231
‫چون که اون سه نفر سعی می‌کنن که
‫بیان و توی سادن ولی با تو زندگی کنن

00:13:37.286 --> 00:13:38.734
‫خب، با اون همه کارهای ساخت و سازی که اونجا در جریانه

00:13:38.818 --> 00:13:40.444
‫اونها نمی‌تونن وارد بشن

00:13:40.820 --> 00:13:42.071
‫ساخت و ساز واسه چی؟

00:13:43.239 --> 00:13:44.073
‫دیوار

00:13:44.532 --> 00:13:47.117
‫تو داری دیوار رو می‌سازی؟ فکر
‫کردم واسه همین پدرت رو اخراج کردی

00:13:47.785 --> 00:13:49.620
...‫خب، این قبل از این بود که متوجه بشم

00:13:49.995 --> 00:13:51.372
...‫یه چیز دیگه هم وجود داره

00:13:52.164 --> 00:13:52.998
‫در مورد پا

00:13:54.500 --> 00:13:56.502
‫جورج مایکل، تو نمی‌تونی این کار رو بکنی

00:13:56.836 --> 00:13:58.796
‫ساختن اون دیوار قراره روی آدم‌های واقعی اثر بذاره

00:13:58.879 --> 00:14:00.714
‫من این امتیاز پرزرق‌وبرق رو
‫ندارم که نگران این موضوع باشم

00:14:00.798 --> 00:14:02.299
‫یه نفر باید از این خانواده محافظت کنه

00:14:02.383 --> 00:14:03.926
‫پس خانواده‌ی اون آدم‌ها چی؟

00:14:04.009 --> 00:14:06.887
،‫وقتی داشتم توی اون شهر مرزی زندگی می‌کردم
‫با بعضی از خانواده‌ی اون آدم‌ها آشنا شدم

00:14:06.971 --> 00:14:08.472
‫و یجوری باهام رفتار می‌کردن که انگار منم یکی از اونام

00:14:08.556 --> 00:14:11.225
‫شبیه عمه لیندسی‌ای شدی که یکمی خودآگاهی بدست آورده

00:14:11.308 --> 00:14:14.144
‫خب، تو هم شبیه عمو مایکلی شدی
‫که یکمی نگران دغدغه‌های اجتماعیه

00:14:14.228 --> 00:14:16.564
‫نمی‌خوام این جریان رو باز کنم
‫چون که نمی‌خوام تو هم درگیرش بشی

00:14:16.647 --> 00:14:17.898
‫ولی ما اون دیوار رو می‌سازیم

00:14:18.524 --> 00:14:21.110
‫باشه. به ارزش‌های اخلاقیت پشت پا بزن

00:14:21.694 --> 00:14:22.949
.‫دیواره مسخره‌ات رو بساز

00:14:23.074 --> 00:14:24.791
‫احساس گناه مسخره‌ات رو تسکین بده

00:14:24.816 --> 00:14:26.697
‫به خاطر اخراج کردن بابات چون که
‫تصمیم گرفت یه سرمایه‌گذاری احمقانه بکنه

00:14:26.722 --> 00:14:29.118
‫اون احمق نیست. اون تنها آدمیه که به این شرکت باور داشته

00:14:29.201 --> 00:14:31.829
‫که می‌دونیم این شرکت واقعی نیست، پس اون یه احمقه

00:14:32.121 --> 00:14:34.206
‫می‌دونی چیه؟ واسم دیگه مهم نیست

00:14:34.290 --> 00:14:36.250
‫تو کسی خواهی بود که متهم به کلاهبرادی میشه

00:14:36.340 --> 00:14:38.342
‫ولی، شاید بتونی اون وکیل‌های احمق رو استخدام کنی

00:14:38.419 --> 00:14:40.754
‫از همون برنامه‌ای که واسه یه
‫مدت کوتاه توی نتفلیکس پخش می‌شد

00:14:43.007 --> 00:14:46.653
‫<i>لوسیل هم سعی داشت تا یه وکیل رو گیر بیاره... داستی رو</i>

00:14:46.678 --> 00:14:48.012
‫<i>... بعد از اینکه بهش گفت</i>

00:14:48.095 --> 00:14:51.974
‫<i>که در مورد روابط قبلیش با لاتی داتی باخبر شده</i>

00:14:55.420 --> 00:14:57.354
‫می‌دونستم بالاخره می‌فهمی

00:14:57.686 --> 00:15:00.232
...‫می‌دونی که، الان خیلی وقته که دادگاه نبود

00:15:00.316 --> 00:15:02.067
‫آره، چند ساله، می‌دونم

00:15:02.151 --> 00:15:04.111
‫اگه انتخاب دیگه‌ای داشتم، ازت نمی‌خواستم

00:15:04.194 --> 00:15:06.655
...‫ببین، من نمی‌خوام ازت سواستفاده کنم

00:15:07.031 --> 00:15:10.903
‫...ولی همسر سابقت می‌خواد مطمئن بشه که
‫پسر من هرگز روی آزادی رو توی زندگی نبینه

00:15:10.928 --> 00:15:13.037
‫و شاید تو فکر کنی که من یه مادر سلطه‌گر و مغرورم

00:15:13.454 --> 00:15:15.956
‫ولی اجازه نمیدم که این زنیکه‌ی
‫دادستان پسرم رو از من بگیره

00:15:17.166 --> 00:15:18.876
‫به نظر من که تو یه مادر بسیار دلسوز هستی

00:15:19.251 --> 00:15:20.920
‫راستش یه پله هم میرم جلو

00:15:21.003 --> 00:15:24.048
‫به نظر من یه مادر واقعی باید مثل تو رفتار کنه

00:15:24.131 --> 00:15:26.759
‫اوه، پس اون به همون شیرینی که به نظر می‌رسه، نیست؟

00:15:26.842 --> 00:15:27.927
‫بهم اعتماد کن، همش بازی و ظاهرسازیه

00:15:28.010 --> 00:15:30.346
‫اون اصلا علاقه‌ای به بچه‌ها نداره

00:15:30.445 --> 00:15:32.859
‫خب، شاید، یه ذره نوزاد‌ها رو دوست داشته باشه

00:15:32.884 --> 00:15:34.992
‫ولی همین هم عجیبه چون کی از نوزادها خوشش میاد؟

00:15:35.017 --> 00:15:37.269
‫مخصوصا توی سال‌ها اول عمرشون

00:15:37.353 --> 00:15:39.063
‫خب، اینم یه راهی برای رو کردن دستشه

00:15:39.146 --> 00:15:41.315
‫منظورم اینه که، بدجوری بهم
‫می‌ریزه و درخواست محاکمه‌ی غلط میده

00:15:41.398 --> 00:15:43.859
‫قبل از اینکه حتی تو نطق آغازینت رو تموم کنی

00:15:44.193 --> 00:15:47.112
‫اوه، پسر، الان بدجوری وسوسه شدم

00:15:47.196 --> 00:15:49.990
‫آره. بی‌صبرانه منتظرم-- منتظرم تا قیافش رو ببینم

00:15:50.074 --> 00:15:51.992
‫وقتی که بفهمه تو کسی هستی که من الان باهاشم

00:15:52.076 --> 00:15:54.036
‫باید حرفم رو باور کنی، حتی می‌خواستم

00:15:54.119 --> 00:15:56.372
‫دروغ بگم و بهش بگم که رابطه‌مون تا
...‫حد رابطه‌ی جنسی هم پیش رفته، ولی

00:15:56.455 --> 00:15:58.123
‫نمی‌خواستم اوضاع رو عجیب‌وغریب کنم

00:15:58.207 --> 00:16:01.627
‫لازم نیست در مورد ما به اون چیزی بگی
!‫منظورم اینه که، سن من به اندازه‌ی سن مادرته

00:16:01.710 --> 00:16:04.171
‫درسته. به همین خاطر کلمه‌ی عجیب‌وغریب رو انتخاب کردم

00:16:05.422 --> 00:16:08.342
‫ولی شاید به همین خاطر باشه که
‫اینقدر مشتاقم که بیام باهات زندگی کنم

00:16:09.218 --> 00:16:11.845
‫و من فکر می‌کنم که الان وقتشه که این اتفاق بیوفته

00:16:11.929 --> 00:16:14.515
‫پس من پایه‌ام. من وکیلت میشم

00:16:15.015 --> 00:16:17.184
‫بزار اون ببینه که من چیکار می‌تونم بکنم

00:16:17.267 --> 00:16:19.478
‫وقتی با زنی هستم که کاملا قبولم می‌کنه

00:16:20.688 --> 00:16:23.607
‫من هیچی رو تغییر نمیدم، فقط باید موهات رو کوتاه کنی

00:16:23.691 --> 00:16:25.859
‫اوه، این کار اون رو دیوونه می‌کنه

00:16:25.943 --> 00:16:27.861
‫آره. اون هرگز نمی‌تونست من رو وادار به کوتاه کردن موهام کنه

00:16:29.196 --> 00:16:30.781
‫<i>ولی هفته‌های ارزشمند گذشت</i>

00:16:30.864 --> 00:16:32.887
‫<i>قبل از اینکه مایکل حتی کلمه‌ای در مورد نقشه بشنوه</i>

00:16:32.952 --> 00:16:34.225
‫به جای اینکه دادگاه رو عقب بیندازن

00:16:34.250 --> 00:16:37.955
‫اونها می‌خوان یکی از اون میانبرهای تقلب‌گونه‌ی
‫خودشون رو اجرا کنن که هرگز موفق نمیشه

00:16:38.057 --> 00:16:41.198
‫خب، من نمی‌دونم کجای استخدام
‫کردن شوهر سابق دادستان بد و چندشه

00:16:41.261 --> 00:16:43.683
‫تا دادستان قاطی کنه و درخواست محاکمه‌ی غلط بده

00:16:43.708 --> 00:16:44.425
...‫به علاوه

00:16:44.456 --> 00:16:46.939
‫این بهمون وقت میده تا دادستان
‫بعدی رو با رشوه طرف خودمون بیاریم

00:16:46.964 --> 00:16:48.590
‫خیلی خب، باید مسئولیت پرونده بر عهده بگیرم

00:16:48.674 --> 00:16:49.508
!‫مایکل، نه

00:16:49.533 --> 00:16:51.694
‫خطر استفاده از یه وکیل واقعی خیلی زیاده

00:16:51.719 --> 00:16:54.013
‫اگه اون آماده باشه، ریسکی نداره
‫تو-- تو به کسی نیاز داری

00:16:54.096 --> 00:16:55.681
‫که-- که سابقه داشته باشه
...‫منظورم اینه که

00:16:55.764 --> 00:16:57.099
‫که نقش وکیل کاپیتان هوک رو بازی کرده باشه؟

00:16:57.590 --> 00:16:58.851
!‫منظورم با پرونده‌ات آشنایی داشته باشه

00:16:58.934 --> 00:16:59.810
...‫مایکل، راستش رو بخوای

00:16:59.840 --> 00:17:01.911
‫جریان نیازت به نجات دادن بقیه از کی شروع شد؟

00:17:01.936 --> 00:17:03.914
‫منظورم اینه که فکر می‌کنی باید قهرمان بقیه باشی

00:17:03.939 --> 00:17:06.775
...‫نه، من این فکر رو نمی‌کنم. من

00:17:07.151 --> 00:17:10.029
‫هی، گوش کن، من... ما الان توی یه گرفتاری مالی هستیم

00:17:10.112 --> 00:17:12.698
‫می‌دونی که چی میگم. حتی مجبور شدم تا
‫از روابطم توی عرصه‌ی نمایش استفاده کنم

00:17:12.781 --> 00:17:14.875
‫تا یه گروه فیلم‌برداری گیر بیارم
‫تا بتونم کلبه رو برای چند اجاره بدم

00:17:14.900 --> 00:17:17.031
‫می‌فهمی چی میگم؟ البته یه
...‫پرداختی واقعی هم در جریان بوده

00:17:17.056 --> 00:17:18.297
!‫خدای من
‫مامان با این کار مشکلی نداشت؟

00:17:18.370 --> 00:17:19.997
...‫نه، اصلا نه. نه

00:17:20.087 --> 00:17:22.381
‫و پاداش اصلی همون دیدن واکنش مامان بود

00:17:22.458 --> 00:17:25.044
‫وقتی که مسئول صدا بغل تختش
‫وایساده بود. واقعا ارزشش رو داشت

00:17:25.127 --> 00:17:27.755
... ‫ولی.. من-- من نمی‌دونم، شاید الان-- شاید بتونیم از پس مخارج

00:17:27.821 --> 00:17:29.089
‫یکی از اعضای گیلتی گایز بربیایم

00:17:29.173 --> 00:17:31.091
‫تو هم فکر می‌کنی من گناهکارم!؟

00:17:31.158 --> 00:17:32.681
‫این باورم نمیشه

00:17:32.845 --> 00:17:35.853
‫منظورم اینه که، مایکل، تو بودی که
‫گفتی با لوسیل شماره 2 خرف زدی

00:17:36.009 --> 00:17:38.392
!‫بعد از اینکه من اون رو از پله‌ها پایین هل دادم

00:17:38.599 --> 00:17:40.434
...‫- ظاهرا
!‫- ظاهرا

00:17:40.722 --> 00:17:42.379
--‫ولی حتی به من گفتی که

00:17:42.686 --> 00:17:44.021
‫من همین امروز باهاش حرف زدم

00:17:44.104 --> 00:17:45.898
‫- شخصا؟
‫- نه

00:17:45.981 --> 00:17:47.900
‫- تلفنی. همیشه بهم زنگ می‌زنه
!‫- اوه

00:17:47.983 --> 00:17:49.651
‫حتی یکم قبل صداش رو توی آپارتمانش شنیدم

00:17:49.735 --> 00:17:52.613
...‫<i>مایکل داشته تماس‌های لوسیل شماره‌ی 2 رو می‌پیچونده</i>

00:17:52.696 --> 00:17:54.281
‫<i>سلام، من لوسیل آسترو هستم</i>

00:17:54.364 --> 00:17:55.800
...‫<i>من دنبال</i>
!‫نه

00:17:55.839 --> 00:17:59.161
،‫<i>...بعد از اینکه در نظر مایکل
‫در ششم ماه می ناپدید شده بود</i>

00:17:59.661 --> 00:18:02.372
‫اوه، خدای من، نه، این-- این یه مسئله‌ی آب خوردنه

00:18:02.956 --> 00:18:04.208
‫من مسئولیت پرونده رو بر عهده می‌گیرم

00:18:04.291 --> 00:18:06.627
!‫- نه، مایکل نه
‫- نه، من مجبورم. من مدرک دارم

00:18:06.710 --> 00:18:08.587
‫اون پیام صوتی گذاشت واسم. وایسا

00:18:08.670 --> 00:18:10.201
‫<i>و همین موقع بود که مایکل متوجه شد</i>

00:18:10.248 --> 00:18:12.324
‫<i>که چرا همه‌ی تماس‌های لوسیل شماره‌ی 2</i>

00:18:12.349 --> 00:18:14.009
...‫<i>موقع کمپین انتخاباتیش</i>

00:18:14.034 --> 00:18:15.861
‫<i>مثل همدیگه بود</i>

00:18:15.886 --> 00:18:18.430
‫«من لوسیل آسترو هستم»

00:18:18.514 --> 00:18:20.015
‫«داشتم دنبالت می‌گشتم»

00:18:20.099 --> 00:18:22.184
‫«می‌دونم که فراموش کردی...»

00:18:22.267 --> 00:18:24.770
‫آه، فکر کنم پیام‌های صوتی رو پاک کردم. مشکلی نیست

00:18:24.853 --> 00:18:27.314
‫راه تو رو امتحان می‌کنیم همون نقشه‌ی
‫محاکمه‌ی غلط داستی رو پیش می‌بریم

00:18:27.397 --> 00:18:28.774
‫آره، این شاید عملی بشه

00:18:30.567 --> 00:18:35.114
،‫<i> با دونستن این که در افتتاحیه‌ی دیوار
‫معلوم خواهد شد که فیک‌بلاک یه کلاه‌برداریه</i>

00:18:35.572 --> 00:18:38.700
‫<i>جورج مایکل متوجه شد که به یه حواس‌پرتی نیاز داره</i>

00:18:38.784 --> 00:18:42.121
‫<i>پس رفت سراغ آدمی که که خیلی راحت حواسش پرت می‌شد</i>

00:18:43.897 --> 00:18:45.599
‫سلام، یه دقیقه وقت داری؟

00:18:46.967 --> 00:18:47.624
‫جوب؟

00:18:47.709 --> 00:18:50.003
...‫- بله؟ اوه، من فقط
...‫- آه

00:18:50.087 --> 00:18:52.464
‫داشتم در مورد این قضیه‌ی دیوار فکر می‌کردم

00:18:52.548 --> 00:18:55.008
‫من-- من فکر می‌کنم که شاید
‫بهتره این رویداد عمومی رو لغو کنیم

00:18:55.092 --> 00:18:57.261
‫و، یه جلسه برای سرمایه‌گذارها ترتیب بدیم

00:18:57.886 --> 00:18:59.138
‫رویداد عمومی رو لغو کنیم؟

00:18:59.596 --> 00:19:02.516
‫نه. ما نمی‌تونیم رویداد اصلی رو لغو کنیم

00:19:02.599 --> 00:19:03.864
‫قراره حوصله سر بر بشه

00:19:03.889 --> 00:19:05.216
‫منظورم اینه که، هیچ فایده‌ای نداره

00:19:05.241 --> 00:19:08.794
‫می‌دونی، قراره اون همه خبرنگار و دوربین
...‫تلوزیونی و یه عالمه مخاطب داشته باشیم

00:19:09.940 --> 00:19:12.025
‫تا که چی بشه؟ فقط-- فقط به یه دیوار نگاه کنن؟

00:19:12.234 --> 00:19:13.485
...‫یا

00:19:14.278 --> 00:19:17.281
‫اوه، جورج مایکل، نه

00:19:18.115 --> 00:19:20.325
‫اگه اونقدری که فکر می‌کنی، قراره آدم اونجا باشه

00:19:20.409 --> 00:19:22.411
‫من باید یه نمایش درست‌وحسابی راه بیندازم

00:19:22.870 --> 00:19:25.372
‫یه نمایش شعبده‌بازی... توسط من

00:19:25.455 --> 00:19:27.703
‫- آره. عالیه
‫- اونها میان که به دیوار نگاه کنن؟

00:19:28.208 --> 00:19:31.503
‫- ما اون دیوار رو می‌سازیم تا اونها نتونن جای دیگه‌ای رو ببینن
‫- واقعا اینطور فکر می‌کنی؟

00:19:31.587 --> 00:19:32.462
!‫آره

00:19:32.546 --> 00:19:35.382
‫به جز اون لحظات بسیار محدود و
‫معین که می‌خوایم به یه جای دیگه نگاه کنن

00:19:35.465 --> 00:19:37.384
‫تا من بتونم اون حیله‌های شعبده‌بازی رو اجرا کنم

00:19:37.467 --> 00:19:41.556
...‫همچنین فکر می‌کنم که یه فرصت عالی برای کشوندن

00:19:41.672 --> 00:19:43.431
‫<i>جوب می‌دونست که نمی‌تونه بگه</i>

00:19:43.456 --> 00:19:45.346
‫<i>که این مراسم می‌تونه تونی
‫واندر رو از مخفیگاهش بیرون بکشه</i>

00:19:45.392 --> 00:19:47.769
‫<i>در حالی که همزمان بهش اجازه بده</i>

00:19:47.853 --> 00:19:49.674
‫<i>تا به زندگی دگرجنس‌گرایانه‌اش برگرده</i>

00:19:49.699 --> 00:19:51.023
...‫<i>بدون عصبانی کردن</i>

00:19:51.106 --> 00:19:52.308
‫<i>...مافیای گی</i>

00:19:52.333 --> 00:19:54.277
‫- آره، قطعا. نه
‫- درسته

00:19:54.419 --> 00:19:56.254
‫دوست داری که مسئول رویداد باشی؟

00:19:57.373 --> 00:19:57.976
!‫عالی شد

00:20:00.469 --> 00:20:02.096
!‫قراره کل شب رو توی این خراب شده باشم

00:20:02.701 --> 00:20:05.579
‫<i>جوب سه دقیقه‌ی بعد دفتر رو ترک می‌کرد</i>

00:20:07.831 --> 00:20:11.293
...‫<i>شب قبل از دادگاه، جورج به کلبه رسید</i>

00:20:11.328 --> 00:20:13.205
‫فکر کردم از من خواستی که کراواتش رو آماده کنم

00:20:13.230 --> 00:20:15.148
‫<i>...تا استراتژی حقوقی‌شون رو مرور کنن</i>

00:20:15.339 --> 00:20:18.296
‫اون اینجا نیست. اون فرار کرد. اون بدجوری عصبانیه

00:20:19.051 --> 00:20:20.344
‫واسه چی عصبانیه؟

00:20:20.369 --> 00:20:21.977
‫من فکر کردک که اون هر پرونده‌ای رو برنده میشه

00:20:22.002 --> 00:20:23.431
‫منظورم اینه که، این لاتیه که قراره عصبانی بشه

00:20:23.513 --> 00:20:24.765
‫اوه، من مطمئنم اونم عصبانی میشه

00:20:24.848 --> 00:20:27.434
‫این-- این فقط تنش‌های عصبی قبل از دادگاهه

00:20:27.524 --> 00:20:29.452
‫<i>چیزی بیشتر از تنش‌های عصبی قبل از دادگاه بود</i>

00:20:29.477 --> 00:20:32.076
‫نمی‌تونم نفس بکشم. داره خفه‌م می‌کنه
(‫(چند ساعت قبل

00:20:33.607 --> 00:20:35.567
‫هی، چه مرگت شده؟

00:20:35.651 --> 00:20:37.903
‫الان نباید روی نطق آغازین‌ت کار کنی؟

00:20:37.986 --> 00:20:39.279
!‫آه، ازش متنفرم

00:20:39.529 --> 00:20:42.324
‫فقط یک ساعت و نیم رو روی یه لطیفه‌ی آغازین تلف کردم

00:20:42.407 --> 00:20:45.035
‫تا اینکه متوجه شدم این لطیفه مال فیلم سریع و خشنه

00:20:45.118 --> 00:20:47.120
‫لطیفه اصلا اثر نداره مگر اینکه توی یه ماشین کمرو نشسته باشی

00:20:47.204 --> 00:20:48.538
‫چرا نگران یه لطیفه هستی؟

00:20:48.622 --> 00:20:50.624
‫تو فقط به یه دفاعیه‌ی آعازین نیاز داری

00:20:51.041 --> 00:20:54.419
‫خب، چون که دفاعیه‌ی من
‫درست بعد از این میاد که من میگم

00:20:54.503 --> 00:20:56.505
‫<i>اگه فکر می‌کنین این لطیفه خنده
 ‫داره، صبر کنین تا</i>

00:20:56.530 --> 00:20:58.824
‫<i>نطق آغازین دادستانی رو بشنوین</i>

00:20:59.549 --> 00:21:02.903
‫من فکر می‌کردم که اول دادستانی
‫نطق می‌کنه و بعدش وکیل مدافع

00:21:02.928 --> 00:21:05.264
‫ببخشید، یادم رفت. تو همه چیز رو می‌دونی

00:21:05.347 --> 00:21:07.933
‫نه، من متاسفم. من فقط مضطربم

00:21:08.016 --> 00:21:09.768
‫تو مضطربی؟

00:21:09.936 --> 00:21:12.813
‫تو مادر متهمی، شخص محبوب بقیه

00:21:13.272 --> 00:21:15.274
‫من قراره کسی باشم که همه بهش زل می‌زنن

00:21:15.357 --> 00:21:17.985
‫و قشنگ می‌دونم که کی قراره
‫بیشتر از همه من رو قضاوت کنه

00:21:18.068 --> 00:21:20.445
‫- قاضی نمی‌تونه از یکی طرفداری بکنه
‫- نه

00:21:20.529 --> 00:21:22.948
‫- لاتی رو میگم
‫- اوه، این مسخره است

00:21:23.031 --> 00:21:26.285
‫بهم اعتماد کن، همون لحظه‌ای که تو
‫رو می‌بینه که توی اون دادگاه قدم می‌ذاری

00:21:26.368 --> 00:21:27.703
!‫اون قراره مسخره‌ی عام و خاص بشه

00:21:27.995 --> 00:21:30.247
‫آره! به همین خاطر می‌خواستم
!‫اون لطیفه رو اول کار تعریف کنم

00:21:30.330 --> 00:21:33.125
!‫خدای من! هرگز بهم گوش نمیدی

00:21:33.208 --> 00:21:35.794
!‫داری چیکار می‌کنی؟ هیشکی اونجا شنا نمی‌کنه

00:21:36.461 --> 00:21:39.089
‫خیلی خب داستی، باید آروم بشی

00:21:39.172 --> 00:21:42.092
!‫خودت آروم شو. بهم نگو که چیکار باید بکنم

00:21:42.175 --> 00:21:44.219
‫خب، متاسفم. نمی‌خوام مادرت باشم

00:21:44.303 --> 00:21:46.305
‫ولی-- ولی من نگران پسرم هستم

00:21:46.388 --> 00:21:48.140
‫باشه، اگه نمی‌خوای مادر من باشی

00:21:48.223 --> 00:21:51.059
‫پس شاید بهتر باشه که دیگه به من
‫نگی پسرم، نظرت در این باره چیه؟

00:21:51.935 --> 00:21:53.979
!‫من-- من داشتم در مورد باستر حرف می‌زدم

00:21:55.063 --> 00:21:57.774
‫آره! تو همیشه داری در مورد باستر حرف می‌زنی

00:21:57.858 --> 00:22:00.652
‫باستر اینجوریه، باستر اونجوریه
‫چطور می‌خوای از باستر دفاع کنی؟

00:22:00.689 --> 00:22:01.987
‫امروز با باستر حرف زدی؟

00:22:02.012 --> 00:22:02.972
‫می‌دونی چیه؟

00:22:05.615 --> 00:22:06.450
!‫نه

00:22:07.617 --> 00:22:08.744
‫نه، حرفت رو بگو

00:22:10.245 --> 00:22:11.371
!‫ازش متنفرم

00:22:11.580 --> 00:22:12.789
!‫امیدوارم دادگاه رو ببازه

00:22:13.248 --> 00:22:14.913
!‫من میرم به دژ خودم

00:22:16.585 --> 00:22:20.273
‫<i>حتی این جریان هم هیچ آرامش خاطری
‫رو برای داستی به ارمغان نیاورد</i>

00:22:20.460 --> 00:22:22.257
!‫هی! فقط محلی‌ها حق ورود دارن، دابش

00:22:22.341 --> 00:22:24.426
!‫ورود توریست‌ها ممنوعه، دابش

00:22:24.509 --> 00:22:27.437
!‫هی، دابش‌ها! منم، داستی

00:22:27.462 --> 00:22:29.461
‫واسه چی کراوات زدی؟

00:22:29.723 --> 00:22:30.724
‫آره، می‌دونم

00:22:30.807 --> 00:22:31.975
‫اون مجبورم کرد که بزنمش

00:22:37.481 --> 00:22:38.648
!‫گمشو

00:22:40.139 --> 00:22:42.193
‫درسته، راه برو، رفیق

00:22:43.678 --> 00:22:45.084
‫تنش‌های عصبی می‌تونن خیلی بد باشن

00:22:45.221 --> 00:22:47.908
‫یادته منم شب قبل از دادگاه
‫واسه اون جریان فرار مالیاتی

00:22:47.933 --> 00:22:49.768
‫توی سال 88، عصبی شده بودم؟

00:22:49.902 --> 00:22:51.135
!‫اوه، آره

00:22:51.328 --> 00:22:53.997
‫- همه‌ی پول اون مسابقات مبارزه‌ی پسرها رو مخفی کرده بودیم
‫- آره

00:22:54.081 --> 00:22:56.583
‫تو بهم حرکته «در صورتی که
‫بری زندان...» رو واسم اجرا کردی

00:22:56.666 --> 00:22:58.460
‫اون کارها باعث شد تنش‌های عصبیم تخلیه بشن

00:22:59.461 --> 00:23:01.421
‫نظرت چیه که همین حرکت رو روی داستی هم اجرا کنی؟

00:23:03.840 --> 00:23:05.842
‫چطور می‌تونی این رو از من بخوای؟

00:23:05.926 --> 00:23:07.205
‫فقط می‌دونم که می‌تونی چه طور آدمی باشی

00:23:07.230 --> 00:23:10.055
...‫یه زمانی بود درست بعد از به دنیا اومدن جوب

00:23:10.972 --> 00:23:14.267
‫وقتی با همه سرد شدی و به
‫بقیه به دیده‌ی تحقیر نگاه کردی

00:23:14.726 --> 00:23:15.644
‫اون یادته؟

00:23:15.727 --> 00:23:17.979
‫خب، فقط به این خاطر که هنوزم که هنوزه، ادامه داره

00:23:18.313 --> 00:23:20.357
‫شاید از اون فاصله گرفتم

00:23:21.191 --> 00:23:24.236
‫راستش؛ بیشتر وقت‌ها اون برمی‌گرده به
‫خونه‌ی خودش تا روی تخت خودش بخوابه

00:23:24.639 --> 00:23:25.342
‫که مشکلی نداره

00:23:25.599 --> 00:23:26.863
‫من-- من می‌خوام که سرش به مشغول کار باشه

00:23:27.197 --> 00:23:31.535
‫این لزوما به این معنی نیست
‫که مال تو می‌تونه استراحت کنه

00:23:32.105 --> 00:23:33.231
‫هی، من از این ایده متنفرم

00:23:33.268 --> 00:23:36.896
‫ولی باید یه کاری بکنیم تا با اعتماد
‫به نفس توی دادگاه حاضر باشه

00:23:37.082 --> 00:23:40.127
‫و من حاضرم چشم‌هام رو ببندم
‫و بزارم بعضی چیزها اتفاق بیوفته

00:23:41.920 --> 00:23:44.464
‫حالا، می‌دونی که توی همه‌ی
‫اون سال‌ها چه حسی داشتم، جورج

00:23:47.676 --> 00:23:51.888
‫<i>ولی با اینکه لوسیل حس خوبی داشت از
‫اینکه باعث شده بود جورج حس بدی داشته باشه</i>

00:23:51.972 --> 00:23:53.473
‫<i>اون می‌دونست که حق با جورجه</i>

00:23:54.599 --> 00:23:57.144
‫<i>بنابراین اون شب، به خونه رسید</i>

00:23:57.227 --> 00:24:01.854
‫<i>اون احساس می‌کرد که داستی به
‫خاطر عدم محبت فیزیکی از اون دور شده</i>

00:24:01.879 --> 00:24:03.589
‫چند لحظه‌ی دیگه یه نفر میاد پیشتون

00:24:04.023 --> 00:24:07.195
‫<i>اگرچه این بطور قابل توجهی کمتر از
‫چیزی بود که اون تصورش رو می‌کرد</i>

00:24:11.408 --> 00:24:13.118
‫- میشه بهتون کمک کنم؟
‫- متاسفم

00:24:13.201 --> 00:24:15.412
‫من فکر کردم که اینجا، جاییه که داستین رادلر زندگی می‌کنه

00:24:15.495 --> 00:24:17.330
‫آقای رادلر توی اتاقشون هستن

00:24:17.622 --> 00:24:19.458
‫- من باید شما رو معرفی بکنم
‫- من رو معرفی بکنی؟

00:24:19.541 --> 00:24:21.418
‫- کارلا، خواهش می‌کنم
--‫- نه، نه، من

00:24:21.501 --> 00:24:23.587
‫فقط می‌خواستم یه سری بهشون بزنم

00:24:23.837 --> 00:24:27.174
...‫- کارلا، خانم
‫- بلوس. لوسیل بلوس

00:24:27.257 --> 00:24:29.426
‫بله، اینجا هستن تا یه سری به جناب رادلر بزنن

00:24:29.509 --> 00:24:31.553
‫چرا این اولین باره که در مورد این جریان می‌شنوم؟

00:24:31.681 --> 00:24:33.665
...‫ببخشید، من نمی‌دونستم
...‫قرار سر زدنتون

00:24:33.763 --> 00:24:34.890
‫توی این ماه رزرو شده بود؟

00:24:34.973 --> 00:24:37.898
.‫لازم نیست که این رو بپرسی
‫فقط تا اول ماه می رو بررسی کن

00:24:37.923 --> 00:24:39.250
‫می‌تونم کمکی بکنم؟

00:24:39.311 --> 00:24:40.937
‫خانم بلوس اینجا تا یه سر به جناب رادلر بزنن

00:24:41.021 --> 00:24:42.606
‫و کارلا چیزی درباره‌اش نمی‌دونه

00:24:42.696 --> 00:24:45.324
‫به احتمال زیاد تو هپروت سیر می‌کرده

00:24:45.400 --> 00:24:46.318
‫مسئله‌ای نیست

00:24:46.401 --> 00:24:48.695
‫مطمئنم که توی دفتر کارکنان طبقه‌ی دوممون ثبت شده

00:24:48.945 --> 00:24:51.448
‫متاسفم، نمی‌دونستم که شما به
‫خانواده‌ی سالازارها نزدیک هستین

00:24:51.531 --> 00:24:52.824
...‫نه، من قراری رزرو نکردم

00:24:53.283 --> 00:24:55.577
‫- سالازارها کی‌ان دیگه؟
‫- کارکنان طبقه‌ی دوم

00:24:55.660 --> 00:24:59.289
‫خانم سالازار 15 سال مسئول آبدارخانه‌ی ما بودن

00:24:59.372 --> 00:25:01.875
‫آره، اون موقع که اسمش خانم باتیستا بود

00:25:02.042 --> 00:25:04.711
‫سه تا حدس می‌تونی بزنی که
‫چطوری اون اسم دومی رو بدست آورد

00:25:04.794 --> 00:25:07.255
‫نه. تو-- تو-- من اینجام که داستی رو ببینم

00:25:07.339 --> 00:25:08.798
‫آقای رادلر رو

00:25:08.882 --> 00:25:12.052
‫ولی، من-- من متاسفم. شماها همه‌تون برای اون کار می‌کنین؟

00:25:12.135 --> 00:25:14.179
...‫اون هرگز اشاره‌ای نکرد که چنین

00:25:14.262 --> 00:25:16.765
...‫<i>لوسیل فکر کرد که بهتره به جای پول بگه</i>

00:25:16.848 --> 00:25:18.070
‫...خدم و حشمی داره

00:25:18.095 --> 00:25:19.797
‫در طبقه‌ی اول؟

00:25:20.268 --> 00:25:22.604
‫چی، الان فکر می‌کنه که سالازارها
‫دارن همه چیز رو کنترل می‌کنن؟

00:25:22.687 --> 00:25:26.691
‫بهت گفتم! قبلا طبقه‌ی اول توی این خونه یه معنایی داشت

00:25:27.609 --> 00:25:29.402
!‫جین، نه

00:25:29.427 --> 00:25:31.029
‫اون آبدارخونه کاملا بدون محافظه

00:25:31.488 --> 00:25:33.951
‫باید این دفتر تاریخ برنامه‌ها رو بروز نگه داری

00:25:34.405 --> 00:25:35.405
!‫جین

00:25:36.076 --> 00:25:39.329
‫<i>لوسیل می‌دید که بین کارکنان
‫دوست پسرش، تنش وجود داره</i>

00:25:39.412 --> 00:25:41.331
...‫<i>و حس کرد ناگزیره که بگه</i>

00:25:41.414 --> 00:25:43.750
‫این دیوسِ عاشق شن و ماسه مگه چقدر پولداره؟

00:25:43.833 --> 00:25:45.585
‫<i>خب، آره، اون این جمله رو گفت</i>

00:25:45.669 --> 00:25:48.255
...‫<i>ولی در مورد کارکنان، همچنین این رو گفت</i>

00:25:48.338 --> 00:25:49.923
!‫من میرم که بهش کیون بدم

00:25:50.006 --> 00:25:51.466
‫<i>اوه، شر-- شرمنده</i>

00:25:51.550 --> 00:25:54.761
‫<i>نمی‌دونم چرا فکر کردم که اون یه چیزی در مورد کارکنان میگه</i>

00:25:57.062 --> 00:25:59.314
‫<i>در قسمت بعدی سریال پیشرفت ناتمام خواهید دید</i>

00:25:59.539 --> 00:26:00.350
‫آنت

00:26:00.375 --> 00:26:04.445
‫میبی از نبوغ ریاضی خودش
‫استفاده می‌کنه تا توی انتخابات تقلب کنه

00:26:04.719 --> 00:26:05.453
‫آنت

00:26:05.695 --> 00:26:06.473
‫بابا گفت حرف زدن ممنوعه

00:26:06.565 --> 00:26:09.041
...‫پس واسه چی داری حرف می‌زنی، بِو؟ چرا داری

00:26:09.484 --> 00:26:12.237
‫متاسفم. نمی‌دونستم هر دوشون هم علیه تو رای میدن

00:26:13.572 --> 00:26:14.955
‫- «دخترم آنت»

00:26:15.604 --> 00:26:16.091
...‫یا

00:26:16.116 --> 00:26:19.073
‫من اینطوری رای نمی‌دادم، منظورم این بود

00:26:19.494 --> 00:26:21.746
‫- رای آخر رو هم بخونیم؟
‫- نه

00:26:22.539 --> 00:26:24.291
‫چون که قراره اسم من روش نوشته شده باشه

00:26:24.541 --> 00:26:28.128
‫من هم به خودم رای دادم، باشه؟
‫چون که دیگه تحملش رو ندارم

00:26:28.211 --> 00:26:31.089
‫شماها هر چی لذت در بدترین
‫بخش زندگی بوده رو ازم گرفتین

00:26:33.425 --> 00:26:34.551
‫<i>ولی وقتی داشت وسایلش رو جمع می‌کرد</i>

00:26:34.625 --> 00:26:37.627
‫<i>میبی با یه چیزی متعلق به استن سیت‌ول مواجه شد</i>

00:26:37.661 --> 00:26:39.736
‫<i>که برای زمانی بود که میبی
‫هنوز به این خونه نیومده بود</i>

00:26:41.891 --> 00:26:44.894
...‫خب اگه این آدم‌ها واقعا ناپدید شدن

00:26:46.896 --> 00:26:50.233
!‫... این بدین معنیه که یه خونه با منظره به اقیانوس موجوده

00:26:50.408 --> 00:26:57.408
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.