﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:20.360 --> 00:00:24.320
نشانه‌اي از فشردن گلو
و خفه‌کردن ديده نمي‌شه

00:00:24.360 --> 00:00:27.240
...علامتي از خشونت روي بدن ديده نمي‌شه ...

00:00:27.280 --> 00:00:29.800
اما احتمالش خيلي کمه که مرگ طبيعي باشه ...

00:00:29.840 --> 00:00:31.800
اگه مسموم شده باشه، فکر کنم
مايع ضدعفوني دليلش نبوده، درسته؟

00:00:31.840 --> 00:00:32.480
درسته

00:00:32.520 --> 00:00:35.680
اين دفعه خبري از اسيد کاربولي نيست
 ... زمان مرگ

00:00:35.720 --> 00:00:38.880
... با توجه به دماي روده‌ها و ميزان سخت شدن  ...

00:00:38.920 --> 00:00:41.880
اندام تحتاني، حدود هشت ساعت قبل بوده ...

00:00:41.920 --> 00:00:45.320
يعني حدود نيمه‌شب -
 ... چيزي که بديهيه اينه که ايشون -

00:00:45.360 --> 00:00:48.160
بعد از نوشيدن مشروب آخر شب فوت کرده ... -
 ... متخصص انگشت‌نگاري، فقط اثر انگشتِ -

00:00:48.200 --> 00:00:51.160
خودش رو روي ليوان پيدا کرده ... -
يادداشت خودکشي پيدا نشده؟ -

00:00:51.200 --> 00:00:53.360
هنوز که نه

00:01:09.920 --> 00:01:11.360
روش رو بپوشونين لطفاً

00:01:33.360 --> 00:01:34.600
بايد يه سيگار بکشم

00:01:34.640 --> 00:01:36.200
بشين

00:01:44.520 --> 00:01:46.960 line:50 %
به نظر مياد به قتل رسيده؟ -
پرستار پاردو -

00:01:47.000 --> 00:01:50.600 line:50 %
مي‌خوام بدونم شکل ماجرا شبيه قتله يا خودکشي؟

00:01:52.720 --> 00:01:55.080
... به نظرم ترسيده بود

00:01:55.120 --> 00:01:57.520
از يه چيزي وحشت کرده بود ...

00:01:59.880 --> 00:02:03.040
کاش نرفته بودم اونجا

00:02:03.080 --> 00:02:05.200 line:50 %
 چرا رفتي؟ -
 ... ديدم چراغش روشنه -

00:02:05.240 --> 00:02:08.200 line:50 %
مي‌خواستم برم دستشويي ... -

00:02:11.720 --> 00:02:13.680 line:50 %
بابت از دست دادن دوستت بهت تسليت مي‌گم

00:02:13.720 --> 00:02:16.200
سرکار مسترسن اظهارات شهود رو ثبت مي‌کنه

00:02:16.240 --> 00:02:18.000
قتل بوده؟

00:02:18.040 --> 00:02:19.400
الان نمي‌شه گفت

00:02:19.440 --> 00:02:21.240
... انگار يه نفر مي‌خواد يکي يکي

00:02:21.280 --> 00:02:23.240
همه‌مون رو بکشه ...

00:02:23.280 --> 00:02:26.000
ساکت باش لطفاً  -
کدوم يکي از شما آخرين بار زنده ديدش؟ -

00:02:27.520 --> 00:02:31.720
احتمالاً من! قبل از خواب داشتم
 ... براي خودم چاي درست مي‌کردم

00:02:31.760 --> 00:02:34.960
... اونم اومد تو آشپزخونه ...

00:02:35.000 --> 00:02:38.092
يه کم آبجوش براش ريختم تو ليوانش ...

00:02:38.132 --> 00:02:39.340
خوبه ... خوبه

00:02:39.480 --> 00:02:41.520
فقط آبجوش بود

00:02:44.880 --> 00:02:47.920
کتري رو جمع کن بفرست براي آزمايش -
بله قربان -

00:02:47.960 --> 00:02:51.480
دست مريزاد دالگليش، مي‌فرستنت
 ...  درمورد يه قتل تحقيق کني

00:02:51.520 --> 00:02:53.760
اين‌قدر شل مي‌گيري که يه قتل  ...
ديگه‌م جلوي چشمات انجام مي‌شه

00:02:53.800 --> 00:02:55.520
هنوز معلوم نيست قتل بوده يا نه

00:02:55.560 --> 00:02:58.560
يعني بيشتر شبيه خودکشيه؟ -
 ... با رييس پليس حرف زدم -

00:02:58.600 --> 00:03:01.760
فکر نکنم به حرف من در مورد ...
 ... امنيت اينجا اعتماد کنه

00:03:01.800 --> 00:03:04.680
اونم وقتي يه قاتل سريالي آزاد براي خودش مي‌چرخه -
 ... اين طور حرف زدن -

00:03:04.720 --> 00:03:07.600
الان کمکي به ما نمي‌کنه ... -
 ... منم بايد بهتون بگم -

00:03:07.640 --> 00:03:10.880
...ديدم چراغ اتاق فالن روشنه ...

00:03:11.220 --> 00:03:13.560
فکر کنم حدود دو نيمه شب بود ...

00:03:13.600 --> 00:03:16.880
تو بيمارستان اصلي به يه بيمار
 رسيدگي کردم، بعد داشتم مي‌رفتم بخوابم

00:03:16.920 --> 00:03:20.880
ممنون، سرکار مسترسن اظهارات همه رو ثبت مي‌کنه

00:03:20.920 --> 00:03:23.120
لطفاً از محدوده‌ي بيمارستان خارج نشيد

00:03:23.160 --> 00:03:25.240
اون وقت تو چه غلطي مي‌کني؟

00:04:42.280 --> 00:04:44.920
... من ... داشتم يه فنجون چاي درست مي‌کردم

00:04:44.960 --> 00:04:47.480
... بعد اون اومد داخل ...

00:04:47.520 --> 00:04:50.400
فنجونش رو برداشت و  ...
 ... يه ليمو براي خودش قاچ کرد

00:04:50.440 --> 00:04:52.480
منم براش يه‌کم آبجوش ريختم ...

00:04:52.520 --> 00:04:54.520
قبل از اينکه کتري رو بذاري روي گاز، پرش کردي؟

00:04:54.560 --> 00:04:57.280
... نه، آب داخلش بود، من فقط

00:04:57.320 --> 00:05:00.840
زيرش رو روشن کردم ... -
 ... با فالن مسئله‌اي نداشتي؟ -

00:05:00.880 --> 00:05:03.760
مثل مشکلي که با پيرس داشتي؟ ... -
نه -

00:05:03.800 --> 00:05:06.680
با پيرس هم مشکلي نداشتم

00:05:06.720 --> 00:05:09.840
اون مي‌خواست بهم کمک کنه -
واقعاً؟ -

00:05:09.880 --> 00:05:11.680
... جو خيلي تودار بود

00:05:11.720 --> 00:05:13.440
آدم پيچيده‌اي بود ...

00:05:14.640 --> 00:05:16.240
بهترين پرستار سال شده بود

00:05:16.280 --> 00:05:18.880
اين که اون بهترين
 شده بود، تو رو اذيت مي‌کرد؟

00:05:18.920 --> 00:05:21.680
... يه وقتايي اذيت مي‌شدم

00:05:21.720 --> 00:05:24.720
اما من به محض اينکه قبول بشم از اينجا مي‌رم ...

00:05:24.760 --> 00:05:27.960
دارم با يه کشيش ازدواج مي‌کنم

00:05:28.000 --> 00:05:30.960
تو کليسا کار براي منم زياد پيدا مي‌شه ...

00:05:31.000 --> 00:05:34.920
تو بيمارستان هم خيلي خوششون
نمياد زن متاهل اينجا بمونه

00:05:34.960 --> 00:05:37.450
رابطه‌ي فالن با هِدِر پيرس چطور بود؟

00:05:37.790 --> 00:05:38.640
مودبانه

00:05:38.680 --> 00:05:42.560
پيرس يه بار جو رو تهديد کرد موضوع
 ... نگه داشتن ويسکي تو آشپزخونه رو

00:05:42.600 --> 00:05:45.520
به خانم مدير مي‌گه، اما ...
 فکر نکنم جو به دل گرفته بود

00:05:45.560 --> 00:05:47.800
رابطه‌ش با پرستار دِيکرز چطور بود؟

00:05:47.840 --> 00:05:51.240
جو خيلي باهاش مهربون بود
 ... مهربون‌تر از

00:05:51.280 --> 00:05:53.000
خيلي از ماها ...

00:05:53.040 --> 00:05:56.320
... بايد حدود نيمه شب چراغا رو خاموش مي‌کردم

00:05:56.360 --> 00:06:00.000
... حدود ساعت پنج و نيم بيدار شدم

00:06:00.040 --> 00:06:02.600
خانم مدير داشت در مي‌زد ... -
 ... پس نيمه شب نرفتين کسي رو ببينين؟ -

00:06:02.640 --> 00:06:05.680
نرفتين بخش پرستارها؟ ...

00:06:05.720 --> 00:06:09.440
نه، براي چي بايد همچين کاري بکنم؟ -
 ... کورتني بريگز اين کار رو  -

00:06:09.480 --> 00:06:12.730
براي شما پيدا کرد؟ ... -
نه! البته ايشون يکي از مُعرف‌هاي من بودن -

00:06:12.770 --> 00:06:14.880
هنوز با هم صميمي هستين، درسته؟

00:06:14.920 --> 00:06:16.200
نه

00:06:17.560 --> 00:06:21.440
... خب، من استيفن رو دوست خودم مي‌دونم

00:06:21.480 --> 00:06:25.000
اما اون متاهله ... متوجه حرفاي شما نمي‌شم

00:06:25.040 --> 00:06:26.920
ارتباط اين حرفا با هم چيه؟

00:06:26.960 --> 00:06:30.080
جو دوست‌پسر داشت؟ -
 ... چيزي به من نگفته بود -

00:06:30.120 --> 00:06:32.040
اما فکر کنم يه کسي رو داشت ...

00:06:32.080 --> 00:06:35.040
هر وقت فرصت مي‌کرد مي‌رفت لندن

00:06:35.080 --> 00:06:37.120
يه بار بهم گفت چند تا نامه‌ي خصوص داره

00:06:37.160 --> 00:06:40.240
نامه‌ها رو تو اتاقش پيدا نکردم
 ... خبر نداري موضوع نامه‌ها

00:06:40.280 --> 00:06:44.440
چي بوده؟ ... -
نه، متاسفم خبر ندارم -

00:06:47.160 --> 00:06:48.800
به نظر شما کشتنش؟

00:06:48.840 --> 00:06:52.560
چيزي مونده که به من نگفته باشي؟ -
راستش بله -

00:06:52.600 --> 00:06:54.800
اما در مورد جو نيست، در مورد پيرسه

00:06:54.840 --> 00:06:57.160
يادمه يه دفعه گفتين هيچ
 چيز کوچکي بي‌اهميت نيست

00:06:57.200 --> 00:07:00.880
... يکي دو روز قبل از مردنش رفتم تو اتاقش

00:07:00.920 --> 00:07:04.720
،ازش بپرسم يه کم کيک مي‌خواد  ...
 متوجه شدم داره کتاب مي‌خونه

00:07:04.760 --> 00:07:08.640
نديده بودم غير از انجيل کتاب  ...
ديگه‌اي بخونه، حتي مجله هم نمي‌خوند

00:07:08.680 --> 00:07:11.840
البته شايد هم فقط يه کتاب درسي بوده، اما
 ... يه جوري رفتار کرد انگار نمي‌خواست من ببينمش

00:07:11.880 --> 00:07:14.760
... کتاب رو هل داد زير پتو، الان داشتم فکر مي‌کردم ...

00:07:14.800 --> 00:07:18.120
... شايد اين کتاب همون چيزي بود که صبح روزي که مُرد  ....

00:07:18.160 --> 00:07:19.840
مي‌گفت از زير بالشش برداشته‌ن ...

00:07:19.880 --> 00:07:22.068
چرا نمي‌گي ديشب کجا بودي؟

00:07:22.108 --> 00:07:23.140
... تو اتاقم بودم

00:07:23.180 --> 00:07:26.080
در رو قفل کرده بودم و خوابيده بودم سرکار ...

00:07:26.120 --> 00:07:28.200
پس خبري از اون پزشک جوون نبود؟

00:07:28.240 --> 00:07:31.130
نه -
کس ديگه‌اي هم نيومد پيشت؟ -

00:07:31.170 --> 00:07:32.120
نه

00:07:32.160 --> 00:07:34.320
... تمام شب

00:07:34.360 --> 00:07:35.760
تنها بودم ...

00:08:22.320 --> 00:08:24.840
ممکنه اينجا بنشينم؟ -
بفرماييد لطفا -

00:08:29.440 --> 00:08:33.720
خنده‌داره، تا الان غذا خوردن
پليس‌ها رو تصور نکرده بودم

00:08:38.200 --> 00:08:40.480
نمي‌فهمم چطور کسي مي‌تونه الان چيزي بخوره

00:08:43.120 --> 00:08:45.560
فکر اين دختراي بيچاره يه لحظه از سرم بيرون نمي‌ره

00:08:45.600 --> 00:08:48.800
پس به اونا فکر کن و بذار ما در آرامش باشيم

00:08:59.160 --> 00:09:00.400
مي‌شه يه چيزي بپرسم؟

00:09:00.440 --> 00:09:02.520
... براي پرستار پيرس يه نامه رسيده

00:09:02.560 --> 00:09:06.520
مادربزرگش چند روز قبل پست کرده بوده ... -
آه، خانواده‌ي بيچاره‌ش -

00:09:06.560 --> 00:09:09.440
چيزي که مشخصه اينه که به
 ... مادربزرگش گفته بوده از مرگ

00:09:09.480 --> 00:09:11.600
يه بيمار به اسم دِتينجر ناراحت شده ...

00:09:11.640 --> 00:09:15.280
... پيرس در گردش آخر دانشجوها، تو بخش من بود

00:09:15.320 --> 00:09:17.680
مراقبت از آقاي دتينجر به اون سپرده شده بود ...

00:09:17.720 --> 00:09:21.600
اين آقا از بيمارهاي دکتر کورتني بريگز بود

00:09:21.640 --> 00:09:24.080
به التهاب روده‌ي شديد مبتلا بود

00:09:24.120 --> 00:09:26.810
يعني وقت زيادي کنار بيمار بود؟

00:09:26.950 --> 00:09:27.800
... بله

00:09:27.840 --> 00:09:31.160
براي همين از مرگش متاثر شده بود ...

00:09:31.200 --> 00:09:35.160
راستش خيالم راحت شد
 ... پرستارهاي من بايد به ديدن مرگ عادت کنن

00:09:35.200 --> 00:09:37.920
اما دوست دارم هنوز به انسان‌ها
 ... هم اهميت بدن، منو ببخشيد

00:09:43.360 --> 00:09:45.600
بيمار کورتني بريگز

00:09:45.640 --> 00:09:48.520
پيرس تا زمان مرگش پرستارش بود
 ... تا اينکه اوايل هفته‌ي پيش در 59 سالگي فوت کرد

00:09:48.560 --> 00:09:51.320
ظاهراً به مريض نزديک شده بود
 ... تنها عضو خانواده‌ي بيمار

00:09:51.360 --> 00:09:53.880
لوييز دتينجر، مادرش ...
تو لندن زندگي مي‌کنه

00:09:53.920 --> 00:09:56.640
به تلفنش زنگ زدم اما جواب نداد
 ... به محض اينکه کار اظهارنامه‌ها رو

00:09:56.680 --> 00:09:58.680
تموم کردي، برو پيشش  ...

00:09:58.720 --> 00:10:00.260
... مي‌خوانم بدونم که -
شوخي‌تون گرفته؟ -

00:10:00.300 --> 00:10:01.720
... روزهاي بعد از مرگ دتينجر

00:10:01.760 --> 00:10:04.840
پيرس بدحال بوده
مي‌خوام ببينم چيزي به دتينجر گفته يا نه

00:10:04.880 --> 00:10:07.080
... باشه، اما اگه برم لندن، بقيه‌‌ي روز

00:10:07.120 --> 00:10:09.320
نمي‌تونم کمکي بکنم ... -
 ... همين که کاري رو که ازت مي‌خوام انجام بدي  -

00:10:09.360 --> 00:10:12.720
بهترين کمک رو مي‌کني ... -
 ...به نظر من بايد روي اون متمرکز بشيم -

00:10:12.760 --> 00:10:15.400
براي هر دو قتل فرصت کافي داشته
 ...  و براي قتل اول

00:10:15.440 --> 00:10:17.560
انگيزه‌ي روشني هم داشته ...
 ... اگه يه ذره ديگه بگرديم

00:10:17.600 --> 00:10:20.880
اونو از فهرست کنار نذاشتم
هيچ‌کدومشون رو کنار نذاشتم

00:10:25.240 --> 00:10:27.640
جوزفين فالن ... الان مي‌بينم

00:10:27.680 --> 00:10:30.480
کارت کتابخونه رو دارين؟ -
نه، راستش گم شده -

00:10:33.200 --> 00:10:36.360
بله عضو بوده
 ... مي‌خوايين ببينم کارتش رو

00:10:36.400 --> 00:10:39.360
تحويل داده؟ ... -
 ... آيا ثبت شده که چه کتاب‌هايي رو امانت گرفته  -

00:10:39.400 --> 00:10:42.720
و در چه زمان‌هايي؟ ... -
بله، در چند هفته‌ي گذشته دو کتاب گرفته بوده -

00:10:42.760 --> 00:10:44.640
...  يه کتاب از سيمون دوبوار و

00:10:44.680 --> 00:10:47.560
آره ... اينو يادمه

00:10:47.600 --> 00:10:50.480
غيرمعمول بود
 ... خودم باهاش حرف زدم

00:10:50.520 --> 00:10:53.040
اون گزارش دادگاه نظامي نازي‌ها رو مي‌خواست ...

00:10:53.080 --> 00:10:55.240
البته اون کتاب رو نداشتيم
 ... مجبور شدم بگم از کتابخونه‌ي استان

00:10:55.280 --> 00:10:57.220
برامون بيارن ... -
چه زماني بود؟ -

00:10:57.360 --> 00:10:59.360
... کتاب رو چهار روز قبل

00:10:59.400 --> 00:11:02.680
تحويل گرفته ...
 ... ديروز برش ‌گردونده

00:11:02.720 --> 00:11:04.480
اما از راه معمول برنگردونده

00:11:04.520 --> 00:11:07.640
کتاب رو گذاشته بود روي مجموعه‌ي کتاب‌هاي کودکان

00:11:07.680 --> 00:11:09.720
ظاهراً آدم مسئوليت‌پذيري نيست

00:11:09.760 --> 00:11:14.000
کتاب هنوز اينجاست، مي‌خواين ببينينش؟ -
بله -

00:11:15.280 --> 00:11:17.760
مي‌تونين خانمي رو که باهاش
 صحبت کردين برام توصيف کنين؟

00:11:18.000 --> 00:11:21.520
... قد متوسط

00:11:21.560 --> 00:11:24.480
با موهاي بلند روشن که بافته شده بود ...

00:11:26.680 --> 00:11:28.000
هِدِر پيرس

00:13:57.725 --> 00:14:01.005
... بله، سولفات نيکوتين
(نوعي آفت‌کُش طبيعي)

00:14:01.045 --> 00:14:03.325
اين با چيزي که من پيدا کردم مطابقت داره ...

00:14:03.365 --> 00:14:06.845
... من محتويات معده رو آزمايش مي‌کنم، اما

00:14:06.885 --> 00:14:09.765
... استفراغ، گشاد شدن مردمک‌ها ...

00:14:09.805 --> 00:14:12.805
و کبودشدگي لب و پوست ...
 همه‌ نشانه‌هاي تشنج هستن

00:14:12.845 --> 00:14:15.485
... اين دختر به دليل مشکل دستگاه تنفسي مرده

00:14:15.525 --> 00:14:17.925
همه‌ي اينها هم به دليل مسموم ...
 شدن با نيکوتين اتفاق افتاده

00:14:17.965 --> 00:14:20.925
... زير ناخن‌هاش چيز غيرعادي پيدا نکردي؟

00:14:20.965 --> 00:14:24.325
مثلاً شن؟ ... -
نه، شني نديدم -

00:14:24.365 --> 00:14:26.725
... با قطعيت مي‌تونم بگم زمان مرگ

00:14:26.765 --> 00:14:30.125
بين نيمه‌شب و نهايتا دوي صبح بوده ...

00:14:30.165 --> 00:14:33.525
و متاسفانه بايد بگم يه چيز ديگه هم هست ...

00:14:33.565 --> 00:14:36.245
اون باردار بوده، هفته‌ي 13 يا 14

00:14:36.285 --> 00:14:39.485
شايد به همين دليل خودکشي کرده باشه

00:14:39.525 --> 00:14:41.165
خودکشي نکرده

00:15:04.845 --> 00:15:08.065
اگه رييست الان مي‌ديدت چيکار مي‌کرد؟

00:15:08.105 --> 00:15:09.585
اخراجم مي‌کرد

00:15:09.725 --> 00:15:14.605
نقطه ضعف بقيه‌ي آدما رو نداره، البته فکر  ...
مي‌کنه خيلي کارش درسته، اما اين‌طوري هم نيست

00:15:14.645 --> 00:15:17.925
ازش خوشت نمياد؟ -
اونم يه حرومزاده‌ي متکبره -

00:15:19.205 --> 00:15:20.525
ولي جذابه

00:15:20.565 --> 00:15:24.005
سن بابابزرگتو داره -
نه‌ خير -

00:15:25.005 --> 00:15:27.165
البته اين مسئله به سن و سال ربطي نداره

00:15:27.205 --> 00:15:29.805
موضوع قدرته ... -
آره؟ -

00:15:30.885 --> 00:15:32.525
پس براي همين از من خوشت مياد؟

00:15:35.445 --> 00:15:39.765
سکس نقطه ضعف نيست، سکس يعني قدرت

00:15:39.805 --> 00:15:42.965
يکي از معدود جاهاييه که قدرت زن‌ها
 ... مي‌تونه به مردها برتري داشته باشه

00:15:43.005 --> 00:15:45.805
... مشت در برابر مشت ...

00:15:45.845 --> 00:15:48.765
منم توش خيلي واردم ...

00:15:48.805 --> 00:15:51.845
پس چرا خودتو با دانشجوهاي پزشکي مشغول مي‌کني؟

00:15:51.885 --> 00:15:55.365
اون شب دانشجويي تو اتاقم نبود

00:15:55.405 --> 00:15:57.325
استفن کورتني بريگز پيشم بود

00:15:57.365 --> 00:15:59.405
... آدم اگه قراره يکي رو انتخاب کنه

00:15:59.445 --> 00:16:01.205
بالاترين رو انتخاب مي‌کنه ...

00:16:01.445 --> 00:16:03.563
... خدايا -
چيه؟ خيلي پيره؟ -

00:16:03.803 --> 00:16:06.885
نه، باورم نمي‌شه اونم همون
 کاري رو کرده که من الان کردم

00:16:11.245 --> 00:16:14.165
... مي‌تونيم با هرکدوم از اونا بريزيم رو هم

00:16:14.205 --> 00:16:18.165
حتي زن‌ها، اونا تنها و نااميدن ...

00:16:18.205 --> 00:16:22.485
باهاشون نبودي که، بودي؟ -
گيرينگ با اون ريمل رنگ و رو رفته‌ش -

00:16:22.525 --> 00:16:25.525
برومفت که مثل سگ پاکوتاه ...
 ... دنبال خانم مدير واق واق مي‌کنه

00:16:25.565 --> 00:16:27.565
نمي‌دونم خانم مدير چطوري تحملش مي‌کنه ...

00:16:27.605 --> 00:16:30.845
... من پرستار خوبي هستم

00:16:30.885 --> 00:16:33.525
... اما امتحانا رو خراب مي‌کنم ...

00:16:33.565 --> 00:16:35.925
کورتني بريگز کمک مي‌کنه قبول بشم ...

00:16:42.765 --> 00:16:45.005
... و حالا

00:16:45.045 --> 00:16:48.925
رو تو هم تسلط دارم ... گروهبان

00:16:48.965 --> 00:16:50.645
جدي؟

00:16:51.965 --> 00:16:54.005
يه کلمه حرف بزنم کارت تمومه ...

00:16:57.805 --> 00:17:00.625
منم يه کلمه حرف بزنم از دوره اخراجت مي‌کنن

00:17:00.965 --> 00:17:04.445
شهوت‌انگيزه ... مگه نه؟

00:17:13.485 --> 00:17:15.485
اين رو مي‌شناسين؟

00:17:17.085 --> 00:17:19.645
بله، اين اسپري گل داودي منه
(نوعي دارو براي مصرف خارجي، معمولاً براي تسکين سردرد استفاده مي‌شود)

00:17:19.685 --> 00:17:20.885
پارسال خريدمش

00:17:23.525 --> 00:17:24.925
... اون که

00:17:26.565 --> 00:17:28.845
آ ... نه

00:17:28.885 --> 00:17:32.205
نه ... اما چطور جاي اين رو فهميده بوده؟

00:17:32.245 --> 00:17:35.165
... من ... گذاشته بودمش اونجا

00:17:35.205 --> 00:17:37.245
... اون پشت ...

00:17:37.285 --> 00:17:38.965
تو ديد کسي نبود ...

00:17:39.005 --> 00:17:43.005
ببينين، حتي جاش هم مونده -
اينو کجا پيدا کردين؟ -

00:17:43.045 --> 00:17:45.205
اصلاً اينجا دنبال چي مي‌گشته؟

00:17:51.165 --> 00:17:54.525
من آسيبي بهش نزدم -
کسي نگفته تو همچين کاري کردي -

00:17:56.485 --> 00:18:00.685
ولي دارين به همين فکر مي‌کنين
 ... من خوب نمي‌شناختمش، فقط

00:18:00.725 --> 00:18:03.605
چند بار باهاش حرف زده بودم ... -
 ...ممکنه کس ديگه‌اي اينجا در مورد اون -

00:18:03.645 --> 00:18:06.235
اسپري اطلاع داشته باشه؟ ... -
نمي‌دونم، بايد خبر داشته باشه؟ -

00:18:06.275 --> 00:18:07.125
بله

00:18:07.165 --> 00:18:09.965
موراگ اسميت، دختر نظافت‌چي

00:18:10.005 --> 00:18:13.285
بهش گفتم کمد رو مرتب کنه

00:18:13.325 --> 00:18:15.325
... فکر کنم ماه

00:18:15.365 --> 00:18:18.445
نوامبر بود، حتماً اونو ديده ...

00:18:18.485 --> 00:18:20.925
بايد باهاش صحبت کنين
 به نظرم يه‌کم عجيب و غريبه

00:18:21.065 --> 00:18:22.100
خواهر

00:18:22.205 --> 00:18:27.605
من به فالن و پيرس حتي نزديک هم نشده‌م

00:18:28.885 --> 00:18:31.765
من کار اشتباهي نکردم -
بايد برگردم بخش خودم -

00:18:31.805 --> 00:18:34.165
راستش بايد باهاتون حرف بزنم خواهر برومفت

00:18:34.205 --> 00:18:35.805
با من؟

00:18:36.045 --> 00:18:39.165
... بعد از اينکه کارم تموم شد ميام پيش شما -
بايد همين الان حرف بزنيم -

00:18:52.965 --> 00:18:56.325
... با لحن خوبي با من حرف نمي‌زنين

00:18:56.365 --> 00:18:58.645
... با بقيه‌ هم همين‌طور ...

00:18:58.685 --> 00:19:00.565
احتمالاً چون ما زن هستيم ...

00:19:00.605 --> 00:19:02.925
... از خوش اخلاقي خانم مدير سوءاستفاده مي‌کنين ...

00:19:02.965 --> 00:19:07.125
بيش از حد آزادتون گذاشته ...

00:19:10.125 --> 00:19:12.365
خواهر، لطفاً بفرماييد که
شما زمان جنگ خدمت کردين؟

00:19:12.405 --> 00:19:15.125
نه، داشتم آموزش مي‌ديدم -
 ... گفتين آقاي کورتني بريگز ديشب ازتون خواست -

00:19:15.165 --> 00:19:18.205
بياييد بيمارستان، وقتي رسيديد اون هنوز اونجا بود؟ ...

00:19:18.245 --> 00:19:20.365
نه، رفته بود -
رفته بود؟ -

00:19:20.405 --> 00:19:23.445
خب حتماً رفته بود خونه
شايدم رفته بود تو يه اتاقي استراحت کنه

00:19:23.485 --> 00:19:25.285
... حدود ساعت دو صبح برگشتيد

00:19:25.325 --> 00:19:28.125
...شنيديد يه نفر داره تو راهروي پرستارها راه مي‌ره ...

00:19:28.165 --> 00:19:29.565
و رفتيد ببينيد چه خبر شده ...

00:19:29.605 --> 00:19:32.605
خب فکر کردم بهتره دست‌کم
 يه نفر مراقب اوضاع باشه

00:19:33.765 --> 00:19:35.325
و دوقلوها رو ديديد

00:19:35.365 --> 00:19:38.485
... آره، گفتن خوابشون نمي‌برده

00:19:38.525 --> 00:19:40.845
... ديدم چراغ اتاق فالن روشنه ...

00:19:40.885 --> 00:19:45.725
اما فکرم به چيزي نرسيد ... -
 ... ديروز برخلاف نظر شما  -

00:19:45.765 --> 00:19:47.565
خودش رو مرخص کرد، درسته؟ ...

00:19:47.605 --> 00:19:51.685
با خودتون فکر نکرديد بريد
 اتاقش و ببنيد حالش خوبه يا نه؟

00:19:51.725 --> 00:19:54.445
... اون وقت بايد استراحت مي‌کرد

00:19:54.485 --> 00:19:58.565
به هيچ‌وجه درست نبود وسط نيمه‌شب مزاحمش بشم ...

00:19:58.605 --> 00:20:01.205
... وقتي ديروقت برمي‌گشتيد به ساختمان، معمولاً

00:20:01.245 --> 00:20:04.765
از کدام در وارد مي‌شيد؟ ... -
 ... خب معمولاً از در پشتي ميام داخل -

00:20:04.805 --> 00:20:06.725
... که به پشت اتاق مري ...

00:20:06.765 --> 00:20:10.805
يعني خانم مدير مي‌رسه ...
 ... اما پاسبان شما جلوي در ورودي جلويي بود

00:20:10.845 --> 00:20:13.325
خيلي هم تاريک بود ...
 ... براي همين از ورودي جلويي رفتم تو

00:20:13.365 --> 00:20:15.045
و از راه پله‌ي اصلي رفتم بالا ...

00:20:17.725 --> 00:20:20.685
نمي‌دونم تا الان خودتون فهميدين يا نه
 ... من هم معمولاً آدم رازداري هستم

00:20:20.725 --> 00:20:25.005
اما بايد بهتون بگم پرستار فالن باردار بود ...

00:20:25.045 --> 00:20:29.365
بله، خودش بهتون گفته بود؟ -
 ... نه، اما به هر حال من مدتي زياديه -

00:20:29.405 --> 00:20:31.925
پرستار هستم و اين چيزا رو راحت متوجه مي‌شم ...

00:20:33.325 --> 00:20:36.765
احتمالاً نتونسته با شرمندگيش کنار بياد ...
 ... اولين نفر هم نيست

00:20:36.805 --> 00:20:39.205
... شايد هم چيزي که بقيه مي‌گن درست باشه

00:20:39.245 --> 00:20:42.925
که اون پيرس رو کشته و  ...
عذاب وجدان راحتش نذاشته

00:20:42.965 --> 00:20:46.045
شايد پيرس فهميده حامله‌س
و تهديد کرده به همه مي‌گه

00:20:46.085 --> 00:20:48.165
... بهش فکر کرده بودين؟ شنيده‌م  ...

00:20:48.205 --> 00:20:51.005
پيرس هم که تو باج‌گيري ماهر شده بود ...

00:20:51.045 --> 00:20:54.165
... ممنون که نظراتتون رو به من گفتيد

00:20:54.205 --> 00:20:55.685
مي‌تونيد بريد ...

00:21:12.925 --> 00:21:15.765
دير کردي -
خانم لوييز دتينجر؟ -

00:21:17.085 --> 00:21:20.125
تو کي هستي؟ -
گروهبان کارآگاه مسترسن -

00:21:20.165 --> 00:21:21.885
از پليس لندن هستم ...

00:21:21.925 --> 00:21:25.885
مي‌خوام چند تا سوال ازتون بپرسم
 ... درباره‌ي پسرتون مارتين و دوره‌اي که

00:21:25.925 --> 00:21:27.685
تو بيمارستان جان کارپنتر بستري بوده ...

00:21:27.725 --> 00:21:31.085
سوال داري؟ -
 ... بله، سوال دارم ... راه زيادي هم اومدم -

00:21:31.125 --> 00:21:34.245
از هترينگ‌فيلد ...
تلفن شما ايراد داره؟

00:21:35.725 --> 00:21:37.925
... تو رو خدا

00:21:42.925 --> 00:21:45.005
حداقل بايد زنگ مي‌زد

00:21:45.045 --> 00:21:48.165
کي؟

00:21:48.205 --> 00:21:50.645
شريکم، توني

00:21:50.685 --> 00:21:53.565
فردا برنامه داريم -
 ... خيلي خب، بايد ازتون چند تا سوال -

00:21:53.605 --> 00:21:56.445
درباره‌ي پسرتون که تو ...
 بيمارستان بستري بود بپرسم

00:21:56.485 --> 00:21:59.765
در اصل مي‌خوام درباره‌ي پرستاري به ...
 اسم پيرس بدونم، پرستار پسر شما بوده

00:22:03.485 --> 00:22:05.285
!اونو ولش کن

00:22:05.325 --> 00:22:07.205
پرستار پيرس رو ديده بودين؟

00:22:09.725 --> 00:22:12.205
اصلاً ملاقات پسرتون مي‌رفتين؟

00:22:12.245 --> 00:22:15.205
هر روز مي‌رفتم ملاقاتش

00:22:16.365 --> 00:22:17.885
پسرم مرده، مي‌دوني که

00:22:17.925 --> 00:22:21.925
بله -
تنها فرزندم -

00:22:30.605 --> 00:22:36.805
باهام مي‌رقصي آقاي پليس گنده؟ -
نه، ممنون -

00:22:36.845 --> 00:22:39.445
... ببين خانم دارم ازت مي‌پرسم -
 ... پس بايد بري بيرون -

00:22:43.445 --> 00:22:47.125
اين‌جوري هيچ‌وقت چيزايي رو  ...
که مي‌خواي بدوني بهت نمي‌گم

00:22:56.925 --> 00:23:00.845
مسترسن و من امشب اينجا مي‌مونيم -
 ... خيلي خوبه -

00:23:00.885 --> 00:23:03.045
اين‌جوري خيال من راحت مي‌شه ...

00:23:03.085 --> 00:23:06.245
فالن به قتل رسيده، درسته؟

00:23:06.285 --> 00:23:08.045
بله

00:23:09.285 --> 00:23:12.845
... امروز صبح وقتي کورتني بريگز

00:23:12.885 --> 00:23:15.965
جسد اون رو ديد، انگار ناراحت شد ...

00:23:16.005 --> 00:23:19.805
بينشون ارتباطي بود؟ -
 ... يه حرفهايي زده مي‌شد -

00:23:19.845 --> 00:23:24.045
مي‌گفتن يه جورايي با هم ارتباط دارن ...
 ... گويا دکتر به هرز پريدن مشهوره

00:23:24.085 --> 00:23:27.045
شايد بايد بهتون مي‌گفتم ...
به هر حال اين شايعه‌ها هست

00:23:29.685 --> 00:23:33.885
اميدوارم چيزي رو که خواهر گيرينگ  ...
درباره‌ي موراگ اسميت گفت جدي نگيرين

00:23:35.965 --> 00:23:38.645
موراگ هم مثل ديکرز مي‌مونه
 ... راحت مي‌شه قربانيش کرد

00:23:38.685 --> 00:23:40.965
هنوز با موراگ حرف نزدين؟ ...

00:23:41.005 --> 00:23:43.425
مي‌خوام برم پيداش کنم
 فکر کنم مي‌دونم کجاس

00:23:44.765 --> 00:23:48.005
... کورتني بريگز تا حالا در مورد جنگ حرفي زده؟

00:23:48.045 --> 00:23:51.725
از ماجراها يا آدم‌هاي به‌خصوص؟ ... -
راستش نه -

00:23:51.765 --> 00:23:54.965
... مي‌دونم خدمت کرده، گاهي موقع آموزش جراحي

00:23:55.005 --> 00:23:56.805
در موردش حرف مي‌زنه ...

00:23:56.845 --> 00:23:58.245
چطور؟

00:24:07.405 --> 00:24:09.725
چي مي‌خواستين به من بگين؟

00:24:11.525 --> 00:24:12.805
چرخش

00:24:20.045 --> 00:24:23.845
وقتي مارتين تو بيمارستان بود يه اتفاق عجيبي افتاد

00:24:25.325 --> 00:24:26.485
چه اتفاقي؟

00:24:26.525 --> 00:24:30.325
هي! چه اتفاقي؟ -
چه خشن -

00:24:30.365 --> 00:24:32.405
!ناقلا

00:24:32.445 --> 00:24:35.805
... وقتي يادش مي‌دادم فکر مي‌کرد خوب ياد گرفته

00:24:35.845 --> 00:24:39.645
فکر مي‌کرد خيلي خوب ياد گرفته ... -
کي؟ -

00:24:43.165 --> 00:24:45.485
استيفن کورتني بريگز

00:25:06.930 --> 00:25:09.170
!کمک

00:25:09.210 --> 00:25:11.650
!يه نفر کمکم کنه

00:25:11.690 --> 00:25:13.250
!کمک

00:25:13.290 --> 00:25:14.930
يکي کمک کنه

00:25:16.090 --> 00:25:18.570
چي شده؟ -
يکي زده تو سرش -

00:25:18.610 --> 00:25:20.496
همه‌ي درها رو قفل کنين -
زخم عميقيه -

00:25:20.536 --> 00:25:22.050
درها رو قفل کنين، ببينين کي اينجا نيست

00:25:22.090 --> 00:25:24.470
آقاي کورتني بريگز رو خبر کنين، بريم تو دفتر من -
بله خانم مدير -

00:25:24.510 --> 00:25:27.690
ايشون تو بخش خواهر برومفت هستن -
کورتني بريگز رو خبر نکنين -

00:25:27.730 --> 00:25:29.010
کورتني بريگز رو خبر نکنين

00:25:31.450 --> 00:25:33.324
چيزي نيست -
نمي‌خوام به کورتني بريگيز بگين -

00:25:33.364 --> 00:25:34.170
چيزي نيست

00:25:34.210 --> 00:25:35.650
خوب مي‌شين

00:25:48.970 --> 00:25:51.290
حالتون خوبه، فعلا تکون نخورين

00:25:51.330 --> 00:25:54.810
بدجور ضربه خوردين، چيزي يادتون مياد؟

00:25:54.850 --> 00:25:59.690
ديدين کي بهتون ضربه زد؟ -
احتمالاً از پشت زدنش -

00:25:59.730 --> 00:26:02.770
زخم بخيه لازم داره، بايد بيهوشش کنيم

00:26:02.810 --> 00:26:05.210
سرپايي انجامش مي‌دم -
بيهوشي لازم نيست -

00:26:05.250 --> 00:26:07.010
زخمت بايد همين الان بخيه بشه

00:26:07.050 --> 00:26:08.890
کلي خون ازت رفته ... -
 ... نه -

00:26:12.570 --> 00:26:15.330
مارتين تو ارتش خدمت کرد

00:26:15.370 --> 00:26:18.090
رسته‌ي اطلاعات

00:26:18.130 --> 00:26:19.410
... باهوش بود

00:26:20.810 --> 00:26:25.290
تمام مدت يه خراش هم برنداشت ...

00:26:25.330 --> 00:26:29.290
بعد فرستادنش آلمان، فِلزِن‌هايم

00:26:29.330 --> 00:26:32.970
فِلزِن‌هايم؟ -
براي يکي از دادگاه‌هاي جنگ جهاني دوم -

00:26:33.010 --> 00:26:35.290
نازي‌ها رو محاکمه مي‌کردن ...

00:26:36.450 --> 00:26:39.850
... همين‌طور ادامه پيدا کرد

00:26:41.290 --> 00:26:44.610
... مي‌خواستم برگرده خونه

00:26:44.650 --> 00:26:49.050
به جاي اينکه به اون وحشي‌ها خيره بشه ...

00:26:50.210 --> 00:26:53.450
نگاهشون کنه، حرفاشون رو بشنوه ...

00:26:55.090 --> 00:26:57.250
... بعدش هم که

00:26:57.290 --> 00:27:00.930
... کارش به بستري شدن تو بيمارستان کشيد ...

00:27:02.850 --> 00:27:05.610
و کي رو اونجا ديد؟ ...

00:27:05.650 --> 00:27:08.290
کي رو ديد؟ ...

00:27:15.630 --> 00:27:17.650
!نه -
خدايا! چه مرگته؟ -

00:27:17.700 --> 00:27:18.775
گفتم نه

00:27:18.850 --> 00:27:21.450
... باشه هر چي تو بگي، ببينيم سوزن اول که بهت بخوره

00:27:21.490 --> 00:27:24.730
باز همينو مي گي يا نه؟ ...
 ... مي‌گن درد سوزني که به گوشت زخمي مي‌خوره

00:27:24.770 --> 00:27:27.610
... يه جوريه انگار ضربه‌ي شمشير خوردي ...

00:27:27.650 --> 00:27:29.730
اين زخمي که مي‌بينم دست‌کم  ...
دوازده سيزده تا بخيه لازم داره

00:27:29.770 --> 00:27:32.410
اگه از شکنجه‌ي بقيه لذت مي‌بردم امروز روز خوشيم بود -
 ... در مورد رابطه‌ت -

00:27:32.450 --> 00:27:34.450
با جوزفين فالن برام بگو ...

00:27:36.530 --> 00:27:38.770
فکر مي‌کني جو رو من کشته‌م؟

00:27:38.810 --> 00:27:40.370
باشه، به من اعتماد نداري

00:27:40.410 --> 00:27:43.170
کشتيش؟ -
نه -

00:27:43.210 --> 00:27:46.330
يه سالي بود با هم بوديم

00:27:46.370 --> 00:27:48.090
... انتظار ندارم حرفمو باور کني

00:27:48.130 --> 00:27:51.210
... اما من واقعاً بهش علاقه داشتم ...

00:27:51.250 --> 00:27:52.650
خودش رابطه رو تموم کرد ...

00:27:52.690 --> 00:27:55.690
من هيچ وقت سر يه زن با کسي  ...
درگير نشده بودم، اما سر اون درگير شدم

00:27:55.730 --> 00:27:58.850
چرا رابطه رو تموم کرد؟ -
گفت ديگه ادامه‌ش فايده‌اي نداره -

00:27:58.890 --> 00:28:01.450
مطمئنم پاي کس ديگه‌اي وسط نبوده، همچين آدمي نبود

00:28:01.490 --> 00:28:03.930
اين ماجرا کي اتفاق افتاد؟ -
 ... حدود سه ماه پيش -

00:28:03.970 --> 00:28:06.410
دليلي نداشتم اذيتش کنم ...

00:28:06.450 --> 00:28:08.570
... آدم محتاطي بود، به کسي چيزي نمي‌گفت ...

00:28:08.610 --> 00:28:12.530
وقتي رابطه رو تموم کرد خيلي ناراحت ...
...  شدم، ولي نه اونقدر که اذيتش کنم

00:28:13.890 --> 00:28:15.050
حاضري؟

00:28:27.170 --> 00:28:30.050
يالا يالا يالا ... يالا

00:28:32.130 --> 00:28:33.490
لعنت

00:28:57.770 --> 00:28:59.690
جو فالن باردار بود

00:29:02.530 --> 00:29:05.010
نمي‌دونستي؟ -
نه -

00:29:05.050 --> 00:29:08.450
سيزده چهارده هفته‌ش بود
 اگه بهت مي‌گفت چيکار مي‌کردي؟

00:29:08.490 --> 00:29:10.050
کمکش مي‌کردم

00:29:10.090 --> 00:29:14.530
که از شر بچه خلاص بشه؟ -
 ... نه! فکر مي‌کني خودش رو کشته که -

00:29:16.730 --> 00:29:19.010
... اين اتفاق براي من و همسرم

00:29:20.650 --> 00:29:22.050
تا حالا نيفتاده ...

00:29:23.250 --> 00:29:27.130
البته مشکل از اون بود نه از من
 ... من سعي کردم با اين موضوع کنار بيام

00:29:27.170 --> 00:29:29.610
که هيچ‌وقت پدر نمي‌شم ...

00:29:30.930 --> 00:29:33.050
زمان جنگ کجا خدمت کردي؟ -
چي؟ -

00:29:33.090 --> 00:29:35.770
دقيقاً کجا خدمت کردي؟ -
دوباره موضوع گيرينگه؟ -

00:29:35.810 --> 00:29:38.730
قاهره خدمت کردم
 ... مي‌دوني که اجباري ندارم

00:29:38.770 --> 00:29:42.690
به هيچکدوم از سوال‌هات جواب بدم ... -
 ... همه جا رو ديدم، همه‌ي کسايي که بايد تو -

00:29:42.730 --> 00:29:44.583
ساختمون باشن، الان اينجا هستن ... -
ممنون -

00:29:44.623 --> 00:29:47.890
کار من تمومه، مي‌رم بيمارستان
مگه اينکه بخواي بازداشتم کني

00:30:24.850 --> 00:30:27.090
حالت خوبه؟ مي‌گفتن يکي بهت حمله کرده

00:30:27.130 --> 00:30:30.330
يکي تو جنگل بهم حمله کرد، الان خوبم -
قيافه‌ت که داغونه -

00:30:30.370 --> 00:30:31.970
نفهميدي کي بود؟ -
نه -

00:30:32.010 --> 00:30:33.610
... يه چيزي پيدا کردم

00:30:33.650 --> 00:30:36.410
که فکر کنم حالتو خوب کنه، حق با شما بود ...

00:30:37.490 --> 00:30:39.050
دتينجر

00:30:39.090 --> 00:30:41.530
...وقتي تو اون بخش بستري بوده يه اتفاقي افتاده ...

00:30:41.570 --> 00:30:43.690
يه نفر رو شناخته ... -
کي؟ -

00:30:43.730 --> 00:30:47.130
به نظر خيلي عجيبه
 ... دتنيجر موقع دادگاه نازي‌ها، اونجا حاضر بوده

00:30:47.170 --> 00:30:50.610
تو آلمان، يه جايي به اسم فلزن‌هايم ...

00:30:50.650 --> 00:30:53.090
... اينجا بيمارستان جالبيه مامان»

00:30:53.130 --> 00:30:57.250
گروبل داره اينجا به عنوان سرپرستارکار مي‌کنه  ... -
سرپرستار؟ -

00:30:57.290 --> 00:30:59.810
تو بخش برومفت بستري بود، درسته؟ -

00:30:59.850 --> 00:31:03.490
بازم هست ... وقتي مادرش به
 ... کورتني بريگز گفته که پسرش چي ديده

00:31:03.530 --> 00:31:07.090
بريگز نصف هزينه‌ي بيمارستان ...
 ... رو بهشون تخفيف داده، به شرط اينکه

00:31:07.130 --> 00:31:10.650
اين موضوع رو به کسي نگن ... -
... پس دتينجر برومفت رو شناخته  -

00:31:10.690 --> 00:31:14.170
داره با گستاخي تمام تو يه  ...
 ... بيمارستان انگليسي کار مي‌کنه

00:31:14.210 --> 00:31:17.370
... موضوع رو به پيرس مي‌گه، اونم که ...

00:31:17.410 --> 00:31:20.130
باج‌گير بوده، مي‌ره سراغ برومفت ...
 ... برومفت هم از اولين

00:31:20.170 --> 00:31:24.530
فرصتي که پيدا مي‌کنه، استفاده مي‌کنه ...
 ... بين زمان صبحانه خوردن و رفتن به بخش

00:31:24.570 --> 00:31:26.570
کارو تموم کرده ... -
فلزن‌هايم -

00:31:26.610 --> 00:31:29.530
اينو از کجا گير آوردي؟ -
 ... هِدر پيرس اين رو با کارت فالن  -

00:31:29.570 --> 00:31:32.850
از کتابخونه امانت گرفته بوده
 ... اينجا رو برام بخون

00:31:34.490 --> 00:31:35.730
آره، فِلزِن‌هايم

00:31:36.770 --> 00:31:39.090
اينه -
اِرمگارد گروبل -

00:31:39.130 --> 00:31:42.250
... خدايا، يکي از هشت نفريه که

00:31:42.290 --> 00:31:44.210
... تو بخش پزشکي کار مي‌کردن ...

00:31:44.250 --> 00:31:48.570
و متهم بودن 122 نفر زنداني  ...
 ... لهستاني رو با تزريق سم کشته‌ن

00:31:48.610 --> 00:31:52.290
... خدايا، همه‌شون مجرم شناخته شده‌ن ...

00:31:52.330 --> 00:31:53.730
... محکوم شده‌ن به ...

00:31:53.770 --> 00:31:58.090
دوازده سال زندان، البته به خاطر  ...
 ... سن کم تو مجازات بهش تخفيف دادن

00:32:00.810 --> 00:32:02.810
... خب، پس اين خودشه ...

00:32:02.850 --> 00:32:05.090
برومفت همون گروبله ...

00:32:05.130 --> 00:32:07.530
... البته به نظر عجيب مياد که اون تونسته باشه

00:32:07.570 --> 00:32:10.250
... اون زنيکه رو بعد از سي سال شناخته باشه ...

00:32:10.290 --> 00:32:13.300
اما به هر حال شناخته ديگه ... -
اما اسم برومفت رو نياورده بوده، درسته؟ -

00:32:13.340 --> 00:32:14.330
چي؟

00:32:14.370 --> 00:32:17.650
... مادره که چيزي نگفت

00:32:17.690 --> 00:32:21.730
بايد همون باشه ديگه، چرا نباشه؟ ...
چرا بايد يه خواهر ديگه رو ديده باشه؟

00:32:28.370 --> 00:32:31.530
... مسخره‌س، دتيجنر خيلي بدحال بود

00:32:31.570 --> 00:32:34.970
خيلي اوقات هذيون مي‌گفت ...
 ... منم نمي‌خواستم اين خبر تو روزنامه‌ها

00:32:35.010 --> 00:32:37.290
پخش بشه و اسم من يا اين بيمارستان ...
 ... رو به اين رسوايي بچسبونن

00:32:37.330 --> 00:32:40.090
براي همين چيزي رو که ...
 ... مي‌خواست بهش دادم

00:32:40.130 --> 00:32:43.450
تا خفه بشه ... -
چرا اين رو به ما نگفته بودي؟ -

00:32:43.490 --> 00:32:45.600
مي‌خواستم تموم کنمش ...
 ... فکر نمي‌کردم ربطي به موضوع داشته باشه

00:32:45.670 --> 00:32:49.220
ما تشخيص مي‌ديم چي به موضوع ربط داره -
 ... احتمال داره دتينجر غير از برومفت خواهر ديگه‌اي  -

00:32:49.290 --> 00:32:52.210
رو هم تو بخش ديده باشه؟ ... -
 ... ممکنه، خواهر گيرينگ زياد اونجا مي‌ره -

00:32:52.250 --> 00:32:53.770
و آموزش مي‌ده، چطور؟ ...

00:32:53.810 --> 00:32:56.450
يعني شما مي‌گي اون آدم راست مي‌گه؟ -
بگين برومفت از بخش بياد اينجا -

00:32:56.490 --> 00:32:59.370
من برومفت رو پيدا مي‌کنم -
 ... خواهر برومفت تو بخش نيست، کارش ساعت -

00:32:59.410 --> 00:33:01.810
چهار بعدازظهر تموم شده ... -
 ... اما من فکر مي‌کردم -

00:33:01.850 --> 00:33:04.690
خانم مدير گفت خواهر تو بخشه ...

00:33:11.630 --> 00:33:14.130
چي شده؟ -
 ... مي‌دوني خواهر برومفت يا خواهر گيرينگ -

00:33:14.170 --> 00:33:15.970
کجا هستن؟ ... -
نه، من تو دفترم بودم -

00:33:16.010 --> 00:33:16.730
قربان

00:33:16.770 --> 00:33:19.650
اونا اونجا نيستن قربان -
 ... شيفت برومفت ساعت چهار -

00:33:19.690 --> 00:33:22.370
تموم شده ... -
واقعاً؟ همچين قراري نداشتيم -

00:33:22.410 --> 00:33:24.050
آتيش

00:33:24.090 --> 00:33:26.250
!آتيش

00:33:26.290 --> 00:33:27.730
همينجا بمونين دخترا

00:33:33.690 --> 00:33:37.890
فکر کنم کلبه‌ي باغبون باشه
آتيش داره همه‌جا رو مي‌گيره

00:33:42.130 --> 00:33:43.970
همه برگردين عقب

00:33:48.010 --> 00:33:49.770
آتش‌نشاني رو خبر کنين

00:33:52.910 --> 00:33:54.630
موراگ کو، اونجاست؟ -
نديديمش -

00:33:54.670 --> 00:33:55.930
کجاست؟

00:33:56.170 --> 00:33:59.970
اينجايي؟ -
آره، در قفل بود ديگه -

00:34:00.010 --> 00:34:01.730
خواهر برومفت چي شد؟

00:34:04.330 --> 00:34:05.610
دخترا رو بالاي پله‌ها نگهدار

00:34:13.450 --> 00:34:15.050
کسي اونجا نيست

00:34:19.530 --> 00:34:20.810
فکر نکنم اين‌طوري باشه

00:34:23.850 --> 00:34:27.050
برگرد موراگ ... برگرد

00:34:27.090 --> 00:34:28.830
بايد يه کاري بکنيم -
!نه، نه -

00:34:59.690 --> 00:35:01.570
لعنت به من

00:35:22.450 --> 00:35:25.010
برو مراقب ساختمون باش، کسي بيرون نره

00:35:41.310 --> 00:35:42.790
به چيزي دست نزدم

00:35:44.390 --> 00:35:45.990
روي تخته

00:36:07.870 --> 00:36:10.030
... هدر پيرس را من کشتم»

00:36:10.070 --> 00:36:13.390
از چيزي خبردار شده بود ...
 ...  که به او هيچ ربطي نداشت

00:36:13.430 --> 00:36:17.990
جوزفين فالن را کشتم چون  ...
 ... نزديک بود بفهمد آن راز چه بوده

00:36:18.030 --> 00:36:20.990
... و آن را براي مقامات افشا کند ...

00:36:21.030 --> 00:36:24.150
... از کاري که کرده‌ام شرمنده ‌هستم ...

00:36:24.190 --> 00:36:25.870
...ديگر نمي‌توانم زندگي را تحمل کنم ...

00:36:25.910 --> 00:36:28.630
«لطفاً مرا فراموش کنيد، اتل برومفت  ...

00:36:35.150 --> 00:36:36.630
... ما ديگه نمي‌خوايم بمونيم

00:36:36.670 --> 00:36:38.630
... ديگه اينجا رو دوست نداريم ...

00:36:38.670 --> 00:36:42.470
ديگه نمي‌خوايم اينجا بمونيم ...

00:36:43.790 --> 00:36:45.110
خب بريد

00:36:46.350 --> 00:36:48.150
بدوين برگردين مزرعه

00:36:49.790 --> 00:36:52.070
اينجا کسي دلش براتون تنگ مي‌شه

00:36:52.110 --> 00:36:55.030
... اين ساختمون ايرادي نداره

00:36:55.070 --> 00:36:56.710
ايراد از آدماشه ...

00:36:58.310 --> 00:37:00.110
دلم برات مي‌سوزه

00:37:00.150 --> 00:37:02.310
... دوست ندارم مثل تو باشم

00:37:03.510 --> 00:37:05.390
... ترجيح مي‌دم خودم باشم، تا اينکه

00:37:05.430 --> 00:37:10.430
قلبم پر شده باشه از فساد و ...
 ... مثل سنگ، سخت شده باشه

00:37:10.470 --> 00:37:11.750
پر از بي‌رحمي ...

00:37:16.350 --> 00:37:18.790
... چند تا جمله‌ي کامل گفتي

00:37:21.990 --> 00:37:25.390
اتل برومفت اون کسي
نبود که وانمود مي‌کرد

00:37:27.910 --> 00:37:30.430
تو آلمان متولد شده بود

00:37:30.470 --> 00:37:32.950
... اسم واقعيش -
ارمگارد گروبل -

00:37:32.990 --> 00:37:34.390
مي‌دونستي؟

00:37:36.590 --> 00:37:39.230
... خيلي وقت پيش بهم گفته بود

00:37:39.270 --> 00:37:41.870
... اون موقع که تازه آموزش رو شروع کرده بوديم ...

00:37:41.910 --> 00:37:45.830
فکر کنم نياز داشت رازش  ...
 ... رو دست‌کم به يکي بگه

00:37:45.870 --> 00:37:49.870
...ماجرايي که درگيرش شده بود مي‌ترسوندش ...

00:37:49.910 --> 00:37:52.830
هيچ‌وقت به من نگفت موضوع
 ... دقيقاً چي بوده، اما گفت

00:37:52.870 --> 00:37:56.710
خيلي بي‌تجربه بوده و کاري ...
 رو کرده که ازش خواسته بودن

00:37:56.750 --> 00:37:59.830
بعد از يه مدت ديگه بهش فکر نکردم

00:38:01.470 --> 00:38:04.950
گاهي وقت‌ها به اين فکر مي‌کردم که ...
 همه‌ي جنبه‌هاي موضوع رو ديده‌م يا نه؟

00:38:06.790 --> 00:38:08.910
محکوميتش رو گذرونده بود

00:38:10.430 --> 00:38:15.030
با کارهايي که اينجا مي‌کرد هر روز ...
... داشت گذشته‌ش رو جبران مي‌کرد

00:38:15.070 --> 00:38:17.070
پرستار خيلي خيلي خوبي بود ...

00:38:21.310 --> 00:38:25.070
کي فهميدين؟ -
 ... خيلي وقت نيست -

00:38:25.110 --> 00:38:28.030
... تونستم با مرکز هماهنگ کنم

00:38:28.070 --> 00:38:32.190
تا همين الان يه نفر رو از بايگاني بفرستن ...
 ... اينجا، پرونده‌ش رو پيدا کردن

00:38:32.230 --> 00:38:34.390
پيک به زودي پرونده رو مياره اينجا ...

00:38:34.430 --> 00:38:38.550
... اون همه‌ي محکوميتش رو نگذرونده بود

00:38:38.590 --> 00:38:40.630
... بعد از 14 ماه با يه سرباز انگليسي ...

00:38:40.670 --> 00:38:44.550
که قرار بود نگهبانش باشه، فرار کرد ...

00:38:44.590 --> 00:38:46.270
يعني پرونده‌ش هنوز بازه

00:38:47.790 --> 00:38:49.550
تحت تعقيبه

00:38:49.590 --> 00:38:52.230
به خاطر شهرت و اعتبار  ...
 ... يا کار و حرفه‌ش نمي‌ترسيد

00:38:52.270 --> 00:38:54.110
... از دستگير شدن ...

00:38:55.670 --> 00:38:57.070
مي‌ترسيد ...

00:38:58.310 --> 00:39:02.910
... خيلي عجيبه که بعد از اين همه سال

00:39:02.950 --> 00:39:06.350
کسي شناخته باشدش ...
بايد خيلي تغيير کرده باشه

00:39:07.790 --> 00:39:11.590
چيزي در وجود اون نبود که خيلي ...
 ... قابل توجهش کنه، درسته؟

00:39:11.630 --> 00:39:14.790
... عجيب اينه که يه نگهبان عاشقش مي‌شه

00:39:14.830 --> 00:39:17.910
و آزاديش رو به خطر مي‌اندازه تا با اون فرار کنه ...

00:39:19.510 --> 00:39:21.750
... وجه عاشقانه‌اي در وجودش نبود ...

00:39:21.790 --> 00:39:24.070
... چيزي که شوق‌برانگيز باشه ...

00:39:24.110 --> 00:39:27.710
و نشه در برابرش مقاومت کرد ... شايد هم بوده

00:39:27.750 --> 00:39:30.400
تو اون پرونده عکس هم  ...
ازش هست، به زودي مي‌بينمش

00:39:30.540 --> 00:39:31.410
بس کن

00:39:35.990 --> 00:39:40.230
دتينجر تو رو شناخته بود، درسته؟
 ... تو وضع اون عجيب نبوده که

00:39:40.270 --> 00:39:43.510
فکر کرده تو سرپرستار هستي ...

00:39:43.550 --> 00:39:47.870
اين لباس خيلي شبيه چيزيه که ...
 سرپرستارها زمان جنگ مي‌پوشيدن

00:39:47.910 --> 00:39:51.870
... اون دخترا رو من نکشتم، اون کشت

00:39:51.910 --> 00:39:55.670
وقتي پيرس کشته شد من اصلاً اينجا نبودم ...

00:39:55.710 --> 00:40:00.270
...وقتي بهم گفت چيکار کرده خيلي ترسيدم ...

00:40:00.310 --> 00:40:04.950
در مورد کشتن فالن هم تنها چيزي ...
 ...  که بهش گفتم اين بود که

00:40:04.990 --> 00:40:09.510
ممکنه به زودي ماجراي کتاب رو بفهمه ...
 ... هميشه ذهنش مشغول بود

00:40:09.550 --> 00:40:11.430
... فکر و ذکرش من بودم ...

00:40:11.470 --> 00:40:13.430
نمي‌تونست از دست دادن منو تحمل کنه ...

00:40:13.470 --> 00:40:16.510
حتماً خيلي برات سخت بود که اين
 ... همه سال مجبور بودي نفوذ اون رو

00:40:16.550 --> 00:40:18.190
روي خودت تحمل کني ...

00:40:18.230 --> 00:40:20.430
اون عاشق اين وضع بود

00:40:20.470 --> 00:40:25.190
هيچ‌وقت منو تنها نمي‌ذاشت
 ... هر جا مي‌رفتم، هر جا مشغول‌به‌کار مي‌شدم

00:40:25.230 --> 00:40:27.430
تمام تعطيلات و کريسمس‌ها ... همه جا اونم بود ...

00:40:29.270 --> 00:40:31.870
ازش متنفر بودم -
پس کشتيش؟ -

00:40:32.110 --> 00:40:33.040
نه

00:40:33.080 --> 00:40:36.510
... شايد هم خيلي راحت قانعش کردي که بايد اين کار

00:40:36.550 --> 00:40:38.190
قهرمانانه رو براي تو بکنه؟ ...

00:40:40.230 --> 00:40:43.710
من خودم حقيقت رو مي‌فهمم
بهتره خودت ماجرا رو برام تعريف کني

00:40:46.110 --> 00:40:49.510
تو وقتي نوزده سالت بود چيکار مي‌کردي؟

00:40:49.550 --> 00:40:53.590
دانشگاه بودي؟ تو اتاق‌ها‌ي  ...
شيک کنار شومينه مي‌نشستي؟

00:40:53.630 --> 00:40:57.430
من مجبور بودم براي کسايي
 کار کنم که ازشون مي‌ترسيدم

00:40:58.990 --> 00:41:01.670
... نمي‌خواستم اون آدما رو بکشم

00:41:01.710 --> 00:41:04.550
... بيچاره‌هاي بي‌پناه ...

00:41:04.590 --> 00:41:08.150
... فکر مي‌کردن مي‌خوام براشون واکسن سل بزنم ...

00:41:10.790 --> 00:41:13.950
... طبق فهرست يکي يکي ميومدن داخل

00:41:13.990 --> 00:41:15.270
بهم لبخند مي‌زدن

00:41:17.310 --> 00:41:20.350
تشکر مي کردن که بهشون لطف مي‌کنم

00:41:21.910 --> 00:41:25.190
بعضي‌هاشون سعي مي‌کردن دست ...
 ... منو بگيرن، البته تعداد کمي‌شون

00:41:26.750 --> 00:41:28.830
... خم مي‌شدن جلو

00:41:28.870 --> 00:41:33.270
نفس مي‌کشيدن، من هم  ...
سم رو بهشون تزريق مي‌کردم

00:41:35.630 --> 00:41:37.710
... هنوز نفسشون رو روي

00:41:39.350 --> 00:41:41.030
صورتم حس مي‌کنم ...

00:41:50.110 --> 00:41:56.230
... تو هم مثل مني، تو هم فقط روزمرگي رو نمي‌بيني ...

00:41:56.270 --> 00:41:58.670
... انسان‌ها تو اين سياره‌ي کوچيک دارن تلاش مي‌کنن ...

00:41:58.710 --> 00:42:01.870
تصور مي‌کنن همه‌چيز مهمه و همه‌چيز معني داره ...

00:42:03.190 --> 00:42:04.230
... تو

00:42:05.710 --> 00:42:07.230
تو مي‌دوني زير اين پوسته چه خبره ...

00:42:09.910 --> 00:42:11.950
مي‌دوني طينت ما چيه ...

00:42:14.670 --> 00:42:16.350
تو منو مي‌شناسي

00:42:19.630 --> 00:42:21.390
... من حبسم رو گذروندم

00:42:21.430 --> 00:42:24.510
سخت‌تر از اوني بايد مي‌گذروندم ...

00:42:27.150 --> 00:42:29.830
.. تمام انسان‌ها مهم هستن

00:42:29.870 --> 00:42:35.470
و حق تک تک انسان‌هاست  ...
که عدالت براشون اجرا بشه

00:42:40.870 --> 00:42:42.190
بذار برم

00:42:42.230 --> 00:42:46.150
بله گروهبان؟ -
نشونه‌هاي کشيده شدن پيدا کرديم قربان -

00:42:46.190 --> 00:42:48.550
... بيشتر نشونه‌ها از بين رفته‌ن، اما ...

00:42:48.590 --> 00:42:51.230
... اما يه مسير مشخص وجود داره ...

00:42:51.270 --> 00:42:53.710
انگار جسد کشيده شده ... -
خوبه -

00:42:53.750 --> 00:42:56.390
... اول اتاق خواهر برومفت رو تفتيش کن

00:42:58.790 --> 00:43:00.670
بعد بيا اينجا ...

00:43:06.510 --> 00:43:07.790
اين کارو نکن

00:43:16.470 --> 00:43:20.150
... ارمگارد گروبل، شما رو به جرم فرار از زندان

00:43:20.190 --> 00:43:22.830
... و به اتهام قتل اتل برومفت بازداشت مي‌کنم ...

00:43:22.870 --> 00:43:25.270
مجبور نيستي حرفي بزني ...
 ... مگه اينکه خودت مايل باشي

00:43:25.310 --> 00:43:27.550
...اما هر حرفي بزني مکتوب مي‌شه ...

00:43:27.590 --> 00:43:30.030
و ممکنه به عنوان مدرک ازش استفاده بشه
متوجه شدي؟

00:44:56.540 --> 00:45:06.540
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.