﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:42.650 --> 00:00:44.140
نيازي نيست حتما بياي برون ...

00:00:44.950 --> 00:00:46.610
من مي خوام با چشماي خودم

00:00:47.280 --> 00:00:48.910
پايان اين سفر رو ببينم ...

00:00:50.890 --> 00:00:52.380
بالاخره رسيديم اينجا ... مگه نه ؟

00:00:54.730 --> 00:00:55.660
درسته ...

00:00:57.660 --> 00:01:01.830
من مطمينم که بالاخره ما مي تونيم
پي ببريم که تو حفيقتا چي هستي !

00:01:05.170 --> 00:01:07.640
منهم مثل تو دلواپسم ...

00:01:08.170 --> 00:01:09.400
ريل ...

00:01:18.280 --> 00:01:19.410
حواست به سکان باشه ...

00:01:43.740 --> 00:01:44.940
ما به مسکو رسيديم ...

00:02:16.822 --> 00:02:20.975
<i>سرنوشتم را تکامل مي بخشي</i>

00:02:21.838 --> 00:02:26.630
<i>دنيا درونم را رها مي سازد</i>

00:02:27.365 --> 00:02:31.358
<i>سرنوشتم را تکامل مي بخشي</i>

00:02:32.185 --> 00:02:36.222
<i>اشعه ي نور به بيرون مي تابد</i>

00:02:37.842 --> 00:02:42.398
<i>ژرفاي درونم را دوباره پر مي کني</i>

00:02:43.030 --> 00:02:51.884
<i>جايگاهم را دوباره پر مي کني</i>

00:02:55.301 --> 00:03:05.712
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:03:05.980 --> 00:03:16.614
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:03:16.869 --> 00:03:16.869
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:03:37.549 --> 00:03:40.806
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:03:49.870 --> 00:03:51.230
اينجا که خاليه ...

00:03:51.670 --> 00:03:54.930
اين فراتر از همه تصاوراتيه که
من تا امروز داشتم

00:03:57.840 --> 00:04:01.170
مسکو در حين تهاجم رامدو تخريب شد ...

00:04:02.510 --> 00:04:05.210
وينسنت اگر بفهمه ، باورش ميشه ؟

00:04:05.680 --> 00:04:07.010
اون نور ...

00:04:07.480 --> 00:04:11.360
شايد همون نور بوده که مسکو رو
سوزونده و با خاک يکسان کرده ...

00:04:11.360 --> 00:04:13.410
يا بعبارتي گذشته منو نيست و نابود کرده

00:04:14.160 --> 00:04:16.820
اينطور که معلومه اينجا
ديروز نابود نشده

00:04:20.300 --> 00:04:21.320
درسته ...

00:04:22.700 --> 00:04:24.860
آيا اون نور رو هم پدربزرگ من فرستاده بود ؟

00:04:25.900 --> 00:04:27.500
پس چرا الان ؟

00:04:28.240 --> 00:04:30.930
يعني داره تلاش ميکنه  که
يک پروکسي ديگه بدست بياره ؟

00:04:32.880 --> 00:04:34.780
چه اتفاقي داره تو رامدو مي افته ؟

00:04:34.780 --> 00:04:35.770
وينسي ...

00:04:36.050 --> 00:04:37.450
خوشحال باش ...

00:04:38.550 --> 00:04:39.280
باشه !

00:04:39.450 --> 00:04:41.420
ما تازه رسيديم اينجا

00:04:43.850 --> 00:04:44.910
حق با توست ...

00:04:47.560 --> 00:04:49.860
نشانه اي از پايان !

00:04:52.860 --> 00:04:56.920
شهروند شماره 039666.
رائول کريد

00:04:58.370 --> 00:04:59.390
حاضرم ...

00:05:00.270 --> 00:05:04.940
چطور يک شهروند نمونه مي تونه
يک همچين  رسوايي رو به بار بياره ؟

00:05:04.940 --> 00:05:07.780
تو خيلي تواناييهات رو دست بالا گرفتي ...

00:05:08.280 --> 00:05:11.180
که همچين آزادي هايي رو از سيستم گرفتي

00:05:11.180 --> 00:05:13.710
اگر تو همچين اشتباهي رو
انجام نداده بودي ...

00:05:14.120 --> 00:05:15.880
گفتي اشتباه ؟

00:05:16.550 --> 00:05:18.850
تو خودتم اين اشتباه رو داشتي
مگه نه ؟

00:05:21.190 --> 00:05:24.220
تو حتي توانايي روبرو شدن با
گناه خودت رو هم نداري ؟

00:05:24.900 --> 00:05:26.830
انداختن تقصيرها به گردن ديگري !

00:05:26.830 --> 00:05:28.960
نمونه اي از پاسخهاي دفاعي ...

00:05:29.470 --> 00:05:31.130
اگر بخاطر همين اشتباه من نبود ...

00:05:31.130 --> 00:05:35.140
اگر بخاطر همين اشتباه من بود ، خيلي از
مهاجرت کنندگان بي غذا مي موندند

00:05:35.140 --> 00:05:39.230
اين وظيفه هر شهرونديه که
دست ضعيفتر ها رو بگيره و کمکشون کنه

00:05:39.580 --> 00:05:43.380
کوتاهي در تصميم گيريه بوده که
ما رو به اين مخمصه انداخته ...

00:05:43.380 --> 00:05:49.120
پذيرش اون مرد ، وينسنت لاو
آغازي بر تمامي مصيبتها بود

00:05:49.120 --> 00:05:50.250
اشتباه مي کنم ؟

00:05:56.130 --> 00:05:57.490
حالت خوبه ؟

00:05:57.790 --> 00:05:59.020
آره ...

00:05:59.530 --> 00:06:02.330
بنظر مياد اينجا مرکز شهر باشه ...

00:06:02.330 --> 00:06:03.730
نمي دونم ...

00:06:04.270 --> 00:06:07.360
يعني تو شهروندي تا اين اندازه دون پايه بودي
که نمي دوني مرگز شهر کجاست ؟

00:06:07.670 --> 00:06:09.200
نمي دونم ...

00:06:11.640 --> 00:06:12.400
شوخي کردم ...

00:06:12.740 --> 00:06:14.370
مي دونم ...

00:06:14.810 --> 00:06:16.210
وينسي ؟

00:06:16.510 --> 00:06:18.850
هر چيزي که قبلا خوردي
يا هر کسي که در گذشته ملاقات کردي

00:06:18.850 --> 00:06:20.480
هر انچه به ياد بياري|Nممکنه کمک کنه ...

00:06:21.350 --> 00:06:23.880
هيچي يادم نمياد .. هيچي ...

00:06:24.120 --> 00:06:25.250
صبر داشته باش ...

00:06:26.020 --> 00:06:28.180
هيچ دليلي وجود نداره که
خودت رو سرزنش کني ...

00:06:30.660 --> 00:06:32.290
بجنتب
بيا بريم

00:06:32.800 --> 00:06:36.230
مي توني براي چند لحظه
تنهام بگذاري ؟

00:06:37.000 --> 00:06:38.020
وينسنت ؟

00:06:40.800 --> 00:06:43.500
اگر حالت خوب نيست
مي خواي برگرد به کشتي ...

00:06:44.140 --> 00:06:46.940
منهم اگر سرنخي پيدا کردم
برمي گردم پيش تو ...

00:06:46.940 --> 00:06:48.430
باشه

00:06:51.180 --> 00:06:54.550
استفاده از راپچر ( خلسه ) يک جرم نيست

00:06:54.550 --> 00:06:57.850
تو نه تنها از خودت اسم راپچرو اختراع کردي

00:06:57.850 --> 00:07:00.060
بلکه اين اسم رو بر روي

00:07:00.060 --> 00:07:02.960
يک بمب هسته اي حرارتي گذاشتي

00:07:02.960 --> 00:07:05.060
و اين کارها جرمهاي واقعي هستند که مجازات دارند

00:07:05.060 --> 00:07:09.870
جرم تو ، تکرار اشتباهات گذشتته !

00:07:09.870 --> 00:07:14.000
پيشينان شما هم در جستجوي خدا بودند و به اونها خيانت شد

00:07:14.000 --> 00:07:15.610
ولي من فرق مي کنم

00:07:15.610 --> 00:07:18.410
من در پي خدايي نيستم که ما رو محافظت نمي کنه

00:07:18.410 --> 00:07:19.980
من بسادگي همه چيزو نابود مي کنم

00:07:19.980 --> 00:07:22.610
تو بدنبال نابودي و خرابي بيشتر مي گردي ؟

00:07:22.610 --> 00:07:27.380
چگونه مسبب مرگ و سردرگمي در جهان بودن ف مي تونه چيزي رو تغيير بده ؟

00:07:27.380 --> 00:07:31.420
وقتي يک برنده وجود داره ، پس بايد بازنده اي هم وجود داشته باشه

00:07:31.420 --> 00:07:33.590
حتي اگر سقوط ما اجتناب ناپذير باشه

00:07:33.590 --> 00:07:37.190
و تا وقتي که ما مقاومت کنيم ، رامدو نابود نخواهد شد

00:07:37.360 --> 00:07:38.500
ابله مردا !

00:07:38.500 --> 00:07:41.260
هيچ راهي براي فرار از اين مسير وجود نداره

00:07:41.260 --> 00:07:46.270
تو مسير نابودي رو نمي پذيري و مي خواي مرگت رو جلو بندازي ؟

00:07:46.270 --> 00:07:49.410
دست رو دست گذاشتن و منتظر موندن فرقي با خودکشي نداره

00:07:49.410 --> 00:07:52.860
غرق شدن در جريان آروم ناميدي آسونه

00:07:53.440 --> 00:07:56.110
اگرچه ، ما بايد تغيير کنيم

00:07:57.010 --> 00:07:59.750
و از اين پس اگر لازم باشه بدون خدا به راهمون ادامه بديم

00:07:59.750 --> 00:08:01.620
من نااميدي رو نمي شناسم

00:08:09.890 --> 00:08:13.660
منظورت اينه که
تا وقتي مقاومت کنيم ، رامدو هم هست ؟

00:08:21.710 --> 00:08:25.510
پس ادامه بده و همونطوري که  فکر مي کني درسته عمل کن

00:08:25.710 --> 00:08:28.010
شما به من اجازه ميدين زنده بمونم ؟

00:08:28.250 --> 00:08:30.110
که منهم در رنجي که ميکشين شريک باشم ....

00:08:34.350 --> 00:08:35.320
بريم

00:08:35.890 --> 00:08:37.410
چشم جناب رييس

00:08:42.160 --> 00:08:43.350
رائول

00:08:43.930 --> 00:08:46.200
بالاخره تو هم درک کردي

00:08:46.200 --> 00:08:48.330
گناه ما رو ...

00:08:48.330 --> 00:08:51.000
اندوه ما رو

00:08:51.000 --> 00:08:53.660
و نوميدي عميقمون رو ...

00:08:56.810 --> 00:08:58.980
شهري که نابود شده

00:08:58.980 --> 00:09:01.210
دقيقا مقل خاطرات من ...

00:09:01.510 --> 00:09:03.450
اينجا محل تولد منه

00:09:03.910 --> 00:09:05.680
و محليه که من در اونجا به چيزي که الان هستم بدل شدم

00:09:06.150 --> 00:09:09.380
و کماکان من حتي نمي تونم اندکي از خاطراتم رو به ياد بيارم

00:09:12.690 --> 00:09:16.180
شايد اگر به پروکسي تبديل بشم ، بتونم همه چيز رو بخاطر بيارم

00:09:25.540 --> 00:09:26.930
نيفتي دختر ...

00:09:27.370 --> 00:09:28.800
من خوبم

00:09:30.170 --> 00:09:32.470
هي وينسي

00:09:32.710 --> 00:09:33.940
آهاي

00:09:35.310 --> 00:09:37.040
وينسي

00:09:37.480 --> 00:09:39.550
من که باورم نميشه بتوني از اين فاصله ببينيش

00:09:39.550 --> 00:09:40.880
آهاي

00:09:41.380 --> 00:09:42.980
بگذار به حال خودش باشه ...

00:09:43.220 --> 00:09:44.150
چشم

00:09:48.160 --> 00:09:50.130
از اون بالا چي مي توني ببيني ؟

00:09:50.990 --> 00:09:52.480
يک تخم مرغ مي بينم

00:09:53.000 --> 00:09:53.860
تخم مرغ ؟

00:09:54.260 --> 00:09:55.200
آره

00:09:55.200 --> 00:09:59.540
بزرگ و گرده و حدس مي زنم چيز خيلي با ارزشي داخلش باشه

00:09:59.540 --> 00:10:02.940
يک چيزهايي مثل بچه ! غذا يا روياها ...

00:10:03.470 --> 00:10:04.870
منظورت يک چيزهايي شبيه چيزهايي که تو کتاب مصورت بود ؟

00:10:05.110 --> 00:10:07.840
آري ! ولي اولين باريه که من مي بينمش

00:10:09.050 --> 00:10:12.850
چيزي اونقدر ارزشمند که بايد در همچين منطقه محافظت شده اي نگهداري بشه

00:10:13.950 --> 00:10:17.390
ما بهش ميگيم پروکسي موناد

00:10:18.590 --> 00:10:19.490
موناد ؟

00:10:20.060 --> 00:10:25.050
و اين چيزيه که ما از داخل حباب مسکو به غنيمت گرفتيم

00:10:26.060 --> 00:10:29.500
شايد پروکسي موناد پشت اين ديوارها باشه

00:10:38.070 --> 00:10:40.410
يعني من هيچ خاطره اي ندارم ؟

00:10:41.410 --> 00:10:44.970
اگر نه ، پس چطور مي تونم ادعا کنم که وجود دارم ؟

00:10:50.750 --> 00:10:52.720
يک چيزهايي اينجاست

00:10:54.090 --> 00:10:55.320
نگران نباش

00:10:55.590 --> 00:10:57.180
اينجا خيلي ترسناکه.

00:10:57.730 --> 00:11:00.490
به دلايلي ، منو ياد يک چيزهايي مي اندازه

00:11:01.630 --> 00:11:04.830
فکر کنم منو ياد اطاق پدربزرگم مي اندازه

00:11:05.770 --> 00:11:08.770
هر وقت منو به اونجا احضار مي کرد ، خيلي دستپاچه مي شدم

00:11:08.770 --> 00:11:10.530
ولي لان يک احساس دلتنگي دارم

00:11:11.440 --> 00:11:13.410
پدربزرگت ، ازت تعريف مي کرد ؟

00:11:13.610 --> 00:11:14.600
نچ

00:11:14.980 --> 00:11:16.540
ريل بيچاره

00:11:25.460 --> 00:11:27.690
يعني پروکسي يکروزي اينجا بوده ؟

00:11:32.960 --> 00:11:38.330
رامدو به مسکو حمله کرد و يک پروکسي رو
به اسم موناد از اينجا به غنيمت گرفت

00:11:49.280 --> 00:11:52.650
چرا پروکسي ه اينقدر براي زندگيمون حياتي هستند ؟

00:11:54.120 --> 00:11:58.140
چرا بايد رامدو يک پروکسي رو از جاي ديگه اي تهيه مي کرد ؟

00:12:00.490 --> 00:12:03.890
پروکسي ، از اينجا به چه چيزهايي مي نگريست ؟

00:12:17.640 --> 00:12:18.940
تپش ...

00:12:20.780 --> 00:12:23.250
فکر مي کني چرا وينسنت همه چيزو فراموش کرده ؟

00:12:23.980 --> 00:12:25.970
من هيچ چيزي رو فراموش نمي کنم

00:12:26.320 --> 00:12:30.120
ما اگر همه چيز رو کامل به ياد بياريم ، مغزمون منفجر ميشه

00:12:30.350 --> 00:12:32.720
بايد براي وينسي خيلي سخت باشه ... اينطور نيست

00:12:33.860 --> 00:12:37.880
شايد فراموشي ، واکنش رواني ذهنش دربرابر
فشارهاي زندگي وينسنت بوده

00:12:38.560 --> 00:12:41.500
ولي اگر حقيقت ماجرا جايي در خاطرات گذشته اش مخفي شده اونوقت ...

00:12:44.170 --> 00:12:46.140
اگر منبع  تغذيه  هنوز کار کنه

00:12:46.670 --> 00:12:47.860
منبع تغذيه ؟

00:12:48.370 --> 00:12:50.740
يکجايي که تو مي توني خودتو شارژ کني ...

00:12:50.740 --> 00:12:51.870
يک جايي هست  !

00:12:52.380 --> 00:12:53.310
چي ؟

00:12:53.580 --> 00:12:55.170
يک منبع تغذيه اين دور و ور هست

00:12:55.550 --> 00:12:56.880
چرا اينو زودتر نگفتي ؟

00:12:57.310 --> 00:12:59.110
چرا خودت زودتر نپرسيدي ؟

00:13:08.060 --> 00:13:08.920
درست شد ...

00:13:13.200 --> 00:13:14.420
فکر نکنم

00:13:15.570 --> 00:13:18.130
فهميدم !
الان ديگه همه اش تو ذهنه پينوست

00:13:31.050 --> 00:13:34.920
اوه ... خوش اومدي ... کسي که اجازه باز کردن در رو داره

00:13:35.250 --> 00:13:37.450
البته ، تو رو يادم مياد

00:13:37.450 --> 00:13:40.220
منتظر اومدنتون بودم

00:13:41.260 --> 00:13:42.620
ارباب !

00:13:52.670 --> 00:13:57.700
از پاک کردن خاطراتتون و ترک اين سرزمين چي بدست آوردين ؟

00:13:58.170 --> 00:14:01.670
بنظر نمياد سودي براتون داشته باشه ... داشته ؟

00:14:02.310 --> 00:14:04.680
و براي همينه که برگشتين

00:14:05.210 --> 00:14:06.180
اوه من ....

00:14:06.950 --> 00:14:08.720
با اجازه شما

00:14:08.720 --> 00:14:14.920
کسي هستم که از جانب شما براي
محافظت از خاطراتتون در چنين موقعيتهايي تعيين شده

00:14:15.160 --> 00:14:16.990
و نام من ، امنسياست

00:14:17.590 --> 00:14:20.190
شما که اين کلمه رو فراموش نکردين که ؟

00:14:23.400 --> 00:14:25.330
خيلي خوبه ... پس

00:14:26.670 --> 00:14:28.140
آنچه که تقسيم شده

00:14:28.440 --> 00:14:32.100
بايد دوباره يکي شود

00:14:33.810 --> 00:14:38.650
اينها خاطرات ارزشمندي هستند که
ارباب در نزد من به امانت گذاشته

00:14:38.650 --> 00:14:43.150
ايشون مي ترسيد که بعضي از سوابق دچار ابهام بشند
پس اونها رو بترتيبي که ميبينيد ؛ اينجا نوشت ...

00:14:43.150 --> 00:14:45.350
اين يک کاريه که من

00:14:45.350 --> 00:14:51.450
بعنوان يک ماشين راحت تر از پسش بر ميام

00:14:52.700 --> 00:14:57.370
همه وجودات زنده در ذهنشون
يک دريچه اطمينان دارند که

00:14:57.370 --> 00:14:59.400
موجب نابودي همه خاطراتي ميشه که
به ياد آوردنشون دردناکه

00:14:59.400 --> 00:15:02.810
فراموشي يا ديوانگي ، کدومشون اول از همه فرا مي رسه ؟

00:15:02.810 --> 00:15:06.140
خوشحالم که پيش از اينکه همچين اتفاقاتي بيفته ، شما رو ديدم

00:15:07.010 --> 00:15:08.910
فهميدم

00:15:09.380 --> 00:15:11.970
اگر چند لحظه به من وقت بدين ...

00:15:19.560 --> 00:15:21.190
بله

00:15:21.190 --> 00:15:27.150
اين همون جاييه که اولين رويارويي شما
با اون خانوم ثبت شده

00:15:27.860 --> 00:15:30.920
خب ، پس اجازه بدين که شروع کنيم

00:15:33.700 --> 00:15:36.500
نه ، نه ، نگران نباشيد

00:15:36.870 --> 00:15:39.170
من هرگز اجازه نخواهم داد که چيزي

00:15:39.640 --> 00:15:43.440
به خاطرات با ارزشي که نزد من به امانت گذاشتين آسيب بزنه

00:15:43.710 --> 00:15:45.380
هرگز دو طول زندگيم ...

00:15:45.380 --> 00:15:49.090
و مي دونم که هر چقدر هم زمان بگذره
من چيزي رو فراموش نخواهم کرد

00:15:49.090 --> 00:15:50.950
نه ، نگران نباشين . همه اش پيش منه

00:15:50.950 --> 00:15:54.950
يادم نمياد که چند شبانه روز اينها رو مي نوشتم ...

00:15:56.430 --> 00:15:57.920
چيکار داري مي کني ؟

00:15:58.260 --> 00:16:00.520
اينها خاطرات خودتند ...

00:16:02.030 --> 00:16:05.800
واسه چي پس برگشتي ؟
و براي چي من بايد به محافظت از اونها ادامه ميدادم ؟

00:16:06.900 --> 00:16:07.960
چرا ؟

00:16:08.600 --> 00:16:09.500
آخ چرا ؟

00:16:16.110 --> 00:16:17.200
چرا ؟

00:16:39.270 --> 00:16:40.500
وينسي ...

00:16:41.270 --> 00:16:42.290
پينو

00:16:42.570 --> 00:16:43.700
ريل

00:16:44.270 --> 00:16:46.140
وينسي بيدار شده

00:16:51.210 --> 00:16:52.980
چطوري ؟

00:16:52.980 --> 00:16:54.750
الان خوبم

00:16:54.920 --> 00:16:56.410
ما يک مدرکي پيدا کرديم

00:16:56.790 --> 00:16:58.690
من پيدا کردم
الانم همه اش تو سر منه

00:16:59.320 --> 00:17:02.120
اونجا زير زمين يک نيروگاه در حال کار وجود داره

00:17:02.660 --> 00:17:03.680
آماده اي براي رفتن ؟

00:17:04.230 --> 00:17:06.850
من چقدر وقت خوابيده بودم ؟

00:17:08.800 --> 00:17:09.630
بريم ...

00:17:14.300 --> 00:17:17.360
من مي خوام اينو رو بعنوان اولين اولويتت قرار بدي

00:17:18.070 --> 00:17:21.010
حتي مهمتر از پرزه احياي دوباره پروکسي ؟

00:17:21.010 --> 00:17:23.500
ما ديگه به خدا نيازي نداريم

00:17:24.980 --> 00:17:26.880
واسه چي ترسيدي ؟

00:17:27.080 --> 00:17:30.380
حتي اگر خدا هم تلف بشه ، هيچ چيزي تغيير نمي کنه

00:17:30.590 --> 00:17:32.880
حقيقت اينه که چيزي تغيير نمي کنه

00:17:33.620 --> 00:17:36.390
و براي همينه که ما بايد در سطح بافت سلوليمون تغييراتي بديم

00:17:36.760 --> 00:17:38.730
و تو از پسش بر مياي

00:17:38.730 --> 00:17:41.160
و من تنا کسي نيستم که اين اعتقاد رو داره

00:17:43.030 --> 00:17:45.100
تو مرد خيلي جالبي هستي

00:17:45.100 --> 00:17:47.160
که اينقدر زياده روي مي کني

00:17:47.340 --> 00:17:49.610
ما به معناي اصلي کلمه بايد تغيير کنيم ...

00:17:49.610 --> 00:17:53.170
و توبايد ما رو به همون چيزي که بايد باشيم ، تبديل کني

00:17:54.280 --> 00:17:55.170
خيلي خب

00:17:56.150 --> 00:17:59.580
اگر تو به هر چيزي که داخل ديوار هاي
رامدو قرار داره ، نياز داشتي ، منو خير کن ...

00:18:14.560 --> 00:18:16.090
نخ قرمز ؟

00:18:20.870 --> 00:18:23.270
هي ... اونو به من برگردون لطفا

00:18:23.870 --> 00:18:24.810
حتما

00:18:25.370 --> 00:18:27.340
اين خيلي خيلي مهمه

00:18:27.910 --> 00:18:28.840
واقعا ؟

00:18:32.820 --> 00:18:33.940
عذر مي خوام که معطل شدي

00:18:35.920 --> 00:18:37.390
اين ديگه چيه ؟

00:18:37.390 --> 00:18:39.820
جايگزيني براي ريل مير ؟

00:18:40.360 --> 00:18:41.450
جايگزين ؟

00:18:42.020 --> 00:18:44.220
اين خيلي زود ميشه ريل مير واقعي

00:18:44.560 --> 00:18:46.190
بريم ريل ؟

00:18:57.710 --> 00:18:59.370
شروع به از دست دادنش کرده ...

00:19:02.080 --> 00:19:03.370
از مسير ...

00:19:04.210 --> 00:19:06.080
پس اين قسمت مي تونه الکتريسيته لازم

00:19:06.080 --> 00:19:09.210
رو براي مواقع ضروري توليد کنه ...

00:19:09.820 --> 00:19:11.250
اينجا ...

00:19:12.090 --> 00:19:13.490
چيزي يادت نمياد ؟

00:19:13.790 --> 00:19:15.890
نه فقط ...

00:19:15.890 --> 00:19:19.550
اين احساس رو دارم که يکزماني اينجا بودم

00:19:23.100 --> 00:19:25.260
اين خطوط خرچنگ قورباغه روي ديوار ، يکنوع زبان نوشتاريه ... مگه نه ؟

00:19:25.400 --> 00:19:26.700
مي توني اونها رو بخوني ؟

00:19:26.940 --> 00:19:28.060
نه

00:19:31.740 --> 00:19:33.140
نکن اين کارو

00:19:33.140 --> 00:19:35.440
ممکنه يک چيزي اون تو باشه

00:19:35.440 --> 00:19:36.410
اينجا رو نگاه

00:19:36.780 --> 00:19:38.140
اين شبيه  آويز وينسيه !

00:19:38.650 --> 00:19:40.910
شکلش شبيه گردن اويز توه

00:19:41.720 --> 00:19:43.180
فکر نمي کنم

00:19:50.330 --> 00:19:51.550
باز شد

00:19:51.760 --> 00:19:53.490
پس همين کليدش بود ... نبود ؟

00:19:57.470 --> 00:20:00.060
اين اطاق واسه چيه ؟

00:20:01.140 --> 00:20:02.690
و براي چه منظوري بکار مي رفته ؟

00:20:03.110 --> 00:20:04.970
شما کي هستي ؟

00:20:04.970 --> 00:20:07.600
ولش کن ... شکسته

00:20:08.310 --> 00:20:09.400
اون مرده ؟

00:20:13.520 --> 00:20:14.720
اون چيه ؟

00:20:14.720 --> 00:20:20.160
بايد که دوباره يکي شود
آنچه تقسيم شده دوباره بايد يکي شود

00:20:20.520 --> 00:20:22.180
انچه تقسيم شده ؟

00:20:22.760 --> 00:20:25.830
آنچه تقسيم شده ، دوباره بايد يکي شود

00:20:25.830 --> 00:20:27.320
همونطور که فکرش رو مي کردم ، کاملا شکسته

00:20:28.300 --> 00:20:29.820
منظورش چيه که : اوني که دو قسمت شده دوباره بايد يکي بشه ؟

00:20:35.270 --> 00:20:36.240
وينسنت

00:20:36.970 --> 00:20:37.700
اونجا رو ...

00:20:41.680 --> 00:20:43.610
ريل ...
-آنچه دو قسمت شده ...

00:20:43.610 --> 00:20:47.280
بسمت رامدو ... بسمت راودو ... بسمت رامدو

00:20:47.280 --> 00:20:49.850
به ..... سمت .... رامدو

00:20:49.850 --> 00:20:51.250
اون گفت : رامدو

00:20:51.390 --> 00:20:53.820
آهاي ... منظورت چي بود ؟ آهاي با توام

00:20:54.160 --> 00:20:55.820
يک چيزي بگو

00:20:59.230 --> 00:21:00.420
اينکه ...

00:21:00.860 --> 00:21:02.090
چي شده ؟

00:21:09.910 --> 00:21:11.370
جفت همند

00:21:19.420 --> 00:21:22.650
تو يکي از بزرگترين معماهاي اين دنيايي

00:21:23.390 --> 00:21:26.380
و نبايد اون لبخند رو به هيچ مرد ديگه اي نشونش بدي

00:21:36.000 --> 00:21:37.560
زيباست

00:21:39.540 --> 00:21:41.060
تو هنوزم اينجايي ؟

00:21:43.770 --> 00:21:45.930
تو بايد کشته شده باشي

00:21:47.240 --> 00:21:50.300
پس در اينصورت تو سمبلي از اونچه
من بايد باهاش روبرو بشم هستي ...

00:21:50.780 --> 00:21:51.440
خب باشه

00:21:52.010 --> 00:21:53.810
من نابودت مي کنم

00:21:54.550 --> 00:21:56.780
من ازت نمي ترسم

00:22:01.060 --> 00:22:04.050
اين پيغامي براي تو از طرف موناد نيست ؟

00:22:04.490 --> 00:22:06.120
موناد ؟

00:22:06.600 --> 00:22:08.090
اون موناد نبود ؟

00:22:08.960 --> 00:22:11.160
تو تمام خاطراتت رو بهش منتقل کردي ، مگه نه ؟

00:22:12.370 --> 00:22:13.340
بخاطر اين نبود که عاشق تو بود ؟

00:22:15.600 --> 00:22:18.330
حتي اينجا هم هيچ چيزي پيدا نکرديم

00:22:19.070 --> 00:22:19.840
نه ...

00:22:20.410 --> 00:22:22.070
حالا ما ديگه مي دونيم جواب سوالاتمون رو کجا مي تونيم پيدا کنيم

00:22:22.710 --> 00:22:26.940
چيزي که اين پيغام ما رو به اونجا راهنمايي مي کنه ...
من عين اين پيغام رو تو رامدو هم ديدم

00:22:29.150 --> 00:22:32.450
اولين شبي که تو رو بصورت پروکسي ديدم ...

00:22:40.460 --> 00:22:41.620
بله ...

00:22:42.160 --> 00:22:44.500
پس رامدو ...

00:22:44.770 --> 00:22:46.100
ما مي تونيم برگرديم ؟

00:22:46.740 --> 00:22:48.030
مايد برگرديم

00:22:48.800 --> 00:22:50.270
وينسنت لاو

00:22:51.170 --> 00:22:53.270
تو چي هستي ؟

00:22:53.680 --> 00:22:55.640
يک گردن آويز ديگه

00:22:56.250 --> 00:22:58.710
اين گردن اويز ديگه ، اينجا چيکار مي کنه اخه ؟

00:22:59.680 --> 00:23:03.310
انچه دو قسمت شده ، دوباره بايد يکي شود

00:23:03.690 --> 00:23:07.640
يعني منظورش وينسنت و ارگو بود ؟

00:23:08.620 --> 00:23:09.690
اگر اين حقيقت داشته باشه

00:23:09.690 --> 00:23:14.190
اون کسي که اتوريو  رو کشته و
شواهدي که در مورد خاطرات بوده نابود کرده ...

00:23:17.500 --> 00:23:19.970
برمي گرديم به رامدو

00:23:21.640 --> 00:23:22.730
باشه

00:23:26.680 --> 00:23:29.270
ولي مگه ما مي تونيم برگرديم اونجا ؟

00:23:31.510 --> 00:23:33.410
سفر ما هنوز به آخر نرسيده

00:23:34.420 --> 00:23:37.110
تا امروز ، ما با پروکسي هاي زيادي برخورد کرديم

00:23:37.820 --> 00:23:40.360
ولي هيچدومشون اون گردنبند رو نداشتند

00:23:40.360 --> 00:23:45.350
و هيچکدومشون هم به اون پيغام ارتباطي نداشتند

00:23:46.500 --> 00:23:48.550
موناد بايد مسوول همه اينها باشه

00:23:49.870 --> 00:23:52.870
موناد و وينسنت بنوعي به موضوع مربوطند

00:23:52.870 --> 00:23:54.340
البته پروکسي ها

00:23:55.540 --> 00:23:57.940
من مي دونم که جواب ، در اونجا قرار داره

00:24:00.000 --> 00:24:10.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:25:31.630 --> 00:25:33.030
سرزمين لبخند

00:25:33.370 --> 00:25:36.430
اينجا ، پادشاهي لبخندهاي ابدي است

00:25:36.910 --> 00:25:40.110
و تمامي ميهمانان ما رو بسمت دنياي روياها هدايت مي کنه

00:25:40.110 --> 00:25:41.480
دختري با لبخند

00:25:41.480 --> 00:25:43.250
دختري با  لبخند
و اونها رو اونقدر در اونجا نگه مي داريم که زمان رو از ياد ببرند

00:25:43.250 --> 00:25:45.370
دختري با  لبخند