﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:28.590 --> 00:00:30.060
وينسنت

00:01:37.822 --> 00:01:41.975
<i>سرنوشتم را تکامل مي بخشي</i>

00:01:42.838 --> 00:01:47.630
<i>دنيا درونم را رها مي سازد</i>

00:01:48.365 --> 00:01:52.358
<i>سرنوشتم را تکامل مي بخشي</i>

00:01:53.185 --> 00:01:57.222
<i>اشعه ي نور به بيرون مي تابد</i>

00:01:58.842 --> 00:02:03.398
<i>ژرفاي درونم را دوباره پر مي کني</i>

00:02:04.030 --> 00:02:12.884
<i>جايگاهم را دوباره پر مي کني</i>

00:02:16.301 --> 00:02:26.712
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:02:26.980 --> 00:02:37.614
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:02:37.869 --> 00:02:37.869
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:02:58.549 --> 00:03:01.806
<i>بيا و منجي من باش</i>

00:03:11.090 --> 00:03:12.280
ريل مير

00:03:13.260 --> 00:03:14.660
کريستيوا

00:03:15.120 --> 00:03:16.390
وينسنت کجاست ؟

00:03:23.730 --> 00:03:25.500
منو نکشت !

00:03:26.940 --> 00:03:31.340
يک قسمتيش هنوز همون ويينسنت قديمه !

00:03:32.510 --> 00:03:33.630
ولي ...

00:03:34.080 --> 00:03:37.600
وينسنت لاو مي خواد رييس رو هم بکشه ؟

00:03:42.990 --> 00:03:44.110
تو داري کجا ميري ؟

00:03:45.790 --> 00:03:51.560
من روبات همراهشم ... وظيفه منه که ازش محافظت کنم

00:03:56.130 --> 00:03:57.360
درسته

00:04:07.040 --> 00:04:09.880
<i><b>قسمت بيست و دوم
!بند </b></i>

00:04:27.830 --> 00:04:30.060
تو کجايي پدر ؟

00:04:31.500 --> 00:04:32.930
پدر بزرگ

00:04:33.500 --> 00:04:35.490
و اين پايان شهر رامدوست ...

00:04:37.040 --> 00:04:41.640
من هميشه از اين شهر نفرت داشتم

00:04:48.650 --> 00:04:51.050
اين دنيا پر از دروغ بود

00:04:52.120 --> 00:04:53.050
ولي ...

00:04:53.290 --> 00:04:55.020
حقيقت اينه ؟

00:04:57.790 --> 00:05:02.060
در اينصورت ، چيزي که من دنبالشم
که خيلي بدتره ...

00:05:14.880 --> 00:05:16.340
تو ...

00:05:19.550 --> 00:05:22.750
يکي ديگه از خودم ! از ديدنت خوشبختم

00:05:23.020 --> 00:05:25.050
تو ديگه کي هستي ؟

00:05:25.050 --> 00:05:26.520
منو ميگي ؟

00:05:26.520 --> 00:05:28.620
من ريل ميرم

00:05:28.890 --> 00:05:31.880
من ريل ميرم ، نه تو ...

00:05:33.930 --> 00:05:35.120
نزديکتر نيا

00:05:36.930 --> 00:05:38.700
درد و غمم رو بيشترش نکن

00:05:39.740 --> 00:05:45.040
تو کسي هستي که براي وينسنت ياداوري کننده من و مونادي

00:05:48.850 --> 00:05:50.550
درباره چي حرف مي زني ؟

00:05:50.550 --> 00:05:52.280
منظورت از موناد چيه ؟

00:05:52.280 --> 00:05:54.480
اون ديگه چه ارتباطي به من داره ؟

00:05:55.250 --> 00:05:58.350
و واسه چي وينسنت بايد به ياد تو بيفته ؟

00:05:59.260 --> 00:06:02.990
اون ديگه به درد و رنج بيشتري نياز نداره

00:06:02.990 --> 00:06:08.260
من مي خوام خلاصش کنم
از فکر درد و رنجي که يک خالق مي کشه

00:06:09.200 --> 00:06:11.200
درد و رنج خالق ؟

00:06:11.200 --> 00:06:14.100
اون کسيه که رامدو رو بوجود اورده

00:06:15.240 --> 00:06:17.640
بهش چيزي بيشتر از اوني که بايد بدونه ، نگو

00:06:19.940 --> 00:06:23.210
ريل ، داشتم دنبالت مي گشتم

00:06:24.610 --> 00:06:26.010
ديدالوس

00:06:26.250 --> 00:06:28.480
پس مشاور اعظم بالاخره مرد ...

00:06:28.950 --> 00:06:31.920
و به همين دليلم بود که من تونستم وارد اينجا بشم

00:06:32.420 --> 00:06:34.820
ايا وينسنت کسي بوده که اين شهرو خلق کرده ؟

00:06:35.730 --> 00:06:38.920
از اونها بپرس ...

00:06:39.300 --> 00:06:41.090
حالا که ديگه مشاور اعظم مرده.

00:06:41.300 --> 00:06:42.970
دليلي وجود نداره

00:06:42.970 --> 00:06:45.400
که اين مجسمه هاي سنگي به سکوتشون ادامه بدند

00:06:47.070 --> 00:06:48.400
اون ديگه کيه ؟

00:06:49.440 --> 00:06:51.700
تو نبايد بدون اجازه من بري بيرون

00:06:52.740 --> 00:06:56.610
ديدالوس ، من مي خوام وينسنت رو ببينم

00:06:58.450 --> 00:07:01.750
من مي خوام نجاتش بدم

00:07:02.120 --> 00:07:03.520
حتي تو هم ...

00:07:06.190 --> 00:07:07.090
ريل ...

00:07:08.620 --> 00:07:11.020
ريل ... برگرد به آزمايشگاه

00:07:12.500 --> 00:07:13.620
و پرسه زدنو تمومش کن ...

00:07:14.030 --> 00:07:16.400
وينسنت پدر بزرگم رو کشت

00:07:16.400 --> 00:07:18.260
ايا اين طبيعت واقعيشه ؟

00:07:20.470 --> 00:07:22.330
پس من حالا بايد چيکار کنم ؟

00:07:22.970 --> 00:07:26.140
اگر اون ديگه خودش نباشه ... من بايد

00:07:27.340 --> 00:07:29.750
ولي ديدالوس ... حتي تو ...

00:07:29.750 --> 00:07:30.800
من از کجا بدونم ؟

00:07:31.680 --> 00:07:33.680
مگه نميگي که مشاور اعظم کشته شده ؟

00:07:33.680 --> 00:07:35.810
پس تو هم وينسنت رو بکش

00:07:36.150 --> 00:07:39.490
وينسنت ... وينسنت
همه براشون فقط اون مهمه

00:07:43.630 --> 00:07:45.030
درسته ...

00:07:45.490 --> 00:07:47.530
من بايد بروم و دنبال ريل خودم بگردم

00:07:47.530 --> 00:07:48.690
ديدالوس

00:07:50.800 --> 00:07:54.860
بخاطر اينکه من مي خوام ريل من ، فقط به من اهميت بده

00:08:02.040 --> 00:08:05.610
لطفا همه حقيقتي که مي دونيد رو به من بگين

00:08:06.680 --> 00:08:07.840
ريل

00:08:09.050 --> 00:08:14.220
حقيقت اينه که :
کار اين شهر تموم شده

00:08:14.860 --> 00:08:18.530
وينسنت و  ارگو پروکسي چطور ؟

00:08:18.530 --> 00:08:22.430
آيا اونها به اينجا برگشتند تا شاهد فروپاشي اين شهر باشند ؟

00:08:22.570 --> 00:08:26.430
حتي ما هم نمي دونيم که تو فکر خالق چي مي گذره

00:08:26.740 --> 00:08:29.900
آيا وينسنت واقعا اين شهرو خلق کرده ؟

00:08:30.340 --> 00:08:35.000
اين حباب و همچنين يک دوجين برنامه کاري براي شهروندان رو ؟

00:08:35.580 --> 00:08:38.600
و سيستم لقاح مصنوعي رو براي
اطمينان از رشد جمعيتي ؟

00:08:39.020 --> 00:08:39.950
درسته

00:08:41.920 --> 00:08:46.120
من تعداد زيادي حباب رو خارج از اين جهان ديدم

00:08:47.090 --> 00:08:52.080
يعني هرکدوم از اون حبابها رو يک پروکسي خلق کرده بوده ؟

00:08:54.230 --> 00:08:56.490
در حقيقت ، پروکسي ها خدايان روي زمينند

00:08:56.800 --> 00:09:00.390
و رامدو ، آرمان شهريه که خالقش رهاش کرده

00:09:00.940 --> 00:09:02.230
رهاش کرده ؟

00:09:02.510 --> 00:09:05.140
ارگو اين مکان رو ترک کرد

00:09:05.140 --> 00:09:08.380
با ناميدي عميقي از براي خودش

00:09:08.380 --> 00:09:11.250
و رامدو رو به دونو مير سپرد

00:09:11.250 --> 00:09:13.510
يعني اين شهر توسط ارگو به پدربزرگم امانت داده شده بود ؟

00:09:14.420 --> 00:09:18.290
پس واسه چي ارگوي توانگر بي نياز اين شهرو ترک کرد ؟

00:09:18.790 --> 00:09:21.190
و چرا اين جهان دچار اينهمه اشفتگي شد ؟

00:09:21.190 --> 00:09:24.590
پس معناش اينه که ، ارگو توانگر بي نياز نبود ...

00:09:25.730 --> 00:09:29.290
درسته که ارگو ، در مقام خدايي براي شهر رامدو بود

00:09:29.770 --> 00:09:32.600
ولي خدايي ناتمام بود ...

00:09:32.600 --> 00:09:36.800
و  مخلوقات اينچنين خدايي هم بتبع ، موجداتي ناقص خواهند بود

00:09:37.970 --> 00:09:41.310
پس خالق ما رو رها کرد

00:09:41.610 --> 00:09:44.200
و رهامون کرد تا هر جوري که دلمون مي خواد زنگي کنيم

00:09:44.980 --> 00:09:48.610
پس چرا شما به مسکو حمله کردين ؟

00:09:48.980 --> 00:09:52.250
به واسطه نوميدي زيادي که بخاطر
از دست دادن شکوه و افتخار بر ما سايه افکنده بود

00:09:52.250 --> 00:09:54.690
!يه عملي کاملا مشروع براي گرفتن انتقام

00:09:55.060 --> 00:10:01.860
اما موناد نور رو از ما دريغ کرد
و ما رو با چشمان بسته اش به بند کشيد ...

00:10:01.860 --> 00:10:06.270
و به همين دليل بود که از ان پس
چشمان ما بر فراز اين شهر نمي تابد

00:10:06.270 --> 00:10:07.640
فهميدي ؟

00:10:07.640 --> 00:10:14.340
و خيلي خنده داره که خالق برگشته
بدون اينکه حتي ما اگاه باشيم

00:10:15.340 --> 00:10:17.010
يک خداي ناقص ؟

00:10:18.550 --> 00:10:19.980
پس ما ...

00:10:25.190 --> 00:10:27.590
امکان نداره.

00:10:28.860 --> 00:10:31.120
ما درد و رنجهاي خالقمون هستيم ...

00:10:37.030 --> 00:10:38.860
خواهش مي کنم بيش از اين رنج نکش ...

00:10:40.640 --> 00:10:43.760
بيا به نزد من وينسنت

00:10:46.040 --> 00:10:49.440
من تو رو از بند رنجو محنت آزادت مي کنم

00:11:08.230 --> 00:11:09.860
ريل مير ؟

00:11:18.110 --> 00:11:19.730
غير ممکنه

00:11:37.590 --> 00:11:38.390
اينجا

00:11:38.790 --> 00:11:41.260
من همون کاري که گفتي رو انجام دادم ... درسته ؟

00:11:41.260 --> 00:11:42.030
بله

00:11:42.600 --> 00:11:44.400
ديدالوس يومنو

00:11:45.670 --> 00:11:49.770
هنوز زنده اي تو ؟
از اون چيزي که انتظار داشتم سرسخت تري !

00:11:49.770 --> 00:11:51.430
گلوله هاي ضد پروکسي کجاست ؟

00:11:51.740 --> 00:11:52.900
همشون رو بده به من

00:11:53.310 --> 00:11:56.080
فکر کن تو خونه خودتي
بگرد و پيداشون کن ...

00:11:56.080 --> 00:11:57.610
کجا قايمشون کردي ؟

00:11:57.610 --> 00:11:59.770
يادم نمياد ...

00:12:04.290 --> 00:12:07.050
آههان تازه يادم اومد ... انداختمشون دور

00:12:16.630 --> 00:12:18.260
آخه واسه چي همچين کاري کردي ؟

00:12:18.600 --> 00:12:20.870
چون ديگه نيازي بهشون نداشتم

00:12:21.140 --> 00:12:25.630
من بايد بکشمش ... من بايد اون وينسنت لاو رو بکشم ...

00:12:27.840 --> 00:12:30.610
تا زماني که ريل کنار من ، من شادمانم

00:12:31.780 --> 00:12:33.680
چرا چشمهات رو روي واقعيت بستي ؟

00:12:33.680 --> 00:12:37.140
يعني فقط منتظر مرگ در کنار ريل مير جايگزيني ؟

00:12:38.150 --> 00:12:40.710
شهروندان به وظايفتون عمل کرده و چيزهاي بدرد نخورتون رو دور بندازيد

00:12:41.720 --> 00:12:43.520
به تو هم ديگه نيازي نيست

00:12:43.690 --> 00:12:44.690
چي گفتي ؟

00:12:44.690 --> 00:12:47.660
فکر کنم شايسته نيست که شما

00:12:47.960 --> 00:12:51.160
بيش از اين زنده بمونيد رييس رائول !

00:12:52.000 --> 00:12:54.160
من هرگز  تن به خفت نميدم

00:12:55.170 --> 00:12:57.040
و تا اخر به مبارزه ادامه خواهم داد

00:12:57.770 --> 00:12:59.140
هر کاري دلت مي خواد بکن

00:13:23.630 --> 00:13:31.040
وينسنت خودش رو خلق کرد تا
فراموش کنه که يک پروکسي بوده

00:13:34.010 --> 00:13:36.480
تو بهم گفتي که تصميم نداري حالا حالاها بهم شليک کني

00:13:37.380 --> 00:13:39.470
و به همين دليل بهت برش گردوندم

00:13:40.720 --> 00:13:42.910
مي تونيم با هم بريم ، ريل ؟

00:13:47.220 --> 00:13:50.420
ولي براي يک مهاجر ...

00:13:50.990 --> 00:13:52.930
منظورم اينه که براي يک هيولا مثل من ...

00:13:54.730 --> 00:14:00.940
وينسنت ، آيا رامدو از روي عمد تو رو نپذيرفت

00:14:00.940 --> 00:14:04.200
بخاطر اينکه خودت  ناخوداگاه ، همين رو آرزو داشتي ؟

00:14:05.240 --> 00:14:07.570
يلا شايدم خوت اينطوري ترتيبش رو داده بودي ؟

00:14:10.410 --> 00:14:13.120
اگر همه اينها از پيش تعيين شده بوده
معناش اين نيست که ويراني رامدو هم از پيش تعيين شده بوده ؟

00:14:15.550 --> 00:14:20.890
و وقتي براي اولين بار روبروي من پديدار شدي
مي خواستي که من از بين ببرمت ؟

00:14:22.120 --> 00:14:25.090
و آيا من به همين دليل نبوده که من خلق شدم ؟

00:14:26.960 --> 00:14:29.950
پس براي همين پيش روي من آشکار شدي

00:14:31.070 --> 00:14:34.700
و به همين علت من بدون هيچ مقاومتي مجذوبت شدم

00:14:37.210 --> 00:14:39.400
ولي آخه چرا من ؟

00:14:42.240 --> 00:14:44.640
و فکر مي کنم ، بايد همين رو از تو هم پرسيد ...

00:14:46.120 --> 00:14:50.680
هيچکس نمي تونه انتخاب کنه که چطور آدمي  بدنيا بياد

00:14:52.090 --> 00:14:54.780
اهميتي نداره که چه شخصيتي داشته باشه

00:14:56.760 --> 00:14:59.230
اين دست نيست وينسنت ؟

00:15:02.160 --> 00:15:06.290
اما الان من احساس مي کنم که
قلبم مي خواد هزار پاره بشه

00:15:07.440 --> 00:15:11.110
يکايک افرادي که پشتيبان زندگي من بودند

00:15:11.110 --> 00:15:13.200
ترکم کردند

00:15:14.580 --> 00:15:15.740
ريل

00:15:17.450 --> 00:15:23.980
حتي اگر اين حقيقي براي رامدو باشه
حقيقتي نيست که تو بايد در جستجوش باشي

00:15:25.720 --> 00:15:28.280
حقيقتي که من بايد جستجوش کنم ؟

00:15:28.420 --> 00:15:31.660
اون چيزي نيست که کس ديگه اي بتونه بهت بگه ...

00:15:31.660 --> 00:15:34.360
براي اينکه اون چيزيه که از عمق وجودت نشات مي گيره

00:15:34.360 --> 00:15:38.070
اهميتي نداره که چه کسي سعي مي کنه حقايق رو بهت بگه

00:15:38.070 --> 00:15:40.530
تو تنها کسي هستي که مي توني خودت رو بسوي حقيقت هدايت کني

00:15:41.500 --> 00:15:47.070
پس يعني هر موجودي ، حقيقت مخصوص به خودش رو داره ؟

00:15:48.410 --> 00:15:51.440
ريل ، چيز اضافه اي براي گفتن نمونده

00:15:51.650 --> 00:15:54.480
و تا وقتي که ننگ و شرارت در اين سرزمين جريان داره

00:15:54.480 --> 00:15:57.540
سکوت موهبتي حقيقي براي ماست

00:15:57.820 --> 00:16:00.310
ما رو بيدار نکنيد

00:16:00.520 --> 00:16:02.420
تا اخر زمان ...

00:16:04.290 --> 00:16:05.820
و کاملا ساکت باشيد

00:16:54.380 --> 00:16:55.670
پدر ...

00:17:02.050 --> 00:17:04.210
حقيقت من ...

00:17:05.290 --> 00:17:09.880
در اين زمان ، چيزي جدا از ترس
به من نزديک ميشه ...

00:17:10.790 --> 00:17:14.890
هر زمان که با تو روبرو شدم ، رشد کردم

00:17:16.530 --> 00:17:18.400
ولي اون

00:17:48.330 --> 00:17:49.960
مي خاره !

00:17:51.270 --> 00:17:53.730
تو از من محافظت کردي ، نه ؟

00:17:54.940 --> 00:17:57.630
براي اينکه اون مرد گفت مي خواد وينسنت رو نابود کنه ، اين کارو کردم

00:18:14.820 --> 00:18:16.550
هي پدر ...

00:18:18.160 --> 00:18:21.460
پينو حالا ديگه کلي احساس داره

00:18:24.670 --> 00:18:29.540
شادي ، غم ، تنهايي و خيلي  ديگه

00:18:30.170 --> 00:18:33.010
پينو به اون دور دورها رفته

00:18:36.010 --> 00:18:38.680
ولي بعد از اينکه پينو از پدر جداشد

00:18:38.680 --> 00:18:41.010
پينو احساس کرد که دلس راسه تو تنگ شده

00:18:43.150 --> 00:18:46.380
پدر ؛ تو هم کلي احساس داري ، مگه نه ؟

00:18:50.690 --> 00:18:53.560
آيا ممکنه که بازهم ببينمش ؟

00:18:56.330 --> 00:19:01.790
پدر ، تو هم دلت واسه من تنگ شده ؟

00:20:29.520 --> 00:20:31.250
دونو مير

00:20:36.600 --> 00:20:41.160
وينسنت .... نه ، ارگو پروکسي

00:20:43.340 --> 00:20:45.600
حافظه ات برگشت ؟

00:20:46.240 --> 00:20:53.980
آره ... من بودم که همه اين شهرو بوجود آوردم
و به اين مرد سپردم

00:20:54.820 --> 00:20:57.020
واسه چي برگشتي ؟

00:20:57.020 --> 00:20:59.950
تو مي دونستي که من تفنگ رو بسمتت نشونه ميرم

00:21:01.620 --> 00:21:02.850
همينطوره

00:21:04.430 --> 00:21:07.050
تو مي خواي منو بکشي ... مگه نه ؟

00:21:08.130 --> 00:21:10.830
فکر مي کني که ماشه رو مي کشم ؟

00:21:12.170 --> 00:21:14.430
اگر اين چيزيه که تو ميخواي

00:21:23.380 --> 00:21:24.310
چرا ؟

00:21:24.850 --> 00:21:27.180
انتظار نداشته باش که من همونطور که تو ميل داري رفتار کنم

00:21:27.680 --> 00:21:30.080
من نمي خوام اجازه بدم که تو کنترلم کني

00:21:32.720 --> 00:21:37.220
به بعد از زماني که من حقيقت غايي خودم رو پيدا کردم

00:21:38.530 --> 00:21:40.760
اون پيغامي که روي ديوار تو مسکو نوشته شده بود

00:21:41.200 --> 00:21:42.290
اون دو گردن اويز

00:21:43.270 --> 00:21:44.390
و اون که جدا شده بود

00:21:46.100 --> 00:21:49.630
اون در چندين مرتبه خودش رو به ما نشون داد

00:21:51.810 --> 00:21:53.470
تو به من گوش ميدي ديگه ؟

00:21:56.340 --> 00:21:59.870
وينسنت لاو و ارگو پروکسي ...

00:22:00.520 --> 00:22:04.120
و ينسنتي که فراموشي گرفته و شخصيت جداگانه اي پيدا کرده

00:22:04.120 --> 00:22:06.850
بهترين پوشش براي ناپديد شدن تو بود

00:22:07.920 --> 00:22:12.720
اما به هر حال ، حقيقت وجودي من
موجب شده که هستي تو رو بشه

00:22:13.300 --> 00:22:18.730
همون کسي که در سايه قرار داشت و
وينسنت و ارگو پروکسي رو اداره مي کرد

00:22:20.870 --> 00:22:22.460
خودتو نشون بده

00:22:23.070 --> 00:22:24.940
من مي دونم که تو همينجاها بايد باشي

00:22:35.480 --> 00:22:40.180
کارت خيلي خوب بود ريل ...

00:22:59.940 --> 00:23:02.540
و حالا نوبت توه که حقيقت رو بدوني ...

00:23:39.920 --> 00:23:44.010
تو بالاخره تونستي خودتو به اينجا برسوني وينسنت لاو

00:23:44.590 --> 00:23:49.080
اما فکر مي کني که بتوني با موفقيت از اين هزارتو بيرون بياي ؟

00:24:00.000 --> 00:24:10.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:25:31.430 --> 00:25:34.620
صداي من ديگه بهش نمي رسه

00:25:37.270 --> 00:25:40.000
اما ارتعاش زير اين آسمان آبي ، چيزي بجز ضربانهاي بيداري نيست

00:25:40.000 --> 00:25:44.800
پروکسي ...