﻿WEBVTT

00:01:42.534 --> 00:01:46.706
«خاندان اژدها - فصل دوم»
«قسمت ششم - رعایا»

00:01:56.089 --> 00:02:03.089
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:02:18.413 --> 00:02:25.413
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:32.584 --> 00:02:33.835
‫گلدن توث...

00:02:33.918 --> 00:02:36.546
‫از حضور شما مفتخر شده است، لرد لنیستر.

00:02:36.630 --> 00:02:40.842
‫من 500 مرد جنگجو دارم،
‫کاملاً مسلح

00:02:40.925 --> 00:02:43.928
‫- و سرشار از روحیه.
‫- من یک هزار شوالیه با خودم میارم

00:02:44.012 --> 00:02:47.557
‫و به تعداد هفت برابر از اون
‫کماندار و مردان مسلح.

00:02:47.641 --> 00:02:50.352
‫وقتی کارمون با آشغال‌های ریورلندی تموم شه،

00:02:50.435 --> 00:02:53.487
‫رد فورک لیاقت یدک کشیدن چنین نامی رو بدست میاره.
‫[ رد فورک: انشعاب سرخ / چند شاخه‌ی سرخ ]

00:02:53.688 --> 00:02:57.317
‫آماده‌ایم که به امر شما
‫به تاختن بپردازیم، لرد بزرگوار من.

00:02:58.109 --> 00:03:00.904
‫گمونم بی‌درنگ به سوی هرنهال می‌خواید برید.

00:03:00.987 --> 00:03:03.615
‫ازتون می‌خوام یه کلاغ به کینکز لندینگ بفرستید.

00:03:04.324 --> 00:03:07.494
‫به برادرم بگید ما آماده‌ی تاختن‌ایم

00:03:07.577 --> 00:03:10.413
‫البته به محض اینکه
‫شاهزاده ایموند به ما بپیوندن...

00:03:11.456 --> 00:03:13.683
‫و سوار بر ویگار باشند.

00:03:13.708 --> 00:03:18.046
‫و تا وقتی که شاهزاده به ما پاسخ بدهند
‫چه کار کنیم، لرد بزرگوارم؟

00:03:18.129 --> 00:03:20.340
‫مردان من درازا زمانی در تکاپو بودن.

00:03:20.423 --> 00:03:22.884
‫به شدت مشتاق به آغوش گرفته شدن
‫توسط مهمان نوازیِ

00:03:22.968 --> 00:03:24.052
‫قلعه‌ات هستن.

00:03:38.692 --> 00:03:41.695
‫جرأت کرده منو فرا بخونه!

00:03:42.404 --> 00:03:44.239
‫"با عجله"؟

00:03:44.864 --> 00:03:46.741
‫یعنی لنیسترها این‌قدر از نیروشون کاسته شده
‫که نمی‌تونن

00:03:46.825 --> 00:03:49.244
‫بدونن محافظ از توث تا هرنهال بتازند؟

00:03:51.413 --> 00:03:54.165
‫یه اژدهای بزرگ توی ریورلنده، اعلی حضرت.

00:03:54.249 --> 00:03:56.167
‫ارتش برادرم تنومنده،
‫ولی به‌نظر میاد...

00:03:56.251 --> 00:03:57.460
‫من شاهزاده نایب السلطنه‌ام،

00:03:57.585 --> 00:04:00.287
‫نه سگی که به دامان بقیه فرا خونده بشه.

00:04:00.380 --> 00:04:02.549
‫به برادرت بگو اگه سپاهش رو

00:04:02.632 --> 00:04:04.843
‫به هرنهال تحویل نده، اونم "با عجله"،

00:04:04.926 --> 00:04:07.429
‫دلشوره‌هایی بسیار فجیع‌تر از
‫اژدهایان دیمن براش ایجاد می‌شه.

00:04:07.512 --> 00:04:09.306
‫آزرده‌خاطر شدنت موجه‌ئه، ایموند،

00:04:09.389 --> 00:04:11.266
‫- ولی به‌نظر میاد که...
‫- یه مسئولیتی برای تو هم

00:04:11.349 --> 00:04:13.768
‫دارم، سِر تایلند.

00:04:19.899 --> 00:04:21.943
‫می‌تونیم با سه‌حاکم اتحاد ایجاد کنیم.

00:04:23.028 --> 00:04:25.739
‫از این دریابند ملعون دیگه سیر شدم.

00:04:25.822 --> 00:04:29.451
‫شاهزاده‌ی من،
‫نمی‌شه با شهرهای آزاد مذاکره کرد.

00:04:29.951 --> 00:04:32.746
‫ناخدایان کشتی‌هاشون مزدوران خطرناکی‌اند.

00:04:32.829 --> 00:04:34.914
‫- با دزد دریایی فرق چندانی ندارن...
‫- از دریای باریک دو قدم

00:04:34.998 --> 00:04:36.625
‫باهاشون فاصله داریم.

00:04:37.417 --> 00:04:40.337
‫ماه‌ها طول می‌کشه
‫تا کشتی‌های لنیسترها و های‌تاورها از راه برسن.

00:04:41.254 --> 00:04:45.550
‫سه‌حاکم از دوباره به وحشت انداختن مار دریا
‫بسیار خرسند می‌شن.

00:04:45.634 --> 00:04:47.886
‫بذارین دریابندشو تضعیف بدن

00:04:47.969 --> 00:04:51.539
‫درحالی که متحدان راستین ما
‫سفر طولانی‌شون به شرق رو طی می‌کنن.

00:04:51.556 --> 00:04:55.393
‫سه‌حاکم ممکنه تظاهر کنن شرایط و ضوابط رو
‫می‌پذیرن، اما نباید بهشون اعتماد کرد.

00:04:55.477 --> 00:04:57.312
‫پدرت خوب اینو می‌دونست.

00:04:58.271 --> 00:04:59.856
‫فرجام نامه‌هایی که
‫برای گری‌جوی‌ها فرستادیم چی شد؟

00:04:59.940 --> 00:05:02.108
‫بی‌ثمر بودن.

00:05:02.192 --> 00:05:05.987
‫رد کرکن به انتظار بهترین موقعیت نشسته.

00:05:06.071 --> 00:05:09.783
‫ولی شاید بتونیم با آغشتن عسل اغواش کنیم،
‫اگه لازم شد.

00:05:09.866 --> 00:05:12.577
‫مثلاً ازدواج با ملکه مادر رو پیشکشی کنیم؟

00:05:13.495 --> 00:05:15.080
‫اصلاً و ابداً.

00:05:16.373 --> 00:05:17.374
‫دریغا.

00:05:18.333 --> 00:05:21.294
‫ملکه مادر خردمندانه سخن می‌گویند، اعلی حضرت.

00:05:21.378 --> 00:05:22.796
‫حتی اگه دریابند شکستنی باشه،

00:05:22.879 --> 00:05:24.839
‫جداً باید این مهاجمین بیگانه رو
‫به آب‌هایی که این همه

00:05:24.923 --> 00:05:27.425
‫به کینگز لندینگ نزدیکن دعوت کنیم؟

00:05:27.509 --> 00:05:30.220
‫به‌نظرم وقتش شده به هرنهال بتازی.

00:05:33.139 --> 00:05:35.100
‫اعلی حضرت، اگه دیمن در ریورلند غالب بیاد،

00:05:35.183 --> 00:05:38.461
‫دیگه نیروی کافی‌ای برای به چالش کشیدنش ندارم.

00:05:39.104 --> 00:05:44.267
‫همون‌طور که به‌خوبی آگاهی‌اید،
‫در روکس رست تلفات زیادی داشتیم.

00:05:45.277 --> 00:05:48.488
‫هر چی بیشتر صبر بدیم،
‫شانس غالب براومدنش بیشتره.

00:05:49.197 --> 00:05:51.658
‫لنیسترها از سوی غرب می‌تازن.

00:05:51.741 --> 00:05:53.702
‫هرچی نیرو داریم رو بردار
‫دیمن و اربابان ریورلندی‌ـو

00:05:53.785 --> 00:05:55.704
‫مجبور کن که در دو جبهه بجنگن.

00:05:55.787 --> 00:05:57.163
‫اعلی حضرت خردمندانه سخن گفتند.

00:05:57.247 --> 00:05:59.291
‫به نفع‌مونِ که منتظر سپاه های‌تاورها بمونیم

00:05:59.374 --> 00:06:01.543
‫- و در وقت مناسبی عازم بشیم.
‫- دیگه وقتی نمونده.

00:06:01.626 --> 00:06:03.586
‫تا هرنهال 2 هفته فاصله‌اس.

00:06:03.670 --> 00:06:05.547
‫قبل از اینکه ارتش‌شو برپا کنه،
‫باید بهش ضربه بزنیم.

00:06:05.630 --> 00:06:07.173
‫و خودتون چیکار می‌کنید؟

00:06:07.966 --> 00:06:10.593
‫وقتش که برسه با اژدها به دیدارتون میام.

00:06:11.511 --> 00:06:13.930
‫عموم چالشیِ که ازش استقبال می‌کنم،

00:06:14.973 --> 00:06:18.402
‫البته اگه جرات کنه باهام روبه‌رو بشه.

00:06:21.771 --> 00:06:23.975
‫می‌بینم همه به توافق رسیدیم.

00:06:28.445 --> 00:06:29.613
‫اعلی حضرت.

00:06:34.784 --> 00:06:36.161
‫مادر،

00:06:37.912 --> 00:06:39.122
‫کارِت دارم.

00:06:45.920 --> 00:06:48.882
‫بهت هشدار میدم ایموند،
‫جسور بودن یه چیزه،

00:06:48.965 --> 00:06:50.175
‫- اما اعتماد به نفس کاذب یه...
‫- یادم بنداز

00:06:50.258 --> 00:06:52.093
‫جایگاهت در شورای کوچک کجاست.

00:06:54.012 --> 00:06:55.305
‫خودت خوب می‌دونی در اواخر عمر پدرت

00:06:55.388 --> 00:06:56.806
‫من نماینده‌اش بودم

00:06:56.890 --> 00:07:00.060
‫- و مشاور اگون هم بودم.
‫- چقدر هم مقتدرانه.

00:07:01.019 --> 00:07:02.646
‫پدرم مرده

00:07:03.396 --> 00:07:04.814
‫و اگون هم...

00:07:11.237 --> 00:07:13.031
‫در زمانه‌ی درماندگی

00:07:13.990 --> 00:07:16.452
‫به خوبی به قلمرو خدمت کردی.

00:07:17.452 --> 00:07:20.664
‫اون درماندگی به پایان رسیده.
‫دیگه موظف به خدمت نیستی.

00:07:21.873 --> 00:07:22.874
‫بحث موظف بودن نیست.
‫این شورا محتاج صدایی پخته و متعادله.

00:07:24.376 --> 00:07:26.336
‫اگه نظر منو بخوای،
‫باید بگم چنین صداهایی زیاد داریم.

00:07:26.419 --> 00:07:30.006
‫تو بی‌پروایی جوانی
‫و تکبری که بهمراه‌شه رو دربر داری،

00:07:30.090 --> 00:07:31.257
‫هیچ‌کدوم‌شون هم
‫برای یه پادشاه مطلوب نیستن.

00:07:31.341 --> 00:07:32.884
‫از جایگاهت مرخصی،

00:07:32.968 --> 00:07:35.086
‫از هر چی بوده یا نبوده.

00:07:35.178 --> 00:07:37.806
‫مطمئنم زنی رضایتمندتر خواهی بود
‫اگه برگردی سروقتِ

00:07:39.099 --> 00:07:40.725
‫وظایف خونگی.

00:07:52.404 --> 00:07:55.532
‫مگه هنوز از بی‌حرمتی‌های دوران کودکیت
‫به اندازه کافی انتقام گرفته نشده؟

00:08:13.425 --> 00:08:15.635
‫حاکم از شما سپاسگزاره.

00:09:15.028 --> 00:09:16.488
‫علیا حضرت.

00:09:22.953 --> 00:09:24.204
‫او را به پیش آورید.

00:09:36.132 --> 00:09:38.551
‫سر استفن دارکلین‌ان، علیا حضرت.

00:09:41.638 --> 00:09:43.640
‫مشکلی پیش اومده، علیا حضرت؟

00:09:44.140 --> 00:09:45.183
‫اربابان من.

00:09:45.267 --> 00:09:49.938
‫توی موقعیت دشواری گیر افتادم، سر استفن.

00:09:52.440 --> 00:09:55.193
‫شاهدخت رینیس و اژدهاش رو از دست دادم.

00:09:55.277 --> 00:09:58.405
‫در جزیره‌ای موضع گرفتم
‫که ارتش زمینی نداره.

00:09:58.488 --> 00:10:02.617
‫و همون‌طور که مدام بهم گفته می‌شه،
‫شخصاً نباید وارد نبرد بشم،

00:10:02.742 --> 00:10:04.995
‫تا مبادا کشته یا اسیر بشم،

00:10:05.078 --> 00:10:08.290
‫و بهمراهم امید پیروزی‌مون هم جان ببازه.

00:10:09.666 --> 00:10:14.129
‫هنوز دیمن کارکسیس رو داریم،
‫همچنین ریورلندی‌ها.

00:10:15.130 --> 00:10:16.881
‫هنوز به اثبات نرسیدن.

00:10:19.175 --> 00:10:24.446
‫به‌هرحال، حالا مجبورم جوری ادامه بدم
‫که انگار دارم تنهایی ایستادگی می‌کنم.

00:10:24.514 --> 00:10:28.226
‫و حالا متوجه‌م که برای شدنی شدنش،
‫به اژدها سواران بیشتری نیاز دارم...

00:10:28.310 --> 00:10:31.646
‫برای ورمیثور و سیلوروینگ و سی‌اسموک،

00:10:31.730 --> 00:10:33.315
‫که گمونم هم‌پیوندشو از دست داده.

00:10:34.107 --> 00:10:37.777
‫اما دیگه عضوی در خانواده‌تون ندارین، علیا حضرت.

00:10:37.861 --> 00:10:39.237
‫پسرهای کوچیک‌تون سنی ندارن.

00:10:42.282 --> 00:10:43.825
‫البته پرنسس رینا هم هست.

00:10:44.367 --> 00:10:47.329
‫شاهدخت اقداماتی داشته، اما

00:10:47.412 --> 00:10:50.540
‫افسوس که اژدهایان این‌جا
‫به‌عنوان سوارکار ایشون رو نمی‌پذیرن.

00:10:50.624 --> 00:10:52.584
‫- پس کی از عهده‌ش برمیاد؟
‫- شما.

00:10:56.338 --> 00:10:58.798
‫شما اشراف زاده‌اید.

00:10:58.882 --> 00:11:00.967
‫و همون‌طور که می‌دونید همیشه شنیدم که

00:11:01.051 --> 00:11:05.305
‫دارکلین‌ها و تارگرین‌ها مقداری خون مشترک دارن.

00:11:05.388 --> 00:11:09.059
‫من تواریخ رو بررسی کردم
‫و به‌راستی که حقیقت داره.

00:11:09.142 --> 00:11:14.064
‫مادربزرگِ مادربزرگت، اریانا،
‫به‌عنوان شاهدخت تارگرینی زاده شده بوده.

00:11:14.147 --> 00:11:17.734
‫و داشتم با خودم فکر می‌کردم،
‫آیا امکانش هست...؟

00:11:18.818 --> 00:11:21.738
‫...که اصن چنین چیزی رو درنظر گرفت.

00:11:21.821 --> 00:11:25.575
‫علیا حضرت، اعتراض دارم،
‫ریسکی که در چنین عمل خطیری هست...

00:11:26.785 --> 00:11:28.787
‫من چیزی جز یه انسان نیستم.

00:11:29.454 --> 00:11:32.499
‫اما اژدهایان از زمره خدایان‌اند.

00:11:32.499 --> 00:11:36.002
‫علیا حضرت ورای چیزی که لایقش‌ام
‫به من محبت دارند.

00:11:41.091 --> 00:11:45.720
‫متوجه هستید که چه خطری در پیش دارید، سر استفن؟

00:11:46.096 --> 00:11:48.306
‫شما رو مجبور به انجام این امر نمی‌کنم.

00:11:48.974 --> 00:11:51.184
‫پیش از این هرگز چنین اقدامی نداشتیم.

00:11:52.352 --> 00:11:56.314
‫برای اینکه یه اژدها رو مدعی بشی،
‫باید همچنین آماده‌ی مرگ باشی.

00:11:57.023 --> 00:11:59.985
‫به خوبی متوجه‌ام چه ریسکی دارم می‌کنم
‫و رضایتمندانه می‌پذیرمش.

00:12:00.068 --> 00:12:03.029
‫قسم خوردم از ملکه‌ام با تمام نیرو حفاظت کنم

00:12:03.113 --> 00:12:05.706
‫و از خون خویش برای خون وی فداکاری کنم.

00:12:06.032 --> 00:12:09.650
‫این عهدی بود که یاد کردم، علیا حضرت.

00:12:10.287 --> 00:12:12.497
‫پس شاید خدایان به ما لطف کنن.

00:12:42.319 --> 00:12:43.737
‫برادر؟

00:12:55.165 --> 00:12:57.375
‫تو اینو گفتی؟

00:12:58.710 --> 00:13:01.129
‫"وارث یک روزه."

00:13:02.047 --> 00:13:03.757
‫تو چنین چیزی گفتی؟

00:13:03.840 --> 00:13:07.010
‫امکان نداره هنوز هم سرِ این دلخور باشی.

00:13:07.677 --> 00:13:10.889
‫خانواده‌‌م نابود شده.

00:13:12.265 --> 00:13:14.476
‫باید طرف منو می‌گرفتی.

00:13:16.186 --> 00:13:19.105
‫ولی به‌جاش تصمیم گرفتی خیزش خودتو جشن بگیری.

00:13:19.189 --> 00:13:20.857
‫درحالی که بهم می‌خندیدی.

00:13:20.941 --> 00:13:24.235
‫بهمراه فاحشه‌ها و خایه‌مال‌ها می‌خندیدی.

00:13:24.319 --> 00:13:25.320
‫نه.

00:13:26.154 --> 00:13:28.156
‫توی دربار هیچ متحدی به‌جز من نداری.

00:13:29.157 --> 00:13:31.159
‫کل عمرم ازت دفاع کردم.

00:13:31.576 --> 00:13:34.746
‫هر چی بهت اعطاء کردم،
‫پرتش کردی تو صورتم!

00:13:38.583 --> 00:13:41.169
‫- تصمیم گرفتم که...
‫- باهام این‌طور نکن.

00:13:41.252 --> 00:13:42.879
‫...از وارثی جدید نام ببرم.

00:13:43.588 --> 00:13:48.301
‫باید به‌یک‌باره بهمراه بانوی گرامیت
‫به رون‌استون برگردی.

00:13:48.385 --> 00:13:54.933
‫و باید بی‌هیچ نزاعی برگردی،
‫چون که این دستور پادشاه‌ته.

00:14:18.164 --> 00:14:20.000
‫نه!

00:14:20.792 --> 00:14:22.043
‫در رو باز کنید!

00:14:22.711 --> 00:14:23.878
‫در رو باز کنید!

00:14:37.684 --> 00:14:40.312
‫در رو باز کنید. لطفاً.

00:14:42.689 --> 00:14:43.690
‫لطفاً.

00:14:46.109 --> 00:14:47.277
‫لطفاً.

00:14:52.699 --> 00:14:54.909
‫کمکی از دستم برمیاد، اعلی حضرت؟

00:14:56.911 --> 00:14:58.997
‫- منو دست انداختی، پیرمرد؟
‫- نگران این بودم، اعلی حضرت،

00:14:59.080 --> 00:15:00.457
‫که به اندازه کافی می‌خوابید یا نه.

00:15:00.540 --> 00:15:02.584
‫- این مکان قدیمی...
‫- داری مسخره‌ام می‌کنی؟

00:15:02.709 --> 00:15:04.336
‫- نه.
‫- بنشین!

00:15:06.963 --> 00:15:10.008
‫یا شاید کسی که
‫باعث از تعادل افتادن آرامشم شده تویی؟

00:15:10.091 --> 00:15:12.093
‫روزها دوستمی، شب‌ها دشمنم.

00:15:13.053 --> 00:15:17.097
‫- آخه چرا؟ به چه سرانجامی؟
‫- شاید... سرانجام زندگی من.

00:15:17.557 --> 00:15:22.562
‫شاید از حضورم در این‌جا نفرت داری.

00:15:23.980 --> 00:15:25.398
‫شاید...

00:15:26.650 --> 00:15:31.863
‫شاید زیردستِ اراذل خاندان های‌‌تاور هستی.

00:15:33.406 --> 00:15:35.408
‫یا شاید هم هنوز با برادرزاده پاپرانتزیت همدستی؟

00:15:35.825 --> 00:15:38.995
‫- یا شاید هم با خود رنیرا؟
‫- بهتون اطمینان میدم...

00:15:39.079 --> 00:15:40.956
‫بهتون اطمینان میدم، اعلی حضرت...
‫[ که بهتون خیانت نمی‌کنم ]

00:15:52.801 --> 00:15:54.469
‫استرانگ، هر برنامه‌ای داری،

00:15:56.012 --> 00:15:57.806
‫بهت اطمینان میدم...

00:15:58.682 --> 00:16:02.102
‫- پادشاهت حواسش بهت جمع‌ئه.
‫- بله، اعلی حضرت.

00:16:06.398 --> 00:16:08.400
‫و دیگه منو زیر نظر نبر.

00:16:43.518 --> 00:16:44.894
‫نمی‌خواستی با من وداع کنی؟

00:16:44.978 --> 00:16:46.605
‫یه مرگیم شده.

00:16:47.439 --> 00:16:48.898
‫یکی مسموم کرده.

00:16:49.566 --> 00:16:51.109
‫با خوراکی‌ها، یا شراب.

00:16:51.192 --> 00:16:52.611
‫شاید به‌خاطر هوای باتلاقیه، یا...

00:16:52.694 --> 00:16:54.237
‫روحِ هرن سیاه

00:16:54.321 --> 00:16:56.406
‫که داره از کینگزپایر تاور نفرین زمزمه می‌کنه.

00:16:56.489 --> 00:16:58.366
‫خزعبالاتن! همه‌شون!

00:16:58.450 --> 00:17:00.952
‫روح، نفرین،
‫تخت‌خوابی که از جنس درخت نیایش لعنتیه!

00:17:01.077 --> 00:17:04.372
‫- دیگه به این‌جام رسیده!
‫- عا، مثل همیشه. همین راه و رسم‌ته، مگه نه؟

00:17:04.456 --> 00:17:06.666
‫وقتی چیزی باب میل‌ت نباشه، فرار می‌کنی.

00:17:07.250 --> 00:17:10.712
‫دراگون‌استون، استپ‌استون،
‫پنتوس، هرنهال.

00:17:10.795 --> 00:17:12.631
‫وقتی بیدار می‌شم اصن نمی‌دونم کجا بودم.

00:17:13.798 --> 00:17:20.263
‫چیزهای پرقدمت‌تری از من یا تو یا
‫خاطرات زندگان در این دنیا وجود دارن.

00:17:21.931 --> 00:17:25.894
‫تو بازیکن نیستی،
بلکه یه مهره روی تخته‌ی بازی‌ای.

00:17:26.895 --> 00:17:29.105
‫من هم نقش‌م مثل توئه.

00:17:31.316 --> 00:17:32.692
‫من مثل تو نیستم.

00:17:34.110 --> 00:17:35.987
‫به طریقاتی، نه نیستی.

00:17:36.571 --> 00:17:39.157
‫برات سخته ببینی
‫خشمی درونت هست که داره کورت می‌کنه.

00:17:39.282 --> 00:17:41.159
‫رنیرا اصن نمی‌خواستش.

00:17:42.243 --> 00:17:44.704
‫تاج و تخت رو.
‫اصن بهش فکر هم نمی‌کرد.

00:17:44.788 --> 00:17:47.248
‫خب، شاید برای همین بودِ که
‫برادرت تاج و تخت رو تقدیم اون کرد.

00:17:47.332 --> 00:17:50.585
‫شاید کسایی که براش جدال می‌کنن
‫کمتر از همه شایان تاج‌گذاری شدن‌ان.

00:17:50.669 --> 00:17:52.504
‫برام موعظه نکن!

00:17:58.176 --> 00:18:01.346
‫اگه یادت باشه ویسریس هم تاج و تختو نمی‌خواست.

00:18:02.847 --> 00:18:05.558
‫سلطنت به دستش سپرده شد،
‫و اون هم از جون مایه گذاشت.

00:18:05.642 --> 00:18:11.716
‫تاج و تخت جایزه‌ای کسب شدنی نیست،
‫بلکه بار سنگینیِ که باید به دوش بکشیش.

00:18:26.705 --> 00:18:28.748
‫اگه برای مذاکره با اربابان ریورلندی اندرزی داری،

00:18:28.832 --> 00:18:30.292
‫از شنیدنش خوشحال می‌شم.

00:18:35.755 --> 00:18:38.550
‫دیمن تارگرین تقاضای کمک کنه؟

00:18:38.633 --> 00:18:39.843
‫اندرز.

00:18:44.889 --> 00:18:47.934
‫خاندان تالی بزرگ‌ترین خاندان ریورلند نیست،

00:18:48.018 --> 00:18:51.104
‫ثروتمندترین هم نیست،
‫ولی باثبات‌ترینه.

00:18:52.355 --> 00:18:55.567
‫خردمندی تالی‌ها خاندان‌های ریورلندی رو
‫قرن‌هاست پابرجا نگه‌داشته.

00:18:55.650 --> 00:18:57.360
‫اگه به‌خاطر ارباب سالارشون نبود

00:18:57.444 --> 00:18:58.987
‫همدیگه رو منقرض می‌کردن.

00:19:00.572 --> 00:19:02.949
‫اون پیرمرد خرفت سودی به حالمون نداره.

00:19:04.326 --> 00:19:07.454
‫ولی گروور تالی لرد سرپرست‌شونه.

00:19:08.163 --> 00:19:11.541
‫بدون اون، هرگز پرچم‌هاشونو
‫به‌طوری واحد برافراشته نمی‌کنن.

00:19:11.625 --> 00:19:13.043
‫ریورلندی‌ها از گل و لای ساخته شدن.

00:19:13.668 --> 00:19:16.671
‫ترجیح میدن در خاک‌شون گرفتار بمونن
‫تا اینکه یک اینچ‌شو تسلیم همدیگه کنن.

00:19:16.755 --> 00:19:18.340
‫پس کاری از دستم ساخته نیست.

00:19:18.423 --> 00:19:19.424
‫تو...

00:19:20.408 --> 00:19:21.243
‫نه.

00:19:29.835 --> 00:19:31.670
‫کمک لازم دارم، آلیس.

00:19:34.339 --> 00:19:35.966
‫فعلاً کاری نکن.

00:19:37.551 --> 00:19:40.303
‫تا سه روز دیگه،
‫جهت بادها تغییر پیدا می‌کنه.

00:21:29.496 --> 00:21:32.123
‫«آروم... آروم...»

00:21:32.207 --> 00:21:33.208
‫«آروم...»
‫یا خدایان...

00:21:36.253 --> 00:21:38.046
‫«خدمت‌رسانی کن...

00:21:44.469 --> 00:21:46.096
‫سی‌اسموک...

00:21:48.014 --> 00:21:49.140
‫«دوهراس».
‫[ خادم باش، خدمت برسان ]

00:21:51.518 --> 00:21:53.687
‫«آروم باش، سی‌اسموک!»

00:21:53.770 --> 00:21:54.980
‫«آروم!»

00:21:56.147 --> 00:21:57.148
‫«اطاعت کن!»

00:21:59.693 --> 00:22:01.319
‫ترسی از خودت نشون نده.

00:22:02.737 --> 00:22:04.072
‫«ریباس!»
‫[ تمرکز کن! ]

00:22:07.200 --> 00:22:09.077
‫«به من خدمت برسان، سی‌اسموک.»

00:23:20.315 --> 00:23:21.733
‫موفق شدم.

00:23:25.820 --> 00:23:29.115
‫«خدمت‌رسانی کن، سی‌اسموک.»

00:23:29.908 --> 00:23:31.076
‫نه.

00:23:51.346 --> 00:23:52.514
‫مادر!

00:23:58.728 --> 00:24:01.356
‫ببرید بالا، بالا، بالا!

00:24:04.860 --> 00:24:06.278
‫آلین!

00:24:06.987 --> 00:24:08.405
‫بله عالی‌جناب.

00:24:10.240 --> 00:24:11.825
‫از روند پیشرفت‌مون راضی‌ام.

00:24:12.367 --> 00:24:14.786
‫تا یه چند روز دیگه
‫این کشتی بادبان می‌کشه.

00:24:15.579 --> 00:24:16.955
‫قطعاً دریابند با چالش مواجه می‌شه،

00:24:17.038 --> 00:24:18.498
‫حالا چه توسط خاندان شیرها
‫یا که کرکن‌ها.

00:24:18.582 --> 00:24:21.293
‫مردان‌تون از حضورتون بین‌شون خرسند خواهند شد.

00:24:21.376 --> 00:24:22.836
‫دوس دارم بهمراهم به دریا بزنی.

00:24:24.171 --> 00:24:25.797
‫به‌عنوان یاور ناخدا.

00:24:26.673 --> 00:24:29.217
‫از پیشنهادتون سپاسگزارم، لرد ارجمندم، ولی...

00:24:29.301 --> 00:24:30.635
‫به سوی شارپ پوینت می‌ریم.

00:24:30.719 --> 00:24:34.431
‫لرد لار امون تمایل دارن برادرزاده‌شونو
‫به‌عنوان سرملوان راهی خارج کنن.

00:24:34.514 --> 00:24:37.142
‫شما مردان باتجربه‌تری دراختیار دارید.

00:24:38.894 --> 00:24:42.856
‫وقتی اولین امرم رو اجرا کردم
‫از تو جوون‌تر بودم.

00:24:43.732 --> 00:24:46.026
‫در استپ‌استون برازندگیت رو ثابت کردی

00:24:46.109 --> 00:24:48.320
‫و خدمه هم برات احترام قائل‌ان.

00:24:49.863 --> 00:24:52.490
‫برای این مقام گزینه‌ی شایسته‌ای هستی.

00:24:55.493 --> 00:24:57.662
‫این دستوره؟ یا درخواست؟

00:25:00.999 --> 00:25:04.628
‫انتظار دارم فردا انجام وظیفه کنی.

00:25:06.296 --> 00:25:07.923
‫هرچه امر عالی‌جناب باشه، چشم.

00:25:30.529 --> 00:25:32.572
‫- یکم نابسامان نیست؟
‫- یا همینه یا ماهی.

00:25:32.656 --> 00:25:35.075
‫تو این شهر لعنتی چیزی جز ماهی پیدا نمی‌شه.

00:25:38.036 --> 00:25:39.663
‫شراب بیار.

00:25:41.498 --> 00:25:43.291
‫می‌خوای بهمراهش غذا بخوری؟

00:25:43.375 --> 00:25:45.418
‫فکر نکنم معده‌ام تحمل‌شو داشته باشه، دختر.

00:25:45.502 --> 00:25:48.129
‫اوهوم، به‌نظرم انتخابت عالی بوده.

00:25:50.841 --> 00:25:52.551
‫حال‌تو بد می‌کنه، نه؟

00:25:52.634 --> 00:25:55.971
‫اینکه بدونی هر شب تو قصر دارن
‫عیش و نوش می‌کنن،

00:25:56.054 --> 00:25:58.431
‫- درحالی که ما تهی دستیم.
‫- این‌طور نیست.

00:25:58.515 --> 00:26:02.269
‫چند شب پیش دخترهامو بردن رد کیپ.

00:26:02.352 --> 00:26:06.022
‫جشن غذاخوری و پایکوبی
‫برای شاهزاده نایب‌السلطنه گرفتن.

00:26:06.481 --> 00:26:09.067
‫نه! اون که همیشه آدم درستکاری بود.

00:26:09.150 --> 00:26:11.069
‫ولی اینو بهت بگم، اصلاً آدم خسیسی نیست.

00:26:11.736 --> 00:26:14.614
‫دستمزد و غذای خیلی خوبی به دخترها دادن.

00:26:15.615 --> 00:26:18.118
‫چی دادن؟ ماهی‌ای که اون طرف‌شم ماهی‌ئه؟

00:26:18.201 --> 00:26:23.790
‫سبد سبد گوشت بره، عزیزم.
‫کلوچه‌ی گوشتی، کیک عسلی،

00:26:23.874 --> 00:26:25.625
‫گوشت گاو و آبگوشت.

00:26:26.251 --> 00:26:27.669
‫و حالا چی فکر کردین؟

00:26:27.752 --> 00:26:31.131
‫فردا باز هم عیاشی و رقاصی دارن.

00:26:31.214 --> 00:26:32.632
‫این کار درستی نیست.

00:26:33.425 --> 00:26:35.427
‫ببخشید، مرد نیکو نام من.

00:26:37.012 --> 00:26:39.181
‫نباید این‌قدر سبک‌سرانه صحبت می‌کردم.

00:26:39.264 --> 00:26:40.849
‫اشرافی‌ها هرگز دل خوش ندارن که

00:26:40.932 --> 00:26:44.144
‫درمورد وفور نعمت‌هاشون صحبت کنم،
‫حتی اگه حقیقت داشته باشن.

00:26:45.228 --> 00:26:49.024
‫پادشاه ویسریس عاشق مهمونی‌ گرفتن و شراب‌خوری بود

00:26:49.107 --> 00:26:51.818
‫ولی نه در زمان تهی دستی رعایا.

00:26:52.319 --> 00:26:54.946
‫آره. ولی حالا از پیش‌مون رفته

00:26:56.323 --> 00:26:59.201
‫و وارث برحقش از جایگاهش دریغ شده.

00:27:04.247 --> 00:27:08.251
‫خب، گمان زنی درمورد چی می‌شد
‫چی نمی‌شد فایده نداره.

00:27:24.309 --> 00:27:25.685
‫...به هیچ وجه من تنها مشاوری نیستم که

00:27:25.769 --> 00:27:28.146
‫معتقدِ این برامون نتیجه‌ای بدبختانه‌اس، علیا حضرت.

00:27:28.230 --> 00:27:32.651
‫سی‌اسموک از دراگون‌استون گریخته
‫و سر استفن شوالیه دلیری بود.

00:27:32.734 --> 00:27:36.780
‫بسیار تاسف‌برانگیز بود،
‫و شاید قابل پیش‌بینی هم بود.

00:27:36.863 --> 00:27:40.367
‫اگه یادتون بیاد من شخصاً موافق بودم
‫با لرد موتن مذاکره کنیم

00:27:40.450 --> 00:27:41.535
‫تا بر روکس رست بتازه.

00:27:41.618 --> 00:27:46.623
‫درسته که رویکرد معمولی‌تری بود،
‫ولی برپایه احساسات نبود.

00:27:46.706 --> 00:27:50.752
‫و درسته که تعداد افرادش پایین بودن
‫ولی می‌شد بازستانی کنیم....

00:27:54.005 --> 00:27:56.842
‫همه‌ش تقصیر خودمِ که کسی مثل تو
‫یادش رفته ازم هراس داشته باشه.

00:28:38.216 --> 00:28:40.677
‫ارزش ریسکش رو داشت،
‫علی‌رغم پیامدش.

00:28:40.760 --> 00:28:43.427
‫اینکه مردان شایسته‌ی بیشتری کشته بشن؟

00:28:43.430 --> 00:28:45.724
‫- همه‌ش تقصیر منه.
‫- سر استفن اقدامی خودخواسته داشتن.

00:28:45.807 --> 00:28:47.601
‫ایده‌ی بی‌پروایانه‌ای بود.

00:28:48.226 --> 00:28:51.146
‫اینکه موجود باستانی والریایی
‫متحمل بشه یه دارکلین سوارش بشه.

00:28:51.229 --> 00:28:53.481
‫یقیناً ایشون تنها گزینه‌ی ممکن نبودن.

00:28:53.565 --> 00:28:56.193
‫جسارتاً افراد دیگه‌ای
‫میان اشراف‌زادگان هفت پادشاهی وجود ندارن؟

00:28:56.276 --> 00:29:00.030
‫و کی اون‌قدر کودن هست که چنین اقدامی کنی،
‫وقتی بشنوه چه چیزی بر سر استفن نازل شد؟

00:29:06.661 --> 00:29:08.288
‫دوباره میرم می‌گردم.

00:29:09.497 --> 00:29:12.417
‫ولی احتمالاً خاندان دارکلین بالاترین اعتبارو دارن.

00:29:12.501 --> 00:29:14.419
‫اخبار خوب هم داریم.

00:29:14.503 --> 00:29:17.130
‫رعایای کینگز لندینگ گوش‌هاشون باز شده.

00:29:17.214 --> 00:29:18.965
‫آماده‌ی شنیدن حقیقت بودن.

00:29:19.049 --> 00:29:20.967
‫غاصبین به حال خودشون رهاشون کردن.

00:29:21.051 --> 00:29:24.262
‫گرسنه‌ان، و نیاز دارن یکیو مقصر بدونن.

00:29:25.680 --> 00:29:26.848
‫به‌نظرت این‌ها کافیه؟

00:29:26.932 --> 00:29:28.350
‫فقط هیزم رو چیدیم.

00:29:28.433 --> 00:29:31.520
‫امشب شعله‌ورش می‌کنیم
‫و زبانه کشیدنش رو تماشا می‌کنیم.

00:29:31.645 --> 00:29:33.688
‫و وقتی این اتفاق بیفته،
‫ایموند با زورگویی خاموشش می‌کنه.

00:29:33.772 --> 00:29:35.273
‫فقط باعث می‌شه سوزان‌تر برخیزه.

00:29:35.815 --> 00:29:38.068
‫اون نمی‌تونه شهر خودشو نابود کنه.

00:29:38.151 --> 00:29:39.444
‫و رعایا هم نمی‌تونن سرنگونش کنن.

00:29:39.528 --> 00:29:42.739
‫شاید نتونن، ولی وقتی بخوای
‫در منزل صلح و آرامش رو نگه داری

00:29:42.822 --> 00:29:45.659
‫جنگ افروزی در خارج کار سخت‌تریه.

00:29:47.369 --> 00:29:49.329
‫پس بیا به نقشه‌مون رسیدگی کنیم.

00:29:54.501 --> 00:29:56.503
‫ببخشید، علیا حضرت.

00:29:57.921 --> 00:30:00.382
‫این... برازنده‌تونه.

00:30:17.649 --> 00:30:20.026
‫- آخریش بود.
‫- ممنون.

00:30:20.110 --> 00:30:22.946
‫- چی؟ تموم که نکردن، نه؟
‫- هیچی.

00:30:23.822 --> 00:30:25.448
‫هیچی نمونده.

00:30:25.532 --> 00:30:29.035
‫کل روز منتظر بودم.
‫هر چی بدی قبول می‌کنم. پسمانده غذا چی؟

00:30:38.753 --> 00:30:42.048
‫به اندازه کافی برای اژدهایان‌تون گوسفند دارین،
‫ولی برای ما هیچی ندارین.

00:30:42.132 --> 00:30:45.093
‫پس گوشت ما کو؟ ما گوشت می‌خوایم!

00:30:49.514 --> 00:30:53.727
‫اعلی حضرت، مثل اینکه رعایا بی‌صبر و بی‌قرار شدن.

00:30:54.227 --> 00:30:55.228
‫خب؟

00:30:55.312 --> 00:30:57.856
‫غذای کافی توی شهر نداریم.

00:30:57.939 --> 00:31:00.775
‫اونایی که پول داشتن،
‫بیشتر از حد نیازشون خریدن.

00:31:00.859 --> 00:31:03.528
‫دقیقا به همین دلیله که
‫سِر تایلند باید دریابند رو در هم بشکنه.

00:31:03.612 --> 00:31:07.991
‫در همین حین، مردم دارن گرسنگی می‌کشن
‫و خشمشون داره بالا میره.

00:31:09.367 --> 00:31:11.161
‫ با دشمن خارجی میشه با شمشیر جنگید.

00:31:11.244 --> 00:31:13.538
‫دشمن داخلی خطرناک‌تره.

00:31:13.622 --> 00:31:15.415
‫چرا ما رو هدف خشمشون قرار دادن؟

00:31:16.166 --> 00:31:18.460
‫رنیرای مدعیه که دستور داده گالت رو ببندن

00:31:18.543 --> 00:31:20.253
‫و مردم رو رها کرده تا از گرسنگی بمیرن.

00:31:20.278 --> 00:31:22.596
‫اونا همچنان انتظار دارن که
‫شما آسایششون رو تضمین کنین.

00:31:23.798 --> 00:31:25.342
‫این باریه که مسئولین به دوش می‌کشن.

00:31:26.551 --> 00:31:28.553
‫اما نباید این بار رو تنهایی به دوش بکشین.

00:31:30.013 --> 00:31:33.225
‫متوجه شدم که اعلی حضرت هنوز
‫دست راستشون رو انتخاب نکردن.

00:31:34.100 --> 00:31:35.977
‫البته سر کریستون به برادرتون خدمت کردن،

00:31:36.061 --> 00:31:38.730
‫اما یکی رو نیاز دارین که
‫اهداف و آرمان‌های شما رو

00:31:39.439 --> 00:31:40.690
‫با زیرکی و ریزبینی پیش ببره.

00:31:42.776 --> 00:31:44.528
‫فکر می‌کنی من احمقم؟

00:31:48.156 --> 00:31:50.033
‫- برعکس شاهزاده.
‫- من از خودستایی

00:31:50.116 --> 00:31:52.035
‫خوشم نمیاد لرد لریس،

00:31:52.118 --> 00:31:54.788
‫و از پاچه‌خواران و چاپلوس‌ها
‫بیشتر خوشم نمیاد.

00:31:56.122 --> 00:31:57.666
‫اما به نظر میاد که حق با شماست.

00:31:58.607 --> 00:32:00.233
‫هر پادشاهی یه دست راست نیاز داره.

00:32:02.128 --> 00:32:03.463
‫این وظیفه رو به شما می‌سپرم.

00:32:06.675 --> 00:32:08.635
‫شاهزاده، این باعث افتخاره، منظورم

00:32:08.718 --> 00:32:11.763
‫- خودم نبود.
‫- نه، نه که دست راستم باشی خرفت.

00:32:11.847 --> 00:32:14.933
‫وظیفه‌ت اینه که برام گیر بیاری.
‫واسه آتو های‌تاور نامه بفرست.

00:32:15.016 --> 00:32:16.643
‫پدربزرگم شاید بیش از حد محتاط باشه،

00:32:16.726 --> 00:32:19.855
‫اما وفاداریش به خانواده‌ش
‫هرگز جای شک نداشته.

00:32:21.539 --> 00:32:22.916
‫تو بهش رسیدگی می‌کنی.

00:32:22.941 --> 00:32:24.526
‫اعلی حضرت.

00:32:25.793 --> 00:32:26.628
‫دیر کردی.

00:32:26.653 --> 00:32:29.990
‫خوشحالم که گزارش بدم اعلی حضرت پادشاه

00:32:30.073 --> 00:32:34.035
‫امروز صبح هوشیاری‌شون رو
‫برای چند لحظه به دست آوردن.

00:32:34.119 --> 00:32:36.079
‫گفتین که امید زیادی ندارین.

00:32:36.162 --> 00:32:38.331
‫ایشون قوی‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کردم.

00:32:38.415 --> 00:32:40.542
‫امروز صبح نفس کشیدنشون راحت‌تر شد.

00:32:40.625 --> 00:32:43.378
‫ممکنه زنده بمونن.
‫خدایان رو شکر.

00:32:43.795 --> 00:32:45.630
‫چه خبر خوشایندی.

00:33:03.648 --> 00:33:04.816
‫می‌خوام برادرم رو ببینم.

00:33:06.151 --> 00:33:07.360
‫تنها.

00:33:29.799 --> 00:33:31.218
‫چی یادته؟

00:33:36.806 --> 00:33:38.099
‫هیچی.

00:33:52.072 --> 00:33:54.074
‫تو با میلیس مبارزه کردی.

00:33:56.076 --> 00:33:57.702
‫کار احمقانه‌ای بود.

00:34:00.789 --> 00:34:03.750
‫چیزی یادم نیست.

00:34:17.681 --> 00:34:18.932
‫شاهزاده؟

00:34:19.015 --> 00:34:21.685
‫شما در دستان ماهرترین فرد هستین اعلی حضرت.

00:34:29.484 --> 00:34:33.113
‫به نظر می‌رسه که بهبودی طولانی مدتی
‫پیش روی برادرمه استاد بزرگ.

00:34:35.574 --> 00:34:38.410
‫مطمئن بشین که راحت استراحت می‌کنه.

00:34:43.665 --> 00:34:47.794
‫و به این نتیجه رسیدم که
‫با بدخلقی هیچی عایدمون نمیشه.

00:34:48.670 --> 00:34:53.008
‫گمونم همه ما برای کارهای بزرگ ساخته نشدیم.

00:34:55.051 --> 00:34:57.262
‫بعضی‌هامون باید به
‫روش‌های کوچک‌تری خدمت کنیم

00:34:58.346 --> 00:35:01.516
‫حتی اگه این روش‌ها با روشی که
‫خودمون انتخاب می‌کردیم فرق داشته باشن.

00:35:03.435 --> 00:35:04.561
‫نمی‌خوام بهت توهین کنم.

00:35:05.478 --> 00:35:07.480
‫هیچکدوم اینا تقصیر تو نیست.

00:35:09.941 --> 00:35:11.568
‫من مادر رو می‌خوام.

00:35:12.944 --> 00:35:15.947
‫آره، خب...

00:35:17.199 --> 00:35:18.950
‫می‌دونم سخته اما...

00:36:00.200 --> 00:36:01.993
‫خبرهای خوبی دارم رینا.

00:36:02.744 --> 00:36:05.080
‫شاهزاده رجیو جواب نامه‌ت رو داده.

00:36:05.163 --> 00:36:07.415
‫باعث خرسندیشه که به کوچیک‌ترین پسرهای

00:36:07.440 --> 00:36:09.484
‫رنیرا تو پنتوس پناه بده.

00:36:10.585 --> 00:36:12.796
‫و همینطور خواهر ناتنی‌شون.

00:36:16.716 --> 00:36:18.718
‫فکر می‌کردم خوشحال بشی.

00:36:20.262 --> 00:36:22.305
‫یا حداقل عبوسیت کمتر بشه.

00:36:23.306 --> 00:36:24.891
‫از اینجا بدت میاد.

00:36:28.103 --> 00:36:30.021
‫من رو فریب دادین بانوی من.

00:36:32.482 --> 00:36:33.692
‫چیکار کردم؟

00:36:35.777 --> 00:36:38.613
‫یه اژدهای بزرگ توی ویل هست.

00:36:43.243 --> 00:36:46.246
‫شایعه‌ش یکم بعد از جنگ شروع شد.

00:36:46.746 --> 00:36:48.999
‫به طور وسیعی برای
پیدا کردن غذا گشت می‌زنه...

00:36:49.583 --> 00:36:51.585
‫استادانم اینطور گمان می‌کنن.

00:36:55.714 --> 00:37:01.303
‫بزرگ و نیرومنده، ولی افسوس که وحشیه.

00:37:02.846 --> 00:37:04.139
‫افسوس.

00:37:06.474 --> 00:37:10.687
‫یه کشتی بازرگانی به اسم «سرخوشی»
‫شما رو به پنتوس می‌بره.

00:37:13.064 --> 00:37:15.700
‫شیش تا از افراد خوبم رو می‌فرستم
‫تا تو گذرگاه ازتون محافظت کنن.

00:37:27.120 --> 00:37:29.748
‫می‌دونی که هیچکس گولت رو نمی‌خوره.

00:37:31.833 --> 00:37:36.922
‫لرد کورلیس تصمیم گرفته تو رو
‫ترفیع بده که در کنارش خدمت کنی

00:37:37.672 --> 00:37:41.301
‫با این حال، تو هنوز طفره میری.

00:37:41.885 --> 00:37:43.929
‫نمی‌خوام افرادم بد برداشت کنن.

00:37:44.012 --> 00:37:45.222
‫چی رو؟

00:37:49.518 --> 00:37:50.769
‫تو درست شبیه ایشونی.

00:37:52.395 --> 00:37:54.147
‫تو تحریک کردن من خبره‌ای.

00:37:54.231 --> 00:37:56.358
‫تو جونشون رو نجات دادی برادر.

00:37:56.441 --> 00:37:58.652
‫اصلا به چیزهایی که ممکنه
‫گیرمون بیاد فکر می‌کنی؟

00:37:59.528 --> 00:38:01.363
‫یا درواقع گیر تو بیاد.

00:38:02.489 --> 00:38:05.992
‫ثروت، خدمتکار،

00:38:07.244 --> 00:38:08.453
‫تخت دریفت‌وود.
‫ما کل زندگی‌مون رو

00:38:09.955 --> 00:38:13.083
‫تو سایه قلعه‌ی بزرگ مار دریا گذروندیم.

00:38:13.166 --> 00:38:15.293
‫نمی‌خوام بیشتر از این داخل این قلعه بمونم.

00:38:15.877 --> 00:38:18.505
‫به همین خاطر
‫بزرگترین فرصتت رو کوچیک می‌شمری.

00:38:19.381 --> 00:38:23.385
‫در حالی که من رو نادیده می‌گیره

00:38:24.177 --> 00:38:25.971
‫مثل همیشه.

00:38:28.223 --> 00:38:33.854
‫مار دریا ترجیح میده های تاید غرق بشه
‫ولی ما رو پسر خودش حساب نکنه.

00:38:35.772 --> 00:38:39.359
‫انقدر وقت خودت رو با چیزی که
‫قرار نیست اتفاق بیفته هدر نده.

00:39:04.593 --> 00:39:06.094
‫حرکت جسورانه‌ای بود.

00:39:06.887 --> 00:39:08.680
‫تحسینت می‌کنم.

00:39:12.601 --> 00:39:14.811
‫میگن امروز به لرد بارتیموس سیلی زدی،

00:39:15.854 --> 00:39:17.856
‫اونم جلوی نگهبان‌ها و مستخدمین.

00:39:19.191 --> 00:39:21.193
‫تو قلعه بخاطرش غوغا شده.

00:39:22.944 --> 00:39:24.863
‫شانس آورد زبونش رو قطع نکردم.

00:39:25.822 --> 00:39:28.950
‫اونوقت چی گفته بود که باعث میشد انقدر

00:39:29.034 --> 00:39:30.702
‫مستحق باشه؟

00:39:33.580 --> 00:39:35.999
‫از محافظت شدن خسته شدم

00:39:36.458 --> 00:39:37.667
‫جیس.

00:39:40.962 --> 00:39:43.298
‫من اون‌ها رو یاد مادرشون می‌اندازم

00:39:43.381 --> 00:39:45.008
‫یا دخترانشون.

00:39:45.926 --> 00:39:48.178
‫باید من رو به عنوان فرمانرواشون ببینن.

00:39:48.261 --> 00:39:50.555
جواهرات و جامه‌های زنانه نماد قدرت نیستن

00:39:50.639 --> 00:39:52.098
‫بلکه شمشیر و سپر نماد قدرتن.

00:39:52.182 --> 00:39:54.392
‫فرمانروای من مادرمه.

00:39:55.143 --> 00:39:57.562
‫و نمی‌خوام هم جز این باشه.

00:40:00.273 --> 00:40:02.067
‫خودت ما رو در جنگ رهبری می‌کنی؟

00:40:02.150 --> 00:40:03.610
‫خب، قطعا که نمی‌تونم اینجا بمونم،

00:40:03.635 --> 00:40:06.254
‫طبقه‌های قصر رو چرخ بزنم و منتظر بمونم
‫شکست و ناامیدی بیان سراغم.

00:40:06.279 --> 00:40:08.782
‫- مسخره نباش.
‫- دارم هرکاری می‌تونم می‌کنم.

00:40:08.865 --> 00:40:11.117
‫به لرد موتن دستور دادم تا
‫به روکس رست لشکرکشی کنه

00:40:11.201 --> 00:40:12.869
‫و یه کلاغ دیگه به ویل فرستادم تا...

00:40:12.953 --> 00:40:17.832
‫حتی اگه قوای ویل، میدن‌پول
‫و همه متحدین‌مون رو کنار هم جمع کنیم...

00:40:18.416 --> 00:40:21.628
‫بازم قوامون به بزرگی ارتش جناح سبز نمیشه.

00:40:23.171 --> 00:40:26.341
‫به دیمن و اژدهاش نیاز داریم.

00:40:26.424 --> 00:40:27.843
‫میشه فقط یه ساعت

00:40:27.926 --> 00:40:30.095
‫کسی مدام نگه دیمن، دیمن، دیمن....

00:40:30.178 --> 00:40:31.596
‫علیا حضرت.

00:40:32.472 --> 00:40:34.099
‫بانو میساریا اومدن.

00:40:36.101 --> 00:40:39.312
‫ملکه من، هدیه‌مون ارسال شد.

00:40:43.066 --> 00:40:44.484
‫چه هدیه‌ای؟

00:40:45.694 --> 00:40:48.029
‫بیاید امیدوار باشیم امشب
‫آسمون بلک‌واتر ابری بشه.

00:43:09.671 --> 00:43:11.131
‫گفتین بهبود پیدا کرده.

00:43:13.383 --> 00:43:16.845
‫اعلی حضرت از هر 10 ساعت 9 ساعت می‌خوابن

00:43:17.596 --> 00:43:21.474
‫اما چشماشون رو باز کردن و صحبت کردن،
‫با اینکه کوتاه بود.

00:43:21.558 --> 00:43:23.935
‫فرآیند بهبودشون ممکنه طولانی و دردناک باشه

00:43:24.060 --> 00:43:28.690
‫اما صمیمانه امیدوارم که
‫اعلی حضرت زنده بمونن.

00:43:28.773 --> 00:43:30.650
‫اونوقت اگه زنده بمونه چه شکلی میشه؟

00:43:40.118 --> 00:43:43.455
‫نامه‌هام به پدرم.

00:43:45.582 --> 00:43:50.670
‫دوباره به های‌گاردن و
‫اولدتاون کلاغ فرستادم.

00:43:50.754 --> 00:43:53.215
‫همینطور به همه خاندان‌های بزرگ ریچ.

00:43:54.090 --> 00:43:56.384
‫هیچ خبری از سر آتو نیست،

00:43:56.468 --> 00:43:57.886
‫فعلا.

00:44:03.391 --> 00:44:06.561
‫الان توی ریچ جنگ برقراره علیا حضرت.

00:44:06.645 --> 00:44:10.482
‫خاندان بیزبری شروع به
‫جنگیدن با ارتش های‌تاور کرده.

00:44:10.565 --> 00:44:13.985
‫برای تلافی مرگ اربابشون.

00:44:42.013 --> 00:44:43.640
‫متاسفم.

00:44:45.100 --> 00:44:46.268
‫متاسفم.

00:45:26.308 --> 00:45:27.350
‫خواهر.

00:45:28.101 --> 00:45:29.311
‫گوئین.

00:45:30.937 --> 00:45:32.939
‫خوب شد پیدات کردم.

00:45:33.857 --> 00:45:35.859
‫می‌خواستم برات دعای خیر کنم.

00:45:36.443 --> 00:45:37.652
‫خب...

00:45:38.361 --> 00:45:40.989
‫از ملکه مادر ممنونم.

00:45:46.578 --> 00:45:49.164
‫از پدرمون چیزی شنیدی؟

00:45:49.247 --> 00:45:53.084
‫به های‌گاردن و اولدتاون نامه فرستادم
‫اما جوابی نگرفتم.

00:45:53.168 --> 00:45:54.294
‫چیزی نشنیدم

00:45:55.212 --> 00:45:57.172
‫ولی خب پیامی هم نفرستاده بودم.

00:45:57.714 --> 00:46:01.801
‫اگه نامه‌ای بنویسه واسه تو می‌نویسه.
‫تو همیشه بچه مورد علاقه‌ش بودی.

00:46:02.344 --> 00:46:04.012
‫عجیبه که هیچ خبری ازش نشده.

00:46:04.763 --> 00:46:07.015
‫آتو های‌تاور به شدت زیرکه.

00:46:07.891 --> 00:46:10.352
‫هروقت پیامی برای فرستادن باشه، می‌فرسته.

00:46:13.688 --> 00:46:17.192
‫اغلب برام سوال میشه که اگه تو رو
‫به دربار آورده بود، زندگی چطور می‌شد.

00:46:20.153 --> 00:46:21.738
‫من پسر بزرگترم.

00:46:21.821 --> 00:46:23.782
‫درستش هم این بود که
‫من تو اولدتاون بزرگ بشم.

00:46:23.865 --> 00:46:25.325
‫اما تو هشت سالت بود و مادر نداشتی.

00:46:25.408 --> 00:46:26.701
‫حتما برات سخت بوده.

00:46:26.785 --> 00:46:29.412
‫تو باهاش کنار میای، مگه نه؟

00:46:30.997 --> 00:46:32.999
‫وقتی هیچ چاره دیگه‌ای نیست.

00:46:36.419 --> 00:46:37.754
‫پسرم دیران.

00:46:41.132 --> 00:46:42.759
‫در چه حاله؟

00:46:43.343 --> 00:46:46.596
‫- برات نامه نمی‌نویسه؟
‫- این روزها خیلی کم.

00:46:49.307 --> 00:46:50.851
‫الان ده سال و شیش ماهشه.

00:46:52.477 --> 00:46:55.480
‫شاید چندان به نامه نوشتن علاقه نداشته باشه.

00:46:59.985 --> 00:47:01.987
‫اون یه شیرمرده.

00:47:02.863 --> 00:47:03.880
‫زیرکه.

00:47:04.322 --> 00:47:07.325
‫همونقدر که در شمشیرزنی ماهره،
‫در نواختن عود هم ماهره.

00:47:08.535 --> 00:47:12.539
‫شرط می‌بندم ویژگی‌ایه که
‫زنان جوان زیادی بهش علاقه دارن.

00:47:16.710 --> 00:47:18.044
‫مهربونه.

00:47:22.007 --> 00:47:23.633
‫خوبه.

00:47:25.677 --> 00:47:29.890
‫مهربونی ویژگی‌ایه که توی برادرهاش ندیدم.

00:47:30.265 --> 00:47:32.434
‫کار خوبی کردی فرستادیش
‫جای دیگه‌ای بزرگ بشه.

00:47:33.143 --> 00:47:36.646
‫به نظر میاد رد کیپ با همه مزایایی که داره،

00:47:36.730 --> 00:47:40.358
‫محیط چندان مناسبی برای بزرگ شدن پسرهای جوان

00:47:40.442 --> 00:47:42.277
‫به حساب نمیاد.

00:47:43.612 --> 00:47:46.364
‫تقصیر دربار بوده یا مادرشون؟

00:47:48.658 --> 00:47:50.660
‫مطمئنم تمام تلاشت رو کردی.

00:47:56.541 --> 00:47:59.085
‫باید به سر کریستون ملحق بشم.

00:47:59.878 --> 00:48:01.713
‫برامون آرزوی موفقیت کن خواهر.

00:48:02.797 --> 00:48:05.050
‫به درگاه جنگجو (خدای جنگ)
‫دعا می‌کنم که سالم برگردین.

00:48:10.555 --> 00:48:11.765
‫بدرود.

00:48:53.807 --> 00:48:55.225
‫علیا حضرت.

00:48:58.228 --> 00:48:59.938
‫این یکی دیگه آواز نمی‌خونه.

00:49:01.231 --> 00:49:03.233
‫عجیب نیست؟

00:49:05.402 --> 00:49:07.612
‫فکر کردم خوب باشه شمع روشن کنیم.

00:49:08.780 --> 00:49:10.198
‫برای اگون

00:49:11.616 --> 00:49:13.618
‫و همه روح‌های از دست رفته.

00:49:45.150 --> 00:49:46.568
‫تو، اون غذا رو از کجا آوردی؟

00:49:46.651 --> 00:49:48.153
‫- کشتی‌های رنیرا.
‫- کشتی؟

00:49:48.236 --> 00:49:50.864
‫نصفه شب با هدایای ملکه به ساحل رسیدن.

00:49:50.947 --> 00:49:52.949
‫حتی الان هم به فکر ماست!

00:50:07.631 --> 00:50:08.840
‫اون رو بده به من!

00:50:11.301 --> 00:50:12.928
‫بدش به من!

00:50:17.474 --> 00:50:19.392
‫از سر راه برین کنار!

00:50:38.954 --> 00:50:42.666
‫علیا حضرات، باید بریم، الان.

00:50:48.421 --> 00:50:50.423
‫ملکه‌ها رو برسونین به گاری.

00:50:54.344 --> 00:50:56.763
‫حواستون به پهلوهاتون باشه.
‫مراقب کنارتون باشین.

00:50:58.765 --> 00:51:01.643
‫حرکت کنین. از این طرف علیا حضرت.

00:51:03.937 --> 00:51:05.647
‫ملکه ماهی‌هاست!

00:51:07.691 --> 00:51:09.359
‫به حرکت ادامه بدین!

00:51:09.901 --> 00:51:11.820
‫زنده باد ملکه رنیرا!

00:51:12.904 --> 00:51:14.155
‫خودتون رو به گاری برسونین.
‫زنده باد ملکه رنیرا!

00:51:15.574 --> 00:51:16.616
‫هلینا!

00:51:17.367 --> 00:51:18.785
‫علیا حضرت!

00:51:20.203 --> 00:51:22.080
‫- ملکه من!
‫- دستت رو بکش!

00:51:22.163 --> 00:51:23.665
‫نه! نه!

00:51:25.083 --> 00:51:26.751
‫شمشیرهاتون رو غلاف کنین!

00:51:28.461 --> 00:51:29.963
‫شمشیرهاتون رو غلاف کنین!

00:51:32.382 --> 00:51:33.884
‫شنیدین ملکه چی گفت!

00:51:33.967 --> 00:51:35.594
‫شمشیرهاتون رو غلاف کنین!

00:51:43.602 --> 00:51:44.895
‫نه!

00:51:46.855 --> 00:51:48.982
‫- برین عقب!
‫- برو هلینا، برو!

00:51:49.065 --> 00:51:51.151
‫از سر راهم برین کنار! از سر راهم برین کنار!

00:51:58.325 --> 00:51:59.826
‫استرمونت!

00:52:00.952 --> 00:52:04.206
‫ملکه‌های من! از این طرف، سوار بشین!

00:52:17.594 --> 00:52:19.804
‫زنده باد ملکه رنیرا!

00:52:21.640 --> 00:52:24.226
‫زنده باد ملکه رنیرا!

00:52:26.478 --> 00:52:28.146
‫اگه مجبور شدی از روشون رد شو.

00:52:29.898 --> 00:52:32.275
‫راه بیفت! راه بیفت!

00:53:09.229 --> 00:53:10.897
‫دیگه نه.

00:53:10.981 --> 00:53:14.734
‫سرورم. مقداری که استادم
‫بهم دستور داده رو دارم میدم.

00:53:14.818 --> 00:53:18.572
‫پادشاه علاقه زیادی دارن که داروشون رو بخورن،
‫اما یک ساعت دیگه.

00:53:31.376 --> 00:53:35.922
‫دارو درد رو از بین می‌بره
‫اما ذهن رو مخدوش می‌کنه.

00:53:36.965 --> 00:53:38.133
‫مایوس نباشین اعلی حضرت.

00:53:38.216 --> 00:53:40.093
‫خودتون رو به یه افسانه تبدیل کردین.

00:53:40.177 --> 00:53:42.387
‫از آتش اژدها جون سالم به در بردین.

00:53:45.390 --> 00:53:47.225
‫اما متاسفانه مثل روز اولتون نمی‌شین.

00:53:48.810 --> 00:53:51.438
‫اوروایل تمام تلاشش رو کرده.

00:53:52.397 --> 00:53:54.024
‫پاتون رو چسبونده سر جاش

00:53:56.026 --> 00:53:58.195
‫اما هیچوقت نمی‌تونین بدوین.

00:53:59.779 --> 00:54:00.989
‫ذهنتون

00:54:01.656 --> 00:54:03.158
‫تنها چیزیه که براتون باقی مونده.

00:54:03.783 --> 00:54:05.702
‫از این قضیه خوشحال نیستم.

00:54:09.539 --> 00:54:11.500
‫من فریاد زنان درون یکی از

00:54:11.583 --> 00:54:14.586
‫برج‌های هَرِن به دنیا اومدم.

00:54:16.505 --> 00:54:21.718
‫ریه‌هام قوی بودن،
‫اما پام جوری پیچ خورده بود

00:54:22.802 --> 00:54:25.805
‫که پدرم گفت کار جادوئه.

00:54:27.140 --> 00:54:32.812
‫یکی از اعضای قلعه رو به
‫استفاده از وِردهای شرورانه متهم کرد.

00:54:35.565 --> 00:54:36.983
‫هعی.

00:54:37.817 --> 00:54:39.945
‫مردم به حالتون افسوس خواهند خورد،

00:54:40.028 --> 00:54:41.613
‫یا پشت سرتون

00:54:42.447 --> 00:54:44.199
‫یا در حضورتون.

00:54:46.076 --> 00:54:48.078
‫و بهتون، بهتون...

00:54:50.247 --> 00:54:52.249
‫...زل خواهند زد...

00:54:54.918 --> 00:54:56.086
‫یا روشون رو برخواهند گردوند.

00:54:59.965 --> 00:55:02.384
‫و شما رو دست کم خواهند گرفت.

00:55:04.386 --> 00:55:06.429
‫و این به نفع شما خواهد بود.

00:55:06.513 --> 00:55:08.640
‫نه، نه.

00:55:15.480 --> 00:55:17.440
‫الان برادرتون به‌جای شما فرمانروایی می‌کنه

00:55:17.524 --> 00:55:20.527
‫که یعنی زندگی شما در خطره.

00:55:22.529 --> 00:55:24.656
‫اما فکر کنم خودتون این رو می‌دونین.

00:55:29.327 --> 00:55:30.745
‫کمکم کن.

00:56:16.541 --> 00:56:17.751
‫برادر.

00:56:20.378 --> 00:56:22.380
‫دیمن، اون مرد.

00:56:35.519 --> 00:56:37.145
‫متاسفم.

00:56:43.193 --> 00:56:45.028
‫تو بهم نیاز داشتی.

00:56:47.108 --> 00:56:48.943
‫الان دیگه اینجام.

00:56:58.458 --> 00:57:00.043
‫الان دیگه اینجام.

00:57:05.590 --> 00:57:07.217
‫اعلی حضرت.

00:57:09.970 --> 00:57:13.306
‫اخبار ناراحت‌کننده‌ای از
‫ریورران دارم پادشاه من.

00:57:14.683 --> 00:57:16.810
‫لرد گروور مرده.

00:57:20.897 --> 00:57:22.315
‫پیرمرده.

00:57:22.399 --> 00:57:23.400
‫دقیقا.

00:57:24.234 --> 00:57:28.613
‫اسکار تالی جوان الان لرد سرپرست ریورلندزه.

00:57:31.241 --> 00:57:33.535
‫لرد گروور چطوری از دنیا رفتن؟

00:57:33.618 --> 00:57:36.246
‫خب، مدتی بود که بیمار بودن.

00:57:37.080 --> 00:57:41.751
‫استادان ریورران دیگه
‫عقلشون به جایی قد نمی‌داد.

00:57:41.835 --> 00:57:47.215
‫شفابخش خودمون الیس ریورز،
‫داوطلب شد از مهارت‌های مشهورش استفاده کنه.

00:57:47.299 --> 00:57:49.050
‫از مهارت‌هاش استفاده کرد اما

00:57:51.219 --> 00:57:53.221
‫کاری نبود که بتونه انجام بده.

00:58:31.218 --> 00:58:32.802
‫هی، نگاه کنین!

00:58:34.930 --> 00:58:37.891
‫برین داخل! عجله کنین!

01:00:11.276 --> 01:00:14.446
‫پرچم‌هاتون رو از کشتی‌ها به داخل شهر بردن.

01:00:14.529 --> 01:00:16.615
‫تا جلوی دروازه‌های رد کیپ رفتن

01:00:16.698 --> 01:00:17.949
‫و بعد جلوشون رو گرفتن.

01:00:18.033 --> 01:00:20.202
‫همونطور که امیدوار بودیم،
‫این ماجرا به غاصبین اخطار داد

01:00:20.285 --> 01:00:23.288
‫که بیشتر از چیزی که فکر می‌کنن قدرت دارین.

01:00:25.373 --> 01:00:27.209
‫فکر کردم خوشحال بشین.

01:00:29.085 --> 01:00:31.087
‫فکر نمی‌کنم بتونم این جنگ رو ببرم.

01:00:33.423 --> 01:00:34.799
‫فکر می‌کنم خسته شدین.

01:00:34.883 --> 01:00:37.719
‫پسر خودم توانایی‌هام رو زیر سوال می‌بره.

01:00:40.180 --> 01:00:42.182
‫فکر می‌کنه به دیمن نیاز دارم.

01:00:44.559 --> 01:00:49.189
‫- و دیمن خودش.
‫- اون فقط کاری رو می‌کنه که به نفع خودش باشه.

01:00:53.693 --> 01:00:55.904
‫اون هرچیزی بود که من می‌خواستم باشم.

01:00:57.239 --> 01:00:58.448
‫بی‌خیال.

01:00:59.449 --> 01:01:00.867
‫و خطرناک.

01:01:02.494 --> 01:01:03.703
‫مرد.

01:01:05.038 --> 01:01:06.998
‫و من چیزی بودم که اون می‌خواست باشه.

01:01:07.082 --> 01:01:10.919
‫محبوب پدرم
‫و همینطور وارثش.

01:01:11.002 --> 01:01:13.213
‫ما دو روی یه سکه بودیم.

01:01:16.007 --> 01:01:18.009
‫اون هیچوقت آرامش نداشته.

01:01:20.095 --> 01:01:23.557
‫اون می‌خواست رو من نفوذ داشته باشه،
‫ولی کسی رو خودش نفوذ نداشته باشه

01:01:23.640 --> 01:01:28.019
‫و شاهد این باشه که من چیزی رو
‫به دست میارم که همیشه فکر می‌کرد مال اونه.

01:01:30.438 --> 01:01:32.190
‫از کاری که ممکنه بکنه می‌ترسم.

01:01:38.905 --> 01:01:40.866
‫می‌ترسم بر علیه من شده باشه.

01:01:40.949 --> 01:01:43.243
‫اون بیشتر اهل ناپدید شدنه.

01:01:43.326 --> 01:01:45.745
‫در هر صورت هم اون و هم

01:01:46.663 --> 01:01:48.623
‫کاراکسیس رو از دست دادم.

01:01:48.707 --> 01:01:50.750
‫رینیس و اژدهاش مرده‌ن.

01:01:50.834 --> 01:01:52.919
‫سایرکس و دوتا اژدهای جوان دارم.

01:01:53.003 --> 01:01:55.172
‫نمی‌تونیم تنها با ویگار درگیر بشیم.

01:01:55.255 --> 01:01:56.339
‫تازه ارتش هم ندارم.

01:01:56.423 --> 01:01:59.426
‫ناوگان ولارین و افرادی
‫که توش می‌جنگن رو دارین.

01:02:01.052 --> 01:02:02.470
‫کافی نیست.

01:02:03.722 --> 01:02:06.266
‫و حتی اگه به نحوی پیروز شدیم،

01:02:06.349 --> 01:02:09.352
‫چطوری به یه پادشاهی حکمرانی کنم
‫وقتی پسر خودم بهم تردید داره؟

01:02:10.353 --> 01:02:11.354
‫شما من رو دارین.

01:02:14.191 --> 01:02:17.611
‫ازت ممنونم. جدی میگم.

01:02:30.248 --> 01:02:32.459
‫کار پدرم بود.

01:02:38.048 --> 01:02:39.799
‫هنوز یه بچه بودم.

01:02:40.342 --> 01:02:44.346
‫از من واسه لذت خودش استفاده کرد.

01:02:45.013 --> 01:02:46.806
‫و بعد از چند ماه،

01:02:46.890 --> 01:02:51.520
‫مشخص شد تخمی که کاشته بود ریشه زده.

01:02:59.277 --> 01:03:01.488
‫اینجا جای زخمش هم هست.

01:03:03.156 --> 01:03:05.367
‫من نمی‌تونم بچه‌دار بشم.

01:03:07.244 --> 01:03:08.870
‫اون ولم کرد که بمیرم،

01:03:10.372 --> 01:03:11.581
‫اما من زنده موندم.

01:03:12.123 --> 01:03:13.291
‫واقعا متاسفم.

01:03:13.316 --> 01:03:15.568
‫با خودم قسم خوردم که
‫دیگه به هیچکس اعتماد نکنم.

01:03:15.710 --> 01:03:19.130
‫و این قسم به نفعم کار کرده.

01:03:19.923 --> 01:03:25.303
‫این دنیا سنگدل و ظالمه
‫و افراد کمی وجود دارن که عزم راسخ دارن.

01:03:26.221 --> 01:03:30.183
‫به نظرم شما عزم راسخ دارین.

01:03:30.892 --> 01:03:34.729
‫از نظر شما من لایقم،
‫حتی من رو با خودتون برابر می‌دونین.

01:03:35.730 --> 01:03:38.149
‫به همین خاطر، به شما خدمت می‌کنم.

01:03:38.733 --> 01:03:41.570
‫باور دارم که شما
‫به دنیا اومدین که ملکه باشین.

01:03:44.027 --> 01:03:48.027
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:04:53.016 --> 01:04:55.936
‫معذرت می‌خوام علیا حضرت.

01:04:56.686 --> 01:05:00.398
‫اژدها سی‌اسموک حین پرواز
‫در آسمون اسپایس‌تاون دیده شده.

01:05:00.482 --> 01:05:02.192
‫آره، عادتشه.

01:05:02.275 --> 01:05:03.902
‫طبق چیزی که شنیدیم،

01:05:04.444 --> 01:05:05.862
‫سوار داره.

01:05:06.279 --> 01:05:09.491
‫- کی؟
‫- از روی زمین گفتنش ناممکنه.

01:05:10.242 --> 01:05:12.744
‫- جناح سبز؟
‫- نمی‌دونم ممکنه کار چه کس دیگه‌ای باشه.

01:05:13.662 --> 01:05:14.846
‫شوراتون رو احظار کنم؟

01:05:36.226 --> 01:05:37.686
‫مادر!

01:05:40.620 --> 01:05:47.620
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.