﻿WEBVTT

00:00:08.250 --> 00:00:10.730
... خیلی ممنونم

00:00:10.730 --> 00:00:12.240
چرا کمک نخواستی ؟

00:00:13.410 --> 00:00:14.240
... اینجا

00:00:14.570 --> 00:00:15.400
... اینجا هم

00:00:15.800 --> 00:00:16.990
همه جات خونی شده ‏!‏

00:00:21.030 --> 00:00:23.640
این موجود چیه ؟

00:00:26.010 --> 00:00:27.530
... میخوام

00:00:29.260 --> 00:00:30.620
باهاش چیکار کنم ؟

00:00:36.200 --> 00:00:39.170
اشک های جاریتُ

00:00:39.170 --> 00:00:42.170
به شجاعت تبدیل کن

00:00:42.170 --> 00:00:45.460
بال های فرشته مانندتُ باز کن

00:00:45.460 --> 00:00:48.340
! ‏ و به بالاها پرواز کن

00:00:48.340 --> 00:00:54.260
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:55.140 --> 00:01:01.020
تا آخرش تسلیم نمیشیم

00:01:01.020 --> 00:01:06.280
! ‏‏ برای پُرفشاری ‏،‏ حتماً دلیل خوبی وجود داره

00:01:06.290 --> 00:01:09.980
. میتونی دوباره سعی کنی

00:01:09.990 --> 00:01:12.370
. از تاریکی فرار کن

00:01:12.380 --> 00:01:16.360
. تو فقط باید بری

00:01:16.370 --> 00:01:21.420
. آینده همیشه منتظرِ ماست

00:01:21.420 --> 00:01:24.010
. ماوراء آسمان برو

00:01:24.010 --> 00:01:27.170
. اقیانوس ها رو طی کن

00:01:27.170 --> 00:01:30.430
... ‏ بوس فرشته رو

00:01:30.430 --> 00:01:33.930
 ( ! ‏‏‏‏‏‏ ‏ بگیر ‏!‏ ‏( تو میتونی تلاش کنی

00:01:33.930 --> 00:01:39.730
! ‏‏ بیا با هم بریم به یک ماجراجویی که هیچ وقت تمام نمیشه

00:01:39.730 --> 00:01:45.990
! ‏‏برای همیشه و هر جایی

00:22:00.300 --> 00:22:06.720
. خوش گذرونی در صبح و تمامِ شب رو بیرون موندن ، این طبیعتِ ماست

00:22:06.720 --> 00:22:12.730
این احساسِ اشتیاق سیاهِ یا سفیده ؟

00:22:13.060 --> 00:22:19.650
. حرکتی دایره وار که گذشته رو تدائی میکنه

00:22:19.650 --> 00:22:25.490
. با صدای ترق و تروقی ما رو به آینده ای که آرزوشُ داریم پیوند میدهد

00:22:25.610 --> 00:22:32.160
. چشم هاتُ ببند و از مسیرِ مارپیچ عبور کن

00:22:32.160 --> 00:22:40.130
. در پایانِ این رویایِ مرموز ، زیبایی رو پیدا میکنی

00:22:41.130 --> 00:22:47.260
. قطعاً ، سکۀ پرتاب شده همیشه در آسمان می رقصد

00:22:47.260 --> 00:22:53.060
آرزویِ چه پایانی رو داشته باشم ؟

00:22:53.220 --> 00:22:59.020
. قطعاً ، نور درخشده ای به سایه ها نقش میدهد

00:22:59.020 --> 00:23:04.740
، پس به این سمت بیا

00:23:04.940 --> 00:23:10.280
. بزار آیندمون یکی بشه

00:01:51.000 --> 00:01:56.090
ذخیره کردن × و × عمل کردن

00:01:58.750 --> 00:02:01.990
. یک روز تا گزینش باقی مونده

00:02:01.990 --> 00:02:05.730
. پایتخت ، پیجینگ ، صبح ساکتی داره

00:02:15.480 --> 00:02:16.610
. صبح بخیر

00:02:17.350 --> 00:02:19.390
. شما دو تا ، خیلی زود بیدار شدید

00:02:21.350 --> 00:02:24.120
. نوزده ساعت تا نیمه شبِ روز گزینش وقت داریم

00:02:24.590 --> 00:02:26.160
. امشب ما  بالاخره حرکتمونُ شروع میکنیم

00:02:26.670 --> 00:02:29.120
. خب ، بیا چک نهائی رو بکنیم

00:02:30.080 --> 00:02:31.320
... وقتی داخل شدیم ، من و گون

00:02:31.320 --> 00:02:35.020
، مراقب پلکان مرکزی که
. به سمت اتاق سلطنتی میره ، هستیم

00:02:35.690 --> 00:02:36.440
. آره

00:02:36.850 --> 00:02:37.880
ایکالگو با استفاده

00:02:37.880 --> 00:02:41.600
از آسانسور شمال شرقی ، میره 
. زیرزمین و دنبال پالم میگرده

00:02:43.090 --> 00:02:46.320
. اگه پیداش کردی ، بدون ما فرار میکنی

00:02:46.320 --> 00:02:47.140
. درسته

00:02:47.800 --> 00:02:51.350
اگه در اون زمان ، پادشاه و سه محافظ سلطنتی ، درون
، اتاق سلطنتی باشن

00:02:51.350 --> 00:02:53.150
. طبق نقشه ، ادامه میدیم

00:02:53.770 --> 00:02:56.530
مشکل اصلی اینه که اگه اونجا نباشن چی ؟

00:02:57.260 --> 00:02:59.500
... تو خیلی سر این موضوع سخت میگیری

00:03:00.200 --> 00:03:03.390
چه نوع شانسی ممکنه اتفاق بیوفته ؟

00:03:03.390 --> 00:03:05.900
. خب ، شدیداً غیرمحتملِ

00:03:06.230 --> 00:03:08.450
. اما اگه باشه ، خیلی بد میشه

00:03:08.450 --> 00:03:10.540
تناقض نداری ؟

00:03:11.770 --> 00:03:16.320
ما تصمیم گرفتیم ، الگوی حرکتیِ دشمنُ  
. یک روز قبل از حمله ، بررسی کنیم

00:03:16.850 --> 00:03:20.430
، وقتی انتظار داری شخصی توی زمان خاص ، توی مکان خاصی باشه

00:03:20.930 --> 00:03:24.800
. اتفاقای غیرمنتظره ی خاص خودش میوفته

00:03:25.540 --> 00:03:27.500
. تو کار قبلیم ، از اینجور چیزا همیشه پیش میومد

00:03:27.900 --> 00:03:31.470
. همیشه اتفاقای غیرمعمولی پیش میاد ، که مجبوری انتخاب کنی

00:03:32.870 --> 00:03:36.050
، توی کار قبلیم ، خودمُ متقاعد میکردم

00:03:36.050 --> 00:03:38.570
. که فرصت دیگه ای پیش میاد

00:03:39.600 --> 00:03:41.100
. اما ایندفعه فرق میکنه

00:03:41.920 --> 00:03:43.370
. نمیتونیم صبر کنیم

00:03:43.370 --> 00:03:45.330
. وقتی حرکت کردیم ، برگشتی در کار نیست

00:03:45.820 --> 00:03:48.720
. یه ثانیه تأمل ، ممکنه به مرگ ختم بشه

00:03:49.830 --> 00:03:52.080
، بخاطر همین الان باید تصمیم بگیریم

00:03:52.080 --> 00:03:54.460
. که در اوضاع مختلف ، چیکار کنیم

00:03:55.650 --> 00:04:00.070
، حتی اگه تو اتاق سلطنتی نباشن
، درون کاخ باشن ، مشکلی نیست

00:04:00.640 --> 00:04:05.790
 اِن " پیتو ، حیاط کاخ و محیط اطرافشُ "
. تحت پوشش داره

00:04:07.260 --> 00:04:13.100
، پس اگه داخل بشیم و هاله ی مورمور کنندشُ حس کنیم

00:04:13.100 --> 00:04:15.390
. یعنی که اونا ، اونجان

00:04:16.450 --> 00:04:20.510
و وقتی به سمت جایی که هاله متراکم 
، میشه ، حرکت کنیم

00:04:20.510 --> 00:04:22.470
. اون تو مرکزش خواهد بود

00:04:24.140 --> 00:04:27.680
. حالا سوال پیش میاد ، اگه هاله ی پیتو رو حس نکردیم

00:04:28.080 --> 00:04:31.360
. به عبارتی ، اگه اونا درون کاخ نباشن

00:04:31.360 --> 00:04:35.450
. یا اینکه توی کاخ هستن ، ولی از " اِن " استفاده نمیکنن

00:04:35.790 --> 00:04:37.450
، میشه درون کاخ باشن

00:04:37.450 --> 00:04:40.120
و از " اِن " برای محافظت از پادشاه استفاده نکنن ؟

00:04:40.420 --> 00:04:44.500
. وقتی نوو سان به کاخ نفوذ کرده بود ، این اتفاق افتاده بود

00:04:44.500 --> 00:04:45.510
هه ؟

00:04:45.990 --> 00:04:48.390
. آره ، این چیزی هست که منم نمیتونم دقیق بفهممش

00:04:49.320 --> 00:04:52.890
. بر طبق گفته های کولت ، نوو هاله ی پوف رو حس کرده

00:04:54.260 --> 00:04:57.070
. محافظین سلطنتی ، هرگز از کنار پادشاه جُم نمیخورن

00:04:57.070 --> 00:05:01.570
پس اگه پوف اونجا بوده ، دو تای 
. دیگه هم پیش پادشاه بودن

00:05:02.680 --> 00:05:06.220
پس چرا پیتو ، آدمکاش و " اِن "ـشُ از کار انداخت

00:05:06.220 --> 00:05:08.060
، و نگهبانی رو سپرد به پوف

00:05:08.060 --> 00:05:10.640
و اجازه داد که نوو به کاخ وارد بشه ؟

00:05:11.580 --> 00:05:14.590
... فکر کنم باید توی استفاده از تواناییش باشه

00:05:15.910 --> 00:05:18.600
. پس بیا از کولت بپرسیم

00:05:18.950 --> 00:05:19.720
. آره

00:05:22.100 --> 00:05:25.510
، فکر میکنم توی اون مدت 
. پیتو داشت کسیُ شفا میداده

00:05:25.840 --> 00:05:26.800
شفا ؟

00:05:27.380 --> 00:05:31.060
بهتون گفته بودم اون کسی که 
کایت رو ترمیم کرد ، پیتو بوده ؟

00:05:32.100 --> 00:05:36.060
حالا که دقت میکنم ، اون توی اون زمان 
. اصلاً از " اِن " استفاده نکرد

00:05:37.170 --> 00:05:40.120
. به احتمال زیاد ، شفا دادن ، احتیاج به تمرکز زیادی داره

00:05:40.800 --> 00:05:43.320
، به عبارتی وقتی داره کسیُ شفا میده

00:05:43.870 --> 00:05:46.570
. پیتو نمیتونه از " اِن " یا آدمکاش استفاده کنه

00:05:47.920 --> 00:05:49.320
. حالا معنی میده

00:05:50.080 --> 00:05:51.870
، به عبارت دیگه ای

00:05:51.870 --> 00:05:55.300
به احتمال زیاد پادشاه یا یکی از 
، محافظین سلطنتی آسیب دیده

00:05:55.300 --> 00:05:58.200
و پیتو برای شفا دادنش ، مجبور 
. به کنار گذاشتن " اِن " و آدمکاش شده

00:05:58.200 --> 00:05:59.710
... اما

00:06:00.300 --> 00:06:04.710
کی تونسته به اون هیولا ها 
آسیب برسونه ؟

00:06:05.100 --> 00:06:06.110
... درسته

00:06:06.460 --> 00:06:07.960
یه دعوا ؟

00:06:07.960 --> 00:06:10.870
شاید پادشاه یکی از محافظینُ زخمی کرده ؟

00:06:10.870 --> 00:06:13.220
. نه ، این غیرممکنه

00:06:13.650 --> 00:06:16.860
غیرممکنه که 
، پیتو بخاطر یکی از محافظین

00:06:16.860 --> 00:06:20.590
. از " اِن " خودش استفاده نکنه

00:06:21.320 --> 00:06:22.800
. اینُ تضمین میکنم

00:06:23.240 --> 00:06:25.320
... پس یعنی کسی که زخمی شده بود

00:06:25.860 --> 00:06:27.130
! خوده پادشاه بوده ...

00:06:28.960 --> 00:06:31.990
. که اینطور ... این چیزی که میگی ، جور در میاد

00:06:32.420 --> 00:06:36.500
. با این وجود ، سوال بزرگتری پیش میاد ، کی پادشاهُ مجروح کرده

00:06:37.200 --> 00:06:39.330
. کار محافظین سلطنتی که نمیتونه باشه

00:06:39.330 --> 00:06:43.750
. و بعدشم ، بقیه سربازا هم نمیتونن روش خراشم بندازن

00:06:44.100 --> 00:06:47.260
... آره ، بخاطر همین ما فکر میکنیم

00:06:48.640 --> 00:06:50.240
!پادشاه خودش اینکارُ کرده ؟

00:06:50.770 --> 00:06:53.320
یعنی چه اتفاقی افتاده ؟

00:06:53.320 --> 00:06:56.760
. ما هم نمیدونیم ، اما این تنها توضیح عاقلانست

00:07:00.530 --> 00:07:05.550
خب ، وقتی اتفاق افتاده بود 
... زیاد روش فکر نکرده بودم

00:07:05.950 --> 00:07:10.610
. اما اون یه شانس غیر عادی بوده

00:07:11.890 --> 00:07:14.590
اونجا چه خبرایی ممکنه باشه ؟

00:07:15.910 --> 00:07:17.260
... اصلاً خوب نیست

00:07:17.640 --> 00:07:20.760
. حس میکنم درون کاخ داره اتفاقای میوفته

00:07:24.660 --> 00:07:27.170
. ما حرکتُ به سمت کاخ ، شروع میکنیم

00:07:28.220 --> 00:07:32.910
  A-1 شهروندان محله ی  
. فوراً در میدان دیگو ، گرد هم بیایید

00:07:35.590 --> 00:07:39.610
. بقیه ی شهروندان ، آماده برای تغییر مکان باشن

00:07:45.390 --> 00:07:47.980
. اوه ، دیگه داره شروع میشه

00:07:48.340 --> 00:07:50.630
... بالاخره راهپیمایی رو شروع کردن

00:07:51.240 --> 00:07:54.840
. تا نیمه شب هیجان انگیز ، فقط 10 ساعت مونده

00:07:56.450 --> 00:07:59.890
، درست تو 25 ساعت دیگه ، فردا بعد ظهر در ساعت 3

00:08:00.480 --> 00:08:04.060
. پنج میلیون انسان ، زمین های کاخُ پر میکنن

00:08:05.710 --> 00:08:07.520
وضعیت پیجینگ تغییری نکرده ؟

00:08:07.840 --> 00:08:12.010
، فکر میکردم فقط یه دشمن ماهر باشه
. اما حالا یه دسته شدن

00:08:12.500 --> 00:08:15.190
. پس خودشونُ تقویت کردن

00:08:16.010 --> 00:08:20.650
. ممکنه بخوان از برگزاری جشن استفاده کنن و به ما نزدیک بشن

00:08:20.650 --> 00:08:23.800
. پس بزرگترین خطر در طول گزینش ممکنه باشه

00:08:24.210 --> 00:08:28.630
. آره ، توی گزینش ، پادشاهم حضور داره

00:08:30.290 --> 00:08:33.010
... بیشترین چیز خطرناک برای ما

00:08:33.010 --> 00:08:36.810
. اینه که پادشاه از جلوی چشمامون ، دور بشه

00:08:38.000 --> 00:08:42.650
 با فرض اینکه ، یکی از اونا
، " با استفاده از " نِن

00:08:43.200 --> 00:08:48.920
توانایی جابه جایی داشته باشه و  
... و پادشاهُ به یه جای دیگه انتقال بده

00:08:50.380 --> 00:08:54.090
تو موقع گزینش ، حتماً باید حداقل

00:08:54.090 --> 00:08:56.720
. یکی از ما ، کنار پادشاه باشه

00:08:57.050 --> 00:08:58.710
. پادشاه اجازه نمیده

00:08:59.170 --> 00:09:03.490
. تازگیا هم که خودت میدونی ، نارحت میشه از اینکه بهش نزدیک میشیم

00:09:03.950 --> 00:09:06.730
. پس باید بدون اینکه پادشاه متوجه بشه ، پیشش باشیم

00:09:07.690 --> 00:09:11.780
ما احتیاج داریم یک نفر حواسش به پیرامون پادشاه باشه

00:09:11.780 --> 00:09:15.140
... و همچنین وظایف خودشُ توی گزینش انجام بده

00:09:16.880 --> 00:09:19.650
، بخاطر بزرگیِ بدن ، زیادی تو چشمِ

00:09:20.620 --> 00:09:24.000
... علاقه ای به کارهای کسالت آور نداره

00:09:24.940 --> 00:09:28.760
. خیلی خب ، من بهترین انتخابم

00:09:29.390 --> 00:09:32.720
... فرایند حذف کردن ، صد البته که من بدبختم

00:09:36.210 --> 00:09:37.320
چی شده ؟

00:09:37.840 --> 00:09:41.510
. حضور اونا ، به طور کامل محو شده

00:09:42.820 --> 00:09:46.380
. نمیتونم ازشون هاله ای حس کنم

00:09:46.900 --> 00:09:51.050
، احتمالاً دارن از " زتسو " استفاده میکنن
. و میون انسان ها راهپیمایی ، مخفی شدن

00:09:57.090 --> 00:09:58.210
. نخسته

00:09:59.810 --> 00:10:01.580
... خیلی آدم اون بیرونن

00:10:02.120 --> 00:10:04.460
. حدود 100ساختمونن نفرن

00:10:05.060 --> 00:10:06.900
. اون داخل جا میشن

00:10:07.550 --> 00:10:10.470
، حالا که ما حضورمونُ مخفی کردیم

00:10:10.470 --> 00:10:13.500
. اونا فرض میکنن که ما در میون اون شهروندا هستیم

00:10:13.930 --> 00:10:17.220
شاید اینطوری بیخیال راهپیمایی بشن ؟

00:10:17.670 --> 00:10:18.720
. غیرممکنه

00:10:19.300 --> 00:10:22.970
. راهپیمایی رو باطل و به تعویق بندازن

00:10:23.370 --> 00:10:27.230
. کدوم پادشاهُ دیدی که شکستُ بپذیره و مصالحه کنه

00:10:27.600 --> 00:10:30.460
. محافظین سلطنتی اجازه ی اینکارُ نمیدن

00:10:31.400 --> 00:10:34.340
، به هر قیمتی که شده 
. جشن باید طبق برنامه ریزی انجام بشه

00:10:34.670 --> 00:10:36.670
! فردا ، در ساعت 3 بعدظهر

00:10:36.670 --> 00:10:39.500
. این بی برو برگرده

00:10:42.240 --> 00:10:44.050
، حالا که راهپیمایی شروع شده

00:10:44.050 --> 00:10:47.410
... آدمک های من نمیتونن بفهمن که کی به کیه

00:10:48.510 --> 00:10:51.090
اونا رو فوراً فرا بخونم ؟

00:10:51.090 --> 00:10:55.260
. نه ، آزاد گذاشتن دشمن ، کار خطرناکی هست

00:10:55.960 --> 00:11:02.570
آدمک ها رو به سربازا ملحق کن 
. و به عنوان یه مانع ، مردمُ به اینجا هدایت کن

00:11:18.870 --> 00:11:20.070
اوس ؟

00:11:20.530 --> 00:11:24.820
. همونطوری که انتظار میرفت ، آدمک ها دنبال مردم راه افتادن

00:11:25.250 --> 00:11:29.520
. تا چند ساعت دیگه ، پشه هم پر نمیزنه

00:11:32.920 --> 00:11:37.170
. شش ورودی اتاق هست که به کاخ منتهی میشه

00:11:38.300 --> 00:11:42.090
از ورودی جلوی کاخ اجتناب میکنیم ، چون
، امنیت سختی اونجاست

00:11:42.710 --> 00:11:46.320
و به وسیله ی ورودی های 
. وارد میشم C ، B ، A

00:11:47.520 --> 00:11:50.510
، وقتی به اتاق ها داخل شدیم

00:11:50.510 --> 00:11:54.480
. تنها راه خروجمون ، وارد شدن به داخل کاخ هست

00:11:54.750 --> 00:11:56.860
چته ؟ ترسیدی ؟

00:11:56.860 --> 00:11:58.060
. چرت نگو

00:11:58.060 --> 00:12:00.110
. میخوام مطئن بشم که آماده ایم

00:12:00.660 --> 00:12:04.530
منتظر موندن جلویِ درِ ورودی خیلی خطرناکه ‏.‏

00:12:05.190 --> 00:12:10.350
اما اگه خیلی زود واردِ اتاق ها بشیم ‏،‏
تا نیمه شب نمیتونم بریم بیرون ‏.‏

00:12:11.110 --> 00:12:12.290
درسته‏.‏‏.‏‏.‏

00:12:12.290 --> 00:12:14.840
اگه هرگونه اطلاعاتِ مفیدی بدست آوردیم ‏،‏

00:12:14.840 --> 00:12:18.130
لازمه که بتونیم آزادانه درموردش اقدام کنیم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:12:18.450 --> 00:12:21.450
نمیتونیم کنارِ کاخ از موبایل استفاده کنیم ‏،‏

00:12:21.450 --> 00:12:24.240
برای اینکه مورچه ها سیگنالِ ـشُ دریافت میکنن ‏.‏

00:12:24.690 --> 00:12:28.830
بنظرم خطرناکه ساعت ها بدونِ اینکه بدونیم اتفاقی افتاده

00:12:29.340 --> 00:12:32.770
یا شرایط عوض شده یا نه تویِ اتاق ها منتظر بمونیم ‏.‏

00:12:33.220 --> 00:12:37.240
اما تو بودی که گفتی بیرونِ قصر منتظر موندنمون خطرناکه ‏.‏

00:12:37.240 --> 00:12:38.150
آره‏ .‏‏.‏‏.‏

00:12:38.460 --> 00:12:42.340
شما نباید شبکۀ امنیتیِ اونا رو دستِ کم بگیرید ‏.‏

00:12:42.340 --> 00:12:43.680
اونُ بزارید به عهدۀ من ‏.‏

00:12:45.840 --> 00:12:50.910
من تنها کسیم که میتونم آزادانه به اون اتاق ها وارد یا خارج بشم ‏.‏

00:12:51.520 --> 00:12:53.460
اگه اتفاقی افتاد بهتون خبر میدم ‏.‏

00:12:54.880 --> 00:12:57.590
فعلاً بهتره شما ها اینجا استراحت کنید ‏.‏

00:12:57.960 --> 00:12:59.300
مشکلی برات پیش نمیاد ؟

00:12:59.870 --> 00:13:03.270
من مشکلی برایِ بررسی منطقه ندارم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:13:03.740 --> 00:13:08.430
حتی اگه کنارِ کاخ هم باشم ‏،‏ تا وقتی که 
خارج از محدودۀ ‏"‏ اِن ‏"‏ پیتو باشم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:13:11.740 --> 00:13:14.190
اما باید مواظب باشی ‏.‏

00:13:15.530 --> 00:13:18.110
پیتو از شکلِ مُدَور و استانداردِ ‏"‏ اِن ‏"‏ استفاده نمیکنه ‏.‏

00:13:18.360 --> 00:13:22.030
اون تغییرِ شکلِ آمیب وارِش دامنۀ فعالیتشُ بیشتر میکنه ‏.‏

00:13:18.360 --> 00:13:22.030 line:20%
‏"‏ مترجم ‏:‏ آمیب ‏،‏ جانوری تک سلولی میباشد ‏.‏ ‏"‏

00:13:23.900 --> 00:13:25.820
اینطوری بود که کایت گیرِ اون افتاد ‏.‏

00:13:26.510 --> 00:13:28.860
احتمالاً عمدی بوده‏ .‏‏.‏‏.‏

00:13:29.230 --> 00:13:33.710
این غریزۀ یه مبارزِ که بخواد بفهمه حریفش چقدر قویه ‏.‏

00:13:34.130 --> 00:13:39.850
و غریزه ـَش اون رو هدایت میکنه تا دربارۀ قدرت هاشون قضاوت کنه ‏.‏

00:13:41.610 --> 00:13:44.240
تو بعضی مناطق هم ‏،‏ اون ‏"‏ اِن ‏"‏ میتونه
تا دو کیلو متر امتداد پیدا کنه ‏.‏

00:13:44.910 --> 00:13:46.600
حواست باشه خارج از اون محدوده بمونی ‏.‏

00:13:47.620 --> 00:13:48.890
نگران نباش ‏.‏

00:13:49.640 --> 00:13:53.930
تو این اتاق من اون کسی هستم که از اونا میترسه ‏.‏

00:13:54.420 --> 00:13:56.350
کارِ احمقانه ای نمیکنم ‏.‏

00:13:57.720 --> 00:13:59.150
بهت قول میدم ‏.‏

00:14:03.880 --> 00:14:06.380
حالا به سمتِ کاخ حرکت میکنیم ‏.‏

00:14:06.380 --> 00:14:09.950
هر کی از خط خارج بشه فوراً بهش شلیک میشه ‏.‏

00:14:10.520 --> 00:14:12.450
حرکت کنید ‏!‏

00:14:24.370 --> 00:14:25.420
پیتو ‏.‏‏.‏‏.‏

00:14:26.330 --> 00:14:30.300
میدونی به کوموگی حمله شده ؟

00:14:30.550 --> 00:14:33.480
بله ‏،‏ با ‏"‏ اِن ‏"‏ اطرافُ تحتِ نظر دارم ‏.‏

00:14:33.830 --> 00:14:34.560
هر چند ‏،‏

00:14:34.830 --> 00:14:38.570
، مطمئن بودم که اونا خطری برای شما ندارند عالیجناب 
برای همینم بهشون توجهی نکردم ‏.‏

00:14:39.460 --> 00:14:42.440
از حالا به بعد ‏،‏ اطرافِ کوموگی رو هم تحتِ نظر داشته باش ‏،‏

00:14:42.440 --> 00:14:44.780
و سریع با هرگونه تهدید مقابله میکنی ‏.‏

00:14:46.070 --> 00:14:48.200
بله ‏،‏ هر جور شما دستور بفرمایید ‏.‏

00:15:05.940 --> 00:15:08.720
ده ها هزار نفر از مردم دارن تو یه خط

00:15:08.720 --> 00:15:11.390
به سمتِ پادشاه میرن ‏.‏

00:15:12.090 --> 00:15:15.370
مثلِ مورچه ها‏ .‏‏.‏‏.‏ نه ‏،‏ مثلِ موش هایِ صحرایی ‏.‏

00:15:15.370 --> 00:15:16.910
حرکت به سمتِ مرگ ‏.‏

00:15:18.090 --> 00:15:21.230
بزودی هوا تاریک میشه ‏.‏

00:15:21.690 --> 00:15:24.180
میتونم به مورِل و بقیه بگم که بیان بیرون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:29.160 --> 00:15:30.550
اون ‏.‏‏.‏‏.‏

00:15:31.590 --> 00:15:33.010
‏.‏‏.‏‏.‏ چی بود ؟

00:15:38.040 --> 00:15:39.220
فَلس های بال ؟

00:15:40.230 --> 00:15:45.630
باد فلس های بال هاشُ به سمتِ مردم میبره‏ .‏‏.‏‏.‏

00:15:46.110 --> 00:15:47.170
پس یعنی‏ .‏‏.‏‏.‏

00:15:52.280 --> 00:15:53.300
فکرشُ میکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:15:54.490 --> 00:15:58.780
بنظر همشون کاملاً گیج و بی حال هستن ‏.‏

00:15:59.680 --> 00:16:02.630
اون فلس ها اثرِ هیپنوتیزم داره ‏.‏

00:16:05.320 --> 00:16:07.690
همینطور که دارین میرین جلو تو یه خط بمونید ‏!‏

00:16:08.270 --> 00:16:09.740
تویِ خط بمونید ‏!‏

00:16:10.460 --> 00:16:12.810
وقتی به موقعیت ـتون رسیدین ‏،‏ منتظرِ دستورات بمونید ‏.‏

00:16:12.810 --> 00:16:14.370
حرکت نکنید ‏!‏

00:16:15.280 --> 00:16:20.370
دستوراتِ ساده بارها تکرار میشن ‏،‏
در حالی که تانک ها پُشتِ سرشون حرکت میکنن

00:16:20.790 --> 00:16:25.030
میشه به ذهنی که بخاطرِ ساعت ها راه رفتن خسته شده نفوذ کرد‏ .‏‏.‏‏.‏

00:16:26.200 --> 00:16:29.380
این بهترین موقعیت برای استفاده از هیپنوتیزمِ ‏!‏

00:16:30.670 --> 00:16:35.150
به محضِ اینکه گزینش شروع بشه و همه جا رو خون بگیره ‏،‏

00:16:35.150 --> 00:16:38.470
اونا همینطوری بی سر و صدا سرِ جاشون میمونن ‏.‏

00:16:39.070 --> 00:16:40.710
تا وقتی که نوبتشون بشه ‏.‏

00:16:44.780 --> 00:16:47.230
هیپنوتیزم ؟ که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

00:16:47.990 --> 00:16:51.180
اگه اونا شستشویِ مغزی شده باشن ‏،‏ پس فرار نمیکنن ‏.‏

00:16:51.590 --> 00:16:54.110
اینطوری به نفعِ ماست ‏.‏

00:16:54.110 --> 00:16:55.070
هـا ؟

00:16:55.470 --> 00:16:57.330
اگه خیلی سر و صدا کنیم ‏،‏

00:16:57.330 --> 00:17:00.600
دیگه لازم نیست نگرانِ ترسیدنِ مردم باشیم ‏.‏

00:17:00.600 --> 00:17:01.620
آها ‏!‏

00:17:02.290 --> 00:17:06.830
اینطوری مردم برای فرار کردن زیرِ دست و پا له نمیشن ‏.‏

00:17:07.330 --> 00:17:08.880
این مزیتِ خیلی خوبیه ‏.‏

00:17:09.160 --> 00:17:16.360
با توجه به اینکه تا نیمه شب بیشتر از نیمی از مردم به محل میرسن ‏،‏

00:17:16.360 --> 00:17:21.790
ما انتظارشُ داشتیم که ده ها هزار نفر از مردم 
بخاطرِ ترس و فرار کردنشون بمیرن ‏.‏

00:17:22.050 --> 00:17:24.520
بزرگترین نگرانیمون حل شد ‏.‏

00:17:25.220 --> 00:17:27.270
دیگه میتونیم بزنیم سیمِ آخر ‏.‏

00:17:27.920 --> 00:17:29.900
شِش ساعت تا حرکت مونده ‏.‏

00:17:33.810 --> 00:17:35.450
همه اینجان ‏.‏

00:17:36.020 --> 00:17:37.830
خبری از پالم ندارید ؟

00:17:38.310 --> 00:17:39.150
نـه ‏.‏

00:17:41.890 --> 00:17:42.950
 که اینطور ‏.‏‏.‏‏.‏

00:17:43.470 --> 00:17:45.900
تا نیم ساعت قبل از حرکت صبر میکنیم ‏.‏

00:17:46.260 --> 00:17:49.960
، اگه تا قبل از ورود به اونجا بدونیم داخل چه خبره
اینطوری همه چی تغییر میکنه‏ .‏‏.‏‏.‏

00:17:50.210 --> 00:17:51.070
آره ‏.‏

00:17:52.400 --> 00:17:55.000
بنظر هر دو تاشون خونسردن ‏.‏

00:17:55.800 --> 00:17:57.780
مخصوصاً کیلوا ‏،‏

00:17:57.780 --> 00:18:01.220
هیچ گونه ضعفِ ذهنی رو که قبلا تو مبارزه باهام
 نشون داده بود رو الان نداره ‏.‏

00:18:01.460 --> 00:18:04.320
میشه گفت سرشار از اعتماد به نفسِ ‏.‏

00:18:04.710 --> 00:18:06.830
اما به دلایلی ‏،‏

00:18:07.540 --> 00:18:11.470
بنظر در آستانۀ محو شدنِ ‏.‏

00:18:13.060 --> 00:18:16.770
نه ‏،‏ وقت ندارم که نگرانِ دیگران باشم ‏.‏

00:18:17.480 --> 00:18:21.870
من کسیم که داره از شدتِ اضطراب قبضِ روح میشه ‏.‏

00:18:22.710 --> 00:18:24.760
سرنوشتِ بشریت به من بستگی داره‏ .‏‏.‏‏.‏

00:18:27.400 --> 00:18:29.380
کولت آدمِ خوبیه‏ .‏‏.‏‏.‏

00:18:30.180 --> 00:18:33.880
مِلِورون و ایکالگو قلب های مهربونی دارن ‏.‏

00:18:34.730 --> 00:18:39.390
مهم نیست انسان باشن یا مورچه ‏،‏ همه قلب دارن ‏.‏

00:18:39.390 --> 00:18:40.900
این چیزیِ که بهش باور دارم ‏.‏

00:18:41.860 --> 00:18:43.890
امیدوارم ‏،‏ پادشاه هم داشته باشه ‏.‏

00:18:45.200 --> 00:18:49.520
اما بعضی از اونا باید کشته بشن‏ .‏‏.‏‏.‏

00:18:50.960 --> 00:18:52.760
اگه ما اونا رو نکشیم ‏،‏ خودمون کشته میشیم ‏!‏

00:18:53.900 --> 00:18:56.490
کایت ‏،‏ دیگه وقتشِ ‏.‏

00:18:56.910 --> 00:19:00.530
قول میدم هر طور شده برت گردونم ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:02.370 --> 00:19:04.320
با شکست دادنِ اون ‏.‏

00:19:06.470 --> 00:19:08.090
حسابی هیجان زده شده‏ ..‏‏.‏

00:19:08.530 --> 00:19:10.040
منم روی حمایت کردنت تمرکز میکنم ‏.‏

00:19:10.490 --> 00:19:13.290
اینطوری کسی نمیتونه تو مبارزه ـت دخالت کنه‏ .‏‏.‏‏.‏

00:19:14.550 --> 00:19:17.510
با تکنیکِ کانمورویِ جدیدم ‏.‏

00:19:18.980 --> 00:19:20.500
بدنم احساسِ سنگینی میکنه ‏.‏

00:19:21.000 --> 00:19:23.720
حتماً بخاطرِ اینکه چند روزِ استراحت نکردم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:19:24.120 --> 00:19:27.180
از درجۀ 1 تا 100 شرایطِ الانم باید 40 باشه‏ .‏‏.‏‏.‏

00:19:27.180 --> 00:19:29.890
نه ‏،‏ 35‏ .‏‏.‏‏.‏

00:19:30.620 --> 00:19:33.330
اما الان نمیتونم ناله کنم ‏.‏

00:19:33.940 --> 00:19:36.480
با خارج شدنِ نوو ‏،‏ من تنها کسی هستم که باقی مونده ‏،‏

00:19:37.460 --> 00:19:39.990
امیدوار بودم بتونم با تمامِ قدرتم مبارزه کنم ‏.‏

00:19:39.990 --> 00:19:43.810
اما اینطوری راحت تره که سرنوشتمُ قبول کنم ‏.‏

00:19:44.490 --> 00:19:49.750
رویِ نقشم به عنوانِ طعمه تمرکز میکنم و
هدفم رو از پادشاه دور میکنم ‏.‏

00:19:52.630 --> 00:19:55.390
مورِل ‏،‏ بچه ها ‏،‏ معذرت میخوام ‏.‏‏.‏‏.‏

00:19:57.180 --> 00:19:59.750
اما نمیتونم باهاتون بیام ‏.‏

00:20:01.720 --> 00:20:03.850
یه نگاهی به بیرون میندازم ‏.‏

00:20:11.150 --> 00:20:15.030
پس فقط دو دقیقه میتونم نفسم رو نگه دارم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:20:15.320 --> 00:20:20.240
با توجه به احساسم محدودیتم احتمالاً به بیشتر از نصف کم میشه ‏.‏

00:20:21.020 --> 00:20:22.270
مشکلی نیست‏ .‏‏.‏‏.‏

00:20:22.270 --> 00:20:23.990
یک دقیقه هم کافیه ‏!‏

00:20:26.580 --> 00:20:30.300
فردا نیمه شب ‏،‏ من دوباره متولد میشم ‏.‏

00:20:31.290 --> 00:20:34.750
چند روزِ پیش حتی نمیتونستم رویایِ همچین روزی رو هم داشته باشم ‏.‏

00:20:35.550 --> 00:20:37.750
ممنونم ‏،‏ کیلوا ‏.‏

00:20:38.850 --> 00:20:42.480
قول میدم مأموریتم رو به خاطرِ تو با موفقیت انجام بدم ‏!‏

00:20:44.190 --> 00:20:47.300
فردا روزِ تولدمه ‏!‏

00:21:05.070 --> 00:21:07.280
من پادشاه هستم ‏.‏

00:21:09.630 --> 00:21:12.370
اما من کی هستم ؟

00:21:14.880 --> 00:21:18.840
برای چی به این دنیا اومدم ؟

00:21:24.330 --> 00:21:26.430
وقت تمومه‏ .‏‏.‏‏.‏ حرکت میکنیم ‏!‏

00:21:43.220 --> 00:21:44.220
پالم‏ .‏‏.‏‏.‏

00:21:55.850 --> 00:21:58.870
ده دقیقه تا ورودِ اونا به قصر باقی مونده ‏.‏

00:23:23.880 --> 00:23:26.140
قسمتِ بعدی ‏:‏ پریشانی × و × انتظار

00:23:26.140 --> 00:23:28.180
خیلی سرده ‏،‏ گون‏ .‏‏.‏‏.‏

00:23:28.180 --> 00:23:30.970
میگن فرمانده زمستون داره میاد ‏!‏

00:23:30.970 --> 00:23:33.260
فکر کنم منظورت ژنرال زمستونِ ‏.‏