﻿WEBVTT

00:00:05.980 --> 00:00:09.230 line:20%
، درسته ، اینکه فیلمبردار رو هفتمین بازیگر کردی ، جالب بود

00:00:09.230 --> 00:00:13.880
. و اونجایی که کلِ بازیگرا یه دفعه به فیلمبردار خیره می شن جالب بود

00:00:13.880 --> 00:00:15.220
... اما

00:00:15.560 --> 00:00:18.590
! هیچ جایی توی فیلم اشاره ای به طناب نشد

00:00:23.110 --> 00:00:25.770
- اما طناب که توی کلک کارآگاهی مهم نبود

00:00:25.770 --> 00:00:29.900
پس چرا هونگو - سنپای اینقدر اصرار داشت طنابی در کار باشه ؟

00:00:29.900 --> 00:00:32.070
مگه بخاطر این نبوده که طناب کلیدِ کلک کارآگاهیِ ماجرا بوده ؟

00:00:34.860 --> 00:00:37.700
... البته ممکنه من اشتباه بکنم

00:00:38.050 --> 00:00:41.470
. در هر حال ، از ایدت خوشم اومد

00:00:41.470 --> 00:00:43.450
. آخرش واقعا قشنگ بود

00:00:44.140 --> 00:00:47.960
. فقط با خودم می گفتم که این داستان با همه ی سرنخا نمی خونه

00:00:48.260 --> 00:00:49.080
... آره

00:00:49.740 --> 00:00:51.720
. من دیگه می رم انجمن مانگا

00:00:51.720 --> 00:00:53.630
. بعدا می بینمت

00:00:58.650 --> 00:01:04.110
با حالی گرفته ، روی لبه آسیاب بادی نشستم

00:01:04.110 --> 00:01:12.250
به روی باد اخم می کنم تا کسی عجیب و غریب بودنم رو نفهمه

00:01:12.450 --> 00:01:20.340
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:20.340 --> 00:01:25.430
همینطور که شکل می گیرم ، سرمو تکون می دم

00:01:25.760 --> 00:01:31.140
آینده ای که توی دستامه ، انگار خیلی محکمه

00:01:31.140 --> 00:01:36.310
خودم حس می کنم که باد ، با خودش تغییر میاره

00:01:36.690 --> 00:01:41.400
فک کنم تقصیر خودته که قلبمو صدا کردی

00:01:43.150 --> 00:01:48.490
آسمون ابری ، داستانِ سرنوشتی که در انتظارمونه رو می گه

00:01:48.490 --> 00:01:57.000
بال هاتو با قدرتی که تا حالا خودت هم حس نکردی ، باز کن

00:01:57.000 --> 00:02:01.590
تاریکی و روشنی ، هنوزم توی دوردست ، مبهمن

00:02:01.590 --> 00:02:07.880
اما هنوزم دلمون می خواد دلیل مهربونی رو بفهمیم

00:02:07.880 --> 00:02:12.430
تا حالا هیچ کس به

00:02:12.430 --> 00:02:15.270
نورِ درخشانی که توی دوردسته ، نرسیده

00:02:15.270 --> 00:02:23.900
بیا تا گذشته این نور رو ازمون نگرفته ، بریم دنبالش

00:02:29.430 --> 00:02:33.400 position:20% line:20%
" صحنه ی آخر " کم خرد

00:02:29.470 --> 00:02:33.400 position:20% line:20%
" صحنه ی آخر " کم خرد

00:02:29.640 --> 00:02:33.480 position:20% line:20%
" صحنه ی آخر " کم خرد

00:02:29.810 --> 00:02:33.520 position:20% line:20%
" صحنه ی آخر " کم خرد

00:02:29.980 --> 00:02:33.560 position:20% line:20%
" صحنه ی آخر " کم خرد

00:02:30.260 --> 00:02:32.480
چطور همچین چیزی رو یادم رفت ؟

00:02:32.860 --> 00:02:35.810
یعنی آگاهانه نادیده گرفتمش ؟

00:02:37.610 --> 00:02:41.750
یعنی سوال رو جوری عوض کردم تا با جواب بخونه ؟

00:02:41.750 --> 00:02:42.900
هوتارو ؟

00:02:43.940 --> 00:02:45.290
. هوتارو

00:02:45.290 --> 00:02:46.160
! هی ، وایسا

00:02:46.680 --> 00:02:47.410
! هوتارو

00:02:50.460 --> 00:02:51.200
چی شده ؟

00:02:51.460 --> 00:02:52.840
. هیچی

00:02:52.840 --> 00:02:53.830
چی می خوای ؟

00:02:54.280 --> 00:02:56.930
. فقط یه سوال داشتم

00:02:56.930 --> 00:02:57.890
مایاکا کجاس ؟

00:02:57.890 --> 00:02:59.630
. گفت می ره انجمن مانگا یه سری بزنه

00:03:00.020 --> 00:03:01.610
. چه بهتر

00:03:01.610 --> 00:03:03.430
. انگار چیتاندا - سان هم رفته خونه

00:03:03.830 --> 00:03:07.680
پس یه چیزی می خوای بگی که نمی خوای ایبارا و چیتاندا بشنون ؟

00:03:08.120 --> 00:03:09.300
. خب ، آره

00:03:09.300 --> 00:03:11.430
. دلم نمی خواست جلوی بقیه بگم

00:03:11.740 --> 00:03:13.100
خب ، چیه ؟

00:03:13.530 --> 00:03:15.080
... کلک کارآگاهیِ فیلم

00:03:15.080 --> 00:03:17.420
فکر می کنی کلکیه که هونگو - سنپای می خواسته ؟

00:03:17.420 --> 00:03:19.190
یا چیزی که تو ذهن خودت بوده ؟

00:03:19.610 --> 00:03:20.820
. هونگو

00:03:23.270 --> 00:03:24.210
. که اینطور

00:03:25.500 --> 00:03:29.190
. هوتارو ، اون کلک چیزی نبوده که هونگو - سنپای تو فکرش بوده

00:03:29.710 --> 00:03:31.940
، نمی دونم دقیقا دنبال چی بوده

00:03:31.940 --> 00:03:33.330
. اما حداقل مطمئنم که این نبوده

00:03:34.560 --> 00:03:36.540
. انگار دلیل محکمی داری

00:03:36.880 --> 00:03:37.540
. آره

00:03:38.700 --> 00:03:43.030
یعنی یه تناقضِ تابلو تو کار بوده و من نفهمیدم ؟

00:03:43.030 --> 00:03:44.300
. تناقض نه

00:03:44.890 --> 00:03:46.550
. من واقعا فکر می کنم آخر داستان خیلی خوب تموم شد

00:03:47.210 --> 00:03:49.680
. اما این چیزی نبوده که هونگو - سنپای می خواسته

00:03:50.040 --> 00:03:50.810
منظورت چیه ؟

00:03:51.500 --> 00:03:53.310
می دونی " کلکِ داستانگو " چیه ؟

00:03:54.400 --> 00:03:57.480
. این همون کلک کارآگاهی ایه که از طریق داستانگو اجرا می شه

00:03:57.480 --> 00:03:58.190
. درسته

00:03:58.610 --> 00:04:03.020
. قاتل بودنِ فیلمبردار توی این فیلم هم یکی از همین کلک هاس

00:04:03.020 --> 00:04:04.200
. خب آره

00:04:04.640 --> 00:04:05.750
، هوتارو

00:04:05.750 --> 00:04:08.150
. هونگو - سنپای تجربه ی زیادی توی داستانای کارآگاهی نداشته

00:04:08.150 --> 00:04:10.580
و با چی سعی کرده این ژانر رو مطالعه کنه ؟

00:04:11.080 --> 00:04:12.200
هلمز ، درسته ؟

00:04:12.510 --> 00:04:13.320
. آره

00:04:13.320 --> 00:04:16.200
. هونگو - سنپای فقط داستان های هلمز رو خونده بوده

00:04:16.200 --> 00:04:17.340
. گوش کن ، هوتارو

00:04:17.820 --> 00:04:20.960
. توی داستانای هلمز هیچ کلک داستانگویی نداریم

00:04:22.250 --> 00:04:26.310
. به جز چند تا استئنا ، کلک های داستانگو از دوره ی کریستی شروع شده

00:04:22.250 --> 00:04:26.310
آگاتا کریستی : از نویسنده های مطرح کتاب های کارآگاهی

00:04:26.310 --> 00:04:29.220
. که یعنی ، قرن بیستم

00:04:29.980 --> 00:04:31.850
. من هونگو - سنپای رو نمی شناسم

00:04:32.160 --> 00:04:34.930
. اما فک نمی کنم از طرفدارای کریستی بوده باشه

00:04:36.160 --> 00:04:39.160
. این فیلم بیشتر مناسبِ طبع منه

00:04:39.160 --> 00:04:41.770
. اگه این کلکیه که تو ذهنِ توئه ، من مشکلی ندارم

00:04:42.110 --> 00:04:46.530
. اما اگه می گی که هونگو - سنپای اینو توی ذهنش داشته ، اشتباه می کنی

00:04:46.530 --> 00:04:47.830
! وایسا

00:04:47.830 --> 00:04:49.990
! ما که نمی دونیم هونگو قبلا چی خونده

00:04:50.240 --> 00:04:53.620
! ممکنه تو یه کتاب دیگه به کلک داستانگویی برخورده باشه

00:04:53.940 --> 00:04:55.620
- مثلا تو ... ! وایسا ! توی فیلمی

00:04:55.620 --> 00:04:57.120
! هوتارو

00:04:57.660 --> 00:04:59.460
واقعا اینجوری فکر می کنی ؟

00:05:01.310 --> 00:05:03.210
، اگه واقعا به این حرف ایمان داری

00:05:03.560 --> 00:05:05.090
. منم باورت می کنم

00:05:07.200 --> 00:05:08.960
. این چیزی بود که می خواستم بگم

00:05:08.960 --> 00:05:10.390
. من دیگه می رم خونه

00:05:24.560 --> 00:05:25.440
چی شده ؟

00:05:25.820 --> 00:05:27.820
. فک کردم رفتی خونه

00:05:28.310 --> 00:05:29.950
، امم ... اورکی - سان

00:05:30.480 --> 00:05:32.450
. می خواستم باهات حرف بزنم

00:05:34.070 --> 00:05:35.450
تو هم ؟

00:05:42.040 --> 00:05:44.460
حرفت درباره ی فیلمه ، مگه نه ؟

00:05:45.910 --> 00:05:46.750
. آره

00:05:47.380 --> 00:05:48.670
. خوشت نیومده

00:05:48.950 --> 00:05:50.100
- منظورم این

00:05:50.600 --> 00:05:52.060
. لازم نیست تعارف کنی

00:05:52.060 --> 00:05:54.460
. ایبارا و ساتوشی هم اینو گفتن

00:05:54.460 --> 00:05:56.750
" . هونگو اینو نمی خواسته "

00:05:57.270 --> 00:06:00.730
. خودمم آروم آروم به شک افتادم

00:06:02.400 --> 00:06:04.110
. منم فک می کنم اشتباهه

00:06:08.780 --> 00:06:10.900
می شه دلیلت رو توضیح بدی ؟

00:06:14.320 --> 00:06:16.460
. هنوز خیلی وقت داریم

00:06:16.460 --> 00:06:18.540
چطوره بریم کنار رودخونه قدم بزنیم ؟

00:06:25.200 --> 00:06:30.010
اورکی - سان ، می دونی من درباره ی چیِ این ماجرا کنجکاوم ؟

00:06:30.460 --> 00:06:33.710
اینکه آخرِ فیلم چطوری تموم می شه ، درسته ؟

00:06:33.710 --> 00:06:35.010
. برای همین بود دیگه

00:06:35.440 --> 00:06:40.990
. نه ، من علاقه ی خاصی به اینکه آخر فیلم چی می شه نداشتم

00:06:40.990 --> 00:06:44.190
. راستش ، اصلا فکر می کنم ایدت خیلی هم خوب بود

00:06:44.190 --> 00:06:46.400
پس درباره ی چی کنجکاوی ؟

00:06:47.100 --> 00:06:50.650
. من درباره ی خودِ هونگو - سان کنجکاوم

00:06:51.650 --> 00:06:55.670
. هر جوری به این ماجرا نگا می کردم ، خیلی عجیب بود

00:06:55.670 --> 00:07:05.040
چرا ایریسو - سان از یکی از دوستای نزدیک هونگو - سان ، مثل اِبا - سان ، نپرسید کلکِ کارآگاهی ماجرا چی بوده ؟

00:07:05.590 --> 00:07:07.790
مگه بخاطر این نبود که می خواست هونگو استراحت کنه ؟

00:07:09.970 --> 00:07:12.340
. اگه نظرت باهام فرق می کنه ، راحت بگو

00:07:14.500 --> 00:07:18.680
. فک می کنم هونگو - سان از اول می دونست آخر فیلم قراره چجوری بشه

00:07:18.990 --> 00:07:22.430
. حتی اگه مریض هم می شد ، یکی می تونست بره ازش بپرسه

00:07:22.700 --> 00:07:25.060
، و اگه اینقدر مریضیش سخت بود که نمی تونست

00:07:25.060 --> 00:07:30.860
، اونوقت اِبا - سان حتما عصبانی می شد و دیگه کاری به بچه های کلاس نداشت

00:07:31.800 --> 00:07:34.360
. و مطمئنا ما رو بهشون معرفی نمی کرد

00:07:35.500 --> 00:07:36.240
... آره

00:07:40.560 --> 00:07:44.540
مطمئنیم هونگو - سان کلکِ ماجرا رو به کسی نگفته ؟

00:07:46.450 --> 00:07:49.920
شاید هونگو می خواسته کلِ نمایشنامه رو یه نفری بنویسه ؟

00:07:49.920 --> 00:07:50.950
. نه

00:07:50.950 --> 00:07:54.800
. وقتی اِبا - سان داشت هونگو - سان رو توصیف کرد ، اونو آدمِ باملاحظه ای می دونست

00:07:55.180 --> 00:08:00.180
. فکر نمی کنم اینقدر بی ملاحظه بوده که کلِ کلاس رو معطل کنه

00:08:00.180 --> 00:08:03.310
شاید نمی تونسته داستان رو درست تموم کنه ؟

00:08:03.560 --> 00:08:05.600
، منم به این مورد فکر کردم

00:08:05.840 --> 00:08:08.670
. اما هم کلاسی هاش آدمای خوبین

00:08:08.670 --> 00:08:11.690
. از اون آدما نبودن که حتی اگه نمایشنامه بد بود ، مواخذش کنن

00:08:12.110 --> 00:08:13.440
آدمای خوب ، هان ؟

00:08:13.750 --> 00:08:19.650
. اگه واقعا این چیزی بوده که هونگو - سان می خواسته ، می تونسته خیلی راحت اینو بهشون بگو

00:08:19.650 --> 00:08:21.450
. چون واقعا تلاش کرده بود

00:08:21.800 --> 00:08:24.950
. اما اینکارو نکرد ، چون مشکل این نبود

00:08:24.950 --> 00:08:28.670
پس چی باعث شد که گیج بشه و به هم بریزه ؟

00:08:28.670 --> 00:08:31.000
. این چیزیه که می خوام بدونم

00:08:31.300 --> 00:08:35.630
، اگه نتونسته ادامه ی داستانِ قبل از مرگش رو بنویسه

00:08:35.630 --> 00:08:38.550
. مطمئنم پشیمونی هاش ، جیغ هاش توی داستان مخفیه

00:08:40.670 --> 00:08:44.510
. اما این فیلم جواب اینا رو نداد

00:08:45.310 --> 00:08:51.270
. اگه به نظر میاد که از فیلم خوشم نیومده ، حتما بخاطر اینه

00:08:56.200 --> 00:08:59.490
، وقتی من داشتم زور می زدم داستان رو یه جوری جور کنم

00:08:59.490 --> 00:09:02.240
. چیتاندا به هونگو فکر می کردی

00:09:03.330 --> 00:09:04.490
اما من چیکار کردم ؟

00:09:05.350 --> 00:09:08.960
. من به نمایشنامه ، فقط به چشمِ یه مشکل ساده توی نگارش نگا می کردم

00:09:09.790 --> 00:09:12.000
تئاتر کارآگاهی

00:09:10.820 --> 00:09:12.000
. یه صحنه

00:09:12.490 --> 00:09:14.020
. شخصیت ها

00:09:15.010 --> 00:09:16.470
. یه قتل

00:09:17.990 --> 00:09:19.060
. یه کلک کارآگاهی

00:09:24.600 --> 00:09:25.700
. خب حالا

00:09:25.700 --> 00:09:28.100
. قاتل توی این اتاقه

00:09:30.270 --> 00:09:35.500
. حتی به این فکر هم نکردم که احساساتِ هونگو توی خط به خطِ این نمایشنامه هست

00:09:41.040 --> 00:09:43.910
. واقعا که عجب کارآگاهیم

00:09:44.320 --> 00:09:47.380
. اما نمی خوام از کارِت ایراد بگیرم

00:09:47.380 --> 00:09:50.610
. واقعا خطِ داستانی غافلگیرم کرد

00:09:50.610 --> 00:09:53.160
، ممکنه اون چیزی نباشه که هونگو - سان می خواسته

00:09:53.160 --> 00:09:55.630
. اما بازم خیلی خوب بود

00:09:57.630 --> 00:10:00.450
. من نفهمیدم نمایشنامه نویس چی می خواد

00:10:06.860 --> 00:10:09.270
. از اول اشتباه کردم

00:10:09.930 --> 00:10:12.270
اما کجای کار رو اشتباه کردم ؟

00:10:19.240 --> 00:10:21.070
. هیچی به نظرم نمیاد که با داستان جور دربیاد

00:10:21.510 --> 00:10:23.450
. هیچی به ذهنم نمی رسه

00:10:24.390 --> 00:10:25.900
. اصلا ولش کن

00:10:27.690 --> 00:10:29.620
. فیلم که کامل شد

00:10:29.620 --> 00:10:32.010
. دیگه برای عوض کردن همه چیز دیر شده

00:10:32.010 --> 00:10:34.380
. اگه بخوام منطقی بهش نگا کنم ، بی فایدس

00:10:34.380 --> 00:10:35.910
. اینجوری انرژی ذخیره نمی کنم

00:10:39.070 --> 00:10:40.420
! لعنتی

00:10:43.300 --> 00:10:44.430
! آخ

00:10:49.900 --> 00:10:52.480
. شاید کتاب خوندن سر حالم بیاره

00:10:55.400 --> 00:10:55.480
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:55.480 --> 00:10:55.610
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:55.610 --> 00:10:55.770
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:55.770 --> 00:10:55.860
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:55.830 --> 00:10:56.940
. خواهر

00:10:55.860 --> 00:10:55.980
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:55.980 --> 00:10:56.940
کتاب دانش تاروت</b>

00:10:56.940 --> 00:10:59.020
از این کتابا هم می خوندی ؟

00:11:02.700 --> 00:11:04.200
. بذار ببینم

00:11:04.200 --> 00:11:05.590
. امپراطور زن

00:11:05.590 --> 00:11:08.450
... با محبت ، ثروتمند ، شهوتران

00:11:09.090 --> 00:11:12.460
. هیچ جوره به ایریسو نمی خوره

00:11:13.000 --> 00:11:14.670
. ایبارا عدالت بود

00:11:15.370 --> 00:11:17.420
... بی طرف ، عادل ، منطقی

00:11:18.420 --> 00:11:20.170
. زیاد هم اشتباه نگفته

00:11:20.620 --> 00:11:22.420
... ساتوشی جادوگر بود

00:11:22.900 --> 00:11:26.430
. مبتکر ، خلاق ، با تمرکز

00:11:28.370 --> 00:11:30.500
. و چیتاندا هم « کم خرد » بود

00:11:30.500 --> 00:11:33.550
... کنجکاو ، غیر قابل پیش بینی ، ماجراجو

00:11:33.550 --> 00:11:34.810
. که اینطور

00:11:35.290 --> 00:11:36.560
... و منم

00:11:36.910 --> 00:11:39.690
. قدرتِ درونی ، با پشتکار بالا ، با فهم بالا

00:11:40.130 --> 00:11:41.190
این چیه دیگه ؟

00:11:41.190 --> 00:11:42.570
. هیچ جوره به من نمی خوره

00:11:43.040 --> 00:11:45.320
چرا ساتوشی گفت من « قدرتمند » ـم ؟

00:11:46.140 --> 00:11:51.110
" . نمادِ « قدرمند » شیری است که تحت کنترل زنی مهربان است"

00:11:52.200 --> 00:11:54.040
! ساتوشیِ ملعون

00:11:54.040 --> 00:11:57.220
! اصلا هم کنترلم نمی کنن

00:11:57.220 --> 00:12:00.570
! نه خواهرم ، نه چیتاندا ، نه ایریسو

00:12:05.360 --> 00:12:07.330
. خداییش « قدرتمند » بهم می خوره

00:12:08.820 --> 00:12:10.980
. کار ساتوشی جالب بود

00:12:10.980 --> 00:12:14.300
. سعی کرد با یه علامتِ تاروت ، بهم علامت بده

00:12:14.300 --> 00:12:15.690
. از اون رفتارای مخصوصِ ساتوشی

00:12:16.320 --> 00:12:18.240
- اما این نقطه نظرم رو عمرا عوض کنه

00:12:20.190 --> 00:12:21.870
تغییر نقطه نظر ؟

00:12:37.130 --> 00:12:37.750
. سلام

00:12:38.100 --> 00:12:39.690
. خیلی وقت بود ندیده بودمتون

00:12:39.690 --> 00:12:40.750
. سلام

00:12:40.750 --> 00:12:43.250
. فیلم به لطف شما خیلی خوب شد

00:12:43.250 --> 00:12:45.550
. همش بخاطر کمک شما بود . ممنون

00:12:45.840 --> 00:12:46.640
. اوه ، راستی

00:12:46.640 --> 00:12:48.760
. یک شنبه داریم تموم شدنِ فیلم رو جشن می گیریم

00:12:48.760 --> 00:12:50.090
دوست دارید بهمون ملحق شید ؟

00:12:50.850 --> 00:12:51.720
. نه

00:12:54.590 --> 00:12:57.670
. ایریسو - سنپای ، باید حرف بزنیم

00:12:59.850 --> 00:13:01.900 line:50 %
شوشو

00:12:59.850 --> 00:13:01.900 line:50 %
شوشو

00:12:59.850 --> 00:13:02.900 position:20% line:20%
. وقتی که گرمای خورشید جا می ماند و نسیم پیشی می گیرد

00:13:01.860 --> 00:13:02.900 line:50 %
هیوکا

00:13:01.860 --> 00:13:02.900 line:50 %
هیوکا

00:13:02.900 --> 00:13:04.780
چایخانه ی 
 هیفومی </b>

00:13:02.900 --> 00:13:04.780


00:13:04.780 --> 00:13:06.900
. این چای اولونگی که خواستید

00:13:04.780 --> 00:13:06.900
اولونگ : یه جور چای چینی

00:13:09.250 --> 00:13:10.800
. اینم چای ماچّا

00:13:11.830 --> 00:13:13.120
. لطفا راحت باشید

00:13:14.820 --> 00:13:16.290
خب ، می خواستی درباره ی چی حرف بزنیم ؟

00:13:16.540 --> 00:13:20.670
. دفعه ی قبلی که اومدیم اینجا گفتی من استعداد دارم

00:13:20.670 --> 00:13:21.800
. درسته

00:13:22.340 --> 00:13:23.920
چه استعدادی ؟

00:13:25.140 --> 00:13:26.660
واقعا دلت می خواد بدونی ؟

00:13:26.660 --> 00:13:28.170
- استعدادِ کشفِ

00:13:27.300 --> 00:13:28.170
. نه

00:13:29.320 --> 00:13:31.010
. من کارآگاهِ این داستان نبودم

00:13:31.010 --> 00:13:32.930
. من نویسنده ی داستان بودم

00:13:42.550 --> 00:13:43.980
از کجا فهمیدی ؟

00:13:46.190 --> 00:13:47.450
. هلمز

00:13:48.810 --> 00:13:51.170
عیبی نداره یه سری از داستانای هلمز رو بگم ؟

00:13:51.170 --> 00:13:52.680
. مهم نیست

00:13:52.680 --> 00:13:56.160
. هونگو توی کتابایی که خوند ، یادداشت هایی گذاشته بود

00:13:56.400 --> 00:13:58.410
. اونا رو اینجا نوشتم

00:13:59.500 --> 00:14:04.040
. اول فکر می کردم داشته دنبالِ کلک های کارآگاهی که خوشش اومده می گشته

00:14:04.510 --> 00:14:06.300
. اما اشتباه می کردم

00:14:06.950 --> 00:14:08.410
، طبق حرفای ساتوشی

00:14:08.410 --> 00:14:11.800
. قتل دسته جمعی " و " ماجراجویی های سه گاریدب " هر دو از یه کلک معمایی استفاده کردن "

00:14:12.140 --> 00:14:16.430
پس چرا بالای اولی ، مثلث گذاشته ، اما برای دومی یه دایره ؟

00:14:17.060 --> 00:14:22.310
، بعد از تحقیق ساتوشی ، معلوم شد که داستانایی که بالاشون دایره دارن ، افرادی که توش بودن زنده موندن

00:14:22.610 --> 00:14:24.580
. اما شخصیت های داستان های ضربدر دار ، همگی مُردن

00:14:25.130 --> 00:14:26.570
. این چیزیه که من فکر می کنم

00:14:27.000 --> 00:14:29.820
. هونگو علاقه ای به کلک معمایی نداشته

00:14:29.820 --> 00:14:31.760
. هونگو با پایان خوش و خرم راحت تر بوده

00:14:31.760 --> 00:14:35.570
. و از داستانایی که آخرش یکی از شخصیت ها می میره ، بدش میومده

00:14:35.910 --> 00:14:39.330
. وقتی اینجوری بهش نگا کردم ، یه سری نکته برام مشخص شد

00:14:39.790 --> 00:14:41.410
. اول اینکه تقاضایِ خونِ کمی کرده بود

00:14:41.690 --> 00:14:44.330
. دومیش نتیجه های عجیبِ نظرسنجی بود

00:14:44.640 --> 00:14:45.880
نتیجه های نظرسنجی ؟

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
          فکر می کنید بهتره چند نفر بمیرن ؟
<b></b>

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
         1

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
         3

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
         2

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
         نظرات دیگر

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
4

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
همگی

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
بیشتر از صد نفر

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
غیر معتبر

00:14:49.710 --> 00:14:53.340
نتیجه : دو مرگ

00:14:50.050 --> 00:14:52.410
. پس اینو هم پیدا کردی

00:14:53.690 --> 00:14:55.720
. لطف کردن و اینو بهم دادن

00:14:55.720 --> 00:14:58.200
... در هر حال ، این نتیجه گیری

00:14:58.200 --> 00:15:01.040
، رایی که گفته 100 نفر باید بمیرن ، امکان نداره

00:15:01.040 --> 00:15:03.510
. چون کلا کلاس 30 نفرس

00:15:03.510 --> 00:15:05.060
. اما این رای رو قبول کردن

00:15:05.060 --> 00:15:07.660
پس این رایِ غیرمعتبر که نوشته چیه ؟

00:15:08.530 --> 00:15:10.900
. « رایی که گفته ، « هیچ کس نمیره

00:15:11.210 --> 00:15:13.610
. این رای رو هونگو داده بوده

00:15:13.970 --> 00:15:16.870
. اگه اون نمایشنامه رو می نوشته ، طبیعتا هیچ کس نباید می مرده

00:15:17.790 --> 00:15:18.870
. عالیه

00:15:19.310 --> 00:15:22.870
، در ضمن می دونیم که کلاس یه سری حرکتِ فی البداهه و خارج از نمایشنامه هم انجام داده

00:15:23.520 --> 00:15:26.000
. و هونگو موقع فیلمبرداری حاضر نبوده

00:15:26.950 --> 00:15:28.240
، و مهم تر از همه

00:15:28.240 --> 00:15:31.460
. هیچ جای نمایشنامه ننوشته که کایتو می میره

00:15:31.460 --> 00:15:33.130
. برعکس چیزی که توی فیلم دیدیم

00:15:33.130 --> 00:15:34.260
. خب آره

00:15:34.660 --> 00:15:36.610
. اما دستِ کنده شده رو خوب در آوردن

00:15:36.610 --> 00:15:38.540
. ایبارا هم اینو گفت

00:15:38.540 --> 00:15:40.810
. همه جوره مشخص بود که کایتو مُرده

00:15:45.750 --> 00:15:47.730
. هر چیزی که از این لحظه به بعد می گم فقط فرضه

00:15:47.730 --> 00:15:49.060
. هیچ مدرکی ندارم

00:15:49.060 --> 00:15:50.070
، اما ، سنپای

00:15:50.070 --> 00:15:52.190
. باید بگم

00:15:52.890 --> 00:15:57.730
. هونگو دید که فیلم اشتباه شده ، اما نمی تونست به همکلاسی هاش بگه دوباره فیلم بگیرن

00:15:57.730 --> 00:15:59.840
. هونگو - سنپای از آدمای شجاع نبوده

00:16:00.920 --> 00:16:05.460
. فکر می کنم احساس گناه می کرده که نتیجه ی نظرسنجی رو نادیده گرفته

00:16:05.460 --> 00:16:08.960
. اینجاس که شما وارد می شید ، ایریسو - سنپای

00:16:08.960 --> 00:16:11.550
. با نمایشنامه ای که نوشته بوده ، هونگو داشته برخلاف خواستِ همکلاسی هاش عمل می کرده

00:16:11.550 --> 00:16:16.510
. برای همین ازش خواستی به همه بگه مریضه و فیلمنامه رو ناتموم بذاره

00:16:16.510 --> 00:16:20.450
. بعدش همکلاسی هات رو جمع کردی و ازشون خواستی نظریه هاشون رو بگن

00:16:22.250 --> 00:16:25.140
. اما در اصل این یه مسابقه ی نمایشنامه نویسی بود

00:16:25.440 --> 00:16:29.490
. و وقتی دیدی نظری هاشون آب و تابِ کافی رو نداره ، ما رو درگیر کردی

00:16:30.310 --> 00:16:31.730
، هیچ کس

00:16:31.730 --> 00:16:35.490
. حتی من نفهمید که ما در اصل داریم یه نمایشنامه می نویسیم

00:16:36.900 --> 00:16:39.660
! چون تو انتخاب کردی که ما از چه نقطه نظری به ماجرا نگا کنیم

00:16:39.660 --> 00:16:43.290
، بعد از نظریه ی من به جای نظریه ی هونگو استفاده کردی

00:16:43.680 --> 00:16:46.540
. و اینجوری بدونِ اینکه ناراحتش کنی ، همه چیز جور در اومد

00:16:46.540 --> 00:16:48.040
اشتباه می کنم ؟

00:16:50.030 --> 00:16:52.190
. نگفتم اشتباه می کنی

00:16:55.830 --> 00:16:57.800
. آخرین باری که اینجا بودیم یه حرفی بهم زدی

00:16:58.060 --> 00:17:02.680
. اونایی که استعداد دارن نمی فهمن با حرفاشون به آدمایی بی استعداد ، صدمه می زنن

00:17:02.680 --> 00:17:04.180
. چه شوخی مسخره ای

00:17:04.610 --> 00:17:08.060
. احساسات آدمای بی استعداد حتی یه ذره هم برات مهم نیست

00:17:08.340 --> 00:17:10.910
. تو فقط دنبالِ نتیجه ای

00:17:10.910 --> 00:17:11.900
اشتباه می کنم ؟

00:17:12.140 --> 00:17:13.020
عیبی داره ؟

00:17:14.420 --> 00:17:15.150
... و

00:17:15.450 --> 00:17:18.990
وقتی گفتی استعداد دارم ، اینم بخاطر هونگو بود ؟

00:17:23.880 --> 00:17:27.500
اینکه گفتی هر کس باید دقیق بدونه چجور آدمیه ، دروغ بود ؟

00:17:51.440 --> 00:17:53.440
. به حرفی که زدم اعتقادی نداشتم

00:17:53.440 --> 00:17:56.610
. اگه بخوای می تونی اسمشو بذاری دروغ یا هر چیزی

00:18:03.950 --> 00:18:06.940
. حالا که اینو شنیدم حالم بهتر شد

00:18:18.090 --> 00:18:20.340
خانه ی معماهای کارآگاهی</b>

00:18:18.090 --> 00:18:20.340
خانه ی معماهای کارآگاهی</b>

00:18:23.300 --> 00:18:24.350
!! اعلام عمومی به همه ی کارآگاه ها</b>

00:18:23.300 --> 00:18:24.350
می تونید این معما رو حل کنید ؟

00:18:33.480 --> 00:18:35.860
. خیلی ممنونم

00:18:36.110 --> 00:18:38.730
. تقصیر خودم بود که نمایشنامه رو اینجوری نوشتم

00:18:40.610 --> 00:18:41.360
. عیبی نداره

00:18:41.360 --> 00:18:46.450
. احتمالا اون فیلمی که توقعش رو داشتی نمی شه 

00:18:46.910 --> 00:18:48.830
. این چه حرفیه

00:18:48.830 --> 00:18:49.950
من فقط می خواستم

00:18:50.120 --> 00:18:53.420 line:20%
. بچه های کلاس کنار هم باشن و خوش بگذرونن

00:18:55.290 --> 00:18:58.050
... تو همیشه آدمِ

00:19:00.630 --> 00:19:02.510
 . ولش کن

00:19:06.890 --> 00:19:07.760
عصر بخیر<b></b>

00:19:07.760 --> 00:19:08.640
! سلـام

00:19:08.640 --> 00:19:08.890
! سلـام<b></b>

00:19:08.890 --> 00:19:10.520
انگار همه چیز به لطف تو

00:19:10.520 --> 00:19:11.640
. درست شد ، سنپای

00:19:12.640 --> 00:19:13.390
البته فکر کنم

00:19:13.390 --> 00:19:15.020
 . یه ذره در حقِ اون پسر ، کم لطفی کردم

00:19:15.020 --> 00:19:16.650
واقعا اینجوری فکر می کنی ؟

00:19:17.900 --> 00:19:23.240
. بلوف زدن برای کسی که توی نیمه ی تاریک دنیاس ، فایده ای نداره

00:19:23.360 --> 00:19:24.160
. بلوف زدن برای کسی که توی نیمه ی تاریک دنیاس ، فایده ای نداره

00:19:24.160 --> 00:19:25.490
خب ، راستش

00:19:25.870 --> 00:19:29.160 line:20%
بهتره به من هم دروغ نگی ، چون منم توی همون نیمه ی تاریکم

00:19:31.120 --> 00:19:32.500 line:20%
دروغ ؟

00:19:32.500 --> 00:19:36.500 line:20%
تو واقعا بخاطر کمک به دختری که نمایشنامه رو نوشته بود ، نیومدی کمکم ، مگه نه ؟

00:19:37.380 --> 00:19:41.380 line:20%
تو فقط فکر می کردی نمایشنامه ی اولیه خیلی کسل کنندس

00:19:41.670 --> 00:19:46.010
و اینجوری می خواستی بدونِ اینکه بهش صدمه بزنی ، نمایشنامش رو رد کنی

00:19:47.510 --> 00:19:50.510
نگران نباش ، اون احمق احتمالا نفهمیده

00:19:58.690 --> 00:20:02.190
. من توی موقعیتی نبودم که بذارم پروژه شکست بخوره

00:20:08.200 --> 00:20:09.370
سنپای ؟</b>

00:20:11.700 --> 00:20:15.620
. من که رفتم

00:20:27.310 --> 00:20:28.350
چیه ؟

00:20:28.940 --> 00:20:29.590
... هیچی

00:20:30.120 --> 00:20:33.790
" هونگو در اصل می خواسته چه نمایشنامه ای بنویسه ؟ "

00:20:33.790 --> 00:20:35.620
" ! کنجکاوم بدونم "

00:20:36.320 --> 00:20:37.770
... نمی خواستم اینو بپرسم

00:20:38.110 --> 00:20:40.110
. چی ؟ انگار مثل همیشه نیستی

00:20:40.350 --> 00:20:43.130
مثل همیشه نیستم ؟

00:20:43.130 --> 00:20:44.160
... آره فک کنم

00:20:44.600 --> 00:20:47.110
. تو هم الان مثل همیشت نیستی ، اورکی - سان

00:20:48.320 --> 00:20:50.050
مثل همیشه ، هان ؟

00:20:55.260 --> 00:20:56.960
. پس مثل همیشه می شم و می پرسم

00:20:57.840 --> 00:21:02.230
. کنجکاوم بدونم هونگو - سان در اصل می خواسته چجور نمایشنامه ای بنویسه

00:21:02.230 --> 00:21:04.090
! لطفا بهم بگو

00:21:06.260 --> 00:21:07.800
... فقط می تونم یه چیزایی حدس بزنم

00:21:08.220 --> 00:21:11.050
. اگه کایتو نمی مرده ، پس معمای اتاق قفل هم در کار نبوده

00:21:11.380 --> 00:21:14.430
. مجرم کونوسو بوده و این کار رو از پنجره انجام داده

00:21:15.110 --> 00:21:16.430
- اما فک کردم گفتی نمی شده از پنجره

00:21:16.430 --> 00:21:18.710
. از پنجره های یکی از اتاق های خالیِ سمتِ راست

00:21:18.710 --> 00:21:20.650
. از هر دوتا می شده

00:21:21.230 --> 00:21:25.210
. کونوسو با طناب پایین اومده و بعد به کایتو حمله کرده

00:21:25.210 --> 00:21:27.430
. حمله احتمالا جراحتِ جدی ای به بار نمی آورده

00:21:27.430 --> 00:21:30.030
، بعدش هم با طناب برمی گشته به طبقه ی دوم و بعد توی هال بقیه رو می دیده

00:21:30.030 --> 00:21:32.990
. و جوری رفتار می کرده که انگار هیچی نشده

00:21:33.460 --> 00:21:34.160
. همین

00:21:35.160 --> 00:21:38.830
. " پس برای همین هونگو - سان بهش گفته " موفق باشی

00:21:39.180 --> 00:21:42.630
پس اون شخصیت هفتمی که هونگو - سان دنبالش بوده چی ؟

00:21:42.960 --> 00:21:46.100
. توی همون فیلم ناقص هم داشته کار می کرده

00:21:46.100 --> 00:21:49.380
اما به جز اون شیش نفر ، بازیگر دیگه ای در کار نبوده ، مگه نه ؟

00:21:49.380 --> 00:21:51.640
. عوامل که فقط محدود به بازیگرا نمی شه

00:21:52.020 --> 00:21:53.890
. یه داستانگو هم بوده

00:21:54.670 --> 00:21:56.770
! که اینطور

00:21:56.770 --> 00:22:00.700
اما پس چرا اطاق کایتو - سان قفل بوده ؟

00:22:01.200 --> 00:22:04.780
. رفته توی اتاق ، بعد خودش در رو قفل کرده

00:22:04.780 --> 00:22:06.050
چرا ؟

00:22:06.050 --> 00:22:09.870
. منطقیه اگه برای جلوگیری از حملات بعدی این کار رو کرده باشه ، اما احتمالا بخاطر این نبوده

00:22:11.910 --> 00:22:12.610
چی شده ؟

00:22:12.610 --> 00:22:17.870
. هیچی ، فقط فکر می کنم حالا هونگو - سان رو یه کم بهتر درک می کنم

00:22:18.380 --> 00:22:19.620
. که اینطور

00:22:20.050 --> 00:22:20.870
... فکر کنم

00:22:20.870 --> 00:22:26.630
. بعد از حمله ، کایتو - با کونوسو - سان حرف زده و ازش پرسیده چرا اینکارو کرده

00:22:26.630 --> 00:22:34.350
. بعدش ، برای اینکه کسی نفهمه کارِ کونوسو - سان بوده ، توی اتاق قایم شده و همونجا افتاده

00:22:38.150 --> 00:22:41.850
اما اینجوری چطوری می خواسته جراحتش رو توضیح بده ؟

00:22:42.180 --> 00:22:44.170
. اگه فقط جراحت باشه ، کاری نداره

00:22:44.170 --> 00:22:46.610
. توی اتاق پر از شیشه شکسته بوده

00:22:46.610 --> 00:22:48.860
! اوه ، درسته ! راس می گی

00:22:49.140 --> 00:22:52.510
. می تونسته خیلی راحت بگه افتاده و خودشو زخمی کرده

00:22:52.510 --> 00:22:54.610
. آره احتمالا

00:22:55.080 --> 00:23:00.850
. اما احتمالا هیچ وقت نمی فهمیم چرا کونوسو به کایتو حمله کرده بوده ، یا اینکه چرا کایتو اونو بخشیده

00:23:00.850 --> 00:23:03.120
. حداقل نه تا وقتی که هونگو خودش بگه

00:23:04.220 --> 00:23:06.430
. فک کنم این یکی دیگه از دستِ ما خارجه

00:23:06.430 --> 00:23:07.760
چرا بهش حمله کرده ؟

00:23:07.760 --> 00:23:10.030
و چرا کایتو اونو بخشیده ؟

00:23:10.030 --> 00:23:15.390
... خیلی کنجکاوم بدونم که هونگو - سان چی می خواسته بنویسه ، اما

00:23:16.390 --> 00:23:17.100
... راستی

00:23:17.560 --> 00:23:18.390
چیه ؟

00:23:18.390 --> 00:23:21.870
تو از قبل چیزی درباره ی این ماجرا می دونستی ؟

00:23:21.870 --> 00:23:24.300
... نه ، هیچی نمی دونستم

00:23:24.300 --> 00:23:25.350
چطور مگه ؟

00:23:25.690 --> 00:23:29.160
. آخه هیچ کدوم از نظریه های کارآگاه ها راضیت نکرد

00:23:29.160 --> 00:23:31.060
. مثل همیشه نبودی

00:23:31.540 --> 00:23:33.950
بخاطر این بود که حس می کردی می دونی هونگو - سان چی می خواسته ؟

00:23:33.950 --> 00:23:35.880
... اوه ، درسته

00:23:37.050 --> 00:23:38.740
! لطفا به حرفی که می زنم نخند

00:23:39.100 --> 00:23:40.340
... باشه

00:23:40.340 --> 00:23:43.520
. من فک می کنم من و هونگو - سان مثل همدیگه ایم

00:23:45.190 --> 00:23:46.870
... یه ذره خجالت می کشم که اینو می گم

00:23:48.040 --> 00:23:48.630
، راستش

00:23:49.220 --> 00:23:52.260
. منم از داستانایی که شخصیت هاش می میرن خوشم نمیاد

00:23:55.580 --> 00:23:56.970
. حالا شدی چیتاندای همیشگی

00:24:04.770 --> 00:24:11.530
امیدوارم توی یه رویای قشنگ ، امشب همدیگه رو ببینیم ، توی رویای عشقمون

00:24:11.530 --> 00:24:15.530
منو پیدا کن ، خواهش می کنم

00:24:15.530 --> 00:24:20.620
قول دادیم همدیگه رو ببینیم ، از خواب بیدار شیم و همدیگه رو ببینیم

00:24:33.050 --> 00:24:41.770
این جوانه ی گرما ، گیجمون می کنه

00:24:43.850 --> 00:24:52.690
هنوز نفهمیدی این احساس چیه ؟

00:24:53.280 --> 00:24:58.780
از نظر بقیه ، این نگاهای زیرچشمی ، معنای خاصی نداره

00:24:58.780 --> 00:25:04.120
اما مگه همینجوری دوست پیدا نمی کنیم ؟

00:25:04.120 --> 00:25:09.880
ستاره های دنباله دار کوچولویی که توی شب آرزوهامونو بهشون می سپریم

00:25:09.880 --> 00:25:14.840
جادویی هستن که فقط توی شب دیده می شن

00:25:14.840 --> 00:25:21.640
امیدوارم توی یه رویای قشنگ ، امشب همدیگه رو ببینیم ، توی رویای عشقمون

00:25:21.640 --> 00:25:25.640
منو پیدا کن ، خواهش می کنم

00:25:25.640 --> 00:25:30.610
قول دادیم همدیگه رو ببینیم ، از خواب بیدار شیم و همدیگه رو ببینیم

00:25:36.260 --> 00:25:41.260
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.