﻿WEBVTT

00:00:00.277 --> 00:00:09.388
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:09.650 --> 00:00:11.440
‫- من الان واقعاً «بوریتو» لازمم.
‫- می‌شه...

00:00:11.530 --> 00:00:12.756
‫- لطفاً یکی مسئول آهنگ بشه؟
‫- الو؟

00:00:12.780 --> 00:00:14.320
‫فکر ‍‌می‌کنم من باید برم خونه.

00:00:14.410 --> 00:00:16.388
‫چیزی که لازم داری یه بوریتویِ کوفتیه.

00:00:17.660 --> 00:00:19.160
‫دوستت دارم، لیمو.

00:00:21.410 --> 00:00:25.170
‫- شاید بتونیم بعداً حرف بزنیم؟
‫- فقط سکسه دیگه.

00:00:25.250 --> 00:00:27.090
‫♪ آهنگ ​claws از Charli XCX ♪

00:00:27.170 --> 00:00:28.290
‫عاشق این آهنگم.

00:00:30.260 --> 00:00:31.920
‫بوریتو!

00:00:32.010 --> 00:00:33.720
‫آهای، بوریتو می‌خوام!

00:00:33.800 --> 00:00:35.276
‫- شاید بهتر باشه من برم خونه، بچه‌‌ها.
‫- بوریتوی کوفتی می‌خوام!

00:00:35.300 --> 00:00:36.890
‫بوریتو!

00:00:36.970 --> 00:00:38.970
‫بوریتو!

00:00:56.700 --> 00:00:59.330
‫- «آلیسون» خوبه؟
‫- نه.

00:01:19.390 --> 00:01:22.180
‫«لنون» آگهی فوت «آلیسون» رو با یه...

00:01:22.270 --> 00:01:23.770
‫پیام تقریباً زننده برام فرستاد.

00:01:23.850 --> 00:01:25.730
‫خب، می‌تونی سرزنشش کنی؟

00:01:25.810 --> 00:01:27.750
‫اونم بعد از کاری که تو کردی؟

00:01:29.110 --> 00:01:31.730
‫من کاری که به نفع همه بود رو کردم.

00:01:32.730 --> 00:01:35.070
‫خب پس چرا اینجایی؟

00:01:35.150 --> 00:01:38.200
‫احیایِ مردگان در دنیای واقعی شدنی نیست.

00:01:38.280 --> 00:01:39.990
‫دنیای واقعی تو.

00:01:40.070 --> 00:01:41.700
‫دنیایی که مردم رو به‌خاطرش دستگیر می‌کنن.

00:01:41.780 --> 00:01:44.830
‫اومدم چیزی که «کلارا» برام گذاشته رو ببرم.

00:01:44.910 --> 00:01:47.170
‫من که با وکیلت تماس گرفتم...

00:01:47.250 --> 00:01:50.840
‫و بهش گفتم که به محض اینکه بفروشمش...

00:01:50.920 --> 00:01:52.420
‫پول رو برات می‌فرستم.

00:01:52.500 --> 00:01:54.130
‫پول برای من ارزشی نداره.

00:01:54.210 --> 00:01:56.130
‫من «کتاب مقدس» رو لازم دارم.

00:01:57.180 --> 00:01:59.640
‫- صحیح.
‫- زمانش نزدیکه.

00:01:59.720 --> 00:02:02.560
‫مسئولیت منه که پیشگویی رو امن نگه دارم.

00:02:02.640 --> 00:02:04.890
‫می‌دونی حرف‌هات چقدر مسخره به نظر میاد؟

00:02:05.930 --> 00:02:07.850
‫هنوز برای انتخاب دیر نشده.

00:02:07.940 --> 00:02:10.860
‫زندگی بعدیت می‌تونه خیلی شادتر باشه.

00:02:10.940 --> 00:02:13.940
‫خب، من واقعیت رو انتخاب می‌کنم.

00:02:16.320 --> 00:02:18.360
‫و «لنون» چی؟

00:02:18.450 --> 00:02:20.990
‫می‌دونه که یه حق انتخاب داره؟

00:02:21.070 --> 00:02:23.200
‫من و تو توافق کردیم.

00:02:23.280 --> 00:02:26.120
‫حق نداری نزدیکش هم بشی.

00:02:33.880 --> 00:02:35.800
‫فکر می‌کنی «دیلن» این کار رو کرده؟

00:02:35.880 --> 00:02:37.880
‫من که این رو نگفتم.

00:02:37.970 --> 00:02:39.722
‫«چیتو»، تو گفتی پسری که
‫کاردستیِ... «کابوس‌گیر» درست می‌کنه...

00:02:39.725 --> 00:02:40.986
‫دیشب من رو هل داد تو پنجره؟

00:02:41.010 --> 00:02:42.486
‫بیخیال دیگه «مارگو»، تمام این مدت تو می‌گفتی...

00:02:42.510 --> 00:02:45.220
‫- فکر می‌کنی که مشکوکه.
‫- تو گفتی فقط یه‌کم حساسه.

00:02:45.310 --> 00:02:47.140
‫خب اینجوری فکر می‌کردم.

00:02:47.230 --> 00:02:49.350
‫تا دیشب.

00:02:49.440 --> 00:02:51.980
‫لطفاً نگو که خواست «صخرۀ نمکِ»ـش رو بهت نشون بده.
‫[جایی که جانوران نمک می‌لیسند و
‫در اینجا اشاره به آلت تناسلی هم دارد.]

00:02:52.060 --> 00:02:54.150
‫پشت پنجرۀ اتاقم مچش رو گرفتم.

00:02:54.230 --> 00:02:56.070
‫من واقعاً داشتم شوخی می‌کردم.

00:02:56.150 --> 00:02:58.490
‫یعنی واقعاً داشت با خودش ور می‌رفت؟

00:03:01.610 --> 00:03:04.200
‫فکر می‌کنی اول اومده بوده تو رو بکشه؟

00:03:04.280 --> 00:03:06.990
‫نمی‌دونم. منظورم اینه که اون باهام کاری نداشت...

00:03:07.080 --> 00:03:08.410
‫ولی وقتی نذاشتم بیاد تو خونه...

00:03:08.500 --> 00:03:10.420
‫شروع کرد به گفتن اینکه
‫چطوری کلارا رو آزاد کرده...

00:03:10.500 --> 00:03:11.806
‫و می‌دونسته که من در واقع «آلیسون»‌ـم و...

00:03:11.830 --> 00:03:13.146
‫- کُلی از اینجور مزخرفات.
‫- صبر کن، وایسا.

00:03:13.170 --> 00:03:16.840
‫وایسا. از اول بگو.
‫فکر می‌کرد تو «آلیسون»ـی؟

00:03:16.920 --> 00:03:19.090
‫- اوهوم.
‫- دختری که عاشقش بود؟

00:03:19.170 --> 00:03:22.340
‫سعی کردم بهش بگم که نیستم
‫ولی اون حرفم رو باور نمی‌کرد.

00:03:22.430 --> 00:03:24.550
‫و این همینطوری یهویی دَمِ پنجره‌ت...

00:03:24.640 --> 00:03:26.100
‫- اتفاق افتاد؟
‫- آره.

00:03:26.180 --> 00:03:28.310
‫منظورم اینه که معلومه هیچ شباهتی به «آلیسون» ندارم.

00:03:28.390 --> 00:03:31.060
‫آره. تو قطعاً افسرده و رومُخ نیستی.

00:03:31.140 --> 00:03:33.048
‫البته بی‌احترامی نباشه‌ها.

00:03:35.520 --> 00:03:38.440
‫شاید آخرسَر عقلش رو از دست داده.

00:03:38.530 --> 00:03:39.810
‫اگه فکر می‌کرده که تنها عشق واقعی زندگیش...

00:03:39.860 --> 00:03:42.110
‫هنوز زنده‌ست چرا باید بیاد و سعی کنه من رو بکشه؟

00:03:42.200 --> 00:03:45.410
‫اگه اینجوری فکر کرده دیگه باید
‫انگیزه‌هاش برای قتل ماها از بین می‌رفت.

00:03:45.490 --> 00:03:49.290
‫مگه اینکه همونطور که گفتی... کلاً روانی باشه.

00:03:49.370 --> 00:03:52.290
‫من تو روانشناسی خیلی واردم.

00:03:52.370 --> 00:03:55.130
‫ولی برای اولین بار تو زندگیم...

00:03:55.210 --> 00:03:57.710
‫واقعاً امیدوارم اشتباه کرده باشم.

00:03:58.750 --> 00:04:00.760
‫من هم همینطور.

00:04:05.470 --> 00:04:07.640
‫می‌خوام یه جرم رو گزارش کنم.

00:04:09.270 --> 00:04:10.640
‫می‌خوای بشینی؟

00:04:10.730 --> 00:04:13.730
‫نه... ممنون.

00:04:19.440 --> 00:04:22.030
‫می‌دونم که این ممکنه باورنکردی به‌نظر بیاد...

00:04:22.110 --> 00:04:24.820
‫ولی «آلیسون گرنت» خودش رو نکشته.

00:04:24.910 --> 00:04:27.450
‫خواهرش... یعنی «لنون» مُرد...

00:04:27.530 --> 00:04:30.160
‫و «آلیسون» هویت اون رو دزدیده.

00:04:30.240 --> 00:04:32.040
‫باشه.

00:04:32.120 --> 00:04:33.686
‫که با تحقیقاتی که من کردم غیرقانونیه.

00:04:33.710 --> 00:04:36.130
‫- قطعاً می‌تونه باشه.
‫- قانونش رو پیدا کردم.

00:04:36.210 --> 00:04:38.710
‫حداقل... کلاهبرداری و جعل حساب می‌شه.

00:04:38.790 --> 00:04:40.510
‫مدرکی برای اثبات این جُرم داری؟

00:04:40.590 --> 00:04:42.380
‫خود لعنتیش زِر زد.

00:04:43.420 --> 00:04:44.800
‫ببخشید.

00:04:44.880 --> 00:04:47.680
‫یعنی... «آلیسون» دیشب من رو...

00:04:47.800 --> 00:04:50.680
‫از فریبِش مطلع کرد.

00:04:50.770 --> 00:04:54.060
‫این همون زمان بود که... بیرون خونه‌شون...

00:04:54.140 --> 00:04:55.440
‫داشتی تهدیدش می‌کردی؟

00:04:56.480 --> 00:04:57.610
‫چی؟

00:04:57.690 --> 00:04:59.610
‫«بروس» زنگ زد.

00:04:59.690 --> 00:05:02.400
‫گفت «لنون» نمی‌خواسته برات دردسر درست بشه...

00:05:02.490 --> 00:05:04.570
‫ولی «بروس» نگران وضعیت احساسی تو بود.

00:05:04.650 --> 00:05:06.950
‫نه. این هیچ ربطی به وضعیت احساسی من نداره.

00:05:08.410 --> 00:05:10.160
‫«بروس» فیلم دوربین‌های امنیتی رو داره که...

00:05:10.240 --> 00:05:12.700
‫- نشون می‌دن چندین دفعه «لنون» رو تعقیب می‌کردی.
‫- نه...

00:05:12.790 --> 00:05:15.330
‫من هیچ‌وقت اون رو تعقیبش نکردم.
‫دارن دروغ می‌گن تا واقعیت رو مخفی کنن.

00:05:15.410 --> 00:05:17.500
‫«لنونِ» واقعی رو «آلیسون» کشت.

00:05:17.580 --> 00:05:18.960
‫من...

00:05:19.040 --> 00:05:21.000
‫قول دادم که نگم.

00:05:21.090 --> 00:05:22.380
‫این اتفاقیه که افتاد.

00:05:22.460 --> 00:05:24.340
‫- ما اون رو کشتیم.
‫- باشه.

00:05:24.420 --> 00:05:26.300
‫درک می‌کنم که ناراحتی، باشه؟

00:05:26.380 --> 00:05:29.140
‫اگه می‌خوای بشینی من می‌رم برات نوشابه میارم...

00:05:29.220 --> 00:05:30.446
‫- یا...
‫- نه، من نوشابه نمی‌خوام.

00:05:30.470 --> 00:05:32.390
‫ما... ما «لنون» رو کشتیم.

00:05:32.470 --> 00:05:35.640
‫ما فکر می‌کردیم راننده «لنون»ـه،
‫ولی در واقع «آلیسون» پشت فرمون بود.

00:05:35.730 --> 00:05:39.060
‫و ما با ماشین زدیم بهش، «لنون» واقعی،
‫بعد از اینکه من باهاش خوابیدم...

00:05:39.150 --> 00:05:40.730
‫و ما... ما «کتامین» مصرف کردیم...

00:05:40.820 --> 00:05:42.730
‫و ما جسدش رو تو غار گذاشتیم.

00:05:42.820 --> 00:05:45.150
‫و تو باید... باید دستگیرش کنی.

00:05:45.240 --> 00:05:46.820
‫و اگه بخوای می‌تونی من رو هم دستگیر کنی.

00:05:46.900 --> 00:05:49.296
‫- احتمالاً بهتر باشه بشینی.
‫- نه، نمی‌خوام بشینم!

00:05:49.320 --> 00:05:51.910
‫گوش کن، «دیلن»...

00:05:51.990 --> 00:05:54.500
‫من می‌دونم که آدم‌های زیادی که
‫برات مهم بودن رو از دست دادی...

00:05:54.580 --> 00:05:56.870
‫و معلومه که خیلی خسته‌ای...

00:05:56.960 --> 00:05:59.830
‫ولی داری چیزهایی می‌گی‌
‫که در واقع منطقی نیستن...

00:05:59.920 --> 00:06:02.210
‫و می‌تونه برات مشکلات زیادی درست کنه.

00:06:02.300 --> 00:06:05.050
‫و... با خدمات اجتماعی تماس می‌گیرم، باشه؟

00:06:05.130 --> 00:06:06.590
‫می‌خوای به مادرهات...

00:06:06.670 --> 00:06:08.236
‫- هم زنگ بزنم؟
‫- نه، لازم ندارم به مامان‌هام زنگ بزنی!

00:06:08.260 --> 00:06:09.680
‫لازم دارم که کار کوفتیت رو انجام بدی!

00:06:09.760 --> 00:06:12.760
‫باید حواست باشه که
‫چه‌جوری با من صحبت می‌کنی.

00:06:16.430 --> 00:06:19.060
‫مدرکی برای چیزی که می‌گی داری؟

00:06:19.150 --> 00:06:22.190
‫کسی که بتونه داستانت رو تأیید کنه؟

00:06:22.270 --> 00:06:24.690
‫همه... همه‌شون مرده‌ن.

00:06:24.780 --> 00:06:27.070
‫به جز «مارگو».

00:06:27.150 --> 00:06:28.740
‫بعد از جشن فارغ‌التحصیلیِ اون بود.

00:06:28.820 --> 00:06:30.030
‫اون هم تو ماشین بود.

00:06:30.110 --> 00:06:31.910
‫همون ماشینی که «آلیسون» پشت فرمونش بود...

00:06:31.990 --> 00:06:34.160
‫در حالی که تظاهر می‌کرد که «لنون»ـه؟

00:06:34.240 --> 00:06:35.976
‫چرا یه‌جوری باهام حرف میزنی که انگار چهار سالمه؟

00:06:36.000 --> 00:06:37.790
‫دارم بهت می‌گم، افراد بیشتری قراره بمیرن.

00:06:37.870 --> 00:06:39.420
‫از کجا می‌دونی؟

00:06:39.500 --> 00:06:42.130
‫می‌دونم دیگه.

00:06:48.510 --> 00:06:49.630
‫سلام.

00:06:51.300 --> 00:06:53.100
‫خدایا... من چه قهوه‌های مزخرفی درست می‌کنم.

00:06:53.180 --> 00:06:55.220
‫پس چه خوب که بغل خونه یه رستوران داری.

00:06:55.310 --> 00:06:58.310
‫می‌خواستم ببینم تو چطوری.

00:07:00.730 --> 00:07:03.310
‫خوب نیستم.

00:07:06.530 --> 00:07:08.570
‫باور‌... باورم نمی‌شه به «دیلن» گفتم.

00:07:08.650 --> 00:07:11.030
‫اشکال نداره. درستش کردیم.

00:07:11.110 --> 00:07:14.080
‫فقط باید یه مدت حواست رو بیشتر جمع کنی.

00:07:15.120 --> 00:07:16.740
‫«مارگو» چطوره؟

00:07:18.790 --> 00:07:21.870
‫اگه داری می‌پرسی که بهش گفتم یا نه،
‫لازم نیست نگران اون باشی.

00:07:21.960 --> 00:07:23.750
‫فقط من...

00:07:23.830 --> 00:07:25.840
‫فقط فکر می‌کردم «دیلن»...

00:07:27.880 --> 00:07:31.760
‫منظورم اینه که... من چه مرگمه؟

00:07:34.350 --> 00:07:37.560
‫بعضی وقت‌ها آدم‎ها اونجوری
‫که ما می‌خوایم نیستن.

00:07:38.600 --> 00:07:40.980
‫اگه حرفش شد می‌گی که
‫اون گیج شده و اشتباه می‌کنه.

00:07:41.060 --> 00:07:43.690
‫همیشه دوقلوها رو با هم اشتباه می‌گیرن.

00:07:43.770 --> 00:07:46.270
‫به جز اینکه الان دیگه فقط یکی‌مون مونده.

00:07:56.490 --> 00:07:58.990
‫کلاً تنها کارش متنفر بودن از تمام آدم‎های اینجا بود.

00:07:59.080 --> 00:08:00.540
‫می‌تونیم ببریمش به غار.

00:08:00.620 --> 00:08:03.580
‫و بعدش می‌گیم که فرار کرده؟

00:08:03.670 --> 00:08:06.960
‫اگه بذاریمش تو غار هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه.

00:08:07.040 --> 00:08:09.000
‫کلاً هیچ دوستی هم که نداشت.

00:08:09.090 --> 00:08:12.090
‫فکر می‌کنی خود «آلیسون» چی می‌خواست؟

00:08:23.390 --> 00:08:26.230
‫عزیزم؟ می‌تونی ملاقاتی داشته باشی؟

00:08:27.270 --> 00:08:29.277
‫یه‌کم بیشتر طول نمی‌کشه.

00:08:29.280 --> 00:08:31.900
‫ام... البته.

00:08:31.990 --> 00:08:34.110
‫ام...

00:08:35.160 --> 00:08:37.450
‫همه چی روبه‌راهه؟

00:08:37.530 --> 00:08:41.055
‫فقط می‌خواستم موضوع خودکشی
‫«آلیسون گرنت» رو پیگیری کنم.

00:08:41.660 --> 00:08:43.710
‫من قبلاً بهتون گفتم...

00:08:43.790 --> 00:08:45.420
‫در اصل من با «آلیسون» دوست نبودم.

00:08:45.500 --> 00:08:47.000
‫آره... یادمه.

00:08:47.080 --> 00:08:48.960
‫ما فقط سعی می‌کنیم تا جایی
‫که می‌تونیم اطلاعات جمع کنیم...

00:08:49.000 --> 00:08:52.300
‫تا از همچین اتفاقاتی در آینده جلوگیری بشه‌.

00:08:52.380 --> 00:08:54.430
‫خب...

00:08:54.510 --> 00:08:57.220
‫آموزش بیشتر در مورد
‫بیماری‌های روانی مطمئناً کمک می‌کنه.

00:08:57.300 --> 00:08:58.970
‫منم موافقم.

00:09:01.560 --> 00:09:04.600
‫- چیزی برای خوردن یا نوشیدن نمی‌خوای برات بیارم؟
‫- نه.

00:09:04.690 --> 00:09:08.060
‫ممنون. قبل از اینکه ناپدید بشه...

00:09:08.150 --> 00:09:09.860
‫چیز غیر عادی‌ای در مورد «آلیسون» یادت نمیاد؟

00:09:09.940 --> 00:09:12.610
‫شب فارغ‌التحصیلی شماها ناپدید شد، درسته؟

00:09:12.690 --> 00:09:14.900
‫«آلیسون» همیشه یه‌جورهایی غیرعادی بود.

00:09:14.990 --> 00:09:17.240
‫یه نوع غیرعادی بودنِ ناراحت‌کننده.

00:09:17.320 --> 00:09:20.030
‫- آره، افسردگی با آدم همین کار رو می‌کنه.
‫- بله.

00:09:20.120 --> 00:09:21.580
‫من... خودم هم مشکل داشتم.

00:09:21.660 --> 00:09:24.960
‫مشکل افسردگی و اضطراب.

00:09:25.040 --> 00:09:27.330
‫می‌فهمم.

00:09:27.420 --> 00:09:29.590
‫پس... وقتی که شماها بعد از...

00:09:29.670 --> 00:09:31.920
‫مهمونی با هم بودین، متوجه چیزی نشدی؟

00:09:32.000 --> 00:09:33.630
‫ما بعد از مهمونی با هم نبودیم.

00:09:33.710 --> 00:09:35.970
‫مهمونی طولانی شد، یادته؟

00:09:36.050 --> 00:09:37.380
‫خودت اونجا بودی.

00:09:37.470 --> 00:09:39.300
‫با «بروس» چشم تو چشم می‌کردی.

00:09:39.390 --> 00:09:41.277
‫آره، من که اینطوری یادم نمیاد.

00:09:42.180 --> 00:09:45.600
‫پس... بعد از اینکه «آلیسون» رفت، دیگه اصلاً ندیدیش؟

00:09:45.680 --> 00:09:47.140
‫چرا باید می‌دیدمش؟

00:09:47.230 --> 00:09:49.690
‫بهتون گفتم که من با «لنون» دوستم...

00:09:49.770 --> 00:09:51.360
‫نه «آلیسون».

00:09:51.440 --> 00:09:52.900
‫اون خانوادۀ بی‌نوا.

00:09:52.980 --> 00:09:55.690
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم که بچه‌م رو از دست بدم.

00:09:59.620 --> 00:10:00.833
‫ممنون، «می».

00:10:00.835 --> 00:10:02.840
‫وقتی که آماده بودی مهمونی
‫مجردی رو برنامه‌ریزی کنیم، خبرم کن.

00:10:16.590 --> 00:10:17.800
‫سلام، «می».

00:10:17.880 --> 00:10:19.430
‫«بروس». چطوری؟

00:10:19.510 --> 00:10:21.220
‫طبق معمول عالی.

00:10:21.300 --> 00:10:23.100
‫ام... «مارگو» چطوره؟

00:10:23.180 --> 00:10:24.470
‫خیلی بهتره.

00:10:24.560 --> 00:10:26.390
‫راستش الان خانمی که هنوز رسماً...

00:10:26.480 --> 00:10:28.850
‫خواستگاریت رو قبول نکرده، اومد بهش سر زد.

00:10:28.940 --> 00:10:31.860
‫گفت که داره کارهای اداریِ
‫پروندۀ «آلیسون» رو تموم می‌کنه.

00:10:31.940 --> 00:10:33.440
‫مطمئنم که چیزی نیست. فقط...

00:10:33.520 --> 00:10:36.030
‫فقط فکر می‌کنم اگه کسی در مورد دختر منم...

00:10:36.110 --> 00:10:38.200
‫سوال می‌کرد، می‌خواستم خبردار بشم... می‌فهمی که؟

00:10:38.280 --> 00:10:40.700
‫آره. البته، «می». ممنون.

00:10:40.780 --> 00:10:42.375
‫خواهش ‌می‌کنم.

00:10:55.800 --> 00:10:57.460
‫تازه...

00:10:57.550 --> 00:11:00.430
‫خیلی نامحسوس وانمود کرد که واسه
‫یه برنامۀ جلوگیری از خودکشی سوال می‌کنه.

00:11:00.510 --> 00:11:02.260
‫این دیگه چقدر مزخرفه؟

00:11:02.340 --> 00:11:03.850
‫بهت گفتم که «دیلن» قاتی کرده.

00:11:03.930 --> 00:11:05.076
‫خب، فکر کردم منظورت از قاتی کرده...

00:11:05.100 --> 00:11:06.310
‫اینه که قاتلی چیزیه...

00:11:06.390 --> 00:11:08.600
‫- نه خبرچین.
‫- خب... شاید جفتش باشه.

00:11:08.680 --> 00:11:10.611
‫منظورم اینه که مگه قاتل‌های زنجیره‌ای
‫بعضی وقت‌ها نمی‌رن پیش پلیس...

00:11:10.615 --> 00:11:12.060
‫که گیر بیفتن و ثابت کنن...

00:11:12.150 --> 00:11:14.820
‫که باهوش‌تر از بقیه‌ان؟

00:11:14.900 --> 00:11:16.690
‫معمولاً باهوش‌تر هم هستن واقعاً.

00:11:16.780 --> 00:11:19.722
‫یعنی مثلاً «یونی بامبر» واقعاً
‫دانشگاه هاروارد درس خونده بود.
‫[تئودور جان کازینسکی - بمب‌گذار آمریکایی]

00:11:20.030 --> 00:11:22.360
‫واقعاً باورم نمی‌شه که «دیلن» ما رو لو بده.

00:11:22.450 --> 00:11:24.330
‫خب، رسماً هیچ توضیح دیگه‌ای وجود نداره...

00:11:24.410 --> 00:11:26.660
‫و اضطراب باعث می‌شه مجبور بشم زود زود بشاشم.

00:11:26.740 --> 00:11:29.388
‫انگار بدنم دچار زیادیِ آب شده.

00:11:35.790 --> 00:11:37.760
‫خب حالا چی کار باید بکنیم؟

00:11:37.840 --> 00:11:40.470
‫مطلقاً هیچ کاری،
‫جز اینکه عادی رفتار کنیم.

00:11:40.550 --> 00:11:42.640
‫آهان و درهامون رو قفل کن.

00:11:42.720 --> 00:11:44.276
‫درسته. یعنی ما اصلاً نمی‌دونیم...

00:11:44.300 --> 00:11:45.800
‫چی گفته که پس...

00:11:53.480 --> 00:11:55.560
‫خیلی مشکوکه.

00:11:57.110 --> 00:11:58.360
‫چی مشکوکه؟

00:11:58.440 --> 00:12:00.030
‫ام...

00:12:02.070 --> 00:12:04.660
‫می‌دونی... اینکه...

00:12:04.740 --> 00:12:07.450
‫بعد از اینکه تمام سال دهن مسخره‌ش رو...

00:12:07.530 --> 00:12:10.120
‫بسته نگه داشته بود یهو
‫تصمیم گرفته بره پیش «لایلا».

00:12:10.200 --> 00:12:12.120
‫آره، می‌دونم.

00:12:12.210 --> 00:12:13.830
‫مطمئنی...

00:12:13.920 --> 00:12:17.210
‫بعد از اینکه من دیشب رفتم هیچ اتفاقی نیفتاد...

00:12:17.290 --> 00:12:21.670
‫که... کل دیدگاهش به زندگی رو تغییر بده؟

00:12:21.760 --> 00:12:23.736
‫غیر از اینکه مچش رو گرفتم
‫که یواشکی من رو دید می‌زد...

00:12:23.760 --> 00:12:25.180
‫بهت گفتم که نه.

00:12:30.600 --> 00:12:32.230
‫فکر کنم هیچ‌وقت نمی‌شه فهمید...

00:12:32.310 --> 00:12:33.730
‫تو ذهن یه روانی چی می‌گذره.

00:12:45.700 --> 00:12:47.280
‫می‌خوای بخریش؟

00:12:47.370 --> 00:12:49.490
‫فقط دارم تحقیق می‌کنم.

00:12:49.580 --> 00:12:52.450
‫- «لنون» جریمه‌ای چیزی شده؟
‫- نه.

00:12:52.540 --> 00:12:54.540
‫«دیلن» صبح اومد پیش من.

00:12:54.620 --> 00:12:57.460
‫- حالش چطوره؟
‫- همونطور که گفتی...

00:12:57.540 --> 00:12:58.880
‫خیلی خوب نیست.

00:12:58.960 --> 00:13:00.500
‫یه داستان خیلی باورنکردنی...

00:13:00.590 --> 00:13:03.090
‫دربارۀ اینکه «آلیسون» چه‌جوری تو یه تصادف...

00:13:03.170 --> 00:13:04.970
‫«لنون» رو کشته و بعدش هم
‫هویتش رو دزدیده می‌گفت.

00:13:05.050 --> 00:13:07.499
‫و بعدش یه چیزهایی در مورد سکس و «کتامین».

00:13:08.260 --> 00:13:09.055
‫عجب.

00:13:09.499 --> 00:13:10.760
‫آره.

00:13:10.850 --> 00:13:12.470
‫می‌خوای که جیپ رو ببری...

00:13:12.560 --> 00:13:13.770
‫و بررسیش کنین؟

00:13:13.850 --> 00:13:16.770
‫کلاً این ماجرا جور درنمیاد.

00:13:16.850 --> 00:13:19.944
‫- به خدمات اجتماعی اطلاع دادم که بهش رسیدگی کنن.
‫- خب...

00:13:19.950 --> 00:13:22.690
‫شاید بد نباشه من هم به «هانا» یه زنگی بزنم.

00:13:22.780 --> 00:13:25.400
‫آره، فکر خوبیه.

00:13:25.490 --> 00:13:29.160
‫حالا که من اینجام،
‫می‌خوای ناهار بخوریم؟

00:13:29.240 --> 00:13:31.160
‫من خیلی گرسنه نیستم.

00:13:31.240 --> 00:13:32.870
‫ناهار رمز برای سکس بود.

00:13:32.950 --> 00:13:36.000
‫صحیح. پس خیلی گرسنه‌ام.

00:13:36.080 --> 00:13:36.710
‫آره.

00:14:06.820 --> 00:14:08.490
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

00:14:08.570 --> 00:14:11.410
‫دیشب چوب غذاخوریت رو کردی تو اسپاگتیِ «لنون»؟

00:14:11.490 --> 00:14:13.540
‫- اون «لنون» نیست. اون «آلیسون»ـه.
‫- آره...

00:14:13.620 --> 00:14:15.426
‫بهم گفت که از پشت پنجره‌ش
‫داد میزدی که «لنون» نیست.

00:14:15.450 --> 00:14:17.290
‫- خدافظ، «مارگو».
‫- نه.

00:14:17.370 --> 00:14:19.500
‫خواهش می‌کنم؟

00:14:21.460 --> 00:14:23.960
‫فقط باید بدونم...

00:14:24.050 --> 00:14:28.379
‫کاندوم استفاده شده‌ای که تو سطل آشغالش
‫پیدا کردم برای تو بوده یا نه.

00:14:32.890 --> 00:14:35.810
‫- چرا؟
‫- چون اگه در مورد سکس با تو...

00:14:35.890 --> 00:14:37.890
‫به من دروغ گفته باشه...

00:14:39.900 --> 00:14:42.310
‫فکر کنم ممکنه حرفت رو در موردش باور کنم.

00:14:44.360 --> 00:14:47.388
‫بعد از اینکه باهام خوابید بهم گفت که واقعاً کیه.

00:14:55.830 --> 00:14:57.960
‫بیا.

00:14:58.040 --> 00:15:00.210
‫می‌تونیم این تو صحبت کنیم.

00:15:16.310 --> 00:15:18.560
‫شما حتی وانمود هم نمی‌کنین
‫که این یه کسب‌وکار واقعیه؟

00:15:18.640 --> 00:15:20.850
‫از خدمات اجتماعیه.
‫از صبح تا حالا دارن زنگ می‌زنن.

00:15:20.940 --> 00:15:22.480
‫خب، تو قطعاً به مشاوره نیاز داری.

00:15:22.560 --> 00:15:25.650
‫مغزت از کار افتاده بود که رفتی پیش هرزه خانم؟

00:15:25.730 --> 00:15:27.320
‫اون رئیس پلیسه.

00:15:27.400 --> 00:15:30.820
‫آره، واسه همینه که «بروس» باهاش می‌خوابه.

00:15:30.900 --> 00:15:32.336
‫مستند‌های حیات وحش رو نمی‌بینی؟

00:15:32.360 --> 00:15:34.780
‫پدرها برای نجات بچه‌هاشون
‫واقعاً دست به کشتار می‌زنن.

00:15:34.870 --> 00:15:36.330
‫فقط مادرها این کار رو می‌کنن.

00:15:36.410 --> 00:15:38.330
‫اون‌هایی که بچه‌‌هاشون رو نمی‌خورن.

00:15:39.960 --> 00:15:42.420
‫خیلی ذهن تاریکی داری.

00:15:43.920 --> 00:15:45.840
‫فکر می‌کردم «لایلا» آدم خوبیه.

00:15:45.920 --> 00:15:48.460
‫آدم خوب وجود نداره.

00:15:48.550 --> 00:15:51.130
‫فکر کن ببین همین «لنون» چی کار کرد.

00:15:52.800 --> 00:15:55.720
‫اصلاً نمی‌تونم در مورد چیز دیگه‌ای فکر کنم.

00:15:55.800 --> 00:15:58.220
‫منم همینطور.

00:16:03.150 --> 00:16:05.060
‫فکر می‌کنم اون و «بروس» همه رو کشتن.

00:16:05.150 --> 00:16:07.860
‫واسه اینکه از تصادف خبر داشتن نه...

00:16:07.940 --> 00:16:10.440
‫چون می‌دونستن اون کدوم یکی از دوقلوهاست.

00:16:10.530 --> 00:16:12.400
‫هیچ‌کس «آلیسون» رو بهتر از «جانی» نمی‌شناخت.

00:16:12.490 --> 00:16:15.240
‫آره... و «دیل» هم علناً تو کَفِ «لنون» بود...

00:16:15.320 --> 00:16:17.870
‫پس اگه «دیل» خواسته باشه حرکتی بزنه
‫و «آلیسون» هم باکره‌بازی درآورده باشه...

00:16:17.950 --> 00:16:19.310
‫«دیل» قطعاً می‌فهمیده که یه چیزی مشکوکه.

00:16:19.370 --> 00:16:21.000
‫- اون باکره نیست.
‫- فهمیدم.

00:16:21.080 --> 00:16:23.670
‫- کاندوم کثیفت رو دیدم.
‫- منطقیه ولی...

00:16:24.710 --> 00:16:26.080
‫«رایلی» چی؟

00:16:26.170 --> 00:16:29.960
‫خب... روزی که زنده بودنش تموم شد...

00:16:30.050 --> 00:16:33.010
‫اون دقیقاً همین رو بهم گفت
‫که «لنون» مشکوک رفتار می‌کنه.

00:16:33.090 --> 00:16:35.470
‫«بروس» احتمالاً «کورتنی» رو محض احتیاط کُشته.

00:16:35.550 --> 00:16:37.550
‫من تقریباً مطمئنم اون کسیه که...

00:16:37.640 --> 00:16:39.350
‫دیشب من رو هل داد تو پنجره.

00:16:39.430 --> 00:16:41.600
‫حالم خوبه. مرسی که پرسیدی.

00:16:41.680 --> 00:16:43.786
‫- وقتی به من گفته که واقعاً کیه، چرا باید بیاد سراغ تو؟
‫- حالا که...

00:16:43.810 --> 00:16:45.850
‫«کلارا» مرده باید تقصیرها بندازن گردن یکی دیگه.

00:16:45.940 --> 00:16:48.020
‫شرط می‌بندم که «بروس» از عشق
‫«کلارا» استفاده کرده که کمکش کنه.

00:16:48.110 --> 00:16:50.030
‫«کلارا» هیچ ربطی به قتل‌ها نداشت.

00:16:50.110 --> 00:16:52.860
‫اون شب که تو رو در غار پیدا
‫کرد چه کوفتی اتفاق افتاد؟

00:16:52.950 --> 00:16:54.240
‫بگم درک نمی‌کنی.

00:16:54.320 --> 00:16:56.030
‫باید بریم پیش «اف‌بی‌آی».

00:16:56.110 --> 00:16:59.450
‫مغزِ کوچولویِ روان‌پریشِت تاب برداشته؟

00:16:59.530 --> 00:17:03.410
‫ما بدون مدرک پیش هیچ‌کسی نمی‌ریم.

00:17:08.340 --> 00:17:10.920
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- کامپیوتره.

00:17:11.000 --> 00:17:12.970
‫فکر کردم مثلاً رفتی دانشکده فناوری.

00:17:13.050 --> 00:17:15.300
‫از اتاق «لنون» برش داشتم که تو هکش کنی.

00:17:15.380 --> 00:17:18.640
‫ببینی می‌تونی هر کدوم از ویدئوهایی
‫که قاتل فرستاده رو پیدا کنی.

00:17:18.720 --> 00:17:20.640
‫تو چی کاری می‌خوای بکنی؟

00:17:20.720 --> 00:17:23.100
‫قبل از اینکه مامانم «کایل» رو
‫بفرسته دنبالم برگردم خونه.

00:17:23.180 --> 00:17:27.980
‫و سعی کنم یه راهی برای اعتراف گرفتن پیدا کنم.

00:17:28.060 --> 00:17:30.520
‫بدون اینکه خودمون رو به کشتن بدم.

00:17:35.740 --> 00:17:37.860
‫مرسی.

00:17:37.950 --> 00:17:39.740
‫برای چی؟

00:17:39.830 --> 00:17:42.200
‫که حرف‌هام رو باور کردی.

00:17:45.790 --> 00:17:47.750
‫من هم دوستش داشتم.

00:18:19.700 --> 00:18:21.944
‫[من اینجام]
‫[برمی‌گردم]

00:18:38.720 --> 00:18:41.140
‫نظر «لنون» در موردش چیه؟

00:18:41.220 --> 00:18:42.720
‫دربارۀ چی؟

00:18:42.800 --> 00:18:45.720
‫اینکه ما شاید ازدواج کنیم.

00:18:45.810 --> 00:18:48.310
‫صحیح.

00:18:48.390 --> 00:18:52.020
‫فرض می‌کردم یادت رفته.

00:18:52.110 --> 00:18:54.320
‫جدی می‌گم.

00:18:54.400 --> 00:18:56.030
‫مطمئنم بعد از اینکه اون ویدئوی...

00:18:56.110 --> 00:18:57.820
‫ما رو دید خیلی از من خوشش نمیاد.

00:18:57.900 --> 00:19:01.200
‫ویدئوی سکسِ‌مون.

00:19:01.280 --> 00:19:04.870
‫خب، ایدئال که نیست...

00:19:04.950 --> 00:19:06.660
‫ولی...

00:19:06.750 --> 00:19:09.080
‫مسئله‌ای نداره.

00:19:09.160 --> 00:19:12.080
‫در هر صورت بیشتر وقت‌ها اینجا نیست، می‌ره دانشگاه.

00:19:12.170 --> 00:19:15.250
‫درک می‌کنم که این اواخر مشکلات زیادی رو گذرونده.

00:19:52.710 --> 00:19:55.630
‫سلام. اگه دنبال کلبه‌ها هستین، اون‌ها...

00:19:57.250 --> 00:19:58.630
‫مامان؟

00:20:01.680 --> 00:20:03.840
‫«آلیسون»؟

00:20:07.680 --> 00:20:10.020
‫فکر می‌کردم مردی.

00:20:12.060 --> 00:20:13.690
‫ام...

00:20:13.770 --> 00:20:16.060
‫من... واسه... واسه همین اومدی؟

00:20:16.150 --> 00:20:18.020
‫من...

00:20:18.110 --> 00:20:20.690
‫راستش فقط باید با بابات صحبت کنم.

00:20:20.780 --> 00:20:22.280
‫- می‌تونم تو ماشین منتظر باشم.
‫- نه.

00:20:22.360 --> 00:20:23.820
‫نه، صبر کن. می‌شه‌... می‌تونیم...

00:20:23.910 --> 00:20:25.990
‫می‌شه صحبت کنیم؟
‫فقط چند دقیقه.

00:20:27.030 --> 00:20:29.950
‫تو... تو یه گردنبند جدید داری.

00:20:30.040 --> 00:20:31.620
‫این به تو مربوط نیست.

00:20:31.710 --> 00:20:33.750
‫چرا؟ اون یکی گردنبند رو هر روز...

00:20:33.830 --> 00:20:35.790
‫می‌انداختم گردنم... بعد ازینکه تو...

00:20:35.880 --> 00:20:38.710
‫وقتی فکر کردم تو مُرد...

00:20:40.340 --> 00:20:42.260
‫منظورم اینه که...

00:20:43.260 --> 00:20:46.090
‫من... من چه کار اشتباهی کردم؟

00:20:46.180 --> 00:20:49.060
‫و چرا...

00:20:49.140 --> 00:20:52.270
‫چرا این‌قدر از من متنفری؟

00:20:53.310 --> 00:20:56.690
‫بهت گفتم... باید به زندگیت ادامه بدی.

00:20:58.730 --> 00:21:01.230
‫الان... یعنی واقعاً داری با من شوخی می‌کنی؟

00:21:01.320 --> 00:21:05.070
‫تمام کاری که 11 سال کردم این بود
‫که هیچ چیز زندگیم رو ادامه ندادم...

00:21:05.160 --> 00:21:08.660
‫و هر روز فقط این رو
‫می‌خواستم که تو اینجا باشی...

00:21:08.740 --> 00:21:13.210
‫که من این‌قدر احساس... تنهایی و...

00:21:13.290 --> 00:21:14.660
‫داغون بودن... نکنم.

00:21:14.750 --> 00:21:16.670
‫و حالا تو اینجایی و تو...

00:21:16.750 --> 00:21:19.750
‫تو... نمی‌خوای... حتی باهام حرف هم نمی‌زنی؟

00:21:19.840 --> 00:21:21.250
‫یعنی... چه‌جوری می‌تونی این کار رو بکنی؟

00:21:21.340 --> 00:21:24.300
‫چه‌جوری می‌تونی... چه‌جوری
‫می‌تونی وانمود کنی که مردی؟

00:21:24.380 --> 00:21:26.800
‫تو چه‌جوری می‌تونی؟

00:21:28.850 --> 00:21:30.310
‫نه، اینجوری نیست...

00:21:30.390 --> 00:21:31.866
‫شرایط ما با هم فرق داره.
‫من راه دیگه‌ای نداشتم.

00:21:31.890 --> 00:21:33.560
‫- منم نداشتم.
‫- چرا، داشتی. خب...

00:21:33.640 --> 00:21:35.536
‫تو... می‌تونستی واقعیت رو بهمون بگی.

00:21:35.560 --> 00:21:36.746
‫واقعیت اینه که هر روزی که اینجا بودم...

00:21:36.770 --> 00:21:38.940
‫دلم می‌خواست مرده بودم!

00:21:45.240 --> 00:21:47.910
‫دلم برای خانواده‌م تنگ شده بود.

00:21:47.990 --> 00:21:50.330
‫ما که درست همینجا بودیم.

00:21:50.410 --> 00:21:53.370
‫خانوادۀ واقعی من مرده بودن‌.

00:21:58.290 --> 00:22:01.250
‫من با بابات ازدواج کردم
‫و سعی کردم وانمود کنم...

00:22:01.340 --> 00:22:04.010
‫ولی حسِ اون خانواده رو نداشت.

00:22:04.090 --> 00:22:07.590
‫پس خانوادۀ واقعی تو... فرقه‌ست؟

00:22:07.680 --> 00:22:10.550
‫این کلمه برای ذهن‌های کوته‌فکره.

00:22:10.640 --> 00:22:13.270
‫تعجب نمی‌کنم که ازش استفاده کردی.

00:22:13.350 --> 00:22:16.690
‫ما جامعه‌ای بر اساس...

00:22:16.770 --> 00:22:20.730
‫عشق و حقیقت و ایمان بودیم.

00:22:21.770 --> 00:22:23.860
‫همۀ چیزهایی که بابات پس زد.

00:22:23.940 --> 00:22:26.950
‫پس همۀ ما رو به‌خاطر «فرد» ول کردی.

00:22:27.030 --> 00:22:29.164
‫زمانی که بیشتر اعضای خانواده‌م رو از دست دادم...

00:22:29.166 --> 00:22:30.490
‫اون اینجا نبود، مأموریت بود.

00:22:31.530 --> 00:22:33.830
‫اون می‌دونست که عشق واقعاً چیه.

00:22:33.910 --> 00:22:35.120
‫نه، ولی تو قبلاً ما رو دوست داشتی.

00:22:35.200 --> 00:22:36.580
‫باشه، نه. هنوز یادمه.

00:22:36.660 --> 00:22:37.790
‫برامون داستان می‌خوندی...

00:22:37.870 --> 00:22:39.686
‫و وقتی می‌ترسیدم باهام روی تخت دراز می‌کشیدی.

00:22:39.710 --> 00:22:41.380
‫تو همیشه خیلی شبیه بابات بودی.

00:22:41.460 --> 00:22:43.040
‫من شبیه تو بودم.

00:22:43.130 --> 00:22:45.300
‫- همیشه همه بهم گفتن.
‫- نه.

00:22:45.380 --> 00:22:49.260
‫هر دوتون همیشه یه مشکلی از درون داشتین.

00:22:54.310 --> 00:22:55.520
‫لعنت به تو.

00:22:55.600 --> 00:22:57.656
‫تو هنوز هم می‌تونی انتخاب کنی
‫که در زندگی بعدیت خوشبخت‌تر باشی.

00:22:57.680 --> 00:23:00.100
‫منظورت اینه که چون تو این زندگیم رو خراب کردی؟

00:23:00.190 --> 00:23:03.150
‫کاش واقعاً مرده بودی!

00:23:10.780 --> 00:23:12.596
‫اگه از جات بلند نشی و کاری نکنی...

00:23:12.620 --> 00:23:13.940
‫دیگران چیزی که می‌خوان رو به‌دست میارن.

00:23:13.990 --> 00:23:15.410
‫چی باقی مونده که به‌دست بیارم؟

00:23:15.490 --> 00:23:18.000
‫تو همه چیز رو گرفتی.

00:23:18.080 --> 00:23:21.120
‫می‌دونی خواهرت بودن چقدر نشدنیه؟

00:23:21.210 --> 00:23:22.790
‫خواهر تو بودن خیلی سخت‌تره.

00:23:22.880 --> 00:23:25.380
‫تنها کاری که هر روز می‌کنم
‫نگران «آلیسون» بیچاره بودنه.

00:23:25.460 --> 00:23:27.590
‫باید مطمئن بشم «آلیسون» بیچاره خوبه.

00:23:27.670 --> 00:23:30.430
‫- اگه تو می‌رفتی «آلیسون بیچاره»، عالی می‌شد.
‫- باز شروع شد.

00:23:30.510 --> 00:23:32.090
‫مثل همیشه من رو مقصر بدون.

00:23:32.180 --> 00:23:34.260
‫همین کار رو می‌کنم، هر روز...

00:23:34.350 --> 00:23:37.060
‫هر روز از خواب بیدار می‌شم
‫و دعا می‌کنم که تو نباشی.

00:23:38.100 --> 00:23:40.770
‫خب، می‌رم. به همین زودی‌ها.

00:23:41.810 --> 00:23:43.440
‫نه اینکه بری «میشیگان».

00:23:43.520 --> 00:23:47.230
‫کلاً نباشی. بمیری و نباشی.

00:23:52.490 --> 00:23:53.910
‫اگه اون راست بگه...

00:23:53.990 --> 00:23:56.490
‫و یه چیزی از درون من خراب باشه چی؟

00:23:56.580 --> 00:23:59.120
‫اون چه خریه که تو رو قضاوت کنه؟

00:23:59.200 --> 00:24:01.160
‫هرزه خانم تظاهر می‌کرد که مرده.

00:24:02.210 --> 00:24:04.920
‫ولی بازم مادرمه دیگه.

00:24:05.000 --> 00:24:07.000
‫اون... حدود 10 سال لعنتی...

00:24:07.090 --> 00:24:09.550
‫تو رو ندیده.

00:24:09.630 --> 00:24:12.220
‫اون اصلاً تو رو نمی‌شناسه.

00:24:20.100 --> 00:24:22.520
‫تو هم نمی‌شناسی.

00:24:28.940 --> 00:24:31.030
‫الان وقت نزدیک شدن و عقب کشیدن نیست...

00:24:31.110 --> 00:24:32.655
‫از اون بازی‌هات که «من از صمیمیت می‌ترسم».

00:24:32.657 --> 00:24:35.120
‫جدی می‌گم.
‫من... واقعاً داغون و خرابم.

00:24:35.200 --> 00:24:36.910
‫منظورت چه‌جوریه؟

00:24:36.990 --> 00:24:39.910
‫غیر از کانال پورنِـت و ماجرای غار.

00:24:39.990 --> 00:24:41.330
‫باشه، کون لق تو.

00:24:41.410 --> 00:24:43.670
‫فقط دارم می‌گم...

00:24:43.750 --> 00:24:45.580
‫من تو رو دوست دارم...

00:24:45.670 --> 00:24:48.880
‫با تمام داغون و خراب بودنت.

00:24:50.880 --> 00:24:53.550
‫هر چیزی هم که بگی نمی‌تونه حسم رو تغییر بده.

00:25:01.060 --> 00:25:03.350
‫چرا، می‌تونه.

00:25:06.400 --> 00:25:08.110
‫امتحانم کن.

00:25:08.190 --> 00:25:10.480
‫ببین فرار می‌کنم یا نه.

00:25:12.490 --> 00:25:13.990
‫هنوز که فرار نکردم.

00:25:14.070 --> 00:25:18.399
‫واسه اینه که اصلاً خبر نداری چه کارهایی از من برمیاد.

00:25:28.380 --> 00:25:30.300
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

00:25:30.380 --> 00:25:32.130
‫کتاب مقدس تو عمارت نبود.

00:25:32.210 --> 00:25:33.970
‫خب، اینجا که نیست.

00:25:34.050 --> 00:25:36.130
‫باید کمکم کنی پیداش کنم.

00:25:38.600 --> 00:25:40.810
‫من که این‌جوری فکر نمی‌کنم.

00:25:40.890 --> 00:25:43.310
‫«آلیسون» رو دیدم.

00:25:45.770 --> 00:25:48.900
‫هنوزم مثل همیشه سروکله زدن باهاش سخته.

00:25:48.980 --> 00:25:52.320
‫فقط می‌تونم تصور کنم که شما
‫دوتا چه کارهای وحشتناک کردین...

00:25:52.400 --> 00:25:54.944
‫که مجبورش کرده هویت خواهرش رو بدزده.

00:25:58.950 --> 00:26:02.330
‫«فرد» اصلاً خبر نداره کجایی، مگه نه؟

00:26:02.410 --> 00:26:06.120
‫اون می‌دونه که چقدر
‫برات خطرناکه که اینجا باشی.

00:26:06.210 --> 00:26:09.670
‫من کتاب مقدس رو لازم دارم.

00:26:13.300 --> 00:26:16.340
‫پرس‌و‌جو می‌کنم که پلیس‌ها
‫به‌عنوان مدرک برش داشتن یا نه.

00:26:16.420 --> 00:26:18.760
‫بعد ازینکه بری.

00:26:45.080 --> 00:26:47.120
‫صدات رو نمی‌شنوم.

00:26:49.420 --> 00:26:53.380
‫گفتم شواهد بیولوژیکی
‫خیلی قانع‌کننده‌ای پیدا کردم.

00:26:53.460 --> 00:26:55.210
‫دوقلوها هیچ تفاوت ژنتیکی‌ای ندارن.

00:26:55.300 --> 00:26:56.590
‫می‌دونم، سلطانِ خودشیفتگی.

00:26:56.670 --> 00:26:58.760
‫هر دومون تو یه کلاس علوم بودیم.

00:26:58.840 --> 00:27:01.260
‫مادرشون هنوز زنده‌ست.

00:27:01.340 --> 00:27:03.100
‫جدی؟

00:27:03.180 --> 00:27:05.100
‫لعنت.

00:27:05.180 --> 00:27:06.520
‫«لنون» همین الان اینجا بود و داشت...

00:27:06.600 --> 00:27:08.640
‫در مورد اینکه مادرش گفته که روانیه و اینکه...

00:27:08.730 --> 00:27:10.350
‫من اصلاً نمی‌شناسمش، دَری‌وَری می‌گفت.

00:27:10.440 --> 00:27:13.820
‫واقعاً فکر ‌می‌کردم که اعتراف می‌کنه ولی...

00:27:13.900 --> 00:27:16.086
‫به‌جاش باید یه کاری کنیم مامانش بهمون بگه.

00:27:16.110 --> 00:27:17.940
‫وایسا، مامانش چه دلیلی داره که بگه؟

00:27:18.030 --> 00:27:21.740
‫هر پدر و مادر خوبی می‌خواد که بچه‌ش
‫هر کمکی که لازم داره رو دریافت کنه.

00:27:21.820 --> 00:27:24.580
‫اون زن بچه‌‌هاش رو ول کرد
‫و وانمود کرد که مرده.

00:27:25.620 --> 00:27:27.120
‫‌درست‌.

00:27:27.200 --> 00:27:28.710
‫خب پس ما تهدیدش می‌کنیم...

00:27:28.790 --> 00:27:30.830
‫که اگه کمک نکنه به پلیس می‌گیم که زنده‌ست.

00:27:30.920 --> 00:27:33.170
‫ببین، ما فقط باید پیداش کنیم.

00:27:33.250 --> 00:27:35.750
‫فکر می‌کنم ممکنه خونۀ «کلارا» باشه.

00:27:35.840 --> 00:27:38.510
‫دلم می‌خواد که بدونم این رو چه‌جوری می‌دونی یا نه؟

00:27:38.590 --> 00:27:40.066
‫امروز صبح یه ماشین رو
‫دیدم که اونجا پارک بود...

00:27:40.090 --> 00:27:42.050
‫و «بروس» هم عضوی از جامعه‌ست.

00:27:42.140 --> 00:27:43.970
‫منطقیه که مادرشون هم عضو بوده باشه.

00:27:44.050 --> 00:27:46.100
‫فرقه‌ست، نه جامعه.

00:27:46.180 --> 00:27:48.980
‫با این حرفات حس بدی داره بهم دست می‌ده.

00:27:49.060 --> 00:27:51.366
‫- می‌خوای برم ببینم اونجاست یا نه؟
‫- قطعاً نه.

00:27:51.390 --> 00:27:54.520
‫این روانشناسی لازم داره...

00:27:54.610 --> 00:27:56.730
‫که تو تخصص این کار رو نداری.

00:27:56.820 --> 00:27:58.570
‫تو فقط کامپیوتر رو هک کن
‫و منتظر علامت من باش...

00:27:58.650 --> 00:28:00.320
‫که «لنون» قلّابی رو بیاری.

00:28:00.400 --> 00:28:02.740
‫واقعاً تعجب نداره که اون
‫دخترها اینقدر خراب و داغونن.

00:28:02.820 --> 00:28:05.289
‫این یه‌ذرّه هم حق مطلب رو ادا نمی‌کنه.

00:28:53.460 --> 00:28:55.710
‫هی، «واینانی».
‫بابام رو ندیدی؟

00:28:55.790 --> 00:28:57.710
‫چند ساعتی می‌شه ندیدمش.

00:28:57.790 --> 00:28:59.250
‫چیزی می‌خوری؟

00:28:59.340 --> 00:29:00.840
‫ام... نه، ممنون.

00:29:00.920 --> 00:29:02.396
‫اگه دیدیش بهش می‌گی دنبالش می‌گردم؟

00:29:02.420 --> 00:29:04.430
‫گوشیش رو جواب نمی‌ده.

00:29:19.110 --> 00:29:21.110
‫سلام؟

00:29:28.700 --> 00:29:30.700
‫«هلن»؟

00:29:43.420 --> 00:29:45.010
‫ام...

00:29:45.090 --> 00:29:46.630
‫منم...

00:29:46.720 --> 00:29:49.140
‫«مارگو گیلبرت».

00:29:49.220 --> 00:29:51.010
‫یادتونه؟ من...

00:29:51.100 --> 00:29:53.680
‫بهترین دوست «لنون» بودم.

00:29:59.560 --> 00:30:01.570
‫آهای؟

00:30:07.660 --> 00:30:09.070
‫«هلن»؟

00:30:21.090 --> 00:30:24.590
‫کجایی، بابا؟ بهم زنگ بزن.

00:30:49.160 --> 00:30:51.320
‫آهای؟

00:31:07.420 --> 00:31:09.430
‫آهای؟

00:31:22.690 --> 00:31:24.690
‫«هلن»؟

00:31:46.250 --> 00:31:48.130
‫«هلن»؟

00:31:59.520 --> 00:32:01.560
‫کسی اونجاست؟

00:32:33.090 --> 00:32:34.590
‫چه غلطی می‌کنی، «دیلن»؟

00:32:34.680 --> 00:32:36.890
‫باید قفل‌های پنجره‌هاتون رو درست کنین.

00:32:36.970 --> 00:32:38.890
‫باید بری.

00:32:39.930 --> 00:32:41.770
‫از اون نمی‌ترسم.

00:32:41.850 --> 00:32:43.190
‫خب، باید بترسی.

00:32:43.270 --> 00:32:45.400
‫اومدم یه فرصت دیگه بهت بدم.

00:32:45.480 --> 00:32:48.110
‫باید حقیقت رو بگی...

00:32:48.190 --> 00:32:50.530
‫و بعد من می‌تونم کمک کنم که آزاد بشی.

00:32:52.030 --> 00:32:53.570
‫منظورت همونجوریه که «کلارا» رو آزاد کردی؟

00:32:53.650 --> 00:32:55.160
‫خودش این رو می‌خواست.

00:32:55.240 --> 00:32:58.830
‫یه فرصت برای رستگاری در زندگی بعدی.

00:32:59.870 --> 00:33:02.250
‫اصلاً این یعنی چی؟

00:33:02.330 --> 00:33:04.500
‫من کمک کردم که برای پیشگویی آماده بشه‌.

00:33:04.580 --> 00:33:06.830
‫خب... الان واقعاً دیگه داری می‌ترسونیم.

00:33:06.920 --> 00:33:09.340
‫فعلاً که چاقو دست توئه.

00:33:09.420 --> 00:33:12.820
‫می‌دونم که یادداشتی که رویِ
‫تخت «آلیسون» پیدا کردم رو تو نوشتی.

00:33:14.010 --> 00:33:16.550
‫می‌خواستم بدونه که من تنهاش نمی‌ذارم.

00:33:16.640 --> 00:33:18.640
‫قبل از اینکه بفهمم اون مرده...

00:33:18.720 --> 00:33:22.060
‫و تو شدی «لنون» و در حالی که اصلاً اون نبودی.

00:33:22.140 --> 00:33:23.656
‫ما فیلم دوربین‌ها رو داریم که نشون
‫می‌دن تو من رو تعقیب می‌کنی.

00:33:23.680 --> 00:33:24.890
‫من هیچ‌وقت تو رو تعقیب نکردم.

00:33:24.980 --> 00:33:27.150
‫به اینکه بیای و دزدکی من رو دید بزنی، چی می‌گی؟

00:33:27.230 --> 00:33:28.746
‫تو... می‌خواستی تمام مدت
‫فکر کنم کار «دیل» بوده...

00:33:28.770 --> 00:33:30.900
‫- ولی در واقع تو بودی.
‫- داشتم بهت سر می‌زدم.

00:33:30.980 --> 00:33:32.530
‫به همه سر می‌زنم.

00:33:32.610 --> 00:33:36.110
‫هر روز... موقعِ جَزر.

00:33:37.160 --> 00:33:39.410
‫یه کاریه که باید انجام بدم.

00:33:39.490 --> 00:33:42.620
‫و چون از لحاظ روانی مریضی نمی‌تونی انجامش ندی.

00:33:42.700 --> 00:33:45.040
‫اسمش وسواس فکریه.

00:33:45.120 --> 00:33:46.476
‫خب پس شاید از کشتن آدم‌ها...

00:33:46.500 --> 00:33:48.710
‫- هم نمی‌تونی دست برداری.
‫- من اون‌ها رو نکشتم.

00:33:48.790 --> 00:33:52.088
‫این‌قدر سعی نکن که ذهن من رو به‌هم بریزی...

00:33:52.091 --> 00:33:54.588
‫و حقیقت کوفتی رو بگو.

00:33:54.590 --> 00:33:56.680
‫اگه حقیقت رو ندونم چی؟!

00:34:01.010 --> 00:34:02.470
‫لعنت.

00:34:02.560 --> 00:34:04.890
‫- «مارگو»؟
‫- «لنون»...

00:34:04.980 --> 00:34:07.140
‫تو و «دیلن» باید همین الان بیاین اینجا.

00:34:07.230 --> 00:34:08.980
‫چی؟ کجا؟ تو کجایی؟

00:34:09.060 --> 00:34:11.730
‫در مورد همه چی اشتباه می‌کردم.

00:34:16.570 --> 00:34:18.530
‫باید پیداش کنیم.

00:34:22.580 --> 00:34:24.000
‫خونۀ «کلارا»ست.

00:34:28.420 --> 00:34:30.380
‫از کجا می‌دونی؟

00:34:33.000 --> 00:34:34.840
‫باید بریم.

00:34:40.300 --> 00:34:42.220
‫فکر می‌کنی می‌تونی تفاوتی پیدا کنی؟

00:34:42.310 --> 00:34:45.220
‫عکس‌هایِ تمام بدنِ لخت بود بهتر می‌شد.

00:34:45.310 --> 00:34:48.690
‫برای پیدا کردنِ مغایرت‌هایِ بسیار ریز.

00:34:48.770 --> 00:34:52.110
‫آره، خب... پدرشون عکس لخت ازشون نداشت، پس...

00:34:52.190 --> 00:34:54.499
‫من اون‌ها رو با یادداشت‌هام
‫در مورد قُلِ فوت شده مقایسه می‌کنم.

00:34:54.980 --> 00:34:55.610
‫ممنون.

00:34:55.690 --> 00:34:58.280
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫که کدوم یکی هنوز زنده‌ست.

00:35:06.750 --> 00:35:09.210
‫- مُرده(شارژش تموم شده).
‫- خب معلومه دیگه.

00:35:09.290 --> 00:35:13.758
‫نه... گوشیم. دیگه‌ نمی‌تونم
‫مکان «مارگو» رو ببینم.

00:35:20.050 --> 00:35:22.600
‫نباید از هم جدا بشیم.

00:35:22.680 --> 00:35:25.260
‫آره، باشه.

00:35:26.310 --> 00:35:28.980
‫ببخشید...

00:35:29.060 --> 00:35:31.480
‫به‌خاطر اون موقع.

00:35:31.560 --> 00:35:35.020
‫اینکه گفتم از لحاظ روانی مریضی.

00:35:35.110 --> 00:35:37.440
‫شاید هستم.

00:35:37.530 --> 00:35:40.110
‫این حرف خیلی دلگرم‌کننده‌‌ نیست.

00:35:43.700 --> 00:35:45.700
‫شاید تو هم بیماری.

00:36:00.930 --> 00:36:03.640
‫این چه وضعیه؟

00:36:03.720 --> 00:36:06.180
‫اون... مامانمه.

00:36:08.180 --> 00:36:11.270
‫وای خدای بزرگ.

00:36:11.350 --> 00:36:13.440
‫متأسفم.

00:36:16.980 --> 00:36:20.820
‫فکر کردم «مارگو» زنگ زده که علامت بده.

00:36:22.820 --> 00:36:24.700
‫چه علامتی؟

00:36:26.833 --> 00:36:27.990
‫هیچی.

00:36:28.080 --> 00:36:29.499
‫باید به پلیس زنگ بزنیم.

00:36:31.290 --> 00:36:32.790
‫صدا رو شنیدی؟

00:36:36.090 --> 00:36:38.090
‫الو؟

00:36:42.090 --> 00:36:45.090
‫الو؟ الو؟ صدام رو می‌شنوین؟

00:36:48.890 --> 00:36:50.810
‫الو؟

00:36:50.890 --> 00:36:52.890
‫«مارگو»، توئی؟

00:36:54.600 --> 00:36:56.650
‫اگه صدای من رو می‌شنوین، به کمک احتیاج داریم.

00:36:58.320 --> 00:37:00.900
‫تونستی حرف بزنی؟

00:37:03.320 --> 00:37:04.530
‫«دیلن»؟

00:37:06.570 --> 00:37:08.330
‫«دیلن»؟!

00:37:09.490 --> 00:37:11.500
‫«لنون»؟

00:37:48.700 --> 00:37:51.330
‫خدایا، یا خدا.

00:37:51.410 --> 00:37:53.500
‫بلند شو.... چه اتفاقی افتاده؟

00:37:53.580 --> 00:37:55.500
‫حالت خوبه؟ گوشیت رو بده من.

00:37:55.580 --> 00:37:57.620
‫لازمش داریم. ما باید...
‫زنگ می‌زنم آمبولانس بیاد.

00:37:58.210 --> 00:38:00.170
‫کی... کی این کارو باهات کرده؟

00:38:03.210 --> 00:38:05.170
‫تو کردی.

00:38:07.930 --> 00:38:09.890
‫چی؟

00:38:19.230 --> 00:38:21.690
‫تو... مامانم رو کشتی؟

00:38:22.730 --> 00:38:24.860
‫اون درد و رنجِ زیادی درست کرد.

00:38:24.940 --> 00:38:27.240
‫نمی‌تونستم بذارم تاوان پس نده.

00:38:30.280 --> 00:38:31.580
‫ببین، من...

00:38:31.660 --> 00:38:35.960
‫می‌دونم کاری که اون کرد
‫وحشتناک بود ولی من...

00:38:36.040 --> 00:38:39.290
‫من... می‌تونستم با شرایط کنار بیام.

00:38:39.380 --> 00:38:41.040
‫این کار رو واسه تو نکردم.

00:38:41.130 --> 00:38:43.710
‫واسه «لنون» کردم.

00:38:46.760 --> 00:38:48.050
‫من «لنون»ـم.

00:38:48.130 --> 00:38:49.470
‫نه.

00:38:49.550 --> 00:38:52.600
‫«لنون» واقعی.

00:38:52.680 --> 00:38:54.600
‫اونی که من دوستش داشتم.

00:38:54.680 --> 00:38:56.390
‫اونی که تو کشتیش.

00:38:56.480 --> 00:38:58.310
‫نمی‌دونم «دیلن» بهت چی گفته...

00:38:58.390 --> 00:39:00.326
‫- ولی اون...
‫- من لازم نداشتم «دیلن» چیزی بهم بگه.

00:39:00.350 --> 00:39:02.110
‫از تمام شبکه‌های اجتماعیت معلوم بود...

00:39:02.190 --> 00:39:03.980
‫وقتی پاییز قبل کلاً من رو نادیده گرفتی.

00:39:04.070 --> 00:39:05.730
‫زاویه‎ها و هشتگ‌هات خیلی اشتباه بودن...

00:39:05.820 --> 00:39:07.360
‫- رسماً مسخره بودن.
‫- من...

00:39:07.440 --> 00:39:09.610
‫داشتم روزهای سختی رو می‌گذروندم. این...

00:39:09.700 --> 00:39:13.030
‫درست بردار، «مارگو».

00:39:15.410 --> 00:39:18.410
‫تو می‌دونی من کی هستم.

00:39:23.040 --> 00:39:24.670
‫آره.

00:39:27.380 --> 00:39:29.550
‫تو «آلیسون» آشغالی.

00:39:45.320 --> 00:39:47.990
‫-سلام، «بروس».
‫- سلام، «می».

00:39:48.070 --> 00:39:50.110
‫احتمال داره «لنون» خونۀ شما باشه؟

00:39:50.200 --> 00:39:52.240
‫گوشیش مستقیم می‌ره رو پیغام‌گیر.

00:39:52.320 --> 00:39:53.870
‫اون اینجا نیست...

00:39:53.950 --> 00:39:55.740
‫ولی مطمئنم که بهترین دوست‌ها با هم هستن.

00:39:55.830 --> 00:39:57.330
‫وایسا برنامۀ «دوستانم رو پیدا کن» رو چک کنم.

00:39:57.410 --> 00:39:59.040
‫منم احتمالاً باید...

00:39:59.120 --> 00:40:00.790
‫اون برنامه رو روی گوشی «لنون» هم بریزم، نه؟

00:40:00.870 --> 00:40:02.830
‫اگه نظر من رو بخوای تربیت بچه‌ها و تعقیب کردن‌شون...

00:40:02.920 --> 00:40:04.130
‫لازم و ملزوم همدیگه هستن.

00:40:04.210 --> 00:40:05.590
‫نمی‌تونم از برنامه ببینم...

00:40:05.670 --> 00:40:07.090
‫«مارگو» کجاست ولی نگران نباش.

00:40:07.170 --> 00:40:08.630
‫از وقتی که از کالیفرنیا برگشته من...

00:40:08.710 --> 00:40:11.070
‫«کایل» رو گذاشتم که چشم ازش برنداره.

00:40:11.510 --> 00:40:13.300
‫عالیه. ا...

00:40:13.390 --> 00:40:15.510
‫باشه. ممنون، «می».

00:40:31.200 --> 00:40:33.530
‫- «مارگو»، خواهش می‌کنم.
‫- خیلی بهت فرصت دادم...

00:40:33.610 --> 00:40:35.530
‫که حقیقت رو بگی.

00:40:35.620 --> 00:40:37.620
‫زیرپوستی بهت گفتم...

00:40:37.700 --> 00:40:40.250
‫که سر بز به‌خاطر یه کار دیگه‌ای بوده که کردی.

00:40:42.750 --> 00:40:45.080
‫بعد از اینکه «جانی» که...

00:40:45.170 --> 00:40:47.090
‫ظاهراً بیشتر از همه دوستش داشتی رو کشتم...

00:40:47.170 --> 00:40:50.499
‫چطوری تونستی از هم نپاشی و حقیقت رو نگی؟

00:40:52.760 --> 00:40:55.180
‫دارم حقیقت رو می‌گم.

00:40:55.260 --> 00:40:58.680
‫منظورم اینه که چه‌جور آدمی
‫برای مخفی کردن دروغش...

00:40:58.760 --> 00:41:00.680
‫می‌ذاره بقیه بمیرن؟

00:41:01.730 --> 00:41:04.690
‫خواهش‌ می‌کنم، «مارگو»، فقط...

00:41:04.770 --> 00:41:06.860
‫فقط در موردش فکر کن.
‫منظورم اینه که...

00:41:06.940 --> 00:41:08.820
‫می‌دونی که من چقدر خراب و داغونم...

00:41:08.900 --> 00:41:11.055
‫و چه مزخرفاتی رو از بقیه مخفی می‌کنم.

00:41:11.058 --> 00:41:12.740
‫خفه شو.

00:41:12.820 --> 00:41:15.110
‫پس زخم‌هام چی؟ تو...

00:41:15.200 --> 00:41:17.240
‫تو تنها کسی هستی که می‌دونی
‫اون جاهام چه‌جوری زخم شدن.

00:41:17.320 --> 00:41:20.580
‫نه، تو فقط داری تلاش می‌کنی بازیم بدی،
‫همونطور که «لنون» بازیم داد.

00:41:20.660 --> 00:41:23.040
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم وقتی من رو بوسیدی...

00:41:23.120 --> 00:41:25.540
‫و بعد مثل یه عوضی هرزه رفتار کردی، هدفت چی بود؟

00:41:25.620 --> 00:41:28.540
‫عینِ رفتارهای «لنون» بود.

00:41:28.630 --> 00:41:30.500
‫چون من «لنون»ـم.

00:41:33.130 --> 00:41:36.300
‫وقتی که تو «هافمن» بودم
‫واقعاً داشتم باور می‌کردم.

00:41:37.760 --> 00:41:40.350
‫فکر کردم شاید اشتباه کردم...

00:41:42.350 --> 00:41:45.230
‫داشت باورم ‌می‌شد تو واقعاً «لنون»ـی.

00:41:46.270 --> 00:41:49.270
‫و اینکه واقعاً من رو دوست داشتی.

00:41:51.440 --> 00:41:53.360
‫من واقعاً دوستت دارم.

00:41:53.440 --> 00:41:56.360
‫پس چرا «دیلن» رو انتخاب کردی؟

00:41:57.820 --> 00:42:00.620
‫اون رو انتخاب نکردم.

00:42:00.700 --> 00:42:03.910
‫تو کسی هستی که همیشه برمی‌گشتم پیشش.

00:42:04.960 --> 00:42:07.290
‫از همون شب تصادف به بعد.

00:42:07.370 --> 00:42:08.630
‫خودتم می‌دونی.

00:42:11.040 --> 00:42:13.090
‫نه، نیا... نیا اینجا.

00:42:13.170 --> 00:42:14.840
‫لطفاً.

00:42:20.470 --> 00:42:21.890
‫مرده.

00:42:22.930 --> 00:42:24.680
‫درست می‌شه.

00:42:24.770 --> 00:42:26.640
‫من اینجام، باشه؟

00:42:26.730 --> 00:42:29.730
‫ما درستش می‌کنیم.

00:42:30.730 --> 00:42:32.860
‫قول می‌دم.

00:42:36.530 --> 00:42:39.870
‫هیچ‌کس تا حالا من رو
‫اونجوری دوست نداشته.

00:42:42.870 --> 00:42:45.330
‫میخوای دلم برات بسوزه؟

00:42:45.410 --> 00:42:48.080
‫من رو هم هیچ‌کس دوست نداره، آشغال.

00:42:48.170 --> 00:42:49.790
‫من دوستت دارم.

00:42:49.880 --> 00:42:52.090
‫تو...

00:42:52.170 --> 00:42:54.130
‫من همین الان بهت چاقو زدم.

00:42:54.210 --> 00:42:55.760
‫من...

00:42:55.840 --> 00:42:58.180
‫- می‌دونم منطقی به‌نظر نمیاد...
‫- آره، نمیاد.

00:42:58.260 --> 00:43:00.760
‫تو فقط داری زور می‌زنی خودت رو نجات بدی.

00:43:00.840 --> 00:43:03.260
‫من... می‌دونم که اینطوری به نظر میاد،
‫ولی... قسم می‌خورم.

00:43:03.350 --> 00:43:05.560
‫من...

00:43:05.640 --> 00:43:09.857
‫فقط می‌خوام همونطور که اون شب تو
‫به من کمک کردی، منم به تو کمک کنم.

00:43:12.610 --> 00:43:14.980
‫نه، من به کمک تو نیازی ندارم.

00:43:40.220 --> 00:43:41.760
‫لعنت!

00:43:52.060 --> 00:43:54.310
‫لعنت! «آلیسون»!

00:43:55.730 --> 00:43:58.240
‫پس می‌خوای...

00:43:58.320 --> 00:44:01.030
‫کاری کنی که به‌نظر بیاد کلاً کار من بوده؟

00:44:01.110 --> 00:44:04.070
‫نقشه اولیه همین بود.

00:44:04.160 --> 00:44:05.990
‫جوابم می‌داد...

00:44:06.080 --> 00:44:09.000
‫ولی بعد فهمیدم...

00:44:09.080 --> 00:44:11.460
‫تا وقتی که بدونم تو آزاد می‌چرخی...

00:44:11.540 --> 00:44:15.499
‫و کارهایی می‌کنی که آدم‌های مثل من
‫احساس کنن دیوونه‌ان، نمی‌تونم آروم بگیرم.

00:44:17.380 --> 00:44:20.170
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

00:44:24.180 --> 00:44:27.010
‫«لنون» واقعی هیچ‌وقت معذرت خواهی نمی‌کرد.

00:44:29.020 --> 00:44:31.390
‫نه، مامان، اون نباید انیمیشنِ
‫«پارک جنوبی» رو تماشا کنه.

00:44:31.480 --> 00:44:34.270
‫برام مهم نیست که به‌نظر تو خنده‌داره.

00:44:34.350 --> 00:44:37.190
‫من... باید قطع کنم.

00:44:38.780 --> 00:44:41.110
‫- «کلی» صحبت می‌کنه.
‫- رئیس...

00:44:41.190 --> 00:44:45.030
‫تقریباً هشت دقیقه پیش یه تماس با
‫فوریت‌های اورژانسی داشتیم که قطع شده.

00:44:45.120 --> 00:44:47.370
‫ردیابیش که کردم رسید به خونۀ قبلی «کلارا ودرز».

00:44:47.450 --> 00:44:48.700
‫دیگه بعدشم دوباره تماس نگرفته.

00:44:48.790 --> 00:44:50.790
‫می‌خوای برم بررسی کنم؟

00:44:50.870 --> 00:44:52.830
‫من نزدیکم. خودم سر می‌زنم.

00:44:52.920 --> 00:44:55.290
‫باشه. مراقب باش.

00:45:05.890 --> 00:45:08.310
‫«آلیسون»؟!

00:45:08.390 --> 00:45:10.850
‫«مارگو»؟!

00:45:13.890 --> 00:45:14.900
‫لعنت.

00:45:14.980 --> 00:45:16.810
‫تکون... تکون نخور. حرکت نکن.

00:45:16.900 --> 00:45:19.070
‫تکون نخور.
‫باید زنگ بزنیم اورژانس، خب؟

00:45:19.150 --> 00:45:20.480
‫ام...

00:45:20.570 --> 00:45:23.400
‫نگران نباش، می‌تونی بهش دست بزنی.

00:45:23.490 --> 00:45:25.280
‫«دی‌ان‌ای» تو همه جاش مالیده شده.

00:45:25.360 --> 00:45:27.160
‫تو چه مرگت شده؟

00:45:27.240 --> 00:45:29.200
‫اونی که کاندوم استفاده شده‌ش رو
‫اینور و اونور ول می‌کنه من نیستم.

00:45:29.280 --> 00:45:30.330
‫ممکنه بمیره.

00:45:33.290 --> 00:45:35.750
‫حتماً می‌میره.

00:45:39.960 --> 00:45:42.800
‫صدای شلیک اومد. نیروی پشتیبانی بفرستید.

00:45:45.010 --> 00:45:47.680
‫تو می‌خوای باهاش چی کار کنی،
‫آقای مخالف اسلحه؟

00:45:47.760 --> 00:45:49.140
‫گوشی لعنتیت رو بده من.

00:45:51.770 --> 00:45:54.180
‫وای خواهش می‌کنم به من شلیک نکن.

00:45:56.020 --> 00:45:58.690
‫- خدا رو شکر که شما اینجایی.
‫- خفه شو.

00:45:58.770 --> 00:46:00.730
‫اسلحه رو بنداز.

00:46:01.780 --> 00:46:03.990
‫روی زانوهات.
‫دست‌هات روی سرت.

00:46:04.070 --> 00:46:05.990
‫فوراً یه آمبولانس به خونۀ «کلارا» ارسال بشه.

00:46:06.070 --> 00:46:07.466
‫- می‌خواست هر دومون رو بکشه.
‫- چرت و پرت نگو.

00:46:07.490 --> 00:46:09.410
‫اون به «آلیسون» چاقو زد و می‌خواست...

00:46:09.490 --> 00:46:11.200
‫بهش شلیک کنه که من اسلحه رو ازش گرفتم.

00:46:11.280 --> 00:46:12.540
‫مسخره‌ست.

00:46:12.620 --> 00:46:15.000
‫- «لنون» بهترین دوست منه.
‫- تو هم همینطور.

00:46:15.080 --> 00:46:16.400
‫روی زانوهات.
‫دست‌هات روی سرت.

00:46:20.340 --> 00:46:21.670
‫دووم بیار، باشه؟

00:46:21.750 --> 00:46:23.760
‫آمبولانس تو راهه.

00:46:23.840 --> 00:46:26.470
‫- با... بابام.
‫- بهش زنگ می‌زنم...

00:46:26.550 --> 00:46:28.640
‫می‌خوای بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

00:46:30.300 --> 00:46:31.850
‫هیچ‌کس... اگه حقیقت رو بگی...

00:46:31.930 --> 00:46:33.425
‫هیچ‌کس نمی‌تونه باهات کاری داشته باشه.

00:46:33.430 --> 00:46:35.350
‫من چرا باید بهش صدمه بزنم؟

00:46:38.060 --> 00:46:40.150
‫دوستت دارم، لیمو.

00:46:53.950 --> 00:46:55.910
‫کار «دیلن» بود.

00:46:57.370 --> 00:46:59.420
‫چی؟

00:46:59.500 --> 00:47:02.340
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

00:47:02.420 --> 00:47:04.880
‫«مارگو» چاقو زد...
‫چرا این کار رو می‌کنی؟!

00:47:04.960 --> 00:47:08.220
‫نه «مارگو» با چاقو زدش و مادرش رو کشت!

00:47:08.300 --> 00:47:09.680
‫برو اتاق سنگی رو نگاه کن!

00:47:09.760 --> 00:47:11.180
‫به خدا قسم کار من نبود.

00:47:11.260 --> 00:47:12.760
‫به خدا قسم کار من نبود.

00:47:12.850 --> 00:47:15.430
‫نه، نه، نه. تو چه مرگته؟!

00:47:15.520 --> 00:47:16.706
‫- واقعیت کوفتی رو بگو!
‫- خب دیگه، بیا.

00:47:16.730 --> 00:47:19.270
‫نه! نه، نه، نه، نه، نه.

00:47:24.520 --> 00:47:27.280
‫نه! «مارگو» با چاقو زدش و مادرش رو هم کشت!

00:47:27.360 --> 00:47:29.780
‫خدایا، برو اتاق سنگی رو نگاه کن! قسم می‌خورم...

00:48:03.230 --> 00:48:05.650
‫ببخشید، ببخشید.
‫کجاست؟

00:48:05.730 --> 00:48:08.030
‫امدادگرها همین الان بردنش.
‫شرایطش پایداره، خب؟

00:48:08.110 --> 00:48:10.070
‫برام تله گذاشتن.

00:48:10.150 --> 00:48:12.410
‫«مارگو» می‌خواست با تیر بزنه تو مغزش...

00:48:12.490 --> 00:48:14.530
‫و مَنیِ من رو مالیده به چاقو.

00:48:14.620 --> 00:48:16.870
‫مادر «آلیسون» اون تو... دقیقاً اون تو بود.

00:48:16.950 --> 00:48:19.450
‫قسم می‌خورم. من... «مارگو» همه رو کشته!

00:48:19.540 --> 00:48:22.040
‫لطفاً، آقای «گرنت».
‫می‌دونی که کار من نبوده!

00:48:22.120 --> 00:48:24.960
‫- بیا بریم.
‫- یه بارم که شده تو زندگیت حقیقت رو بگو.

00:48:25.040 --> 00:48:26.340
‫بسه دیگه.

00:48:28.340 --> 00:48:31.130
‫من می‌تونم کمک کنم.
‫هنوز خیلی دیر نشده.

00:48:31.220 --> 00:48:33.970
‫می‌تونم کمکت کنم که آزاد باشی.

00:48:35.890 --> 00:48:38.310
‫ببخشید، باید برای ارزیابی روانی نگهش می‌داشتم.

00:48:38.390 --> 00:48:40.270
‫فکر نمی‌کردم اون بتونه به کسی صدمه بزنه.

00:48:40.350 --> 00:48:41.940
‫آره، من هم فکر نمی‌کردم.

00:48:42.020 --> 00:48:44.770
‫«لنون» گفت اون بهش چاقو زده.

00:48:44.860 --> 00:48:48.320
‫این حرف‌هایی که در مورد «هلن» می‌زد چی بود؟

00:48:48.400 --> 00:48:51.110
‫ما که هیچ مدرکی پیدا نکردیم.

00:48:51.190 --> 00:48:54.410
‫خب، چطوری می‌تونستین پیدا کنین؟
‫خیلی ساله که مرده.

00:48:54.490 --> 00:48:57.450
‫آره، «لنون» دیگه کم‌کم باید برسه بیمارستان.

00:49:12.670 --> 00:49:14.630
‫متوجه هستی...

00:49:16.680 --> 00:49:19.140
‫که من رو در موقعیت خیلی بدی قرار دادی.

00:49:19.220 --> 00:49:22.520
‫در مسیر هستیم. مصدوم... مونث و 19 ساله‌ست.

00:49:22.600 --> 00:49:24.140
‫جراحت با چاقو از ناحیۀ شکم.

00:49:24.230 --> 00:49:25.730
‫- از دست دادن خون زیاد...
‫- یعنی...

00:49:25.810 --> 00:49:27.980
‫می‌دونی چی کار کردم.

00:49:28.980 --> 00:49:31.990
‫ولی من رو انتخاب کردی.

00:49:34.150 --> 00:49:37.160
‫تو چه مرگته واقعاً؟

00:49:42.120 --> 00:49:45.120
‫برام مهم نیست اسمت چیه.

00:49:46.920 --> 00:49:52.050
‫تو زندگیم تا حالا هیچ‌کس رو
‫بیشتر از این دوست نداشتم.

00:50:07.850 --> 00:50:09.650
‫پسر من روحیۀ لطیفی داره.

00:50:09.730 --> 00:50:12.030
‫آزارش به مورچه هم نمی‌رسه.

00:50:13.490 --> 00:50:14.950
‫نمی‌تونید از مسئولیت این کارتون قسر در برید.

00:50:15.030 --> 00:50:18.530
‫می‌دونین خانوادۀ من چه کسایی هستن؟

00:50:18.620 --> 00:50:21.370
‫کامپیوتر و تلفن «آلیسون گرنت» و...

00:50:21.450 --> 00:50:24.160
‫چند عنکبوت قطبی...

00:50:24.250 --> 00:50:25.830
‫و دستِ «رایلی تاکر» رو پیدا کردن.

00:50:29.460 --> 00:50:31.630
‫میتونم بگم وکیلت برگرده داخل...

00:50:31.710 --> 00:50:34.289
‫اگه این باعث می‌شه راحت‌تر بشی.

00:50:36.090 --> 00:50:38.800
‫در این زندگی هیچ رستگاری‌ای وجود نداره.

00:50:38.890 --> 00:50:40.350
‫همین رو گفتی.

00:50:40.430 --> 00:50:42.600
‫ولی همینطور گفتی که کار «مارگو» بوده.

00:50:42.680 --> 00:50:44.180
‫می‌دونم که «لنون» حرفت رو تأیید نکرد...

00:50:44.270 --> 00:50:47.857
‫ولی من هنوزم دلم می‌خواد
‫طرف تو رو هم بشنوم.

00:50:49.810 --> 00:50:52.150
‫اسمش «آلیسون»ـه.

00:50:52.230 --> 00:50:54.860
‫هیچی نمی‌گه که بهش کمک کنه.

00:50:54.940 --> 00:50:56.700
‫خب، این احتمالاً دیگه‌ مهم نیست...

00:50:56.780 --> 00:50:59.110
‫ولی من یه تفاوت بین دوقلوهای «گرنت» پیدا کردم.

00:50:59.200 --> 00:51:01.320
‫در واقع خیلی هم مهمه.

00:51:01.410 --> 00:51:04.830
‫با بررسی‌های بسیار دقیق...

00:51:04.910 --> 00:51:08.160
‫من یه سوراخ بسته شده در قسمت
‫بالایِ لالۀ گوش چپ «آلیسون» پیدا کردم.

00:51:08.250 --> 00:51:10.580
‫و جسد چی؟

00:51:10.670 --> 00:51:13.380
‫همون سوراخ.

00:51:13.460 --> 00:51:18.170
‫تأیید می‌کنه که «آلیسون گرنت»
‫بوده که احتمالاً خودکشی کرده.

00:51:18.260 --> 00:51:19.930
‫ممنون، «وید».

00:51:24.720 --> 00:51:26.470
‫تو حالا دیگه «لنون»ـی.

00:51:26.560 --> 00:51:28.390
‫«آلیسون» فرار کرد.

00:51:29.440 --> 00:51:30.770
‫تو این داستان رو ساختی.

00:51:30.850 --> 00:51:32.900
‫و هر دومون باید باهاش زندگی کنیم.

00:51:32.980 --> 00:51:34.860
‫اگه نتونم چی؟

00:51:36.610 --> 00:51:39.610
‫هیچ‌کس نمی‌تونه بفهمه.

00:51:48.460 --> 00:51:50.170
‫حالت چطوره؟

00:51:50.250 --> 00:51:52.380
‫درد دارم.

00:51:53.420 --> 00:51:55.130
‫احتمالاً یه چند وقتی درد داری.

00:51:55.210 --> 00:51:58.130
‫شانس آوردی.

00:51:59.170 --> 00:52:01.010
‫آره، می‌دونم.

00:52:02.470 --> 00:52:04.470
‫عزیزم...

00:52:10.480 --> 00:52:12.650
‫برای مامانت چه اتفاقی افتاد؟

00:52:17.110 --> 00:52:19.280
‫من... نمی‌دونم.

00:52:20.280 --> 00:52:22.860
‫خیلی خب.

00:52:24.660 --> 00:52:27.080
‫‌یه‌کم ‌بخواب.

00:52:28.330 --> 00:52:31.250
‫مطمئنم که فکر می‌کنین
‫من آدم خیلی بدی هستم.

00:52:34.330 --> 00:52:36.840
‫که اگه شما بودین کلاً کار دیگه‌ای می‌کردین.

00:52:39.340 --> 00:52:41.340
‫من هم همین فکر رو کردم.

00:52:56.560 --> 00:52:59.860
‫منظورم اینه که آدم همیشه از
‫اینجور چیزهای باورنکردی می‌شنوه...

00:52:59.940 --> 00:53:03.450
‫و جواب همیشه خیلی واضح به نظر می‌رسه.

00:53:08.030 --> 00:53:09.450
‫و واقعاً واضح هم هست...

00:53:11.540 --> 00:53:14.178
‫ولی فقط تا وقتی که برای خودتون اتفاق بیفته...

00:53:17.920 --> 00:53:20.840
‫یهو همه چی عوض می‌شه...

00:53:23.720 --> 00:53:26.388
‫دیگه خوب به همۀ جوانب فکر کردن وجود نداره.

00:53:28.140 --> 00:53:31.560
‫دیگه در نظر گرفتن عواقب کارها وجود نداره.

00:53:34.020 --> 00:53:36.499
‫این چیزها بعداً یاد آدم میفتن.

00:53:37.980 --> 00:53:39.980
‫«لنون»؟

00:53:42.650 --> 00:53:44.240
‫در اون لحظۀ خاص...

00:53:44.320 --> 00:53:48.277
‫تنها چیزی که دارین عمیق‌ترین
‫و تاریک‌ترین بخش از وجودتونه...

00:53:49.450 --> 00:53:52.055
‫و تصمیمی ‌که باید بگیرین.

00:53:52.950 --> 00:53:55.920
‫دکمۀ توقف موقتی وجود نداره...

00:53:56.000 --> 00:53:57.750
‫یا دکمۀ به عقب برگشتن.

00:53:57.830 --> 00:54:00.670
‫هیچ‌وقت ولم نکن، باشه؟

00:54:01.710 --> 00:54:04.010
‫هیچ‌وقت.

00:54:09.180 --> 00:54:11.180
‫هیچ راه برگشتی وجود نداره.

00:54:14.390 --> 00:54:16.810
‫دیگه کاریه که شده.

00:54:23.860 --> 00:54:26.110
‫تنها سوال اینه...

00:54:27.450 --> 00:54:29.160
‫می‌تونین باهاش زندگی کنین؟

00:54:29.499 --> 00:54:31.289
‫[ادامه دارد...]

00:54:31.388 --> 00:54:45.612
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:54:47.880 --> 00:54:50.260
‫حالا زمان یه داستان خیلی خصوصیه...

00:54:50.350 --> 00:54:53.850
‫چون می‌خوام همه چیز رو
‫با عزیز دلم در میون بذارم.

00:54:53.930 --> 00:54:57.560
‫خب وسواس فرقه‌ای «دیلن» کار رو خیلی آسون کرد.

00:54:57.640 --> 00:54:59.940
‫تنها کاری که من کردم جاسازی
‫چند تا چیز به خصوص بود...

00:55:00.020 --> 00:55:01.610
‫مثل گوشی «آلیسون»...

00:55:01.690 --> 00:55:03.780
‫بعد از تصادف برش داشتم...

00:55:03.860 --> 00:55:06.240
‫که «رایلی» یه موقع ندزدش.

00:55:06.320 --> 00:55:09.320
‫فقط از یه برنامه برای ارسال تمام
‫پیام‌ها به طور زمانبندی شده استفاده کردم.

00:55:09.410 --> 00:55:11.120
‫به «دیل» گفتم که سر بز...

00:55:11.200 --> 00:55:13.450
‫یه شوخیه که کلی باعث خنده می‌شه.

00:55:13.540 --> 00:55:15.700
‫آشغال خان اون رو گذاشت تو کمد...

00:55:15.790 --> 00:55:18.370
‫ولی بعدش نتونست دهن لعنتیش رو بسته نگه داره.

00:55:18.460 --> 00:55:22.790
‫اساساً داشت ازم اخاذی می‌کرد
‫که کاملاً غیرقانونیه پس...

00:55:22.880 --> 00:55:25.000
‫قطعاً بدون «کایل» نمی‌تونستم از پسش بربیام.

00:55:25.090 --> 00:55:26.970
‫موقع کشتن «جانی» یهو پیداش شد...

00:55:27.050 --> 00:55:29.050
‫و من کاملاً ترسیدم و
‫تهدیدش کردم که به مامانم می‌گم...

00:55:29.130 --> 00:55:32.470
‫که با بابام می‌خوابه،
‫ولی معلوم شد که آدم باحالیه.

00:55:32.550 --> 00:55:34.680
‫یعنی حتی من رو هل داد تو پنجره.

00:55:34.760 --> 00:55:36.640
‫گفت کارش همینه دیگه...

00:55:36.720 --> 00:55:38.350
‫اینکه حواسش باشه من تو دردسر نیفتم.

00:55:38.430 --> 00:55:40.722
‫مشکل این بود که از حساب «اُنلی‌فَنز»مون...

00:55:40.725 --> 00:55:41.770
‫به «دیل» بیت‌کوین پرداخت کردم...

00:55:41.850 --> 00:55:44.520
‫و افسر «داگ» از چیزی که
‫به‌نظر میومد باهوش‌تر بود.

00:55:44.610 --> 00:55:47.650
‫پس بهش گفتم در مراسم ترحیم
‫بیاد با هم صحبت کنیم و...

00:55:47.740 --> 00:55:49.860
‫اوه... بابت «هارولد» عذر می‌خوام.

00:55:49.950 --> 00:55:52.655
‫از شانسش اتفاقی اون روز یبوست داشت.

00:55:52.660 --> 00:55:55.580
‫اوه! بعد من رو بوسیدی و بعد نادیده‌م گرفتی...

00:55:55.660 --> 00:55:57.870
‫و من گیج شدم...

00:55:57.950 --> 00:56:00.160
‫واسه همین اون شب که...

00:56:00.250 --> 00:56:03.055
‫تو خونۀ «کلارا» «رایلی» من رو روانی
‫صدا کرد خیلی به‌هم‌ریخته بودم.

00:56:03.057 --> 00:56:05.340
‫پس وقتی سوار وانت «کلارا» شدم که فرار کنم...

00:56:05.420 --> 00:56:07.460
‫و «رایلی» رو تو جاده دیدم، من...

00:56:07.550 --> 00:56:10.510
‫یه‌جورهایی کنترلم رو از دست دادم.

00:56:10.590 --> 00:56:12.800
‫یعنی واقعاً حتی نبضش رو هم چک نکردم.

00:56:12.890 --> 00:56:15.050
‫اگه مامانم شهد توت‌فرنگی رو...

00:56:15.140 --> 00:56:16.786
‫پیدا نکرده بود و به‌خاطر «موکبانگ» کردن...

00:56:16.810 --> 00:56:18.350
‫بهم گیر نمی‌داد، یه فاجعۀ بزرگ می‌شد.

00:56:18.430 --> 00:56:20.310
‫خیلی شانس آوردم که کم آوردم
‫و همه چیز رو بهش گفتم.

00:56:20.390 --> 00:56:22.940
‫فکر مامانم بود که همه چیز رو بندازیم گردن «کلارا».

00:56:23.020 --> 00:56:25.690
‫همه از قبل می‌دونستن که اون خیلی دیوونه‌ست.

00:56:25.770 --> 00:56:27.499
‫پس مامانم «کایل» رو فرستاد
‫که عنکبوت های بیشتری بدزده...

00:56:27.501 --> 00:56:28.480
‫که تو مغز همه بذاریم.

00:56:28.570 --> 00:56:30.400
‫این پایان ماجرا می‌شد.

00:56:30.490 --> 00:56:33.780
‫اگه فقط «کورتنی» احمق دهنش رو بسته نگه می‌داشت.

00:56:33.870 --> 00:56:37.160
‫ولی «کایل» ترتیب اون رو هم داد.

00:56:37.240 --> 00:56:38.766
‫وای خداجون.
‫بعدش «کلارا» خودکشی کرد...

00:56:38.790 --> 00:56:40.830
‫که کاملاً تصادفی بود...

00:56:40.910 --> 00:56:43.630
‫ولی همه چیز رو آسون‌تر کرد.

00:56:43.710 --> 00:56:45.630
‫و حالا ما اینجاییم...

00:56:45.710 --> 00:56:48.300
‫بزرگ‌ترین داستان عاشقانۀ‌ قرن.