﻿WEBVTT

00:00:45.093 --> 00:00:47.721
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:08.524 --> 00:01:12.268
اون دستش زخمي بود ، درسته ؟

00:01:14.019 --> 00:01:16.953
گفت اسمش چي بوده ؟

00:01:16.954 --> 00:01:19.640
لي گان سانگ

00:01:20.005 --> 00:01:23.903
چرا درموردش قبلا چيزي به من نگفتي ؟

00:01:24.740 --> 00:01:28.066
اون گفت اهل کجا بوده ؟

00:01:28.067 --> 00:01:32.004
گفت که از اهالي رودخانه دونگ جيا بوده

00:01:32.398 --> 00:01:34.989
حتما هائه مو سو هستش
نه

00:01:34.990 --> 00:01:39.249
اون مطمئنا هائه مو سو نيست

00:01:40.330 --> 00:01:41.050
رييس !

00:01:43.982 --> 00:01:46.868
پدر !
کل قبيله  هابيک رو بکش

00:01:46.869 --> 00:01:47.709
پدر !

00:03:15.702 --> 00:03:17.738
اين کار سوار نظامه

00:03:17.739 --> 00:03:20.036
اونا ميگن يک نفر ژنرال هائه مو سو رو اينجا مخفي کرده

00:03:20.037 --> 00:03:22.900
به همين دليل اونا کل قبيله رو کشتند

00:03:24.205 --> 00:03:25.868
آيا خبري از هائه مو سو بدستت رسيده

00:03:25.869 --> 00:03:30.000
تا حالا ، مخفيگاه ژنرال مشخص نشده

00:04:02.423 --> 00:04:04.556
امشب رو اينجا اردو ميزنيم !

00:04:04.557 --> 00:04:09.180
همتون شنيديد ؟

00:04:32.195 --> 00:04:34.516
شما پناهنده هستيد ؟

00:04:35.261 --> 00:04:36.947
بله

00:04:37.549 --> 00:04:39.606
يئون تا بال
ازاهالي جول بون رييس قبيله گيهروبو

00:04:39.607 --> 00:04:41.556
اينقدر آب نخوريد که سير بشيد

00:04:41.557 --> 00:04:43.628
قبل از ادامه سفر يه چيزي بخوريد

00:04:46.160 --> 00:04:47.360
هي ! هي !

00:04:50.834 --> 00:04:52.892
با من بيا

00:04:54.141 --> 00:04:59.382
حتي کارگرهاي ما هم هميچين رفتار خوبي رو از رييسمون نميبينن

00:04:59.383 --> 00:05:03.093
اما رييس هر وقت يه پناهنده رو ميبينه خيلي خوب باهاش برخورد ميکنه- اين  خيلي عجيبه

00:05:03.389 --> 00:05:06.805
تو خوش شانسي !

00:05:09.090 --> 00:05:12.156
آوردمش سرورم

00:05:12.966 --> 00:05:14.046
بنشين

00:05:19.998 --> 00:05:23.063
من يئون تا بال ، رييس قبيله گيهروبو هستم

00:05:23.064 --> 00:05:24.835
اسم من لي گان سانگ هستش

00:05:24.836 --> 00:05:28.412
اوه خداي من - اين شراب حسابي جا افتاده

00:05:28.781 --> 00:05:30.094
سرورم

00:05:36.706 --> 00:05:40.270
شما مينوشيد ؟
بله

00:05:51.142 --> 00:05:53.666
سرورم ، چرا چيزي ميل نميکنيد ؟

00:05:53.873 --> 00:05:56.258
فکر اينکه چه بر سر قبيله هابيک اومده

00:05:56.259 --> 00:05:58.849
باعث شده اشتهامو به غذا از دست بدم

00:05:59.809 --> 00:06:04.108
چيزي که شده ديگه شده
مرده ها جزو تاريخ شدند و زنده ها هم بايد به زندگي ادامه بدن

00:06:04.394 --> 00:06:08.323
درحقيقت من براي رييس قبيله هابيک متاسف شدم

00:06:08.324 --> 00:06:13.006
اما به هرحال معنيش اينه که گروه تجاري ما يک رقيب کمتر داره

00:06:13.301 --> 00:06:16.081
واسه قبيله هابيک اتفاقي افتاده ؟

00:06:16.082 --> 00:06:19.475
اوه خداي من ! در موردش حرفي نزن ! اون حرومزاده ها !

00:06:19.476 --> 00:06:24.110
نه ، اونا چطور ميتونن مردم عادي رو بکشند ... اونا حتي سرباز هم نيستند ؟

00:06:24.657 --> 00:06:27.394
اونا کل قبيله هابيک رو قتل عام کردند ؟

00:06:27.791 --> 00:06:30.966
آيا کسي رو از قبيله هابيک ميشناسي ؟

00:06:32.022 --> 00:06:33.159
بله ،

00:06:33.160 --> 00:06:36.769
من در طول سفر توقفي رو در دهکده داشتم

00:06:36.770 --> 00:06:40.237
اونا ميگن يکي تو دهکده هائه مو سو رو مخفي کرده
و بنابراين ، سوار نظام

00:06:40.238 --> 00:06:43.045
کل قبيله رو نابود کرده  به همين دليل

00:06:48.896 --> 00:06:51.063
هيچکدامشان زنده نمونده ؟

00:06:51.064 --> 00:06:54.240
اونا ميگن دختر رييس قبيله هابيک ،
دوشيزه يو هووا ،

00:06:54.241 --> 00:06:56.753
مسئول مخفي کرده هائه مو سو هستش

00:06:56.754 --> 00:07:00.849
و به همين خاطر اونا آوردنش به شهر
هيون تو گون تا در ملا عام مجازاتش کنند

00:07:27.025 --> 00:07:29.127
بلند شو !

00:07:50.157 --> 00:07:53.632
من ميدونم قبيله ما هم نابود خواهد شد

00:07:53.633 --> 00:07:58.121
اما وقتي داشتم تو جاده کوهستان ميومدم
فکر ميکردم که اون بايد خودش باشه ... قلبم داشت از جا کنده ميشد

00:07:58.122 --> 00:08:01.028
آرزو ميکردم ....کسي رو که نجات دادم

00:08:01.029 --> 00:08:04.620
هائه مو سو بوده باشه

00:08:19.741 --> 00:08:22.313
گيوم وا
وليعهد بويئو

00:08:35.771 --> 00:08:39.253
لطفا قتل عام رو متوقف کنيد

00:08:39.684 --> 00:08:42.538
گفتم سريعا قتل عام رو متوقف کنيد

00:08:42.539 --> 00:08:45.672
ساکت باشيد .... اين فرمان امپراطوره

00:08:45.673 --> 00:08:49.220
چطور جرات ميکنيد با فرمان امپراطور مخالفت کنيد

00:08:49.221 --> 00:08:51.539
ايشون چطور ميتونن همچين فرمان بيرحمانه اي
رو در مورد پناهنده هاي غير مسلح صادر کنند

00:08:51.540 --> 00:08:54.390
ايشون چطور ميتونن دستور چنين وحشيگريي رو صادر کنند

00:08:54.391 --> 00:09:00.041
چه سوءنيتي - من فقط پرسيدم آيا او واقعا ميتونه جزو خانواده خير خواه سلطنتي باشه

00:10:27.277 --> 00:10:30.626
اون کيه ؟ بجنبيد  ! به دنبال اونا !

00:10:30.627 --> 00:10:33.708
سريع ! به دنبال اونا ! به دنبال اونا !

00:10:35.941 --> 00:10:38.361
به دنبال اونا !

00:10:58.088 --> 00:10:59.048
سرورم ،

00:11:01.744 --> 00:11:05.091
من شنيدم که کاروان تجاري شما به سوي شهر هيون تو گون حرکت کردند

00:11:05.472 --> 00:11:10.443
شما اگه منو استخدام کنيد ، من نهايت سعيمو در خدمت به شما بکار خواهم بست

00:11:12.592 --> 00:11:14.078
بسيار خوب .

00:11:14.472 --> 00:11:16.815
يک کار مناسب به او واگذار کنيد !

00:11:19.560 --> 00:11:20.948
هي !

00:11:22.121 --> 00:11:23.982
بيا بريم .

00:11:53.858 --> 00:11:56.179
تو بيدار موندي ....

00:12:00.520 --> 00:12:04.746
ما الان از تعقيب سوار نظام در امان هستيم . پس ميتوني با خيال راحت استراحت کني

00:12:06.928 --> 00:12:10.794
تو هنوز ... منو بياد داري ؟

00:12:15.960 --> 00:12:20.686
من در مورد اون چيزي که در رابطه با پدر تو و قبيله هابيک اتفاق افتاده چيزهايي شنيدم

00:12:24.105 --> 00:12:28.644
بانوي من ، اين حقيقت داره که شما هائه مو سو رو مخفي کرديد ؟

00:12:33.284 --> 00:12:35.577
من دوست هائه مو سو هستم

00:12:35.578 --> 00:12:39.709
آيا هائه مو سو زندست ؟ لطفا به من بگيد

00:12:56.253 --> 00:12:58.411
آيا شما سعي کرديد اطلاعاتي بدست بياريد ؟

00:12:58.412 --> 00:13:02.226
هائه مو سو ...زندست !

00:13:03.825 --> 00:13:06.667
دستور بديد دنبالش بگردند

00:13:06.668 --> 00:13:08.746
اون زندست .

00:13:09.230 --> 00:13:12.187
بنابراين اون مطمئنا به پناهگاه برميگرده

00:13:31.811 --> 00:13:34.634
اوه ...اوه سرورم !

00:13:35.801 --> 00:13:40.750
بانوي ايشان هم براي کار کردن رفتند

00:13:41.669 --> 00:13:43.464
پناهگاه رو آماده کنيد !

00:13:43.465 --> 00:13:46.351
پناهگاه رو آماده کنيد !

00:14:03.318 --> 00:14:05.288
چرا اينقدر طول ميکشه ؟

00:14:05.289 --> 00:14:07.485
زياد نگران نباشد

00:14:07.755 --> 00:14:09.463
جيا ...

00:14:09.710 --> 00:14:11.001
بله ؟

00:14:11.002 --> 00:14:14.789
بچه ...پسر خواهد بود يا دختر ؟

00:14:15.643 --> 00:14:18.380
من از کجا بدونم ؟
بيا شرط ببنديم

00:14:21.572 --> 00:14:24.549
من شرط ميبندم پسره و تو شرط ببند دختره

00:14:24.550 --> 00:14:28.647
اگه پسر بود تو بايد يک رول پارچه ابريشمي به من بدي

00:14:29.079 --> 00:14:32.801
اگه دختر بود ... من به تو يک ياقوت سرخ ميدم

00:14:34.259 --> 00:14:39.295
ببين جدي هستي ؟
من هيچوقت تو رو سر کار گذاشتم ؟

00:14:39.671 --> 00:14:40.810
سرورم ...

00:14:41.041 --> 00:14:42.400
اين چه کاريه ؟

00:14:42.401 --> 00:14:45.261
من متوجه چيزي نميشم ...

00:14:46.378 --> 00:14:48.523
کسي که عضو گروه تجاري ما ميشه

00:14:48.524 --> 00:14:51.374
بايد حداقل يک سال تحت نظر باشه

00:14:51.375 --> 00:14:54.660
حتي قبل از اينکه انتخاب بشه . اين يک قانونه

00:14:55.645 --> 00:15:00.419
اما اون لي گان سانگ ...
چي شد که تو استثنا قائل شدي ؟

00:15:03.030 --> 00:15:04.804
پسرک ،

00:15:05.958 --> 00:15:08.542
وقتي به هيون تو گون رسيديم ،

00:15:08.841 --> 00:15:12.720
اون مرد با ارزشترين فردبراي تجارت من خواهد شد !

00:15:13.560 --> 00:15:16.144
منظورت چيه ؟

00:15:18.823 --> 00:15:20.486
اون مرد ...؟

00:15:20.487 --> 00:15:22.391
هائه مو سو هستش ؟

00:15:22.641 --> 00:15:25.859
اگه ما اونو دستگير کنيم و به مقامات شهر هيون تو گون تحويلش بديم

00:15:25.860 --> 00:15:31.755
ميتونيم حداقل با صد رول پارچه ابريشمي و صد ياقوت سرخ تعويضش کنيم

00:15:37.042 --> 00:15:39.538
بيشتر فشار بديد خانم !

00:15:41.028 --> 00:15:45.276
بيشتر فشار بديد خانم ! خانم!

00:15:49.037 --> 00:15:52.432
راهزنها ، راهزنها حمله کردند !

00:15:52.433 --> 00:15:57.076
از بانو محافظت کنيد ! از بانو محافظت کنيد!

00:16:49.755 --> 00:16:51.748
کارمون خوب بود !!

00:16:52.670 --> 00:16:57.465
خوشبختانه شما با ما بوديد ، بچه تو شکم من و
گروه تجاري ما اکنون در امان هستند

00:16:57.466 --> 00:16:59.328
شما چرا قبول نميکنيد

00:16:59.329 --> 00:17:02.811
که محافظ گروه تجاري ما به هيون تو گون باشيد ؟

00:17:05.224 --> 00:17:09.012
بله ، سرورم .
فرمانده !

00:17:09.708 --> 00:17:15.051
فرمانده ، خانم زايمان کردند

00:17:17.561 --> 00:17:19.642
بچه پسره ؟

00:17:23.219 --> 00:17:24.905
دختره ؟!

00:17:25.475 --> 00:17:29.635
دختر بچه اي که خيلي شبيه فرماندست !

00:17:34.852 --> 00:17:36.585
حال بانو چطوره ؟

00:17:36.586 --> 00:17:39.197
در سلامتي کامل بسر ميبرند

00:17:48.316 --> 00:17:51.097
لابد براي شما سخت بود

00:17:52.154 --> 00:17:54.147
متاسفم ...

00:17:56.247 --> 00:17:58.589
خب مگه دختر باشه چي ميشه ؟

00:17:58.590 --> 00:18:01.751
اون رو جوري بزرگ خواهم کرد که دختر جواني بشه خيلي سخت تر و محکم تر از يک مرد

00:18:01.752 --> 00:18:05.606
من براش يک اسم انتخاب کردم ... سو سئو نئو

00:18:08.646 --> 00:18:10.785
شهر هيون تو گون

00:18:25.731 --> 00:18:29.038
من دارم ميرم که با مقامات شهر هيون تو گون ديداري داشته باشم

00:18:29.366 --> 00:18:33.187
تو اينجا بمون و مراقب هائه مو سو باش

00:18:33.996 --> 00:18:35.332
سرورم ،

00:18:35.974 --> 00:18:40.272
آياشماواقعا ميخواهيد هائه مو سو رو به مقامات شهر هيون تو گون تحويل بديد ؟

00:18:40.491 --> 00:18:42.855
او بانوي جوان و کاروان سفري ما رو نجات داده

00:18:42.856 --> 00:18:46.347
اين فکر خوبي نيست که ما خدمتگزارمونو تحويل دشمن بديم

00:18:46.641 --> 00:18:48.187
هي !  پسرک !

00:18:48.188 --> 00:18:51.519
اين يک فرصت در تمام طول زندگي براي منه

00:18:51.520 --> 00:18:53.482
فکر ميکني بايد بزارم از دست بره ؟

00:18:53.483 --> 00:18:56.040
چونه زدن فايده اي نداره

00:18:56.041 --> 00:18:59.627
مواظب هائه مو سو باش

00:19:15.997 --> 00:19:18.685
من ميرم با مقامات شهر معامله کنم

00:19:18.686 --> 00:19:20.447
ضمنا ، کاروانسرا رو ترک نکن

00:19:20.448 --> 00:19:22.621
بله ، سرورم
بريم .

00:19:33.587 --> 00:19:36.192
فکر کنم حالتون بهتره  ؟

00:19:36.193 --> 00:19:38.374
يه مدت کمي هستش ...

00:19:38.375 --> 00:19:41.135
ايندفعه چه چيزاي خوبي با خودت آوردي ؟

00:19:41.555 --> 00:19:45.698
پوست ببر و پلنگ اعليحضرت

00:19:46.324 --> 00:19:48.163
من همش رو ميخوام

00:19:48.164 --> 00:19:52.036
در قبال اونا چي ميخواي ؟پارچه ابريشمي يا نمک ؟

00:19:52.037 --> 00:19:54.796
پارچه ابريشمي لطفا

00:19:54.797 --> 00:19:58.160
به ارزش کالاي جناب هيو برايشان پارچه ابريشمي آماده کنيد

00:19:58.161 --> 00:19:59.161
بله .

00:20:03.292 --> 00:20:06.379
اعليحضرت ! علاوه بر پوست ببر و پلنگ ..

00:20:06.380 --> 00:20:10.821
يک مورد ديگه هم هست که دوست دارم با شما معامله کنم

00:20:10.822 --> 00:20:14.398
مطمئنا مورد توجه شما قرار خواهد گرفت!

00:20:15.060 --> 00:20:16.943
اون چيه ؟

00:20:17.983 --> 00:20:18.943
اون ....

00:20:26.527 --> 00:20:29.215
او بانوي جوان و کاروان سفري ما رو نجات داده

00:20:29.216 --> 00:20:33.502
اين فکر خوبي نيست که ما خدمتگزارمونو تحويل دشمن بديم

00:20:34.837 --> 00:20:38.559
اون چيه ؟؟ چرا مرددي ؟

00:20:41.510 --> 00:20:43.567
رييس ما ،

00:20:43.568 --> 00:20:46.283
عاشق شکاره !

00:20:46.284 --> 00:20:51.106
معمولا وقتي براي شکار ميره ، چيزاي کميابي رو شکار ميکنه

00:20:51.107 --> 00:20:55.670
سپس ميگه ، من امروز کفشهايي از جنس پارچه و يا پوشال خواهم پوشيد

00:20:56.949 --> 00:21:01.240
نه ... حتي با وجود داشتن کفشهاي متعدد ، هميشه از من ميخواد باهاش شرط ببندم .

00:21:01.241 --> 00:21:03.979
شما چطوري به اين شکل شکار ميکنيد ؟

00:21:04.242 --> 00:21:08.956
من فکر ميکنم کلا 10 پوند نمک اينجوري باختم !

00:21:10.455 --> 00:21:14.878
اون داره منو ديوونه ميکنه !
کي داره تو رو ديوونه ميکنه ؟

00:21:15.146 --> 00:21:16.547
هيچکس ، سرورم

00:21:16.548 --> 00:21:18.869
از اتاق برو بيرون

00:21:24.983 --> 00:21:26.795
آيا معامله رو تموم کردي ؟

00:21:28.043 --> 00:21:29.707
متاسفانه خير

00:21:30.172 --> 00:21:33.544
اين مورد بسيار با ارزشه و قابل فروش نيست

00:21:33.763 --> 00:21:36.478
اون مورد دقيقا چيه ؟

00:21:40.329 --> 00:21:43.395
هائه مو سو .

00:21:48.469 --> 00:21:51.425
تو از کجا ميدوني ؟

00:21:52.230 --> 00:21:54.681
من ميدونم هائه مو سو يه جراحت روي دست چپش داره

00:21:54.682 --> 00:21:59.059
و سواره نظام در تعقيب اونه

00:22:00.541 --> 00:22:03.410
از اون اندوهي که در چشمان تو ميشه ديد

00:22:03.839 --> 00:22:08.268
بعد از اينکه از سرنوشت قبيله هابيک خبر دار شدي ، من فکر کردم توبايد  خودش باشي

00:22:09.034 --> 00:22:12.406
بعلاوه ، قصد تو از عضويت در کاروان تجاري ما

00:22:12.623 --> 00:22:16.733
اين بود که يه راه امني واسه رسيدن به شهر هيون تو گون پيدا کني تا بتوني بانو يو هووا رو نجات بدي

00:22:16.734 --> 00:22:19.083
درست ميگم ؟

00:22:23.986 --> 00:22:27.449
اگه تو منو به اونا برسوني ، پاداش مالي بزرگي در انتظار توست

00:22:27.450 --> 00:22:30.253
چرا،اون موقع ،تو معاملتو بامقامات شهر انجام ندادي ؟

00:22:30.487 --> 00:22:31.567
خب چرا ؟

00:22:35.300 --> 00:22:37.817
تو کاروان تجاري رو نجات دادي

00:22:37.818 --> 00:22:42.432
من اينو بجاي اون پرداخت قبول ميکنم

00:22:47.540 --> 00:22:50.168
تو بايد همين حالا ما رو ترک کني

00:22:50.432 --> 00:22:56.103
يه مرد فراري ما رو به خطر انداخته
تو نميتوني به داد و ستد با قبيله گيهروبو ادامه بدي

00:22:56.404 --> 00:22:58.308
سرورم !

00:22:58.309 --> 00:23:00.009
موضوع چيه ؟

00:23:00.414 --> 00:23:05.338
واحد سوارنظام هان وارد شهر شده

00:23:29.532 --> 00:23:34.503
عجيبه ، چرا خبري از بانو يوهووا نيست

00:23:56.067 --> 00:23:58.717
چي دستگيرت شد ؟

00:24:00.377 --> 00:24:03.881
طبق گزارشات رسيده در مسير جاده هيون تو گون

00:24:05.449 --> 00:24:07.880
کشته شده...

00:24:12.516 --> 00:24:13.716
شهر بو يئو

00:25:00.474 --> 00:25:05.313
کشيش اعظم يو مي ايول از حضورتان درخواست ملاقات کرده

00:25:13.053 --> 00:25:15.615
اتاق رو ترک کنيد

00:25:19.945 --> 00:25:22.463
شما ميخواستيد منو ببينيد ؟

00:25:23.493 --> 00:25:24.703
( کشيش اعظم يو مي ايول )

00:25:24.704 --> 00:25:28.510
سرورم ، شنيده ام که شما دختر رييس قبيله هابيک رو به قصر منتقل کرديد

00:25:29.279 --> 00:25:32.905
قبيله ها بيک بخاطردخالت در مخفي کردن هائه مو سو بکلي نابود شده

00:25:32.906 --> 00:25:37.372
دوشيزه يو هووا تحت الحمايه بو يئو به اينجا آورده شده

00:25:37.373 --> 00:25:39.568
آيا اين تصميم که دوشيزه يو هووا به اينجا آورده بشه

00:25:39.569 --> 00:25:43.673
حقيقتا توسط بويئو گرفته شده و يا تصيميم شما بوده اعليحضرت ؟

00:25:47.864 --> 00:25:54.026
آيا ... اعليحضرت عاشق يو هووا شدند ؟

00:25:57.151 --> 00:25:59.694
يو مي ايول تمام افکار منو ميخونه ،

00:25:59.695 --> 00:26:02.651
و بنابراين ، من بايد با شما روراست باشم

00:26:04.484 --> 00:26:09.411
ازدواج من با پرنسس به اصرار پدر بوده

00:26:09.981 --> 00:26:12.899
حتي يک بار هم قلبم براش نلرزيده

00:26:13.524 --> 00:26:17.232
گرچه اين مسئله در مورد يو هووا کاملا متفاوته

00:26:17.233 --> 00:26:23.314
اولين باري که چشامون تو چشم هم افتاد ، من افسون نگاهش شدم

00:26:24.290 --> 00:26:25.997
اعليحضرت !

00:26:25.998 --> 00:26:30.091
شما بايد به دقت به نصيحت من گوش کنيد

00:26:30.092 --> 00:26:34.576
من اينو به عنوان يو مي ايول ، کسي که ارادتمند شماست نميگم

00:26:34.816 --> 00:26:40.550
بلکه به عنوان کشيش اعظم بو يئو به نفع شما و بو يئول عرض ميکنم که

00:26:44.316 --> 00:26:48.980
که دوشيزه يئو هووا در کنار شما نخواهد ماند

00:27:00.104 --> 00:27:02.815
من به حرفهاي يو مي ايول گوش نخواهم داد

00:27:03.206 --> 00:27:08.886
او يک زن قابل ترحميست که در چشم بر هم زدني تمام خويشاندان و قبيله خود را از دست داده

00:27:08.887 --> 00:27:14.488
چه کسي از چنين زني که فاجعه اي  براي آينده بو يئو محسوب ميشه، حمايت ميکنه

00:27:14.954 --> 00:27:19.438
ضمنا نميخوام اين طالع نحسو که پيش بيني کردم باور کنم

00:27:19.439 --> 00:27:23.399
اگر چه چاره اي جز پذيرش تقدير در سرنوشتم نيست

00:27:23.707 --> 00:27:28.634
پس چگونه ميتوانم از کلمات براي توصيف سرنوشت استفاده کنم ؟

00:27:32.016 --> 00:27:33.834
اعليحضرت

00:27:36.026 --> 00:27:39.595
اخبار جديدي رسيده

00:28:07.061 --> 00:28:10.324
هائه مو سو کجاست ؟

00:28:37.209 --> 00:28:41.480
سرورم ، اعليحضرت و تمام ارتش دال مو نگران شما بودند

00:28:41.481 --> 00:28:45.331
شما خوش شانس بوديد که تونستيد فرار کنيد و زنده برگرديد

00:28:47.217 --> 00:28:49.560
من زنده برگشتم ،

00:28:49.818 --> 00:28:53.825
و تمام اونايي که به من کمک کردند کشته شدند

00:28:54.822 --> 00:28:57.097
تنها راه به آرامش رساندن ارواح کشته شدگان قبيله هابيک

00:28:57.098 --> 00:28:58.449
اينه که انتقامشونو بگيريم

00:28:58.902 --> 00:29:02.427
براي برگشتن به قصر مرا همراهي کنيد

00:29:03.741 --> 00:29:07.298
پدر در مورد اين مسئله ميدونست

00:29:08.775 --> 00:29:10.749
او ميخواست شما رو ببينه

00:29:10.991 --> 00:29:14.513
من به پدر گفتم که شما ، هائه مو سو

00:29:14.514 --> 00:29:19.716
ميتونيد باعث اتحاد قبائل مختلف براي جنگيدن با هان بشيد

00:29:20.185 --> 00:29:22.572
همکنون پدر شما رو باور داره

00:29:22.980 --> 00:29:26.396
او ميخواد با ديگر قبائل متحد بشه

00:29:26.612 --> 00:29:31.187
همکنون وقت رسيدن به روياي زندگيمونه

00:29:38.270 --> 00:29:40.804
ميخوام با ژنرال هائه مو سو تنها باشم

00:29:40.805 --> 00:29:44.987
وليعهد و سفير ، لطفا اتاق رو ترک کنيد

00:29:51.666 --> 00:29:55.104
ژنرال هائه مو سو
بله عاليجناب

00:29:55.345 --> 00:30:01.478
اگه تو قادر به پيروزي نباشي ، من وارد جنگ با اهالي  هان نخواهم شد
پادشاه هائه بو رو

00:30:02.594 --> 00:30:06.295
شما ميتونيد پيروزي رو تضمين کنيد ؟

00:30:06.581 --> 00:30:09.865
دليل شکست گو جو سئون در مقابل اهالي  هان در گذشته ،

00:30:09.866 --> 00:30:11.941
بخاطر جنگ داخلي بود

00:30:11.942 --> 00:30:13.634
اما حالا ،

00:30:13.635 --> 00:30:16.792
قبايل وآوارگان سرکوب شده توسط اهالي هان ،

00:30:16.793 --> 00:30:19.732
با يک هدف مشترک به هم خواهند پيوست

00:30:19.733 --> 00:30:24.009
به اين دليله که ما پيروزي رو بدست مياريم

00:30:25.286 --> 00:30:29.302
در ثاني ،ارتش هان ميبايست به راه دوري اعزام بشه

00:30:29.303 --> 00:30:31.781
همچنين کشور از مشکلات داخلي و تهاجم خارجي بستوه آمده

00:30:31.782 --> 00:30:35.569
با اين منابع رو به پايان و  محدود، اگه هان بخواد با ما وارد جنگ بشه ،

00:30:35.570 --> 00:30:39.914
ميتونه اونا رو در معرض شورش و طغيان احتمالي قرار بده

00:30:41.458 --> 00:30:43.415
گذشته از دلايلي که بر شمردم

00:30:43.416 --> 00:30:46.668
يک دليل بسيار مهم ديگه هم وجود داره

00:30:46.886 --> 00:30:48.221
بهم بگو

00:30:48.222 --> 00:30:51.327
اونا ميخوان زنده برگردند

00:30:51.328 --> 00:30:55.063
وقتي ما ترجيح ميديم بميريم تا اينکه اسير بشيم

00:30:55.279 --> 00:30:56.657
عاليجناب

00:30:56.658 --> 00:31:00.567
من قاطعانه پيروزي شما رو تضمين ميکنم

00:31:03.619 --> 00:31:07.232
ژنرال هائه مو سو

00:31:08.697 --> 00:31:15.311
سرنوشت کشور ما ، بو يئو ،با سرنوشت هائه مو سو بهم گره خورده

00:31:17.045 --> 00:31:19.300
فرمانرواي من

00:31:30.794 --> 00:31:32.348
چکار بايد کرد ؟

00:31:32.349 --> 00:31:36.040
همکنون نوبت شماست که قبائل ديگر رو متقاعد کنيد

00:31:36.041 --> 00:31:39.631
وآوارگان  رو جمع آوري کنيد

00:31:55.511 --> 00:31:59.146
کسي هست که بايد ملاقاتش کنيد

00:32:00.204 --> 00:32:03.949
وقتي ديدينش اونو خواهيد شناخت

00:32:08.386 --> 00:32:12.634
من اونو از اسارت سوار نظام نجات دادم

00:32:46.051 --> 00:32:48.020
بانو ...

00:33:09.918 --> 00:33:13.749
من يک گناه نا بخشودني رو در قبال بانو مرتکب شدم

00:33:13.750 --> 00:33:16.870
لطفا مرا ببخشيد ...

00:33:22.349 --> 00:33:26.641
من کوچکترين تنفري از ژنرال ندارم

00:33:28.024 --> 00:33:30.629
از طرف پدر و اعضاي قبيله ام که ناعادلانه کشته شدند

00:33:30.630 --> 00:33:33.678
لطفا هر طور شده انتقام بگيريد

00:33:34.501 --> 00:33:35.880
شما بايد اين کارو بکنيد

00:33:36.411 --> 00:33:39.389
شما بايد اين کارو بکنيد

00:34:50.806 --> 00:34:54.353
آيا شما علت تمامي اينها رو متوجه شديد ؟

00:34:55.020 --> 00:35:01.370
اجازه دادن به اون زن براي ماندن در قصر ، منظورش چيه ؟
وليعهد بو يئو

00:35:01.769 --> 00:35:03.733
به من بگو

00:35:03.734 --> 00:35:06.054
حقيقت داره ؟...

00:35:06.297 --> 00:35:12.092
که عاليجناب شيفته دوشيزه يو هووا شده ؟

00:35:15.499 --> 00:35:19.527
اعليحضرت، او اينجاست

00:35:19.528 --> 00:35:22.187
بهش بگوييد داخل شود

00:35:33.198 --> 00:35:36.066
بيا .بنشين

00:35:50.513 --> 00:35:55.061
داستان غم انگيزي را که براي رئيس و قبيله اش اتفاق افتاده را شنيدم

00:35:55.062 --> 00:35:58.285
قلب شما بايد شکسته شده باشد .اينطور نيست ؟

00:36:01.099 --> 00:36:05.747
نميدانم چقدر کلمات من ميتواند باعث تسلاي شما شود..

00:36:05.748 --> 00:36:09.546
اما دوشيزه براي کمک به شما هر کاري ميکنم،

00:36:09.963 --> 00:36:12.372
از شما خيلي سپاسگذارم

00:36:12.608 --> 00:36:18.144
And so I propose, since Miss has nowhere else to go,
و پيشنهاد  ميکنم از آنجايي که بانو  جاي ديگري براي رفتن ندارند

00:36:18.145 --> 00:36:22.940
صيغه اعليحضرت شويد
نظرتون چيه ؟

00:36:23.748 --> 00:36:30.602
اگر شما موافق باشيد من بادوشيزه يو هووا مانند خواهر خوني خودم برخورد ميکنم

00:36:30.925 --> 00:36:32.786
عاليجناب از لطفتون سپاسگزارم

00:36:32.787 --> 00:36:38.201
هرچند ، من هدفي جز گرفتن انتقام پدر و اعضاي قبيله ام ندارم

00:36:38.483 --> 00:36:40.364
من به اردوگاه دال مو ملحق ميشم

00:36:40.365 --> 00:36:43.356
تا در تدارک جنگ به ارتش دال مو کمک کنم

00:36:44.220 --> 00:36:45.553
به عنوان يک زن ،

00:36:45.554 --> 00:36:48.489
چطور ميتوني زندگي رو در يک اردوگاه تحمل کني ؟

00:36:48.490 --> 00:36:49.927
اينقدر بي احتياط نباش

00:36:49.928 --> 00:36:53.190
لطفا در مورد پيشنهاد من تجديد نظر کن

00:36:58.625 --> 00:37:00.923
من نيت اونو فهميدم

00:37:00.924 --> 00:37:03.042
خوشبختانه، اين زن ،

00:37:03.043 --> 00:37:05.867
به نظر نميرسه به عاليجناب  علاقمند باشه

00:37:05.868 --> 00:37:08.432
عاليجناب ، خيلي زوده براي اينکه کسي بتونه تو اين زمان کم خودش را آروم کنه

00:37:08.634 --> 00:37:10.626
اگه اون همينطور در قصر بمونه

00:37:10.627 --> 00:37:14.930
امکانش وجود داره که ارتباط نزديکتري رو با عاليجناب برقرار کنه

00:37:14.931 --> 00:37:16.569
نگران نباش

00:37:16.887 --> 00:37:20.134
من قبلا اونو به اردوگاه ارتش دال مو ارسال کردم

00:37:20.443 --> 00:37:24.121
اهالي وو جو ، ژين رن و گاي ما قبول کردند که در اين جنگ به ما ملحق بشوند

00:37:24.122 --> 00:37:28.001
اهالي يان نا ، هوان نا ، گوان نا و في لويي نميتونن کسي رو بفرستند

00:37:28.002 --> 00:37:31.412
اما پذيرفتند که براي ما ملزومات جنگي فراهم کنند

00:37:33.758 --> 00:37:37.722
تموم اينها بدون وجود ژنرال هائه مو سو امکان پذير نبود

00:37:38.040 --> 00:37:43.050
روساي قبائل به هائه موسو ايمان دارند ، واسه همين قبول کردند که رهبريشو قبول کنند

00:37:44.035 --> 00:37:45.925
کارت عالي بود

00:37:46.154 --> 00:37:51.143
کي به جنگ ارتش هان ميريم ؟

00:37:52.041 --> 00:37:55.359
وقتي کمکهاي نظامي و ملزومات جنگي قبائل جمع آوري شد ،

00:37:55.360 --> 00:37:57.777
اون موقع اقدام ميکنيم

00:37:58.302 --> 00:38:01.213
او اينجا رو به مقصد اردوگاه دال مو ترک کرد

00:38:01.214 --> 00:38:03.138
توچي گفتي ؟

00:38:03.139 --> 00:38:05.612
چرابايد بانو يو هووا به اردوگاه بره ؟

00:38:05.613 --> 00:38:07.281
اون ...

00:38:07.282 --> 00:38:09.058
نميدونم ...

00:38:09.059 --> 00:38:12.750
من بودم که بهش اجازه دادم اينجا رو به مقصد دال مو ترک کنه

00:38:15.268 --> 00:38:18.267
يه زن چطور ميتونه تو  سختي زندگي اردوگاهي دوام بياره

00:38:18.268 --> 00:38:20.527
تو چطور تونستي بزاري اون بره ؟

00:38:20.528 --> 00:38:22.124
من هرکاري تونستم کردم که مانع اون بشم

00:38:22.125 --> 00:38:26.899
اما او اصرار داشت براي گرفتن انتقام قبيله ها بيک ، به ارتش دال مو کمک کنه

00:38:26.900 --> 00:38:29.921
واسه همين من چاره اي نداشتم جز اينکه بزارم بره

00:38:33.148 --> 00:38:35.657
شايد او واقعا قصد کمک کردن به ارتش دال مو رو داشته باشه

00:38:35.658 --> 00:38:36.993
و شايد...

00:38:36.994 --> 00:38:39.872
ميخواد کنار ژنرال هائه مو سو باشه

00:38:39.873 --> 00:38:42.779
اينه که من نميدونم

00:38:44.733 --> 00:38:46.682
منظورت چيه ؟

00:38:46.945 --> 00:38:48.725
من شنيدم که دليل نابودي قبيله اون

00:38:48.726 --> 00:38:53.020
بخاطر اين بوده که او ژنرال هائه مو مخفي کرده بوده

00:38:53.415 --> 00:38:58.588
اگه اون عاشق هائه مو نبوده ، واسه چي اين کارو کرده ؟

00:39:00.022 --> 00:39:01.883
بعلاوه ، ژنرال هائه مو سو ،

00:39:01.884 --> 00:39:05.255
بخاطراحساس گناهش در گرفتار شدن دوشيزه يو هووا ،

00:39:05.585 --> 00:39:09.658
مطمئنا مسئوليت دوشيزه يو هووا رو قبول ميکنه

00:39:26.295 --> 00:39:29.273
اردوگاه ارتش دال مو

00:41:18.135 --> 00:41:22.274
بيا اونو بده به من
نه مشکلي نيست

00:41:48.924 --> 00:41:52.537
بيا يخورده اينجا استراحت کنيم

00:42:02.449 --> 00:42:06.325
زندگي در اردوگاه بايد برات سخت باشه

00:42:06.674 --> 00:42:12.871
ديدن اينکه بانو از چنين مشقتي رنج ميبره قلب منو فشرده ميکنه

00:42:13.656 --> 00:42:16.831
اينو نگو لطفا

00:42:17.050 --> 00:42:19.347
بعد از ترک روستاي هابيک

00:42:19.348 --> 00:42:23.873
هيچوقت درونم  احساس آرامش نکردم

00:42:25.238 --> 00:42:27.800
چيزي که هر شب منو آزار ميدهد

00:42:28.041 --> 00:42:30.625
روح ناآرام  پدر و ديگر افراد قبيله است

00:42:30.864 --> 00:42:34.455
حالا ديگه اونا به خوابم هم نمي آيند

00:42:34.878 --> 00:42:41.294
اونهاحالامطمئن هستند که ژنرال و ارتش دال
مو انتقام مرگ آنها را خواهند گرفت

00:42:43.848 --> 00:42:47.790
اين باعث خوشبختي که بانو در قلبشون احساس آرامش مي کنند

00:42:48.688 --> 00:42:52.236
چيزي که قلب منو به درد مي آورد

00:42:52.476 --> 00:42:57.571
احساس گناهي است که قادر به از بين بردن آن نيستم

00:43:02.319 --> 00:43:07.620
فقط 16 سال داشتم که براي اولين بار درمورد ژنرال چيزهايي شنيدم

00:43:08.407 --> 00:43:11.840
از بازرگاناني که غالبا به دهکده ما رفت و آمد ميکردند شنيدم

00:43:11.841 --> 00:43:14.895
من متوجه دلاوري ژنرال شدم

00:43:14.896 --> 00:43:17.039
و ديدم که چگونه و به سختي براي نجات  آوارگان گو جو سئون  تلاش ميکرد

00:43:17.040 --> 00:43:22.244
من تمام جزئيات را در خصوص او شنيدم

00:43:22.921 --> 00:43:25.394
گرچه او را هرگز نديده بودم .

00:43:25.395 --> 00:43:31.186
و بر اساس چنين ديدگاهي تصويري
از او در ذهنم ساختم

00:43:31.187 --> 00:43:34.396
و اون رو عميقا" در قلبم حفظ کردم

00:43:34.990 --> 00:43:37.005
در صورت امکان

00:43:37.267 --> 00:43:42.589
مي خواهم که به ژنرال در رسيدن به هدفش کمک کنم

00:43:44.222 --> 00:43:49.827
بدين طريق ژنرال که جايگاه خاصي در قلب من دارد از طريق من نجات پيدا ميکند

00:43:49.828 --> 00:43:52.351
اگر باز هم چنين اتفاقي بيافته

00:43:52.352 --> 00:43:55.151
هنوز هم همين کار را انجام ميدهم..

00:43:55.152 --> 00:43:58.857
و پشيمون هم نخواهم بود .

00:44:01.130 --> 00:44:04.151
اين از بدشانسي است که سرنوشت مشترک من و ژنرال

00:44:04.152 --> 00:44:08.560
در لواي خاطرات دردناکي پيچيده شده

00:44:13.310 --> 00:44:17.667
شرايطي که من اکنون در آن قرار دارم ....سرنوشت من است

00:44:17.668 --> 00:44:21.551
بنابراين بيش از اين احساس گناه نکن

00:45:47.069 --> 00:45:48.996
اعليحضرت رسيدند

00:45:48.997 --> 00:45:51.709
راهنماييشون کنيد داخل
بله

00:46:02.159 --> 00:46:05.488
الان خيلي ديره .مشکلي پيش آمده ؟

00:46:06.205 --> 00:46:08.547
اينجا مثل يک قصر بزرگه

00:46:08.548 --> 00:46:14.625
اما يو مي ايول تو تنها  کسي هستي که من بهش اطمينان دارم

00:46:15.695 --> 00:46:18.060
چون لنگ ؟

00:46:18.891 --> 00:46:20.422
بله ؟

00:46:20.423 --> 00:46:22.138
مقداري غذا و شراب فراهم  کن

00:46:22.139 --> 00:46:23.139
بله

00:46:34.973 --> 00:46:36.658
شما خيلي نوشيديد

00:46:36.659 --> 00:46:38.989
فکر ميکنم کافي باشد

00:46:40.630 --> 00:46:42.513
يو مي ايول..

00:46:43.324 --> 00:46:45.338
بله اعليحضرت..

00:46:47.615 --> 00:46:55.849
لزومي نداره که نگران تغيير سرنوشت من به وسيله يو هووا باشي

00:46:58.957 --> 00:46:59.957
من...

00:47:01.334 --> 00:47:05.623
به نظر مي آيد که من قادر نيستم قلب دوشيزه يو هوآ را از آن خود کنم

00:47:06.905 --> 00:47:12.495
قلب اواز قبل  متعلق به هائه مو سو است

00:47:15.931 --> 00:47:20.645
اگر اين مرد کسي جز هائه مو سو بود

00:47:21.017 --> 00:47:24.400
تا پاي جانم با او ميجنگيدم

00:47:26.926 --> 00:47:29.751
امااز آنجائيکه اين فرد هائه مو سو است همه چيز فرق خواهد کرد

00:47:30.320 --> 00:47:35.273
به خاطر اون من حاضرم همه چيزم رو بدم

00:47:35.646 --> 00:47:39.302
حتي زني روکه عاشقشم

00:47:40.073 --> 00:47:45.652
پس براي بودن با هائه مو سو ،
و براي شکست دادن اهالي هان

00:47:46.078 --> 00:47:49.013
حاضرم  که زندگي ام را هم بدهم

00:47:49.731 --> 00:47:52.244
حتي زندگي ام را

00:49:29.378 --> 00:49:31.633
خيلي ديروقته ، بهتره که بري خونه و استراحت کني

00:49:31.874 --> 00:49:33.459
مشکلي نيست

00:49:33.460 --> 00:49:35.622
بانو ....

00:49:36.673 --> 00:49:41.568
روياي کمک کردن من به ژنرال براي بدست آوردن اهدافش در حال تحقق هستش

00:49:41.569 --> 00:49:43.662
بنابراين به هيچ وجه احساس خستگي نميکنم

00:49:43.663 --> 00:49:46.006
نگران من نباش

00:50:26.753 --> 00:50:28.505
بانو

00:50:46.597 --> 00:50:49.422
گذشته از اين ،

00:50:49.646 --> 00:50:53.744
ديگه نميدونم چطور ميتونم احساساتمو ابراز کنم

00:50:56.206 --> 00:51:00.760
بعد از اينکه پيروز جنگ در برابر اهالي هان شديم

00:51:01.143 --> 00:51:05.498
من ميخوام ، در مقابل درگاه خداوند زمين و آسمان

00:51:06.688 --> 00:51:11.769
ازشون درخواست کنم که اين اجازه رو به من بدهند
که باقي عمرم رو در کنار شما سپري کنم

00:51:12.864 --> 00:51:16.411
شما ميتوانيد پذيراي احساسات من باشيد ؟

00:51:57.057 --> 00:52:02.422
آيا سفير تصور ميکنند که ما پيروز اين جنگ خواهيم بود ؟

00:52:05.909 --> 00:52:10.342
پرنده سه پا در بو يئو سان ميبايست هائه مو سو رو بزرگ جلوه بده !

00:52:10.343 --> 00:52:13.906
هائه مو سو از نسل نابود شده اهالي گو جو سئون هستش

00:52:13.907 --> 00:52:18.176
آيا همچين فردي ميتونه براي بويئو بجنگه ؟

00:52:19.978 --> 00:52:22.918
هائه مو سو ، در فرمانش براي آزادي آوارگان جو سئون ،

00:52:22.919 --> 00:52:25.568
فقط براي بو يئو مفيد بوده

00:52:25.569 --> 00:52:28.465
او عاليجناب و اعليحضرتو حامي خودش داره

00:52:28.466 --> 00:52:34.237
و در خارج از بو يئو سان ،
ميراث بو يئو رو با خودش داره

00:52:36.012 --> 00:52:40.456
عاليجناب قبلا اعلام جنگ کردند بر ضد اهالي هان

00:52:40.457 --> 00:52:43.605
ما بايد چکار کنيم ؟

00:52:46.704 --> 00:52:50.296
از شر پرنده سه پا خودمون رو رها کنيم ؟!

00:52:53.383 --> 00:52:56.358
تو نقشه اي داري ؟

00:53:00.217 --> 00:53:02.763
حتي اگر ما پيروز اين جنگ باشيم

00:53:02.764 --> 00:53:06.199
بو يئو به حيات خودش ادامه نخواهد داد ؟ اين چه معنايي داره ؟

00:53:06.809 --> 00:53:11.517
دارم از تو ميپرسم ! اين چه معنايي داره ؟

00:53:22.988 --> 00:53:27.192
عاليجناب ، اگه شما فکر ميکنيدآنچه را که من گفتم نادرست است ،

00:53:27.193 --> 00:53:30.626
لطفا گردن من را بزنيد

00:53:32.125 --> 00:53:37.445
وو جو ، ژين رن و تمامي قبائل ديگر پذيرفته اند که در کنار هم بجنگند

00:53:37.446 --> 00:53:40.848
هر چند عاليجناب ، اين گروه متحد شده ،

00:53:41.066 --> 00:53:43.584
واقعا تحت کنترل شما هستند ؟

00:53:43.585 --> 00:53:46.761
دستان بو يئو هست که تمامي اين گروه ها رو کنترل ميکنه !

00:53:46.762 --> 00:53:49.073
هرچند اين کاملا مشخصه

00:53:49.074 --> 00:53:52.655
که اين ياغي خدمتگذار واقعي شما نيست عاليجناب

00:53:52.868 --> 00:53:57.146
همه چيز به اينجا ختم نميشه
چي ؟

00:53:57.580 --> 00:53:59.463
اينها چيزايي هستند که هائه مو سو داره !

00:53:59.464 --> 00:54:04.155
هائه مو سو فقط داراي امتياز پيشقراولي لشکره

00:54:04.156 --> 00:54:06.980
آيا تو دستورات عاليجناب رو فراموش کردي ؟

00:54:06.981 --> 00:54:12.420
روساي قبايل صرفا وقتي متوجه گرفتاري هائه مو سو شدند به ما ملحق شدند

00:54:12.421 --> 00:54:21.167
نه بخاطر شما عاليجناب . فقط بخاطر هائه مو سو اونا افرادشون و تدارکات نظاميشونو در اختيار ما قرار دادند

00:54:21.168 --> 00:54:27.970
اتحاد قبايل مختلف تحت کنترل شما نيست قربان ، تحت کنترل هائه مو سو هست

00:54:27.971 --> 00:54:32.478
نفوذ هائه مو سو خيلي بيشتر از شما عاليجناب و بو يئو ميباشد

00:54:32.786 --> 00:54:37.933
اگر اين ادامه پيدا کنه ،از هائه مو سوي پيروز در اين جنگ ،به عنوان قهرمان سئون ياد خواهد شد

00:54:37.934 --> 00:54:42.877
حتي اگه تمايلي براي ايجاد يک کشور براي خود نداشته باشد

00:54:43.207 --> 00:54:49.295
رهروان او از قبايل مختلف و همچنين آوارگان او را پادشاه خود خواهند دانست

00:54:50.133 --> 00:54:53.219
بعد از اينکه اهالي هان نابود شدند و کشور هائه مو سو بنا شد ،

00:54:53.220 --> 00:54:58.338
چه هائه مو سو و چه آوارگان ،
ميراث دار جو سئون نابود شده خواهند بود

00:54:58.339 --> 00:55:00.446
و با يکديگر ، براي خود و ديگران امپراطوري خواهند ساخت

00:55:00.447 --> 00:55:01.825
در مقابله با يک ابرقدرت جديد ،

00:55:01.826 --> 00:55:04.634
بويئو چطور ميتونه در مقابله به اون از خودش دفاع کنه

00:55:04.635 --> 00:55:08.511
و خورشيد بويئو غروب خواهد کرد

00:55:12.482 --> 00:55:17.037
عاليجناب ، اگه من اشتباه ميکنم گردن منو بزنيد !

00:55:17.343 --> 00:55:21.829
من حاضرم بخاطر بويئو جونم رو هم از دست بدم !

00:55:43.246 --> 00:55:50.401
ژنرال ! اونا ميگن صدها نفر از آوارگان دارند از پئي شوي عبور ميکنند تا به اهالي هان برسند !

00:55:52.626 --> 00:55:54.180
اعزام  سپاهيان

00:55:54.443 --> 00:55:56.851
در اين شرايط بحراني .... به صلاحه ؟

00:55:56.852 --> 00:56:00.419
اونجا بيشتر از صدها آواره وجود داره
من بايد اونا رو نجات بدم

00:56:00.420 --> 00:56:02.645
موضوع آواره ها نيستند ، اگه ما پيروز اين جنگ باشيم ،

00:56:02.646 --> 00:56:05.924
ده ها هزار ، حتي صدها هزار آواره نجات پيدا خواهند کرد

00:56:05.925 --> 00:56:08.201
به همين خاطره که ما بايد اون آوارگان رو نجات بديم

00:56:08.202 --> 00:56:11.654
هر کدوم از اونا که اسير بشوند ديگر نميتوانند
دوباره  پا در اين سرزمين بگذارند

00:56:11.655 --> 00:56:13.335
به اين فکر کن ...

00:56:13.336 --> 00:56:17.775
اونا ما رو سرزنش خواهند کرد اگه اسير بشوند و به عنوان برده در کشور ديگري گرفتار شوند

00:56:17.776 --> 00:56:21.480
و دلتنگ سرزميني خواهند شد که زادگاهشان بوده

00:56:21.481 --> 00:56:24.837
شماهمکنون ژنرالي هستيد که
مسئول رهبري اين جنگ ميباشد

00:56:25.982 --> 00:56:29.555
اگه اونا بايد نجات پيدا کنند ، به من اجازه بدهيد که اين کارو انجام بدم

00:56:29.556 --> 00:56:34.154
شما بايد افراد رو از قبايل مختلف دور هم جمع کنيد

00:56:34.155 --> 00:56:38.376
نگران نباش ، من و ارتش دال مو اينکارو خواهيم کرد

00:56:38.377 --> 00:56:40.607
لطفا

00:56:40.608 --> 00:56:43.127
به من اجازه رفتن بدهيد

00:56:53.047 --> 00:56:56.398
من ابتدابه عاليجناب خبر خواهم داد

00:57:06.426 --> 00:57:10.041
تو ميخواي بري و آوارگان رو نجات بدي ؟

00:57:10.042 --> 00:57:11.424
بله ، پدر

00:57:11.425 --> 00:57:14.391
وبجاي هائه مو سو افراد را در شرف جنگ رهبري کنم

00:57:14.392 --> 00:57:16.692
اگر من برم بهتر خواهد بود

00:57:16.693 --> 00:57:19.409
لطفا به من اجازه رفتن بدهيد

00:57:20.934 --> 00:57:22.958
لطفا به من اجازه رفتن بدهيد، پدر

00:57:25.543 --> 00:57:28.368
ضرر نداره اجازه بدهيد عاليجناب بروند

00:57:32.228 --> 00:57:33.957
هرچند ، اعليحضرت ،

00:57:33.958 --> 00:57:38.111
شما ابتدا  ميبايست دو شرط رو قبول کنيد

00:57:38.112 --> 00:57:39.908
ادامه بده

00:57:40.150 --> 00:57:41.374
شرط اول

00:57:41.375 --> 00:57:47.266
اگر ارتشي که آوارگان رو اسکورت ميکنه خيلي بزرگ بود ،
شما بايد عقب نشيني کنيد

00:57:47.267 --> 00:57:49.715
متوجه شدم

00:57:49.716 --> 00:57:51.285
شرط دوم ،

00:57:51.286 --> 00:57:56.006
شما بايد براي انتخاب زمان اعزام به جنگ ،
با کشيش اعظم مشورت کنيد

00:57:56.289 --> 00:57:58.917
همين کار رو خواهم کرد

00:57:59.941 --> 00:58:01.478
اعليحضرت ،

00:58:01.479 --> 00:58:05.481
اگر اين دو شرط رو انجام بدهند ،
مشکلي وجود نخواهد داشت

00:58:05.482 --> 00:58:08.476
شما ميتوانيد به عاليجناب اجازه رفتن بدهيد

00:58:10.596 --> 00:58:14.196
پس مشخص شد

00:58:19.575 --> 00:58:22.295
ما چطور ميتوانيم با اون موافق باشيم ؟

00:58:22.296 --> 00:58:23.844
اعليحضرت ...

00:58:23.845 --> 00:58:27.959
عاليجناب و هائه مو سو همديگر رو
حتي بهتر از زندگيشون برانداز کرده اند

00:58:27.960 --> 00:58:32.650
شما عاليجناب رو بسيار علاقمند به
گرفتن جاي هائه مو سو ديديد

00:58:32.651 --> 00:58:36.191
مطمئنا هائه مو سو هم براي نجات
آوارگان آنجا خواهد بود

00:58:36.192 --> 00:58:38.818
بنابراين ، با کمک مشاوره کشيش اعظم ،

00:58:38.819 --> 00:58:43.220
ما مطمئن ميشويم که عاليجناب دير راهي خواهند شد

00:59:00.522 --> 00:59:03.609
وقش رسيده که ما سرزمين سئون را بازپس گيريم

00:59:04.440 --> 00:59:07.658
شما بايد در اين لحظه همراه آوارگان باشيد

00:59:07.659 --> 00:59:08.409
برويد !

00:59:09.682 --> 00:59:10.932
بله !!

01:00:27.086 --> 01:00:28.391
سفير ...

01:00:28.392 --> 01:00:33.052
عاليجناب ،کشيش اعظم فرمودند شما ميبايست بعد از نيمه شب عازم شويد

01:00:33.053 --> 01:00:35.609
بسيار خوب

01:00:43.055 --> 01:00:47.083
نيروهاي ارتش هان از تحرکات هائه مو سو خبر دار شدند

01:00:47.084 --> 01:00:49.936
کارتون عالي بود

01:01:00.027 --> 01:01:04.690
شما اينجاييد
ژنرال هائه مو سو کجا هستند ؟

01:01:04.691 --> 01:01:06.286
سريعا ارتش دال مو رو سازماندهي کنيد

01:01:06.287 --> 01:01:09.023
ما براي نجات آوارگان اعزام ميشيم

01:01:09.024 --> 01:01:14.798
اما ژنرال هائه مو سو قبلا با ارتش
دال مو عازم نجات آوارگان شده اند .

01:01:14.799 --> 01:01:16.049
چي ؟

01:01:43.233 --> 01:01:44.895
افراد زيادي آوارگان رو اسکورت نميکنند

01:01:44.896 --> 01:01:47.945
بعلاوه تمامي اونا سربازان عادي هستند

01:01:53.240 --> 01:01:56.786
ما به هنگام شب با آتش حمله خواهيم کرد
و مردم رو نجات خواهيم داد

01:01:56.787 --> 01:01:59.123
وقتي ما حمله رو شروع کرديم ، شما ، باي شان رن ،

01:01:59.124 --> 01:02:02.456
آوارگان رو آزاد کرده  و در اردوگاه اغتشاش ايجاد ميکنيد

01:02:02.457 --> 01:02:05.662
بله ، ژنرال

01:03:07.211 --> 01:03:10.014
اونها آواره نيستند

01:03:14.023 --> 01:03:17.483
اين يک تله هست

01:03:39.341 --> 01:03:42.557
هائه مو سو ...

01:04:41.153 --> 01:04:43.671
General...
ژنرال ....

01:05:32.079 --> 01:05:33.611
هائه مو سو !

01:05:33.612 --> 01:05:36.677
هائه مو سو !

01:05:36.916 --> 01:05:39.960
عاليجناب ....

01:05:42.508 --> 01:05:44.587
چه اتفاقي افتاده ؟

01:05:44.588 --> 01:05:48.331
اين يک تله بود...

01:05:48.332 --> 01:05:51.982
ژنرال هائه مو سو کجا هستند ؟ چه اتفاقي برايشان رفتاده ؟

01:05:51.983 --> 01:05:53.543
ژنرال ...

01:05:53.544 --> 01:05:58.142
ژنرال توسط نيروهاي هان دستگير شدند

01:06:18.282 --> 01:06:23.340
عاليجناب ، جوک چي اينجاست .
بيا داخل

01:06:27.244 --> 01:06:30.725
عاليجناب ، با فرمان  آزادي آوارگان ،

01:06:30.726 --> 01:06:34.952
هائه مو سو اسير و
ارتش دال مو نابود شد

01:07:03.041 --> 01:07:05.881
چطور اتفاق افتاد ؟

01:07:09.168 --> 01:07:11.752
اونجا چه خبر بود ؟

01:07:14.204 --> 01:07:18.561
ژنرال هائه مو سو اسير شد و
به شهر هيون تو گون برده شد

01:07:46.541 --> 01:07:50.295
ما يک قهرمان رو از دست داديم

01:07:53.685 --> 01:07:58.284
.
اما ما بو يئو رو که تقريبا از دست داده بوديم
باز پس گرفتيم

01:08:13.761 --> 01:08:15.775
عاليجناب...

01:08:15.776 --> 01:08:20.236
دوشيزه يو هووا به شهر هيون تو گوون رفتند

01:09:14.842 --> 01:09:18.290
هائه مو سو ، - اين يو هووا ست

01:09:18.291 --> 01:09:20.836
شما قول نداده بوديد که براي من انتقام خواهيد گرفت ؟

01:09:20.837 --> 01:09:24.471
چطور ميتوني اينجوري تمومش کني ؟

01:09:24.472 --> 01:09:29.437
يو هوواي تو اينجاست

01:09:53.065 --> 01:09:54.701
اونا چطور ميتونن اين کارو بکنن ؟

01:09:54.702 --> 01:09:57.416
اگر او قراره کشته بشه اونا بايد هرچه سريعتر اين کارو بکنند

01:09:57.417 --> 01:09:58.946
معني اين حرف چيه ؟

01:09:58.947 --> 01:10:01.356
من شنيده ام که اونا او را کور کردند

01:10:01.357 --> 01:10:05.029
و آوردنش به سرزمين هان که در ملا عام مجازاتش کنند

01:10:19.431 --> 01:10:22.146
برو عقب !

01:10:23.823 --> 01:10:27.743
هائه مو سو ، اون ...

01:10:31.510 --> 01:10:32.350
بانو ...

01:10:40.790 --> 01:10:44.008
هائه مو سو الان ديگه کور شده

01:10:44.009 --> 01:10:47.633
اون ديگه نميتونه منو ببينه

01:10:48.968 --> 01:10:49.808
بانو ..

01:10:56.381 --> 01:11:03.345
من بچه هائه مو سو رو در شکم دارم

01:11:09.295 --> 01:11:11.133
من نميتونم بزارم اينجوري از بين بره

01:11:11.134 --> 01:11:15.805
من بايد بهش بگم که از اون حامله هستم

01:11:19.985 --> 01:11:23.902
ما بايد همين حالا اينجا رو ترک کنيم
اينجا خيلي خطرناکه

01:11:24.111 --> 01:11:26.299
بخاطر هائه مو سو ، من نجاتش ميدم

01:11:26.300 --> 01:11:28.353
حتي اگه به قيمت جونم تموم بشه

01:11:28.354 --> 01:11:31.460
من نجاتش ميدم

01:11:33.662 --> 01:11:34.912
بانو !