﻿WEBVTT

00:00:03.199 --> 00:00:06.367
‫ایتالیا حقیقتاً زیباترین کشور دنیاست، نه؟

00:00:06.469 --> 00:00:10.185
‫آره. غذاش خوشمزه و مردمش مهربونن

00:00:11.047 --> 00:00:11.977
‫بذار بایستیم

00:00:12.252 --> 00:00:15.165
‫و واسه مسیریابی اون پیرمرد رو بکشیم

00:00:15.288 --> 00:00:18.370
‫زبان ایتالیایی‌مون خیلی قوی شده

00:00:20.270 --> 00:00:23.510
‫ما داریم با دوچرخه یه سفر چهار هفته‌ای
‫به ونیس ایتالیا میریم!

00:00:23.540 --> 00:00:25.780
‫ما فکر کردیم که این تابستون ...

00:00:25.810 --> 00:00:27.180
‫کل زندگی‌مون زیر و رو میشه

00:00:27.210 --> 00:00:30.680
‫وقتی هیلی، دیلن
‫و دوقلوهاشون بیان باهامون زندگی کنن

00:00:30.710 --> 00:00:33.920
‫پس چرا قبل اومدن بچه‌ها یکم تفریح نکنیم؟

00:00:33.950 --> 00:00:35.590
‫پس شروع به گوش دادن نوار زبان کردیم،

00:00:35.620 --> 00:00:37.550
‫دوچرخه ثابت گرفتیم

00:00:37.590 --> 00:00:40.260
‫و چندبار در روز
‫سر کلیر داد می‌زدم ...

00:00:40.290 --> 00:00:42.830
‫که واسه زمان عاشقانه توی ایتالیامون آماده بشه

00:00:43.890 --> 00:00:46.530
‫باورم نمیشه بعد از اون همه شبی
‫که توی رستوران‌های ایتالیایی

00:00:46.560 --> 00:00:47.930
‫در مورد رفتن به ایتالیا حرف میزدیم

00:00:47.960 --> 00:00:49.300
‫بالأخره داره اتفاق میوفته

00:00:49.330 --> 00:00:51.640
‫اوه، خانوم آمریکایی!

00:00:51.670 --> 00:00:53.540
‫چرا داری این بلا رو سرم میاری؟

00:00:53.570 --> 00:00:55.970
‫نذار دوباره تمرین سیلی زدنم رو روت پیاده کنم

00:00:56.010 --> 00:00:57.040
‫اون صدای چیه؟

00:00:57.070 --> 00:01:01.210
‫اوه، پشت خط هستم.
‫دارم واسه سالگرد ازدواجمون ...

00:01:01.250 --> 00:01:03.050
‫- بلیط دیدار از قلعه‌ی سلطنتی رو می‌گیرم
‫- خندق هم داره؟

00:01:03.080 --> 00:01:05.720
‫داشتم روی تمام رسیدها
‫و مالیات‌هامون کار می‌کردم

00:01:05.750 --> 00:01:06.950
‫و بنظر میاد این ماه یه «بازپرداخت» داریم

00:01:06.980 --> 00:01:08.750
‫که یعنی می‌تونم از پس هزینه‌ی ...

00:01:08.790 --> 00:01:10.390
‫یه دورف بر بیایم که
‫کوچیک‌تر از در قلعه‌اس

00:01:10.420 --> 00:01:12.060
‫و باید به سه تا معماش جواب بدیم؟

00:01:12.090 --> 00:01:14.460
‫می‌خوام از همین الآن بگم.
‫خبری از خندق نیست

00:01:14.490 --> 00:01:16.330
‫این سفر یه فکر عالی بود

00:01:16.360 --> 00:01:18.400
‫می‌دونم

00:01:18.430 --> 00:01:20.560
‫- این تابستون اوضاع خیلی قر و قاطی میشه
‫- اوهوم

00:01:20.600 --> 00:01:21.930
‫عجیبه به این فکر کنیم
‫که قراره چند ...

00:01:21.970 --> 00:01:23.730
‫- بهمون بگن پدر بزرگ و ...
‫- نه، خواهش می‌کنم نگو!

00:01:23.770 --> 00:01:25.970
‫اون کلمه رو نگو.
‫باعث میشه حس کنم خیلی پیرم

00:01:26.000 --> 00:01:28.410
‫ولی به این فکر کردم
‫که می‌خوام منو چی صدا کنن

00:01:28.440 --> 00:01:30.310
‫- مامان‌جون
‫- مامان‌جون

00:01:30.340 --> 00:01:32.280
‫خب، بیا یکم امتحانش کنیم

00:01:32.310 --> 00:01:34.110
‫"سلام همگی، مامان‌جون اومده"

00:01:34.140 --> 00:01:36.680
‫"شرمنده بچه‌ها، امروز نمیشه.
‫مامان‌جون یکم عصبانیه"

00:01:36.710 --> 00:01:38.750
‫- آره، ردیفه. کار می‌کنه
‫- اووم

00:01:38.780 --> 00:01:41.150
‫- سلام، هم اتاقی‌ها
‫- سلام... "هم اتاقی"؟

00:01:41.190 --> 00:01:43.250
‫این همه جعبه و کیسه بخاطر چیه؟

00:01:43.290 --> 00:01:45.820
‫خب، می‌دونم که گفتیم وقتی بچه‌ها به دنیا بیان
‫میایم اینجا

00:01:45.860 --> 00:01:48.090
‫ولی بعدش به این فکر کردیم که
‫چقدر پول می‌تونیم پسنداز کنیم

00:01:48.120 --> 00:01:50.130
‫- «پول زیاد»
‫- امم

00:01:50.160 --> 00:01:51.530
‫- آره
‫- قیافه‌ات عصبانی شده

00:01:51.560 --> 00:01:53.160
‫باید بهتون می‌گفتم.
‫می‌ترسیدم که بهتون بگم

00:01:53.200 --> 00:01:54.930
‫بعدش فکر کردم اگه ناراحت بشین ...

00:01:54.960 --> 00:01:56.500
‫چقدر ناامید می‌شدم

00:01:56.530 --> 00:01:58.030
‫ولی شما که ناراحت نیستین، درسته؟

00:01:58.070 --> 00:01:59.770
‫- درسته؟!
‫- اوه، عزیزم. اوه، عزیزم

00:01:59.800 --> 00:02:02.440
‫اوه، خدای من،
‫شما فوق‌العادین، خیلی دوستون دارم

00:02:04.070 --> 00:02:06.310
‫وای!
‫عجب سفری بشه

00:02:06.340 --> 00:02:08.950
‫وقتی به درجه ترشح هورمون برسم
‫زندگیم چه شکلی میشه؟

00:02:08.980 --> 00:02:10.050
‫اوه، صبر کنین.
‫یه چیز دیگه‌ی هم هست ...

00:02:10.080 --> 00:02:12.150
‫هی، این جعبه‌ها رو کجا بذارم؟

00:02:12.180 --> 00:02:15.320
‫مامانم ما رو سوپرایز کرد.
‫و فکر کردیم شاید بتونه چند روز اینجا بمونه

00:02:15.350 --> 00:02:17.820
‫سلام، سلام!

00:02:17.850 --> 00:02:20.160
‫خب، بالأخره رسماً همدیگه رو دیدیم

00:02:20.190 --> 00:02:25.800
‫با توجه به این که همین‌‎حالاشم دی.ان.ای ما
‫توی رحم هیلی در حال چرخشه

00:02:25.830 --> 00:02:26.960
‫فیل

00:02:27.000 --> 00:02:28.630
‫اوه، سلام

00:02:28.670 --> 00:02:29.900
‫- کلیر
‫- اوه، سلام

00:02:30.930 --> 00:02:32.670
‫- من فراح هستم
‫- سلام فراح

00:02:32.700 --> 00:02:35.140
‫- تو خیلی آشنا بنظر میای
‫- من آدمایی زیادی رو ...

00:02:35.170 --> 00:02:37.410
‫توی اعتراضات مردمی می‌بینم

00:02:37.440 --> 00:02:40.240
‫اوه، تو توی اعتراضات
‫«بُریدن عاج فیل لذت سواری اون رو می‌گیره» بودی؟

00:02:40.280 --> 00:02:42.980
‫- نه تا جایی که یادم میاد
‫- عزیزم، چطوره به فراح نشون بدی ...

00:02:43.010 --> 00:02:44.810
‫- که کجا باید بخوابه
‫- اوه، نه ...

00:02:44.850 --> 00:02:48.220
‫من فقط دوتا قلاب می‌خوام
‫با 2 متر فضا

00:02:48.250 --> 00:02:50.090
‫این لباس به یه همک تبدیل میشه
‫[گهواره‌ی جنگلی خواب]

00:02:50.120 --> 00:02:51.150
‫آه

00:02:51.190 --> 00:02:53.220
‫بفرمایید!
‫- ایتالیا!

00:02:53.260 --> 00:02:54.660
‫- اونا جواب دادن! تلفن کجاس؟
‫- اوه، نه، نه، نه، نه

00:02:54.690 --> 00:02:55.830
‫- تلفن کجاس؟
‫- پیداش کردم، اینجاست

00:02:55.860 --> 00:02:57.490
‫- گرفتیش؟ بدش
‫- آره. اوه!

00:02:57.530 --> 00:02:59.660
‫اوه! اوه، رفیق.
‫خیلی متأسفم

00:02:59.700 --> 00:03:00.830
‫- بذار یه خورده یخ واست بیارم
‫- لعنت!

00:03:00.860 --> 00:03:03.030
‫نه، نه، نه، نگران نباش.
‫آهنربا آوردم

00:03:04.570 --> 00:03:06.340
‫این جوری تمام سر دردهاشون رو درمان می‌کنه؟

00:03:06.370 --> 00:03:08.040
‫چون من یه فکر دارم

00:03:08.070 --> 00:03:20.040
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:16.080 --> 00:03:22.500


00:03:22.920 --> 00:03:25.420
‫می‌خوان این اسباب‌بازی‌های رو
‫به بچه‌های هیلی بدم

00:03:25.460 --> 00:03:28.120
‫اوه، جو.
‫چقدر مهربونی!

00:03:28.160 --> 00:03:31.300
‫حالا تو اتاق واسه مامورلکم جا دارم

00:03:31.330 --> 00:03:34.930
‫مارمولک؟ فکر کردم فقط می‌خوای بری
‫مغازه‌‍ی حیوانات خانگی که بهشون نگاه کنی

00:03:34.960 --> 00:03:36.700
‫نمی‌تونم به این قیافه نه بگم

00:03:36.730 --> 00:03:38.740
‫وقتی به سن بلوغ رسیدی
‫باید یه پلیس بد بشی

00:03:38.770 --> 00:03:40.200
‫می‌دونی، وقتی که غضروف پریچتی ...

00:03:40.240 --> 00:03:42.070
‫و سیبیل کم پشتت در اومد

00:03:42.110 --> 00:03:45.440
‫منی، توئم باید یه چیزی به دوقلوها بدی

00:03:45.480 --> 00:03:47.410
‫هردوتون قراره عمو بشین

00:03:47.440 --> 00:03:50.280
‫این تو خانواده‌ی ما یه سنت خیلی محترمه

00:03:50.310 --> 00:03:53.220
‫درسته، جو.
‫عموی بزرگ بزرگمون، الورو

00:03:53.250 --> 00:03:55.420
‫یه مبارز آزادی مشهور
‫در جنوب آمریکایی بوده

00:03:55.450 --> 00:03:58.660
‫شوخی می‌کنی؟
‫عمو بزرگ من، اراسموس، یه قهرمان توی جنگ آلامو بوده

00:03:58.690 --> 00:04:01.830
‫فقط 4 تا جمله کافیه بگم
‫که متوجه بشی اونا همدیگه رو کُشتن، درسته؟

00:04:01.860 --> 00:04:05.460
‫جو، هفته‌ی بعد،
‫باید لباس یه قهرمان رو بپوشی و بری مدرسه

00:04:05.500 --> 00:04:07.600
‫چرا لباس عمو آلبرو رو نمی‌پوشی؟

00:04:07.630 --> 00:04:10.070
‫یا عمو اراسموس

00:04:10.100 --> 00:04:11.230
‫آه، جی، این خیلی خوبه

00:04:11.270 --> 00:04:14.240
‫ولی آلبرو فقط یه قهرمان جنگی نبوده

00:04:14.270 --> 00:04:16.670
‫اون یه گاو باز مشهور بوده،

00:04:16.710 --> 00:04:19.240
‫یه معلم رقص تانگو،

00:04:19.280 --> 00:04:24.610
‫و دو بار برنده‌ی مسابقات نقاشی «بوگوتا هرولد» شده

00:04:24.650 --> 00:04:26.750
‫ناراحت نشیا، ولی فکر نمی‌کنم اون در حد واکس زدن چکمه‌های

00:04:26.780 --> 00:04:28.750
‫اراسموس جِی. پریچت بوده باشه،

00:04:28.790 --> 00:04:32.760
‫که تازه چکمه‌هاشو هم از پوست یه مار زنگی سه متری تگزاسی

00:04:32.790 --> 00:04:36.430
‫که حین مچ انداختن با دِیوی کراکت
‫لقدش کرد و کشت، ساخته بودن

00:04:36.460 --> 00:04:38.290
‫عمو اراسموس همه‌ی لباساشو اول می‌کشت؟

00:04:38.330 --> 00:04:40.530
‫آره، بیا بریم بالا نشونت بدم

00:04:40.560 --> 00:04:42.700
‫یکی از انگشتراشو دارم که توش یه دندون هست

00:04:42.730 --> 00:04:44.470
‫که وقتی به یه شیر کوهی مشت زد، از دهنش افتاد بیرون

00:04:45.740 --> 00:04:47.000
‫جی همیشه این کارو می‌کنه

00:04:47.040 --> 00:04:49.470
‫همیشه به فرهنگ ما بی‌احترامی می‌کنه
‫و مال خودش رو بالا می‌بره

00:04:49.510 --> 00:04:51.980
‫من که این قضایای عمو راراسموس رو باور نمی‌کنم

00:04:52.010 --> 00:04:53.380
‫من که میگم یکم تخقیق کنیم

00:04:53.410 --> 00:04:57.280
‫آره!
‫می‌تونیم مثل کاراگاه لاکپشته بشیم

00:04:57.310 --> 00:05:01.690
‫همون لاکپشت کاراگاهی که توی
‫کتاب کودکان محبوب عمو آلورو بود

00:05:01.720 --> 00:05:06.360
‫اون همیشه خیلی آروم جرایم رو حل می‌کرد

00:05:06.390 --> 00:05:09.990
‫معلوم شد عمو اراسموس جی
‫در سال 1830 توی تگزاش بوده

00:05:10.030 --> 00:05:11.330
‫ولی چیز زیادی ازش نوشته نشده

00:05:18.030 --> 00:05:19.700
‫- گرتچن
‫- مانوئل

00:05:19.740 --> 00:05:20.970
‫بازم، خیلی متأسفم که ...

00:05:21.000 --> 00:05:22.870
‫باید اینا رو دو هفته‌ی دیگه پس بدی

00:05:22.910 --> 00:05:25.640
‫بر خلاف تماس‌هایی که جواب ندادی!

00:05:25.680 --> 00:05:27.140
‫آقا

00:05:27.180 --> 00:05:31.850
‫باید بیشتر می‌گشتیم،
‫و از اونجایی که تاریخ توسط برنده‌ها نوشته میشه ...

00:05:34.020 --> 00:05:35.650
‫خیلی ممنون

00:05:35.690 --> 00:05:37.690
‫مال خودم رو آوردم

00:05:37.720 --> 00:05:39.660
‫منابع مکزیکی چیزای بیشتری ...

00:05:39.690 --> 00:05:43.730
‫از اتفاقی واقعی که در جنگ آلامو اتفاق افتاده نوشتن

00:05:46.100 --> 00:05:48.500
‫- خیلی‌خب
‫- اوه، واقعاً؟

00:05:48.530 --> 00:05:50.830
‫تو می‌خوای قید اولین لباس کوچولوی مارک «گوچی»...

00:05:50.870 --> 00:05:53.170
‫- که واسه دخترمون خریدیم رو بزنی؟
‫- خیلی‌خب این "اولین لباس مارک گوچی"

00:05:53.200 --> 00:05:55.670
‫باعث شد برنامه بازشستگی‌مون پیش از موعودمون خراب بشه

00:05:55.710 --> 00:05:58.010
‫بعلاوه، هیلی و دیلن دارن صاحب دو تا بچه میشن

00:05:58.040 --> 00:05:59.380
‫- واقعاً به این وسایل نیاز دارن
‫- می‌دونم

00:05:59.410 --> 00:06:01.910
‫هنوز باورم نمیشه حامله‌اس

00:06:01.950 --> 00:06:03.850
‫- اگرچه...
‫- می‌دونم می‌خوای گناه مردم رو بشوری

00:06:03.880 --> 00:06:04.950
‫قشنگ شلنگ رو هم گرفتی دستت

00:06:04.980 --> 00:06:07.780
‫مگه کلر خودش توی این سن یه کم اهل "عشق و حال" نبود؟

00:06:07.820 --> 00:06:09.550
‫می‌دونی، ما یه ضرب‌المثل توی خونه داشتیم...

00:06:09.590 --> 00:06:12.290
‫"خرچنگ دختر
‫به مادرش میره"

00:06:12.320 --> 00:06:13.890
‫یه لباس سرهمیِ
‫دولچه و گابانا دستته...

00:06:13.920 --> 00:06:15.190
‫تصمیم بگیر چه آدمی هستی.

00:06:15.220 --> 00:06:16.960
‫و در ضمن، این‌طورا هم نیست که توی خانواده‌ی تو

00:06:16.990 --> 00:06:18.860
‫رگه‌ی خودسر بودن وجود نداشته نباشه، خب؟

00:06:18.900 --> 00:06:21.100
‫پم خیلی آدم وظیفه‌شناسی نیست

00:06:21.130 --> 00:06:23.070
‫ببخشیدا، ولی مگه یه زن وظیفه‌نشناس می‌تونه برنده‌ی جایزه‌ی

00:06:23.100 --> 00:06:25.200
‫"بهترین پیشرفت در کشتیِ" زندان بشه؟

00:06:25.230 --> 00:06:26.370
‫خیلی خب، بیا فقط اعتراف کنیم

00:06:26.400 --> 00:06:28.610
‫در هر دو سمت خانواده‌مون
‫زنای وحشی و دیوونه داریم

00:06:28.640 --> 00:06:32.540
‫وای خدا، همون بهتر که این ژن‌ها به لیلی تحمیل نشدن

00:06:32.580 --> 00:06:33.910
‫در واقع بر عکس،

00:06:33.940 --> 00:06:36.650
‫من نگرانم که رفتارش در حد سنش نباشه

00:06:36.680 --> 00:06:38.880
‫آخه یه دختر یازده‌ساله که دیگه نباید

00:06:38.920 --> 00:06:41.280
‫با عروسک اسب تک‌شاخ و خرس بازی کنه و...

00:06:41.320 --> 00:06:43.920
‫خدا... مجله‌ی پلِی‌گِرل؟

00:06:43.950 --> 00:06:45.620
‫وای خدایا

00:06:45.660 --> 00:06:46.920
‫لیلی اینو از کجا آورده؟

00:06:46.960 --> 00:06:49.230
‫من اصن نمی‌دونستم هنوز این مجله منتشر میشه

00:06:49.260 --> 00:06:51.660
‫اگرچه خوشحالم که رسانه‌های چاپی هنوز زنده‌ان

00:06:51.700 --> 00:06:52.830
‫حواست پرت نشه

00:06:52.860 --> 00:06:54.930
‫دخترمون داره عکس مردای لخت رو نگاه می‌کنه

00:06:54.960 --> 00:06:56.730
‫می‌دونم، باید باهاش در این‌باره صحبت کنیم

00:06:56.770 --> 00:06:59.900
‫پدر و مادر من هرگز درباره‌ی موضوعات سکسی
‫با من حرف نزدن

00:06:59.940 --> 00:07:03.570
‫فقط موقع جفت‌گیری اسب‌ها
‫منو فرستادن توی اصطبل،

00:07:03.610 --> 00:07:06.480
‫و چقدر که این کارشون باعث به وجود اومدن توقعات بیجا برای من شد

00:07:10.450 --> 00:07:12.150
‫نه بابا! کی اینو بهش گفت؟

00:07:12.180 --> 00:07:14.120
‫اون...

00:07:14.150 --> 00:07:16.650
‫باباها دوباره قیافه‌شون اونجوری شده،
‫توی مهمونی خواب می‌بینمت

00:07:16.690 --> 00:07:18.320
‫سلـــــام!

00:07:18.350 --> 00:07:20.260
‫ببین، ما باید در رابطه با یه موضوعی باهات صحبت کنیم

00:07:20.290 --> 00:07:21.690
‫ما...

00:07:21.730 --> 00:07:23.260
‫یه مجله توی اتاقت پیدا کردیم

00:07:23.290 --> 00:07:25.630
‫لزومی نداره خجالت بکشی

00:07:25.660 --> 00:07:27.430
‫وای خدا، نه، اصلاً،
‫تو در یک

00:07:27.460 --> 00:07:29.630
‫دوره‌ی خیلی هیجان‌انگیز قرار داری که بدنت داره عوض میشه

00:07:29.670 --> 00:07:32.440
‫- و... و هورمون‌ و...
‫- تمایلاتی داری

00:07:32.470 --> 00:07:33.540
‫گرفتم، اصن ترکوندین با پدری‌کردنتون

00:07:33.570 --> 00:07:34.600
‫- فردا می‌بینمتون
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه،

00:07:34.640 --> 00:07:35.770
‫- نه، نه، نه
‫- عزیزم، بشین

00:07:35.810 --> 00:07:37.540
‫می‌دونم شنیدن این حرفا برات ناخوشاینده، ولی...

00:07:37.570 --> 00:07:41.210
‫نباید بابت کنجکاو بودن درباره‌ی سکس خجالت بکشی

00:07:41.240 --> 00:07:43.310
‫آمیختن بدن‌ها با هم

00:07:43.350 --> 00:07:45.650
‫می‌تونه تجلی زیبایی از عشق باشه

00:07:45.680 --> 00:07:48.220
‫بس کنین! درباره‌ی این چیزا توی مدرسه کلاس میذارن،

00:07:48.250 --> 00:07:49.990
‫و اگه نمی‌خواین من به اینجور مجله‌ها نگاه نکنم،

00:07:50.020 --> 00:07:52.290
‫روی مبل نذارینشون!

00:07:52.320 --> 00:07:53.960
‫روی مبل؟ چجوری...

00:07:53.990 --> 00:07:55.320
‫- مجله روی مبل بوده؟
‫- چمیدونم

00:07:55.360 --> 00:07:57.190
‫حتماً کار پرستار بچه بوده

00:07:57.230 --> 00:07:59.560
‫یا، می‌دونی، هیلی، یا...
‫یا پم، یا کلر

00:07:59.600 --> 00:08:01.900
‫همین الان داشتیم درباره‌ی اینکه این دوتا چقدر منحرفن
‫صحبت می‌کردیم

00:08:01.930 --> 00:08:04.500
‫صبر کن ببینم، این مجله مال سال 1997 ــه

00:08:05.840 --> 00:08:08.370
‫و دیوید دِکاونی روی جلده

00:08:08.400 --> 00:08:11.310
‫مگه تو به دیوید دِکاونی علاقه نداشتی؟

00:08:11.340 --> 00:08:13.710
‫من اصن نمی‌دونم اینی که میگی کی هست

00:08:13.740 --> 00:08:17.010
‫توی چیز بود دیگه...
‫توی اون سریال علمی‌تخیلی خز،

00:08:17.050 --> 00:08:20.020
‫اسمش چی بود؟
‫"اکس‌فایلز" یا یه همچین چیزی؟

00:08:20.050 --> 00:08:22.690
‫می‌دونی، همون که نسخه‌ی احمقانه فیلمِ
‫"مردان سیاه‌پوش" بود؟

00:08:22.720 --> 00:08:23.990
‫یه تیکه‌کلامی هم داشتن...

00:08:24.020 --> 00:08:26.260
‫می‌گفتن که، "حقیقت... اون بالائه"؟

00:08:26.290 --> 00:08:28.160
‫خودت خوب می‌دونی که می‌گفتن
‫"حقیقت اون بیرونه"!

00:08:28.190 --> 00:08:29.760
‫ورق‌هاشو تا ننداز

00:08:29.790 --> 00:08:32.160
‫چرا یه مجله‌ی لختی بیست‌سال پیش رو نگه داشتی؟

00:08:32.200 --> 00:08:33.760
‫مامور مولدر خیلی برای من با اهمیت بود، خب؟

00:08:33.800 --> 00:08:35.570
‫خیلی ساکت و خوش‌تیپ بود

00:08:35.600 --> 00:08:38.230
‫و به یه فرد موقرمز سخت‌گیر ولی سکسی
‫علاقه داشت

00:08:38.270 --> 00:08:40.000
‫آره؟ ولی اگه دیوید دِکاونی رو ببینی هم

00:08:40.040 --> 00:08:41.570
‫باهاش به جایی نمی‌رسی
‫چون ببین

00:08:41.610 --> 00:08:44.740
‫یکی از چیزایی که ازش متنفره
‫"آدمای متقلبن".

00:08:44.770 --> 00:08:47.340
‫و چرا این مجله روی مبل بوده؟

00:08:47.380 --> 00:08:50.050
‫اون‌روزی داشتم سطل آشغال‌ها رو می‌آوردم توی گاراژ،

00:08:50.080 --> 00:08:52.280
‫و چشمم افتاد به یه جعبه پر از وسایل قدیمیم

00:08:52.320 --> 00:08:54.920
‫یهو دلم برای قدیما تنگ شد
‫و گفتم اینو یه ورق بزنم

00:08:54.950 --> 00:08:57.050
‫- صبر کن ببینم، روز آشغال؟ چهارشنبه‌ی هفته‌ی پیش؟
‫- آره

00:08:57.090 --> 00:08:59.120
‫همون روزی که یه بطری شراب مِرلو باز کردیم

00:08:59.160 --> 00:09:02.290
‫بردیم توی اتاق خواب،
‫و یه... جلسه‌ی حیرت‌انگیز داشتیم؟

00:09:02.330 --> 00:09:04.290
‫- مطمئنی همون شب بود؟
‫- اوا، خواهش می‌کنم،

00:09:04.330 --> 00:09:06.200
‫اولین باری بود که دیدم چشمات بدون طعنه زدن

00:09:06.230 --> 00:09:07.760
‫توی حدقه بچرخن

00:09:07.800 --> 00:09:09.530
‫خب، ببخشید اگه تو برام جذابی

00:09:09.570 --> 00:09:11.770
‫ولی فقط به خاطر من نبود، مگه نه؟

00:09:11.800 --> 00:09:13.240
‫ما سه نفری توی اون تخت بودیم

00:09:13.270 --> 00:09:15.040
‫من روز بعدش دوازده شاخه گل رز برات فرستادم

00:09:15.070 --> 00:09:18.040
‫ظاهراً،
‫باید شیش شاخه‌شو می‌فرستادم برای دیوید دِکاونی

00:09:18.070 --> 00:09:19.440
‫بیخیال!

00:09:19.480 --> 00:09:22.880
‫خب که چی؟ من بعد از اینکه به یه عکس سکسی نگاه کردم
‫یه کم هیجان‌زده شدم

00:09:22.910 --> 00:09:24.280
‫همه همیشه همین کارو می‌کنن

00:09:24.310 --> 00:09:27.150
‫پپر میگه تنها دلیلی که حوله‌ی کاغذی مارک براونی می‌خره
‫همینه

00:09:27.180 --> 00:09:29.450
‫پس فکر من عجیب و غریبم که می‌خوام فقط با تو

00:09:29.490 --> 00:09:32.160
‫در سطحی عاطفی
‫ارتباط داشته باشم

00:09:32.190 --> 00:09:33.990
‫می‌دونی چی؟ اصن من میرم باشگاه

00:09:34.020 --> 00:09:35.830
‫و خبر خوب، دیوید دِکاونی،

00:09:35.860 --> 00:09:37.760
‫امشب تنها روی مبل نمی‌خوابی

00:09:42.030 --> 00:09:43.730
‫میشه لطفاً آیپادم رو بهم بدی؟

00:09:43.770 --> 00:09:45.070
‫تو عزت نفسم رو ازم دزدیدی،

00:09:45.100 --> 00:09:47.900
‫نمیزارم خروج مجللم رو هم به غارت ببری

00:09:47.940 --> 00:09:49.210
‫دستت درد نکنه!

00:09:50.870 --> 00:09:52.110
‫حالا شد، رفیق

00:09:52.140 --> 00:09:54.140
‫حالا شبیه یه قهرمان واقعی شدی

00:09:54.180 --> 00:09:56.780
‫فکر نکنم اجازه داشته باشم چاقو ببرم مدرسه

00:09:56.810 --> 00:09:58.080
‫اصلاً تیز نیست

00:09:58.110 --> 00:10:00.180
‫و ظاهراً تو هم تیز نیستی

00:10:00.220 --> 00:10:02.920
‫بهت گفتم که اگه چند دقیقه وایسیم
‫خودش یه راه هلو برای عوض کردن بحث بهمون میده

00:10:02.950 --> 00:10:07.290
‫عموی تو، اراسموس پریچت،
‫در نبرد آلامو یه قهرمان بود...

00:10:07.320 --> 00:10:08.930
‫ولی برای دشمن

00:10:08.960 --> 00:10:10.760
‫آره، در حین مبارزه توی یه کمد قایم شد،

00:10:10.790 --> 00:10:13.760
‫بعدش یه لباس زنونه دزدید
‫و خودشو یه فاحشه جا زد و فرار کرد

00:10:13.800 --> 00:10:15.260
‫چی؟! من حرفتونو باور نمی‌کنم

00:10:15.300 --> 00:10:17.530
‫اینا مستندات رسمی کلیسائن

00:10:17.570 --> 00:10:21.140
‫در این قسمت،
‫نوشته که عموت اسرار نظامی رو

00:10:21.170 --> 00:10:22.940
‫در عوض عرق و یه کرست جدید فروخته

00:10:22.970 --> 00:10:25.540
‫"تا بدین روز، در منطقه‌ی نوئوو لاردو،
‫عبارت 'اراسموس کردن'،

00:10:25.570 --> 00:10:27.880
‫به معنیِ
‫'چهره بر خاک گذاشتن و گریستن' است"

00:10:27.910 --> 00:10:30.380
‫یه عکس ازش در حال ترسیدن هم هست

00:10:31.820 --> 00:10:34.950
‫باورم نمیشه که اسم مارمولکم رو گذاشتم
‫اراسموس

00:10:34.980 --> 00:10:36.550
‫اون موقع جنگ بوده، جو!

00:10:36.590 --> 00:10:39.690
‫ما نمی‌تونیم مردی رو که در اون جهنم زندگی کرده رو قضاوت کنیم

00:10:39.720 --> 00:10:43.190
‫عموت سال‌های پس از جنگش رو
‫صرف تبلیغ گیاه‌خواری کرد

00:10:43.230 --> 00:10:44.830
‫من عمویی ندارم

00:10:47.760 --> 00:10:49.870
‫این درمان هومئوپاتی

00:10:49.900 --> 00:10:52.370
‫خیلی به حالت تهوع سر صبح هیلی
‫کمک می‌کنه

00:10:52.400 --> 00:10:53.970
‫دستور پختش رو از یه همراه زائو گرفتم

00:10:54.000 --> 00:10:55.500
‫که توی تاکسی باهاش آشنا شدم

00:10:55.540 --> 00:10:56.710
‫خب، یه چیزو درست گفتی

00:10:56.740 --> 00:11:00.410
‫جداً بوی بوفالویی رو میده که رعد و برق زده بهش

00:11:00.440 --> 00:11:02.310
‫تو... کِی برمی‌گردی بری ایالت اورگن؟

00:11:02.350 --> 00:11:04.350
‫من دیگه از اونجا خسته شده‌م

00:11:04.380 --> 00:11:05.650
‫قدیمی‌ترین داستان جهان برام اتفاق افتاد

00:11:05.680 --> 00:11:08.220
‫می‌دونی، فکر کردم با یه پسر خوب آشنا شده‌م،
‫بعدش یه روز صبح از خواب بیدار شدم

00:11:08.250 --> 00:11:10.150
‫و دیدم داره بهم میگه شیش‌تا زن جدید پیدا کرده

00:11:10.190 --> 00:11:12.690
‫دیگه کاری با خدایان هندو ندارم

00:11:12.720 --> 00:11:14.990
‫به شکل مادر دیلان برگشتی؟

00:11:15.020 --> 00:11:16.830
‫اصلاً کارِت خنده‌دار نبود، مامان

00:11:16.860 --> 00:11:18.590
‫اصلاً خنده‌دار نبود!

00:11:18.630 --> 00:11:21.330
‫رفیق، حالت خوبه روبراهی؟

00:11:21.360 --> 00:11:22.670
‫به حرف من اعتماد کن، من یه پرستارم

00:11:22.700 --> 00:11:25.100
‫اگه ضربه‌مغزی شده بودم
‫تا الان شلامت‌های واشحی بروز می‌دادم

00:11:29.440 --> 00:11:31.110
‫وای که چقدر مادرت آشنا به نظرم میاد

00:11:31.140 --> 00:11:32.840
‫قبلاً یه کم مدلینگ کار می‌کرد

00:11:32.880 --> 00:11:34.380
‫اخیراً چهره و اندامش رو

00:11:34.410 --> 00:11:36.610
‫برای یکی از اون بیلبوردهای درمان چاقی
‫دزدیدن

00:11:40.050 --> 00:11:45.720
‫مامان دیلان، همون دختر خوشگله‌ست
‫توی موزیک ویدیوی "دخترک سکسی"

00:11:45.760 --> 00:11:48.260
‫♪ دخترک سکس ♪

00:11:48.290 --> 00:11:51.030
‫♪ دخترک سکسی ♪

00:11:51.060 --> 00:11:53.100
‫♪ دخترک سکس ♪

00:11:53.130 --> 00:11:54.860
‫♪ دخـ... ♪

00:11:54.900 --> 00:11:56.200
‫متن آهنگ عالی نیست،

00:11:56.230 --> 00:11:59.970
‫ولی این ویدیو همه‌چیزو تغییر داد

00:12:00.000 --> 00:12:01.870
‫

00:12:01.910 --> 00:12:04.140
‫♪ دخترک سکس، دختـ... ♪

00:12:04.170 --> 00:12:06.880
‫جای اون دوچرخه‌ها که اونجا نیست، هست؟

00:12:06.910 --> 00:12:09.210
‫چون اونجا یه نقطه‌ی ایده‌آلِ رو به شماله

00:12:09.250 --> 00:12:10.780
‫برای گذاشتن وان زایمان

00:12:10.810 --> 00:12:13.950
‫من خبر نداشتم که هیلی می‌خواد توی خونه زایمان کنه

00:12:13.980 --> 00:12:16.290
‫نمی‌خواستم،
‫ولی بعدش فَرا چشمای منو

00:12:16.320 --> 00:12:18.550
‫به روی مشکل صنعت زایمان باز کرد

00:12:18.590 --> 00:12:22.060
‫این اتاق داره یه جورایی
‫با زخم‌های قدیمی ارتعاش پیدا می‌کنه

00:12:22.090 --> 00:12:24.260
‫- بیا بریم توی این محوطه مریم‌گلی دود کنیم
‫- باشه

00:12:24.290 --> 00:12:26.460
‫دیلان، عسلم،
‫می‌تونی اون بادبزن رو برداری

00:12:26.500 --> 00:12:28.430
‫و بوی بد آشپزخونه رو بزنی بره بیرون؟

00:12:28.460 --> 00:12:30.570
‫وای خدای من

00:12:30.600 --> 00:12:33.770
‫مامان دیلان برای تو آشنا نیست؟

00:12:33.800 --> 00:12:36.510
‫آره! خدا رو شکر که تو هم فهمیدی!

00:12:36.540 --> 00:12:39.340
‫باورم نمیشه که قراره این چیز
‫به طور مرتب توی زندگی‌مون باشه

00:12:39.380 --> 00:12:41.410
‫می‌دونم، از وقتی کوچیک بودم داشته

00:12:41.440 --> 00:12:42.950
‫منو دیوونه می‌کرده

00:12:42.980 --> 00:12:44.410
‫می‌دونی من چند شب موقع خواب

00:12:44.450 --> 00:12:46.780
‫اسمشو توی بالشتم جیغ زدم؟

00:12:46.820 --> 00:12:48.020
‫ادامه بده

00:12:49.120 --> 00:12:51.750
‫- اون شکوندش!
‫- نخیر، تو شکوندیش!

00:12:51.790 --> 00:12:54.260
‫دخترا، عیبی نداره! در ضمن، شماها کی هستین؟

00:12:54.290 --> 00:12:56.090
‫ماهی یه بار دخترخونده‌هام میان پیش من

00:12:56.130 --> 00:12:58.690
‫وقتی گارد ملی
‫زن سابقم رو می‌فرسته جایی.

00:12:58.730 --> 00:13:01.100
‫دخترا، مراقب چینچیلائه باشین، خب؟

00:13:01.130 --> 00:13:02.770
‫خودتون می‌دونین که وقتی استرس می‌گیره، می‌رینه

00:13:02.800 --> 00:13:05.100
‫- سلام، دخترا!
‫- مامان‌جون!

00:13:05.130 --> 00:13:06.770
‫مامان‌جون؟

00:13:06.800 --> 00:13:07.970
‫دخترا تو رو مامان‌جون صدا می‌کنن؟

00:13:08.000 --> 00:13:11.110
‫چه بامزه، آخه من امیدوار بودم وقتی دوقلوهای هیلی به دنیا اومدن،

00:13:11.140 --> 00:13:12.880
‫منو به این اسم صدا کنن

00:13:12.910 --> 00:13:14.710
‫اونجوری ممکنه قاطی کنن

00:13:14.740 --> 00:13:16.450
‫ولی شاید بتونن تو رو یه چیز دیگه صدا کنن

00:13:16.480 --> 00:13:18.610
‫- "گاگا" چطوره؟
‫- شاید مجبور نباشیم از الان

00:13:18.650 --> 00:13:19.850
‫چیزیو مشخص کنیم

00:13:19.880 --> 00:13:22.120
‫وای خدای من، خیلی این اسمو دوس دارم!

00:13:22.150 --> 00:13:23.450
‫سلام، گاگا!

00:13:23.490 --> 00:13:26.260
‫اسکوییکر فرار کرده! بگیرینش!

00:13:28.490 --> 00:13:29.690
‫من می‌گیرمش!

00:13:34.030 --> 00:13:35.530
‫- می‌بینیش، فیل؟
‫- چی؟!

00:13:35.560 --> 00:13:37.000
‫نه، من هیچی ندیدم

00:13:37.030 --> 00:13:38.370
‫

00:13:38.400 --> 00:13:40.670
‫خیلی متاسفم، دی!

00:13:40.700 --> 00:13:41.870
‫اگه قهرمان من نبودی،

00:13:41.910 --> 00:13:43.640
‫با خودم می‌گفتم شاید داری از قصد
‫هِی منو می‌زنی

00:13:43.670 --> 00:13:45.040
‫وای خدا، بابا!

00:13:45.070 --> 00:13:46.680
‫مشکلش چیه، مامان؟

00:13:46.710 --> 00:13:49.010
‫- مامان؟
‫- کلیر؟

00:13:49.050 --> 00:13:51.380
‫گاگا؟

00:13:56.020 --> 00:13:58.020
‫سلام، خوش‌تیپ، اینجا جای کسیه؟

00:13:58.050 --> 00:13:59.190
‫سلام، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:13:59.220 --> 00:14:00.920
‫برات یه اسموتی آوردم، اگرچه،

00:14:00.960 --> 00:14:05.490
‫تو اسموتی لازم نداری چون
‫خودت همینجوری صد درصد مزه‌ی میوه‌های خوشمزه رو میدی.

00:14:05.530 --> 00:14:06.660
‫شاید بهتر باشه برم سر اصل قضیه

00:14:06.700 --> 00:14:08.600
‫ببین، میچل، بابت کاری که می‌خوای بکنی ممنونم...

00:14:08.630 --> 00:14:10.030
‫نه، نه، گوش کن ببین چی میگم

00:14:10.070 --> 00:14:11.230
‫لیلی امشب رفته مهمونیِ خواب،

00:14:11.270 --> 00:14:15.670
‫واسه همین برامون یه سوییت
‫توی مجتمع رفاهی و اسپای ویسپر رزرو کردم

00:14:15.700 --> 00:14:17.340
‫اونجا همونجایی نیست که جنیفر آنیستِن

00:14:17.370 --> 00:14:18.840
‫- بعد از طلاق گرفتن‌هاش میره؟
‫- آره

00:14:18.870 --> 00:14:21.440
‫و بابت ماجرای مسخره‌ی اون مجله‌هه هم معذرت می‌خوام

00:14:21.480 --> 00:14:23.750
‫من می‌خوام تو همون احساسی که من هر روز دارم رو تجربه کنی

00:14:23.780 --> 00:14:26.050
‫اینکه تو فقط چشمت منو می‌بینه

00:14:28.050 --> 00:14:30.620
‫شاید بگی طرز تفکرم سنتّیه،
‫ولی من مرد دیگه‌ای به چشمم نمیاد

00:14:32.060 --> 00:14:34.060
‫عزیزم، ضربان قلبت زنگ خطر رو به صدا درآورد

00:14:34.090 --> 00:14:35.190
‫چطوره از این دوچرخه بیای پایین؟

00:14:35.220 --> 00:14:36.690
‫آره، این ایده‌ی خوبیه. می‌دونی چیه؟

00:14:36.730 --> 00:14:38.290
‫چطوره بریم به اسپا
‫ببینیم می‌تونیم یه وقت ماساژ زودهنگام بگیریم یا نه؟

00:14:38.330 --> 00:14:39.430
‫عاشق این ایده‌م

00:14:39.460 --> 00:14:41.730
‫اسموتی جا موند

00:14:41.760 --> 00:14:43.470
‫خیلی خب

00:14:43.500 --> 00:14:45.200
‫واقعاً داری عرق می‌کنیا

00:14:45.230 --> 00:14:46.570
‫یه حوله بردار

00:14:49.670 --> 00:14:50.970
‫خیلی خب، داری عجیب‌غریب رفتار می‌کنی

00:14:51.010 --> 00:14:53.910
‫- چه خبر شده؟
‫- خیلی خب، ببین، من فقط...

00:14:53.940 --> 00:14:56.550
‫بابت هتل هیجان‌زده‌م

00:14:56.580 --> 00:14:58.450
‫خیلی از قدیمیای هالیوود می‌رفتن به اون هتل

00:14:58.480 --> 00:15:00.720
‫می‌دونی، میگن بازیگرای فیلم "اراذل کوچک"

00:15:00.750 --> 00:15:02.220
‫اونجا سکس‌پارتی راه مینداختن

00:15:02.250 --> 00:15:03.750
‫

00:15:03.790 --> 00:15:05.150
‫کم!

00:15:05.190 --> 00:15:08.220
‫داشت شکلات‌های پروتئینی‌ خونگی‌ای که برامون آوردی رو یادم می‌رفت!

00:15:08.260 --> 00:15:09.160
‫دفعه‌ی بعدی می‌بینمت!

00:15:09.190 --> 00:15:11.060
‫باشه! این کیه دیگه؟

00:15:11.090 --> 00:15:14.130
‫واو، چه منظره‌ی جالبی

00:15:14.160 --> 00:15:15.400
‫چیه؟ پارکینگه دیگه

00:15:15.430 --> 00:15:16.730
‫- اونجا یه سطل آشعال هست
‫- بیخیال بابا

00:15:16.770 --> 00:15:18.470
‫تو این دوچرخه رو انتخاب کردی تا بتونی توی ردیف اولِ

00:15:18.500 --> 00:15:19.570
‫این نمایش دیدزنی باشـ...

00:15:19.600 --> 00:15:22.070
‫وای! وای خدای من!

00:15:22.110 --> 00:15:25.270
‫اون شبی که "جلسه‌ی حیرت‌انگیز"مون رو داشتیم،
‫تو تازه از باشگاه اومده بودی

00:15:25.310 --> 00:15:28.410
‫من در عجبم که چی باعث شد دور موتور تو
‫اونقدر بره بالا، هان؟

00:15:28.440 --> 00:15:30.410
‫حقیقت اون بیرونه!

00:15:30.450 --> 00:15:31.580
‫خیلی خب، می‌دونی چیه؟

00:15:31.610 --> 00:15:32.620
‫من ضعیفم، خب؟

00:15:32.650 --> 00:15:35.920
‫باورم نمیشه تو منو بابت نگاه کردن به یه مجله
‫خجالت‌زده کردی

00:15:35.950 --> 00:15:37.820
‫در حالی که خودت میری واسه اینا

00:15:37.850 --> 00:15:40.160
‫- شکلات پروتئینی درست می‌کنی!
‫- شاید علتش همینه

00:15:40.190 --> 00:15:42.190
‫به خاطر اینه که من بابت این کارم
‫عذاب وجدان داشتم

00:15:42.230 --> 00:15:43.790
‫خب، نداشته باش، باشه؟

00:15:43.830 --> 00:15:48.130
‫ما اجازه داریم بدون عذاب وجدان گرفتن
‫به مردای دیگه نگاه کنیم

00:15:51.130 --> 00:15:53.700
‫و اگه تو اینجوری انگیزه می‌گیری،
‫نگاشون کن،

00:15:53.740 --> 00:15:55.270
‫چون در آخر کار،

00:15:55.300 --> 00:15:57.310
‫منم که ثمره‌ی تلاش‌های تو رو می‌چشم

00:15:58.740 --> 00:16:00.640
‫درست میگی، باشه، من متاسفم

00:16:00.680 --> 00:16:01.780
‫بیا فقط از اینجا بریم

00:16:01.810 --> 00:16:04.010
‫همین الان؟ باشه

00:16:04.050 --> 00:16:05.610
‫

00:16:05.650 --> 00:16:06.620
‫شاید منم باید بیام عضو این باشگاه بشم

00:16:06.650 --> 00:16:07.980
‫نخیر، تو برو همون مجله‌های لختی قدیمیتو ببین

00:16:08.020 --> 00:16:09.790
‫اینجا مال منه

00:16:09.820 --> 00:16:11.150
‫- اسم اون چیه؟
‫- چاک

00:16:11.190 --> 00:16:12.190
‫اوا، چاک

00:16:13.420 --> 00:16:15.160
‫جو، چقدر ناز شدی،

00:16:15.190 --> 00:16:17.630
‫شبیه یه عمو آلواروی کوچولو شدی!

00:16:17.660 --> 00:16:19.730
‫فقط یه چیز دیگه مونده... یه ساعت جیبی،

00:16:19.760 --> 00:16:21.300
‫که برای همیشه روی ساعت 3:30 ایستاده،

00:16:21.330 --> 00:16:23.530
‫بعد از اینکه گلوله‌ی شلیک شده توسط

00:16:23.570 --> 00:16:25.630
‫فلورانس نایتینگلِ خیلی مست و حسود رو متوقف کرد

00:16:25.670 --> 00:16:27.140
‫شاید به گوش من اینطور اومد،

00:16:27.170 --> 00:16:30.570
‫ولی کم کم داشتم فکر می‌کردم
‫این یارو چاخان بار کرده

00:16:30.610 --> 00:16:33.180
‫مطمئن بودم که اگه گوشه‌گوشه‌ی جهان رو بگردم،

00:16:33.210 --> 00:16:35.180
‫بالاخره یه روزی

00:16:35.210 --> 00:16:38.480
‫یه آتو از عمو آلواروی کبیر
‫به دست میارم

00:16:38.510 --> 00:16:39.850
‫می‌دونستم!

00:16:39.880 --> 00:16:44.490
‫سیمون فرانسیسکو آلوارو
‫از شهری به شهر دیگه می‌رفت،

00:16:44.520 --> 00:16:46.390
‫و بیوه‌های پولدار رو

00:16:46.420 --> 00:16:49.830
‫با داستان‌های من‌درآوردی از شجاعتش در جنگ
‫گول می‌زد

00:16:49.860 --> 00:16:53.260
‫بعد از اینکه ثروت اونا رو سر مشروب و قمار به باد می‌داد،

00:16:53.300 --> 00:16:57.000
‫می‌رفت یه جای دیگه،
‫و قربانی‌هاش رو رها می‌کرد

00:16:57.030 --> 00:16:59.370
‫در سوز سرما...

00:16:59.400 --> 00:17:00.670
‫به همراه بیماری سیفلیس

00:17:00.700 --> 00:17:03.170
‫کی برای شنیدن یه درس تاریخی کوچولو آماده‌ست؟

00:17:03.210 --> 00:17:05.040
‫- به نظر میاد که...
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن

00:17:05.070 --> 00:17:06.840
‫دوباره بگو

00:17:06.880 --> 00:17:09.450
‫یوغ ستم و بیداد اسپانیایی‌ها

00:17:09.480 --> 00:17:13.020
‫دیگر بر شانه‌ی مردمان کلمبیا
‫سنگینی نخواهد کرد!

00:17:13.050 --> 00:17:16.120
‫تیغ شمشیر من
‫تشنه‌ی خون اروپاییان است!

00:17:16.150 --> 00:17:18.420
‫- چقدر بانمک!
‫- براوو!

00:17:18.450 --> 00:17:21.860
‫خودش این نقل قول رو پیدا کرد و حفظ کرد

00:17:21.890 --> 00:17:23.790
‫بابا، می‌دونی که بچه‌ها هِی منو اذیت می‌کنن

00:17:23.830 --> 00:17:25.790
‫به خاطر اینکه توی کلاس قدم از همه کوتاه‌تره؟

00:17:25.830 --> 00:17:27.430
‫به حرفای اونا گوش نکن!

00:17:27.460 --> 00:17:31.100
‫آره! عمو آلوارو فقط یک و نیم متر قد داشت

00:17:31.130 --> 00:17:33.200
‫و فرمانده‌ی یه ارتش بود!

00:17:33.240 --> 00:17:35.570
‫منم مثه اون شجاع میشم

00:17:36.840 --> 00:17:40.080
‫درود بر عمو آلوارو

00:17:40.110 --> 00:17:43.380
‫من سال‌های زیادی از بالیدن به عمو بزرگه‌م
‫لذت بردم

00:17:43.410 --> 00:17:45.610
‫نمی‌خواستم اینو از جو بگیرم

00:17:45.650 --> 00:17:47.550
‫گاز گرفتن زبونم کار آسونی نبود،

00:17:47.580 --> 00:17:50.490
‫ولی از رفتار یکی دیگه از خویشاوندای قهرمانم درس گرفتم...

00:17:50.520 --> 00:17:52.660
‫لولا مک‌پریچیت...

00:17:52.690 --> 00:17:56.060
‫یه جنگجوی اسکاتلندی سربلند
‫که توسط انگلیسی‌ها به اسارت گرفته شد،

00:17:56.090 --> 00:17:59.630
‫چندین‌ماه به هر روش ممکن شکنجه‌ شد،

00:17:59.660 --> 00:18:03.400
‫ولی حتی یک مرتبه هم
‫رازی رو به زبون نیاورد

00:18:03.430 --> 00:18:04.870
‫درباره‌ش جستجو نکنین

00:18:11.770 --> 00:18:15.240
‫خانوم، چرا انقدر ناراحتی؟

00:18:15.280 --> 00:18:18.310
‫بزار اون لبخند ماکارونی‌ای بزرگتو ببینم، خب؟

00:18:18.350 --> 00:18:19.850
‫چجوری پیدام کردی؟

00:18:19.880 --> 00:18:21.920
‫آنتونیو زنگ زد و گفت

00:18:21.950 --> 00:18:23.790
‫یه شات سامبوکای شعله‌ور سفارش دادی...

00:18:23.820 --> 00:18:25.420
‫و فقط سوختنش رو تماشا کردی

00:18:25.450 --> 00:18:27.860
‫

00:18:27.890 --> 00:18:29.490
‫همه‌چیز داره خیلی سریع پیش میره

00:18:29.530 --> 00:18:31.090
‫پنج ماه پیش،

00:18:31.130 --> 00:18:32.600
‫هیلی دوباره با دیلان آشتی کرد

00:18:32.630 --> 00:18:35.430
‫بعدش مامانم مُرد، بعدش هیلی حامله شد

00:18:35.460 --> 00:18:36.800
‫بعدش معلوم شد دوقلو حامله‌ست

00:18:36.830 --> 00:18:39.440
‫بعدش، "این تابستون رو بیاین با ما زندگی کنین"
‫تبدیل شد به

00:18:39.470 --> 00:18:42.270
‫" تق‌تق، ما با یه پیش‌نمایش زودهنگام از دوقلو‌ها

00:18:42.310 --> 00:18:43.840
‫"و یه چینچیلا اومدیم که نمی‌تونه جلوی ریدنشو بگیره،

00:18:43.870 --> 00:18:46.480
‫"و در بازگشتی که فقط بازگشت فِرِدی کروگِر

00:18:46.510 --> 00:18:48.610
‫"به خیابون اِلم ازش ترسناک‌تره،

00:18:48.640 --> 00:18:52.980
‫مادرم در بدن فَرا
‫دوباره به زندگی برگشته"

00:18:53.020 --> 00:18:55.150
‫

00:18:55.180 --> 00:18:57.690
‫تو چجوری داری به این خوبی
‫با تمام این قضایا کنار میای؟

00:18:57.720 --> 00:18:59.120
‫کی گفته من خوبم؟

00:18:59.150 --> 00:19:03.030
‫مجبور شدم از خونه بزنم بیرون،
‫وگرنه یه کاری می‌کردم که هیلی مجبور شه تنهایی بچه‌هاشو بزرگ کنه

00:19:03.060 --> 00:19:04.830
‫من دوباره دیلان رو زدم، کلر

00:19:04.860 --> 00:19:07.460
‫- ولی از قصد که نزدی
‫- مطمئنیم از قصد نیست؟

00:19:07.500 --> 00:19:10.130
‫منظورت اینه که ممکنه یه خشم پنهان شده در وجودت داشته باشی

00:19:10.170 --> 00:19:12.970
‫به خاطر اینکه دخترکوچولوت رو ازت دزدیده؟

00:19:13.000 --> 00:19:15.500
‫انقدر دلم می‌خواد از قصد باشه

00:19:15.540 --> 00:19:17.470
‫بعضی‌وقتا اینجا توی جزیره‌ی دیوونه‌ها خیلی تنها میشم

00:19:19.210 --> 00:19:21.640
‫خب،

00:19:21.680 --> 00:19:24.150
‫ما هنوز ایتالیا رو داریم

00:19:24.180 --> 00:19:25.480
‫واقعاً؟

00:19:25.510 --> 00:19:27.920
‫من داشتم درباره‌ی دوقلوها تحقیق می‌کردم،

00:19:27.950 --> 00:19:30.650
‫و به نظر میاد که مثه دختر خودمون،
‫دوقلوها...

00:19:30.690 --> 00:19:31.690
‫معمولاً زودتر به دنیا میان

00:19:31.720 --> 00:19:34.160
‫حتی اگه ده درصد هم احتمال داشته باشه،

00:19:34.190 --> 00:19:37.930
‫من نمی‌تونم ریسک کنم تنها مادر حاضر کنار هیلی،

00:19:37.960 --> 00:19:40.760
‫اون ویکاییِ عشقِ وانِ زایمانی باشه

00:19:40.800 --> 00:19:43.000
‫من باید پیش هیلی باشم

00:19:43.030 --> 00:19:44.530
‫ممکنه برامون اعصاب‌خوردکن باشه،

00:19:44.570 --> 00:19:48.100
‫ولی مگه یه عالمه از بهترین خاطراتمون

00:19:48.140 --> 00:19:51.010
‫زاییده‌ی هرج و مرج حاکم توی خونه‌مون نبوده‌ن؟

00:19:51.040 --> 00:19:54.180
‫مثلاً اون وقتی که کله‌ی لوک
‫لای نرده‌ی پلکان گیر کرد؟

00:19:54.210 --> 00:19:55.780
‫کدوم دفعه رو میگی؟

00:19:55.810 --> 00:19:58.380
‫یا وقتی که... پروژه‌ی نمایشگاه علمی الکس

00:19:58.410 --> 00:20:02.290
‫باعث شد برق کل محله
‫وسط بازی فینال فوتبال بره؟

00:20:02.320 --> 00:20:03.390
‫یا وقتی که

00:20:03.420 --> 00:20:04.850
‫هیلی یواشکی نصف شب
‫از پنجره‌ی اتاق لوک اومد توی خونه

00:20:04.890 --> 00:20:06.890
‫- درست در همون هفته‌ای که ما برای لوک قلاب‌سنگ خریدیم؟
‫- وای خدا

00:20:06.920 --> 00:20:08.690
‫اون...

00:20:08.720 --> 00:20:10.860
‫خب، دیوونه‌خونه‌ست،

00:20:10.890 --> 00:20:13.300
‫ولی از طرف دیگه،

00:20:13.330 --> 00:20:15.230
‫قراره دوتا بچه بیان توی خونه،

00:20:15.260 --> 00:20:17.470
‫بچه‌های هیلی و دیلان

00:20:17.500 --> 00:20:20.140
‫پس کارای بامزه می‌کنن

00:20:23.240 --> 00:20:25.240
‫پس...

00:20:25.270 --> 00:20:27.640
‫به نظر میاد ما قراره بریم سفر؟

00:20:29.000 --> 00:20:31.000
‫به اون ماجراجویی‌ای میریم
‫که اسمش زندگیه

00:20:31.001 --> 00:20:35.000
‫در کنار تو، هر روز مثل یک ماشین چمن‌زنه

00:20:35.001 --> 00:20:41.000
‫مطمئنم که من قدبلندترین مرد جهانم

00:20:46.260 --> 00:20:47.560
‫- گرچن
‫- مانوئل

00:20:47.600 --> 00:20:50.230
‫ببین، من واقعاً بابت اونجوری که رابطه‌مون تموم شد
‫متاسفم...

00:20:50.270 --> 00:20:51.400
‫اون فصل به پایان رسیده

00:20:51.430 --> 00:20:53.270
‫الان دیگه رابطه‌ی ما
‫فقط یک رابطه‌ی کاری محضه

00:20:54.870 --> 00:20:57.070
‫از این کتاب لذت بردی؟
‫یا اینکه یهو چشمات

00:20:57.110 --> 00:20:59.480
‫اقتاد به یه کتاب یهودی و قدکوتاه‌تر؟

00:20:59.510 --> 00:21:01.840
‫رابطه‌ی من و شوشانا تموم شده

00:21:01.880 --> 00:21:03.510
‫خیلی برای من دردناک‌تره تو زنی رو پیدا کردی

00:21:03.550 --> 00:21:05.950
‫که توی اسمش دوتا صدای "ششش" هست
‫[به خاطر اینکه مسئول کتاب‌خونه‌ست]

00:21:05.980 --> 00:21:07.580
‫واضحه که تو هنوز ناراحتی

00:21:07.620 --> 00:21:10.590
‫و هیچ امیدی برای آشتی کردن وجود نداره، پس...

00:21:10.620 --> 00:21:12.120
‫من فقط ازت خداحافظی می‌کنم
‫و امیدوارم که به من اجازه بدی

00:21:12.150 --> 00:21:14.760
‫در هنگام رفتنم
‫آهنگمون رو پخش کنم

00:21:16.460 --> 00:21:19.430
‫

00:21:19.460 --> 00:21:21.760
‫

00:21:26.000 --> 00:21:32.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.