﻿WEBVTT

00:00:02.850 --> 00:00:13.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:18.700 --> 00:00:22.400
«سـامـیـت، ایـالـتِ یـوتـا»

00:00:23.000 --> 00:00:26.200
«زمـانِ حـال»

00:00:26.829 --> 00:00:30.829
‫فقط می‌خوام یکم از چیزایی
‫که می‌دونم حرف بزنم

00:00:30.829 --> 00:00:33.995
‫و یه‌کمم از ‌چیزایی که می‌خوام
‫ازشون سر در بیارم

00:00:33.995 --> 00:00:35.578
‫به هر حال...

00:00:35.578 --> 00:00:39.537
‫امروز با پزشکی‌قانونی یه
‫جلسه داشتم

00:00:39.537 --> 00:00:44.662
‫از گزارش یه کپی برات گرفتم
‫که بعداً بخونی

00:00:44.662 --> 00:00:47.912
‫شاید حافظه‌ت رو یه تکونی بده

00:00:51.037 --> 00:00:53.954
‫خلاصه‌ـش چی بود؟

00:00:53.954 --> 00:00:56.079
‫اُلیویا، از ناحیه‌ی فَکِ سمت چپِ
‫صورتش

00:00:56.079 --> 00:00:58.371
‫ضربه خورد

00:00:58.371 --> 00:01:00.371
‫اونم توسط کسی که راست دست بود

00:01:01.829 --> 00:01:03.287
‫نمی‌دونم که اینو می‌دونی یا نه

00:01:03.287 --> 00:01:05.578
‫ولی اریک نیل چپ دسته

00:01:07.329 --> 00:01:11.620
‫دستِ راست تو قرمز، خونی و
‫همینطور ورم کرده بود

00:01:11.620 --> 00:01:14.954
‫هردو هم وقتی که تیا
‫نصف شب اومد دنبالت

00:01:14.954 --> 00:01:18.204
‫11:57 اگه بخوام دقیق بگم

00:01:18.204 --> 00:01:22.246
‫و صبح وقتی فرانک تو رو تا
‫شهر رسوند

00:01:22.246 --> 00:01:24.495
‫و همینطور توی فیسبوک

00:01:25.912 --> 00:01:29.329
‫عکس هایی رو که توشون یه تی‌شرت
‫تنت بود رو پاک کردی

00:01:29.329 --> 00:01:32.829
‫اون تی‌شرت همراه جسد دفن
‫شده پیدا شد

00:01:32.829 --> 00:01:34.995
‫از تیا خواستی...

00:01:34.995 --> 00:01:38.620
‫به هر حال، پسرم توی کلاس‌ـشه

00:01:38.620 --> 00:01:41.495
‫تا درمورد اینکه اون‌شب
‫چه اتفاقی افتاد دروغ بگه

00:01:41.495 --> 00:01:44.703
‫و از فرانک هم خواستی دقیقاً
‫همین‌کارو بکنه

00:01:44.703 --> 00:01:46.787
‫دوبار

00:01:46.787 --> 00:01:49.412
‫اون‌موقع و الآن

00:01:51.620 --> 00:01:53.287
‫و در نهایت...

00:01:53.287 --> 00:01:57.787
‫یکی رو گذاشتیم تا امروز
‫تعقیبت کنه، مرد

00:01:57.787 --> 00:01:59.703
‫همینکه فهمیدی همراه جسد

00:01:59.703 --> 00:02:01.662
‫چه اطلاعاتی پیدا شده

00:02:01.662 --> 00:02:03.829
‫سریع هتل رو ترک کردی

00:02:03.829 --> 00:02:06.121
‫و بعدشم رفتی به بخش مارسلوس

00:02:06.121 --> 00:02:09.121
‫اون جایی‌ـه که باغبون، هاراسیو،
‫زندگی می‌کنه

00:02:09.121 --> 00:02:12.537
‫اون آدمیه که تو ماشینت رو
‫بعد از قتل...

00:02:12.537 --> 00:02:15.412
‫سریع بهش فروختی

00:02:15.412 --> 00:02:17.412
‫بعد از هاراسیو

00:02:17.412 --> 00:02:20.620
‫به یه پمپ‌بنزین توی
‫بزرگراه I-80 رفتی

00:02:22.121 --> 00:02:25.829
‫چند نفر فرستادیم همین الآن
‫برن به پمپ‌بنزین

00:02:25.829 --> 00:02:28.745
‫بهشون دستور داده شده که
‫توی سطل‌زباله هارو بگردن

00:02:30.412 --> 00:02:33.703
‫می‌خوای خودت بهم بگی اونا
‫قراره چی پیدا کنن یا...

00:02:33.703 --> 00:02:35.995
‫صبر کنم که خودشون بیان
‫و بهم بگن؟

00:02:37.703 --> 00:02:38.578
‫جول!

00:02:44.787 --> 00:02:46.829
‫الآن چی میشه؟

00:02:49.578 --> 00:02:54.037
‫الآن من برمیگردم به اداره
‫و یه حکم می‌نویسم

00:02:54.037 --> 00:02:55.870
‫و در اولین زمانِ ممکن می‌برمش
‫پیش دادستان

00:02:55.870 --> 00:02:59.412
‫و وقتی امضاش کنه، که مطمئنم
‫امضاش می‌کنه...

00:03:00.912 --> 00:03:04.620
‫بعدش میرم توی دفتر قاضی وارن
‫و باهاش حرف میزنم

00:03:04.620 --> 00:03:08.121
‫و همه‌ی چیزایی که الان بهت گفتم
‫رو بهش می‌گم

00:03:08.121 --> 00:03:10.745
‫و بعد اون حکم رو تایید می‌کنه

00:03:10.745 --> 00:03:13.537
‫و بعدش برمیگردم به این هتل...

00:03:15.662 --> 00:03:19.703
‫اونوقت تو و لورا باید تصمیم بگیرین
‫که میخواین چطوری پیش برین

00:03:19.703 --> 00:03:23.412
‫«چـهـار سـال قـبـل»
‫یه لیوان دان حولیوی دوبل، خالص، با لیموترش، بدون نمک

00:03:24.954 --> 00:03:27.162
‫سلام؟ آره

00:03:27.162 --> 00:03:28.912
‫ببخشید

00:03:28.912 --> 00:03:31.287
‫سلام، همگی. اسم من
‫مایکل اوکانر‌ـه

00:03:31.287 --> 00:03:34.079
‫سلام، همگی. چه خبر؟

00:03:34.079 --> 00:03:38.662
‫خیلی‌خب، این بخشی از
‫کمک مالیِ سالیانه‌ـست

00:03:38.662 --> 00:03:42.121
‫که میزبان به عنوان
‫مقدمه، سخنرانی میکنه

00:03:42.121 --> 00:03:44.578
‫و اینم بخشی از اون سخنرانی‌ـه

00:03:44.578 --> 00:03:47.912
‫که من باید یه چیز جالب و خنده دار بگم

00:03:47.912 --> 00:03:49.287
‫تا جوِ سنگین اینجا رو بهم بزنم

00:03:49.287 --> 00:03:51.787
‫خب پس، تصور کنین که اون کارو دارم می‌کنم

00:03:53.954 --> 00:03:56.578
‫من با اُلیویا لیک بزرگ شدم

00:03:56.578 --> 00:03:59.246
‫نه مثل شما که فقط
‫کتابشو خوندین

00:03:59.246 --> 00:04:02.079
‫بلکه، من... من به معنای واقعیِ کلمه
‫همراه اون بزرگ شدم

00:04:02.079 --> 00:04:05.745
‫قبلاً ماشینم رو توی پارکینگ خونه‌ش میروندم

00:04:05.745 --> 00:04:07.578
‫که همین بغله

00:04:08.829 --> 00:04:10.954
‫اون برای من، مثل یه مادرِ دومه

00:04:10.954 --> 00:04:13.912
‫پس، دیگه چی می‌تونم درمورد
‫اُلیویا لیک بگم

00:04:13.912 --> 00:04:17.162
‫که خودش قبل بهم نگفت که بگم؟

00:04:17.162 --> 00:04:18.662
‫وایسین، لعنتی
‫«درمورد اُلیویا لیک...

00:04:18.662 --> 00:04:19.870
‫که خودش از قبل بهم نگفت بگم؟»

00:04:19.870 --> 00:04:21.829
‫چی نوشتم؟

00:04:21.829 --> 00:04:23.578
‫ولی چی...
‫اوه، صحیح، باشه

00:04:23.578 --> 00:04:26.079
‫خب، ولی چرا واقعاً اینجاییم؟

00:04:26.079 --> 00:04:29.912
‫چون این موقعی از ساله

00:04:29.912 --> 00:04:32.912
‫که همه‌مون یه شانس داریم
‫تا یه تفاوت ایجاد کنیم

00:04:32.912 --> 00:04:35.246
‫یه تفاوت توی زندگیِ بچه‌ها

00:04:35.246 --> 00:04:36.954
‫نه فقط توی ناحیه‌ی سامیت

00:04:36.954 --> 00:04:41.079
‫بلکه توی تمام نواحی
‫حومه‌ی سالت لِـیک

00:04:41.079 --> 00:04:46.246
‫خب، اُلیویا لیک به عنوان یه طراحِ
‫گرافیک شروع به کار کرد

00:04:46.246 --> 00:04:50.995
‫قبل‌از اینکه چند کتابِ کودک
‫برای دیگر نویسنده‌ها طراحی کنه

00:04:50.995 --> 00:04:54.204
‫وقتی که از خواب بیدار شد، ایده‌ی کتابِ

00:04:54.204 --> 00:04:56.662
‫«این جنگل برایِ چه کسی‌ـست؟»
‫رو داشت

00:04:56.662 --> 00:04:59.037
‫- سلام
‫- فکر کردم شاید

00:04:59.037 --> 00:05:01.703
‫باید هردومون رو از زجری که
‫داری میکشی خلاص کنم

00:05:07.703 --> 00:05:10.870
‫اوه، ولی اول دوست دارم
‫تظاهر کنم

00:05:10.870 --> 00:05:15.204
‫که من اونقدر هم پیر نیستم که به عنوان
‫مادرِ دوم کسی باشم

00:05:15.204 --> 00:05:17.620
‫اگرچه، صادقانه ترش اینه که...

00:05:17.620 --> 00:05:21.703
‫می‌خوام بگم تو مثل پسری هستی که
‫هیچوقت نمی‌دونستم واقعاً می‌خوام

00:05:23.870 --> 00:05:28.745
‫ولی اول، فقط به این خونه‌ی
‫زیبا نگاه کنید

00:05:28.745 --> 00:05:30.287
‫و...

00:05:31.662 --> 00:05:33.578
‫که برای این رویداد بهمون پیشنهادش کردین

00:05:33.578 --> 00:05:34.578
‫منظورم اینه، بیخیال

00:05:34.578 --> 00:05:37.246
‫و سرمایه‌ی اولیه‌ای

00:05:37.246 --> 00:05:39.121
‫که برای شروع طرح موزائیک
‫بهمون دادین

00:05:39.121 --> 00:05:41.329
‫وگرنه اصلاً اینجا نبودیم
‫که این کارو شروع کنیم

00:05:45.412 --> 00:05:47.204
‫مایکل...

00:05:48.578 --> 00:05:53.954
‫تو یکی از حساس‌ترین آدم‌هایی هستی

00:05:53.954 --> 00:05:56.829
‫که این افتخار رو داشتم تا باهاش آشنا بشم

00:05:56.829 --> 00:06:01.246
‫و این حساسیت...

00:06:01.246 --> 00:06:04.662
‫تو رو به...

00:06:04.662 --> 00:06:10.787
‫یکی از تیز‌ترین جمع کننده های
‫آثا هنری تبدیل کرده

00:06:10.787 --> 00:06:13.787
‫که همه‌تون میتونین ببینید

00:06:13.787 --> 00:06:16.703
‫اگه خوش‌شانس بودین و یه تور
‫به اتاقِ قرمز رفتین

00:06:16.703 --> 00:06:20.453
‫هی، چرا یه تور به اتاق قرمز

00:06:20.453 --> 00:06:22.954
‫رو برای مثلاً، 1000 دلار

00:06:22.954 --> 00:06:26.246
‫به مزایده نذاریم؟

00:06:26.246 --> 00:06:28.662
‫آه، باشه، باشه. خیلی‌خب
‫به‌نظر ایده‌ی خوبیه

00:06:28.662 --> 00:06:31.787
‫- باشه، 1000 دلار، کسی نبود؟
‫- بله!

00:06:31.787 --> 00:06:33.204
‫اوه، خدای من، ممنون

00:06:33.204 --> 00:06:37.079
‫- 10 هزار دلارش کن!
‫- آره! ممنون

00:06:37.079 --> 00:06:39.453
‫چون ما واقعاً به این
‫کمک ها نیاز داریم

00:06:39.453 --> 00:06:42.162
‫تا طرح موزائیک رو ادامه بدیم، و...

00:06:42.162 --> 00:06:45.787
‫میدونین، فقط یه نفر کافیه
‫تا یه زندگی رو تغییر داد

00:06:50.371 --> 00:06:54.162
‫متصدی بارِ جذاب...
‫تو تیم تو باشه یا من؟

00:06:54.162 --> 00:06:56.703
‫خودمم داشتم به همین فکر می‌کردم

00:06:56.703 --> 00:06:58.912
‫بررسی‌ـش کن، لطفاً

00:06:58.912 --> 00:07:00.745
‫بله، کاپیتان

00:07:03.121 --> 00:07:04.495
‫خب، اتاق قرمز؟

00:07:04.495 --> 00:07:07.412
‫- آره، ما میریم!
‫- واقعاً؟ عالیه

00:07:07.412 --> 00:07:08.829
‫ممنون... واقعاً ممنون

00:07:08.829 --> 00:07:10.829
‫واقعاً سپاسگزارم

00:07:10.829 --> 00:07:12.537
‫ممنون

00:07:12.500 --> 00:07:13.800
«جِی.سی: مـال تو»

00:07:15.400 --> 00:07:16.400
«جِی.سی: آه»

00:07:18.790 --> 00:07:19.800
«باهـوشه؟»

00:07:22.590 --> 00:07:25.500
«جِی.سی: احتمالاً»

00:07:25.632 --> 00:07:28.500
«اهمیت داره؟»

00:07:30.204 --> 00:07:32.495
‫یه لیوان گالن‌لیوتِ دوبل با یخ

00:07:32.495 --> 00:07:35.204
‫اوه، درواقع. من فقط یه لیوان ضعیف می‌خواستم

00:07:35.204 --> 00:07:36.787
‫خب، متاسفم
‫«فقط امیدوارم آخرین کتابی که خونده مالِ من نبوده باشه»

00:07:36.787 --> 00:07:38.787
‫بهم دستور دادن تا امروز فقط
‫دوبل سرو کنم

00:07:38.787 --> 00:07:41.412
‫اوه، کی میتونه همچین کاری
‫کرده باشه؟

00:07:43.287 --> 00:07:46.662
‫یکی که واقعاً فکر می‌کنه قراره
‫براش یه چک دیگه بنویسم

00:07:46.662 --> 00:07:50.453
‫میتونه، بالاخره یه خودکار پیدا
‫کردم که روی چیزای لاستیکی هم مینویسه

00:07:53.204 --> 00:07:56.287
‫برام یه چیز قوی و بلند بریز

00:07:56.287 --> 00:07:58.453
‫الآن

00:07:58.453 --> 00:08:01.870
‫یه میزبانِ کمتر منحصر‌به‌فرد اگه بود
‫میگفت «تند» [مشروب با الکل زیاد]

00:08:02.954 --> 00:08:05.037
‫باشه، کیو بیل کانتی [نام یک آهنگ]

00:08:05.037 --> 00:08:07.246
‫فکر کنم از بازی حذف شدم

00:08:18.246 --> 00:08:19.995
‫- بفرمائید
‫- ممنون

00:08:26.620 --> 00:08:30.287
‫ببخشید، می‌دونم که احتمالاً اینو
‫خیلی میشنوین

00:08:30.287 --> 00:08:32.412
‫- ولی...
‫- اوه، می‌دونم

00:08:32.412 --> 00:08:34.495
‫برای نویسنده‌ی کتاب کودکان
‫بودن یکم پیرم

00:08:38.287 --> 00:08:41.162
‫شما شاید دلیلی باشین که
‫من یه هنرمند شدم

00:08:45.246 --> 00:08:49.079
‫بعدش رفتم به نیویورک تا یه ناشر و
‫یه مدیر برنامه پیدا کنم

00:08:49.079 --> 00:08:52.495
‫و نصف پس‌اندازمو همون چند هفته‌ی
‫اول به باد دادم

00:08:52.495 --> 00:08:55.829
‫و... یکی از رفیقام درمورد
‫سامیـت بهم گفت

00:08:55.829 --> 00:08:59.787
‫و با خودت فکر کردی «کلّی آدم
‫پولدار اونجا هستن و...

00:08:59.787 --> 00:09:02.578
‫- آره
‫- منم میام و یه پولی به جیب می‌زنم»

00:09:02.578 --> 00:09:05.121
‫- به جیب می‌زنم
‫- «من اهل مینه‌سوتام»

00:09:05.121 --> 00:09:09.204
‫- اوه، آره
‫- «پس میام اینجا و اسکی‌کردن رو به بقیه یاد می‌دم»

00:09:09.204 --> 00:09:12.620
‫یکم اسکی‌کردن، یکم شکار، یکم هم تنیس

00:09:12.620 --> 00:09:16.954
‫اوه، و بعد زانوت رو به باد دادی؟

00:09:16.954 --> 00:09:19.079
‫- شونه‌ـم رو
‫- اوه

00:09:19.079 --> 00:09:20.995
‫- درواقع، شونه‌ی گردنم رو
‫- اوه

00:09:20.995 --> 00:09:22.745
‫از بین همه، تو یه تصادف ماشین

00:09:22.745 --> 00:09:25.703
‫اوه، مطمئنم یه درخت همینطور یه‌دفعه
‫پرید وسط جاده

00:09:25.703 --> 00:09:29.453
‫اوه، میدونی که. فکر می‌کنم بیشتر
‫یه کلاهبرداری تو بیمه بود
‫[یعنی بخواد از پول بیمه استفاده کنه]

00:09:29.453 --> 00:09:31.620
‫هیچوقت نمی‌تونی به طبیعت اعتماد کنی

00:09:35.079 --> 00:09:38.578
‫چرا اون یارو داره طوری نگات میکنه
‫که انگار رئیسته؟

00:09:41.745 --> 00:09:43.870
‫فکر کنم به‌خاطر اینه که اون رئیسِ منه

00:09:43.870 --> 00:09:45.537
‫اوه، خیلی‌خب، پس

00:09:45.537 --> 00:09:47.412
‫بهتره بری کاراتو بکنی

00:09:47.412 --> 00:09:49.495
‫شاید اگه دفعه‌ی بعد دیدمت

00:09:49.495 --> 00:09:52.204
‫مال خودتو نشونت می‌دم
‫اگه مالِ منو نشونم بدی
‫[بازی با کلمات]

00:09:52.204 --> 00:09:53.578
‫آه...

00:09:53.578 --> 00:09:56.829
‫باشه، عالیه

00:10:03.829 --> 00:10:05.912
‫ببخشید

00:10:05.912 --> 00:10:09.829
‫ببخشید، آنلاین دیدم که شما توی کار
‫شابلون ابریشمی هستید؟

00:10:09.829 --> 00:10:13.495
‫آره، می‌کنیم. امولُسیون، پرس کردن،
‫همه‌ی کاراشو می‌کنیم

00:10:13.495 --> 00:10:16.371
‫یه عالمه تی‌شرت هم داریم اگه
‫این چیزیه که دنبالشی

00:10:16.371 --> 00:10:18.495
‫اوه، خب، درحقیقت

00:10:18.495 --> 00:10:21.912
‫فقط می‌خواستم یه پیراهن با این طرح
‫بسازم

00:10:26.204 --> 00:10:27.329
‫کارِ خودته؟

00:10:29.371 --> 00:10:31.495
‫-آره، کارِ خودمه
‫- اینو خودت کشیدی؟

00:10:34.121 --> 00:10:35.537
‫آره

00:10:35.537 --> 00:10:37.371
‫اینا فقط تمام کارایی هستن

00:10:37.371 --> 00:10:39.371
‫که از وقتی اومدم اینجا، انجام دادم

00:10:39.371 --> 00:10:40.870
‫دیوانه کننده‌ـن

00:10:40.870 --> 00:10:43.246
‫منظورم اینه، دیوانه کننده‌ـن

00:10:44.787 --> 00:10:48.912
‫این... باشه
‫باشه، باشه، باشه

00:10:48.912 --> 00:10:50.995
‫- خب...
‫- ببخشید، یه جایِ دیگه اینکارو می‌کنیم

00:10:50.995 --> 00:10:54.412
‫بذار... بذار چندتا
‫سوال بپرسم

00:10:54.412 --> 00:10:55.995
‫تو کربی‌ای یا موبیس؟
‫[اولین برنامه‌ کودک و دومی سریال جنایی-درام]

00:10:55.995 --> 00:10:58.787
‫- جدی میگی؟
‫- کاملاً جدی ام

00:11:00.162 --> 00:11:02.162
‫موبیس

00:11:02.162 --> 00:11:04.787
‫آره، این خوبه، خوبه

00:11:04.787 --> 00:11:06.703
‫- دهه 70 یا دهه 80؟
‫- دهه 70

00:11:06.703 --> 00:11:09.329
‫«متال هرلنت» [یک کامیکِ فرانسویِ دهه 70]
‫آره، عالیه!

00:11:12.912 --> 00:11:14.412
‫- اوه
‫- امم

00:11:14.412 --> 00:11:15.620
‫پس، توی این کار...

00:11:15.620 --> 00:11:17.495
‫چیزایی مثل «اینکَـل» با هادراسکی؟
‫[رمان و کارگردان]

00:11:17.495 --> 00:11:19.121
‫- نه
‫- نه

00:11:19.121 --> 00:11:20.703
‫- اِه
‫- اِه

00:11:20.703 --> 00:11:22.912
‫خب، اینطوری بهتره
‫اینطوری بهتره

00:11:22.912 --> 00:11:26.620
‫خیلی‌خب، تو «متال هرلنت»

00:11:26.620 --> 00:11:29.246
‫- «آرزاکی» یا...
‫- «آرتیت گاراژ»؟

00:11:29.246 --> 00:11:32.620
‫- «آرزاک»
‫- باشه، ولی باید اعتراف کنی

00:11:32.620 --> 00:11:34.537
‫«گاراژ بدون درز»، اون روانی کننده بود

00:11:34.537 --> 00:11:36.578
‫آره، فکر کنم. ولی، منظورم اینه

00:11:36.578 --> 00:11:38.246
‫«آرزاک» همه‌ش نقاشیه

00:11:38.246 --> 00:11:41.829
‫مثلاً، من عاشقشم، این صادقانه‌ترین
‫نوع داستان‌گوییه

00:11:41.829 --> 00:11:43.246
‫بدون حرف زدن

00:11:43.246 --> 00:11:44.870
‫می‌خوای یه دور دیگه بخوریم؟

00:11:44.870 --> 00:11:47.037
‫آه، آره

00:11:47.037 --> 00:11:48.537
‫بزن بریم، دوتا دیگه

00:11:48.537 --> 00:11:50.662
‫آره، شاید این...

00:11:50.662 --> 00:11:52.578
‫شاید من طرفدار حرف زدن نیستم

00:11:52.578 --> 00:11:54.787
‫آره، باشه، ولی این
‫قابل جبرانه

00:11:54.787 --> 00:11:57.578
‫فقط باید کسی رو بببینی که، میدونی...

00:11:57.578 --> 00:12:01.787
‫کسی که شاید طرفدار حرف زدنه، میدونی؟

00:12:01.787 --> 00:12:04.079
‫اینکه آسونه

00:12:04.079 --> 00:12:06.453
‫عملکرد بالا...

00:12:06.453 --> 00:12:09.703
‫فام‌نگاری یون‌های کی‌لیتی

00:12:09.703 --> 00:12:13.329
‫اثرِ عناصر فلز های کم‌یاب
‫رو شناسایی میکنه

00:12:13.329 --> 00:12:15.453
‫چه نوع فلز های کم‌یابی؟

00:12:15.453 --> 00:12:18.204
‫از همه نوع

00:12:18.204 --> 00:12:21.662
‫چرا داری اینو به من نشون میدی؟

00:12:21.662 --> 00:12:24.037
‫یادته وقتی اون آدم هارو این بیرون دیدیم

00:12:24.037 --> 00:12:25.703
‫حدود چند هفته پیش؟

00:12:25.703 --> 00:12:29.703
‫بهت گفتم که، وقتی چیزی پیدا کردن
‫بهت خبر می‌دم

00:12:33.453 --> 00:12:35.495
‫میخوای تا قبل از اینکه پدرت بیاد

00:12:35.495 --> 00:12:37.537
‫همه چی رو بهت بگم؟

00:12:37.537 --> 00:12:39.371
‫چرا؟

00:12:39.371 --> 00:12:40.745
‫خب...

00:12:42.162 --> 00:12:43.745
‫تا بتونی همه چی رو بهش بگی

00:12:45.620 --> 00:12:47.787
‫نیاز نیست راجع به این موضوع
‫چیزی بدونه

00:12:51.662 --> 00:12:55.204
‫خب، خوبه می‌بینم همه‌ی تکالیفت رو [جستجو]
‫انجام دادی

00:12:55.204 --> 00:12:57.620
‫خوبه بدونیم همه‌ی اینا چقدر می‌ارزه

00:12:57.620 --> 00:12:59.329
‫اممم

00:12:59.329 --> 00:13:03.495
‫و، پیشنهاد

00:13:03.495 --> 00:13:04.995
‫اون کلمه چی بود که گفته بودی؟

00:13:04.995 --> 00:13:06.829
‫آه، رباخواری؟

00:13:06.829 --> 00:13:10.537
‫آره، 10 درصدِ رباخواری

00:13:10.537 --> 00:13:12.121
‫ولی، میدونی

00:13:12.121 --> 00:13:15.079
‫پس... علاقه‌مند نیستی؟

00:13:15.079 --> 00:13:16.995
‫نه

00:13:16.995 --> 00:13:19.662
‫میدونی، داشتم فکر می‌کردم

00:13:19.662 --> 00:13:23.162
‫تو پدرمو میشناسی، میدونی که چقدر
‫کلِ این منطقه رو دوست داره

00:13:23.162 --> 00:13:26.870
‫چقدر منظره‌هاش رو دوست داره، منظره‌های
‫ناب‌ـش رو

00:13:26.870 --> 00:13:28.870
‫ولی اگه یه وقتی بیاد

00:13:28.870 --> 00:13:32.870
‫اگه هروقت، هروقت که فکر کردی
‫«هی، میدونی، وقتشه که از اینجا برم»

00:13:34.371 --> 00:13:36.453
‫میدونی کِی میفهمی که من
‫از اینجا میرم؟

00:13:36.453 --> 00:13:39.745
‫هروقت که سرِ قبر من وایسادی، کنار
‫هرچی از سوگواری که برام میکنن مونده

00:13:39.745 --> 00:13:41.954
‫اونوقت میتونی با سگ‌هام راجع به این موضوع
‫مذاکره کنی

00:13:41.954 --> 00:13:44.079
‫یا با هرکسی که اینجارو براش میذارم

00:13:44.079 --> 00:13:46.204
‫ولی، میدونی، از اونجایی
‫که من هنوز نمُردم

00:13:46.204 --> 00:13:50.121
‫چرا از این وقت ارزشمند استفاده نکنم
‫و بهت یه نصیحت بکنم؟

00:13:50.121 --> 00:13:55.162
‫چرا دست از آوردنِ موش های مُرده‌ی آشغالدونی،
‫برای پدرت برنمیداری؟
‫[انقدر سنگشو به سینه‌ـت نزن]

00:13:55.162 --> 00:13:56.745
‫باشه؟

00:13:56.745 --> 00:13:58.121
‫- باشه
‫- باشه؟

00:13:58.121 --> 00:13:59.371
‫- باشه
‫- باشه

00:14:01.121 --> 00:14:03.745
‫باشه

00:14:03.745 --> 00:14:06.620
‫باشه، باشه

00:14:06.620 --> 00:14:09.620
‫پسر، برای من؟
‫کسایی که روم تاثیر میذارن کی‌ـن؟

00:14:09.620 --> 00:14:12.662
‫آره، منظورم اینه، به‌غیر از
‫چیزایی که مشخصه

00:14:13.745 --> 00:14:15.703
‫کربی، فرانک میلر
‫[نویسنده‌ی کامیک]

00:14:15.703 --> 00:14:18.870
‫- استرانکو، ایسنر [گرافیست و مدیر اجراییِ دیزنی]
‫- پس اینارو هم میشناسی؟

00:14:18.870 --> 00:14:21.620
‫- خب، معلومه
‫- واو...

00:14:21.620 --> 00:14:23.745
‫نه، من همیشه میدونی که، به...

00:14:23.745 --> 00:14:26.204
‫«ایستادن روی شونه‌ی غول‌ها»
‫و همچین چیزایی اعتقاد داشتم

00:14:26.204 --> 00:14:28.162
راه بلندبالایی برای سقوط کردنه
[اشاره به شکست خوردن]

00:14:28.162 --> 00:14:29.703
‫اگه اون بالاهایی

00:14:29.703 --> 00:14:32.371
‫بهتره مطمئن بشی که یه چیزی
‫تو چنته داری

00:14:34.703 --> 00:14:37.495
‫اوه، همه تخیلاتِ خودشون رو دارن

00:14:37.495 --> 00:14:39.995
‫همه تاثیر گذاری ای دارن

00:14:39.995 --> 00:14:44.620
‫سوال من ازت اینه که؛ نظرِ شخصی
‫خودت روی این موضوع چیه؟

00:14:48.954 --> 00:14:53.578
‫خب، امم... خب، اینجا
‫یه آشغالدونی‌ـه

00:14:53.578 --> 00:14:55.870
‫خوشحالم اومدیم اینجا، می‌تونیم
‫ترو تمیزش کنیم

00:14:55.870 --> 00:14:57.287
‫آره

00:14:57.287 --> 00:14:59.912
‫خب، تو قوی به‌نظر میرسی

00:14:59.912 --> 00:15:01.329
‫دست به کارت خوبه؟

00:15:01.329 --> 00:15:03.246
‫دوست دارم اینطور فکر کنم، آره

00:15:05.121 --> 00:15:09.412
‫اوف، آینه اینطور نشون میده
‫یا یه نفر کونِ منو دزدیده؟
‫[منظورش اینه کوچیک شده]

00:15:09.412 --> 00:15:10.495
‫امم

00:15:11.912 --> 00:15:14.246
‫آه...

00:15:15.495 --> 00:15:18.121
‫خب، اینجا جایی‌ـه که همه‌چی اتفاق میفته

00:15:18.121 --> 00:15:19.912
‫خب...

00:15:19.912 --> 00:15:21.121
‫آره

00:15:21.121 --> 00:15:22.578
‫بریلیوم وجود داره؟
‫[فلز بریلیوم به رنگ خاکستریِ فولادی]

00:15:23.829 --> 00:15:25.204
‫آره، خیلی

00:15:27.287 --> 00:15:29.287
‫پس...

00:15:29.287 --> 00:15:30.578
‫پس...

00:15:31.995 --> 00:15:34.703
‫چندتا آدم چند سال پیش
‫اومدن پیشمون...

00:15:34.703 --> 00:15:38.121
‫درواقع، یک‌سال پیش

00:15:40.329 --> 00:15:43.829
‫تو محله‌ی ردینگ، یه نفر به اسم
‫کِیسی دلاکرویکس

00:15:43.829 --> 00:15:45.371
‫و همکارش، اریک نیل

00:15:45.371 --> 00:15:47.246
‫از اسم مستعار استفاده می‌کردن

00:15:47.246 --> 00:15:48.995
‫من هیچوقت ندیدمشون، آدم‌هامون دیدن

00:15:50.745 --> 00:15:55.578
‫فقط یه تلاشِ ناموفق برای
‫کلاهبرداریِ نقره بود

00:15:55.578 --> 00:16:00.246
‫ولی دارنزو رو فرستادم تا
‫درمورد دلاکرویکس و نیل

00:16:00.246 --> 00:16:01.995
‫یکم بیشتر تحقیق کنه

00:16:03.412 --> 00:16:05.495
‫معلوم شد که یه پرونده پیدا کرد

00:16:05.495 --> 00:16:10.954
‫حدود 10 سال پیش، که شامل
‫یه دختر هم می‌شد

00:16:10.954 --> 00:16:13.829
‫24 ساله

00:16:13.829 --> 00:16:16.620
‫الوئیس برند

00:16:16.620 --> 00:16:20.703
یه بچه مایه دارِ لوس و ننر

00:16:20.703 --> 00:16:23.037
‫عاشق نیل شد

00:16:25.620 --> 00:16:29.037
‫- مطمئن نیستم...
‫- خب، معلوم شد

00:16:29.037 --> 00:16:33.037
‫برای نیل 9 ماه و نیم طول
‫کشید تا اینکارو بکنه

00:16:35.662 --> 00:16:39.121
‫- پس، اون...
‫- واقعاً روش کار کرد

00:16:39.121 --> 00:16:41.037
‫اونا نامزد کرده بودن

00:16:43.079 --> 00:16:45.329
‫و نیل هم این رابطه رو
‫کتمان نمی‌کنه

00:16:45.329 --> 00:16:46.787
‫میگه علاقه‌ـش رو از دست داد

00:16:48.204 --> 00:16:49.912
‫ولی به گفته‌ی دارنزو

00:16:49.912 --> 00:16:54.204
‫خانواده‌ی دختره مثل کوه
‫رو سرش خراب شدن

00:16:54.204 --> 00:16:56.578
‫ولی اتهاماتش طوری برداشته شد [تبرئه شد]

00:16:56.578 --> 00:17:01.787
‫که طبق یه قرارداد، پدرِ نیل
‫به زندان افتاد

00:17:03.745 --> 00:17:05.246
‫پدرِ خودشو فرستاد زندان؟

00:17:05.246 --> 00:17:07.662
‫درعوضِ آزادیِ خودش، آره

00:17:12.453 --> 00:17:15.829
‫پس، یه آدم تُرک به اسم جان کلیفورد داریم

00:17:15.829 --> 00:17:17.578
‫یکم بهمون بدهکاره

00:17:19.287 --> 00:17:22.204
‫تو این هفته قراره یه سری
‫به نیل بزنه

00:17:22.204 --> 00:17:25.954
‫پس، چی، میخوای روی یونجه بخوابی؟

00:17:25.954 --> 00:17:28.412
‫یا میخوای یونجه رو بخوری و
‫روی گهِ اسب‌ها بخوابی؟

00:17:28.412 --> 00:17:29.954
‫یه آپارتمانه

00:17:29.954 --> 00:17:31.745
‫که اتفاقی توی یه طویله‌ـست

00:17:31.745 --> 00:17:33.829
‫اوه، که اینطور

00:17:33.829 --> 00:17:35.329
‫خب، نمی‌خوام سازِ مخالف بزنم

00:17:35.329 --> 00:17:36.787
‫فقط میگم اینجا تو یه تخت داری که

00:17:36.787 --> 00:17:37.912
‫نیاز نیست بخوریش، همه‌ـش همین
‫[بازی با کلمات]

00:17:37.912 --> 00:17:39.620
‫آره، و مفتیه

00:17:39.620 --> 00:17:43.162
‫خب، منظورم اینه، باید برای اجاره‌ـش کار کنم

00:17:43.162 --> 00:17:45.329
‫ولی دسترسی کامل به استودیوش دارم

00:17:45.329 --> 00:17:48.620
‫که میتونم ازش استفاده کنم..
‫اونم استودیویِ اُلیویا لیک

00:17:48.620 --> 00:17:50.995
‫و قراره به کارام نگاه بندازه

00:17:50.995 --> 00:17:53.745
‫به کارات نگاه بندازه یا به آشغالات؟

00:17:57.121 --> 00:17:59.329
‫قراره به مدیر‌برنامه‌هاش نشون‌ـشون بده

00:18:02.703 --> 00:18:05.829
‫من... هنوز نمی‌فهمم

00:18:05.829 --> 00:18:08.162
‫منظورت چیه؟

00:18:08.162 --> 00:18:11.329
‫اون قراره، کارات رو به ملت نشون بده؟

00:18:11.329 --> 00:18:14.912
‫- مثل یه مربّی باشه؟
‫- آره

00:18:14.912 --> 00:18:15.995
‫چرا، چیز عجیبیه؟

00:18:15.995 --> 00:18:18.662
‫لورا، این... این
‫خیلی برام فرصت بزرگیه

00:18:22.453 --> 00:18:27.578
‫و درعوض، تنها چیزی که ازت می‌خواد
‫اینه که تو کارای مِلکش بهش کمک کنی؟

00:18:27.578 --> 00:18:28.954
‫آره

00:18:30.329 --> 00:18:32.371
‫لورا...

00:18:32.371 --> 00:18:34.453
‫راجع به چی انقدر نگرانی؟

00:18:35.870 --> 00:18:39.037
‫- اون منو مضطرب میکنه
‫- چطور؟

00:18:40.578 --> 00:18:42.204
‫من بهش اعتماد ندارم

00:18:42.204 --> 00:18:43.453
‫اریک؟

00:18:43.453 --> 00:18:46.204
‫اریک، هی، کلیف جونز هستم
‫از آشناییت خوشبختم

00:18:46.204 --> 00:18:48.662
‫ببخشید، انتظار نداشتم بازی
‫انقدر طول بکشه

00:18:48.662 --> 00:18:50.495
‫- جدول مسابقات رو داری؟
‫- نه، من...

00:18:50.495 --> 00:18:52.995
‫نه، کارای مهم‌تری داری که با
‫وقتت انجام بدی، درسته؟

00:18:52.995 --> 00:18:57.246
‫- آره
‫- خب، اسم منو از کی گرفتی؟

00:18:57.246 --> 00:19:00.037
‫مردم با مهارتت آشنان

00:19:00.037 --> 00:19:02.995
‫بیخیال، نمی‌تونیم کل سال
‫اینطوری بازی کنیم

00:19:02.995 --> 00:19:04.578
‫بجنبین!

00:19:04.578 --> 00:19:06.787
‫خب...

00:19:06.787 --> 00:19:09.495
‫- چرا اینجاییم؟
‫- آره

00:19:09.495 --> 00:19:13.037
‫آره، سوال یک میلیون دلاری
‫[نشانه‌ی ارزش این سوال]

00:19:13.037 --> 00:19:15.703
‫من نماینده‌ی یه زن هستم، که
‫خارج از کشور زندگی میکنه

00:19:15.703 --> 00:19:18.412
‫به‌نظر می‌رسه یه مِلکی هست که
‫چشم اونو گرفته

00:19:18.412 --> 00:19:22.162
‫منظورم از «چشمش رو گرفته» اینه که،
‫کاملاً رو این مِلک وسواس پیدا کرده
‫[حتماً میخوادش]

00:19:22.162 --> 00:19:24.204
‫پیشنهادهای سخاوتمندانه‌ای هم کرده

00:19:24.204 --> 00:19:25.703
‫ولی مالکش نمی‌فروشه؟

00:19:25.703 --> 00:19:28.371
‫خب... مالکش اینطوریه که اونایی
‫که میشناسنش میگن

00:19:28.371 --> 00:19:30.204
‫«یه وابستگیِ بیش از حد» به مِلکش داره

00:19:30.204 --> 00:19:32.912
‫بیش از حد، چون اون خیلی فعالیت‌ـش رو
‫گسترده کرده

00:19:32.912 --> 00:19:35.371
‫ولی... ولی بهت میگم چیه، اونایی
‫که دوستش دارن

00:19:35.371 --> 00:19:37.745
‫فکر میکنن واقعاً با کوچیک کردنش

00:19:37.745 --> 00:19:38.912
‫- راحت تره
‫- صحیح

00:19:38.912 --> 00:19:41.204
‫به نوعی، ما داریم بهش لطف می‌کنیم

00:19:42.620 --> 00:19:43.995
‫خیلی‌خب، منصفانه‌ـست

00:19:43.995 --> 00:19:47.578
‫ولی، منظورم اینه، تو آینده براش بهتره

00:19:47.578 --> 00:19:50.412
‫خب، ازم میخوای چیکار کنم؟

00:19:50.412 --> 00:19:52.412
‫مجبورش کن که مِلکش رو بفروشه

00:19:52.412 --> 00:19:54.912
‫و چرا فکر میکنی فقط من...

00:19:54.912 --> 00:19:55.995
‫الوئیس برند

00:19:58.371 --> 00:20:02.912
‫بذار بگیم، با یه جیبِ پر از پول
‫میشه ته و توی همه چیزو در آورد

00:20:02.912 --> 00:20:04.246
‫چی گیرِ من میاد؟

00:20:04.246 --> 00:20:07.287
‫خب، وقتی گفتم که این یه سوال
‫یک میلیون دلاریه...

00:20:07.287 --> 00:20:09.662
‫شوخی نمی‌کردم
‫[یعنی یک میلیون دلار دستمزدشه]

00:20:09.662 --> 00:20:11.329
‫طرف باید خیلی اینجارو دوست داشته باشه
‫[که قراره انقدر پول پاش بده]

00:20:11.329 --> 00:20:12.954
‫آره، جایِ مخصوصیه

00:20:12.954 --> 00:20:15.371
‫وقتی ببینی‌ـش، خودت میفهمی

00:20:15.371 --> 00:20:16.787
‫نصفِ پول رو اول می‌گیرم

00:20:16.787 --> 00:20:18.954
‫10 درصد اول می‌گیری

00:20:18.954 --> 00:20:21.453
‫بقیه‌ـش هم بعد از پایان کار

00:20:21.453 --> 00:20:24.703
‫کی خرجِ منو میده؟

00:20:24.703 --> 00:20:26.995
‫چیزی که تو این کیفه، چیزیه که
‫باید باهاش سر کنی، خیلی‌خب؟

00:20:26.995 --> 00:20:29.995
‫هی، اگه این کارو با سه تا نوار لاستیکی
‫و یه یادداشت انجامش بدی؟ [کم خرج]

00:20:29.995 --> 00:20:31.204
‫هرچی موند برای خودت

00:20:31.204 --> 00:20:33.412
‫مشتریِ من مطمئنه که
‫میتونی انجامش بدی

00:20:34.954 --> 00:20:38.537
‫2:44 دقیقه مونده و 4 تا عقبیم، بجنبین!

00:20:38.537 --> 00:20:40.870
‫داریم دکوراسیون استودیو رو
‫تغییر می‌دیم

00:20:40.870 --> 00:20:42.287
‫ایده‌ی اونه

00:20:42.287 --> 00:20:45.037
‫اوه، اون می‌خواد ایوون رو
‫رنگ کنه

00:20:46.495 --> 00:20:48.995
‫قطعاً درمورد اجاره هم حرف می‌زنیم

00:20:48.995 --> 00:20:51.662
‫- وسایل مورد نیاز هم توی طویله‌ست
‫- اممم

00:20:51.662 --> 00:20:53.662
‫استعدادی هم داره؟

00:20:56.121 --> 00:20:58.620
‫انزو که نیست، هست؟
‫[کشتی‌گیر حرفه‌ای آمریکایی]

00:21:01.787 --> 00:21:03.287
‫بفرما

00:21:05.037 --> 00:21:07.578
‫من یه استادِ آشپزی‌ام

00:21:07.578 --> 00:21:09.453
‫ممنون

00:21:09.453 --> 00:21:10.371
‫اوه

00:21:15.954 --> 00:21:16.995
‫خوبه؟

00:21:18.703 --> 00:21:20.620
‫- موفق باشی
‫- شانس من تویی، عزیزم

00:21:55.329 --> 00:21:56.954
‫تق، تق

00:21:56.954 --> 00:21:58.954
‫بفرما تو

00:21:58.954 --> 00:22:00.829
‫اوه، فکر کنم اینجا خیلی گرمه

00:22:00.829 --> 00:22:03.079
‫- آره
‫- بفرما، عزیزم

00:22:03.079 --> 00:22:05.204
‫این داشت یکم بو می‌گرفت،
‫برای همین درش آوردم

00:22:06.537 --> 00:22:08.453
‫خب، این میشه اولین پارچه‌ی کهنه‌مون
‫[به عنوان دستمال استفاده بشه]

00:22:08.453 --> 00:22:10.079
‫اولین پارچه کهنه‌ی ما

00:22:10.079 --> 00:22:11.829
‫- باشه؟
‫- باشه

00:22:11.829 --> 00:22:13.745
‫اوه!

00:22:13.745 --> 00:22:16.578
‫هی، این خیلی خوب شده

00:22:16.578 --> 00:22:18.912
‫آره، فقط می‌خواستم یکم بزرگتر
‫بسازمش

00:22:18.912 --> 00:22:20.371
‫یکم جا برای یه طرحی چیزی باشه

00:22:20.371 --> 00:22:24.371
‫و همینطور، میدونی که،
‫جا برای دونفر باشه

00:22:26.412 --> 00:22:29.079
‫اوه، برای من که...
‫پووووف

00:22:29.079 --> 00:22:31.995
‫چطوره این فکر رو با یه
‫مارگاریتا بشوریم ببریم؟

00:22:34.495 --> 00:22:36.745
‫- بدم نمیاد که اینکارو کنم
‫- خیلی‌خب

00:22:42.995 --> 00:22:45.246
‫اوه

00:22:47.037 --> 00:22:49.745
‫اوه، زود اومد. یه لحظه وایسا

00:22:49.745 --> 00:22:51.787
‫اوه، سلام!

00:22:51.787 --> 00:22:53.453
‫سلام!

00:22:53.453 --> 00:22:55.121
‫سلام!

00:22:55.121 --> 00:22:56.246
‫هی

00:22:56.246 --> 00:22:58.287
‫واو، اینجا خیلی قشنگه

00:22:58.287 --> 00:23:00.662
‫مگه نه؟ میدونستم که خوشت میاد

00:23:00.662 --> 00:23:02.037
‫بیا

00:23:02.037 --> 00:23:03.870
‫اوه، صبر کن!
‫لورا، لورا

00:23:03.870 --> 00:23:06.204
‫می‌خوام به یه نفر معرفیت کنم

00:23:06.204 --> 00:23:08.453
‫لورا، ایشون اُلیویا هستن

00:23:09.870 --> 00:23:11.121
‫سلام

00:23:13.954 --> 00:23:17.412
‫خب، اون گفت

00:23:17.412 --> 00:23:19.787
‫«اگه بتونی آشپزی کنی، می‌تونیم
‫آشپز رو اخراج کنیم»

00:23:19.787 --> 00:23:23.787
‫و منم گفتم؛ «ارنی،
‫اگه میتونستی بکُنی

00:23:23.787 --> 00:23:25.703
‫می‌تونستیم، راننده‌ی ماشینمون رو اخراج کنیم»
[‫]قطعه‌ای از شعرِ بِـث میدلر خواننده و ترانه سرای آمریکایی

00:23:36.745 --> 00:23:38.121
‫چیه؟

00:24:18.371 --> 00:24:20.412
‫- سلام
‫- سلام

00:24:20.412 --> 00:24:21.912
‫خانم لِـیک!

00:24:21.912 --> 00:24:24.162
‫دنیس کلاین

00:24:24.162 --> 00:24:27.912
‫ممنون به‌خاطر مهربانی
‫و پاسخگویی‌ـتون

00:24:27.912 --> 00:24:31.287
‫دهه‌هاست خودم تنها می‌شینم

00:24:31.287 --> 00:24:33.412
‫من باید اینجا بشینم، درسته؟

00:24:33.412 --> 00:24:36.121
‫آره، همونجا. و میخوای رو به
‫میز هم باشی

00:24:37.703 --> 00:24:42.204
‫124 هزار دلار برای...
‫برای اکتشاف

00:24:42.204 --> 00:24:45.079
فکر نکنم مشکلی پیش بیاد

00:24:45.079 --> 00:24:48.745
‫جدا از اون، 10 هزار دلار هم دستمزد منه

00:24:48.745 --> 00:24:50.787
‫که... بهش یکم فکر کردم

00:24:50.787 --> 00:24:53.703
‫و حاضرم از دستمزدم چشم‌پوشی کنم

00:24:53.703 --> 00:24:57.079
‫میدونی، به‌خاطر ریسکِ سرمایه‌گذاری

00:24:57.079 --> 00:24:59.954
‫خب، 114 هزار دلار باید بدیم

00:24:59.954 --> 00:25:03.620
‫و اگه چیزی که راجع بهش شک دارم،
‫درست باشه

00:25:03.620 --> 00:25:07.412
‫معلوم میشه، درواقع، درست باشه

00:25:07.412 --> 00:25:10.162
‫10 درصد از چیزی که

00:25:10.162 --> 00:25:13.495
‫پاداش نهاییتون هست، گیرم میاد

00:25:14.578 --> 00:25:16.246
‫اگه در نهایت سودی وجود داشته باشه

00:25:16.246 --> 00:25:20.329
‫می‌تونیم اینو به... 8 یا حتی 7.5 درصد

00:25:20.329 --> 00:25:24.037
‫کاهش بدیم

00:25:26.246 --> 00:25:28.329
‫و حقیقتاً

00:25:28.329 --> 00:25:31.662
‫و در آخر، اگه جای مذاکره ای باشه

00:25:31.662 --> 00:25:35.246
‫5 درصد تمام چیزیه که من نیاز دارم

00:25:36.329 --> 00:25:37.537
‫پس، اینم از این

00:25:37.537 --> 00:25:40.453
‫منظورم اینه، چیزی که نیاز دارین بدونین
‫رو در اختیار دارین

00:25:40.453 --> 00:25:43.287
‫یه نگاه بهش بندازین

00:25:43.287 --> 00:25:47.954
‫آه... و شماره‌ـم رو هم دارین

00:25:49.537 --> 00:25:52.162
‫یکم بهش فکر کنین

00:25:52.162 --> 00:25:54.371
‫و، آه... و من...

00:25:54.371 --> 00:25:55.703
‫از دیدنتون خیلی خوشحال شدم

00:25:55.703 --> 00:25:59.620
‫و امیدوارم... به زودی خبری ازتون
‫بشنوم

00:25:59.620 --> 00:26:01.037
‫ممنون

00:26:10.787 --> 00:26:13.287
‫آم، ببخشید

00:26:13.287 --> 00:26:15.829
‫یه نگاه انداختم و به خودم میگم

00:26:15.829 --> 00:26:19.412
‫«اون چهره‌ از کتابیه که من می‌پرستمش»

00:26:19.412 --> 00:26:22.578
‫و واقعاً متاسفم، ولی شنیدم

00:26:22.578 --> 00:26:25.829
‫که دوستتون چی می‌گفت

00:26:25.829 --> 00:26:27.662
‫میشه بشینم؟
‫زیاد نمی‌مونم

00:26:27.662 --> 00:26:30.662
‫یه قرار ساعت 2 دارم.
‫سلام، اریک نیل

00:26:30.662 --> 00:26:33.537
‫- اُلیویا لیک
‫- آره، معلومه که هستین

00:26:33.537 --> 00:26:36.453
‫آم، هممم

00:26:36.453 --> 00:26:39.121
‫به چیزی که می‌گفت اعتماد نداشتین؟

00:26:40.246 --> 00:26:43.537
‫حدس من اینه که، اگه تو گوگل یه سرچ
‫درموردش کنی...

00:26:43.537 --> 00:26:45.662
‫یه زمین شناسه؟

00:26:45.662 --> 00:26:47.620
‫پروفسورِ زمین شناسی

00:26:47.620 --> 00:26:50.662
‫صحیح، پس اگه چندتا لینک رو باز کنی

00:26:50.662 --> 00:26:55.453
‫میبرنت توی وبسایت یه دانشگاه،
‫و اونم اونجاست

00:26:55.453 --> 00:26:57.453
‫ولی بذار حدس بزنم...
‫اون...

00:26:57.453 --> 00:27:00.662
‫یه فامیل مریض، یا یه زنِ سابق،
‫یا همچین چیزی داره؟

00:27:00.662 --> 00:27:03.287
‫- یه دختر داره
‫- عالیه

00:27:03.287 --> 00:27:04.995
‫خب، اگه یکم بیشتر جستجو کنی

00:27:04.995 --> 00:27:09.371
‫یه‌چیزی مثلِ تصادف ماشین
‫یا هرچیزی، پیدا میکنی

00:27:09.371 --> 00:27:13.037
‫مثل، اسپینا بیفیدا. یه مریضیِ
‫کم‌یاب خونی

00:27:13.037 --> 00:27:14.371
‫اونوقت میگی، «لعنتی»

00:27:14.371 --> 00:27:16.371
‫«این بیچاره داره راستشو میگه»

00:27:16.371 --> 00:27:20.121
‫و اونوقت سرچ میکنی... شرکتی
‫که داشت راجع بهش حرف می‌زد چی بود؟

00:27:21.703 --> 00:27:23.329
‫- اوگدن اور
‫- صحیح

00:27:23.329 --> 00:27:26.037
‫و یه سودِ خیلی‌زیاد توی
‫اگودن اور می‌بینی

00:27:26.037 --> 00:27:28.204
‫راجع به بازسازیِ
‫معادن نقره

00:27:28.204 --> 00:27:29.703
‫ولی یه تماس باهات می‌گیرن

00:27:29.703 --> 00:27:31.412
‫یه فکر دیگه داره

00:27:31.412 --> 00:27:34.079
‫نمی‌خواد رئیس هاشو دور بزنه

00:27:34.079 --> 00:27:37.246
‫ولی توی ذهنت، یه صدایِ کوتاه
‫زمزمه میشه

00:27:37.246 --> 00:27:41.037
‫«اوگدن اور ... سود کرد» هر رقمی
‫که بهت گفت

00:27:41.037 --> 00:27:42.620
‫72 میلیون

00:27:42.620 --> 00:27:46.870
‫که به خودت میگی؛
‫«باهاش میشه کلّی قلم مو خرید»

00:27:46.870 --> 00:27:50.079
‫و حالا میگی؛ «شرکت ردیف میشه،

00:27:50.079 --> 00:27:52.329
‫اونا همین الآن ...کردن»، راجع به هرچیزی که
‫اون گفت سود کردن..

00:27:52.329 --> 00:27:54.412
‫«دستمزدشون هم پایِ خودشون بود»

00:27:54.412 --> 00:27:57.703
‫و این وقتیه که اون می‌فهمه، گیرت انداخت

00:27:59.578 --> 00:28:01.537
‫و بعد اون...

00:28:02.620 --> 00:28:04.578
‫قیمت رو می‌بره بالا

00:28:04.578 --> 00:28:07.246
‫اونارو کم‌تر میکنه

00:28:07.246 --> 00:28:11.287
‫چون همه‌چی به...

00:28:11.287 --> 00:28:13.079
‫اعتماد ربط داره

00:28:24.079 --> 00:28:26.578
‫تو چطور اینارو میدونی؟

00:28:26.578 --> 00:28:28.371
‫اوه، پسر

00:28:28.371 --> 00:28:30.745
‫با همچین چیزی زندگی کردم تا بزرگ بشم

00:28:30.745 --> 00:28:35.829
‫پدر من یه لِوِل بالاتر از رفیقمون
‫که اینجا بود، بود

00:28:40.745 --> 00:28:42.787
‫منظورت چیه؟

00:28:42.787 --> 00:28:44.703
‫مثل پانزی بود
‫[هنرپیشه و شیـاد ایتالیایی که با جلب اعتمادِ
‫شرکت های مختلف، به آنها کلک می‌زد]

00:28:44.703 --> 00:28:46.079
‫خیلی‌بده

00:28:46.079 --> 00:28:49.079
‫حقوق‌بازنشستگیِ مردم،
‫سرمایه‌ی دانشکده‌ها

00:28:49.079 --> 00:28:50.620
‫بازنشسته‌ها

00:28:50.620 --> 00:28:53.620
‫آره، ساعت 2 شد، لعنتی

00:28:53.620 --> 00:28:56.371
‫ولی اینا همه‌ـش نظرِ من بود فقط

00:28:56.371 --> 00:28:58.787
‫و امیدوارم راجع به...اشتباه کنم

00:28:59.995 --> 00:29:01.495
‫دنیس کلاین

00:29:01.495 --> 00:29:03.912
‫راجع به دنیس کلاین، آره

00:29:03.912 --> 00:29:07.495
‫به‌ هر حال، از ملاقاتتون
‫خیلی خوشحال شدم

00:29:07.495 --> 00:29:09.162
‫موفق باشین

00:29:12.246 --> 00:29:15.829
‫پدرش یه آدم مثل پانزی بود،
‫یا همچین چیزی

00:29:15.829 --> 00:29:20.495
‫فکر می‌کنم اریک حس میکنه یه کارمای
‫خاصی برای حل کردن مشکلات داره

00:29:20.495 --> 00:29:23.745
‫واقعاً؟
‫این چیزیه که اریک فکر میکنه؟

00:29:23.745 --> 00:29:25.662
‫فکر میکنه ساعت الآن چنده؟

00:29:25.662 --> 00:29:28.412
‫یا باید به ساعت نگاه کنم؟

00:29:28.412 --> 00:29:29.662
‫اونجاست

00:29:29.662 --> 00:29:31.204
‫درست همونجا، چی فکر میکنی؟

00:29:31.204 --> 00:29:34.121
‫منظورت اون نقطه، بین بقیه‌ی
‫نقطه هاست؟
‫[یعنی از اینجا اصلاً معلوم نیست]

00:29:34.121 --> 00:29:36.079
‫وقتی اومد نزدیک تر بهت خبر می‌دم

00:29:36.079 --> 00:29:39.329
‫اوه، نه. تو امروز بهش از این
‫نزدیک‌تر نمیشی

00:29:39.329 --> 00:29:41.453
‫آروم باش، خیلی لطیف
‫باهاش رفتار می‌کنم

00:29:42.995 --> 00:29:44.204
‫داره میاد

00:29:44.204 --> 00:29:45.912
‫خیلی‌خب، داره میاد پایین

00:29:45.912 --> 00:29:47.620
‫برو... نه، وایسا

00:29:47.620 --> 00:29:50.578
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟
‫منظورم اینه، واسه چی اینجام مثلاً؟

00:29:50.578 --> 00:29:54.371
‫آم، اینکه اومدی دنبالش چطوره؟

00:29:54.371 --> 00:29:57.287
‫و اینکه میخواستی باهاش حرف بزنی
‫و ازش تشکر کنی؟

00:29:57.287 --> 00:30:01.287
‫نه، چون هرچیزی که درمورد دنیس کلاین
‫گفت، درست از آب در اومد

00:30:04.495 --> 00:30:06.412
‫باور کنی یا نه، بعضی وقت‌ها
‫بهترین راه برای اینکه

00:30:06.412 --> 00:30:07.912
‫به‌نظر برسه که داری حقیقت رو میگی

00:30:07.912 --> 00:30:10.870
‫اینه که واقعاً حقیقت رو بگی

00:30:10.870 --> 00:30:13.620
‫دنیس کلاین انگار یه وینگ‌مَـنِ [کسی که شما رو با بقیه آشنا میکنه]
‫خیلی خوب از آب در اومد

00:30:13.620 --> 00:30:16.037
‫بهت یه علامتِ کوچیک میدم

00:30:16.037 --> 00:30:17.870
‫نه، علامتی نمیخواد بدی

00:30:17.870 --> 00:30:21.037
‫خیلی محتاطانه اینکارو می‌کنم، قول میدم

00:30:21.037 --> 00:30:23.329
‫هی، اریک

00:30:23.329 --> 00:30:25.162
‫- سلام
‫- اوه، سلام

00:30:25.162 --> 00:30:28.870
‫اوه، پشتم نباید بعد از 4 دور
‫انقدر درد بکنه

00:30:30.537 --> 00:30:32.662
‫- چه‌طور میگذره؟
‫- خوب

00:30:32.662 --> 00:30:34.787
‫خب، این بالا دیدمت و من...

00:30:34.787 --> 00:30:37.412
‫خب، راجع به همه‌چیز حق با تو بود،
‫می‌خواستم اینو بهت بگم

00:30:37.412 --> 00:30:38.954
‫- ته و توش رو در آوردی؟
‫- آره

00:30:38.954 --> 00:30:41.079
‫منظورم اینه، من فقط یه حسی داشتم

00:30:41.079 --> 00:30:43.495
‫و، میدونی، رک و راست
‫باهاش حرف زدم

00:30:43.495 --> 00:30:45.246
‫مثلِ، چه کاسه‌ای زیرِ نیم‌کاسه‌ـته؟

00:30:45.246 --> 00:30:47.453
‫در حالت عادی، تو بهش اعتماد می‌کردی

00:30:47.453 --> 00:30:50.745
‫ولی بخشی از تو که میخواست که
‫اون واقعاً حقیقت رو گفته باشه...

00:30:50.745 --> 00:30:53.412
‫- حاکم شد
‫- دقیقاً

00:30:53.412 --> 00:30:54.745
‫اینا کارشون اینه

00:30:54.745 --> 00:30:57.204
‫تو رو توی شک و شبهه های
‫خودت هدایت میکنن

00:30:57.204 --> 00:31:00.204
‫و از یه طرف دیگه مثل یه موج‌سوار میان بیرون

00:31:00.204 --> 00:31:03.246
‫هی، مشکل بچه‌ـش چی بود؟
‫[اینکه درموردش برای جلب اطمینان دروغ نوشته باشه]

00:31:03.246 --> 00:31:04.995
‫اوه، سرطان

00:31:04.995 --> 00:31:06.745
‫- نه
‫- آره

00:31:06.745 --> 00:31:09.079
‫فکر میکردی یه چیزِ مبتکرانه‌تر
به ذهنش بیاد

00:31:09.079 --> 00:31:11.662
‫درسته؟ مثلِ بیماریِ لایم

00:31:11.662 --> 00:31:14.287
‫- آره، یا بیماریِ پایکا
‫- صبرکن، این دیگه چه بیماری‌ایه؟

00:31:14.287 --> 00:31:17.329
‫پایکا... بیماری‌ایه که بر اثر خوردن
‫چیزایی که غذا نیستن ایجاد میشه

00:31:17.329 --> 00:31:21.037
‫مثل خوردنِ گچ، دیوار پوش و نردبون

00:31:22.412 --> 00:31:24.037
‫- خوشم اومد
‫- آره

00:31:24.037 --> 00:31:27.037
‫- یا بیماری‌ای که خیلی سریع پیر میشی
‫- دقیقا!

00:31:27.037 --> 00:31:29.204
‫تصویری از بچه‌ـش که توی دیزنی لَـنده

00:31:29.204 --> 00:31:31.912
‫یا به دیدن لبران رفته
‫[لبران جیمز؛ بسکتبالیستِ معروف آمریکایی]

00:31:31.912 --> 00:31:34.620
‫خب، میدونی، از هدر رفتن کلّی
‫پول، نجاتم دادی

00:31:34.620 --> 00:31:38.121
‫و حس می‌کنم بهت مدیونم

00:31:38.121 --> 00:31:43.287
پس بیا بگیم که من یه نوشیدنی‌ای
چیزی برات بخرم

00:31:43.287 --> 00:31:44.912
نوشیدنی عالی می‌شه -
خیلی‌خب -

00:31:44.912 --> 00:31:46.121
الان چطوره؟ -
الان چطوره؟ -

00:31:46.121 --> 00:31:47.745
چون دارم یخ می‌زنم

00:31:58.371 --> 00:32:00.287
بسیارخب، من عاشق
فرهنگ اسکی‌ام

00:32:00.287 --> 00:32:01.995
کسی چیزی نمی‌دزده

00:32:01.995 --> 00:32:04.495
نمی‌دونم، هیجان‌انگیز به‌نظر می‌رسه

00:32:04.495 --> 00:32:07.287
منطورم اینه، هر چند سال
،یه شرکت جدید

00:32:07.287 --> 00:32:09.079
،یه شروع تازه

00:32:09.079 --> 00:32:11.287
یادگیری چیزهای جدید

00:32:11.287 --> 00:32:13.745
...می‌دونی، مثل چیز به‌نظر می‌رسه

00:32:13.745 --> 00:32:16.620
نقش‌پذیری»، مثل یه بچه اردک»
[ روان‌شناسی؛ به ويژه در تربیت حیوانات جوان ]

00:32:18.703 --> 00:32:20.246
همینطوره. همینطور بود

00:32:20.246 --> 00:32:21.745
راست‌ـش اینطور نیست

00:32:21.745 --> 00:32:24.787
کاری که می‌کنم، خوب نیست

00:32:24.787 --> 00:32:27.495
...منظورم اینه، غیرقانونی نیست، ولی

00:32:27.495 --> 00:32:31.995
در آخر که حساب کنی، می‌بینی من اساساً
چهارسال رو صرف دانشگاه کردم

00:32:31.995 --> 00:32:35.829
و دوسال رو هم صرف دانشکده‌ی
...کسب‌وکار کردم تا یه

00:32:35.829 --> 00:32:38.121
فرشته‌ی مرگ صرف باشم

00:32:38.121 --> 00:32:39.912
باورش برام سخته

00:32:39.912 --> 00:32:42.829
تجدید سازمان یه شرکت چنین چیزیه

00:32:42.829 --> 00:32:47.121
تو تصمیم می‌گیری که کی زنده بمونه
و کی باید بره خونه

00:32:47.121 --> 00:32:49.703
و خبرش رو به زن و بچه‌ش بده

00:32:49.703 --> 00:32:52.578
آخه به تو نمی‌خوره

00:32:52.578 --> 00:32:55.537
منظورم اینه، در هر صورت
توی ذهن‌ـم که اینطور نیست

00:32:55.537 --> 00:32:58.912
خب، راست‌ـش من واسه همین اینجام

00:32:58.912 --> 00:33:02.870
سعی دارم از اون فضا دور باشم
و ذهن‌ـم رو تازه کنم

00:33:02.870 --> 00:33:06.703
،که به همین خاطر... واقعاً متأسفم
ولی باید برم

00:33:06.703 --> 00:33:09.870
با یه کاریاب توی سالت‌لیک
دیدار می‌کنم

00:33:09.870 --> 00:33:11.954
...و همین الان‌ـشم

00:33:11.954 --> 00:33:13.620
خب، برو

00:33:13.620 --> 00:33:17.121
اون سرها رو شکار کُن
[ بازی با کلمات؛ معنی دیگر هدهانتر: شکارگر سر ]

00:33:17.121 --> 00:33:20.995
...آم، ولی این چیز بود

00:33:22.246 --> 00:33:23.578
می‌دونی چیه؟

00:33:23.578 --> 00:33:26.246
من خیلی گرسنه‌م که بخوام
تا سالت‌لیک رانندگی کنم

00:33:26.246 --> 00:33:28.662
تو چطور؟

00:33:28.662 --> 00:33:30.246
منم می‌تونم غذا بخورم

00:33:30.246 --> 00:33:33.453
،پس، اریک می‌گه
چیزی مبتکرانه‌تر »

00:33:33.453 --> 00:33:36.371
« از اون، به ذهن‌ـش نیومد؟

00:33:36.371 --> 00:33:40.495
بعدش شروع کردیم به عیب‌جویی
از تمام این بیماری‌های عجیب‌غریب

00:33:41.995 --> 00:33:44.204
به‌گمونم خودت باید می‌بودی
تا درک کنی

00:33:44.204 --> 00:33:47.037
بگذریم، خب، اون اینجاست

00:33:47.037 --> 00:33:49.745
،چون قراره یه شرکت رو مجزا کنه

00:33:49.745 --> 00:33:52.371
...ولی، می‌دونی، اون یه‌جورایی

00:33:52.371 --> 00:33:55.246
نظرش عوض شد

00:33:55.246 --> 00:33:57.246
و می‌خواد زندگی‌ـش رو تغییر بده

00:33:57.246 --> 00:34:00.121
پس، منظورم اینه، امروز
اینجا داره همین‌کارو می‌کنه

00:34:00.121 --> 00:34:03.662
می‌خواست بره به سالت‌لیک‌سیتی
،تا با کاریاب‌ـش دیدار کنه

00:34:03.662 --> 00:34:07.662
و... ولی لغوش کرد

00:34:07.662 --> 00:34:10.703
تا بتونه با من شام بخوره

00:34:10.703 --> 00:34:12.870
آره

00:34:12.870 --> 00:34:16.121
و... ببین، من باید برم

00:34:16.121 --> 00:34:17.954
وگرنه فکر می‌کنه که
تمام مدت رو

00:34:17.954 --> 00:34:20.787
توی دستشویی بودم

00:34:20.787 --> 00:34:22.787
یه آینه؟

00:34:22.787 --> 00:34:27.162
خب، نه، تو بیشتر مثل
تکه‌هایی از یه آینه هستی

00:34:27.162 --> 00:34:30.537
« مردم من رو به چه چشمی می‌بینن »
یه تکه‌شه

00:34:30.537 --> 00:34:34.787
« معاشر و شور و نشاط مهمونی »
یه تکه‌ی دیگه‌ست

00:34:34.787 --> 00:34:36.371
تکه‌ی هنرمند

00:34:36.371 --> 00:34:37.954
زن با اعتماد به نفس و جااُفتاده

00:34:37.954 --> 00:34:40.578
دختر کوچولوی آسیب‌پذیر

00:34:40.578 --> 00:34:42.995
خیریه. ولی پُشت‌ـش چیه؟

00:34:42.995 --> 00:34:44.745
این چیزی‌ـه که من در موردش کنجکاوم

00:34:44.745 --> 00:34:48.829
اوه، خب، به همین خاطره که یه نقاشی رو
جوری آویزون می‌کنی که نماش معلوم باشه

00:34:48.829 --> 00:34:52.995
کی دل‌ـش می‌خواد تمام
سیم‌ها و پونزها و قاب رو ببینه؟

00:34:52.995 --> 00:34:54.662
من -
!اوه -

00:34:54.662 --> 00:34:56.829
و من اطمینان ندارم
،چون هنرمند نیستم

00:34:56.829 --> 00:34:58.620
ولی خواهرم هست

00:34:58.620 --> 00:35:01.246
خب، دل‌ـش می‌خواد باشه، ولی
چنین چیزی بهت نمی‌گه

00:35:01.246 --> 00:35:02.995
بهت می‌گه که علاقه‌ای نداره

00:35:02.995 --> 00:35:04.453
حرف‌ـت رو باور نمی‌کنم

00:35:04.453 --> 00:35:07.870
در مورد خواهرم؟ -
نه، در مورد خودت. خودت رو -

00:35:07.870 --> 00:35:10.246
تو یه بازیگری

00:35:10.246 --> 00:35:13.578
خیلی‌خب، از اونجایی که داریم
،افشاگری می‌کنیم

00:35:13.578 --> 00:35:16.662
،من یه بار، توی دوران راهنمایی
یه نمایش تک‌نفره انجام دادم

00:35:16.662 --> 00:35:19.870
خیلی ضایع بود، ولی سریع
عبرت‌ـم رو گرفتم

00:35:19.870 --> 00:35:22.662
و مادرم متخصص تزئینات داخلی بود

00:35:22.662 --> 00:35:24.620
خب، اون هنرمندانه‌ست

00:35:24.620 --> 00:35:27.995
و بابام، مسلماً نبود

00:35:27.995 --> 00:35:29.287
اشتباهـه

00:35:29.287 --> 00:35:32.662
خودت بهم گفتی که اون
...یه هنرمند

00:35:32.662 --> 00:35:36.662
.هنرمند شیاد بود
اوه، خدای من، حق با توئه

00:35:36.662 --> 00:35:38.912
احتمالاً اون بهترین هنرمند
در بین ماست

00:35:38.912 --> 00:35:40.495
!اه

00:35:40.495 --> 00:35:42.162
کجا بودم؟

00:35:42.162 --> 00:35:45.537
در مورد من می‌گفتی

00:35:45.537 --> 00:35:48.329
درسته

00:35:48.329 --> 00:35:54.246
بزرگترین تکه در زیر 85 میلیون
...تکه از اُلیویا لیک

00:35:54.246 --> 00:35:57.537
تنهایی چیزی‌ـه که می‌بینم

00:35:57.537 --> 00:36:00.453
اون چیزی‌ـه که باقی چیزها
...دارن روش سرپوش می‌ذارن

00:36:00.453 --> 00:36:04.037
علاقه به ارتباط برقرارکردن
،و ناتوانی در این کار

00:36:04.037 --> 00:36:05.745
بنا به هر دلیلی

00:36:05.745 --> 00:36:07.578
نزدیک شدم؟

00:36:07.578 --> 00:36:09.329
خیلی نزدیک؟

00:36:11.162 --> 00:36:13.912
اریک

00:36:16.995 --> 00:36:21.745
از نمایش‌ـت بهم بگو

00:36:21.745 --> 00:36:23.329
اه، خیلی نزدیک شده بودم

00:36:23.329 --> 00:36:25.787
داریم موضوع رو عوض می‌کنیم

00:36:25.787 --> 00:36:28.578
اسمـش چی بود؟

00:36:28.578 --> 00:36:31.703
« تقلیدگر »
[ کسی که ادای دیگران را درمی‌آورد ]

00:36:32.162 --> 00:36:33.870
خوشم اومد

00:36:33.870 --> 00:36:36.246
من بودم که چندتا تقلید ضایع
...انجام می‌دادم

00:36:36.246 --> 00:36:39.578
،افراد معروف، باقی بچه‌های مدرسه

00:36:39.578 --> 00:36:41.329
چندتا شخصیت که از خودم
،درآورده بودم‌شون

00:36:41.329 --> 00:36:45.079
ولی اساساً همه‌شون شبیه خون‌آشام
از آب در اومدن

00:36:45.079 --> 00:36:46.870
چرا می‌پرسی؟

00:36:46.870 --> 00:36:50.037
چون به‌نظر من آثار هنری بچه‌ها

00:36:50.037 --> 00:36:55.870
صد در صد بازنمودی از
کسی که هستن‌ـه

00:36:55.870 --> 00:36:58.662
...به‌نظرم

00:36:58.662 --> 00:37:03.029
به‌نظرم شاید آخرین‌باری باشه که
حقیقت رو می‌گیم

00:37:05.620 --> 00:37:07.246
احتمالاً درسته

00:37:10.371 --> 00:37:11.912
اوه، خدای من

00:37:11.912 --> 00:37:14.287
فکر کنم داریم جلوی این آدما رو
از رفتن به خونه، می‌گیریم

00:37:14.287 --> 00:37:15.620
خیلی متأسفم

00:37:15.620 --> 00:37:18.371
صورت‌حساب رو بیارید

00:37:18.371 --> 00:37:23.287
اون بچه‌ها رو تقریباً »
...سه‌بار در روز

00:37:23.287 --> 00:37:27.829
می‌بره به راه جنگلی و چندین‌بار
.داستان‌ـش رو براشون تعریف می‌کنه

00:37:27.829 --> 00:37:31.537
« رقت‌انگیزه -
چرا باید چنین داستان‌هایی رو بنویسن؟ -

00:37:31.537 --> 00:37:35.620
چون مدتی همونطوری بود

00:37:37.162 --> 00:37:40.495
حتی از نظر من هم رقت‌انگیز بود -
...آه -

00:37:40.495 --> 00:37:45.662
می‌دونی، زمانی که من این رو
...به‌وجود آوردم، من

00:37:45.662 --> 00:37:49.787
احساس اون یاروی اهل
کره‌ی شمالی رو داشتم

00:37:49.787 --> 00:37:51.246
چی؟

00:37:51.246 --> 00:37:54.995
انگار داشتم یه بنای یادبود
برای عزت نفس خودم می‌سازم

00:37:54.995 --> 00:37:58.495
نه، راست‌ـش رو بخوای تو فقط سعی داشتی
یه چیزی تاحدی ماندگار از چیزی که

00:37:58.495 --> 00:38:04.162
همیشه حس یه معجزه‌ی
...یک‌دوره‌ای و زودگذر رو داشت

00:38:04.162 --> 00:38:06.162
بسازی

00:38:06.162 --> 00:38:08.453
یه جا خوندم که کُل داستان

00:38:08.453 --> 00:38:10.870
از یه رؤیا نشأت گرفت

00:38:10.870 --> 00:38:12.578
درسته...؟

00:38:12.578 --> 00:38:14.662
...منظورم اینه

00:38:14.662 --> 00:38:16.412
فقط نگاه کن

00:38:16.412 --> 00:38:18.037
...انگار که

00:38:18.037 --> 00:38:21.620
انگار که یه ستاره از آسمون‌ها
سقوط کرد

00:38:21.620 --> 00:38:24.703
و من یه سبد نگه داشته بودم

00:38:24.703 --> 00:38:27.371
کُل‌شو توی 45 ثانیه
یادداشت کردم

00:38:27.371 --> 00:38:30.287
و در عرض دوهفته
...رسمـش کردم، و

00:38:32.037 --> 00:38:35.329
اون 26 سال پیش بود

00:38:35.329 --> 00:38:39.662
پس، به‌نظر نمی‌رسه که
از طرف تو بوده

00:38:39.662 --> 00:38:41.121
،چون اگه بود

00:38:41.121 --> 00:38:45.079
چرا دوباره نمی‌تونی تکرارش کنی؟

00:38:45.079 --> 00:38:49.246
ولی، هـی، ببین، تمام اینا رو
برات به ارمغان آورد

00:38:51.037 --> 00:38:54.620
که دیوانه‌کننده‌ـست

00:38:54.620 --> 00:38:57.578
...و فرض می‌کنم که حفظ‌کردن‌ـش

00:38:57.578 --> 00:39:00.287
باید سخت باشه

00:39:00.287 --> 00:39:03.246
حفظ‌کردن زمین یا زندگی؟

00:39:03.246 --> 00:39:05.495
خب، جفت‌ـش

00:39:05.495 --> 00:39:08.453
خب، زمین یه خدمه داره

00:39:08.453 --> 00:39:10.829
مجبور شدم بذارم کُلی‌شون برن

00:39:10.829 --> 00:39:13.537
یه مستأجر دارم که توی طویله
زندگی می‌کنه

00:39:13.537 --> 00:39:16.121
،اگه بتونم متقاعدش کنم
کار هم می‌کنه

00:39:19.412 --> 00:39:22.121
ولی، آره، سخت‌ـه

00:39:23.578 --> 00:39:25.745
و زندگی؟

00:39:25.745 --> 00:39:28.578
ما بدون زندگی، چی هستیم؟

00:39:33.412 --> 00:39:36.829
سعی دارم تصمیم بگیرم که
بهتره دعوت‌ـت کنم داخل یا نه

00:39:38.787 --> 00:39:40.745
می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

00:39:40.745 --> 00:39:42.537
...اریک

00:39:44.329 --> 00:39:46.537
باید بذاری این یه کار رو خودم بکنم

00:39:48.787 --> 00:39:53.329
اگه این‌کارو نکنیم
شب بهتری خواهیم داشت

00:39:56.620 --> 00:39:58.787
این چیزی‌ـه که من می‌خوام

00:40:02.204 --> 00:40:05.121
سپاسگزارم

00:40:05.121 --> 00:40:07.121
گرچه دوست دارم باهات
،تماس بگیرم

00:40:07.121 --> 00:40:09.121
اگه از نظرت مشکلی نداشته باشه

00:40:14.703 --> 00:40:16.829
خیلی هم خوشحال می‌شم

00:40:20.162 --> 00:40:22.870
این چیزی‌ـه که من در موردش کنجکاوم

00:40:22.870 --> 00:40:25.412
خب، شاید به همین خاطر
کار هنری انجام می‌دی

00:40:25.412 --> 00:40:27.329
،مثلاً... نمی‌دونم، من هنرمند نیستم

00:40:27.329 --> 00:40:30.870
ولی شاید ته وجودت، تنها هستی

00:40:30.870 --> 00:40:35.912
،و هنرت راهی برای ارتباط برقرارکردن
راهی برای پُل‌زدن‌ـه

00:40:35.912 --> 00:40:37.495
نمی‌دونم

00:40:37.495 --> 00:40:40.578
تنهایی؟

00:40:40.578 --> 00:40:43.787
این بهترین برداشتی‌ـه که من دارم

00:40:43.787 --> 00:40:47.995
کنجکاوم که شاید یه‌جورایی

00:40:47.995 --> 00:40:50.121
اینجا تنها باشی

00:40:53.954 --> 00:40:55.787
اون می‌گه که دل‌ـش می‌خواد
،از حقیقت تمام این‌ها مطلع بشه

00:40:55.787 --> 00:40:57.371
ولی اینطور نیست

00:40:57.371 --> 00:41:00.412
خودتم می‌دونی، درسته؟
مردم چنین چیزی رو نمی‌خوان

00:41:00.412 --> 00:41:04.287
،می‌گن که می‌خوان
ولی بعدش نمی‌خوان

00:41:04.287 --> 00:41:06.537
...وقتی از حقیقت مطلع می‌شن

00:41:06.537 --> 00:41:08.537
اون دل‌ـش نمی‌خواد مطلع بشه
...یا اینکه

00:41:08.537 --> 00:41:11.703
می‌خواد

00:41:11.703 --> 00:41:14.495
و بعدش می‌شه. و اونوقت بعدش
چی می‌شه؟

00:41:14.495 --> 00:41:19.121
وقتی از حقیقت مطلع بشه
چی می‌شه؟

00:41:25.371 --> 00:41:28.703
گزارش؟ خیلی‌خب، این چیزی‌ـه که
قراره گزارش بدی

00:41:28.703 --> 00:41:31.995
اُلیویا لیک یه دستگاه قهوه‌ساز نیست

00:41:31.995 --> 00:41:34.453
همینطوری به سوپاپ‌ـش
،ضربه نمی‌زنی

00:41:34.453 --> 00:41:37.412
،دکمه‌شو فشار نمی‌دی
و انتظار داشته باشی کار کنه

00:41:41.246 --> 00:41:43.578
و من دارم دهن خودم رو
سرویس می‌کنم

00:41:43.578 --> 00:41:45.578
حالا این مشتریه کی هست؟

00:41:49.745 --> 00:41:51.995
اون یه انسان‌ـه، خیلی‌خب؟

00:41:51.995 --> 00:41:54.329
و کم‌کم دارم شک می‌کنم
که مشتری عزیزت

00:41:54.329 --> 00:41:56.870
انسان نباشه

00:41:56.870 --> 00:42:01.162
ببین، یا بذار کارم رو بکنم
یا نشان رمزی رو بهم بده

00:42:01.162 --> 00:42:04.495
و اون می‌تونه پول‌ـش رو منهای
چیزی که من تا الان خرج کردم، پس بگیره

00:42:07.037 --> 00:42:09.662
بعداً باهات صحبت می‌کنم

00:42:09.662 --> 00:42:11.787
دارم روش کار می‌کنم

00:42:11.787 --> 00:42:13.662
یا پیغمبر. خداحافظ

00:42:17.745 --> 00:42:20.829
کاری که شروع کردی رو تموم کن

00:42:20.829 --> 00:42:22.453
فکر نمی‌کنید داره دل‌رحم می‌شه؟

00:42:24.745 --> 00:42:26.121
شاید

00:42:27.829 --> 00:42:30.371
یه قطار واسه 9:15 از سالت‌لیک
،هست که به دالاس می‌رسه

00:42:30.371 --> 00:42:31.954
و بعدش مستقیم می‌ره
به سمت مارسی

00:42:31.954 --> 00:42:35.121
سلام من رو به تلما برسون

00:42:35.121 --> 00:42:36.620
پس، چیه...؟

00:42:38.121 --> 00:42:39.453
اوه، خیلی‌خب

00:42:39.453 --> 00:42:42.912
،آم، ببین، می‌تونم بمونم
جدی‌تر ازش سواری بگیرم

00:42:42.912 --> 00:42:45.453
نه، نمی‌خوام چیزی رو
به خطر بندازم

00:42:45.453 --> 00:42:47.412
یه‌مقدار بهش فضا می‌دیم

00:42:47.412 --> 00:42:50.870
دیگه باهاش تماس نگیر
مگراینکه اول خودش باهات تماس بگیره

00:42:50.870 --> 00:42:52.246
خیلی‌خب

00:42:54.954 --> 00:42:57.079
باقی سهمم چی می‌شه؟

00:42:58.453 --> 00:43:01.079
سهمت همونی‌ـه که همیشه بود

00:43:01.079 --> 00:43:02.662
اگه بتونه مِلک رو گیر بیاره
کُلش گیرت میاد

00:43:02.662 --> 00:43:04.829
در هر صورت، بدهی‌ـت صاف شده

00:43:07.495 --> 00:43:08.870
...آم

00:43:10.662 --> 00:43:14.537
اگه اجازه هست، این قضیه واقعاً
در مورد چیه؟

00:43:14.537 --> 00:43:17.162
پدرم واقعاً عاشق چشم‌اندازهای
ناب بود

00:43:17.162 --> 00:43:19.453
و من می‌خواستم یه کار قشنگ
براش انجام بدم

00:43:22.870 --> 00:43:24.703
ممنون که توی این قضیه کمک می‌کنی

00:43:36.453 --> 00:43:37.829
!سلام

00:43:37.829 --> 00:43:40.204
خونه‌ای؟ -
توی آشپزخونه‌م -

00:43:57.870 --> 00:44:00.537
اوه، قیافه‌ت جوریه که انگار همین الان
روی فرش‌ـم ریدی

00:44:00.537 --> 00:44:02.079
و کون‌ـت رو با پرده پاک کردی

00:44:02.079 --> 00:44:04.037
چه خبره؟ -
نمی‌تونم بهت بگم -

00:44:04.037 --> 00:44:06.121
واقعاً؟ این‌همه راه رو واسه چیزی که
نمی‌تونی بهم بگی

00:44:06.121 --> 00:44:08.495
تا اینجا اومدی؟

00:44:08.495 --> 00:44:09.495
گُم‌شو

00:44:09.495 --> 00:44:10.662
خیلی‌خب، می‌تونم بهت بگم

00:44:10.662 --> 00:44:13.537
اریک هفته‌ی پیش، دو روز رو
توی موزائیک گذروند

00:44:13.537 --> 00:44:14.620
توی گالری

00:44:14.620 --> 00:44:16.578
الیسا این رو بهم گفت

00:44:16.578 --> 00:44:19.079
یه رازه

00:44:19.079 --> 00:44:21.829
ظاهراً داشت در مورد

00:44:21.829 --> 00:44:24.412
،خزعبلات کاری استنطاق‌ـش می‌کرد

00:44:24.412 --> 00:44:26.037
که اون سرمایه‌دارهای اهل ریسک
وقتی اون بیرون

00:44:26.037 --> 00:44:28.287
دنبال کاریاب نیستن
اینطوری صداش می‌کنن

00:44:28.287 --> 00:44:30.495
اون فکر می‌کنه اریک می‌خواد
در مورد یه ایده باهات صحبت کنه

00:44:30.495 --> 00:44:32.578
که موزائیک رو ببری اون بیرون

00:44:32.578 --> 00:44:36.162
و کُلی گالری توی کُلی شهر
براش افتتاح کنی

00:44:36.162 --> 00:44:39.121
باید قسم بخوری که من هیچکدوم
از اینا رو بهت نگفتم

00:44:41.870 --> 00:44:43.246
وای

00:44:46.537 --> 00:44:50.412
معرکه‌ست که الیسا بهم نگفت

00:44:50.412 --> 00:44:52.204
اوه

00:44:52.204 --> 00:44:54.371
پس واسه نگه‌داشتن این قضیه
به‌عنوان یه راز، ازش تجلیل می‌شه؟

00:44:54.371 --> 00:44:57.453
من که نگفتم زندگی منصفانه‌ست

00:44:57.453 --> 00:44:59.954
اریک داره میاد اینجا. باید بری

00:45:03.829 --> 00:45:06.578
من فقط زیر میز، چمباته می‌زنم. هیس

00:45:06.578 --> 00:45:09.287
هرچقدرم که دلم می‌خواد
می‌تونستی، ولی بزن به چاک

00:45:13.578 --> 00:45:15.620
هـی

00:45:15.620 --> 00:45:18.954
متأسفم که چند روز گذشته رو
از دسترس خارج بودم

00:45:18.954 --> 00:45:21.787
یه سری کار داشتم

00:45:21.787 --> 00:45:25.453
خب، پیامک‌ـت کنجکاوم کرد

00:45:25.453 --> 00:45:26.912
اجازه هست؟ -
آره -

00:45:26.912 --> 00:45:29.620
،از موقعی که با هم آشنا شدیم
،دارم بهت فکر می‌کنم

00:45:29.620 --> 00:45:32.079
در مورد یه سری چیزهایی که گفتی

00:45:32.079 --> 00:45:35.912
گفتی که قضیه‌ی کتاب
،یک‌بار، توی 45 ثانیه

00:45:35.912 --> 00:45:38.787
،‏‏26سال پیش اتفاق افتاد

00:45:38.787 --> 00:45:42.703
پس سؤال من ازت اینه که
اگه کُل کتاب

00:45:42.703 --> 00:45:46.453
فقط فصل اول‌ از چیزی که

00:45:46.453 --> 00:45:49.412
به‌عنوان میراث حقیتی‌ـت از آب دراومد
بوده باشه چی؟

00:45:51.412 --> 00:45:56.495
...پس، حکایت میراث اُلیویا لیک

00:45:56.495 --> 00:45:57.787
چیه؟

00:45:59.329 --> 00:46:03.121
اُلیویا از یه رؤیا، یه چیز کلاسیک
تصور می‌کنه

00:46:03.121 --> 00:46:04.912
به‌اتکا به اون کلاسیک

00:46:04.912 --> 00:46:08.787
،یک خیریه تصور می‌کنه
جایی که هزاران بچه

00:46:08.787 --> 00:46:11.412
از قبل، چیزهایی رو از رؤیاهای خودشون
خلق کردن

00:46:11.412 --> 00:46:14.162
خب، بعدش چی می‌شه؟

00:46:14.162 --> 00:46:16.620
،من از شغل‌ـم استعفا می‌دم
و به‌نظر می‌رسه، راه برگشتی هم

00:46:16.620 --> 00:46:20.995
وجود نداره، که فصل سوم رو
به‌وجود میاره

00:46:20.995 --> 00:46:23.537
نمی‌تونم باور کنم از شغل‌ـت
استعفا دادی

00:46:23.537 --> 00:46:25.995
.قضیه در مورد من نیست
پس، فصل سوم

00:46:25.995 --> 00:46:27.870
دوشنبه از کنار گالری رد شدم

00:46:27.870 --> 00:46:32.329
و تمام این گروه‌ها از بچه‌ها رو
می‌بینم که میان داخل

00:46:32.329 --> 00:46:35.995
و به هنر نگاه می‌کنن و هنر خودشون رو
،نشون می‌دن و هنر به‌وجود میارن

00:46:35.995 --> 00:46:40.121
و من پیش خودم می‌گم، « چرا اونا رو
از سالت‌لیک سوار اتوبوس می‌کنن و میارن اینجا؟

00:46:40.121 --> 00:46:43.079
چرا توی همون سالت‌لیک
« یه‌دونه گالری افتتاح نمی‌کنن؟

00:46:43.079 --> 00:46:46.662
،و بعدش پیش خودم می‌گم
« چرا فقط توی سالت‌لیک؟ »

00:46:46.662 --> 00:46:51.329
پس، ایده‌ی من به تو اینه که
اگه فصل سوم در

00:46:51.329 --> 00:46:53.745
...میراث اُلیویا لیک این باشه چی

00:46:53.745 --> 00:46:57.703
...فاز اول: پنج شهر

00:46:57.703 --> 00:47:02.079
،سالت‌لیک، شایان، دنور
آلباکورکی، فینکس

00:47:02.079 --> 00:47:05.453
فاز دوم: طرح پنج‌ساله

00:47:05.453 --> 00:47:09.537
فاز سوم: طرح بیست‌ساله

00:47:09.537 --> 00:47:12.995
و چون دیروقت بود و قوه‌ی تخیل‌ـم
...داشت زنده می‌شد

00:47:17.287 --> 00:47:19.371
بهت گفتم که من یه هنرمند نیستم

00:47:21.912 --> 00:47:23.329
نظری نداری؟

00:47:23.329 --> 00:47:28.329
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:47:29.787 --> 00:47:31.371
نظرت چیه؟