﻿WEBVTT

00:00:00.595 --> 00:00:03.554
‫تموم شد، من و اُلیویا ازدواج کردیم

00:00:03.764 --> 00:00:05.889
‫- جدی ای؟
‫- آره

00:00:05.889 --> 00:00:07.472
‫تا وقتی‌که حقیقت‌ـو درمورد اینکه

00:00:07.847 --> 00:00:09.513
‫همه‌ی اینا چطور شروع شد، بفهمه

00:00:09.930 --> 00:00:12.013
‫فقط باید اجاره رو تسویه حساب کنیم

00:00:12.013 --> 00:00:12.930
‫و به جلو حرکت کنیم

00:00:13.180 --> 00:00:14.472
‫قرار نیست این اتفاق برات
‫بیُفته، جول

00:00:15.013 --> 00:00:17.680
‫و حالا از منم میخوای که تسلیم بشم، تا تو
‫درمورد خودت احساس بهتری داشته باشی؟!

00:00:17.680 --> 00:00:19.513
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

00:00:19.513 --> 00:00:21.221
‫کی تورو فرستاد اینجا؟
‫چطور اومدی اینجا؟

00:00:21.221 --> 00:00:24.639
‫باشه، هرچی الان بین مائه واقعیه

00:00:24.639 --> 00:00:25.555
‫واقعی‌ـه؟

00:00:25.889 --> 00:00:29.805
‫کار تو بود، نه؟
‫دیگه برنمیگردی اینجا

00:00:30.138 --> 00:00:32.180
‫جول، داری منو میترسونی

00:00:32.639 --> 00:00:33.764
‫ایندفعه اریک چیکار کرد؟

00:00:34.013 --> 00:00:35.597
‫متوجه نیستی، تو توی این قضیه
‫تنها نیستی

00:00:35.597 --> 00:00:38.305
‫من حتی نمی‌شناسمت!

00:00:38.764 --> 00:00:40.096
‫چیزی که ازش سر در نمیارم

00:00:40.096 --> 00:00:42.847
‫اینه که چرا داستانت رو
‫تغییر دادی... اونم دوبار

00:00:48.000 --> 00:00:52.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:53.388 --> 00:00:55.680
‫نه، نمی‌خوام تو ایندفعه
‫حرف بزنی

00:00:55.680 --> 00:00:57.347
‫اول، ازت می‌خوام فقط گوش بدی

00:00:57.347 --> 00:00:59.347
‫- چرا تو...
‫- چون ازت نمی‌خوام

00:00:59.347 --> 00:01:01.513
‫تا دوباره یه چیزی بهم بگی

00:01:01.513 --> 00:01:04.971
‫که یه راه دیگه برای دفاع‌ـت
‫رو ببنده، خیلی‌خب؟

00:01:04.971 --> 00:01:07.513
‫داستان تورو میدونم، حالا
‫مالِ منو گوش بده

00:01:09.347 --> 00:01:12.347
‫باشه، نتونستم کلیف جونز رو پیدا کنم

00:01:12.347 --> 00:01:15.430
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

00:01:15.430 --> 00:01:17.180
‫رو در رو باهاش نشستی

00:01:17.180 --> 00:01:20.221
‫ولی اینکه من نتونستم
‫هیچ‌جا پیداش کنم

00:01:20.221 --> 00:01:22.263
‫احتمالاً، به این معنیه که دیک اندریسن
‫هم نتونست پیداش کنه

00:01:22.263 --> 00:01:24.180
‫همین حالاشم داریم با سابقه‌ت
‫سر قضیه‌ی تولیدو

00:01:24.180 --> 00:01:26.680
‫با آژانس مدیریتی فدرال، توی نئو‌اورلنز
‫سر و کله میزنیم

00:01:26.680 --> 00:01:27.971
‫من ته و توش رو در آوردم

00:01:27.971 --> 00:01:29.722
‫هیچ کدوم از اونها به این
‫پرونده ربطی نداره

00:01:29.722 --> 00:01:33.805
‫اونا می‌خوان از این موضوع برای خدشه دار کردنِ
‫اعتبارت استفاده کنن

00:01:33.805 --> 00:01:35.513
‫و به‌خاطر این نیست که اینجا
‫سالت‌لیک‌ـه

00:01:35.513 --> 00:01:39.221
‫بلکه به‌خاطر اینه‌که تو یه
‫دروغگوی حرفه‌ای هستی

00:01:39.221 --> 00:01:42.930
‫بهت قول میدم، این اولین چیزی‌ـه که
‫اندریسن سر صبحت‌‌ـو باهاش باز میکنه

00:01:42.930 --> 00:01:46.180
‫مگراینکه... مگراینکه قضیه‌ی
‫الوئیس برند رو پیش بکشه

00:01:46.180 --> 00:01:47.430
‫که نمی‌تونه

00:01:47.430 --> 00:01:49.472
‫که به‌نظر میرسه خیلی هم
‫با این قضیه مشابه‌ باشه

00:01:49.472 --> 00:01:53.013
‫که مشابهِ هم نیستن، اصلاً هم مشابهِ هم
‫نیستن، خودت میفهمی

00:01:53.013 --> 00:01:55.013
‫هیچ‌کجای این دوتا پرونده باهم
‫مشابه نیستن

00:01:55.013 --> 00:01:56.889
‫من عاشقِ الوئیس برند نبودم

00:01:56.889 --> 00:01:58.889
‫متوجهی که من عاشقِ الوئیس برند نبودم؟

00:01:58.889 --> 00:02:00.555
‫با اینکه، کار درستی نیست

00:02:00.555 --> 00:02:01.680
‫اینو می‌دونم

00:02:01.680 --> 00:02:03.930
‫این...
‫خوبه، باشه

00:02:03.930 --> 00:02:08.889
‫خب پس، اگه دیک یهویی این
‫قضیه رو پیش کشید

00:02:08.889 --> 00:02:13.221
‫فقط به اینکه هیئت‌منصفه اینو
‫نشنوه توکل می‌کنیم، درسته؟

00:02:13.221 --> 00:02:17.388
‫موضوع اینه، اریک. یه طرف چیزایی وجود داره
‫که تو میخوای باهاشون بازی کنی

00:02:17.388 --> 00:02:18.930
‫و یه طرف هم چیزیه که واقعاً وجود داره

00:02:18.930 --> 00:02:21.138
‫میخوای به کدوم بسنده کنی؟

00:02:22.513 --> 00:02:24.971
‫- باشه، پس... ؟
‫- باشه

00:02:26.971 --> 00:02:29.430
‫واقعیتِ اینجا چیه؟

00:02:29.430 --> 00:02:30.764
‫وصیت‌نامه

00:02:30.764 --> 00:02:32.930
‫جر و بحث‌ـت با اُلیویا

00:02:32.930 --> 00:02:35.930
‫که چند دقیقه قبل از قتل

00:02:35.930 --> 00:02:38.597
‫توسط یه آدمی که میخواست یه طرحی رو چک کنه،
‫که انگار میخواست برای

00:02:38.597 --> 00:02:41.138
‫بچه‌ـش نقاشی‌ـش کنه، شنیده شد

00:02:41.138 --> 00:02:43.013
‫اثر انگشت‌ـت روی چکش‌ـه

00:02:43.013 --> 00:02:44.930
‫داشتم دکوراسیون رو عوض می‌کردم

00:02:44.930 --> 00:02:46.221
‫اریک

00:02:48.388 --> 00:02:50.138
‫پیش‌خدمت هایی که تو
‫پارکینگ پایینی بودن

00:02:50.138 --> 00:02:52.305
‫خارج شدنِ تورو با «نگرانی» توضیح دادن

00:02:52.305 --> 00:02:55.263
‫و وقتی پلیس توی تراکی پیدات
‫کرد، تو ترسیدی

00:02:55.263 --> 00:02:57.722
‫دوبار داستانت رو عوض کردی

00:02:57.722 --> 00:03:01.805
‫و می‌دونم، می‌دونم... اریک، می‌دونم که تو
‫نمی‌دونستی که اون مُرده

00:03:01.805 --> 00:03:06.013
‫ولی موضوع اینه، به هر دلیلی که داری،
‫دروغ گفتی

00:03:06.013 --> 00:03:09.388
‫و وقتی قبول کردی که به دستگاه
‫دروغ‌سنج وصل بشی...

00:03:09.388 --> 00:03:12.013
‫- داوطلبانه
‫- درسته، آره، ممنون

00:03:12.013 --> 00:03:14.722
‫وقتی به درخواستِ ماموری که

00:03:14.722 --> 00:03:16.138
‫دستگیرت کرد، داوطلب شدی...

00:03:16.138 --> 00:03:18.180
‫من بی‌گناه بودم

00:03:18.180 --> 00:03:19.805
‫آزمایش رو قبول نشدی
‫[آزمایشِ دروغ‌سنج]

00:03:19.805 --> 00:03:21.263
‫چون احساس گناه بهم دست داد

00:03:21.263 --> 00:03:23.722
‫ولی نه درمورد اون‌چیزی که اونا
‫فکر می‌کنن

00:03:23.722 --> 00:03:25.055
‫حالم خراب بود

00:03:25.055 --> 00:03:28.263
‫به‌خاطر همینه که، می‌دونم،
‫باید به حرفت گوش میدادم

00:03:28.263 --> 00:03:32.472
‫خیلی‌خب، پس، متاسفم

00:03:32.472 --> 00:03:33.764
‫لطفاً، متاسفم، باشه؟

00:03:33.764 --> 00:03:39.722
‫پس، چه...
‫چه پیشنهادی داری؟

00:03:39.722 --> 00:03:41.472
‫لطفاً بگو که این ناهارت نیست

00:03:41.472 --> 00:03:44.472
‫آره، همراسمیت تا 2 صبح
‫منو بیدار نگه‌داشت

00:03:44.472 --> 00:03:46.680
‫- درمورد پارکینگ جدید غر میزد
‫- اوه خدا، میدونم، نه؟

00:03:46.680 --> 00:03:48.639
‫واقعاً فکر نکنم کسی از این
‫بیش‌تر خوشش بیاد

00:03:48.639 --> 00:03:52.513
‫درسته؟ بعد ازمون خواست تا برای
‫پیراهن تیم هم حمایتش کنیم

00:03:52.513 --> 00:03:54.930
‫فکر کنم میای اینجا و باهام حرف میزنی
‫چون هیچ مدرکی برای برنده شدن نداری

00:03:54.930 --> 00:03:57.180
‫درواقع، یه مدرک عالی دارم، ولی تو
‫هیچ جسدی نداری
‫[جسد اِلیویا پیدا نشده]

00:03:57.180 --> 00:03:59.513
‫فکر میکنی هیئت‌منصفه
‫با دیدن اون تصویر از

00:03:59.513 --> 00:04:01.263
‫سر صحنه‌ی جرم، فکر دیگه ای میکنه؟

00:04:01.263 --> 00:04:02.680
‫حتی تو هم همچین فکری نمیکنی!
‫[فکر میکنی اریک گناهکاره]

00:04:02.680 --> 00:04:06.680
‫- من به موکلم باور دارم
‫- ها!

00:04:06.680 --> 00:04:08.889
‫مگه اینو درست نکردن؟ این که
‫هنوز سرده

00:04:08.889 --> 00:04:13.180
‫آره، اون جدیده‌ـست. پس فکر نکنم قراره
‫...خامه‌ای یا هرچی که هست رو بتونی بخوری

00:04:13.180 --> 00:04:15.680
‫- سرطان خون؟
‫- حال بهم‌زنه

00:04:15.680 --> 00:04:17.555
‫این یه قتلِ درجه‌اوله و تو هم
‫اینو میدونی

00:04:17.555 --> 00:04:19.639
‫بدون جسد؟ موفق باشی

00:04:19.639 --> 00:04:21.513
‫چرا از پیراهن‌های جدید خوشت نمیاد؟

00:04:21.513 --> 00:04:24.722
‫قضیه‌ی «رترو»؟ خسته‌کننده‌ـست

00:04:24.722 --> 00:04:27.448
‫ببین، میتونم برای حبس که بیش‌تر
‫از 24 سال نشه، موافقت کنم

00:04:27.474 --> 00:04:28.930
‫همچین اتفاقی هرگز نمیُفته

00:04:28.930 --> 00:04:32.639
‫وصیت‌نامه؟ شاهد‌ها؟ حتی اگه از متمم دومم هم
‫استفاده کنم، 24 سال یه نعمت‌ـه
‫[متمم دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
‫از حق مردم برای داشتن و حمل اسلحه محافظت می‌کند]

00:04:32.639 --> 00:04:35.555
‫اینو خوب میدونی.
‫عالیه، حالا بیش از حد گرم شده

00:04:35.555 --> 00:04:38.847
‫ما حتی با یه هیئت‌منصفه تو سالت‌لیک هم
‫از این کمتر گیر میاریم

00:04:38.847 --> 00:04:43.263
‫باشه، با درخواست حبسِ بیش‌تر از
‫20 سال مخالفت می‌کنم

00:04:43.263 --> 00:04:45.013
‫به عنوان عدم قتل عمد پیشنهاد میدم، برای
‫10 سال حبس

00:04:45.013 --> 00:04:46.847
‫- با سابقه‌ای که داره؟ واقعاً؟
‫- آره

00:04:46.847 --> 00:04:48.529
‫- یه لطفی بهم میکنی؟ اینو
‫امتحان میکنی؟ - نه

00:04:48.555 --> 00:04:49.388
‫حداقل بوش کن؟

00:04:49.388 --> 00:04:50.889
‫بوی سوپ و مواد شیمیایی میده

00:04:50.889 --> 00:04:53.388
‫نمیدونم چی ازم میخوای

00:04:53.388 --> 00:04:57.221
‫یه هیئت‌منصفه گیر میاریم، برای قتل درجه‌اول
‫درخواست میدم و یه دادرسی رو به ریسک میندازم

00:04:57.221 --> 00:04:59.555
‫متمم دوم رو قبول می‌کنم ولی باید
‫روی 12 سال به توافق برسیم

00:04:59.555 --> 00:05:02.013
‫18 سال، تو 12 سال هم آزاد میشه
‫[مثلاً بخشش بهش تعلق بگیره]

00:05:02.013 --> 00:05:05.138
‫واقعاً، این حال‌بهم زن ترین چیزی‌ـه
‫تو عمرم خوردم

00:05:05.138 --> 00:05:07.639
‫چون باید توش آبِ گرم بریزی، دیک

00:05:07.639 --> 00:05:11.221
‫نمیشه که همینطور توش ابِ سرد
‫بریزی و بذاریش تو ماکروویو تا گرم بشه

00:05:11.221 --> 00:05:14.305
‫- صحیح، آبِ سرد ریختم توش؟
‫- آره، 14 سال

00:05:14.305 --> 00:05:16.597
‫نهایتاً 16، همین. بیش‌تر
‫از این نمی‌تونم

00:05:16.597 --> 00:05:20.263
‫اوه، راستی، اینم پیراهن‌ها

00:05:20.263 --> 00:05:22.430
‫آره، یه چیزی مثل «لعنت به تیم یانکی»
‫روش نوشته شده

00:05:22.430 --> 00:05:23.764
‫- درسته؟
‫- باشه، 16 سال

00:05:23.764 --> 00:05:25.430
‫ولی باید با گروه آلفرد
‫اینکارو بکنیم

00:05:25.430 --> 00:05:27.889
‫مشکلی نیست، اون که کاملاً گناهکاره

00:05:30.639 --> 00:05:33.805
‫هی، سلام، آلن

00:05:33.805 --> 00:05:36.597
‫سلام، هنوز نمی‌تونم اریک نیل
‫رو مجبور کنم

00:05:36.597 --> 00:05:38.430
‫جز انکارِ این موضوع

00:05:38.430 --> 00:05:40.055
‫هیچ اعترافی رو بنویسه

00:05:40.055 --> 00:05:41.930
‫و میدونم که فکر میکنی من دیوونه شدم

00:05:41.930 --> 00:05:43.722
‫ولی من درواقع، یه‌طورایی...

00:05:43.722 --> 00:05:44.971
‫دارم باورش می‌کنم

00:05:44.971 --> 00:05:47.305
‫- میدونی، نِیت...
‫- و یه اسم بهم داد

00:05:47.305 --> 00:05:49.180
‫درواقع، کلّی اسم بهم داد

00:05:49.180 --> 00:05:51.680
‫ولی اونی که بیش‌تر از همه به چشم
‫میخوره کمرون مورگان‌ـه

00:05:51.680 --> 00:05:53.639
‫یه مرد جوون‌ـیه

00:05:53.639 --> 00:05:56.597
‫ظاهراً، اُلیویا دوست داشت اطراف
‫خودش‌ـو با مرد های جوون پُر کنه

00:05:56.597 --> 00:06:00.472
‫نِیت، ایمی و دیک به
‫یه توافق رسیدن

00:06:00.472 --> 00:06:03.472
‫ایمی و دیک دیگه کین؟
‫دیک اندرسین؟

00:06:03.472 --> 00:06:05.305
‫وایسا، دادستان دیک اندریسن؟

00:06:05.305 --> 00:06:08.889
‫آره، و ایمی لمسون، وکیل مدافعِ جدید
‫اداره‌ی پلیس که از پرُوو اومد

00:06:08.889 --> 00:06:11.555
‫آدم خوبیه، ولی احتمالاً،
‫نه به اندازه‌ی قبلی

00:06:11.555 --> 00:06:13.639
‫صبرکن، وا، وا، وا

00:06:13.639 --> 00:06:15.263
‫امکان نداره

00:06:15.263 --> 00:06:17.305
‫هنوز چندتا سرنخ دارم که باید
‫ته و توش رو در بیارم

00:06:17.305 --> 00:06:19.722
‫گوش کن... این یارو، کَمرون، اون
‫یه لیست داره

00:06:19.722 --> 00:06:22.263
‫یه‌بارم که شده برای جواب
‫یه بله رو قبول کن، نِیت

00:06:22.263 --> 00:06:23.971
‫ما یارو رو گرفتیم

00:06:23.971 --> 00:06:25.555
‫- نه
‫- تو دستگیرش کردی

00:06:25.555 --> 00:06:27.639
‫نه، من به چند روز...

00:06:29.055 --> 00:06:32.055
‫میشه لطفاً چند روز دیگه
‫هم صبر کنیم؟

00:06:32.055 --> 00:06:34.472
‫- لطفاً؟
‫- تموم شد

00:06:34.472 --> 00:06:36.180
‫کارت خوب بود

00:06:38.014 --> 00:06:40.470
«دِنـوِر، ایـالـت کُـلـورادو»

00:06:40.513 --> 00:06:43.013
‫«دو روز بـعـد»
‫ببخشید، پترا

00:06:43.013 --> 00:06:44.180
‫ببخشید

00:06:44.180 --> 00:06:45.347
‫یه نفر اومده تورو ببینه

00:06:45.347 --> 00:06:47.680
‫از برنامه‌ی تلویزیونی «قلبِ آدمکُشی»

00:06:49.221 --> 00:06:51.221
‫- اوه، ممنون
‫- حتماً

00:06:53.847 --> 00:06:57.221
‫باید خیلی، خیلی سخت بوده باشه

00:06:57.221 --> 00:06:59.180
‫متعادل نگه داشتنش، آره

00:06:59.180 --> 00:07:03.263
‫اف‌بی‌آی اومد به آشپزخونه‌ـت هجوم آورد

00:07:03.263 --> 00:07:05.513
‫شب کریسمس، اونم وسط شام

00:07:06.805 --> 00:07:09.138
‫چطور بود؟

00:07:09.138 --> 00:07:12.722
‫دیدن اینکه پدرت رو اونطوری ببرن؟

00:07:14.680 --> 00:07:16.889
‫صحیح

00:07:16.889 --> 00:07:19.847
‫باشه، 10 سال میریم جلو، حالا..

00:07:19.847 --> 00:07:22.597
‫برادرت رو دستگیر کردن

00:07:22.597 --> 00:07:24.388
‫هیچ خاطره‌ای رو زنده میکنه؟

00:07:28.472 --> 00:07:31.764
‫میدونی، قراره خیلی راجع به برادرت
‫ازت سوال بپرسیم

00:07:35.971 --> 00:07:37.930
‫مشکلی نداری که درموردش حرف بزنی؟

00:07:39.388 --> 00:07:41.055
‫فکر نکنم، نه...

00:07:42.388 --> 00:07:44.555
‫به‌هر حال که بقیه می‌فهمن

00:07:44.555 --> 00:07:46.096
‫این چیزیه که وقتی درمورد بازداشت
‫شدن برادرت می‌پرسن..

00:07:46.096 --> 00:07:47.722
‫به یه خبرنگار میگی؟

00:07:47.722 --> 00:07:50.096
‫خب، سورپرایز نشده‌ـم، منظورم اینه،
‫همیشه این اتفاق میُفته

00:07:50.096 --> 00:07:52.096
‫و نمی‌فهمم، اصلاً حالا
‫چه اهمیتی داره

00:07:52.096 --> 00:07:55.221
‫مهمه چون پرونده‌ی برادرت همین حالاشم
‫وضعیت خوبی نداره

00:07:55.221 --> 00:07:56.930
‫و محاکمه کردن قبل از دادگاه، اونم توی عموم

00:07:56.930 --> 00:07:58.597
‫هیچ کمکی بهش نمی‌کنه

00:07:58.597 --> 00:07:59.971
‫خب، یه چیز دیگه هم هست که
‫بهش گفتم

00:07:59.971 --> 00:08:01.805
‫که فکر کنم خیلی خوشت بیاد

00:08:01.805 --> 00:08:03.221
‫اوه، خدای من

00:08:03.221 --> 00:08:06.305
‫وقتی که کارآگاه به بیمارسرایِ مادرم اومد

00:08:06.305 --> 00:08:08.263
‫من بودم که به پلیس گفتم اون کجاست

00:08:08.263 --> 00:08:11.555
‫گفتم که توی آلونک خانوادگی‌ـمون
‫توی تراکی‌ـه

00:08:13.930 --> 00:08:15.764
‫عالیه

00:08:15.764 --> 00:08:18.305
‫باشه، درواقع، شاید بهتره که
‫کنار دادستان وایسی

00:08:18.305 --> 00:08:20.472
‫خودشه که اینجاست، اسمش
‫دیک اندریسن‌ـه

00:08:20.472 --> 00:08:22.096
‫و خوشحال میشم اگه خوشت میاد
‫بهت معرفی‌ـش کنم

00:08:22.096 --> 00:08:23.805
‫اگرم که نه، تو دادگاه می‌بینمت

00:08:31.180 --> 00:08:33.597
‫تو دفتر ثبت، شماره پرونده

00:08:33.597 --> 00:08:39.138
‫2013-0009ـه

00:08:39.138 --> 00:08:43.221
‫ایالت یوتا، در برابر اریک نیل

00:08:43.221 --> 00:08:46.847
‫به آگاهی من رسیده که دوطرف به
‫یک توافق رسیدن

00:08:46.847 --> 00:08:48.221
‫بله، قربان، جناب‌قاضی

00:08:48.221 --> 00:08:50.180
‫البته که به یک توافق رسیدیم

00:08:50.180 --> 00:08:52.263
‫وکیل مدافع با یک تغییر
‫در دادخواست

00:08:52.263 --> 00:08:55.472
‫مبنی بر کاهش زمان حبس، برای قتل
‫موافق کردند

00:09:02.971 --> 00:09:04.971
‫کریسمس توی فوریه

00:09:04.971 --> 00:09:08.138
‫ببخشید

00:09:08.138 --> 00:09:11.138
‫- به‌سلامتی
‫- به‌سلامتی، پسر، به‌سلامتی

00:09:11.138 --> 00:09:12.889
‫- تام دیویس
‫- آلن پِیپ

00:09:12.889 --> 00:09:15.639
‫می‌دونم، خودِ طرف

00:09:15.639 --> 00:09:18.847
‫آم، گوش بده، درست میرم
‫سر اصل مطلب

00:09:18.847 --> 00:09:21.555
‫کارت درمورد اریک نیل قابل ملاحظه بود

00:09:21.555 --> 00:09:23.305
‫- کارت خیلی خوب بود
‫- اممم

00:09:23.305 --> 00:09:24.805
‫حالا، متوجه شدم

00:09:24.805 --> 00:09:26.889
‫اگه این برات کافی نباشه، کاملاً درک میکنم

00:09:26.889 --> 00:09:32.305
‫ولی این جرم، این...
‫دخالت بی‌موقعِ اریک نیل

00:09:32.305 --> 00:09:35.930
‫خیلی از آدم های اینجارو
‫به شدت ترسونده

00:09:35.930 --> 00:09:39.096
‫به این توافق رسیدیم که به
‫امنیت جدیدی نیاز داریم

00:09:39.096 --> 00:09:40.805
‫یه شرکت‌خصوصیِ جدید

00:09:40.805 --> 00:09:42.722
‫یکی که بتونیم روش حساب کنیم

00:09:42.722 --> 00:09:45.096
‫که توسط یه حرفه‌ایِ به تمام عیار
‫هدایت بشه

00:09:45.096 --> 00:09:48.555
‫اوه، خدای من. همین الآنشم چندتا
‫شرکت حرفه‌ای و کاربلد اینجا داریم

00:09:48.555 --> 00:09:49.847
‫شما..

00:09:49.847 --> 00:09:52.555
‫همونطور که شنیدم، یه مرد رئوف‌ـین

00:09:52.555 --> 00:09:55.388
‫ولی من هیچ توافقی با هیچکس

00:09:55.388 --> 00:09:57.347
‫سر این موضوع نکردم

00:09:57.347 --> 00:09:59.513
‫ولی همه‌شون با یه چیز
‫کاملاً موافق بودن

00:10:00.680 --> 00:10:02.221
‫اینکه، کسی که برای این کار مناسبه...

00:10:03.513 --> 00:10:05.388
‫آلن پِیپ‌ـه

00:10:05.388 --> 00:10:07.430
‫اوه، خب...

00:10:09.096 --> 00:10:11.472
‫خب، من...

00:10:11.472 --> 00:10:14.430
‫حقیقتاً، من... من به مدت
.‫32 سال..

00:10:14.430 --> 00:10:17.221
‫برای این حوزه کار کردم

00:10:17.221 --> 00:10:18.764
‫امیدوارم ناراحت نشی

00:10:18.764 --> 00:10:21.347
‫چندتا از دوستام توی بخش، درمورد
‫حقوقی که در میاری بهم گفتن

00:10:21.347 --> 00:10:22.430
‫اوه

00:10:22.430 --> 00:10:24.971
‫اگه این کارو قبول کنی

00:10:24.971 --> 00:10:27.597
‫ما حاضریم 3 برابر چیزی که
‫الان در میاری، بهت بدیم

00:10:27.597 --> 00:10:30.388
‫چندتا آدم هم برای کار بیاری...
‫به انتخاب خودت

00:10:31.430 --> 00:10:32.889
‫همه‌ـش به خودت بستگی داره
‫[تصمیمش با خودته]

00:10:35.305 --> 00:10:37.639
‫خب، یکم درموردش فکر کن

00:10:37.639 --> 00:10:39.597
‫چند روز دیگه بهت زنگ می‌زنم

00:10:39.597 --> 00:10:41.555
‫که ببینم چه تصمیمی گرفتی

00:10:43.013 --> 00:10:44.555
‫دوباره، این یه کار...

00:10:45.930 --> 00:10:47.513
‫خیلی برجسته‌ایه

00:10:47.513 --> 00:10:49.096
‫واقعاً عالیه

00:10:50.221 --> 00:10:51.555
‫ممنون

00:10:58.237 --> 00:11:01.775
«چـهـار سـال بـعـد»

00:11:18.639 --> 00:11:21.472
‫اینجارو ببین

00:11:24.513 --> 00:11:25.930
‫گرفتم

00:11:25.930 --> 00:11:28.347
‫- خیلی‌خب، 147
‫- 147

00:11:28.347 --> 00:11:31.138
‫لبه‌ی آب

00:11:32.805 --> 00:11:34.305
‫اون طرف

00:12:10.847 --> 00:12:12.889
‫مقامات اعلام کردند
‫چیزی که به نظر می‌رسد

00:12:12.889 --> 00:12:15.138
‫دستِ نویسنده‌ی کتاب‌کودکان
‫اُلیویا لیکِ معروف می‌باشد

00:12:15.138 --> 00:12:18.263
‫در 800 متریِ زمین وی پیدا شد

00:12:18.263 --> 00:12:20.305
‫که نگاه‌های زیادی را برای
قتلِ 4 سال پیشِ وی

00:12:20.305 --> 00:12:23.347
‫در حاشیه‌ی این اتفاق ها به گوش می‌رساند

00:12:23.347 --> 00:12:25.930
‫مامورین در حال تحقیق در این مورد

00:12:25.930 --> 00:12:27.680
‫و پیرامون زندگی و حواشی لیک هستند...

00:12:48.889 --> 00:12:53.138
‫این تماس ضبط و بررسی می‌شود

00:12:55.722 --> 00:13:00.930
‫کلّی حرف های تاثیرگذار، یا
‫هرچی که بود

00:13:00.930 --> 00:13:02.930
‫برای این لحظه‌ی به‌خصوص نوشتم

00:13:04.722 --> 00:13:07.221
‫اینی که گفتی هم جزوشون بود؟

00:13:07.221 --> 00:13:10.055
‫نه، ولی این هست

00:13:10.055 --> 00:13:12.680
‫مگراینکه در اشتباه باشم، که فکر
‫نکنم اینطور باشه

00:13:12.680 --> 00:13:16.889
‫چون اینجا کارِ دیگه‌ای جز بررسی کردن
‫این موضوع، برای انجام دادن ندارم

00:13:16.889 --> 00:13:18.430
‫آخرین چیزی که شنیدم، تو بودی که

00:13:18.430 --> 00:13:22.138
‫منو به پلیسِ لعنتی تحویل دادی

00:13:22.138 --> 00:13:24.930
‫پس چرا حالا اینجایی؟

00:13:35.263 --> 00:13:37.305
‫قانون ایالتی میگه که
‫هدیه‎‌های دارای شرط

00:13:37.305 --> 00:13:39.138
‫وقتی که اون شرط انجام نشه

00:13:39.164 --> 00:13:40.513
‫تبدیل به اموال دهنده‌ش میشن

00:13:40.513 --> 00:13:42.472
‫که تو این مورد شرط‌ـمون،
‫«با من ازدواج میکنی‌ـه»

00:13:42.472 --> 00:13:46.096
‫دلیل انجام ندادنش هم میشه،
‫«نمی‌تونم، من مُردم»

00:13:47.263 --> 00:13:48.597
‫پلیسِ لعنتی دادتش به من

00:13:48.597 --> 00:13:50.430
‫میخواستی باهاش چیکار کنم؟

00:13:52.305 --> 00:13:55.263
‫پس، تو اینجایی چون میخوای بدونی که

00:13:55.263 --> 00:13:58.971
‫با حلقه‌ی عمه بث چیکار کنی

00:13:58.971 --> 00:14:00.513
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:14:00.513 --> 00:14:05.221
‫از وقتی مامان مُرد هیچ کار
‫دیگه‌ای نداری؟

00:14:05.221 --> 00:14:07.055
‫میدونی چیه؟

00:14:07.055 --> 00:14:08.680
‫اینو میذارم توی انبارِ سالت‌لیک

00:14:08.680 --> 00:14:10.055
‫میتونی تو سال 2032 بری برداریش

00:14:10.055 --> 00:14:12.305
‫من علاقه‌ای به سکان دار بودن

00:14:12.305 --> 00:14:17.347
‫زندگیِ تو ندارم که باعث بشه
‫هر غلطی دلت میخواد بکنی

00:14:17.347 --> 00:14:18.680
‫جدی‌ای؟

00:14:18.680 --> 00:14:21.388
‫یا تبدیل به یکی از کتاب‌هات
‫که 600 صفحه‌شو مینویسی

00:14:21.388 --> 00:14:23.347
‫و یه‌دفعه کاملاً رهاش میکنی

00:14:23.347 --> 00:14:25.639
‫باشه، میدونی چیه؟

00:14:25.639 --> 00:14:28.597
‫اشتباه میکردم که فکر کردم ممکنه
‫این وضعیت حقت نباشه

00:14:28.597 --> 00:14:30.764
‫و..وایسا!

00:14:30.764 --> 00:14:31.889
‫متاسفم

00:14:31.889 --> 00:14:33.472
‫متاسفم!

00:14:39.013 --> 00:14:40.971
‫متاسفم

00:14:40.971 --> 00:14:43.013
‫منو رها نکن

00:14:49.221 --> 00:14:50.930
‫- بفرمایید
‫- عالیه، خیلی ممنون

00:14:50.930 --> 00:14:51.847
‫خواهش میکنم

00:14:54.013 --> 00:14:56.096
‫هی، جیم. ترتیبِ اینو برام
‫بده، باشه؟

00:14:56.096 --> 00:14:58.013
‫آره، برگشتم. خب، کِی؟

00:14:58.013 --> 00:14:59.347
‫دوشنبه؟

00:14:59.347 --> 00:15:00.930
‫نه، نه، نه. منظورت چیه دوشنبه؟

00:15:00.930 --> 00:15:02.513
‫این کشورِ معدنچی‌هاست، پسر

00:15:02.513 --> 00:15:05.263
‫تعداد زمین‌شناس هامون از شرکت قهوه‌ی
‫استارباکسمون بیش‌تره

00:15:05.263 --> 00:15:07.513
‫پس به یکی دیگه زنگ بزن

00:15:07.513 --> 00:15:10.430
‫نه، صبر کن. باید یه چیزی
‫باشه که تو مدت زمانی که

00:15:10.430 --> 00:15:12.430
‫ما نیاز داریم، بتونه اونقدر عمیق بکَنه

00:15:12.430 --> 00:15:16.305
‫پس... چندتا ارتباط جدید
‫برقرار کن، مرسی!
‫[منظور از ارتباط اینجا با شرکت های حفاری‌ـه]

00:15:16.305 --> 00:15:18.180
‫- کارآگاه هنری، سلام نِیت
‫- چی؟ سلام

00:15:18.180 --> 00:15:20.513
‫- چند سال پیش همدیگه رو دیدیم، من پترا هستم
‫- پترا

00:15:20.513 --> 00:15:23.013
‫فکر کنم با مدارک دولتی و قانون مدیریت
‫آشنایی داری

00:15:23.013 --> 00:15:25.347
‫نه ندارم، ولی باتو آشنام
‫[جنس تورو می‌شناسم]

00:15:25.347 --> 00:15:27.305
‫گفتی برای کدوم حوزه کار میکنی؟

00:15:27.305 --> 00:15:30.388
‫درواقع، برای حوزه‌ای کار نمی‌کنم.
‫من پترا نیل هستم

00:15:30.388 --> 00:15:33.013
‫یا پیغمبر. نه، نه، پس نمیتونی
‫اینجا باشی

00:15:33.013 --> 00:15:35.388
‫- لطفاً، یه لحظه بهم وقت بده
‫- نه، نه، نه، تو نمیتونی اینجا باشی

00:15:35.388 --> 00:15:37.155
‫درخواست «گِرَما» گزارشات پلیس
‫رو در دسترس...

00:15:37.181 --> 00:15:37.597
‫گِرَما؟

00:15:37.597 --> 00:15:39.221
‫- گ-ر-م-ا
‫- گِرَما

00:15:39.221 --> 00:15:41.263
‫گزارشات پلیس رو برای دفاعیه
‫در دسترس قرار میده

00:15:41.263 --> 00:15:43.263
‫که اونارو بخشی از مدارک دادگاه میکُنه

00:15:43.263 --> 00:15:45.096
‫باشه، که یعنی گزارشات من دست توئه

00:15:45.096 --> 00:15:46.722
‫و تو هم باید همین حالا از این
‫مِلک بری بیرون

00:15:46.722 --> 00:15:48.347
‫کپی‌هاشو دارم، برای همینه که
‫ازتون چندتا سوال دارم

00:15:48.347 --> 00:15:50.096
‫در شب قتل، شما از جول هارلی
‫بازجویی کردین

00:15:50.096 --> 00:15:51.513
‫این همونه، درسته؟

00:15:51.513 --> 00:15:53.555
‫و همینطور از دوستش، فرانک اسکات هم
‫بازجویی کردین

00:15:53.555 --> 00:15:55.180
‫اه، آره

00:15:55.180 --> 00:15:58.055
‫چیزی که متوجه شدم اینه، وقتی شما به
‫شبی که اُلیویا کُشته شد اشاره کردین

00:15:58.055 --> 00:16:00.096
‫جول گفت: «از جاده‌ی ال‌کامینو افتادیم
‫توی آزادراه ارویو

00:16:00.096 --> 00:16:02.305
‫به سمت پاساژ ایست‌ریج و سانس
‫10:20 هم، هابیت2 رو تماشا کردیم»

00:16:02.305 --> 00:16:04.430
‫- آره، اگه تو اینطور بگی
‫- حالا به چیزی که فرانک گفت گوش کن

00:16:04.430 --> 00:16:06.555
‫نظری ندارم

00:16:06.555 --> 00:16:08.013
‫«ما به پاساژ ایست‌ریج رفتیم

00:16:08.013 --> 00:16:10.597
‫بعد از جاده‌ی ال‌کامینو افتادیم توی ارویو،
‫بعد سانس 10:20 فیلم

00:16:10.597 --> 00:16:12.263
‫هابیت2: برهوتِ اسماگ رو تماشا کردیم»

00:16:12.263 --> 00:16:14.930
‫برو به نقطه‌ی دوم.
‫متوجه منظورت نمیشم

00:16:14.930 --> 00:16:16.930
‫هردوتاشون تقریباً یه‌چیزو گفتن

00:16:16.930 --> 00:16:19.347
‫هردوشون رفتن یه فیلم رو ببینن

00:16:19.347 --> 00:16:20.930
‫باشه، باشه، حتما، باشه

00:16:20.930 --> 00:16:22.430
‫ولی سوال من اینه

00:16:22.430 --> 00:16:24.930
‫کی میاد دقیقاً درمورد جاده‌ای که رفتن
‫و ساعتِ دقیق فیلم حرف بزنه

00:16:24.930 --> 00:16:26.764
‫اونم وقتی که میخوان بگن
‫یه شب رو کجا بودن؟

00:16:26.764 --> 00:16:29.764
‫دو نفری که دارن با یه کارآگاه پلیس حرف میزنن

00:16:29.764 --> 00:16:31.971
‫اونم یک روز بعد از اینکه
‫یه قتل کشف شد

00:16:31.971 --> 00:16:34.347
‫هی، اگه داری میگی دونفری که
‫من می‌شناسمشون

00:16:34.347 --> 00:16:37.764
‫یکی‌ـشونو برای 2 ساله می‌شناسم و اون
‫یکی رو هم خب، بیش‌تر از 30 ساله می‌شناسم

00:16:37.764 --> 00:16:39.472
‫دارن به دلیلی دروغ میگن...

00:16:39.472 --> 00:16:41.555
‫نه، دارم میگم بقیه‌ی آدم هایی
‫که توی گزارشتون هستن

00:16:41.555 --> 00:16:43.430
‫به یه نوع معمول حرف زدن، ولی این
‫دو نفر اینطور نبودن

00:16:43.430 --> 00:16:45.430
‫و حقیقتاً، تعجب کردم که
‫شما متوجه این موضوع نشدین

00:16:48.430 --> 00:16:50.472
‫تا حالا درمورد زیبرا آیتس شنیدی؟

00:16:50.472 --> 00:16:54.305
‫- نه
‫- باشه، بهت میگم زیبرا آیتس چیه

00:16:54.305 --> 00:16:56.138
‫و بعدش ازت میخوام که از این قضیه
‫فاصله بگیری

00:16:56.138 --> 00:16:58.930
‫و دست از بهم ریختن صحنه‌ی جرمِ من برداری

00:16:58.930 --> 00:17:02.722
‫اگه یه چیزی بوی اسب بده و از خودش
‫ردّی مثل اسب

00:17:02.722 --> 00:17:05.013
‫و یه تکه بزرگ از فضولاتش رو
‫به جا بذاره

00:17:05.013 --> 00:17:07.221
‫اون یه اسب‌ـه

00:17:07.221 --> 00:17:10.805
‫ولی غیرحرفه‌ای‌ها و تازه‌کارها، فکر میکنن
‫خیلی باهوشن

00:17:10.805 --> 00:17:14.096
‫کل اینترنت رو زیر و رو میکنن، کل روز رو
‫توی رنگین‌کمون [یعنی توی هیچی]

00:17:14.096 --> 00:17:16.013
‫دنبال زیبراها میگردن

00:17:16.013 --> 00:17:17.764
‫- اسب تک‌شاخ
‫- ببخشید؟

00:17:17.764 --> 00:17:19.472
‫که به عنوان یه اصطلاح درسته

00:17:19.472 --> 00:17:22.305
‫ولی رنگین کمون تو این اصطلاح یعنی
‫اسب تک‌شاخ، ولی کاملاً متوجه شدم

00:17:23.472 --> 00:17:25.263
‫حالا ازت می‌خوام بری

00:17:25.263 --> 00:17:27.138
‫- تو فکر نمیکردی که اون یه اسب باشه
‫- هی، ادم

00:17:27.138 --> 00:17:28.847
‫- لطفاً
‫- «همه‌ی سرنخ ها به سمت اریک‌ان

00:17:28.847 --> 00:17:31.513
‫ولی به نظر من، آم، این کار به
‫اریک نمیخوره»

00:17:31.513 --> 00:17:33.430
‫تاکیدش رو خودم اضافه کردم، ولی شما
‫توی گزارشات خودتون

00:17:33.430 --> 00:17:35.805
‫توی صفحه‌ی 31، اینجا، گفتین

00:17:35.805 --> 00:17:38.096
‫اونموقع فکر نمی‌کردین کارِ اریک باشه

00:17:43.180 --> 00:17:45.680
‫خودم ترتیبش رو میدم، ادم. مرسی

00:17:47.930 --> 00:17:51.555
‫ببین، من فقط یه نفرم، کلِ
‫سیستم نیستم، پس...

00:17:51.555 --> 00:17:53.597
‫ولی از سیستم عصبانی شدی
‫[منظور از سیستم حوزه‌ی مربوطه‌ست]

00:17:53.597 --> 00:17:56.388
‫نامه‎‌ای که برای دادستان، دیک اندریسن نوشتی
‫و درخواست وقت بیش‌تری کردی

00:17:56.388 --> 00:17:58.013
‫در دست مقدماته

00:17:58.013 --> 00:18:01.221
‫حتی وقتی که تحقیقات رو مختومه اعلام کرد

00:18:01.221 --> 00:18:03.805
‫شاید دنبال زیبرای فراری بودی؟

00:18:04.971 --> 00:18:06.847
‫حتی شاید، اسب تک‌شاخ؟

00:18:06.847 --> 00:18:09.388
‫مشکلات من با چیزی که 4 سال
‫پیش اتفاق افتاد

00:18:09.388 --> 00:18:11.472
‫هیچ ربطی به چیزی که داره الآن اتفاق
‫میُفته نداره

00:18:11.472 --> 00:18:13.680
‫دوست اُلیویا، جِی‌سی گفت که جول به
‫اُلیویا تا شبِ قتل

00:18:13.680 --> 00:18:15.013
‫اجاره‌ی 10 ماه رو بدهکار بود

00:18:15.013 --> 00:18:16.221
‫و هاراسیو، باغبون‌ـه

00:18:16.221 --> 00:18:17.513
‫گفت که جول وانت‌ـش رو بهش فروخت

00:18:17.513 --> 00:18:19.221
‫اونم یک چهارم ارزشی که داشت

00:18:19.221 --> 00:18:22.971
‫و سه روز بعد از قتل هم از شهر خارج شد

00:18:22.971 --> 00:18:24.971
‫سعی داری چی بگی؟

00:18:24.971 --> 00:18:27.221
‫می‌خوام با فرانک اسکات حرف بزنم

00:18:27.221 --> 00:18:29.138
‫به نظرت عجیب نیست که
‫دستِ اُلیویا رو

00:18:29.138 --> 00:18:30.930
‫توی مِلک مایکل اوکانر پیدا کردی؟

00:18:30.930 --> 00:18:33.930
‫و روزی هم که اُلیویا به قتل رسید

00:18:33.930 --> 00:18:37.347
‫به مایکل اوکانر زنگ زد و باهاش حدود
‫یک دقیقه حرف زد...

00:18:37.347 --> 00:18:39.805
‫- 52 ثانیه
‫- درست قبل از مرگش

00:18:39.805 --> 00:18:42.889
‫آره، اونموقع این برام عجیب بود

00:18:44.096 --> 00:18:45.221
‫و؟

00:18:48.639 --> 00:18:50.930
‫باور کنی یا نکنی، میدونی..

00:18:50.930 --> 00:18:53.096
‫این سرنخ رو دنبال کردم

00:18:53.096 --> 00:18:55.639
‫برای اون تماس شواهدی وجود داشتن

00:18:55.639 --> 00:18:57.055
‫اُلیویا ناراحت بود

00:18:57.055 --> 00:18:59.055
‫با برادرت یه دعوا کردن

00:18:59.055 --> 00:19:01.013
‫مایکل سعی داشت آرومش کُنه

00:19:01.013 --> 00:19:03.180
‫ولی نتونست

00:19:03.180 --> 00:19:05.680
‫باشه، فکر نمیکنی عجیبه که اون...

00:19:05.680 --> 00:19:08.805
‫مایکل و دستیارش، تام دِیویس

00:19:08.805 --> 00:19:10.971
‫روزِ بعد از قتل، به جزیره ترک و کیکوس رفتن؟
‫[جزیره‌ای در سمت انگلستانِ اقیانوس اطلس]

00:19:10.971 --> 00:19:14.221
‫مقل همیشه که توی سال نو این‌کارو میکردن

00:19:14.221 --> 00:19:18.096
‫همون مقصد، با همون پرواز

00:19:18.096 --> 00:19:19.889
‫میدونی چی عجیب می‌شد؟

00:19:19.889 --> 00:19:21.472
‫اگه اونا نمی‌رفتن اونجا

00:19:21.472 --> 00:19:23.305
‫دوباره ازش بازجویی کردی؟

00:19:23.305 --> 00:19:26.180
‫- نه
‫- چرا؟

00:19:26.180 --> 00:19:28.221
‫به‌خاطر...

00:19:28.221 --> 00:19:31.263
‫به‌خاطرِ چیزی که از قبل توی
‫گزارشات من خوندی

00:19:31.263 --> 00:19:32.764
‫اون هیچوقت خونه رو ترک نکرد

00:19:32.764 --> 00:19:34.971
‫تلفنش هیچوقت از خونه بیرون نرفت
‫[یعنی خونه موند طرف]

00:19:34.971 --> 00:19:38.263
‫- ... وجود داشتن
‫- شواهد، فهمیدم

00:19:38.263 --> 00:19:42.138
‫- وایسا، دستش ...؟
‫- چی، موقع قتل قطع شد؟

00:19:42.138 --> 00:19:44.513
‫اگه توسط چندتا جونده به مدت
‫8 تا 10 ماه

00:19:44.513 --> 00:19:47.847
‫کُشته نشده باشه، نه

00:19:47.847 --> 00:19:50.639
‫و آره، داریم همه‌ی تونل های قدیمیِ معدن

00:19:50.639 --> 00:19:52.597
‫که به اون ناحیه ختم میشه رو، چک می‌کنیم

00:19:56.680 --> 00:19:58.305
‫یه سوال ازت دارم

00:19:59.971 --> 00:20:02.347
‫اگه انقدر به برادرت اریک اهمیت میدی...

00:20:04.805 --> 00:20:07.263
‫اونموقع که بیش‌تر از همه بهت نیاز
‫داشت، کجا بودی؟

00:20:09.305 --> 00:20:10.472
‫همم؟

00:20:12.430 --> 00:20:14.347
‫و چرا الآن، چهار سال بعد

00:20:14.347 --> 00:20:17.305
‫یهویی این قضیه برات مهم شده؟

00:20:20.096 --> 00:20:24.055
‫فکر کنم راجع به اریک، توی این قضیه

00:20:24.055 --> 00:20:27.805
‫اشتباه فکر می‌کردم

00:20:27.805 --> 00:20:30.722
‫آه، اوه

00:20:30.722 --> 00:20:32.555
‫باشه

00:20:32.555 --> 00:20:34.180
‫همم

00:20:34.180 --> 00:20:35.513
‫باشه

00:20:36.555 --> 00:20:38.055
‫پس، این راجع به خودته

00:20:43.805 --> 00:20:45.180
‫منظورم اینه، آره

00:20:46.764 --> 00:20:49.639
‫چی؟ رفتیم سینما

00:20:49.639 --> 00:20:51.513
‫«هابیت» رو دیدیم

00:20:51.513 --> 00:20:53.597
‫«هابیت2»
‫سانس 10:20

00:20:53.597 --> 00:20:56.096
‫شما از جاده‌ی ال‌کامینو رفتین توی آزادراه ارویو
‫به سمت پاساژ ایست‌ریج

00:20:56.096 --> 00:20:59.347
‫همه‎‌ش توی گزارشات پرونده هست

00:20:59.347 --> 00:21:02.347
‫- میخوای با همین داستان بمونی؟
‫- اجازه میدی من...؟

00:21:02.347 --> 00:21:04.513
‫من سوالات رو می‌پرسم

00:21:04.513 --> 00:21:06.513
‫هی، خب، تمام چیزی که ما می‌خوایم بدونیم

00:21:06.513 --> 00:21:08.597
‫اینه که، اگه تو و جول

00:21:08.597 --> 00:21:11.680
‫بنا به هر دلیلی

00:21:11.680 --> 00:21:13.639
‫این داستان رو از خودتون در آوردین

00:21:13.639 --> 00:21:18.221
‫می‌تونم الآن بفهمم یا اینکه
‫بعداً حرف بزنیم

00:21:18.221 --> 00:21:20.055
‫می‌تونم اونموقع بفهمم

00:21:22.930 --> 00:21:24.055
‫باشه

00:21:26.680 --> 00:21:28.555
‫باشه

00:21:28.555 --> 00:21:32.013
‫- اگه واقعاً از من میپرسی
‫- آره

00:21:33.513 --> 00:21:36.764
‫یه چیزی درمورد جول هست که بگم

00:21:36.764 --> 00:21:40.347
‫یه جول هست که همه اونو می‌بینن

00:21:43.388 --> 00:21:46.221
‫و یه جول دیگه هم هست

00:21:51.347 --> 00:21:54.263
‫نمی‌فهمم چرا این شرمنده کننده‌ست

00:21:54.263 --> 00:21:56.930
‫اوه، بی... تو صحنه‌ی جرم؟

00:21:56.930 --> 00:21:58.388
‫جلوی بقیه؟

00:21:58.388 --> 00:22:01.680
‫اینکه مجبورم کنه که هیچ راهِ دیگه‌ای نداشته باشم؟

00:22:01.680 --> 00:22:03.680
‫اه، مورگان کجاست؟

00:22:03.680 --> 00:22:06.597
‫خونه‌ی اُون، به مارنی پیام می‌دم

00:22:06.597 --> 00:22:08.639
‫تو که فرانک رو میشناسی، منظورم اینه...

00:22:08.639 --> 00:22:12.639
‫انگار من بهش این اختیار رو بدم که
‫باهاش حرف بزنه؟

00:22:12.639 --> 00:22:14.263
‫با فرانک؟

00:22:14.263 --> 00:22:17.722
‫تو بهش اختیاری نمیدی، اون از قبل
‫اختیارشو داره

00:22:17.722 --> 00:22:19.305
‫اون یه شهروند عادی‌ـه

00:22:19.305 --> 00:22:20.930
‫با هرکسی که بخواد می‌تونه حرف بزنه

00:22:20.930 --> 00:22:23.388
‫تو فقط از این میترسی که...
‫چون فرانک...

00:22:23.388 --> 00:22:26.096
‫- بی ثبات‌ترین آدمِ ممکن‌ـه
‫- اینکه کنترلت رو از دست بدی

00:22:27.971 --> 00:22:31.722
‫من حتی نمی‌دونم کنترل چی رو

00:22:31.722 --> 00:22:33.805
‫ولی این دست پیدا شد

00:22:33.805 --> 00:22:36.263
‫و این دختره سر و کله‌ش پیدا شد

00:22:36.263 --> 00:22:41.639
‫و حالا باید همینطور و بدون هیچ حق انتخابی دنبال
‫حسی که یه نفر دیگه داره برم

00:22:41.639 --> 00:22:43.472
‫انگار حق با اون بوده

00:22:43.472 --> 00:22:46.597
‫- که موضوع این نیست
‫- موضوع دقیقاً همینه

00:22:46.597 --> 00:22:48.347
‫- نه، نیست
‫- چرا، هست

00:22:48.347 --> 00:22:52.180
‫تو از این پرونده 4 سال
‫پیش فاصله گرفتی

00:22:52.180 --> 00:22:53.971
‫از نتیجه‌ش هم راضی نبودی

00:22:53.971 --> 00:22:58.847
‫و حالا اگه یه نفر همینطوری
‫از ناکجاآباد پیداش شد

00:22:58.847 --> 00:23:01.639
‫باید بیای و بهم بگی
‫«مل، اوه خدای من

00:23:01.639 --> 00:23:03.639
‫بهترین اتفاق ممکن افتاد»

00:23:05.263 --> 00:23:07.847
‫نمیبینم که این قضیه به کجا ختم میشه

00:23:07.847 --> 00:23:12.013
‫چیزی که میگم اینه که

00:23:12.013 --> 00:23:13.639
‫چون اون یه زن بود تو شرمنده شدی

00:23:16.680 --> 00:23:20.096
‫باشه، فکر کنم حق با توئه

00:23:20.096 --> 00:23:22.013
‫آره، می‌دونم

00:23:22.013 --> 00:23:25.221
‫مشکلی برات پیش نمیاد، میتونی
‫از پسش بر بیای

00:23:25.221 --> 00:23:29.055
‫میدونی اگه من بودم نگران
‫کی میشدم؟ آلن

00:23:31.180 --> 00:23:35.096
‫فرض کنیم اون بتونه جول رو برگردونه، فکر میکنی
‫کِی همچین اتفاقی بیُفته؟

00:23:35.096 --> 00:23:37.472
‫اوه! اینم یه مسئله‌ی دیگه‌ست

00:23:37.472 --> 00:23:42.180
‫اون انقدر اعتماد به‌نفس داره که میتونه
‫جول رو مجبور کنه که برگرده

00:23:42.180 --> 00:23:44.055
‫منظورم اینه، جول؟

00:23:44.055 --> 00:23:46.639
‫جول از اینجا متنفر بود

00:23:46.639 --> 00:23:48.513
‫منظورم اینه، بیخیال، پست‌های
‫فیس‌بوک‌ـش رو که دیدی

00:23:50.555 --> 00:23:53.889
‫اونجا یه آدم کاملاً متفاوت شده

00:23:53.889 --> 00:23:57.889
‫من میگم امکان نداره

00:23:57.889 --> 00:23:59.722
‫که اون بتونه مجبورش کنه برگرده

00:24:02.889 --> 00:24:03.889
‫چیه؟

00:24:05.722 --> 00:24:08.639
‫فکر کنم داری این آدمو دست کم میگیری
‫[پترا رو]

00:24:10.297 --> 00:24:11.100
«اسـلـایـدِل، ایـالـت لـوئـیـزیـانـا»

00:24:11.055 --> 00:24:14.680
‫- درست از وسط نیلوفرهای روی آب رد میشیم
‫- باشه! ووهـو!

00:24:14.680 --> 00:24:16.180
‫بزن بریم!

00:24:16.180 --> 00:24:19.221
‫اوه، آره!

00:24:19.221 --> 00:24:20.597
‫ووهـو!

00:24:20.597 --> 00:24:22.722
‫- ووهـو!
‫- وو!

00:24:27.347 --> 00:24:29.889
‫چی میتونه یه تمساح رو بکُشه؟

00:24:29.889 --> 00:24:33.138
‫بذار ببینم، چی میتونه به یکی از
‫اینا صدمه بزنه؟

00:24:33.138 --> 00:24:34.889
‫چی میتونه به یه تمساح صدمه بزنه؟

00:24:36.388 --> 00:24:37.472
‫هیچی

00:24:39.730 --> 00:24:43.813
بیخیالش، ما می‌تونیم
ما تنها شکارچی‌های اون هستیم

00:24:43.813 --> 00:24:45.939
مگه اینکه همونجوری به اون لبه
تکیه بدی، تازه وارد

00:24:45.939 --> 00:24:47.022
اونوقت اوضاع تغییر می‌کنه

00:24:50.022 --> 00:24:53.438
آه... تازه وارد

00:24:53.438 --> 00:24:55.396
می‌بینیش؟ -
کجا؟ -

00:24:55.396 --> 00:24:57.521
روبه‌رو؟ -
اون جایزه‌ی کوچولومونه -

00:24:57.521 --> 00:24:59.022
!مستقیم روبه‌رو، درست اونجا

00:24:59.022 --> 00:25:01.064
درست اونجا -
بیاین این یکی رو نترسونیم -

00:25:01.064 --> 00:25:03.197
اونجارو می‌بینین
درست اونوَر درخت؟

00:25:03.223 --> 00:25:03.730
آره

00:25:03.730 --> 00:25:06.813
خیلی‌خب، کار بعدیمون اینه‌که
اون حیوون رو بیاریمش توی قایق

00:25:06.813 --> 00:25:08.605
کی قراره انجامش بده؟ آوا؟

00:25:08.605 --> 00:25:10.772
ممنونم ولی نه نمی‌خوام

00:25:10.772 --> 00:25:13.939
خب، مطمئناً آوا نیست
تو چطور، بابا؟

00:25:16.438 --> 00:25:18.313
تیلور؟ -
اون، تازه وارد؟

00:25:18.313 --> 00:25:20.064
می‌خوای انجامش بدی؟

00:25:20.064 --> 00:25:22.105
هان؟ -
گمون کنم -

00:25:22.105 --> 00:25:23.438
خیلی خب

00:25:23.438 --> 00:25:24.772
،فکرمی‌کردم مُردد باشی

00:25:24.772 --> 00:25:28.271
ولی می‌خوای امتحانش کنی، هان؟

00:25:28.271 --> 00:25:30.939
بذارش روی شونه‌ات، پسر

00:25:30.939 --> 00:25:33.271
تاحالا یکی ازینا دستت گرفته بودی؟

00:25:33.271 --> 00:25:36.105
زیاد نه

00:25:36.105 --> 00:25:37.939
می‌دونم با وجود این جلیقه‌ی نجات سخته

00:25:37.939 --> 00:25:41.772
ولی فقط باید بذاریش اینجا، روی شونه‌ات

00:25:41.772 --> 00:25:45.230
تاوقتی حیوون آماده نبود
حواست باشه در اَمان باشه

00:25:45.230 --> 00:25:47.355
قراره بزنی بین دوتا چشم‌هاش، اینجا

00:25:47.355 --> 00:25:50.233
...جای
جای خوبیه

00:25:50.259 --> 00:25:51.772
خوبه، نفس عمیق

00:25:51.772 --> 00:25:53.189
خوبه، نفس عمیق

00:25:53.189 --> 00:25:55.438
نمی‌خوای اون جایزه رو از دست بدی

00:25:55.438 --> 00:25:56.772
!آره

00:25:56.772 --> 00:25:59.313
اینم ازین، تازه وارد

00:26:03.647 --> 00:26:05.521
تمام پوستش غلتیده شده

00:26:05.521 --> 00:26:08.480
به تای بگین من فرستادمتون
براتون یه معامله‌ی تاکسیدرمی ردیف می‌کنه

00:26:08.480 --> 00:26:11.313
بنظر خوب میاد -
گوشتتون رو داخل این یخ گذاشتم -

00:26:11.313 --> 00:26:13.355
این برچسب «غیرقابل فروش» رو

00:26:13.355 --> 00:26:15.147
جلوتون رو گرفت DWF بذارین باشه برای وقتی که

00:26:15.147 --> 00:26:16.980
می‌تونید برید

00:26:16.980 --> 00:26:18.563
ممنون، جول -
باعث افتخارمه -

00:26:18.563 --> 00:26:20.813
بک شات، به اینکارت ادامه بده

00:26:20.813 --> 00:26:21.939
خداحافظ

00:26:21.939 --> 00:26:23.230
امیدوارم اوقات خوشی رو سپری کرده باشین

00:26:23.230 --> 00:26:25.521
اگه اینطور بوده که ما راهنمای
،شکار تمساح خیلی خوبی هستیم

00:26:25.521 --> 00:26:29.396
اگه نبوده که ما فقط بدرد گشت و گذار می‌خوریم
اگه شوخی درنظر بگیرینش

00:26:29.396 --> 00:26:32.480
ممنون، پَت

00:26:32.480 --> 00:26:35.189
امیدوارم این دفعه اندازهاشو داشته باشه

00:26:45.647 --> 00:26:47.022
بابی

00:26:48.813 --> 00:26:50.563
اوه، سلام

00:26:50.563 --> 00:26:53.730
ندیدمتون، می‌تونم کمکتون کنم؟

00:26:53.730 --> 00:26:56.064
شما جول هارلی هستین؟ -
بله -

00:26:56.064 --> 00:26:57.855
اوه، خداروشکر

00:26:59.813 --> 00:27:02.521
میشه بریم یه جایی و صحبت کنیم؟

00:27:02.521 --> 00:27:06.521
!آه

00:27:08.271 --> 00:27:11.105
بابی! ببخشید

00:27:11.105 --> 00:27:12.897
برای بچه‌ها دوباره سایز بزرگ فرستادن

00:27:12.897 --> 00:27:14.355
تا هفته‌ی دیگه باید بهشون زنگ بزنی

00:27:14.355 --> 00:27:16.355
هنوز بدستم نرسیده

00:27:16.355 --> 00:27:19.021
سرشون یه داد و بی‌داد می‌کنم
و ازشون می‌گیرم

00:27:19.047 --> 00:27:19.688
ببخشید

00:27:19.688 --> 00:27:21.230
اینا کار شماست؟

00:27:21.230 --> 00:27:22.563
بله

00:27:33.396 --> 00:27:35.897
منو می‌شناسید؟

00:27:35.897 --> 00:27:37.396
باید بشناسم؟

00:27:37.396 --> 00:27:39.939
من پترا نیل هستم
خواهرِ اریک نیل

00:27:41.688 --> 00:27:45.189
لطفاً حرفام رو گوش بده -
ببین، به سختی می‌شناسمش -

00:27:45.189 --> 00:27:47.897
...و تا جایی که می‌دونستم -
می‌دونم که می‌تونه آدم پیچیده‌ای باشه -

00:27:47.897 --> 00:27:51.230
نه، اگه بخوام صادق باشم، اون تاجایی که
امکانش هست می‌تونه یه عوضی باشه

00:27:51.230 --> 00:27:54.897
خب، اون گفت تو آدم خوبی بودی

00:27:54.897 --> 00:27:58.563
اون گفت تو شاید تنها کسی باشی
که می‌تونه کمکم کنه

00:27:58.563 --> 00:28:00.271
اون گفت حداقل حرفامو گوش میدی

00:28:00.271 --> 00:28:01.563
خواهش می‌کنم

00:28:05.563 --> 00:28:07.355
می‌شه موزیک رو عوض کنی؟

00:28:07.355 --> 00:28:10.855
حتماً، به چی؟ -
سکوت -

00:28:10.855 --> 00:28:16.271
خیلی خب، الان موزیک سکوته

00:28:16.271 --> 00:28:18.189
چه خبرا؟

00:28:18.189 --> 00:28:22.271
،شب قبل یا شاید یکی دو هفته از قتل رو یادته

00:28:22.271 --> 00:28:25.480
وقتی یه نفر رو توی محوطه دیدی
و دنبالش کردی؟

00:28:25.480 --> 00:28:26.855
چرا؟

00:28:26.855 --> 00:28:29.772
به اریک در موردِ اون‌شب گفتی

00:28:29.772 --> 00:28:31.605
گفتی اسمش کَمرون بوده

00:28:31.605 --> 00:28:33.939
...فکر‌کنم

00:28:36.605 --> 00:28:40.105
،یه نفر بعدش بهم گفت احتمال داره کامرون باشه

00:28:40.105 --> 00:28:42.022
پس حتماً، کَمرون‌ـه

00:28:42.022 --> 00:28:43.730
باید پیداش کنم

00:28:43.730 --> 00:28:45.688
خب، فقط ده ثانیه دیدمش

00:28:45.688 --> 00:28:47.647
تاریک بود، توی جنگل بود

00:28:47.647 --> 00:28:50.688
،سوار ماشین شد و رفت
پس ایده‌ای ندارم که چطوری میشه پیداش کرد

00:28:50.688 --> 00:28:53.813
...پس اون
اون گفت تا وقتی مُدل 400 رو بگیریم اینا کار می‌کنن

00:28:53.813 --> 00:28:57.230
توی اون ماشینی که کَمرون سوارش شده
یه نفر دیگه هم بوده

00:28:57.230 --> 00:29:01.147
و اون موقع به اریک گفتی که شاید بشناسیش

00:29:01.147 --> 00:29:04.647
فکرکنم گفتم یه‌جورایی قیافه‌اش برام آشنا بنظر میومد، آره

00:29:04.647 --> 00:29:06.813
گفتی اون یه کافه‌چی بوده

00:29:06.813 --> 00:29:08.939
ببین، نمی‌دونم
این برای چهار سالِ پیشه

00:29:08.939 --> 00:29:10.688
یادته کدوم کافه بود؟

00:29:10.688 --> 00:29:14.480
...اوه خدا، من
من واقعاً نمی‌دونم

00:29:14.480 --> 00:29:17.813
لطفاً اینو نگو که بخاطر فهمیدن این موضوع
این همه راه رو تا اینجا اومدی

00:29:27.605 --> 00:29:29.064
ادامه بده، دارم گوش می‌کنم

00:29:30.855 --> 00:29:32.813
من معتقدم که برادرم بی‌گناهه

00:29:32.813 --> 00:29:35.438
به جرمی که خودش بهش اعتراف کرده؟

00:29:35.438 --> 00:29:38.064
اون مجبور شد اعتراف کنه
بدونِ اینکه گناهی مرتکب بشه

00:29:38.064 --> 00:29:39.647
انتخاب دیگه‌ای نداشت

00:29:41.230 --> 00:29:45.313
رسانه‌ها، وکیلش، همه برای حکم عجله داشتن

00:29:45.313 --> 00:29:47.605
ولی هیچوقت جسد رو پیدا نکردن

00:29:47.605 --> 00:29:50.855
و من معتقدم که اگه بتونم ثابت کنم
،مطنون‌های دیگه‌ای هم هستن

00:29:50.855 --> 00:29:53.189
،کسایی که وکالت رو نادیده گرفتن

00:29:53.189 --> 00:29:55.521
اونوقت گمون می‌کنم بتونم براش
یه تجدیدنظر جور کنم

00:29:55.521 --> 00:29:57.355
حالا؟ بعد ازین همه مدت؟

00:29:57.355 --> 00:29:59.271
اطلاعاتِ تازه‌ای وجود دارن

00:29:59.271 --> 00:30:02.480
،توی زندان، یکی به اریک گفته که اون یارو کَمرون

00:30:02.480 --> 00:30:05.271
داشته در موردِ یه صندوق توی
استودیوی اُلیویا حرف می‌زده

00:30:05.271 --> 00:30:07.438
که چطوری پول‌های نقدش و
نقاشی‌هاش رو اونجا نگه می‌داره

00:30:07.438 --> 00:30:10.605
...و اریک برای وکیلش نامه می‌نوشت ولی

00:30:10.605 --> 00:30:11.939
ولی باعث نشد تا بتونم
اُلیویا رو کمک کنم

00:30:11.939 --> 00:30:16.189
...پس، لطفاً

00:30:16.189 --> 00:30:20.147
فکرمی‌کنی شاید
بتونی به یاد بیاری که کدوم کافه بوده؟

00:30:20.147 --> 00:30:23.230
،اگه بتونم بفهمم اون کافه‌چی کی بوده

00:30:23.230 --> 00:30:24.730
فکر‌کنم شاید بتونم کامرون رو پیدا کنم

00:30:24.730 --> 00:30:27.855
توکه شهر رو دیدی، کُلی کافه توشه

00:30:27.855 --> 00:30:30.730
اگه اونجا بودی می‌تونستی پیداش کنی؟

00:30:30.730 --> 00:30:34.355
نمی‌دونم، احتمال داره

00:30:34.355 --> 00:30:36.396
اگه ببینیش، می‌شناسیش؟

00:30:36.396 --> 00:30:38.022
چرا از من می‌پرسی؟

00:30:39.605 --> 00:30:41.396
نه، نمی‌تونم به اونجا برگردم

00:30:41.396 --> 00:30:43.605
فقط برای یکی دو روزه
،فقط همینقدر لازم دارم

00:30:43.605 --> 00:30:47.064
خواهش می‌کنم، تو منطقه رو می‌شناسی
توی اون محوطه زندگی کردی

00:30:47.064 --> 00:30:48.730
شهر رو می‌شناسی
مردم رو می‌شناسی

00:30:48.730 --> 00:30:49.897
می‌شناختم

00:30:51.521 --> 00:30:53.563
خواهش می‌کنم، فقط در موردش فکر کن

00:30:55.105 --> 00:30:56.396
این شمارمه

00:30:59.855 --> 00:31:02.855
کس دیگه‌ای رو ندارم که برم پیشش

00:31:02.855 --> 00:31:05.772
به معنای واقعی کلمه تو تنها کسی توی این دنیا هستی
که می‌تونه کمکم کنه

00:31:07.730 --> 00:31:08.813
خواهش می‌کنم

00:31:10.022 --> 00:31:12.022
ببخشید، نمی‌تونم

00:31:26.189 --> 00:31:28.230
سلام، عزیزم -
کار چطور بود، عزیزم؟ -

00:31:28.230 --> 00:31:29.147
خوب بود

00:31:32.772 --> 00:31:34.939
چه خبرا؟

00:31:34.939 --> 00:31:39.772
پس همه‌ی اینا فقط برای
پیدا کردنِ کَمرون‌ـه، واقعاً؟

00:31:43.813 --> 00:31:45.521
آره

00:31:45.521 --> 00:31:48.147
عجیب اینجاست که

00:31:48.147 --> 00:31:52.396
من می‌خواستم اون موقع
قضیه‌ی کَمرون رو به پلیس بگم

00:31:52.396 --> 00:31:54.480
ولی می‌دونی، منو هرکسی که

00:31:54.480 --> 00:31:57.022
...توی این قضیه‌ی «اریک، اریک» بود گرفتار شدیم و

00:31:58.271 --> 00:31:59.730
،حتی وقتی اومدیم اینجا

00:31:59.730 --> 00:32:01.772
،هنوزم عذابم می‌داد

00:32:01.772 --> 00:32:05.563
،اون نگاه به چهره‌ی کَمرون توی اون‌شب

00:32:05.563 --> 00:32:08.688
،مثل... می‌دونی، مثل کروکودیل‌ها بود

00:32:08.688 --> 00:32:10.855
دندون‌های ردیف پایینی‌شون

00:32:10.855 --> 00:32:13.855
،مثل این می‌مونه که انگار دارن بهت لبخند می‌زنن
انگار یه چیزی راجع بهت می‌دونن

00:32:15.147 --> 00:32:16.521
کَمرون هم اونجوری بود

00:32:18.688 --> 00:32:21.271
بعدش اریک اعتراف می‌کنه
و چهارسال می‌گذره

00:32:21.271 --> 00:32:24.897
،و دست اُلیویا رو می‌شه

00:32:24.897 --> 00:32:28.064
،و خواهرش با هواپیما می‌ره لوئیزیانا

00:32:28.064 --> 00:32:30.772
و حالا هم که اوضاع اینطوریه

00:32:30.772 --> 00:32:33.813
خُب مشکل چیه؟

00:32:40.355 --> 00:32:43.772
یه دلیلی داشت که ازونجا رفتیم
و فقط بخاطر اُلیویا نبود

00:32:43.772 --> 00:32:48.022
بخوام صادق باشم، فکرنکنم بتونم
دوباره برگردم اونجا

00:32:49.897 --> 00:32:51.605
چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

00:32:51.605 --> 00:32:53.480
خب، معلومه که می‌تونی

00:32:55.105 --> 00:32:58.271
با خودم عهد بستم هیچوقت نرم

00:33:00.355 --> 00:33:03.855
آره ولی الان تغییر کردی

00:33:03.855 --> 00:33:05.396
همه‌چی تغییر کرده

00:33:06.939 --> 00:33:08.813
...می‌دونم به کائنات اعتقاد نداری ولی

00:33:08.813 --> 00:33:11.147
خب، باور دارم وجود داره

00:33:11.147 --> 00:33:14.355
ولی باور نداری که بهت فرصت میده

00:33:14.355 --> 00:33:17.064
اوه، واقعاً اینطور نیست

00:33:17.064 --> 00:33:20.563
...خب، چی میشه اگه

00:33:20.563 --> 00:33:23.813
کلاً چقدره؟ -
پونزده تا بیست سال -

00:33:23.813 --> 00:33:27.688
آره، خب چی میشه اگه «تو» فرق بین 16 سال
زندانی کشیدنش

00:33:27.688 --> 00:33:30.105
و درجا آزاد شدنش باشی؟

00:33:33.897 --> 00:33:36.230
چرا باید انقدر بی‌نظیر باشی؟

00:33:36.230 --> 00:33:39.563
چون که نیستم -
چون که هستی -

00:33:41.730 --> 00:33:43.271
و خواهی بود

00:33:47.355 --> 00:33:49.897
هنوزم باورم نمی‌شه
تونستیم اینجا دووم بیاریم

00:33:54.605 --> 00:33:55.772
بیا اینجا

00:34:06.939 --> 00:34:08.438
دوستت دارم

00:34:08.438 --> 00:34:10.230
منم دوستت دارم

00:35:15.022 --> 00:35:17.396
درواقع، یه جورایی خوبه

00:35:17.396 --> 00:35:22.271
بنظرم، سامیت به یه چیزی
«تو مایه‌های «آرکام

00:35:22.271 --> 00:35:25.396
«هل‌بوی»، «لاوکرفتی»، «سالم» یا «تالار ارواح»
،تغییر شکل داده

00:35:25.396 --> 00:35:27.688
...و من اومدم اینجا و انگار اینجا

00:35:27.688 --> 00:35:31.189
اوه، آره، فقط فروشگاه صنایع دستی و گالریه

00:35:31.189 --> 00:35:33.438
و کلمه‌ای که معمولاً ازش
،استفاده نمی‌کنم

00:35:33.438 --> 00:35:35.064
«عجیب و جالبه»

00:35:36.355 --> 00:35:37.939
اونم توی توهمات فانتزی به‌سر می‌بره

00:35:37.939 --> 00:35:41.396
...نمی‌خوام بگم که خیلی دلم براش می‌سوزه ولی

00:35:41.396 --> 00:35:44.480
خیلی خب، بزودی باهات حرف می‌زنم، عشقم

00:35:44.480 --> 00:35:47.271
داریم می‌ریم یه روح رو پیدا کنیم

00:35:47.271 --> 00:35:50.230
آره، منم دوستت دارم، خداحافظ

00:35:50.230 --> 00:35:51.396
ببخشید -
برات یکی گرفتم -

00:35:51.396 --> 00:35:52.772
ممنون -
قابلی نداره -

00:35:52.772 --> 00:35:54.730
اوه، بیا، اگه یه وقت لازمت شد

00:35:54.730 --> 00:35:56.647
باید چند دقیقه برم تا یه جایی

00:35:56.647 --> 00:35:59.064
یه چیزیه که باید حواسم بهش باشه

00:35:59.064 --> 00:36:01.730
وایسا، جداً؟

00:36:01.730 --> 00:36:03.396
...آره، من

00:36:03.396 --> 00:36:05.521
یه کاری رو چند روز پیش شروع کردم
که باید برم یه سروگوشی آب بدم

00:36:05.521 --> 00:36:08.022
ولی اگه چیزی پیدا کردی
فقط بهم پیامک بزن

00:36:08.022 --> 00:36:10.271
خیلی خب -
وگرنه، یک ساعت، یک ساعت و نیم؟

00:36:10.271 --> 00:36:12.230
.آره، خیلی خب

00:36:12.230 --> 00:36:13.688
...من

00:36:13.688 --> 00:36:17.605
فقط باید رَد اون کسی که
کَمرون رو می‌شناسه بزنم

00:36:17.605 --> 00:36:19.189
عالیه

00:36:19.189 --> 00:36:20.688
آره، باید آسون باشه

00:36:20.688 --> 00:36:22.647
خیلی خب -
باشه -

00:36:22.647 --> 00:36:24.480
یه ساعت -
اوه، جول؟ -

00:36:24.480 --> 00:36:27.772
بله؟ -
جداً می‌گم، ازت ممنونم -

00:36:29.355 --> 00:36:31.647
آره، قابلی نداشت

00:36:31.647 --> 00:36:33.813
خیلی خب، بزودی می‌بینمت -
باشه -

00:37:51.480 --> 00:37:53.688
آره، لعنتی، اون دلقک رو یادمه

00:37:53.688 --> 00:37:57.396
اگه پیداش کردی بهش بگو
هنوز دوماه بهم بدهکاره

00:37:57.396 --> 00:38:00.480
بهتره بیاریش اینجا تا خودم بهش بگم

00:38:00.480 --> 00:38:02.939
خُب، اون با یه دختر اینجا بود، درسته؟

00:38:02.939 --> 00:38:05.688
.آره، اون خانوم کوچولوی بیچاره
نمی‌دونست چی بهش خورده

00:38:05.688 --> 00:38:07.855
،بعدش اون یارو... زد به چاک

00:38:07.855 --> 00:38:10.147
روز قبل از کریسمس

00:38:12.563 --> 00:38:14.189
نمی‌دونی کجا رفته؟

00:38:14.189 --> 00:38:18.230
حدود یه هفته پیش رفت

00:38:18.230 --> 00:38:20.147
مکزیکی‌ـه

00:38:20.147 --> 00:38:22.022
می‌تونه هرجایی رفته باشه

00:38:22.022 --> 00:38:24.230
اسمی داشت؟

00:38:24.230 --> 00:38:26.438
آره، لتیشا

00:38:26.438 --> 00:38:28.563
،فامیلیش یادم نمیاد

00:38:28.563 --> 00:38:30.064
ولی لتیشا رو یادمه

00:38:31.189 --> 00:38:32.897
اسم قشنگیه

00:38:58.355 --> 00:38:59.813
از شهرمون گِله نکن

00:38:59.813 --> 00:39:03.105
بهت گفتم برای ساختن یه چیز هنری
باید سختی بکشی

00:39:03.105 --> 00:39:06.647
آره، ولی هنرمنده که باید سختی بکشه

00:39:06.647 --> 00:39:09.313
یه دلار بهم بدهکاری

00:39:09.313 --> 00:39:12.105
آره، بدهکارم

00:39:12.105 --> 00:39:14.105
اون دعوا راه انداخت؟

00:39:14.105 --> 00:39:18.438
یکم، ولی نه

00:39:18.438 --> 00:39:22.147
هی، چطوری بنظر می‌رسید؟

00:39:22.147 --> 00:39:25.105
اوضاع بین اون و لورا چطوری بود؟

00:39:25.105 --> 00:39:27.022
بنظر می‌رسید اوضاع اونجا روبراهه

00:39:27.022 --> 00:39:28.939
اگه منظورت این بود

00:39:28.939 --> 00:39:31.605
دخترِ بامزه‌ای بود، لورا

00:39:31.605 --> 00:39:33.605
به شوخی می‌گفت اونجوری که میخواد

00:39:33.605 --> 00:39:35.563
نگاهش کنه باید یه گردنبند داشته باشه

00:39:53.064 --> 00:39:55.897
سلام -
هی -

00:39:55.897 --> 00:39:58.147
.دوتا آبجو، لطفاً
هرچی که اینجا از همه بهتره

00:39:58.147 --> 00:40:00.271
«برای ایشون یه «پولیگامیست پورتر

00:40:00.271 --> 00:40:02.480
و منم یه نوشابه رژیمی، لطفاً

00:40:02.480 --> 00:40:04.980
شما ادویل دارین؟ -
نه، می‌بخشید -

00:40:08.772 --> 00:40:10.980
ممنون -
خواهش می‌کنم -

00:40:10.980 --> 00:40:13.647
و از توام بابتِ پیغامی‌که
در مورد آپارتمانِ قدیمی کَمرون دادی ممنونم

00:40:13.647 --> 00:40:15.480
یکی داشت قبض هارو چک می‌کرد

00:40:15.480 --> 00:40:19.064
و امیدوار بود تا یه چیزی در مورد
...دوست دختر قدیمی‌اش پیدا کنه

00:40:19.064 --> 00:40:20.688
عالیه -
...و شاید آدرسی که بهش برسه -

00:40:20.688 --> 00:40:23.480
پس، خیلی خوب بود -
عالیه -

00:40:23.480 --> 00:40:25.813
ممنونم -
ممنون -

00:40:25.813 --> 00:40:28.355
و همچنین یه تبریک به خودم، به گمونم

00:40:28.355 --> 00:40:31.022
بخاطرِ؟ -
انقدر باهوش بودم که تورو آوردم اینجا -

00:40:31.022 --> 00:40:34.688
تو کارایی رو توی 60 دقیقه کردی
که من توی سه روز نتونستم بکنم، ممنونم

00:40:34.688 --> 00:40:37.313
آه، ممنونم، فقط سعی دارم کمک کنم

00:40:40.189 --> 00:40:42.022
،خُب، یه چندتا سوال دارم

00:40:42.022 --> 00:40:43.897
بیشتر در موردِ محوطه

00:40:43.897 --> 00:40:45.980
...اوه، یه ثانیه

00:40:45.980 --> 00:40:49.355
ببخشید، همسرم در مورد خونه سوال می‌کنه

00:40:52.897 --> 00:40:54.438
آه، ببخشید

00:40:54.438 --> 00:40:55.855
ما می‌دونیم که قتل

00:40:55.855 --> 00:40:58.396
بین ساعتای 10:15 تا 11:45 دقیقه اتفاق افتاده

00:40:58.396 --> 00:40:59.855
مطمئنی؟

00:40:59.855 --> 00:41:02.730
خُب، انگار که اُلیویا
ساعتِ 10:14 دقیقه مهمونی رو ترک می‌کنه

00:41:02.730 --> 00:41:05.647
بعدش یکی می‌شنوه که اون و اریک

00:41:05.647 --> 00:41:07.563
در ساعت 10:10 توی استودیو
دعوا می‌کنن

00:41:07.563 --> 00:41:08.980
بعدش همسایه‌ی طبقه‌ی بالایی
،رو صدا می‌زنه

00:41:08.980 --> 00:41:12.605
و دوستش جی‌سی
در ساعت 10:16 دقیقه

00:41:12.605 --> 00:41:14.480
آخرین نفریه که از اون خبر داره

00:41:14.480 --> 00:41:16.605
...اوه، جدا از این

00:41:16.605 --> 00:41:18.605
تو همسایه طبقه بالا رو می‌شناسی، اوکانر؟

00:41:18.605 --> 00:41:20.438
می‌دونی اونا «اُتاق قرمز» دارن؟

00:41:22.022 --> 00:41:24.355
اوه، لطفاً اینو نگو که

00:41:24.355 --> 00:41:26.064
نمی‌دونی اُتاق قرمز چیه؟

00:41:26.064 --> 00:41:28.730
هست؟ «Fifty Shades of Grey» مثل

00:41:31.396 --> 00:41:33.105
یه کلکسیون هنری خصوصیه

00:41:33.105 --> 00:41:35.355
مخصوصاً یه سری
نمونه‌های باورنکردنی

00:41:35.355 --> 00:41:37.396
بطورکلی، زیباییشون قابل توصیف نیست

00:41:37.396 --> 00:41:41.064
،اونا یه قطعه از موزه‌ی هنری دنور امانت گرفتن

00:41:41.064 --> 00:41:44.897
،این امپرسیونیسم فرانسوی گمنام
«هنری-ادموند کراس»

00:41:44.897 --> 00:41:46.563
وقتی دوازده سالم بود
منو مادرم

00:41:46.563 --> 00:41:48.064
نزدیک به 6 ساعت جلوش نشسته بودیم

00:41:48.064 --> 00:41:49.730
...خُب، اگه بهم می‌گفتی یه چیزی مثل

00:41:49.730 --> 00:41:53.396
...براون بولاند» یا «ویل آیزنر» دارن، اونوقت»

00:41:53.396 --> 00:41:54.813
نگو که نمی‌دونی

00:41:54.813 --> 00:41:56.772
پدر رُمان‌های گرافیکی کیه

00:41:56.772 --> 00:41:58.438
من به هنرهای آمریکایی

00:41:58.438 --> 00:42:00.647
که با اینترمدیو «ادوارد هاپر» به پایان رسید
علاقه دارم

00:42:00.647 --> 00:42:03.022
...خُب، آیزنر مالِ قبلش بود، ولی

00:42:03.022 --> 00:42:04.855
...به هرحال

00:42:04.855 --> 00:42:06.605
زخم‌هاش -
زخم‌هاش -

00:42:06.605 --> 00:42:08.438
...آره، زخم‌هاش

00:42:08.438 --> 00:42:09.980
...دلایلی مختلفی داشتن

00:42:09.980 --> 00:42:11.605
ولی اونا معتقدن که مرگش

00:42:11.605 --> 00:42:12.772
بخاطر ضربه‌های متعدد چکُش بوده

00:42:12.772 --> 00:42:15.271
...چندتا مغز میوه اونجا بوده

00:42:15.271 --> 00:42:17.521
،تیکه‌های مغز میوه که روی دیوار پیدا کردن
،و یه لکه‌ی کوچولو

00:42:17.521 --> 00:42:19.980
،که داخلش تُخم حشره بوده

00:42:19.980 --> 00:42:22.396
ببخشید، همسرمه

00:42:22.396 --> 00:42:25.022
تخم حشره -
مگس لاشه -
[نوعی مگس]

00:42:25.022 --> 00:42:27.939
که دیرتر از 11:45 تخم‌گذاری نکرده

00:42:27.939 --> 00:42:29.813
پس من سعی دارم بفهمم

00:42:29.813 --> 00:42:34.022
چه کسی بین 10:15 تا 11:45 اونجا بوده

00:42:34.022 --> 00:42:36.772
خُب، من نمی‌تونم توی این قضیه کمکی بکنم

00:42:36.772 --> 00:42:38.980
چون من ساعت 10:20 دقیقه سینما بودم

00:42:38.980 --> 00:42:40.647
توی «ایست‌ریج» بود

00:42:40.647 --> 00:42:44.313
پس من محوطه رو حول و حوش
ساعت 9:45 ترک کردم

00:42:44.313 --> 00:42:48.105
یا 9:46
که به سختی یادم میاد

00:42:49.355 --> 00:42:52.313
وای، سینمای شب سال نو

00:42:52.313 --> 00:42:53.563
چه خفن

00:42:53.563 --> 00:42:55.939
...بهم اعتماد کن

00:42:55.939 --> 00:42:58.064
من کسی نبودم که بخواد
،مهمونی رو بهم بزنه

00:42:58.064 --> 00:43:00.813
حقیقت اینه که

00:43:00.813 --> 00:43:04.688
من و دوست دختر سابقم
که الان همسرمه

00:43:04.688 --> 00:43:06.605
یه دعوای کوچیک داشتیم

00:43:06.605 --> 00:43:08.313
به اندازه‌ی کافی بهش پیام نمی‌دادی؟

00:43:08.313 --> 00:43:10.480
متاسفم

00:43:10.480 --> 00:43:12.521
بذار اینو خاموشش کنم

00:43:14.772 --> 00:43:17.022
...آره، خب

00:43:18.563 --> 00:43:21.147
...خُب، آره، تو گفتی

00:43:21.147 --> 00:43:23.647
یه بار کَمرون رو توی

00:43:23.647 --> 00:43:25.271
محوطه‌ی بیرونِ استودیو دیدیش؟

00:43:25.271 --> 00:43:28.855
...در واقع نزدیکای «استوری تریل» بودش

00:43:28.855 --> 00:43:30.855
می‌تونی دقیقاً نشونم بدی؟

00:43:33.396 --> 00:43:34.897
حتماً

00:43:34.897 --> 00:43:36.521
ببین، آسونه

00:43:36.521 --> 00:43:39.355
تنها کاری که لازمه بکنی اینه‌که
تنها گیرش بیاری

00:43:39.355 --> 00:43:41.105
،بعدش یهویی سر صحبت رو باز می‌کنی

00:43:41.105 --> 00:43:43.355
و می‌ذاری خودش بقیه‌ی کارارو بکنه

00:43:44.939 --> 00:43:47.480
باید میکروفون وصل کنم؟

00:43:47.480 --> 00:43:49.855
!نه

00:43:49.855 --> 00:43:51.688
برای چی؟

00:43:51.688 --> 00:43:54.855
شوخیت گرفته؟ -
خب، من نمی‌دونم -

00:43:54.855 --> 00:43:58.480
...هر اتفاقی بیوفته، میکروفون -
میکروفون -

00:43:58.480 --> 00:44:01.313
بهش میگن میکروفون

00:44:01.313 --> 00:44:04.897
پس آره، مطمئناً اونا میکروفون دارن

00:44:06.647 --> 00:44:08.563
ولی اونجا سامیت‌‌ـه ، مَرد

00:44:08.563 --> 00:44:10.480
ما میکروفون نداریم

00:44:10.480 --> 00:44:14.355
فقط یه نفرو داریم که یه چیزی میگه

00:44:14.355 --> 00:44:16.230
و یه نفر دیگه به نفر سوم می‌گه

00:44:16.230 --> 00:44:18.189
باشه

00:44:18.189 --> 00:44:19.605
!هی

00:44:19.605 --> 00:44:22.064
تنها کاری که باید بکنی همینه

00:44:22.064 --> 00:44:25.189
اگه ازت خواست که طبق داستان پیش بری

00:44:25.189 --> 00:44:29.230
یا به دروغ گفتن ادامه بدی
،به هرشکلی

00:44:29.230 --> 00:44:30.730
فقط بهم میگی

00:44:36.939 --> 00:44:39.730
فرانک، مشکل چیه؟

00:44:39.730 --> 00:44:41.396
وقتی سرش توافق کردیم

00:44:41.396 --> 00:44:43.271
از قتل خبر نداشتیم

00:44:43.271 --> 00:44:46.980
آه، رفیق، تو توی دردسر نیوفتادی

00:44:48.605 --> 00:44:49.772
باشه

00:44:51.521 --> 00:44:53.813
به خدا قسم می‌خوری؟

00:44:53.813 --> 00:44:56.396
آره -
کار جول‌ـه؟ -

00:44:56.396 --> 00:44:58.230
نمی‌دونم

00:45:00.147 --> 00:45:01.189
شاید نباشه

00:45:01.189 --> 00:45:03.147
.امیدوارم که نیست
هی، اُمیدوارم که نیست

00:45:03.147 --> 00:45:05.939
کافیه دختره رو واسطه کنیم
تا برگردونیمش اینجا

00:45:05.939 --> 00:45:08.105
معنیش این نیست که توی دردسر نیوفتاده

00:45:08.105 --> 00:45:10.271
...اون فقط... اون

00:45:10.271 --> 00:45:12.605
اون مظنونه

00:45:12.605 --> 00:45:15.480
اون دختره چه غلطی کرد که برگردوندش اینجا؟

00:45:18.271 --> 00:45:21.897
!اوه، حتماً شوخیت گرفته

00:45:21.897 --> 00:45:23.189
آوردتش به محل

00:45:23.189 --> 00:45:24.563
باید برم

00:45:24.563 --> 00:45:26.521
صبرکن، من چیکار کنم؟

00:45:26.521 --> 00:45:30.563
منظورت چیه؟
بشین و غذات رو بخور

00:45:30.563 --> 00:45:32.939
ولی حرکتی نکن، باشه؟

00:45:32.939 --> 00:45:35.105
...کاری نکن فقط

00:45:35.105 --> 00:45:37.271
فقط عادی باش، مَرد، خیلی خب؟

00:45:37.271 --> 00:45:39.230
...پس یکی از کتاب‌های بزرگش

00:45:39.230 --> 00:45:40.563
خُب، مطمئنم خوندیش

00:45:40.563 --> 00:45:42.147
همه خوندنش

00:45:43.313 --> 00:45:45.189
نه؟

00:45:45.189 --> 00:45:47.438
«این جنگل‌ها برای چه کسی‌ـست»

00:45:47.438 --> 00:45:50.480
یه طرفش رو می‌خونی، داستانِ یه شکارچیِ بیچاره‌اس

00:45:50.480 --> 00:45:54.271
که سعی داره از خانواده‌اش در
برابر یه خرس هیولای شیطان‌صفت محافظت کنه

00:45:54.271 --> 00:45:56.730
،می‌چرخونیش، اون سمت دیگه رو می‌خونی

00:45:56.730 --> 00:45:59.855
داستانِ یه خرس بی‌چاره‌اس
که سعی داره مادرش رو

00:45:59.855 --> 00:46:02.772
از تله‌ی این شکارچی هیولای شیطان‌صفت
نجات بده

00:46:02.772 --> 00:46:05.939
هوم -
ایده‌ی بدی نیست، مگه نه؟ -

00:46:05.939 --> 00:46:09.022
مسیر رو انتخاب کن -
هرکجا که کَمرون بوده -

00:46:09.022 --> 00:46:12.064
خُب، یه مسیر دایره‌ایه، جفتشون
درنهایت به یجا رسیدن

00:46:13.521 --> 00:46:15.688
انتخاب خوبی بود

00:46:15.688 --> 00:46:19.147
،بنابراین، داستان های خیابونی رو هدایت می‌کرد
بهشون می‌گفت

00:46:19.147 --> 00:46:22.980
پسرای پیشاهنگ، اردو، دخترای پیشاهنگ

00:46:22.980 --> 00:46:26.563
انگار که هیچوقت از گفتن یکی از داستان‌هاش
،خسته نمی‌شد

00:46:26.563 --> 00:46:29.313
چه جالب -
آره به گمونم -

00:46:29.313 --> 00:46:32.897
یا شاید نمی‌تونست دل بکنه

00:46:32.897 --> 00:46:35.688
به هرحال، شب‌ها وقتی می‌خواستم
،فکرم آروم بشه

00:46:35.688 --> 00:46:38.189
،میومدم اینجا و توی محوطه قدم می‌زدم

00:46:38.189 --> 00:46:41.064
پس اون شب داشتم قدم می‌زدم
...که یهو

00:46:41.064 --> 00:46:45.980
انگار که اون و یکی دیگه داشتن کاری می‌کردن
و منم فهمیدم، درست همینجا

00:46:45.980 --> 00:46:48.772
بعدش توی تاریکی ناپدید شدن

00:46:48.772 --> 00:46:49.397
...و اونوقت تو

00:46:49.423 --> 00:46:51.897
رفتم به خونه‌ی اصلی
،که درست همونجاست

00:46:51.897 --> 00:46:52.897
و به برادرت قضیه رو گفتم

00:46:53.897 --> 00:46:55.271
کجا زندگی می‌کردی؟

00:46:57.313 --> 00:47:00.647
توی طویله

00:47:00.647 --> 00:47:02.647
با بقیه‌ی ولگردها اونجا زندگی می‌کردم

00:47:02.647 --> 00:47:04.647
اون همیشه ولگردها رو جمع می‌کرد

00:47:04.647 --> 00:47:06.897
...گربه، سگ، آدم

00:47:07.939 --> 00:47:09.189
توی طویله زندگی میکردی؟

00:47:09.189 --> 00:47:12.022
خب، من توی یه مزرعه بزرگ شدم

00:47:12.022 --> 00:47:13.189
اون اسب داشت

00:47:13.189 --> 00:47:15.189
بنظر فکر خوبی میومد

00:47:15.189 --> 00:47:19.230
و واقعیت این بود که من فقط یه آدم بودم
که توی طویله زندگی می‌کنه

00:47:19.230 --> 00:47:21.897
حدس می‌زنم روز اولی که اومدی اینجا
همچین فکری نداشتی

00:47:21.897 --> 00:47:23.563
داستانش طولانیه

00:47:23.563 --> 00:47:25.064
تاحالا باهاش ملاقات داشتی؟

00:47:25.064 --> 00:47:29.105
یه بار، روز شکرگزاری

00:47:29.105 --> 00:47:30.563
زیاد بامزه نبود؟

00:47:32.396 --> 00:47:34.396
یه امتحان بود

00:47:34.396 --> 00:47:37.064
ولی می‌تونم بگم بدون شک

00:47:37.064 --> 00:47:39.438
«این یارو «دنیس کلاین

00:47:39.438 --> 00:47:40.563
آدم روراستیه

00:47:40.563 --> 00:47:41.855
یه چیزی که ما می‌دونیم

00:47:41.855 --> 00:47:44.438
که یه هنرمند کلاهبردار چه شکلیه

00:47:44.438 --> 00:47:46.772
درست میگم؟
...پس من

00:47:46.772 --> 00:47:49.064
،اون میگه: اگه من کاملاً درست نمی‌گم

00:47:49.064 --> 00:47:50.730
باید برای یه نوشیدنی بخری

00:47:50.730 --> 00:47:53.313
وای، چه عالی

00:47:55.105 --> 00:47:57.480
بعدش شروع درمورد اینکه
چرا اینجاست برام صحبت کرد

00:47:57.480 --> 00:47:59.355
چرا اریک اینجا بود؟

00:47:59.355 --> 00:48:01.647
می‌خواست زندگیش رو تغییر بده
،نمی‌خواست فرشته‌ی مرگ باشه

00:48:01.647 --> 00:48:04.647
عزیزم، من احساس می‌کنم که کل این ماجرا رو
،تحت کنترل دارم

00:48:04.647 --> 00:48:07.605
پترا تو چیکار می‌کنی؟

00:48:07.605 --> 00:48:09.271
...اون -
من خیلی کارا می‌کنم -

00:48:09.271 --> 00:48:11.939
بیشترش در دنیای هنره -
پیرامونش -

00:48:11.939 --> 00:48:13.855
،اون هنر رو اعاده می‌کنه

00:48:13.855 --> 00:48:15.147
درس میده، کتاب می‌نویسه

00:48:15.147 --> 00:48:16.730
درمورده؟

00:48:16.730 --> 00:48:19.355
اون 600 صفحه

00:48:19.355 --> 00:48:22.313
...فقط در موردِ تفکیک‌گری ایتالیایی دریافت کرده

00:48:22.313 --> 00:48:24.189
میبینی، ایمیل‌هات رو می‌خونم

00:48:24.189 --> 00:48:25.813
:و بعدش باخودش میگه
یه لحظه صبرکن»

00:48:25.813 --> 00:48:27.647
...شاید اون منتقدهای

00:48:27.647 --> 00:48:29.147
چی بهش می‌گن؟ -
سالُن‌ها -

00:48:29.147 --> 00:48:30.480
کسایی در اون دوران تفکیک‌گراهارو له کردن

00:48:30.480 --> 00:48:31.939
«شاید حق با اونا بوده

00:48:31.939 --> 00:48:33.897
و اونم کتابش رو پرت می‌کنه دور
.و دوباره شروعش می‌کنه

00:48:33.897 --> 00:48:35.939
خُب، حق با اونا بوده، درسته؟

00:48:35.939 --> 00:48:38.939
چه زمانی بوده؟ سالِ 1894؟

00:48:38.939 --> 00:48:40.355
سال 96 -
همون، 96 -

00:48:40.355 --> 00:48:42.147
.خُب، درست می‌گفتن

00:48:42.147 --> 00:48:45.688
..خب، مشکل من بطور واضح، اجتماعی بودن

00:48:45.688 --> 00:48:46.980
اوه، مشکلت رو میفهمم

00:48:46.980 --> 00:48:48.480
کاملا باهاتم، میفهمم

00:48:48.480 --> 00:48:49.939
منظورم اینه، قدرت‌مند ها همه فاسدن

00:48:49.939 --> 00:48:52.189
هنر به فریبندگی احتیاج داره

00:48:52.189 --> 00:48:54.855
منظورم اینه، من اگه یه پیام نیاز داشته باشم
برام تو تلگرام کوفتی بفرست

00:48:54.855 --> 00:48:57.855
آره، اُلیویا، از 1943 همین‌الان زنگ زدن

00:48:57.855 --> 00:48:59.480
میخوان عبارت‌شون

00:48:59.480 --> 00:49:01.230
«تو تلگرام پیام بفرست»
رو پس بگیرن

00:49:01.230 --> 00:49:03.688
سلام، جِی‌سی

00:49:03.688 --> 00:49:05.897
سلام، از 2007 تماس گرفتن

00:49:05.897 --> 00:49:09.064
و جوکِ جای خالی پر کن‌ـشون رو پس میخوان

00:49:11.939 --> 00:49:13.189
..زیاد بهش اهمیت میدن

00:49:13.189 --> 00:49:15.022
نئوها، پوینتلس
[گروه موسیقی و نوعی هنر در سال 1886 ]

00:49:15.022 --> 00:49:18.271
واقعاً؟ فکر نمیکنی فهمیدنِ علم

00:49:18.271 --> 00:49:19.855
..اینکه چشم چطور نور را دریافت میکن

00:49:19.855 --> 00:49:22.064
هیچ ربطی به هنر نداره

00:49:22.064 --> 00:49:23.271
منظورم اینه، بیخیال

00:49:23.271 --> 00:49:26.521
آره، میتونیم احساسات انسان رو

00:49:26.521 --> 00:49:28.897
از طریق مواد، یا سلول های سیناپتیک

00:49:28.897 --> 00:49:34.147
علم و دانش، یا هرچی.. درک کنیم؟

00:49:34.147 --> 00:49:35.563
البته

00:49:35.563 --> 00:49:37.730
ولی مهم اینه

00:49:37.730 --> 00:49:41.438
در آخر کار، باید درکش کنی

00:49:41.438 --> 00:49:44.355
..نمیتونی هنر رو فکر کنی

00:49:44.355 --> 00:49:47.271
درس بدی، یا بنویسی‌ـش

00:49:47.271 --> 00:49:48.813
آم، مگه همین الان نفهمیدیم

00:49:48.813 --> 00:49:51.313
که اون درمورد هنر فکر میکنه، درس میده و می‌نویسه؟

00:49:53.647 --> 00:49:57.855
قشنگ‌ترین قطعه‌ی هنری‌ای که من تا حالا دیدم

00:49:57.855 --> 00:50:01.730
توسط یه دختر 11 ساله توی 15 دقیقه کشیده شد

00:50:01.730 --> 00:50:03.647
این.. تکنیکی توش نیست

00:50:03.647 --> 00:50:07.105
ولی پاک و خالصانه بود

00:50:08.605 --> 00:50:10.647
البته، درمورد من کشیده بود

00:50:10.647 --> 00:50:13.521
پس شاید دارم یکم اغراق می‌کنم

00:50:13.521 --> 00:50:16.230
فقط کیکتون رو بخورید، متاسفم

00:50:16.120 --> 00:50:25.526
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.