﻿WEBVTT

00:00:01.020 --> 00:00:03.850
‫ایالت یوتا، در برابر اریک نیل

00:00:04.390 --> 00:00:06.730
‫وکیل مدافع با یک تغییر
‫در دادخواست

00:00:06.730 --> 00:00:09.680
‫مبنی بر کاهش زمان حبس، برای قتل
‫موافق کردند

00:00:10.430 --> 00:00:12.480
‫چیزی که به نظر دست اُلیویا لیک می‌باشد

00:00:12.480 --> 00:00:15.270
‫در 800 متریِ زمین وی پیدا شد

00:00:15.480 --> 00:00:17.810
‫چرا الآن اینجایی؟

00:00:17.810 --> 00:00:20.230
‫اشتباه میکردم که فکر کردم ممکنه
‫این وضعیت حقت نباشه

00:00:20.230 --> 00:00:20.980
‫متاسفم!

00:00:21.180 --> 00:00:22.480
‫- نه، نه، تو نمیتونی اینجا باشی
‫- نه

00:00:22.770 --> 00:00:24.230
‫- لطفاً!
‫- همه‌ی سرنخ ها به سمت اریک‌ان

00:00:24.230 --> 00:00:26.730
‫ولی به نظر من، این کار به
‫اریک نمیخوره

00:00:26.730 --> 00:00:27.810
‫ازت میخوام که بری

00:00:27.810 --> 00:00:29.390
‫من معتقدم که برادرم بی‌گناهه

00:00:29.390 --> 00:00:31.680
‫کسِ دیگه‌ای رو ندارم که برم
‫پیشش، لطفاً

00:00:32.520 --> 00:00:34.350
‫اثر انگشت‌ـت روی چکش‌ـه

00:00:34.350 --> 00:00:36.430
‫و وقتی پلیس پیدات کرد، تو ترسیدی!

00:00:36.430 --> 00:00:38.850
‫یه طرف چیزایی وجود داره که تو میخوای
‫باهاشون بازی کنی

00:00:38.850 --> 00:00:40.350
‫و یه طرف هم چیزیه که واقعاً وجود داره

00:00:40.680 --> 00:00:42.430
‫میخوای به کدوم بسنده کنی؟

00:00:43.734 --> 00:00:49.762
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:51.890 --> 00:00:54.730
‫آقا، ببخشید، آقا

00:00:54.730 --> 00:00:59.100
‫آقا! ازتون میخوام دستاتون رو جایی
‫بذارین که بتونم ببینم‌ـشون

00:00:59.100 --> 00:01:01.980
‫بالاتر

00:01:01.980 --> 00:01:04.480
‫- چه کوفتیه؟
‫- مم، خوبه

00:01:04.480 --> 00:01:08.350
‫خانم، شلوارش رو تا زانوش
‫بکش پایین

00:01:10.230 --> 00:01:12.600
‫- آه!
‫- نِیت!

00:01:12.600 --> 00:01:16.060
‫وو، چه غلطی میکنی مَرد؟

00:01:16.060 --> 00:01:17.730
‫رفیق!

00:01:17.730 --> 00:01:20.810
‫جول هارلیِ لعنتی

00:01:20.810 --> 00:01:23.270
‫اینجا توی سامیت، یوتـا

00:01:23.270 --> 00:01:24.600
‫بیا اینجا، مَرد

00:01:24.600 --> 00:01:26.060
‫- بیا بغلم
‫- خوشحالم می‌بینمت

00:01:26.060 --> 00:01:28.850
‫فکر نمیکردم دیگه اینجا ببینمت، مَرد

00:01:28.850 --> 00:01:32.390
‫- خب
‫- و از هردوتون میخوام که...

00:01:32.390 --> 00:01:34.640
‫از این مِلک برین بیرون

00:01:34.640 --> 00:01:37.640
‫که عملاً یه صحنه‌ی جرمه

00:01:37.640 --> 00:01:39.560
‫که اون باید بدونه

00:01:39.560 --> 00:01:42.560
‫چون از قبل، حدود 3 بار بهش گفتم

00:01:42.560 --> 00:01:44.060
‫پس، شما همدیگه رو میشناسین؟

00:01:44.060 --> 00:01:45.930
‫آم، کم و بیش

00:01:45.930 --> 00:01:47.520
‫عمدتاً کمتر

00:01:47.520 --> 00:01:50.180
‫ولی، آره. اگه تو...

00:01:52.520 --> 00:01:54.680
‫- اوه، سلام!
‫- سلام

00:01:54.680 --> 00:01:56.180
‫همه‌چی مرتبه، همه‌چی مرتبه

00:01:56.180 --> 00:02:00.020
‫فقط یه تجدید دیداره

00:02:00.020 --> 00:02:01.730
‫جول هارلی رو که یادته

00:02:01.730 --> 00:02:03.350
‫قبلاً اینجا زندگی میکرد

00:02:04.600 --> 00:02:06.020
‫آشنا به‌نظر میرسه

00:02:06.020 --> 00:02:08.640
‫- آلن پِیپ هستم، چطوری؟
‫- خوبم

00:02:08.640 --> 00:02:11.480
‫فکر کنم شما رفقا اون نوار زرد رنگِ
‫پایین جاده رو دیده باشین؟

00:02:11.480 --> 00:02:13.430
‫درواقع، ما از یه راه دیگه اومدیم.
‫بابت این قضیه متاسفم

00:02:13.430 --> 00:02:16.930
‫شما 4 سال پیش کارآگاه مسئولِ
‫این پرونده بودین

00:02:16.930 --> 00:02:19.640
‫- شما رو میشناسم؟
‫- نه، هرگز همدیگه رو ملاقات نکردیم

00:02:19.640 --> 00:02:22.140
‫پس، رفقا، هردوتون

00:02:22.140 --> 00:02:24.480
‫همین الآن باید از این
‫مِلک برین بیرون

00:02:24.480 --> 00:02:26.350
‫آره، متنفرم از اینکه یه
‫کله‌شق باشم

00:02:26.350 --> 00:02:29.060
‫ولی رسانه هایی داریم که مثل
‫کِرم از زمین میان بیرون

00:02:29.060 --> 00:02:30.810
‫مردمِ بالای کوهستان
‫فقط سعی میکنن

00:02:30.810 --> 00:02:33.060
‫از یکم خلوتی که دارن لذت ببرن

00:02:34.850 --> 00:02:36.560
‫- اگه شما، اه...
‫- البته

00:02:36.560 --> 00:02:37.930
‫آلن

00:02:43.730 --> 00:02:45.770
‫گوش کنین، راجع به آلن نگران نباشین

00:02:45.770 --> 00:02:47.730
‫فقط داره کارشو انجام میده

00:02:47.730 --> 00:02:50.140
‫میدونه که نفع‌ـش کجاست

00:02:50.140 --> 00:02:53.640
‫فکر نکنین که خواستم زرنگی
کنم و اونو با خودم آوردم

00:02:53.640 --> 00:02:56.140
‫جول، یه موضوع کم‌اهمیت‌تر

00:02:56.140 --> 00:02:59.640
‫عمراً بتونی حدس بزنی که الان
‫از پیشِ کی دارم میام اینجا

00:02:59.640 --> 00:03:03.350
‫- اوه، آره؟
‫- متولد برج سنبله‌ست، از گفتگوهای طولانی متنفره

00:03:03.350 --> 00:03:06.890
‫دوست داره تو اوقات فراغتش زیر
‫بارون قدم بزنه

00:03:06.890 --> 00:03:09.430
‫- عاشق غذای ایتالیایی هم هست
‫- هاه

00:03:09.430 --> 00:03:11.350
‫درواقع، فکر نکنم هیچکدوم از اینا
‫حقیقت داشته باشه

00:03:11.350 --> 00:03:13.140
‫حتی نمیدونم که متولد برج سنبله‌ست

00:03:19.230 --> 00:03:22.060
‫امکان نداره!
‫فرانک!

00:03:22.060 --> 00:03:23.890
‫هی، فرانک!

00:03:23.890 --> 00:03:26.350
‫آره!

00:03:26.350 --> 00:03:28.640
‫خیلی‌خب

00:03:28.640 --> 00:03:30.270
‫- سلام، رفیق!
‫- سلام، امکان نداره!

00:03:30.270 --> 00:03:31.850
‫- امکان نداره
‫- ریشاشو نگاه کن

00:03:31.850 --> 00:03:35.140
‫ببین کی رو موقعی که داشت دنبال
‫فاحشه میگشت پیدا کردم

00:03:35.140 --> 00:03:36.810
‫چطورین رفقا؟
‫میخواین بشینین؟

00:03:36.810 --> 00:03:38.640
‫- معلومه که میخوایم. میشینیم
‫- آره، بشینین

00:03:38.640 --> 00:03:40.730
‫تنها بودی؟

00:03:40.730 --> 00:03:42.350
‫آره

00:03:42.350 --> 00:03:45.560
‫- اوه، فرانک. ایشون پترا ئه
‫- اوه، چند روز پیش همدیگه رو دیدیم

00:03:45.560 --> 00:03:48.180
‫کلّی درمورد اون‌شب ازم سوال پرسید

00:03:48.180 --> 00:03:50.180
‫شبی که رفتیم سینما.. «هابیت2» رو دیدیم

00:03:50.180 --> 00:03:53.140
‫آره، توی ایست‎‌ریج. فیلمش به اندازه‌ی
‫قسمت اولش خوب نبود

00:03:53.140 --> 00:03:55.770
‫خدایی، کی اسم یه چیزو
‫«برهوتِ اسموگ» میذاره؟

00:03:55.770 --> 00:03:58.680
‫اسماگ

00:03:58.680 --> 00:04:01.020
‫- خب، لورا چطوره؟
‫- خوبه

00:04:01.020 --> 00:04:03.680
‫- آره، همه چی خیلی خوبه
‫- شما باهم ازدواج کردین

00:04:03.680 --> 00:04:05.430
‫نِیت گفت تو فیس‌بوک دیدتش

00:04:05.430 --> 00:04:08.680
‫آره، سعی کردیم مراسم کوچیکی بگیریم.
‫فقط خانواده‌ها باشن

00:04:08.680 --> 00:04:10.430
‫هی، مشکلی نیست، می‌فهمم رفیق

00:04:10.430 --> 00:04:11.980
‫اصلاً مشکلی نیست

00:04:11.980 --> 00:04:13.390
‫هیچکس مشکلی باهاش نداره، نگران نباش

00:04:13.390 --> 00:04:14.770
‫مشکلی نیست

00:04:16.350 --> 00:04:18.640
‫خب، من... من غذا خوردنم تموم شد

00:04:18.640 --> 00:04:20.310
‫خب، لعنتی

00:04:20.310 --> 00:04:22.350
‫بذار بهتون بگم، بهترین چیز
‫مدیر بودن اینه که...

00:04:22.350 --> 00:04:23.730
‫مزایاش عالی‌ان

00:04:23.730 --> 00:04:26.520
‫مثلاً، باید خیلی دیر برم خونه

00:04:26.520 --> 00:04:29.140
‫و خیلی زود بیام سرکار

00:04:31.730 --> 00:04:33.390
‫چقدر اینجا میمونی؟ باید حتماً
‫باهم وقت بگذرونیم

00:04:33.390 --> 00:04:36.100
‫فقط یه چند روز. آره حتماً باید باهم
‫یه وقتی بگذرونیم

00:04:36.100 --> 00:04:38.390
‫میخوای الآن برنامه‌شو بریزیم؟
‫بهت زنگ بزنم یا ...؟

00:04:38.390 --> 00:04:39.770
‫اگه میخوای، الآن وقت می‌گذرونیم

00:04:39.770 --> 00:04:41.730
‫میخوای الآن وقت بگذرونیم؟ یا نه

00:04:41.730 --> 00:04:44.060
‫- اگه سرت شلوغه، میتونم... هرچی

00:04:44.060 --> 00:04:46.430
‫هرچی تو بخوای مشکلی نیست. اگه سرت شلوغه،
‫مجبور نیستیم اصلاً وقت بگذرونیم

00:04:46.430 --> 00:04:47.850
‫- درک میکنم
‫- نه، من... فقط یکم خسته‌ـم

00:04:47.850 --> 00:04:50.100
‫ولی، میخوای بری؟

00:04:50.100 --> 00:04:51.310
‫آره، میخوای برسونمت؟

00:04:51.310 --> 00:04:52.770
‫آره، خیلی خوب میشه

00:04:52.770 --> 00:04:54.770
‫- شماها مشکلی ندارین؟
‫- نه، عالیه

00:04:54.770 --> 00:04:56.770
‫- عالیه
‫- خوبه، آره!

00:04:56.770 --> 00:04:58.520
‫- میرسونمت
‫- مثل قدیم‌ها

00:04:58.520 --> 00:05:00.600
‫آره، اوه، آره

00:05:02.180 --> 00:05:04.600
‫خب، پس بعداً می‌بینمتون

00:05:04.600 --> 00:05:06.640
‫- آره، یه روزِ دیگه
‫- یه روزِ دیگه

00:05:06.640 --> 00:05:09.600
‫یه روزِ دیگه. بذار... باید تسویه
‫حساب کنم

00:05:09.600 --> 00:05:12.930
‫و یه خبر ناجور هم دارم

00:05:12.930 --> 00:05:15.730
‫همم؟ البته توی ماشینم و نه توی جیبم...

00:05:15.730 --> 00:05:17.560
‫- فرانک، فرانک، بیخیال...
‫- کیفِ پولمه

00:05:17.560 --> 00:05:18.430
‫ممنون

00:05:20.350 --> 00:05:22.310
‫- از اینجا برین
‫- فردا بهت پیام میدم

00:05:22.310 --> 00:05:23.770
‫عالیه

00:05:23.770 --> 00:05:25.680
‫- مَرد
‫- آره، میدونم

00:05:25.680 --> 00:05:30.180
‫- از شهر رفتی
‫- میدونم مَرد. دیوونگی‌ـه یا چی؟

00:05:30.180 --> 00:05:32.810
‫چقدر شده، 4 سال، 5 سال؟

00:05:35.480 --> 00:05:37.350
‫فرانک زیرک‌ـه

00:05:40.100 --> 00:05:43.480
‫خب، قضیه‌ی آلن چیه؟

00:05:44.930 --> 00:05:47.230
‫آلن؟ باشه

00:05:47.230 --> 00:05:49.600
‫چیزی که راجع به آلن باید بدونی
‫اینه که

00:05:49.600 --> 00:05:52.430
‫به مدت 30 سال، برای کلِ شهر کار کرد

00:05:52.430 --> 00:05:54.810
‫که جمعیتش 36 هزار نفر بود

00:05:54.810 --> 00:05:56.980
‫یه ماشین شوی مالیبو رو روند
‫[تمام این 30 سال]

00:05:56.980 --> 00:05:58.730
‫توی سه سال اخیر

00:05:58.730 --> 00:06:01.810
‫برای 12 خانواده کار کرد

00:06:01.810 --> 00:06:04.140
‫و الآن داره دومین پورشه‌ـشو میرونه

00:06:04.140 --> 00:06:08.180
‫که عاشق اینه باهاش
‫از کنارمون رد بشه

00:06:09.930 --> 00:06:13.230
‫خوشحالم حالت خوبه، مَرد

00:06:13.230 --> 00:06:16.100
‫شبیه اون آدمی شدی که وقتی برای اولین بار
‫به شهر اومدی، دیدم

00:06:18.770 --> 00:06:22.770
‫خب، کارم حسابی درگیریِ فیزیکی داره

00:06:22.770 --> 00:06:25.810
‫ولی بیشترش به‌خاطر باشگاهه، مگه نه؟

00:06:25.810 --> 00:06:28.520
‫مگه نه؟ بیخیال

00:06:28.520 --> 00:06:30.850
‫آره، رو خودم کار میکنم

00:06:30.850 --> 00:06:32.890
‫ولی بیشترش، میدونی... حالا هرچی

00:06:32.890 --> 00:06:34.850
‫حالا هرچی

00:06:34.850 --> 00:06:37.680
‫گفتی کجا کار میکنی، یه چیزی
‫که به شکار ربط داره؟

00:06:37.680 --> 00:06:41.020
‫آره، عموم یدونه از این... وسایل رو داره

00:06:41.020 --> 00:06:42.520
‫کار خوبیه

00:06:42.520 --> 00:06:45.310
‫آره

00:06:45.310 --> 00:06:47.680
‫هوای پاک، خوبه

00:06:47.680 --> 00:06:50.850
‫لورا هم برای یه دکتر کار میکنه، درسته؟

00:06:50.850 --> 00:06:52.680
‫آره

00:06:52.680 --> 00:06:54.180
‫تغییر بزرگی‌ـه

00:06:56.180 --> 00:06:58.560
‫با این حرفت به کجا میخوای برسی؟

00:06:58.560 --> 00:07:02.060
‫اوه، هیچی، هیچی، فقط... هیچی

00:07:02.060 --> 00:07:04.890
‫طرف رو دیدی؟ آدمِ خوبیه؟

00:07:04.890 --> 00:07:07.060
‫نمی‌دونم، منظورم اینه،
‫طرف میره به بولیوی

00:07:07.060 --> 00:07:09.560
‫تا مُفتی، اختلال شکافتگیِ لب رو درمان کنه
‫[یکی از نواقص زایشی بدن است. در این حالت بخشی از لب نوزاد
‫باز می‌ماند و گوشت آن رشد کافی نداشته‌است]

00:07:09.560 --> 00:07:10.680
‫آه

00:07:10.680 --> 00:07:13.730
‫پس ممه میکاره و بوتاکس انجام میده

00:07:13.730 --> 00:07:16.100
‫تا پول مرسدس‌ـش رو در بیاره، اینطوریه؟

00:07:16.100 --> 00:07:19.100
‫آره تقریباً اینطوریه

00:07:19.100 --> 00:07:21.730
‫نمی‌دونم ماشینش چیه

00:07:21.730 --> 00:07:24.730
‫ولی به‌نظر میرسه یه مهمونیِ کریسمس
‫خیلی خفن داشت

00:07:28.100 --> 00:07:30.100
‫تو یکی از پست هایی که لورا گذاشت دیدم
‫[منظورش پستِ فیس‌بوکه]

00:07:32.060 --> 00:07:34.100
‫شبیه یه مهمونیِ اداره‌ای بود

00:07:35.390 --> 00:07:36.730
‫تورو توش ندیدم

00:07:38.560 --> 00:07:39.930
‫آره، نمی‌دونم

00:07:39.930 --> 00:07:41.930
‫فکر کنم یه کاری یا چیزی داشتم

00:07:43.430 --> 00:07:44.930
‫یادم نمیاد

00:07:47.520 --> 00:07:51.770
‫ببین مَرد، کارِ لورا،
‫درواقع خیلی عالیه

00:07:53.100 --> 00:07:54.390
‫قضیه فیلم و سینما، خیلی...

00:07:54.390 --> 00:07:55.600
‫میدونم

00:07:55.600 --> 00:07:56.770
‫- نه، جدی...
‫- می‌فهمم

00:07:56.770 --> 00:07:58.100
‫می‌فهمم

00:07:58.100 --> 00:07:59.890
من هیچی بهشون نگفتم

00:08:01.230 --> 00:08:02.310
‫ما سینما بودیم

00:08:06.730 --> 00:08:08.430
‫خوبه

00:08:08.430 --> 00:08:10.560
‫قضیه اینه، هیچوقت راجع بهش
‫به لورا چیزی نگفتم

00:08:12.890 --> 00:08:14.600
‫فکر کنم میکُشتش
‫[از ناراحتی]

00:08:16.430 --> 00:08:18.430
‫اون گفت که باید به داستانمون
‫پایبند بمونیم

00:08:18.430 --> 00:08:20.310
‫که این دوتا، دو اتفاق
‫جدا از هم هستن

00:08:20.310 --> 00:08:23.180
‫اینکه ما درمورد دختره دروغ بگیم،
‫ربطی به ماجرای قتل نداره

00:08:23.180 --> 00:08:25.980
‫و اینکه، ما حتی درمورد قتل تا بعد از

00:08:25.980 --> 00:08:27.520
‫اینکه دروغ بگیم، خبر نداشتیم

00:08:27.520 --> 00:08:29.020
‫این اتفاقی‌ـه که افتاد

00:08:29.020 --> 00:08:32.140
‫پس، آره

00:08:32.140 --> 00:08:34.310
‫- اسمش چی بود؟
‫- کی؟

00:08:34.310 --> 00:08:37.980
‫- زنی که باهاش خوابید
‫- نمی‌دونم

00:08:37.980 --> 00:08:39.980
‫اون با یه زن خوابید، تو هم
‫صبح رفتی دنبالش

00:08:39.980 --> 00:08:42.140
‫اونوقت هیچوقت اسمش رو بهت نگفت؟

00:08:42.140 --> 00:08:46.520
‫چرا زن‌ها فکر میکنن، مردا درمورد
همه‌ی کاراشون پرچونگی می‌کنن؟

00:08:46.520 --> 00:08:48.640
‫زن‌ها خیلی بیشتر از مَردا
‫درمورد این چیزا پرچونگی می‌کنن

00:08:48.640 --> 00:08:50.980
‫اونا درمورد همه‎‌چی بهم میگن
‫و هیچ حد و حدودی هم ندارن

00:08:50.980 --> 00:08:52.930
‫آدرسش چی؟

00:08:52.930 --> 00:08:54.890
‫فرانک، صبحِ روز سال نو

00:08:54.890 --> 00:08:56.180
‫از کجا سوارش کردی؟

00:08:56.180 --> 00:08:57.980
‫داخل شهر

00:08:57.980 --> 00:09:00.390
‫روبروی، اون چیز... میدونی

00:09:00.390 --> 00:09:03.140
‫باشه، پس حتی نمیدونی که
‫کجا زندگی می‌کرد

00:09:04.770 --> 00:09:06.430
‫اونم کردی دستیارت؟

00:09:06.430 --> 00:09:08.390
‫یا فقط این تحقیقاتِ به‌خصوص اینجوریه؟

00:09:08.390 --> 00:09:10.310
‫این یه تحقیق نیست

00:09:10.310 --> 00:09:13.350
‫فقط اینه که، دوتا آدمِ کنجکاو
‫دارن چندتا سوال میپرسن

00:09:13.350 --> 00:09:14.730
‫فرانک

00:09:14.730 --> 00:09:18.890
‫اگه هیچوقت اسمش رو نشنیدی

00:09:18.890 --> 00:09:20.350
‫یا از نزدیک ندیدیش

00:09:20.350 --> 00:09:22.520
‫و هیچوقت به آپارتمانش هم نرفتی

00:09:22.520 --> 00:09:25.850
‫از کجا میدونی که اصلاً پایِ زنی
‫در میون باشه؟

00:09:30.730 --> 00:09:33.560
‫خیلی‌خب

00:09:33.560 --> 00:09:36.520
‫ازت میخوام که بهش بگی که درمورد
‫اون‌شب به ما گفتی

00:09:36.520 --> 00:09:38.100
‫- درمورد دروغی که گفتین
‫- چی؟

00:09:38.100 --> 00:09:40.600
‫- چرا؟
‫- فقط فردا اینکارو بکن

00:09:40.600 --> 00:09:42.600
‫ببینم میتونم یه نفرو بذارم رو این کار یا نه

00:09:42.600 --> 00:09:45.230
‫- احتمالاً نمی‌تونم، هنوز نه
‫- من تعقیبش میکنم

00:09:45.230 --> 00:09:48.930
‫- حالا شما یه تیم شدین؟
‫- فرانک، خدایی رفیق

00:09:48.930 --> 00:09:51.230
‫تو دروغ گفتی

00:09:51.230 --> 00:09:53.730
‫فراموش کن که این دروغ رو
‫به رفیقت گفتی

00:09:53.730 --> 00:09:57.310
‫ولی به یه رفیقت که پلیس
‫هم هست دروغ گفتی

00:09:57.310 --> 00:09:59.180
‫و دارم سعی میکنم این قضیه رو حل کنم

00:10:00.520 --> 00:10:02.100
‫و ازت میخوام که از من یکم فاصله بگیری

00:10:02.100 --> 00:10:05.020
‫چون جول هم رفیقِ منه

00:10:06.390 --> 00:10:08.730
‫حالا، کاری که ازت میخوام بکنی اینه

00:10:08.730 --> 00:10:11.890
‫ازت میخوام صبح بری به هتل‌ـش

00:10:11.890 --> 00:10:14.890
‫و بهش بگی که به ما حقیقتو گفتی

00:10:16.390 --> 00:10:17.730
‫اگه بعد از اینکه فرانک رفت

00:10:17.730 --> 00:10:20.390
‫جول خواست ماشینت رو قرض بگیره،
‫بهم زنگ بزن

00:10:20.390 --> 00:10:21.930
‫معطل‌ـش کن

00:10:21.930 --> 00:10:24.890
‫کاری جز اینکه بهم زنگ بزنی نکن

00:10:24.890 --> 00:10:26.930
‫ملیسا چطوره؟
‫ملیسا زنشه

00:10:26.930 --> 00:10:29.810
‫همدیگه رو توی راهنمایی دیدن. پدرش یه
‫کشیش توی کلیسای سنت لوک‌ـه

00:10:29.810 --> 00:10:33.270
‫ تو چه مرگته؟

00:10:34.310 --> 00:10:36.770
‫این مسخره‌ـست

00:10:36.770 --> 00:10:40.270
‫فرانسیس، ازت میخوام تمرکز کنی

00:10:46.430 --> 00:10:48.560
‫تـادا!

00:10:48.560 --> 00:10:50.140
‫دوست داشتنی‌ـه

00:10:56.930 --> 00:10:58.310
‫کی درِ خونه‌ی خودشو میزنه؟

00:10:58.310 --> 00:11:01.600
‫نمی‌دونم

00:11:01.600 --> 00:11:03.980
‫این فقط... یکم عجیبه

00:11:03.980 --> 00:11:06.430
‫یه دختر بیاری خونه که با زنت آشنا بشه

00:11:06.430 --> 00:11:07.980
‫احمقانه‌ست، نمی‌دونم

00:11:13.140 --> 00:11:16.270
‫اوه، باشه. فهمیدم

00:11:17.770 --> 00:11:21.140
‫- سلام
‫- سلام

00:11:21.140 --> 00:11:22.730
‫و اون همه‌ش ادامه میده

00:11:22.730 --> 00:11:24.390
‫«نگران نباش، اون خیلی خوشگله

00:11:24.390 --> 00:11:26.480
‫امکان نداره از من خوشش بیاد»

00:11:26.480 --> 00:11:28.640
‫و چی‌میدونی، حق با اون بود

00:11:28.640 --> 00:11:30.810
‫چی میتونم بگم؟

00:11:30.810 --> 00:11:34.140
‫- یا باید غذاتو تموم کنی یا بلند شی بری
‫- چیزی که ببینم رو میگم فقط

00:11:34.140 --> 00:11:36.980
‫نِیتی راجع به برادرت بهم گفت

00:11:36.980 --> 00:11:40.060
‫من همه‌چی رو بهش میگم

00:11:40.060 --> 00:11:41.480
‫نه تنها اون نیمه‌ی بهترِ منه

00:11:41.480 --> 00:11:45.020
‫بلکه یه افسرِ پلیس هم هست، پس...

00:11:45.020 --> 00:11:47.770
‫میدونی، همه‌چی تحت کنترل باقی می‌مونه

00:11:47.770 --> 00:11:50.560
‫پدرتون هم برای همیشه ترکتون کرد، درسته؟

00:11:50.560 --> 00:11:55.930
‫- اسمش دیوید نیل‌ـه؟
‫- اسم پدرم دیوید نیل‌ـه، آره

00:11:55.930 --> 00:11:58.180
‫درمورد دستگیری‌ـش خوندم

00:11:58.180 --> 00:12:00.060
‫شب کریسمس تو خونه‌ـتون دستگیرش کردن

00:12:00.060 --> 00:12:01.810
‫این باید...

00:12:01.810 --> 00:12:05.100
‫خانواده رو بهم زده باشه

00:12:05.100 --> 00:12:08.140
‫لحظه‌ی قابل توجهی از دوران جوونیم بود

00:12:08.140 --> 00:12:11.520
‫هی، سبزیجاتت رو بخور

00:12:11.520 --> 00:12:13.100
‫و مادرت، اون...

00:12:13.100 --> 00:12:15.770
‫چند ماه پیش مُرد

00:12:15.770 --> 00:12:19.100
‫- اوه، اون زنی‌ـه که من قبلاً دیدمش
‫- خیلی متاسفم که بحثشو پیش کشیدم

00:12:19.100 --> 00:12:22.850
‫- نه، باور کن. مشکلی نیست
‫- معذرت میخوام، متاسفم

00:12:22.850 --> 00:12:28.520
‫فکر کنم... فکر کنم دخترهای نیل
‫تمام ژن های خوب رو گرفتن برای خودشون

00:12:28.520 --> 00:12:31.270
‫نه مثل ژنِ پسرهای نیل، پس...

00:12:31.270 --> 00:12:32.770
‫یه چیزی تو همین مایه ها

00:12:32.770 --> 00:12:34.770
‫نِیت

00:12:34.770 --> 00:12:36.430
‫بله؟

00:12:36.430 --> 00:12:38.890
‫- اوه
‫- ما... خیلی زود برمیگردیم

00:12:38.890 --> 00:12:41.060
‫به 15 دقیقه احتیاج داریم

00:12:41.060 --> 00:12:42.890
‫لطفاً بشین، از شامت لذت ببر

00:12:42.890 --> 00:12:44.730
‫زود برمیگردیم، باشه؟

00:12:44.730 --> 00:12:46.350
‫مورگان؟

00:12:46.350 --> 00:12:48.680
‫کلاه مخصوص به مردِ خونه
‫رو بذار سرت، باشه؟

00:12:54.390 --> 00:12:56.060
‫چرا؟

00:12:56.060 --> 00:12:58.430
‫اون خوشگله، باهوشه، بامزه‌ـست

00:12:58.430 --> 00:13:00.020
اون خودشو گم کرده

00:13:00.020 --> 00:13:01.600
شوخیت گرفته؟

00:13:01.600 --> 00:13:05.100
‫اون متمرکزترین، سر راست ترین
‫آدمیه که تو عمرم دیدم

00:13:05.100 --> 00:13:07.390
‫آره خب، اینم از این

00:13:10.680 --> 00:13:13.430
‫آلن‌ـه

00:13:17.100 --> 00:13:19.600
‫ساعت 10:45ـه!

00:13:19.600 --> 00:13:23.060
‫ولی من...

00:13:25.890 --> 00:13:27.930
‫میشه فقط یه چیز دیگه بگم؟

00:13:27.930 --> 00:13:31.390
‫نه، تو سخنرانی‌هاتو امشب انجام دادی

00:13:31.390 --> 00:13:32.890
‫خب، پس...

00:13:34.100 --> 00:13:36.640
‫بذار فقط بگم...

00:13:36.640 --> 00:13:39.100
‫احساس گناه میکنم

00:13:39.100 --> 00:13:41.100
‫انگار که دروغ‌گوئم

00:13:41.100 --> 00:13:44.140
‫- نسبت به جول؟
‫- آره

00:13:44.140 --> 00:13:46.520
‫استراتژیِ مهم تری برای کارت هست
‫[کارت مهم تره]

00:13:46.520 --> 00:13:49.140
‫داری به یه حقیقتِ بزرگتر خدمت میکنی

00:13:49.140 --> 00:13:53.560
‫اوه، بیخیال آلن!

00:13:56.310 --> 00:13:57.980
‫الان مورگان رو بیدار می‌کنه

00:14:04.140 --> 00:14:05.930
‫سلام، آره. چه خبره؟

00:14:07.140 --> 00:14:10.310
‫آره، چی... ولی فردا ساعت چند؟

00:14:10.310 --> 00:14:13.180
‫خب، خودم میخواستم تا اونموقع
‫برم به مِلک

00:14:14.310 --> 00:14:17.980
‫اگه... صحیح، ولی اگه...

00:14:19.390 --> 00:14:21.810
‫آره، باشه. میتونم یه سر بیام اونجا، باشه

00:14:22.980 --> 00:14:25.310
‫خیلی‌خب، 10 صبح

00:14:25.310 --> 00:14:27.310
‫اگه میخواستی...

00:14:37.430 --> 00:14:39.730
‫خب، این برای اینکه حقم رو
‫بگیرم چطور بود؟

00:14:43.350 --> 00:14:45.180
‫عوضی

00:14:49.350 --> 00:14:53.400
«فرانک: اینجام، دارم میرم سمتِ اتاق‌ـش»

00:15:12.180 --> 00:15:15.850
‫خیلی‌خب، پس...

00:15:15.850 --> 00:15:18.180
‫دیشب، بعد از اینکه تورو رسوندم...

00:15:19.890 --> 00:15:21.600
‫برگشتم به غذاخوری...

00:15:23.060 --> 00:15:25.140
‫و حقیقت رو راجع به اون شب
‫بهشون گفتم

00:15:25.140 --> 00:15:29.180
‫بهشون گفتم که من و تو سینما
‫نرفته بودیم

00:15:29.180 --> 00:15:31.140
‫- فرانک، اوه لعنت بهت مَرد
‫- اصلاً چه اهمیتی داره؟

00:15:31.140 --> 00:15:33.020
‫- قضیه مالِ 4 سال پیشه
‫- چیزی که مهمه اینه که...

00:15:33.020 --> 00:15:35.850
‫چیزی که مهمه اینه که من پیشت
‫اعتراف کردم که نباید اینکارو میکردم

00:15:35.850 --> 00:15:38.890
‫و واقعاً هم دیگه همچین کاری نکردم

00:15:38.890 --> 00:15:40.770
‫نه حتی نزدیک به این کار، مَرد!

00:15:40.770 --> 00:15:42.060
‫باشه

00:15:43.390 --> 00:15:45.520
‫باشه، میشه بپرسم چرا؟

00:15:47.850 --> 00:15:51.390
‫فقط فکر کردم با همه‌ی اتفاق های
‫دیگه‌ای که اون‌شب افتاد،

00:15:51.390 --> 00:15:56.100
‫مهمه که حقیقت رو بدونن. میدونی؟

00:15:56.100 --> 00:15:58.930
‫و برام آسون می‌بود که پیش
‫لورا اعتراف کنم!

00:15:58.930 --> 00:16:00.890
‫من میخواستم. میخواستم که
‫حقیقت رو بگم

00:16:00.890 --> 00:16:03.600
‫ولی میدونی چیه، اینکار
‫خودخواهانه بود

00:16:03.600 --> 00:16:05.810
‫آره، حق با توئه. حتماً برات
‫سخت بوده

00:16:05.810 --> 00:16:07.770
‫که این همه سال اینو پیش
‫خودت نگه داری

00:16:09.560 --> 00:16:10.890
‫جدی‌ای؟

00:16:12.270 --> 00:16:14.430
‫اوه، مَرد

00:16:14.430 --> 00:16:17.270
‫نه

00:16:17.270 --> 00:16:19.480
‫نه مَرد. تقصیر تو نیست

00:16:19.480 --> 00:16:20.560
‫تقصیر منه

00:16:21.850 --> 00:16:23.430
‫من این تصمیم رو گرفتم

00:16:23.430 --> 00:16:25.140
‫و... و نمی‌دونم که تصمیم
‫درستی بود یا نه، ولی...

00:16:25.140 --> 00:16:26.640
‫اینکه از لورا مخفی نگه‌ـش دارم

00:16:27.850 --> 00:16:29.270
‫اینکه ازش محافظت کنم

00:16:30.810 --> 00:16:33.560
‫ولی همه‌چی مرتبه، لورا هم مشکلی نداره

00:16:33.560 --> 00:16:35.980
‫- من و تو مشکلی نداریم؟
‫- نه اصلاً

00:16:35.980 --> 00:16:37.930
‫این... منظورم اینه،
‫گندیِ که خودم زدم

00:16:39.770 --> 00:16:41.930
‫من فقط... من...

00:16:41.930 --> 00:16:43.600
‫خوشحالم که باهم مشکلی نداریم

00:16:45.140 --> 00:16:47.770
‫- ممنون که اومدی
‫- آره، مشکلی نیست

00:17:03.140 --> 00:17:05.119
«فرانک: دارم میرم، به طور معقولی ترسیده»

00:17:27.600 --> 00:17:30.020
‫گوش کن، من باید...

00:17:30.020 --> 00:17:31.600
‫نه، ما به حقیقت پِی بردیم

00:17:31.600 --> 00:17:32.980
‫پیدا شدنِ دست هم فقط
‫تاییدش میکنه

00:17:32.980 --> 00:17:34.230
‫و وقتی جسد هم پیدا بشه

00:17:34.230 --> 00:17:36.640
‫بیشتر تصدیق میشه

00:17:36.640 --> 00:17:39.560
‫میتونی به من دروغ بگی، ولی به
‫خودت دروغ نگو

00:17:39.560 --> 00:17:41.310
‫چیزی که واقعاً برات مهمه، نِیت

00:17:41.310 --> 00:17:44.020
‫اینه که یه شانسِ مجدد برای برگشت داری

00:17:44.020 --> 00:17:47.060
‫- تا گذشته رو دوباره بنویسی
‫- این حقیقت نداره، آلن

00:17:47.060 --> 00:17:48.520
‫راجع به چیزی که قانع شده بودی، راضی نبودی

00:17:48.520 --> 00:17:50.270
‫طوری که من پرونده رو ازت گرفتم

00:17:50.270 --> 00:17:53.350
‫و حالا یه نفرو داری...
‫بالاخره، یه نفرو پیدا کردی

00:17:53.350 --> 00:17:57.020
‫کسی که اون حسی که انگار من باعث
‫اشتباهت شدم رو درونت به جنب و جوش میاره

00:17:57.020 --> 00:17:59.520
‫آلن، راجع به تو نیست!

00:18:01.020 --> 00:18:02.350
‫نیست؟

00:18:03.890 --> 00:18:07.060
‫راجع به منه، که دارم سعی
‫میکنم کارمو انجام بدم

00:18:07.060 --> 00:18:09.060
‫کارِ تو راجع به منه

00:18:10.600 --> 00:18:12.980
‫اگه فراموش کردی، وقتی من بازنشست شدم

00:18:12.980 --> 00:18:16.060
‫یه سری بودن که فکر میکردن تو
‫بدرد این کار نمیخوری، یادته؟

00:18:17.310 --> 00:18:18.770
‫و منو احمق جلوه نده

00:18:18.770 --> 00:18:20.180
‫که پشتت وایسادم

00:18:20.180 --> 00:18:21.770
‫و خودتو هم احمق جلوه نده

00:18:21.770 --> 00:18:23.560
‫برای اینکه پشت تنها کسی در بیای

00:18:23.560 --> 00:18:24.730
‫که یه علاقه‎‌ی بی‌خود

00:18:24.730 --> 00:18:26.730
‫به بهم زدنِ کار خوبی که تو کردی داره..

00:18:26.730 --> 00:18:29.640
‫آره، تو... و امثالِ تو

00:18:29.640 --> 00:18:32.600
‫حالا، باید برم. موکل دارم

00:18:32.600 --> 00:18:35.310
‫نه فقط اوکانرها، بلکه کلّی آدم دیگه

00:18:35.310 --> 00:18:37.850
‫که رسانه‌ها از سر و کولشون
‫بالا میرن

00:18:37.850 --> 00:18:42.100
‫که برای هر نوع داستانی
‫همدیگه رو زخمی میکنن

00:18:43.980 --> 00:18:45.390
‫مشکلی نداریم؟

00:18:50.100 --> 00:18:51.140
‫نه، آلن

00:18:52.640 --> 00:18:54.100
‫ما هیچوقت مشکلی نداریم [باهم خوبیم]

00:20:13.680 --> 00:20:15.180
‫خیلی‌خب

00:20:15.180 --> 00:20:20.020
‫خب، دوروز پیش مربیِ ژیمناستیک
‫قدیمی خودمو توی پتکو دیدم

00:20:20.020 --> 00:20:21.310
‫حالا هم تورو

00:20:23.180 --> 00:20:24.520
‫جول

00:20:25.810 --> 00:20:27.480
‫میدونم

00:20:27.480 --> 00:20:29.060
‫- تیا
‫- میدونم

00:20:30.850 --> 00:20:33.850
‫و فکر کنم اگه منو یادت میاد

00:20:33.850 --> 00:20:35.560
‫پس اون شب رو هم یادته

00:20:35.560 --> 00:20:38.180
‫آره، فکر کنم همچین فکری درست باشه

00:20:41.850 --> 00:20:45.020
‫و خب... دلیلی که من اینجام

00:20:45.020 --> 00:20:47.310
‫اینه... خب، از ناکجاآباد...

00:20:52.310 --> 00:20:54.930
‫من توی... توی وضعیت
‫خیلی خوبی هستم

00:20:54.930 --> 00:20:56.180
‫ازدواج کردم

00:20:56.180 --> 00:20:58.270
‫و، آم...

00:20:58.270 --> 00:20:59.640
‫نمی‌دونم که اینو میدونی

00:20:59.640 --> 00:21:02.060
‫ولی من و اون، ما...

00:21:02.060 --> 00:21:04.350
‫اون‌موقع هم باهم رابطه داشتیم

00:21:06.060 --> 00:21:08.390
‫این مثل یه برنامه‌ی 12 قدمیه؟
‫[یه برنامه‌ی 12 قدمی برای ریکاوری]

00:21:08.390 --> 00:21:09.390
‫نه

00:21:10.850 --> 00:21:12.890
‫خب...

00:21:13.980 --> 00:21:16.230
‫نه، این...

00:21:16.230 --> 00:21:18.350
‫داشتم فکر میکردم...

00:21:20.230 --> 00:21:23.060
‫نمی‌دونم هیچوقت قراره کسی راجع به
‫این موضوع بیاد پیشت یا نه...

00:21:24.810 --> 00:21:28.520
‫ولی اگه کسی اومد و تو مشکلی نداری

00:21:28.520 --> 00:21:30.560
‫فکر کردم اگه میشه

00:21:30.560 --> 00:21:33.810
‫به کسی نگی که ما باهم خوابیدیم

00:21:33.810 --> 00:21:35.560
‫اگه ممکنه

00:21:37.600 --> 00:21:40.480
‫ببخشید، من... نمی‌فهمم

00:21:40.480 --> 00:21:43.810
‫اصلاً چرا این موضوع باید الآن
‫بحثش بیاد وسط؟

00:21:43.810 --> 00:21:46.350
‫یه سوال‌هایی راجع به اون شب هست

00:21:46.350 --> 00:21:50.890
‫منظورم اینه، نه اینکه هیچ ربطی
‫به... حالا هرچی، داشته باشه

00:21:50.890 --> 00:21:52.930
‫این... داستانش مفصل‌ـه

00:21:56.600 --> 00:21:59.480
‫ولی اوضاع... اوضاع خیلی خوبه

00:21:59.480 --> 00:22:03.430
‫و من و زنم کلّی زحمت کشیدیم
تا به اینجا رسیدیم

00:22:03.430 --> 00:22:05.850
‫و اگه بحثش اومد وسط

00:22:05.850 --> 00:22:08.060
‫خب، نمیخوام دروغ بگم

00:22:08.060 --> 00:22:11.980
‫صحیح، ببین. من...
‫کاملاً متوجه‌ـم

00:22:11.980 --> 00:22:14.390
‫و مشکلی نیست، منظورم اینه...

00:22:14.390 --> 00:22:16.520
‫چون ما باهم سکس نداشتیم

00:22:19.480 --> 00:22:21.100
‫صحیح

00:22:21.100 --> 00:22:22.270
‫فهمیدم

00:22:22.270 --> 00:22:24.430
‫- نه
‫- ممنون

00:22:24.430 --> 00:22:28.480
‫نه، نه. ما واقعاً، بدون شوخی
‫سکس نداشتیم

00:22:29.560 --> 00:22:31.140
‫ببخشید؟

00:22:31.140 --> 00:22:32.480
‫من میخواستم

00:22:32.480 --> 00:22:34.140
‫نمیگم به کارم افتخار میکنم

00:22:34.140 --> 00:22:36.640
‫ولی تو عملاً تو ماشینم خوابت بُرد

00:22:36.640 --> 00:22:38.270
‫من گفتم؛ «این یه سواریِ 6 دقیقه‌ای

00:22:38.270 --> 00:22:40.520
‫و همین حالاشم نمی‌تونه خودشو کنترل کنه»

00:22:40.520 --> 00:22:42.350
‫و بعد وقتی رسیدیم خونه‌ی من

00:22:42.350 --> 00:22:44.980
‫فقط بالا آوردی و معذرت خواهی میکردی

00:22:44.980 --> 00:22:46.810
‫و روی زمینِ من از هوش رفتی

00:22:49.180 --> 00:22:52.390
‫پس... ما سکس نداشتیم؟

00:22:52.390 --> 00:22:56.730
‫- ما سکس نداشتیم
‫- واو، این... اوه، خدای من

00:22:56.730 --> 00:23:00.640
‫این عالیه

00:23:00.640 --> 00:23:03.600
‫منظورم اینه، لعنتی این عالیه

00:23:03.600 --> 00:23:05.980
‫- ممنون
‫- خواهش میکنم

00:23:05.980 --> 00:23:08.980
‫منظورم اینه، این منم که باید
‫ازت تشکر کنم

00:23:08.980 --> 00:23:11.770
‫چون همونطور که میگن، بهترین راه درمان
‫برای یه فانتزی

00:23:11.770 --> 00:23:13.020
‫خودِ همون فانتزیه

00:23:13.020 --> 00:23:14.810
‫اوه، واقعاً؟

00:23:14.810 --> 00:23:19.060
‫با خودم میگفتم؛ «یه آدم همینطور روی استفراغ
‫خودش دراز کشیده»

00:23:19.060 --> 00:23:21.520
‫آره. مثل اینه‌که، یه فرش از پوستِ
‫خرس قطبی زیرت باشه

00:23:21.520 --> 00:23:25.230
‫و من به خودم گفتم: «تیا تو این واقعیت رو خلق کردی»

00:23:25.230 --> 00:23:28.850
‫این زمان رو ثبت کن... نیمه‌شب، روزِ نو،
‫سال نو، زندگیِ نو

00:23:28.850 --> 00:23:31.890
‫پس واقعاً، ازت ممنونم

00:23:35.140 --> 00:23:38.180
‫خب، زنگ کلاسِ درس هم خورد

00:23:38.180 --> 00:23:41.480
‫- آره
‫- راستی، ازدواجت رو تبریک میگم

00:23:41.480 --> 00:23:43.100
‫- خبر خوبی بود
‫- ممنون

00:23:44.230 --> 00:23:46.100
‫هی، تیا، شرمنده...

00:23:47.770 --> 00:23:49.770
‫منظورت از نیمه‌شب چی بود؟

00:23:49.770 --> 00:23:52.680
‫موقعی بود که ما رفتیم داخل خونه

00:23:52.680 --> 00:23:55.890
‫ولی تو گفتی یه رانندگیِ شش-دقیقه‌ای بود

00:23:55.890 --> 00:23:58.390
‫و... بعدش بلافاصله غش کردم

00:23:58.390 --> 00:23:59.390
‫آره

00:24:00.730 --> 00:24:04.140
‫ولی تو منو حدود 9:45 یا 10 سوار کردی

00:24:04.140 --> 00:24:07.980
‫منظورم اینه که، راستشو
‫بخوای من ساعتشو دقیق یادمه

00:24:07.980 --> 00:24:10.060
‫9:46 بود

00:24:11.520 --> 00:24:13.930
‫من تو رو دقیقاً سه دقیقه
‫به نیمه‌شب سوار کردم،

00:24:13.930 --> 00:24:16.520
‫در حین رانندگی، صدای
‫مردم رو می‌شنیدم که خوشحالی می‌کردن

00:24:16.520 --> 00:24:19.560
‫و تو گفتی باید همو ببوسیم چون نیمه‌شب شده،

00:24:19.560 --> 00:24:21.430
‫پس یه لحظه ماشینو زدیم کنار،

00:24:21.430 --> 00:24:25.020
‫و همون موقع بود که نصفه
‫و نیمه کنار پنجره خوابت بُرد

00:24:25.020 --> 00:24:26.810
‫پس، دوباره ماشینو راه انداختیم،

00:24:26.810 --> 00:24:30.640
‫و ساعت 12:08، کَفِ خونه‌م پخش شدی

00:24:30.640 --> 00:24:32.390
‫به خودم گفتم: «لباس‌هاشو بشورم؟»

00:24:32.390 --> 00:24:35.430
‫«اون حدود 24 دقیقه طول می‌کشه،
‫و 33 دقیقه هم طول می‌کشه تا خشک شه»

00:24:35.430 --> 00:24:37.560
‫«که با این حساب ساعت از 1 میگذره»

00:24:37.560 --> 00:24:39.680
‫«و من باید ساعت 9 صبح سرِ کار باشم»

00:24:39.680 --> 00:24:43.180
‫پس، آره، کُلِ قرار ما...

00:24:43.180 --> 00:24:44.930
‫- 11 دقیقه طول کشید...
‫- عالیه

00:24:44.930 --> 00:24:48.230
‫که با این رکوردی که زد افسانه‌ای
‫شد و به تاریخ پیوست، درسته؟

00:24:48.230 --> 00:24:50.180
‫- عالیه
‫- آره

00:24:50.180 --> 00:24:52.430
‫خب، من واقعاً باید برم، پس...

00:24:52.430 --> 00:24:54.230
‫ممنون

00:24:57.810 --> 00:24:59.890
‫نه، من ازت ممنونم

00:24:59.890 --> 00:25:01.560
‫9:46

00:25:03.810 --> 00:25:05.640
‫میدونم 9:46 بود

00:25:05.640 --> 00:25:07.600
‫میدونم 9:46 بود

00:25:07.600 --> 00:25:10.560
‫مطمئنی؟ مطمئنی؟

00:25:10.560 --> 00:25:12.520
‫دقیق مطمئنی؟

00:25:12.520 --> 00:25:14.230
‫دقیق مطمئنی؟

00:25:14.230 --> 00:25:17.770
‫- میدونم 9:46 بود
‫- دقیق مطمئنی؟

00:25:17.770 --> 00:25:20.350
‫- نمیدونم
‫- برا چی برگشتی اینجا؟

00:25:20.350 --> 00:25:22.140
‫تو چه مرگته؟

00:25:22.140 --> 00:25:25.100
‫چه مرگ...

00:25:31.770 --> 00:25:32.810
‫سلام

00:25:32.810 --> 00:25:36.230
‫سلام، کجایی؟

00:25:36.230 --> 00:25:39.310
‫آه، یکی بهم گفت که...

00:25:39.310 --> 00:25:42.350
‫کمرون یه عمو توی مدرسه اسکی داره

00:25:42.350 --> 00:25:45.180
‫آه...آه..

00:25:45.180 --> 00:25:47.310
‫میدونی، صبحِ خیلی زود بود

00:25:47.310 --> 00:25:50.230
‫نمی‌خواستم بیدارت کنم، برای
‫همین یه ماشین کرایه کردم

00:25:50.230 --> 00:25:51.680
‫می‌تونستی بیدارم کنی

00:25:51.680 --> 00:25:53.810
‫نه...
‫اشکالی نداره

00:25:53.810 --> 00:25:57.180
‫آخرِ سر معلوم شد که سرنخ اشتباهی
‫بهم داده بودن، پس...

00:25:57.180 --> 00:26:00.430
‫من هنوز اونجام ولی زود برمی‌گردم

00:26:00.430 --> 00:26:03.180
‫باشه، همدیگه رو توی اتاقِ
‫من توی هتل می‌بینیم،

00:26:03.180 --> 00:26:06.020
‫پس وقتی رسیدیم
‫بهت پیامک میدم

00:26:06.020 --> 00:26:07.520
‫باشه

00:26:07.520 --> 00:26:08.850
‫خوبه

00:26:08.850 --> 00:26:12.020
‫تا اون موقع، لازمه کاری بکنم؟

00:26:12.020 --> 00:26:14.890
‫سرنخی رو دنبال کنم؟

00:26:14.890 --> 00:26:16.680
‫فقط همون کاری که
‫داری می‌کنی رو بکن

00:26:16.680 --> 00:26:19.350
‫باشه، از پسش برمیام

00:26:22.350 --> 00:26:25.640
‫هی، من میدونم فرانک
‫درباره اون دختره‌ی اون شب...

00:26:25.640 --> 00:26:27.020
‫بهت گفت

00:26:27.020 --> 00:26:29.480
‫باید خودم بهت می‌گفتم

00:26:29.480 --> 00:26:31.350
‫من فقط بدجور ترسیده بودم که

00:26:31.350 --> 00:26:33.310
‫مبادا نِیت به لورا بگه،

00:26:33.310 --> 00:26:36.600
‫و من حس بدی دربارش داشتم، پس...

00:26:36.600 --> 00:26:39.640
‫متاسفم

00:26:39.640 --> 00:26:42.430
‫اون یه...
‫اون یه توریست بود

00:26:42.430 --> 00:26:45.980
‫یه‌جایی توی شهر تو یه «بار» همدیگه رو دیدیم

00:26:45.980 --> 00:26:49.810
‫اهل نروژی جایی بود

00:26:49.810 --> 00:26:51.430
‫هلسینکی کجاست؟

00:26:51.430 --> 00:26:55.020
‫- فنلاند
‫- فنلاند

00:26:55.020 --> 00:26:57.230
‫اهل فنلاند بود

00:26:57.230 --> 00:26:59.180
‫یادمه به خودم می‌گفتم:

00:26:59.180 --> 00:27:02.230
‫«فکر نکنم قبلاً با کسی
‫از فنلاند، آشنا شده باشم»

00:27:02.230 --> 00:27:03.890
‫«این دیوونگیه»

00:27:03.890 --> 00:27:05.890
‫آره، نگران نباش

00:27:05.890 --> 00:27:10.230
‫پیامک میدم... وقتی رسیدیم، باشه؟

00:27:10.230 --> 00:27:11.730
‫باشه، خوبه

00:27:13.430 --> 00:27:15.730
‫- بسیار خب
‫- باشه

00:27:15.730 --> 00:27:17.430
‫خداحافظ

00:27:17.430 --> 00:27:19.140
‫فنلاند؟

00:27:19.140 --> 00:27:22.140
‫«ایلسا» از فنلاند؟

00:27:22.140 --> 00:27:25.310
‫آره، ایلسا از فنلاند

00:27:26.730 --> 00:27:28.140
‫سعی دارم بفهمم که

00:27:28.140 --> 00:27:30.430
‫چرا باید راجع به کسی
‫که باهاش بوده بهمون دروغ بگه

00:27:30.430 --> 00:27:33.430
‫خب، شاید کسی که باهاش
‫بوده بهمون بگه

00:27:35.560 --> 00:27:40.430
‫پس، کجا میتونم یکی
‫از کتاب‌هاتو بخونم؟

00:27:40.430 --> 00:27:42.980
‫خب، این کار آسونیه

00:27:42.980 --> 00:27:47.060
‫می‌تونی در زمان حرکت کنی و
‫بری جلو تا وقتی که یکیشو تموم کنم

00:27:47.060 --> 00:27:51.310
‫یا برگردی عقب، قبل از اینکه
‫یکیشون رو پاره کنم و بندازم دور

00:27:51.310 --> 00:27:53.850
‫این انتخاب رو کاملاً
‫به خودت واگذار می‌کنم

00:27:55.680 --> 00:27:56.810
‫تو...

00:27:58.100 --> 00:28:01.350
‫تو زندگی خیلی جالبی داری

00:28:01.350 --> 00:28:04.640
‫آره، خب، احتمالاً یه‌کم
‫دربارش اغراق کردی

00:28:06.930 --> 00:28:10.770
‫خب، هیچ قسمت دیگه‌ای از
‫نمودار دایره‌ایت هست...

00:28:11.890 --> 00:28:13.810
‫که کس دیگه‌ای رو شامل بشه؟

00:28:15.270 --> 00:28:16.770
‫میدونی چیه،‌ نِیت؟

00:28:16.770 --> 00:28:18.810
‫حالا که فکرشو می‌کنم،

00:28:18.810 --> 00:28:21.270
‫- می‌بینم زیاد به درد نمودار بازی نمی‌خورم
‫- آره

00:28:21.270 --> 00:28:24.600
‫هی، سلام!

00:28:24.600 --> 00:28:26.810
‫ما برای کار رسمی اینجاییم

00:28:26.810 --> 00:28:28.390
‫آره، به خودمم گفتم: « فکر کنم اون بدونه که...

00:28:28.390 --> 00:28:30.640
‫«ما بچه‌ها رو با خودمون
‫به خونه نمیاریم»

00:28:30.640 --> 00:28:35.020
‫بله، خانم‌ «بی» رئیس
‫بخش امانات کتابخونه هستن

00:28:35.020 --> 00:28:37.230
‫دستیار رئیس
‫«تیا» هستم

00:28:37.230 --> 00:28:38.680
‫پترا

00:28:38.680 --> 00:28:41.100
‫یه حسی بهم می‌گفت که
‫امروز شما رو می‌بینم

00:28:41.100 --> 00:28:42.680
‫همسر جول هستین؟

00:28:42.680 --> 00:28:45.140
‫نه...نه،‌ نه

00:28:45.140 --> 00:28:48.480
‫اشکالی نداره بریم
‫داخل حرف بزنیم؟

00:28:48.480 --> 00:28:51.020
‫خب، اون نگرانِ اذیت شدن
‫همسرش بود،

00:28:51.020 --> 00:28:54.310
‫برای همین خواست مطمئن بشه
‫که اگر کسی با من دربارش حرف زد،

00:28:54.310 --> 00:28:57.980
‫چیزی بهشون درباره‌ی، حالا هرچی،

00:28:57.980 --> 00:28:59.390
‫اینکه شب رو باهم گذروندیم، نگم

00:29:00.850 --> 00:29:02.810
‫پس، اون اینجا بود؟

00:29:02.810 --> 00:29:05.890
‫درست اونجا روی
‫زمین غش کرد

00:29:05.890 --> 00:29:07.140
‫کُل شب؟

00:29:09.850 --> 00:29:12.390
‫ببخشید، ولی میخوای توی
‫پرونده اینطور وارد شه که

00:29:12.390 --> 00:29:15.270
‫شما از ساعت 10 شبِ سال نو
‫با جول بودین تا...

00:29:15.270 --> 00:29:21.270
‫هرچی، کله‌ی صبحِ روز اولِ سال نو،

00:29:21.270 --> 00:29:24.890
‫درحالی که جول تمام مدت
‫روی زمین بود؟

00:29:24.890 --> 00:29:27.600
‫خدایا، اون خودش هم فکر
‫می‌کرد که ساعت 10 اینطورا بوده

00:29:27.600 --> 00:29:28.810
‫ولی بهش گفتم که نیمه‌شب بوده

00:29:28.810 --> 00:29:31.810
‫می‌بخشید، میشه دوباره بگین

00:29:31.810 --> 00:29:33.810
‫من نیمه‌شب سوارش کردم

00:29:33.810 --> 00:29:36.230
‫دقیقاً 11:57

00:29:36.230 --> 00:29:40.850
‫این یه مسئله‌ی رسمیه

00:29:40.850 --> 00:29:45.930
‫تیا، خیلی مهمه که
‫حقیقت رو بهمون بگی

00:29:45.930 --> 00:29:47.890
‫این حقیقته

00:29:47.890 --> 00:29:50.060
‫من از مهمونی اومدم بیرون،
‫اون توی پارکینگ بود

00:29:50.060 --> 00:29:51.980
‫گفتم: «تو قبلاً
‫مربی اسکی من بودی»

00:29:51.980 --> 00:29:54.270
‫و اون گفت: «آره، اینجا چیکار می‌کنی؟»

00:29:54.270 --> 00:29:56.980
‫پس، درحالی که اونجا رو ترک می‌کردیم،
‫صدای شادی مردم رو می‌شنیدیم،

00:29:56.980 --> 00:29:59.060
‫و اون گفت: «نیمه‌شبه، باید
‫همو ببوسیم»

00:29:59.060 --> 00:30:02.230
‫ولی وقتی زدم کنار، عملاً
‫کنار پنجره خوابش برده بود

00:30:02.230 --> 00:30:03.770
‫شش دقیقه بعد، اومدیم داخل،

00:30:03.770 --> 00:30:06.430
‫اون روی خودش بالا آورد
‫و ساعت 12:08 غش کرد

00:30:06.430 --> 00:30:07.980
‫که من یادمه به خودم گفتم:

00:30:07.980 --> 00:30:09.600
‫«شلوارشو بشورم؟ نشورم؟»

00:30:09.600 --> 00:30:10.850
‫«این 22 دقیقه طول می‌کشه»

00:30:10.850 --> 00:30:12.890
‫«و من فردا باید ساعت 9 سرِ کار باشم»

00:30:15.020 --> 00:30:17.980
‫این کارا واسه نفهمیدن زنش نیست، هست؟

00:30:20.310 --> 00:30:22.100
‫کسی رو جا انداختم؟

00:30:22.100 --> 00:30:25.430
‫اوه، میدونی، مستاجرهای
‫قبلی رو بنویس

00:30:25.430 --> 00:30:27.730
‫- «بیکر»ها؟
‫- «بتل»ها

00:30:27.730 --> 00:30:30.730
‫- «بتل»ها
‫- تام و ریچل

00:30:30.730 --> 00:30:35.430
‫و همچنین دونفر به اسمِ
‫دِیو و سینتیا وارنر

00:30:35.430 --> 00:30:38.980
‫- «ت»، «ل»، «ز»، بتلز؟
‫- آره

00:30:38.980 --> 00:30:41.850
‫یه سوال ازت دارم

00:30:41.850 --> 00:30:44.060
‫چرا یه دختری مثل تو...

00:30:44.060 --> 00:30:46.640
‫که هم باهوشه، هم خوشگله
‫و هم بامزه‌ست...

00:30:46.640 --> 00:30:49.060
‫- نیت
‫- از این سوال خسته شدی؟

00:30:49.060 --> 00:30:52.350
‫نه، اون رسید.
‫و بله، از سوال هم خسته شدم

00:30:55.480 --> 00:30:57.060
‫باشه

00:30:57.060 --> 00:31:02.350
‫خب، ملیسا تصمیم گرفته که
‫تو توی پروژه جدیدش باشی

00:31:02.350 --> 00:31:05.930
‫- اون یه لیست داره
‫- ازش تشکر کن، و بگو نیازی ندارم

00:31:07.270 --> 00:31:08.600
‫خودت بهش بگو

00:31:14.060 --> 00:31:16.890
‫خب، دقیقاً چطور بود؟

00:31:16.890 --> 00:31:19.430
‫تعقیب ماشینی

00:31:19.430 --> 00:31:22.850
‫سوم فوریه، سه سال پیش

00:31:22.850 --> 00:31:25.430
‫شنبه بود

00:31:25.430 --> 00:31:29.560
‫حدود 4:17 بعد از ظهر

00:31:29.560 --> 00:31:33.060
‫اون روز... یخبندون بود

00:31:33.060 --> 00:31:35.180
‫از این سوال خسته شدی؟

00:31:36.520 --> 00:31:38.140
‫نه

00:31:38.140 --> 00:31:40.890
‫همینه که هست

00:31:40.890 --> 00:31:43.600
‫اولش اینطور به‌نظر میومد که...

00:31:43.600 --> 00:31:46.180
‫فاکتور «اعصاب‌خوردی و سختی‌هاش»

00:31:46.180 --> 00:31:49.100
‫خیلی اهمیت کمتری در برابر...

00:31:49.100 --> 00:31:54.180
‫فاکتور «اوه، خدای من تو خیلی
‫با اون خوبی» داشته باشه

00:31:55.810 --> 00:31:58.520
‫و بعدش به خودم گفتم: «باشه فهمیدم»

00:31:58.520 --> 00:32:00.270
‫«من یه ازخود‌گذشته‌ی لعنتی‌ام»

00:32:00.270 --> 00:32:02.730
‫«حالا، کی میتونیم از این وضعیتِ...»

00:32:02.730 --> 00:32:05.060
‫«ماشین‌بازی توی تختِ خوابِ اتاقمون خلاص بشیم؟»

00:32:06.890 --> 00:32:10.730
‫و جوابش «هیچوقت» ـه

00:32:10.730 --> 00:32:12.390
‫من هیچوقت نمیتونم...

00:32:13.600 --> 00:32:16.520
‫با زنم، آره

00:32:19.890 --> 00:32:21.270
‫سخت‌ترین قسمت؟

00:32:22.980 --> 00:32:27.560
‫اینکه بفهمم تا چه حد
‫باید مهربون باشم

00:32:27.560 --> 00:32:29.560
‫که اعصابش خورد نشه

00:32:29.560 --> 00:32:31.310
‫ممنون

00:32:31.310 --> 00:32:33.180
‫و این اعصابم رو خورد می‌کنه

00:32:35.020 --> 00:32:38.600
‫و بعدش اینه که، خب، حالا
‫تا چه اندازه اجازه دارم

00:32:38.600 --> 00:32:41.230
‫عصبانیت نشون بدم؟

00:32:41.230 --> 00:32:43.430
‫چون اگه هیچ عصبانیتی نشون ندم

00:32:43.430 --> 00:32:47.350
‫و...و اون میگه که باهاش روراست نیستم

00:32:47.350 --> 00:32:50.480
‫و نیستم

00:32:51.810 --> 00:32:54.560
‫بسیار خب

00:33:06.230 --> 00:33:08.060
‫با وجود «هوراسیو»، ما به چیزی نمی‌رسیم

00:33:08.060 --> 00:33:11.730
‫مگر یه پاپوشی که هول‌هولی درست شده

00:33:11.730 --> 00:33:13.480
‫ما یه‌عالمه آدم داریم

00:33:13.480 --> 00:33:16.100
‫که تمامِ شب، توی
‫خونه‌ی خودش

00:33:16.100 --> 00:33:17.270
‫توی مهمونی بودن،

00:33:17.270 --> 00:33:20.810
‫و این ما رو به مایکل اُکانر میرسونه

00:33:20.810 --> 00:33:23.480
‫اون صاحبِ ملک بالای تپه‌ست

00:33:23.480 --> 00:33:25.390
‫آه!

00:33:25.390 --> 00:33:27.640
‫- خوشحالم که اومدی
‫- سلام،‌ نیت

00:33:27.640 --> 00:33:28.640
‫چه خوب که اومدی

00:33:28.640 --> 00:33:31.430
‫حالا، این یارو مایکل

00:33:31.430 --> 00:33:33.180
‫با اُلیویا توی مهمونی بود

00:33:33.180 --> 00:33:36.270
‫باهاش بگو بخند می‌کرد،
‫توی بغل همدیگه بودن

00:33:36.270 --> 00:33:38.810
‫ولی ساعت 8:20 دقیقه
‫برای شام، بیرون رفت

00:33:38.810 --> 00:33:40.640
‫ولی یه شاهد، تام دیویس،

00:33:40.640 --> 00:33:43.520
‫اون رو در هنگام قتل توی خونه دیده،

00:33:43.520 --> 00:33:46.480
‫که با این قضیه که اُلیویا به
‫موبایلش زنگ زده، همخونی داره،

00:33:46.480 --> 00:33:49.270
‫و ردیابی‌ سیگنال‌های موبایلش
‫هم به ما میگه که توی خونه بوده

00:33:49.270 --> 00:33:51.810
‫شاهد، تام دیویس،

00:33:51.810 --> 00:33:53.560
‫پایان تماسِ مایکل رو شنیده

00:33:53.560 --> 00:33:55.810
‫اُلیویا داشته از مَردهای توی
‫زندگیش شکایت می‌کرده،

00:33:55.810 --> 00:33:57.980
‫همون موضوعی که دربارش
‫پشت تلفن با دوستش، «جی‌سی»،

00:33:57.980 --> 00:34:00.930
‫بلافاصله بعد از این قضیه، صحبت کرده

00:34:00.930 --> 00:34:03.680
‫آقای اُکانر، روز بعد به جزایر تورکس و کایکوس میره

00:34:03.680 --> 00:34:07.020
‫- و این مشکوک نیست؟
‫- چی مشکوک نیست؟

00:34:07.020 --> 00:34:09.350
‫که بلافاصله به جزایر تورکس و کایکوس میره؟

00:34:09.350 --> 00:34:10.930
‫اوه، نه، نه، نه

00:34:10.930 --> 00:34:13.020
‫این یارو یازده ساله که
‫هرسال این سفر رو انجام میده...

00:34:13.020 --> 00:34:15.480
‫همون روز، همون پرواز

00:34:15.480 --> 00:34:17.350
‫نه، مشکوک نیست

00:34:17.350 --> 00:34:19.680
‫اگرچه،‌ میدونم دردناکه،

00:34:19.680 --> 00:34:22.680
‫ولی نمیتونیم... نمیتونیم احتمال
‫اینکه اریک باشه رو نفی کنیم

00:34:24.680 --> 00:34:28.390
‫روی چکش و کاغذهای اون، خونش ریخته بود

00:34:28.390 --> 00:34:30.180
‫داشته کارهای استودیو رو می‌کرده

00:34:33.060 --> 00:34:34.480
‫چیکار داری می‌کنی؟

00:34:34.480 --> 00:34:36.930
‫«لیو» [اُلیویا] بهت نگفت؟

00:34:36.930 --> 00:34:38.890
‫اینجا قراره دفتر بشه

00:34:43.310 --> 00:34:45.350
‫این توی کیفش پیدا شد

00:34:45.350 --> 00:34:47.730
‫کی سلاح قتل رو
‫میذاره توی کیف خودش؟

00:34:47.730 --> 00:34:49.350
‫یکی که عجله‌ی رفتن داره؟

00:34:49.350 --> 00:34:51.930
‫یا یکی که براش پاپوش درست کردن؟

00:34:51.930 --> 00:34:54.180
‫نِیت، تو خودت توی یادداشت‌هات گفتی که

00:34:54.180 --> 00:34:56.270
‫«چرا اَلن روی اریک زوم کرده؟»

00:34:56.270 --> 00:34:58.770
‫تو...تو به‌نظرت اون موقع
‫نباید پرونده بسته می‌شد

00:34:58.770 --> 00:35:00.100
‫ولی داریم از اصل مطلب دور میشیم

00:35:00.100 --> 00:35:02.100
‫آه، خب،‌ ما اریک رو داریم

00:35:02.100 --> 00:35:04.060
‫این ما رو به کمرون می‌رسونه

00:35:04.060 --> 00:35:07.770
‫انگیزه‌ی کمرون...
‫گاوصندوق؟

00:35:07.770 --> 00:35:09.230
‫احتمالاً

00:35:09.230 --> 00:35:10.390
‫پس، علامت می‌زنیم

00:35:12.140 --> 00:35:14.730
‫وسیله‌اش...
‫نظری نداریم

00:35:14.730 --> 00:35:16.930
‫فرصتش...
‫نظری نداریم

00:35:16.930 --> 00:35:19.060
‫رفتار؟

00:35:19.060 --> 00:35:21.020
‫خب، اون انگار از صحنه‌ی دنیا محو شده

00:35:21.020 --> 00:35:24.890
‫اوه، کارِ خواهرزده‌ی پیشخدمت خیلی خوب بود

00:35:24.890 --> 00:35:29.730
‫یه قبض آب اونجا بود که روش
‫یه آدرس نوشته بود...

00:35:29.730 --> 00:35:32.270
‫در «لانگر پلین»

00:35:32.270 --> 00:35:36.230
‫یه اسم هم هست...
‫لتیشا آگیلار یا «لتی»

00:35:36.230 --> 00:35:38.810
‫من هنوز منتظر تاییدیه‌ام
‫که برم اونجا

00:35:40.850 --> 00:35:43.600
‫- هی،‌ ما میریم
‫- نه، نه، من به وقت بیشتری نیاز دارم

00:35:43.600 --> 00:35:45.680
‫نه، مشکلی نیست.
‫میتونیم همین الان بریم

00:35:45.680 --> 00:35:47.310
‫ما کارمون اینجا تموم نشده

00:35:47.310 --> 00:35:49.060
‫تو هم توی مِلک بودی

00:35:49.060 --> 00:35:52.390
‫خب، من اونجا کار می‌کردم
‫و زندگی می‌کردم،

00:35:52.390 --> 00:35:55.180
‫پس معلومه که اونجا بودم

00:35:55.180 --> 00:35:58.020
‫نه، منظورم اینه که
‫تو اونجا بودی...

00:35:58.020 --> 00:35:59.770
‫پس، کسی رو دیدی؟

00:35:59.770 --> 00:36:03.270
‫یا کسی رو می‌شناسی که
‫ممکنه مظنون باشه؟

00:36:03.270 --> 00:36:05.430
‫ساعت 9:46 که داشتی می‌رفتی،

00:36:05.430 --> 00:36:07.810
‫کسی رو سر راهت ندیدی؟

00:36:07.810 --> 00:36:09.100
‫ما یه لیست داریم

00:36:09.100 --> 00:36:10.810
‫ما سعی داریم بفهمیم که

00:36:10.810 --> 00:36:13.140
‫کسی بوده که بهش بدهکار باشه یا...

00:36:13.140 --> 00:36:16.140
‫باهاش مشکلی چیزی داشته باشه

00:36:16.140 --> 00:36:18.600
‫خب، باید بهش فکر کنم

00:36:18.600 --> 00:36:20.810
‫اون اعصاب خیلی‌ها رو
‫خورد کرده بود، پس...

00:36:21.850 --> 00:36:23.310
‫میشه راجع به ایلسا صحبت کنیم؟

00:36:23.310 --> 00:36:26.520
‫یا هرچی که اسمش هست...
‫حتماً

00:36:26.520 --> 00:36:28.770
‫پس...

00:36:28.770 --> 00:36:31.730
‫هیچ راه ساده‌تری برای بیانش نیست،

00:36:31.730 --> 00:36:33.270
‫پس همینطوری میگم

00:36:35.770 --> 00:36:38.980
‫من الان در موقعیت عجیبی قرار دارم

00:36:38.980 --> 00:36:40.980
‫فرانک درباره‌ی دلواپسی‌هات برام گفت،

00:36:40.980 --> 00:36:45.140
‫و من قرار نیست چیزی
‫به لورا بگم

00:36:45.140 --> 00:36:49.020
‫این یه چیزیه که بین شما دوتاست و ...

00:36:49.020 --> 00:36:51.100
‫هرچی، مربوط به خودتونه

00:36:53.730 --> 00:36:56.060
‫ولی چیز دیگه‌ای نیست، هست؟!

00:36:57.180 --> 00:36:58.180
‫چیز دیگه‌ای چی؟!

00:36:59.480 --> 00:37:01.350
‫که من لازم باشه بدونم، جول

00:37:06.810 --> 00:37:07.680
‫نه

00:37:11.560 --> 00:37:14.810
‫باشه، باشه
‫باشه

00:37:14.810 --> 00:37:18.180
‫- مطمئنی؟
‫- آره

00:37:18.180 --> 00:37:20.770
‫باشه

00:37:20.770 --> 00:37:23.020
‫باشه، پس بریم پیش لتیشا

00:37:23.020 --> 00:37:24.180
‫عالیه

00:37:41.770 --> 00:37:45.230
‫هی، نِیت ازم خواست
‫ازت یه سوال بپرسم

00:37:46.480 --> 00:37:48.560
‫جی‌سی گفت تو به اُلیویا بدهکار بودی

00:37:51.060 --> 00:37:53.140
‫متوجه نشدم

00:37:53.140 --> 00:37:55.230
‫خب، توی هتل، ما داشتیم درباره‌ی

00:37:55.230 --> 00:37:57.390
‫کسانی که بهش بدهکار بودن صحبت می‌کردیم،

00:37:57.390 --> 00:38:00.230
‫و من الان یه‌دفعه یادم اومد
‫که جی‌سی بهم گفته بود...

00:38:00.230 --> 00:38:03.140
‫ببین، خیلی‌ها بهش بدهکار بودن.
‫ولی موردِ من، خُدایی زور بود

00:38:03.140 --> 00:38:04.890
‫یعنی، اولِ کار بهم گفت که:

00:38:04.890 --> 00:38:06.730
‫«هی، تو به‌جای اجازه
‫دادن، کار کن»

00:38:06.730 --> 00:38:08.930
‫و یهو یه مدت بعد، بهم گفت:
‫« تو بهم 10 ماه اجاره بدهکاری»

00:38:08.930 --> 00:38:10.390
‫و من گفتم «چی؟»

00:38:10.390 --> 00:38:12.020
‫من اسم اینو بدهکاری نمی‌ذارم

00:38:14.100 --> 00:38:15.930
‫اوه، اینجا باید بپیچی بالا

00:38:34.430 --> 00:38:37.480
‫خُب، قراره چی بگی؟
‫نوشته‌ای چیزی داری؟

00:38:37.480 --> 00:38:40.480
‫خب، نوشته‌ای که داریم میگه که
‫اون می‌خواسته به مراسم سال نو بره...

00:38:40.480 --> 00:38:43.730
‫اون و اریک...جفتشون پاک بودن
‫بدون اینکه طلب‌کار یا بدهکار باشن

00:38:43.730 --> 00:38:47.640
‫و جی‌سی گفت که این موضوع
‫رو درست قبل از کریسمس فهمیده بود، پس....

00:38:47.640 --> 00:38:50.270
‫به‌هرحال، من زیاد...
‫من زیاد نگرانش نیستم

00:38:50.270 --> 00:38:52.560
‫وایسا

00:38:52.560 --> 00:38:53.600
‫کِی؟

00:38:54.930 --> 00:38:56.600
‫گفتم که،‌ قبل از کریسمس

00:38:56.600 --> 00:38:59.020
‫نه، کِی اینو شنیدی؟

00:38:59.020 --> 00:39:01.480
‫چندبار طی هفته‌ی پیش

00:39:12.230 --> 00:39:13.930
‫تو با نِیت راجع بهش صحبت کردی،

00:39:13.930 --> 00:39:15.770
‫با جی‌سی هم راجع
‫بهش صحبت کردی؟

00:39:15.770 --> 00:39:17.480
‫فکر کنم بهم گفتی

00:39:17.480 --> 00:39:19.980
‫کسی رو نداری که درباره
‫این مسائل باهاش صحبت کنی؟
‫نِیت: «کجایی؟»

00:39:19.980 --> 00:39:22.890
‫من گفتم کسی نمیخواد
‫که با من صحبت کنه
‫پترا: «خونه‌ی دختره، لانگر پلین»

00:39:25.891 --> 00:39:29.891
‫- نیت: «شبیه مُجرم‌ها رفتار می‌کنه؟»
‫- «بیشتر شبیه پارانویدها»
‫(بدگمان‌، دشمن‌پندار)

00:39:40.680 --> 00:39:43.350
‫- لتیشا؟
‫- جول هستین؟

00:39:43.350 --> 00:39:44.560
‫سلام، پترا هستم

00:39:44.560 --> 00:39:47.890
‫- چند دقیقه وقت دارین؟
‫- بله

00:39:47.890 --> 00:39:50.560
‫کمرون مدام درباره‌ی گاوصندوق
‫استودیوی اون خانم حرف می‌زد،

00:39:50.560 --> 00:39:52.600
‫و اینکه چقدر پول نقد توشه

00:39:52.600 --> 00:39:55.060
‫و بعدش اون گفت که یه‌سری
‫نقاشی‌های هنری هستن

00:39:55.060 --> 00:39:57.730
‫برای خیریه‌ش، و اینکه
‫اون یه سری تحقیقات کرده بود،

00:39:57.730 --> 00:39:59.980
‫و فهمیده بود 75 هزار دلار ارزش دارن

00:39:59.980 --> 00:40:02.350
‫بعدش، تونسته بود رمز
‫گاوصندوق رو پیدا کنه

00:40:02.350 --> 00:40:03.850
‫نِیت: «عادیه. الان داری چیکار می‌کنی؟»
‫- و ...
‫- وایسا، ببخشید

00:40:03.850 --> 00:40:06.390
‫رمز گاوصندوق رو فهمیده بود؟

00:40:06.390 --> 00:40:08.680
‫توی فیلم «سیلوستر استالونه»
‫به اسم «نقشه‌ی فرار»

00:40:08.680 --> 00:40:10.480
‫گفته میشه که کدوم شماره‌ها
‫بیشتر استفاده میشن...
‫پترا: «دارم چیکار می‌کنم؟»

00:40:10.480 --> 00:40:12.390
‫با استفاده از میزان تیرگی‌شون

00:40:12.390 --> 00:40:14.350
‫پس، اون رفت به استودیو

00:40:14.350 --> 00:40:17.020
‫و به خودش گفت‌ «بسیارخب، 5
‫خیلی از بقیه تیره‌تره،

00:40:17.020 --> 00:40:19.350
‫و بعدش 7 و بعدش 8»
‫نِیت: «بدون هماهنگی کاری انجام نده»

00:40:19.350 --> 00:40:21.770
‫و بعدش،‌ یه سری چیزا
‫رو توی گوگل سرچ گرد،

00:40:21.770 --> 00:40:23.310
‫از جمله تاریخ تولدش،

00:40:23.310 --> 00:40:26.180
‫که معلوم شد 7 میِ 1958 بوده

00:40:26.180 --> 00:40:27.520
‫5-7-5-8.

00:40:27.520 --> 00:40:30.100
‫- بعد قفلشو باز کرد؟
‫- نمیدونم

00:40:30.100 --> 00:40:33.850
‫چون اون‌موقع رفته بود، شب کریسمس

00:40:33.850 --> 00:40:36.560
‫عمه‌م «فلور» می‌گفت:
‫«چقدر دربارش بهت گفتم...»

00:40:36.560 --> 00:40:38.350
‫اون از کجا می‌دونست؟

00:40:38.350 --> 00:40:42.060
‫نمیدونم. اونا آدمای فضولی بودن،
‫عمه‌ام و دوستاش

00:40:42.060 --> 00:40:45.430
‫اون واسه آدمای پولدار کار می‌کرد،
‫برای همین فکر می‌کرد شخص مهمیه

00:40:45.430 --> 00:40:47.180
‫بعدش یه‌دفعه غیبش زد

00:40:47.180 --> 00:40:49.980
‫و شده بود خانم مکزیکی‌
‫سابق توی مکزیک

00:40:49.980 --> 00:40:53.520
‫دیگه نمیخوام ذهنمو
‫مشغول این موضوع کنم

00:40:53.520 --> 00:40:55.350
‫کِی رفت؟

00:40:55.350 --> 00:40:57.390
‫دور و برای سال نو

00:40:57.390 --> 00:41:00.520
‫زیاد بهم نزدیک نبودیم.
‫پیگیری نمی‌کردم

00:41:00.520 --> 00:41:02.930
‫می‌دونی چطور باید پیداش کنیم؟

00:41:02.930 --> 00:41:04.180
‫نه

00:41:04.180 --> 00:41:06.890
‫در هر صورت، اون ازدواج
‫کرد، رفت به مکزیک

00:41:06.890 --> 00:41:09.180
‫نمیدونم فامیلیش چیه

00:41:09.180 --> 00:41:11.060
‫یا الان تو چه کشوریه

00:41:12.770 --> 00:41:14.980
‫به چی زُل زدی؟

00:41:14.980 --> 00:41:17.350
‫اون نقاشیه...
‫بغل پنجره،

00:41:17.350 --> 00:41:19.520
‫مال «خاویر مارتینز» ـه؟

00:41:19.520 --> 00:41:20.980
‫نمیدونم، برا عَموم هستش

00:41:22.270 --> 00:41:23.850
‫باید بذاریش تو دید

00:41:23.850 --> 00:41:25.560
‫چرا؟ زشته

00:41:26.600 --> 00:41:29.100
‫چند می‌فروشیش؟

00:41:29.100 --> 00:41:31.270
‫صد دلار؟

00:41:32.810 --> 00:41:34.310
‫بایذ بذاریش تو دید

00:41:36.350 --> 00:41:37.890
‫بریم

00:41:37.890 --> 00:41:39.100
‫ممنون

00:41:54.980 --> 00:41:57.810
‫پس، واضحه که کمرون
‫می‌خواسته در گاوصندوق رو باز کنه

00:41:57.810 --> 00:41:59.810
‫برای همین فیلمِ دوربین
‫مداربسته رو پاک کرده

00:41:59.810 --> 00:42:02.560
‫و احتمالاً برای همین یک ماه
‫قبل من اونجا دیدمش

00:42:02.560 --> 00:42:06.020
‫نقشه؟
‫دزدیدنش در شب سال نو
‫موقعی که همه حواسشون پَرته

00:42:06.020 --> 00:42:08.480
‫ولی اُلیویا...
‫اُلیویا سورپرایزش کرد

00:42:08.480 --> 00:42:11.100
‫اون برگشت به استودیو و
‫در حین عمل مُچشو گرفت

00:42:11.100 --> 00:42:12.890
‫ما میدونیم که گاوصندوق
‫آسیب دیده

00:42:12.890 --> 00:42:14.770
‫ما میدونیم که پول‌ها و
‫نقاشی‌ها دزدیده شدن

00:42:14.770 --> 00:42:16.350
‫من...می‌بخشید

00:42:16.350 --> 00:42:18.930
‫اشکالی نداره بپرسم چرا
‫هی عینکتو عوض می‌کنی؟

00:42:18.930 --> 00:42:20.520
‫واسه متفاوت‌ بودنه؟

00:42:20.520 --> 00:42:22.020
‫نه، نه متفاوت بودنِ خودم

00:42:22.020 --> 00:42:23.480
‫ولی میخوام حداقل یه کنترلی

00:42:23.480 --> 00:42:24.850
‫روی متفاوت ظاهر شدن
‫چیزهای اطرافم داشته باشم
‫[فریم عینک عوض میشه و رنگ‌ها عوض میشن]

00:42:26.850 --> 00:42:29.930
‫در هر صورت، با یه‌سری از دلال‌های
‫کارای هنری چک می‌کنم،

00:42:29.930 --> 00:42:31.850
‫بهشون ایمیل می‌زنم ببینم هیچ‌کدومشون

00:42:31.850 --> 00:42:34.850
‫تاحالا خواسته یکی از نقاشی‌هاش
‫رو تاق بزنه

00:42:34.850 --> 00:42:36.520
‫این چیزی رو ثابت نمی‌کنه

00:42:36.520 --> 00:42:39.020
‫شوخی می‌کنی؟ ثابت می‌کنه
‫اون دزدیدتشون

00:42:39.020 --> 00:42:40.560
‫ما همین الانش هم می‌دونیم
‫اون دزدیدتشون

00:42:40.560 --> 00:42:42.640
‫ولی اون شب کریسمس رفت

00:42:42.640 --> 00:42:44.930
‫اون شب کریسمس از
‫پیش لتیشا رفت

00:42:44.930 --> 00:42:46.680
‫شاید حتی داشته فیلم بازی‌
‫می‌کرده...

00:42:46.680 --> 00:42:49.140
‫برای اون، برای صاحب زمین...
‫تا مردم فکر کنن از شهر رفته

00:42:49.140 --> 00:42:52.480
‫بعدش دوباره تو شب سال
‫نو سر و کله‌ش پیدا شد

00:42:52.480 --> 00:42:54.310
‫از گاوصندوق قبل از این قضایا
‫دزدی شده بود،

00:42:54.310 --> 00:42:56.430
‫برای همین موقعی که صحنه‌ی قتل
‫بازرسی شد، خالی بود

00:42:56.430 --> 00:42:58.350
‫معلوم نیس. ممکنه همون شب
‫دزدیده شده باشه

00:42:58.350 --> 00:43:01.520
‫چرا باید در یه گاوصندوقی که
‫رمزش رو داری، بشکونی؟

00:43:21.310 --> 00:43:23.270
‫اونا یه جسد پیدا کردن

00:43:39.890 --> 00:43:41.890
‫نه، نه

00:43:43.230 --> 00:43:45.520
‫تو نمیتونی اینجا باشی، الن

00:43:45.520 --> 00:43:46.600
‫خودشه؟

00:43:46.600 --> 00:43:48.430
‫الن، اینجا چیکار می‌کنی؟

00:43:48.430 --> 00:43:51.930
‫تام دیویس، ایشون... ایشون
‫نماینده‌ی مالکینِ مِلک‌ـه

00:43:51.930 --> 00:43:55.140
‫میدونم ایشون کیه، ولی الان،
‫این محدوده جزو حوزه اختیارات منه

00:43:55.140 --> 00:43:57.770
‫- ما نمیخوایم سر راه کسی قرار بگیریم...
‫- شما همین الان قرار گرفتین

00:43:57.770 --> 00:43:59.100
‫اینجوری با من حرف نزن!

00:43:59.100 --> 00:44:00.930
‫اینجوری نمیشه ادامه داد.
‫دِیو؟

00:44:00.930 --> 00:44:02.770
‫- الن، مشکلی نیست
‫- باید بریم، آقای «پِیپ»

00:44:02.770 --> 00:44:04.230
‫- دستاتو بکش
‫- آقای پِیپ، باید بریم

00:44:04.230 --> 00:44:07.480
‫- الن...
‫- اوه، خدایا، نه

00:44:07.480 --> 00:44:08.810
‫تو رو خدا قسم،

00:44:08.810 --> 00:44:10.930
‫دوباره لازم نیست
‫نکات فنی‌ای رو یاد‌آوری کنید...

00:44:10.930 --> 00:44:12.770
‫که باعث بسته‌شدن این پرونده بشه

00:44:12.770 --> 00:44:14.730
‫«دوباره»‌ بسته بشه؟
‫یعنی الان بازه؟

00:44:14.730 --> 00:44:16.930
‫غیررسمی، سعی دارم
‫دوباره بازش کنم

00:44:16.930 --> 00:44:18.430
‫و با توجه به شرایط جدید،

00:44:18.430 --> 00:44:19.930
‫فکر کنم فرصت خوبی برام باشه

00:44:19.930 --> 00:44:21.310
‫خب، این...
‫این عالیه

00:44:21.310 --> 00:44:22.730
‫آره،‌ تا وقتی که
‫کسی بهش گند نزنه

00:44:22.730 --> 00:44:25.140
‫و من بتونم اون جوری
‫که لازمه کارم رو انجام بدم

00:44:25.140 --> 00:44:26.770
‫برای همین اَلن انقدر عصبانی بود؟

00:44:26.770 --> 00:44:28.230
‫پیچیده‌ست

00:44:28.230 --> 00:44:30.270
‫اَلن عصبانیه، چون اون دیگه رئیس نیست

00:44:30.270 --> 00:44:32.930
‫و چون سعی داره اطلاعاتی رو
‫به‌دست بیاره که من نمیتونم به اون،

00:44:32.930 --> 00:44:34.560
‫- یا به هیچکس دیگه بدم!
‫- هیچکس؟

00:44:34.560 --> 00:44:36.520
‫بله، هیچکس.
‫مخصوصاً کسایی که

00:44:36.520 --> 00:44:38.640
‫توی این پرونده دخیل نیستن

00:44:38.640 --> 00:44:40.560
‫همین الان از شما
‫میخوام که از اینجا برین

00:44:40.560 --> 00:44:42.430
‫- کارآگاه، یه بیانیه بدید لطفاً
‫- جول،‌ خواهش می‌کنم

00:44:42.430 --> 00:44:44.520
‫هی! مخصوصاً شما

00:44:44.520 --> 00:44:46.520
‫ببین، متاسفم، ولی اوضاع
‫تغییر کرده

00:44:46.520 --> 00:44:48.640
‫من... دیگه نمیتونم
‫باهاتون ارتباطی داشته باشم

00:44:48.640 --> 00:44:51.520
‫- جدی‌ میگی؟
‫- همین الان میخوام از اینجا برین

00:44:51.520 --> 00:44:53.520
‫اون اُلیویا لیک هستش؟

00:44:53.520 --> 00:44:55.390
‫میشه حواست به اینجا باشه، لطفاً؟

00:44:55.390 --> 00:44:57.020
‫میشه لطفاً یه مقدار
‫اطلاعات بیشتر به ما بدید؟

00:44:57.020 --> 00:44:58.810
‫توضیح نخواین، زود باش
‫دِیو، جان

00:44:58.810 --> 00:45:02.390
‫توضیح نخواین!
‫لطفاً هیچ توضیحی نخواین

00:45:02.390 --> 00:45:05.310
‫آم...ببخشید، پترا

00:45:05.310 --> 00:45:07.020
‫من...

00:45:07.020 --> 00:45:10.140
‫گمونم بهتره برم
‫یه پیاده‌روی چیزی بکنم

00:45:10.140 --> 00:45:12.350
‫حتماً، حتماً
‫البته

00:45:12.350 --> 00:45:14.180
‫من خودم هم...

00:45:14.180 --> 00:45:16.180
‫خودم هم باید درباره یه
‫سری چیزها فکر کنم

00:45:18.180 --> 00:45:29.180
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.