﻿WEBVTT

00:00:00.561 --> 00:00:02.650
‫آقا! ازتون میخوام دستاتون رو جایی بذارین

00:00:02.651 --> 00:00:03.780
‫که بتونم ببینم‌ـشون

00:00:03.785 --> 00:00:07.875
‫جول هارلیِ لعنتی. اینجا
‫توی سامیت، یوتـا

00:00:08.240 --> 00:00:09.950
‫فکر نمیکردم دیگه اینجا ببینمت

00:00:10.150 --> 00:00:12.990
‫میخوای توی پرونده اینطور وارد شه که

00:00:12.990 --> 00:00:14.450
‫شما از ساعت 10 شبِ سال نو
‫با جول بودین؟

00:00:14.450 --> 00:00:15.820
‫من نیمه‌شب سوارش کردم

00:00:16.150 --> 00:00:18.450
‫دارم سعی میکنم بفهمم چرا اون راجع به
‫اینکه با کی بود دروغ میگه

00:00:18.450 --> 00:00:20.610
‫حقیقت رو راجع به اون شب
‫بهشون گفتم

00:00:20.610 --> 00:00:22.400
‫که من و تو سینما نرفته بودیم

00:00:23.150 --> 00:00:24.200
‫اونا یه جسد پیدا کردن

00:00:24.200 --> 00:00:26.320
‫ازتون میخوام که از اینجا برین

00:00:26.780 --> 00:00:29.070
‫این راجع به منه، که دارم سعی میکنم
‫کارمو انجام بدم

00:00:29.070 --> 00:00:31.200
‫منو احمق جلوه نده که پشتت وایسادم

00:00:31.200 --> 00:00:33.280
‫جی‌سی گفت که تو بهش پول بدهکار بودی

00:00:33.280 --> 00:00:35.610
‫فکر کردم گفتی که نمیتونی کسی رو
‫مجاب کنی که باهات حرف بزنه؟

00:00:35.610 --> 00:00:37.280
‫چرا برگشتی اینجا؟

00:00:37.280 --> 00:00:39.070
‫با من اینطوری حرف نزن!

00:00:39.950 --> 00:00:41.280
‫فقط خیلی مهمه که

00:00:41.280 --> 00:00:42.820
‫حقیقت اون بیرون بود [بقیه میدونستن]

00:00:43.440 --> 00:00:49.626
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:52.030 --> 00:00:55.490
‫این تی‌شرت با جسد پیدا شد

00:00:55.490 --> 00:00:59.280
‫لکه‌های سفید هم روش هست، که این معنی رو میده
‫سعی در سرپوش گذاشتن رو ماجرا وجود داشته

00:00:59.280 --> 00:01:00.860
‫به همراه خون و رنگ

00:01:00.860 --> 00:01:02.820
‫شاید برای پاک کردن اثرِ روی
‫دیوار استفاده شده؟

00:01:02.820 --> 00:01:04.990
‫آره، تا وقتی که فهمیدن
‫فایده‌ای نداره

00:01:04.990 --> 00:01:06.320
‫و بعد انداختنش تو همون پارچه‌ای

00:01:06.320 --> 00:01:08.030
‫که دورِ جسد پیچیده شده بود

00:01:08.030 --> 00:01:09.780
‫راجع به خونی که روشه چی؟

00:01:09.780 --> 00:01:12.400
‫آره، فکر کنم خونِ اونه [خونِ اُلیویا]
‫یه سری تست باید انجام بدیم

00:01:12.400 --> 00:01:15.150
‫روی پیراهن یه آزمایش کامل
‫دی‌ان‌ای انجام میدیم

00:01:15.150 --> 00:01:18.030
‫و اینم هست

00:01:19.200 --> 00:01:21.860
‫اصلاً نمی‌دونم چیه

00:01:21.860 --> 00:01:25.450
‫توی پوستِ شکم زیرین فرو شده بود،
‫که پیداش کردیم

00:01:26.700 --> 00:01:28.200
‫آلت قتاله‌ی دومه؟

00:01:28.200 --> 00:01:31.070
‫نه، این فقط... یه پلاستیکه

00:01:31.070 --> 00:01:32.900
‫میشه ازش برای

00:01:32.900 --> 00:01:35.360
‫بُردن جسد تو سوراخی که پیداش
‫کردیم استفاده شده باشه

00:01:35.360 --> 00:01:37.030
‫یا میتونه هیچی نباشه

00:01:37.030 --> 00:01:39.360
‫- از اینا عکس گرفتی؟
‫- آره، برات ایمیل‌ـشون میکنم

00:01:39.360 --> 00:01:41.900
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

00:01:41.900 --> 00:01:45.070
‫میدونی، اگه نظر منو بخوای

00:01:45.070 --> 00:01:47.860
‫فکر کنم همه‌ی این اتفاق‌ها
‫بر حسب یه تصادف رخ داد

00:01:47.860 --> 00:01:49.360
‫آره

00:01:49.360 --> 00:01:52.240
‫افتادن... این یه تصادف‌ـه

00:01:52.240 --> 00:01:54.360
‫یه مُشت... کمتر به اتفاق میخوره...

00:01:54.360 --> 00:01:57.200
‫و بعد چیزی هست که دوست دارم بهش بگم

00:01:57.200 --> 00:02:02.030
‫«یه لیست از اتفاقات مختصر و غیرحرفه‌ای»

00:02:02.030 --> 00:02:03.530
‫ببخشید، غیر‌حرفه‌ای؟

00:02:03.530 --> 00:02:04.610
‫اوه، آره

00:02:04.610 --> 00:02:07.320
‫کتک زدن، تلاش ناموفق
‫برای خفه کردن

00:02:07.320 --> 00:02:10.950
‫اوه، و یه نهایی‌ترش. اتفاقات
‫قطعی‌تر و مختصر

00:02:10.950 --> 00:02:12.650
‫که برای سمت چپ سرش
و برای صورتش، اتفاق افتاد

00:02:12.650 --> 00:02:14.650
‫که به یه آدم راست دست اشاره میکنه، درسته؟
‫[یعنی توسط یه آدم راست دست ضربه خورد]

00:02:14.650 --> 00:02:17.990
‫آره، حدود 80 تا 100 کیلوگرم وزنش بود

00:02:17.990 --> 00:02:20.400
‫همیشه برام جالبه که چطور همچین
چیزایی رو میفهمی

00:02:20.400 --> 00:02:22.450
‫و یه اگزیستانسیالیسم و جیمی
‫[فلسفه‌ای که به یه زندگیِ آزاد، با حق انتخاب و منحصر به‌فرد تاکید دارد]

00:02:22.450 --> 00:02:24.650
‫- ببخشید، چی؟
‫- همین الآن از خودم درش آوردم
اینجا داره دروغ میگه که نیازی نباشه]
[بهش توضیح بده چیه وگرنه این فلسفه وجود خارجی داره

00:02:24.650 --> 00:02:26.400
‫مایک

00:02:27.570 --> 00:02:29.240
‫این چه کوفتیه؟

00:02:29.240 --> 00:02:31.030
‫چیه، مگه نشنیدی؟

00:02:31.030 --> 00:02:32.360
‫نه

00:02:32.360 --> 00:02:33.950
‫بیست دقیقه پیش

00:02:33.950 --> 00:02:36.570
‫این یارو یهویی سر و کله‌ـش پیدا میشه

00:02:36.570 --> 00:02:38.740
‫میگه که همکارِ اریک نیل بوده

00:02:38.740 --> 00:02:41.490
‫اوه، آره. کلی کار هست که بهش چسبونده
‫و میگه در گذشته انجام داده

00:02:41.490 --> 00:02:43.150
‫مثل دزدی و این‌چیزا

00:02:43.150 --> 00:02:46.400
‫آره، ظاهراً هدفشون یه دخترِ عقب افتاده با
یه سرمایه‌ی دهن‌پرکُن بوده

00:02:46.400 --> 00:02:49.150
‫روش کارش مثل قضیه‌ی
‫قتلِ اُلیویا لیک‌ـه

00:02:49.150 --> 00:02:50.780
‫مزخرفه

00:02:50.780 --> 00:02:53.240
‫اوه، نه، نه، داستان‌های
‫خوبی برای گفتن داشت

00:02:53.240 --> 00:02:54.780
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

00:02:54.780 --> 00:02:56.740
‫به‌خاطر اینکه الآن داره
‫اتفاق میُفته مزخرفه

00:02:56.740 --> 00:02:58.780
‫چیزی نیست که از هیچ‌جا و بی‌خبر بیاد

00:03:05.030 --> 00:03:08.150
‫- نِیت؟ هی، نِیتی
‫- سلام، عزیزم. الآن وقت خوبی نیست

00:03:08.150 --> 00:03:09.780
‫درمورد یه چیزی میخوام باهات
‫حرف بزنم

00:03:09.780 --> 00:03:10.950
‫داشتم فکر میکردم...

00:03:10.950 --> 00:03:13.280
‫واقعاً، اونا فقط یکی رو

00:03:13.280 --> 00:03:15.030
‫بی‌خبر از هیچی آوردن که من
‫باهاش سر و کله بزنم

00:03:15.030 --> 00:03:16.900
‫- نِیت
‫- چیه؟

00:03:16.900 --> 00:03:18.860
‫درمورد همین میخواستم باهات حرف بزنم

00:03:18.860 --> 00:03:21.570
‫من دیدمش. یکی داره کثیف
‫بازی میکنه

00:03:21.570 --> 00:03:23.280
‫میدونم، میدونم

00:03:23.280 --> 00:03:24.780
‫یکی میخواد من رَد جول
‫رو دنبال نکنم

00:03:24.780 --> 00:03:26.610
‫و برگردم پِی رَد اریک نیل...

00:03:26.610 --> 00:03:28.570
‫باشه، خب، این فکر منه

00:03:28.570 --> 00:03:30.900
‫اگه خواستی، تو هم همینکارو کن

00:03:32.150 --> 00:03:33.780
‫چی؟

00:03:33.780 --> 00:03:35.780
‫یه‌کاری کن، دامی چیزی پهن کن

00:03:35.780 --> 00:03:37.110
‫- نه!
‫- ببین جول چیکار میکنه

00:03:37.110 --> 00:03:38.780
‫من هیچوقت اینکارو نمی‌کنم!

00:03:40.320 --> 00:03:42.150
‫این...

00:03:42.150 --> 00:03:43.650
‫غیراخلاقی‌ـه

00:03:43.650 --> 00:03:45.820
‫کار درستی نیست و برای یه پلیس
‫کار خیلی بدیه

00:03:45.820 --> 00:03:47.700
‫مگراینکه ثابت کنه حق با توئه

00:03:47.700 --> 00:03:51.200
‫اون‌وقت پشت همه‌ی درهای طبقه بالا [رده بالایی های پلیس]
‫بهت میگن یه نابغه

00:03:52.570 --> 00:03:54.110
‫نه، متاسفم. همچین اتفاقی نمیُفته

00:03:54.110 --> 00:03:57.110
‫بذار تمام توجهشون رو بذارن روی اریک
‫و هرکاری میخوان بکنن

00:03:57.110 --> 00:03:59.240
‫از پیشنهادی که دادی ممنونم
از این کارِت سورپرایز شدم

00:03:59.240 --> 00:04:00.610
‫ولی من اینکارو نمی‌کنم

00:04:00.610 --> 00:04:02.490
‫دوسِت دارم، ولی اینکارو نمی‌کنم

00:04:05.320 --> 00:04:06.820
‫- ببخشید
‫- باشه

00:04:23.320 --> 00:04:26.030
‫اوه، اون اینجاست!

00:04:26.030 --> 00:04:29.280
‫کارآگاه هنری. نظرتون راجع به
‫کِیسی دلاکروی

00:04:29.280 --> 00:04:31.360
‫اون کیه و چرا الآن سر و کله‌ـش
‫پیدا شده؟

00:04:31.360 --> 00:04:34.490
‫نظری راجع به تحقیقاتی که
‫در حال اجرائه ندارم

00:04:34.490 --> 00:04:36.200
‫ببخشید، پس یه تحقیقات‌ـه؟

00:04:36.200 --> 00:04:37.860
‫- نه
‫- دوباره پرونده باز شده؟

00:04:37.860 --> 00:04:39.700
‫- پیت
‫- آیا کِیسی دلاکروی شک و شُبهه

00:04:39.700 --> 00:04:41.860
‫یا تاییدی بر احساس شما راجع به
‫اریک نیل ایجاد میکنه؟

00:04:41.860 --> 00:04:43.280
‫پیت، هیچ‌چیز تغییر نکرده

00:04:43.280 --> 00:04:44.820
‫در حقیقت، از همه‌ی شما میخوام

00:04:44.820 --> 00:04:47.360
‫که یاد و خاطرِ مقتول، اُلیویا لیک
رو زنده نگه دارین و بهش احترام بذارین

00:04:47.360 --> 00:04:49.740
‫کارآگاه، شما جزئی از تحقیقاتِ
‫چهار سال پیش بودین

00:04:49.740 --> 00:04:51.200
‫دوباره این پرونده رو باز میکنین؟

00:04:51.200 --> 00:04:53.200
‫بذارین دوباره بگم. من این پرونده
‫رو دوباره باز نمی‌کنم

00:04:53.200 --> 00:04:54.860
‫ما شنیدیم که اریک نیل

00:04:54.860 --> 00:04:57.990
‫یه سابقه‌ی جنایی مشابه با
‫پرونده‌ی اُلیویا لیک داره

00:04:57.990 --> 00:05:00.530
‫سوابق قبلیِ اریک نیل هیچ ربطی
‫به وضعیت فعلی ندارن

00:05:00.530 --> 00:05:02.740
‫- برای ادامه چه برنامه‌ای دارین؟
‫- بچه‌ها، بیخیال!

00:05:02.740 --> 00:05:04.280
‫داستان راجع به من نیست

00:05:04.280 --> 00:05:06.150
‫درواقع، هیچ داستانی وجود نداره

00:05:06.150 --> 00:05:07.570
‫- چیزی برای گفتن ندارم
‫- آیا جسد...

00:05:07.570 --> 00:05:09.110
‫این راجع به من نیست، بچه‌ها

00:05:09.110 --> 00:05:11.820
‫بیخیال، بیخیال، بچه‌ها

00:05:11.820 --> 00:05:13.650
‫جداً بیخیال، پیت!

00:05:13.650 --> 00:05:16.740
‫تو منو میشناسی، میدونی که با مطبوعات حرف نمیزنم

00:05:16.740 --> 00:05:18.530
‫حتی وقتی که چیزی برای گفتن وجود داشته باشه

00:05:18.530 --> 00:05:20.900
‫هیچ نظری ندارم، لطفاً. ممنون

00:05:23.030 --> 00:05:24.530
‫از روتون رد میشم

00:05:24.530 --> 00:05:25.860
‫کارآگاه!

00:05:25.860 --> 00:05:28.200
‫ولی وقتی رسیدی بالای تپه،

00:05:28.200 --> 00:05:30.780
‫بهم زنگ بزن، تمام

00:05:30.780 --> 00:05:34.070
‫یه سوال راجع به اَلن دارم، تمام

00:05:34.070 --> 00:05:36.240
‫زیاد طول نمی‌کشه، تمام

00:05:42.400 --> 00:05:43.740
‫سلام، جول. فقط گفتم یه چک کنم‌ـت

00:05:43.740 --> 00:05:45.490
‫هروقت تونستی.. بهم زنگ بزن

00:06:14.360 --> 00:06:16.360
‫- سلام؟
‫- برای قبول کردن پرداخت هزینه‌ی تماس

00:06:16.360 --> 00:06:18.530
‫از مرکز تأدیبِ یوتا

00:06:18.530 --> 00:06:20.280
‫لطفاً عدد یک را وارد کنید

00:06:20.280 --> 00:06:21.400
‫برای اطلاع...

00:06:24.360 --> 00:06:26.780
‫- الو؟
‫- پت، این مزخرفه. یکی بهش پول داده تا این حرفا رو بزنه

00:06:26.780 --> 00:06:28.990
‫من می‌شناسمش. اون تا کسی بهش
‫پولی نداده باشه حرف نمیزنه

00:06:28.990 --> 00:06:31.150
‫- گوشِت با منه؟ پترا؟
‫- معلوم هست چه خبره؟

00:06:31.150 --> 00:06:34.650
‫خیلی‌خب. من و اون باهم کار کردیم، ولی
‫فقط چندبار

00:06:34.650 --> 00:06:37.150
‫اون منو نمی‌شناسه

00:06:37.150 --> 00:06:39.360
‫و هیچ کدوم از حرفاش قابل
‫اعتماد نیست

00:06:39.360 --> 00:06:40.990
‫الوئیس برند کیه؟

00:06:40.990 --> 00:06:43.450
‫یه دختره پولدار که کِیسی

00:06:43.450 --> 00:06:45.950
‫اونو از مدرسه‌ی شبانه‌روزی‌ای که توش
‫کار میکرد، می‌شناخت

00:06:45.950 --> 00:06:47.990
‫12 سال پیش بود

00:06:47.990 --> 00:06:51.150
‫و اون کاملاً وضعش داغون بود و...

00:06:51.150 --> 00:06:53.150
‫عاشق تو شد و اسمتو توی وصیت‌نامه‌ـش آورد

00:06:53.150 --> 00:06:54.530
‫و بعد مثل اُلیویا مُرد

00:06:54.530 --> 00:06:56.070
‫نه، نه مثل اُلیویا

00:06:56.070 --> 00:06:58.110
‫و نه تا شش ماه بعدش، تازه اون
‫اُوردوز کرده بود

00:06:58.110 --> 00:07:01.530
‫نه تنها کسی اتهامی وارد نکرد، بلکه هیچ اتهامی
‫هم وجود نداشت

00:07:01.530 --> 00:07:04.490
‫چون هیچوقت کسی راجع بهش
‫به من شکی نکرد

00:07:04.490 --> 00:07:06.490
‫چرا من الآن راجع بهش فهمیدم؟

00:07:06.490 --> 00:07:09.280
‫- چون فکر نمی‌کردم مهم باشه
‫- اریک

00:07:09.280 --> 00:07:11.240
‫نمی‌خواستم از دستت بدم پت. تو تنها کسی
‫هستی که برام مونده

00:07:11.240 --> 00:07:13.650
‫تو تنها کسی هستی که حرفمو باور کرد

00:07:13.650 --> 00:07:15.150
‫منو باور کرد

00:07:15.150 --> 00:07:17.570
‫دیگه چی رو نمی‌دونم؟

00:07:17.570 --> 00:07:19.860
‫قول میدم هیچی

00:07:19.860 --> 00:07:22.400
‫این تمام کاری بود که تو و کِیسی کردین؟

00:07:22.400 --> 00:07:25.150
‫این‌کار، که هیچ اتهامی پشتش نبود. و اُلیویا

00:07:25.150 --> 00:07:27.360
‫و یه‌بار دیگه

00:07:27.360 --> 00:07:29.700
‫چند سالی قبل از اُلیویا

00:07:29.700 --> 00:07:32.700
‫یه ایده‌ای داشتیم که مردمِ سامیت رو

00:07:32.700 --> 00:07:35.530
‫برای سرمایه‌گذاری توی معدن نقره، قانع کنیم

00:07:35.530 --> 00:07:38.780
‫به هر حال، قضیه‌ش مفصل‌ـه. ولی با چند
‫نفری حرف زدیم

00:07:38.780 --> 00:07:40.150
‫ولی هیچ‌کدومشون حاضر نشدن سرمایه گذاری کنن

00:07:40.150 --> 00:07:41.740
‫وایسا، قبلاً هم تو سامیت بودی؟

00:07:41.740 --> 00:07:43.610
‫آره، برای حرف زدن
‫با یه‌سری آدم

00:07:43.610 --> 00:07:44.820
‫ولی به جایی نرسید

00:07:44.820 --> 00:07:46.320
‫- کدوم آدم‌ها؟
‫- نمی‌دونم

00:07:46.320 --> 00:07:48.200
‫یه‌سری پایین تپه، یه‌سری هم
‫بالای تپه

00:07:49.530 --> 00:07:50.860
‫اوکانر‌ها؟

00:07:50.860 --> 00:07:53.740
‫یکی‌ـشون اونا بودن، آره. چطور؟

00:07:53.740 --> 00:07:55.490
‫چطور؟ پت، اونجایی؟
‫چرا میپرسی؟

00:07:55.490 --> 00:07:57.200
‫اُلیویا رو اینطور ملاقات کردی؟

00:07:57.200 --> 00:07:59.780
‫با اُلیویا رو از طریق یه تماس که یک‌سال
‫بعد باهام گرفتن آشنا شدم

00:07:59.780 --> 00:08:03.490
‫- تماس از طرف کی؟
‫- یه وکیل به اسم کلیف جونز

00:08:03.490 --> 00:08:05.400
‫کلیف جونز؟ کلیف جونز
‫کدوم خریه؟

00:08:05.400 --> 00:08:07.320
‫اون نماینده‌ی یه زن پولدار اروپایی بود

00:08:07.320 --> 00:08:09.070
‫که میخواست زمین اُلیویا رو بخره

00:08:09.070 --> 00:08:11.200
‫ولی اُلیویا نمی‌فروخت

00:08:11.200 --> 00:08:12.780
‫باشه، چرا؟

00:08:12.780 --> 00:08:14.650
‫نمی‌دونم، به زمینش وابسته بود

00:08:14.650 --> 00:08:16.900
‫نه، چرا اون با تو تماس گرفت؟

00:08:16.900 --> 00:08:18.280
‫نمی‌دونم

00:08:18.280 --> 00:08:20.570
‫نمی‌دونی چرا از بین این همه آدم، به
‫تو زنگ زد؟

00:08:20.570 --> 00:08:22.360
‫ازش نپرسیدم چرا

00:08:22.360 --> 00:08:25.240
‫ولی راجع به کلیف جونز به وکیلت گفتی؟

00:08:25.240 --> 00:08:26.650
‫معلومه که گفتم

00:08:26.650 --> 00:08:28.320
‫اون گفت که اصلاً وجود خارجی نداره

00:08:28.320 --> 00:08:29.990
‫به هر حال، برای این موضوع مهم نیست

00:08:29.990 --> 00:08:33.240
‫مهم اینه که، هرکسی که به کِیسی پول میده

00:08:33.240 --> 00:08:34.820
‫میخواد من اینجا بمونم

00:08:34.820 --> 00:08:37.030
‫و اگه بفهمی کی به کِیسی پول میده

00:08:37.030 --> 00:08:40.650
‫کسی که اُلیویا پایِ تلفن راجع بهش حرف
‫میزد رو پیدا میکنی

00:08:40.650 --> 00:08:42.860
‫کسی که واقعاً ازش می‌ترسید

00:08:42.860 --> 00:08:44.530
‫لعنتی، وقتم تموم شد. بعداً بیا

00:08:44.530 --> 00:08:45.650
‫بیا به دیدنم. لعنتی!

00:08:55.860 --> 00:08:57.280
‫کارآگاه هنری

00:09:07.150 --> 00:09:10.360
‫برگه‌ی حقوقیم به دستتون رسید؟

00:09:10.360 --> 00:09:11.780
‫آره. شوخی بود برات؟

00:09:11.780 --> 00:09:14.110
‫چون برای من اصلاً خنده‌دار نبود

00:09:14.110 --> 00:09:16.030
‫متوجه منظورتون نمی‌شم

00:09:17.900 --> 00:09:20.030
‫تو ازم میخوای یه حکم احضاریه بهت بدم

00:09:20.030 --> 00:09:22.070
‫اونم روی پرونده‌ای که نه تنها بسته شده

00:09:22.070 --> 00:09:25.200
‫بلکه، درواقع حل شده...

00:09:25.200 --> 00:09:26.820
‫چون تو دلت میخواد که تحقیقاتت رو

00:09:26.820 --> 00:09:28.570
‫برای کسی که همین الآنشم بازداشت شده،
‫گسترش بدی

00:09:28.570 --> 00:09:30.650
‫ببینید، من فقط سعی میکنم کارمو
‫انجام بدم...

00:09:30.650 --> 00:09:33.740
‫میدونم. رئیس سابق‌ـت بهم اینو گفت

00:09:33.740 --> 00:09:35.070
‫میخوای یه درد 4 ساله رو تسکین بدی
‫[حل کردن این پرونده به روش خودت]

00:09:35.070 --> 00:09:36.950
‫اونم براساس یه حدس، که با حسی
‫که داری قاطی شده

00:09:36.950 --> 00:09:38.650
‫اونم با کمک یه همکار که...

00:09:38.650 --> 00:09:40.280
‫بذار ببینم اینو درست میگم...

00:09:40.280 --> 00:09:44.990
‫خواهرِ کسیه که به جرمش اعتراف کرده

00:09:46.150 --> 00:09:47.860
‫خب، موضوع اینه که...

00:09:47.860 --> 00:09:50.150
‫اریک نیل هیچوقت اعتراف نکرد

00:09:50.150 --> 00:09:51.570
‫اوه، بیخیال کارآگاه

00:09:51.570 --> 00:09:53.400
‫- بیخیال شو
‫- یه دادخواست آلفرد بود
‫[دادخواستی که در آن متهم به جرمش اعتراف نمیکنه ولی طبق شواهد گناهکار شناخته میشه]

00:09:53.400 --> 00:09:54.860
‫هیچوقت به جرمش اعتراف نکرد

00:09:54.860 --> 00:09:56.650
‫متاسفم

00:09:56.650 --> 00:09:58.530
‫مگه مجوزِ دولتی جدیدِ من مبنی بر

00:09:58.530 --> 00:10:01.070
‫گذروندن دوره‌ی بازآموزی تو دانشگاه حقوق

00:10:01.070 --> 00:10:03.110
‫روی تصمیمی که من کمک کردم مُد بشه [مسخره‌ـش میکنه]،
‫وجود داره که من نمی‌بینم

00:10:03.110 --> 00:10:04.990
‫- این چیزی نیست که من...
‫- که اگه...

00:10:04.990 --> 00:10:07.450
‫اگه بخوای واقعاً صادق باشم، خیلی حکم
‫سبکی

00:10:07.450 --> 00:10:10.070
‫برای یه مجرمِ واقعاً خطرناک بود

00:10:11.740 --> 00:10:14.740
‫باید رو این موضوع بهم اعتماد کنی، کارآگاه

00:10:14.740 --> 00:10:17.030
‫یه چیزایی راجع به اون وجود داره

00:10:19.030 --> 00:10:22.900
‫خب، این چیزیه که باید درباره حکم احضاریه‌ت بگم

00:10:22.900 --> 00:10:24.450
‫دفعه‌ی بعدی که اومدی به دفترم

00:10:24.450 --> 00:10:26.490
‫و درخواست کمک روی پرونده‌ای که واقعاً
‫در حال جریان‌ـه کردی

00:10:26.490 --> 00:10:28.860
‫میخوام این لحظه رو در اینجا درست یادت باشه

00:10:28.860 --> 00:10:31.360
‫و همینطور حرفایی که الآن در اینجا دارم میزنم

00:10:31.360 --> 00:10:33.150
‫به همون دلیلی که دیک اندریسن

00:10:33.150 --> 00:10:36.860
‫ظاهراً، به‌طور توجیه‌ناپذیر، و یقیناً عوضی‌گونه گفت نه

00:10:39.070 --> 00:10:42.780
‫موفق باشی، کارآگاه. لطفاً داری میری
در هم پُشت سرت ببند

00:10:42.780 --> 00:10:46.240
‫- باشه
‫- اوه، کارآگاه؟

00:10:46.240 --> 00:10:48.900
‫به من ربطی نداره

00:10:48.900 --> 00:10:50.780
‫ولی تصمیمی که میگیری

00:10:50.780 --> 00:10:53.070
‫طرفی که انتخاب میکنی...

00:10:54.400 --> 00:10:56.070
‫عواقبی به همراه دارن

00:10:59.240 --> 00:11:00.740
‫حتماً دارن

00:11:02.740 --> 00:11:05.030
‫روز خوش... دیک

00:11:07.450 --> 00:11:08.900
‫حالا خوشحالی؟

00:11:10.490 --> 00:11:13.820
‫درواقع، الآن عصبانی‌ام

00:11:13.820 --> 00:11:16.200
‫واکنش مناسب‌ترش ترسیدن‌ـه

00:11:16.200 --> 00:11:17.570
‫اینجا یه شهر سیاسی‌ـه

00:11:17.570 --> 00:11:19.740
‫باهام تماس گرفتن که بیام
‫سر عقل بیارمت

00:11:19.740 --> 00:11:22.110
‫دیک اندریسن تمام نیروی خودشو

00:11:22.110 --> 00:11:24.110
‫روی محاکمه کردن اریک نیل
‫گذاشته و موفق هم شده

00:11:24.110 --> 00:11:26.990
‫- صحبت از شهر سیاسی که شد...
‫- این چه معنی‌ای باید بده الآن؟

00:11:26.990 --> 00:11:29.240
‫یعنی منبعِ خودتو چک کن، اَلن

00:11:29.240 --> 00:11:31.150
‫- اون نمی‌خواد ما چیزی رو دوباره بررسی کنیم
‫- منبع؟

00:11:31.150 --> 00:11:33.030
‫باید بهت یادآوری کنم، منبع ما بودیم

00:11:33.030 --> 00:11:37.110
‫دیک اندریسن و کل تیمش طبق چیزی
‫که ما تهیه کردیم عمل کردن

00:11:37.110 --> 00:11:38.450
‫نه

00:11:38.450 --> 00:11:39.860
‫اونا طبق چیزی که تو تهیه کردی عمل کردن

00:11:39.860 --> 00:11:43.360
‫- ما تهیه کردیم
‫- تو ته...

00:11:43.360 --> 00:11:46.200
‫خیلی‌خب، تو کسی بودی که میخواستی
‫اریک نیل رو زمین بزنی

00:11:46.200 --> 00:11:48.990
‫تو کسی بودی که تحت فشار
‫قرارش داد

00:11:48.990 --> 00:11:50.610
‫کدوم فشار، اَلن؟

00:11:50.610 --> 00:11:51.780
‫نمی‌دونم

00:11:51.780 --> 00:11:53.320
‫ولی بذار اینو ازت بپرسم...

00:11:53.320 --> 00:11:55.610
‫کی توی کار جدیدت حماتت می‌کنه؟

00:11:55.610 --> 00:11:58.990
‫- چی داری میگی؟
‫- نمی‌دونم، مَرد

00:11:58.990 --> 00:12:01.150
‫- در حقیقت تا حالا راجع بهش فکر نکرده بودم
‫- هی، هی، هی

00:12:01.150 --> 00:12:03.110
‫کسی از کارِ من حمایت نمی‌کنه

00:12:03.110 --> 00:12:05.490
‫من به‌خاطر اعتمادی که مشتریم
‫بهم داره، استخدام شدم

00:12:05.490 --> 00:12:08.610
‫تو توسط همون کسایی که از دیک اندریسن
‫حمایت کردن استخدام شدی

00:12:08.610 --> 00:12:10.610
‫- چطور جرات میکنی؟!
‫- تازه‌شم، تو همون زمان [که از دیک اندریسن حمایت میکردن]

00:12:10.610 --> 00:12:12.610
‫چرا؟ نمی‌دونم

00:12:12.610 --> 00:12:13.990
‫بهم ربط دارن؟

00:12:13.990 --> 00:12:16.200
‫حقیقتاً، راجع به این موضوع هم
‫فکر نکرده بودم

00:12:16.200 --> 00:12:19.570
‫ولی چرا همه عجله داشتن تا اریک نیل
‫رو محکوم کنن؟

00:12:19.570 --> 00:12:21.490
‫چون اون مرتکب یه قتل شده

00:12:21.490 --> 00:12:22.990
‫شاید

00:12:22.990 --> 00:12:24.990
‫میدونی چیه؟ احتمالاً

00:12:24.990 --> 00:12:26.400
‫ولی بازم نمی‌دونم

00:12:26.400 --> 00:12:28.150
‫آره خب، بهتره بدونی

00:12:28.150 --> 00:12:29.990
‫وگرنه چیزی که الآن دارم می‌بینم

00:12:29.990 --> 00:12:33.610
‫کسی‌ـه که داره خیلی سریع
‫آینده‌ی شغلی‌ـش رو خراب میکنه

00:12:33.610 --> 00:12:36.150
‫آینده‌ی شغلی‌ـه من مشکلی نداره

00:12:36.150 --> 00:12:37.650
‫واقعاً؟

00:12:40.530 --> 00:12:42.200
‫نمی‌دونم

00:12:42.200 --> 00:12:44.700
‫شاید حق با تو باشه

00:12:44.700 --> 00:12:46.610
،‫و در این صورت، میدونی چیه
‫حرفمو پس می‌گیرم

00:12:46.610 --> 00:12:48.950
‫ولی به هر حال، بهتره برم بفهمم

00:12:48.950 --> 00:12:52.200
،‫چون کارِ من، آینده‌ی شغلی‌ـم

00:12:52.200 --> 00:12:54.150
‫اینه که ببینم عدالت اجرا میشه

00:12:54.150 --> 00:12:56.530
‫نه فقط تامینِ امنیت

00:13:06.030 --> 00:13:08.780
‫- خیلی‌خب، فقط نفس بکش. نفس بکش

00:13:08.780 --> 00:13:11.320
‫به‌نظر هرچی که گفتی درست بود

00:13:11.320 --> 00:13:12.860
‫نفس بکش

00:13:12.860 --> 00:13:14.900
‫من میگم شاید... شاید
‫بخش اول حرفم

00:13:14.900 --> 00:13:16.740
‫آره، آره

00:13:16.740 --> 00:13:18.610
‫میدونی، شاید اون «تامین امنیت» رو

00:13:18.610 --> 00:13:21.200
‫یکم تُند رفتی، ولی به جهنم، حقیقت داره

00:13:21.200 --> 00:13:22.950
‫آره. حقیقت داره، نه؟

00:13:22.950 --> 00:13:24.700
‫حقیقت داره، نه؟ نه؟

00:13:24.700 --> 00:13:26.490
‫-اوه...
‫- آره، آره عزیزم

00:13:26.490 --> 00:13:28.490
‫برای هیچ‌کدوم از حرفام برنامه‌ریزی نکرده بودم

00:13:29.740 --> 00:13:31.740
‫فقط انگار من...

00:13:31.740 --> 00:13:35.610
‫همینطور که داشتم حرف میزدم، شروع کردم...
‫شروع کردم و همینطور پشت هم گفتم

00:13:37.110 --> 00:13:39.650
‫و کلمات همینطور خودشون
‫میومدن بیرون، میدونی؟

00:13:39.650 --> 00:13:43.490
‫چرا اَلن یهویی اون شغل جدید رو گرفت؟
‫ها؟ چرا؟

00:13:43.490 --> 00:13:44.950
‫میدونی مشتری‌هاش کیه‌ـن؟

00:13:44.950 --> 00:13:46.570
‫میدونی مشتری‌هاش کیه‌ـن؟

00:13:46.570 --> 00:13:48.360
‫میدونی مشتری‌هاش کیه‌ـن؟

00:13:48.360 --> 00:13:51.070
‫اوکانرها، کازمارسکی‌ها

00:13:51.070 --> 00:13:53.070
‫رایلی‌ها، لَوتس‌ها، وید‌ها

00:13:55.070 --> 00:13:56.820
‫و اونا همون آدم‌هان

00:13:56.820 --> 00:13:58.400
‫که از دیک اندریسن حمایت کردن

00:13:58.400 --> 00:14:00.400
‫چرا؟ چرا؟!

00:14:00.400 --> 00:14:02.150
‫اوه

00:14:02.150 --> 00:14:04.860
‫اوه، آرامش بهشت قلبم
‫رو امروز نگه میداره

00:14:04.860 --> 00:14:06.990
‫آرامش بهشت قلبم رو امروز نگه میداره

00:14:06.990 --> 00:14:08.860
‫آرامش بهشت قلبم رو نگه میداره...

00:14:08.860 --> 00:14:11.450
‫ببخشید، ببخشید. دوباره داشتم
‫بهم می‌ریختم

00:14:11.450 --> 00:14:13.990
‫میدونم، میدونم. میتونی
‫رانندگی کنی؟

00:14:16.450 --> 00:14:17.740
‫عزیزم؟

00:14:19.570 --> 00:14:20.950
‫میتونی رانندگی کنی؟

00:14:22.610 --> 00:14:24.200
‫البته که میتونم

00:14:24.200 --> 00:14:26.780
‫- باشه
‫- البته، میتونم رانندگی کنم

00:14:28.280 --> 00:14:29.450
‫اوه

00:14:30.610 --> 00:14:31.780
‫ممنون

00:14:31.780 --> 00:14:33.280
‫ممنون، ملیسا

00:14:33.280 --> 00:14:34.950
‫خیلی‎‌خب عزیزم، نگران نباش

00:14:34.950 --> 00:14:37.650
‫- دوسِت دارم
‫- منم دوسِت دارم

00:14:37.650 --> 00:14:41.070
‫تام، چیکار میتونم برات بکنم؟

00:14:41.070 --> 00:14:43.280
‫هیچکدوم از اینا رو دیدی؟

00:14:43.280 --> 00:14:45.780
‫آره، همین الآن دارم می‌بینم

00:14:45.780 --> 00:14:47.820
‫چیزهای عجیبی‌ـه

00:14:47.820 --> 00:14:49.990
‫عجیبه..

00:14:49.990 --> 00:14:54.400
‫گوش کن، یکم احساس بدی
‫بهم دست داده

00:14:54.400 --> 00:14:58.820
‫خانواده زنگ میزنن و راجع به اینکه چی حقیقت داره
‫و نداره سوال می‌پرسن

00:14:58.820 --> 00:15:01.700
‫ضرورتی تو این کار نیست، ولی من فقط...

00:15:01.700 --> 00:15:04.490
‫میخوام حتی راجع به شایعات هم بدونم

00:15:04.490 --> 00:15:06.780
و قطعاً، راجع به خبرهایی که حقیقت دارن

00:15:06.780 --> 00:15:08.860
‫و به گوشِت میرسن

00:15:08.860 --> 00:15:11.150
‫البته، تام. بذار ببینم
‫چیکار میتونم بکنم

00:15:11.150 --> 00:15:14.450
‫چیز خاصی هست که دنبالش باشی؟

00:15:14.450 --> 00:15:17.490
‫آم، آره. خیلی ‌خوب میشد که بدونم

00:15:17.490 --> 00:15:20.110
‫همه‌ی اینا به کجا ختم میشه

00:15:22.450 --> 00:15:23.700
‫فهمیدم

00:15:25.400 --> 00:15:29.360
‫قطعاً. ببینم چی میتونم پیدا کنم

00:15:29.360 --> 00:15:31.700
‫ممنون، رفیق. لطف میکنی

00:15:33.320 --> 00:15:35.450
‫همینطور که جسدِ یخ زده‌ی اُلیویا لیک

00:15:35.450 --> 00:15:39.360
‫به همراه تی‌شرتی که به همراهش دفن
‫شده بود، پیدا شد

00:15:39.360 --> 00:15:41.450
‫منابع خبری عنوان کرده‌اند که تی‌شرت پاره بوده،

00:15:41.450 --> 00:15:43.200
‫و تقریباً رنگی شده بوده

00:15:43.200 --> 00:15:45.030
...‫که متخصص پزشکی‌قانونیِ ما

00:15:45.030 --> 00:15:47.530
‫مارک چمبرلین، می‌گوید که می‌تواند این
‫معنی را بدهد که از تی‌شرت

00:15:47.530 --> 00:15:49.990
‫برای پاک کردنِ خون استفاده شده

00:15:49.990 --> 00:15:53.490
‫و همینطور... این تکه‌ی پلاستیک آبی رنگِ
‫عجیب هم پیدا شد

00:15:53.490 --> 00:15:55.820
‫که می‌تواند در قتل از آن استفاده
‫شده باشد

00:15:55.820 --> 00:15:58.860
‫و شاید همینطور، در دور انداختنِ جسد

00:15:58.860 --> 00:16:01.240
‫که منابع مرتبط با آزمایشگاه می‌گویند که

00:16:01.240 --> 00:16:03.070
‫در پوستِ قفسه‌ی سینه‌ی

00:16:03.070 --> 00:16:05.360
‫اُلیویا لیک فرو شده بود

00:16:05.360 --> 00:16:07.030
‫و در یکی دیگر از داستان‌های عجیب

00:16:07.030 --> 00:16:10.650
‫شخصی به اسم کِیسی دلاکروی
‫در اخبارِ KSL-5

00:16:10.650 --> 00:16:13.150
‫اطلاعات عجیبی رو در اختیار
‫ما قرار داد

00:17:13.110 --> 00:17:15.070
‫سرویس هتل. چطور میتونم کمکتون کنم؟

00:17:15.070 --> 00:17:17.400
‫- سلام، سرویس اتاق؟
‫- بله، قربان

00:17:17.400 --> 00:17:19.150
‫آره، سلام

00:17:19.150 --> 00:17:20.950
‫میشه به یه نفر بگین بیاد بالا

00:17:20.950 --> 00:17:23.900
‫و مشروب رو از مینی‌بار اتاقم برداره؟

00:17:23.900 --> 00:17:25.280
‫حتماً، قربان. مشکلی نیست

00:17:25.280 --> 00:17:26.450
‫همین الآن یه نفرو می‌فرستم بیاد

00:17:26.450 --> 00:17:27.990
‫اتاق 304ـه؟

00:17:27.990 --> 00:17:29.320
‫آره، 304. ممنون

00:17:29.320 --> 00:17:30.820
‫مشکلی نیست، قربان. همین الآن

00:17:49.450 --> 00:17:51.450
‫الو؟

00:17:51.450 --> 00:17:54.780
‫سلام، دنبال جول هارلی میگردم

00:17:54.780 --> 00:17:56.490
‫بیخیال، مَرد

00:17:56.490 --> 00:17:58.110
‫ببین، الآن با کلی مشکل
‫سر و کله میزنم

00:17:58.110 --> 00:17:59.860
‫خیلی احساس عجیبی راجع به این موضوع دارم

00:17:59.860 --> 00:18:02.490
‫انگار دارم یهویی یارو رو محاکمه می‌کنم

00:18:02.490 --> 00:18:06.610
‫رفیق، تا دیروز فقط می‌خواستی
راجع به دروغ حرف بزنی

00:18:06.610 --> 00:18:08.610
‫آره، ولی اون برای این بود که خودم رو خالی کنم

00:18:08.610 --> 00:18:10.200
‫ولی این جوریه که انگار یه چیز اضافه ریخته میشه توی سینه‌ام

00:18:10.200 --> 00:18:11.320
‫فرانک!

00:18:14.990 --> 00:18:17.030
‫دست راست اون

00:18:17.030 --> 00:18:18.700
‫قرمز و ورم کرده بود

00:18:18.700 --> 00:18:21.530
‫و انگار یه پاره‌گی وجود داشت، خیلی‌خب

00:18:21.530 --> 00:18:23.700
‫بین بندِ انگشت‌هاش

00:18:23.700 --> 00:18:25.490
‫- مطمئنی؟
‫- آره

00:18:25.490 --> 00:18:27.610
‫وقتی داشتم ماشین رو نگه میداشتم
‫دیدمش، و گفتم:

00:18:27.610 --> 00:18:29.820
‫«رفیق، اون دستیه که باهاش کار انجام میدی

00:18:29.820 --> 00:18:31.360
‫چه اتفاقی افتاد؟»

00:18:31.360 --> 00:18:32.860
‫چی گفت؟

00:18:32.860 --> 00:18:34.490
‫گفت که با لورا دعواش شده

00:18:34.490 --> 00:18:36.820
‫و به دیوار مُشت زده

00:18:36.820 --> 00:18:39.360
‫ظاهراً لورا داشته طوری
رفتار می‌کرده که انگار حق با خودش بوده

00:18:39.360 --> 00:18:41.280
‫میدونی که چطور میشه

00:18:41.280 --> 00:18:43.820
‫درواقع، من این رفتار اونو ندیدم، نه

00:18:43.820 --> 00:18:46.570
‫آره خب، بهم اعتماد کن. زیر تمام اون
‫مهربونی‌هاش..

00:18:46.570 --> 00:18:51.240
‫به هر حال، این همون دلیله که بخاطرش
جول رفت پیش یه دخترِ دیگه، درسته؟

00:18:51.240 --> 00:18:53.400
‫و بقیه داستان رو که میدونی

00:18:55.240 --> 00:18:57.240
‫سلام، جول. چه خبر رفیق؟

00:18:57.240 --> 00:18:58.950
‫- سلام،‌ نیت
‫- من اینجا نیستم

00:18:58.950 --> 00:19:01.860
.‫یه اطلاعاتی درمورد کَمرون پیدا کردم
‫یه سرنخ فکر کنم

00:19:01.860 --> 00:19:03.570
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:19:03.570 --> 00:19:06.570
‫- خیلی‌خب
...‫- خب، یه یارویی بوده که سعی داشته

00:19:06.570 --> 00:19:09.110
‫نقاشیِ اُلیویا که از گاوصندوق
‫دزدیده شده بود رو مال‌خری کنه

00:19:09.110 --> 00:19:11.570
‫و آدرس ایمیل طرف رو هم پیدا کردم

00:19:11.570 --> 00:19:13.360
‫- بیا، الآن بهت میگم
‫- آدرس ایمیلش رو داری؟

00:19:13.360 --> 00:19:15.650
‫- آره
‫- خب، عالیه

00:19:15.650 --> 00:19:18.740
‫میخوام بنویسمش. کاغذ و خودکار
‫بده لطفاً

00:19:18.740 --> 00:19:20.650
‫- بگم؟
‫- آره، بگو

00:19:20.650 --> 00:19:23.990
‫آدرسش ray.breslin@jnet

00:19:23.990 --> 00:19:26.280
‫Ray.breslin

00:19:26.280 --> 00:19:29.150
‫- B-R-E-S
‫- L-I-N

00:19:29.150 --> 00:19:31.110
‫- L-I-N@
‫- آره، @jnet

00:19:31.110 --> 00:19:32.900
‫jnet

00:19:32.900 --> 00:19:34.570
‫خیلی‌خب، عالیه

00:19:34.570 --> 00:19:36.700
‫- آره
‫- بررسی‌ـش میکنم، ممنون

00:19:36.700 --> 00:19:38.400
‫آره، خواهش میکنم. خواهش میکنم

00:19:38.400 --> 00:19:41.280
‫هی، حالت خوبه؟

00:19:42.450 --> 00:19:43.950
‫اوضاع ردیفه؟

00:19:43.950 --> 00:19:46.070
‫آره، آره. خوبم

00:19:46.070 --> 00:19:47.240
‫عالیه

00:19:47.240 --> 00:19:49.200
‫نه، فقط به‌خاطر اینکه

00:19:49.200 --> 00:19:54.320
‫یکم صدات ناجور به‌نظر می‌رسید

00:19:54.320 --> 00:19:56.240
‫نه، من خوبم. خوبم

00:19:56.240 --> 00:19:58.990
‫اه، تو چطور؟

00:19:58.990 --> 00:20:00.450
‫من؟ نه، من... من خوبم

00:20:00.450 --> 00:20:02.110
‫- من... من عالیم
‫- آره؟

00:20:02.110 --> 00:20:04.610
‫- اوضاع خوبه؟
‫- آره

00:20:04.610 --> 00:20:07.530
‫- آره، آره
‫- هی، خبر تازه‌ای نیست؟

00:20:07.530 --> 00:20:11.070
‫نه. نه... خبری نیست

00:20:11.070 --> 00:20:13.900
‫- نه
‫- هی، من باید...

00:20:13.900 --> 00:20:16.200
‫باید با لورا حرف بزنم، پس

00:20:16.200 --> 00:20:19.450
‫اوه، آره، آره. سلام منو
‫بهش برسون

00:20:19.450 --> 00:20:20.900
‫خیلی‌خب، خداحافظ

00:20:31.780 --> 00:20:35.360
‫- هنوز می‌خواین مینی‌بار رو...
‫- آره!

00:20:35.360 --> 00:20:37.150
‫من نمی‌فهمم

00:20:37.150 --> 00:20:38.860
‫کِی؟

00:20:38.860 --> 00:20:41.530
‫با اولین پروازِ ممکن

00:20:41.530 --> 00:20:45.320
‫یک پرواز از فرودگاه MSY
‫هست که ساعت 6 می‌پَره،

00:20:45.320 --> 00:20:47.650
‫و تا ساعت 6:45 هم میرسه به «سامیت»

00:20:49.530 --> 00:20:51.990
‫نِیت، باید بهم بگی
‫چه اتفاقی داره می‌افته

00:20:51.990 --> 00:20:53.490
‫من همین پنج دقیقه پیش باهاش حرف زدم

00:20:53.490 --> 00:20:55.280
‫هیچی نگفت

00:20:55.280 --> 00:20:57.360
‫ام...

00:20:57.360 --> 00:21:00.150
‫تنها چیزی که میتونم
‫بهت بگم اینه که،...

00:21:00.150 --> 00:21:03.320
‫تو... تو باید بیای اینجا، لورا

00:21:03.320 --> 00:21:05.400
‫میدونم این شاید
‫قضیه رو سخت‌تر کنه،

00:21:05.400 --> 00:21:08.490
‫ولی به‌خاطر خودِ جول هم که شده،

00:21:08.490 --> 00:21:12.530
‫نباید باهاش حرف بزنی تا
‫وقتی همدیگه رو ببینیم

00:21:15.070 --> 00:21:17.320
‫این قضیه چقدر جدیه؟!

00:21:17.320 --> 00:21:19.400
‫اون..اون کاری کرده؟

00:21:22.280 --> 00:21:24.860
‫وقتی اومدی دربارش حرف میزنیم، باشه؟

00:21:30.860 --> 00:21:32.530
‫باشه، خداحافظ

00:21:53.200 --> 00:21:54.360
‫هی

00:21:56.780 --> 00:21:58.070
‫چطوری؟

00:21:59.700 --> 00:22:01.570
‫من باید برم به سامیت

00:22:03.070 --> 00:22:04.400
‫الان؟

00:22:07.950 --> 00:22:10.900
‫جول یه‌جورایی تو
‫دردسر افتاده، فکر کنم

00:22:12.610 --> 00:22:15.780
‫نِیت، دوستمون، که پُلیسه...

00:22:15.780 --> 00:22:18.740
‫هیچی بهم نمیگه
‫تا وقتی که برم اونجا

00:22:18.740 --> 00:22:20.450
‫و میگه که...

00:22:21.740 --> 00:22:24.070
‫تا وقتی که با خودش حرف نزدم...

00:22:24.070 --> 00:22:26.570
‫نباید با جول صحبت کنم

00:22:28.030 --> 00:22:30.150
‫ای بابا، عزیزم

00:22:30.150 --> 00:22:31.820
‫متاسفم

00:22:35.780 --> 00:22:37.320
‫اون خیالیه

00:22:37.320 --> 00:22:38.950
‫منظورت چیه خیالیه؟

00:22:38.950 --> 00:22:40.570
‫یه شخصیتِ فیلمه

00:22:40.570 --> 00:22:43.070
‫«ری برزلین» شخصیتِ فیلم
‫«نقشه‌ی فرار»ِ استالونه‌ست

00:22:44.280 --> 00:22:45.610
‫ایمیل چطور؟

00:22:45.610 --> 00:22:47.280
‫ایمیل به‌ نامِ کمرون مورگان‌ـه

00:22:47.280 --> 00:22:49.280
‫ما میدونیم اون روز
‫31 دسامبر کجا بوده

00:22:49.280 --> 00:22:51.780
‫- آره
‫- ببخشید، کارآگاه، یه خانمی به اسم پترا نیل...

00:22:51.780 --> 00:22:53.240
‫میگه که چندبار
‫خواسته باهاتون تماس بگیره

00:22:53.240 --> 00:22:54.950
‫بهش بگو پیام‌هاش
‫به‌دستم رسیده

00:22:54.950 --> 00:22:56.650
‫و دیگه باهام تماس نگیره

00:22:56.650 --> 00:22:59.780
‫در واقع، بهش بگو...

00:22:59.780 --> 00:23:02.490
‫سلام، ما نمیتونیم باهم حرف بزنیم

00:23:02.490 --> 00:23:04.240
‫هیچ‌وقت نباید باهم
‫حرف می‌زدیم

00:23:04.240 --> 00:23:06.860
‫گوش کن، این قضیه خیلی مهمه

00:23:06.860 --> 00:23:08.650
‫وقتی تموم شد، شاید،

00:23:08.650 --> 00:23:11.990
‫ولی تا اون موقع،
‫نباید باهام تماس بگیری

00:23:11.990 --> 00:23:13.320
‫متاسفم

00:23:13.320 --> 00:23:15.110
‫دیگه وصلش نکن

00:23:15.110 --> 00:23:17.610
‫- آم، ازش متنفر میشی
‫- چرا؟

00:23:17.610 --> 00:23:19.320
‫بزن کانال 6

00:23:23.860 --> 00:23:26.030
‫میشه صداش رو زیاد کنی؟

00:23:26.030 --> 00:23:29.570
‫به‌نقل از منابع مختلف، گفته میشه
‫که دو شیء به‌همراه جسد، کشف شده...

00:23:29.570 --> 00:23:31.990
‫یک تی‌شرت که به‌شدت به‌وسیله
‫پودرهای شیمیایی پوسیده شده،

00:23:31.990 --> 00:23:34.240
‫و یک شیء سه گوشِ پلاستیکیِ آبیِ کوچک،

00:23:34.240 --> 00:23:36.860
‫که احتمالاً برای دفن‌کردن جسد
‫ازش استفاده شده

00:23:36.860 --> 00:23:40.740
‫اوه، خدایا لعنت بهش!

00:23:40.740 --> 00:23:42.150
‫اولش قضیه‌ی قتل نبود

00:23:42.150 --> 00:23:43.650
‫- گمونم قضیه‌ش بالا گرفته!
‫- مایک!

00:23:43.650 --> 00:23:46.530
‫- با توجه به احساسات...
‫- من نبودم

00:23:46.530 --> 00:23:48.070
‫پس کدوم خری بوده؟

00:23:48.070 --> 00:23:49.700
‫و تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:23:49.700 --> 00:23:51.950
‫دوستام اینجان، اون
‫یه‌کم اطلاعات می‌خواست

00:23:51.950 --> 00:23:54.030
‫به‌نظرم اشکالی نداشت که بهش بدم

00:23:54.030 --> 00:23:56.320
‫- اوه‌، اَلن
‫- من همین الان رسیدم! هیچ‌جوره نمیتونه کارِ من باشه!

00:23:56.320 --> 00:23:57.700
‫ببین، من دربارش فکر کردم،

00:23:57.700 --> 00:24:00.200
‫و به‌نظرم کار یکی از بچه‌های
‫حمل و نقل یا IT ـه

00:24:00.200 --> 00:24:02.530
‫نمیتونم باور کنم.
‫لعنتی، نمیتونم باور کنم

00:24:02.530 --> 00:24:06.360
‫همین‌که «اندریسن» قضیه‌ی «کِیسی دلاکروی»
‫رو پیش کشید، به‌اندازه کافی بد بود!

00:24:06.360 --> 00:24:08.900
‫- معلوم نیست کار اون بوده باشه
‫- پس کار کی بوده؟

00:24:08.900 --> 00:24:10.450
‫کی اصلاً اون اطلاعات رو داره؟

00:24:10.450 --> 00:24:13.070
‫کی نمیخواد اریک نیل استیناف بده؟

00:24:13.070 --> 00:24:14.900
‫اونی که این کارو کرده پیدا کن

00:24:14.900 --> 00:24:16.360
‫- نیت، نیت...
‫- صبر کن، نه

00:24:16.360 --> 00:24:18.200
‫وایسا، یه فکری
‫به ذهنم رسید

00:24:18.200 --> 00:24:20.820
‫نیت، نیت، یه دقیقه وقت داری؟

00:24:20.820 --> 00:24:22.900
‫راستش نه، اَلن

00:24:24.900 --> 00:24:27.740
‫خب، این همه چیز رو از کجا میدونن؟

00:24:27.740 --> 00:24:30.700
‫همش مربوط به میزان کربن دی‌اکسیده

00:24:32.240 --> 00:24:35.950
‫اونا فکر می‌کنن یه تلاش
‫برای خفه‌کردن اتفاق افتاده،

00:24:35.950 --> 00:24:40.740
‫و بعدش ضربه به آرواره؟

00:24:40.740 --> 00:24:43.320
‫رفیقم قانع شده که کارش
‫هول‌هولَکی بوده

00:24:43.320 --> 00:24:45.150
‫تصادفی

00:24:45.150 --> 00:24:47.490
‫توسط یه تازه‌کار

00:24:47.490 --> 00:24:49.570
‫اون ناراحت بوده

00:24:49.570 --> 00:24:51.610
‫شاید...

00:24:51.610 --> 00:24:54.950
‫یکی خواسته جلوشو بگیره

00:24:54.950 --> 00:24:56.990
‫روی زمین خُرده چوب بوده،

00:24:56.990 --> 00:25:00.110
‫محلول تمیزکننده‌ی «رِزین» یا چنین
‫چیزی توی ناخن‌هاش،

00:25:01.990 --> 00:25:06.860
‫کبودی روی زانو‌هاش،
‫که یعنی، میدونی...

00:25:09.530 --> 00:25:12.240
‫چنگ‌زدن به زمین، سینه‌خیز رفتن...

00:25:12.240 --> 00:25:14.820
‫که یعنی خورده زمین

00:25:14.820 --> 00:25:17.240
‫احتمالاً می‌خواسته فرار کنه

00:25:17.240 --> 00:25:19.950
‫لگد خورده

00:25:19.950 --> 00:25:23.280
‫احتمالاً دوباره خورده زمین،
‫بلند شده، گلوش رو گرفتن..

00:25:25.110 --> 00:25:26.950
‫ولی باز هم کارساز نبوده

00:25:28.280 --> 00:25:30.780
‫و بعدش مُشت

00:25:30.780 --> 00:25:32.780
‫توسط یه شخص راست-دست

00:25:32.780 --> 00:25:34.450
‫از این بابت مطمئنن؟

00:25:34.450 --> 00:25:37.950
‫خوب مطمئنن، تکنولوژی
‫پُلیس بدجور پیشرفت کرده

00:25:40.200 --> 00:25:41.610
‫اریک نیل؟

00:25:43.360 --> 00:25:46.450
‫اون چپ-دسته

00:25:47.780 --> 00:25:50.070
‫پس تهش همین بود...

00:25:50.070 --> 00:25:51.900
‫نه

00:25:51.900 --> 00:25:53.450
‫بعدش چکش بود

00:25:53.450 --> 00:25:55.650
‫دو یا سه، شایدم چهار ضربه

00:25:55.650 --> 00:25:57.030
‫آره

00:26:00.950 --> 00:26:03.990
‫خب، حس خودت درباره‌ی اینا چیه؟

00:26:03.990 --> 00:26:06.150
‫منظورت چیه؟

00:26:06.150 --> 00:26:08.150
‫خب، شخص خودت...

00:26:11.150 --> 00:26:12.360
‫چی؟

00:26:12.360 --> 00:26:14.030
‫خب، تو...

00:26:14.030 --> 00:26:16.280
‫- تو قبلاً باهاش مراوده داشتی
‫- نه، مهم نیست

00:26:16.280 --> 00:26:18.110
‫چرا؟
‫نه، نه

00:26:18.110 --> 00:26:22.200
‫- ناراحتت نمی‌کنه؟
‫- نه، نه...

00:26:22.200 --> 00:26:25.860
‫ما با هم یه‌ مراوده‌ی خیلی مختصر مفید داشتیم...

00:26:25.860 --> 00:26:28.900
‫حدود...چندین سال پیش

00:26:28.900 --> 00:26:30.650
‫یعنی، میدونی،

00:26:30.650 --> 00:26:33.700
‫خیلی ناراحت شدم دیدم که

00:26:33.700 --> 00:26:35.990
‫جسدشو از زمین آوردن بیرون

00:26:35.990 --> 00:26:39.700
‫ولی بعد از چند دقیقه،
‫دیگه همش شد مسائل کاری

00:26:43.450 --> 00:26:45.200
‫خب، چه بهتر!

00:26:47.740 --> 00:26:50.030
‫هی، گوش بده...

00:26:50.030 --> 00:26:54.700
‫شنیدم چندتا از همسایه‌ها
‫یه سری نگرانی‌ها داشتن...

00:26:54.700 --> 00:26:57.700
‫جالبه، بعضی‌هاشون حدود
‫دو مایل اونورترن...

00:26:57.700 --> 00:26:59.030
‫ولی هنوزم بهشون میگیم همسایه

00:26:59.030 --> 00:27:01.570
‫یه‌سری نگرانی‌هایی درباره‌ی
‫فعالیت‌های مِلک‌مون...

00:27:01.570 --> 00:27:03.240
‫و بقیه‌ی مِلک‌ها داشتن

00:27:03.240 --> 00:27:05.360
‫پس، میخواستم بدونی که

00:27:05.360 --> 00:27:10.110
‫اگه چهره‌های جدید یه‌مدت این
‫دور و بر دیدی، تعجب نکنی

00:27:10.110 --> 00:27:12.360
‫ببخشید، چهره‌های جدید؟

00:27:12.360 --> 00:27:15.700
‫ما یه عملیات توی آتلانتا داریم

00:27:15.700 --> 00:27:17.450
‫اونا چند نفر از اعضای
‫تیمشون رو بهمون قرض دادن

00:27:17.450 --> 00:27:18.780
‫نمیخوام سَرت رو درد بیارم

00:27:18.780 --> 00:27:21.950
‫«دِیو دورنزو» باهات تماس میگیره

00:27:21.950 --> 00:27:24.950
‫اون تازه فرود اومده، شماره‌تو داره، باهاش تماس میگیره

00:27:27.450 --> 00:27:31.570
‫و... و من...

00:27:31.570 --> 00:27:33.200
‫سخت نگیر

00:27:33.200 --> 00:27:37.200
‫ما میذاریم هر اتفاقی که
‫میخواد توی تپه بیافته

00:27:37.200 --> 00:27:40.280
‫هر طور میخواد بشه،
‫همش خوبه

00:27:40.280 --> 00:27:42.490
‫مورگان.
‫هی، مورگان

00:27:42.490 --> 00:27:44.240
‫اون کیه؟

00:27:44.240 --> 00:27:46.150
‫اون کیه توی تلویزیون؟

00:27:46.150 --> 00:27:48.400
‫اون یارو شبیه پدرته

00:27:48.400 --> 00:27:50.450
‫اون یاروی خوشگل،

00:27:50.450 --> 00:27:52.400
‫خیکی، قدبلند، لات و لوت،

00:27:52.400 --> 00:27:54.860
‫خوشتیپ، جوونِ با استعداد،

00:27:54.860 --> 00:27:58.400
‫شبیه پدرته که داره درمورد
‫کارش تو تلویزیون حرف میزنه!

00:27:58.400 --> 00:28:00.200
‫تو بودی؟

00:28:00.200 --> 00:28:02.200
‫- چی؟
‫- که اونا رو افشا کردی

00:28:02.200 --> 00:28:04.200
‫- چی؟
‫- نِیت

00:28:04.200 --> 00:28:06.860
‫پس... از چی حرف میزنی؟

00:28:06.860 --> 00:28:08.740
‫آره، معلومه که من بودم!

00:28:08.740 --> 00:28:10.400
‫باید منو می‌دیدی!

00:28:10.400 --> 00:28:14.450
‫من گفتم: «پیت، تو که منو می‌شناسی..

00:28:14.450 --> 00:28:16.320
‫من با مطبوعات حرف نمیزنم»

00:28:16.320 --> 00:28:19.070
‫و بعدش صاف یه کارت
‫انداختم تو جیبش

00:28:19.070 --> 00:28:20.450
‫و بهش چشمک زدم

00:28:20.450 --> 00:28:21.950
‫و جواب داد، درسته؟

00:28:21.950 --> 00:28:24.360
‫آره، شنبه‌ی هفته‌ی
‫دیگه قراره ببرتم شام بیرون

00:28:24.360 --> 00:28:27.030
‫آره، جواب داد!
‫خیلی ممنون!

00:28:27.030 --> 00:28:28.450
‫تو یه نابغه‌ای!

00:28:28.450 --> 00:28:29.650
‫به‌محض اینکه این قضیه لو رفت،

00:28:29.650 --> 00:28:32.610
‫جول، مثه یه بمب فعال شد

00:28:32.610 --> 00:28:33.950
‫رابرتز رو فرستادم دنبالش

00:28:33.950 --> 00:28:35.240
‫منتظرم گزارش کامل رو بشنوم

00:28:35.240 --> 00:28:38.070
‫- عجب چیزی!
‫- میدونم، باشه؟

00:28:38.070 --> 00:28:39.780
‫آره

00:28:39.780 --> 00:28:42.320
‫باید برم. الانه که برسه

00:28:42.320 --> 00:28:46.110
‫پس، جول می‌دونسته کار اون
‫بوده و داشته دروغ می‌گفته؟

00:28:48.150 --> 00:28:51.450
‫من...نمیتونم بهت بگم

00:28:52.530 --> 00:28:54.570
‫ولی اندریسن‌ِ لعنتی،

00:28:54.570 --> 00:28:57.820
‫اگه بخواد با «نیت هنری» وارد جنگ شه،

00:28:57.820 --> 00:29:00.320
‫بهتره از همین الان خودشو
‫برای مزه‌مزه کردن داروهاش...

00:29:00.320 --> 00:29:02.280
‫آماده کنه

00:29:02.280 --> 00:29:05.820
‫من نمی‌فهمم چرا اندریسن انقدر اصرار داره...

00:29:05.820 --> 00:29:08.860
‫که اریک نیل مجرمه

00:29:08.860 --> 00:29:11.820
‫چون شغلشه.
‫آبروش میره...

00:29:11.820 --> 00:29:13.450
‫اگه اشتباه کرده باشه چی؟

00:29:15.610 --> 00:29:17.860
‫باید بودی و می‌دیدی چجوری
‫باهام داشت حرف می‌زد

00:29:19.360 --> 00:29:22.320
‫از این کارش پشیمون میشه،
‫اَلن هم همینطور،

00:29:22.320 --> 00:29:25.360
‫و همینطور کُل آدم‌های سیاسی
‫اطراف کوه و تپه،

00:29:25.360 --> 00:29:28.240
‫همش دوز و کلکه، عزیزم

00:29:28.240 --> 00:29:31.860
‫شرمنده، یه‌کم بیش از حد
‫سریع فکر نمی‌کنم؟

00:29:31.860 --> 00:29:33.700
‫یه‌کم؟ یه‌‌کم؟

00:29:33.700 --> 00:29:36.240
‫یه‌کم. باشه

00:29:36.240 --> 00:29:38.200
‫باشه، یه‌کم فرصت بده

00:29:38.200 --> 00:29:41.860
‫همه چی معلوم میشه. همه‌چی
‫به موقعش معلوم میشه

00:29:41.860 --> 00:29:43.610
‫خداحافظ پسرم

00:29:43.610 --> 00:29:46.150
‫- دوسِت دارم
‫- اگه میشه سلام منم برسون

00:29:47.530 --> 00:29:48.650
‫باشه

00:29:50.530 --> 00:29:51.570
‫ممنون

00:29:57.450 --> 00:29:59.360
‫سلام رابرتز، چطوری...

00:30:01.400 --> 00:30:02.530
‫کُجا؟

00:30:03.820 --> 00:30:06.360
‫باشه، باشه، هنوز وقت داریم

00:30:21.740 --> 00:30:24.570
‫خب، اینجا چه خبره؟

00:30:24.570 --> 00:30:25.900
‫سلام، خوشحالم دوباره می‌بینمتون

00:30:25.900 --> 00:30:27.650
‫من...من دنبال هوراسیو می‌گردم

00:30:27.650 --> 00:30:29.900
‫میدونین الان کجاست؟

00:30:29.900 --> 00:30:33.610
‫آه، الان باید خونه‌ی «میلر»ها باشه

00:30:33.610 --> 00:30:37.070
‫- میلرها؟
‫- بلدین؟ جاده‌ی «اسپلندید ولی» رو برید جلو بعد بپیچید

00:30:37.070 --> 00:30:38.740
‫فکر کنم، اسپلندید ولی

00:30:38.740 --> 00:30:40.820
‫مستقیم برم بعد بپیچم دست چپ، درسته؟

00:30:40.820 --> 00:30:42.860
‫- بله
‫- بسیار خب. از دیدنتون خوشحال شدم

00:30:42.860 --> 00:30:44.200
‫ممنون

00:31:13.450 --> 00:31:14.450
‫هی!

00:31:18.860 --> 00:31:19.950
‫سلام هوراسیو

00:31:19.950 --> 00:31:22.240
‫آه، سوال عجیبیه ولی...

00:31:22.240 --> 00:31:25.200
‫احساس می‌کنم فُرم بیمه‌م
‫رو توی وانت جا گذاشتم

00:31:25.200 --> 00:31:26.900
‫اشکالی نداره یه نگاه بندازم؟

00:31:31.950 --> 00:31:34.320
‫- باشه
‫- دمت گرم

00:32:23.490 --> 00:32:24.700
‫پیداش کردم، ممنون!

00:32:30.400 --> 00:32:32.700
‫یه سطل آشغالِ دیگه

00:32:32.700 --> 00:32:35.030
‫نه... داری فرصتت رو
‫از دست میدی، مَرد

00:32:35.030 --> 00:32:37.400
‫اونجا یه پمپ بنزین هست.
‫تا حالا چهار تا پمپ بنزین رد کردی

00:32:37.400 --> 00:32:40.650
‫فقط بزن بغل!
‫فقط بزن بغل، مرد

00:32:40.650 --> 00:32:42.990
‫فقط بزن بغل!
‫فقط بزن بغل!

00:32:42.990 --> 00:32:44.530
‫- فقط بزن بغل، جول!
‫- باشه، باشه

00:32:44.530 --> 00:32:46.200
‫- فقط بزن بغل!
‫- باشه، میزنم!

00:32:46.200 --> 00:32:48.860
‫یه پمپ بنزین اونجاست.
‫بزن بغل،‌ جول!

00:32:54.400 --> 00:32:55.780
‫خفه شو

00:32:55.780 --> 00:32:58.360
‫خفه شو
‫خفه شو

00:32:59.570 --> 00:33:01.900
‫خفه شو
‫دارم انجامش میدم

00:33:03.070 --> 00:33:04.360
‫اون حواسش نیست

00:33:17.570 --> 00:33:21.360
‫هیچ تصوری از اینکه الان
‫شرایطت چجوریه ندارم

00:33:22.530 --> 00:33:25.070
‫فقط میخوام بدونی که...

00:33:25.070 --> 00:33:27.240
‫من وارد این قضیه نشدم که
‫سرِ دوستم رو بکنم زیر آب

00:33:27.240 --> 00:33:28.610
‫مشکلی نیست، نِیت

00:33:33.900 --> 00:33:35.780
‫حدس و گمان هم نمیزنم...

00:33:35.780 --> 00:33:37.400
‫یعنی، اینا براساس حقایقه

00:33:37.400 --> 00:33:39.950
‫- اینا اتفاق افتاده
‫- مشکلی نیست، نِیت

00:33:49.820 --> 00:33:52.070
‫- بذارم رو اسپیکر؟
‫- آره

00:33:53.570 --> 00:33:55.490
‫- سلام جول
‫- سلام عزیزم

00:33:55.490 --> 00:33:57.650
‫الان دوساعته دارم سعی
‫می‌کنم باهات تماس بگیرم

00:33:57.650 --> 00:33:59.860
‫اوه شرمنده، گوشیم رو واسه
‫یه کاری خاموش کرده بودم

00:33:59.860 --> 00:34:02.950
‫اشکالی نداره. هی، اون
‫شب، اون شب...

00:34:02.950 --> 00:34:04.450
‫دعوامون سر چی بود؟

00:34:04.450 --> 00:34:05.780
‫کدوم شب؟

00:34:05.780 --> 00:34:08.450
‫شرمنده، همون شبی
‫که الیویا مُرد

00:34:08.450 --> 00:34:10.570
‫شب سال نو.
‫دعوامون رو یادته؟

00:34:12.570 --> 00:34:15.990
‫آه، آره. چطور مگه؟

00:34:15.990 --> 00:34:17.530
‫من به دیوار مشت زدم؟

00:34:20.990 --> 00:34:22.400
‫نمیدونم جول

00:34:22.400 --> 00:34:24.110
‫من رفتم.
‫شاید زدی

00:34:24.110 --> 00:34:26.280
‫تو...خودت گفتی زدی،
‫پس شاید زدی...

00:34:26.280 --> 00:34:29.400
‫ولی... ولی راستش من نمیدونم

00:34:29.400 --> 00:34:31.900
‫این‌کارو زیاد می‌کردم؟
‫به چیز میزا مشت بزنم؟

00:34:31.900 --> 00:34:34.240
‫وقتی مشروب میخوری، خودت میدونی دیگه...

00:34:34.240 --> 00:34:36.070
‫- من الان شرایط حرف زدن ندارم، جول
‫- ولی اون شب...

00:34:36.070 --> 00:34:38.650
‫اون شب... سر چی دعوامون شد؟

00:34:42.240 --> 00:34:44.280
‫سر الیویا دعوامون شد

00:34:49.150 --> 00:34:50.200
‫الو؟

00:34:51.700 --> 00:34:53.990
‫علتش هم گفتم؟

00:34:53.990 --> 00:34:55.820
‫یه چیزایی بهت گفته بود

00:34:57.150 --> 00:34:59.450
‫چه چیزایی؟

00:34:59.450 --> 00:35:01.240
‫چیزهای اعصاب‌خوردکن،‌ نمیدونم

00:35:01.240 --> 00:35:03.200
‫مهمه؟ من باید برم، جول

00:35:03.200 --> 00:35:05.820
‫- وایسا، چی؟ چرا؟
‫- من باید برم، متاسفم

00:35:05.820 --> 00:35:08.030
‫لورا، اون بهم چی گفته بود؟

00:35:09.450 --> 00:35:12.030
‫من... نمیدونم

00:35:13.320 --> 00:35:16.360
‫می‌خواسته باهاش حسابتو
‫تسویه کنی

00:35:16.360 --> 00:35:18.780
‫من باید برم،‌ جول
‫بزودی می‌بینمت

00:35:18.780 --> 00:35:20.030
‫شرمنده

00:35:36.490 --> 00:35:38.070
‫من نمی‌فهمم!

00:35:38.070 --> 00:35:40.360
‫سر الیویا عصبانی
‫هستی یا سر من؟

00:35:40.360 --> 00:35:41.570
‫با این وضع رفتارت،

00:35:41.570 --> 00:35:43.110
‫نمیتونم فرقش رو تشخیص بدم!

00:35:43.110 --> 00:35:44.530
‫چه وضع رفتاری؟

00:35:44.530 --> 00:35:46.360
‫ما قرار بود برای سال
‫نو تغییرات رو ایجاد کنیم

00:35:46.360 --> 00:35:48.700
‫- و الان هم سال نو ـه
‫- شبش! هنوز تو سال پیش‌ایم!

00:35:48.700 --> 00:35:51.570
‫همه‌ی حرفم این بود که از چیزهایی
‫که به‌ بُن‌بست می‌رسن،‌ خسته شدم

00:35:51.570 --> 00:35:53.240
‫اوه، چون من خودم بن‌بست‌ام؟

00:35:53.240 --> 00:35:54.860
‫- من گفتم نمیخوام اون...
‫- پس تو از اون متنفری...

00:35:54.860 --> 00:35:56.400
‫ولی ظاهراً باهاش موافقی!

00:35:56.400 --> 00:35:57.780
‫میدونی چیه؟ دیگه
‫کاری با این موضوع ندارم

00:35:57.780 --> 00:36:00.030
‫و آره، دیگه با من هم کاری نداری!

00:36:00.030 --> 00:36:04.280
‫خدایا، بهت چی گفته
‫که داری اینجوری می‌کنی؟

00:36:04.280 --> 00:36:05.950
‫میدونی چیه؟ من
‫میرم پیش ملیسا

00:36:05.950 --> 00:36:08.200
‫اون دعوتمون کرده، منم دارم
‫میرم. تو هرکار میخوای بکن

00:36:08.200 --> 00:36:10.030
‫باشه، فقط گم‌شو بیرون!

00:36:10.030 --> 00:36:11.900
‫گور بابات، جول!

00:36:11.900 --> 00:36:14.030
‫اگه مال خودتو بهم نشون بدی،
‫منم مال خودمو بهت نشون میدم

00:36:16.400 --> 00:36:17.570
‫ببخشید؟

00:36:18.860 --> 00:36:21.860
‫نقاشی‌ها،‌ خدایا

00:36:26.650 --> 00:36:29.610
‫واقعاً کارهام رو نگاه می‌کنی؟

00:36:29.610 --> 00:36:30.780
‫حتماً

00:36:30.780 --> 00:36:32.110
‫کارات خوبن؟

00:36:35.360 --> 00:36:38.780
‫خواهی دید

00:36:45.450 --> 00:36:46.990
‫مارتینی داره حاضر میشه

00:36:49.110 --> 00:36:51.990
‫با یخ، دوبل

00:36:53.280 --> 00:36:55.030
‫تو با دیوار برخورد کردی، جول

00:36:55.030 --> 00:36:56.820
‫فقط دو راه وجود داره...

00:36:56.820 --> 00:37:00.280
‫یا بپَر بالا و ازش رد شو، که
‫بعید میدونم چنین اتفاقی بیُفته، یا...

00:37:00.280 --> 00:37:03.070
‫برگرد عقب و از یه
‫مسیر دیگه برو

00:37:33.490 --> 00:37:35.860
‫جول، سلام، چندبار خواستم
‫باهات تماس بگیرم

00:37:35.860 --> 00:37:37.950
‫چی؟ متاسفم

00:37:37.950 --> 00:37:40.820
‫یه سری مسائل...
‫شخصی

00:37:40.820 --> 00:37:42.990
‫باید باهات صحبت کنم،‌ مهمه

00:37:42.990 --> 00:37:46.320
‫من... راستش نمیدونم چجوری بگم

00:37:46.320 --> 00:37:50.200
‫وقتی همدیگه رو دیدیم،
‫وقتی اومدم لوئیزیانا،

00:37:50.200 --> 00:37:52.820
‫باهات... باهات رُک نبودم

00:37:52.820 --> 00:37:54.740
‫راستش،‌ باهات روراست نبودم

00:37:54.740 --> 00:37:57.990
‫من... امید داشتم
‫یه چیزی پیدا کنم تا...

00:37:57.990 --> 00:38:01.280
‫دوباره پرونده‌‌ی اریک باز شه،
‫ولی حقیقتش...

00:38:01.280 --> 00:38:04.030
‫لعنتی، هوراسیو ـه
‫باید جوابشو بدم

00:38:04.030 --> 00:38:05.860
‫جایی نرو، خواهش می‌کنم

00:38:05.860 --> 00:38:07.070
‫لطفاً جایی نرو

00:38:08.530 --> 00:38:09.740
‫الو؟

00:38:25.360 --> 00:38:28.900
‫- کِی؟
‫- همین چند دقیقه پیش اومد

00:38:28.900 --> 00:38:30.280
‫وقتی زنگ زدم...

00:38:36.400 --> 00:38:38.200
‫تو...

00:38:38.200 --> 00:38:41.610
‫ما راجع به مسائل مختلفی
‫صحبت کردیم

00:38:41.610 --> 00:38:44.110
‫بیشتر، درباره اینکه
‫چرا سامیت رو ترک کردین

00:38:45.780 --> 00:38:49.740
‫دوری از الکل، فراموشیِ گذشته،
‫قرض و بدهی‌ها

00:38:49.740 --> 00:38:51.740
‫میشه باهات صحبت کنم؟

00:38:51.740 --> 00:38:54.070
‫هی، هی

00:38:54.070 --> 00:38:56.150
‫این کاریه که الان میخوام بکنم...

00:38:56.150 --> 00:38:59.200
‫میخوام یه لحظه باهات برم
‫توی راهرو

00:38:59.200 --> 00:39:00.900
‫لورا همین‌جا میمونه

00:39:02.530 --> 00:39:05.240
‫بعدش، تو و اون میتونین
‫باهم صحبتاتون رو بکنین

00:39:09.610 --> 00:39:10.950
‫بیا

00:39:16.610 --> 00:39:18.150
‫جول

00:39:39.820 --> 00:39:43.700
‫فقط میخوام چندتا چیز
‫که میدونم رو بگم

00:39:43.700 --> 00:39:46.400
‫و چندتا چیز که میخوام
‫ازشون سر در بیارم

00:39:49.740 --> 00:39:51.610
‫ری برزلین...

00:39:51.610 --> 00:39:55.650
‫شخصیت فیلمِ «نقشه‌ی فرارِ»
‫سیلوستر استالونه‌ست

00:39:58.740 --> 00:40:01.110
‫جول، به‌نظر میاد
‫حواست پَرته

00:40:01.110 --> 00:40:03.030
‫گوشِت با منه؟

00:40:03.030 --> 00:40:05.320
‫چی؟

00:40:05.320 --> 00:40:08.860
‫Ray.Breslin@jnet

00:40:08.860 --> 00:40:11.610
‫اوه، آره، اون ایمیلِ کَمرونه

00:40:13.700 --> 00:40:15.610
‫آره، آره

00:40:15.610 --> 00:40:17.820
‫شاید

00:40:17.820 --> 00:40:22.110
‫اون...اون می‌خواست
‫نقاشی‌ها رو مال‌خری کنه

00:40:22.110 --> 00:40:25.110
‫ولی حدس بزن شب سال
‫نو کجا بوده

00:40:26.450 --> 00:40:29.610
‫توی زندان در توسان

00:40:29.610 --> 00:40:31.150
‫نقض قوانین عفوِ مشروط

00:40:33.860 --> 00:40:35.240
‫در هر صورت...

00:40:36.820 --> 00:40:39.530
‫من امروز یه جلسه‌ با
‫پزشکی قانونی داشتم

00:40:43.320 --> 00:40:45.400
‫یه کپی از گزارشش
‫رو برات آوردم

00:40:45.400 --> 00:40:49.490
‫اگه خواستی میتونی
‫بعداً بخونیش

00:40:49.490 --> 00:40:51.990
‫شاید کمکت کنه چیزی رو به‌یاد بیاری

00:40:55.280 --> 00:40:56.700
‫خلاصه‌ش اینه که...

00:40:59.320 --> 00:41:03.320
‫الیویا در سمت چپ صورتش،
‫به آرواره‌ش ضربه خورده،

00:41:03.320 --> 00:41:05.360
‫توسط یه شخصی که
‫راست‌دست بوده

00:41:06.860 --> 00:41:08.490
‫نمیدونم اینو میدونی یا نه،

00:41:08.490 --> 00:41:11.030
‫ولی اریک نیل چپ‌دسته

00:41:12.650 --> 00:41:18.030
‫دستِ راست تو کبود،
‫قرمز و باد کرده بود

00:41:18.030 --> 00:41:21.780
‫هم، در شبی که «تیا»
‫اومد سوارت کرد

00:41:21.780 --> 00:41:25.150
‫دقیقش رو بخوای، 11:57...

00:41:25.150 --> 00:41:29.200
‫و هم روز بعدش که با
‫فرانک توی شهر بودی

00:41:29.200 --> 00:41:31.900
‫ولی گوش کن... این
‫حداقلشه

00:41:34.740 --> 00:41:37.070
‫امروز یکی رو فرستادیم
‫تعقیبت کنه، پسر

00:41:39.070 --> 00:41:40.700
‫به‌محض اینکه اطلاعاتِ....

00:41:40.700 --> 00:41:42.610
‫اشیاء کشف شده به‌همراه جسد رو دیدی،

00:41:42.610 --> 00:41:45.740
‫هتل رو ترک کردی

00:41:45.740 --> 00:41:48.650
‫به روستای «مارسلوس» رفتی

00:41:48.650 --> 00:41:51.900
‫اونجا همون جاییه که اون
‫باغبون، هوراسیو، زندگی می‌کنه

00:41:53.450 --> 00:41:55.990
‫اون همون کسیه که
‫وانت رو...

00:41:55.990 --> 00:41:57.850
‫بعد از قتل، بهش فروختی

00:41:59.450 --> 00:42:00.950
‫بعد از هوراسیو...

00:42:02.360 --> 00:42:06.360
‫به یه پمپ بنزین توی
‫جاده‌ی I-80 رفتی

00:42:06.360 --> 00:42:09.570
‫همین الان یه سِری از بچه‌هامون
‫دارن به سمت پمپ بنزین میرن

00:42:09.570 --> 00:42:12.280
‫بهشون گفتم سطل آشغال‌ها رو بررسی کنن

00:42:15.740 --> 00:42:17.990
‫بهم میگی چی قراره پیدا کنن،‌ یا ...

00:42:19.530 --> 00:42:21.240
‫صبر کنم تا از خودشون بشنوم؟

00:42:22.820 --> 00:42:24.780
‫خب، الان چی میشه؟

00:42:27.490 --> 00:42:31.780
‫الان من برمی‌گردم به دفترم
‫و یه حکم می‌نویسم

00:42:33.490 --> 00:42:37.240
‫و فردا صبح در اولین فرصت
‫میرم پیش دادستان،

00:42:37.240 --> 00:42:41.820
‫و بعد از اینکه امضاش کرد... که
‫مطمئنم می‌کنه...

00:42:41.820 --> 00:42:43.820
‫با قاضی «وارن» صحبت می‌کنم...

00:42:45.650 --> 00:42:47.110
‫توی اتاقش...

00:42:47.110 --> 00:42:49.030
‫و همین چیزی که الان دارم بهت
‫میگم رو بهش میگم

00:42:50.570 --> 00:42:52.280
‫و اون تاییدش می‌کنه

00:42:53.990 --> 00:42:56.820
‫جول، بعدش برمی‌گردم به این هتل...

00:42:59.200 --> 00:43:02.530
‫و تو و لورا باید تصمیم بگیرین
‫که میخواین چیکار کنین

00:43:09.530 --> 00:43:12.780
‫یادم اومد من و اُلیویا
‫سر چی بحثمون شد

00:43:15.030 --> 00:43:16.650
‫اون گفت من بهش بدهکارم،

00:43:16.650 --> 00:43:19.700
‫و من گفتم: «این عادلانه نیست»

00:43:22.200 --> 00:43:25.030
‫و بعدش فکر کنم بهش
‫گفتم که اون رو راست نیست

00:43:28.530 --> 00:43:31.280
‫و اون بهم گفت که هیچوقت
‫نمیتونم یه...

00:43:31.280 --> 00:43:34.030
‫هنرمند موفق بشم

00:43:34.030 --> 00:43:36.110
‫و تنها دلیلی که منو توی
‫مزرعه‌ش آورده بود...

00:43:36.110 --> 00:43:38.240
‫این بود که می‌خواست
‫باهام سکس کنه

00:43:41.150 --> 00:43:42.700
‫بعدش اومدم پیش تو

00:43:45.240 --> 00:43:48.200
‫ازم پرسیدی چی شده
‫و منم یه سری چیزا گفتم

00:43:49.610 --> 00:43:52.200
‫و تا جایی که یادمه
‫طرف اونو گرفتی

00:43:53.700 --> 00:43:56.200
‫فقط تو این مورد که
‫می‌خواست باهات سکس کنه

00:44:01.990 --> 00:44:04.740
‫و من هیچی بعد از
‫اون رو یادم نمیاد

00:44:07.570 --> 00:44:09.450
‫بامزه‌ست، من به خودم گفتم:

00:44:09.450 --> 00:44:10.900
‫«جول عاشق اون وانِته»

00:44:10.900 --> 00:44:12.860
‫«چرا انقدر زود میخواد بفروشتش؟»

00:44:12.860 --> 00:44:14.740
‫«اون اصلاً براش مهم نیست
‫که هوراسیو چقدر پول میده،»

00:44:14.740 --> 00:44:17.450
‫«فقط میخواد بفروشتش»

00:44:17.450 --> 00:44:19.570
‫«و یهویی، جول کَسی
‫میشه که میخواد از شهر بره،»

00:44:19.570 --> 00:44:21.860
‫«درحالی که تا قبلش حدود یک
‫سال داشتم زجه می‌زدم که از اونجا بریم؟»

00:44:26.400 --> 00:44:30.070
‫من خاطراتی از قبل و بعدش دارم،

00:44:30.070 --> 00:44:33.400
‫و ... و من سعی دارم بفهمم
‫وسطش چه اتفاقی افتاده

00:44:36.900 --> 00:44:40.400
‫واقعاً با فرانک رفتی سینما؟

00:44:41.740 --> 00:44:42.990
‫نه

00:44:49.860 --> 00:44:51.610
‫با کس دیگه‌ای بودی؟

00:44:55.400 --> 00:44:57.820
‫نه

00:44:57.820 --> 00:45:00.650
‫ولی فکر می‌کردم بودم،
‫و واقعاً‌ متاسفم

00:45:04.820 --> 00:45:06.820
‫نمی‌فهمم

00:45:06.820 --> 00:45:09.280
‫فکر می‌کردی با کس دیگه‌ای بودی؟

00:45:09.280 --> 00:45:12.900
‫من فکر می‌کردم با
‫کس دیگه‌ای خوابیده بودم

00:45:12.900 --> 00:45:17.700
‫و فکر می‌کردم با نگفتنِ این
‫قضیه بهت، بهت کمک کردم

00:45:17.700 --> 00:45:21.110
‫ولی ترسیده بودم، چون
‫تو آدم خیلی خوبی هستی

00:45:21.110 --> 00:45:24.820
‫- جول،‌ نه
‫- تو به‌خاطر من اومدی لوئیزیانا

00:45:24.820 --> 00:45:27.150
‫- با تو!
‫- نه، تو نمی‌خواستی بیای

00:45:27.150 --> 00:45:29.650
‫تو مثل یه کوه بودی،

00:45:29.650 --> 00:45:32.990
‫و ... پُشتم بودی،
‫دوستم بودی،

00:45:32.990 --> 00:45:34.490
‫- و یه همدم!
‫- لطفاً نکن!

00:45:34.490 --> 00:45:35.990
‫برای همین خواستم از سامیت برم

00:45:35.990 --> 00:45:38.110
‫برای همین خواستم
‫اینا رو بذارم پشت سرم، و ...

00:45:38.110 --> 00:45:42.490
‫و از اون روز به بعد داره
‫ذره‌ذره نابودم می‌کنه

00:45:42.490 --> 00:45:44.320
‫و برای یه لحظه دیروز،

00:45:44.320 --> 00:45:46.900
‫انقدر راحت شدم،

00:45:46.900 --> 00:45:49.070
‫که فهمیدم بهت خیانت نکردم

00:45:49.070 --> 00:45:51.950
‫ولی من... اون شب رو یادم نمیاد

00:45:51.950 --> 00:45:53.700
‫یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد،

00:45:53.700 --> 00:45:55.700
‫و فکر می‌کردم این‌کارو کردم،
‫و حالا همش مثل یه صفحه خالیه

00:45:55.700 --> 00:45:59.070
‫و موقعی که یکی بهم میگه
‫که ممکنه این اتفاق افتاده باشه،

00:45:59.070 --> 00:46:01.030
‫من شروع می‌کنم قضیه
‫رو اونطوری می‌بینم،

00:46:01.030 --> 00:46:02.820
‫و اصلاً نمیدونم که واقعیه...

00:46:02.820 --> 00:46:05.650
‫یا صرفاً بخاطر اینکه بقیه بهم تلقین
‫کردن، دارم تصویرسازی می‌کنم

00:46:07.900 --> 00:46:10.740
‫ولی من...

00:46:10.740 --> 00:46:13.570
‫خوب میدونم که از زندگیم متنفر بودم

00:46:13.570 --> 00:46:16.700
‫و میدونم عصبانی بودم، و ..

00:46:16.700 --> 00:46:20.990
‫یعنی، من یه مربی اسکی بودم،
‫بعدش شدم متصدیِ بار،

00:46:20.990 --> 00:46:24.530
‫بعدش شدم سرایدار یا چیزی
‫که اصلاً‌ نمیدونم اسمشو چی بذارم

00:46:24.530 --> 00:46:27.570
‫و ... من توی طویله زندگی‌ می‌کردم

00:46:30.360 --> 00:46:32.530
‫درونت بهت چی میگه؟

00:46:32.530 --> 00:46:33.990
‫نمیدونم

00:46:37.530 --> 00:46:39.860
‫روحِت چی میگه؟

00:46:41.360 --> 00:46:44.360
‫میگه که باید فکر کنم، یا...

00:46:46.570 --> 00:46:50.240
‫نمیدونم، شاید نباید فکر کنم

00:46:50.240 --> 00:46:53.700
‫اوضاع به‌هم ریخته،‌ جول؟

00:46:55.860 --> 00:46:58.240
‫من هنوز مطمئنم تو آدم خوبی هستی

00:47:01.700 --> 00:47:03.570
‫حالا هر معنی‌ای که میخواد بده

00:47:06.490 --> 00:47:10.240
‫من مطئنم تو کارِ درست رو انجام میدی

00:49:57.400 --> 00:49:59.280
‫میدونم باید چیکار کنم

00:50:02.000 --> 00:50:12.280
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.