﻿WEBVTT

00:00:00.560 --> 00:00:01.230
‫این چه کوفتیه؟

00:00:01.810 --> 00:00:03.940
‫این یارو یهویی سر و کله‌ـش پیدا میشه

00:00:03.940 --> 00:00:05.940
‫میگه که همکارِ اریک نیل بوده

00:00:05.940 --> 00:00:08.060
‫کلی کار هست که بهش چسبونده
‫و میگه در گذشته انجام داده

00:00:08.310 --> 00:00:10.060
‫چیزی نیست که از هیچ‌جا و بی‌خبر بیاد

00:00:10.650 --> 00:00:14.150
‫کِیسی دلاکروی. اون کیه و چرا
‫الآن سر و کله‌ـش پیدا شده؟

00:00:14.150 --> 00:00:15.560
‫یکی داره کثیف بازی میکنه

00:00:15.560 --> 00:00:17.110
‫یه‌کاری کن، دامی چیزی پهن کن

00:00:17.110 --> 00:00:18.860
‫تی‌شرت که به همراه جسد

00:00:18.860 --> 00:00:20.440
‫دفن شده بود، پیدا شد

00:00:20.440 --> 00:00:22.810
‫- کی از کارِ جدیدت حمایت کرد؟
‫- چی داری میگی؟

00:00:23.610 --> 00:00:27.190
‫هرکی که داره به کِیسی پول میده
‫میخواد که من اینجا بمونم

00:00:27.940 --> 00:00:29.310
‫نباید باهاش حرف بزنی

00:00:29.310 --> 00:00:31.060
‫تا وقتی همدیگه رو ببینیم

00:00:31.060 --> 00:00:32.480
‫این قضیه چقدر جدیه؟

00:00:33.940 --> 00:00:35.190
‫خب حالا چی میشه؟

00:00:35.400 --> 00:00:36.980
‫تو و لورا باید تصمیم بگیرین

00:00:36.980 --> 00:00:38.270
‫که میخواین چیکار کنین

00:00:40.980 --> 00:00:42.940
‫درونت چی بهت میگه؟

00:00:48.180 --> 00:00:58.578
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:08.810 --> 00:01:10.770
‫نه، نه

00:01:12.110 --> 00:01:14.360
‫تو نمیتونی اینجا باشی، اَلن

00:01:14.360 --> 00:01:15.480
‫اون خودشه؟

00:01:15.480 --> 00:01:17.310
‫اَلن، اینجا چیکار میکنی؟

00:01:17.310 --> 00:01:20.810
‫تام دیویس، ایشون... ایشون
‫نماینده‌ی مالکینِ مِلک‌ـه

00:01:20.810 --> 00:01:23.980
‫میدونم ایشون کیه، ولی الان،
‫این محدوده جزو حوزه اختیارات منه

00:01:23.980 --> 00:01:26.560
‫- ما نمیخوایم سر راه کسی قرار بگیریم...
‫- شما همین الان قرار گرفتین

00:01:26.560 --> 00:01:27.690
‫اینجوری با من حرف نزن!

00:01:27.690 --> 00:01:29.520
‫اینجوری نمیشه ادامه داد.
‫دِیو؟

00:01:29.520 --> 00:01:31.360
‫- اَلن، مشکلی نیست
‫- باید بریم، آقای پِیپ

00:01:31.360 --> 00:01:33.020
‫- دستاتو بکش
‫- آقای پِیپ، باید بریم

00:01:33.020 --> 00:01:36.360
‫- اَلن...
‫- اوه، خدایا، نه

00:01:36.360 --> 00:01:37.690
‫بهم اعتماد کنین

00:01:37.690 --> 00:01:39.810
‫دوباره لازم نیست
‫نکات فنی‌ای رو یاد‌آوری کنید...

00:01:39.810 --> 00:01:41.690
‫که دوباره باعث بسته‌شدن این پرونده بشه

00:01:41.690 --> 00:01:43.560
‫«دوباره»‌ بسته بشه؟
‫یعنی الان بازه؟

00:01:43.560 --> 00:01:45.770
‫غیررسمی، سعی دارم
‫دوباره بازش کنم

00:01:45.770 --> 00:01:47.360
‫و با توجه به شرایط جدید،

00:01:47.360 --> 00:01:48.810
‫فکر کنم فرصت خوبی برام باشه

00:01:48.810 --> 00:01:50.190
‫خب، این...
‫این عالیه

00:01:50.190 --> 00:01:51.610
‫آره،‌ تا وقتی که
‫کسی بهش گند نزنه

00:01:51.610 --> 00:01:54.020
‫و من بتونم اون جوری
‫که لازمه کارم رو انجام بدم

00:01:54.020 --> 00:01:55.690
‫برای همین اَلن انقدر عصبانی بود؟

00:01:55.690 --> 00:01:57.110
‫پیچیده‌ست

00:01:57.110 --> 00:01:59.190
‫اَلن عصبانیه، چون اون دیگه رئیس نیست

00:01:59.190 --> 00:02:01.770
‫و چون سعی داره اطلاعاتی رو
‫به‌دست بیاره که من نمیتونم به اون،

00:02:01.770 --> 00:02:03.400
‫- یا به هیچکس دیگه بدم!
‫- هیچکس؟

00:02:03.400 --> 00:02:05.360
‫بله، هیچکس.
‫مخصوصاً کسایی که

00:02:05.360 --> 00:02:07.520
‫توی این پرونده دخیل نیستن

00:02:07.520 --> 00:02:09.360
‫همین الآن از شما
‫میخوام که از اینجا برین

00:02:09.360 --> 00:02:11.270
‫- کارآگاه، یه بیانیه بدید لطفاً
‫- جول،‌ خواهش می‌کنم

00:02:11.270 --> 00:02:13.400
‫هی! مخصوصاً شما

00:02:13.400 --> 00:02:15.400
‫ببین، متاسفم، ولی اوضاع
‫تغییر کرده

00:02:15.400 --> 00:02:17.560
‫من... دیگه نمیتونم
‫باهاتون ارتباطی داشته باشم

00:02:17.560 --> 00:02:20.400
‫- جدی‌ میگی؟
‫- همین الان میخوام از اینجا برین

00:02:20.400 --> 00:02:22.400
‫اون اُلیویا لیک هستش؟

00:02:22.400 --> 00:02:24.270
‫میشه حواست به اینجا باشه، لطفاً؟

00:02:24.270 --> 00:02:25.900
‫میشه لطفاً یه مقدار
‫اطلاعات بیشتر به ما بدید؟

00:02:25.900 --> 00:02:27.690
‫توضیح نخواین، زود باش
‫دِیو، جان

00:02:27.690 --> 00:02:31.270
‫توضیح نخواین!
‫لطفاً هیچ توضیحی نخواین

00:02:31.270 --> 00:02:34.230
‫آم...ببخشید، پترا

00:02:34.230 --> 00:02:35.900
‫من...

00:02:35.900 --> 00:02:39.020
‫گمونم بهتره برم
‫یه پیاده‌روی چیزی بکنم

00:02:39.020 --> 00:02:41.230
‫اوه، حتماً، حتماً
‫البته

00:02:41.230 --> 00:02:43.060
‫من خودم هم...

00:02:43.060 --> 00:02:45.060
‫خودم هم باید درباره یه
‫سری چیزها فکر کنم

00:03:12.270 --> 00:03:13.650
‫الو؟

00:03:25.150 --> 00:03:26.980
‫ممنون

00:03:26.980 --> 00:03:29.610
‫اوه، جی‌سی، وقتی واسه
‫این تماس می‌گیری،

00:03:29.610 --> 00:03:33.270
‫امیدوارم یه هشت میلیون «پسو»
‫برات آب بخوره
‫[ واحد پول کشورهای آمریکای جنوبی ]

00:03:33.270 --> 00:03:37.650
‫یا هر وامونده‌ای که پول رایج «ایبیزا»ست
‫[یکی از جزایر باله‌آریک در اسپانیا، در دریای مدیترانه]

00:03:37.650 --> 00:03:39.360
‫ایبیزا

00:03:39.360 --> 00:03:41.230
‫اوه، لعنتی

00:03:42.810 --> 00:03:46.230
‫من چه احمقی هستم

00:03:46.230 --> 00:03:51.310
‫منظورم اینه، انتخاب‌هام در مردها

00:03:51.310 --> 00:03:56.520
‫من‌جمله و مخصوصاً تو

00:03:56.520 --> 00:03:58.270
‫در این لحظه

00:03:58.270 --> 00:04:00.480
‫نمی‌تونم باور کنم

00:04:00.480 --> 00:04:03.560
‫که گذاشتم این

00:04:03.560 --> 00:04:07.190
‫شب سال نو رو بری

00:04:07.190 --> 00:04:10.480
‫منظورم اینه، تا الان دیگه باید
‫خوب من رو شناخته باشی

00:04:10.480 --> 00:04:12.310
‫که بدونی از قصد نبود

00:04:14.230 --> 00:04:16.440
‫زنجیره‌ی افکارم پاره شد

00:04:16.440 --> 00:04:19.690
‫آه... مردها، آره

00:04:19.690 --> 00:04:21.190
‫می‌دونی؟

00:04:22.360 --> 00:04:25.650
‫اگه تو یه‌بار دیگه

00:04:25.650 --> 00:04:27.690
‫منو ول کنی به امون خدا...

00:04:27.690 --> 00:04:30.360
‫می‌گیرم میکُشمت

00:04:30.360 --> 00:04:33.060
‫و بعدش انقدر عصبی میشم که

00:04:33.060 --> 00:04:36.060
‫که اونجا نیستی

00:04:36.060 --> 00:04:40.110
‫منظورم اینه، واقعاً،

00:04:40.110 --> 00:04:41.560
‫مردهایِ عوضی

00:04:42.690 --> 00:04:44.360
‫تک‌تک‌شون که

00:04:44.360 --> 00:04:46.440
‫دعوت‌شون کردم به خونه‌م

00:04:46.440 --> 00:04:48.980
‫یه مشت دروغ‌گو...

00:04:50.770 --> 00:04:53.190
‫و کلاهبردار و...

00:04:54.400 --> 00:04:56.270
‫وحشی‌ان

00:04:56.270 --> 00:04:59.060
‫منظورم اینه، یکی‌شون امشب،

00:04:59.060 --> 00:05:04.400
‫مشت‌ـش رو آورده بود بالا

00:05:04.400 --> 00:05:08.400
‫و فریاد می‌زد و آب‌دهن‌ـش می‌پاشید

00:05:08.400 --> 00:05:12.110
‫و...
‫اوه، خدای من

00:05:13.230 --> 00:05:14.610
‫ببین کی برگشته

00:05:15.900 --> 00:05:18.440
‫اه، تُـف

00:05:22.360 --> 00:05:25.110
‫اولین کریسمی بود که گذاشت من برم

00:05:25.110 --> 00:05:28.230
‫به‌خاطر اوضاعی که با برادرت داشت

00:05:28.230 --> 00:05:30.520
‫اوضاعی که اون [اُلیویا] فکر میکرد داشتن

00:05:38.480 --> 00:05:42.020
‫همیشه بهش می‌گفتم که از سه
‫چیزش خیلی بدم میاد...

00:05:42.020 --> 00:05:43.940
‫حرف زدن‌های مداوم‌ـش

00:05:43.940 --> 00:05:45.480
‫گربه‌های مسخره‌ـش

00:05:45.480 --> 00:05:49.810
‫و قفسه‌ی مصنوعی و گُل‌گُلی‌ـه کوفتیش

00:05:51.230 --> 00:05:52.940
‫اونوقت وقتی داره دوباره
‫وصیت نامه‌ـشو مینویسه...

00:05:54.270 --> 00:05:55.610
‫برای من چی باقی میذاره؟

00:05:57.610 --> 00:05:59.480
‫البته، تقصیر من بود

00:05:59.480 --> 00:06:01.150
‫بهش گفتم امکان نداره

00:06:01.150 --> 00:06:05.770
‫کالکشن «وِلوت الویس» خودمو بهش بدم
‫[مجموعه کتابی اثر راب بِل]

00:06:07.610 --> 00:06:10.400
‫نمی‌دونم چی بدبو تره...

00:06:10.400 --> 00:06:13.650
‫مقدار غذای زیادی که میخوره

00:06:13.650 --> 00:06:18.520
‫یا مقدار گهِ زیادی که میده بیرون

00:06:18.520 --> 00:06:21.940
‫و یه‌جایی اون وسط، انگار بهش حال میده

00:06:26.150 --> 00:06:28.270
‫فکر میکنی آخرِ حرفاش

00:06:28.270 --> 00:06:30.520
‫درمورد کی صحبت می‌کرد؟

00:06:30.520 --> 00:06:33.650
‫منظورت اینه، به‌جز برادرت؟

00:06:33.650 --> 00:06:35.270
‫واقعاً فکر میکنی اون بود؟

00:06:36.610 --> 00:06:38.480
‫میخوام فکر کنم که نبود

00:06:40.150 --> 00:06:42.110
‫میخوام فکر کنم حتی اگر
‫برای یه لحظه هم که شده

00:06:42.110 --> 00:06:44.230
‫یه چیزِ واقعی پیدا کرد

00:06:44.230 --> 00:06:46.150
‫دیگه کی میتونست باشه؟ جول؟

00:06:48.730 --> 00:06:51.650
‫اون راجع به مشکلاتش با مردها حرف می‌زد

00:06:51.650 --> 00:06:53.810
‫جول «اون پسره» بود

00:06:53.810 --> 00:06:55.480
‫بعضی وقت‌ها هم فقط «پسره»

00:06:58.230 --> 00:07:00.310
‫پسرِ بدبخت

00:07:00.310 --> 00:07:02.940
‫آرزوهای بزرگ به همراه بدشانسی

00:07:02.940 --> 00:07:05.860
‫ولی در کل پسرِ خوبی بود

00:07:05.860 --> 00:07:10.190
‫همیشه فکر می‌کردم، برای اون،
‫مهم ترین چیز این بود

00:07:10.190 --> 00:07:11.650
‫اینکه آدمِ خوبی باشه؟

00:07:12.980 --> 00:07:14.730
‫اونا باهم رابطه داشتن؟
‫[اُلیویا و جول]

00:07:14.730 --> 00:07:17.150
‫درموردش شاید حدود 5 دقیقه خیال‌پردازی کرد

00:07:17.150 --> 00:07:18.690
‫فکر کنم به معنای واقعیِ کلمه اینکارو کرد

00:07:20.730 --> 00:07:22.190
‫مایکل چی؟

00:07:24.020 --> 00:07:25.520
‫اوکانر؟

00:07:25.520 --> 00:07:29.900
‫صبرکن. برای خودم یه لیوان آب می‌ریزم

00:07:29.900 --> 00:07:32.900
‫و با خوشحالی از دهنم آبو تُف میکنم بیرون
‫[منظورش اینه این حرفش مسخره‌ست]

00:07:32.900 --> 00:07:35.190
‫اونا هیچوقت...؟

00:07:35.190 --> 00:07:36.190
‫قرار نذاشتن؟

00:07:36.190 --> 00:07:38.730
‫اوه، نه

00:07:38.730 --> 00:07:40.150
‫بهم اعتماد کن

00:07:42.310 --> 00:07:43.980
‫اَلن پِیپ چطور؟

00:07:50.690 --> 00:07:51.690
‫خنده‌داره

00:07:53.560 --> 00:07:57.110
‫اگه جان استِیموس مثل « رسیدن به ارتفاع کروز (دریایی) بود»

00:07:57.110 --> 00:08:01.360
‫اَلن پِیپ مثل «ما همین الآن فرود اولیه
‫رو شروع کردیم» بود

00:08:01.360 --> 00:08:03.270
‫اونا باهم بیرون می‌رفتن؟

00:08:03.270 --> 00:08:04.900
‫خیلی کم

00:08:04.900 --> 00:08:06.230
‫قضیه جدی بود؟

00:08:06.230 --> 00:08:07.770
‫برای اون [اَلن] اینطور بود

00:08:08.900 --> 00:08:10.230
‫چقدر جدی؟

00:08:10.230 --> 00:08:12.360
‫در حدی که «اون قبلاً ازدواج کرده بود»
‫[یعنی ازدواج کرده بود و بخاطر اُلیویا از زنش جدا شد]

00:08:13.440 --> 00:08:14.940
‫و به‎خاطر اون [اُلیویا]؟

00:08:14.940 --> 00:08:16.310
‫مثل قرص اَلتوید
‫[یک نوع قرص خوشبو کننده‌ی دهان]

00:08:16.310 --> 00:08:18.400
‫یا همون چیزای کوچیکی که

00:08:18.400 --> 00:08:19.980
‫وقتی داری از شرکت وال‌گرین میری بیرون
‫بر میداری

00:08:19.980 --> 00:08:23.400
‫یا مداد لیک‌بالم [آرایشی] یا این
‫ماسک‌های کوچولوی صورت

00:08:23.400 --> 00:08:25.730
‫- به عنوان یه ذخیره
‫- بیشتر مثل فکری که

00:08:25.730 --> 00:08:29.110
‫موقع لرزش و ماساژ شونه‌هات داری

00:08:29.110 --> 00:08:31.730
‫فکر کنم اون [اَلن] آخرین نفری بود که
‫باهاش قرار گذاشت

00:08:31.730 --> 00:08:33.860
‫که ازش بزرگتر بود

00:08:33.860 --> 00:08:35.650
‫حسود هم بود؟

00:09:03.650 --> 00:09:06.110
‫اوه، واو

00:09:10.400 --> 00:09:12.310
‫جول، سلام، پترام

00:09:12.310 --> 00:09:14.060
‫فقط می‌خواستم چک‌ت کنم

00:09:14.060 --> 00:09:15.650
‫از یه چیزایی سر در بیارم

00:09:15.650 --> 00:09:18.560
‫و یه فکرایی که راجع به تو دارم

00:09:18.560 --> 00:09:20.440
‫فکر کنم وقتشه که باهم یه حرفی بزنیم

00:09:20.440 --> 00:09:21.690
‫بهم زنگ بزن

00:09:25.810 --> 00:09:27.310
‫جی‌سی میدونه که اومدم اینجا

00:09:28.480 --> 00:09:30.310
‫فقط یه چندتا سوال دارم

00:09:30.310 --> 00:09:33.150
‫که امیدوارم، یه جواب‌هایی
‫براشون گیرم بیاد

00:09:33.150 --> 00:09:35.940
‫شب سال نو، وقتی که اُلیویا کُشته شد
‫شما کجا بودین؟

00:09:37.060 --> 00:09:38.480
‫چرا همچین چیزی اهمیت داره؟

00:09:38.480 --> 00:09:41.440
‫فقط سعی دارم تکه‌های پازل رو
‫درست کنار هم بچینم

00:09:41.440 --> 00:09:43.770
‫تنها توی خونه بودم

00:09:43.770 --> 00:09:45.110
‫کسی شمارو دید؟
‫[میتونه تایید کنه حرفتون رو؟]

00:09:46.270 --> 00:09:49.110
‫همونطور که گفتم، تنها بودم

00:09:51.150 --> 00:09:53.020
‫تو عاشقِ اُلیویا بودی، مگه نه؟

00:09:54.770 --> 00:09:57.400
‫تا حالا برات چطور بوده؟

00:09:57.400 --> 00:09:59.690
‫- ببخشید؟
‫- ایما و اشاره‌ـم رو میگم

00:09:59.690 --> 00:10:03.150
‫برات واضحه یا متوجه نمیشی؟

00:10:03.150 --> 00:10:05.020
‫ببخشید، من... متوجه نمیشم

00:10:05.020 --> 00:10:08.520
‫حتی نانسی درو هم میدونه چطور
‫سرنخ هارو پنهان کنه

00:10:08.520 --> 00:10:11.360
‫حداقل دست‌پاچه نشون بده، یه‌کاری کن
‫تا بهت پیشنهادی چیزی بدم

00:10:11.360 --> 00:10:14.810
‫همون موقعی که وارد اتاق شدی میدونستم
‫قراره چه اتفاقی بیُفته

00:10:14.810 --> 00:10:17.110
‫و اگه بخوام روراست باشم، حتی
‫هیجانی رو که

00:10:17.110 --> 00:10:18.900
‫موقع حرکت آهسته‌ی این
‫قطار فرسوده [منظورش خودشه]

00:10:18.900 --> 00:10:21.400
‫قرار بود بهم دست بده رو می‌دونستم

00:10:21.400 --> 00:10:25.150
‫و حالا این گفتگو تمام شده

00:10:29.770 --> 00:10:31.400
‫کپی‌هاشون

00:10:31.400 --> 00:10:33.230
‫توی قفسه‌ی خونه‌ی اُلیویا بودن

00:10:33.230 --> 00:10:35.110
‫این نامه‌ها به تو هیچ ربطی ندارن

00:10:35.110 --> 00:10:36.270
‫تو حسود بودی، عصبانی بودی

00:10:36.270 --> 00:10:38.310
‫حتی اونو برای اینکه

00:10:38.310 --> 00:10:40.230
‫- دخترت باهات حرف نمیزنه، سرزنش میکنی
‫- همین الآن باید بری

00:10:40.230 --> 00:10:41.730
‫کِیسی دلاکروی رو کجا پیدا کردی؟

00:10:41.730 --> 00:10:43.440
‫گفتم باید بری

00:10:43.440 --> 00:10:45.440
‫کِیسی دلاکروی رو از مخفی شدن در آوردی

00:10:45.440 --> 00:10:48.650
‫- که دوباره مثل آوار رو سر برادر من خراب بشه
‫- به پلیس زنگ میزنم

00:10:48.650 --> 00:10:50.230
‫یا خودم پرتت میکنم بیرون!

00:10:50.230 --> 00:10:53.190
‫چرا برات انقدر مهمه که برادر منو
‫پشت میله‌های زندادن نگه داری؟

00:10:53.190 --> 00:10:55.810
‫چون برادرت برای قتل، گناهکاره

00:10:55.810 --> 00:10:58.610
‫و آره، اون نامه‌ها برای منن

00:10:58.610 --> 00:11:02.770
‫حالا، منم دنبال چیزی که فکر کنم
‫الآن بهش میگن

00:11:02.770 --> 00:11:04.400
‫وجود انفرادی، هستم

00:11:04.400 --> 00:11:05.860
‫و می‌فهمم که چرا داری سعی میکنی

00:11:05.860 --> 00:11:07.730
که این خانواده‌ی کوچیکی که داری رو
‫از دست ندی

00:11:07.730 --> 00:11:09.940
و ببخشید که یه قرص جادویی ندارم

00:11:09.940 --> 00:11:14.310
‫تا چیزی، که فکر کنم یه گذشته‌ی دردناکه
‫رو از بین ببرم

00:11:14.310 --> 00:11:16.770
‫ولی من تا وقتی توی اخبار ندیدم

00:11:16.770 --> 00:11:18.310
‫نمی‌دونستم کِیسی دلاکروی کیه

00:11:18.310 --> 00:11:20.270
‫و تو توی محلِ کار منی

00:11:20.270 --> 00:11:21.770
‫و حالا میخوام از اینجا بری، لطفاً

00:11:21.770 --> 00:11:25.650
‫چون همین الآنشم یه روز واقعاً
‫مزخرف رو دارم پشت سر میذارم

00:12:05.980 --> 00:12:07.650
‫من... فقط یه چیزی رو
‫فراموش کردم

00:12:09.480 --> 00:12:12.400
‫اوه، لطفاً نگو که واقعاً برای
‫من احساس تاسف میکنی

00:12:12.400 --> 00:12:15.980
‫چون اگه بخوام روراست باشم، مشکوک بودنت نسبت
‫به من رو به ترحم‌ـت ترجیح میدم

00:12:17.440 --> 00:12:19.650
‫میخوام با مایکل اوکانر صحبت کنم

00:12:22.150 --> 00:12:23.360
‫چرا؟

00:12:24.770 --> 00:12:26.150
‫دقیقاً نمی‌دونم چرا

00:12:26.150 --> 00:12:28.810
‫ولی برادرم خیلی وقت پیش

00:12:28.810 --> 00:12:30.310
‫یه ملاقاتی با یکی از اعضای اون داشت

00:12:30.310 --> 00:12:32.440
‫و یه سال بعد، یه نفر به اسم
‫کلیف جونز

00:12:32.440 --> 00:12:37.190
‫با اریک تماس گرفت و ازش خواست
‫تا اُلیویا رو مجاب به فروختن زمینش کنه

00:12:37.190 --> 00:12:39.980
‫اونوقت فکر میکنی مایکل دستی
‫تو این موضوع داشته باشه؟

00:12:39.980 --> 00:12:43.400
‫فکر کنم مایکل چندتا تکه از پازل
‫رو داشته باشه [یه چیزایی بدونه]

00:12:43.400 --> 00:12:45.270
‫که انگار من گُم کردم [نمی‌دونم]

00:12:45.270 --> 00:12:48.480
‫و چرا من باید بهت کمک کنم؟

00:12:48.480 --> 00:12:51.690
‫بعد از اتهامی که الآن بهت زدم، نمی‌کردی

00:12:51.690 --> 00:12:53.480
‫و منم بابت این موضوع سرزنشت نمی‌کنم

00:12:56.060 --> 00:12:58.020
‫پام رو از گیلمم درازتر کردم

00:12:58.020 --> 00:12:59.360
‫و من...

00:13:01.440 --> 00:13:03.400
‫میدونم که تو گِل گیر کردم

00:13:04.900 --> 00:13:07.690
‫ولی جای دیگه‌ای ندارم که برم

00:13:09.730 --> 00:13:13.730
‫و تو عملاً تنها آدم روی زمینی که
‫میتونه بهم کمک کنه

00:13:19.560 --> 00:13:22.310
‫تو مایکل اوکانرو نمیخوای

00:13:22.310 --> 00:13:25.190
‫- میخوام
‫- مایکل راجع به هیچ‌چیزی خبر نداره

00:13:25.190 --> 00:13:27.730
‫حتی اینکه جوراب‌های خودشو
‫کجا نگه میداره

00:13:27.730 --> 00:13:31.650
‫اگه اطلاعت میخوای، تام دِیویس آدمته

00:13:31.650 --> 00:13:34.310
‫تام زندگی‌ـشو میچرخونه
‫[زندگیِ مایکل رو]

00:13:34.310 --> 00:13:36.110
‫خب، چطور باهاش صحبت کنم؟

00:13:39.400 --> 00:13:41.730
‫کنار درِ فرعی منتظرم بمون

00:13:41.730 --> 00:13:43.770
‫بذار یه تماس بگیرم

00:13:48.190 --> 00:13:49.860
‫به عنوان نصیحت...

00:13:49.860 --> 00:13:51.940
‫تام دِیویس مرد باهوشی‌ـه

00:13:51.940 --> 00:13:53.980
‫چون فقط یه جمله رو با علامت
‫سوال تموم میکنی

00:13:53.980 --> 00:13:56.770
‫- به این معنی نیست که یه سواله
‫- متوجه نمیشم

00:13:56.770 --> 00:14:00.610
‫مطمئن شو که سوال هات، سوال باشن
‫نه تهمت

00:14:00.610 --> 00:14:01.940
‫فهمیدم

00:14:10.770 --> 00:14:12.270
‫همونطور که پایِ تلفن گفتم

00:14:12.270 --> 00:14:14.770
‫- دوشیزه... دوشیزه هستین دیگه؟
‫- بله

00:14:14.770 --> 00:14:17.360
‫دوشیزه نیل چندتا سوال ساده داشتن

00:14:17.360 --> 00:14:20.110
‫بهشون گفتم که تو درمورد همه‌چیز که

00:14:20.110 --> 00:14:23.360
‫غربِ میسی‌سیپی اتفاق میُفته،
‫اطلاع داری

00:14:23.360 --> 00:14:25.940
‫و خب، در شرق اقیانوس آرام

00:14:26.980 --> 00:14:29.400
‫لطفاً بشینید

00:14:29.400 --> 00:14:30.730
‫ممنون

00:14:36.270 --> 00:14:39.690
‫خب، گزارشاتمون رو چک کردم

00:14:39.690 --> 00:14:41.690
‫برادر شما و آقای دلاکروی

00:14:41.690 --> 00:14:46.150
‫در 6 نوامبرِ 2011 در ساعت
‫3:11 بعد از ظهر

00:14:46.150 --> 00:14:48.310
‫به دفتر ما در رِدینگ، مراجعه کردن

00:14:48.310 --> 00:14:51.610
‫ازمون خواستن یا سری تحقیقاتِ اکتشافی

00:14:51.610 --> 00:14:54.480
‫راجع به فروپاشیِ معادن قدیمی
‫در مِلک خودمون، انجام بدیم

00:14:54.480 --> 00:14:57.610
‫تو تمام منطقه از مردم می‌پرسیدن

00:14:57.610 --> 00:15:02.190
‫اون در 6 نوامبر در ساعت 6:14
‫بعد از ظهر

00:15:02.190 --> 00:15:05.480
‫از طریق یک تماس از دفتر ما در سامیت،
‫توبیخ شد

00:15:05.480 --> 00:15:08.310
‫توبیخ شد؟ چطور؟

00:15:08.310 --> 00:15:12.980
‫فکر کنم کسی که باهاش صحبت کرد،
‫شرایط مارو توضیح داد

00:15:12.980 --> 00:15:15.360
‫و فکر کنم پیام رو هم فهمید

00:15:15.360 --> 00:15:16.980
‫که چی بود؟

00:15:16.980 --> 00:15:19.610
«‫»ما تحمل کلاهبرداری رو نداریم

00:15:21.190 --> 00:15:23.150
‫چرا ندادین بازداشتش کنن؟

00:15:26.190 --> 00:15:28.190
‫نمی‌تونم بگم

00:15:28.190 --> 00:15:29.860
‫یعنی...؟

00:15:31.360 --> 00:15:32.520
‫یادم نمیاد

00:15:32.520 --> 00:15:35.520
‫بخوام روراست باشم، همیچن اتفاق
‫هایی زیاد برامون میُفته

00:15:35.520 --> 00:15:38.190
‫آدم‌هایی رو داریم که ترتیب
‫این کارا رو بدن

00:15:38.190 --> 00:15:40.940
‫امکان داره، کسی به اسم کلیف
‫جونز بوده باشه؟

00:15:40.940 --> 00:15:43.400
‫نمی‌دونم اون کیه

00:15:45.730 --> 00:15:48.190
‫- اگه این تمام...
‫- یه سوال دیگه دارم

00:15:48.190 --> 00:15:50.980
‫اگه همه‌ی معدن‌ها قدیمی
‫و از کار افتاده بودن

00:15:50.980 --> 00:15:53.020
‫چرا این زمین شناس‌ها توی
‫مِلک بودن؟

00:15:54.060 --> 00:15:55.690
‫تکنولوژی تغییر کرده

00:15:57.190 --> 00:16:01.440
‫تصمیم بر این بود که یه اکتشاف
‫کوچیکی انجام بشه

00:16:01.440 --> 00:16:03.230
‫تا ببینم اون چیزا
‫کارآمد بودن یا نه

00:16:03.230 --> 00:16:04.860
‫همیشه همچین اتفاقی میُفته

00:16:04.860 --> 00:16:06.940
‫البته، کارآمد نبودن

00:16:09.230 --> 00:16:11.730
‫چیزی مونده یا کارمون تموم شد؟

00:16:11.730 --> 00:16:15.150
‫درواقع، این یکی سوال داره منو میخوره

00:16:15.150 --> 00:16:17.770
‫که اگه نپرسم می‌میرم

00:16:17.770 --> 00:16:19.900
‫اتاق قرمز

00:16:19.900 --> 00:16:21.730
‫انگار همیشه همچین سوالی ازتون میپرسن

00:16:24.980 --> 00:16:26.190
‫میخوای همراهمون بیای؟

00:16:26.190 --> 00:16:28.230
‫ممنون، من همینجا راحتم

00:17:42.900 --> 00:17:44.690
‫میدونی، تو برنده نمیشی

00:17:46.150 --> 00:17:47.650
‫- چی رو برنده نمیشم؟
‫- همه‌ی اینارو

00:17:47.650 --> 00:17:49.940
‫این کوه‌ها، این جنگل‌ها

00:17:49.940 --> 00:17:52.980
‫قدیمی‌ترن، بلندترن، عمیق ترن، ارزششون بیشتر

00:17:52.980 --> 00:17:56.310
‫از اون چیزیه که من و تو داریم یا
‫آرزوی داشتنش رو داریم
‫[منظورش اینه این قضیه واسه ما زیادی از حد گُنده‌ـست]

00:17:56.310 --> 00:17:58.190
‫برادرت به این موضوع پِی بُرد

00:17:59.810 --> 00:18:01.980
‫مثل برادرت نباش

00:18:09.060 --> 00:18:11.940
‫اِیمی، سلام. من خواهر
‫اریک نیل‌ـم

00:18:11.940 --> 00:18:15.230
‫آره، آره. ولی همون موقع که تماس گرفتی
‫بهت گفتم. تموم شده

00:18:15.230 --> 00:18:17.400
‫- چیزی برای اضافه کردن ندارم
‫- فقط... فقط یه چندتا چیز، لطفاً

00:18:17.400 --> 00:18:20.270
‫من... درواقع خیلی گیج شدم و واقعاً می‌تونم
‫از راهنمایی‌ـت استفاده کنم

00:18:20.270 --> 00:18:22.230
‫- راهنماییِ من؟
‫- از... تخصص‌ـت

00:18:22.230 --> 00:18:24.810
‫من... مسلماً مثل تو، توی این‌جور کارا
‫وارد نیستم

00:18:24.810 --> 00:18:26.940
‫و میدونم که دارم دست و پا میزنم
‫[به چیزی نمی‌رسم]

00:18:26.940 --> 00:18:29.690
‫و من فقط... واقعا، فقط یه سوال، لطفاً

00:18:30.860 --> 00:18:32.650
‫خیلی‌خب، یه سوال

00:18:32.650 --> 00:18:34.650
‫و چاپلوسی رو هم تموم کن

00:18:34.650 --> 00:18:36.520
‫منصفانه‌ـست، ممنون

00:18:36.520 --> 00:18:38.360
‫برادرم گفت، که چهار سال پیش

00:18:38.360 --> 00:18:41.190
‫راجع به یکی به اسم کلیف جونز، به شما اطلاع داده

00:18:41.190 --> 00:18:43.440
‫آره، کسی که سعی کردم ازش
‫بازجویی کنم ولی نتونستم

00:18:43.440 --> 00:18:46.230
‫- چرا...؟
‫- چون اون وجود خارجی نداره

00:18:46.230 --> 00:18:47.810
‫خیلی‌خب، حتماً، باشه

00:18:47.810 --> 00:18:49.230
‫ولی یکی با اریک تماس برقرار کرده

00:18:49.230 --> 00:18:51.020
‫کسی که گفت کلیف جونزـه

00:18:51.020 --> 00:18:52.520
‫- که من باور میکنم
‫- خوبه

00:18:52.520 --> 00:18:54.360
‫مطمئنم که اریک هم ازت میخواد
‫که اینو باور کنی

00:18:54.360 --> 00:18:56.610
‫خیلی‌خب، قضیه اینه...
‫اریک با مایکل اوکانر ملاقات کرد

00:18:56.610 --> 00:18:58.650
‫یا یه کسی از گروه اون

00:18:58.650 --> 00:19:00.150
‫و بعد از اون، حدود یه سال بعد

00:19:00.150 --> 00:19:02.110
‫از طرف کسی که شاید کلیف جونز نباشه
‫یه تماس دریافت میکنه،

00:19:02.110 --> 00:19:04.060
‫- ولی اون گفت که کلیف جونزـه...
‫- ببخشید...

00:19:04.060 --> 00:19:05.980
‫و اون از اریک میخواد که دقیقاً
‫همون کلاهبرداری‌ای

00:19:05.980 --> 00:19:07.730
‫که روی مایکل اوکانر انجام داده رو،
‫انجام بده

00:19:07.730 --> 00:19:09.060
‫میخوای به چی برسی؟

00:19:10.310 --> 00:19:12.020
‫فکر میکنی این اتفاقی‌ـه؟

00:19:12.020 --> 00:19:13.400
‫اریک با مایکل اوکانر ملاقات میکنه

00:19:13.400 --> 00:19:14.940
‫- و بعد اون یه...
‫- ببخشید

00:19:14.940 --> 00:19:17.730
‫داری میگی که فکر میکنی مایکل اوکانر

00:19:17.730 --> 00:19:20.730
‫وقت یا نیاز به همچین کاری داره
‫که به هر شکلی

00:19:20.730 --> 00:19:23.020
‫یه نفر مثل برادرت رو استخدادم کنه؟

00:19:23.020 --> 00:19:24.650
‫میترسی که اگه این پرونده دوباره باز بشه،

00:19:24.650 --> 00:19:27.060
‫برای اینکه اریک رو مجبور به قبول کردنِ همچین
‫دادخواستی کردی، جلوه‌ی بدی پیدا کنی؟

00:19:30.400 --> 00:19:33.400
‫من و تو دیگه حرفی نداریم، خیلی‌خب؟

00:19:33.400 --> 00:19:36.940
‫راجع به این یا هر موضوع دیگه‌ای

00:19:36.940 --> 00:19:41.060
‫میدونی، باورت نمیشه که الآن چه لقمه‌ی بزرگتر
‫از دهنت برداشتی

00:19:41.060 --> 00:19:42.650
‫خیلی ناراحت کننده‌ـست

00:19:59.270 --> 00:20:02.190
‫سلام، پترا نیل هستم، دوباره برای
‫دکتر شِندینست تماس می‌گیرم

00:20:02.190 --> 00:20:04.440
‫یه سوال کوچیک راجع به بریلیم داشتم

00:20:04.440 --> 00:20:06.400
‫شماره‌ـم رو روی پیام قبلی گذاشتم

00:20:06.400 --> 00:20:08.310
‫اگه میشم زودتر باهام تماس بگیرید، ممنون

00:20:08.310 --> 00:20:09.610
‫خداحافظ

00:20:26.610 --> 00:20:29.110
‫دوشیزه نیل؟ ببخشید مزاحمتون میشم

00:20:29.110 --> 00:20:31.770
‫اسم من ماریا ویلِلائه، عضو اخبار CU هستم

00:20:31.770 --> 00:20:33.860
‫یه اخبار آنلاین برای دانشگاهِ کلورادوئه

00:20:33.860 --> 00:20:35.810
‫حالا، میدونم مورد مزاحمت قرار گرفتید

00:20:35.810 --> 00:20:37.810
‫درواقع، الآن وقت خوبی نیست. داشتم میرفتم جایی

00:20:37.810 --> 00:20:39.400
‫خب، جمعه یه داستانی رو میخوایم پخش کنیم

00:20:39.400 --> 00:20:40.860
‫و میخوام ازتون دعوت کنم که جزئی
‫از این خبر باشید

00:20:40.860 --> 00:20:42.650
‫راجع به اتهاماتیِ که 12 سال پیش

00:20:42.650 --> 00:20:44.480
‫علیه برادرتون درمورد قتل الوئیس برند، زده شد

00:20:44.480 --> 00:20:46.650
‫فکر کردم که هیچوقت
‫اتهامی وجود نداشت

00:20:46.650 --> 00:20:48.270
‫خب، درواقع داستان هم در همین مورده

00:20:48.270 --> 00:20:50.360
‫ما اطلاعتی رو راجع به اینکه
‫اتهامات زده شدن

00:20:50.360 --> 00:20:53.690
‫و بعد در ازایِ اطلاعات راجع به دستگیری پدرتون
‫برداشته شدن، دریافت کردیم

00:20:55.270 --> 00:20:57.520
‫ببخشید، نظری ندارم

00:21:20.310 --> 00:21:23.900
‫واو، تغییر کردی

00:21:23.900 --> 00:21:26.360
‫چی‌شده؟

00:21:26.360 --> 00:21:27.520
‫هیچی

00:21:27.520 --> 00:21:29.520
‫فقط خسته‌ـم

00:21:30.940 --> 00:21:33.190
‫خب، یه چیزی راجع به کلیف جونز بهم بگو

00:21:33.190 --> 00:21:34.150
‫هرچی

00:21:35.480 --> 00:21:38.150
‫خب، یه زخم داشت

00:21:38.150 --> 00:21:39.440
‫کجاش؟

00:21:39.440 --> 00:21:42.560
‫روی... گونه‌ی سمتِ راستش

00:21:42.560 --> 00:21:44.770
‫و اون رانندگی نمیکرد

00:21:44.770 --> 00:21:48.690
‫کنار پیشخدمت منتظر بودیم که
‫اون به یه تاکسی زنگ زد

00:21:48.690 --> 00:21:50.730
‫و من گفتم: «چیه، رانندگی نمیکنی؟»

00:21:50.730 --> 00:21:53.560
‫و اون گفت: «قضیه‌ـش مفصله»

00:21:53.560 --> 00:21:56.150
‫چه خبر شده، پترا؟

00:21:56.150 --> 00:21:58.150
‫هنوز طرفِ منی؟

00:21:58.150 --> 00:22:00.230
‫کِی اونو دیدی؟

00:22:00.230 --> 00:22:02.730
‫- آه، بهار
‫- کِی؟

00:22:02.730 --> 00:22:03.940
‫نمیدونم

00:22:03.940 --> 00:22:05.980
‫یه بازی بسکتبال داشت پخش می‌شد

00:22:05.980 --> 00:22:07.060
‫بازی مهمی بود

00:22:07.060 --> 00:22:09.770
‫ما تو یه «بار» بودیم
‫و اونجا پُر از آدم بود

00:22:09.770 --> 00:22:11.230
‫چه سالی؟

00:22:11.230 --> 00:22:12.900
‫قبل از اینکه با اُلیویا آشنا شم

00:22:12.900 --> 00:22:14.900
‫جزء چهارتا تیم نهایی بود

00:22:14.900 --> 00:22:18.440
‫یه چیزایی راجع به اینکه
‫دوباره به فینال نمی‌رسن، گفت

00:22:18.440 --> 00:22:20.730
‫اون اعصابش خورد بود
‫چون یکی از تیم‌ها...

00:22:20.730 --> 00:22:23.110
‫- کدوم تیم؟
‫- نمیدونم

00:22:23.110 --> 00:22:25.150
‫کدوم تیم؟

00:22:25.150 --> 00:22:26.940
‫همونی که با «UConn» بازی کرد

00:22:26.940 --> 00:22:29.730
‫- اعصابش سر UConn خورد بود
‫- چرا؟

00:22:29.730 --> 00:22:31.810
‫چون تیمشو شکست دادن

00:22:31.810 --> 00:22:34.770
‫آره! داریم به یه جاهایی می‌رسیم
‫یکی دیگه بپرس

00:22:34.770 --> 00:22:38.730
‫تو سرِ بابا رو کردی زیر آب
‫که به خودت منفعت برسه؟

00:22:40.610 --> 00:22:41.810
‫چی؟

00:22:41.810 --> 00:22:44.060
‫خدایا، نه
‫عجب، نه

00:22:44.060 --> 00:22:45.400
‫- چرا؟
‫- اریک

00:22:46.940 --> 00:22:48.230
‫نه

00:22:48.230 --> 00:22:49.610
‫اونطور که به‌نظر میاد، نیست

00:22:50.940 --> 00:22:52.150
‫صورتتو اونجوری نکن

00:22:52.150 --> 00:22:53.730
‫نکن...
‫تو باید بهم اعتماد کنی

00:22:53.730 --> 00:22:55.810
‫تو نیازی به جواب
‫این سوال نداری

00:22:55.810 --> 00:22:57.310
‫باهام حرف بزن.
‫صورتتو اون شکلی نکن

00:22:57.310 --> 00:23:00.860
‫بهم اعتماد کن، برای حفاظت
‫از خودت به این قضیه گیر نده

00:23:00.860 --> 00:23:03.860
‫جوری تظاهر نکن که انگار همه‌ی
‫این‌کارا برای محافظت از من بوده

00:23:03.860 --> 00:23:05.650
‫بابا داشت سر همه‌مون رو کلاه میذاشت

00:23:05.650 --> 00:23:07.650
‫یه‌عالمه از این شرکت‌های
‫پوسته راه انداخته بود
‫[شرکت‌هایی که وجود خارجی ندارند و صرفاً اسم‌اند]

00:23:07.650 --> 00:23:09.270
‫- و مامان هم دستش باهاش تو یه کاسه بود
‫- میدونی چیه؟

00:23:09.270 --> 00:23:10.980
‫نرو، نرو.
‫نمیتونی الان بری

00:23:10.980 --> 00:23:12.480
‫باید بذاری این بحثو تموم کنم.
‫مامان می‌دونست

00:23:12.480 --> 00:23:13.980
‫مامان هم بعضی از مدارک
‫رو امضا کرده بود

00:23:13.980 --> 00:23:16.860
‫مامان هم می‌تونست بره،
‫ولی ما یه انتخاب کردیم!

00:23:16.860 --> 00:23:17.980
‫نرو، پترا!

00:23:17.980 --> 00:23:20.230
‫من و مامان دربارش تصمیم گرفتیم!

00:23:20.230 --> 00:23:22.520
‫اون تنها راهی بود که
‫می‌تونست ما رو کنار هم نگه داره!

00:23:22.520 --> 00:23:25.650
‫اینا همش حواس‌پرتیه که
‫دوباره همه نگاه‌ها برگرده رو من

00:23:25.650 --> 00:23:27.480
‫درحالی که تو داشتی نزدیک می‌شدی!
‫[به جواب مسئله‌ی قتل]

00:24:26.190 --> 00:24:27.770
‫الو؟

00:24:27.770 --> 00:24:29.520
‫سلام،‌ خانم نیل

00:24:29.520 --> 00:24:32.770
‫«لیز شیندینست» هستم از
‫طرف دانشکده زمین‌شناسی دانشگاه BYU

00:24:32.770 --> 00:24:35.730
‫شما برای سوالی درباره
‫بریلیوم تماس گرفته بودین؟

00:24:35.730 --> 00:24:36.900
‫بله، بله.
‫من تماس گرفتم

00:24:47.770 --> 00:24:50.400
‫خب، یه‌جورایی، از اینکه فهمیدم

00:24:50.400 --> 00:24:52.560
‫حتی تو هم می‌تونی به نوعی
‫عزراییل باشی، احساس آرامش می‌کنم

00:24:57.060 --> 00:24:59.900
‫آه، «کنتاکی»

00:24:59.900 --> 00:25:01.610
‫UConn، کنتاکی رو شکست داد

00:25:01.610 --> 00:25:04.440
‫باشه، کنتاکی رو امتحان می‌کنیم

00:25:08.060 --> 00:25:11.230
‫هیچی تو دانشگاه کنتاکی
‫یا دانشکده حقوقش پیدا نشد

00:25:11.230 --> 00:25:15.900
‫همه‌ی کلاس‌ها رو از سال
‫1950 تا 2010 جستجو کردم...

00:25:15.900 --> 00:25:18.400
‫دانشجو، دانشکده MBA، دانشکده حقوق

00:25:18.400 --> 00:25:20.360
‫«کلیف جونز»ای وجود نداره

00:25:20.360 --> 00:25:24.520
‫احتمال اینکه برادرم اسم
‫کلیف جونز رو اشتباه فهمیده باشه، چقدره؟

00:25:24.520 --> 00:25:26.980
‫بعید میدونم برادرت اسمشو
‫اشتباه فهمیده باشه

00:25:26.980 --> 00:25:29.770
‫اون سه ساله که همش
‫داره به این موضوع فکر می‌کنه

00:25:29.770 --> 00:25:33.480
‫ولی از طرفی، فکر نمی‌کنم کلیف جونز،

00:25:33.480 --> 00:25:35.440
‫اسم واقعیشو به برادرت داده باشه

00:25:37.940 --> 00:25:40.520
‫راستش...

00:25:40.520 --> 00:25:41.900
‫خب،‌ وایسا

00:25:41.900 --> 00:25:43.900
‫تو گفتی اون گفته که
‫رانندگی نمی‌کنه

00:25:43.900 --> 00:25:45.810
‫دلیلش هم گفت؟

00:25:45.810 --> 00:25:47.810
‫فقط گفت داستانش مفصله

00:25:47.810 --> 00:25:49.810
‫باشه

00:25:49.810 --> 00:25:53.190
‫حالا، اگه هنوز هم کارِ
‫قدیم‌هام رو می‌کردم،

00:25:53.190 --> 00:25:54.860
‫اینکارو می‌کردم

00:25:56.360 --> 00:25:58.650
‫میگم احتمالش کمه ولی...

00:25:59.730 --> 00:26:04.150
‫امتحانش می‌کنم

00:26:09.560 --> 00:26:12.110
‫خب، بذار ببینیم...

00:26:12.110 --> 00:26:16.440
‫که پیر خرفت هنوز میتونه...

00:26:16.440 --> 00:26:19.650
‫- چیکار...
‫- وایسا، وایسا

00:26:23.020 --> 00:26:25.310
‫...خُب

00:26:32.150 --> 00:26:35.060
‫من همه‌ی »کلیف‌»ها یا
‫«کلیفورد» ها رو جستجو کردم،

00:26:35.060 --> 00:26:36.610
‫ولی هیچ اسمی پیدا نکردم،

00:26:36.610 --> 00:26:38.860
‫ولی یه «جان کلیفورد» وجود داشت،

00:26:38.860 --> 00:26:40.900
‫دانشکده کنتاکی سال 87،

00:26:40.900 --> 00:26:43.810
‫اولین اخطار رانندگی در شرایط مستیش
‫رو سال 1996 گرفت،

00:26:43.810 --> 00:26:45.480
‫دومیش رو 2007

00:26:45.480 --> 00:26:48.520
‫و قبل از اینکه بخوای واسه ملاقات
‫با این یارو خیلی خوشبین باشی،

00:26:48.520 --> 00:26:52.020
‫احتمالش زیاده که سومیش رو
‫هم تو 2014 گرفته باشه...

00:26:52.020 --> 00:26:55.810
‫البته اگه قبلش با پژوش
‫نرفته باشه تو اقیانوس مدیترانه

00:27:01.810 --> 00:27:04.360
‫ولی اون همون زخمی رو که
‫اریک دربارش می‌گفت رو داره

00:27:04.360 --> 00:27:07.360
‫به‌نظر میاد خیلی با سرش
‫رفته تو فرمون ماشین

00:27:10.440 --> 00:27:14.150
‫بسیار خب، وقتی...وقتی
‫یه جا نوشته‌ «همسرش هنوز در قید حیات است»

00:27:14.150 --> 00:27:18.770
‫و... یکی میخواد با همسرش
‫ارتباط برقرار کنه...

00:27:18.770 --> 00:27:22.940
‫الان واقعاً تو فرانسه دیروقته

00:27:22.940 --> 00:27:26.560
‫باشه، ولی اگه یکی صبر کنه
‫تا وقت مناسبش پیش بیاد...

00:27:27.900 --> 00:27:30.520
‫چطور باید اون همسر رو پیدا کنه؟

00:27:30.520 --> 00:27:32.230
‫خب، ادامه میدیم

00:27:34.190 --> 00:27:36.270
‫حریم «آنسیرز»...

00:27:36.270 --> 00:27:40.190
‫جاده‌ی 1102 کوهستانی

00:27:40.190 --> 00:27:43.560
‫«راستی رد برل تراست»، «سامیت ویو»ی
‫44 رو میخره

00:27:43.560 --> 00:27:46.980
‫حریم «گرندویل»...
‫سامیت ویوی 67

00:27:46.980 --> 00:27:49.650
‫«دس آلپز» در «وی‌وارد»

00:27:49.650 --> 00:27:51.650
‫«مونت‌مارت» در «هیدن مدو»

00:27:51.650 --> 00:27:53.560
‫«پکولیرز» اینجا...

00:27:53.560 --> 00:27:55.610
‫و املاک «لاواندو»...

00:27:55.610 --> 00:27:58.980
‫ملک الیویا رو از یه خیریه میخره

00:27:58.980 --> 00:28:00.940
‫خب، بعدی چیه؟

00:28:02.480 --> 00:28:05.110
‫اوه میدونی چیه؟
‫یه دقیقه صبر کن

00:28:07.230 --> 00:28:11.060
‫این...این چیزیه که هنوز نمیفهمم

00:28:11.060 --> 00:28:13.810
‫فلور چرا به مکزیک رفت؟

00:28:13.810 --> 00:28:15.560
‫نباید سوالش «کِی» باشه؟

00:28:15.560 --> 00:28:17.650
‫اون خودش چراش رو نمیگه؟

00:28:19.270 --> 00:28:21.020
‫چیز خوبی گفتم؟

00:28:21.020 --> 00:28:23.650
‫من یه انیشتینم؟
‫چشمم نزنی

00:28:23.650 --> 00:28:27.060
‫باشه، پس فلور میره مکزیک

00:28:27.060 --> 00:28:30.770
‫و این به کجا میرسه؟

00:28:30.770 --> 00:28:33.110
‫از مایکل یا تام بپرس

00:28:33.110 --> 00:28:36.270
‫اونا عاشق حرف زدن
‫درباره‌ی زندگی خصوصیشون هستن

00:28:36.270 --> 00:28:38.270
‫صحبت این شد،

00:28:38.270 --> 00:28:40.480
‫خیله خب،‌ الیویا با اریک بحثش شد

00:28:40.480 --> 00:28:41.860
‫ناراحت شد، عصبانی شد

00:28:41.860 --> 00:28:44.020
‫ولی چرا تو دومین نفری هستی
‫که بهش زنگ زد؟

00:28:44.020 --> 00:28:46.940
‫وقتی «مرده‌‌ی متحرکش» برگشت اینجا،
‫ازش می‌پرسم،

00:28:46.940 --> 00:28:48.810
‫چون فکر خودمم مشغول کرده

00:28:48.810 --> 00:28:50.480
‫جداً؟

00:28:50.480 --> 00:28:52.980
‫اون یه پیام صوتی سه دقیقه‌ای برات گذاشت،

00:28:52.980 --> 00:28:55.150
‫ولی قبلش،

00:28:55.150 --> 00:28:59.360
‫یه مکالمه‌ی 52 ثانیه‌ای
‫با مایکل داشته

00:28:59.360 --> 00:29:01.190
‫علتش چیه؟

00:29:01.190 --> 00:29:04.060
‫اون برای تسلیت گفتن
‫بهش زنگ نزده

00:29:04.060 --> 00:29:05.610
‫پس چرا زنگ زده؟

00:29:06.940 --> 00:29:08.480
‫اون عصبانی بوده

00:29:11.810 --> 00:29:13.110
‫آره

00:29:14.650 --> 00:29:17.360
‫اون بخاطر مایکل عصبانی بوده

00:29:19.190 --> 00:29:21.860
‫اریک اعتراف کرده که اومده
‫تو زندگیش که زمینشو بالا بکشه،

00:29:21.860 --> 00:29:26.360
‫و اولین کسی که بهش زنگ
‫زده مایکل ـه، چون عصبانی بوده

00:29:26.360 --> 00:29:28.270
‫دقیقاً!

00:29:28.270 --> 00:29:29.980
‫یه لحظه وایسا

00:29:38.440 --> 00:29:40.860
‫هوراسیو هستم.
‫لطفاً پیام بگذارید

00:29:41.861 --> 00:29:46.861
‫هوراسیو. تو گفتی میتونی شماره
‫تلفن فلور توی ال‌سالوادور رو گیر بیاری

00:29:48.000 --> 00:29:50.000
‫واقعاً بهش نیاز دارم. خیلی مهمه

00:29:50.650 --> 00:29:54.100
‫لطفاً به‌محض اینکه پیدا
‫کردی باهام تماس بگیر، خیلی ممنون

00:29:55.190 --> 00:29:57.150
‫- اوضاع خطریه
‫- چی؟

00:29:57.150 --> 00:29:59.520
‫گفتی اگه جول رو دیدم
‫بهت هشدار بدم

00:29:59.520 --> 00:30:01.810
‫اوه، ممنون

00:30:01.810 --> 00:30:03.730
‫مرد بیچاره. حتماً اگه بفهمه
‫از نگرانی در میاد!

00:30:09.520 --> 00:30:11.900
‫جول! هی، سعی کردم
‫باهات تماس بگیرم

00:30:11.900 --> 00:30:13.770
‫چی؟
‫آه، ‌شرمنده

00:30:13.770 --> 00:30:16.770
‫یه مشکل...شخصی پیش اومد

00:30:16.770 --> 00:30:18.940
‫باهات باید حرف بزنم، مهمه

00:30:18.940 --> 00:30:22.360
‫راستش...نمیدونم چطوری بگم

00:30:22.360 --> 00:30:26.110
‫وقتی همدیگه رو دیدیم، وقتی
‫اومدم لوئیزیانا،

00:30:26.110 --> 00:30:28.770
‫باهات...رُک نبودم

00:30:28.770 --> 00:30:30.650
‫راستش باهات روراست نبودم

00:30:30.650 --> 00:30:34.060
‫آره... امید داشتم
‫یه چیزی پیدا کنم که...

00:30:34.060 --> 00:30:37.270
‫پرونده‌ی اریک دوباره
‫باز شه، ولی حقیقتش...

00:30:37.270 --> 00:30:39.810
‫لعنتی، هوراسیو ـه.
‫باید جوابشو بدم

00:30:39.810 --> 00:30:43.730
‫جایی نرو، خواهش می‌کنم

00:30:43.730 --> 00:30:46.560
‫الو؟

00:30:55.310 --> 00:30:58.060
‫- خُب
‫- 011503.

00:31:01.860 --> 00:31:04.110
‫- خب
‫- 2278

00:31:07.020 --> 00:31:09.440
‫- خب
‫- 6015.

00:31:09.440 --> 00:31:12.150
‫باشه

00:31:12.150 --> 00:31:15.610
‫- ممنون هوراسیو، ممنون
‫- خواهش، قابلی نداشت

00:31:18.770 --> 00:31:19.810
‫الو؟

00:31:20.311 --> 00:31:26.011
‫اوه خدای من، فلور، ممنونم. من
‫پترا هستم، دوست هوراسیو و «مرسی»

00:31:26.712 --> 00:31:27.212
‫بله؟

00:31:27.530 --> 00:31:32.500
‫چندتا سوال خیلی مهم دارم.
‫درباره‌ی شب مرگ الیویا لیک

00:31:33.200 --> 00:31:34.100
‫بفرمایید

00:31:34.500 --> 00:31:42.900
‫من با هوراسیو صحبت کردم. اون گفت تو دیدی که وانت جول
‫با سرعت خیلی بالا داشته از سراشیبی می‌اومده پایین؟

00:31:44.000 --> 00:31:50.000
‫بله، حدود ساعت 11:45. توی جاده‌ی طوفانی.
‫جاده‌ها پوشیده از برف بودن

00:31:51.200 --> 00:31:53.102
‫میدونی راننده‌اش کی بود؟

00:31:55.550 --> 00:31:57.400
‫میدونی جول بود یا نه؟

00:31:57.600 --> 00:32:05.000
‫هرجور بخوایم حساب کنیم، جول کاملاً‌ مست بوده،
‫پس براش سخت بوده که...

00:32:05.350 --> 00:32:14.000
‫با این سرعت بخواد سراشیبی رو
‫توی جاده‌ای که برفی بوده رانندگی کنه، درسته؟

00:32:15.401 --> 00:32:17.401
‫نمیدونم

00:32:18.202 --> 00:32:20.100
‫ولی تو اونجا بودی،‌ درسته؟

00:32:20.900 --> 00:32:22.002
‫نمیدونم

00:32:23.650 --> 00:32:28.003
‫دقیقاً کی رفتی مکزیک؟

00:32:30.520 --> 00:32:31.980
‫لعنت

00:32:37.440 --> 00:32:41.190
‫لعنتی، بردار دیگه

00:33:29.110 --> 00:33:32.150
‫- سلام؟
‫- سلام. خانم کلیفورد؟

00:33:32.150 --> 00:33:34.810
‫- بله. خانم نیل؟
‫- سلام، بله. خیلی ممنونم

00:33:34.810 --> 00:33:36.020
‫خیلی ممنونم که جواب دادید

00:33:36.020 --> 00:33:37.190
‫میدونم اونجا صبح زوده

00:33:37.190 --> 00:33:40.610
‫فقط یه چندتا سوال سریع...

00:33:40.610 --> 00:33:42.400
‫درباره‌ی همسر قبلیتون دارم

00:33:42.400 --> 00:33:46.440
‫متاسفم برای... نمیدونم چه
‫لغتی رو ترجیح میدین...

00:33:46.440 --> 00:33:48.440
‫فوت‌شون

00:33:48.440 --> 00:33:51.610
‫خیلی وقت ازش میگذره.
‫مشکلی نیست

00:33:51.610 --> 00:33:54.270
‫- چی رو می‌خواستین بدونین؟
‫- خب، من...

00:33:54.270 --> 00:33:55.690
‫گمونم اول از همه،

00:33:55.690 --> 00:33:58.650
‫شوهرتون دقیقاً برای کی کار می‌کرد؟

00:34:20.800 --> 00:34:25.801
‫بازش نکن، مگر اینکه تا آخر
‫شب ازم خبری نشنیدی

00:34:56.770 --> 00:34:58.190
‫خودشه؟

00:34:58.190 --> 00:35:00.690
‫بدجور خودشه

00:35:00.690 --> 00:35:04.310
‫- اسم واقعیش جان کلیفورد ـه
‫- چجوری پیداش کردی؟

00:35:04.310 --> 00:35:07.520
‫راستش، با یه ذره کمک از
‫طرف همون کسی که انداختت اینجا

00:35:40.230 --> 00:35:43.730
‫الن گفت می‌خواستین
‫من و مایکل رو ببینین

00:35:43.730 --> 00:35:49.480
‫- از دیروز یادتونه، مایکل توی کارائیبه
‫- متوجهم

00:35:49.480 --> 00:35:54.270
‫این ملاقات...درباره چیه؟

00:35:54.270 --> 00:35:56.860
‫بریلیوم

00:35:56.860 --> 00:35:58.860
‫قبلاً زیاد درباره‌ش نمی‌دونستم

00:35:58.860 --> 00:36:02.860
‫توی برنامه‌های فضایی،
‫ساخت اسلحه،

00:36:02.860 --> 00:36:05.230
‫تحقیقات پزشکی و تلفن‌های
‫همراه استفاده میشه

00:36:05.230 --> 00:36:07.060
‫در دهه‌ی 1950، پدربزرگ مایکل...

00:36:07.060 --> 00:36:09.400
‫جدال سر حق و حقوق
‫معدنش رو باخت

00:36:09.400 --> 00:36:12.060
‫توی مرز‌ «وارن»

00:36:12.060 --> 00:36:15.480
‫حروف HPCIC برات معنی داره؟

00:36:15.480 --> 00:36:20.770
‫مخفف «کی‌لیت شدن کروماتوگرافی
‫یونی با کارایی بالا» ـه

00:36:20.770 --> 00:36:24.310
‫به‌عنوان مشاورِ وارث‌های بعضی
‫از بزرگترین‌ معدن‌های این ایالت،

00:36:24.310 --> 00:36:26.900
‫برام عجیبه تاحالا به گوشتون نخورده

00:36:26.900 --> 00:36:31.110
‫نکته اینه که، اون میتونه رد فلزات
‫مثل بریلیوم رو توی رودخونه تعقیب کنه،

00:36:31.110 --> 00:36:34.150
‫مثل همونی که نه‌تنها زیر ملک الیویا،

00:36:34.150 --> 00:36:36.610
‫بلکه زیر شش قطعه زمین دیگه جاریه،

00:36:36.610 --> 00:36:41.310
‫همه‌شون هم صاحب‌هاشون شرکت‌هایی
‫به اسم املاک «هورن‌فلاور»،

00:36:41.310 --> 00:36:45.940
‫«پونسی ال ال سی»، شرکای
‫«اوکر بریج» و این چیزاست

00:36:49.020 --> 00:36:51.610
‫اینا برات آشنا میان؟

00:36:51.610 --> 00:36:53.230
‫همشون یه ربطِ نامفهومی...

00:36:53.230 --> 00:36:57.480
‫به نقاشی‌های توی «اتاق قرمز»
‫طبقه‌ی پایین دارن،

00:36:57.480 --> 00:36:59.060
‫درست مثل «لاواندو»

00:36:59.060 --> 00:37:01.810
‫شرمنده، ولی حرفاتون نکته‌ی دیگه‌ای داره...

00:37:01.810 --> 00:37:04.810
‫جز اینکه نشون بدین....

00:37:04.810 --> 00:37:07.810
‫توی گشتن توی ویکی‌پدیا
‫ماهر هستین؟

00:37:09.480 --> 00:37:13.230
‫HPCIC دُرست همون موقعی از
‫لحاظ تجاری در دسترس قرار گرفت که...

00:37:13.230 --> 00:37:16.810
‫مایکل به‌طور تصادفی گیر داده
‫بود به خریدن ملک الیویا

00:37:16.810 --> 00:37:19.360
‫ولی خودشیفته‌ی لج‌باز، به دلایل احساسی،

00:37:19.360 --> 00:37:20.940
‫چسبیده بود به مِلکش

00:37:20.940 --> 00:37:22.440
‫نمی‌فروخت

00:37:22.440 --> 00:37:26.480
‫نه 7، نه 8، و نه حتی
‫هشت و نیم میلیون دلار

00:37:27.810 --> 00:37:31.730
‫پس چرا پیشنهاد 15 یا 20 رو نداد؟

00:37:31.730 --> 00:37:34.940
‫چون اونجوری قیمت واقعیِ زمین
‫برای الیویا معلوم می‌شد،

00:37:34.940 --> 00:37:36.650
‫و دیگه اصلاً حاضر نمی‌شد بفروشه

00:37:36.650 --> 00:37:39.940
‫- متاسفم، هنوز نمی‌تونم درک کنم...
‫- زاویه‌ی دیدم رو

00:37:39.940 --> 00:37:43.980
‫آره، همش درباره‌ی اینه که
‫چجوری قضیه رو ببینی، مگه نه؟

00:37:43.980 --> 00:37:45.520
‫برادرم وارد کار شد

00:37:45.520 --> 00:37:47.520
‫اون و دوستش «کیسی» اقدام
‫به یه تلاش احمقانه کردن که...

00:37:47.520 --> 00:37:52.610
‫سر یکی که خیلی باهوش‌تر، و خیلی
‫قوی‌تر از خودشون بود رو کلاه بذارن

00:37:52.610 --> 00:37:58.230
‫و اون شخص باهوش‌تر، شما، به‌طور
‫کاملاً خردمندانه شماره‌ی اریک رو نگه داشتین

00:37:58.230 --> 00:38:01.860
‫گمونم جان کلیفورد رو بشناسین

00:38:01.860 --> 00:38:03.610
‫زن بیوه‌‌ش تایید کرد که اون توی...

00:38:03.610 --> 00:38:05.810
‫دفتر «تورکس و کایکوس»ِ شما
‫در شهر «کاک‌برن» کار می‌کرد

00:38:05.810 --> 00:38:07.730
‫راستی، اون هم‌چنین شک و تردید زیادی

00:38:07.730 --> 00:38:10.110
‫درباره‌ی مرگ ناگهانیش داشت،

00:38:10.110 --> 00:38:12.810
‫ولی این مسئله رو
‫میذاریم برای یه روز دیگه

00:38:12.810 --> 00:38:16.610
‫به‌هرحال، جان کلیفورد تحت
‫اسم کلیف جونز،

00:38:16.610 --> 00:38:19.690
‫به یک دلیل با اریک تماس گرفت...

00:38:19.690 --> 00:38:22.650
‫که الیویا رو قانع کنه
‫زمینش رو بفروشه

00:38:22.650 --> 00:38:26.400
‫ولی اریک... دوباره این کلمه اومد...

00:38:26.400 --> 00:38:27.940
‫احساسی شد

00:38:27.940 --> 00:38:30.770
‫اون عاشقش شد و اعتراف کرد

00:38:30.770 --> 00:38:34.060
‫پس الیویا هم احساسی شد
‫و به مایکل زنگ زد

00:38:34.060 --> 00:38:36.810
‫ولی همونطور که تا الان فهمیدیم،

00:38:36.810 --> 00:38:40.020
‫احساسات هیچ منطق و دلیلی ندارن

00:38:40.020 --> 00:38:43.480
‫خب، این داستان قشنگیه
‫که شما بافتین

00:38:43.480 --> 00:38:44.810
‫قطعاً‌ همینطوره

00:38:44.810 --> 00:38:48.480
‫ولی من فکر نمی‌کنم واقعاً
‫بهش باور داشته باشین

00:38:48.480 --> 00:38:51.190
‫چون اگه داشتین،

00:38:51.190 --> 00:38:53.690
‫چرا خودتون رو وارد
‫این خطر کردین؟

00:38:53.690 --> 00:38:56.560
‫شاید یه‌سری احتیاط‌ هایی
‫رو از قبل رعایت کردم

00:38:58.730 --> 00:39:02.610
‫به‌جز برای مهم‌ترین قسمتش...

00:39:02.610 --> 00:39:05.690
‫اینکه مطمئن بشین حرفاتون درسته

00:39:05.690 --> 00:39:11.770
‫«تِلما کلیفورد» [همسر جان] سابقه‌ی
‫اختلال دوقطبی...

00:39:11.770 --> 00:39:14.110
‫و توهم شکنجه و آزار داره،

00:39:14.110 --> 00:39:16.900
‫که به‌همین خاطر تلاشِ قلابی‌ و...

00:39:16.900 --> 00:39:21.230
‫قابلِ تعقیب‌ِ قانونیش برای تهدیدِ ما
‫توسط رئیس کلانتری

00:39:21.230 --> 00:39:23.020
‫و دولت و دادگاه‌های محلی،

00:39:23.020 --> 00:39:25.440
‫بهش بهایی داده نشد و رها شد

00:39:25.440 --> 00:39:28.440
‫پس اظهارات ایشون [تلما] تازه نیست

00:39:31.110 --> 00:39:32.650
‫اظهارات شما چرا

00:39:32.650 --> 00:39:35.610
‫ولی بی‌پایه و اساسن

00:39:35.610 --> 00:39:36.900
‫اشتباهن

00:39:36.900 --> 00:39:39.440
‫مایکل اون شب اینجا بود

00:39:39.440 --> 00:39:41.150
‫گوشی موبایلش اینو ثابت می‌کنه

00:39:41.150 --> 00:39:42.980
‫گذاشتش اینجا وقتی رفت پایین

00:39:42.980 --> 00:39:46.150
‫- اون هیچوقت نرفت پایین
‫- دیده شده که داشته می‌رفته پایین

00:39:47.940 --> 00:39:49.860
‫- کی دیده؟
‫- خدمتکار

00:39:51.770 --> 00:39:55.310
‫اون رفت پایین کوه که الیویا رو خفه کنه

00:39:55.310 --> 00:39:57.480
‫الیویا روی سگش بالا اومده بود،

00:39:57.480 --> 00:40:01.190
‫پس مایکل کتکش زد،
‫شاید تصادفاً،

00:40:01.190 --> 00:40:02.520
‫ولی خورد زمین

00:40:02.520 --> 00:40:04.690
‫و حالا این، یه حمله حساب میشه

00:40:04.690 --> 00:40:07.810
‫و اون هنوز هم خفه نمیشه

00:40:07.810 --> 00:40:09.230
‫نهایتاً، چکش

00:40:09.230 --> 00:40:11.520
‫سه ضربه تا بمیره

00:40:11.520 --> 00:40:15.150
‫بعدش انداختش توی معدنی که
‫کنار زمینش بود

00:40:16.810 --> 00:40:18.440
‫مدرکی داری؟

00:40:18.440 --> 00:40:21.190
‫یه بیانیه‌ی قاطع دارم

00:40:21.190 --> 00:40:22.690
‫واقعاً؟

00:40:22.690 --> 00:40:25.060
‫فلور کاسترو اونو دیده که
‫با عجله داشته می‌رفته،

00:40:25.060 --> 00:40:27.230
‫بعدش 65 دقیقه بعد برگشته،

00:40:27.230 --> 00:40:28.900
‫درحالی که سر تا پا گل و لجن
‫و عرق و برف بوده،

00:40:28.900 --> 00:40:32.150
‫و یه جور ماده‌ی قرمز-قهوه‌ای
‫همراهش بوده...

00:40:32.150 --> 00:40:34.810
‫که فلور نتونست توضیحش بده

00:40:34.810 --> 00:40:38.020
‫چهار ساعت بعد، به فلور گفته شد، توسط شما...

00:40:38.020 --> 00:40:41.230
‫که سریعاً کشور رو ترک کنه

00:40:41.230 --> 00:40:44.690
‫می‌تونی سعی کنی و باهاش تماس بگیری،
‫ولی باید فامیلی‌ِ جدیدش و کشوری که...

00:40:44.690 --> 00:40:47.360
‫توش زندگی می‌کنه رو بدونی

00:40:51.520 --> 00:40:53.520
‫مطمئنم داری بلوف میزنی

00:41:01.310 --> 00:41:02.860
‫میرم یه تماس بگیرم

00:41:04.440 --> 00:41:06.190
‫در حینی که نیستم،
‫تشویقتون می‌کنم که

00:41:06.190 --> 00:41:09.610
‫یه تجدیدنظری درباره‌ی...

00:41:09.610 --> 00:41:12.940
‫ماهیت و قصدِ این ملاقات بکنین

00:41:15.020 --> 00:41:16.900
‫وقتی برگشتم، اگه اینجا نبودین،

00:41:16.900 --> 00:41:20.560
‫فرض خواهم کرد که فکر بهتری
‫از این ملاقات به ذهنتون رسیده

00:41:20.560 --> 00:41:22.060
‫همین‌جا خواهم بود

00:42:11.020 --> 00:42:13.060
‫خب، اگرچه که هیچ‌کدوم از...

00:42:13.060 --> 00:42:14.770
‫حرفاتون درست نیست، ولی
‫کنجکاوم که بدونم...

00:42:14.770 --> 00:42:16.480
‫درخواستتون چیه؟

00:42:17.900 --> 00:42:20.110
‫منظورتون در ازای سکوتمه؟

00:42:20.110 --> 00:42:22.730
‫یه دلیلی وجود داره که
‫اینجوری پا شدین اومدین اینجا

00:42:22.730 --> 00:42:24.440
‫بیاین خودمونو گول نزنیم

00:42:26.770 --> 00:42:29.440
‫درخواستم چیه؟

00:42:29.440 --> 00:42:31.310
‫سوال همینه

00:42:40.980 --> 00:42:42.310
‫درخواستم؟

00:42:43.730 --> 00:42:45.310
‫چیزی که من میخوام...

00:42:48.860 --> 00:42:50.150
‫اتاق قرمزه

00:42:51.650 --> 00:42:52.980
‫اتاق قرمز؟

00:42:55.150 --> 00:42:56.980
‫اتاق قرمز؟

00:42:58.310 --> 00:43:00.730
‫من اتاق قرمز...

00:43:00.730 --> 00:43:03.610
‫رو میخوام، بله

00:43:03.610 --> 00:43:04.940
‫یه لحظه ببخشید

00:43:11.480 --> 00:43:13.690
‫واو، فی‌البداهه گفتمش

00:43:13.690 --> 00:43:15.860
‫اتاق قرمز. برای همین من اینجام

00:43:15.860 --> 00:43:17.360
‫البته، الان همش با عقل جور درمیاد

00:43:17.360 --> 00:43:18.690
‫کاملاً‌ واضحه

00:43:18.690 --> 00:43:20.310
‫من و اتاق قرمز

00:43:31.560 --> 00:43:33.860
‫شما پولدارها هواپیماهای سریعی دارین

00:43:37.900 --> 00:43:40.360
‫جول هارلی رو می‌شناسین؟

00:43:40.360 --> 00:43:42.230
‫بله

00:43:42.230 --> 00:43:44.230
‫پس شاید بخواین اخبار
‫رو یه بررسی بکنین

00:43:44.230 --> 00:43:47.400
‫اون همین الان به قتل الیویا لیک اعتراف کرد

00:44:00.730 --> 00:44:03.520
‫عجب، یه بیانیه‌ی قاطع از طرف خدمتکار،

00:44:03.520 --> 00:44:05.060
‫عجب حرکت جسورانه‌ای

00:44:05.060 --> 00:44:06.560
‫خیلی جسورانه

00:44:06.560 --> 00:44:09.900
‫خب، این همون موقع بود که تام
‫بلند شد و به یه اتاق دیگه رفت

00:44:09.900 --> 00:44:12.190
‫فکر می‌کنی تونستی تا حد خوبی
‫گیرش بندازی؟

00:44:13.690 --> 00:44:16.810
‫خب، باید بگم که این...
‫داستان قانع‌کننده‌ایه

00:44:16.810 --> 00:44:20.900
‫می‌تونم ببینم که چجور
‫همه سرنخ‌ها بهم وصل شدن

00:44:20.900 --> 00:44:24.520
‫ولی یه دست‌انداز وجود داره، یه
‫دست‌انداز بزرگ

00:44:24.520 --> 00:44:26.730
‫جول اعتراف کرد

00:44:26.730 --> 00:44:30.310
‫و باید بهت بگم،
‫همکارام بهم گفتن که...

00:44:30.310 --> 00:44:33.770
‫جول تستِ دروغ‌سنجیش رو پاس کرد

00:44:33.770 --> 00:44:37.020
‫- پاس کرد یعنی...
‫- یعنی اعترافش درسته

00:44:37.020 --> 00:44:39.730
‫اون داره حقیقت رو میگه

00:44:39.730 --> 00:44:42.400
‫یا شاید فقط باور داره که
‫داره حقیقت رو میگه

00:44:44.440 --> 00:44:46.230
‫باشه، آره

00:44:47.310 --> 00:44:48.610
‫خب...

00:44:51.770 --> 00:44:54.310
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

00:44:54.310 --> 00:44:57.270
‫چرا رفتی اونجا...

00:44:57.270 --> 00:44:59.060
‫پیش تام و مایکل؟

00:45:00.480 --> 00:45:02.520
‫که وادارشون کنم قبولش کنن

00:45:02.520 --> 00:45:04.900
‫- منظورم اینه که، یکی باید اینا رو به مبارزه می‌طلبید
‫- نه، من قبول ندارم

00:45:04.900 --> 00:45:07.270
‫تو واقعاً دنبال چی بودی؟

00:45:07.270 --> 00:45:09.940
‫حرکت بزرگت چی بود؟

00:45:17.560 --> 00:45:19.480
‫حرکت بزرگی وجود نداشت

00:45:19.480 --> 00:45:21.110
‫نداشت؟

00:45:21.110 --> 00:45:24.360
‫فقط خواستی یه نگاه دستِ اول
‫به بدیهیات بندازی؟

00:45:25.860 --> 00:45:28.480
‫منظورت اینه که اونا هرگز
‫حاضر نبودن شکست رو قبول کنن

00:45:30.020 --> 00:45:31.980
‫اونا می‌تونن با آدم‌هاشون محاصره‌ت کنن

00:45:31.980 --> 00:45:34.560
‫می‌تونن با پولشون بخرنت

00:45:34.560 --> 00:45:37.360
‫حتی اگه شانسشون
‫خیلی کم و ناچیز باشه

00:45:38.650 --> 00:45:40.810
‫آدم‌هایِ اون شکلی...

00:45:40.810 --> 00:45:42.650
‫باخت نمیدن

00:45:47.860 --> 00:45:49.480
‫تو باعث شدی پرونده
‫دوباره باز بشه

00:45:49.480 --> 00:45:52.020
‫این کُل دلیلی بود
‫که اومدی اینجا

00:45:52.020 --> 00:45:54.980
‫نمی‌‌فهمم چرا از این بابت
‫خوشحال نیستی!

00:45:56.730 --> 00:45:58.770
‫اگه من جای تو بودم،

00:45:58.770 --> 00:46:02.360
‫یه جواب «آره» می‌دادم
‫و راهمو ادامه می‌دادم

00:46:24.020 --> 00:46:25.520
‫پترا؟

00:46:25.520 --> 00:46:27.360
‫یه ملاقاتی توی راهرو داری

00:46:29.230 --> 00:46:30.650
‫ممنون

00:46:40.020 --> 00:46:41.520
‫- سلام
‫- سلام

00:46:41.520 --> 00:46:43.400
‫- خانم نیل؟
‫- پترا

00:46:43.400 --> 00:46:46.150
‫- چطور میتونم کمکت کنم؟
‫- سلام. اسم من «لیزا فلپس» ـه

00:46:46.150 --> 00:46:49.520
‫من دارم یه کتاب می‌نویسم که امیدوارم...

00:46:49.520 --> 00:46:53.110
‫کتاب صریحی درباره‌ی میراث
‫الیویا لیک باشه

00:46:53.110 --> 00:46:55.270
‫عجب

00:46:55.270 --> 00:46:59.190
‫ببخشید، تو چند سالته؟

00:46:59.190 --> 00:47:01.190
‫17 سالمه

00:47:01.190 --> 00:47:04.110
‫و این کتاب بیشتر شبیه
‫روایت‌های شخصیه،

00:47:04.110 --> 00:47:08.270
‫داستان‌های زندگیِ آدم‌هایی
‫که تغییر داد، مثل خودم

00:47:08.270 --> 00:47:11.400
‫یه تعداد دیگه‌ای از بچه‌های
‫این برنامه هم روی چند قطعه کار کردن...

00:47:11.400 --> 00:47:12.980
‫و همینطور برادر شما

00:47:12.980 --> 00:47:14.230
‫اون گفت بیام با شما حرف بزنم

00:47:14.230 --> 00:47:18.060
‫اوه، برادرم... نقاشی کرده؟

00:47:18.060 --> 00:47:20.560
‫نه، اون فقط یه متن نوشت

00:47:20.560 --> 00:47:22.980
‫اوه

00:47:22.980 --> 00:47:24.770
‫این برای پروژه‌ی مدرسه‌ست؟

00:47:24.770 --> 00:47:26.610
‫برای خانه‌‌ی «امبری‌» ـه

00:47:26.610 --> 00:47:28.230
‫- ناشر الیویا؟
‫- بله

00:47:28.230 --> 00:47:31.110
‫اونا به مناسبت سالگرد کتاب «این‌ها
‫جنگل‌های که هستند؟» دارن تجدید چاپش می‌کنن،

00:47:31.110 --> 00:47:33.440
‫و منم فکر کردم این کتاب میتونه
‫همراه خوبی براشون باشه

00:47:33.440 --> 00:47:38.440
‫راستش، من چهار سال و نیم گذشته
‫رو روش کار کردم

00:47:38.440 --> 00:47:40.520
‫و تا دو هفته پیش
‫هم نفروخته بودمش

00:47:40.520 --> 00:47:42.610
‫فروختیش؟

00:47:42.610 --> 00:47:44.270
‫خودت؟

00:47:44.270 --> 00:47:47.190
‫الیویا گفت تنها کسی که
‫میتونه مسیر منو تغییر بده،

00:47:47.190 --> 00:47:50.610
‫خودم هستم، اگه از قدم‌زدن
‫دست بردارم

00:48:27.150 --> 00:48:28.810
‫- سلام
‫- سلام

00:48:28.810 --> 00:48:30.520
‫اگه سوالی داشتین در خدمتم

00:48:30.520 --> 00:48:32.150
‫ممنون

00:48:32.150 --> 00:48:33.690
‫فقط دارم نگاه می‌کنم

00:48:51.692 --> 00:49:02.692
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:49:40.500 --> 00:49:48.691
‫«اُلـیـویـا لـیـک»
‫بنیان‌گذارِ «موزائیک»