﻿WEBVTT

00:00:02.828 --> 00:00:04.395
‫هر شهری یه مکان مخصوص داره

00:00:04.438 --> 00:00:06.832
‫که مردمش اونجا جمع می‌شن.

00:00:06.875 --> 00:00:11.010
‫توی ریوردیل، اون مکان پاپز چاکلیت شاپ هست.
‫خونه‌ی دوم همه دور از خونه‌ی اصلی‌شون.

00:00:11.054 --> 00:00:13.273
‫اما این غذاخوری یه داستان
‫پیش‌زمینه‌ی مرموز هم داره.

00:00:13.317 --> 00:00:15.580
‫سال‌ها پیش اینجا میدون جنگ بوده.

00:00:15.623 --> 00:00:19.279
‫جنگ‌هایی که توی پاپز اتفاق افتادن
‫به هویت شهر شکل دادن.

00:00:19.323 --> 00:00:22.021
‫و منتظر باشید چون یه جنگ دیگه هم تو راهه.

00:00:22.065 --> 00:00:23.631
‫باعث افتخار منه که به شما

00:00:23.675 --> 00:00:26.852
‫یک عضو شورای شهر وفادار و شریف

00:00:26.895 --> 00:00:32.292
‫یک انسان نیکوکار و تاجر موفق رو معرفی کنم.
‫پرسیوال پیکنز.

00:00:32.336 --> 00:00:33.946
‫خوش اومدی پرسیوال.

00:00:33.989 --> 00:00:35.295
‫ممنون آلیس.
‫باعث افتخارمه که اینجام.

00:00:37.776 --> 00:00:40.213
‫تا اونجایی که می‌دونم یه
‫نقشه‌ای برای شهر داری

00:00:40.257 --> 00:00:41.954
‫که کلاً قراره آینده‌اش رو عوض کنه.

00:00:41.997 --> 00:00:43.738
‫درسته آلیس.

00:00:43.782 --> 00:00:45.262
‫اخیرا دارم رو یه پروژه‌ای کار می‌کنم که...

00:00:45.305 --> 00:00:47.612
‫به ریوردیل به تکونِ درست حسابی می‌ده.

00:00:47.655 --> 00:00:50.267
‫یه‌راه آهن جدید تحت مالکیت خصوصی...

00:00:50.310 --> 00:00:52.965
‫که درست از قلبِ ریوردیل عبور میکنه...

00:00:53.008 --> 00:00:56.664
‫و باعث اشتغال‌زایی، پیشرفت گردشگری
‫و درآمد شهر می‌شه

00:00:56.708 --> 00:00:59.232
‫منظورش از " قلب ریوردیل " چی بود؟

00:00:59.276 --> 00:01:02.409
‫خب، آیا این راه‌آهن قراره ایستگاه رسمی داشته باشه؟
‫اینجا توی ریوردیل؟

00:01:02.453 --> 00:01:04.107
‫معلومه که اره، آلیس

00:01:04.150 --> 00:01:06.587
‫همه‌تون غذاخوری پاپـز رو می‌شناسید دیگه؟

00:01:08.807 --> 00:01:11.201
‫اره، فکر می‌کنم اونجا بهترین مکان
‫برای ایستگاه قطاره!

00:01:11.244 --> 00:01:15.553
‫این یعنی باید با پاپـز خداحافظی کنیم، ولی
‫خب ارزش این پیشرفت رو داره

00:01:17.729 --> 00:01:20.819
‫من عمرا غذاخوری رو به تو بفروشم! عمرا

00:01:20.862 --> 00:01:23.038
‫خب، خیلی نااُمید شدم...

00:01:23.082 --> 00:01:25.084
‫امیدوار بودم به عنوان عضو شورای شهر،

00:01:25.128 --> 00:01:27.565
‫حتما پیشرفت و صلاح ریوردیل رو در اولویت قرار می‌دی

00:01:27.608 --> 00:01:30.698
‫تا سود شخصی و نامردانه خودت...

00:01:30.742 --> 00:01:34.963
‫تو واقعا می‌خوای روی مزایای اقتصادی، اجتماعی..

00:01:35.007 --> 00:01:39.011
‫و درضمن مزایای اشتغالی‌ای که این پروژه
‫به ارمغان میاره، چشم ببندی

00:01:39.054 --> 00:01:41.666
‫اونم به خاطر یه غذاخوری...

00:01:41.709 --> 00:01:44.016
‫بیا صادقانه حرف بزنیم، گذشته خیلی درخشانی داره

00:01:44.059 --> 00:01:47.541
‫نمی‌دونم هدفت از این قضیه ساختگیِ
‫پروژه قطار چیه...

00:01:47.585 --> 00:01:50.370
‫اما تنها آدمی که این وسط سود می‌بره تویی!

00:01:50.414 --> 00:01:53.330
‫خب، دوستات که اینطوری فکر نمی‌کنن

00:01:53.373 --> 00:01:56.942
‫راستش اونا ازت می‌خوان برای صلاحِ شهر...

00:01:58.335 --> 00:02:01.076
‫اونجا رو به من بفروشی

00:02:01.120 --> 00:02:03.688
‫گفتم که، عمرا!

00:02:07.082 --> 00:02:09.433
‫آرچی، نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫پرسیوال اینکارو بکنه!

00:02:09.476 --> 00:02:11.609
‫پاپـز میراث خانوادگی منه!

00:02:11.652 --> 00:02:13.915
‫اولین سیاه‌پوستانی که صاحب
‫مشاغل شدن، باید باهاش بجنگیم!

00:02:13.959 --> 00:02:16.962
‫تبیتا، الان اصلا نمی‌تونم با پرسیوال مخالفت کنم

00:02:17.005 --> 00:02:19.356
‫باشه؟ دیدی که کون‌ـمو پاره کرد

00:02:19.399 --> 00:02:22.794
‫نقطه‌ضعفم رو می‌دونه!
‫پس شرمنده‌ام!

00:02:22.837 --> 00:02:25.100
‫تا وقتی که یه راه‌حل اساسی پیدا کنم،
‫باید آروم بگیرم

00:02:28.147 --> 00:02:29.409
‫نباید با پرسیوال لج کنی،

00:02:29.453 --> 00:02:31.237
‫همه‌مون اینکارو می‌کنیم
‫اون آدم خطرناکی‌ـه!

00:02:31.281 --> 00:02:34.806
‫می‌تونه به مغزـت غلبه کنه و وادارت کنه
‫کاری که می‌خواد رو انجام بدی

00:02:34.849 --> 00:02:39.332
‫و تحت هیچ شرایطی هیچوقت باهاش
‫تنهایی جایی نباش.

00:02:39.400 --> 00:02:45.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:45.033 --> 00:02:47.253
‫شنیدی پرسیوال توی تلوزیون چی‌گفت تونی

00:02:47.297 --> 00:02:49.603
‫می‌خواد پاپـز رو از سر راهش برداره، و اگه
‫اینکارو بکنه...

00:02:49.647 --> 00:02:51.257
‫بزودی سراغ " وایت وارم " هم میاد

00:02:51.301 --> 00:02:53.303
‫نه دقیقا...

00:02:53.346 --> 00:02:55.609
‫خودش گفت ایستگاه‌ـش جدید‌ـش هیچ
‫کاری با " وایت وارم نداره "

00:02:55.653 --> 00:02:57.742
‫راه‌آهن رو بالای اینجا می‌سازه، یعنی جایی که پاپز قرار داره

00:02:57.785 --> 00:03:00.571
‫اما ظاهرا حتی نیاز نیست یه روزم تعطیل کنیم،

00:03:02.094 --> 00:03:03.313
‫اگه حرفشو باور کنم البته.

00:03:08.448 --> 00:03:12.887
‫من تو هرکاری که بخوای کمکت می‌کنم تبیتا
‫اما توی مورد اون شیطان؟

00:03:12.931 --> 00:03:17.501
‫غرفه پـاپـزی که اینجا زدیم
‫حسابی پول در میاره،

00:03:17.544 --> 00:03:19.764
‫چرا پولی که پرسیوال پیشنهاد می‌ده رو قبول نمیکنی

00:03:19.807 --> 00:03:23.942
‫و یه غذاخوری نو و پیشرفته‌تر توی یه مکان امن‌تر باز نمی‌کنی؟

00:03:25.291 --> 00:03:27.250
‫تب تب عزیزِ من...

00:03:27.293 --> 00:03:29.643
‫گرچه که تا الان با پرسیوال برخورد آنچنانی‌ای نداشتم،

00:03:29.687 --> 00:03:32.994
‫اما موافقم که اون یه بلای جـدی برای این شهره،
‫همه پکینز ها اینطوری‌ان.

00:03:33.038 --> 00:03:34.735
‫کمکت می‌کنم نابودش کنی!

00:03:34.779 --> 00:03:36.955
‫عالیه

00:03:36.998 --> 00:03:41.525
‫البته به‌محض اینکه یادگرفتم چطوری توانایی‌هایی که
‫اخیرا به دست آوردم رو کنترل کنم،

00:03:41.568 --> 00:03:46.051
‫هنوز دارم روش کار می‌کنم و مونده تا تموم شه
‫ولی تقریبا آخراشه!

00:03:57.192 --> 00:03:58.672
‫کوین؟

00:03:58.716 --> 00:04:00.544
‫چه‎خبر؟

00:04:00.587 --> 00:04:02.328
‫همون‌طور که پیش‌بینی کردی،

00:04:02.372 --> 00:04:04.591
‫تبیتا داره تلاش می‌کنه حمایت بقیه رو
‫برای پـاپز جلب کنه،

00:04:04.635 --> 00:04:06.506
‫تا جایی که شنیدم تا الان
‫کسی دست‌ـش رو نگرفته

00:04:06.550 --> 00:04:09.509
‫خب هنوز نه، اما خیلی سمج‌ـه!

00:04:09.553 --> 00:04:13.208
‫اون که نمی‌تونه جلوـم رو بگیره
‫نهایتا بتونه یکم سرعت‌ـم رو کند کنه!

00:04:14.297 --> 00:04:15.994
‫که بازم خیلی رومخه!

00:04:16.037 --> 00:04:17.387
‫کاملا

00:04:18.779 --> 00:04:19.606
‫خب...

00:04:20.564 --> 00:04:22.827
‫بهش یه فرصت عادلانه دادم،

00:04:22.870 --> 00:04:25.003
‫پرسیوال واقعا منو توی فکر فرو برده،

00:04:25.046 --> 00:04:26.961
‫تا جایی که کم کم دارم به این فکر می‌کنم که..

00:04:27.005 --> 00:04:31.009
‫واقعا اون پیشنهاد فقط برای جهت صلاح شهره؟

00:04:31.052 --> 00:04:32.576
‫نه، امکان نداره

00:04:33.707 --> 00:04:36.493
‫پاپز به یه دلیل تا الان دوام آورده،

00:04:36.536 --> 00:04:38.146
‫چون سـتـون ریوردیله!

00:04:38.190 --> 00:04:40.235
‫مردم شاید این رو فراموش کرده باشن، اما حقیقت محضه

00:04:40.279 --> 00:04:42.107
‫اره اما اگه از همین مردم بپرسی

00:04:42.150 --> 00:04:44.588
‫کدوم بیشتر به صلاح شهره؟ باز موندن پاپز...

00:04:44.631 --> 00:04:48.505
‫یا یه راه‌آهن جدید و جذاب چی می‌گن؟
‫خیلی پیچیده‌ست

00:04:48.548 --> 00:04:50.115
‫درضمن، وقتی هیچکس نیست تا ازم حمایت کنه

00:04:50.158 --> 00:04:51.943
‫چطوری می‌تونم باهاش مقابله کنم؟

00:04:53.336 --> 00:04:54.859
‫تو که حمایت یکی رو داری،
‫من حمایت‌ـت می‌کنم

00:04:59.037 --> 00:05:00.168
‫چطوری فهمیدی دارم به
‫چی فکر می‌کنم؟

00:05:02.083 --> 00:05:03.215
‫من هیچ حرفی نزدم

00:05:04.216 --> 00:05:05.870
‫آه...

00:05:05.913 --> 00:05:08.829
‫دقیقا به سوالی که تو ذهنم داشتم
‫بهش فکر می‌کردم، جواب دادی

00:05:10.657 --> 00:05:13.051
‫جاگهد، چه‌خبر شده؟

00:05:13.094 --> 00:05:16.359
‫و لطفا نگو " هیچی "
‫چون اخیرا اتفاقای خیلی عجیبی داره دور و ورمون میوفته!

00:05:16.402 --> 00:05:17.360
‫درسته

00:05:19.362 --> 00:05:20.363
‫خیلی‌خب پس...

00:05:26.325 --> 00:05:27.631
‫باید یه چیزایی بهت بگم،

00:05:31.330 --> 00:05:32.679
‫خب، پس می‌تونی ذهن بقیه رو بخونی

00:05:32.723 --> 00:05:34.855
‫بتی می‌تونه خطر رو احساس کنه

00:05:34.899 --> 00:05:37.510
‫آرچی آسیب‌ناپذیر شده، البته به جز
‫وقتایی که پلادیوم بهش نزدیکه...

00:05:37.554 --> 00:05:41.035
‫شرل از دهنش آتش می‌زنه بیرون
‫و پرسیوال می‌تونه ذهن بقیه رو کنترل کنه؟

00:05:41.079 --> 00:05:41.949
‫اره

00:05:43.386 --> 00:05:44.996
‫اما نتونست ذهن تو رو کنترل کنه،

00:05:46.824 --> 00:05:48.739
‫خیلی جالبه

00:05:48.782 --> 00:05:50.871
‫به‌طرز خیلی پیچیده‌ای با عقل جور در میاد، اما
‫نه فقط تو مورد تو...

00:05:50.915 --> 00:05:53.570
‫ با توجه به همه این اتفاقاتی که اخیرا
‫باهاش سر و کله می‌زدم...

00:05:53.613 --> 00:05:55.441
‫اما...

00:05:55.485 --> 00:05:58.618
‫ببین، یه فکری زده به سرم که چطوری پاپز
‫رو نجات بدیم...

00:05:58.662 --> 00:06:01.969
‫خودم وقتی می‌خواستن " درایـو این " رو خراب کنن امتحانش کردم
‫(مکانی که در فصل اول جاگهد اونجا زندگی می‌کرد)

00:06:02.013 --> 00:06:05.799
‫باید پـاپز رو به عنوان یه مکان تاریخی برجسته ثبت کنیم، باشه؟

00:06:05.843 --> 00:06:07.148
‫اینطوری نمی‌تونن خراب‌ـش کنن

00:06:07.192 --> 00:06:08.367
‫خب یعنی به نظرت پرسیوال و...

00:06:08.411 --> 00:06:10.151
‫شورای شهر اجازه میدن؟

00:06:10.195 --> 00:06:11.979
‫نه، ثبت کردن مکان‌های تاریخی
‫در سطح ایالتی انجام میشه

00:06:12.023 --> 00:06:14.242
‫هیچ ربطی به اون نداره

00:06:14.286 --> 00:06:17.724
‫فقط تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫ثابت کنیم پـاپز از اهمیت تاریخی برخورداره

00:06:19.334 --> 00:06:20.727
‫با این می‌تونی شروع کنی،

00:06:20.771 --> 00:06:23.251
‫این یه جعبه از یادگاری های قدیمی‌ـه....

00:06:23.295 --> 00:06:26.211
‫که نشون می‌ده غذاخوری
‫دهه ها سابقه داره،

00:06:26.254 --> 00:06:27.995
‫اگه یه مدرک محکمی باشه که

00:06:28.039 --> 00:06:29.780
‫ثابت کنه پـاپز یه مکان تاریخی بسیار باارزشه

00:06:29.823 --> 00:06:31.564
‫همه‌ش توی این جعبه‌ست

00:06:31.608 --> 00:06:33.740
‫ فوق العاده‌ست
‫ ممنون، پاپ...

00:06:36.613 --> 00:06:38.136
‫خدای من...

00:06:38.179 --> 00:06:40.355
‫یه جلد از کتاب " گـرین بـوک "

00:06:42.706 --> 00:06:45.099
‫درست مثل الان، قدیم‌ـم همه
‫به اینجا پناه میاوردن...

00:06:51.279 --> 00:06:55.501
‫هی، همینطوری که داریم کار می‌کنیم
‫نظرت با پنیر کبابی و سوپ گوجه برای شام چیه؟

00:06:55.545 --> 00:06:57.372
‫حتما، عالیه!

00:06:57.416 --> 00:07:00.593
‫تبیتا، این جعبه مثل یه ماشین زمان می‌مونه

00:07:00.637 --> 00:07:04.597
‫همه رویداد های مهمِ ریوردیل اینجا
‫توی پـاپـز اتفاق افتاده‌ان

00:07:04.641 --> 00:07:06.730
‫رویداد های معنوی،
‫فجایع ملی...

00:07:06.773 --> 00:07:09.036
‫همه‌ی اینا اینجا روی
‫این صندلی‌ها اتفاق افتاده

00:07:09.080 --> 00:07:12.213
‫انجمن تاریخی " راکلند کانتی " عمرا
‫درخواست‌مون رو رد کنن!

00:07:12.257 --> 00:07:13.388
‫چه خبر خوبی...

00:07:21.761 --> 00:07:24.461
« ریـــوردیـــل »

00:07:26.007 --> 00:07:39.340
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:07:40.198 --> 00:07:41.460
‫هی، تریسا

00:07:42.374 --> 00:07:44.028
‫ما تونستیم!

00:07:44.071 --> 00:07:46.160
‫چرا بهم گفتی تریسا؟

00:07:46.204 --> 00:07:49.773
‫باورم نمیشه اسم‌مون بلاخره رفت کتاب " گریـن بوک "
‫(کتابی از ویکتور هوگو گرین، جهت دریافت اطلاعات بیشتر نام کتاب را جستجو کنید)

00:07:58.042 --> 00:07:59.391
‫هی، میشه اینا رو ببری نصب کنی؟

00:08:12.622 --> 00:08:13.448
‫جاگهد!

00:08:14.754 --> 00:08:16.669
‫چه خبر شده اینجا؟

00:08:16.713 --> 00:08:17.670
‫کجاییم؟

00:08:17.714 --> 00:08:18.628
‫تو کدوم زمان‌ـیم؟

00:08:18.671 --> 00:08:20.107
‫اوایل سال 1944؟

00:08:20.151 --> 00:08:24.372
‫اره تبیتا، اوایل 1944

00:08:24.416 --> 00:08:28.159
‫دنیا درگیر جنگ جهانی‌ـه و تـاتس‌تیت پدربزرگته!

00:08:29.160 --> 00:08:30.596
‫پس چرا بهم گفت تریسا؟

00:08:30.640 --> 00:08:32.598
‫چرا جوری رفتار می‌کنه که
‫انگار من‌ـو می‌شناسه؟

00:08:32.642 --> 00:08:34.774
‫ذهن اون حضورناگهانی تو رو
‫اینطوری درک کرده،

00:08:34.818 --> 00:08:37.864
‫و درضمن من جاگهد نیستم،
‫من فرشته‌ام

00:08:37.908 --> 00:08:39.518
‫فرشته نجات‌ تو!

00:08:39.562 --> 00:08:43.391
‫فرشته نجاتی که دقیقا شبیه دوست پسرمه؟

00:08:43.435 --> 00:08:45.219
‫خب، این ظاهرو انتخاب کردم چون فقط...

00:08:45.263 --> 00:08:47.526
‫با جاگهد صمیمی‌ای و بهش اعتماد داری!

00:08:47.570 --> 00:08:51.269
‫اگه شکل واقعی‌ام رو ببینی مغزت ارور میده
‫و دیوونه میشی.

00:08:52.879 --> 00:08:54.098
‫من آدم خوبی ام...

00:08:55.447 --> 00:08:57.275
‫اسم‌ـم رفائیله!
‫(نام یکی از فرشتگان مقرب)

00:08:57.318 --> 00:08:58.711
‫وایسا ببینم، اسم تو...

00:08:58.755 --> 00:08:59.930
‫اسمت رفائیله؟

00:08:59.973 --> 00:09:01.932
‫اره

00:09:01.975 --> 00:09:04.717
‫جاگهد واقعیِ توی زمان خودت...

00:09:04.761 --> 00:09:06.589
‫الان توی بیمارستان بغل‌ـت نشسته

00:09:10.680 --> 00:09:13.683
‫یادم میاد من و جاگهد اینجا بودیم...

00:09:13.726 --> 00:09:17.861
‫درباره غذاخوری تحقیق می‌کردیم و
‫یهو یه غریبه...

00:09:17.904 --> 00:09:19.036
‫با یه تفنگ اومد داخل و بهم شلیک کرد

00:09:19.079 --> 00:09:20.690
‫جاگهد سریع تو رو به بیمارستان رسوند؛

00:09:20.733 --> 00:09:22.779
‫الان جون‌ـت در امانه.

00:09:22.822 --> 00:09:26.826
‫اگه تو فرشته نجاتمی، پس تا حالا کجا بودی؟

00:09:26.870 --> 00:09:29.002
‫نزدیک‌ـت!

00:09:29.046 --> 00:09:31.657
‫ما فقط می‌تونیم توی شرایط های خیلی اضطراری...

00:09:31.701 --> 00:09:34.268
‫یا ضرورت در رویداد های کیهانی
‫خودمون رو نشون بدیم

00:09:35.313 --> 00:09:36.967
‫شرط داره...

00:09:37.010 --> 00:09:41.058
‫خب چرا و چطوری تیر خوردن من رو آورد
‫به سال 1944؟

00:09:41.101 --> 00:09:43.626
‫چطوری برگردم به زمان حال؟ زمان خودم!

00:09:43.669 --> 00:09:45.845
‫من چیز زیادی نمی‌دونم

00:09:45.889 --> 00:09:47.281
‫فقط خدا می‌دونه!

00:09:49.588 --> 00:09:51.068
‫چرا اینو نمی‌خونی؟

00:10:06.561 --> 00:10:09.173
‫خیلی‌خب، با توجه به این کتاب...

00:10:09.216 --> 00:10:12.132
‫من ممکنه یه چیزی به اسم " کرونوکنتیک باشم "

00:10:12.176 --> 00:10:13.917
‫یعنی می‌تونی توی زمان سفر کنی

00:10:13.960 --> 00:10:16.006
‫قبل از اینکه بیام اینجا...

00:10:16.049 --> 00:10:18.399
‫انفجاری که توی خونه آرچی رخ داد،

00:10:18.443 --> 00:10:25.450
‫شوکِ اون اتفاق باعث فعال شدن یه سری
‫توانایی ها برای خودش و آرچی و بتی شده

00:10:25.493 --> 00:10:31.108
‫خب، شاید ترس موقع تیر خوردن باعث
‫فعال شدن توانایی مخصوص من شده باشه؟

00:10:31.151 --> 00:10:33.153
‫نظریه‌ خیلی منطقی‌ای‌ـه.

00:10:33.197 --> 00:10:35.329
‫مگه اینکه به خواست خودم اونکارو نکرده باشم

00:10:35.373 --> 00:10:37.157
‫یعنی یه جورایی یه بازتاب بوده!

00:10:37.201 --> 00:10:40.117
‫گلوله بهم برخورد کرده
‫ و باعث ایجاد پرش زمانی شده باشه

00:10:40.160 --> 00:10:42.467
‫اما چرا سال 1944؟

00:10:44.687 --> 00:10:46.079
‫شاید باید میومدی اینجا

00:10:46.906 --> 00:10:47.820
‫تا یه ماموریت رو انجام بدی!

00:10:49.735 --> 00:10:52.695
‫خب، توی کتاب چیزی درمورد ماموریت نگفته بود

00:10:52.738 --> 00:10:55.349
‫اما گفت به یه " تـــوتــم " نیاز دارم
‫(شیء جادویی و مقدس)

00:10:55.393 --> 00:11:00.093
‫یه طلسم، یه شیء‌ای چیزی که بتونم برای کنترل کردن و
‫تسلط پیدا کردن به توانایی‌ام روش تمرکز کنم

00:11:00.137 --> 00:11:04.794
‫و با انجام این کار شاید بتونم برگردم به زمان خودم

00:11:04.837 --> 00:11:06.143
‫خب تــوتـم تو چیه؟

00:11:06.186 --> 00:11:08.493
‫نمی‌دونم!

00:11:08.536 --> 00:11:12.149
‫اما باید یه چیز نمادین و افسانه‌ای و مربوط
‫به قدرت‌های دینی باشه...

00:11:12.192 --> 00:11:14.368
‫برای من یا برای دنیا...

00:11:14.412 --> 00:11:17.023
‫خب مثل اینکه سال‌ها باید تو انبار کاه دنبال سوزن بگردی!

00:11:18.111 --> 00:11:19.199
‫چرا تمرکز نمی‌کنی؟

00:11:20.287 --> 00:11:21.724
‫روی اینکه چرا اینجایی..

00:11:21.767 --> 00:11:23.769
‫ماموریتم؟

00:11:23.813 --> 00:11:26.424
‫فکرکنم تو می‌دونی و نمی‌خوای یا نمی‌تونی
‫بهم بگی...

00:11:27.642 --> 00:11:29.688
‫تریسا، تو هم میای؟

00:11:29.732 --> 00:11:31.124
‫کجا؟

00:11:31.168 --> 00:11:33.126
‫به جلسه مردم شهر توی دبیرستان...

00:11:33.170 --> 00:11:37.174
‫تصمیم‌گیری درمورد اجرای قانون تک‌نژادی ساعتی در ریوردیل!

00:11:37.217 --> 00:11:38.958
‫بیا، پای آینده‌مون وسطه!

00:11:43.571 --> 00:11:45.443
‫تایتس تو رو ندید؟

00:11:45.486 --> 00:11:47.010
‫هیچکس جز تو نمی‌تونه من رو ببینه

00:11:47.053 --> 00:11:49.882
‫و این جلسه...

00:11:49.926 --> 00:11:52.276
‫احتمالا ماموریت منه! نه؟

00:11:52.319 --> 00:11:54.669
‫به نظر من که حتما همینه، اره.

00:11:57.194 --> 00:12:00.284
‫ممنون که با اینکه نزدیک تعطیلاته، همه‌تون تشریف آوردین

00:12:00.327 --> 00:12:02.677
‫می‌دونم این موضوع خیلی بحث‌برانگیزه...

00:12:02.721 --> 00:12:06.420
‫و می‌خوام قبل از اینکه تصمیم‌گیری کنم، به بقیه...

00:12:06.464 --> 00:12:08.118
‫این فرصت رو بدم تا حرف‌هاشون رو بزنن.

00:12:08.161 --> 00:12:11.034
‫در همین رابطه، دوست‌دارم با کلانتر پرکینز شروع کنم

00:12:11.077 --> 00:12:15.865
‫به‌نظر شما اگه قانون تک‌نژادی ساعتی توی ریوردیل اجرا بشه..

00:12:15.908 --> 00:12:18.128
‫این امر باعث کاهش جرم و جنایت می‌شه؟

00:12:18.171 --> 00:12:19.869
‫بله شهردار کلر، همینطوره

00:12:19.912 --> 00:12:25.178
‫یعنی خب...بقیه شهر ها مثل " گرین‌دیل "
‫"سنترویل " و " سی‌ساید " رو ببینید...

00:12:25.222 --> 00:12:29.052
‫از وقتی قانون تک‌نژادی رو اجرا کردن جرم و جنایت
‫توی شهرهاشون 50 درصد کاهش یافته.

00:12:29.095 --> 00:12:35.841
‫کلانتر پرکینز، فکرکنم بد نیست بهمون توضیح بدین
‫این قانون تک‌نژادی مستلزم چه چیزایی هست؟

00:12:35.885 --> 00:12:38.278
‫خب، خیلی ساده‌ست
‫مدیر کوپر!

00:12:38.322 --> 00:12:41.281
‫همه مردم سیاه‌پوست، شهروندان و غیره...

00:12:41.325 --> 00:12:44.415
‫باید وقتی غروب می‌شه از شهر خارج بشن.

00:12:44.458 --> 00:12:47.244
‫اگه اینکارو نکنن، متخلف در نظر گرفته شده و باهاشون برخورد میشه.

00:12:47.287 --> 00:12:49.202
‫نمی‌تونید اینارو کنید!

00:12:52.466 --> 00:12:56.688
‫علاوه‌بر اینکه کاملا دارین نژادپرستانه عمل می‌کنید...

00:12:56.731 --> 00:12:58.995
‫بلکه فکر می‌کنید فقط سیاه‌پوستان
‫جرم و جنایت می‌کنن.

00:12:59.038 --> 00:13:01.127
‫پس خانواده‌های سیاه‌پوست شهر چی می‌شن؟

00:13:01.171 --> 00:13:03.651
‫سیاه‌پوستانی که صاحب مشاغل‌ـن؟
‫اونا چیکار کنن؟

00:13:03.695 --> 00:13:05.653
‫چطوری خرج زندگی‌شون رو در بیارن؟

00:13:05.697 --> 00:13:08.743
‫خب، فکرنکنم قبلا با هم آشنا شده باشیم خانم...

00:13:08.787 --> 00:13:14.271
‫ ولی از نظرم اگه بعضی از مردم نمی‌تونن قانون
‫به این سادگی رو رعایت کنن...

00:13:17.100 --> 00:13:19.232
‫شاید بهتره از اینجا برن و یه جای دیگه‌ زندگی کنن!

00:13:19.276 --> 00:13:21.495
‫مثلا قبر بابات!

00:13:21.539 --> 00:13:23.889
‫من با تمام وجودم از این کشور دفاع نکردم...

00:13:23.933 --> 00:13:26.892
‫تا برگردم به شهری که توش مردم مختلف...

00:13:26.936 --> 00:13:29.590
‫نمی‌تونن آزاد باشن و حق خدادادی‌شون ازشون گرفته شده!

00:13:29.634 --> 00:13:30.896
‫ممنون، آرچی

00:13:31.723 --> 00:13:32.985
‫آرتی هستم، خانم!

00:13:34.769 --> 00:13:36.597
‫و درضمن...

00:13:36.641 --> 00:13:39.078
‫پنج‌نفر از کارمندان من تو ایستگاه آتش‌نشانی سیاه‌پوستن!

00:13:39.122 --> 00:13:40.775
‫و الانم دوستان من محسوب می‌شن.

00:13:40.819 --> 00:13:42.995
‫اونا بارها جون‌مون رو نجات دادن.

00:13:43.039 --> 00:13:44.997
‫آقای اندروز و کلانتر پرکینز، به من گوش کنید...

00:13:45.041 --> 00:13:47.478
‫واضحه که الان باید خیلی چیزها رو درنظر بگیرم،

00:13:47.521 --> 00:13:51.699
‫پس، پیشنهاد می‌کنم فعلا بیخیال این موضوع بشیم...

00:13:51.743 --> 00:13:55.660
‫بعد از جشن‌سال نو دوباره دور هم جمع می‌شیم
‫و این مسئله رو حل و فصل می‌کنیم

00:13:55.703 --> 00:13:58.445
‫یه‌بار برای همیشه!
‫چون تصمیم آسونی نیست...

00:13:58.489 --> 00:13:59.882
‫نظرتون چیه؟

00:14:01.492 --> 00:14:03.886
‫واقعا یه جای کار می‌لنگه!

00:14:06.497 --> 00:14:08.891
‫تا جایی که من می‌دونم، ریوردیل
‫هیچوقت یه شهر تک‌نژادی ساعتی نبوده

00:14:08.934 --> 00:14:12.851
‫انگار یکی داره تاریخ رو از نو می‌نویسه

00:14:15.506 --> 00:14:17.073
‫و فکرکنم بدونم کار کیه...

00:14:17.116 --> 00:14:18.770
‫کلانتر پرکینز...

00:14:18.813 --> 00:14:20.815
‫یه نسخه دیگه‌ش توی زمان خودمم هست،
‫پرسیوال پیکنز!

00:14:20.859 --> 00:14:23.035
‫اون یه شیطانه!

00:14:23.079 --> 00:14:27.213
‫اگه ماموریت‌ـم این باشه که جلوش رو بگیرم چی؟
‫نا نقشه‌هاش رو نقش‌برآب کنم

00:14:27.257 --> 00:14:29.607
‫شاید به‌خاطر همین اومدی اینجا...

00:14:29.650 --> 00:14:31.348
‫به این لحظه خیلی مهم توی زمان...

00:14:32.827 --> 00:14:34.960
‫کمک! کمک کنید...

00:14:35.004 --> 00:14:37.397
‫لطفا! کمک کنید! اونا دنبال‌مون هستن!
‫ما بچه داریم.

00:14:39.486 --> 00:14:40.661
‫ممنون

00:14:48.669 --> 00:14:49.844
‫واقعا ممنونم

00:14:52.021 --> 00:14:54.545
‫توی " سنترویل " بودیم و یهو بنزین ماشین‌مون تموم شد،

00:14:54.588 --> 00:14:56.764
‫دقیقا وقتی که هوا داشت تاریک می‌شد،

00:14:56.808 --> 00:14:59.071
‫سنترویل یه‌شهر تک‌نژادی ساعتیه!

00:14:59.115 --> 00:15:02.161
‫نزدیک بود پلیس گیرمون بندازه اما به جنگل فرار کردیم...

00:15:02.205 --> 00:15:04.772
‫و بعدش این غذاخوری رو یادمون اومد

00:15:04.816 --> 00:15:06.383
‫اسمش رو توی کتاب " گرین‌بوک " خونده بودیم،

00:15:07.297 --> 00:15:08.994
‫تا اینجا پیاده اومدیم،

00:15:09.038 --> 00:15:11.040
‫نباید تو جاده باشیم...

00:15:11.083 --> 00:15:13.520
‫میشه یه مدت اینجا بمونیم؟

00:15:13.564 --> 00:15:15.479
‫فقط تا فردا صبح...

00:15:15.522 --> 00:15:18.743
‫بعدش برمی‌گردیم توی ماشین‌مون، البته
‫اگه هنوز اونجا باشه

00:15:21.702 --> 00:15:25.532
‫شب کریسمس‌ـه! معلومه که می‌تونید...

00:15:26.881 --> 00:15:27.970
‫ممنون

00:15:33.845 --> 00:15:34.933
‫خدای من...

00:15:38.154 --> 00:15:40.199
‫طوری نیست،

00:15:40.243 --> 00:15:43.202
‫آروم باشین، اونا رو بسپارید به من.

00:15:51.863 --> 00:15:54.039
‫ببخشید آقای محترم
‫غذاخوری بسته‌ست.

00:15:54.083 --> 00:15:56.128
‫نیومدیم میلک‌شیک بخوریم خانم!

00:15:56.172 --> 00:15:59.827
‫با خودمون گفتیم ممکنه به چندتا
‫جنایت‌کار فراری پناه داده باشین...

00:15:59.871 --> 00:16:02.917
‫همکارانمون توی سنترویل بعد از غروب خورشید

00:16:02.961 --> 00:16:05.920
‫به چندتا متجاوز برخورد کردن و تعقیب‌شون کردن.

00:16:05.964 --> 00:16:10.360
‫و آخرین باری که دیدنشون، تو
‫راه اینجا بودن.

00:16:10.403 --> 00:16:12.492
‫خب، ما اینجا هیچ جنایت‌کاری نداریم!

00:16:12.536 --> 00:16:15.452
‫ولی یه خانواده جوان هستن...

00:16:15.495 --> 00:16:18.933
‫اما آخرین باری که چک کردم ریوردیل یه
‫شهر تک‌نژادی نبود!

00:16:18.977 --> 00:16:21.588
‫درسته اما سنترویل هست و اونا قانون رو زیر پا گذاشتن...

00:16:21.632 --> 00:16:25.462
‫پس اون جنایت‌کاران رو با خودمون می‌بریم

00:16:25.505 --> 00:16:27.812
‫عالی میشه بیایم داخل و ببریم‌شون...

00:16:27.855 --> 00:16:29.118
‫حکم ورود دارین؟

00:16:30.249 --> 00:16:32.077
‫نه، نداریم

00:16:32.121 --> 00:16:36.168
‫خب پس حق ندارین یه قدم‌ـم به اینجا نزدیک بشین.

00:16:36.212 --> 00:16:40.477
‫چون می‌دونم وقتی مردم رو به‌خاطر زیر پا گذاشتن
‫قانون تک‌نژادی می‌گیرن چه بلایی سرشون میاد!

00:16:40.520 --> 00:16:43.610
‫ناپدید می‌شن و خدامی‌دونه دیگه چی...

00:16:43.654 --> 00:16:45.743
‫خب، می‌خوام با رئیست صحبت کنم

00:16:47.353 --> 00:16:48.572
‫من اینجام!

00:16:51.705 --> 00:16:55.579
‫و بذار روشنت کنم، بدون حکم ورود حق نداری
‫وارد غذاخوری‌ام بشی!

00:16:55.622 --> 00:16:57.450
‫خب حالا که اینطوریه
‫اگه اشکالی نداره..

00:16:57.494 --> 00:16:59.713
‫من به سنترویل خبر می‌دم و
‫همه‌مون اینجا منتظر می‌مونیم

00:16:59.757 --> 00:17:01.367
‫تا با حکم ورود بیان

00:17:01.411 --> 00:17:03.543
‫باید تا فردا صبح برسن...

00:17:03.587 --> 00:17:07.504
‫بعدش کارمون رو به اتمام می‌رسونیم و
‫عدالت اجرا میشه

00:17:07.547 --> 00:17:10.463
‫به سنترویل خبر بده تا آماده بشن، معاون

00:17:12.117 --> 00:17:13.553
‫قراره شب طولانی‌ای باشه

00:17:16.687 --> 00:17:20.082
‫چند ساعت وقت خریدیم، اما به محض اینکه
‫حکم ورود صادر بشه

00:17:20.125 --> 00:17:22.649
‫هیچکس نمی‌تونه جلوی ورودشون
‫به اینجا و...

00:17:22.693 --> 00:17:24.695
‫دستگیر کردن شما ها رو بگیره.

00:17:24.738 --> 00:17:27.045
‫چطوره از در پشتی فرار کنیم؟ بریم داخل جنگل

00:17:27.089 --> 00:17:28.612
‫فکرنکنم بتونیم اینکارو کنیم، فلن

00:17:28.655 --> 00:17:30.527
‫بیبی‌آنی نفس‌تنگی داره

00:17:30.570 --> 00:17:32.920
‫اگه یهو نفس تنگی‌ـش عود کنه چیکار کنیم؟

00:17:32.964 --> 00:17:35.575
‫دارو هاش رو توی ماشین جا گذاشتیم.

00:17:35.619 --> 00:17:37.534
‫لعنتی، الان فقط معجزه کریسمس می‌تونه
‫به دادمون برسه!

00:17:40.450 --> 00:17:41.538
‫اره

00:17:45.672 --> 00:17:49.894
‫فقط معجزه کریسمس می‌تونه!

00:17:49.937 --> 00:17:52.157
‫نمی‌تونم مستقیما خودمو دخالت بدم، این یه قانونه!

00:17:52.201 --> 00:17:54.899
‫شب کریسمسه! تو یه فرشته‌ای...

00:17:54.942 --> 00:17:58.337
‫این جزو اون موقعیت هایی نیست که باید
‫خودتو قاطی ماجرا کنی؟

00:17:58.381 --> 00:17:59.686
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

00:17:59.730 --> 00:18:01.384
‫چیزی که یکم پیش خودت گفتی...

00:18:01.427 --> 00:18:05.562
‫اینکه اگه شکل واقعی‌ـت رو ببینم، دیوونه میشم

00:18:05.605 --> 00:18:07.041
‫واقعا گفتی؟

00:18:07.085 --> 00:18:09.174
‫اره

00:18:09.218 --> 00:18:11.437
‫چشم‌هات شروع به خون‌ریزی می‌کنه و
‫مغز‌ـت از وسط نصف میشه!

00:18:11.481 --> 00:18:15.615
‫خب، این یعنی اگه کلانتر تو رو ببینه
‫مغز اونم از وسط نصف میشه؟

00:18:16.964 --> 00:18:18.227
‫خیلی‌خب، ببینم چیکار می‌تونم بکم

00:18:18.270 --> 00:18:20.707
‫ممنون رفائل، واقعا ممنونم

00:18:20.751 --> 00:18:23.014
‫اما فقط...چند لحظه صبرکن

00:18:23.057 --> 00:18:25.886
‫اول یه زنگ به رئیس اندروز میزنم و بعدش
‫به همه میگم بیان پشت.

00:18:29.803 --> 00:18:31.631
‫بهشون گفتم از سر جاشون تکون نخورن و
‫به در نزدیک نشن.

00:18:31.675 --> 00:18:33.024
‫خودتم نمی‌تونی ببینی...

00:18:33.067 --> 00:18:34.112
‫قرار هم نیست ببینم.

00:18:34.156 --> 00:18:36.158
‫و مرسی رفائیل.

00:18:56.787 --> 00:18:59.006
‫رئیس آتیشنشانی اندروز قراره
‫بیاد پیش ما و کمکت کنه بری خونه.

00:18:59.050 --> 00:19:01.487
‫ولی اول باید یه‌جایی بریم.

00:19:01.531 --> 00:19:02.619
‫چه اتفاقی برای اینا افتاده؟

00:19:07.406 --> 00:19:08.755
‫بیاید، باید بریم.

00:19:08.799 --> 00:19:12.803
‫تایتوس خبر میده ببرنشون.

00:19:12.846 --> 00:19:16.110
‫حدس می‌زدم امشب تا
‫دیروقت کار کنید آقای شهردار.

00:19:16.154 --> 00:19:19.331
‫دم کریسمس اصلاً وقت سر خاروندن نداشتم.

00:19:19.375 --> 00:19:25.250
‫حقیقتش اون موقع توی جلسه
‫زیاد نتونستم توجیح کنم.

00:19:25.294 --> 00:19:29.123
‫برای همین گفتم با دوست‌هام برسیم خدمت‌تون.

00:19:29.167 --> 00:19:34.259
‫این تریسی، فلین و دخترشون آنی‌ـه.

00:19:36.130 --> 00:19:38.872
‫همین چند ساعت قبل
‫مثل مجرم‌ها دنبال‌شون بودن

00:19:38.916 --> 00:19:41.092
‫اون هم به‌خاطر این که بعد از خاموشی
‫توی سنترویل دیدن‌شون.

00:19:42.528 --> 00:19:45.139
‫اینا دلیلی هست که نباید بذارید کلانتر پیکنز

00:19:45.183 --> 00:19:48.230
‫ریوردیل رو به یه شهر تک نژادی تبدیل کنه.

00:19:48.273 --> 00:19:52.234
‫با اینکار ریوردیل روحش رو
‫از دست میده جناب شهردار.

00:19:59.893 --> 00:20:01.634
‫تریسی بود.

00:20:01.678 --> 00:20:05.290
‫با فلین و آنی کوچولو
‫صحیح و سالم رسیدن خونه.

00:20:05.334 --> 00:20:07.510
‫پس ظاهراً
‫نیک آن باشد که انجامش نکوست.

00:20:07.553 --> 00:20:09.860
‫ولی یه‌چیزی باید بهتون بگم.

00:20:11.644 --> 00:20:15.344
‫اسم من تریسا نیست.
‫تبتاست.

00:20:16.170 --> 00:20:18.347
‫و شما...

00:20:19.957 --> 00:20:21.437
‫حقیقتش...

00:20:26.529 --> 00:20:29.923
‫تو نمی‌تونی منو شکست بدی
‫پس بیخیالش شو!

00:20:34.798 --> 00:20:37.191
‫و می‌دونید، اگه بنده

00:20:39.672 --> 00:20:45.939
‫زمانی که احتمال ژنرال شدن با چشم‌اندازی...

00:20:45.983 --> 00:20:53.033
‫وسیع از کل تاریخ انسان بهم پیشنهاد شد
‫قبول می‌کردم...

00:20:53.077 --> 00:20:56.341
‫این دکتر کینگ‌ـه.
‫سخنرانی قله‌ی کوهشه.

00:20:56.385 --> 00:20:58.604
‫...و پروردگار به من گفت...

00:20:58.648 --> 00:21:04.480
‫و این یعنی امروز سوم آپریل 1968ـه
‫و فردا دکتر کینگ...

00:21:04.523 --> 00:21:06.743
‫دکتر کینگ چی، تینا؟

00:21:06.786 --> 00:21:08.658
‫اگـ...اگه میشه یه‌کم پول
‫واسه اتوبوس قرض بده پاپ.

00:21:08.701 --> 00:21:10.921
‫باید جلوی یه اتفاقی رو بگیرم.

00:21:15.273 --> 00:21:17.406
‫خبری از مکانیک نشد؟

00:21:17.449 --> 00:21:21.888
‫نه، این هم درست شدنش دو سه ساعت طول می‌کشه.
‫یعنی...

00:21:21.932 --> 00:21:24.674
‫حالا حالاها به ممفیس نمی‌رسیم.

00:21:24.717 --> 00:21:26.371
‫اتوبوس دیگه‌ای هست سوار بشم؟

00:21:26.415 --> 00:21:29.200
‫واسه ممفیس؟
‫نه، همین یکی بود خانم.

00:21:33.900 --> 00:21:35.467
‫می‌دونم می‌خوای چیکار کنی.

00:21:36.599 --> 00:21:39.776
‫می‌خوای جون دکتر کینگ رو نجات بدی.

00:21:39.819 --> 00:21:43.693
‫می‌دونم خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی کاری از دستت بر نمیاد.

00:21:43.736 --> 00:21:46.173
‫من تو کتم نمیره رفائیل.

00:21:46.217 --> 00:21:49.873
‫یادمه بتی گفت اولین دفتر اف‌بی‌آی
‫ریوردیل سال 1950 باز شد.

00:21:49.916 --> 00:21:50.917
‫شاید اونا بتونن کمک کنن.

00:22:00.927 --> 00:22:02.581
‫کمکی از دست‌مون بر میاد خانم؟

00:22:08.239 --> 00:22:10.502
‫و اگه بخوام به مسافرخونه‌ی
‫لورین زنگ بزنم چی؟

00:22:10.546 --> 00:22:13.723
‫همون‌جایی که امشب دکتر کینگ قراره بمونه.

00:22:13.766 --> 00:22:18.641
‫منشی حرفت رو باور نمی‌کنه.
‫شاید خط تلفن هم قطع کردن.

00:22:18.684 --> 00:22:20.120
‫این وضع درست نیست.

00:22:20.164 --> 00:22:22.471
‫- منصفانه نیست.
‫- می‌دونم.

00:22:22.514 --> 00:22:26.997
‫اما یه‌سری اتفاق‌ها توی
‫تاریخ غیرقابل تغییرن.

00:22:27.040 --> 00:22:30.957
‫و متأسفانه این هم یکی از همون‌هاست.

00:22:31.001 --> 00:22:36.180
‫بعضی اتفاق‌های خاص توی گذشته انقدر
‫توی ساختار دنیا تأثیر گذارن

00:22:36.223 --> 00:22:38.965
‫که جهان نمی‌ذاره چیزی تغییرش بده.

00:22:39.792 --> 00:22:42.273
‫خب حالا چیکار کنم؟

00:22:42.316 --> 00:22:44.928
‫باز هم تکلیفم مربوط به پرسیوال‌ـه؟

00:22:44.971 --> 00:22:47.234
‫می‌تونی بری دنبال طلسمت بگردی.

00:22:47.278 --> 00:22:48.888
‫هنوز هم سر جاشه.

00:22:48.932 --> 00:22:52.152
‫نمی‌تونم تصور کنم که
‫بتونم روی چیزی به‌غیر از

00:22:52.196 --> 00:22:56.026
‫اتفاقی که قراره امشب بیوفته تمرکز کنم.

00:22:56.069 --> 00:22:57.549
‫پس منم باهات منتظر می‌مونم.

00:23:05.339 --> 00:23:07.777
‫شب بخیر، هم‌اکنون با پیامی
‫فوری از سناتور رابرت کندی

00:23:07.820 --> 00:23:12.738
‫از ایندیاناپولیس خدمت شما هستیم.

00:23:12.782 --> 00:23:16.176
‫با سلام خدمت شنونگان عزیز
‫متأسفانه خبر بدی دارم

00:23:16.220 --> 00:23:21.138
‫و فکر می‌کنم این خبر برای شهروندهامون

00:23:21.181 --> 00:23:25.098
‫و کسانی که در دنیا به دنبال صلح هستن
‫ناراحت‌کننده‌ست

00:23:25.142 --> 00:23:29.494
‫متأسفانه امشب مارتین
‫لوتر کینگ در ممفیس، تنسی

00:23:29.538 --> 00:23:31.322
‫به ضرب گلوله به قتل رسید.

00:23:34.281 --> 00:23:35.544
‫بابابزرگ.

00:23:36.806 --> 00:23:39.461
‫مارتین لوتر کینگ...

00:23:39.504 --> 00:23:44.988
‫زندگی خود را وقف عشق‌ورزی...

00:23:48.818 --> 00:23:50.472
‫حالا چیکار کنیم؟

00:23:50.515 --> 00:23:52.517
‫برای ادای احترام غذاخوری رو تعطیل کنیم؟

00:23:52.561 --> 00:23:56.129
‫به‌نظرم باز باشه بهتره.

00:23:56.173 --> 00:24:00.743
‫فکر کنم مردم الان نیاز
‫دارن که حس کنن تنها نیستن.

00:24:00.786 --> 00:24:03.310
‫که حس کنن جزئی از جامعه هستن.

00:24:12.406 --> 00:24:14.670
‫و شاید فردا اوضاع بهتر شد.

00:24:22.242 --> 00:24:23.853
‫کمکی از دستم بر میاد؟

00:24:23.896 --> 00:24:26.508
‫صبح بخیر.
‫وضعیت شما چطوره؟

00:24:26.551 --> 00:24:27.552
‫خوبه، بد نیست.

00:24:27.596 --> 00:24:29.206
‫خیلی هم خوب.

00:24:29.249 --> 00:24:30.860
‫انگار خیلی مشتری دارید.

00:24:30.903 --> 00:24:34.951
‫خب، راستش توی گرین‌دیل مردم بدجور شورش کردن

00:24:34.994 --> 00:24:37.127
‫همینطور سنترویل و سی‌ساید.
‫دیشب اتفاق افتاد.

00:24:37.170 --> 00:24:40.783
‫برای همین از حالا
‫شهردار وضعیت اضطراری اعلام کرده

00:24:40.826 --> 00:24:45.527
‫و تا اطلاع ثانوی تمام گردهمایی‌های
‫ریوردیل رو ممنوع کرده.

00:24:45.570 --> 00:24:48.312
‫باید کسایی که توی غذاخوری
‫هستن تا ساعت 6 متفرق بشن.

00:24:48.355 --> 00:24:50.444
‫اینجا کسی دنبال شورش نیست.

00:24:50.488 --> 00:24:55.014
‫مردم فقط می‌خوان پیش هم
‫دعا بخونن و سوگواری کنن.

00:24:55.058 --> 00:24:58.148
‫و از کِی تا حالا شهردار
‫به اف‌بی‌آی دستور میده؟

00:24:58.191 --> 00:25:01.020
‫شهردار از رئیس اداره کمک خواست.
‫ما هم از خدمت بهشون خوشحالیم.

00:25:01.064 --> 00:25:02.848
‫ساعت 6 برمی‌گردیم.

00:25:02.892 --> 00:25:04.981
‫تا اون موقع به همه بگید از اینجا برن.

00:25:05.024 --> 00:25:06.417
‫وگرنه؟

00:25:06.460 --> 00:25:09.028
‫وگرنه مجبوریم دستگیرشون کنیم.

00:25:12.118 --> 00:25:13.250
‫میشه یه‌چیزی بپرسم؟

00:25:16.862 --> 00:25:19.648
‫تو مشکلت چیه؟

00:25:19.691 --> 00:25:23.042
‫کسی که این همه برامون عزیز بوده
‫با بی‌رحمی کُشته شده

00:25:23.086 --> 00:25:28.439
‫ما هم که آروم و ساکت
‫نشستیم رادیو گوش می‌دیم.

00:25:28.482 --> 00:25:30.789
‫چه فرقی به حال شما می‌کنه؟

00:25:30.833 --> 00:25:36.012
‫متوجهم که شما و دوست‌هاتون
‫الان خیلی ناراحت هستید.

00:25:36.055 --> 00:25:40.451
‫ما فقط می‌خوایم مطمئن بشیم که
‫این احساسات از کنترل خارج نشن.

00:25:41.539 --> 00:25:44.020
‫و منجر به خشونت و خونریزی بشن.

00:25:45.804 --> 00:25:47.458
‫غذاخوری مثل یه بشکه‌ی باروته.

00:25:48.546 --> 00:25:49.721
‫حیفه اگه منفجرش کنم.

00:25:58.730 --> 00:25:59.818
‫اون حرومزاده چی می‌خواست؟

00:26:01.037 --> 00:26:01.994
‫می‌خواست...

00:26:02.908 --> 00:26:04.214
‫ما رو متفرق کنه.

00:26:05.084 --> 00:26:07.130
‫می‌خوان با قانون حکومت
‫نظامی جلومون رو بگیرن.

00:26:07.173 --> 00:26:10.263
‫باید تا ساعت 6 از اینجا بریم
‫وگرنه می‌گیرن‌مون.

00:26:10.307 --> 00:26:12.788
‫شنیدم پلیس دیشب توی
‫سی‌ساید یه معترض رو کتک زده.

00:26:13.745 --> 00:26:15.529
‫باید یه‌کاری بکنیم.

00:26:15.573 --> 00:26:18.358
‫آره، بریزیم تو خیابون شلوغش کنیم...

00:26:18.402 --> 00:26:20.752
‫اصلاً اونا چه حقی دارن که بهمون
‫بگن می‌تونیم پیش هم باشیم یا نه؟

00:26:20.796 --> 00:26:21.884
‫هیچ حقی ندارن.

00:26:23.407 --> 00:26:25.888
‫اما نباید بازیچه‌شون بشیم.

00:26:25.931 --> 00:26:29.065
‫چون مطمئن باشید که دنبال
‫بهونه‌ان تا یه بلایی سرمون بیارن.

00:26:29.108 --> 00:26:30.675
‫پس به‌نظرت چیکار کنیم؟

00:26:30.719 --> 00:26:32.634
‫من اون مأمور اف‌بی‌آی رو می‌شناسم.

00:26:32.677 --> 00:26:36.899
‫اون دنبال خشونت و خونریزیه.
‫می‌خواد خون ما رو بریزه.

00:26:36.942 --> 00:26:38.770
‫اون می‌خواد ما متفرق بشیم

00:26:38.814 --> 00:26:41.730
‫تا از هم جدا باشیم و استرس داشته باشیم

00:26:41.773 --> 00:26:44.471
‫تا تک و تنها دنبال دردسر باشیم

00:26:44.515 --> 00:26:47.387
‫تا واسه خودش و رفیق‌هاش
‫یه طعمه‌ی آسون باشیم.

00:26:48.911 --> 00:26:52.044
‫ولی ما بازیچه‌شون نمی‌شیم.

00:26:52.088 --> 00:26:55.657
‫وقتی غروب شد همه همین‌جا می‌مونیم.

00:26:56.658 --> 00:26:58.572
‫با هم.

00:26:58.616 --> 00:27:02.489
‫آواز می‌خونیم و دعا می‌کنیم
‫و کنار هم می‌مونیم.

00:27:02.533 --> 00:27:04.317
‫مگه نگفتی دستگیر می‌شیم؟

00:27:04.361 --> 00:27:08.234
‫نه، اون این حرف رو زد.

00:27:08.278 --> 00:27:11.281
‫من یه فکری دارم تا جلوی اتفاق رو بگیرم.

00:27:11.324 --> 00:27:15.067
‫فکری که خود مأمور پیرس انداخت تو کله‌ام.

00:27:17.069 --> 00:27:20.029
‫خانم تیت هستم با رئیس هوور کار داشتم.

00:27:21.987 --> 00:27:24.076
‫و تأیید می‌کنم که شما به آقای هوور گفتید

00:27:24.120 --> 00:27:26.775
‫من از تمام پرونده‌های سرّی‌شون با خبرم.

00:27:26.818 --> 00:27:28.602
‫لطفاً گوشی دست‌تون.

00:27:28.646 --> 00:27:30.343
‫جی ادگار هوور.

00:27:30.387 --> 00:27:34.043
‫رئیس اف‌بی‌آی؟
‫شماره‌اش رو از کجا آوردی؟

00:27:34.086 --> 00:27:37.524
‫به تلفن‌خونه اصلی زنگ زدم
‫و حدوداً 10 بار اینور اونورم کردن.

00:27:39.875 --> 00:27:42.399
‫هوور هستم.
‫شما؟

00:27:42.442 --> 00:27:43.922
‫آقای هوور.

00:27:43.966 --> 00:27:47.491
‫شما منو نمی‌شناسید.
‫ولی من خیلی خوب شما رو می‌شناسم.

00:27:47.534 --> 00:27:50.059
‫برای مثال، می‌دونم که مدارک غیرقانونی سرّی

00:27:50.102 --> 00:27:52.365
‫از یه‌سری مثلاً "تهدیدات"
‫مردم آمریکا نگه می‌دارید.

00:27:52.409 --> 00:27:54.803
‫شما کاملاً در اشتباهید خانم جوان.

00:27:54.846 --> 00:27:56.805
‫یکیش همون پرونده‌ی رابطه‌ی کندی مونرو.

00:27:56.848 --> 00:27:58.241
‫مزخرفه.

00:27:58.284 --> 00:27:59.982
‫و البته مخصوصاً پرونده‌ای که راجع‌به

00:28:00.025 --> 00:28:03.463
‫رئیس‌تونه،
‫رئیس جمهور لیندن جانسن.

00:28:03.507 --> 00:28:06.423
‫یه سؤال، از پرونده‌های
‫سرّی‌تون خبر نداره، نه؟

00:28:06.466 --> 00:28:09.992
‫ناجور میشه اگه بفهمه.
‫احتمالاً از دست‌تون ناراحت میشه.

00:28:10.035 --> 00:28:12.124
‫عمراً بتونی با رئیس جمهور حرف بزنی.

00:28:12.168 --> 00:28:13.299
‫با تو که تونستم، نه؟

00:28:14.213 --> 00:28:15.388
‫چی می‌خوای؟

00:28:15.432 --> 00:28:17.521
‫چیز زیادی نمی‌خوام.

00:28:17.564 --> 00:28:21.133
‫می‌خوام یکی از مأمورهای دردسر
‫سازت رو توی ریوردیل بشونی سر جاش.

00:28:21.177 --> 00:28:23.440
‫مأمور پری پیرس.

00:28:26.835 --> 00:28:28.271
‫بله، خودم هستم.

00:28:29.228 --> 00:28:30.055
‫سلام جناب رئیس.

00:28:31.927 --> 00:28:34.320
‫بله قربان.

00:28:34.364 --> 00:28:37.062
‫همین الان داشتیم می‌رفتیم
‫یه گردهمایی غیرقانونی رو متفرق کنـ...

00:28:40.849 --> 00:28:43.329
‫مطمئنید قربان؟

00:28:43.373 --> 00:28:44.548
‫بله قربان، متوجهم.

00:28:48.770 --> 00:28:50.249
‫چی گفت؟

00:28:52.861 --> 00:28:54.906
‫کنسلش کرد.

00:28:54.950 --> 00:28:57.953
‫عملیات مهمونی تیراندازی کنسل شد.

00:28:59.476 --> 00:29:00.956
‫و اینکه، اخراجم هم کرد.

00:29:01.870 --> 00:29:03.001
‫اخراجت کرد؟

00:29:03.915 --> 00:29:05.787
‫چرا؟

00:29:05.830 --> 00:29:07.484
‫حتماً یکی باهاش حرف زده

00:29:09.921 --> 00:29:14.708
‫همون زن فتنه‌گر که توی
‫غذاخوری کار می‌کرد.

00:29:50.135 --> 00:29:54.052
‫برو، برو.

00:29:55.401 --> 00:29:57.055
‫برو.

00:29:58.013 --> 00:29:59.362
‫ول کن برو.

00:30:08.588 --> 00:30:11.504
‫تکلیفم این بود؟

00:30:11.548 --> 00:30:15.030
‫طرد کردن پرسیوال؟
‫باز نگه داشتن غذاخوری؟

00:30:15.073 --> 00:30:16.858
‫به‌نظر من که آره.

00:30:16.901 --> 00:30:19.904
‫ممکن بود یه اتفاق وحشتناک
‫امشب توی ریوردیل بیوفته.

00:30:19.948 --> 00:30:21.819
‫و تو جلوش رو گرفتی.

00:30:21.863 --> 00:30:23.299
‫کاش کار بیشتری از دستم بر میومد.

00:30:23.342 --> 00:30:26.084
‫خب، شاید هنوز تکلیفت تموم نشده.

00:30:26.128 --> 00:30:28.260
‫تینا، سس کچاپ‌مون داره تموم میشه.

00:30:28.304 --> 00:30:30.088
‫میشه بری چندتا شیشه بیاری؟

00:30:30.132 --> 00:30:30.959
‫آره.

00:30:45.756 --> 00:30:47.540
‫پرسیوال.

00:30:58.900 --> 00:31:01.946
‫عه، اینجایی تسا؟
‫یالا، نیازت دارم.

00:31:01.990 --> 00:31:03.687
‫چرا؟ چی شد؟

00:31:03.730 --> 00:31:06.081
‫یکی روی دیوار یه‌چیز خیلی بد نوشته.

00:31:08.735 --> 00:31:10.607
‫آخه نمی‌فهمم.

00:31:10.650 --> 00:31:14.002
‫- 88 چیه؟
‫- علامت تنفر.

00:31:14.045 --> 00:31:17.701
‫88 شماره‌ای هست که
‫سفیدپوست‌های نژادپرست استفاده می‌کنن.

00:31:17.744 --> 00:31:19.921
‫آخه چرا باید کسی بیاد همچین
‫چیزی روی غذاخوری‌مون...

00:31:19.964 --> 00:31:21.444
‫غذاخوریت بنویسه؟

00:31:21.487 --> 00:31:23.272
‫سر بزنگاه مُچ‌شون رو گرفتم.

00:31:23.315 --> 00:31:25.709
‫الان با کلانتر کلر داخل نشسته.

00:31:41.116 --> 00:31:43.553
‫متأسفانه از دیشب داریم
‫تماس‌ها رو اولویت‌بندی می‌کنیم

00:31:43.596 --> 00:31:46.817
‫ولی از دیشب یه موج
‫وحشی‌گری توی شهر راه افتاده.

00:31:46.860 --> 00:31:48.993
‫وارد هزاره‌ی جدید شدیم
‫اونوقت مردم هنوز آدم نشدن.

00:31:52.170 --> 00:31:53.824
‫همه‌شون بچه بودن؟

00:31:53.867 --> 00:31:56.000
‫آره، همه‌شون مثل وقتی که

00:31:56.044 --> 00:31:59.177
‫پاپ مُچ برایان تالبوت رو گرفتم
‫واکنش نشون دادن.

00:31:59.221 --> 00:32:01.614
‫چطوری بوده واکنش‌شون؟

00:32:01.658 --> 00:32:04.878
‫وقتی مُچش رو گرفتم
‫انگار گیج شده بود.

00:32:04.922 --> 00:32:07.881
‫گفت اسپری زدن روی دیوار رو یادش نمیاد.

00:32:07.925 --> 00:32:09.666
‫انگار هیپنوتیزم شده بود.

00:32:12.103 --> 00:32:14.801
‫نظرتون چیه من برسونمش
‫خونه‌شون و با خونواده‌اش حرف بزنم

00:32:14.845 --> 00:32:16.847
‫ببینم چیزی می‌دونن یا نه؟

00:32:16.890 --> 00:32:18.283
‫فردا می‌تونی درمورد شکایت
‫کردن ازش صحبت کنیم.

00:32:18.980 --> 00:32:20.546
‫خوبه.

00:32:20.590 --> 00:32:22.809
‫اشکال نداره چند دقیقه باهاش حرف بزنم؟

00:32:22.853 --> 00:32:23.985
‫نه.

00:32:27.510 --> 00:32:28.990
‫برایان بودی، درسته؟

00:32:29.033 --> 00:32:31.253
‫آره.

00:32:31.296 --> 00:32:34.430
‫واقعاً بابت کاری که با
‫دیوار پشتی کردم متأسفم.

00:32:35.692 --> 00:32:37.128
‫حتی یادم نمیاد که انجامش داده باشم.

00:32:38.521 --> 00:32:39.913
‫گفته بودی.

00:32:44.048 --> 00:32:47.486
‫اینو بیرون پیدا کردم.
‫گفتم شاید مال تو باشه.

00:32:48.531 --> 00:32:51.012
‫آ...آره.

00:32:51.055 --> 00:32:54.754
‫امبروز پیپز با لقب «موشک»
‫مثل کارت «جام مقدس» کارت‌های بیسباله.

00:32:54.798 --> 00:32:57.496
‫اون تنها بازیکن لیگ
‫بزرگ بیسبال از ریوردیل‌ـه.

00:32:57.540 --> 00:33:00.064
‫تازه خریدمش.

00:33:00.108 --> 00:33:03.024
‫از کجا؟

00:33:03.067 --> 00:33:07.028
‫از عتیقه فروشی‌ای که توی شهر باز شده.

00:33:07.071 --> 00:33:08.681
‫صاحب مغازه خیلی خوب بهم فروخت.

00:33:08.725 --> 00:33:10.596
‫فقط باید با یه...

00:33:15.819 --> 00:33:16.863
‫برایان؟

00:33:18.778 --> 00:33:19.823
‫یادم نمیاد.

00:33:20.780 --> 00:33:23.305
‫صحیح.

00:33:23.348 --> 00:33:26.308
‫و اسم صاحب مغازه چی بود؟

00:33:26.351 --> 00:33:27.265
‫اونو یادته؟

00:33:30.007 --> 00:33:31.530
‫اسمش پال یا همچین چیزی بود.

00:33:33.141 --> 00:33:35.752
‫فکر کنم پال پرینس.

00:33:39.451 --> 00:33:41.497
‫و گفتی مغازه‌اش کجا بود؟

00:33:50.767 --> 00:33:51.637
‫ببخشید دیر اومدم.

00:33:53.204 --> 00:33:55.163
‫برام سؤال بود کِی خودت رونشون میدی رفائیل.

00:33:55.206 --> 00:33:59.254
‫توی سفر در زمان کارِت خوب شده.

00:33:59.297 --> 00:34:00.994
‫باز هم توی زمان سفر کردی.

00:34:01.038 --> 00:34:03.693
‫فقط یک ثانیه قبل از انفجار منتقل شدی.

00:34:06.261 --> 00:34:09.307
‫اما هنوز دارم با پرسیوال
‫قایم باشک بازی می‌کنم.

00:34:17.750 --> 00:34:19.578
‫تو برو.
‫من حواسم هست.

00:35:22.511 --> 00:35:25.905
‫چرا پرسیوال همیشه موقع
‫اتفاق‌های ناجور پیداش میشه؟

00:35:25.949 --> 00:35:29.170
‫توی دهه 40 می‌خواست
‫ریوردیل رو تک‌نژادی بکنه.

00:35:29.213 --> 00:35:32.129
‫سال 68 هم که می‌خواست شهر رو به آشوب بکشه.

00:35:32.173 --> 00:35:36.438
‫و حالا سال 1999 هم که داره
‫شهر رو با نفرت مسموم می‌کنه.

00:35:36.481 --> 00:35:38.222
‫آدم‌هایی هستن که انقدر بی‌رحم و قلب سردن

00:35:38.266 --> 00:35:40.877
‫که یه روستا رو فقط برای
‫گرم شدن خودشون آتیش می‌زنن.

00:35:40.920 --> 00:35:43.445
‫آره، اما چطوری همچین کاری می‌کنه؟

00:35:43.488 --> 00:35:47.405
‫داره همینطوری توی بقیه بدن‌ها ظهور می‌کنه؟
‫یا یه مسافر زمان نامیراست؟ یا شیطانه؟

00:35:52.280 --> 00:35:53.933
‫وایسا.

00:35:53.977 --> 00:35:56.762
‫این نیزه‌ی لونگینوس‌ـه.
‫میگن که موقع مرگ مسیح

00:35:56.806 --> 00:35:59.852
‫کنار صلیبش بوده.

00:35:59.896 --> 00:36:02.464
‫این یکی از قوی‌ترین اشیای تاریخه.

00:36:04.205 --> 00:36:05.684
‫و این هم جام مقدس‌ـه.

00:36:05.728 --> 00:36:09.949
‫جامی که توی شام آخر استفاده شد.

00:36:09.993 --> 00:36:12.604
‫تبتا، این ممکنه همونی باشه که دنبالش بودی.

00:36:12.648 --> 00:36:14.911
‫این ممکنه همون جام مقدست باشه.

00:36:14.954 --> 00:36:18.697
‫می‌تونی ازش برای برگشتن به
‫قبل از تیر خوردنت استفاده کنی.

00:36:18.741 --> 00:36:22.179
‫و پال پرینس چی؟
‫همون پرسیوال خودمون.

00:36:22.223 --> 00:36:24.747
‫برو جام رو پیدا کن.
‫بعداً حساب اون هم می‌رسیم.

00:36:35.627 --> 00:36:40.589
‫باز هم گذرمون به‌هم خورد.

00:36:41.720 --> 00:36:43.853
‫اما امشب آخرین باریه
‫که هم‌دیگه رو می‌بینیم.

00:36:50.338 --> 00:36:52.253
‫تو کی هستی؟

00:36:53.166 --> 00:36:55.299
‫اسم‌های من زیاد هستن.

00:36:55.343 --> 00:36:59.216
‫اما شمع رو خاموش کن
‫تا ببینی من خود تاریکی هستم.

00:37:07.180 --> 00:37:10.140
‫یه‌چیزی که خیلی‌ها راجع‌به
‫من نمی‌دونن اینه که...

00:37:10.183 --> 00:37:13.230
‫که توی دانشگاه من توی
‫تیم اول شمشیرزنی بودم.

00:37:13.274 --> 00:37:14.449
‫و همینطور تیم مناظره.

00:37:16.146 --> 00:37:18.148
‫بحث فلسفی مورد علاقه‌ام این بود:

00:37:18.191 --> 00:37:20.716
‫اگه می‌تونستی توی زمان سفر
‫کنی و هیتلر رو بکُشی، می‌کُشتی؟

00:37:22.457 --> 00:37:24.285
‫جوابم همیشه مثبت بود.

00:37:27.679 --> 00:37:30.508
‫بعد از غیب زدنش چیکار کردی؟

00:37:30.552 --> 00:37:35.774
‫مغازه رو آتیش زدم و جام رو برداشتم.

00:37:35.818 --> 00:37:38.081
‫پرسیوال چندین بار سعی کرد توی این شهر

00:37:38.124 --> 00:37:42.694
‫ریشه‌اش رو رشد بده
‫اما تو جلوش رو گرفتی.

00:37:42.738 --> 00:37:46.655
‫ولی الان دیگه به‌نظرم وقتشه
‫روی برگشتن به خونه تمرکز کنی.

00:37:46.698 --> 00:37:47.569
‫خونه‌ی واقعیت.

00:37:49.397 --> 00:37:52.313
‫با گفتن این حرف احساس
‫مسخره‌ای بهم دست میده اما...

00:37:52.356 --> 00:37:54.706
‫اگه جام طلسم من نباشه چی؟
‫اونوقت چیکار کنم؟

00:37:54.750 --> 00:37:56.578
‫اگه نباشه
‫پس باید به گشتن ادامه بدی.

00:37:57.883 --> 00:37:58.971
‫به مبارزه کردن ادامه بده.

00:38:00.495 --> 00:38:01.583
‫ولی نترس، من امیدوارم.

00:38:06.109 --> 00:38:07.023
‫بخور ببینیم چی میشه.

00:38:10.461 --> 00:38:11.375
‫به افتخار آینده.

00:38:36.705 --> 00:38:38.663
‫چی شد یهو؟

00:38:38.707 --> 00:38:41.057
‫این یارو یکی از نوچه‌های پرسیوال‌ـه.

00:38:41.100 --> 00:38:43.494
‫هرچند ممکنه وقتی بهوش بیاد
‫خودش یادش نباشه.

00:38:43.538 --> 00:38:45.844
‫ولی اومده بود ما رو بکُشه.

00:38:45.888 --> 00:38:48.586
‫خب، هدفش کُشتن من بوده.

00:38:49.805 --> 00:38:51.328
‫چی شده؟ از چی خبر ندارم؟

00:38:51.372 --> 00:38:53.243
‫از خیلی چیزها.

00:38:53.286 --> 00:38:55.680
‫فکر کنم نوبت منه توضیح بدم.

00:38:57.682 --> 00:39:00.141
‫البته بعد از اینکه با طناب
‫بستیمش و انداختیمش توی فریزر.

00:39:03.122 --> 00:39:04.472
‫تو مسافر زمانی؟

00:39:04.515 --> 00:39:06.430
‫من یه کرونوکینِتیک هستم.
‫(کسی که قدرت کنترل زمان را دارد)

00:39:06.474 --> 00:39:12.001
‫- آره.
‫- با کمک یه فرشته؟

00:39:12.044 --> 00:39:16.135
‫خب چرا این فرشته گیر من
‫یا بتی، آرچی و شرل نیومد؟

00:39:16.179 --> 00:39:20.009
‫فکر کنم داشت بهم آموزش داده می‌شد جاگ.

00:39:20.052 --> 00:39:23.055
‫برای جنگی که چندین دهه یا
‫حتی چندین قرنه که ادامه داره.

00:39:23.099 --> 00:39:25.493
‫و جنگ‌های بزرگش هنوز نرسیدن.

00:39:25.536 --> 00:39:27.451
‫جنگ؟

00:39:27.495 --> 00:39:30.367
‫- یعنی...
‫- توی هر دوره زمانی یه آدم شرور بوده

00:39:30.411 --> 00:39:32.456
‫که می‌خواسته هرچی توی ریوردیل خوب و عادلانه

00:39:32.500 --> 00:39:35.154
‫و شریف بوده از بین ببره.

00:39:35.198 --> 00:39:36.721
‫پرسیوال؟

00:39:36.765 --> 00:39:40.116
‫هِی همیشه مثل جن ظاهر می‌شد.

00:39:40.159 --> 00:39:44.599
‫نمی‌دونم چیه
‫ولی فکر نکنم آدمیزاد باشه.

00:39:44.642 --> 00:39:47.515
‫پرسیوال مثل مظهر شیطانه
‫و قراره همه‌مون رو نابود کنه

00:39:47.558 --> 00:39:51.867
‫همه‌ی ماهایی که قدرت داریم و
‫می‌خوایم با هم جلوش رو بگیریم.

00:39:54.826 --> 00:39:56.741
‫گیجم کردی.

00:39:56.785 --> 00:39:59.178
‫اگه توی گذشته این پرسیوال مزاحم
‫می‌خواسته ریوردیل رو نابود کنه

00:39:59.222 --> 00:40:01.920
‫پس چرا داره راه‌آهن می‌کشه به شهر؟

00:40:01.964 --> 00:40:03.879
‫خب، فکر نکنیم آخرین هدفش اون باشه.

00:40:03.922 --> 00:40:05.881
‫هرچند داره عملیش می‌کنه.

00:40:05.924 --> 00:40:07.535
‫شنیدم که عمو فرنک داشت با یکی حرف می‌زد.

00:40:07.578 --> 00:40:09.624
‫شاید با مامان تو بوده بتی.

00:40:09.667 --> 00:40:12.844
‫پرسیوال می‌خواد فرماندار دولی رو
‫متقاعد کنه تا موافق نقشه‌ی قطارش باشه

00:40:12.888 --> 00:40:14.846
‫هرکاری می‌کنه تا جلوی
‫موندگار شدن پاپز رو بگیره.

00:40:14.890 --> 00:40:17.240
‫چون پاپز مظهر مقاومته.

00:40:17.283 --> 00:40:19.547
‫جایی که تمام خوبی‌ها ارتش می‌شن

00:40:19.590 --> 00:40:22.201
‫جایی که جنگ آخر اتفاق میوفته
‫و اون هم می‌خواد از نقشه پاکش کنه.

00:40:22.245 --> 00:40:24.334
‫تبتا، اینا رو از کجا می‌دونی؟

00:40:24.377 --> 00:40:28.469
‫خب، وقتی فهمیدم طلسم زمانم واقعاً چی بوده

00:40:28.512 --> 00:40:30.035
‫کارم توی سفر در زمان خوب شد.

00:40:30.079 --> 00:40:33.169
‫وایسا ببینم، طلسمت جام نبود؟

00:40:33.212 --> 00:40:36.433
‫نه، طلسمم پاپز بود، همیشه پاپز بوده.

00:40:36.477 --> 00:40:38.609
‫مثل دوروتی و کفش‌های
‫جادوییش توی جادوگر شهر اُز بود.

00:40:38.653 --> 00:40:41.743
‫غذاخوری منبع انرژی محدود سفر در زمانمه.

00:40:41.786 --> 00:40:43.919
‫منطقیه.

00:40:43.962 --> 00:40:45.921
‫ما همه منبع انرژی‌ای داریم که بهش وصلیم و
‫اجازه میده روی قدرت‌مون کنترل داشته باشیم.

00:40:45.964 --> 00:40:47.792
‫پاپز هم ممکنه مال تو باشه.

00:40:47.836 --> 00:40:50.708
‫درسته، ولی...
‫تبتا ادامه بده صحبتت رو.

00:40:50.752 --> 00:40:53.450
‫راست میگی. چند دقیقه طول
‫کشید تا قلق سفر در زمان دستم بیاد.

00:40:53.494 --> 00:40:58.847
‫اما وقتی قلقش دستم اومد
‫سعی کردم به‌جای سفر به گذشته به آینده برم.

00:40:58.890 --> 00:41:02.198
‫توی آینده غذاخوری کاملاً خالی بود.

00:41:02.241 --> 00:41:05.636
‫بدتر از داخل، بیرون بود
‫که آسمون پُر از خاکستر بود.

00:41:05.680 --> 00:41:09.901
‫و تا جایی که چشمم می‌دید،
‫ریوردیلی وجود نداشت.

00:41:09.945 --> 00:41:11.250
‫به یه برهوت تبدیل شده بود.

00:41:13.296 --> 00:41:15.385
‫این آینده‌ای که دیدی صد درصد اتفاق میوفته؟

00:41:15.428 --> 00:41:17.387
‫یا میشه جلوش رو گرفت یا تغییرش داد؟

00:41:18.693 --> 00:41:21.173
‫نمی‌دونم.

00:41:21.217 --> 00:41:23.045
‫یه‌سری رخدادها توی تاریخ
‫غیرقابل تغییر هستن

00:41:23.088 --> 00:41:26.265
‫و آینده‌ای که دیدم ممکن یکی از همونا باشه.

00:41:26.309 --> 00:41:30.574
‫اما سعی کنید هیچ اشتباهی نکنید
‫چون قضیه آخرالزمانه.

00:41:30.618 --> 00:41:34.317
‫آخرالزمانِ ریوردیل.
‫و الان هم تازه شروع شده.

00:41:34.341 --> 00:41:45.341
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.