﻿WEBVTT

00:00:02.001 --> 00:00:04.482
‫مـه از بین رفته بود و چـرخ
‫روزگار به چرخش ادامه داد...

00:00:04.525 --> 00:00:06.875
‫برای بتی و آرچی، نتیجه تستِ حاملگی...

00:00:06.919 --> 00:00:08.921
‫با احساسات و عواطف زیادی همراه بود.

00:00:08.964 --> 00:00:12.272
‫تمام فکر ذهن‌شون این بود که
اگه تست مثبت بود چی می‌شد...

00:00:12.316 --> 00:00:13.534
‫من که خیالم راحت شد،

00:00:16.059 --> 00:00:18.626
‫تو چی؟ یعنی خب اگه نتیجه تست مثبت بود

00:00:18.670 --> 00:00:21.325
‫دقیقاً باید چیکار می‌کردیم؟

00:00:21.368 --> 00:00:23.849
‫اره، باید به خیلی چیزها فکر می‌کردیم...

00:00:23.892 --> 00:00:28.288
‫و با این شروع می‌شه، چطوری باید یه بچه رو
‫در بهترینِ حالت و شرایط ممکن بزرگ کنیم؟

00:00:28.332 --> 00:00:31.683
‫منظورم اینه که، به‌خودمون نگاه کن
‫مامان من...

00:00:31.726 --> 00:00:36.079
‫که بهتر می‌دونی و بابام یه قاتل زنجیره‌ای بود

00:00:36.122 --> 00:00:40.953
‫یعنی روش درست بزرگ‌کردن بچه دقیقاً
‫برعکس کاریه که مامان و بابای من کردن؟

00:00:42.607 --> 00:00:44.565
‫نمیدونم

00:00:44.609 --> 00:00:46.480
فکرکنم دوتایی‌مون باید یه‌ذره دندون رو جیگر بذاریم

00:00:48.178 --> 00:00:50.310
‫نااُمید شدی؟

00:00:50.354 --> 00:00:54.140
‫ببین، می‌دونم الان اصلاً زمان‌ مناسبی نیست

00:00:54.184 --> 00:00:56.751
‫ببین، ولی اگه بگم...

00:00:56.795 --> 00:01:00.233
‫حتی یه‌ذره هم بابت شروع کردن یه زندگی مشترک
‫با تو ذوق‌زده نبودم، دروغ گفتم.

00:01:00.277 --> 00:01:02.061
‫اخـیرا اتفاقات عجیبی افتاده،

00:01:02.105 --> 00:01:03.367
‫به‌دنیا آوردن یه بچه می‌تونه

00:01:05.412 --> 00:01:06.413
‫همه‌چی رو تغییر بده

00:01:08.459 --> 00:01:11.331
‫بابام خیلی دوست داشت توی جوونیش بچه‌دار بشه

00:01:11.375 --> 00:01:13.942
‫یعنی خب، صبح تا شب درموردش حرف می‌زد

00:01:13.986 --> 00:01:17.032
‫بابای تو بهترین بابای دنیاست

00:01:17.076 --> 00:01:18.730
‫بدون شک

00:01:18.773 --> 00:01:20.035
‫اره

00:01:22.821 --> 00:01:26.172
‫حتماً اتفاق میوفته...یه‌روزی

00:01:26.216 --> 00:01:29.828
‫شاید دنیا می‌خواد که اول از همه
‫از شـر آدم بدها خلاص بشیم

00:01:33.179 --> 00:01:35.007
‫برای ورونیکا و رجی...

00:01:35.050 --> 00:01:37.140
‫روز جدید با خشم و نفرت شروع شد

00:01:37.183 --> 00:01:38.750
‫اینو یادت نره

00:01:38.793 --> 00:01:40.230
‫گمون نکنم دیگه بتونی برگردی اینجا

00:01:41.274 --> 00:01:42.971
‫پس که اینطوریه؟

00:01:43.015 --> 00:01:44.669
‫هرچی بیشتر به حرف اون شب‌ـت فکر می‌کنم،

00:01:44.712 --> 00:01:48.107
‫بیشتر ازت متنفر می‌شم و می‌خوام از شرت خلاص شم

00:01:48.151 --> 00:01:50.022
‫مخصوصاً وقتی دیگه از
‫خودمون دزدی کردی!

00:01:50.065 --> 00:01:53.199
‫رانی، محض اطلاعت من می‌خواستم...

00:01:53.243 --> 00:01:55.070
‫پولی که از کازینو خودم در آوردم رو بین‌مون تقسیم کنم

00:01:55.114 --> 00:01:57.551
‫جون عمت!

00:01:57.595 --> 00:02:01.033
‫ببین، بارها تلاش کردم که قضاوت نکنم
‫و از دیدگاه تو به ماجرا نگاه کنم

00:02:01.076 --> 00:02:05.342
‫اما متاسفانه، با کارایی که کردی اصلاً
‫دست خودم نیست

00:02:05.385 --> 00:02:08.214
‫می‌دونی چیه؟ خداروشکر که دارم از شر همه‌اینا خلاص می‌شم

00:02:08.258 --> 00:02:09.955
‫نمی‌خوام آخرسر جنازه‌ام بیوفته کف زمین!

00:02:11.086 --> 00:02:12.740
‫این یعنی چی؟

00:02:12.784 --> 00:02:15.439
‫اول که چـد، بعد هم هایرام
‫راستی اونا بهت چی می‌گفتن؟

00:02:15.482 --> 00:02:18.093
‫بیوه‌ی وال استریت؟

00:02:20.618 --> 00:02:23.577
‫اگه می‌دونستی چه لیست بالا و بلندی از اسم‌های
‫مختلف برات آماده کردم،

00:02:23.621 --> 00:02:25.231
‫سریع گورتُ گم می‌کردی

00:02:25.275 --> 00:02:27.451
‫راحت باش، قبلاً هم تا دلت بخواد ریدی به احساسات‌ـم

00:02:27.494 --> 00:02:29.235
‫به‌علاوه، الانم می‌تونی با هلاردو سکس کنی!

00:02:29.279 --> 00:02:31.194
‫خدای من! چـی؟ هلاردو؟

00:02:31.237 --> 00:02:32.630
‫بیخیال

00:02:32.673 --> 00:02:34.197
‫دیدم شما دونفر چطوری به هم نگاه می‌کنین

00:02:34.240 --> 00:02:35.807
‫به محض اینکه برم
‫گوشیتُ درمیاری بهش پیام میدی

00:02:35.850 --> 00:02:37.243
‫داری مثل گوسفند سر بریده دست و پا میزنی

00:02:37.287 --> 00:02:40.333
‫اصلاً هرچی، اولش که با آرچی بودی

00:02:40.377 --> 00:02:41.726
‫بعدش با من

00:02:41.769 --> 00:02:43.162
‫بعدش دوباره رفتی با آرچی

00:02:43.206 --> 00:02:44.598
‫بعدش چـد

00:02:44.642 --> 00:02:46.644
‫بعد بازم رفتی سراغ آرچی

00:02:46.687 --> 00:02:49.647
‫و بلافاصله بعد از اون
‫دوباره برگشتی پیش من

00:02:50.256 --> 00:02:51.344
‫تو...

00:02:53.781 --> 00:02:54.782
‫نمی‌تونی تنها باشی!

00:02:57.698 --> 00:02:59.222
‫تنها بودن تو ذات‌ـت نیست

00:03:12.278 --> 00:03:15.499
‫خودمون، تبیتا به سختی داشت
‫ توی آلبانی تلاش می‌کرد...

00:03:15.542 --> 00:03:17.109
‫که پـاپز رو به‌عنوان یه مکان تاریخی باارزش ثبت کنه

00:03:17.152 --> 00:03:20.547
‫و منم، مثل اکثرمون
‫منتظر نشسته بودم

00:03:20.591 --> 00:03:24.421
‫پرسیوال، شهردار جدید خودفرموده ریوردیل بود

00:03:24.464 --> 00:03:26.249
‫به‌نظرتون اولین قدم پرسیوال چی بود؟

00:03:26.292 --> 00:03:28.294
‫حسابی مشتاق بودیم

00:03:28.338 --> 00:03:31.166
‫البتی وقتی فهمیدیم چیه به شدت
‫غافلگیر شدیم

00:03:31.210 --> 00:03:32.733
‫اینجا چه غلطی می‌کنین؟

00:03:32.777 --> 00:03:36.302
‫ما از طرف کتابخانه عمومی ریوردیل مزاحم‌تون شدیم

00:03:36.346 --> 00:03:38.478
‫داره بسته می‌شه، احتمالاً به گوشتون خورده

00:03:40.350 --> 00:03:42.526
‫چـرا؟

00:03:42.569 --> 00:03:44.441
‫خب، به‌جای کتابخونه قراره یه هتل جدید برای
‫خدمت‌رسانی به مسافرین قطار تاسیس یشه

00:03:44.484 --> 00:03:49.533
‫ریوردیل، شهری بدون کتابخانه عمومی

00:03:49.576 --> 00:03:52.057
‫- عالیه
‫- درهمین رابطه دارم تک تک حساب های کتابخانه...

00:03:52.100 --> 00:03:56.148
‫رو بررسی می‌کنم تا اونایی که کتاب بردن
‫اما هنوز برنگردوندن رو پیدا کنم

00:03:56.191 --> 00:03:59.238
‫و طبق اطلاعاتی که به دست آوردم،
‫ شما یه نسخه ممتاز

00:03:59.282 --> 00:04:02.110
‫از کتاب " کفکا متموفسیس " رو پیشت خودت نگه داشتی
‫دانشمند کوچک!

00:04:02.154 --> 00:04:03.895
‫چی؟

00:04:03.938 --> 00:04:06.898
‫من نزدیکِ 10 سـال پیش اون کتاب رو از کتابخانه گرفتم

00:04:06.941 --> 00:04:08.291
‫می‌شه بیاریش لطفاً؟

00:04:09.988 --> 00:04:10.989
‫جدی میگی؟

00:04:12.904 --> 00:04:14.819
‫من ده‌سال پیش بی‌خانمان بودم

00:04:14.862 --> 00:04:16.473
‫اصلاً نمی‌دونم الان کجاست

00:04:16.516 --> 00:04:17.996
‫می‌تونم پول‌ش رو پرداخت کنم،

00:04:18.039 --> 00:04:20.259
‫شما هم یه نسخه جدید جاش بیارید

00:04:20.303 --> 00:04:22.740
‫خب، هزینه دیرکرد هزاران دلـار آب می‌خوره آقای جونز

00:04:22.783 --> 00:04:24.916
‫و اون نسخه، از اصلی ترین
‫نسخه‌های موجود بوده

00:04:24.959 --> 00:04:27.353
‫و جایگزین کردنش فقط با همون نسخه ممکنه

00:04:27.397 --> 00:04:29.616
‫این نگرانم کرده که دیگه چـاپ نمیشه

00:04:29.660 --> 00:04:32.358
‫خیلی‌خب، اگه دارین کتابخانه رو می‌بندین
‫کتابُ می‌خواین چیکار؟

00:04:32.402 --> 00:04:34.273
‫داریم بر طبق قانون عمل می‌کنیم

00:04:34.317 --> 00:04:36.449
‫یعنی خب، اون کتاب از دارایی های
‫شهر محسوب می‌شه

00:04:36.493 --> 00:04:38.495
‫که البته الان یه دارایی به سرقت رفته‌ست

00:04:38.538 --> 00:04:40.627
‫ردش کن بیاد تا بریم پی کارمون

00:04:40.671 --> 00:04:42.803
‫باشه، می‌گردم دنبالش

00:04:42.847 --> 00:04:46.154
‫باشه، تا وقتی که پیداش کنی
‫به عنوان وثیقه یه‌چیزی برمی‌دارم

00:04:46.198 --> 00:04:48.113
‫این چطوره؟

00:04:51.682 --> 00:04:54.728
‫نه، پدربزرگم اون رو نوشته و بهم داده

00:04:54.772 --> 00:04:56.904
‫نوشته‌هاش حـک شده‌ست

00:04:56.948 --> 00:05:00.168
‫می‌تونی اولین چاپ کتابِ " اسرار مخفی دلیلو " رو ببری
‫که امضا هم شده

00:05:00.212 --> 00:05:01.822
‫نه، فعلاً این به دردمون می‌خوره

00:05:01.866 --> 00:05:02.910
‫درست نمی‌گم آقایون؟

00:05:05.086 --> 00:05:07.350
‫ولی منصفانه‌ست آقای جونز، نه؟

00:05:07.393 --> 00:05:09.177
‫کتابی که به شهر بدهکاری رو پیدا کن

00:05:09.221 --> 00:05:10.962
‫منم کتابت رو پس می‌دم

00:05:11.005 --> 00:05:13.356
‫عجب غافل‌گیری‌ای...

00:05:13.399 --> 00:05:17.447
‫خونه‌ی من تنها خونه‌ای نبود که برای
‫پس گرفتن کتاب های کتابخانه گشته شد

00:05:17.490 --> 00:05:19.710
‫با توجه به اطلاعاتی که به دستم رسیده آقای اندروز

00:05:19.753 --> 00:05:22.843
‫شما کتابِ " ترانه‌سرایی از اعماق قلب " رو
‫از کتابخانه گرفتین...

00:05:22.887 --> 00:05:24.628
‫و دیگه برش نگردوندید.

00:05:24.671 --> 00:05:26.369
‫اره، مال زمانیه دبیرستان می‌رفتم

00:05:28.675 --> 00:05:31.417
‫اونم به پیشنهاد معلم موسیقی‌تون
‫خانمِ جرالدین گراندی...

00:05:33.811 --> 00:05:36.770
‫شاید، ولی روحم‌ـم خبر نداره الان کتاب کجاست!

00:05:36.814 --> 00:05:38.772
‫خب، در این صورت باید یه کتاب جایگزین

00:05:38.816 --> 00:05:40.818
‫دقیقا از همون نسخه و چاپ تهیه کنید

00:05:40.861 --> 00:05:43.647
‫و فکرکنم نشریه‌اش سال‌هاست
‫که تعطیل شده

00:05:47.085 --> 00:05:49.261
‫احمقانه‌ست!

00:05:49.304 --> 00:05:51.306
‫باشه، کتاب رو پیدا می‌کنم

00:05:51.350 --> 00:05:52.830
‫آفرین

00:05:52.873 --> 00:05:55.006
‫تا اون موقع، به‌عنوان وثیقه یه‌چیزی برمی‌دارم

00:05:55.049 --> 00:05:57.443
‫یه‌چیزی که براتون ارزش زیادی داشته باشه

00:05:57.487 --> 00:05:58.879
‫این...

00:06:00.490 --> 00:06:02.535
‫گیتار چطوره؟

00:06:02.579 --> 00:06:04.624
‫همونی که خانم گراندی در کمال
‫احساسات و عشق باهاش بهت آموزش داد؟

00:06:07.192 --> 00:06:11.414
‫اگه به یه‌چیز دیگه دست بزنی، دستاتُ قلم می‌کنم

00:06:11.457 --> 00:06:13.024
‫ولی این شی‌ء کوچولو حرف دیگه ای میزنه

00:06:14.155 --> 00:06:15.200
‫ببخشید

00:06:19.639 --> 00:06:21.728
‫زیاد وقت‌تون رو نمی‌گیریم خانم لاج

00:06:21.772 --> 00:06:24.557
‫ما دنبالی کتابی هستیم که شما
‫هرگز به کتابخانه برش نگردوندین

00:06:24.601 --> 00:06:28.431
‫بوسه‌ی زن عنکبوتی از مانول پوئیگ

00:06:28.474 --> 00:06:30.781
‫فکر کردین کی هستین؟ پلیس کتابخانه؟

00:06:30.824 --> 00:06:34.001
‫با همچین تاخیری در تحویل کتاب، هزینه
‫دیرکرد هزاران دلار آب می‌خوره

00:06:36.351 --> 00:06:38.745
‫فقط بگو چقدر باید بدم

00:06:38.789 --> 00:06:42.488
‫خب، اگه کتاب گم شده باشه
‫ممکنه به‌خاطرش...

00:06:42.532 --> 00:06:45.883
‫چند مدتی رو در زندان به‌سر ببرید

00:06:45.926 --> 00:06:47.972
‫اما هزینه‌های دیر کرد میرن پی‌کارشون اگه...

00:06:48.015 --> 00:06:49.930
‫- اگه کتاب رو پیدا کنم؟
‫- اره

00:06:50.975 --> 00:06:52.890
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

00:06:52.933 --> 00:06:56.284
‫خوبه، و تا اون موقع باید یه‌چیزی رو به عنوان
‫وثیقه بردارم

00:06:57.460 --> 00:06:59.897
‫هرغلطی دوست داری بکن

00:06:59.940 --> 00:07:03.509
‫- گل‌های زیرشیروانی؟
‫- از وی‌سی اندروز

00:07:03.553 --> 00:07:07.208
‫اره، می‌دونم نویسنده‌اش کیه دلقکِ کرومپت‌خوار*
‫(نوعی نان شیرین)

00:07:07.252 --> 00:07:08.819
‫کتاب پیشتونه یا نه خانم بلاسم؟

00:07:10.560 --> 00:07:13.606
‫آخرین باری که اون کتاب رو خوندم، پیش یه
‫دوست قدیمی بودم

00:07:13.650 --> 00:07:15.652
‫که الان سال‌هاست ندیدمش

00:07:16.696 --> 00:07:17.871
‫فکرکنم دست اون باشه

00:07:17.915 --> 00:07:19.786
‫درسته، دوست‌تون هـدر! نه؟

00:07:21.571 --> 00:07:23.311
‫تو از کجا می‌شناسیش؟

00:07:23.355 --> 00:07:25.357
‫من خیلی باهوشم!

00:07:25.400 --> 00:07:28.186
‫خب، تا وقتی که دقیقاً همون نسخه رو پیدا کنید

00:07:28.229 --> 00:07:29.840
‫چیزی رو به‌عنوان وثیقه با خودم می‌برم

00:07:29.883 --> 00:07:31.668
‫این...

00:07:33.670 --> 00:07:34.758
‫صندوق چطوره؟

00:07:38.544 --> 00:07:39.980
‫نمی‌تونی اون رو ببری

00:07:40.024 --> 00:07:43.854
‫یا این رو می‌برم یا تو رو میفرستم بالای دار!

00:07:43.897 --> 00:07:46.421
‫می‌دونی؟ ما زیاد افتخار آشنایی با هم رو نداشتیم

00:07:46.465 --> 00:07:49.424
‫اما باید بهت هشدار بدم که داری با آتیش بازی می‌کنی!

00:07:51.078 --> 00:07:53.254
‫میشه الان آتیش‌مون بزنی خانم بلاسم؟

00:07:53.298 --> 00:07:56.344
‫- نه، فقط خودت
‫- صحیح

00:07:56.388 --> 00:07:59.130
‫به‌خاطر همینه که افراد من وقتی حتی

00:07:59.173 --> 00:08:01.262
‫یه تـار مو از سرم کم بشه، خوب می‌دونن چیکار کنن

00:08:02.350 --> 00:08:03.482
‫رو سرش هدف بگیر

00:08:06.616 --> 00:08:09.053
‫صندوق لعنتی رو ببر، ولی اول
‫باید خالی‌ش کنم

00:08:09.096 --> 00:08:11.055
‫نه، صندوق رو با محتویات‌ش می‌برم

00:08:11.098 --> 00:08:12.622
‫ولی نگران نباش،

00:08:12.665 --> 00:08:14.101
‫حواسمون به داداشت هست

00:08:19.454 --> 00:08:20.891
‫سلام ماما، چه‌خبر؟

00:08:20.934 --> 00:08:23.067
‫سلام عزیزم، اون کتابِ " تعمیرات مواقع ضروری "

00:08:23.110 --> 00:08:25.591
‫رو که قبلاً از کتابخانه گرفته بودی رو یادته؟

00:08:25.635 --> 00:08:28.507
‫وقتی 12 سالم بود؟ بگی نگی

00:08:28.551 --> 00:08:30.770
‫شهردار پیکنز داره تمام کتاب‌های تحویل داده نشده
‫کتابخانه رو جمع می‌کنه

00:08:30.814 --> 00:08:31.728
‫همه‌شون رو می‌خواد

00:08:33.251 --> 00:08:35.688
‫احتمالاً یه‌جایی تو اتاقمه...

00:08:35.732 --> 00:08:37.516
‫نه، گشتم اونجا رو
‫ نیست.

00:08:37.560 --> 00:08:38.735
‫خب، باید پیداش کنی

00:08:38.778 --> 00:08:40.301
‫یا دقیقاً یه نسخه‌ای که همزمان باهاش چاپ شده باشه

00:08:40.345 --> 00:08:42.347
‫دفتر خاطراتت رو به عنوان وثیقه بهش دادم رفت

00:08:43.827 --> 00:08:45.611
‫چیکار کردی؟

00:08:45.655 --> 00:08:47.961
‫اره، یادت میاد یه‌بار می‌خواستی آتیش‌ـش بزنی
‫و من نذاشتم؟

00:08:48.005 --> 00:08:51.399
‫ببین دارم واسه شام یه بیف‌استراگانوف
‫خیلی خوشمزه درست می‌کنم، دوست‌ داری...

00:08:55.534 --> 00:08:57.623
‫خب، باید یادتون بیاد آقای منتل...

00:08:57.667 --> 00:09:00.452
‫یه کتاب‌کارـه، از اونایی که به کودکان نارساخوان یاد می‌ده
‫چطوری بخونن.

00:09:01.975 --> 00:09:03.629
‫یه لحظه...

00:09:15.902 --> 00:09:17.904
‫پونزده سال از زمانی که گرفتیش می‌گذره...

00:09:17.948 --> 00:09:19.732
‫و هنوز داریش!

00:09:19.776 --> 00:09:22.648
‫واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم، آقای منتل

00:09:22.692 --> 00:09:27.000
‫اخیراً به خوبی شاهد بودم که
‫چیزهای بیشتری توی چنته داری

00:09:27.044 --> 00:09:29.307
‫خب که چی؟ الان باید جریمه پرداخت کنم؟

00:09:29.350 --> 00:09:31.091
‫نه بابا

00:09:31.135 --> 00:09:33.050
‫بحثِ بدهی‌هات بمونه برای یه روز دیگه

00:09:36.749 --> 00:09:39.709
‫تا شب، پرسیوال و دار و دسته‌ش...

00:09:39.752 --> 00:09:41.667
‫سروقت همه‌ی ما اومدن

00:09:41.711 --> 00:09:43.669
‫پس یه دیدار اضطراری تشکیل دادم

00:09:43.713 --> 00:09:46.977
‫بابام وقتی شهردار بود، کارای خیلی وحشتناکی کرد

00:09:47.020 --> 00:09:49.240
‫اما تعطیل کردن کتابخانه؟

00:09:49.283 --> 00:09:52.286
‫یه دلیلی پشت همه‌ی این کارای پرسیواله...

00:09:52.330 --> 00:09:55.072
‫کتاب‌ها افـکار متفاوت و آزاداندیشی رو ترویج می‌کنن

00:09:55.115 --> 00:09:57.683
‫برای آدم بدذات و ظالمی مثل اون
‫ یه نقطه‌ضعف محسوب می‌شه

00:09:57.727 --> 00:10:00.599
‫اگه مردم دیگه مطالعه نکنن، خیال‌پردازی و تفکر نکنن

00:10:00.643 --> 00:10:03.080
‫اینطوری خیلی راحت‌تر خـام پرسیوال می‌شن

00:10:03.123 --> 00:10:06.300
‫اما تحت فشار گذاشتن ما برای برگردوندن کتاب‌های کتابخانه

00:10:06.344 --> 00:10:08.128
‫به‌زور و با تفنگ؟

00:10:08.172 --> 00:10:09.913
‫مگه اون کتاب‌ها چه چیز خاصی دارن؟

00:10:09.956 --> 00:10:11.392
چیزی که اینقدر آشوب‌گرـه!

00:10:11.436 --> 00:10:13.394
‫شاید می‌خواد حواسمون رو پرت کنه تا
‫متوجه حرکت بعدیش نشیم

00:10:13.438 --> 00:10:15.745
‫خب، اون به پول علاقه‌ای نداره

00:10:15.788 --> 00:10:18.835
‫یه‌جورایی تهدید کرد اگه کتاب رو پیدا نکنم
‫منو می‌ندازه پشت میله‌های زندان

00:10:18.878 --> 00:10:20.488
‫اره، اما کجای دنیا دیدی مردم رو به‌خاطر...

00:10:20.532 --> 00:10:22.969
‫پس ندادن کتاب‌های کتابخانه بندازن زندان؟

00:10:23.013 --> 00:10:27.670
‫خب راستش، بعضی ایالت‌ها پس ندادن کتاب‌های کتابخانه
‫رو نوعی سرقت به حساب میارن

00:10:29.802 --> 00:10:31.978
‫خب، منکه اصلاً نمی‌دونم کتاب‌ـم کجاست

00:10:32.022 --> 00:10:33.937
‫اره، منم

00:10:33.980 --> 00:10:36.766
‫من چندتا از کتاب‌هام رو دادم به دوستم داک...
‫توی کوچه " اسکچ "

00:10:36.809 --> 00:10:41.727
‫که به لطف پیشنهاد پرسیوال جمع کردن از اینجا رفتن

00:10:41.771 --> 00:10:43.598
‫یعنی ممکنه اون ور دنیا باشن و
‫کتاب منم پیش‌شون باشه

00:10:45.165 --> 00:10:46.819
‫شرل

00:10:46.863 --> 00:10:48.865
‫چرا اینقدر ساکتی...

00:10:48.908 --> 00:10:53.304
‫من حس می‌کنم پای جـادو و جنبل این وسطه!

00:10:53.347 --> 00:10:57.438
‫اون کتاب‌ها ممکنه منشاء قدرت‌هایی بی‌اندازه باشن

00:10:57.482 --> 00:10:59.745
‫هرکسی به کتابی که می‌خونده وصل شده

00:10:59.789 --> 00:11:03.662
‫ و هر کتاب به یه طریقی اون شخص رو تغییر داده

00:11:03.706 --> 00:11:07.753
‫اگه پرسیوال می‌دونه ما وقتی نوجوان بودیم
‫چه کتاب هایی می‌خوندیم...

00:11:07.797 --> 00:11:09.755
‫ذهنم قادر نیست پیش بینی کنه که...

00:11:09.799 --> 00:11:12.671
‫ چه کاری ممکنه با اون دانش ممنوعه مخفی بکنه

00:11:12.715 --> 00:11:15.108
‫باورم نمیشه به همین راحتی قید اینارو زدن!

00:11:15.152 --> 00:11:16.762
‫از تفنگ‌ها ترسیدن، کوین

00:11:16.806 --> 00:11:18.721
‫بهترینِ روش برای متقاعد کردن کسی

00:11:18.764 --> 00:11:21.027
‫اره، اما همه‌ی اینا به‌خاطر چندتا کتاب؟

00:11:22.899 --> 00:11:24.770
‫وای، کوین...

00:11:24.814 --> 00:11:28.295
‫اگه اموال شهر رو بدزدی،
‫حتی بی‌ارزش‌ترین کتاب رو

00:11:28.339 --> 00:11:32.952
‫به چهارچوب و پایه و اساس های اون
‫شهر بی‌احترامی کردی

00:11:32.996 --> 00:11:36.695
‫باید همینطوری ادامه بدیم، مخصوصاً
‫بر علیه این عوام‌فریب‌ها

00:11:36.739 --> 00:11:42.179
‫ادعا می‌کنن که ریوردیل رو دوست‌دارن، می‌خوان نجات‌ـش بدم، براش بجنگ‌ـن!

00:11:42.222 --> 00:11:46.270
‫اما چی بدترین از اینکه از جایی که دوست‌ـش داری
‫دزدی کنی؟

00:11:47.488 --> 00:11:49.577
‫فقط ادعا می‌کنن!

00:11:49.621 --> 00:11:51.275
‫و باید به‌همین خاطر مجازات بشن

00:11:53.233 --> 00:11:55.540
‫همین و البته اینکه جربزه روانی‌شون رو محک بزنیم

00:11:57.542 --> 00:11:59.979
‫قرار نیست که بهشون صدمه بزنی، نه؟

00:12:01.851 --> 00:12:03.635
‫به من شک داری کوین؟

00:12:03.678 --> 00:12:05.550
‫جالبه!

00:12:05.593 --> 00:12:07.117
‫چون با توجه به اطلاعاتی که به دست آوردم

00:12:07.160 --> 00:12:09.293
‫هنوز یه کتاب دیگه مونده!

00:12:10.468 --> 00:12:12.731
‫ارباب پرونده‌ها...

00:12:12.775 --> 00:12:16.474
‫و شاید اشتباه کرده باشم اما آخرین نفری که
‫اون کتاب رو از کتابخانه گرفته تویی!

00:12:16.517 --> 00:12:17.692
‫وقتی بچه بودم خیلی دوست‌ش داشتم

00:12:17.736 --> 00:12:19.738
‫خب پس پیداش کن کوین!

00:12:19.782 --> 00:12:22.045
‫و بیارش پیش من...زود!

00:12:23.568 --> 00:12:25.657
‫به اندازه کافی امشب کار ریخته رو سرم...

00:12:25.700 --> 00:12:27.833
‫نمی‌خوام با یکی که همه‌ش  آیه یأس می‌خونه
‫سر و کله بزنم

00:12:34.714 --> 00:12:45.850
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:13:02.616 --> 00:13:05.496
«ریـــوردیــــل»

00:13:13.052 --> 00:13:14.619
‫خدای من..

00:13:14.662 --> 00:13:15.707
‫به چی می‌خندین؟

00:13:15.750 --> 00:13:17.317
‫بگه که اینطور نیست، گروهبان

00:13:17.361 --> 00:13:21.800
‫تو جشن مدرسه گیتار زدی و آهنگ خوندی؟

00:13:21.844 --> 00:13:23.846
‫مال سال ها پیشه!

00:13:23.889 --> 00:13:25.891
‫اصلاً اون سالنامه دست شما چیکار می‌کنه؟

00:13:25.935 --> 00:13:27.806
‫توی کتابخونه نشسته بودم و این روی میز بود

00:13:27.850 --> 00:13:29.503
‫خیلی‌خب، بذارش کنار
‫وقت درسه!

00:13:35.509 --> 00:13:36.728
‫کارت‌ـت چیه بچه‌جون؟

00:13:37.947 --> 00:13:39.339
‫هی پسر!

00:13:41.080 --> 00:13:42.212
‫هیچی ندارم

00:13:44.736 --> 00:13:45.780
‫من بازی نمی‌کنم

00:13:58.097 --> 00:14:00.099
‫مامور کوپر؟

00:14:00.143 --> 00:14:03.929
‫اینم از آخرین نتایج پرونده قاتل کیسه‌زبالی‌ای
‫که روانشناس تازه آورده

00:14:03.973 --> 00:14:06.758
‫زرنگ، ضداجتماع، بسیار کاربلد...

00:14:06.801 --> 00:14:10.718
‫فاقد هرگونه رحم و دلسوزی
‫و احتمالاً تنها...

00:14:10.762 --> 00:14:13.156
‫اگه بیشتر تلاش می‌کردن می‌تونستن...

00:14:15.114 --> 00:14:16.768
‫وای، این بوی چیه؟

00:14:18.596 --> 00:14:21.338
‫فکرکنم می‌خوام بـالا بیارم...

00:14:21.381 --> 00:14:24.297
‫فکرکنم بوی سفیدکننده‌ست، می‌خواین
‫براتون آب بیارم؟

00:14:32.697 --> 00:14:33.611
‫بابا؟

00:14:34.655 --> 00:14:35.569
‫مامور کوپر؟

00:14:37.528 --> 00:14:38.529
‫حالتون خوبه؟

00:14:41.445 --> 00:14:44.056
‫سلام، هلاردو
‫زنگ زدم حال مامان بزرگ رو بپرسم

00:14:44.100 --> 00:14:45.623
‫حالش که خیلی خوبه، چرا؟

00:14:45.666 --> 00:14:48.669
‫می‌گم هلاردو...می‌شه بعدا بهت زنگ بزنم؟

00:14:50.497 --> 00:14:52.804
‫امروز نه...عنکبوت احمق!

00:15:07.427 --> 00:15:10.169
‫صبح بیدار شدم و رفتم پای لپ‌تاپ
‫چیزی نمی‌نوشتم و اطلاعاتی جمع نکردم

00:15:10.213 --> 00:15:13.607
‫دنبالِ نسخه‌های موجود از کتاب "متموفیسس" می‌گشتم...

00:15:13.651 --> 00:15:15.653
‫که یهو متوجه شدم از انگشت‌هام داره خون میاد

00:15:19.657 --> 00:15:23.443
‫خانم کوپـر، اومدین که کتاب‌تون رو پس بدین؟

00:15:23.487 --> 00:15:25.097
‫" تعمیرات مواقع اضطراری "

00:15:25.141 --> 00:15:27.621
‫نه، اما مادرم حق نداشته دفتر خاطرات‌ـم رو بده به شما،

00:15:27.665 --> 00:15:28.796
‫پس اومدم پس‌ـش بگیرم!

00:15:31.538 --> 00:15:32.539
‫این...

00:15:33.932 --> 00:15:34.977
‫با این چیکار دارین؟

00:15:37.022 --> 00:15:38.197
‫داریـم یکم تمیزکاری می‌کنیم...

00:15:39.416 --> 00:15:41.374
‫خانم کوپر، می‌دونستید...

00:15:41.418 --> 00:15:44.682
‫هیچ محرکه‌حافظه‌ قوی‌تری از یک بوی غلیظ و قوی وجود نداره؟

00:15:44.725 --> 00:15:47.859
‫این شدت از حساس‌بودن مغز انسان تعجب‌برانگیز نیست؟

00:15:47.902 --> 00:15:51.428
‫یه‌چیز خیلی معمولی مثل سفید‌کننده...

00:15:51.471 --> 00:15:54.344
‫دری که سال‌هاست باز نشده رو باز می‌کنه

00:15:54.387 --> 00:15:55.736
‫خیلی دوست‌دارم بدونم پشت اون در چیه!

00:15:56.781 --> 00:15:58.087
‫یه‌راز ویرانگر؟

00:16:00.002 --> 00:16:01.220
‫دفترخاطرات‌ـم رو رد کن بیاد!

00:16:02.004 --> 00:16:03.005
‫نه

00:16:04.397 --> 00:16:07.226
‫ولی شاید اجازه دادم وقتی
‫اینجایی بتونی بخونیش

00:16:07.270 --> 00:16:11.317
‫یه فضای مطالعه محشر دارم و افرادم راهنمایی‌ت
‫می‌کنن یه جای خوب برای خودت پیدا کنی.

00:16:15.408 --> 00:16:16.453
‫خوبه...

00:16:45.134 --> 00:16:46.178
‫سلام؟

00:16:50.008 --> 00:16:51.009
‫کسی اونجاست؟

00:17:00.149 --> 00:17:02.107
‫هدر؟

00:17:12.987 --> 00:17:13.988
‫هدر؟

00:17:14.641 --> 00:17:15.816
‫تویی؟

00:17:27.176 --> 00:17:28.829
‫گل‌های اتاق زیرشیروانی...

00:17:59.730 --> 00:18:01.166
‫خانم گراندی؟

00:18:23.928 --> 00:18:27.758
‫انگار وسط یکی از فیلم‌های دیوید کراننبرگ بودم!

00:18:27.801 --> 00:18:32.589
‫دست‌هام می‌خارید، سرد تر می‌شد،
‫هر لحظه دردش بیشتر می‌شد

00:18:32.632 --> 00:18:34.808
‫اون وسط، نشانه‌های اگزما هم داشت کم کم پدیدار می‌شد...

00:18:34.852 --> 00:18:37.724
‫یا شاید داشتم درست مثل "متموفیسس" تبدیل به سوسک می‌شدم
‫(شخصیتی خیالی به شکل سوسک)

00:18:37.768 --> 00:18:38.812
‫به‌هرحال...

00:18:38.856 --> 00:18:40.423
‫باید اون کتاب رو پیدا می‌کردم

00:18:40.466 --> 00:18:42.033
‫داداش، باید کتابم رو بهم برگردونی!

00:18:42.076 --> 00:18:43.948
‫وقتی بچه بودم، با اختلال نارساخوانی
‫سر و کله می‌زدم!

00:18:43.991 --> 00:18:46.124
‫و اون کتاب بهم یاد داد چطوری بخونم!

00:18:46.168 --> 00:18:48.735
‫فکرنمی‌کردم دوباره یه روزی بهش نیاز پیدا کنم،
‫ولی الان بهش نیاز دارم

00:18:48.779 --> 00:18:50.911
‫پس لطفاً، میشه بدیش بهم؟

00:18:50.955 --> 00:18:53.392
‫نه، اما دوست‌دارم توجه‌ت رو...

00:18:53.436 --> 00:18:57.004
‫به این شی‌ء بسیار کمیاب جلب کنم

00:18:57.048 --> 00:18:58.441
‫تخم‌مرغ الماس نشان

00:18:58.484 --> 00:19:00.094
‫اینو می‌خوام چیکار کنم؟

00:19:00.138 --> 00:19:02.227
‫مگه خانم لاج کلکسیون اینا رو جمع نمی‌کنه؟

00:19:02.271 --> 00:19:03.576
‫اره، اما ما کـات کردیم

00:19:04.403 --> 00:19:06.013
‫به طرز خیلی وحشیانه‌ای...

00:19:06.057 --> 00:19:07.885
‫خب پس اونطوری، می‌تونی اینو براش ببری...

00:19:07.928 --> 00:19:09.278
‫تا با هم آشتی کنید.

00:19:10.757 --> 00:19:12.324
‫من فقط کتابم رو می‌خوام

00:19:14.283 --> 00:19:16.981
‫این تخم‌مرغ رو ببر پیش ورونیکا

00:19:17.024 --> 00:19:19.549
‫و بعدش...درمورد کتاب با هم حرف می‌زنیم

00:19:19.592 --> 00:19:21.551
‫و بقیه فرصت‌های باارزش...

00:19:21.594 --> 00:19:24.336
‫به چشم من، تو مردی هستی که همیشه

00:19:24.380 --> 00:19:26.860
‫به‌دنبال فرصت‌های بزرگی.

00:19:34.303 --> 00:19:35.913
‫امروز یه حادثه جزئی برام پیش اومد،

00:19:37.697 --> 00:19:41.092
‫داشتم روی پرونده قاتل‌کیسه‌زباله‌ای
‫توی دفتر اف‌بی‌آی کار می‌کردم

00:19:41.135 --> 00:19:44.138
‫و سرایدار داشت با سفیدکننده زمین رو تمیز می‌کرد

00:19:44.182 --> 00:19:48.055
‫و وقتی بوش به سرم خورد یهو خشکم زد

00:19:48.099 --> 00:19:49.318
‫یعنی...نزدیک بود بالا بیارم

00:19:51.450 --> 00:19:54.584
‫و یه لحظه بابام رو دیدم...

00:19:54.627 --> 00:19:58.109
‫- خدای من...
‫- اون بو یه‌چیزی رو درون من...

00:19:58.152 --> 00:20:00.329
‫تـکون داد، مثل یه‌خاطره!

00:20:00.372 --> 00:20:04.289
‫بعد یه‌سر رفتم مغازه پرسیوال تا دفتر خاطرات‌ـم رو پس
‫بگیرم و ببینم از اون خاطره چیزی توش نوشتم یا نه

00:20:05.290 --> 00:20:06.422
‫پسش گرفتی؟

00:20:07.771 --> 00:20:11.340
‫نه، اما خوندمش و یه‌چیزایی توش بود

00:20:11.383 --> 00:20:13.211
‫وقتی 12 سالم بوده یه‌چیزی نوشته بودم...

00:20:13.255 --> 00:20:15.387
‫اون موقع فکرنمی‌کردم چیز خاصی باشه

00:20:15.431 --> 00:20:19.173
‫اما وقتی کتاب " تعمیرات مواقع ضروری " رو از
‫کتابخونه گرفته بودم

00:20:19.217 --> 00:20:21.088
‫شب و روز می‌خوندمش

00:20:21.132 --> 00:20:24.440
‫و یه شب، خیلی ذوق داشتم تا به بابام نشون بدم...

00:20:24.483 --> 00:20:27.356
‫چه‌چیزایی درمورد شمع‌ها و کاربراتورها یاد گرفتم

00:20:27.399 --> 00:20:28.966
‫بعد رفتم توی گاراژ...

00:20:36.365 --> 00:20:38.236
‫بابا، داری چیکار می‌کنی؟

00:20:38.280 --> 00:20:40.238
‫دارم یه‌کم اینجا رو تمیز می‌کنم.

00:20:43.067 --> 00:20:44.155
‫این بوی چیه؟

00:20:45.765 --> 00:20:47.289
‫آمم...بوی سفید کننده‌ست.

00:20:49.073 --> 00:20:52.381
‫مامانت بعضی وقت‌ها ازش استفاده می‌کنه.
‫واسه ضد عفونیه.

00:20:52.424 --> 00:20:54.426
‫بعضی وقت‌ها ماشین خیلی کثیف میشه.

00:20:54.470 --> 00:20:58.648
‫برای همین اکثراً به‌درد می‌خوره.
‫همه‌چی رو تمیز می‌کنه.

00:20:58.691 --> 00:21:02.391
‫حالا که بهش فکر می‌کنم
‫خیلی تابلو بود.

00:21:02.434 --> 00:21:04.480
‫اون موقع اصلاً خبر نداشتیم

00:21:04.523 --> 00:21:08.135
‫که بابام آدم‌ها رو می‌کُشته
‫اما حالا که بهش فکر می‌کنم.

00:21:08.179 --> 00:21:12.662
‫و وقتی بچه بودم، بوی
‫سفید کننده رو موقعی که بابام

00:21:12.705 --> 00:21:16.622
‫برای پاک کردن خون قربانی‌هاش از
‫روی ماشینش استفاده می‌کردم حس می‌کردم.

00:21:16.666 --> 00:21:18.102
‫درست جلوی رومون بود.

00:21:18.145 --> 00:21:21.018
‫بیخ گوش‌مون بود و نفهمیدیم.

00:21:21.061 --> 00:21:24.369
‫تو همه‌ش 12 سالت بود
‫و اون بابات بود.

00:21:24.413 --> 00:21:26.850
‫هر بچه‌ای باید بتونه به
‫پدر و مادرش اعتماد کنه.

00:21:28.286 --> 00:21:32.943
‫پرسیوال خوب بلده داره چیکار می‌کنه آرچی.

00:21:32.986 --> 00:21:35.728
‫این همه بازی‌های ذهنی

00:21:35.772 --> 00:21:38.078
‫و مجبور کردنم که اون
‫لحظات رو به‌یاد بیارم...

00:21:40.516 --> 00:21:42.300
‫امروز اتفاق عجیبی برات نیوفتاد؟

00:21:44.084 --> 00:21:46.173
‫نه، چیز خاصی که بخوام در موردش حرف بزنم نه.

00:21:48.045 --> 00:21:51.004
‫اصلاً حس خوبی نیست.

00:21:51.048 --> 00:21:54.486
‫انگار یکی با انگشت‌های کثیفش
‫داره مغزم رو دست‌کاری می‌کنه.

00:22:04.017 --> 00:22:05.062
‫سلام.

00:22:06.759 --> 00:22:08.239
‫من جاگهد جونزـم.

00:22:08.282 --> 00:22:09.849
‫قبلاً اینجا زندگی می‌کردم.

00:22:11.198 --> 00:22:13.287
‫- منم هنک‌ـم.
‫- چه‌خبر هنک.

00:22:13.331 --> 00:22:15.594
‫امیدوار بودم که بتونی کمکم کنی.

00:22:15.638 --> 00:22:18.858
‫قبلاً یه‌سری آدم اینجا زندگی می‌کردن
‫یکی‌شون دوستم بود، اسمش دکتر بود.

00:22:21.513 --> 00:22:23.646
‫آره، می‌شناسمش.

00:22:23.689 --> 00:22:25.212
‫خبر داری چه بلایی سرشون اومد؟

00:22:26.518 --> 00:22:29.782
‫یه یارو انگلیسی اومد.

00:22:29.826 --> 00:22:32.089
‫جمع‌مون کرد، دکتر هم بود...

00:22:32.132 --> 00:22:37.050
‫بهمون گفت سمت غرب راه بریم
‫و تا وقتی به اقیانوس نرسیدیم نایستیم.

00:22:37.094 --> 00:22:39.270
‫همه هم همین کار رو کردن.

00:22:39.313 --> 00:22:42.882
‫وسایل‌شون رو جمع کردن
‫و راه افتادن

00:22:42.926 --> 00:22:44.754
‫انگار هیچ چاره‌ی دیگه‌ای نداشتن.

00:22:45.711 --> 00:22:47.104
‫تو چرا نرفتی؟

00:22:47.147 --> 00:22:49.454
‫یارو گفت: راه برید.

00:22:49.498 --> 00:22:51.456
‫متأسفانه همچین کاری از دستم بر نمیومد.

00:22:53.284 --> 00:22:55.417
‫من پیش دکتر یه امانتی دارم.

00:22:55.460 --> 00:22:58.768
‫یه...کتابه که الان بهش نیاز دارم.

00:22:58.811 --> 00:23:01.727
‫خبر داری الان کجاست؟
‫یا چطوری می‌تونم بهش پیامم رو برسونم؟

00:23:02.728 --> 00:23:04.600
‫خب آره.

00:23:04.643 --> 00:23:08.821
‫شماره‌ی یه تلفن باجه‌ای
‫توی ساحل ونیس رو دارم.

00:23:08.865 --> 00:23:12.346
‫ونیس...؟
‫همونی که توی کالیفرنیاست؟

00:23:12.390 --> 00:23:14.174
‫خب یارو گفت برید سمت غرب.

00:23:16.438 --> 00:23:18.004
‫گفتی رجی اینو آورد؟

00:23:18.048 --> 00:23:19.780
‫بله خانم ورانیکا.

00:23:19.804 --> 00:23:21.804
‫[یه‌چیزهایی دیدم...و یادت افتادم!]

00:23:22.487 --> 00:23:24.489
‫خیلی هم عالی.

00:23:24.533 --> 00:23:27.274
‫راستی اسمیترز، تونستی کتاب
‫بوسه‌ی زن عنکبوتی رو پیدا کنی؟

00:23:27.318 --> 00:23:29.102
‫نسخه‌ای که شما دنبالشید رو نه.

00:23:29.146 --> 00:23:31.017
‫متأسفانه خیلی سخته پیدا کردنش.

00:23:31.061 --> 00:23:33.672
‫کتاب‌فروشی استرند رو توی
‫نیویورک هم میشه بگردی؟

00:23:33.716 --> 00:23:34.717
‫ممنون اسمیترز.

00:23:56.826 --> 00:23:59.872
‫شرمنده پیدا کردنش یه‌کم طول کشید.
‫خونه‌ی بابام خیلی به‌هم ریخته‌ست.

00:23:59.916 --> 00:24:01.091
‫نه‌بابا، اشکالی نداره.

00:24:01.134 --> 00:24:03.267
‫فقط خدا رو شکر نگهش داشتی.

00:24:03.310 --> 00:24:05.312
‫حتی یادم نیست که بهم قرض داده بودیش.

00:24:06.052 --> 00:24:07.097
‫کتاب خفنیه.

00:24:08.968 --> 00:24:11.754
‫حسابی دیوونه‌ی قهرمان داستان بودم، رالف.

00:24:11.797 --> 00:24:15.148
‫منم همینطور ولی بیشتر فکر پیش پیگی بود.

00:24:16.498 --> 00:24:17.673
‫همونی که با یه تخته سنگ له میشه؟

00:24:18.369 --> 00:24:19.457
‫چرا خب؟

00:24:20.284 --> 00:24:21.328
‫موس رو یادته؟

00:24:21.372 --> 00:24:24.027
‫بچگی یه‌کم تپل بودم.

00:24:24.070 --> 00:24:26.072
‫و عینک می‌زدم.

00:24:26.116 --> 00:24:27.596
‫از اون ته استکانی‌ها.

00:24:27.639 --> 00:24:29.859
‫از نظر بدنی خیلی خجالت می‌کشیدم.

00:24:29.902 --> 00:24:32.557
‫حس می‌کردم شخصیت پیگی برای من نوشته شده.

00:24:32.601 --> 00:24:35.517
‫اگه راضی میشی
‫باید بگم که الان یه‌پا رالف شدی.

00:24:36.169 --> 00:24:37.823
‫خیلی خیلی جذابی.

00:24:37.867 --> 00:24:44.438
‫از نظر ظاهری شاید، اما یه
‫پیگی همیشه یه پیگی می‌مونه.

00:24:44.482 --> 00:24:47.006
‫ما چه مرگمونه شرل؟

00:24:47.050 --> 00:24:48.878
‫خوشحالم که پرسیدی ورانیکا.

00:24:48.921 --> 00:24:51.271
‫برای همین گفتم بیاید.

00:24:51.315 --> 00:24:53.317
‫اخیراً روی یه‌سری کتاب
‫عتقیه‌ای که جمع کردم مطالعه داشتم.

00:24:53.360 --> 00:24:57.582
‫ممکنه درباره‌ی نقشه‌ی شوم پرسیوال
‫یه‌سری اطلاعات جدید داشته باشم.

00:24:57.626 --> 00:25:00.237
‫یه افسونگر موقع اجرای
‫طلسم از موارد شخصی برای

00:25:00.280 --> 00:25:02.282
‫متمرکز کردن جادو روی هدف استفاده می‌کنه.

00:25:02.326 --> 00:25:06.069
‫تار مو، ناخن، لباس
‫یا در خصوص ما...

00:25:06.112 --> 00:25:09.725
‫وثیقه‌هایی که به‌جای
‫کتاب‌های قرض گرفته‌مون گرفت.

00:25:09.768 --> 00:25:12.336
‫به‌نظرم پرسیوال داره از این اشیاء به‌عنوان جسمی

00:25:12.379 --> 00:25:14.338
‫برای مهار کردن یا آزاد کردن اشباح گذشته‌مون

00:25:14.381 --> 00:25:17.254
‫استفاده می‌کنه تا ما رو تحت سلطه در بیاره

00:25:17.297 --> 00:25:19.473
‫یا امتحان یا حتی شکنجه‌مون کنه.

00:25:19.517 --> 00:25:21.258
‫کسی این مشخصات باهاش همخونی داره؟

00:25:22.346 --> 00:25:24.304
‫شاید.

00:25:24.348 --> 00:25:28.961
‫پرسیوال کتابی رو که پدربزرگم
‫نوشته بود و به من داده بود رو گرفت.

00:25:29.005 --> 00:25:31.529
‫من وقتی که نیویورک بودم
‫پدربزرگم فوت کرد و...

00:25:32.922 --> 00:25:34.140
‫اگزما داشت.

00:25:35.141 --> 00:25:36.186
‫مخصوصاً دست‌هاش.

00:25:37.883 --> 00:25:39.276
‫که کاملاً شکل دست‌هاش رو عوض کرده بود.

00:25:39.319 --> 00:25:40.886
‫وای خدا، جاگ!

00:25:43.672 --> 00:25:46.892
‫یکی از بزرگ‌ترین ترس‌هام
‫اینه که مثل اون توی تنهایی بمیرم

00:25:46.936 --> 00:25:48.633
‫اون هم فقط با یه کتاب نوشتن.

00:25:48.677 --> 00:25:49.982
‫چطوری جلوی این اتفاق رو بگیریم؟

00:25:50.026 --> 00:25:52.376
‫خب مشخصه.

00:25:52.419 --> 00:25:55.118
‫کتاب‌هایی که گُم کردیم رو پیدا کنیم اشیائی
‫که ازمون گرفته رو پس بگیریم و طلسم رو بشکنیم.

00:25:55.161 --> 00:25:58.730
‫سؤال اینه که، پرسیوال وسایل‌مون رو پس میده؟

00:25:58.774 --> 00:26:01.124
‫گفت خودش می‌کنه.
‫می‌گفت انصاف اینطور حکم می‌کنه.

00:26:01.167 --> 00:26:04.040
‫دقیقاً.
‫موقعی که طلسم در حال اجراست قانون‌های هست.

00:26:04.083 --> 00:26:06.390
‫یه دستور خاصی هست که باید رعایت بشه.

00:26:06.433 --> 00:26:08.784
‫زیادی در این مورد بیخیال میای شرل.

00:26:08.827 --> 00:26:11.482
‫خب من همیشه زندگیم
‫درگیر ماوراءالطبیعه بوده.

00:26:11.525 --> 00:26:15.834
‫و با ارواحی که از گذشته‌م
‫فرا خونده می‌شن خیلی راحتم.

00:26:15.878 --> 00:26:18.445
‫ما ابزاری که پرسیوال برای صدمه
‫زدن بهمون نیاز داشت بهش دادیم.

00:26:18.489 --> 00:26:20.752
‫اگه نتونیم کتاب‌ها رو پیدا کنیم چی؟

00:26:20.796 --> 00:26:23.015
‫اونوقت مجبوریم با شیاطین‌مون روبه‌رو شیم

00:26:23.059 --> 00:26:24.930
‫و امیدوار باشیم که از نبرد
‫باهاشون جون سالم به‌در ببریم.

00:27:06.454 --> 00:27:10.354
‫وسیله‌ی شما بخشی از دارایی‌ها نیست ‫اما شما
.حتماً به نواختن در آینده علاقه خواهید داشت

00:27:10.378 --> 00:27:14.978
‫لطفاً این ویولن رو از طرف من قبول کنید.
‫با ارادت فراوان، پرسیوال.

00:27:18.941 --> 00:27:20.029
‫باز هم سلام.

00:27:20.072 --> 00:27:21.204
‫تونستی با دکتر حرف بزنی؟

00:27:21.247 --> 00:27:22.727
‫آره، تونستم.

00:27:24.729 --> 00:27:25.730
‫تو حالِت خوبه؟

00:27:25.774 --> 00:27:27.950
‫نه، اصلاً خوب نیستم.

00:27:27.993 --> 00:27:29.560
‫واسه همین به کتابم نیاز دارم.

00:27:29.603 --> 00:27:31.127
‫یه خبر بد برات دارم.

00:27:31.170 --> 00:27:33.738
‫دکتر گفت موقع رفتن سمت غرب فروختتش.

00:27:33.782 --> 00:27:35.871
‫باید واسه راحت‌تر راه رفتن

00:27:35.914 --> 00:27:36.959
‫خودشون رو سبُک می‌کردن.

00:27:37.002 --> 00:27:38.656
‫خیلی‌خب...

00:27:39.788 --> 00:27:41.267
‫می‌دونی کجا فروختتش؟

00:27:41.311 --> 00:27:43.269
‫اتفاقاً آره.

00:27:43.313 --> 00:27:45.489
‫اسمش...

00:27:45.532 --> 00:27:49.319
‫خانه‌ی کتاب بارنی
‫کنار جاده‌ی 42 توی آلن‌تاون‌ـه.

00:27:49.362 --> 00:27:50.624
‫آلن‌تاون، پنسیلوانیا؟

00:27:50.668 --> 00:27:52.235
‫- آره.
‫- مرسی.

00:27:52.278 --> 00:27:54.672
‫بابا حلالش باشه.
‫سلیقه‌ش خوبه.

00:27:57.022 --> 00:27:59.242
‫اون چیه دستت؟

00:27:59.285 --> 00:28:02.506
‫گروهبان، فهمیدیم چرا قبلاً
‫انقدر به موسیقی علاقه داشتی.

00:28:02.549 --> 00:28:05.683
‫اگه دبیر موسیقی منم این شکلی بود
‫منم کلاس گیتار ثبت نام می‌کردم.

00:28:06.771 --> 00:28:07.729
‫فکر کردی خیلی نمکی؟

00:28:10.253 --> 00:28:14.910
‫اگه این کتاب
‫یا کتاب سال دیگه‌ای توی این کلاس ببینم

00:28:14.953 --> 00:28:16.476
‫از کلاس تمرین افسر میندازمت بیرون.

00:28:17.608 --> 00:28:18.957
‫فهمیدی؟

00:28:19.001 --> 00:28:20.219
‫بله، فهمیدم.

00:28:20.263 --> 00:28:21.264
‫ببخشید.

00:29:14.708 --> 00:29:16.841
‫آفرین کوین، واقعاً آفرین.

00:29:16.885 --> 00:29:20.410
‫خواستم دوباره بخونمش ولی حقیقتش
‫حالم بد شد.

00:29:20.453 --> 00:29:22.281
‫بذار حدس بزنم.

00:29:22.325 --> 00:29:24.283
‫تو رو یاد خودت انداخت که
‫دیگه نمی‌خوای بهش تبدیل بشی؟

00:29:25.632 --> 00:29:27.243
‫یه‌جورهایی، آره.

00:29:27.286 --> 00:29:30.463
‫درک می‌کنم کوین، ولی...

00:29:30.507 --> 00:29:34.859
‫اون بخش وجودت که حس می‌کنه جذاب نیستی

00:29:34.903 --> 00:29:37.775
‫و لایق عشق نیستی رو ول کن
‫بذار بره، بمیره.

00:29:38.994 --> 00:29:41.474
‫تو یه مرد جذاب و خیلی زیبایی

00:29:41.518 --> 00:29:44.608
‫و لایق هرچیزی هستی که قلبت بخوادش.

00:29:44.651 --> 00:29:45.870
‫گفتنش آسونه.

00:29:45.914 --> 00:29:48.090
‫نیاز نیست اینطور باشه.

00:29:48.133 --> 00:29:52.529
‫خودت رو با من هم‌راستا
‫کن تا دیگه هیچوقت حس...

00:29:56.098 --> 00:29:57.099
‫پیگی نکنی.

00:29:59.144 --> 00:30:01.233
‫تو اینو از کجا می‌دونستی؟

00:30:01.277 --> 00:30:05.672
‫می‌دونی، تمام رازهای
‫شخصی و تاریکی که داریم...

00:30:06.848 --> 00:30:08.980
‫من همون رازهام کوین.

00:30:10.416 --> 00:30:12.854
‫و فقط من می‌تونم تو رو از دست‌شون خلاص کنم.

00:30:26.998 --> 00:30:28.043
‫سلام.

00:30:29.827 --> 00:30:33.831
‫از کوچینا ساکاسا غذا گرفتم.

00:30:33.875 --> 00:30:35.137
‫چیزی که نخوردی؟

00:30:38.967 --> 00:30:40.359
‫اون چیه زدی به چشمت؟

00:30:40.403 --> 00:30:41.970
‫واسه میگرنمه دیگه.

00:30:42.013 --> 00:30:43.667
‫از داروخونه گرفتم.
‫به‌نظرم خوشگل بودن.

00:30:43.710 --> 00:30:45.016
‫بتی، بردار از چشمت.

00:30:45.060 --> 00:30:46.017
‫لطفاً برشون دار.

00:30:46.061 --> 00:30:47.889
‫باشه.

00:30:47.932 --> 00:30:50.239
‫برداشتم.
‫چی شده؟

00:30:50.282 --> 00:30:53.982
‫به‌خاطر پرسیوال‌ـه. وقتی پرسید
‫اتفاق عجیبی واسم نیوفتاده، دروغ گفتم.

00:30:54.025 --> 00:30:55.766
‫پرسیوال داره تمام وسایل خانم گراندی رو جلوم می‌ذاره.

00:30:55.809 --> 00:30:59.248
‫انگار هر جا رو نگاه می‌کنم اونو می‌بینم.

00:30:59.291 --> 00:31:01.424
‫اون هم یکی عین همین
‫عینک‌ها می‌ذاشت به چشمش.

00:31:01.467 --> 00:31:03.556
‫می‌دونم که نباید...اینطوری
‫مغزم رو تحریک کنه.

00:31:03.600 --> 00:31:05.297
‫چرا اتفاقاً، باید بکنه.

00:31:05.341 --> 00:31:08.648
‫و کاری کرد به موسیقی فکر کنم و...

00:31:08.692 --> 00:31:11.129
‫و اینکه دیگه چطور سمت موسیقی نرفتم
‫و اینکه چه بخش بزرگی از زندگیم بوده.

00:31:11.173 --> 00:31:12.739
‫و اینا یعنی به‌خاطر خانم گراندی بوده؟

00:31:12.783 --> 00:31:14.872
‫چون هر دفعه که گیتار دست می‌گیرم.

00:31:14.916 --> 00:31:17.092
‫انگار برمی‌گردم به اون کلاس موسیقی
‫پیش خانم گراندی.

00:31:20.660 --> 00:31:23.707
‫ما قبلاً این کلمه رو به زبون نمیاوردیم
‫اما حقیقتش...

00:31:25.361 --> 00:31:28.451
‫خانم گراندی ازت سوءاستفاده کرد.

00:31:30.366 --> 00:31:33.325
‫و این چیزها روی آدم‌ها تأثیر می‌ذاره.

00:31:35.458 --> 00:31:38.069
‫پرسیوال داره تمام این مشکلات
‫روحی روانی رو دوباره پیش می‌کشه.

00:31:38.113 --> 00:31:40.158
‫خب آخه چرا؟

00:31:40.202 --> 00:31:42.813
‫همونطور که شرل گفت:
‫چون می‌خواد بهت آسیب بزنه.

00:31:43.596 --> 00:31:44.510
‫به همه‌مون.

00:31:46.034 --> 00:31:48.950
‫یه زخمی رو پیدا می‌کنه
‫تا فقط روش نمک بریزه.

00:31:51.561 --> 00:31:53.737
‫جاگ بهم پیام داد.

00:31:53.780 --> 00:31:56.914
‫گفت مثکه فهمیده کجا می‌تونیم
‫کتاب‌هامون رو پیدا کنیم.

00:31:56.958 --> 00:31:58.611
‫یه تیری توی تاریکیه
‫ولی خب همین هم خودش خیلیه.

00:31:58.655 --> 00:32:00.570
‫جدی؟
‫کجا؟

00:32:00.613 --> 00:32:03.268
‫یه خانه‌ی کتاب توی پنسیلوانیا.

00:32:26.509 --> 00:32:28.685
‫خوشحالم که امشب جور شد که پیش هم باشیم.

00:32:29.947 --> 00:32:31.209
‫می‌تونیم هم‌دیگه رو بیشتر بشناسیم.

00:32:32.645 --> 00:32:34.169
‫و البته بدون اینکه جسدی بین‌مون باشه.

00:32:35.605 --> 00:32:36.606
‫موافقم.

00:32:37.607 --> 00:32:38.608
‫به‌سلامتی هرالدو.

00:32:45.006 --> 00:32:46.181
‫یه سؤالی هست...

00:32:48.400 --> 00:32:49.401
‫رجی کجاست؟

00:32:50.446 --> 00:32:52.187
‫رفته.

00:32:52.230 --> 00:32:55.103
‫اگه خدا بخواد، برای همیشه.

00:32:55.146 --> 00:32:58.671
‫پس یعنی من الان چی‌ام؟
‫یکی که صرفاً بخوای باهاش رجی رو فراموش کنی؟

00:33:00.456 --> 00:33:04.677
‫به‌نظرم برای مشخص کردن رابطه هنوز خیلی زوده
‫هرالدو.

00:33:06.766 --> 00:33:07.898
‫اما تو...

00:33:09.813 --> 00:33:12.033
‫یه مرد جذابی که

00:33:13.295 --> 00:33:15.775
‫که باعث شگفتی من میشه.

00:33:17.473 --> 00:33:20.041
‫و منم زنی‌ام که ترجیح میده امشب تنها نباشه.

00:33:22.869 --> 00:33:24.523
‫نمیشه به همین سادگی باشه؟

00:33:26.960 --> 00:33:28.092
‫هرطور تو بخوای.

00:33:28.136 --> 00:33:29.137
‫خوب شد گفتی...

00:33:52.160 --> 00:33:54.640
‫دقیقاً همین رو می‌خواستم.

00:33:56.990 --> 00:33:58.427
‫خیلی خوشحالم که اومدی پیشم.

00:34:01.560 --> 00:34:02.561
‫هرالدو؟

00:34:06.174 --> 00:34:07.175
‫هرالدو؟

00:34:10.265 --> 00:34:11.266
‫هرالدو!

00:34:19.622 --> 00:34:22.799
‫آره رجی، فقط می‌خوام بدونی
‫که هدیه‌ت به دستم رسید.

00:34:22.842 --> 00:34:24.496
‫و حالا یه‌نفر مُرده.

00:34:24.540 --> 00:34:25.845
‫آفرین احمق.

00:34:25.889 --> 00:34:27.760
‫منظورت چیه رانی؟

00:34:27.804 --> 00:34:30.241
‫اون عنکبوت‌های سیاهی که توی
‫تخم مرغ تزئینی واسم فرستادی

00:34:30.285 --> 00:34:33.331
‫یکی‌شون هرالدو رو گاز گرفته
‫و حالا هم مُرده.

00:34:33.375 --> 00:34:36.247
‫وایسا ببینم، هرالدو توی
‫خونه‌ت چیکار می‌کرده؟

00:34:36.291 --> 00:34:37.944
‫خودت می‌دونی چیکار می‌کرده.

00:34:37.988 --> 00:34:40.077
‫ببین رانی، تخم مرغ‌ها رو فرستادم
‫آره

00:34:40.121 --> 00:34:41.948
‫اما عنکبوتی داخلش نبود.

00:34:41.992 --> 00:34:43.820
‫شاید توهم زدی.

00:34:43.863 --> 00:34:46.605
‫خب، قطعاً جنازه‌ای که رفیق جینگ بتی

00:34:46.649 --> 00:34:48.433
‫یعنی دکتر کردل بُرد بیرون رو توهم نزدم.

00:34:48.477 --> 00:34:50.435
‫اصلاً اون تخم مرغ رو از کجا خریدی؟

00:34:51.610 --> 00:34:53.046
‫عتیقه فروشی.

00:34:55.048 --> 00:34:56.137
‫احمق.

00:35:07.017 --> 00:35:09.280
‫همین الان فکس اومد.

00:35:09.324 --> 00:35:11.761
‫بالأخره از قربانی بازمانده‌ی
‫ق.ک.ز یعنی کاترین یه اظهاریه داریم.

00:35:11.804 --> 00:35:13.241
‫عالیه، چیز مهمی هم توش گفته؟

00:35:13.284 --> 00:35:15.199
‫نه آنچنان.

00:35:15.243 --> 00:35:17.158
‫ولی یه چیز کوچیک جالب هست.

00:35:17.201 --> 00:35:19.160
‫میگه قاتل هر شب براش چراغ رو روشن می‌ذاشته.

00:35:19.986 --> 00:35:21.640
‫بابا، من می‌ترسم.

00:35:21.684 --> 00:35:22.946
‫از چی عزیزم؟

00:35:22.989 --> 00:35:25.775
‫شب‌ها صدای هیولا توی خونه می‌شنوم

00:35:25.818 --> 00:35:27.342
‫و بعضی وقت‌ها هم از توی گاراژ.

00:35:28.430 --> 00:35:29.474
‫می‌دونی چیه؟

00:35:30.345 --> 00:35:32.085
‫راه‌حلت پیش خودمه.

00:35:37.743 --> 00:35:39.223
‫بفرما.

00:35:39.267 --> 00:35:42.400
‫یه  چراغ خواب ضد هیولا
‫که ازت مراقبت می‌کنه.

00:35:45.969 --> 00:35:47.927
‫ولی بذار یه رازی بهت بگم بتی.

00:35:47.971 --> 00:35:50.147
‫تو نیازی نیست از هیولایی بترسی.

00:35:51.453 --> 00:35:52.454
‫می‌دونی چرا؟

00:35:54.499 --> 00:35:59.156
‫چون من و تو از هر هیولایی ترسناک‌تریم.

00:36:00.375 --> 00:36:02.333
‫خانم کوپر؟

00:36:02.377 --> 00:36:06.032
‫تمام این مدت پرونده‌ی
‫ق.ک.ز رو اشتباه سر هم کردیم.

00:36:06.076 --> 00:36:08.121
‫همیشه فکر می‌کردیم که انزوا طلبه.

00:36:08.165 --> 00:36:10.385
‫یه قاتل سرگردون که همیشه جنازه‌هاش
‫رو توی معرض پیدا شدن قرار میده.

00:36:10.428 --> 00:36:13.083
‫اما اگه خانواده‌دار باشه و
‫به خونه‌ش سر بزنه چی؟

00:36:13.126 --> 00:36:14.780
‫اگه دختر داشته باشه چی؟

00:36:14.824 --> 00:36:17.130
‫تعداد خیلی کمی از قاتل‌های سریال
‫خانواده‌دار هستن.

00:36:17.174 --> 00:36:18.219
‫بابای منم جزوشون بود.

00:36:19.959 --> 00:36:22.484
‫باید جستجو رو شامل پدرها هم بکنیم

00:36:22.527 --> 00:36:27.184
‫پدرهایی که برای مأموریت سفر می‌کنن
‫مخصوصاً اونایی که دختر دارن.

00:36:27.228 --> 00:36:28.707
‫- الان میرم سراغش.
‫- خیلی‌خب.

00:36:32.102 --> 00:36:33.625
‫آرچی.

00:36:33.669 --> 00:36:34.583
‫جاگهد همین الان پیام داد.

00:36:34.626 --> 00:36:35.410
‫کتاب‌ها رو پیدا کرده.

00:36:36.280 --> 00:36:38.413
‫باشه.

00:36:38.456 --> 00:36:41.546
‫به‌به، آقای منتل
‫از تخم مرغ‌ها چه‌خبر؟

00:36:41.590 --> 00:36:43.026
‫به‌نظرم خودت می‌تونی حدس بزنی.

00:36:44.114 --> 00:36:45.942
‫یه‌سری اتفاق عجیب داره میوفته.

00:36:45.985 --> 00:36:49.598
‫من بهت یه کتاب دادم
‫از اون موقع دیگه بی‌سواد شدم.

00:36:49.641 --> 00:36:51.295
‫به ورانیکا گفتم عنکبوت بیوه سیاه

00:36:51.339 --> 00:36:53.036
‫اونوقت تخم مرغی که بهش دادم توش عنکبوت بوده

00:36:53.079 --> 00:36:54.777
‫حتی در حالیکه داخلش
‫رو نگاه کردم و خالی بود.

00:36:57.127 --> 00:36:58.346
‫تو چی هستی؟

00:36:59.347 --> 00:37:00.304
‫جادوگری؟

00:37:02.654 --> 00:37:04.787
‫یکی دوتا حُقه توی آستینم دارم ولی میشه...

00:37:06.789 --> 00:37:09.008
‫میشه گفت شعبد بازم.

00:37:12.490 --> 00:37:13.404
‫این شعبده‌ت.

00:37:15.145 --> 00:37:17.582
‫چیزی هست که بتونی بهم یاد بدی؟

00:37:17.626 --> 00:37:19.323
‫قطعاً می‌تونیم به یه توافقی برسیم.

00:37:22.108 --> 00:37:24.937
‫چطوری...اینا رو از کجا پیدا کردی؟

00:37:24.981 --> 00:37:27.810
‫پنسیلوانیا، یه کتاب‌فروشی به اسم
‫خانه کتاب بارنی.

00:37:27.853 --> 00:37:31.727
‫مثل کتاب‌فروشی پاولز توی سیاتل‌ـه
‫اما این یکی همه‌چی داره.

00:37:31.770 --> 00:37:35.383
‫چه عجب، آفرین خرخون.
‫بالأخره این کتاب خوندنت یه‌روز به‌درد خورد.

00:37:35.426 --> 00:37:37.428
‫پس همینجوری بریم پیش پرسیوال

00:37:37.472 --> 00:37:38.951
‫و کتاب‌ها رو بدیم و وسایل رو پس میده؟

00:37:38.995 --> 00:37:40.823
‫- خودش که همینو گفت.
‫- به نفعشه همینکار رو بکنه.

00:37:40.866 --> 00:37:43.347
‫اگه پس نده، مغازه‌ش رو
‫با خودش آتیش می‌زنیم.

00:37:43.391 --> 00:37:46.437
‫من که مطمئن نیستم بخوام
‫تابلوی بابام رو پس بگیرم.

00:37:46.481 --> 00:37:48.352
‫اون دیگه انتخابش با خودته.

00:37:48.396 --> 00:37:50.354
‫اما موندن جسم محافظت پیش پرسیوال خطرناکه.

00:37:50.398 --> 00:37:54.010
‫و حالا که بحث آتیش زدن شد
‫وقتی که وسایل رو پس گرفتیم

00:37:54.053 --> 00:37:55.664
‫باید باهاشون یه مراسم اجرا کنیم.

00:37:58.057 --> 00:37:59.102
‫اما بهتون هشدار میدم.

00:37:59.145 --> 00:38:00.146
‫اصلاً از مراسم خوشتون نمیاد.

00:38:04.107 --> 00:38:05.630
‫آره.

00:38:05.674 --> 00:38:07.545
‫ظاهراً که کتاب‌ها درست هستن.

00:38:07.589 --> 00:38:09.025
‫یه لحظه صبر کنید تا وسایل‌تون رو بیارم.

00:38:09.068 --> 00:38:10.940
‫به همین راحتی؟

00:38:10.983 --> 00:38:14.335
‫خب، آره آقای اندروز
‫انصاف اینطور جکم می‌کنه، تازه...

00:38:15.423 --> 00:38:16.902
‫هدفی که براشون در نظر
‫گرفته شده بود رو کامل کردن.

00:38:16.946 --> 00:38:18.426
‫چه هدفی؟

00:38:18.469 --> 00:38:20.558
‫وثیقه خانم کوپر.

00:38:20.602 --> 00:38:22.647
‫مگه دیگه چه هدفی ممکنه منظورم بوده باشه؟

00:38:22.691 --> 00:38:23.822
‫میشه بری خرت و پرت‌هامون
‫رو بیاری تا دیگه بریم؟

00:38:23.866 --> 00:38:25.389
‫البته.

00:38:25.433 --> 00:38:29.828
‫راستی، بوسه‌ی زن عنکبوتی کجاست؟

00:38:29.872 --> 00:38:31.743
‫می‌تونی تابلوی پدرم رو نگه داری.

00:38:32.527 --> 00:38:33.963
‫بهش نیازی ندارم.

00:38:34.006 --> 00:38:36.705
‫هیچکس هیچ سلطه‌ای علیه من نداره
‫نه پدرم

00:38:36.748 --> 00:38:38.446
‫و قطعاً تو هم اصلاً.

00:38:38.489 --> 00:38:39.490
‫خیلی هم خوب.

00:38:40.622 --> 00:38:41.666
‫الان برمی‌گردم.

00:38:49.326 --> 00:38:53.069
‫داری قبل از مراسم شرل
‫آخرین آهنگتو باهاش می‌زنی؟

00:38:53.112 --> 00:38:54.113
‫آره.

00:38:56.464 --> 00:38:57.856
‫اوضاعت چطوره؟

00:38:59.815 --> 00:39:03.079
‫دقیق مطمئن نیستم.

00:39:03.122 --> 00:39:07.257
‫بازی‌های ذهنی پرسیوال دوتا
‫از خاطرات ناجورم رو آزاد کرد.

00:39:08.780 --> 00:39:11.827
‫منو به این فکر انداخت که...

00:39:11.870 --> 00:39:15.613
‫من تازه هنوز به چیزی
‫که داخلم مخفی شده نرسیدم.

00:39:21.097 --> 00:39:23.839
‫واقعاً مجبوریم این کار رو بکنیم شرل؟

00:39:23.882 --> 00:39:25.406
‫متأسفانه آره.

00:39:25.449 --> 00:39:27.016
‫این اشیاء دست پرسیوال بودن.

00:39:27.059 --> 00:39:29.714
‫به احتمال زیاد آلوده شدن.

00:39:29.758 --> 00:39:32.674
‫آلوده‌ی افسون‌های تاریک و شرور.

00:39:32.717 --> 00:39:34.763
‫شرل، صندوقت کو؟

00:39:34.806 --> 00:39:36.678
‫قبلاً یه‌بار جیسن رو سوزوندم.
‫فکر نمی‌کنم دیگه نیاز باشه.

00:39:37.548 --> 00:39:38.941
‫شروع کنیم؟

00:39:38.984 --> 00:39:41.030
‫وایسا، وایسا.

00:39:41.073 --> 00:39:42.510
‫باز چی شده؟

00:39:42.553 --> 00:39:44.381
‫بابا بزرگ من حتی سنگ قبر هم نداره.

00:39:44.425 --> 00:39:46.731
‫اگه روی قبرش راه بری حتی متوجه
‫نمی‌شی کسی اون زیر خاک شده.

00:39:46.775 --> 00:39:49.038
‫اگه این کتاب رو بسوزونم مثل
‫این می‌مونه که اصلاً وجود نداشته.

00:39:49.081 --> 00:39:50.561
‫برام مهم نیست نفرین شده یا جادو شده.

00:39:50.605 --> 00:39:51.867
‫من...نمی‌سوزونمش.

00:39:51.910 --> 00:39:53.346
‫کتابه.
‫عمراً بسوزونمش.

00:39:53.390 --> 00:39:54.870
‫اگه رِی بردبری بود چی می‌گفت؟

00:39:54.913 --> 00:39:57.133
‫شما همه‌تون دیوونه‌اید ولی خب بیخیال.

00:39:57.176 --> 00:39:58.177
‫بعداً نگی شرل چرا نگفتی خطرناکه.

00:40:09.841 --> 00:40:13.279
‫ماهایی که داریم امتیاز حساب می‌کنیم
‫خیلی زود می‌فهمیم پرسیوال

00:40:13.323 --> 00:40:14.977
‫دوتا سرباز جدید به ارتشش اضافه کرده.

00:40:15.934 --> 00:40:17.806
‫کوین و رجی.

00:40:17.849 --> 00:40:19.372
‫کسایی که تاریکی اونا رو بلعید.

00:40:22.332 --> 00:40:24.682
‫اما بقیه‌مون، شاید جون سالم به‌در ببریم
‫آره

00:40:24.726 --> 00:40:26.597
‫و این خودش هم یه پیروزیه.

00:40:26.641 --> 00:40:28.904
‫اما این هفته به قیمت یه‌چیز
‫مهم از همه‌مون تموم شد.

00:40:30.775 --> 00:40:32.168
‫و تک تک غریزه‌هام بهم می‌گفتن که

00:40:32.211 --> 00:40:35.432
‫هنوز حتی به آخر ماجرا هم نزدیک نشدیم.

00:40:35.476 --> 00:40:37.434
‫ممنون که زنگ زدی دکتر کردل.

00:40:37.478 --> 00:40:39.001
‫حکم پزشکی قانونی چیه؟

00:40:39.044 --> 00:40:42.308
‫گزارش سم‌شناسی اومده و
‫قطعاً زهر عنکبوت بیوه سیاه

00:40:42.352 --> 00:40:45.355
‫بوده که قلب هرالدو رو از کار انداخته.

00:40:45.398 --> 00:40:46.748
‫می‌دونستم.

00:40:46.791 --> 00:40:48.750
‫می‌دونستم توهم نزدم.

00:40:48.793 --> 00:40:51.230
‫اما خیلی جالبه.

00:40:51.274 --> 00:40:54.669
‫یه عنکبوت بیوه سیاه اونقدری زهر نداره

00:40:54.712 --> 00:40:57.498
‫که یه مرد بالغ رو بکُشه.

00:40:57.541 --> 00:41:00.936
‫خب، ممکنه چندتا عنکبوت بوده باشن؟

00:41:01.589 --> 00:41:04.505
‫آره.

00:41:04.548 --> 00:41:08.857
‫فقط، هیچ جای نیشی روی بدن هرالدو نیست.

00:41:08.900 --> 00:41:12.425
‫و البته جایی که زهر ازش

00:41:12.469 --> 00:41:14.602
‫وارد شده رو پیدا کردم.

00:41:15.646 --> 00:41:17.648
‫خیلی‌خب، کجاشه؟

00:41:17.692 --> 00:41:19.911
‫لب‌هاش.

00:41:19.955 --> 00:41:24.612
‫ظاهراً مرگ هرالدوی جوان
‫توسط یک بوسه صورت گرفته.

00:41:24.636 --> 00:41:39.636
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.