﻿WEBVTT

00:00:05.161 --> 00:00:07.763
‫دوست شدن با صاحب سینما
‫یه خوبی‌ای که داره اینه که

00:00:07.796 --> 00:00:10.367
‫می‌تونم با رفیق‌هام مجانی برم فیلم ببینم.

00:00:10.399 --> 00:00:13.602
‫برای همین هر سه‌شنبه شب
‫جمع می‌شیم

00:00:13.636 --> 00:00:16.839
‫و جدیدترین و خفن‌ترین
‫فیلم ترسناک‌ها رو می‌بینیم

00:00:16.872 --> 00:00:20.409
‫تصور می‌کردیم که خیلی
‫زود با پای خودمون وارد

00:00:20.442 --> 00:00:23.914
‫فیلم تخیلی-واقعی بودجه‌ی کم خودمون می‌شیم.

00:00:24.538 --> 00:00:27.038
‫جاگهد جونز در «مرد مذاب اسرارآمیز!»

00:00:27.449 --> 00:00:29.785
‫یهو می‌دیدیم که
‫یه مرد مذاب ظاهر می‌شد

00:00:29.818 --> 00:00:32.389
‫و وقتی به طرفمون میومد
‫شبیه یه مجسمه‌ی مومی بود

00:00:32.421 --> 00:00:35.557
‫که مدت زیادی توی آفتاب مونده بود.

00:00:35.591 --> 00:00:38.028
‫اما یهو نیروی پیاده نظام از راه می‌رسید.

00:00:45.868 --> 00:00:49.039
‫کلانتر کلر میومد می‌گفت که اون مرد
‫یه آواره و ولگرد بوده

00:00:49.072 --> 00:00:53.642
‫و یه نوع نادر از...اینجا
‫رو داشته باشید...جذام داشته.

00:00:53.676 --> 00:00:57.113
‫اما این با چیزی که از دهن
‫اتل به بن باتن شنیدم فرق داشت.

00:00:57.147 --> 00:01:01.051
‫یونیفرمش شبیه یونیفرم بابامه
‫که توی کارخونه‌ی افرا کار می‌کرد.

00:01:01.084 --> 00:01:04.620
‫باز دوباره یه‌چیز متعفن
‫و فاسد توی ریوردیل بود

00:01:04.653 --> 00:01:07.290
‫و اگه قرار بود این سری
‫جواب درست و درمون پیدا کنم...

00:01:07.324 --> 00:01:08.824
‫باید خودم می‌رفتم سراغ‌شون.

00:01:10.360 --> 00:01:11.560
‫از شانس خوبم می‌دونستم

00:01:11.593 --> 00:01:13.363
‫که پزشک قانونی شهر
‫یعنی دکتر کردل

00:01:13.396 --> 00:01:15.497
‫از طرفدارهای کمیک‌های ترسناک پپ کمیکس‌ـه.

00:01:15.531 --> 00:01:17.100
‫کمیک‌هایی که این روزها
‫کمیاب شده بودن.

00:01:17.133 --> 00:01:19.702
‫مگه اینکه یه پارتی داشته باشی.
‫یکی مثل من.

00:01:19.735 --> 00:01:20.602
‫ای جان.

00:01:20.636 --> 00:01:23.539
‫اینا حرف ندارن، آقای جونز.

00:01:25.108 --> 00:01:27.077
‫به‌درد طاق زدن می‌خورن.

00:01:27.110 --> 00:01:31.647
‫آفرین. حالا بگو ببینم در مورد
‫اون مرد مذاب چی می‌دونی؟

00:01:31.680 --> 00:01:33.083
‫چطوری اون ریختی شد؟

00:01:35.085 --> 00:01:38.554
‫حدس من مسمومیت رادیواکتیوی شدیده.

00:01:39.322 --> 00:01:41.757
‫عجب بابا!

00:01:42.491 --> 00:01:44.127
‫هسته‌ای یا اتمی؟

00:01:44.160 --> 00:01:46.562
‫بعد اصلاً کجا تحت تأثیرش قرار گرفته؟

00:01:47.230 --> 00:01:48.530
‫نتونستم بفهمم.

00:01:48.564 --> 00:01:50.799
‫متأسفانه اونقدری جسد دستم نبود.

00:01:50.833 --> 00:01:53.569
‫شهردار بلاسم سریع برداشت بردش.

00:01:53.602 --> 00:01:56.538
‫به‌قول خودت، جناب مذاب

00:01:56.572 --> 00:02:02.379
‫اینطوری که فهمیدم
‫کارگر کارخونه‌ی افرای شهردار بوده.

00:02:02.412 --> 00:02:04.646
‫ناجور شد که.

00:02:08.851 --> 00:02:11.854
‫اتل، آماده‌ای بریم مدرسه؟

00:02:11.887 --> 00:02:14.324
‫بتی، مطمئنی نمی‌خوای مامانت

00:02:14.357 --> 00:02:15.791
‫شما رو برسونه مدرسه؟

00:02:16.558 --> 00:02:17.659
‫کاملاً مطمئن.

00:02:17.693 --> 00:02:19.362
‫یالا اتل، دیرمون میشه.

00:02:19.396 --> 00:02:20.729
‫نگران نباش هل.

00:02:20.763 --> 00:02:24.600
‫وقتی یه روز از شدت بارون کاسه‌ی چه کنم
‫چه کنم دست گرفت بالأخره می‌ذاره برسونمش.

00:02:24.633 --> 00:02:26.336
‫- حالا خودت می‌بینی.
‫- نه، فکر نکنم.

00:02:26.369 --> 00:02:29.105
‫من و ورانیکا و اتل
‫توی مدرسه برای آموزش رانندگی ثبت نام کردیم.

00:02:29.139 --> 00:02:32.909
‫خیلی زود خودم هرجا خواستم میرم.

00:02:33.533 --> 00:02:36.433
‫بتی کوپر در «آموزش رانندگی!»

00:02:41.251 --> 00:02:44.921
‫از مربی پارسلی توی کمپ اونز
‫خبرهای خوبی دستم رسیده.

00:02:45.455 --> 00:02:48.391
‫قبولت کردن، رجی.

00:02:48.425 --> 00:02:50.393
‫- بی‌شوخی، مربی؟
‫- کجا؟

00:02:50.427 --> 00:02:55.532
‫بهترین کمپ بسکتبال
‫برای دبیرستانی‌های کشور.

00:02:55.564 --> 00:02:57.400
‫خبر محشریه.

00:02:57.434 --> 00:02:58.501
‫تبریک میگم رجی.

00:02:58.535 --> 00:03:01.237
‫تو چی جناب شکسپیر؟

00:03:01.271 --> 00:03:02.871
‫برنامه‌ی تو چیه؟

00:03:02.906 --> 00:03:05.741
‫گمون نکنم برای شاعری
‫کمپ تابستونه‌ای باشه، هست؟

00:03:07.065 --> 00:03:09.265
‫آرچی اندروز در «اخراج از خانه!»

00:03:09.312 --> 00:03:12.681
‫کلی کار برای آرچی توی شهر هست، فرنک.

00:03:12.714 --> 00:03:14.551
‫می‌تونه بره سراغ کار قبلیش
‫توی پاپز

00:03:14.583 --> 00:03:16.486
‫یا می‌تونه توی بوتیک به من کمک کنه.

00:03:16.519 --> 00:03:19.721
‫دیدی چی گفت؟

00:03:19.755 --> 00:03:21.424
‫می‌تونی توی بوتیک زنونه‌ی مامانت کار کنی.

00:03:21.458 --> 00:03:25.594
‫مطمئنم الان میگی ای کاش
‫از تیم انصراف نمی‌دادم.

00:03:28.864 --> 00:03:32.801
‫زود باش آبجی.
‫چه باشی چه نباشی قطار حرکت می‌کنه.

00:03:32.825 --> 00:03:39.825
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:41.578 --> 00:03:44.447
‫ایشون کی بود؟

00:03:44.481 --> 00:03:45.548
‫داری اعزام میشی، بابا؟

00:03:45.582 --> 00:03:47.816
‫مسخره‌بازی در نیارید.

00:03:47.850 --> 00:03:50.353
‫ایشون ارتشبد تیلور از واشنگتن بود.

00:03:50.386 --> 00:03:51.854
‫برای من یه...

00:03:52.555 --> 00:03:55.291
‫خب...یه هدیه آورده بود.

00:03:55.325 --> 00:03:56.459
‫بیاید کتابخونه

00:03:56.493 --> 00:03:58.094
‫می‌خوام بهتون نشونش بدم.

00:03:58.118 --> 00:04:05.118
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:04:07.570 --> 00:04:10.473
‫این دیگه چه موجودیه؟

00:04:10.507 --> 00:04:12.108
‫این مولاک‌ـه، شرل.

00:04:12.641 --> 00:04:14.344
‫یه خدای افسانه‌ای باستانی.

00:04:14.377 --> 00:04:17.779
‫فقط از طریق قربانی کردن فرزند راضی میشه.

00:04:18.747 --> 00:04:20.716
‫جفتتون باید همیشه یاد مولاک باشید

00:04:20.749 --> 00:04:23.386
‫تا یه‌وقت نخواید دوباره
‫تن و بدن من رو بلرزونید.

00:04:28.810 --> 00:04:31.510
‫شرل بلاسم در «پروژه‌ی مولاک!»

00:04:33.630 --> 00:04:34.763
‫اتل؟

00:04:36.533 --> 00:04:38.700
‫ببین، نمی‌خوام نمک روی زخم کهنه‌‍ت بپاشم

00:04:38.734 --> 00:04:41.538
‫اما اون مرد مذاب که جلوی در سینما دیدیم...

00:04:41.571 --> 00:04:43.206
‫- چیه؟
‫- تو به بن گفتی که

00:04:43.239 --> 00:04:47.577
‫همون لباسی تنش بوده که بابات
‫توی کارخونه‌ی افرای بلاسم می‌پوشیده.

00:04:47.610 --> 00:04:51.214
‫برام سؤال بود کار بابات اونجا چی بوده.

00:04:51.247 --> 00:04:52.282
‫سرایدار بود.

00:04:52.315 --> 00:04:53.316
‫چطور؟

00:04:53.349 --> 00:04:54.651
‫مریض می‌شد؟

00:04:54.683 --> 00:04:57.120
‫مامانم بعضی وقت‌ها می‌گفت
‫مشروب می‌خوره

00:04:57.153 --> 00:05:01.558
‫تا درد مزمن شکم و مفصل‌هاش رو آروم کنه.

00:05:01.591 --> 00:05:03.893
‫و خب موهاش هم داشت می‌ریخت.

00:05:05.195 --> 00:05:06.196
‫عجب.

00:05:06.229 --> 00:05:08.164
‫چطور مگه جاگهد؟

00:05:11.700 --> 00:05:13.269
‫ببین، هنوز نمی‌تونم صد درصدی بگم

00:05:13.303 --> 00:05:16.639
‫اما این که بابات، مرد مذاب

00:05:16.673 --> 00:05:18.675
‫و حالا که فکرش رو می‌کنم
‫آقای ری‌بری

00:05:18.707 --> 00:05:20.543
‫همه توی کارخونه‌ی بلاسم کار می‌کردن

00:05:20.577 --> 00:05:22.679
‫و همه‌شون درد گرفتن

00:05:22.711 --> 00:05:25.881
‫و شرایط عجیبی داشتن...

00:05:25.915 --> 00:05:28.084
‫خب به‌نظر من که تصادفی نیست.

00:05:28.117 --> 00:05:30.553
‫به‌نظرم خانواده بلاسم
‫دارن یه‌چیزی رو مخفی می‌کنن.

00:05:30.587 --> 00:05:31.688
‫و من ته توش رو در میارم.

00:05:31.720 --> 00:05:34.424
‫تا بالأخره من، تو، آقای ری‌بری و...

00:05:35.491 --> 00:05:36.859
‫به یه ختامی برسیم.

00:05:37.961 --> 00:05:39.028
‫چیه؟

00:05:40.163 --> 00:05:41.064
‫چی شده؟

00:05:41.097 --> 00:05:43.799
‫جاگهد، از اینکارت ممنونم

00:05:43.832 --> 00:05:46.970
‫اما من می‌خوام زندگیم رو بکنم.

00:05:47.003 --> 00:05:49.105
‫دارم برای گواهی‌نامه ثبت نام می‌کنم.

00:05:49.138 --> 00:05:52.741
‫ماشینی که توی مسابقه برنده شدم
‫دستم رسیده

00:05:53.409 --> 00:05:55.111
‫و دارم رابطه‌‍م با بن رو رسمی می‌کنم.

00:05:55.144 --> 00:05:56.212
‫سلام.

00:05:58.747 --> 00:06:02.118
‫با بن خودمون؟
‫بن باتن؟

00:06:02.151 --> 00:06:06.089
‫بگذریم، می‌خوام گذشته رو فراموش کنم
‫و واقعاً ازش بگذرم.

00:06:06.122 --> 00:06:08.458
‫خیلی‌خب بچه‌ها، بشینید سر جاهاتون.

00:06:11.394 --> 00:06:14.063
‫شهردار بلاسم و جناب فدرهد خواستن من بهتون

00:06:14.097 --> 00:06:16.865
‫این فیلم آموزشی از نحوه برخورد با شرایط

00:06:16.899 --> 00:06:19.402
‫انفجار بمب اتم در
‫ریوردیل رو بهتون نشون بدم.

00:06:23.206 --> 00:06:25.642
‫حالا باید برای خطری جدید آماده باشیم...

00:06:25.675 --> 00:06:27.644
‫بمب اتم.

00:06:27.677 --> 00:06:29.245
‫از آمدن آن مطلع خواهید شد.

00:06:29.279 --> 00:06:32.115
‫نوری روشن
‫روشن‌تر از خورشید دارد.

00:06:32.148 --> 00:06:35.817
‫اگر آماده نباشید
‫ممکن است به طرق مختلفی به شما آسیب برساند.

00:06:36.486 --> 00:06:37.886
‫ممکن است شما را محکم به زمین بزند

00:06:37.920 --> 00:06:40.523
‫یا شما را به سمت درخت یا دیوار پرت کند.

00:06:40.556 --> 00:06:44.427
‫ابعاد انفجار آن آنقدر بزرگ است
‫که می‌تواند ساختمان‌ها را در هم بکوبد

00:06:44.460 --> 00:06:45.794
‫و تابلوهای تبلیغاتی عظیم را به زمین بیاندازد

00:06:45.827 --> 00:06:47.796
‫و تمام پنجره‌های شهر را بشکند.

00:06:47.829 --> 00:06:49.932
‫یا خدا.
‫اون فیلم بمب اتم

00:06:49.966 --> 00:06:51.968
‫حسابی من رو ترسوند.

00:06:52.435 --> 00:06:53.569
‫باید هم بترسونه.

00:06:53.603 --> 00:06:55.405
‫فیلم مزخرف داشت میگفت
‫سرتون رو بیارید پایین و پناه بگیرید

00:06:55.438 --> 00:06:58.541
‫انگار که مثلاً یه تیکه شیشه
‫توی هوا قراره بزرگ‌ترین نگرانی‌مون باشه.

00:06:58.574 --> 00:07:02.679
‫در واقع اکثرمون عمراً از انفجار
‫بمب اتم جون سالم به‌در ببریم.

00:07:02.712 --> 00:07:04.714
‫منظورت چیه جاگ؟

00:07:04.747 --> 00:07:08.084
‫کسی اخبار ژاپن رو دیده؟

00:07:08.117 --> 00:07:10.852
‫اگه بمب حتی نزدیک ریوردیل هم بخوره

00:07:10.886 --> 00:07:13.656
‫همه‌مون توی کمتر از
‫۱ نانوثانیه بخار می‌شیم.

00:07:13.690 --> 00:07:16.092
‫تازه نگم حتی اگه از برخورد
‫و انفجارش سالم بمونیم

00:07:16.125 --> 00:07:18.394
‫تحت تأثیر چه مقدار
‫و حجم تشعشع قرار می‌گیریم.

00:07:18.428 --> 00:07:21.931
‫من که می‌دونم موقع اومدن بمب چیکار کنم.

00:07:21.964 --> 00:07:25.834
‫میرم خودم رو توی
‫زیرزیرزمین پمبروک حبس می‌کنم.

00:07:25.867 --> 00:07:28.705
‫اونجا عین یه شهر زیرزمینیه.

00:07:28.738 --> 00:07:31.240
‫شما هم البته دعوتی جاگی‌جان.

00:07:31.274 --> 00:07:32.608
‫چندش‌ها.

00:07:32.642 --> 00:07:35.378
‫من میرم توی معدن‌های
‫متروکه‌ی بلاسم پناه می‌گیرم.

00:07:35.411 --> 00:07:38.281
‫از قبل از جنگ انقلاب محکم دَووم آوردن.

00:07:38.314 --> 00:07:41.584
‫مگه اونجا تاریک و سرد نیست؟

00:07:41.617 --> 00:07:44.620
‫چرا تونی، راست میگی.

00:07:44.654 --> 00:07:49.125
‫باید یه راهی برای گرم شدن پیدا کنم.

00:07:49.158 --> 00:07:51.828
‫من برمی‌گردم داک کریک.
‫یه چاه داریم انقدر عمیقه

00:07:51.860 --> 00:07:53.763
‫که هیچ بمب یا تشعشعی تهش نمیرسه.

00:07:53.796 --> 00:07:55.765
‫خب چرا توی داک کریک بمونی؟

00:07:55.798 --> 00:07:57.467
‫اگه صدای آژیر رو بشنویم

00:07:57.500 --> 00:08:00.536
‫من سوار ماشینم میشم
‫مامانم رو سوار می‌کنم میرم سمت غرب.

00:08:00.570 --> 00:08:04.474
‫عمراً این ابرهای تشعشعی بتونن
‫از کوه‌های راکی رد بشن.

00:08:04.507 --> 00:08:06.309
‫غرب به‌نظر گزینه‌ی خوبیه.

00:08:06.743 --> 00:08:07.876
‫معلومه.

00:08:07.910 --> 00:08:10.879
‫تو نمی‌تونی از دست بمب اتم فرار کنی، آرچی.

00:08:10.913 --> 00:08:12.881
‫مهم نیست چقدر ماشینت سریعه.

00:08:12.915 --> 00:08:17.186
‫بچه‌ها، من یه‌جا خوندم اگه داخل یخچال باشید

00:08:17.220 --> 00:08:19.856
‫و بمب اتم بخوره
‫هیچی‌تون نمیشه.

00:08:19.888 --> 00:08:21.357
‫اما اونطوری خب داخل یخچالی گیر می‌کنی.

00:08:21.391 --> 00:08:25.094
‫آره کوین، پس آب و غذا چی؟

00:08:25.128 --> 00:08:27.263
‫خب، داخل یخچالم دیگه.

00:08:28.664 --> 00:08:30.133
‫من هیچ‌جا قایم نمیشم.

00:08:30.166 --> 00:08:33.903
‫بیخیال بابا، نمی‌تونیم بذاریم این بمبه
‫زمین‌گیرمون کنه.

00:08:33.936 --> 00:08:37.073
‫جاهایی مثل نوادا که آمریکا اکثر
‫تست‌های بمب اتمش رو انجام میده

00:08:37.106 --> 00:08:39.008
‫مردم پناهگاه دارن
‫برای مواقع اضطراری.

00:08:39.041 --> 00:08:41.878
‫برای زنده موندن همین نیازه.

00:08:41.911 --> 00:08:44.013
‫یه پناهگاه زیرزمینی با دیوارهای محکم.

00:08:44.046 --> 00:08:45.915
‫اگه روسیه بخواد روی سرمون بمب بندازه

00:08:45.948 --> 00:08:48.618
‫مگه نباید شهرهای بزرگ‌تر

00:08:48.651 --> 00:08:50.820
‫مثل لس‌آنجلس یا نیویورک رو هدف بگیرن؟

00:08:50.853 --> 00:08:57.126
‫کسایی مثل ما که توی شهرهای کوچیک هستن نیازی
‫به نگران شدن واسه‌ی بمب اتم ندارن، دارن؟

00:08:57.160 --> 00:08:59.429
‫من باشم زیاد مطمئن این رو نمی‌گفتم.

00:09:00.263 --> 00:09:02.765
‫بمب اتم ممکنه هرجایی بیوفته.

00:09:02.799 --> 00:09:05.067
‫حتی اینجا، توی ریوردیل.

00:09:07.391 --> 00:09:10.791
‫«ریوردیل»
‫«فصل: ۷ قسمت: ۱۸»

00:09:14.076 --> 00:09:16.979
‫میگه طناب رو بردار و دور طناب بپیچ.

00:09:17.647 --> 00:09:18.815
‫حالا دیگه نمی‌دونم منظورش چیه.

00:09:18.848 --> 00:09:20.516
‫چه‌خبر، چیکارها می‌کنید؟

00:09:20.550 --> 00:09:24.153
‫داریم سعی می‌کنیم گره‌ی کراوات بزنیم
‫در حالی که همه‌‍ش گند می‌زنیم.

00:09:24.187 --> 00:09:26.956
‫گره‌ی کراواتی؟
‫بیا نشونت بدم چطوریه.

00:09:26.989 --> 00:09:28.624
‫مگه تمرین پیشاهنگیت رو یادت نیست؟

00:09:30.159 --> 00:09:32.595
‫خرگوش از لونه‌ش میره بیرون

00:09:32.995 --> 00:09:34.163
‫از درخت رد میشه

00:09:35.865 --> 00:09:37.066
‫باز برمی‌گرده توی لونه‌ش.

00:09:37.935 --> 00:09:39.168
‫اینطوری یه گره‌ی خوب درست میشه.

00:09:40.169 --> 00:09:41.871
‫حالا برای چی دارید این رو تمرین می‌کنید؟

00:09:41.905 --> 00:09:43.506
‫می‌دونید که اگه بمب بخوره

00:09:43.539 --> 00:09:46.175
‫با گره‌ی کراواتی کار زیادی نمیشه کرد دیگه؟

00:09:47.477 --> 00:09:50.680
‫من و کوین توی ذهن‌مونه
‫بریم عضو تجارت دریایی شیم.

00:09:51.481 --> 00:09:53.115
‫تجارت دریایی؟
‫عجب.

00:09:53.149 --> 00:09:55.485
‫چی هست حالا؟
‫یه بخشی از نیروی دریاییه؟

00:09:55.518 --> 00:09:56.886
‫نه، یه شغله.

00:09:56.920 --> 00:09:59.722
‫بهت حقوق میدن تا روی یه کشتی باری کار کنی
‫و می‌تونی دور دنیا سفر کنی.

00:10:01.224 --> 00:10:03.359
‫تو هم ممکنه خوشت بیاد آرچی.

00:10:03.392 --> 00:10:05.127
‫کلی از نویسنده‌های خوب
‫تاجر دریایی بودن.

00:10:05.161 --> 00:10:06.863
‫کلی از شاعرهای بیتس هم
‫اینجا خدمت کردن.

00:10:06.897 --> 00:10:10.867
‫هم گینزبرگ و هم کرواک
‫جفتشون ۷ دریا رو سفر کردن.

00:10:10.901 --> 00:10:13.202
‫ماجراجویی در انتظار شما
‫در آب‌های آزاد.

00:10:14.670 --> 00:10:17.607
‫بدم نمیاد از عمو فرنک فاصله بگیرم.

00:10:17.640 --> 00:10:21.143
‫دیدن دنیا و ماجراجویی
‫به نوشتنم الهام میده.

00:10:21.177 --> 00:10:23.279
‫این خیلی برام عالیه.

00:10:24.580 --> 00:10:25.748
‫از گره زدن هم خوشم میاد.

00:10:25.781 --> 00:10:27.416
‫اگه جدی هستی که
‫فردا عضوگیری دارن.

00:10:27.450 --> 00:10:31.287
‫می‌تونی هر سؤالی داری ازش بپرسی
‫و جواب‌هات رو بگیری.

00:10:31.320 --> 00:10:36.125
‫خانم‌ها، شما راننده‌های آینده هستید.

00:10:36.158 --> 00:10:40.429
‫حائز اهمیته که یاد بگیرید
‫همیشه راننده‌هایی گوش به زنگ...

00:10:40.463 --> 00:10:45.601
‫با اعتماد به‌نفس و وظیفه‌شناس باشید.

00:10:45.635 --> 00:10:46.769
‫تابلوی ایست!

00:10:48.271 --> 00:10:52.275
‫بر خلاف باور اکثر مردهای جَوون
‫رانندگی یه حق مسلم نیست.

00:10:52.775 --> 00:10:54.076
‫یه امتیازه...

00:10:54.677 --> 00:10:55.979
‫و همینطور یه مسئولیت.

00:10:56.013 --> 00:10:58.314
‫به چپ بپیچید.

00:11:00.082 --> 00:11:01.884
‫عالی بود دخترها.

00:11:01.919 --> 00:11:03.586
‫حالا بیاید ماشین‌هامون رو پارک کنیم.

00:11:04.587 --> 00:11:06.055
‫و استرس‌تون رو خالی کنید.

00:11:06.088 --> 00:11:07.958
‫خیلی خوب بود.
‫آفرین.

00:11:07.991 --> 00:11:11.494
‫تکلیف امشبتون
‫استراحت کردنه...

00:11:11.527 --> 00:11:15.731
‫چون فردا امتحان مهارت اصلی‌تونه.

00:11:15.765 --> 00:11:19.835
‫قرار سوار یه اتومبیل واقعی بشیم

00:11:21.004 --> 00:11:23.040
‫و پارک دوبل رو یاد بگیریم.

00:11:27.076 --> 00:11:29.078
‫امروز مدرسه چطور بود، بچه‌ها؟

00:11:29.111 --> 00:11:30.246
‫اتفاق جالبی افتاد؟

00:11:30.279 --> 00:11:31.881
‫یه فیلم دیدیم که بهمون یاد داد

00:11:31.915 --> 00:11:33.649
‫اگه روس‌ها بمب انداختن روی سرمون
‫چیکار کنیم.

00:11:34.584 --> 00:11:36.519
‫من توی فکرمه که برم عضو تجارت دریایی بشم.

00:11:36.552 --> 00:11:39.121
‫هروقت مدرسه‌‍ت رو تموم کردی
‫می‌تونی بری

00:11:39.155 --> 00:11:43.159
‫و وقتی اون روز برسه امیدوارم دانشگاه
‫رفتن رو هم توی فکرت داشته باشی.

00:11:43.192 --> 00:11:44.727
‫یه لحظه صبر کن، مری.

00:11:44.760 --> 00:11:48.197
‫تجارت دریایی فکر منطقی و خوبی میاد.

00:11:48.230 --> 00:11:51.701
‫خیلی بهتر از دانشگاه رفتن
‫و شاعری خوندنه.

00:11:54.170 --> 00:11:56.008
‫اتفاقاً تجارت دریایی
‫بهم کمک می‌کنه تا بیشتر

00:11:56.032 --> 00:11:57.740
‫رویای شاعر شدنم رو
‫دنبال کنم، عمو فرنک.

00:11:57.773 --> 00:11:59.709
‫کلی از هنرمندهای بیتس
‫به تجارت دریایی ملحق میشن

00:11:59.742 --> 00:12:00.676
‫تا بیشتر در مورد خودشون

00:12:00.710 --> 00:12:03.212
‫و دنیا یاد بگیرن
‫تا در موردش بنویسن.

00:12:03.245 --> 00:12:04.948
‫اگه چهار خط کتاب خونده بودی
‫این رو می‌دونستی.

00:12:04.982 --> 00:12:06.083
‫جانم؟

00:12:06.115 --> 00:12:08.250
‫امشب خبری از عضو چیزی شدن نیست.

00:12:08.284 --> 00:12:11.554
‫پس میشه لطفاً شام‌مون رو
‫با آرامش و سکوت تموم کنیم؟

00:12:13.122 --> 00:12:15.092
‫خب دیلتن، قضیه چیه؟

00:12:15.124 --> 00:12:19.462
‫اومدم پیشت چون...

00:12:19.495 --> 00:12:22.698
‫بعد از اون اتفاق مرد مذاب
‫و فیلمی که بابام توی کلاس نشون داد

00:12:22.732 --> 00:12:24.367
‫می‌دونم که نگرانی.

00:12:24.400 --> 00:12:27.336
‫خب نباشم؟
‫دلم نمی‌خواد توی حمله‌ی اتمی بمیرم.

00:12:27.370 --> 00:12:31.407
‫آره، فقط اینکه
‫نیازی نیست نگران باشی جاگهد.

00:12:31.440 --> 00:12:33.142
‫تو یکی از بهترین دوست‌هامی.

00:12:33.175 --> 00:12:34.410
‫تو رفیق کمیکی منی.

00:12:34.443 --> 00:12:37.047
‫اگه اتفاق بدی قرار باشه بیوفته

00:12:37.080 --> 00:12:39.715
‫من ازت مراقبت می‌کنم.
‫تو جات امنه.

00:12:39.749 --> 00:12:44.620
‫ممنونم که این رو گفتی دیلتن
‫اما چطوری؟

00:12:45.956 --> 00:12:47.256
‫خب...

00:12:47.289 --> 00:12:50.027
‫راحت‌تره که خودت ببینی.

00:12:55.164 --> 00:12:58.434
‫یا خدا، دیلتن!

00:13:00.202 --> 00:13:03.040
‫خانواده‌‍ت چرا پناهگاه دارن؟

00:13:03.073 --> 00:13:04.473
‫بابام اینجا رو ساخته.

00:13:04.507 --> 00:13:07.243
‫میگه انقدری زیر زمین هستیم
‫که از انفجار اتمی

00:13:07.276 --> 00:13:10.147
‫و تشعشعات بعدش سالم بمونیم.

00:13:10.179 --> 00:13:12.581
‫چیزی رو غلط متوجه شدم؟

00:13:12.615 --> 00:13:15.384
‫بابات فکر می‌کنه ریوردیل
‫ممکنه هدف حمله باشه؟

00:13:18.922 --> 00:13:19.956
‫دیلتن؟

00:13:22.525 --> 00:13:24.460
‫بابات چی می‌دونه که ما نمی‌دونیم؟

00:13:26.129 --> 00:13:28.230
‫هنوز چیزی صد درصد نیست

00:13:28.264 --> 00:13:30.934
‫اما تقریباً 1 سال قبل از
‫کشته شدن مامان و بابای اتل

00:13:32.069 --> 00:13:33.937
‫باباش اومد در خونه‌ی ما...

00:13:35.771 --> 00:13:37.306
‫با این.

00:13:40.643 --> 00:13:43.779
‫آقای ماگز می‌خواست ببینه ارزشی داره یا نه.

00:13:43.813 --> 00:13:47.216
‫گفت از اونجا که بابای من معلم علومه
‫شاید بدونه.

00:13:47.984 --> 00:13:49.218
‫این چیه؟

00:13:49.585 --> 00:13:50.753
‫پالادیوم.

00:13:51.454 --> 00:13:54.991
‫آقای ماگز گفت از سر کار کِش رفته.

00:13:55.025 --> 00:13:56.559
‫کارخونه‌ی افرا؟

00:13:56.592 --> 00:13:57.660
‫گمونم.

00:13:57.693 --> 00:14:00.830
‫گفت کلیفورد بلاسم کلی از اینا داره

00:14:00.863 --> 00:14:03.666
‫و داره یه کاری باهاش می‌کنه.

00:14:03.699 --> 00:14:06.402
‫همون موقع بود که بابام اینجا رو ساخت.

00:14:07.204 --> 00:14:09.338
‫چون کلیفورد بلاسم داشت...

00:14:09.371 --> 00:14:12.308
‫یا داره یه کاری با پالادیوم می‌کنه؟

00:14:13.210 --> 00:14:16.312
‫یه کار مخفی؟
‫ممکنه براش آدم بکُشه؟

00:14:16.345 --> 00:14:20.483
‫پالادیوم خامش خطری نداره

00:14:20.516 --> 00:14:24.955
‫اما توی حالت خالصش،
‫متمرکز و متراکم که باشه...

00:14:25.922 --> 00:14:27.090
‫بعضی از دانشمندها گفتن

00:14:27.124 --> 00:14:30.127
‫می‌تونه بی‌ثبات‌تر از پلوتونیم باشه

00:14:30.160 --> 00:14:32.229
‫و اگه منفجر بشه

00:14:32.261 --> 00:14:35.364
‫از بمب هیدروژن هم مخرب‌تره.

00:14:37.399 --> 00:14:39.301
‫یه جرقه‌ای توی ذهنم خورد.

00:14:39.335 --> 00:14:42.338
‫جرقه که چه عرض کنم.
‫آژیر چهار مرحله‌ای.

00:14:42.371 --> 00:14:44.540
‫اخیراً جذب داستانی شده بودم
‫که استاد مرحومم بِرد ری‌بری

00:14:44.573 --> 00:14:47.210
‫که زمانی توی کارخونه‌ی بلاسم کار می‌کرد

00:14:47.244 --> 00:14:53.116
‫نوشته بود و در مورد برخورد
‫بمب پالادیوم به یه شهر کوچیک بود.

00:14:53.150 --> 00:14:57.853
‫آیا اونجا چیزی از پالادیوم دیده بود یا
‫شنیده بود که منبع الهام این داستانش بوده؟

00:14:59.321 --> 00:15:00.790
‫آژیر خطره!

00:15:00.823 --> 00:15:02.159
‫بهمون هشدار داده بودن!

00:15:02.192 --> 00:15:05.095
‫وقتش رسیده!
‫بمب اتمه!

00:15:12.102 --> 00:15:14.370
‫جاگهد، سرت رو بیار پایین پناه بگیر!

00:15:14.403 --> 00:15:16.206
‫جاگهد؟ جاگهد؟
‫داری چیکار می‌کنی؟!

00:15:16.239 --> 00:15:17.908
‫برو زیر میز!

00:15:17.941 --> 00:15:19.242
‫نه!
‫جاگهد!

00:15:19.276 --> 00:15:22.311
‫از پنجره...

00:15:35.791 --> 00:15:39.095
‫گندت بزنن که به جون همه‌مون
‫ترس انداختی، جاگهد جونز.

00:15:46.719 --> 00:15:50.419
‫<c.yellow>همه چیز آماده‌ست.
‫پروژه‌ی مولاک تقریباً تمومه.</c>

00:15:50.443 --> 00:15:54.543
‫<c.yellow>اتفاقی که برای اون مردی که از
‫بهداری فرار کرد افتاد واقعاً باعث تأسف بود.</c>

00:15:54.567 --> 00:15:58.567
‫<c.yellow>آره، اما می‌دونستیم قراره
‫یه‌سری تلفات و قربانی دادن‌ها باشه.</c>

00:15:59.391 --> 00:16:03.391
‫<c.yellow>حالا خونواده‌‍ش هم قراره
‫بهشون رسیدگی بشه...</c>

00:16:03.415 --> 00:16:11.215
‫<c.yellow>فکرش رو بکن وقتی برگردیم وطن چطوریه.
‫به‌عنوان قهرمان.</c>

00:16:11.439 --> 00:16:14.039
‫<c.yellow>رهبرهامون حسابی خوشحال میشن.</c>

00:16:14.063 --> 00:16:18.263
‫<c.yellow>بهم یه وقت جلسه توی دولتتون دادن.
‫یادت نره...</c>

00:16:30.113 --> 00:16:31.982
‫وقتی تاجر دریایی شید
‫قراره سرتاسر کره‌ی زمین

00:16:32.015 --> 00:16:35.218
‫با پیشرفته‌ترین کشتی‌های دنیا بگردید.

00:16:35.252 --> 00:16:38.621
‫قرار در کنار بهترین و آینده‌دارترین
‫جوانان این کشور تمرین و کار کنید.

00:16:38.654 --> 00:16:42.458
‫جوان‌هایی که همه مشتاق
‫تجربه‌ی کامل زندگی هستن.

00:16:42.491 --> 00:16:44.995
‫- بله پسرجان؟
‫- وقت داریم که جاهایی که پهلو می‌گیریم

00:16:45.028 --> 00:16:48.298
‫بگردیم و حسابی ازشون لذت ببریم؟

00:16:48.331 --> 00:16:49.632
‫این مسافرت خوش‌گذرونی نیست.

00:16:49.665 --> 00:16:51.368
‫همین الان باید بدونید

00:16:51.400 --> 00:16:53.736
‫که هیچکس اینجا جایگاه صد درصدی نداره.

00:16:57.173 --> 00:16:59.742
‫شرل، سلام.
‫[مانورها را انجام دهید و یادتان باشد، پناه بگیرید]

00:17:01.044 --> 00:17:03.412
‫این اواخر اتفاق عجیبی
‫توی خونه‌تون نیوفتاده؟

00:17:03.445 --> 00:17:06.116
‫شاید.
‫چطور مگه؟

00:17:06.149 --> 00:17:08.517
‫دیروز شنیدم به اون
‫معدن‌های متروکه اشاره کردی

00:17:08.550 --> 00:17:11.520
‫و می‌خواستم بدونم به کارخونه‌ی افراتون
‫نزدیکن یا نه.

00:17:11.553 --> 00:17:14.057
‫آره، کارخونه دقیقاً بالای معدنه.

00:17:14.790 --> 00:17:16.092
‫خیلی‌خب...

00:17:16.126 --> 00:17:18.929
‫ببین شرل، اینی که میگم شاید برات عجیب باشه

00:17:18.962 --> 00:17:21.064
‫اما به‌نظرم پدرت هدف خیلی شومی داره.

00:17:21.097 --> 00:17:24.301
‫به‌نظرم توی قتل‌های پیک شیرفروش دست داشته.

00:17:24.334 --> 00:17:25.434
‫دیگه اون مرد مذاب رو نگم.

00:17:25.467 --> 00:17:27.337
‫و به‌نظرم اون معدن‌ها

00:17:27.370 --> 00:17:28.939
‫معدن پالادیوم هستن

00:17:28.972 --> 00:17:30.773
‫و برخلاف باورت متروکه نیستن.

00:17:30.806 --> 00:17:33.509
‫جاگهد، بین من و پدرم دیگه عشقی نمونده.

00:17:33.542 --> 00:17:35.378
‫در واقع مطمئنم اگه فرصتش رو داشت

00:17:35.412 --> 00:17:38.348
‫من رو قربانی یه خدای
‫افسانه‌ای به‌نام مولاک می‌کرد.

00:17:38.381 --> 00:17:43.619
‫اما برگردیم به منظور اصلیت. اخیراً با
‫یه ارتشبد توی دفترش قرار ملاقات داشت

00:17:43.652 --> 00:17:47.223
‫و دیشب حرف‌هاش با مامانم رو شنیدم

00:17:47.257 --> 00:17:49.858
‫که به‌نظرم داشتن روسی حرف می‌زدن.

00:17:49.893 --> 00:17:52.661
‫یا خدا!

00:17:52.695 --> 00:17:54.730
‫به‌نظرت می‌تونی بری سر و گوش آب بدی؟

00:17:54.763 --> 00:17:56.299
‫یه‌کم بگردی و ببینی می‌تونی چیزی

00:17:56.333 --> 00:17:58.034
‫به‌عنوان مدرک گناهکار بودن گیر بیاری؟

00:18:26.029 --> 00:18:29.400
‫باعث خوشحالی منه از اونجایی که همه‌تون...

00:18:29.425 --> 00:18:32.522
‫آزمون آیین‌نامه و شهری رو قبول شدین،

00:18:32.547 --> 00:18:34.270
‫اعلام کنم که...

00:18:34.304 --> 00:18:36.031
‫آخر همین هفته قراره به...

00:18:36.056 --> 00:18:37.152
‫یه اردوی علمی به...

00:18:37.177 --> 00:18:40.377
‫اداره راهنمایی و رانندگی ریوردیل بریم.

00:18:41.444 --> 00:18:44.580
‫ولی دخترها، این خیلی مهمه که...

00:18:44.613 --> 00:18:47.058
‫برای دریافت گواهی‌نامهٔ قانونی‌تون...

00:18:47.083 --> 00:18:50.253
‫نیازه که یه کپی از گواهی تولدتون رو بیارین.

00:18:50.286 --> 00:18:52.256
‫اداره باید مطمئن شه که هیچ کدوم‌تون...

00:18:52.281 --> 00:18:53.938
‫جاسوس‌های روسی نیستین.

00:19:03.967 --> 00:19:06.535
‫شک کرده بودم چرا چراغ اینجا روشنه.

00:19:07.303 --> 00:19:08.704
‫بذار خودم حدس بزنم.

00:19:08.737 --> 00:19:10.507
‫این کارها واسه ناوگان بازرگانیه.

00:19:10.539 --> 00:19:12.108
‫خب، توی گزینش بهم گفتن...

00:19:12.142 --> 00:19:15.611
‫وقتی که توی دریایی باید
‫هرروز یک ساعت ورزش کنی.

00:19:15.644 --> 00:19:17.893
‫تا روی فرم بمونی، واسه همون...

00:19:17.965 --> 00:19:19.957
‫خواستم یه قدم جلو باشم.

00:19:20.483 --> 00:19:22.052
‫ببین، راجع‌به اون موضوع...

00:19:22.919 --> 00:19:24.387
‫می‌تونم صحبت کنیم؟

00:19:24.421 --> 00:19:25.687
‫یه دقیقه، مثل دوتا مرد.

00:19:28.491 --> 00:19:29.825
‫می‌دونم که من پدرت نیستم.

00:19:31.194 --> 00:19:32.328
‫ولی باید بدونی...

00:19:33.099 --> 00:19:34.843
‫من بهترین‌ها رو برای تو می‌خوام، آرچی.

00:19:34.868 --> 00:19:36.817
‫پدرت هم اگه بود همین رو می‌خواست.

00:19:41.630 --> 00:19:42.981
‫این چیه؟

00:19:43.639 --> 00:19:45.375
‫پلاک دوران جنگ پدرت.

00:19:45.408 --> 00:19:47.143
‫می‌دونم که خودش دوست داشت این رو به تو بده.

00:19:47.177 --> 00:19:50.579
‫همون‌قدر که مطمئنم دوست داشت
‫بیخیال این ناوگان بازرگانی شی.

00:19:51.580 --> 00:19:54.148
‫بری ارتش، دفترچه‌ت رو پست کنی.

00:19:54.173 --> 00:19:55.415
‫درست مثل پدرت.

00:19:57.554 --> 00:19:58.754
‫اوه، مگه نمی‌دونستی؟

00:20:00.457 --> 00:20:02.591
‫پدرت به اجبار خدمت نکرد، آرچی.

00:20:02.624 --> 00:20:04.260
‫اون داوطلب شد!

00:20:04.294 --> 00:20:08.998
‫چون اون خوب معنای یه مرد واقعی
‫و یه آمریکای خوب رو می‌دونست.

00:20:09.032 --> 00:20:12.601
‫اون باور داشت که وظیفه‌ای
‫والاتر از خدمت به این کشور،

00:20:12.634 --> 00:20:15.572
‫و مبارزه برای دموکراسی و آزادی نیست.

00:20:15.604 --> 00:20:17.773
‫و توام می‌خوای مثل پدرت شی، مگه نه؟

00:20:20.642 --> 00:20:21.710
‫خب، آره...

00:20:21.735 --> 00:20:23.438
‫هرروز می‌خوام مثل اون باشم.

00:20:23.480 --> 00:20:26.815
‫پس بیخیال این خزعبلات
‫شاعرانه شو و عضو ارتش شو.

00:20:26.849 --> 00:20:29.486
‫کسی شو که پدرت بهش افتخار کنه.

00:20:29.519 --> 00:20:31.720
‫همون کسی که می‌دونم توی وجودت هست.

00:20:32.057 --> 00:20:33.752
‫همونی که برای شکوفا شدنش مبارزه می‌کنه.

00:20:34.924 --> 00:20:37.160
‫و بهترین چیز دربارهٔ خدمت می‌دونی چیه؟

00:20:39.121 --> 00:20:42.056
‫نیازی نیست تا فارغ‌التحصیلی منتظر بمونی.

00:21:07.590 --> 00:21:09.858
‫بذار ببینم چی مخفی کردی، بابا.

00:21:46.963 --> 00:21:47.964
‫نقاشی؟

00:22:40.650 --> 00:22:42.418
‫صبح بخیر، عزیزم.

00:22:42.452 --> 00:22:43.819
‫یه وافل یا دوتا؟

00:22:44.120 --> 00:22:45.054
‫آه...

00:22:46.289 --> 00:22:47.423
‫اون پلاک بابات...

00:22:48.062 --> 00:22:50.226
‫پلاک بابائه. آره.

00:22:50.927 --> 00:22:52.895
‫عمو فرانک بهم دادش.

00:22:52.929 --> 00:22:54.830
‫خب، چرا باید این کار رو کنه؟

00:22:57.065 --> 00:22:58.703
‫فکر کنم دلیلش رو بدونم.

00:22:59.502 --> 00:23:02.171
‫ولی شاید بهتر باشه بشینی
‫تا درباره‌ش حرف بزنیم.

00:23:11.080 --> 00:23:13.849
‫بتی، میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

00:23:14.350 --> 00:23:15.251
‫حتماً.

00:23:16.519 --> 00:23:18.688
‫نکنه اوضاع وقف مرادت نیست؟

00:23:18.721 --> 00:23:21.857
‫نه، یه مشکلی هست، ام...

00:23:21.891 --> 00:23:24.193
‫من گواهی تولدم رو ندارم.

00:23:24.661 --> 00:23:26.062
‫توی خونه‌مونه.

00:23:27.463 --> 00:23:29.098
‫همونجایی که والدینم...

00:23:29.132 --> 00:23:31.301
‫نگران نباش، من برات جورش می‌کنم.

00:23:31.334 --> 00:23:32.735
‫واقعاً، بتی؟

00:23:32.769 --> 00:23:34.704
‫حتماً، قبل از اینکه اداره بریم

00:23:34.737 --> 00:23:36.572
‫بعد از مدرسه اونجا یه سر می‌زنم.

00:23:36.606 --> 00:23:37.839
‫خودت می‌دونی گواهی تولدت...

00:23:37.873 --> 00:23:39.642
‫کجاها ممکنه باشه؟

00:23:39.676 --> 00:23:41.044
‫مادرم یه میز کار داره...

00:23:41.077 --> 00:23:43.812
‫که توش اوراق مهم رو نگه می‌داره.

00:23:43.845 --> 00:23:45.114
‫حتماً همونجائه.

00:23:56.793 --> 00:23:58.161
‫چیزی دستت اومد؟

00:23:58.194 --> 00:24:00.763
‫چه جورش هم!
‫کاملاً حق با تو بود، جاگهد.

00:24:00.797 --> 00:24:02.198
‫- کجاش حق با من بود؟
‫- همه‌جاش.

00:24:02.231 --> 00:24:03.865
‫دیشب که داشتم دزدکی توی
‫وسایل بابا سرک می‌کشیدم،

00:24:03.900 --> 00:24:05.682
‫یه نقاشی دیواری مخفی توجه‌م رو جلب کرد،

00:24:05.707 --> 00:24:07.904
‫و این‌ها رو پیدا کردم.

00:24:10.973 --> 00:24:12.675
‫و یونیفرم‌ها و پوتین‌های سِت.

00:24:12.709 --> 00:24:15.144
‫خدایا.

00:24:16.179 --> 00:24:19.182
‫اون یارو پیک شیرفروش حتماً
‫برای پدرت کار می‌کرد.

00:24:19.716 --> 00:24:21.883
‫حتماً دستوراتش رو انجام می‌داد.

00:24:21.918 --> 00:24:23.653
‫شرل، نکنه جونت در خطر باشه؟

00:24:23.686 --> 00:24:25.054
‫این مقدار خطر عادیه.

00:24:25.088 --> 00:24:26.689
‫دیشب یه سر به معدن هم زدم،

00:24:26.723 --> 00:24:27.824
‫دربارهٔ اون‌ها هم حق با تو بود.

00:24:27.856 --> 00:24:29.625
‫اون‌ها معدن پلادیم‌ان.

00:24:30.526 --> 00:24:33.296
‫اصلاً هم معدن‌های متروکه نیستن.

00:24:33.329 --> 00:24:35.864
‫امروز بعد از تاریکی بیا تورنهیل ببینمت.

00:24:35.898 --> 00:24:38.034
‫و دوربینت هم بیار و دعا کن که فاجعهٔ اتمی...

00:24:38.067 --> 00:24:39.602
‫تا اون موقع بلای جون‌مون نشه.

00:25:39.829 --> 00:25:41.330
‫چی؟ چـ...

00:25:45.903 --> 00:25:48.538
‫پدر من چرا به ماگز چِک داده؟

00:26:02.718 --> 00:26:04.220
‫خب، فرانک، آرچی راجع‌به...

00:26:04.253 --> 00:26:06.989
‫صحبت کوتاهی که دیشب
‫توی گاراژ کردین بهم خبر داد.

00:26:08.858 --> 00:26:10.359
‫واقعاً؟

00:26:10.393 --> 00:26:12.795
‫- حالا چی گفت؟
‫- یه چیزهایی گفت.

00:26:12.829 --> 00:26:13.897
‫ولی به‌نظرم اومد که...

00:26:13.931 --> 00:26:16.365
‫تو از پدرش، یعنی برادر خودت،
‫سوءاستفاده کردی...

00:26:16.399 --> 00:26:19.669
‫تا پسرم رو گول بزنی تا توی ارتش خدمت کنه.

00:26:20.470 --> 00:26:21.607
‫با چه رویی این کار رو کردی، فرانک؟

00:26:21.632 --> 00:26:24.268
‫مخصوصاً وقتی که خودت خدمت نکردی!

00:26:25.875 --> 00:26:28.912
‫ارتش بهترین جا برای اونه، مری.

00:26:28.946 --> 00:26:29.812
‫تربیتش می‌کنه.

00:26:29.846 --> 00:26:31.314
‫بیا رُک صحبت کنیم، فرانک.

00:26:31.347 --> 00:26:33.316
‫همه خوب می‌دونیم موضوع چیه.

00:26:33.349 --> 00:26:36.652
‫موضوع اینه که تو دوست نداری
‫آرچی به شاعری ادامه بده.

00:26:36.686 --> 00:26:38.688
‫اون مستقیم داره میره ته دره.

00:26:38.721 --> 00:26:40.958
‫اون... خودش رو گم کرده.

00:26:40.990 --> 00:26:43.961
‫خودش رو گم نکرده، اون ۱۷ سالشه.

00:26:43.993 --> 00:26:45.595
‫هنوز کلی وقت داره.

00:26:45.628 --> 00:26:48.631
‫حالا چه دلش بخواد ناوگان بازرگانی بره،
‫چه بخواد ارتش بره،

00:26:48.664 --> 00:26:52.001
‫چه بخواد توی دانشگاه ادبیات و شاعری بخونه،

00:26:52.034 --> 00:26:54.020
‫ولی وقتی که مدرسه‌ش رو تموم کنه.

00:26:54.045 --> 00:26:58.015
‫ولی خودش تصمیمش رو می‌گیره،
‫نه عموی قلدرش!

00:26:59.943 --> 00:27:02.612
‫دیگه نمی‌تونم اجازه بدم اینجا باشی، فرانک.

00:27:02.645 --> 00:27:04.485
‫وقتشه که از این خونه بری.

00:27:05.047 --> 00:27:07.250
‫مری، تو خودت گفتی بیام کمکت کنم.

00:27:07.283 --> 00:27:09.216
‫و الانم خودش داره میگه بزنی به چاک.

00:27:09.241 --> 00:27:11.821
‫و وقتی که من برم کی اینجا مرد خونه‌ست؟

00:27:11.854 --> 00:27:14.958
‫- خودم هستم.
‫- من که نگفتم به مرد نیاز دارم!

00:27:14.992 --> 00:27:17.426
‫بالاخره من هم خانم این خونه‌ام!

00:27:17.476 --> 00:27:20.279
‫خودم هزینه‌های خونه رو میدم.

00:27:20.490 --> 00:27:23.942
‫خب، فکر کنم بتونم با رفیق
‫قدیمیم تام کلر زندگی کنم.

00:27:23.967 --> 00:27:27.670
‫شنیدم تازگی‌ها اون هم
‫بلای مشابه‌ای سرش اومده.

00:27:27.703 --> 00:27:28.804
‫عالی شد.

00:27:28.838 --> 00:27:30.740
‫این جوری همه خیال‌مون راحته.

00:27:40.755 --> 00:27:42.752
‫بتی، چطوری، بچه‌جون؟

00:27:42.785 --> 00:27:46.924
‫چرا شما هر ماه برای خونوادهٔ ماگز...

00:27:46.957 --> 00:27:49.292
‫این همه سال چک می‌نوشتین؟

00:27:53.129 --> 00:27:57.133
‫چون، بتی... خانم ماگز خدمتکارمون بود.

00:27:57.166 --> 00:28:00.904
‫اون‌ها حتماً پرداختی‌های همون ماجراست.

00:28:00.938 --> 00:28:02.705
‫این حرفت با عقل جور درنمیاد.

00:28:02.738 --> 00:28:05.269
‫بعضی‌هاشون واسه دو سال پیشه.

00:28:05.294 --> 00:28:07.443
‫اگه خانم ماگز خدمتکارمون بود،

00:28:07.476 --> 00:28:10.846
‫تا جایی که من یادم میاد که حداقل نبودش.

00:28:11.302 --> 00:28:14.739
‫اوه، تازه... ماجرای این عکس چیه؟

00:28:16.118 --> 00:28:17.988
‫اون بچه کیه؟

00:28:18.021 --> 00:28:20.523
‫چون نه منم نه پالی.

00:28:21.123 --> 00:28:22.658
‫اون اتله.

00:28:22.692 --> 00:28:28.464
‫چرا خانوادهٔ ماگز باید عکس
‫تو و اتلِ نوزاد رو نگه دارن؟

00:28:29.900 --> 00:28:32.035
‫چون ازم خواستن تا...

00:28:32.069 --> 00:28:34.570
‫ پدر تعمیدی اتل شم.

00:28:35.005 --> 00:28:36.272
‫منم قبول کردم.

00:28:36.305 --> 00:28:38.274
‫پس چرا من خبر نداشتم؟

00:28:38.909 --> 00:28:40.060
‫چرا کسی دیگه خبر نداشت؟

00:28:40.270 --> 00:28:41.871
‫نمی‌دونم...

00:28:41.896 --> 00:28:43.666
‫تمومش کن، هل.

00:28:44.982 --> 00:28:46.515
‫فقط تمومش کن.

00:28:48.018 --> 00:28:49.251
‫دیگه تمومه.

00:28:50.087 --> 00:28:51.387
‫مگه نمی‌بینی؟

00:28:54.958 --> 00:28:58.227
‫تو پدر اتلی، مگه نه؟

00:28:59.261 --> 00:29:02.198
‫چرا نمیری یه دوری بزنی، عزیزم؟

00:29:03.165 --> 00:29:06.218
‫تا من و بتی حداقل یه صحبتی باهم بکنیم.

00:29:13.175 --> 00:29:16.113
‫میلدرد ماگز واقعاً خدمتکارمون بود.

00:29:16.145 --> 00:29:19.548
‫قبل از اینکه بدنیا بیای.
‫تا اینجاش حقیقت داره.

00:29:19.582 --> 00:29:23.486
‫و بعدش به جایی رسید که
‫اون و پدرت باهم رابطه داشتن.

00:29:24.887 --> 00:29:27.024
‫و واسه یه مدت طولانی مشکوک بودم،

00:29:27.057 --> 00:29:29.092
‫ولی وقتی مطمئن شدم که...

00:29:29.126 --> 00:29:31.028
‫دیدی خانم ماگز حامله‌ست.

00:29:31.061 --> 00:29:34.031
‫پدرت همه‌چیز رو اعتراف کرد.

00:29:34.064 --> 00:29:36.198
‫اشک می‌ریخت،

00:29:36.232 --> 00:29:39.069
‫عذرخواهی می‌کرد،
‫نمی‌دونست دیگه باید چیکار کنه.

00:29:39.102 --> 00:29:42.438
‫اگه کسی از این رسوایی بو می‌برد،

00:29:42.939 --> 00:29:44.840
‫عواقبش...

00:29:44.874 --> 00:29:49.245
‫واسه شبکه، واسه خودمون، خونواده‌مون.

00:29:49.278 --> 00:29:51.180
‫پس تصمیم گرفتی بمونی.

00:29:51.213 --> 00:29:53.083
‫راه دیگه‌ای نداشتم.

00:29:53.116 --> 00:29:54.850
‫آره، ترکش نکردم.

00:29:54.884 --> 00:29:56.318
‫ولی... قضیه رو حلش کردم.

00:29:56.773 --> 00:29:58.454
‫با خونوادهٔ ماگز معامله کردم،

00:29:58.487 --> 00:30:01.892
‫که اگه بچه‌ رو خودشون بزرگ کنن،

00:30:01.925 --> 00:30:03.093
‫و رازمون رو فاش نکنن،

00:30:03.126 --> 00:30:06.163
‫ما هم نیازهای مالی بچه رو برآورده می‌کنیم،

00:30:06.195 --> 00:30:08.165
‫تا وقتی که ۱۶ سالش شه.

00:30:08.190 --> 00:30:12.676
‫نیازهاش رو... اتل، خواهرم؟

00:30:12.701 --> 00:30:14.669
‫خواهر ناتنی.

00:30:15.237 --> 00:30:19.475
‫واسه همین اتل رو به فرزندخواندگی قبول کردی.

00:30:21.912 --> 00:30:25.548
‫واسه همین رفتارت اونجوری بود.

00:30:26.615 --> 00:30:27.650
‫...با من.

00:30:30.148 --> 00:30:32.814
‫می‌خواستی کوین من رو جای آرچی سرزنش کنه.

00:30:34.232 --> 00:30:37.568
‫واسه همون می‌ترسیدی
‫کتاب دکتر کینگزلی رو بخونم.

00:30:39.939 --> 00:30:43.943
‫می‌ترسیدی اتفاقی که برای
‫خودت افتاد برای منم تکرار شه؟

00:30:45.102 --> 00:30:47.403
‫فقط می‌خواستم یه زندگی خوب و شاد...

00:30:48.071 --> 00:30:50.840
‫داشته باشی.

00:30:51.451 --> 00:30:52.991
‫بدون دردسر.

00:30:53.537 --> 00:30:55.869
‫امن، بدون خجالت.

00:30:55.921 --> 00:31:01.927
‫تو عاشق این بودی که به همه
‫نشون بدی چه خونوادهٔ کاملی داریم،

00:31:01.952 --> 00:31:03.285
‫در صورتی که...

00:31:05.922 --> 00:31:07.656
‫مشکل ما این بود!

00:31:07.690 --> 00:31:11.027
‫این... راز.

00:31:11.061 --> 00:31:13.262
‫این... ننگ.

00:31:13.295 --> 00:31:15.331
‫مشکل از کارهایی که من می‌کردم...

00:31:16.233 --> 00:31:17.833
‫یا کارهایی که پالی می‌کرد نبود.

00:31:20.137 --> 00:31:21.637
‫مشکل رابطهٔ نامشروع بابا بود.

00:31:24.174 --> 00:31:26.076
‫و تصمیم تو برای موندن.

00:31:26.109 --> 00:31:28.410
‫و تظاهر به این که همه‌چی سر جاشه.

00:31:29.146 --> 00:31:31.347
‫و با تمام اون تلاش‌ها...

00:31:33.049 --> 00:31:34.450
‫من ناامیدت کردم.

00:31:37.353 --> 00:31:39.522
‫به عنوان یه مادر،

00:31:40.356 --> 00:31:42.825
‫دلت رو شکوندم، متأسفم.

00:31:47.696 --> 00:31:48.697
‫اینطور نیست.

00:31:51.201 --> 00:31:53.069
‫تو تمام سعیت رو کردی.

00:31:56.305 --> 00:31:58.474
‫تو کار درست رو انجام دادی.

00:32:01.945 --> 00:32:02.946
‫ولی حالا...

00:32:05.514 --> 00:32:07.616
‫باید بابا رو صدا کنیم،

00:32:09.351 --> 00:32:12.888
‫و باید به اتل حقیقت رو بگیم.

00:32:47.835 --> 00:32:49.717
‫[معادن بلاسم - ملک شخصی، تردد ممنوع]
‫[هشدار، مراقب حفره‌های باز باشید]

00:32:50.526 --> 00:32:53.230
‫حالا چیزی که گفتی واقعاً اینجاست؟

00:32:53.263 --> 00:32:54.830
‫آره، خودت می‌بینی.

00:32:54.864 --> 00:32:56.599
‫نباید نگهبان‌های بیشتری بذارن؟

00:32:56.632 --> 00:33:00.237
‫حدس می‌زنم پدرم نمی‌خواد توجه زیادی جلب کنه.

00:33:00.278 --> 00:33:02.546
‫به نکتهٔ خوبی اشاره کردی.

00:33:02.571 --> 00:33:04.341
‫اونوقت من و شرل داریم...

00:33:04.373 --> 00:33:06.343
‫از یه حقیقت منفجرکننده پرده برمی‌داریم.

00:33:06.375 --> 00:33:08.510
‫بعد از اینکه واقعیتِ زندگیش رو بهش گفتیم،

00:33:08.544 --> 00:33:11.014
‫اتل توی موجی از شوکِ عاطفی بود،

00:33:11.047 --> 00:33:12.381
‫الان همه‌چی مشخص شد.

00:33:14.416 --> 00:33:16.452
‫اینکه چرا پدر و مادرم انقدر ناراحت بودن.

00:33:16.485 --> 00:33:18.121
‫چرا همیشه بحث‌شون می‌شد.

00:33:20.769 --> 00:33:22.329
‫چرا همیشه حس می‌کردم...

00:33:23.525 --> 00:33:26.395
‫نمی‌دونم، انگار که مقصر من بودم.

00:33:26.428 --> 00:33:28.597
‫اوه، تو هیچ تقصیری نداری، اتل.

00:33:29.933 --> 00:33:30.934
‫اتل...

00:33:32.269 --> 00:33:36.172
‫من و خانم کوپر صحبت کردیم، و...

00:33:37.307 --> 00:33:39.042
‫خب، دوست داریم که...

00:33:39.075 --> 00:33:40.643
‫اوضاع رو درست کنیم.

00:33:41.682 --> 00:33:44.083
‫و قانونی تو رو به فرزندی قبول کنیم.

00:33:44.446 --> 00:33:47.483
‫نشون بدیم که می‌تونیم
‫یه خونوادهٔ واقعی باشیم.

00:33:52.389 --> 00:33:54.690
‫ازتون ممنونم،

00:33:54.723 --> 00:33:58.794
‫خانم و آقای کوپر، لطف‌تون رو می‌رسونه.

00:34:00.763 --> 00:34:02.933
‫ولی فکر نکنم هچین چیزی رو بخوام.

00:34:04.901 --> 00:34:05.902
‫پس چی می‌خوای؟

00:34:07.404 --> 00:34:08.604
‫می‌خوام خوشحال باشم.

00:34:11.308 --> 00:34:12.976
‫تا هرچی که بوده رو پشت سر بذارم.

00:34:14.930 --> 00:34:16.631
‫تا یه شروع تازه داشته باشم.

00:34:23.386 --> 00:34:25.454
‫خب، از اتاقم لذت ببر.

00:34:25.487 --> 00:34:27.090
‫خیلی خودت رو توی دردسر ننداز.

00:34:27.123 --> 00:34:28.325
‫حتماً.

00:34:28.358 --> 00:34:30.659
‫ام... توی تمرین می‌بینمت، مربی.

00:34:33.229 --> 00:34:38.234
‫مری، نمی‌دونم چطوری بدون
‫پای مرغت زندگی کنم،

00:34:38.268 --> 00:34:39.635
‫اوه، بیخیال، فرانک.

00:34:39.668 --> 00:34:42.038
‫می‌دونی که یکشنبه شب‌ها
‫واسه شام قدمت روی چشمه.

00:34:47.277 --> 00:34:48.777
‫اگه اینطوره پس یکشنبه می‌بینمت.

00:34:50.687 --> 00:34:51.689
‫تو...

00:34:51.936 --> 00:34:54.014
‫پس حالا دیگه مرد خونه تویی!

00:34:54.039 --> 00:34:56.507
‫امیدوارم که آمادهٔ انجام وظیفه باشی.

00:34:57.162 --> 00:35:01.133
‫امیدوارم ازم دلخوری‌ای به دل نداشته باشی.

00:35:01.158 --> 00:35:02.926
‫معلومه که ندارم، عمو فرانک.

00:35:04.526 --> 00:35:06.495
‫ولی صرفاً واسه شفاف‌سازی،

00:35:06.528 --> 00:35:09.598
‫شاعری از مردونگی آدم کم نمی‌کنه.

00:35:09.631 --> 00:35:11.401
‫بعضی از قشنگ‌ترین اشعاری که توی عمرم خوندم،

00:35:11.434 --> 00:35:13.203
‫توسط سرباز‌های توی سنگر نوشته شده.

00:35:13.236 --> 00:35:15.939
‫درحالی که آلوده به خاک و خون برادرهاشون‌ان.

00:35:17.374 --> 00:35:19.473
‫شاید آیندهٔ من هم همین باشه.

00:35:21.478 --> 00:35:23.480
‫شاید هم نباشه.

00:35:23.512 --> 00:35:26.104
‫فکر کنم باید منتظر بمونیم ببینیم چی میشه.

00:35:43.344 --> 00:35:46.036
‫باید این عکس‌ها رو به کلانتر کلر نشون بدیم.

00:35:46.069 --> 00:35:48.604
‫شاید، شایدم بهتر باشه نشون ندیم.

00:35:48.637 --> 00:35:50.440
‫تا جایی که می‌دونیم کلانتر کلر هم پاش وسطه.

00:35:50.473 --> 00:35:52.075
‫پدر کوین؟

00:35:52.108 --> 00:35:54.676
‫نه، اون فقط یه کلانتر عقب‌مونده توی
‫یه شهر کوچیکه. این کارها بهش نمیاد.

00:35:54.710 --> 00:35:58.314
‫ولی باز حالا که مدرک موثق داریم،
‫بهتره که حواس‌مون جمع باشه.

00:35:58.348 --> 00:35:59.648
‫ورانیکا چندنفر از اف‌بی‌آی رو می‌شناسه.

00:35:59.681 --> 00:36:01.051
‫از همون دورانی که پدرش رو بازجویی می‌کردن.

00:36:01.084 --> 00:36:02.618
‫باهاش صحبت می‌کنم ببینم می‌تونه...

00:36:02.643 --> 00:36:03.922
‫اسم اون مأمورها رو بهم بده.

00:36:03.947 --> 00:36:05.788
‫آفرین، آقای شرلوک جونز!

00:36:05.821 --> 00:36:10.160
‫راستی، الان تو و ورانیکا
‫رسماً توی رابطه‌این؟

00:36:12.438 --> 00:36:13.694
‫خدایا، نمی‌دونم.

00:36:13.719 --> 00:36:16.366
‫مثل اینکه سرت خیلی شلوغه.

00:36:16.399 --> 00:36:18.968
‫- دارم سعی خودم رو می‌کنم.
‫- اوهوم.

00:36:28.811 --> 00:36:31.147
‫من باز می‌کنم.

00:36:34.451 --> 00:36:36.553
‫آقایون، به موقع رسیدین.

00:36:36.585 --> 00:36:38.797
‫توی پذیرایی دارن صبحونه می‌خورن.

00:36:42.774 --> 00:36:46.812
‫کلیفورد مریون بلاسم،
‫پنلوپه پاولینا، ناوکاو بلاسم،

00:36:46.862 --> 00:36:48.331
‫شما به جرم خیانت،

00:36:48.364 --> 00:36:51.334
‫توطئه‌چینی و حمایت از
‫سرنگونی خشونت‌آمیز...

00:36:51.367 --> 00:36:53.077
‫در دولت آمریکا بازداشتید.

00:36:53.102 --> 00:36:56.272
‫اف‌بی‌آی پروژهٔ مولاک‌تون رو متوقف می‌کنه.

00:37:01.743 --> 00:37:03.513
‫تو کارهای بدی کردی، بابایی.

00:37:03.546 --> 00:37:05.647
‫طی چند روز آینده، خبرهای مربوط
‫به سرمایه‌دار آمریکایی...

00:37:05.689 --> 00:37:07.492
‫به گوش کل دنیا می‌رسه،

00:37:07.517 --> 00:37:09.976
‫که توسط مأمور مخفی شوروی
‫براش پاپوش دوخته شد.

00:37:12.621 --> 00:37:14.690
‫عملیات پروژهٔ مولاک

00:37:14.723 --> 00:37:17.293
‫قرار بود تا مرحلهٔ جدیدی
‫از رقابت تسلیحاتی باشه.

00:37:17.327 --> 00:37:21.164
‫از بمب اتمی بگیر تا بمب هیدروژنی و پی-بمب.

00:37:21.197 --> 00:37:22.966
‫بمب پلادیمی.

00:37:22.999 --> 00:37:25.902
‫دولت آمریکا به این باور رسیده بود که کلیفورد
‫بلاسم داشت این بمب رو برای اون‌ها می‌ساخت،

00:37:25.935 --> 00:37:27.669
‫در صورتی که نقشهٔ اون این بود تا...

00:37:27.703 --> 00:37:29.506
‫توی ریوردیل یه بمب پلادیمی...

00:37:29.539 --> 00:37:31.640
‫بسازه و اون رو به روسیه تحویل بده.

00:37:31.673 --> 00:37:33.543
‫اف‌بی‌آی و ارتش آمریکا زحمت کشیدن و...

00:37:33.576 --> 00:37:35.545
‫جلوی این دسیسه رو گرفتن،

00:37:35.578 --> 00:37:37.679
‫که من شخصاً باهاش مشکلی نداشتم،
‫چون داشتم...

00:37:37.713 --> 00:37:39.648
‫تیکه‌های دیگهٔ پازل رو کنار هم می‌چیدم.

00:37:39.681 --> 00:37:42.919
‫حتماً آقای ری‌بری طی مدتی که
‫توی کارخونهٔ بلاسم کار می‌کرد...

00:37:42.952 --> 00:37:45.787
‫چیزهایی رو دیده که حالا
‫با این اتفاقات نگران باشه.

00:37:45.821 --> 00:37:47.756
‫مثل همیشه بهمون هشدار داد.

00:37:47.789 --> 00:37:49.993
‫اون هم با همون داستان‌های
‫خارق‌العاده و ترسناکش.

00:37:50.026 --> 00:37:52.028
‫ممکن بود مخفیانه خودش رو کنار بکشه،

00:37:52.061 --> 00:37:54.364
‫ولی بعدش شروع کرد به
‫بهم ریختن دبیرستان ریوردیل.

00:37:54.406 --> 00:37:57.808
‫پای دیوان عدالت رو وسط کشید،
‫زیرآب قدرت‌های برتر رو زد،

00:37:57.833 --> 00:38:00.570
‫شهردار بلاسم رو مجبور کرد
‫تا قاتلش رو اجیر کنه.

00:38:00.595 --> 00:38:02.896
‫معروف به پیک شیرفروش، تا اون رو بکشه.

00:38:04.073 --> 00:38:07.277
‫خونوادهٔ اتل هم تقاص‌شون رو پس دادن.

00:38:07.310 --> 00:38:09.579
‫آقای ماگز فهمید که خونوادهٔ بلاسم...

00:38:09.612 --> 00:38:11.581
‫یه معدن پلادیم دارن.

00:38:11.614 --> 00:38:13.249
‫و این برای ماگز یه تهدید بود.

00:38:13.283 --> 00:38:15.952
‫تهدیدی که به هر دلیلی باید از بین می‌رفت.

00:38:15.985 --> 00:38:18.121
‫جزئیات برای اتل اهمیتی نداشت.

00:38:18.154 --> 00:38:20.590
‫ولی الان که اون کاملاً
‫از حقیقت زندگیش آگاهه،

00:38:20.623 --> 00:38:22.325
‫خودش گفت که آماده‌ست.

00:38:23.218 --> 00:38:25.316
‫تا دوباره برای فردایی بهتر...

00:38:25.341 --> 00:38:27.215
‫امید رو به زندگی خودش برگردونه.

00:38:27.418 --> 00:38:30.200
‫هی، پرندهٔ عشق.
‫آماده پرواز هستی؟

00:38:34.370 --> 00:38:38.074
‫[غذاخوری]

00:38:43.060 --> 00:38:44.755
[چاکلیت شاپ]

00:38:44.780 --> 00:38:46.983
‫مطمئنی، اتل؟

00:38:48.231 --> 00:38:49.818
‫می‌خوای هالیوود بری؟

00:38:49.851 --> 00:38:51.688
‫خیال‌تون راحت باشه، خانم کوپر.

00:38:51.720 --> 00:38:53.822
‫قبلش به دوستم، پیتر راث زنگ زدم.

00:38:53.855 --> 00:38:56.526
‫چندتا از کارهای اتل رو دیده
‫و یه شغل بهش پیشنهاد داده...

00:38:56.559 --> 00:38:58.428
‫تا به عنوان طراح فیلم‌نامه و نمایش
‫دست به کار شه.

00:38:58.461 --> 00:38:59.662
‫و زودتر ترتیبش رو دادم تا اتل...

00:38:59.696 --> 00:39:00.997
‫با یکی از دوستام...

00:39:01.030 --> 00:39:03.466
‫توی یکی از خونه‌های زیبای...

00:39:03.499 --> 00:39:04.601
‫ال‌رویال زندگی کنه.

00:39:04.634 --> 00:39:06.071
‫بازم ممنونم ازت، ورانیکا.

00:39:06.096 --> 00:39:07.370
‫کاری نکردم.

00:39:08.535 --> 00:39:10.189
‫نشون بده چی بارته، اتل.

00:39:13.076 --> 00:39:15.578
‫یادت نره وقتی سر و سامون
‫گرفتی آدرست رو برامون بفرستی...

00:39:15.612 --> 00:39:17.180
‫تا تابستون یه سری بهت بزنم.

00:39:17.213 --> 00:39:18.214
‫یادم می‌مونه.

00:39:20.816 --> 00:39:22.352
‫بابت همه‌چی ممنون، بتی.

00:39:23.620 --> 00:39:25.021
‫خواهش می‌کنم.

00:39:37.300 --> 00:39:38.767
‫دلم برات تنگ میشه.

00:39:38.800 --> 00:39:41.983
‫همیشه توی تمام خرابکاری‌ها پای ثابتم بودی.

00:39:42.008 --> 00:39:43.406
‫مرسی، جاگهد.

00:39:45.408 --> 00:39:46.409
‫ناراحت نباش.

00:39:47.644 --> 00:39:49.445
‫همیشه پپ کامیکس داریم.

00:39:49.479 --> 00:39:51.147
‫خوشبختانه، باید دید...

00:39:55.451 --> 00:39:57.886
‫موفق میشی.

00:39:58.488 --> 00:40:00.690
‫واقعاً حسش می‌کنم.

00:40:00.723 --> 00:40:02.125
‫امیدوارم همینطور باشه، خانم کوپر.

00:40:21.477 --> 00:40:24.128
‫اتل اولین کسی بود که از جمع‌مون رفت.

00:40:24.153 --> 00:40:25.814
‫اولین کسی که ریوردیل رو پشت‌سر گذاشت.

00:40:26.716 --> 00:40:28.284
‫نوبت بقیه هم می‌رسه.

00:40:29.185 --> 00:40:31.587
‫تمام تیکه‌های پازل دارن جای خودشون میرن.

00:40:32.411 --> 00:40:34.691
‫پروژهٔ مولاک شکست خورد،

00:40:34.724 --> 00:40:36.225
‫و حالا وقتش بود تا بفهمیم...

00:40:36.259 --> 00:40:38.583
‫شهر کوچیک‌مون باز هم
‫از تحولات بزرگ‌تر بعدی...

00:40:38.608 --> 00:40:40.330
‫جون سالم به‌در می‌بره یا نه!

00:40:41.580 --> 00:40:55.580
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:40:55.778 --> 00:41:09.778
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.