﻿WEBVTT

00:00:00.574 --> 00:00:10.639
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:15.291 --> 00:00:17.958
‫تا حالا این حس رو داشتی
‫که انگار تو برزخ گیر کردی؟

00:00:19.916 --> 00:00:22.166
‫نه اینجا نه اونجا.

00:00:23.416 --> 00:00:25.708
‫وسط یه جای ناشناس.

00:00:26.250 --> 00:00:27.958
‫روی اون آستانه وایسادی؟

00:00:28.041 --> 00:00:29.791
‫[جمعیت: 218.150
‫ارتفاع از سطح دریا: 1083]

00:00:29.875 --> 00:00:31.125
‫من از اون آستانه عبور کردم.

00:00:31.583 --> 00:00:35.958
‫به درگاه‌هایی که به سمت
‫احتمالات مختلف باز می‌شد قدم گذاشتم.

00:00:36.541 --> 00:00:38.583
‫اونجا با افرادی آشنا شدم.

00:00:39.250 --> 00:00:41.000
‫بعضیاشون دوستم شدن.

00:00:45.416 --> 00:00:46.625
‫و بعضیاشون...

00:00:48.208 --> 00:00:49.125
‫دشمنم.

00:00:50.500 --> 00:00:53.041
‫تو زندگیم روی آستانه‌های زیادی وایسادم.

00:00:53.866 --> 00:00:58.574
‫مثل ماری که پوست می‌ندازه،
‫مثل ققنوسی که از خاکستر بلند می‌شه،

00:00:58.666 --> 00:01:01.833
‫دگرگون شدم، تغییر کردم، بزرگ شدم.

00:01:01.916 --> 00:01:04.458
‫حالا، دوباره روی یه آستانه وایسادم.

00:01:04.541 --> 00:01:08.000
‫اجازه می‌دم زندگی جدیدی
‫منو در آغوش بگیره.

00:01:08.083 --> 00:01:14.000
‫و با این حال می‌دونم که بزرگ‌ترین معمایی
‫که تا حالا باهاش مواجه شده‌م دخترمه.

00:01:16.083 --> 00:01:17.833
‫از دخترم برام بگو اوزان.

00:01:52.375 --> 00:01:54.083
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟

00:01:54.750 --> 00:01:57.166
‫می‌خوام بفهمم چطور
‫باید از دخترم محافظت کنم.

00:01:59.166 --> 00:02:01.291
‫چیزی که عدن دید رو دیدی، نه؟

00:02:05.333 --> 00:02:06.583
‫واسه همین اومدی اینجا.

00:02:12.958 --> 00:02:17.500
‫مثل لحظه‌ای بود که بین من
‫و یه غریبه به اشتراک گذاشته شد.

00:02:21.875 --> 00:02:22.708
‫ببین.

00:02:25.375 --> 00:02:27.375
‫چیزای زیادی تو ذهن عدن هست.

00:02:29.250 --> 00:02:30.875
‫و اون تجربۀ زندگی...

00:02:31.541 --> 00:02:32.708
‫گوبکلی‌تپه...

00:02:32.791 --> 00:02:34.291
‫خب اگه اطلاع داری...

00:02:35.500 --> 00:02:39.000
‫و مدعی هستی که این همه سال از دختر
‫خودم در برابر من محافظت می‌کردی،

00:02:39.083 --> 00:02:41.708
‫پس بهم بگو،
‫چطور ممکنه اینجور چیزی اتفاق افتاده باشه؟

00:02:41.791 --> 00:02:43.666
‫چطور ممکنه من چنین کاری کرده باشم؟

00:02:52.083 --> 00:02:53.791
‫وایسا. نمی‌خواد بلند شی. من می‌رم.

00:02:59.416 --> 00:03:00.666
‫الو ارهان؟

00:03:00.750 --> 00:03:03.916
‫سلام. من و امید رسیدیم «ماردین».
‫می‌خواستم بهت خبر بدم.

00:03:04.000 --> 00:03:06.125
‫داریم اون صدای ضبط شده و بررسی می‌کنیم.

00:03:06.250 --> 00:03:07.083
‫باشه.

00:03:07.958 --> 00:03:11.125
‫من خونۀ اوزانم.
‫می‌خواستم دوباره باهاش حرف بزنم.

00:03:14.083 --> 00:03:15.791
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

00:03:16.750 --> 00:03:18.250
‫به‌خاطر دخترمون اومدم.

00:03:23.041 --> 00:03:25.250
‫باشه پس.

00:03:25.742 --> 00:03:26.867
‫مراقب خودت باش.

00:03:26.958 --> 00:03:27.916
‫تو هم همین‌طور.

00:04:00.291 --> 00:04:03.083
‫من راجع‌به گوبکلی‌تپه نظریه‌ای دارم.
‫دلت می‌خواد بشنوی؟

00:04:04.666 --> 00:04:05.708
‫بگو ببینم.

00:04:07.382 --> 00:04:10.465
‫سنگ‌های بنفش
‫تو غار زیرزمینی رو که دیدی؟

00:04:12.208 --> 00:04:14.000
‫برمبنای بعضی پژوهش‌ها،

00:04:14.083 --> 00:04:18.375
‫از اون سنگ‌ها برای باز کردن
‫چشم سوم استفاده شده.

00:04:23.625 --> 00:04:26.750
‫خب، زیاد شبیه یه نظریۀ باستان‌شناسی
‫نیست، البته.

00:04:30.291 --> 00:04:36.666
‫منابع زیادی می‌گن افرادی که
‫گوبکلی‌تپه رو ساختن

00:04:37.250 --> 00:04:40.041
‫درک خیلی بالاتری نسبت به ما داشتن.

00:04:41.583 --> 00:04:43.375
‫منو باش پیش استاد فاز بلد بودن گرفته‌م.

00:04:45.291 --> 00:04:49.958
‫حتی می‌گن که اونا
‫یه ارتباط استثنایی با طبیعت داشتن...

00:04:51.041 --> 00:04:53.333
‫و قدرت‌های تله‌پاتیک داشتن.

00:04:53.916 --> 00:04:56.791
‫شاید به یه دلیلی اون علامت چشم‌ها رو
‫روی مروارید‌ها می‌ذاری.

00:05:01.250 --> 00:05:03.166
‫نمی‌دونم. شاید من اونا رو نمی‌کشم.

00:05:04.000 --> 00:05:08.375
‫اگه بهش فکر کنی،
‫رویاهای عطیه، خواب‌های من،

00:05:08.916 --> 00:05:12.125
‫چشم سوم، غده پینه‌آل،
‫نمی‌دونم، چاکرای ششم...

00:05:12.208 --> 00:05:16.458
‫در واقع همۀ اونا کلمات مختلفی
‫برای یه چیز یکسان هستن، مگه نه؟

00:05:22.333 --> 00:05:23.583
‫بگیم صورت‌حساب رو بیارن؟

00:05:24.625 --> 00:05:25.916
‫می‌شه صورت‌حساب رو بیارین؟

00:05:29.291 --> 00:05:31.250
‫صومعهٔ زعفران چه ساعتی باز می‌شه؟

00:05:36.708 --> 00:05:39.125
‫همین. چیز دیگه‌ای ندارم بگم.

00:05:40.125 --> 00:05:42.791
‫اوزان بعیده فقط همین‌چیزا رو بدونی.

00:05:43.458 --> 00:05:46.208
‫هیچ‌کس یه بچه رو
‫بر اساس اطلاعات خیلی کم نمی‌دزده،

00:05:46.291 --> 00:05:47.875
‫یا چندین سال بزرگش نمی‌کنه.

00:05:49.250 --> 00:05:50.250
‫بزرگش کردم آره.

00:05:50.833 --> 00:05:53.458
‫چرا؟ چطور قانعت کردن؟

00:05:55.541 --> 00:05:56.375
‫تو...

00:05:57.541 --> 00:05:59.666
‫واقعا متوجه قدرت عدن نیستی.

00:06:03.333 --> 00:06:04.583
‫اون داره دنبال چیزی می‌گرده، درسته؟

00:06:06.041 --> 00:06:08.500
‫یه جواب برای یه سوال، یه معما.

00:06:11.125 --> 00:06:12.625
‫دخترم چی می‌خواد؟

00:06:15.750 --> 00:06:17.208
‫تو رو می‌خواد عطیه.

00:06:19.125 --> 00:06:22.583
‫از همون اول که عدن رو نگه داشتم،
‫تقریبا هر روز،

00:06:22.666 --> 00:06:25.375
‫مخصوصا شب، کنارش وایسادم.

00:06:26.666 --> 00:06:28.041
‫چون نمی‌خوابید.

00:06:28.750 --> 00:06:33.041
‫با اینکه کاملا مطابق کتاب
‫پیش رفتیم، ولی نمی‌خوابید.

00:06:34.208 --> 00:06:38.666
‫ولی بعدش با گذر زمان، من فهمیدم
‫خواب‌های خودش‌ـن که اذیتش می‌کنن.

00:06:39.750 --> 00:06:42.041
‫ولی بعدا یواش‌یواش باهاش کنار اومد.
‫می‌دونی چطوری؟

00:06:43.958 --> 00:06:47.291
‫هر جا می‌رفت نمادی که تو
‫کشیدی رو می‌کشید.

00:06:52.666 --> 00:06:53.500
‫فکر ‌کنم...

00:06:54.875 --> 00:06:57.375
‫تو می‌تونی هدایتش کنی.

00:07:05.083 --> 00:07:06.250
‫عدن؟

00:07:15.333 --> 00:07:16.375
‫عدن؟

00:07:21.000 --> 00:07:22.375
‫عدن کجایی؟

00:07:43.583 --> 00:07:45.708
‫اینجا همون جای تو صدای ضبط شده‌ست.

00:07:46.166 --> 00:07:47.833
‫قبلا یه اتفاقی اینجا افتاده.

00:07:47.916 --> 00:07:50.250
‫یه اتفاق اون‌قدر مهم
‫که باعث بشه مردم ازش حرف بزنن.

00:07:50.833 --> 00:07:52.500
‫- ولی چی؟
‫- دقیقا.

00:07:53.333 --> 00:07:56.250
‫اینجا رو به عنوان یه معبد
‫تو دورۀ بین‌النهرینی ساختن.

00:07:57.000 --> 00:07:58.250
‫معبد خورشید.

00:08:01.166 --> 00:08:02.875
‫بعدش تبدیل به قلعۀ رومی شد.

00:08:05.250 --> 00:08:07.750
‫الانم یه صومعۀ آشوریه.

00:08:14.791 --> 00:08:16.416
‫بیا از اون حیاط بریم.

00:08:46.333 --> 00:08:48.375
‫این نماد تو رو به گوبکلی‌تپه برد.

00:08:48.791 --> 00:08:52.250
‫دنبال جواب برای چیزی می‌گشتی
‫که 12 هزار سال قدمت داره.

00:08:52.333 --> 00:08:53.166
‫درسته؟

00:08:54.833 --> 00:08:56.958
‫ممکنه عدن دنبال چیز مشابهی باشه.

00:09:01.041 --> 00:09:02.541
‫بریم اونجا؟

00:09:05.083 --> 00:09:07.458
‫به‌هر حال اونجا جاییه که همه‌چی شروع شد.

00:09:08.250 --> 00:09:09.333
‫معابد.

00:09:16.291 --> 00:09:17.500
‫درک نمی‌کنم.

00:09:18.208 --> 00:09:20.500
‫یه مادر چطور می‌تونه
‫این کارو با دخترش بکنه؟

00:09:21.833 --> 00:09:24.166
‫فکر کنم اون یه پرنده‌ست،
‫ولی اون یکی چیه؟

00:09:25.250 --> 00:09:26.416
‫فکر کنم بزه.

00:09:26.916 --> 00:09:29.416
‫باید حیوانات روی کشتی نوح باشن.

00:09:29.500 --> 00:09:30.708
‫البته!

00:09:31.375 --> 00:09:33.041
‫همونایی که از طوفان بزرگ فرار کردن.

00:09:33.750 --> 00:09:34.583
‫جالبه.

00:09:35.708 --> 00:09:39.541
‫این بنا از قرن پنجم پابرجا بوده.

00:09:41.166 --> 00:09:44.791
‫کی می‌دونه این دیوارا شاهد چه چیزایی بودن؟

00:09:45.625 --> 00:09:47.833
‫آره، فکر کنم کارشون
‫تو راز نگه داشتن خوبه.

00:09:47.916 --> 00:09:51.541
‫مطمئن بودم یه چیزی اینجا پیدا می‌کنیم.
‫این آخرین شانس‌مون بود.

00:10:05.291 --> 00:10:06.791
‫راستش یه چیزی هست.

00:10:07.416 --> 00:10:08.916
‫شاید به کار بیاد.

00:10:10.291 --> 00:10:11.250
‫با من بیا.

00:10:55.583 --> 00:10:59.375
‫روزی روزگاری پرندۀ بزرگی به نام سیمرغ

00:11:00.166 --> 00:11:02.625
‫بالای درختِ زندگی،
‫ زندگی می‌کرد.

00:11:02.708 --> 00:11:04.708
‫این پرنده این‌قدر پیر بود

00:11:04.791 --> 00:11:08.916
‫که سه بار نابودی
‫و تجدید حیات دنیا رو دیده بود.

00:11:09.625 --> 00:11:12.708
‫سیمرغ کل دانش جهان رو
‫تو ذهن‌ـش داشت.

00:11:16.750 --> 00:11:20.041
‫رنج و آسیب از نسلی به نسل دیگه
‫منتقل شده.

00:11:21.666 --> 00:11:24.166
‫حسش می‌کنی، حتی بدون اینکه
‫خودت تجربه‌ش کنی.

00:11:24.791 --> 00:11:28.791
‫عدن رنج نسل‌های گذشته رو
‫درست مثل دانش‌شون با خودش داره.

00:11:28.875 --> 00:11:31.333
‫شاید این چیزیه که سعی داره
‫باهاش کنار بیاد.

00:11:31.416 --> 00:11:35.000
‫تقاص گناهان کسانی که باید ازمون محافظت
‫کنن و ما رو بزرگ ‌کنن رو ما پس می‌دیم.

00:11:35.083 --> 00:11:36.083
‫عجیب نیست؟

00:11:38.875 --> 00:11:40.958
‫اوزان پدرت چند اشتباه بزرگ مرتکب شد.

00:11:42.791 --> 00:11:44.166
‫ولی اون رویایی رو دنبال می‌کرد.

00:11:45.250 --> 00:11:46.666
‫تا دوباره به مادرت برسه.

00:11:51.791 --> 00:11:55.541
‫تو ابعاد دیگه‌ای دنبالش گشت.
‫می‌خواست همه‌تون رو به‌هم برسونه.

00:11:55.625 --> 00:11:57.000
‫و واقعا بابتش پشیمون شد.

00:11:59.875 --> 00:12:04.083
‫یه روز یه گروه از پرنده‌ها
‫برای پیدا کردن سیمرغ به سفر رفتن.

00:12:05.291 --> 00:12:10.250
‫بعد از روبه‌رو شدن با چالش‌های زیادی
‫در مسیر، بالاخره به یه دریاچه رسیدن.

00:12:10.333 --> 00:12:11.166
‫و اونجا...

00:12:11.250 --> 00:12:12.375
‫و اونجا...

00:12:12.875 --> 00:12:15.458
‫با بازتاب خودشون مواجه شدن.

00:12:16.041 --> 00:12:18.083
‫و فهمیدن...

00:12:19.041 --> 00:12:21.458
‫که سیمرغ پرندۀ مقدسی نیست...

00:12:22.333 --> 00:12:23.750
‫بلکه خودشون هستن.

00:12:24.708 --> 00:12:29.041
‫دانشی که دنبالش بودن متعلق
‫به کس دیگه‌ای نبود، بلکه درون خودشون بود.

00:12:31.750 --> 00:12:38.458
‫و سفر واقعی سفریه که می‌فهمیم
‫همگی ما یکی هستیم.

00:12:42.333 --> 00:12:44.041
‫سیمرغ داستان فوق‌العاده‌ایه.

00:12:45.291 --> 00:12:46.916
‫خوش اومدی امید.

00:12:47.000 --> 00:12:47.875
‫خاله.

00:12:50.083 --> 00:12:51.375
‫خوشحالم اینجام.

00:12:53.291 --> 00:12:56.208
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود عزیزم.
‫- منم همین‌طور.

00:12:58.791 --> 00:12:59.833
‫- سلام.
‫- خاله‌م.

00:12:59.916 --> 00:13:02.375
‫- خوش اومدی پسرم.
‫- ارهان، دوستم.

00:13:02.458 --> 00:13:04.750
‫چرا بهم نگفتی ایشون خاله‌ته؟

00:13:07.375 --> 00:13:11.291
‫راستش خالۀ واقعیم نیست،
‫ولی منو بزرگ کرده.

00:13:15.625 --> 00:13:16.541
‫مرسی.

00:13:23.125 --> 00:13:24.208
‫یه زن هست.

00:13:27.583 --> 00:13:31.250
‫از وقتی که باهاش آشنا شدی
‫زندگیت زیر و رو شده.

00:13:34.000 --> 00:13:36.708
‫- بابت داستان ممنون.
‫- مرسی.

00:13:41.500 --> 00:13:45.208
‫راستش اومدیم اینجا
‫که از شما یه چیزی بپرسیم.

00:13:47.583 --> 00:13:50.041
‫یه رخداد ناراحت‌کننده
‫قبلا تو معبد خورشید اتفاق افتاده.

00:13:51.958 --> 00:13:53.291
‫شما می‌دونین چی بوده؟

00:13:54.250 --> 00:13:55.708
‫منظورت قتل‌عامه؟

00:13:56.291 --> 00:13:57.500
‫قتل‌عام؟

00:13:57.583 --> 00:14:00.500
‫چرا؟ این تو کتاب‌های تاریخی ذکر نشده.

00:14:00.583 --> 00:14:01.416
‫معلومه که نمی‌شه.

00:14:01.500 --> 00:14:05.625
‫از تموم سوابق پاک
‫و از بشریت مخفی شده.

00:14:06.208 --> 00:14:08.458
‫فقط اگه اینجا متولد شده باشی
‫ازش خبر داری،

00:14:08.541 --> 00:14:10.083
‫و اینجا زندگی کرده باشی،

00:14:10.625 --> 00:14:14.583
‫و به قصه‌های شبونۀ مادرت گوش داده باشی.

00:14:15.583 --> 00:14:16.541
‫من یادمه.

00:14:17.333 --> 00:14:19.541
‫یه داستان بود که تو برام گفتی.

00:14:20.458 --> 00:14:22.083
‫داستان تاریک و ترسناکی بود.

00:14:22.166 --> 00:14:25.208
‫ازش خوشم نیومد.
‫باعث شد کابوس ببینم.

00:14:27.958 --> 00:14:30.750
‫الان چطور؟ می‌خوای الان بشنویش؟

00:14:32.750 --> 00:14:34.041
‫می‌خوایم.

00:14:34.791 --> 00:14:35.625
‫بله.

00:14:38.916 --> 00:14:42.375
‫بعضی قصه‌ها برای ترسوندن
‫بچه‌ها گفته نشده.

00:14:42.458 --> 00:14:46.250
‫برای این گفته شدن که اثری
‫روی ذهن و جان‌شون بذاره،

00:14:46.333 --> 00:14:49.791
‫واسه همین وقتی بزرگ می‌شن و وقتش
‫فرا می‌رسه برمی‌گردن و راجع‌بهش می‌پرسن.

00:14:52.875 --> 00:14:55.125
‫این قتل‌عام هزاران سال پیش رخ داد.

00:14:56.958 --> 00:14:59.041
‫زمانی که اسم این سرزمین‌ها
‫بین‌النهرین بود.

00:15:00.916 --> 00:15:03.958
‫آینده‌نگرترین و فرهیخته‌ترین
‫مردم بین‌النهرین،

00:15:04.041 --> 00:15:07.875
‫که به خرد و دانایی باور داشتن سلاخی شدن.

00:15:09.250 --> 00:15:14.416
‫این افراد همچنین از دودمان همون
‫افرادی که در گوبکلی‌تپه زندگی می‌کردن بودن.

00:15:16.541 --> 00:15:18.000
‫چرا کشته شدن؟

00:15:19.041 --> 00:15:20.916
‫چون اونا محافظین بودن.

00:15:22.625 --> 00:15:25.708
‫در طول نسل‌ها
‫از اسرار باستانی محافظت کردن.

00:15:26.333 --> 00:15:31.375
‫اسرار باستانی‌ای که عمیقا
‫در این سرزمین‌ها ریشه داشتن.

00:15:32.125 --> 00:15:35.541
‫توسط افرادی که می‌خواستن
‫اونا رو تصرف کنن کشته شدن.

00:15:36.083 --> 00:15:38.083
‫اونا هزاران سال وجود داشتن.

00:15:38.166 --> 00:15:41.416
‫اونا وجود دارن چون این اسرار هم وجود دارن.

00:15:41.500 --> 00:15:43.250
‫از زمان اولین انسان.

00:15:43.875 --> 00:15:45.875
‫پسرم این اسرار این‌قدر قدرتمندن

00:15:46.416 --> 00:15:49.875
‫که باعث می‌شن هر کسی که دنبالشون
‫بره در نهایت راهش رو گم کنه.

00:15:52.000 --> 00:15:57.416
‫همیشه افرادی هستن که مایلن
‫برای حفاظت از اونا بمیرن،

00:15:57.500 --> 00:15:59.500
‫و برای به‌دست آوردن اونا آدم بکشن.

00:15:59.583 --> 00:16:00.791
‫و همیشه هم خواهند بود.

00:16:47.291 --> 00:16:50.875
‫شما می‌دونین افرادی که قتل‌عام رو
‫مرتکب شدن برای کی کار می‌کردن؟

00:16:51.666 --> 00:16:53.541
‫یا اینکه چرا این کارو کردن؟

00:16:54.500 --> 00:16:58.416
‫اونا فقط دانش باستانی رو
‫از محافظین ندزدیدن.

00:16:59.791 --> 00:17:01.375
‫زبان اونا رو هم دزدیدن.

00:17:10.833 --> 00:17:14.125
‫اون این زبان محافظین رو
‫بهت یاد داده، نه؟

00:17:15.000 --> 00:17:16.041
‫خب...

00:17:16.916 --> 00:17:19.333
‫بهم کمک کرد و همراهم مطالعه کرد،

00:17:20.000 --> 00:17:22.583
‫ولی جوری بود که انگار همیشه بلدش بودم.

00:17:25.333 --> 00:17:27.250
‫خاله یه چیزی اینجا جور درنمیاد.

00:17:27.333 --> 00:17:29.000
‫من چندین بار گوشش دادم،

00:17:29.083 --> 00:17:32.083
‫و اینجور به‌نظر نمی‌رسه
‫که دارن راجع‌به یه چیز قدیمی حرف می‌زنن.

00:17:32.166 --> 00:17:34.083
‫خودتم گوشش دادی. نظرت چیه؟

00:17:36.666 --> 00:17:38.750
‫چیزی هست که بهمون نمی‌گی؟

00:17:40.166 --> 00:17:41.791
‫گفتی اون قصه‌ها رو برام تعریف کردی

00:17:41.875 --> 00:17:44.750
‫تا من در زمان مناسب
‫در موردشون سوال کنم.

00:17:46.833 --> 00:17:50.041
‫قضیه اتفاقی که هزاران سال پیش
‫افتاده نیست، نه؟

00:17:54.666 --> 00:17:56.250
‫تو هم یه محافظی امید.

00:17:56.958 --> 00:17:58.166
‫درست مثل مادرت.

00:18:05.833 --> 00:18:08.083
‫منظورت چیه، من یه محافظم؟

00:18:09.333 --> 00:18:11.041
‫اون صدای ضبط شده

00:18:11.125 --> 00:18:13.666
‫از یه قتل‌عام که هزاران سال پیش
‫اتفاق افتاده حرف نمی‌زنه.

00:18:15.291 --> 00:18:18.666
‫از یه فاجعه که وقتی تو یه بچۀ کوچولو
‫بودی اتفاق افتاده‌ صحبت می‌کنه.

00:18:19.583 --> 00:18:21.083
‫متوجه نمی‌شم خاله.

00:18:21.958 --> 00:18:24.416
‫پدر و مادرش کسانی هستن
‫که کشته شدن، درسته؟

00:18:29.125 --> 00:18:31.458
‫نه خاله. تو گفتی اونا از اینجا رفتن.

00:18:33.583 --> 00:18:37.750
‫گفتی «اونا ترکت کردن.
‫تو رو گذاشتن پیش من و رفتن.»

00:18:39.750 --> 00:18:42.750
‫آره گفتم. تا ازت محافظت کنم.

00:18:45.083 --> 00:18:48.083
‫دودمان مادرت یه وظیفۀ مهم داشتن امید.

00:18:49.208 --> 00:18:51.125
‫حفاظت از اطلاعات باستانی.

00:18:51.791 --> 00:18:53.458
‫پدرتم به اون ملحق شد.

00:18:55.125 --> 00:18:58.166
‫ولی یه روز، کل خونوادۀ مادرت قتل‌عام شدن.

00:18:59.250 --> 00:19:01.416
‫اسراری که نگه‌داری کردن به غارت رفت.

00:19:02.625 --> 00:19:05.208
‫تو تنها کسی بودی
‫که از اون روز دردناک نجات پیدا کردی.

00:19:05.750 --> 00:19:07.333
‫همۀ خواب‌هام...

00:19:08.291 --> 00:19:09.625
‫کابوس‌هام...

00:19:11.208 --> 00:19:14.291
‫نظریه‌هایی که به ذهنم رسیدن
‫تا ازش سر در بیارم...

00:19:14.375 --> 00:19:16.500
‫خاله همه به من می‌گفتن دیوونه!

00:19:20.208 --> 00:19:21.375
‫دلیلش این بود؟

00:19:31.666 --> 00:19:32.583
‫این چیه؟

00:19:33.625 --> 00:19:35.500
‫کلید خونه‌ای که درش متولد شدی.

00:19:37.291 --> 00:19:40.625
‫برو خونه امید. جواب‌هایی
‫که دنبالش می‌گردی رو اونجا پیدا می‌کنی.

00:20:17.875 --> 00:20:18.750
‫امید.

00:20:22.041 --> 00:20:22.875
‫ببخشید.

00:20:23.541 --> 00:20:25.583
‫فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه.

00:20:27.208 --> 00:20:29.541
‫- نمی‌خوام مزاحمت بشم.
‫- بیا بشین پیشم.

00:20:29.632 --> 00:20:32.298
‫حالا که اومدی،
‫بیا یه‌کم نوشیدنی بخوریم.

00:20:38.208 --> 00:20:39.125
‫باشه.

00:20:52.583 --> 00:20:53.458
‫ببخشید.

00:21:16.708 --> 00:21:18.500
‫الان باید چیکار کنم؟

00:21:21.833 --> 00:21:22.708
‫یعنی...

00:21:25.458 --> 00:21:28.125
‫باید دنبال قاتلین پدر و مادرم بگردم؟

00:21:30.125 --> 00:21:33.250
‫یا باید دنبال اون دانش باستانی باشم،

00:21:33.583 --> 00:21:35.958
‫چون دودمانم چنین ماموریت مهمی داره؟

00:21:36.041 --> 00:21:39.250
‫باید سعی کنم ازش محافظت کنم؟
‫- الان باید چیکار کنم من؟

00:21:40.500 --> 00:21:44.166
‫مگه اون همه راه تا گوبکلی‌تپه
‫نرفتی و دنبال رویاهات بودی؟

00:21:44.250 --> 00:21:45.958
‫نزدیک بود اونجا بمیری.

00:21:47.000 --> 00:21:48.500
‫ولی بازم تسلیم نشدی.

00:21:48.916 --> 00:21:51.458
‫چون قوی هستی.
‫تو زن قوی‌ای هستی.

00:21:57.333 --> 00:22:00.208
‫واقعا این فکرو می‌کنی؟

00:22:03.500 --> 00:22:04.875
‫فکر می‌کنی من قوی‌ام؟

00:22:06.000 --> 00:22:08.000
‫زیاد مهم نیست من چی فکر می‌کنم.

00:22:10.625 --> 00:22:13.958
‫چیزی که تو فکر می‌کنی مهمه.
‫حسی که داری.

00:22:17.125 --> 00:22:18.500
‫قلبت می‌دونه.

00:22:30.375 --> 00:22:31.625
‫خیلی شرمنده‌م.

00:22:33.208 --> 00:22:34.625
‫خیلی عذر می‌خوام.

00:22:34.708 --> 00:22:36.625
‫- عیبی نداره.
‫- من...

00:22:36.708 --> 00:22:39.500
‫- وایسا. بیا اینجا. نرو.
‫- چیکار دارم می‌کنم؟

00:22:39.583 --> 00:22:41.083
‫اشکالی نداره.

00:22:41.166 --> 00:22:43.458
‫واقعا عذر می‌خوام. فقط...

00:22:44.458 --> 00:22:47.291
‫- داشتی از رویاها حرف می‌زدی و...
‫- عیبی نداره، واقعا می‌گم.

00:22:51.083 --> 00:22:52.333
‫عذر می‌خوام.

00:22:59.000 --> 00:23:02.125
‫منظور من اینه،
‫امروز ممکنه تولدی دوباره باشه برات.

00:23:03.000 --> 00:23:06.208
‫امروز ممکنه شروع زندگی جدیدت باشه.

00:23:07.666 --> 00:23:08.750
‫اونجوری بهش فکر کن.

00:23:53.541 --> 00:23:54.375
‫اوزان؟

00:23:54.958 --> 00:23:57.541
‫مامان، راجع‌به رفتن به گوبکلی‌تپه...

00:23:58.291 --> 00:24:00.166
‫فکر کنم بتونم عطیه رو قانع کنم.

00:24:00.250 --> 00:24:01.083
‫بهم اعتماد داره.

00:24:01.666 --> 00:24:04.083
‫- خوبه.
‫- وارد مرحلۀ بعدی بشم؟

00:24:05.250 --> 00:24:06.083
‫بشو.

00:24:06.166 --> 00:24:07.000
‫باشه.

00:24:07.666 --> 00:24:09.583
‫مامان می‌خوام یه چیز دیگه ازت بخوام.

00:24:10.000 --> 00:24:10.833
‫این...

00:24:17.166 --> 00:24:18.875
‫می‌شه بعدا بهت زنگ بزنم مامان؟

00:24:46.458 --> 00:24:48.750
‫واقعا خیلی روت زیاده!
‫دائما اینجایی.

00:24:49.750 --> 00:24:51.166
‫درک نمی‌کنم خدایی.

00:24:53.208 --> 00:24:54.708
‫به عدن سر می‌زنم و می‌رم.

00:24:54.791 --> 00:24:56.750
‫می‌ری؟ پس برو.

00:24:57.708 --> 00:24:58.583
‫بهش عادت کردم.

00:24:59.083 --> 00:25:00.208
‫تو همینی.

00:25:02.166 --> 00:25:03.166
‫می‌خواستم بدونم...

00:25:03.250 --> 00:25:05.500
‫اون روز چه اتفاقی افتاد؟
‫ترسیدی و جا زدی؟

00:25:05.583 --> 00:25:07.833
‫اینکه دو قدم دیگه برداری
‫و با من روبه‌رو بشی؟

00:25:08.291 --> 00:25:10.041
‫چون فرار کردن آسون‌تر بود.

00:25:11.750 --> 00:25:14.125
‫سه سال پیش دم در خونه‌م چی بهم گفتی؟

00:25:14.208 --> 00:25:15.541
‫- چی گفتم؟
‫- ساکت باش.

00:25:15.625 --> 00:25:17.833
‫چی گفتی؟
‫با گل اومدی.

00:25:17.916 --> 00:25:21.500
‫گفتی «یه فرصت دیگه بهم بده جانسو.
‫من بزرگ شدم. دیگه آدم شدم.»

00:25:22.125 --> 00:25:23.000
‫آره جون عمه‌ت آدم شدی!

00:25:23.625 --> 00:25:25.500
‫البته، من اون فرصت رو بهت دادم.

00:25:26.250 --> 00:25:27.666
‫برای شاید هزار و پونصدمین بار.

00:25:27.750 --> 00:25:31.250
‫باید احمق باشی که به یه نفر
‫اون همه فرصت بدی، درسته؟

00:25:31.333 --> 00:25:32.916
‫خدا لعنتم کنه!

00:25:33.000 --> 00:25:34.791
‫چیه؟ به چی نگاه می‌کنی؟

00:25:36.041 --> 00:25:37.291
‫نگاه نمی‌کنم. باشه.

00:25:37.375 --> 00:25:40.041
‫حق نداری به من نگاه کنی.
‫حق نداری جواب بدی یا حرف بزنی.

00:25:40.125 --> 00:25:42.208
‫عین یه احمق گوش می‌دی. فهمیدی؟

00:25:42.750 --> 00:25:45.875
‫به‌هر حال من دارم می‌رم.
‫برام مهم نیستی. بلیط خریدم.

00:25:45.958 --> 00:25:47.958
‫- واقعا؟
‫- واقعا. سورپرایز شدی؟

00:25:48.041 --> 00:25:49.333
‫نه. تو سورپرایز شدی؟

00:25:50.375 --> 00:25:52.416
‫- کی باعث شد اون بلیط رو بخرم؟
‫- کی؟

00:25:52.500 --> 00:25:53.958
‫- کی باعث شد بخرمش؟
‫- من باعث شدم؟

00:25:54.041 --> 00:25:55.291
‫معلومه که تو باعث شدی.

00:25:55.375 --> 00:25:58.000
‫چون از دستت عاجزم.
‫از دروغات کلافه شدم.

00:25:58.083 --> 00:26:00.375
‫از انتظار، از امید داشتن خسته شدم.

00:26:00.458 --> 00:26:02.166
‫«شاید تغییر کنه و یه مرد بشه.»

00:26:02.250 --> 00:26:04.708
‫ولی تو هیچ گُهی نمی‌شی.
‫تو هیچی نیستی، فهمیدی؟

00:26:04.791 --> 00:26:06.583
‫فکر می‌کنی ما خیلی با هم فرق داریم؟

00:26:07.083 --> 00:26:08.583
‫واقعا این‌قدر فرق داریم؟

00:26:09.041 --> 00:26:10.541
‫چی داری می‌گی اوزان؟

00:26:10.625 --> 00:26:12.833
‫شرایط سختیه، اون‌وقت تو داری چیکار می‌کنی؟

00:26:13.583 --> 00:26:15.125
‫الان کی داره فرار می‌کنه؟

00:26:16.625 --> 00:26:17.458
‫اوزان.

00:26:18.750 --> 00:26:20.083
‫گورتو از اینجا گم کن.

00:26:25.375 --> 00:26:26.291
‫باشه.

00:26:52.625 --> 00:26:54.041
‫داره با سحر حرف می‌زنه.

00:26:57.000 --> 00:26:57.833
‫با سحر؟

00:26:58.500 --> 00:27:00.166
‫عدن داره با سحر حرف می‌زنه؟

00:27:00.250 --> 00:27:03.458
‫مامان، خاله‌م هم منو هدایت کرده بود.

00:27:04.916 --> 00:27:06.500
‫حالا سعی داره یه چیزی بهمون بگه.

00:27:08.625 --> 00:27:10.416
‫باید جوابش رو بدیم.

00:27:14.875 --> 00:27:15.916
‫خیلی‌خب.

00:27:16.916 --> 00:27:19.333
‫باشه. بهم بگو ببینم باید چیکار کنم؟

00:27:20.375 --> 00:27:21.333
‫بیا اینجا بشین.

00:28:04.791 --> 00:28:05.625
‫مامان.

00:28:12.083 --> 00:28:13.250
‫مامان جان!

00:28:14.291 --> 00:28:15.625
‫بذار نگاهت کنم.

00:28:15.708 --> 00:28:17.333
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:28:22.375 --> 00:28:26.708
‫مادرها می‌خوان بچه‌هاشون
‫نسبت به خودشون آدمای بهتری بشن.

00:28:26.791 --> 00:28:29.291
‫تو بهتر از من هستی.

00:28:31.208 --> 00:28:33.291
‫عطیه هم بهتر از توئه.

00:28:37.000 --> 00:28:39.625
‫و این کوچولو...

00:28:44.458 --> 00:28:47.375
‫قراره دنیا رو تغییر بده.

00:28:52.250 --> 00:28:53.208
‫یه بچه...

00:28:54.083 --> 00:28:56.458
‫بازتاب خونواده‌شه.

00:28:58.041 --> 00:29:00.500
‫آماده‌ای که اون مسئولیت رو بپذیری؟

00:29:03.916 --> 00:29:04.875
‫آماده‌م مادربزرگ.

00:29:05.875 --> 00:29:09.541
‫پس وقتشه که بدونی.

00:29:13.250 --> 00:29:16.250
‫تو اولین گناه رو مرتکب شدی.

00:29:17.875 --> 00:29:21.208
‫زمین به‌خاطر اون گناه
‫شروع به خشک شدن کرد.

00:29:22.666 --> 00:29:23.875
‫پیوندها شکسته شدن.

00:29:25.208 --> 00:29:26.583
‫ما فروپاشیدیم.

00:29:28.833 --> 00:29:30.125
‫ولی الان،

00:29:31.208 --> 00:29:33.083
‫شروع به التیام کردیم.

00:29:35.041 --> 00:29:38.125
‫به تپه برو. ریشه‌هامون رو پیدا کن.

00:29:40.000 --> 00:29:41.250
‫وقتی زمانش فرا برسه...

00:29:44.000 --> 00:29:46.916
‫مبدا و ریشه‌هامون به روی اون باز می‌شن.

00:29:51.791 --> 00:29:52.708
‫نشونه‌م...

00:29:53.750 --> 00:29:55.208
‫نشونه‌م برگشته.

00:29:57.041 --> 00:29:58.583
‫- عطیه.
‫- مامان؟

00:30:02.166 --> 00:30:03.666
‫دونۀ در حال جوانه زدن رو پیدا کن.

00:30:04.583 --> 00:30:05.833
‫بهم گفت برم سراغ اون.

00:30:08.375 --> 00:30:09.208
‫کی اینو گفت؟

00:30:10.416 --> 00:30:11.916
‫سحر تو گوشم زمزمه‌‌ش کرد.

00:30:13.041 --> 00:30:14.291
‫بهم گفت برم سراغش.

00:30:15.708 --> 00:30:17.000
‫وقتی زمانش فرا برسه،

00:30:17.500 --> 00:30:21.791
‫عصر جدیدی با دانۀ در حال جوانه زدن
‫شروع می‌شه.

00:30:26.208 --> 00:30:28.666
‫مادربزرگ گفت به ریشه‌های تپه برم.

00:30:31.791 --> 00:30:33.791
‫منظورش درختِ توی گوبکلی‌تپه بود؟

00:30:36.458 --> 00:30:38.083
‫چی تو سرته؟

00:30:40.291 --> 00:30:43.041
‫یکی که زیاد بهش اعتماد ندارم
‫هم همین حرف رو زد.

00:31:13.958 --> 00:31:16.875
‫ببخشید. باید اینو جواب بدم.
‫تو برو.

00:31:20.166 --> 00:31:21.000
‫الو؟

00:31:21.916 --> 00:31:23.250
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

00:31:57.958 --> 00:32:00.000
‫تو همیشه قطب‌نمای من بودی.

00:32:00.833 --> 00:32:03.833
‫هر موقع راهم رو گم کردم
‫همیشه راه درست رو بهم نشون دادی.

00:32:05.916 --> 00:32:08.375
‫با تموم وجودم بهت اعتماد دارم.

00:32:10.333 --> 00:32:11.708
‫و خیلی دوست دارم.

00:32:12.250 --> 00:32:13.375
‫منم دوست دارم.

00:32:15.500 --> 00:32:18.000
‫می‌دونی پیش‌گویی
‫از یه دونۀ در حال جوانه زدن حرف می‌زنه...

00:32:19.416 --> 00:32:22.000
‫فکر کنم منظورشون
‫درختِ توی گوبکلی‌تپه‌ست.

00:32:22.083 --> 00:32:23.083
‫خیلی‌خب.

00:32:23.750 --> 00:32:24.583
‫خیلی‌خب؟

00:32:24.666 --> 00:32:26.958
‫اگه فکر می‌کنی اونجاست،
‫خب حتما مشکلی نداره.

00:32:27.041 --> 00:32:29.875
‫اصلا الان راه بیفت برو اونجا
‫منم میام پیشت.

00:32:29.958 --> 00:32:31.083
‫قبوله.

00:32:31.583 --> 00:32:33.791
‫باشه. اونجا می‌بینمت. خداحافظ.

00:33:03.083 --> 00:33:06.750
‫خاله‌م گفت تا سه سالگی
‫با مامانم اینجا زندگی می‌کردم.

00:33:07.625 --> 00:33:09.125
‫ولی هیچی یادم نمیاد.

00:33:11.416 --> 00:33:13.041
‫پس بیا بررسیش کنیم.

00:33:13.666 --> 00:33:15.125
‫شاید یه چیزی یادت بیاد.

00:33:18.458 --> 00:33:19.291
‫ارهان.

00:33:21.708 --> 00:33:22.958
‫تو مرد خوبی هستی.

00:33:24.666 --> 00:33:26.458
‫اعتماد به عطیه...

00:33:27.458 --> 00:33:29.041
‫کمک به من...

00:33:30.083 --> 00:33:32.083
‫باید قبلا اینو می‌گفتم ولی...

00:33:33.125 --> 00:33:34.166
‫ممنون.

00:33:47.750 --> 00:33:49.041
‫یه چیزی اونجاست.

00:34:09.291 --> 00:34:11.125
‫یه چیزی پشت اینه.

00:34:23.000 --> 00:34:26.208
‫یه چیزی عمدا اینجا مخفی شده.

00:34:26.291 --> 00:34:27.833
‫باید اینو ببریم کنار.

00:34:54.708 --> 00:34:56.166
‫جانسو جون چیکار داری می‌کنی؟

00:34:57.000 --> 00:34:59.291
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم. من...

00:35:00.250 --> 00:35:03.958
‫این همه سال مادرم بودی.
‫باید منو بشناسی. امیدوارم بشناسی.

00:35:04.041 --> 00:35:07.375
‫محض رضای خدا، لطفا بهم بگو.
‫من از مشکلات فرار می‌کنم؟

00:35:07.458 --> 00:35:09.250
‫غیرممکنه. به هیچ وجه.

00:35:10.166 --> 00:35:12.708
‫برای مدرک کارشناسی‌ارشدت رفتی لندن.

00:35:13.208 --> 00:35:14.666
‫اون واسه آموزشگاه بود مامان.

00:35:14.750 --> 00:35:17.458
‫و بهترین آموزشگاه مد اونجا بود.
‫چیکار می‌تونستم بکنم؟

00:35:18.500 --> 00:35:19.333
‫البته.

00:35:19.833 --> 00:35:20.833
‫البته عزیزم.

00:35:21.583 --> 00:35:26.875
‫اون هفت یا هشت سال پیش بود.
‫بعد از اتفاقی که بین تو و عطیه افتاد،

00:35:26.958 --> 00:35:30.166
‫یه ویدئو برامون جا گذاشتی و رفتی.

00:35:30.875 --> 00:35:34.125
‫«یه ویدئو برامون جا گذاشتی و رفتی.»
‫چون اون کار آسون بود، آره؟

00:35:34.208 --> 00:35:36.375
‫آسون نبود که به خواهرم همه‌چی رو بگم.

00:35:36.458 --> 00:35:38.375
‫ضمنا، اگه الان باشه اون کارو تکرار نمی‌کنم.

00:35:38.458 --> 00:35:41.458
‫معلومه که نمی‌کنی.
‫هیچ‌وقت اون کارو نمی‌کنی!

00:35:42.291 --> 00:35:43.625
‫اینم هست.

00:35:44.166 --> 00:35:47.958
‫اوایلی که عدن گم شد،
‫تو گذاشتی رفتی، همه‌چی رو رها کردی.

00:35:48.041 --> 00:35:50.666
‫رفتی و اونور دنیا ساکن شدی.

00:36:01.083 --> 00:36:02.416
‫الانم که داری می‌ری.

00:36:03.625 --> 00:36:04.958
‫دارم فرار می‌کنم، نه؟

00:36:09.750 --> 00:36:10.958
‫چای درست کردم.

00:36:12.416 --> 00:36:13.250
‫بیا.

00:36:15.333 --> 00:36:18.041
‫به‌خاطر مشکلات خودم،
‫مشکلات خواهرم رو فراموش کردم.

00:36:18.416 --> 00:36:21.791
‫اونا خوبن.
‫خونه هستن و جاشون امنه، درسته؟

00:36:22.791 --> 00:36:24.583
‫اونا رفتن جانسو جون.

00:36:25.625 --> 00:36:26.458
‫کجا رفتن؟

00:36:27.500 --> 00:36:28.875
‫رفتن گوبکلی‌تپه.

00:36:29.875 --> 00:36:30.708
‫چرا؟

00:36:32.166 --> 00:36:34.291
‫باید به اون‌جا می‌رفتن ولی...

00:36:38.875 --> 00:36:39.875
‫ولی چی؟

00:36:40.958 --> 00:36:43.666
‫بگو بهم مامان.
‫منو نترسون. ولی چی؟

00:36:44.500 --> 00:36:46.125
‫منم می‌ترسم جانسو جون.

00:36:47.583 --> 00:36:51.125
‫مسئله سفرشون نیست،
‫کسیه که با خودشون بردن.

00:37:31.416 --> 00:37:34.958
‫مامان می‌خوام یه چیزی
‫راجع‌به سردار ازت بپرسم.

00:37:36.791 --> 00:37:43.083
‫ممکنه برای برگردوندن تو
‫یه کارایی کرده باشه؟ یعنی...

00:37:43.583 --> 00:37:45.791
‫ممکنه دنبال احتمالات دیگه رفته باشه؟

00:37:45.875 --> 00:37:49.875
‫هر کاری که پدرت تو زندگی کرده،
‫واسه خودش کرده، خب؟

00:37:49.958 --> 00:37:52.500
‫نه برای من، نه برای تو. به‌خاطر خودش.

00:37:53.125 --> 00:37:56.833
‫من چیکار کردم؟
‫کل عمرم به‌خاطر تو تلاش کردم.

00:37:57.500 --> 00:38:00.083
‫سعی کردم زخم‌هایی
‫که پدرت باعث‌شون بود رو التیام بدم.

00:38:00.166 --> 00:38:02.291
‫اوزان من تا حالا بهت دروغ گفتم پسرم؟

00:38:02.875 --> 00:38:05.666
‫- نه مامان.
‫- درسته پسرم. نگفتم.

00:38:06.208 --> 00:38:08.250
‫برو دیگه. دیگه بیشتر وقت رو تلف نکنیم.

00:38:08.833 --> 00:38:09.791
‫باشه.

00:38:16.625 --> 00:38:19.833
‫[سردار ایلماز
‫6 ژانویه سال 1968 - 5 آگوست سال 2027]

00:38:22.541 --> 00:38:26.791
‫[ملک ایلماز
‫15 نوامبر سال 1972 - 12 سپتامبر سال 1998]

00:38:36.583 --> 00:38:38.500
‫خیلی ممنون عزیزم.

00:38:40.500 --> 00:38:41.625
‫اگه به‌خاطر تو نبود،

00:38:41.708 --> 00:38:44.208
‫نمی‌تونستم هیچ‌کدوم از این
‫ماموریت‌ها رو انجام بدم.

00:38:55.000 --> 00:38:59.125
‫اینا همون حیوانات نقش‌برجستۀ
‫گوبکلی‌تپه هستن.

00:39:03.250 --> 00:39:04.833
‫خورشید، تولد،

00:39:06.916 --> 00:39:08.250
‫زیر زمین، مرگ.

00:39:09.291 --> 00:39:10.250
‫سیمرغ.

00:39:10.958 --> 00:39:11.875
‫و...

00:39:13.625 --> 00:39:18.958
‫یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت...

00:39:20.083 --> 00:39:21.000
‫یه دقیقه وایسا.

00:39:26.375 --> 00:39:28.416
‫یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت.

00:39:29.333 --> 00:39:30.333
‫این درها، این...

00:39:30.416 --> 00:39:31.625
‫این داراست!

00:39:32.458 --> 00:39:35.708
‫این درخت در گویکلی‌تپه نیست.
‫توی داراست!

00:39:37.000 --> 00:39:38.833
‫باید به عطیه زنگ بزنم.

00:39:47.375 --> 00:39:48.208
‫الو؟

00:39:48.291 --> 00:39:50.500
‫عطیه. درختی که دنبالش می‌گردی رو
‫پیدا کردم.

00:39:51.333 --> 00:39:52.166
‫خب؟

00:39:53.041 --> 00:39:55.416
‫اون درخت داخل گوبکلی‌تپه نیست عطیه.

00:39:55.500 --> 00:39:57.583
‫توی داراست، شهر ماردین.

00:40:00.708 --> 00:40:02.750
‫باشه، مرسی که بهم خبر دادی.

00:40:02.833 --> 00:40:03.833
‫عطیه؟

00:40:11.041 --> 00:40:12.791
‫اوزان تو از ما چی می‌خوای؟

00:40:15.791 --> 00:40:18.916
‫می‌دونم پدرت زیاد عاطفه بهت نشون نداده.

00:40:21.458 --> 00:40:24.833
‫بعضی وقتا فکر می‌کنم
‫می‌تونستم کارهای بیشتری برات بکنم.

00:40:24.916 --> 00:40:28.625
‫ولی هر کسی که بهش باور داری،
‫هر کی که این کارو براش می‌کنی،

00:40:30.625 --> 00:40:32.458
‫دلیل‌شون عشق نیست.

00:40:34.625 --> 00:40:35.833
‫من بخشیدمت.

00:40:36.666 --> 00:40:38.041
‫توام منو ببخش.

00:40:38.875 --> 00:40:40.083
‫خودتو ببخش.

00:40:47.375 --> 00:40:49.291
‫لطفا آروم برو. عدن تو ماشینه.

00:41:02.500 --> 00:41:04.875
‫- چی؟! ندیدیش؟ زدی به یه دختر!
‫- چی؟

00:41:16.708 --> 00:41:19.416
‫پدرت توی دارا منتظرمونه.
‫آماده‌ای؟

00:41:30.208 --> 00:41:32.875
‫به دارا خوش اومدی پروفسور ارهان.

00:41:33.458 --> 00:41:34.750
‫سلام سلیم. سلام.

00:41:35.333 --> 00:41:37.791
‫- دوستم امید.
‫- از آشناییت خوش‌وقتم. سلیم.

00:41:38.375 --> 00:41:40.458
‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟
‫سفرتون چطور بود؟

00:41:40.541 --> 00:41:42.500
‫خوب بود.
‫ما یه‌کم عجله داریم سلیم.

00:41:42.583 --> 00:41:45.041
‫دنبال یه چیزی هستیم. یه درخت.

00:41:45.125 --> 00:41:46.833
‫و فکر می‌کنیم توی دارا باشه.

00:41:47.041 --> 00:41:50.625
‫حلش می‌کنیم. اول استراحت کنین.
‫یه‌مقدار از قهوه‌های معروف ما بخورین.

00:41:50.708 --> 00:41:52.208
‫- دنبالم بیاین.
‫- بیا.

00:42:18.416 --> 00:42:21.375
‫[شهر باستانی دارا]

00:42:21.458 --> 00:42:23.166
‫کجایی تو ارهان؟

00:42:23.743 --> 00:42:40.001
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.