﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:44.700
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:45.525 --> 00:02:52.525
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:54.049 --> 00:02:55.508
‫باید کالسکه خبر می‌کردیم

00:02:55.508 --> 00:02:57.594
‫تمام عمرم، صبح روز عید پاک
‫پیاده می‌‌رفتم کلیسا

00:02:57.594 --> 00:02:59.262
‫چرا الان نرم؟

00:02:59.262 --> 00:03:01.389
‫چون داریم پیرتر میشیم

00:03:01.389 --> 00:03:03.474
‫شاید تو داری پیرتر میشی
‫ولی من نه

00:03:05.810 --> 00:03:07.228
‫قراره چند مدت توی "نیوپورت" باشی؟

00:03:07.228 --> 00:03:08.812
‫این‌دفعه فقط چند روز

00:03:08.812 --> 00:03:12.274
‫لری میگه خونه آماده شده
‫و می‌خوام مطمئن بشم همینطوره

00:03:12.274 --> 00:03:14.901
‫خب، امیدوارم حواست رو
‫از اون یکی جریان پرت کنه

00:03:14.901 --> 00:03:16.528
‫دلم نمی‌خواد ناراحتیت رو ببینم

00:03:16.528 --> 00:03:18.613
‫هیچی حواسم رو از
‫به قول تو " از اون یکی جریان"

00:03:18.613 --> 00:03:19.739
‫ پرت نمی‌کنه

00:03:19.739 --> 00:03:21.699
‫تا وقتی توی آکادمی جایگاهی نداشته باشیم

00:03:21.699 --> 00:03:23.493
‫یعنی نتونستیم جزو افراد سرشناس جامعه بشیم

00:03:23.493 --> 00:03:24.827
‫حالا هرچقدر هم تظاهر کنیم

00:03:24.827 --> 00:03:27.205
‫- "کری اَستور" هم همینو میگه
‫- خب، اون خوب می‌دونه

00:03:27.205 --> 00:03:28.581
‫مطمئناً با مادرش مشورت کردن

00:03:28.581 --> 00:03:30.291
‫و حتماً تصمیم گرفته
‫اجازه‌ی ورود ما رو نده

00:03:30.291 --> 00:03:33.210
‫مطمئناً آکادمی یه لیست بلندبالا
‫از متقاضی‌ها داره

00:03:33.210 --> 00:03:34.878
‫و مطمئنم خانم آستور سعی کرده کمک کنه

00:03:34.878 --> 00:03:37.078
‫مطمئنی؟ من که نیستم

00:03:40.884 --> 00:03:43.178
‫چی می‌بینی؟

00:03:43.178 --> 00:03:45.889
‫یادم رفته بود
‫فیلادلفیا چقدر قشنگه

00:03:47.390 --> 00:03:49.184
‫امیدوارم دیر نکنیم

00:03:49.184 --> 00:03:50.685
‫کلیسا چندان دور نیست

00:03:50.685 --> 00:03:52.311
‫پس می‌دونی کجاست؟

00:03:52.311 --> 00:03:54.564
‫وقتی مدرسه می‌رفتم
‫برای برخی مراسم‌ها می‌رفتیم اونجا

00:03:56.691 --> 00:03:58.859
‫آقای اسپرینگ خیلی لطف کرده دعوت‌مون کرده

00:03:58.859 --> 00:04:01.195
‫گمونم هیچکدوم این جریانات براشون ساده نیست

00:04:01.195 --> 00:04:03.405
‫معلومه که نیست

00:04:03.405 --> 00:04:05.032
‫ولی خانواده‌ی اسپرینگ ازمون خواسته

00:04:05.032 --> 00:04:07.617
‫که توی عید پاک
‫همراهشون عزاداری کنیم

00:04:07.617 --> 00:04:09.817
‫پس همین‌کارو می‌کنیم

00:04:19.504 --> 00:04:21.714
‫<i>اول شما بفرمایید، جناب</i>

00:04:21.714 --> 00:04:25.050
‫یا بهتره بگم
‫"اول شما بفرمایید، جناب"؟

00:04:26.010 --> 00:04:28.512
‫بهم برنمی‌خوره که مایه‌ی خنده‌تون هستم

00:04:28.512 --> 00:04:31.640
‫فقط می‌خوام بدونم
‫قراره تا کی ادامه داشته باشه

00:04:31.640 --> 00:04:33.558
‫تا اینکه دیگه لبخند
‫به لب‌مون نیاره

00:04:33.558 --> 00:04:36.186
‫آقای بوردن تظاهر کرد فرانسویه
‫که به یک شغلی برسه

00:04:36.186 --> 00:04:37.562
‫مگه جرمه؟

00:04:37.562 --> 00:04:39.898
‫جرم نیست، ولی جک خیلی خوبیه

00:04:40.440 --> 00:04:42.942
‫اگر بانو می‌تونه قبول کنه
‫که سرآشپزش اهل کانزاسه

00:04:42.942 --> 00:04:44.068
‫مطمئناً ما هم می‌تونیم

00:04:44.068 --> 00:04:46.863
‫حتی اگرم بخواد بهش اعتراف کنه
‫مطمئنم با دندان قروچه‌ست

00:04:47.321 --> 00:04:50.574
‫یا بهتره بگیم "با دندان قروچه"؟

00:04:58.915 --> 00:05:00.876
‫سلام

00:05:00.876 --> 00:05:02.544
‫خانم "وبر" هستین، درست میگم؟

00:05:02.544 --> 00:05:03.878
‫اسم منو از کجا می‌دونین؟

00:05:03.878 --> 00:05:05.964
‫از یکی از خدمتکارها پرسیدم

00:05:05.964 --> 00:05:07.257
‫من "جک تراتر" هستم

00:05:07.257 --> 00:05:09.384
‫برای خانم "ون راین" که
‫ اون سمت خیابونه کار می‌کنم

00:05:10.009 --> 00:05:12.209
‫پس عید پاک رو تبریک میگم، آقای تراتر

00:05:13.846 --> 00:05:16.348
‫گفتم شاید بخواین
‫یک‌روزی قرار بذاریم

00:05:16.348 --> 00:05:18.267
‫شاید یک لیوان قهوه با هم بخوریم؟

00:05:18.267 --> 00:05:21.228
‫- قراره فردا بریم نیوپورت
‫- خیلی اونجا می‌مونین؟

00:05:21.228 --> 00:05:22.688
‫فقط تا دوشنبه‌ی هفته‌ی آینده

00:05:22.688 --> 00:05:24.606
‫ولی فصل آینده رو برمی‌گردیم

00:05:24.606 --> 00:05:25.941
‫خب، وقتی برگشتین خونه

00:05:25.941 --> 00:05:28.643
‫شاید بتونیم قبل از اینکه دوباره برین
‫یه برنامه‌ای بریزیم

00:05:28.693 --> 00:05:30.893
‫خوشحال میشم

00:05:32.530 --> 00:05:35.033
‫چه قشنگش کردن

00:05:35.033 --> 00:05:36.659
‫خانم "راسل" اونجاست

00:05:36.659 --> 00:05:38.828
‫اوه، عید پاک مبارک

00:05:38.828 --> 00:05:41.028
‫- عید همه‌تون مبارک
‫- ایدا بیا بگیر بشین

00:05:51.006 --> 00:05:53.206
‫- اگنس، ایدا
‫- لینا

00:06:00.974 --> 00:06:02.392
‫راستی، می‌خواستم بهتون بگم

00:06:02.392 --> 00:06:04.602
‫نامه‌ای از "دشل مونتگومری" به دستم رسیده

00:06:04.602 --> 00:06:06.520
‫- اوه، حالش چطوره؟
‫- کیه؟

00:06:06.520 --> 00:06:08.856
‫- برادرزاده‌ی شوهر مرحومم
‫- آرنولد

00:06:08.856 --> 00:06:10.483
‫همدیگه رو به اسم کوچیک صدا می‌کردین؟

00:06:10.483 --> 00:06:12.276
‫من که صداش نمی‌کردم
‫با اینکه زنش بودم

00:06:12.276 --> 00:06:13.569
‫"دشل" چه می‌کنه؟

00:06:13.569 --> 00:06:16.738
‫خب، ظاهراً از واشینگتن خسته شده
‫و برگشته نیویورک

00:06:16.738 --> 00:06:18.323
‫با دخترش

00:06:18.323 --> 00:06:20.075
‫دختر بی‌مادر بیچاره

00:06:20.075 --> 00:06:21.243
‫بی‌مادر؟

00:06:21.243 --> 00:06:23.662
‫زن دشل در سن جوانی مرد

00:06:23.662 --> 00:06:25.914
‫فرانسس الان باید 14 سالش شده باشه

00:06:25.914 --> 00:06:28.791
‫برای عصرانه دعوتشون می‌کنم بیان
‫شاید پنجشنبه‌ی هفته‌ی آینده

00:06:28.791 --> 00:06:30.209
‫پنجشنبه نه

00:06:30.209 --> 00:06:32.409
‫چرا؟

00:06:32.628 --> 00:06:34.317
‫دلیل خاصی نداره

00:06:34.441 --> 00:06:37.466
‫ولی من معمولاً پنجشنبه‌ها سرم شلوغه

00:06:40.302 --> 00:06:44.681
‫اکنون که رستاخیز ناجی‌مون رو جشن می‌گیریم

00:06:44.681 --> 00:06:48.894
‫می‌دونیم که خداوند
‫به افراد دل‌شکسته نزدیکه

00:06:48.894 --> 00:06:52.188
‫و برای افراد در جمع‌مون

00:06:52.188 --> 00:06:56.067
‫که مریض، تنها و داغ‌دیده هستند دعا می‌کنیم

00:06:56.067 --> 00:06:59.779
‫و از همه می‌خوایم
‫باز هم برای ساموئل اسپرینگ دعا کنن

00:07:00.613 --> 00:07:02.615
‫به‌خاطر مرگ همسر و پسرش

00:07:02.615 --> 00:07:07.685
‫که نعمت داشتن دو مادر نصیبش شده بود
‫که یکی‌شون امروز اینجا همراه ماست

00:07:08.245 --> 00:07:10.445
‫همگی دعاتون می‌کنیم

00:07:11.873 --> 00:07:15.001
‫عید پاک، زمان احیاست

00:07:16.127 --> 00:07:20.632
‫از طریق معجزه‌ی عید پاکه
‫که ناجی‌مون به ما زندگی دوباره میده

00:07:20.632 --> 00:07:24.552
‫امروز ایمان بی حد و حصر
‫ خودمون رو اعلام می‌کنیم

00:07:24.552 --> 00:07:28.014
‫به اینکه عیسی مسیح
‫واقعاً پس از مرگ بازگشت

00:07:28.014 --> 00:07:31.225
‫و خداوند، که او را احیا کرد

00:07:31.225 --> 00:07:34.520
‫ما را هم همراهش احیا خواهد کرد

00:07:34.520 --> 00:07:36.720
‫لطفاً برخیزید

00:07:39.608 --> 00:07:44.279
‫بیاید از خدا طلب کنیم
‫که قلب‌هایمان با امید الهی سبک گردد

00:07:45.697 --> 00:07:47.907
‫شاید در این دنیا اتفاق نیفتد

00:07:47.907 --> 00:07:51.285
‫ولی در بهشت برین اتفاق خواهد افتاد

00:07:51.285 --> 00:07:54.561
‫جایی که ما هم همانند عیسی مسیح

00:07:54.585 --> 00:07:56.874
‫دوباره برخواهیم خواست

00:07:56.874 --> 00:08:00.044
‫و در قلمروی ابدی و شکوهمندش
‫ سکنی می‌گزینیم

00:08:01.253 --> 00:08:03.797
‫- آمین
‫- آمین

00:08:10.929 --> 00:08:13.014
‫خوشحال شدم تشریف آوردین

00:08:13.014 --> 00:08:15.016
‫- ممنونم. عید پاک مبارک
‫- عید پاک شما هم مبارک

00:08:15.933 --> 00:08:18.227
‫به‌نظر من که کشیش جدید
‫خوب صحبت کرد

00:08:18.227 --> 00:08:20.187
‫خطبه‌ش کوتاه بود
‫همینم جای شکر داره

00:08:20.187 --> 00:08:22.565
‫اوه، ببین. اونجاست
‫بریم بهش سلام کنیم؟

00:08:22.565 --> 00:08:23.941
‫بذارش برای یه‌وقت دیگه

00:08:23.941 --> 00:08:26.141
‫عذر می‌خوام

00:08:26.944 --> 00:08:28.529
‫دقیقاً می‌دونم کی هستین

00:08:28.529 --> 00:08:30.614
‫خانم "ون ‌راین" و خانم "بروک"

00:08:30.614 --> 00:08:31.865
‫خیلی چیزا در موردتون بهم گفتن

00:08:31.865 --> 00:08:34.117
‫نباید هرچیزی که می‌شنوی رو باور کنی

00:08:34.117 --> 00:08:35.452
‫و این برادرزاده‌ی ماست

00:08:35.452 --> 00:08:38.413
‫خانم ماریان بروک
‫و پسر خانم ون راین، اسکار

00:08:38.413 --> 00:08:39.706
‫خوشبختم

00:08:39.706 --> 00:08:41.332
‫خطبه‌ی زیبایی بود

00:08:41.332 --> 00:08:42.458
‫امیدوارم همینطور بوده باشه

00:08:42.458 --> 00:08:45.519
‫نصف زحمتش اینه که
‫حرفات حاضرین رو خواب‌آلود نکنه

00:08:46.504 --> 00:08:48.677
‫آقای راسل

00:08:48.801 --> 00:08:50.716
‫حدس می‌زدم ممکنه اینجا ببینمت

00:08:50.716 --> 00:08:52.092
‫عید پاکتون مبارک، آقای تریتون

00:08:52.092 --> 00:08:55.262
‫شنیدم توی پیتسبرگ
‫با اتحادیه‌ها به مشکل برخوردی

00:08:55.262 --> 00:08:56.388
‫میشه اینطور گفت

00:08:56.388 --> 00:08:59.766
‫بخاطر این می‌پرسم چون ما هم
‫توی "کلیولند" به مشکل مشابهی برخوردیم

00:08:59.766 --> 00:09:02.686
‫و طبیعتاً، "جی گولد" هم به مشکل برخورده

00:09:02.686 --> 00:09:05.480
‫میگن اعضای گروه "شوالیه‌های کارگری"

00:09:05.480 --> 00:09:07.357
‫الان به صدها هزار نفر رسیده

00:09:07.357 --> 00:09:09.192
‫شوالیه‌های کارگری مهم نیست

00:09:09.192 --> 00:09:11.152
‫باید یه فکری به حال
‫کارگران فولادسازی بکنیم

00:09:11.152 --> 00:09:13.529
‫رهبر جدیدی انتخاب کردن
‫مردی به اسم "هندرسون"

00:09:13.529 --> 00:09:15.739
‫و متاسفانه ظاهراً
‫کارش رو خوب بلده

00:09:15.739 --> 00:09:19.660
‫تنها چیزی که از یک عضو اتحادیه بدتره
‫یک عضو اتحادیه‌ی باهوشه

00:09:19.660 --> 00:09:22.621
‫باید تعدادی از صاحبان صنایع رو
‫ دور هم جمع کنیم، گولد، مورگن...

00:09:22.621 --> 00:09:24.821
‫بیلی وندربیلت، اگر بیاد

00:09:25.040 --> 00:09:27.240
‫- بریم؟
‫- البته

00:09:27.542 --> 00:09:29.794
‫در تماس خواهیم بود

00:09:29.794 --> 00:09:31.838
‫اقامت‌تون در اینجا چطور بوده؟

00:09:31.838 --> 00:09:34.298
‫خب، نیویورک خیلی با بوستون فرق می‌کنه

00:09:34.298 --> 00:09:35.591
‫دلم برای چیزهای کوچیکش تنگ میشه

00:09:35.591 --> 00:09:37.468
‫پاتوق‌هاش، غذاهای آشناش

00:09:37.468 --> 00:09:39.387
‫غذای نیویورک به مذاق‌تون خوش نمیاد؟

00:09:39.387 --> 00:09:42.306
‫دقیقاً برعکس
‫البته هنوزم دارم دنبال

00:09:42.306 --> 00:09:45.483
‫یک کاسه سوپ صدف
‫نیو انگلندی اصیل می‌گردیم

00:09:45.601 --> 00:09:47.269
‫خب، امیدوارم پیداش کنید

00:09:47.269 --> 00:09:48.562
‫ولی تا الان مشکلی نداشتین؟

00:09:48.562 --> 00:09:51.152
‫از مراسم عید پاک امروز
‫جون سالم به‌در بردم

00:09:51.176 --> 00:09:52.899
‫و اولین عروسیم همین هفته‌ست

00:09:52.899 --> 00:09:54.401
‫حس می‌کنم کم‌کم دارم وفق پیدا می‌کنم

00:09:54.401 --> 00:09:56.601
‫میشه بگین کی قراره ازدواج کنه؟

00:09:57.070 --> 00:10:00.198
‫خانم بینگم و آقای ریکس

00:10:00.198 --> 00:10:01.574
‫- احیاناً نمی‌شناسین‌شون؟
‫- نه

00:10:01.574 --> 00:10:03.774
‫- یخورده
‫- نه چندان
‫- آره می‌شناسیم

00:10:05.453 --> 00:10:08.455
‫اوه، دیگه بهتره بریم
‫نباید تمام وقت جناب کشیش رو بگیریم

00:10:08.455 --> 00:10:10.655
‫- عید پاک مبارک
‫- عید پاک مبارک

00:10:15.003 --> 00:10:17.047
‫اگنس، آروم‌تر راه برو

00:10:17.047 --> 00:10:18.215
‫عجله که نداریم

00:10:18.215 --> 00:10:21.343
‫شاید تو اینطور باشی
‫من که همه‌ش منتظر بودم برم

00:10:21.343 --> 00:10:23.386
‫مامان، فکر کنم همین‌جا ازتون خداحافظی کنم

00:10:24.053 --> 00:10:25.179
‫باید کالسکه بگیرم

00:10:25.179 --> 00:10:27.098
‫ولی برای شام برمی‌گردی؟

00:10:27.098 --> 00:10:29.298
‫بله

00:10:38.692 --> 00:10:40.527
‫قراره بری جشن خانم راترفورد؟

00:10:40.527 --> 00:10:42.654
‫واقعاً تعجب کردم که منم دعوت شدم

00:10:42.654 --> 00:10:43.989
‫با سه پسر مجردش؟

00:10:43.989 --> 00:10:46.992
‫مادرم میگه قراره تمام دخترهای پولدار
‫نیویورک رو توی صحن رقص جمع کنه

00:10:48.868 --> 00:10:50.829
‫می‌خواستم در مورد کلاهت ازت بپرسم

00:10:50.829 --> 00:10:52.080
‫قشنگ نیست؟

00:10:52.080 --> 00:10:53.915
‫نظر شما در مورد مراسم چی بود؟

00:10:53.915 --> 00:10:56.115
‫به‌نظرم بی‌نقص بود

00:10:59.086 --> 00:11:01.286
‫بله، منم همینطور

00:11:19.897 --> 00:11:22.097
‫شش ماه گذشته

00:11:23.609 --> 00:11:25.903
‫باید زودتر نامه می‌نوشتم

00:11:25.903 --> 00:11:27.571
‫به محض اینکه شنیدم
‫داری دنبالم می‌گردی

00:11:27.571 --> 00:11:31.325
‫ولی تا اون‌موقع، مرده بودن
‫و من فکرم درست کار نمی‌کرد

00:11:32.242 --> 00:11:34.442
‫خیلی لطف کردی که امروز اومدی

00:11:34.953 --> 00:11:37.164
‫خودمون می‌خواستیم بیایم

00:11:37.164 --> 00:11:39.364
‫که بهتر بشناسیمش

00:11:42.335 --> 00:11:45.171
‫"پسربچه‌ای دوست‌داشتنی و مهربان"

00:11:45.171 --> 00:11:47.371
‫واقعاً هم همینطور بود

00:11:48.257 --> 00:11:50.457
‫ای‌کاش می‌شناختمش

00:11:51.260 --> 00:11:53.262
بیا بریم خونه

00:11:53.262 --> 00:11:56.015
‫تا بتونم اتاق و اسباب‌بازی‌هاش رو نشونت بدم

00:11:56.015 --> 00:11:58.883
‫شاید اینطوری بتونی حس کنی
‫که تاحدودی می‌شناختیش

00:11:58.934 --> 00:12:01.434
‫امیدوارم بتونی

00:12:08.985 --> 00:12:11.185
‫مادر

00:12:17.034 --> 00:12:18.953
‫کار درستی کردیم
‫که آوردیمش اینجا؟

00:12:18.953 --> 00:12:22.522
‫حق اینو داره که تمام جزئیات
‫عمر کوتاه و نازنینش رو بشنوه

00:12:24.124 --> 00:12:26.752
‫دوروتی، خواهش می‌کنم

00:12:27.294 --> 00:12:30.046
‫نمی‌تونی بخاطر مخملک
‫منو سرزنش کنی

00:12:30.046 --> 00:12:33.841
‫می‌تونم بخاطر این سرزنشت کنم
‫که قبل از سررسیدن مخملک نیومدیم اینجا

00:12:34.259 --> 00:12:36.970
‫اگر زودتر با خانم "وید" تماس می‌گرفتی

00:12:36.970 --> 00:12:39.472
‫شاید پسرمون الان زنده بود

00:13:03.870 --> 00:13:05.663
‫هی

00:13:05.663 --> 00:13:07.415
‫یکی دیگه بهم بده

00:13:07.415 --> 00:13:09.615
‫داریم جشن می‌گیریم!

00:13:10.418 --> 00:13:12.618
‫مهمون اونی

00:13:47.828 --> 00:13:50.028
‫از اتاقش خوشش میومد؟

00:13:57.670 --> 00:13:59.464
‫از زندگیش لذت برد؟

00:13:59.464 --> 00:14:03.718
‫بچه‌ی شادی بود
‫همیشه می‌خندید، همیشه سرزنده بود

00:14:04.718 --> 00:14:06.637
‫اگر می‌خواستی ببینیش
‫جلوت رو نمی‌گرفتیم

00:14:06.637 --> 00:14:08.514
‫امیدوارم اینو بدونی

00:14:08.514 --> 00:14:10.714
‫اینقدر باهام مهربون نباشین

00:14:11.808 --> 00:14:14.008
‫اگر میومدم اونو از اینجا می‌بردم

00:14:14.603 --> 00:14:15.770
‫جلوی روند فرزندخواندگی رو می‌گرفتم

00:14:15.770 --> 00:14:17.856
‫و با خودم می‌بردمش، اگر می‌تونستم

00:14:17.856 --> 00:14:20.692
‫ای‌کاش می‌بردیش
‫شاید زنده می‌موند

00:14:20.692 --> 00:14:23.194
‫اگر قبل از سر رسیدن مخملک
‫از شهر می‌بردیش بیرون

00:14:23.194 --> 00:14:26.364
‫این حرفو نزن
‫وگرنه همه‌مون دیوونه میشیم

00:14:35.831 --> 00:14:37.708
‫نگهش دار

00:14:37.708 --> 00:14:39.876
‫جدی میگم

00:14:39.876 --> 00:14:41.962
‫عاشق خرسش بود

00:14:43.338 --> 00:14:45.965
‫عروسک موردعلاقه‌ش
‫باید پیش مادرش باشه

00:14:48.343 --> 00:14:50.678
‫مادر دیگه‌ش

00:14:50.678 --> 00:14:53.681
‫اونم عاشقش بود، می‌دونی
‫کارلاتای عزیزم

00:14:53.681 --> 00:14:56.600
‫عاشقش بود، و ازش پرستاری کرد

00:14:56.600 --> 00:14:59.427
‫و ازش مخملک گرفت
‫و همراهش مرد

00:15:00.145 --> 00:15:03.482
‫برای شام عید پاک بریم طبقه‌ی پایین؟

00:15:03.482 --> 00:15:05.682
‫یه هدیه برات دارم

00:15:07.110 --> 00:15:10.630
‫این عکسشه
‫اگر دیدنش برات خیلی دردناک نیست

00:15:11.072 --> 00:15:13.241
‫نمی‌خواین نگهش دارین؟

00:15:13.241 --> 00:15:15.994
‫یکی دیگه ازش دارم
‫که بعدتر همراه زنم ازش گرفتم

00:15:15.994 --> 00:15:18.496
‫کمی قبل از فوتشون
‫همونطور که در یادم هستن

00:15:19.622 --> 00:15:21.822
‫ممنونم که اینقدر مهربونید

00:15:22.208 --> 00:15:23.959
‫منم همینطور

00:15:23.959 --> 00:15:25.878
‫جدی میگم

00:15:25.878 --> 00:15:28.078
‫همه باهم یک بچه داشتیم

00:15:28.464 --> 00:15:32.508
‫پیوندی بین‌مون هست
‫که هیچکس به‌ هیچ‌عنوان نمی‌تونه درکش کنه

00:15:32.509 --> 00:15:34.709
‫برای همین اومدیم

00:15:35.387 --> 00:15:37.587
‫لطفاً تشریف بیارید سر میز

00:15:44.020 --> 00:15:46.220
‫دارم میام!

00:15:49.567 --> 00:15:50.693
‫خانم اسکات

00:15:50.693 --> 00:15:53.487
‫آروم، دخترا
‫غذا جایی نمیره

00:15:56.907 --> 00:15:59.107
‫همگی دست‌های همدیگه رو بگیرید

00:15:59.618 --> 00:16:01.818
‫مادر، می‌خوای دعا کنی؟

00:16:06.374 --> 00:16:08.293
‫گردهمایی شما چطور بود، بریجت؟

00:16:08.293 --> 00:16:09.752
‫یا بهتره بگم مراسم‌تون؟

00:16:09.752 --> 00:16:11.504
‫خوب بود
‫از کلیسای سنت‌پاتریک خوشم میاد

00:16:11.504 --> 00:16:13.422
‫کلیسای جامع جدید
‫باعث افتخار این شهره

00:16:13.422 --> 00:16:15.132
‫- در این شکی نیست
‫- مراسم شما چطور بود؟

00:16:15.132 --> 00:16:16.258
‫ازش لذت بردم

00:16:16.258 --> 00:16:18.719
‫با تمام زن‌هایی که لباس‌های مد روز رو
‫ به رخ دیگران می‌کشیدن

00:16:18.719 --> 00:16:21.013
‫نمی‌‌فهمم این چیزا
‫چه ربطی به عبادت خدا داره

00:16:21.972 --> 00:16:24.172
‫داشتی به خانم "وبر" چی می‌گفتی؟

00:16:24.766 --> 00:16:25.976
‫کی دیدیش؟

00:16:25.976 --> 00:16:28.186
‫همراه خدمتکارهای دیگه‌ی راسل
‫توی کلیسا بود

00:16:36.611 --> 00:16:38.946
‫از اون گل‌دوزی لعنتی خسته نمیشی؟

00:16:39.322 --> 00:16:42.491
‫مثل پنلوپه شدی
‫که منتظره "ادیسه" برگرده خونه

00:16:42.491 --> 00:16:44.160
‫عمه "ایدا" از سوزن‌دوزیش لذت می‌بره

00:16:44.160 --> 00:16:45.327
‫منم از بستنی لذت می‌برم

00:16:45.327 --> 00:16:47.871
‫دلیل نمیشه شبانه‌روزی بستنی بخورم

00:16:49.456 --> 00:16:50.624
‫- کارم داشتین، خانم؟
‫- بله

00:16:50.624 --> 00:16:52.584
‫نمی‌تونیم بیشتر از این
‫منتظر آقای اسکار بمونیم

00:16:52.584 --> 00:16:55.754
‫نمی‌دونم کجا مونده
‫ولی اگر میشه به خانم "باور" بگو

00:16:55.754 --> 00:16:57.630
‫که به محض اینکه آماده شد شام می‌خوریم

00:16:57.630 --> 00:16:59.830
‫چشم حتماً، خانم

00:17:01.551 --> 00:17:04.929
‫اوه، فکر کنم خودش باشه

00:17:08.766 --> 00:17:10.601
‫اسکار!

00:17:10.601 --> 00:17:11.977
‫- خدای من!
‫- اسکار، چی شده؟

00:17:11.977 --> 00:17:13.228
‫کی این‌کارو کرده؟

00:17:13.228 --> 00:17:15.272
‫معذرت می‌خوام
‫لبا‌س‌هامو عوض نکردم، میرم...

00:17:16.148 --> 00:17:17.274
‫اسکار!

00:17:17.274 --> 00:17:19.443
‫بنیستر، کمک کن آقای اسکار رو
‫ببریم بالا توی اتاق آبی

00:17:19.443 --> 00:17:20.694
‫- و یه لباس راحتی پیدا کن
‫- چشم، خانم

00:17:20.694 --> 00:17:22.946
‫ماریان، جان رو بفرست
‫دکتر لوییس رو بیاره

00:17:22.946 --> 00:17:24.489
‫ایدا، پانسمان یا ضماد داریم؟

00:17:24.489 --> 00:17:27.033
‫اوه، آره
‫فکر کنم توی آشپزخونه‌‌ن

00:17:27.033 --> 00:17:28.743
‫خودم میرم میارمشون

00:17:28.743 --> 00:17:30.943
‫جلوی پات رو می‌بینی؟

00:17:32.997 --> 00:17:34.415
‫جان!

00:17:34.415 --> 00:17:36.208
‫- بله؟
‫- برو دکتر لوییس رو بیار

00:17:36.208 --> 00:17:38.252
‫و وقتی این‌کارو کردی
‫برو خونه‌ی آقای اسکار

00:17:38.252 --> 00:17:40.045
‫و به خدمتکارش بگو
‫هرچی برای امشب لازم داره بهت بده

00:17:40.045 --> 00:17:42.256
‫- چرا؟ چی شده؟
‫- به آقای اسکار حمله شده

00:17:42.256 --> 00:17:43.632
‫- چی؟
‫- هر پانسمان و پمادی

00:17:43.632 --> 00:17:45.842
‫- که داریم رو لازم دارم
‫- می‌دونم کجان

00:17:45.842 --> 00:17:47.427
‫- منظورت چیه بهش حمله کردن؟
‫- یعنی همین دیگه

00:17:47.427 --> 00:17:49.627
‫کتک خورده
‫و حتی شاید ازش دزدی کرده باشن

00:17:50.138 --> 00:17:52.338
‫بفرما

00:17:57.019 --> 00:17:58.521
‫حالت چطوره؟

00:17:58.521 --> 00:18:00.356
‫خیلی بهترم. ممنون

00:18:00.356 --> 00:18:01.899
‫پس باید پلیس خبر کنیم

00:18:01.899 --> 00:18:04.068
‫نه! نه، پلیس نه

00:18:04.068 --> 00:18:07.237
‫چرا؟ اونم وقتی توی خیابون بهت حمله شده؟

00:18:07.237 --> 00:18:08.489
‫چیزی ندارم بهشون بگم

00:18:08.489 --> 00:18:10.949
‫صورتش رو ندیدم
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

00:18:10.949 --> 00:18:12.993
‫و نمی‌خوام خبرش توی روزنامه‌ها پخش بشه

00:18:12.993 --> 00:18:14.742
‫خب، اینو درک می‌کنم

00:18:14.766 --> 00:18:17.163
‫اگر واقعاً هیچ مدرکی نداری

00:18:17.163 --> 00:18:19.457
‫هیچی به ذهنم نمیاد

00:18:19.457 --> 00:18:21.626
‫و هیچ‌کاری نکردی که تحریکش کنی؟

00:18:21.626 --> 00:18:22.794
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

00:18:22.794 --> 00:18:23.920
‫چون می‌شناسمت

00:18:23.920 --> 00:18:26.172
‫قبلاً بی‌ملاحظه و بی‌ادب بودنت رو دیدم

00:18:26.172 --> 00:18:27.965
‫اصلاً چرا داشتی
‫توی خیابون‌ها می‌گشتی؟

00:18:27.965 --> 00:18:30.165
‫چرا کالسکه خبر نکردی؟

00:18:30.509 --> 00:18:32.302
‫حتماً دکتر لوییسه

00:18:32.302 --> 00:18:34.502
‫من میرم پایین

00:18:36.139 --> 00:18:38.339
‫فقط ناراحته همین

00:18:43.146 --> 00:18:45.190
‫چیزی که نیاز داری استراحته

00:18:45.190 --> 00:18:47.191
‫وقتی دکتر لوییس رفت
‫سعی کن بخوابی

00:18:48.067 --> 00:18:51.520
‫شب اگر چیزی لازم داشتی زنگ بزن
‫ صداشو می‌شنوم

00:18:52.196 --> 00:18:54.896
‫استعدادت هدر رفته

00:19:01.538 --> 00:19:03.738
‫- حالش چطوره؟
‫- بهتره

00:19:04.207 --> 00:19:06.293
‫ولی درست گفتی
‫که نیاز داره بخوابه

00:19:06.293 --> 00:19:08.545
‫صبح حالش بهتر میشه

00:19:08.545 --> 00:19:09.879
‫عجب اوضاعی

00:19:09.879 --> 00:19:14.258
‫آره، ولی دراصل اومدم بپرسم
‫تو حالت چطوره

00:19:15.343 --> 00:19:18.137
‫- منظورت چیه؟
‫- وقتی کشیش جدید بهمون گفت

00:19:18.137 --> 00:19:20.139
‫که آقای ریکس داره ازدواج می‌کنه...

00:19:20.139 --> 00:19:22.641
‫آها، اونو میگی

00:19:26.353 --> 00:19:27.938
‫یخورده شوکه شدم

00:19:27.938 --> 00:19:30.138
‫ولی حالم خوبه

00:19:31.233 --> 00:19:33.109
‫- یا به‌زودی خوب میشم
‫- خوبه

00:19:33.109 --> 00:19:35.487
‫چون آینده‌ی خوبی پیش‌رو داری

00:19:35.487 --> 00:19:37.687
‫مطمئنم

00:19:43.703 --> 00:19:45.903
‫عاشقش بودم

00:19:47.790 --> 00:19:50.084
‫خوشحالم از فعل ماضی استفاده می‌کنی

00:19:50.417 --> 00:19:53.420
‫به آدم کمک می‌کنه بپذیره
‫که چیزی تمام شده و رفته

00:19:56.006 --> 00:19:58.206
‫سوال اینجاست که...

00:19:59.676 --> 00:20:01.052
‫بعدش چی میشه؟

00:20:01.052 --> 00:20:02.595
‫مرد درستی از راه می‌رسه

00:20:02.595 --> 00:20:05.056
‫ولی من دلم هر شوهری نمی‌خواد
‫عمه ایدا

00:20:06.015 --> 00:20:07.725
‫و اصلاً کی گفته از راه می‌رسه؟

00:20:07.725 --> 00:20:09.936
‫همیشه که از راه نمی‌رسه

00:20:09.936 --> 00:20:11.270
‫آره درسته

00:20:11.270 --> 00:20:13.470
‫برای من از راه نرسید

00:20:13.856 --> 00:20:16.775
‫ولی وقتی هم‌سن تو بودم
‫خیلی خجالتی بودم

00:20:16.775 --> 00:20:19.869
‫و ویژگی‌های خوب خیلی کمتری داشتم

00:20:20.070 --> 00:20:24.065
‫آدم خیلی خاصی نیاز بود
‫که نگاهی به درون لاکم بندازه

00:20:24.116 --> 00:20:26.316
‫اگر نگاه ننداخته، خودش ضرر کرده

00:20:28.161 --> 00:20:30.163
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر

00:20:31.456 --> 00:20:33.750
‫خوب بخوابی...

00:20:33.750 --> 00:20:37.420
‫و رویای تمام اتفاقات فوق العاده‌ای
‫که قراره بیفتن رو ببین

00:21:07.448 --> 00:21:09.325
‫چطوری اندازه‌م رو می‌دونستی؟

00:21:09.325 --> 00:21:10.909
‫آقای وایت پیداش کرد

00:21:10.909 --> 00:21:12.286
‫با این خونه آشنایی؟

00:21:12.286 --> 00:21:15.622
‫نه چندان
‫حدوداً 30 سال پیش ساخته شده

00:21:15.622 --> 00:21:19.000
‫و به‌نظرم اون سال‌های اولش
‫پر رفت‌وآمد بوده

00:21:19.000 --> 00:21:22.545
‫ولی در این یک دهه‌ی اخیر
‫یک پیرزن گوشه‌گیر اهل میلواکی

00:21:22.545 --> 00:21:25.006
‫صاحبش بوده
‫که حوصله‌ی کسی رو نداشته

00:21:25.006 --> 00:21:26.132
‫پس، برای اکثر آدمای اینجا

00:21:26.132 --> 00:21:27.925
‫اولین باری میشه که میان اینجا؟

00:21:27.925 --> 00:21:30.125
‫دقیقاً

00:21:30.553 --> 00:21:32.346
‫امیدوارم فکر نکنی دارم عجله می‌کنم

00:21:32.346 --> 00:21:34.723
‫نه اینطور فکر نمی‌کنم
‫نیویورک رو فتح کردی

00:21:34.723 --> 00:21:36.892
‫حالا وقتشه نیوپورت رو فتح کنی

00:21:36.892 --> 00:21:38.727
‫ولی من که نیویورک رو فتح نکردم

00:21:38.727 --> 00:21:41.146
‫چی؟ تو که همه‌جا میری

00:21:41.146 --> 00:21:43.440
‫برای ضیافت به بهترین خونه‌ها میری

00:21:43.440 --> 00:21:46.651
توی کلیسای "سنت تامس" نیمکتت
روبه‌روی نیمکت اَستورهاست

00:21:46.651 --> 00:21:47.986
‫ولی توی اپرا
‫جایگاه مخصوص ندارم

00:21:47.986 --> 00:21:50.186
‫آکادمی بازم درخواست‌مون رو رد کرده

00:21:50.405 --> 00:21:52.365
‫گاهی اوقات خیلی بدقلق هستن

00:21:52.365 --> 00:21:54.700
‫خانم استور خیلی بدقلقه
‫قطعاً می‌دونسته درخواست دادیم

00:21:54.700 --> 00:21:57.600
‫بهت گفت که قراره درخواست‌مون رو رد کنن؟

00:22:00.247 --> 00:22:02.583
‫به‌نظرت تالار اپرای متروپولیتن جدید
‫موفق میشه؟

00:22:03.000 --> 00:22:05.261
‫اعضای آکادمی خیلی مصمم هستن

00:22:05.285 --> 00:22:07.546
‫که اجازه ندن به موفقیت برسه

00:22:07.546 --> 00:22:09.256
‫و اگر همچین مسیری رو در پیش بگیری

00:22:09.256 --> 00:22:11.758
‫هرگز نمی‌تونی خانم اَستور رو با خودت ببری

00:22:11.800 --> 00:22:14.386
‫توصیه‌ی من اینه که
 کنار خانم اَستور بمونی

00:22:14.386 --> 00:22:16.846
‫بالاخره یک جا توی آکادمی برات جور می‌کنه

00:22:16.846 --> 00:22:19.057
‫من چندان اهل "بالاخره" و این‌ها نیستم

00:22:19.057 --> 00:22:20.725
‫به‌علاوه، هیچی تا ابد یکسان نمی‌مونه

00:22:20.725 --> 00:22:23.394
‫و همیشه نمی‌تونم
‫غلام حلقه به‌گوش خانم استور باشم

00:22:23.394 --> 00:22:25.813
‫چرا نمی‌تونی؟ من که تونستم

00:22:25.813 --> 00:22:28.013
‫نمیاین داخل؟

00:22:33.695 --> 00:22:36.031
‫همونطور که می‌بینید
‫فضای اینجا رو افزایش دادیم

00:22:36.031 --> 00:22:37.574
‫و زاویه‌ی ورود نور رو تغییر دادیم

00:22:37.574 --> 00:22:39.576
‫فوق العاده‌ست

00:22:39.576 --> 00:22:41.776
‫پسرم نابغه‌ست

00:22:43.121 --> 00:22:45.123
‫می‌تونیم از این اتاق
‫برای تفریح استفاده کنیم

00:22:46.207 --> 00:22:48.626
‫حالا بیاین یه نگاهی
‫به کتابخونه‌ی سابق بندازین

00:22:48.626 --> 00:22:50.826
‫بهتر از چیزی که فکر می‌کردم از آب دراومد

00:22:52.880 --> 00:22:55.090
‫کارت عالی بوده، لری

00:22:55.090 --> 00:22:56.342
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:22:56.342 --> 00:22:58.760
‫به‌نظرم برم نیویورک
‫و دنبال کار بگردم

00:22:58.760 --> 00:23:02.097
‫ممکنه یه پیشنهادی در این مورد داشته باشم

00:23:02.097 --> 00:23:04.396
‫یه بیوه اینجا در نیوپورت هست

00:23:04.420 --> 00:23:06.142
‫که قصد داره خونه‌ش رو

00:23:06.142 --> 00:23:09.437
‫تغییر و گسترش بده
‫خانم ریچارد بلین

00:23:09.896 --> 00:23:11.022
‫اینجاست؟

00:23:11.022 --> 00:23:12.565
‫خارج از فصل؟ چرا؟

00:23:12.565 --> 00:23:17.028
‫بعد از فوت شوهرش
‫تصمیم گرفت توی نیوپورت زندگی کنه

00:23:17.028 --> 00:23:19.280
‫سال‌های زیادیه که تنهاست؟

00:23:19.280 --> 00:23:22.074
‫شوهرش حدوداً 18 ماه پیش فوت کرد

00:23:22.074 --> 00:23:23.992
‫به‌نظر برای بازسازی خیلی زود میاد

00:23:23.992 --> 00:23:25.410
‫هنوز عزادار نیست؟

00:23:25.410 --> 00:23:26.787
‫نه چندان

00:23:26.787 --> 00:23:30.499
‫ولی خب جناب بلین مرحوم
‫خیلی مسن‌تر بود

00:23:30.499 --> 00:23:32.626
‫یعنی خوشحاله که از شرش خلاص شده؟

00:23:33.543 --> 00:23:39.047
‫خب، خوشحاله که می‌تونه پولی رو خرج کنه
‫که شوهرش مثل کفتار توی چنگش گرفته بود

00:23:39.590 --> 00:23:41.467
‫خیلی ممنونم، آقای مک‌آلیستر

00:23:41.467 --> 00:23:44.720
‫هنوز که ندیدیش
‫ولی فکر کنم شدنی باشه

00:23:44.720 --> 00:23:47.014
‫- و اینطوری تمام تابستون اینجایی
‫- آقای راسل

00:23:47.014 --> 00:23:50.391
‫قبل از اینکه ببینین‌شون
‫میرم یه نگاهی به اتاق خواب‌ها بندازم

00:23:53.186 --> 00:23:55.386
‫در مورد خانم بلین بیشتر برام بگو

00:23:56.022 --> 00:23:57.440
‫هرچی شما بگی

00:23:57.440 --> 00:24:00.110
‫وقتی با آقای بلین آشنا شد

00:24:00.110 --> 00:24:02.070
‫بی‌پول و در شرایط ناجوری بود

00:24:02.070 --> 00:24:05.698
‫به‌نظرم فکر نمی‌کرد
‫آقای بلین 20 سال زنده بمونه

00:24:05.698 --> 00:24:08.200
‫خب، چرا برنگشت نیویورک؟

00:24:08.200 --> 00:24:11.287
‫توی نیوپورت آزادی بیشتری داره

00:24:20.212 --> 00:24:23.006
‫اوه، گرسنه‌ای؟

00:24:23.006 --> 00:24:25.175
‫شام به‌زودی آماده میشه

00:24:25.175 --> 00:24:27.510
‫بازم گریه می‌کردی؟

00:24:27.510 --> 00:24:29.137
‫داشتم به پدرت فکر می‌کردم

00:24:29.137 --> 00:24:30.888
‫نمی‌تونیم مدام خودمون رو شکنجه کنیم

00:24:30.888 --> 00:24:33.224
‫داشتم به اولین باری که دیدمش فکر می‌کردم

00:24:35.518 --> 00:24:37.770
‫جونم رو نجات داد

00:24:37.770 --> 00:24:39.939
‫تابه‌حال اینو بهت گفته بودم؟

00:24:39.939 --> 00:24:42.139
‫نه

00:24:42.566 --> 00:24:44.276
‫داشتم از کلیسا برمی‌گشتم خونه

00:24:44.276 --> 00:24:48.864
‫دو تا مرد شروع کردن به تعقیب و مسخره کردنم

00:24:48.864 --> 00:24:51.064
‫- مردهای سفیدپوست؟
‫- آره

00:24:52.075 --> 00:24:55.787
‫یک‌جایی پیچیدم و امیدوار بودم
‫یه جایی برای پنهان شدن پیدا کنم

00:24:55.787 --> 00:24:58.498
‫و عملاً با کله رفتم توی بغل پدرت

00:24:58.498 --> 00:25:00.698
‫خداروشکر

00:25:01.125 --> 00:25:03.797
‫وقتی اون دو مرد بهم رسیدن

00:25:03.821 --> 00:25:06.171
‫آرتور خیره نگاهشون کرد

00:25:07.798 --> 00:25:10.509
‫نیازی نبود حرفی بزنه
‫و فرار کردن رفتن

00:25:12.761 --> 00:25:16.640
‫پدرت بعداً بهم گفت
‫که دیده دارن چیکار می‌کنن

00:25:16.640 --> 00:25:19.934
‫و می‌خواسته مطمئن بشه
‫صحیح و سالم می‌رسم خونه

00:25:21.436 --> 00:25:23.636
‫هیچوقت اینو نمی‌دونستم

00:25:26.232 --> 00:25:29.710
‫همیشه پیش آرتور خیلی احساس امنیت می‌کردم

00:25:32.821 --> 00:25:35.562
‫وقتی سال‌های توی بغل مردی می‌خوابی

00:25:35.586 --> 00:25:37.842
‫فکر می‌کنی می‌شناسیش، ولی...

00:25:41.830 --> 00:25:44.030
‫اومدی

00:25:49.253 --> 00:25:51.453
‫شام باید آماده شده باشه

00:25:55.259 --> 00:25:57.845
‫چطوری از اوضاع ناجورم باخبر شدی؟

00:25:57.845 --> 00:26:00.045
‫آرورا فین بهم گفت

00:26:01.724 --> 00:26:04.734
‫اینجا بودنت یعنی
‫بازم باهمدیگه دوستیم؟

00:26:04.935 --> 00:26:07.062
‫اسکار، من و تو
‫خیلی بیشتر و بهتر از اونی

00:26:07.062 --> 00:26:09.231
‫همدیگه رو می‌شناسیم
‫که دوست نباشیم

00:26:09.231 --> 00:26:11.566
‫اگر اینطوره، خوشحالم اومدی

00:26:13.651 --> 00:26:15.851
‫خوبه

00:26:16.029 --> 00:26:18.156
‫حالا میشه بهم بگی
‫واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

00:26:19.157 --> 00:26:21.357
‫اتفاق خاصی نبوده

00:26:26.622 --> 00:26:29.708
‫درضمن، اون روز صبح توی کلیسا دیدمت

00:26:29.708 --> 00:26:33.003
‫کنار یک نفر قدبلند و مومشکی و خوشتیپ

00:26:33.003 --> 00:26:35.203
‫بهم بگو

00:26:36.590 --> 00:26:40.385
‫توی کافه با یکی آشنا شدم
‫و گفت یه جایی سراغ داره که می‌تونیم بریم

00:26:40.385 --> 00:26:42.136
‫بعدش بردت توی یه کوچه‌ی تاریک

00:26:42.136 --> 00:26:43.304
‫و سیاه و کبودت کرد

00:26:43.304 --> 00:26:44.764
‫و کیف پول و ساعتت رو دزدید

00:26:44.764 --> 00:26:46.933
‫ساعتم رو ندزدید

00:26:46.933 --> 00:26:48.267
‫نمی‌دونم چرا

00:26:48.267 --> 00:26:49.393
‫تا کی می‌خوای اینطوری ادامه بدی؟

00:26:49.393 --> 00:26:51.562
‫نمی‌تونی همه‌ش خودتو به‌خطر بندازی

00:26:52.563 --> 00:26:55.941
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫شاید درست میگی‌

00:26:55.941 --> 00:26:57.359
‫یعنی چی؟

00:26:57.359 --> 00:27:01.404
‫به‌نظرم شاید وقتش باشه
‫که زندگی بزرگسالانه‌تری رو در پیش بگیرم

00:27:01.404 --> 00:27:04.157
‫نگو که قراره شاهد
‫ظهور "اسکار ون راین"

00:27:04.157 --> 00:27:06.659
‫مرد خانواده و ستون جامعه باشیم؟

00:27:06.659 --> 00:27:09.245
‫خیلی وقت پیش باید سروکله‌ش پیدا می‌شد

00:27:09.245 --> 00:27:12.690
‫می‌دونی که اینطوری
‫خیلی به‌خودت فشار میاری؟

00:27:14.000 --> 00:27:17.586
‫هزاران مرد دیگه قبل از من
‫همین‌کارو کردن

00:27:17.586 --> 00:27:20.297
‫توام یه‌روزی همین‌کارو می‌کنی

00:27:20.297 --> 00:27:22.257
‫من نه

00:27:22.257 --> 00:27:26.470
‫قصد ندارم خود واقعیم رو
‫تا ابد مخفی نگه دارم

00:27:26.470 --> 00:27:28.138
‫فکر هم نکنم بتونم

00:27:28.138 --> 00:27:29.764
‫پس قراره چطوری زندگی کنی؟

00:27:29.764 --> 00:27:32.350
‫با یک دوست، یا همدم
‫یا شاید چیزی فراتر از اون

00:27:32.350 --> 00:27:35.186
‫اگر یاد بگیرم
‫کمی بااحتیاط زندگی کنم

00:27:35.186 --> 00:27:36.771
‫همینم یک زندگی سراسر دروغه

00:27:36.771 --> 00:27:38.940
‫ولی اینطوری به خودم دروغ نمیگم

00:27:40.232 --> 00:27:42.818
‫برای تو فرق می‌کنه
‫برادر داری

00:27:42.818 --> 00:27:46.638
‫ادامه‌ی نسل
‫خاندان "ون راین" به من بستگی داره

00:27:49.575 --> 00:27:51.775
‫ازم متنفر نشو

00:27:52.702 --> 00:27:54.902
‫هرگز ازت متنفر نمیشم

00:28:01.377 --> 00:28:04.088
‫خانم باور گفت
‫شاید یکم قهوه بخواین، جناب

00:28:04.088 --> 00:28:06.132
‫اوه، لطفاً ازش تشکر کن

00:28:10.302 --> 00:28:12.502
‫خودمون می‌تونیم بریزیم

00:28:17.726 --> 00:28:19.436
‫چیزی دید؟

00:28:19.436 --> 00:28:21.636
‫چیز چندانی برای دیدن نبود

00:28:32.865 --> 00:28:34.408
‫چیز دیگه‌ای میل داری؟

00:28:34.408 --> 00:28:36.076
‫قهوه کافیه، ممنون

00:28:36.076 --> 00:28:38.037
‫لطف کردی که برام وقت گذاشتی

00:28:38.037 --> 00:28:40.622
‫نه بابا این چه حرفیه، ولی به‌نظرم
‫با هدف خاصی به اینجا اومدی

00:28:40.622 --> 00:28:42.624
‫حق با توئه

00:28:42.624 --> 00:28:45.043
‫امیدوارم دهن‌لقی نکرده باشه

00:28:45.043 --> 00:28:48.505
‫ولی دوست‌مون، آقای مک‌آلیستر
‫فکر می‌کنه ناراضی هستی

00:28:48.505 --> 00:28:51.132
‫که آکادمی نتونسته
‫جایگاهی برات پیدا کنه

00:28:51.132 --> 00:28:53.332
وقتی جایگاهی خالی شده بود

00:28:53.676 --> 00:28:56.804
‫ولی افرادی توی لیست هستن
‫که مدت‌هاست منتظرن

00:28:58.014 --> 00:29:00.057
‫روز توام بالاخره سر می‌رسه، عزیزم

00:29:00.057 --> 00:29:04.937
‫و آکادمی موسیقی 30 ساله
‫که داره به جامعه‌ی نیویورک خدمت می‌کنه

00:29:04.937 --> 00:29:06.939
‫با این اوصاف، لایق وفاداری ما نیستن؟

00:29:06.939 --> 00:29:10.067
‫شاید لایق وفاداری تو باشن، ولی من نه
‫نه وقتی بهم اجازه‌ی عضویت نمیدن

00:29:10.067 --> 00:29:11.193
‫چرا پیش‌بینی این وضعیت رو نکردن

00:29:11.193 --> 00:29:13.528
‫و وقتی فرصتش رو داشتن
‫جایگاه‌های بیشتری نساختن؟

00:29:13.528 --> 00:29:15.530
‫آکادمی کوته‌بین بوده

00:29:15.530 --> 00:29:17.490
‫بهم گفتن توی تالار اپرای متروپولیتن جدید

00:29:17.490 --> 00:29:19.690
‫ صد و بیست جایگاه وجود داره

00:29:20.618 --> 00:29:22.662
‫ولی نمی‌تونن تالارشون رو اختصاصی کنن

00:29:22.662 --> 00:29:26.231
‫ولی با این همه آدمایی جدیدی که
‫اومدن به شهر، جایگاه‌ها پر می‌شن

00:29:27.166 --> 00:29:31.170
‫خانم راسل، اینو بدون
‫که خیلی به موفقیتت

00:29:31.170 --> 00:29:33.046
‫در نیویورک افتخار می‌کنم

00:29:33.046 --> 00:29:34.590
‫- لطف داری
‫- نه، جدی میگم

00:29:34.590 --> 00:29:38.802
‫تلاش کردی که پذیرفته بشی
‫و امیدوارم بهت کمکی کرده باشم

00:29:39.970 --> 00:29:42.347
‫دلت که نمی‌خواد
‫تمام این‌ها رو دور بریزی

00:29:42.347 --> 00:29:45.266
‫و ببینی برگشتی به خونه‌ی اول
‫و باید جمع کنی بری؟

00:29:45.266 --> 00:29:48.561
‫به‌نظرم دلم می‌خواد جایی برم
‫که قدرمو بدونن

00:29:48.561 --> 00:29:49.812
‫جایی که رفتار مردمش دوستانه‌ست

00:29:49.812 --> 00:29:52.982
‫خب، آشنایی با حاضرین
‫تالار اپرای جدید آسونه

00:29:53.649 --> 00:29:56.710
‫ولی بعداً می‌بینی که
‫به‌سختی میشه از شرشون خلاص شد

00:29:58.696 --> 00:30:01.281
‫نظرت چیه ضیافت شامی
‫برای علاقه‌مندان به اپرا برگزار کنم

00:30:01.281 --> 00:30:02.616
‫که در مورد کل این موضوع صحبت کنیم؟

00:30:02.616 --> 00:30:05.076
‫- توام میای؟
‫- میشه لیست مهمان‌ها رو ببینم؟

00:30:05.076 --> 00:30:06.286
‫وقتی لیستی تهیه کردم آره

00:30:06.286 --> 00:30:08.038
‫ولی قبلش تاریخی
‫که می‌تونی بیای رو بهم بگو

00:30:08.038 --> 00:30:10.238
‫می‌خوام باشی تا راهنماییم کنی

00:30:10.748 --> 00:30:13.209
این مسئله رو جدی می‌گیرم

00:30:13.209 --> 00:30:15.545
‫نمی‌خوام ببینم بخاطر گرفتن طرف بازنده

00:30:15.545 --> 00:30:17.296
‫بهای سنگینی بپردازی

00:30:17.296 --> 00:30:19.548
‫خب، یک نکته رو درست گفتی، خانم استور

00:30:19.548 --> 00:30:22.551
‫قطعاً قصد دارم
‫طرف برنده رو بگیرم

00:30:26.180 --> 00:30:29.683
‫قایم کردن عکسش
‫باعث از بین رفتن درد نمیشه

00:30:29.683 --> 00:30:32.936
‫معلومه که نمیشه
‫ولی می‌خوای هر روز بهت یادآوری بشه؟

00:30:32.936 --> 00:30:35.939
‫آرتور، ما یه نوه داشتیم

00:30:36.523 --> 00:30:38.816
‫جای عکسش کنار عکس

00:30:38.816 --> 00:30:42.069
‫والدین تو و من و بقیه‌ی خانواده‌ست

00:30:42.069 --> 00:30:44.113
‫همه‌شون مردن
‫ولی هنوزم خانواده‌مون هستن!

00:30:44.113 --> 00:30:47.116
‫باشه! می‌خوای به‌زبون بیارم؟
‫اشتباه می‌کردم!

00:30:47.116 --> 00:30:49.535
‫فکر می‌کردم تصمیم درستی گرفتم
‫ولی اشتباه می‌کردم!

00:30:49.535 --> 00:30:51.735
‫باید پسره رو نگه می‌داشتیم!

00:30:56.416 --> 00:30:58.919
‫بیا! راضی شدی؟

00:30:58.919 --> 00:31:02.422
‫چطور می‌تونم راضی باشم؟

00:31:02.422 --> 00:31:04.465
‫نوه‌م مرده

00:31:11.430 --> 00:31:13.630
‫برات شام نگه داشتیم

00:31:15.309 --> 00:31:17.509
‫گرسنه نیستم

00:31:19.396 --> 00:31:22.190
‫توی این سن خیلی شبیه توئه

00:31:25.110 --> 00:31:27.487
‫اینجا بذاریمش؟

00:31:32.533 --> 00:31:34.660
‫فکر نکنم

00:31:34.660 --> 00:31:36.860
‫می‌خوام بذارمش توی اتاقم

00:31:38.914 --> 00:31:41.625
‫نمی‌خواد توی دید باشه، دوروتی

00:31:41.625 --> 00:31:43.825
‫اون نمی‌خواد، یا تو نمی‌خوای؟

00:31:45.379 --> 00:31:47.547
‫شب‌ها بیدار می‌مونم

00:31:47.547 --> 00:31:52.143
‫و به این فکر می‌کنم
‫که باید به‌جای اون‌کارهام، چیکار می‌کردم

00:31:52.677 --> 00:31:54.877
‫متاسفم

00:31:55.680 --> 00:31:57.849
‫فقط می‌تونم همینو بگم

00:31:57.849 --> 00:31:59.058
‫خب، باید اونقدر تکرارش کنی

00:31:59.058 --> 00:32:01.769
‫که پگی بتونه ببخشتت

00:32:01.769 --> 00:32:03.437
‫یا من بتونم

00:32:03.437 --> 00:32:05.773
‫ولی متوجه نیستی؟

00:32:05.773 --> 00:32:07.525
‫حتی اگرم متاسف باشی

00:32:07.525 --> 00:32:09.725
‫و باور دارم هستی...

00:32:10.861 --> 00:32:13.061
‫چیزی رو عوض نمی‌کنه

00:32:16.283 --> 00:32:18.743
‫پس قراره تا آخر عمرت ازم متنفر باشی؟

00:32:18.743 --> 00:32:20.943
‫ازت متنفر نیستم

00:32:21.788 --> 00:32:25.040
‫ولی باید یک‌مدت از همدیگه دور باشیم

00:32:25.625 --> 00:32:29.169
‫خیلی وقته که
‫توی این مثلث پشیمونی گیر افتادیم

00:32:30.296 --> 00:32:32.496
‫میرم بخوابم

00:32:43.183 --> 00:32:47.145
‫ای‌کاش می‌موندی
‫خیلی زود داری میری

00:32:47.145 --> 00:32:48.772
‫خیلی نگرانتم

00:32:48.772 --> 00:32:50.773
‫قرار که نیست
‫امروز بری بانک؟

00:32:50.773 --> 00:32:53.151
‫بهشون گفتم هفته‌ی بعد میام

00:32:53.985 --> 00:32:55.987
‫ماریان، مراقبش باش

00:32:55.987 --> 00:32:58.187
‫چشم

00:33:05.704 --> 00:33:08.415
‫حالت چطوره؟ جداً؟

00:33:08.415 --> 00:33:11.084
‫به قول معروف، دارم قدم‌ به قدم جلو میرم

00:33:11.084 --> 00:33:12.794
‫می‌تونست خیلی بدتر از اینا باشه

00:33:12.794 --> 00:33:14.879
‫آره واقعاً. ممکن بود کشته بشم

00:33:14.879 --> 00:33:17.173
‫اونوقت اصلاً زنده بودنم چه فایده‌ای داشت؟

00:33:17.173 --> 00:33:19.373
‫این حرفو نزن

00:33:19.842 --> 00:33:24.930
‫اوه، ببین. مهمانی ناهار
‫که قطعاً دعوت نیستم

00:33:24.930 --> 00:33:27.391
‫نگو که هنوزم به فکر گلادیس راسل هستی

00:33:27.391 --> 00:33:29.476
‫گمونم الان توی کانون توجه همه‌ست؟

00:33:29.476 --> 00:33:31.520
‫معلومه. خوشگله. پولداره

00:33:31.520 --> 00:33:33.522
‫توی جامعه رفت‌وآمد داره
‫و اینجا نیویورکه

00:33:33.522 --> 00:33:35.649
‫ولی تو هنوزم خاطرخواهشی؟

00:33:35.649 --> 00:33:37.484
‫تسلیم نشدی؟

00:33:37.484 --> 00:33:39.152
‫باید تسلیم بشم

00:33:39.152 --> 00:33:43.323
‫هیچوقت جواب نامه‌هام رو نمیده
‫و وقتی همدیگه رو می‌بینیم، رفتارش خیلی خشکه

00:33:43.323 --> 00:33:45.491
‫مطمئنم خانم راسل بهش گفته
‫باهام صحبت نکنه

00:33:45.491 --> 00:33:47.618
‫خب، اگر واقعاً عاشقشی

00:33:47.618 --> 00:33:49.120
‫باید یک‌بار دیگه تلاش بکنی

00:33:49.120 --> 00:33:52.164
‫ولی این‌دفعه، یک نقشه‌ی درست‌و‌حسابی بریز

00:33:52.581 --> 00:33:54.781
‫وجودمو از اراده پر می‌کنی

00:33:57.544 --> 00:34:01.339
‫خب، هنوز رازت رو به عمه‌هات نگفتی؟

00:34:01.339 --> 00:34:03.383
‫نه، ولی میگم

00:34:03.758 --> 00:34:04.884
‫کی؟

00:34:04.884 --> 00:34:06.970
‫وقتی دیگه نتونستم مخفیش کنم

00:34:08.096 --> 00:34:10.296
‫تو چی؟

00:34:12.642 --> 00:34:15.686
‫نمی‌دونم دیگه چقدر می‌تونم
‫پیش والدینم بمونم

00:34:16.520 --> 00:34:18.720
‫راه چاره چیه؟

00:34:19.273 --> 00:34:22.860
‫احیاناً نمیشه برگردم عمارت خیابان شصت و یکم؟

00:34:22.860 --> 00:34:24.778
‫اگر خانم ون راین
‫جایگزینی برام پیدا نکرده...

00:34:24.778 --> 00:34:26.905
‫بهت اطمینان میدم که پیدا نکرده

00:34:26.905 --> 00:34:28.532
‫پس میشه ازش بپرسی
‫حاضره باهام ملاقات کنه یا نه؟

00:34:28.532 --> 00:34:30.700
‫عمه اَگنس با آغوش باز می‌پذیرتت

00:34:30.700 --> 00:34:33.036
‫منم همینطور

00:34:33.036 --> 00:34:35.496
‫تمام افراد اون خونه
‫اینقدر خون‌گرم نیستن

00:34:36.748 --> 00:34:40.834
‫به‌نظرم عمه اگنس پشیمونه که
‫ آرمسترانگ رو نگه داشته و اجازه داده تو بری

00:34:41.127 --> 00:34:44.672
‫اگر حس می‌کنی تحمل اون رو داری
‫لطفاً برگرد

00:34:44.672 --> 00:34:48.092
‫خوشحال میشم، علیرغم خانم آرمسترانگ

00:34:48.092 --> 00:34:50.177
‫با عمه اگنس صحبت می‌کنم
‫و برات نامه می‌نویسم

00:34:50.177 --> 00:34:52.377
‫ممنونم

00:34:53.472 --> 00:34:55.348
‫ولی چه نیازی به کمک من داری؟

00:34:55.348 --> 00:34:56.683
‫خودت گلادیس راسل رو می‌شناسی

00:34:56.683 --> 00:34:58.518
‫چرا نمی‌تونی خودت
‫باهاش قرار ملاقات بذاری؟

00:34:58.518 --> 00:35:00.812
‫چون مادرش نمی‌خواد
‫من خواستگارش باشم

00:35:01.521 --> 00:35:04.691
‫خانم راسل از مردهایی
‫که خودش انتخاب نکرده خوشش نمیاد

00:35:04.691 --> 00:35:06.984
‫ولی نمی‌فهمم چه کمکی از دست من برمیاد

00:35:06.984 --> 00:35:08.361
‫بازم قهوه میل داری؟

00:35:08.361 --> 00:35:10.279
‫یا برات ساندویچ بیارم؟

00:35:10.279 --> 00:35:12.479
‫خودم برمی‌دارم

00:35:12.740 --> 00:35:14.491
‫خوشحالم می‌بینم حالت بهتره

00:35:14.491 --> 00:35:16.691
‫خیلی وحشتناک بود؟

00:35:18.203 --> 00:35:20.539
‫واقعاً باعث شد به‌فکر فرو برم

00:35:20.539 --> 00:35:22.582
‫چرا الکی اطراف نیویورک ول می‌چرخیدم

00:35:22.582 --> 00:35:25.543
‫درحالی‌که باید خونه
‫سر میز شام و پیش خانواده‌م می‌بودم؟

00:35:25.543 --> 00:35:28.046
‫خدای من. یعنی می‌خوای ازدواج کنی؟

00:35:29.505 --> 00:35:31.705
‫گمونم آره

00:35:32.049 --> 00:35:34.451
‫و اینجاست که بازم می‌رسیم
‫به موضوع خانم راسل

00:35:34.510 --> 00:35:35.636
‫لطفاً کمکم کن

00:35:35.636 --> 00:35:38.139
‫قبلاً بهت کمک کردم
‫ولی نتیجه‌ای نداشت

00:35:38.139 --> 00:35:39.265
‫این‌دفعه می‌دونم چیکار کنم

00:35:39.265 --> 00:35:41.465
‫فقط کافیه چند دقیقه
‫باهاش تنها باشم

00:35:42.184 --> 00:35:43.519
‫از جفتمون برای ناهار دعوت کن

00:35:43.519 --> 00:35:45.854
‫نه، این خیلی ضایع‌ست...

00:35:47.147 --> 00:35:50.817
‫ولی می‌خواستم جشنی برای بازگشت
‫پسرعمو "دشل" بگیرم

00:35:50.817 --> 00:35:52.569
‫می‌تونی به اون جشن بیای

00:35:52.569 --> 00:35:55.238
‫چه دلیلی می‌تونی داشته باشی
‫که گلادیس رو دعوت کنی ولی مادرشو نه؟

00:35:55.238 --> 00:35:57.281
‫بسپارش به خودم

00:35:57.281 --> 00:35:59.367
‫یه فکری دارم

00:35:59.367 --> 00:36:01.369
‫خانم فین قراره یک جشن
‫برای پسرعموش بگیره

00:36:01.369 --> 00:36:04.038
‫- چه ایرادی داره؟
‫- همون روزیه که مراسم شام دارم

00:36:04.038 --> 00:36:05.331
‫چطور می‌تونه همچین کاری بکنه؟

00:36:05.331 --> 00:36:08.042
‫شاید آقای مونتگومری
‫روز دیگه‌ای وقت نداشته

00:36:08.042 --> 00:36:09.543
‫ساعت 3 و نیم شروع میشه

00:36:09.543 --> 00:36:11.545
‫قبل از ساعت 6 برمی‌گردیم
‫و یه عالمه وقت داریم آماده بشیم

00:36:11.545 --> 00:36:12.754
‫من نمی‌تونم بیام

00:36:12.754 --> 00:36:14.381
‫اون روز نمی‌تونم از خونه برم بیرون

00:36:14.381 --> 00:36:17.258
‫پس گلادیس می‌تونه همراه خانم بروک بره
‫قطعاً ایشونم دعوت شده

00:36:17.258 --> 00:36:19.952
‫ولی خانم بروک در مقابل مرد‌هایی که
‫مورد تاییدم نیستن ازش محافظت می‌کنه؟

00:36:19.952 --> 00:36:20.678
‫واقعاً، مادر

00:36:20.678 --> 00:36:22.722
‫میگی نباید با مردهایی
‫که مورد تاییدت نیستن حرف بزنم

00:36:22.722 --> 00:36:24.724
‫ولی هیچکس مورد تاییدت نیست

00:36:24.724 --> 00:36:27.018
‫باید بهش اجازه بدیم بره بیرون

00:36:27.018 --> 00:36:29.218
‫نمی‌تونی توی جعبه حبسش کنی

00:36:29.603 --> 00:36:31.730
‫اوه، خیلی‌خب. تسلیمم

00:36:33.190 --> 00:36:34.316
‫ممنون

00:36:34.316 --> 00:36:36.068
‫لازمه من برای مراسم شام بیام؟

00:36:36.068 --> 00:36:38.737
‫چون توی پیتسبرگ مشکلاتی پیش اومده
‫که باید بهشون رسیدگی کنم

00:36:38.737 --> 00:36:40.655
‫نیاز دارم باشی

00:36:40.655 --> 00:36:42.855
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫این قضیه رو درک کنم

00:36:43.366 --> 00:36:46.619
‫تو که اصلاً از اپرا خوشت نمیاد
‫تا جایی که متوجه شدم

00:36:47.120 --> 00:36:50.289
‫جورج، اپرا جاییه که طبقه‌ی اعیان
‫خودش رو به نمایش می‌ذاره

00:36:50.289 --> 00:36:52.500
‫نه تنها توی نیویورک
‫بلکه در سراسر اروپا

00:36:52.500 --> 00:36:53.751
‫و افراد سرشناس جایگاه‌هایی دارن

00:36:53.751 --> 00:36:56.128
‫که توش همدیگه رو می‌بینن
‫و بچه‌هاشون با هم آشنا میشن

00:36:56.128 --> 00:36:58.756
‫و چرخ‌های طبقه‌ی اعیان اینطوری می‌چرخه

00:36:58.756 --> 00:37:01.967
‫آکادمی سعی کرد
‫ جلوی ساخته شدن متروپولیتن رو بگیره

00:37:01.967 --> 00:37:03.302
‫و فکر کردن می‌تونن

00:37:03.302 --> 00:37:05.220
‫ولی تا آخر اکتبر ساختش تمام میشه

00:37:05.220 --> 00:37:06.513
‫اگر تصمیم گرفتی
‫طرف متروپولیتن رو بگیری

00:37:06.513 --> 00:37:08.515
‫می‌دونی که با خانم استور سرشاخ میشی؟

00:37:08.515 --> 00:37:09.641
‫خب؟

00:37:09.641 --> 00:37:11.226
‫البته عاشق اینم که ازش نمی‌ترسی

00:37:11.226 --> 00:37:13.937
‫خوشحال میشم دوستش باشم، جورج
‫ولی نوکرش نه

00:37:18.232 --> 00:37:20.109
‫آرورا نامه فرستاده

00:37:20.109 --> 00:37:22.111
‫قراره برای پسرعموش دشل
‫مراسم چای‌خوری بگیره

00:37:23.070 --> 00:37:24.947
‫قرار نبود تو بگیری؟

00:37:24.947 --> 00:37:27.324
‫آرورا می‌تونه این‌کارو بکنه
‫ناسلامتی دخترعموشه

00:37:27.324 --> 00:37:30.577
‫همه‌مون میریم، و ماریان می‌تونه
‫با جوون‌های مناسب بیشتری آشنا بشه

00:37:30.577 --> 00:37:32.704
‫البته مطمئن نیستم
‫تعریف شما از مناسب

00:37:32.704 --> 00:37:33.830
‫مثل من باشه

00:37:33.830 --> 00:37:36.030
‫اگر نیست، باید باشه

00:37:37.208 --> 00:37:40.920
‫امیدوارم هنوزم بخاطر اون
‫آقای ریکس خسته‌کننده غم‌باد نگرفته باشی

00:37:40.920 --> 00:37:42.588
‫اوه، اگنس

00:37:42.588 --> 00:37:44.882
‫نیازی نیست حرف اینو پیش بکشی

00:37:44.882 --> 00:37:46.259
‫نه چندان، عمه اگنس

00:37:46.259 --> 00:37:48.344
‫بالاخره قرار بود ازدواج کنن

00:37:48.344 --> 00:37:50.513
‫و امیدوارم دفعه‌ی بعد
‫به حرفمون گوش کنی

00:37:50.513 --> 00:37:52.264
‫و فرض نکنی
‫که هیچی حالی‌مون نیست

00:37:52.264 --> 00:37:54.464
‫بیشتر دقت می‌کنم...

00:37:54.808 --> 00:37:56.018
‫اگر دفعه‌ی بعدی وجود داشت

00:37:56.018 --> 00:37:57.853
‫فقط همینو می‌خوایم
‫مگه نه، ایدا؟

00:37:57.853 --> 00:37:59.688
‫که به توصیه‌مون احترام بذاری

00:37:59.688 --> 00:38:01.731
‫من فقط می‌خوام ماریان شاد باشه

00:38:12.825 --> 00:38:15.995
‫برو تایید کن
‫این آخرین لیست سفارش‌هاست

00:38:15.995 --> 00:38:17.997
‫بده به من

00:38:17.997 --> 00:38:19.623
‫چطور پیش میره؟

00:38:19.623 --> 00:38:20.749
‫به‌موقع آماده میشیم؟

00:38:20.749 --> 00:38:23.126
‫فکر کنم، ولی مهم‌ترین چیز برنامه‌ریزیه

00:38:23.126 --> 00:38:24.503
‫ازت می‌خوام
‫یه لطفی بهم بکنی

00:38:24.503 --> 00:38:27.339
‫همونطور که می‌دونین، خانم راسل امیدواره
‫سنگ تموم بذاره

00:38:27.339 --> 00:38:29.966
‫پس قراره یک‌سری کارگر
‫از خونه‌های دیگه قرض بگیریم

00:38:29.966 --> 00:38:31.801
‫و ازم می‌خوای
‫تعدادشون رو بیشتر کنم

00:38:31.801 --> 00:38:34.053
‫- راستش، نه
‫- مشکلی نیست. بخشی از وظیفمه

00:38:34.053 --> 00:38:36.931
‫نه، ازت می‌خوام
‫نقش دستیار رو ایفا کنی

00:38:36.931 --> 00:38:38.683
‫و حواست به شراب‌ها باشه

00:38:38.683 --> 00:38:40.226
‫البته با همدیگه بررسی‌شون می‌کنیم

00:38:40.226 --> 00:38:43.020
‫ولی میشه لطفاً
‫حواست به باز کردن، ریختن، خنک کردن

00:38:43.020 --> 00:38:44.521
‫و پخش توی مراسم باشه؟

00:38:44.521 --> 00:38:46.648
‫خوشحال میشم

00:38:46.648 --> 00:38:47.858
‫ولی واقعاً فکر می‌کنین

00:38:47.858 --> 00:38:49.818
‫طرف متروپولیتن جدید رو بگیره؟

00:38:49.818 --> 00:38:51.611
‫کم‌کم داره اینطور به‌نظر میاد

00:38:51.611 --> 00:38:53.155
‫اینطوری خانم استور کینه به‌دل نمی‌گیره؟

00:38:53.155 --> 00:38:56.098
‫خانم راسل شجاع‌تر از این حرفاست

00:39:07.877 --> 00:39:09.170
‫باهامون بیا!

00:39:09.170 --> 00:39:11.370
‫- بابا؟
‫- برو

00:39:16.885 --> 00:39:21.014
‫دشل، چقدر خوشحالم می‌بینمت

00:39:21.014 --> 00:39:24.309
‫ولی باید به محض رسیدن به نیویورک
‫باهامون تماس می‌گرفتی

00:39:24.309 --> 00:39:26.311
‫بله واقعاً باید همین‌کارو می‌کردم
‫زن‌عمو اگنس

00:39:26.311 --> 00:39:27.645
‫امیدوارم بتونین منو ببخشید

00:39:27.645 --> 00:39:29.845
‫اوه، معلومه که می‌تونیم

00:39:30.606 --> 00:39:31.899
‫اسکار رو که می‌شناسی

00:39:31.899 --> 00:39:33.234
‫اسکار. خدای من

00:39:33.234 --> 00:39:35.778
‫از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫خیلی پیرتر شدیم

00:39:35.778 --> 00:39:36.946
‫بهم یادآوری نکن

00:39:36.946 --> 00:39:40.365
‫و این برادرزادمونه، ماریان بروک
‫که الان پیش ما زندگی می‌کنه

00:39:40.365 --> 00:39:42.284
‫این یعنی با هم فامیلیم؟

00:39:42.284 --> 00:39:43.910
‫تقریباً، ولی نه چندان

00:39:43.910 --> 00:39:46.037
‫فرانسس کجاست؟ اینجاست؟

00:39:46.037 --> 00:39:48.707
‫آره. ولی گروهی از بچه‌ها رو پیدا کرد

00:39:48.707 --> 00:39:50.907
‫و از دستم فرار کرد

00:39:51.251 --> 00:39:53.336
‫پسرعمو دشل، خوش اومدی

00:39:54.462 --> 00:39:56.255
‫بیا، بریم چایی بخوریم؟

00:39:56.255 --> 00:39:58.455
‫دشل، خوشحالم می‌بینمت

00:40:02.011 --> 00:40:06.056
‫اسکار، چرا کتابخونه‌ی جدید چارلز رو
‫به خانم راسل نشون نمیدی؟

00:40:06.056 --> 00:40:08.517
‫اون کتابخونه مایه‌ی افتخارمه

00:40:08.517 --> 00:40:09.726
‫بریم؟

00:40:09.726 --> 00:40:11.926
‫اگر مایل باشین

00:40:14.564 --> 00:40:16.274
‫خیلی خوشحالم حالت بهتر شده

00:40:16.274 --> 00:40:17.525
‫هنوز نمی‌تونم برقصم

00:40:17.525 --> 00:40:20.903
‫ولی وقتی تونستم
‫شریک رقصم خودتی

00:40:20.903 --> 00:40:22.738
‫- مادرت اینجاست؟
‫- نه

00:40:22.738 --> 00:40:24.740
‫وگرنه جرات نمی‌کردم
‫باهات صحبت کنم

00:40:24.740 --> 00:40:26.940
‫پس خوشحالم نیومده

00:40:28.244 --> 00:40:31.288
‫خب، حداقل الان می‌دونم
‫چرا هیچوقت جواب نامه‌هام رو ندادی

00:40:31.288 --> 00:40:34.674
‫از نظر مامان ندادن نامه‌هات به من
‫کار اشتباهی نیست

00:40:34.708 --> 00:40:37.552
‫گمونم فکر می‌کنه
‫چیز چندانی برای ارائه دادن ندارم

00:40:37.669 --> 00:40:41.256
‫و برای همین از آرورا خواستم
‫این مهمونی رو راه بندازه

00:40:42.048 --> 00:40:44.133
‫تا بتونم شخصاً بهت پیشنهاد بدم

00:40:44.133 --> 00:40:46.386
‫- چی؟
‫- می‌دونم مردهایی هستن

00:40:46.386 --> 00:40:48.369
‫که جوون‌تر و پولدارتر از من هستن

00:40:48.393 --> 00:40:50.189
‫ولی کنار هم خوب زندگی می‌کنیم

00:40:50.223 --> 00:40:51.349
‫می‌تونی خودت دوستانت رو انتخاب کنی

00:40:51.349 --> 00:40:53.142
‫خودت خونه‌ت رو بگردونی
‫مسئول زندگی خودت باشی

00:40:53.142 --> 00:40:55.436
‫- مگه همین رو نمی‌خوای؟
‫- بله کاملاً

00:40:55.436 --> 00:40:56.770
‫و من اهل زور گفتن نیستم

00:40:56.770 --> 00:41:00.357
‫هرگز مجبورت نمی‌کنم
‫ نظرات و تفکرات من رو تکرار کنی

00:41:00.357 --> 00:41:01.900
‫معلومه که نه

00:41:01.900 --> 00:41:03.568
‫اکثر مردها این‌کارو می‌کنن

00:41:03.568 --> 00:41:05.403
‫گمونم درست میگی

00:41:05.403 --> 00:41:08.989
‫خوشحال میشم مدام سرم نق زده بشه...

00:41:09.491 --> 00:41:12.391
‫به شرط اینکه اونی که نق می‌زنه تو باشی

00:41:12.410 --> 00:41:14.829
‫زندگی‌مون لذت‌بخش میشه، گلادیس
‫مطمئنم میشه

00:41:14.829 --> 00:41:16.956
‫می‌خوام خوشبخت باشیم...

00:41:18.541 --> 00:41:21.043
‫خیلی خوشبخت
‫و به‌نظرم می‌تونیم باشیم

00:41:25.714 --> 00:41:27.007
‫- اوه، من...
‫- الان جواب نده

00:41:27.007 --> 00:41:30.761
‫فقط بدون که عشق و تحسینم نسبت به تو
‫ فراتر از چیزیه که می‌تونم بگم

00:41:30.761 --> 00:41:33.138
‫فراتر از چیزی که
‫تابه‌حال نسبت به زن دیگه‌ای حس کردم

00:41:33.138 --> 00:41:35.223
‫ولی تو که منو نمی‌شناسی
‫نه درست‌و‌حسابی

00:41:35.223 --> 00:41:38.768
‫می‌دونم باهوش و خوبی

00:41:38.768 --> 00:41:41.770
‫و وقتی بهت اجازه بدن
‫مستقل و شوخ‌طبعی

00:41:42.188 --> 00:41:44.940
‫هر خصلتی که تحسین می‌کنم رو داری
‫جدی میگم

00:41:44.940 --> 00:41:47.151
‫نباید این حرف‌ها رو به پدرم بزنی؟

00:41:47.151 --> 00:41:48.277
‫براش نامه می‌نویسم

00:41:48.277 --> 00:41:50.279
‫اسکار؟ گلادیس؟

00:41:51.488 --> 00:41:53.198
‫نباید چای رو از دست بدین

00:41:53.198 --> 00:41:55.398
‫البته که نه

00:41:58.620 --> 00:42:02.499
‫گولد، اوضاع شوالیه‌های کارگری
‫چطور پیش میره؟

00:42:02.499 --> 00:42:04.000
‫بیشتر به نفع منه تا اونا

00:42:04.000 --> 00:42:05.376
‫انتظار کمتر از اینو هم ندارم

00:42:05.376 --> 00:42:07.045
‫خواسته‌های عجیب و غریبی دارن

00:42:07.045 --> 00:42:09.213
‫رهبرشون، پاودرلی
‫میگه می‌خواد تمام کارگرها

00:42:09.213 --> 00:42:11.799
‫با کارفرماهاشون شریک باشن

00:42:11.799 --> 00:42:14.426
‫می‌تونه هرچیزی بخواد
‫آقای گولد، ولی قرار نیست به‌ دستشون بیاره

00:42:14.426 --> 00:42:15.761
‫خسارتی بهت وارد شده؟

00:42:15.761 --> 00:42:17.012
‫به تو وارد شده؟

00:42:17.012 --> 00:42:18.847
‫اینجا جای رقابت نیست، آقایون

00:42:18.847 --> 00:42:21.308
‫آقای گولد بازار طلا رو قبضه نکرده

00:42:21.308 --> 00:42:23.977
‫آقای راسل هم
‫مشغول ورشکسته کردن خط راه‌آهن نیست

00:42:23.977 --> 00:42:26.980
‫برای یک‌بارم که شده
‫در یک جبهه‌ایم

00:42:26.980 --> 00:42:28.189
‫درست میگه

00:42:28.189 --> 00:42:30.389
‫بیاین از حسش لذت ببریم

00:42:31.359 --> 00:42:33.486
‫خب، سعی کردن روند حمل‌و‌نقل
‫محموله‌هام رو هدف بگیرن

00:42:33.486 --> 00:42:34.737
‫و بعضی‌هاشون رو تعطیل کردن

00:42:34.737 --> 00:42:37.281
‫- ولی تسلیم نشدی؟
‫- نمی‌تونیم تسلیم بشیم!

00:42:37.281 --> 00:42:39.700
‫هر بار کوتاه بیایم
‫لیست خواسته‌هاشون بلندبالاتر میشه

00:42:39.700 --> 00:42:43.328
‫خونه، بیمه‌ی درمانی
‫کار کمتر، حقوق بیشتر

00:42:43.328 --> 00:42:45.747
‫محضی رضای خدا
‫میگن ساعات کار روزانه 8 ساعت باشه!

00:42:45.747 --> 00:42:49.376
‫تدابیر ایمنی‌ای می‌خوان که باعث میشه
‫یه شیرخوارگاه در مقابلش ناامن به‌نظر بیاد

00:42:49.376 --> 00:42:51.378
‫اصل موضوع اینه که
‫نمی‌تونیم عقب‌نشینی کنیم

00:42:51.378 --> 00:42:54.589
‫وگرنه کنترل تمام چیزهایی رو از دست میدیم
‫ که عمرمون رو صرف ساختنشون کردیم

00:42:54.589 --> 00:42:57.216
‫برای یک‌بارم که شده
‫باید متحد باقی بمونیم

00:42:57.217 --> 00:43:00.261
‫و هرموقع خودمون خواستیم
‫تغییری ایجاد کنیم، نه وقتی اونا می‌خوان

00:43:00.261 --> 00:43:02.555
‫یه مشت اوباشن
‫پس مثل اوباش‌ها باهاشون رفتار می‌کنیم

00:43:03.306 --> 00:43:05.474
‫اگر پاش برسه
‫نصف طبقه‌ی کارگر رو استخدام می‌کنم

00:43:05.474 --> 00:43:07.674
‫که نصف دیگه رو بکشن

00:43:09.561 --> 00:43:11.021
‫- ممنونم
‫- خداحافظ، آرورا

00:43:11.021 --> 00:43:13.357
‫و از جفتتون ممنونم
‫مهمانی لذت‌بخشی بود

00:43:13.357 --> 00:43:14.941
‫همه‌چیز فوق العاده‌ بود

00:43:14.941 --> 00:43:16.985
‫اوه، خواهش می‌کنم
‫خیلی خوشحال شدیم تونستین بیاین

00:43:16.985 --> 00:43:20.071
‫زن‌عمو اگنس
‫میشه یک دقیقه بیشتر وقتت رو بگیرم؟

00:43:20.071 --> 00:43:23.283
‫فرانسس رو پیدا کردم
‫و می‌خواد سلام کنه

00:43:23.283 --> 00:43:25.410
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت، عزیزدلم

00:43:25.410 --> 00:43:27.662
‫زن‌عمو اگنس
‫زن‌عمو ایدا، چطورین؟

00:43:27.662 --> 00:43:29.664
‫معلومه که حافظه‌ی خوبی داری

00:43:31.207 --> 00:43:33.542
‫خانم بروک؟
‫شما اینجا چیکار می‌کنی؟

00:43:33.542 --> 00:43:34.668
‫خانم بروک رو از کجا می‌شناسی؟

00:43:34.668 --> 00:43:36.868
‫توی سنت‌مری معلممه

00:43:37.421 --> 00:43:39.047
‫چی؟

00:43:39.047 --> 00:43:41.425
‫توی سنت‌مری
‫نقاشی با آب‌رنگ درس میدم

00:43:44.886 --> 00:43:46.638
‫پنجشنبه‌ها

00:43:46.638 --> 00:43:48.838
‫روزش اهمیتی نداره

00:43:49.432 --> 00:43:52.310
‫می‌دونستی داری به دختر دشل درس میدی؟

00:43:52.310 --> 00:43:54.478
‫چطور می‌تونست بدونه؟
‫تازه با هم آشنا شدیم

00:43:54.478 --> 00:43:55.980
‫بله

00:43:55.980 --> 00:43:59.066
‫باید بریم، ولی از دیدن همه‌تون خوشحال شدم

00:43:59.525 --> 00:44:01.725
‫بهمون سر بزنین

00:44:03.195 --> 00:44:07.074
‫یعنی شما و خانم "باور" توی جنگ 1866
‫توی دو جبهه‌ی مخالف بودین؟

00:44:07.074 --> 00:44:10.785
‫آره، من اهل هانوور آلمانم
‫که با اتریش جنگید

00:44:10.785 --> 00:44:14.038
‫و خانم وبر اهل برلینه
‫پایتخت "پروس"

00:44:14.038 --> 00:44:15.582
‫چرا اروپا نمی‌تونه مثل آمریکا باشه؟

00:44:15.582 --> 00:44:17.792
‫چون اروپا هیچیش شبیه آمریکا نیست

00:44:18.209 --> 00:44:19.710
‫امیدوارم از این حرفم ناراحت نشین

00:44:19.710 --> 00:44:22.380
‫ولی جوون‌تر از چیزی به‌نظر میای
‫که خدمتکار خانم راسل باشی

00:44:22.380 --> 00:44:24.632
‫موقتاً اومدم
‫تا یک نفر دیگه رو پیدا کنه

00:44:24.632 --> 00:44:26.175
‫خدمتکار خانم گلادیس هستم

00:44:26.175 --> 00:44:27.509
‫حالا که مشغول تفریحه

00:44:27.509 --> 00:44:30.003
‫حتماً هر شب لباس‌های جشن باشکوه تنش می‌کنی

00:44:30.095 --> 00:44:32.598
‫خانم راسل اجازه نمیده
‫دخترش از کنارش جم بخوره

00:44:32.598 --> 00:44:35.016
‫گمونم از مردهایی
‫که چشم‌شون دنبال پوله می‌ترسه

00:44:35.016 --> 00:44:37.102
‫که توی نیویورک تا دلت بخواد داریم

00:44:37.102 --> 00:44:39.302
‫البته اسم از کسی نمی‌بریم

00:44:40.105 --> 00:44:42.273
‫- برگشتن
‫- بهتره برم

00:44:42.273 --> 00:44:43.650
‫بابت قهوه ممنونم، خانم باور

00:44:43.650 --> 00:44:45.860
‫خواهش می‌کنم

00:44:45.860 --> 00:44:47.278
‫امیدوارم بازم همدیگه رو ببینیم

00:44:47.278 --> 00:44:49.478
‫خوشحال میشم

00:44:50.156 --> 00:44:54.285
‫سنت‌مری مدرسه‌ی باسابقه و آبروداریه

00:44:54.285 --> 00:44:56.954
‫حتی اگر جورج واشنگتن هم اونجا
‫خوندن و نوشتن یاد گرفته، برام مهم نیست!

00:44:56.954 --> 00:44:58.997
‫به دخترهای نازنین نقاشی کردن یاد میدم

00:44:58.997 --> 00:45:00.248
‫چی می‌تونه از این آبرومندتر باشه؟

00:45:00.248 --> 00:45:02.334
‫اگر اینطور فکر می‌کردی
‫چرا مخفیش کردی؟

00:45:02.334 --> 00:45:03.960
‫چون می‌دونستم عصبانی میشی

00:45:03.960 --> 00:45:05.420
‫ایدا، تو چرا جلوش رو نگرفتی؟

00:45:05.420 --> 00:45:07.088
‫من؟ چه کاری از من برمیومد؟

00:45:07.088 --> 00:45:08.423
‫کی ازش باخبر شدی؟

00:45:08.423 --> 00:45:10.258
‫امروز بعدازظهر. درست مثل خودت

00:45:10.258 --> 00:45:13.177
‫پس حداقل به جفتمون
‫به یک‌ اندازه بی‌احترامی کردی

00:45:13.177 --> 00:45:15.721
‫به هیچکس بی‌احترامی نکردم

00:45:15.721 --> 00:45:17.807
‫و به‌نظر نمیاد چندان اهمیتی
‫برای جناب دشل داشته باشه

00:45:17.807 --> 00:45:20.392
‫که توی مدرسه‌ی دخترش درس میدم
‫یا آرورا

00:45:20.392 --> 00:45:23.394
‫دلشون به‌حالت می‌سوزه. فقط همین

00:45:25.689 --> 00:45:27.232
‫اشتباه می‌کنی

00:45:27.232 --> 00:45:29.901
‫همه به‌ اندازه‌ی تو
‫سنگ‌دل و بی‌عاطفه نیستن

00:45:30.527 --> 00:45:32.529
‫- ماریان...
‫- اینکه ناراحت میشم

00:45:32.529 --> 00:45:35.114
‫که پا روی اسممون می‌ذاری
‫و اونو به لجن می‌کشی، یعنی سنگ‌دلم؟

00:45:35.114 --> 00:45:37.314
‫از سر راهم برو کنار!

00:45:42.830 --> 00:45:45.708
‫گمونم دیگه بهتره بذاریش کنار

00:45:46.000 --> 00:45:47.501
‫نه، نمی‌ذارم

00:45:47.501 --> 00:45:48.836
‫به مدیر قول دادم

00:45:48.836 --> 00:45:50.212
‫و قولمو زیر پا نمی‌ذارم!

00:45:50.212 --> 00:45:52.255
‫ممکنه اوضاع ناجور بشه

00:45:52.255 --> 00:45:54.257
‫خب که چی؟

00:45:54.257 --> 00:45:57.343
‫اجازه نمیدم کسی منو توی قفس حبس کنه!

00:46:01.848 --> 00:46:03.891
‫همه‌چی مرتبه، خانم ایدا؟

00:46:03.891 --> 00:46:05.184
‫آره، بنیستر

00:46:05.184 --> 00:46:07.812
‫آخه صدای داد و فریاد شنیدم
‫که توی این خونه غیرعادیه

00:46:07.812 --> 00:46:11.023
‫آره، غیرعادی بود

00:46:11.023 --> 00:46:12.691
‫ولی هرازگاهی

00:46:12.691 --> 00:46:14.542
‫میگم شاید بد نباشه

00:46:14.566 --> 00:46:16.206
‫یخورده داد بزنیم

00:46:16.230 --> 00:46:18.488
‫و خودمون رو خالی کنیم

00:46:26.079 --> 00:46:28.414
‫- منو صدا کردین، خانم؟
‫- دیگه باید لباسمو عوض کنم

00:46:28.414 --> 00:46:30.500
‫ولی می‌خوام بهم بگی
‫که ترتیب همه‌چیز داده شده

00:46:30.500 --> 00:46:32.585
‫ترتیب همه‌چیز داده شده، خانم

00:46:32.585 --> 00:46:35.212
‫شبی که با خانم کوشینگ شام خوردین
‫یک دور امتحان کردیم

00:46:35.212 --> 00:46:37.840
‫و سفارش‌ها، خدمتکارهای اضافه
‫همه‌شون رسیدن؟

00:46:37.840 --> 00:46:42.009
‫خانم، لطفاً برید بالا و لباستون رو عوض کنید
‫و این چیزا رو بسپارین به من

00:46:44.096 --> 00:46:46.598
‫چقدر احمقم که قبول کردم سوفله بپزم

00:46:46.598 --> 00:46:49.684
‫باید هر 10 دقیقه یک‌بار
‫یه مشت بپزیم

00:46:49.684 --> 00:46:51.770
‫و فقط هرموقع کسی می‌خواد براش ببریم

00:46:51.770 --> 00:46:53.229
‫و بقیه رو بریزیم دور

00:46:53.229 --> 00:46:55.023
‫آقای واتسون، آماده‌ای؟

00:46:55.023 --> 00:46:57.900
‫فکر کنم. شاید یخورده
‫زیادی "کلارت" ریخته باشم

00:46:57.900 --> 00:46:59.318
‫ولی بیشتر بودنش بهتر از کمتر بودنشه

00:46:59.318 --> 00:47:01.518
‫آقای چورچ، دارم
‫بررسی‌های نهایی رو انجام میدم

00:47:06.450 --> 00:47:08.650
‫چه خوشگل شدی

00:47:09.411 --> 00:47:12.998
‫دلم می‌خواد بگم شاید دیده شدن
‫توی همچین جمعی برات ضرر داشته باشه

00:47:12.998 --> 00:47:16.293
‫ولی می‌دونم باعث میشه فکر کنی
‫سنگدل و بی‌عاطفه‌م

00:47:18.420 --> 00:47:20.463
‫ماریا اون حرف رو از ته دلش نزد

00:47:20.463 --> 00:47:22.663
‫واقعاً؟

00:47:23.383 --> 00:47:26.844
‫خیلی تند صحبت کردم
‫اعتراف می‌کنم

00:47:28.387 --> 00:47:30.587
‫اگنس هم متاسفه

00:47:30.890 --> 00:47:32.599
‫نیستی؟

00:47:32.599 --> 00:47:35.599
‫بنیستر تا اون سمت خیابون همراهت میاد

00:47:55.621 --> 00:47:57.821
‫خانم ماریان بروک

00:47:59.166 --> 00:48:00.459
‫خیلی خوشگل شده، مگه نه؟

00:48:00.459 --> 00:48:01.794
‫آرورا، سلام

00:48:01.794 --> 00:48:03.086
‫- آقای مونتگومری
‫- خانم بروک

00:48:03.086 --> 00:48:05.047
‫نگفته بودین قراره به این مراسم بیاین

00:48:05.047 --> 00:48:08.133
‫خبر نداشت، ولی چارلز
‫ به‌طور ناگهانی برای جلسه‌ای

00:48:08.133 --> 00:48:09.843
‫به واشینگتن فراخونده شد

00:48:09.843 --> 00:48:11.386
‫از دشل خواستم جاش رو پر کنه

00:48:11.386 --> 00:48:14.514
‫این ارتباط خانوادگی ون راین
‫جمع جالب توجهی رو دور هم جمع کرده

00:48:14.514 --> 00:48:16.391
‫که تو هم جزو همین جمعی

00:48:16.391 --> 00:48:18.559
‫از طریق وصلت، نه نسب

00:48:18.559 --> 00:48:20.186
‫خب، این که ایرادی نداره

00:48:20.186 --> 00:48:22.354
‫- شبتون خوش، خانم بروک
‫- خانم راسل

00:48:22.354 --> 00:48:24.273
‫گلادیس از مهمونی چای‌خوریش لذت برد

00:48:24.273 --> 00:48:27.526
‫متاسفم که نتونستی بیای
‫ولی کاملاً درک می‌کنم

00:48:27.776 --> 00:48:30.120
‫خب، درهرحال الان با پسرعموت آشنا شدم

00:48:30.195 --> 00:48:31.530
‫ممنون که اجازه دادین بیارمش

00:48:31.530 --> 00:48:35.107
‫این چه حرفیه. از اینکه بخوام لحظه‌ی آخری
‫دنبال یه مرد دیگه بگردم نجاتم داد

00:48:35.200 --> 00:48:36.368
‫چارلز خیلی ناراحت بود نتونست بیاد

00:48:36.368 --> 00:48:38.620
‫میگه بهترین سرآشپز فرانسوی نیویورک رو دارین

00:48:38.620 --> 00:48:41.422
‫اوه، قضیه‌ش بامزه‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کنی

00:48:41.664 --> 00:48:44.375
‫این مراسم شام
‫برای کمک به تالار اپرای جدیده؟

00:48:44.375 --> 00:48:45.543
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

00:48:45.543 --> 00:48:47.503
‫فکر می‌کردم برای تمام علاقه‌مندان به اپراست

00:48:47.503 --> 00:48:49.380
‫ولی می‌بینم که جناب گیلبرت اینجاست

00:48:49.380 --> 00:48:52.324
‫و ایشون مسئول تبلیغ متروپولیتن نیست؟

00:48:52.383 --> 00:48:54.301
‫گمونم همینطوره

00:48:54.301 --> 00:48:57.078
‫می‌دونین که من با خانم استور سرشاخ نمیشم؟

00:48:57.429 --> 00:48:59.431
‫می‌دونم فکر می‌کنی نمیشی

00:48:59.431 --> 00:49:01.916
‫ولی نگران نباش
‫رابطه‌مون خراب نمیشه

00:49:01.933 --> 00:49:04.727
‫آقا و خانم رابرت مک‌نیل

00:49:05.645 --> 00:49:08.231
‫- آقای راسل، شبتون بخیر
‫- آقای مک‌نیل

00:49:08.231 --> 00:49:10.358
‫خانم مک‌نیل
‫لطف کردین تشریف آوردین

00:49:10.358 --> 00:49:11.567
‫دکترم، گلادیس

00:49:11.567 --> 00:49:12.860
‫- حالتون چطوره؟
‫- حالتون چطوره؟

00:49:12.860 --> 00:49:15.060
‫- گلادیس؟
‫- اوه، عذر می‌خوام

00:49:15.237 --> 00:49:16.739
‫گمونم حضور آقای گیلبرت

00:49:16.739 --> 00:49:19.774
‫یعنی مراسم شام
‫برای حمایت از متروپولیتنه؟

00:49:19.908 --> 00:49:22.352
‫اگر اینطوره
‫روی ما حساب کنین

00:49:23.412 --> 00:49:24.871
‫هنوز برای پدرت نامه ننوشته؟

00:49:24.871 --> 00:49:26.623
‫قضیه مال امروز بعدازظهر بوده

00:49:26.623 --> 00:49:28.041
‫وقتی نامه نوشت چی میگی؟

00:49:28.041 --> 00:49:31.503
‫بستگی داره. معلومه که می‌خوام
‫از دست مادرم فرار کنم، ولی...

00:49:31.503 --> 00:49:33.713
‫واقعاً دلت می‌خواد خانم
‫اسکار ون راین باشی؟

00:49:36.048 --> 00:49:38.342
‫می‌دونین که خانم استور

00:49:38.342 --> 00:49:41.512
‫دلش می‌خواد متروپولیتن
‫از صحنه‌ی روزگار محو بشه؟

00:49:41.512 --> 00:49:43.556
‫نگران نباش
‫یه نقشه دارم

00:49:43.556 --> 00:49:45.391
‫و با امشب، فقط می‌خوام بفهمه

00:49:45.391 --> 00:49:48.192
‫که آکادمی قراره
‫با چه رقیبی روبه‌رو بشه

00:49:48.227 --> 00:49:49.936
‫اومد

00:49:49.936 --> 00:49:52.939
‫خانم استور، ممنونم که تشریف آوردی
‫خوشحالم می‌بینمت

00:49:52.939 --> 00:49:55.984
‫مهمان‌هایی داری
‫که انتظارشون رو نداشتم

00:49:55.984 --> 00:49:59.112
‫نگفته بودی مک‌نیل‌ها رو دعوت کردی

00:49:59.112 --> 00:50:02.615
‫متاسفانه مدت‌هاست
‫ که توی لیست انتظار ما هستن

00:50:02.615 --> 00:50:03.783
‫خیلی بیشتر از تو

00:50:03.783 --> 00:50:05.868
‫مهمان‌های متعددی داریم
‫که توی لیست شما بودن

00:50:05.868 --> 00:50:08.454
‫کل شهر رو دنبال پولدارهای ناراضی گشتی

00:50:08.454 --> 00:50:10.456
‫که نتونستن توی آکادمی
‫جایگاهی به‌دست بیارن؟

00:50:10.456 --> 00:50:12.541
‫خانم استور
‫ شاید هیئت مدیره‌ی آکادمی فکر کنه

00:50:12.541 --> 00:50:14.376
‫که می‌تونه بدون هیچ عواقبی
‫اجاز‌ه‌ی ورود به افراد جدید رو نده

00:50:14.376 --> 00:50:16.336
‫ولی شما اونقدر باهوش هستی
‫که بدونی اشتباه می‌کنن

00:50:16.336 --> 00:50:19.589
‫درحالی‌که متروپولیتن حاضره سابقه‌دارهای
‫ آکادمی رو با آغوش باز بپذیره، اگر بخوان بیان

00:50:19.589 --> 00:50:23.042
‫چرا توی هر دو تالار یک جایگاه نمی‌گیری
‫تا ببینی نتیجه چی میشه؟

00:50:23.259 --> 00:50:27.305
‫شاید ارزشی برای وفاداری قائل نباشی
‫ولی من فرق می‌کنم

00:50:27.305 --> 00:50:29.223
‫باید شما رو توبیخ کنم، خانم فیش

00:50:29.223 --> 00:50:33.060
‫ولی می‌دونم فقط داری
‫با آتیش بازی می‌کنی، کارت همیشه همینه

00:50:33.102 --> 00:50:35.396
‫می‌تونم آقای گیلبرت رو بهتون معرفی کنم؟
‫یا ایشون رو می‌شناسین؟

00:50:35.396 --> 00:50:36.814
‫اسمشون رو شنیدم

00:50:36.814 --> 00:50:39.566
‫مسئول چاپیدن پول برای تالار جدیده

00:50:40.067 --> 00:50:43.695
‫زیبا بیانش نکردین، ولی درسته

00:50:43.695 --> 00:50:47.407
‫امیدوار بودم حضورتون در اینجا
‫یعنی حاضر به صحبت هستین

00:50:47.407 --> 00:50:49.868
‫حاضرم برم کتم رو بردارم

00:50:50.452 --> 00:50:52.652
‫کری کجاست؟

00:50:53.538 --> 00:50:55.081
‫لطفاً نرو

00:50:55.081 --> 00:50:59.159
‫نباید بین‌مون مشاجره‌ای دربگیره
‫و فردا داستان تمام روزنامه‌ها بشیم

00:50:59.585 --> 00:51:02.880
‫اگر بمونم، فقط از سر اجبار

00:51:02.880 --> 00:51:05.007
‫و برای اجتناب از آبروریزیه

00:51:05.299 --> 00:51:07.499
‫خیلی ممنونم

00:51:09.177 --> 00:51:11.346
‫اوه، ببین. قراره بریم داخل

00:51:11.346 --> 00:51:13.546
‫خانم استور

00:51:18.228 --> 00:51:21.439
‫نباید شام‌ بی‌شک
‫فوق العاده‌مون رو به تاخیر بندازم

00:51:21.439 --> 00:51:24.692
‫ولی به عنوان هدیه‌ی آخرم
‫بذارین خواننده‌هایی که قراره

00:51:24.692 --> 00:51:28.195
‫در فصل اول‌مون مهمان ما باشن رو نام ببرم

00:51:28.195 --> 00:51:32.699
‫سوفیا اسکالکی، مارچلا سمبریچ
‫جوزپه دل‌پوئنته

00:51:32.699 --> 00:51:37.037
‫آندریا رومانو، ایتالو کامپانینی
‫روبرتو استانیو

00:51:37.037 --> 00:51:39.831
‫و البته، کریستینا نیلسون کبیر

00:51:39.831 --> 00:51:42.125
‫که قراره در شب افتتاحیه اجرا کنه

00:51:42.959 --> 00:51:46.754
‫اگر هرکدوم‌تون
‫می‌تونین بعد از شنیدن این اسم‌ها بخوابید

00:51:46.754 --> 00:51:49.998
‫پس امیدوارم رویای موسیقی ببینید

00:51:54.011 --> 00:51:57.139
‫ولی نیلسون همیشه توی آکادمی اجرا می‌کنه

00:51:58.015 --> 00:52:00.559
‫توی نیویورک، آکادمی مثل خونه‌ش می‌مونه

00:52:00.559 --> 00:52:01.977
‫امکان نداره اونجا آواز بخونه

00:52:01.977 --> 00:52:03.103
‫خب، قراره بخونه

00:52:03.103 --> 00:52:07.190
‫و مطمئناً، حتی اگر تمام
‫صندلی‌های سالن هم فروش بره

00:52:07.190 --> 00:52:10.059
‫برای همچین خواننده‌هایی
‫به‌قدر کافی پول ندارن

00:52:10.151 --> 00:52:13.529
‫انتظار ندارن تا چند سال اول سودی کسب کنن

00:52:13.529 --> 00:52:14.822
‫متوجه نمیشم

00:52:14.822 --> 00:52:15.990
‫یعنی چی؟

00:52:15.990 --> 00:52:19.326
‫گمونم یعنی یه‌عالمه پول برای خرج کردن دارن

00:52:19.743 --> 00:52:22.788
‫ولی امکان نداره قصد داشته باشن
‫با ضرر تالار رو باز نگه دارن

00:52:22.788 --> 00:52:23.914
‫این‌که عادلانه نیست

00:52:23.914 --> 00:52:25.415
‫خب، حاضرین این فرصت رو پیدا می‌کنن

00:52:25.415 --> 00:52:27.793
‫که صدای تمام خواننده‌های بزرگ دنیا رو بشنون

00:52:27.793 --> 00:52:29.993
‫این عادلانه نیست؟

00:52:44.016 --> 00:52:46.216
‫چیکار داری می‌کنی؟

00:52:47.603 --> 00:52:49.647
‫دارم فکر می‌کنم

00:52:49.647 --> 00:52:51.482
‫در مورد خانم "وبر"؟

00:52:51.482 --> 00:52:53.233
‫منظورت چیه؟

00:52:53.233 --> 00:52:55.433
‫ازش خوشت میاد

00:52:55.777 --> 00:52:57.612
‫داری برنامه می‌ریزی؟

00:52:57.612 --> 00:52:59.812
‫نه

00:53:00.532 --> 00:53:02.534
‫ولی قرار نیست تا آخر عمرم خدمتکار بمونم

00:53:03.785 --> 00:53:05.203
‫خب می‌خوای چیکاره بشی؟

00:53:05.203 --> 00:53:06.788
‫به خیلی چیزا علاقه‌مندم

00:53:06.788 --> 00:53:10.833
‫ولی مطمئن نیستم چطوری
‫ازشون پول دربیارم

00:53:11.667 --> 00:53:13.867
‫شاید خانم وبر بتونه بهت کمک کنه

00:53:14.628 --> 00:53:16.828
‫میرم داخل. هوا سرده

00:53:28.641 --> 00:53:31.269
‫پس حس می‌کنین کار آکادمی تمومه؟

00:53:31.269 --> 00:53:34.230
‫به‌نظر من که آکادمی
‫هم خدا رو می‌خواد هم خرما

00:53:34.230 --> 00:53:36.107
‫حاضر نیستن جایگاه‌‌های بیشتری بسازن

00:53:36.107 --> 00:53:39.068
‫و برای جذب کردن
‫ بهترین خواننده‌ها پول خرج نمی‌کنن

00:53:39.068 --> 00:53:41.487
‫ولی دلشون نمی‌خواد
‫کس دیگه‌ای هم این‌کارو بکنه

00:53:43.947 --> 00:53:46.147
‫خانم مک‌نیل، حالت خوبه؟

00:53:47.326 --> 00:53:49.244
‫فلورا؟

00:53:49.244 --> 00:53:50.537
‫چی شده؟

00:53:50.537 --> 00:53:52.163
‫هیچی

00:53:52.163 --> 00:53:54.916
‫حتماً زبونم رو گاز گرفتم

00:53:54.916 --> 00:53:56.125
‫یا همچین چیزی

00:53:56.125 --> 00:53:58.002
‫یا همچین چیزی؟

00:53:58.002 --> 00:54:00.202
‫زبونم رو گاز گرفتم

00:54:04.925 --> 00:54:07.261
‫خانم براون، می‌خواین تشریف بیارین...

00:54:10.597 --> 00:54:14.101
‫بله، خانم مک‌نیل هم از طرفدارهاشه

00:54:14.101 --> 00:54:16.061
‫مگه نه، عزیزدلم؟

00:54:16.061 --> 00:54:17.270
‫مگه نه چی؟

00:54:17.270 --> 00:54:19.481
‫از طرفداران روبرتو استانیو نیستی؟

00:54:19.481 --> 00:54:21.024
‫چی؟

00:54:21.024 --> 00:54:22.859
‫خواننده‌ی تنور؟

00:54:22.859 --> 00:54:25.059
‫تحسینش می‌کنی

00:54:27.530 --> 00:54:29.573
‫گمونم همینطوره، آره

00:54:42.002 --> 00:54:43.461
‫امیدوارم مایه‌ی ناامیدی نباشه

00:54:43.461 --> 00:54:45.839
‫که آقایون رو تنها نمی‌ذاریم

00:54:45.839 --> 00:54:48.841
‫به‌جاش، تشریف میارید بریم توی سالن؟

00:55:06.692 --> 00:55:08.652
‫طرف کی بود؟
‫چرا داشتی بهش نگاه می‌کردی؟

00:55:08.652 --> 00:55:10.852
‫اون مرد پدرمه

00:55:11.946 --> 00:55:13.865
‫می‌دونستی خدمتکاره؟

00:55:13.865 --> 00:55:15.700
‫مامانم گفته بود که وضعیت زندگیش بد شده

00:55:15.700 --> 00:55:17.535
‫ولی مطمئن نبودم حرفاش راست باشه

00:55:17.535 --> 00:55:20.538
‫چطوری شناختیش؟
‫بعد از این همه مدت؟

00:55:20.538 --> 00:55:23.082
‫قدیما میومد دم خونه‌مون
‫و از اون سمت خیابون نگاهم می‌کرد

00:55:23.082 --> 00:55:25.918
‫وقتی بالاخره دلیلش رو ازش پرسیدم، بهم گفت

00:55:25.918 --> 00:55:27.961
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

00:55:27.961 --> 00:55:30.631
‫جز اینکه آرزو کنیم کسی خبردار نشه، گمونم

00:55:31.215 --> 00:55:34.215
‫اوه، به‌نظرم می‌تونیم
‫ کاری فراتر از این انجام بدیم

00:55:42.100 --> 00:55:45.812
‫اوه، خدای من، چطوری؟

00:55:54.111 --> 00:55:56.029
‫کی این‌کارا رو انجام دادین؟

00:55:56.029 --> 00:55:57.739
‫موقع شام
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:55:57.739 --> 00:56:00.367
‫ولی این که غیرممکنه

00:56:06.206 --> 00:56:07.957
‫حالا می‌دونین
‫که تالار اپرای جدید

00:56:07.957 --> 00:56:11.277
‫در اکتبر و با اجرای "فاوست"
‫"شارل گونو" افتتاح میشه

00:56:11.335 --> 00:56:12.879
‫و همونطور که شنیدین
‫به‌اندازه‌ی کافی خوش‌شانس هستیم

00:56:12.879 --> 00:56:16.173
‫که خانم کریستینا نیلسون
‫نقش "مارگریت" رو اجرا می‌کنه

00:56:16.257 --> 00:56:18.842
‫ولی امشب شاید
‫از این هم خوش‌شانس‌تر باشیم

00:56:18.842 --> 00:56:21.345
‫چون خانم نیلسون به نیویورک سفر کرده

00:56:21.345 --> 00:56:23.639
‫تا بتونید ذره‌ای از
‫چیزهایی که در راهه رو تجربه کنید

00:56:23.639 --> 00:56:26.600
‫- اوه، خدا!
‫- اوه، باورم نمیشه!

00:56:26.600 --> 00:56:29.519
‫این شما و این هم باغ مارگریت

00:56:54.668 --> 00:56:59.422
‫<i>با دیدن زیبایی خودم
‫در این آینه به خنده می‌افتم</i>

00:56:59.422 --> 00:57:02.884
‫<i>با دیدن زیبایی خودم
‫در این آینه به خنده می‌افتم</i>

00:57:03.634 --> 00:57:08.055
‫<i>این تویی، مارگریت؟</i>

00:57:08.055 --> 00:57:12.518
‫<i>این تویی؟ جواب بده. جواب بده</i>

00:57:12.518 --> 00:57:16.063
‫<i>جواب بده، جوابمو بده، زود جواب بده</i>

00:57:16.063 --> 00:57:20.358
‫<i>نه، نه، این دیگر صورت تو نیست</i>

00:57:20.358 --> 00:57:25.738
‫<i>این صورت، صورت دختر یک پادشاه است</i>

00:57:25.738 --> 00:57:29.867
‫<i>این صورت، صورت دختر یک پادشاه است</i>

00:57:29.867 --> 00:57:32.566
‫<i>دیگر تو نیستی</i>

00:57:32.590 --> 00:57:35.289
‫<i>دیگر تو نیستی</i>

00:57:35.289 --> 00:57:39.135
‫<i>صورت کسی‌ست که وقتی رد می‌شود</i>

00:57:39.159 --> 00:57:43.005
‫<i>مردم به او احترام می‌گذارند</i>

00:57:43.005 --> 00:57:45.007
‫کم‌کم دارم متوجه نقشه‌ت میشم

00:57:45.007 --> 00:57:46.925
‫و ظاهراً توی نبرد اول پیروز شدی

00:57:46.925 --> 00:57:48.802
‫قصد دارم در کل جنگ پیروز بشم

00:57:48.802 --> 00:57:50.011
‫حالا ساکت

00:57:50.011 --> 00:57:55.475
‫<i>اگر من را اینطور می‌دید</i>

00:57:56.184 --> 00:57:58.936
‫<i>به شکل همچین دختر جوانی</i>

00:57:58.936 --> 00:58:06.026
‫<i>زیباییم چشم او را می‌گرفت</i>

00:58:06.050 --> 00:58:13.050
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:58:13.074 --> 00:58:20.074
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.