﻿WEBVTT

00:00:01.140 --> 00:01:18.140
<font color=#FFFF00>..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:58.053 --> 00:02:00.053
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:00.078 --> 00:02:03.039
‫آقای مک‌آلیستر نامه نوشته
‫قراره به مهمانی چای‌خوری امروزم بیاد

00:02:03.039 --> 00:02:05.875
‫مک‌آلیستر بازی پیچیده‌ای راه انداخته

00:02:05.875 --> 00:02:07.669
‫دلم می‌خواد وقتی خانم استور
‫باخبر میشه باشم و ببینم

00:02:07.669 --> 00:02:09.921
‫قراره پیچیده‌تر از چیزی بشه که فکرشو می‌کنه

00:02:09.921 --> 00:02:12.131
‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟
‫- خودت بعداً می‌بینی

00:02:12.131 --> 00:02:14.926
‫درضمن، داره خانم وینترتون رو
‫با خودش میاره

00:02:14.926 --> 00:02:16.510
‫- منظورت تورنره؟
‫- آره

00:02:16.510 --> 00:02:18.471
‫میاره خونه‌ی ما؟
‫همچین اجازه‌ای بهش میدی؟

00:02:18.471 --> 00:02:20.765
‫مک‌آلیستر فکر می‌کنه بعضیا
‫حاضرن توی "مت" جایگاه بگیرن

00:02:20.765 --> 00:02:23.058
‫حتی اگر از قبل توی آکادمی
‫جایگاه داشته باشن

00:02:23.058 --> 00:02:24.643
‫اینطوری تنبیه نمیشن؟

00:02:24.643 --> 00:02:27.146
‫اعتبار دادن به تالار جدید
‫یه جرم جدی نیست؟

00:02:27.146 --> 00:02:29.022
‫نکته اینجاست که
‫به قدیمی‌ها احتیاج داریم

00:02:29.022 --> 00:02:31.066
‫و جاشوا وینترتون
‫از اعضای اصلی اونجاست

00:02:31.066 --> 00:02:33.110
‫اگر اونا جایگاه بگیرن
‫هر تعداد دیگه‌ای ممکنه پشت سرشون بیان

00:02:33.110 --> 00:02:36.780
‫و اعتراضی نداری؟
‫که از خدمتکار سابقت پذیرایی کنی؟

00:02:36.780 --> 00:02:39.908
‫نمی‌تونم اعتراضی کنم
‫حتی اگر برام مثل زهر باشه

00:02:39.908 --> 00:02:41.409
‫ولی میشه بهش اعتماد کرد؟

00:02:41.409 --> 00:02:44.329
‫دلش نمی‌خواد کسی بفهمه
‫زمانی خدمتکار شخصی بوده

00:02:44.329 --> 00:02:46.372
‫در این مورد
‫من دست بالا رو دارم

00:02:46.372 --> 00:02:48.541
‫گل‌ها آماده‌ی بازبینی‌تون هستن، خانم

00:02:48.541 --> 00:02:50.741
‫ممنونم

00:02:53.254 --> 00:02:56.716
‫چورچ، باید اینو بگم
‫که یکی از مهمانان امروزم

00:02:56.716 --> 00:02:59.427
‫ممکنه باعث غافلگیریت بشه
‫ولی لطفاً چیزی بروز نده

00:02:59.427 --> 00:03:01.627
‫چشم، خانم

00:03:06.809 --> 00:03:08.477
‫امروز دارن چیکار می‌کنن؟

00:03:08.477 --> 00:03:12.397
‫مطمئن نیستم
‫ولی موج‌موج دارن از راه می‌رسن

00:03:12.397 --> 00:03:14.816
‫- آدم‌ها از راه می‌رسن؟
‫- آره، آدما

00:03:14.816 --> 00:03:17.819
‫خب، این خانواده‌ی راسل
‫هیچی ازشون بعید نیست

00:03:17.819 --> 00:03:18.945
‫حتی اگر می‌دیدم

00:03:18.945 --> 00:03:21.156
‫سیرک بارنم و بیلی رو استخدام کردن
‫که توی سالن‌شون اجرا کنن هم

00:03:21.156 --> 00:03:22.490
‫ تعجب نمی‌کنم

00:03:22.490 --> 00:03:26.619
‫به‌نظر میاد اکثراً خانم هستن
‫پس احتمالاً سیرک نیست

00:03:26.619 --> 00:03:29.998
‫قبل از اینکه قطعی بگم
‫ترجیح میدم لیست مهمان‌هاشون رو ببینم

00:03:29.998 --> 00:03:33.459
‫اوه، اگنس
‫دلت برای مهمانی‌ها تنگ نشده؟

00:03:35.086 --> 00:03:37.286
‫داری برنامه‌ای می‌ریزی؟

00:03:37.463 --> 00:03:39.966
‫می‌خوام کشیش جدید رو
‫برای ناهار دعوت کنم

00:03:39.966 --> 00:03:42.885
‫مجبوریم تمام صبح یکشنبه
‫به حرف‌های بی‌پایانش گوش کنیم

00:03:42.885 --> 00:03:45.262
‫واقعاً خدا انتظاری بیشتر از این ازمون داره؟

00:03:46.639 --> 00:03:48.891
‫گرچه...

00:03:48.891 --> 00:03:50.934
‫- چیه؟
‫- شاید بشه استفاده‌ی خوبی

00:03:50.934 --> 00:03:53.062
‫از این دین‌داری جدیدت کرد

00:03:53.062 --> 00:03:55.022
‫ایمانم چیز جدیدی نیست

00:03:55.022 --> 00:03:58.859
‫باشه، باشه. ولی، دشل مونتگومری
‫برام نامه نوشته

00:03:59.568 --> 00:04:01.153
‫- خب؟
‫- خوشبختانه

00:04:01.153 --> 00:04:03.405
‫ماریان حسابی نظرش رو جلب کرده

00:04:03.405 --> 00:04:06.005
‫و ازم می‌خواد ازش حمایت کنم

00:04:06.074 --> 00:04:07.909
‫با ماریان در موردش صحبت کردی؟

00:04:07.909 --> 00:04:09.494
‫نه

00:04:09.494 --> 00:04:11.955
‫شاید سنش یکم بالاتر باشه
‫ولی مورد مناسبیه

00:04:11.955 --> 00:04:14.874
‫و ماریان باید قدردان باشه
‫ولی کله‌شقه

00:04:14.874 --> 00:04:16.793
‫شاید لجبازی کنه

00:04:16.793 --> 00:04:18.753
‫باید بادقت هدایتش کنیم

00:04:18.753 --> 00:04:20.671
‫من اصلاً نمی‌خوام هدایتش کنم

00:04:20.671 --> 00:04:22.840
‫همراه کشیشت برای ناهار دعوتش می‌کنیم

00:04:22.840 --> 00:04:23.966
‫کشیش من نیست

00:04:23.966 --> 00:04:27.136
‫امیدوارم قبل از دسر
‫خطبه‌ش تمام بشه

00:04:38.564 --> 00:04:40.816
‫آقا و خانم تامس هاوارد

00:04:44.694 --> 00:04:47.280
‫خانم جاشوا وینترتون

00:04:49.824 --> 00:04:50.950
‫حالت خوبه؟

00:04:50.950 --> 00:04:53.203
‫مطمئن نیستم، قربان
‫فکر کردم الان...

00:04:53.203 --> 00:04:54.370
‫آره خودش بود

00:04:54.370 --> 00:04:55.747
‫واقعاً خانم تورنر بود؟

00:04:55.747 --> 00:04:58.416
‫خودم به کارها رسیدگی می‌کنم
‫برگرد پایین توی آشپزخونه

00:05:12.012 --> 00:05:14.212
‫- کجا میری با این عجله؟
‫- اون اومده!

00:05:14.848 --> 00:05:17.309
‫اون اومده! همین الان طبقه‌ی بالا دیدمش!

00:05:17.309 --> 00:05:18.727
‫کی اومده؟

00:05:18.727 --> 00:05:20.771
‫ادلهاید، داری می‌لرزی
‫آروم باش

00:05:20.771 --> 00:05:22.272
‫نه! باید بهتون بگم!

00:05:22.272 --> 00:05:25.400
‫خانم تورنر
‫خدمتکار شخصی بانو، اومده!

00:05:25.400 --> 00:05:26.943
‫- طبقه‌ی بالاست!
‫- چرا؟

00:05:26.943 --> 00:05:28.111
‫می‌خواد شغلش رو پس بگیره؟

00:05:28.111 --> 00:05:31.406
‫نه، برای مهمانی چای‌خوری اپرای
‫خانم راسل اومده!

00:05:31.406 --> 00:05:33.283
‫- به عنوان یک مهمان!
‫- چی؟

00:05:33.283 --> 00:05:35.201
‫اومد داخل و کتش رو داد دست من

00:05:35.201 --> 00:05:37.996
‫و آقای چورچ به عنوان
‫خانم وینترتون معرفی‌ش کرد

00:05:37.996 --> 00:05:39.998
‫- متوجه نمیشم
‫- منم همینطور

00:05:39.998 --> 00:05:42.458
‫چشماتونو باز کنین. اینجا آمریکاست
‫آدم می‌تونه هرچی می‌خواد باشه

00:05:42.458 --> 00:05:43.668
‫من بهتر از همه می‌دونم

00:05:43.668 --> 00:05:45.086
‫می‌بینم که همگی خبرها رو شنیدین

00:05:45.086 --> 00:05:47.964
‫- حقیقت داره؟
‫- که خانم تورنر اومده؟ آره

00:05:47.964 --> 00:05:50.758
‫خانم راسل بهم هشدار داد
‫ولی جزئیاتش رو نگفت

00:05:50.758 --> 00:05:53.886
‫منم مثل همه غافلگیر شدم
‫ولی همه‌مون وظایفی داریم

00:05:53.886 --> 00:05:56.180
‫جاشوا وینترتون مرد خیلی پولداریه

00:05:56.180 --> 00:05:57.640
‫ثروتش در املاک بی‌اندازه‌ست

00:05:57.640 --> 00:05:59.600
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- روزنامه می‌خونم

00:05:59.600 --> 00:06:03.478
‫خدمتکارها حق ندارن
‫در مورد مهمان‌های کارفرماشون صحبت کنن

00:06:03.478 --> 00:06:05.856
‫ولی خانم تورنر یه مهمان ساده نیست

00:06:05.856 --> 00:06:10.235
‫اسمش الان خانم وینترتونه
‫و از دوستان بانوی خونه‌ست

00:06:10.235 --> 00:06:12.487
‫- ولی آخه...
‫- به حرف‌های آقای چورچ گوش کن

00:06:12.487 --> 00:06:14.698
‫ و یک‌سری پارچه‌ مونده
‫که باید جمع‌و‌جور بشن

00:06:14.698 --> 00:06:16.699
‫مگر اینکه هنوزم
‫طبقه‌ی بالا کاری داشته باشی

00:06:16.699 --> 00:06:18.899
‫شاید بهتر باشه
‫همین پایین بمونه

00:06:19.869 --> 00:06:22.069
‫آره

00:06:22.538 --> 00:06:24.624
‫میرم الان باهاش صحبت کنم
‫ممنونم، خانم فیش

00:06:24.624 --> 00:06:26.167
‫اوه، خانم راسل

00:06:26.167 --> 00:06:27.877
‫ببخشید. خانم فیش کارم داره

00:06:27.877 --> 00:06:30.329
‫خب، پس، بهتره بری ببینی چیکارت داره

00:06:30.796 --> 00:06:33.758
‫آقای راسل
‫خیلی لطف کردی که پذیرای ما شدی

00:06:33.758 --> 00:06:35.050
‫برای هدف خوبیه

00:06:35.050 --> 00:06:38.387
‫هدفی که داره
‫طبقه‌ی اعیان نیویورک رو به‌هم می‌ریزه

00:06:38.387 --> 00:06:40.472
‫نمی‌دونم خوبه یا نه

00:06:40.472 --> 00:06:42.672
‫همسرم هر هدفی داشته باشه خوبه

00:06:45.978 --> 00:06:47.896
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم
‫که تشریف‌فرما شدین

00:06:47.896 --> 00:06:49.856
‫می‌دونم برخی‌تون نیاز داشتین
‫شجاعت زیادی به‌خرج بدین

00:06:49.856 --> 00:06:51.691
‫ولی همه‌ی ما
‫علاقه‌مون به هنر

00:06:51.691 --> 00:06:54.861
‫توسط محدودیت‌های آکادمی موسیقی محدود شده

00:06:54.861 --> 00:06:57.530
‫ولی فقط تا این لحظه
‫به متروپولیتن نیاز داریم

00:06:57.530 --> 00:06:58.656
‫نه فقط برای خودمون

00:06:58.656 --> 00:07:02.285
‫بلکه برای اینکه شهر بی‌نظیری مثل نیویورک
‫تالار اپرایی در شأن خودش داشته باشه

00:07:02.285 --> 00:07:05.830
‫درضمن، فکر کردم شاید بخواید بدونید

00:07:05.830 --> 00:07:09.667
‫که تصمیم گرفتیم فصل‌مون رو
‫در 22 اکتبر آغاز کنیم

00:07:09.667 --> 00:07:12.878
‫ولی اینکه روز آغاز آکادمی موسیقیه!

00:07:12.878 --> 00:07:14.088
‫به‌نظرم همینطوره

00:07:14.088 --> 00:07:16.882
‫پس قراره دو تالار اپرا سرشاخ بشن؟

00:07:16.882 --> 00:07:19.552
‫درسته. سرشاخ میشن
‫و فقط یکی‌شون پیروز میشه

00:07:19.552 --> 00:07:21.720
‫از آقای گیلبرت دعوت کردم
‫که امروز بهمون ملحق بشه

00:07:21.720 --> 00:07:24.765
‫می‌تونه در مورد مسائل پیش‌رو
‫به تمام سوالاتتون جواب بده

00:07:24.765 --> 00:07:26.892
‫من هم مثل خانم راسل بهتون خوش‌آمد میگم

00:07:26.892 --> 00:07:29.603
‫و گفتم شاید بخواید بدونید
‫که ایشون جایگاهی رو

00:07:29.603 --> 00:07:31.803
‫در هیئت مدیره‌ی
‫اپرای متروپولیتن پذیرفته

00:07:34.441 --> 00:07:36.693
‫و حالا، کسانی که سوالی دارن...

00:07:36.693 --> 00:07:40.405
‫که برنامه‌مون چیه
‫که چطور می‌تونید جایگاه تهیه کنید

00:07:40.405 --> 00:07:42.605
‫من در خدمتم

00:07:45.201 --> 00:07:47.401
‫خانم وینترتون

00:07:53.793 --> 00:07:56.212
‫البته. بله، باهاتون موافقم

00:07:56.671 --> 00:07:59.840
‫ببخشید دیر کردم
‫موندم که در تغییر فضای کلاس کمک کنم

00:07:59.840 --> 00:08:02.325
‫یعنی حالا دیگه
‫اسباب‌اساسیه هم جابه‌جا می‌کنی؟

00:08:02.927 --> 00:08:04.636
‫جلسه‌تون هنوز شروع نشده؟

00:08:04.636 --> 00:08:08.348
‫همونطور که می‌بینی
‫منتظر خانم استور و آقای مک‌الیستر هستیم

00:08:08.348 --> 00:08:10.392
‫از خانم اسکات خواستم یادداشت برداری کنه

00:08:10.392 --> 00:08:12.144
‫خوشحالم اومدی

00:08:12.144 --> 00:08:15.981
‫می‌خواستم ازت بخوام برای افتتاحیه‌ی
‫یک تئاتر جدید نوشته‌ی اسکار وایلد بیای

00:08:15.981 --> 00:08:18.984
‫و بعد از تئاتر هم مهمانی داریم
‫سه‌شنبه‌ی هفته‌ی آینده‌ست

00:08:18.984 --> 00:08:22.112
‫کارفرمات بهت مرخصی میده
‫که در همچین لهو و لعب‌هایی شرکت کنی؟

00:08:22.112 --> 00:08:23.863
‫بله، و خوشحال میشم. ممنونم

00:08:23.863 --> 00:08:25.281
‫ماد بیتون هم میاد

00:08:25.281 --> 00:08:26.574
‫می‌خواد بیشتر باهات آشنا بشه

00:08:26.574 --> 00:08:29.452
‫ماد بیتون که اهل نیوپورته؟ چرا؟

00:08:29.452 --> 00:08:31.996
‫خب، شاید ارتباطی با اسکار داشته باشه

00:08:31.996 --> 00:08:34.290
‫منظورت اسکار منه؟
‫نه اون نویسنده‌ای که گفتی؟

00:08:34.290 --> 00:08:35.875
‫بله، پسر شما

00:08:35.875 --> 00:08:38.377
‫ماد بیتون؟ در موردش چی می‌دونیم؟

00:08:38.377 --> 00:08:40.045
‫مادرش از خاندان استایفه‌سانت بوده

00:08:40.045 --> 00:08:43.841
‫باید از شوهر خانم فیش بپرسی
‫مادربزرگش هم از خاندان استایفه‌سانت بوده

00:08:43.841 --> 00:08:45.009
‫پولی هم دارن؟

00:08:45.009 --> 00:08:48.262
‫واقعاً، اگنس؟
‫برای این حرف‌ها کمی زود نیست؟

00:08:48.262 --> 00:08:49.513
‫خب، همه‌مون خانواده‌ایم

00:08:49.513 --> 00:08:51.890
‫به‌نظرم می‌دونیم
‫اولویت‌های اسکار چیا هستن

00:08:51.890 --> 00:08:53.684
‫به‌نظرم پول زیادی دارن

00:08:53.684 --> 00:08:55.602
‫خب پس، صلاحیت‌های لازم رو داره

00:08:55.602 --> 00:08:58.021
‫من جات باشم
‫ تصمیمش رو می‌ذارم به عهده‌ی اسکار

00:08:58.021 --> 00:09:00.221
‫تابه‌حال دیدی همچین کاری بکنم؟

00:09:00.440 --> 00:09:02.640
‫خانم استور

00:09:04.486 --> 00:09:06.686
‫لینا، چقدر خوشحالم می‌بینمت

00:09:07.155 --> 00:09:08.489
‫خب، حقیقتش رو بخوای...

00:09:08.489 --> 00:09:10.700
‫- آقای مک‌آلیستر
‫- آقای راسل

00:09:10.700 --> 00:09:12.900
‫- عالی بود
‫- ممنون

00:09:13.119 --> 00:09:15.746
‫نمی‌تونم بمونم
‫قراره برم دیدن خانم استور

00:09:15.746 --> 00:09:17.999
‫ممننون که خانم وینترتون رو آوردی

00:09:17.999 --> 00:09:20.362
‫مطمئنی همزمان با آکادمی

00:09:20.362 --> 00:09:23.295
‫افتتاح کردن کار عاقلانه‌ایه؟

00:09:23.295 --> 00:09:25.214
‫با این‌کار دنبال دردسر نیستی؟

00:09:25.214 --> 00:09:27.091
‫دنبال یه چیزی هستم

00:09:27.091 --> 00:09:28.967
‫قصد داشتم توی هر دو افتتاحیه باشم

00:09:28.967 --> 00:09:31.167
‫و حالا مجبوری انتخاب کنی

00:09:33.430 --> 00:09:35.891
‫باید برم
‫خداحافظ، عزیزم

00:09:41.021 --> 00:09:42.689
‫کالسکه‌ای منتظرتون هست، قربان؟

00:09:42.689 --> 00:09:46.067
‫نه، هوا خیلی دلپذیره
‫به‌نظرم پیاده برم بهتره

00:09:50.989 --> 00:09:53.189
‫مراقب باش
‫کالسکه داره میاد، خانم

00:09:57.578 --> 00:09:59.778
‫مراقب باش، جناب!

00:10:03.876 --> 00:10:05.753
‫باید اعتراف کنم خانم راسل

00:10:05.753 --> 00:10:08.339
‫روحیه‌ی جنگجوییش
‫از چیزی که فکر می‌کردم بیشتره

00:10:08.339 --> 00:10:10.341
‫منظورت اینه که فکر می‌کردی
‫جلوی تو درنمیاد

00:10:10.341 --> 00:10:12.968
‫نه، حداقل نه تا این حد

00:10:12.968 --> 00:10:15.512
‫هرچی نباشه، مگه کسی که
‫ اونو به اینجا رسوند من نبودم؟

00:10:15.512 --> 00:10:18.265
‫قدردانی از غرایز طبیعی
‫افراد اون طبقه نیست

00:10:18.265 --> 00:10:20.559
‫- اگنس
‫- آقای وارد مک‌الیستر

00:10:23.019 --> 00:10:25.605
‫لطف کردی که اجازه دادی دعوتت کنم

00:10:25.605 --> 00:10:27.805
‫مجبور شدی راه طولانی‌ای رو
‫ طی کنی، آقای مک‌الیستر؟

00:10:29.359 --> 00:10:31.069
‫نه چندان. نه

00:10:31.069 --> 00:10:35.782
‫خوبه. می‌خوام در مورد خانم راسل و
‫روشی برای سر جا نشوندنش صحبت کنیم

00:10:35.782 --> 00:10:38.451
‫و تو، خب
‫تو بهتر از همه‌مون می‌شناسیش

00:10:38.451 --> 00:10:41.871
‫خب، اخباری به گوشم رسیده
‫که شاید براتون جالب باشه

00:10:41.871 --> 00:10:43.497
‫منتظرمون نذار بگو چیه

00:10:43.497 --> 00:10:46.709
‫شنیدم "هنری ابی" و بقیه‌ی

00:10:46.709 --> 00:10:48.461
‫دست‌اندرکاران متروپولیتن رو راضی کرده

00:10:48.461 --> 00:10:52.047
‫که افتتاحیه‌شون در شب
‫افتتاحیه‌ی آکادمی موسیقی باشه

00:10:52.047 --> 00:10:53.507
‫- چی؟
‫- جدی میگی؟

00:10:53.507 --> 00:10:54.758
‫- خدای من
‫- چطور جرات می‌کنن

00:10:54.758 --> 00:10:56.885
‫سعی کنن شب آکادمی رو خراب کنن!

00:10:56.885 --> 00:10:58.554
‫تاریخ ما مقدسه

00:10:58.554 --> 00:10:59.680
‫به‌نظرم، این‌جوری

00:10:59.680 --> 00:11:01.682
‫- رقابت تاحدودی شسته‌رفته‌تر میشه
‫- از چه نظر؟

00:11:01.682 --> 00:11:03.850
‫خب، همه مجبور میشن انتخاب کنن
‫طرف کدوم هستن

00:11:03.850 --> 00:11:05.227
‫این‌کار چه ضرورتی داره؟

00:11:05.227 --> 00:11:07.979
‫خداروشکر که تمام افراد حاضر در اینجا
‫با هم متحد هستن

00:11:07.979 --> 00:11:11.900
‫مطمئناً در شهری مثل نیویورک
‫جا برای دو تالار اپرا هست

00:11:11.900 --> 00:11:13.693
‫چرند نگو. خب چیکار می‌تونیم بکنیم؟

00:11:13.693 --> 00:11:16.487
‫دستوراتت چیه؟
‫توی نامه‌ت، گفتی وظیفه‌ای برامون داری

00:11:16.487 --> 00:11:17.655
‫بله

00:11:17.655 --> 00:11:20.408
‫اگنس، ازت می‌خوام
‫برای اعضای قدیمی آکادمی نامه بنویسی

00:11:20.408 --> 00:11:21.868
‫بگی شایعه‌ای شنیدی که میگه

00:11:21.868 --> 00:11:25.204
‫اگر هرکدومشون به فکر
‫گرفتن جایگاهی در متروپولیتن بیفتن

00:11:25.204 --> 00:11:26.914
‫جایگاهشون در آکادمی
‫ازشون گرفته میشه

00:11:26.914 --> 00:11:28.040
‫- خدای من
‫- واقعاً؟

00:11:28.040 --> 00:11:32.211
‫من نمی‌تونم نامه بنویسم، چون اینطوری
‫تهدیدش رسمی میشه، ولی تو می‌تونی

00:11:32.211 --> 00:11:34.004
‫همه‌ش رو یادداشت کردی، خانم اسکات؟

00:11:34.004 --> 00:11:36.173
‫- کلمه به کلمه
‫- سریعاً نوشتن نامه‌ها رو شروع می‌کنیم

00:11:36.173 --> 00:11:38.373
‫- مگه نه، خانم اسکات؟
‫- معلومه

00:11:38.634 --> 00:11:41.053
‫ممنونم. به‌نظرم دیگه برم

00:11:41.053 --> 00:11:43.472
‫قبل از اینکه شروع به پخش اسلحه کنین

00:11:43.472 --> 00:11:45.672
‫ای‌کاش به همین سادگی بود

00:11:47.809 --> 00:11:50.353
‫خب، خانم اسکات
‫واقعاً دنبال درگیریه

00:11:50.353 --> 00:11:51.521
‫شنیدم چی می‌گفت

00:11:51.521 --> 00:11:54.023
‫به‌نظرم خانم راسل
‫هیچ شانسی برای پیروزی نداره

00:11:54.023 --> 00:11:55.608
‫می‌دونستم حق با خانم ون راینه

00:11:55.608 --> 00:11:56.734
‫حتماً اوضاع داره بالا می‌گیره

00:11:56.734 --> 00:11:59.362
‫اگر خانم استور داره سعی می‌کنه
‫بقیه رو راضی کنه طرف اونو بگیرن

00:11:59.362 --> 00:12:00.780
‫خانم ماریان که طرفدار "مت" ـه

00:12:00.780 --> 00:12:03.074
‫- منم همینطور
‫- با همچین کاری به کجا می‌رسی؟

00:12:03.074 --> 00:12:04.700
‫نظرم اینه، همین

00:12:04.700 --> 00:12:07.203
‫فقط چون خانم ادلهاید وبر
‫همچین نظری داره، اینطور فکر می‌کنی

00:12:07.203 --> 00:12:11.290
‫بانو به خانم اسکات گفته
‫برای تمام اعضای آکادمی نامه بنویسه

00:12:11.290 --> 00:12:13.167
‫که مطمئن بشه
‫کسی دست از پا خطا نمی‌کنه

00:12:13.167 --> 00:12:16.545
‫چی؟ اون نمی‌تونه
‫برای همچین افرادی نامه بنویسه

00:12:16.545 --> 00:12:18.335
‫چرا نمی‌تونه؟ وقتی آتیش درگیری

00:12:18.335 --> 00:12:21.133
‫به‌قدر کافی گسترش پیدا کرد
‫دامن‌گیر همه میشه

00:12:21.133 --> 00:12:22.718
‫خب، هندرسون امروز راه میفته؟

00:12:22.718 --> 00:12:26.680
‫آره، و یک سوئیت در هتل برانزویک
‫براش رزرو کردیم

00:12:26.680 --> 00:12:28.880
‫- کالسکه‌ی فرداش چی؟
‫- آماده‌ست

00:12:29.516 --> 00:12:32.143
‫امیدوارم باعث نشه فکر کنه
‫ما توی مشتش هستیم

00:12:32.143 --> 00:12:33.603
‫اولین کسی نیست

00:12:33.603 --> 00:12:36.314
‫که می‌بینم زیادی خودشو دست‌بالا گرفته

00:12:36.314 --> 00:12:38.566
‫دارم باهاش راه میام
‫تا راضیش کنم بگه قیمتش چقدره

00:12:38.566 --> 00:12:40.693
‫اگر قیمتی نداشت چی؟

00:12:40.693 --> 00:12:42.654
‫اوه، داره

00:12:42.654 --> 00:12:45.031
‫شاید یکم سربه‌سرمون بذاره
‫تا پیشنهاد‌مون رو بالاتر ببریم

00:12:45.740 --> 00:12:47.940
‫ولی هر مرد زنده‌ای قیمتی داره

00:12:51.329 --> 00:12:52.580
‫- خیلی‌خب
‫- ردیف اول

00:12:52.580 --> 00:12:53.956
‫همه پر شدن

00:12:53.956 --> 00:12:55.833
‫ولی، هنوز هم جایگاه‌هایی
‫در ردیف دوم مونده...

00:12:55.833 --> 00:12:57.001
‫آقای راسل کجاست؟

00:12:57.001 --> 00:12:58.669
‫رفته دفترش. کار داشت

00:12:58.669 --> 00:13:00.379
‫داره از جنگ اپرا لذت می‌بره؟

00:13:00.379 --> 00:13:03.924
‫خب، دوست داشت بدونه شما هم
‫جایگاهی می‌گیرین یا نه. منم می‌خوام بدونم

00:13:03.924 --> 00:13:06.551
‫نیاز داری افراد قدیمی بیشتری بین اعضات باشن

00:13:06.551 --> 00:13:08.595
‫چند تای دیگه‌شون رو جذب کن
‫تا ببینم چی میشه

00:13:08.595 --> 00:13:11.389
‫خب، قراره وینترتون‌ها طرف کی رو بگیرن؟

00:13:11.389 --> 00:13:14.643
‫شاید تازه اومده باشه
‫ولی پول شوهرش خیلی قدیمیه

00:13:14.643 --> 00:13:17.479
‫و جایگاه اجتماعیش
‫داره به سرعت بالا میره

00:13:17.479 --> 00:13:21.441
‫ماه عسلشون در انگلستان
‫مشغول هم‌نشینی با طبقه‌ی اشراف بودن

00:13:21.441 --> 00:13:23.151
‫ممنونم که دعوتم کردین

00:13:23.151 --> 00:13:24.610
‫ای‌کاش می‌تونستین به ما بپیوندین

00:13:24.610 --> 00:13:26.863
‫متاسفانه در آکادمی کاملاً راضی هستیم

00:13:27.572 --> 00:13:28.781
‫مدت‌ها قبل، زنی رو می‌شناختم

00:13:28.781 --> 00:13:31.158
‫که ناامیدانه تلاش می‌کرد
‫اسمشو وارد لیست‌شون کنه

00:13:31.158 --> 00:13:33.911
‫پس به‌نظرم اگر ازش لذت نبرم
‫خیلی ناشکریه

00:13:34.328 --> 00:13:36.622
‫دوستت بالاخره جایگاهی گیرش اومد؟

00:13:36.622 --> 00:13:39.667
‫نه. ولی مثل بسیاری دیگه که موفق نشدن

00:13:39.667 --> 00:13:41.377
‫الان از "مت" حمایت می‌کنه

00:13:41.377 --> 00:13:43.712
‫اوه، الان داشتم به خانم راسل می‌گفتم

00:13:43.712 --> 00:13:45.672
‫که چقدر توی اروپا دوست پیدا کردین

00:13:45.672 --> 00:13:47.633
‫به‌خصوص، دوک باکینگهام

00:13:47.633 --> 00:13:49.635
‫آقای وینترتون توی اروپا
‫دوستان زیادی داره

00:13:49.635 --> 00:13:51.470
‫از جمله دوک باکینگهام

00:13:51.470 --> 00:13:53.138
‫وقتی اونجا بودیم
‫هر ازگاهی مهمان‌شون بودیم

00:13:53.138 --> 00:13:55.515
‫- در عمارت‌شون در "دوون"
‫- چه جالب

00:13:55.515 --> 00:13:57.434
‫و حالا داره میاد آمریکا

00:13:57.434 --> 00:13:59.936
‫آره. قراره در نیوپورت به استقبالش بریم

00:13:59.936 --> 00:14:01.062
‫اوه، عذر می‌خوام

00:14:01.062 --> 00:14:03.314
‫می‌خوام قبل از اینکه خانم ویلسون بره
‫باهاش صحبت کنم

00:14:03.314 --> 00:14:06.317
‫ولی وقتی برگشتم
‫میشه لطفاً سالن رقصت رو ببینم؟

00:14:06.317 --> 00:14:07.735
‫معلومه

00:14:07.735 --> 00:14:09.570
‫خانم فیش!

00:14:09.570 --> 00:14:11.770
‫اوه، آلیس، بیا با هم بریم توی سالن

00:14:12.949 --> 00:14:15.534
‫شنیدم واقعاً تونستی
‫اون سالن رقص رو پر کنی

00:14:15.534 --> 00:14:17.036
‫شب خاصی بود

00:14:17.036 --> 00:14:19.079
‫اگر می‌موندی خودت می‌دیدی

00:14:19.079 --> 00:14:22.307
‫البته اینطوری در جایگاه متفاوتی
‫در جشن حضور داشتی

00:14:24.752 --> 00:14:28.589
‫خب، امیدوارم به فکر ملحق شدن به ما باشی

00:14:28.589 --> 00:14:30.966
‫اگر جای من بودی، ملحق می‌شدی؟

00:14:30.966 --> 00:14:32.884
‫منظورت رو از صحبت قبلیت متوجه شدم

00:14:32.884 --> 00:14:34.761
‫ولی می‌تونی توی هر دو تالار
‫جایگاه داشته باشی

00:14:34.761 --> 00:14:35.887
‫چرا؟

00:14:35.887 --> 00:14:38.807
‫اونم وقتی سال‌ها طول می‌کشه
‫که "مت" حتی بتونه رقابت کنه؟

00:14:39.432 --> 00:14:41.017
‫یه پروژه‌ی درجه دوئه

00:14:41.017 --> 00:14:44.103
‫و تا آخر عمرمون هم
‫یه پروژه‌ی درجه دو می‌مونه

00:14:44.938 --> 00:14:47.440
‫یا نکنه داری تهدیدم می‌کنی
‫که رازم رو افشا می‌کنی؟

00:14:47.440 --> 00:14:50.026
‫- قصد ندارم دردسر درست کنم
‫- خوبه

00:14:50.026 --> 00:14:53.029
‫چون اگر برام دردسر درست کنی
‫جواب آتیش رو با آتیش میدم

00:14:53.029 --> 00:14:54.322
‫- متوجه منظورت نمیشم
‫- اگر جای تو بودم

00:14:54.322 --> 00:14:57.283
‫قبل از اینکه تصمیم بگیری جنجال به‌پا کنی
‫ با جورج صحبت می‌کردم

00:14:57.283 --> 00:15:00.161
‫جورج؟ منظورت آقای راسله؟

00:15:00.161 --> 00:15:02.679
‫یعنی هیچوقت در مورد
‫ من و خودش بهت نگفت؟

00:15:02.997 --> 00:15:04.873
‫جالبه، فکر می‌کردم
‫به‌خاطر همین اخراج شدم

00:15:04.873 --> 00:15:07.376
‫- چون حسادت می‌کردی
‫- حسادت به چی؟

00:15:07.376 --> 00:15:09.576
‫باید از شوهرت بپرسی

00:15:15.717 --> 00:15:19.471
‫اوه، خانم راسل
‫برای دیدن سالن رقصت آماده‌م

00:15:19.471 --> 00:15:22.057
‫هنوزم باورم نمیشه
‫باید خودم میومدم می‌دیدم

00:15:22.057 --> 00:15:24.606
‫خب، پس خانم تورنر الان توی نیویورک

00:15:24.606 --> 00:15:26.394
‫یک بانوی طبقه‌ی اعیانه

00:15:26.394 --> 00:15:29.689
‫آدم رو به‌فکر می‌اندازه
‫اگر اون تونسته، پس هرکسی می‌تونه

00:15:29.689 --> 00:15:31.399
‫دوست دارم بدونم چطوری تونست این‌کارو بکنه

00:15:31.399 --> 00:15:33.484
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:15:33.484 --> 00:15:35.695
‫دید هدفش چیه و براش تلاش کرد

00:15:35.695 --> 00:15:37.196
‫پیتر؟ تو از کجا می‌دونی؟

00:15:37.196 --> 00:15:38.572
‫خودش بهم گفت

00:15:38.572 --> 00:15:40.825
‫باهاش در تماس بودی؟
‫از وقتی از اینجا رفته؟

00:15:41.242 --> 00:15:43.285
‫هرازگاهی

00:15:43.285 --> 00:15:45.329
‫پس آقای وینترتون هدفش بوده

00:15:45.329 --> 00:15:47.529
‫به‌نظرت چرا اونو انتخاب کرده؟

00:15:48.374 --> 00:15:49.708
‫جواب این سوالتو می‌دونم

00:15:49.708 --> 00:15:51.335
‫این اواخر توی روزنامه‌ها
‫زیاد ازش اسم بردن

00:15:51.335 --> 00:15:54.213
‫به عنوان یکی از حامیان بزرگ
‫موزه‌ی آثار هنری جدید

00:15:54.213 --> 00:15:56.173
‫میلیون‌ها دلار بهشون اهدا کرده

00:15:56.173 --> 00:15:57.883
‫اونم دنبال همچین کسی بود

00:15:57.883 --> 00:15:59.593
‫دوست دارم بدونم چطور موفق شده

00:15:59.593 --> 00:16:04.055
‫براش نامه نوشت
‫از سلیقه و کارهای خیرش تعریف کرد

00:16:04.055 --> 00:16:05.849
‫و از فرهنگ بالا و خردمندیش

00:16:05.849 --> 00:16:07.600
‫و اینکه امیدواره
‫یک‌روز همدیگه رو ببینن

00:16:07.600 --> 00:16:09.800
‫همین کافی بود؟ یک نامه؟

00:16:10.103 --> 00:16:12.838
‫فقط همین کافی نبود

00:16:16.651 --> 00:16:19.904
‫اوه، خانم اسکات
‫شاید یه مدت نباشم

00:16:19.904 --> 00:16:22.823
‫چند تا ایده نوشتم که وقتی نیستم
‫روشون کار کنی

00:16:22.823 --> 00:16:24.033
‫قراره کجا بری؟

00:16:24.033 --> 00:16:25.151
‫قراره بوکر تی. واشینگتن

00:16:25.151 --> 00:16:27.578
‫توی مدرسه‌ی تربیتی تاسکیگی
‫ یک خوابگاه افتتاح کنه

00:16:27.578 --> 00:16:29.371
‫و ازم دعوت کرده
‫که افتتاحیه‌ش رو پوشش بدم

00:16:29.371 --> 00:16:30.748
‫با همه آشنایی

00:16:30.748 --> 00:16:33.959
‫خب، پارسال که آقای واشینگتن
‫برای جمع‌آوری اعانه اومده بود اینجا دیدمش

00:16:33.959 --> 00:16:36.587
‫- در موردش برام بگو
‫- باهوشه، با انگیزه‌ست

00:16:36.587 --> 00:16:39.006
‫و توی جمع‌آوری اعانه‌های بزرگ
‫به‌شدت مهارت داره

00:16:39.006 --> 00:16:41.216
‫آلفرد هینز پورتر هم
‫برای ساخت خوابگاهش کمک مالی کرد

00:16:41.216 --> 00:16:43.218
‫پس، هدف‌مون اینه که
‫ نشون بدیم چطور در تاسکیگی

00:16:43.218 --> 00:16:45.345
‫از پول سفیدپوست‌های بروکلین برای ساخت
‫موسسات رنگین‌پوست‌ها استفاده میشه

00:16:45.345 --> 00:16:46.763
‫عمراً کسی از همچین چیزی باخبر باشه

00:16:46.763 --> 00:16:49.057
‫برای همینه که قراره
‫مقاله‌ای در موردش بنویسیم

00:16:49.057 --> 00:16:51.257
‫خب، خوش به حال آقای واشینگتن

00:16:52.143 --> 00:16:55.647
‫اوه، گمونم با این خوابگاه
‫حالا دیگه می‌تونن از همه‌جای کشور

00:16:55.647 --> 00:16:56.773
‫دانشجو جذب کنن

00:16:56.773 --> 00:16:57.899
‫خب، هدف همینه

00:16:57.899 --> 00:17:00.818
‫ولی نمی‌دونم چرا باید
‫یک دانشجوی رنگین‌پوست اهل نیویورک

00:17:00.818 --> 00:17:04.905
‫این همه راه رو بره آلاباما، فقط برای اینکه
‫یاد بگیره چطوری کارگر مزرعه بشه

00:17:04.905 --> 00:17:08.450
‫خب، شنیدم آقای واشینگتن
‫به دانشجوها در مورد معلمی هم درس میده

00:17:08.450 --> 00:17:11.245
‫می‌دونم که قول دادن وقتی درسشون تمام شد
‫دو سال معلم باشن

00:17:11.245 --> 00:17:13.680
‫ولی وقتی دو سالش تمام شد
‫فقط شغل‌هایی بهشون پیشنهاد میشه

00:17:13.680 --> 00:17:15.082
‫که سفیدپوست‌ها حاضرن بهشون بدن

00:17:15.082 --> 00:17:18.252
‫شاید از نظر آقای واشینگتن
‫این کار اولین قدمه

00:17:18.252 --> 00:17:20.452
‫خب، باید همینو ازش بپرسم

00:17:20.837 --> 00:17:24.925
‫بهت حسودیم میشه
‫از خدامه همچین مقاله‌ای رو بنویسم

00:17:24.925 --> 00:17:26.051
‫قراره کجا بمونی؟

00:17:26.051 --> 00:17:27.969
‫پیش آقای واشینگتن و خانمش

00:17:27.969 --> 00:17:31.464
‫می‌خواد برای مدرسه‌ش تبلیغ بشه
‫برای همین هیجان‌زده‌ست که قراره برم اونجا

00:17:31.639 --> 00:17:33.683
‫آخرین بار کی رفتی جنوب؟

00:17:33.683 --> 00:17:36.978
‫سال‌هاست که نرفتم
‫و وقتی اونجا زندگی می‌کردم، برده بودم

00:17:39.522 --> 00:17:42.024
‫- درک می‌کنم
‫- نه، نمی‌کنی

00:17:42.024 --> 00:17:44.224
‫چون نمی‌تونی درک کنی

00:17:44.819 --> 00:17:48.114
‫ولی به هر طریقی
‫باید این قضایا رو فراموش کنم

00:17:48.114 --> 00:17:51.951
‫وقتی بوکر تی واشینگتن آدم رو احضار می‌کنه
‫باید برم پیشش

00:17:51.951 --> 00:17:54.119
‫خب، امیدوارم به دیدگاهش فکر کنی

00:17:54.119 --> 00:17:55.852
‫پس، از این فکر خوشت میاد

00:17:55.852 --> 00:17:58.790
‫که اوج بلندپروازی‌مون دوشیدن گاوها باشه؟

00:17:58.790 --> 00:18:00.876
‫بذار بهت بگم از چی خوشم میاد

00:18:00.876 --> 00:18:03.211
‫وقتی افراد رنگین‌پوست
‫راه رو برای بقیه باز می‌کنن

00:18:03.211 --> 00:18:05.255
‫وقتی به بقیه کمک می‌کنن
‫درآمد کسب کنن

00:18:05.255 --> 00:18:07.757
‫از استقلال و خودکفایی خوشم میاد

00:18:07.757 --> 00:18:09.759
‫و حتی اگرم بی‌نقص نباشه

00:18:09.759 --> 00:18:12.595
‫این مدرسه‌ی تاسکیگی
‫به‌نظر قدمی در جهت درست میاد

00:18:14.055 --> 00:18:16.724
‫نظرت رو به اطلاع آقای واشینگتن می‌رسونم

00:18:16.724 --> 00:18:18.924
‫ای‌کاش می‌تونستم خودم بهش بگم

00:18:19.978 --> 00:18:23.022
‫می‌دونی که سفر کردن‌مون با همدیگه
‫به‌شدت غیرمعموله

00:18:23.022 --> 00:18:24.357
‫چون زنم؟

00:18:24.357 --> 00:18:25.942
‫باید توی دنیای واقعی سیر کنیم

00:18:25.942 --> 00:18:29.320
‫ولی من خبرنگار شدم
‫که دقیقاً همین داستان‌ها رو پوشش بدم

00:18:33.657 --> 00:18:35.618
‫- بهش فکر می‌کنم
‫- این یعنی آره؟

00:18:35.618 --> 00:18:37.818
‫نه کاملاً

00:18:39.955 --> 00:18:42.155
‫خیلی‌خب

00:18:44.584 --> 00:18:45.961
‫بهتره برگردم سر کار

00:18:45.961 --> 00:18:47.254
‫چرا؟

00:18:47.254 --> 00:18:50.006
‫بانوی کارفرمای بی‌رحمی داری
‫که اصلاً بهت فرصت استراحت نمیده؟

00:18:50.006 --> 00:18:52.467
‫کاملاً مستبده، از من بشنو

00:18:52.467 --> 00:18:54.667
‫خب پس، دوباره منو ببوس

00:18:54.969 --> 00:18:57.430
‫- بهت دستور میدم
‫- هرچی شما امر بفرمایید

00:18:57.430 --> 00:18:59.682
‫ولی این باعث تاخیر در پایان کار میشه

00:18:59.682 --> 00:19:01.559
‫خوبه

00:19:01.559 --> 00:19:02.977
‫اینطوری بیشتر اینجا می‌مونی

00:19:02.977 --> 00:19:06.397
‫و وقتی تمام شد
‫کار دیگه‌ای برات پیدا می‌کنم

00:19:06.397 --> 00:19:09.609
‫خودت به‌تنهایی یک شغل تمام وقتی، خانم بلین

00:19:09.609 --> 00:19:12.402
‫ولی شغلی که حاضرم
‫با کمال میل بر عهده ‌بگیرم

00:19:16.115 --> 00:19:18.993
‫والدینت از اولین تابستون‌شون
‫در نیوپورت لذت می‌برن؟

00:19:18.993 --> 00:19:20.661
‫راستش، رفتن نیویورک

00:19:20.661 --> 00:19:22.788
‫بعد از مهمانی آقای مک‌آلیستر رفتن

00:19:22.788 --> 00:19:24.373
‫نگفته بودی دارن میرن

00:19:24.373 --> 00:19:26.416
‫قصد نداشت بره، ولی اوضاع عوض شد

00:19:26.416 --> 00:19:27.542
‫و توی شهر موند

00:19:27.542 --> 00:19:29.252
‫تا مهمانی چای‌خوری
‫برای تالار اپرای جدید برگزار کنه

00:19:29.252 --> 00:19:31.087
‫ولی قراره برگردن؟

00:19:31.087 --> 00:19:32.297
‫مادر برمی‌گرده

00:19:32.297 --> 00:19:34.132
‫قصد داره بیشتر تابستون رو اینجا باشه

00:19:34.132 --> 00:19:36.551
‫پس باید حواسمون رو جمع کنیم

00:19:36.551 --> 00:19:38.553
‫دیدم چطوری بهم نگاه می‌کرد

00:19:38.553 --> 00:19:40.638
‫نظرش برام مهم نیست

00:19:40.638 --> 00:19:41.764
‫نظر هیچکس برام مهم نیست

00:19:41.764 --> 00:19:44.267
‫برای من مهمه. قصد دارم
‫این تابستون حسابی خوش بگذرونم

00:19:44.267 --> 00:19:46.269
‫ولی هیچ بهایی بابتش نپردازم

00:19:46.269 --> 00:19:49.939
‫شعارم همیشه این بوده
‫که هم خدا رو داشته باشم هم خرما

00:19:49.939 --> 00:19:51.649
‫خدمتکارها چی؟

00:19:51.649 --> 00:19:53.567
‫خب، ترنت حواسش بهشون هست

00:19:53.567 --> 00:19:55.152
‫خب کی حواسش به ترنت هست؟

00:19:55.152 --> 00:19:56.946
‫نگران اینش نباش

00:19:56.946 --> 00:19:59.573
‫من و سرخدمتکارم مدت‌هاست
‫که با همدیگه‌ایم

00:19:59.573 --> 00:20:03.160
‫اصلاً نگران نیستم، چون دیوونتم

00:20:03.160 --> 00:20:05.245
‫و می‌خوام از روی سقف فریادش بزنم

00:20:05.245 --> 00:20:08.248
‫پس باید یاد بگیری
‫که خودت رو کنترل کنی

00:20:08.248 --> 00:20:10.103
‫با این علم که به‌طور قطع

00:20:10.103 --> 00:20:12.318
‫پاداش این‌کارت رو ازم می‌گیری

00:20:17.048 --> 00:20:20.427
‫و حالا واقعاً باید برم ببینم
‫کارگرها به کجا رسیدن

00:20:21.386 --> 00:20:23.586
‫آره، باید بری

00:20:24.305 --> 00:20:26.724
‫درهرحال باید وسایلم رو
‫برای سفرم به نیویورک جمع کنم

00:20:26.724 --> 00:20:28.142
‫توام قراره ولم ‌کنی بری؟

00:20:28.142 --> 00:20:32.521
‫زیاد طول نمی‌کشه. باید به یک‌سری
‫از املاک شوهرم رسیدگی کنم

00:20:32.521 --> 00:20:33.898
‫خب، شاید بهتر باشه باهات بیام

00:20:33.898 --> 00:20:35.358
‫خودمم قراره هفته‌ی بعد توی نیویورک باشم

00:20:35.358 --> 00:20:37.318
‫همچین کاری عاقلانه‌ست؟

00:20:37.318 --> 00:20:40.112
‫خب، درهرحال، وقتی اونجاییم
‫باید کنار همدیگه باشیم

00:20:40.112 --> 00:20:42.364
‫می‌دونی که همیشه آماده‌م کنارت باشم

00:20:52.499 --> 00:20:54.459
‫تنهامون بذار

00:20:54.459 --> 00:20:56.659
‫چشم، خانم

00:21:04.928 --> 00:21:07.128
‫- چیزی شده؟
‫- تو بهم بگو

00:21:07.805 --> 00:21:09.098
‫حوصله‌ی معما حل کردن رو ندارم

00:21:09.098 --> 00:21:10.641
‫خبرهای بدی از پیتسبرگ شنیدم...

00:21:10.641 --> 00:21:12.841
‫خب، منم خبرهای بدی شنیدم

00:21:13.686 --> 00:21:15.187
‫خب، در مورد چی؟

00:21:15.187 --> 00:21:17.315
‫در مورد تورنر

00:21:17.315 --> 00:21:19.515
‫خانم وینترتون جدید

00:21:19.859 --> 00:21:21.443
‫راضیش کردی جبهه‌ش رو عوض کنه؟

00:21:21.443 --> 00:21:23.195
‫نه. به هیچ عنوان قصد نداره

00:21:23.195 --> 00:21:25.698
‫که از متروپلیتن حمایت کنه

00:21:25.698 --> 00:21:27.991
‫فقط اومد اینجا که منو مسخره کنه

00:21:27.991 --> 00:21:30.077
‫مسخره‌ت کنه؟ بابت چی؟

00:21:30.077 --> 00:21:32.277
‫بین تو و تورنر چه خبر بوده؟

00:21:32.829 --> 00:21:35.832
‫- چی بهت گفته؟
‫- جواب سوالو بده

00:21:37.876 --> 00:21:40.076
‫هیچ خبری نبوده

00:21:40.378 --> 00:21:41.880
‫به‌جز...

00:21:41.880 --> 00:21:43.548
‫به‌جز چی؟

00:21:43.548 --> 00:21:45.175
‫یک شب اومد توی اتاقم

00:21:45.175 --> 00:21:47.427
‫اولش فکر کردم تویی

00:21:47.427 --> 00:21:49.345
‫ولی با نور چراغ فهمیدم اشتباه می‌کردم

00:21:49.345 --> 00:21:51.545
‫فقط اتاقت بوده، یا تختت؟

00:21:52.306 --> 00:21:54.517
‫تختم

00:21:54.517 --> 00:21:56.717
‫لباس تنش بوده؟

00:21:56.894 --> 00:21:59.094
‫جوابمو بده!

00:21:59.647 --> 00:22:00.773
‫نه

00:22:00.773 --> 00:22:02.066
‫ولی هرگز بهت خیانت نمی‌کنم!

00:22:02.066 --> 00:22:04.610
‫- همین الانشم خیانت کردی
‫- هیچ اتفاقی نیفتاد

00:22:04.610 --> 00:22:07.279
‫به محض اینکه فهمیدم تو نیستی
‫از تخت دراومدم

00:22:07.279 --> 00:22:08.405
‫اونم دراومد؟

00:22:08.405 --> 00:22:11.366
‫همون لحظه نه
‫برای همین بهش دستور دادم بره بیرون

00:22:11.366 --> 00:22:12.701
‫ولی هیچوقت بهم نگفتی!

00:22:12.701 --> 00:22:14.077
‫چون چیزی برای گفتن نبود

00:22:14.077 --> 00:22:16.580
‫به‌نظر من که خیلی چیزا برای گفتن بوده

00:22:16.580 --> 00:22:18.498
‫اون هیچ اهمیتی برام نداشت

00:22:18.498 --> 00:22:20.584
‫و اصلاً امکان نداشت
‫اتفاقی بین‌مون بیفته

00:22:20.584 --> 00:22:22.294
‫ولی می‌دونستم بهش وابسته‌ای

00:22:22.294 --> 00:22:23.920
‫منطقی نبود به‌خاطر اشتباه احمقانه‌ش

00:22:23.920 --> 00:22:26.005
‫خونه‌مون رو زیر و رو کنم

00:22:26.005 --> 00:22:29.259
‫پس اجازه دادی زنی که کنار شوهرم لخت بوده

00:22:29.259 --> 00:22:32.345
‫موهام رو مرتب کنه، لباسم رو انتخاب کنه

00:22:32.345 --> 00:22:35.640
‫و حمامم رو آماده کنه؟

00:22:35.640 --> 00:22:36.766
‫تهوع‌آوره!

00:22:36.766 --> 00:22:38.726
‫اگر تصمیم اشتباهی بوده معذرت می‌خوام

00:22:38.726 --> 00:22:41.520
‫تصمیم؟ من به این میگم خیانت!

00:22:56.618 --> 00:22:58.995
‫از اول شروع کن

00:22:58.995 --> 00:23:00.122
‫داستان چندانی نداره

00:23:00.122 --> 00:23:03.124
‫به عنوان یک بانک‌دار
‫کمابیش موفق به نیویورک اومدم

00:23:03.124 --> 00:23:05.377
‫ازدواج کردم و فلورا به‌دنیا اومد

00:23:05.377 --> 00:23:07.577
‫اوضاع خوب پیش نرفت

00:23:08.004 --> 00:23:10.089
‫پدر خانمم ازش می‌خواست
‫از شر من خلاص بشه

00:23:10.089 --> 00:23:12.634
‫قبل از اینکه همسرم
‫اموالش رو به ارث ببره

00:23:12.634 --> 00:23:15.470
‫ترتیبی داد که خفت طلاق رو تجربه کنم

00:23:15.470 --> 00:23:16.721
‫و تو بهش این اجازه رو دادی؟

00:23:16.721 --> 00:23:18.921
‫اونا قدرمندتر از من بودن

00:23:20.099 --> 00:23:22.602
‫بگذریم، بخش بزرگی از اموالم رو به زنم دادم

00:23:22.602 --> 00:23:24.395
‫و به گوشه‌ای رفتم
‫تا زخم‌هام رو التیام بدم

00:23:24.395 --> 00:23:25.771
‫بعدش چی شد؟

00:23:25.771 --> 00:23:29.773
‫وقتی کمی بعد در بحران 1857
‫همه‌چیزم رو از دست دادم

00:23:29.773 --> 00:23:31.235
‫اثبات کردم پدرش حق داشته

00:23:31.235 --> 00:23:33.435
‫و دیگه هرگز باهاشون تماس نگرفتی؟

00:23:33.695 --> 00:23:36.365
‫همسر سابقم علاقه‌ای نداشت
‫ارتباطش رو باهام حفظ کنه

00:23:36.365 --> 00:23:38.565
‫برام قابل تصوره

00:23:39.159 --> 00:23:41.569
‫روند تحصیل فلورا، محل زندگیشون

00:23:41.569 --> 00:23:43.955
‫و مسائل این‌ چنینی رو دنبال می‌کردم

00:23:45.999 --> 00:23:48.960
‫توی روزنامه‌ی تایمز
‫اعلامیه‌ی ازدواج رو دیدم

00:23:48.960 --> 00:23:50.837
‫امکان نداشت دوباره
‫ به عرصه‌ی بانک‌داری برگردی؟

00:23:50.837 --> 00:23:52.714
‫یا به سایر کسب‌و‌کارها؟

00:23:52.714 --> 00:23:55.091
‫ورشکستگیم اعلام شده بود، پس، نه

00:23:56.509 --> 00:23:59.853
‫شکست خورده بودم
‫و به‌طور رسمی اعلام شده بود

00:24:00.638 --> 00:24:02.838
‫نه پولی داشتم، نه خونه‌ای

00:24:03.891 --> 00:24:06.091
‫یک مدت، نزدیک بود بی‌خانمان بشم

00:24:07.061 --> 00:24:09.855
‫ولی یک‌کاری که درکش می‌کردم
‫کار یک ملازم بود

00:24:09.855 --> 00:24:11.732
‫ملازم خودمو داشتم

00:24:11.732 --> 00:24:13.067
‫می‌دونستم چجور کاریه

00:24:13.067 --> 00:24:16.528
‫برای همین یک‌جا رو پیدا کردم
‫و باقی جزئیاتش رو یاد گرفتم

00:24:17.154 --> 00:24:19.354
‫فلورا گفت توی خیابون دیدتت

00:24:20.657 --> 00:24:22.857
‫سال‌ها حواسم بهش بود

00:24:23.326 --> 00:24:24.995
‫نباید خودمو بهش نشون می‌دادم

00:24:24.995 --> 00:24:27.205
‫بهم گفت برم سمتش
‫ولی باید مخالفت می‌کردم

00:24:28.373 --> 00:24:30.583
‫نمی‌دونستم خانواده‌ی راسل رو می‌شناسین

00:24:30.583 --> 00:24:32.752
‫چرا باید بدونی؟

00:24:32.752 --> 00:24:34.379
‫باید ساکت می‌موندم

00:24:34.379 --> 00:24:37.632
‫ولی نموندی، آقای کالیر
‫و حالا به اینجا رسیدیم

00:24:38.758 --> 00:24:42.762
من یه بانک‌دارم، همسرم از طبقه‌ی اعیانه
و پدرش یه ملازمه

00:24:42.762 --> 00:24:45.765
‫به‌نظرم توی بد مخمصه‌ای گیر افتادیم

00:25:06.243 --> 00:25:08.912
‫میشه بهت یادآوری کنم که هندرسون
‫مردی که توی کارخونه‌ی فولادم کار می‌کنه

00:25:08.912 --> 00:25:10.747
‫قراره برای ناهار بیاد؟

00:25:10.747 --> 00:25:12.248
‫به چورچ خبر دادی؟

00:25:12.248 --> 00:25:13.625
‫آره

00:25:13.625 --> 00:25:15.376
‫داریم برای استقبالش آماده میشیم

00:25:15.376 --> 00:25:16.628
‫مگه طرف دشمنت نیست؟

00:25:16.628 --> 00:25:18.828
‫اگر باشه، براش آماده‌م

00:25:19.047 --> 00:25:21.924
‫ولی به کمکت احتیاج دارم
‫و بهم قول دادی

00:25:21.924 --> 00:25:23.217
‫قولم مال قبلاً بود

00:25:23.217 --> 00:25:25.642
‫برتا، وقتی رابطه‌مون به مشکل برمی‌خوره

00:25:25.642 --> 00:25:27.221
‫کسب‌و‌کار من متوقف نمیشه

00:25:27.221 --> 00:25:29.140
‫داری بچه‌بازی درمیاری

00:25:29.140 --> 00:25:31.340
‫خودت می‌دونی هیچ اتفاقی نیفتاده

00:25:32.518 --> 00:25:35.020
‫واقعاً قراره مسئول اعمال تورنر باشم؟

00:25:35.020 --> 00:25:38.039
‫قراره مسئول دست روی دست گذاشتن خودت باشی

00:25:38.691 --> 00:25:40.891
‫چیه؟

00:25:41.902 --> 00:25:43.737
‫بله؟

00:25:43.737 --> 00:25:46.939
‫- می‌تونم بعداً برگردم
‫- نه، یا همین الان بگو یا فراموشش کن

00:25:48.075 --> 00:25:51.244
‫لری و من برای دیدن تئاتری
‫به‌قلم اسکار وایلد دعوت شدیم

00:25:51.244 --> 00:25:52.787
‫قراره بعدش یک مهمانی بگیرن

00:25:52.787 --> 00:25:53.914
‫کی دعوتت کرده؟

00:25:53.914 --> 00:25:56.583
‫آرورا فین، ولی قراره جان آدامز همراهم باشه

00:25:57.500 --> 00:25:59.752
‫- میشه برم؟
‫- اگر خودت می‌خوای

00:26:00.712 --> 00:26:02.630
‫یعنی می‌تونم برم؟ به همین راحتی؟

00:26:02.630 --> 00:26:04.048
‫آره. حرف دیگه‌ای داری؟

00:26:04.048 --> 00:26:05.758
‫گمونم نه

00:26:05.758 --> 00:26:07.958
‫ممنون

00:26:08.386 --> 00:26:10.012
‫چند دقیقه‌ی دیگه میام پایین

00:26:10.012 --> 00:26:11.764
‫چی شده؟

00:26:11.764 --> 00:26:13.964
‫مادرت خیلی خسته‌ست

00:26:20.689 --> 00:26:24.318
‫محض اطلاعت، می‌دونم که...

00:26:25.819 --> 00:26:29.698
‫اشتباه کردم، قضاوتم غلط بوده، خطا کردم

00:26:30.782 --> 00:26:34.202
‫ولی نمی‌دونم دیگه چی می‌تونم
‫در مورد این موضوع بگم

00:26:48.299 --> 00:26:51.344
‫آقای چورچ، میشه باهات مشورت کنم؟

00:26:51.344 --> 00:26:52.678
‫معلومه

00:26:52.678 --> 00:26:54.388
‫در مورد آقای "مک‌نیل"ـه

00:26:54.388 --> 00:26:56.588
‫- دامادت؟
‫- دقیقاً

00:27:03.439 --> 00:27:05.399
‫یک پیشنهاد بهم داده

00:27:05.399 --> 00:27:07.484
‫ناهار چطور بود؟ باهات بی‌ادبانه رفتار کرد؟

00:27:07.484 --> 00:27:09.319
‫نه. رفتارش خیلی باادبانه بود

00:27:09.319 --> 00:27:10.570
‫تعجب می‌کنم

00:27:10.570 --> 00:27:13.448
‫گرچه لحنش دوستانه بود
‫ولی پیشنهادش نبود

00:27:13.448 --> 00:27:15.033
‫پیشنهادش چی بوده؟

00:27:15.033 --> 00:27:17.661
‫خب، اول از همه
‫می‌خواد مقرری سخاوتمندانه‌ای بهم بده

00:27:17.661 --> 00:27:20.914
‫به‌نظرم مرد پولداریه
‫قطعاً آدم موفقیه

00:27:21.831 --> 00:27:24.542
‫ازم می‌خواد به ساحل غربی نقل‌مکان کنم

00:27:24.542 --> 00:27:25.877
‫برم سن‌فرانسیسکو

00:27:25.877 --> 00:27:28.171
‫سن‌فرانسیسکو خیلی با اینجا فاصله داره

00:27:28.171 --> 00:27:29.630
‫حاضرم انجامش بدم

00:27:29.630 --> 00:27:31.179
‫ولی باید قسم بخورم

00:27:31.179 --> 00:27:33.301
‫که تا آخر عمرم هیچ تلاشی

00:27:33.301 --> 00:27:36.762
‫ برای دیدن دخترم یا فرزندانش نکنم

00:27:37.513 --> 00:27:38.681
‫خدای من

00:27:38.681 --> 00:27:41.433
‫مک‌نیل خبر حال و احوال‌شون رو بهم می‌رسونه

00:27:41.433 --> 00:27:44.561
‫نباید به نامه‌هاش پاسخ بدم
‫یا سعی کنم با فلورا ارتباطی داشته باشم

00:27:44.561 --> 00:27:46.313
‫ولی خرج زندگیت داده میشه؟

00:27:46.313 --> 00:27:50.734
‫قراره یک آپارتمان برام بخره
‫و یک حساب بانکی برام باز کنه

00:27:50.734 --> 00:27:53.987
‫می‌تونم یک خدمتکار
‫و یک آشپز داشته باشم

00:27:53.987 --> 00:27:56.865
‫پس آره، خرج زندگیم داده میشه

00:27:56.865 --> 00:27:59.414
‫گمونم با توجه به جایگاهشون در نیویورک

00:27:59.414 --> 00:28:00.994
‫پیشنهاد غیرمعقولی نیست

00:28:00.994 --> 00:28:03.155
‫نه، چندان غیرمعقول نیست

00:28:03.155 --> 00:28:05.665
‫حتی میشه بهش گفت سخاوتمدانه

00:28:07.500 --> 00:28:09.036
‫ولی درهرحال

00:28:09.036 --> 00:28:11.796
‫پیشنهاد سنگدلانه‌ایه

00:28:23.098 --> 00:28:24.475
‫باید جناب هندرسون باشید

00:28:24.475 --> 00:28:26.675
‫از این طرف بفرمایید

00:28:35.235 --> 00:28:37.279
‫آقای هندرسون

00:28:37.279 --> 00:28:39.698
‫- سلام، آقای راسل
‫- آقای هندرسون

00:28:40.574 --> 00:28:42.774
‫- ممنون که تشریف آوردین
‫- خواهش

00:28:44.077 --> 00:28:47.539
‫عزیزم، ایشون آقای هندرسونه

00:28:47.539 --> 00:28:49.749
‫که برای دیدنم
‫ از پیتسبرگ تا اینجا سفر کرده

00:28:49.749 --> 00:28:52.168
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم، خانم
‫- بهتون خوش‌آمد میگم

00:28:52.168 --> 00:28:53.294
‫لطف کردین تشریف آوردین

00:28:53.294 --> 00:28:55.004
‫آقای راسل لطف کرد دعوتم کرد

00:28:55.004 --> 00:28:57.006
‫تابه‌حال وارد همچین خونه‌ای نشده بودم

00:28:57.006 --> 00:28:59.175
‫و فکر نکنم بعد از این هم بشم

00:28:59.175 --> 00:29:00.968
‫پس امیدوارم از حضورتون لذت ببرید

00:29:00.968 --> 00:29:02.344
‫هتل‌تون راحت بود؟

00:29:02.344 --> 00:29:04.544
‫تابه‌حال اینقدر راحت نبودم

00:29:05.931 --> 00:29:09.384
‫ناهارمون آماده‌ست
‫پس بیاین بریم نوش‌جان کنیم

00:29:13.438 --> 00:29:15.524
‫ممکنه چند روزی نباشم

00:29:15.524 --> 00:29:17.317
‫قراره کجا بری؟

00:29:17.317 --> 00:29:19.194
‫تاسکیگی، آلاباما

00:29:19.194 --> 00:29:22.030
‫آقای فورچن و من قراره بریم
‫یه مقاله در مورد یه مدرسه بنویسیم

00:29:22.030 --> 00:29:23.990
‫از خانم ون‌ راین اجازه گرفتم

00:29:23.990 --> 00:29:26.326
‫گفتی ممکنه؟ پس قطعی نیست

00:29:26.326 --> 00:29:28.495
‫آقای فورچن هنوز رسماً تصمیم نگرفته

00:29:28.495 --> 00:29:30.663
‫ولی به‌خوبی تونستم دلایل اومدنم رو بگم

00:29:30.663 --> 00:29:32.457
‫فکر نکنم درخواستم رو رد کنه

00:29:32.457 --> 00:29:33.958
‫دیگه کی قراره باهاتون بیاد؟

00:29:33.958 --> 00:29:35.460
‫خب، حرف از کس دیگه‌ای نزد

00:29:35.460 --> 00:29:38.171
‫خب، نمی‌تونی تنها با یک مرد
‫این همه راه تا آلاباما بری

00:29:38.880 --> 00:29:41.716
‫بهت که گفتم
‫یک سفر کاریه

00:29:41.716 --> 00:29:43.384
‫و آقای فورچن کارفرمای منه

00:29:43.384 --> 00:29:45.970
‫یک مرد و متاهل هم هست

00:29:47.012 --> 00:29:49.212
‫مراقب باش. فقط همین

00:29:51.016 --> 00:29:53.018
‫همیشه ساکن پیتسبرگ بودین؟

00:29:53.018 --> 00:29:55.854
‫نه، توی نیوجرسی متولد شدم
‫ولی برای کار رفتم اونجا

00:29:55.854 --> 00:29:57.314
‫ولی همسرم اهل پیتسبرگه

00:29:57.314 --> 00:29:59.441
‫چند وقته ازدواج کردین؟

00:29:59.441 --> 00:30:02.319
‫بیست و سه سال
‫نتیجه‌ش 6 تا بچه بوده

00:30:02.319 --> 00:30:04.738
‫شش تا! خدایا!
‫ما از پس دو تاش هم برنمیایم

00:30:05.614 --> 00:30:08.074
‫می‌دونین، سوزی هم شاغله
‫خیاطه

00:30:08.491 --> 00:30:09.617
‫تحسینش می‌کنم

00:30:09.617 --> 00:30:11.817
‫خب، باید خرج زندگی رو دربیاریم

00:30:13.663 --> 00:30:16.082
‫نظرت چیه آقای هندرسون رو ببری کتابخونه؟

00:30:16.082 --> 00:30:18.282
‫می‌تونین اونجا راحت‌تر صحبت کنین

00:30:19.127 --> 00:30:21.379
‫درسته! و بدترین نکته‌ش اینجاست

00:30:21.379 --> 00:30:24.966
‫که ماریان زده روی دست
‫ بقیه‌ی معلم‌های فرانسس

00:30:24.966 --> 00:30:27.635
‫از نظر ماریان
‫همه‌شون اشتباه می‌کنن

00:30:27.635 --> 00:30:29.835
‫فقط خانم بروک حق داره

00:30:30.596 --> 00:30:32.306
‫فرانسس دختر نازنینیه

00:30:32.306 --> 00:30:34.099
‫ولی باید ازش بخوام
‫تحملش رو بالاتر ببره

00:30:34.099 --> 00:30:37.478
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم
‫چون ممکنه ازت بخواد معلم تمام کلاس‌ها بشی

00:30:37.478 --> 00:30:39.479
‫نه فقط آب‌رنگ

00:30:39.479 --> 00:30:41.440
‫- آب‌رنگ کار می‌کنی؟
‫- آره

00:30:41.440 --> 00:30:43.316
‫- و خیلی هم مهارت داره
‫- ممنون

00:30:43.316 --> 00:30:44.484
‫چه خوب

00:30:44.484 --> 00:30:46.319
‫معمولاً تمام توجه‌ها

00:30:46.319 --> 00:30:48.780
‫معطوف نقاشی‌های رنگ روغن مشاهیر میشه

00:30:48.780 --> 00:30:50.824
‫ولی به‌شخصه طرفدار آب‌رنگ هستم

00:30:50.824 --> 00:30:53.493
‫اوه، منم همینطور. عاشقشونم

00:30:53.493 --> 00:30:56.246
‫واقعاً، ایدا؟
‫تابه‌حال نشنیده بودم اینو بگی

00:30:56.246 --> 00:30:59.431
‫به‌طور خاص از کدوم نقاش آب‌رنگ خوشت میاد؟

00:31:00.083 --> 00:31:02.502
‫می‌دونم می‌خوای مچم رو بگیری

00:31:02.502 --> 00:31:06.172
‫ولی از قضا نقاش آلمانی
‫آدولف منزل رو تحسین می‌کنم

00:31:06.881 --> 00:31:08.382
‫مرد فوق العاده‌ایه

00:31:08.382 --> 00:31:10.718
‫به سبک‌های خیلی متنوعی نقاشی می‌کنه

00:31:11.343 --> 00:31:13.470
‫قرار نیست به‌زودی
‫نقاشی‌های منزل رو اینجا نمایش بدن؟

00:31:13.470 --> 00:31:15.472
‫این چیه؟

00:31:15.472 --> 00:31:16.890
‫سوپ

00:31:16.890 --> 00:31:19.184
‫سوپ؟ برای ناهار؟

00:31:19.184 --> 00:31:22.729
‫مگه جورج چهارم نبود
‫که اعلام کرد هیچ مردی

00:31:22.729 --> 00:31:24.773
‫نباید وسط روز سوپ بخوره؟

00:31:24.773 --> 00:31:27.442
‫این سوپ صدف نیو انگلنده

00:31:27.442 --> 00:31:28.777
‫خواستم غافلگیرتون کنم

00:31:28.777 --> 00:31:31.321
‫آره، شدیم
‫چجوری سر از میز من درآورده؟

00:31:31.321 --> 00:31:33.281
‫با آقای باور هماهنگ کردم

00:31:33.281 --> 00:31:34.783
‫به چه دلیل، عمه ایدا؟

00:31:34.783 --> 00:31:36.159
‫جناب کشیش گفته بود

00:31:36.159 --> 00:31:40.538
‫که داره توی نیویورک دنبال
‫سوپ صدف واقعی می‌گرده

00:31:40.538 --> 00:31:42.165
‫آره فکر کنم گفتم

00:31:42.165 --> 00:31:44.584
‫برای همین به آشپزمون گفتم براتون بپزه

00:31:44.584 --> 00:31:47.003
‫دستورالعمل‌های زیادی رو امتحان کردیم

00:31:47.003 --> 00:31:49.203
‫امیدوارم از انتخابش راضی باشین

00:31:49.588 --> 00:31:51.257
‫بوش که معرکه‌ست

00:31:51.257 --> 00:31:55.636
‫خب، اگر بیشتر از این در مورد سوپ صحبت کنیم
‫قابل خوردن نیست

00:31:55.636 --> 00:31:57.836
‫درست می‌فرمایید، خانم ون راین

00:31:59.890 --> 00:32:02.090
‫بی‌صبرانه منتظر تماشای تئاتر اسکار وایلدم

00:32:02.601 --> 00:32:04.603
‫هیچی در مورد نمایش‌نامه‌ش نخوندم

00:32:04.603 --> 00:32:07.814
‫ولی به‌خاطر یکی از دفعاتی که رفتیم انگلستان
‫کمی باهاش آشنا هستیم

00:32:07.814 --> 00:32:09.608
‫مرد خیلی جالبی بود

00:32:09.608 --> 00:32:11.776
‫و خانم بیتون هم قراره توی مهمانی باشه

00:32:11.776 --> 00:32:13.612
‫خوشحالم. ازش خوشم میاد

00:32:13.612 --> 00:32:15.238
‫و فکر کنم اونم ازت خوشش میاد

00:32:15.238 --> 00:32:17.615
‫ولی باید بهم قول بدی
‫که قلبش رو نمی‌شکنی

00:32:17.615 --> 00:32:19.617
‫نظرت خیلی بهم منفیه

00:32:19.617 --> 00:32:22.412
‫خوراکی‌های نیو انگلندی بیشتری در راهه؟

00:32:22.412 --> 00:32:24.288
‫نه، فقط همین سوپ بود

00:32:24.288 --> 00:32:26.707
‫- خیلی لطف کردی، عمه ایدا
‫- موافقم

00:32:26.707 --> 00:32:30.419
‫و مهربانی بیشترین تاثیر مثبت رو در دنیا می‌ذاره

00:32:30.419 --> 00:32:32.463
‫احسنت، جناب کشیش

00:32:32.463 --> 00:32:35.007
‫- شراب بیشتری بریزم، خانم؟
‫- قطعاً

00:32:36.967 --> 00:32:38.135
‫از کجا شروع کنیم؟

00:32:38.135 --> 00:32:40.335
‫نظرت چیه با حقایق ساده شروع کنیم؟

00:32:41.513 --> 00:32:43.390
‫کارگرهای فولادسازیت
‫به‌طور متوسط 12 ساعت در روز

00:32:43.390 --> 00:32:45.590
‫و شش روز در هفته
‫برای چندرغاز کار می‌کنن

00:32:46.018 --> 00:32:48.312
‫وقتی صدای زنگ بهشون میگه آزادن برن

00:32:48.312 --> 00:32:52.232
‫اونقدر درهم‌ شکسته‌ن
‫که فقط می‌تونن غذا بخورن و بخوابن

00:32:52.232 --> 00:32:54.432
‫فقط زنده‌ن، زندگی نمی‌کنن

00:32:55.068 --> 00:32:57.862
‫خودت می‌دونی که نمی‌تونم
‫بیشتر از حد مرسوم بهشون حقوق بدم

00:32:57.862 --> 00:32:59.531
‫- چرا نمی‌تونی؟
‫- بازار رو بهم می‌ریزه

00:32:59.531 --> 00:33:01.699
‫که به نفع هیچکس نیست

00:33:01.699 --> 00:33:03.998
‫به اعتقاد من، به مرور زمان
‫حقوق‌ها افزایش پیدا می‌کنن

00:33:04.022 --> 00:33:06.187
‫ولی باید صبر کنین این چیزا
‫روند خودشون رو طی کنن

00:33:06.245 --> 00:33:08.498
‫شرایط محیط کار چی؟

00:33:09.332 --> 00:33:10.458
‫اونا هم باید به مرور زمان بهتر بشن؟

00:33:10.458 --> 00:33:12.918
‫درحالیکه افراد به‌خاطر روش‌های کاری اشتباه
‫ناقص و کشته میشن؟

00:33:12.918 --> 00:33:15.463
‫زندگی خطرناکه، آقای هندرسون

00:33:16.422 --> 00:33:18.174
‫من از دست‌اندرکاران ساخت پل بروکلینم

00:33:18.174 --> 00:33:20.593
‫و بیش از 20 نفر در طی ساختش کشته شدن

00:33:20.593 --> 00:33:22.052
‫ترجیح می‌دادی ساخته نمی‌شد

00:33:22.052 --> 00:33:23.846
‫و نیویورک تا ابد شهری دو‌پاره می‌موند؟

00:33:23.846 --> 00:33:26.046
‫- نه
‫- نه

00:33:26.265 --> 00:33:28.517
‫نمی‌تونیم تمام خطرات دنیا رو از بین ببریم

00:33:28.934 --> 00:33:30.310
‫حتی برای راحتی کارگرانت

00:33:30.310 --> 00:33:32.229
‫اوضاع داره عوض میشه، آقای راسل

00:33:32.229 --> 00:33:33.688
‫اتحادیه‌ها الان قدرتمندتر شدن

00:33:33.688 --> 00:33:36.399
‫و باز هم قدرتمندتر میشن
‫و باید باهاشون کنار بیاین

00:33:36.399 --> 00:33:38.151
‫من اهل کسب‌و‌کارم

00:33:38.151 --> 00:33:41.738
‫و در کارگاه‌ها و کارخونه‌ها و راه‌آهن‌هام

00:33:41.738 --> 00:33:44.741
‫کارگر استخدام می‌کنم
‫و حقوق مرسوم رو پرداخت می‌کنم

00:33:44.741 --> 00:33:46.826
‫اگر افرادت نمی‌خوان برای من کار کنن

00:33:46.826 --> 00:33:49.871
‫توصیه می‌کنم راه رو
‫برای افراد بسیاری که می‌خوان باز کنن

00:33:49.871 --> 00:33:52.406
‫فقط همینو داری بگی؟
‫این همه راه اومدم نیویورک که اینو بشنوم؟

00:33:52.406 --> 00:33:54.606
‫نه کاملاً

00:33:55.501 --> 00:33:57.878
‫اگر یک شغل مدیریتی
‫بهت پیشنهاد بدم چی؟

00:33:57.878 --> 00:34:00.078
‫احتمالش هست قبولش کنی؟

00:34:00.923 --> 00:34:03.217
‫- چرا باید قبول کنم؟
‫- که ببینی بچه‌هات

00:34:03.217 --> 00:34:06.252
‫سالم و سلامت و سیر هستن
‫و به بهترین مدارس میرن

00:34:06.553 --> 00:34:09.181
‫که اجازه بدی همسرت اگر خواست
‫خیاطی رو بذاره کنار

00:34:09.556 --> 00:34:13.352
‫که شخص مهمی در جامعه بشی
‫شخصی باارزش و تحسین‌برانگیز؟

00:34:13.352 --> 00:34:14.978
‫پس به سود خودمه؟

00:34:14.978 --> 00:34:16.521
‫- آره هست
‫- این چه کمکی

00:34:16.521 --> 00:34:18.064
‫به نیروی کار می‌کنه؟

00:34:18.064 --> 00:34:20.264
‫آها، متوجه شدم قضیه از چه قراره

00:34:21.026 --> 00:34:23.737
‫تو سنت مایکل هستی
‫که شمشیر آتشین به دست گرفتی

00:34:23.737 --> 00:34:26.737
‫و من یه خان حریص دزد بیشتر نیستم

00:34:27.365 --> 00:34:29.742
‫خودت گفتی، نه من

00:34:32.495 --> 00:34:34.695
‫می‌دونی، کارت خیلی درسته‌ها

00:34:35.581 --> 00:34:38.125
‫حق داشتن تو رو به عنوان سخنگوشون بفرستن

00:34:38.125 --> 00:34:41.461
‫فقط ازت می‌خوایم
‫ کار درست رو انجام بدی، آقای راسل

00:34:41.670 --> 00:34:43.088
‫مطمئنم که می‌دونی

00:34:43.088 --> 00:34:45.288
‫کار درست چیه

00:34:45.466 --> 00:34:47.676
‫امیدوارم حرفمو باور کنی

00:34:47.676 --> 00:34:51.305
‫به صداقتت باور دارم
‫آقای هندرسون. واقعاً میگم

00:34:51.305 --> 00:34:53.432
‫ولی باور داری که کارگرها
‫می‌تونن جلوی سرمایه بایستن؟

00:34:53.432 --> 00:34:55.505
‫سرمایه‌ای که، حقیقتش

00:34:55.529 --> 00:34:58.002
‫تا دلت بخواد ازش دارم

00:35:00.355 --> 00:35:02.555
‫حالا متوجه شدم چرا گفتی بیام اینجا

00:35:03.358 --> 00:35:07.112
‫ولی اشتباه می‌کنی، آقای راسل
‫قضاوتت اشتباه بوده

00:35:08.363 --> 00:35:11.240
‫آینده طرف ماست

00:35:11.491 --> 00:35:13.691
‫و حالا دیگه باید برم

00:35:18.873 --> 00:35:21.459
‫خب، تابه‌حال
‫غرب می‌سی‌سی‌پی رو به چشم ندیدم

00:35:21.459 --> 00:35:24.086
‫دوست دارم اقیانوس آرام رو ببینم

00:35:24.086 --> 00:35:26.839
‫شنیدم زمستون کالیفرنیا
‫مثل پاییز ماست

00:35:26.839 --> 00:35:29.039
‫با این تفاوت که
‫رنگ برگ‌هاشون عوض نمیشه

00:35:29.967 --> 00:35:31.427
‫فکر کنم دلم برای این تنگ بشه

00:35:31.427 --> 00:35:33.627
‫یعنی قراره بری سن‌فرانسیسکو؟

00:35:34.596 --> 00:35:36.932
‫هنوز تصمیم نگرفتم

00:35:36.932 --> 00:35:38.606
‫حس عجیبی داره که به‌زور

00:35:38.630 --> 00:35:41.478
‫از زندگی بچه‌ت بیرونت کنن، اونم دو بار

00:35:42.437 --> 00:35:44.189
‫البته، اولین باری که رفتم

00:35:44.189 --> 00:35:46.191
‫کوچیک بود، تقصیری نداشت

00:35:46.191 --> 00:35:48.610
‫یعنی فکر می‌کنی توی این پیشنهاد نقشی داشته؟

00:35:48.610 --> 00:35:51.654
‫خب، نمی‌تونم تصور کنم
‫پدرخانمش رو بدون پرسیدن نظر زنش

00:35:51.654 --> 00:35:54.282
‫تبعید کنه اون‌ سر کشور

00:35:54.282 --> 00:35:55.491
‫آره گمون کنم

00:35:55.491 --> 00:35:57.452
‫شاید ایده‌ی خودش بوده

00:35:57.452 --> 00:35:59.652
‫شوهرش فقط مسئول اجرا کردنش بوده

00:36:00.705 --> 00:36:03.749
‫من بچه‌ای ندارم
‫پس نمی‌تونم در مورد حسی که داره نظری بدم

00:36:03.749 --> 00:36:07.461
‫و تو هنوزم پدرشی
‫و همیشه خواهی بود

00:36:07.461 --> 00:36:09.546
‫هیچکس نمی‌تونه اینو تغییر بده

00:36:09.546 --> 00:36:11.590
‫شاید...

00:36:11.590 --> 00:36:14.968
‫ولی قطعاً دارن سعی می‌کنن
‫تمام آثارش رو پاک کنن

00:36:14.968 --> 00:36:16.345
‫چطور پیش رفت، آقای چورچ؟

00:36:16.345 --> 00:36:19.348
‫خب، عادت ندارم از کارگرهایی که
‫دست‌شون پینه بسته پذیرایی کنم

00:36:19.348 --> 00:36:21.016
‫ولی به‌نظر میومد کمابیش خوب پیش رفت

00:36:21.016 --> 00:36:22.434
‫خانم خونه سروکله‌ش پیدا شد؟

00:36:22.434 --> 00:36:23.602
‫اوه، آره

00:36:23.602 --> 00:36:26.146
‫کاملاً خونسرد بود
‫کره می‌ذاشتی دهنش آب نمی‌شد

00:36:26.146 --> 00:36:27.439
‫بحث‌شون سر چیه؟

00:36:27.439 --> 00:36:29.315
‫نمی‌دونم، ولی هنوز آقا رو نبخشیده

00:36:29.315 --> 00:36:30.442
‫- هنوز که نه
‫- بالاخره می‌بخشه

00:36:30.442 --> 00:36:31.734
‫فرستاده‌ی اتحادیه رفت؟

00:36:31.734 --> 00:36:32.902
‫آره، خداروشکر که رفت

00:36:32.902 --> 00:36:35.822
‫تمام اتحادیه‌ها
‫فقط اوضاع رو بدتر از قبل می‌کنن

00:36:37.073 --> 00:36:39.450
‫فکر نکنم دقیقاً اینطور باشه، آقای چورچ

00:36:39.450 --> 00:36:41.650
‫اگر اتحادیه‌ی خدمتکارها رو راه انداختن چی؟

00:36:41.827 --> 00:36:43.329
‫حاضری عضو بشی؟

00:36:43.329 --> 00:36:46.048
‫ترجیح میدم رعدوبرق بهم بخوره و بیفتم بمیرم

00:36:46.123 --> 00:36:48.323
‫به‌نظرم این یعنی نه

00:36:52.630 --> 00:36:54.830
‫بابت امروز ممنون

00:36:56.175 --> 00:36:57.718
‫کوتاه نیومد

00:36:57.718 --> 00:37:00.095
‫فقط امیدوارم به حرف‌هایی که زدم فکر کنه

00:37:00.429 --> 00:37:02.629
‫خوبه

00:37:03.306 --> 00:37:04.975
‫میری بالا لباست رو عوض کنی؟

00:37:04.975 --> 00:37:07.175
‫نه، توی اتاقم غذا می‌خورم

00:37:09.229 --> 00:37:11.856
‫بچه‌ها همراهم غذا می‌خورن
‫یا برنامه‌ی دیگه‌ای ریختی؟

00:37:12.273 --> 00:37:14.901
‫بحث بین ماست، نه اونا

00:37:15.568 --> 00:37:17.320
‫ولی جفتشون قراره امشب برن تئاتر

00:37:17.320 --> 00:37:19.520
‫پس قراره تنها غذا بخوری

00:37:21.699 --> 00:37:23.618
‫قراره تا کی اینطوری بمونی؟

00:37:23.618 --> 00:37:25.202
‫نمی‌دونم، جورج

00:37:25.202 --> 00:37:27.580
‫حس خیانت مثل آنفولانزا نیست

00:37:27.580 --> 00:37:30.207
‫نه، بیشتر شبیه حکم اعدام می‌مونه

00:37:30.207 --> 00:37:32.407
‫بهم اجازه نمیدی برات جبرانش کنم؟

00:37:44.221 --> 00:37:46.973
‫به فرمان امپراتور، در را بگشایید!

00:37:46.973 --> 00:37:50.477
‫برادرها، همگی ماسک بر چهره بگذارید

00:37:50.477 --> 00:37:53.938
‫مگر متوجه اعلامیه‌ها نشده‌اید، دوستان؟

00:37:53.938 --> 00:37:55.482
‫خیر، جناب

00:37:55.482 --> 00:37:57.150
‫بگذارید ببینم که هستید

00:37:57.150 --> 00:38:00.111
‫آن ماسک‌ها را از چهره بردارید

00:38:00.111 --> 00:38:03.906
‫عقب بایستید، من هستم، ژنرال پوتمکین!

00:38:03.906 --> 00:38:06.284
‫عالیجناب ولیعهد!

00:38:07.994 --> 00:38:10.663
‫این خسته‌ کننده‌ترین تئاتر دنیاست

00:38:10.663 --> 00:38:11.831
‫یا فقط توی نیویورک اینطوره؟

00:38:11.831 --> 00:38:13.374
‫برای وقتی که نویسنده‌ش رو دیدیم

00:38:13.374 --> 00:38:15.042
‫بهتره یه نکته‌ی خوب توش پیدا کنی

00:38:15.042 --> 00:38:16.835
‫چه اعصاب ‌خردکن

00:38:16.835 --> 00:38:18.420
‫می‌خوام بدونم چرا فکر می‌کنه
‫ نمایش‌نامه نوشتن بلده

00:38:18.420 --> 00:38:19.963
‫حرف زدن رو خوب بلده

00:38:19.963 --> 00:38:21.799
‫پارسال که اینجا بود
‫سر شام دیدمش

00:38:21.799 --> 00:38:23.967
‫و داشتم روده‌بر می‌شدم

00:38:23.967 --> 00:38:27.387
‫شاید شوخ‌طبع باشه، ولی مشخصه
‫که یاد نگرفته چطور ازش استفاده کنه

00:38:27.387 --> 00:38:30.481
‫فکر نکنم این تعریفی باشه که دنبالش می‌گردیم

00:38:34.561 --> 00:38:37.605
‫خب، شبتان به‌خیر، عالیجناب

00:38:39.607 --> 00:38:41.609
‫شب به‌بخیر

00:38:41.609 --> 00:38:44.737
‫شب به‌خیر، ژنرال!

00:38:44.737 --> 00:38:47.323
‫نجات یافتیم! آن هم توسط تو!

00:38:47.323 --> 00:38:50.785
‫برادران، آیا اکنون به من اعتماد می‌کنید؟

00:39:01.170 --> 00:39:02.838
‫برات یه لیوان نوشیدنی بیارم؟

00:39:02.838 --> 00:39:05.038
‫- وقت داریم
‫- نه، بیا همین‌جا بمونیم

00:39:07.801 --> 00:39:09.845
‫به مهمونی بعدش هم میری؟

00:39:09.845 --> 00:39:12.045
‫خب، آرورا ازم خواسته بیام
‫پس گمونم برم

00:39:13.932 --> 00:39:16.132
‫مگر اینکه با هم برگردیم خونه‌ت؟

00:39:16.685 --> 00:39:18.770
‫هیچکس خبردار نمیشه

00:39:18.770 --> 00:39:20.772
‫یا پیشنهاد ناجوریه؟

00:39:20.772 --> 00:39:22.972
‫قطعاً پیشنهاد وسوسه‌انگیزیه

00:39:24.150 --> 00:39:27.361
‫من که چندان از نمایش‌نامه‌ش
‫خوشم نیومده، تو چطور؟

00:39:30.031 --> 00:39:32.325
‫حالا به آقای وایلد چی بگیم؟

00:39:32.325 --> 00:39:35.202
‫اگر نیام خیلی ناراحت میشی؟

00:39:35.202 --> 00:39:36.704
‫منظورم به مهمونیه

00:39:36.704 --> 00:39:40.040
‫اگر ترجیح میدی
‫می‌تونیم برای بخش دوم نمایش هم نمونیم

00:39:41.709 --> 00:39:42.918
‫ولی همه‌چی مرتبه؟

00:39:42.918 --> 00:39:45.587
‫اوه، فرانسس روز سختی داشته

00:39:45.587 --> 00:39:48.298
‫- توی کلاس که به‌نظر خوب میومد
‫- آره، ولی همونطور که می‌دونی

00:39:48.298 --> 00:39:51.276
‫مدرسه قراره یه مراسم چای‌خوری
‫ مادر-دختری برگزار کنه

00:39:51.301 --> 00:39:53.501
‫- و از اونجایی که مادرش...
‫- متوجهم

00:39:55.096 --> 00:39:57.599
‫مادرم خودمم وقتی بچه بودم فوت کرد

00:39:58.058 --> 00:40:01.019
‫خودم رو گول می‌زنم
‫که من و فرانسس خیلی حالمون خوبه

00:40:01.019 --> 00:40:04.731
‫و بعد یهویی، زندگی روی سرمون آوار میشه

00:40:05.773 --> 00:40:07.817
‫معذرت می‌خوام که
‫حس‌و‌حال تو رو هم خراب کردم

00:40:07.817 --> 00:40:09.861
‫میشه یه پیشنهادی بدم؟

00:40:09.861 --> 00:40:12.029
‫- معلومه
‫- درحدی نیستم که بخوام جایگزینی باشم

00:40:12.029 --> 00:40:14.907
‫ولی خوشحال میشم همراه فرانسس
‫به مهمونی چای‌خوری برم

00:40:15.241 --> 00:40:17.451
‫اگر این‌کار کمکی می‌کنه

00:40:17.451 --> 00:40:20.037
‫خیلی کمک می‌کنه

00:40:21.163 --> 00:40:23.582
‫و فرانسس خیلی خوشحال میشه

00:40:24.792 --> 00:40:26.752
‫ممنونم

00:40:26.752 --> 00:40:28.879
‫حالا دو برابر مدیونت شدم

00:40:28.879 --> 00:40:30.047
‫منظورت چیه؟

00:40:30.047 --> 00:40:32.247
‫شرط بندی مسابقه‌ی تنیس

00:40:32.466 --> 00:40:34.666
‫یادم نرفته

00:40:38.138 --> 00:40:40.515
‫آقای راسل جوان کجاست؟ رفته؟

00:40:40.515 --> 00:40:43.017
‫خانم بلین رو برد خونه
‫سردرد داشت

00:40:43.017 --> 00:40:45.645
‫چه قانع‌کننده، و چه لذت‌بخش

00:40:45.645 --> 00:40:47.845
‫اوه، نه، قضیه اینطوریام نیست

00:40:48.314 --> 00:40:50.514
‫آقای اسکار وایلد

00:40:55.821 --> 00:40:57.657
‫خلیی لطف دارین، خانم فین

00:40:57.657 --> 00:40:59.492
‫که اجازه دادین غل‌و‌زنجیر
‫تئاتر رو از خودم باز کنم

00:40:59.492 --> 00:41:02.953
‫تا بتونم قدم میان طبقه‌ی اعیان بذارم
‫جوری که انگار مهره‌ای سوخته نیستم

00:41:02.953 --> 00:41:06.832
‫اوه، این چه حرفیه، آقای وایلد
‫باعث افتخارمونه که مهمان‌مون هستین

00:41:06.832 --> 00:41:08.751
‫خوشحالیم که می‌تونیم ازتون تجلیل کنیم

00:41:08.751 --> 00:41:10.951
‫و منم عاشق اینم که ازم تجلیل بشه

00:41:11.295 --> 00:41:13.338
‫حالا بذارین به برخی از
‫مهمان‌هامون معرفی‌تون کنم

00:41:13.338 --> 00:41:15.882
‫- ایشون خانم "ماد بیتون"ـه
‫- خوشبختم

00:41:15.882 --> 00:41:19.386
‫و هم‌اسم شما، پسرعمه‌م
‫اسکار ون راین

00:41:19.386 --> 00:41:21.596
‫ما اسکارها باید کنار هم بمونیم

00:41:21.596 --> 00:41:23.390
‫تا الان نظرتون در مورد آمریکا چی بوده؟

00:41:23.390 --> 00:41:27.393
‫خب، می‌تونم همه‌چیزش رو تحمل کنم
‫به‌جز غذا و کاغذدیواری‌هاش

00:41:29.687 --> 00:41:32.231
‫از نمایش راضی بودین؟

00:41:32.231 --> 00:41:33.608
‫کم پیش میاد که بیننده‌ها راضی بشن

00:41:33.608 --> 00:41:35.401
‫همین که مأیوس نشده باشن
‫ خودش جای شکر داره

00:41:35.401 --> 00:41:37.612
‫ولی نظر شما چیه؟

00:41:37.612 --> 00:41:39.405
‫جالب بود

00:41:39.405 --> 00:41:41.099
‫"جالب" کلمه‌ای دوپهلوئه

00:41:41.099 --> 00:41:45.151
‫و معمولاً برای شونه خالی کردن
‫از دادن جواب واقعی استفاده میشه

00:41:45.786 --> 00:41:47.454
‫از "ماری پرسکات" خوشم اومد

00:41:47.454 --> 00:41:49.123
‫آره، اونقدر باشکوه هست

00:41:49.123 --> 00:41:52.376
‫که ذهن‌مون رو از متن نمایش‌نامه منحرف کنه
‫ولی فکر نکنم موفقیت‌آمیز باشه

00:41:52.376 --> 00:41:55.754
‫خب، شما موفق میشی، آقای وایلد
‫تا هرچقدر که دلت بخواد

00:41:55.754 --> 00:41:57.673
‫- شما؟
‫- جان آدامز

00:41:57.673 --> 00:41:59.549
‫حالتون چطوره؟

00:41:59.549 --> 00:42:01.968
‫ایشون دوست جدیدمون
‫خانم گلادیس راسله

00:42:02.385 --> 00:42:05.472
‫خب، امیدوارم از نمایش
‫ لذت برده باشی، خانم راسل

00:42:05.472 --> 00:42:08.099
‫"لذت بردن" کلمه‌ی مناسبیه
‫وقتی یک تزار به قتل می‌رسه

00:42:08.099 --> 00:42:10.351
‫و بعدازظهر با چاقو زدن
‫قهرمان زن داستان به خودش تمام میشه؟

00:42:10.351 --> 00:42:12.895
‫اوه، چه جوانه
‫و از همین الان یه منتقده

00:42:15.982 --> 00:42:18.442
‫خب، با خانم بیتون دلنشین آشنا شدی؟

00:42:18.442 --> 00:42:20.778
‫گمونم فقط دیر یا زود داشت

00:42:20.778 --> 00:42:22.978
‫خیلی ازش خوشم میاد

00:42:23.364 --> 00:42:25.032
‫با گلادیس راسل اومدی؟

00:42:25.032 --> 00:42:26.617
‫به عنوانی یه دوست

00:42:26.617 --> 00:42:28.410
‫اگر انتظار بیشتری ازت داشته باشه چی؟

00:42:28.410 --> 00:42:31.205
‫اونوقت مأیوس میشه
‫چون با کس دیگه‌ای هستم

00:42:33.916 --> 00:42:35.334
‫تابه‌حال این آقایی که میگی رو دیدم؟

00:42:35.334 --> 00:42:38.545
‫نه. ولی به‌زودی به هم معرفی‌تون می‌کنم

00:42:42.007 --> 00:42:43.383
‫کنارش خوشحالی؟

00:42:43.383 --> 00:42:45.635
‫اسکار، خودم با خودم خوشحالم

00:42:45.635 --> 00:42:47.835
‫این تنها چیزیه که نیاز دارم و دنبالشم

00:42:49.222 --> 00:42:51.422
‫بهت حسودیم میشه

00:42:51.975 --> 00:42:53.101
‫خانم راسل کیه؟

00:42:53.101 --> 00:42:55.853
‫گمونم یکی از دختران پولدار مشهورتونه

00:42:55.853 --> 00:42:57.980
‫چقدر شما باهوشی، آقای وایلد

00:42:57.980 --> 00:43:00.650
‫آره، یکی از بهترین دخترهای هم‌سن خودشه

00:43:00.650 --> 00:43:03.944
‫خب، ظاهراً این اتاق پر از دختران پولداره

00:43:03.944 --> 00:43:06.030
‫پسرعمه‌ت دنبال کدومشونه؟

00:43:06.030 --> 00:43:08.699
‫نباید بهش اعتراف کنم
‫ولی البته، حق با شماست

00:43:08.699 --> 00:43:11.243
‫الان خانم بیتون چشمش رو گرفته

00:43:11.243 --> 00:43:13.746
‫و مرد جوانی که همراهشه؟

00:43:13.746 --> 00:43:16.582
‫جان آدامز
‫از دوستان قدیمی اسکاره

00:43:16.582 --> 00:43:19.960
‫آره، معلومه، آره. و مشخصه
‫که ممکنه قضیه خیلی پیچیده بشه

00:43:19.960 --> 00:43:21.628
‫نمی‌دونم منظورتون چیه

00:43:21.628 --> 00:43:24.172
‫نباید هم بدونی
‫خیلی خوب تربیت شدی

00:43:30.637 --> 00:43:32.055
‫خبر جنگ اپرایی

00:43:32.055 --> 00:43:33.473
‫که در جریانه به گوشتون نخورده؟

00:43:33.473 --> 00:43:35.600
‫اوه، آره شنیدم
‫ولی به‌نظرم خیلی عجیبه

00:43:35.600 --> 00:43:38.102
‫که آدم بخواد سر اون کارخونه‌ی آبجوسازی
‫با دیوارهای آجری زردش

00:43:38.102 --> 00:43:39.896
‫توی تقاطع برادوی
‫و خیابون سی و نهم با کسی بجنگه

00:43:39.896 --> 00:43:41.063
‫همچین حرفی غیرعادلانه نیست؟

00:43:41.063 --> 00:43:42.440
‫نه، کاملاً حق با توئه

00:43:42.440 --> 00:43:43.816
‫اگر واقعاً کارخونه‌ی آبجوسازی بود

00:43:43.816 --> 00:43:45.943
‫شاید کسی می‌تونست
‫تا حدی ازش لذت ببره

00:43:45.943 --> 00:43:48.946
‫ما به اپرامون افتخار می‌کنیم، آقای وایلد

00:43:48.946 --> 00:43:52.074
‫بر اساس تجربه‌ای که داشتم
‫شماها به خیلی چیزا افتخار می‌کنین

00:43:52.074 --> 00:43:55.744
‫که سنخیتی با جهان قدیم نداره
‫(اروپا، آسیا و آفریقا)

00:43:55.744 --> 00:43:57.287
‫ولی مگه جهان قدیم بهتره؟

00:43:57.287 --> 00:44:00.207
‫نمیشه گفت بهتره
‫ولی بیشتر با مرور زمان محک خورده

00:44:05.545 --> 00:44:06.922
‫به این‌زودی برگشتی؟

00:44:06.922 --> 00:44:08.465
‫فکر می‌کردم قراره تمام تابستون
‫توی نیوپورت باشی

00:44:08.465 --> 00:44:11.468
‫همراه آقای چورچ و آقای واتسون رفتم
‫ملازم ارباب

00:44:11.468 --> 00:44:14.345
‫همه‌مون خیلی زودتر از چیزی که
‫ آقای چورچ انتظار داشت برگشتیم

00:44:14.345 --> 00:44:15.972
‫خونه‌ی توی نیوپورت چجوریه؟

00:44:15.972 --> 00:44:18.099
‫باشکوه و بزرگه

00:44:18.099 --> 00:44:21.936
‫بهش میگن کلبه
‫به‌نظر من که شبیه کلبه نیست

00:44:21.936 --> 00:44:23.438
‫ولی از شهر خوشم میاد

00:44:23.438 --> 00:44:26.065
‫به‌زودی برمی‌گردیم. فقط به‌خاطر
‫مهمانی چای‌خوری بانو اومدیم

00:44:26.065 --> 00:44:28.484
‫- چطور پیش رفت؟
‫- قضیه‌ی خانم تورنر رو می‌دونی؟

00:44:28.484 --> 00:44:32.488
‫خدمتکار شخصی بانو؟
‫ اومد مهمونی، به عنوان یه مهمون

00:44:32.488 --> 00:44:34.406
‫- چی؟
‫- راست میگم

00:44:34.406 --> 00:44:37.034
‫با یه پیرمرد پولدار
‫و ملک و املاک‌دار ازدواج کرده

00:44:37.034 --> 00:44:38.577
‫و حالا نقل تمام محافل شده

00:44:38.577 --> 00:44:40.204
‫نظر خانم راسل چی بود؟

00:44:40.204 --> 00:44:41.622
‫نمی‌تونه نظر خاصی بده

00:44:41.622 --> 00:44:44.249
‫ولی فکر نکنم از این وضع
‫خوشش بیاد. حتی یک‌ذره

00:44:44.249 --> 00:44:46.752
‫خانم ون راین هم خوشش نمیاد
‫اگر خانم آرمسترانگ بره

00:44:46.752 --> 00:44:49.171
‫و به عنوان خانم راکفلر برگرده

00:44:49.171 --> 00:44:51.882
‫خب دیگه، بهتره برگردم

00:44:52.632 --> 00:44:54.832
‫زود باش، نذار آب بشن

00:45:00.181 --> 00:45:03.476
‫می‌خوام یک سری لباس
‫به فروش خیریه اهدا کنم

00:45:03.476 --> 00:45:05.228
‫بذارم اونجا؟ خیلی ممنون

00:45:05.228 --> 00:45:07.428
‫- بله متوجهم
‫- به هیچ عنوان!

00:45:09.106 --> 00:45:11.233
‫خانم بروک!

00:45:11.233 --> 00:45:12.693
‫همه‌چی مرتبه؟

00:45:12.693 --> 00:45:17.448
‫اوه، آقای داوسن خیلی از
‫مراسم عشای ربانی‌مون ناراضی بود

00:45:17.448 --> 00:45:19.575
‫از کجاش انتقاد می‌کرد؟

00:45:19.575 --> 00:45:23.495
‫از اینکه به کسایی شراب
‫و نان مقدس میدم که لیاقتش رو ندارن

00:45:23.495 --> 00:45:25.539
‫با چه چیزهایی مجبوری سروکله بزنی

00:45:25.539 --> 00:45:29.675
‫در این حد بگم که بعضی از فرزندان خدا
‫خیلی آدم رو خسته می‌کنن

00:45:30.252 --> 00:45:31.920
‫اجازه داری همچین چیزی بگی؟

00:45:31.920 --> 00:45:33.630
‫نمی‌تونم بگم؟ به شما؟

00:45:33.630 --> 00:45:35.671
‫معلومه که می‌تونی

00:45:35.695 --> 00:45:37.133
‫با هم دوستیم

00:45:37.133 --> 00:45:39.333
‫خوبه

00:45:40.470 --> 00:45:42.722
‫از ناهار لذت بردم

00:45:42.722 --> 00:45:45.892
‫و واقعاً تحت‌تاثیر قرار گرفتم
‫که به آشپزتون گفتی سوپ صدف آماده کنه

00:45:45.892 --> 00:45:48.936
‫اوه، اگر ازش لذت بردی خوشحالم

00:45:48.936 --> 00:45:50.229
‫فکر کنم همه لذت بردن

00:45:50.229 --> 00:45:51.939
‫البته شاید به‌جز خانم ون راین

00:45:51.939 --> 00:45:54.191
‫اوه، خواهرم

00:45:54.191 --> 00:45:56.485
‫برای راضی کردنش
‫کمابیش به معجزه احتیاج داری

00:45:56.485 --> 00:45:58.685
‫خب، من کارم معجزه کردنه

00:45:59.238 --> 00:46:01.031
‫یادته وقتی از آب‌رنگ حرف می‌زدیم

00:46:01.031 --> 00:46:02.533
‫اسم آدولف منزل رو آوردی؟

00:46:02.533 --> 00:46:03.909
‫آره

00:46:03.909 --> 00:46:06.370
‫نمایشگاه آثارش که گفتم رو پیدا کردم

00:46:06.370 --> 00:46:08.997
‫توی گالری "راس"
‫توی خیابون چهل و دوم برگزار میشه

00:46:09.748 --> 00:46:11.948
‫گفتم شاید بشه با همدیگه بریم

00:46:15.253 --> 00:46:17.714
‫شنبه ساعت 4 میرم اونجا

00:46:18.423 --> 00:46:20.623
‫اگر تونستی بهم ملحق بشی

00:46:30.476 --> 00:46:33.896
‫چون به‌نظرم می‌تونم
‫باعث بهتر شدن داستان بشم

00:46:33.896 --> 00:46:36.816
‫بهتر برای روزنامه‌تون
‫بهتر برای خواننده‌هاتون

00:46:39.276 --> 00:46:42.363
‫فقط همینو دارم بگم
‫دیگه در موردش مزاحم‌تون نمیشم

00:46:46.658 --> 00:46:49.620
‫- بلیط قطار؟
‫- دوشنبه حرکت می‌کنیم

00:46:49.620 --> 00:46:52.414
‫لباس‌های سبک بیار
‫آلاباما آب‌و‌هواش مرطوبه

00:47:08.513 --> 00:47:10.713
‫منتظرت برگشتنت بودم

00:47:10.890 --> 00:47:12.517
‫دقیقاً چرا؟

00:47:12.517 --> 00:47:14.020
‫به بهونه‌ای‌ نیاز دارم

00:47:14.044 --> 00:47:16.854
‫که بتونم شنبه دو ساعتی از خونه برم بیرون

00:47:16.854 --> 00:47:19.054
‫کاری هست که بتونم برم انجام بدم؟

00:47:19.940 --> 00:47:21.692
‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه

00:47:21.692 --> 00:47:25.571
‫خب، شاید درهرحال رفتم، خودم تنهایی

00:47:25.571 --> 00:47:29.583
‫اگر اگنس پرسید کجام
‫می‌تونی بگی رفتم... فروشگاه "بلومینگ‌دیلز"

00:47:31.368 --> 00:47:33.912
‫چقدر قضیه اسرارآمیز شد، عمه ایدا

00:47:33.912 --> 00:47:36.112
‫قضیه چیه؟

00:47:38.250 --> 00:47:42.212
‫نباید یک کلمه هم به اگنس
‫یا حتی خانم اسکات بگی

00:47:42.212 --> 00:47:44.672
‫ولی جناب کشیش آقای فورته
‫دعوتم کرده برم گالری آثار هنری

00:47:44.672 --> 00:47:46.872
‫توی خیابون چهل و دوم دیدنش

00:47:48.176 --> 00:47:50.386
‫چه جالب

00:47:50.386 --> 00:47:52.972
‫ولی خب شاید
‫منظور خاصی نداشته باشه

00:47:52.972 --> 00:47:54.223
‫شاید بهتر باشه نرم

00:47:54.223 --> 00:47:56.267
‫این چه حرفیه
‫معلومه که باید بری

00:47:56.267 --> 00:47:58.811
‫می‌خوام برم
‫ولی اگنس پرس‌و‌جو می‌کنه

00:47:58.811 --> 00:48:01.011
‫و یهویی دست‌و‌پام رو گم می‌کنم

00:48:01.564 --> 00:48:03.764
‫نظرت چیه همراهت بیام؟

00:48:04.275 --> 00:48:05.609
‫میای؟

00:48:05.609 --> 00:48:06.986
‫نمی‌مونم

00:48:06.986 --> 00:48:08.487
‫فقط تا گالری همراهت میام

00:48:08.487 --> 00:48:09.780
‫که عمه اگنس مشکوک نشه

00:48:09.780 --> 00:48:12.157
‫و اگر پرسید قراره کجا بریم
‫بذار من صحبت کنم

00:48:12.157 --> 00:48:14.076
‫حاضری همچین کاری بکنی؟ به‌خاطر من؟

00:48:14.076 --> 00:48:16.411
‫حالا ببین کی حیله‌گر شده، عمه ایدا

00:48:16.411 --> 00:48:18.611
‫اوه، بس کن

00:48:22.584 --> 00:48:24.919
‫نمی‌دونستم قراره بیای خونه

00:48:24.919 --> 00:48:27.119
‫لباس‌های تابستونی بیشتری لازم داشتم

00:48:27.756 --> 00:48:30.717
‫گمونم این یعنی
‫قراره تا آخر تابستون توی عمارت

00:48:30.717 --> 00:48:32.051
‫خیابون شصت و یکم بمونی؟

00:48:32.051 --> 00:48:33.344
‫شاید

00:48:33.344 --> 00:48:34.887
‫ولی این لباس‌ها رو

00:48:34.887 --> 00:48:37.265
‫برای بازدید از مدرسه‌ی جدید
‫رنگین‌پوست‌ها توی تاسکیگی

00:48:37.265 --> 00:48:40.100
‫به سرپرستی آقای
‫بوکر تی. واشینگتن لازم دارم

00:48:40.268 --> 00:48:42.144
‫تاسکیگی توی ایالت آلاباما؟

00:48:42.144 --> 00:48:44.105
‫مگه شهر دیگه‌ای به این اسم هست؟

00:48:44.105 --> 00:48:46.357
‫چرا باید بری اونجا؟

00:48:46.357 --> 00:48:48.442
‫آقای فورچن بهم یه ماموریت داده

00:48:48.442 --> 00:48:51.070
‫قراره افتتاحیه‌ی خوابگاه جدید رو پوشش بدیم

00:48:51.070 --> 00:48:53.270
‫فرصت خیلی مهمیه

00:48:53.781 --> 00:48:55.324
‫آره متوجهم، ولی...

00:48:55.324 --> 00:48:56.909
‫پس مشکل چیه؟

00:48:56.909 --> 00:48:58.618
‫مشکل اینه که

00:48:58.618 --> 00:49:02.122
‫تابه‌حال از خط میسون و دیکسون پایین‌تر نرفتی
‫(مرز پنسیلوانیا با مریلند و ویرجینیا)

00:49:02.122 --> 00:49:04.374
‫قراره خونه‌ی اقای واشینگتن و خانمش بمونیم

00:49:04.374 --> 00:49:05.667
‫یه خونه‌ی بزرگ دارن

00:49:05.667 --> 00:49:07.867
‫و بعضی از اساتید مدرسه هم
‫اونجا زندگی می‌کنن

00:49:08.461 --> 00:49:09.671
‫چیزیم نمیشه

00:49:09.671 --> 00:49:10.964
‫خطرناکه

00:49:10.964 --> 00:49:13.174
‫مادر

00:49:13.174 --> 00:49:16.344
‫به دنبال زندگی متفاوتی به نیویورک اومدیم

00:49:16.344 --> 00:49:19.847
‫یک زندگی که افراد رنگین‌پوست
‫توی جنوب نمی‌تونن داشته باشن

00:49:20.306 --> 00:49:21.849
‫پدرت می‌دونه
‫داری کجا میری؟

00:49:21.849 --> 00:49:23.726
‫نه، خانم، یهویی اتفاق افتاد

00:49:23.726 --> 00:49:27.480
‫ظاهراً متوجه نیستی
‫که وقتی از اون خط گذشتی

00:49:27.480 --> 00:49:30.080
‫دیگه انسان نیستی

00:49:35.070 --> 00:49:38.982
‫باید بهم قول بدی
‫که همیشه همراه هم‌نوعان خودت می‌مونی

00:49:38.991 --> 00:49:41.702
‫- تنهایی هیچ‌جا نرو
‫- اینو قول میدم

00:49:41.702 --> 00:49:44.830
‫توی چشم‌های هیچ سفیدپوستی نگاه نکن

00:49:45.539 --> 00:49:46.915
‫و باهاشون صحبت نکن

00:49:46.915 --> 00:49:50.585
‫حتی کوچک‌ترین حرکت یا نگاهی
‫می‌تونه بد برداشت بشه

00:49:50.585 --> 00:49:52.003
‫داری میگی مطیعانه رفتار کنم؟

00:49:52.003 --> 00:49:54.422
‫دارم میگم چطوری زنده بمونی

00:49:55.298 --> 00:49:57.634
‫و اگر تصمیمش با من بود
‫اصلاً نمی‌رفتی اونجا

00:49:57.634 --> 00:49:59.834
‫خب، باید برم

00:50:00.845 --> 00:50:02.972
‫به این کار نیاز دارم

00:50:02.972 --> 00:50:06.600
‫باید به دنیا نشون بدم
‫که جوانان رنگین‌پوستی هستن

00:50:06.600 --> 00:50:08.811
‫که واقعاً دارن
‫برای آینده‌شون تلاش می‌کنن

00:50:08.811 --> 00:50:10.563
‫بهم حس هدف‌دار بودن میده

00:50:10.563 --> 00:50:13.440
‫و اگر بتونم کل وجودم رو وقف کارم کنم

00:50:13.440 --> 00:50:16.610
‫اونوقت یک لحظه هم وقت ندارم
‫به پسر بیچاره‌م فکر کنم

00:50:18.695 --> 00:50:22.032
‫اوه، دختر نازنینم. می‌دونم

00:50:22.032 --> 00:50:24.368
‫می‌دونم

00:50:24.368 --> 00:50:27.655
‫واقعاً متاسفم که همچین شرایطی داری

00:50:27.679 --> 00:50:29.414
‫ولی گوش کن چی میگم

00:50:29.414 --> 00:50:32.667
‫جنوب جای مناسبی برای پیدا کردن آرامش نیست

00:50:32.667 --> 00:50:35.267
‫و امیدوارم نظرتو عوض کنی

00:50:40.883 --> 00:50:44.137
‫ظاهراً، این دوک قراره دو هفته‌ی دیگه

00:50:44.137 --> 00:50:47.014
‫با کشتی "آر‌.ام.اس سرویا" بیاد
‫یکی از کشتی‌های "کونارد"

00:50:47.014 --> 00:50:48.974
‫توی شرکت کونارد آشنا داری؟

00:50:48.974 --> 00:50:50.935
‫آره، یکی دو تا

00:50:50.935 --> 00:50:52.228
‫این که میگی دوک باکینگهامه؟

00:50:52.228 --> 00:50:54.021
‫آره

00:50:54.021 --> 00:50:56.221
‫میشه بفهمی وقتی میاد
‫قراره کجا بمونه؟

00:50:56.982 --> 00:50:58.650
‫بهشون بگم دلیل این سوالم چیه؟

00:50:58.650 --> 00:51:00.068
‫خب، نمی‌تونی بگی به‌خاطر کسب‌و‌کاره؟

00:51:00.068 --> 00:51:02.112
‫ولی به‌خاطر کسب‌و‌کار نیست، درسته؟

00:51:02.112 --> 00:51:04.489
‫اگر خبرش به گوشش برسه
‫و نتونم دلیل قانع‌کننده‌ای بیارم

00:51:04.489 --> 00:51:06.491
‫باعث میشه چطور به‌نظر بیام؟

00:51:06.491 --> 00:51:08.201
‫اصلاً چیا در موردش می‌دونیم؟

00:51:08.201 --> 00:51:11.997
‫می‌دونیم یه دوک واقعیه و تورنر می‌خواد
‫باهاش تمام نیوپورت رو انگشت‌ به‌دهن بذاره

00:51:11.997 --> 00:51:14.197
‫دیگه چی نیازه بدونیم؟

00:51:14.708 --> 00:51:16.501
‫هنوزم متوجه نمیشم

00:51:16.501 --> 00:51:18.878
‫می‌خوام پوزه‌ی تورنر رو به خاک بمالم

00:51:18.878 --> 00:51:20.004
‫باید بهم اعتماد کنی

00:51:20.004 --> 00:51:22.340
‫بهت اعتماد دارم

00:51:22.340 --> 00:51:24.050
‫فکر کنم بیشتر از چیزی
‫ که تو بهم اعتماد داری

00:51:24.050 --> 00:51:25.551
‫پس اثباتش کن

00:51:25.551 --> 00:51:28.251
‫حتماً کسی توی شرکت کونارد هست
‫که بتونه کمک کنه

00:51:28.304 --> 00:51:30.504
‫اگر موفق شدم...

00:51:31.599 --> 00:51:33.799
‫بابت اشتباهاتم بخشیده میشم؟

00:51:34.560 --> 00:51:37.938
‫دوک رو پیدا کن
‫من رو باهاش آشنا کن

00:51:37.938 --> 00:51:39.273
‫اونوقت صحبت می‌کنیم

00:51:39.273 --> 00:51:41.859
‫خیلی‌خب
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

00:51:46.530 --> 00:51:48.490
‫بهش گفتم در موردمون اشتباه می‌کنه

00:51:48.490 --> 00:51:50.242
‫بهش گفتم با هم متحد هستیم

00:51:50.242 --> 00:51:52.452
‫و اینکه هرچی هم شد
‫کنار هم می‌مونیم

00:51:52.452 --> 00:51:54.788
‫- احسنت
‫- ولی به حرف‌هات گوش کرد؟

00:51:54.788 --> 00:51:56.373
‫اوه، فکر کرد می‌تونه منو بخره

00:51:56.373 --> 00:51:58.291
‫ولی به‌نظرم الان می‌دونه
‫از این خبرا نیست

00:51:58.291 --> 00:51:59.709
‫خب، حالا چی؟

00:51:59.709 --> 00:52:01.711
‫خیلی‌خب، اولین هدفش
‫اینه که بین ماها تفرقه بندازه

00:52:01.711 --> 00:52:03.713
‫- به بعضی‌هامون پیشنهاد پول میده
‫- دقیقاً

00:52:03.713 --> 00:52:05.381
‫مطمئناً آقای "کلی" پول بیشتری

00:52:05.381 --> 00:52:07.349
‫به کارگرهای توی خط تولید پیشنهاد میده

00:52:07.349 --> 00:52:09.677
‫و پیشنهادش به آمریکایی‌های اصیل
‫بیشتر از مهاجرها خواهد بود

00:52:09.677 --> 00:52:12.054
‫هرکاری بتونن می‌کنن
‫که ما رو چند دسته کنن

00:52:12.054 --> 00:52:13.681
‫و از این برای نابود کردن‌مون استفاده می‌کنن

00:52:13.681 --> 00:52:16.934
‫نه، نمی‌کنن
‫چون اجازه نمیدیم موفق بشن

00:52:16.934 --> 00:52:19.395
‫آقای راسل می‌دونه
‫که آماده‌ی اعتصاب کردنیم؟

00:52:19.395 --> 00:52:21.772
‫- برای همچین چیزی آماده‌ست؟
‫- می‌دونه می‌تونیم اعتصاب کنیم

00:52:21.772 --> 00:52:23.482
‫ولی حسابی برامون خط و نشون می‌کشه

00:52:23.482 --> 00:52:25.108
‫اینو بهتون قول میدم

00:52:25.108 --> 00:52:26.610
‫آقای راسل مرد ضعیفی نیست

00:52:26.610 --> 00:52:28.570
‫و دلیلی نداره بخوایم جور دیگه‌ای تظاهر کنیم

00:52:28.570 --> 00:52:30.155
‫پس بهتره خودمون رو آماده کنیم

00:52:30.155 --> 00:52:33.283
‫و وقتی زمانش رسید
‫باید برای اعتصاب آماده باشیم

00:52:33.283 --> 00:52:34.784
‫- درسته
‫- آماده‌ی نبرد باشیم

00:52:34.784 --> 00:52:36.661
‫- موافقم
‫- دقیقاً

00:52:36.661 --> 00:52:39.914
‫و اگر کار به اونجا رسید
‫باید برای مردن هم آماده باشیم

00:52:39.914 --> 00:52:41.166
‫- درسته!
‫- آره

00:52:41.166 --> 00:52:43.366
‫آره، درسته

00:52:52.426 --> 00:52:53.803
‫اومد

00:52:53.803 --> 00:52:56.680
‫‫تا از دیدن آثار لذت می‌برید
میرم بیرون یه قدمی بزنم

00:53:13.989 --> 00:53:16.575
‫خانم بروک
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

00:53:16.575 --> 00:53:17.951
‫ببخشید دیر کردم

00:53:17.951 --> 00:53:20.161
‫دیر نکردی. دقیقاً به موقع اومدی

00:53:20.161 --> 00:53:21.413
‫تازه شروع کردم به دیدن نقاشی‌ها

00:53:21.413 --> 00:53:24.624
‫چون مطمئن نبودم میای یا نه

00:53:24.624 --> 00:53:27.961
‫اوه، از این یکی خوشم میاد، شما چی؟

00:53:29.003 --> 00:53:31.203
‫خیلی سرزنده و شلوغه

00:53:35.968 --> 00:53:39.388
‫منزل خیلی گوشه‌گیره، می‌دونی

00:53:39.388 --> 00:53:43.475
‫خیلی قدکوتاهه. 140 سانتی‌متره

00:53:43.475 --> 00:53:45.228
‫با یک سر گنده

00:53:45.252 --> 00:53:48.288
‫که شاید باعث خجالتی بودنش شده باشه

00:53:49.064 --> 00:53:51.108
‫هیچوقت ازدواج نکرد

00:53:51.108 --> 00:53:53.944
‫ولی ما نمی‌تونیم
 بابت همچین چیزی سرزنشش کنیم

00:53:54.736 --> 00:53:56.321
‫اینجوری که میگین
‫میگم ای‌کاش می‌شناختمش

00:53:56.321 --> 00:53:57.820
‫هنوز هم زنده‌ست

00:53:57.844 --> 00:54:00.450
‫ولی الان دیگه خیلی پیر شده

00:54:00.450 --> 00:54:03.036
‫شاید برای دوست جدید پیدا کردن
‫ زیادی پیر شده باشه

00:54:03.036 --> 00:54:06.113
‫به‌خصوص با زن‌های مجرد خیابون پنجم

00:54:07.749 --> 00:54:09.751
‫قهرمانش فردریک کبیره

00:54:09.751 --> 00:54:13.379
‫اون نابغه‌ی نظامی
‫که حقیقتاً خیلی عجیبه

00:54:13.379 --> 00:54:15.579
‫ولی تصویر فردریک
‫توی خیلی از نقاشی‌هاش هست

00:54:16.424 --> 00:54:18.676
‫خیلی از اطلاعاتتون لذت می‌برم

00:54:18.676 --> 00:54:20.845
‫اگر حرفم گستاخانه نباشه

00:54:20.845 --> 00:54:23.545
‫به‌نظر من که تعریف خیلی بزرگیه

00:54:24.223 --> 00:54:28.477
‫نظر خواهرتون چی بود
‫وقتی گفتین قراره بیاین دیدنم؟

00:54:28.477 --> 00:54:32.189
‫اوه، خب... خودت که اگنس رو دیدی

00:54:32.189 --> 00:54:34.399
‫همیشه بابت همه‌چی نظر میده

00:54:36.985 --> 00:54:39.112
‫امیدوارم نظرش در مورد من مثبت باشه

00:54:39.112 --> 00:54:40.822
‫معلومه

00:54:40.822 --> 00:54:44.117
‫جفتمون خیلی خوشحالیم
‫که شما کشیش اینجا شدین

00:54:44.117 --> 00:54:46.411
‫واقعاً میگم، در پوست خودمون نمی‌گنجیم

00:54:46.411 --> 00:54:50.415
‫منم خوشحالم، خانم بروک

00:54:50.415 --> 00:54:52.615
‫به دلایل متعدد

00:54:57.255 --> 00:55:00.883
‫اوه، این یکی رو ببین
‫زیبا نیست؟

00:55:02.121 --> 00:55:09.121
<font color=#FFFF00>بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

00:55:09.145 --> 00:55:16.145
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.