﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:05.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:05.005 --> 00:00:06.089
‫عصربخیر.

00:00:06.965 --> 00:00:09.676
‫امشب فرصت این رو دارم که به مردم آمریکا...

00:00:09.759 --> 00:00:12.971
‫و تمام دنیا گزارش بدم که ایالات متحده...

00:00:13.054 --> 00:00:15.348
‫عملیاتی را رهبری کرده که منجر
‫ به کشته شدن اسامه بن لادن...

00:00:15.640 --> 00:00:16.641
‫رهبر القاعده شده.

00:00:16.725 --> 00:00:18.977
‫واقعا سعی کرده بودم که ذهن انسان رو...

00:00:19.060 --> 00:00:20.311
‫خیلی جدی بگیرم.

00:00:20.562 --> 00:00:24.357
‫زندگی تمام افرادی که با هواپیما پرواز
‫ می‌کنن ممکنه به همین بستگی داشته باشه.

00:00:24.441 --> 00:00:26.151
‫نابودی و شکست شبکه‌اش...

00:00:26.234 --> 00:00:28.862
‫شاهدخت جدید مملکت می‌تونه با...

00:00:28.945 --> 00:00:31.031
‫ولی به طرز فزاینده‌ای نگران...

00:00:31.114 --> 00:00:34.951
‫آزمایش‌های تایید نشده روی خلبان‌ها بودم.

00:00:35.410 --> 00:00:39.330
‫واسه همین گفتم شاید منطقی‌تر باشه
‫که اول چند تا آزمایش‌های خطرناک‌ترم رو...

00:00:39.414 --> 00:00:40.915
‫روی حیوانات انجام بدم.

00:00:41.833 --> 00:00:44.502
‫هر چی باشه ما حاصل تکامل همون‌هاییم.

00:00:46.129 --> 00:00:47.130
‫بیا بریم.

00:00:48.256 --> 00:00:52.635
‫چند ماه پیش با زوجی آشنا شدم
‫ که اخیرا سگشون رو شبیه‌سازی کرده بودن.

00:00:53.094 --> 00:00:55.305
‫اسم سگ اصلی آشیل بود...

00:00:55.388 --> 00:00:58.224
‫و نمونه‌های شبیه‌سازی شده آپولو،
‫ زئوس و تسئوس هستن.

00:00:58.308 --> 00:00:59.434
‫سلام خوشگل‌ها.

00:01:00.226 --> 00:01:01.853
‫یعنی، ببین...

00:01:01.978 --> 00:01:05.190
‫ببینی می‌فهمی که همون سگه.

00:01:05.273 --> 00:01:07.650
‫ظاهرا این یه کار علمیه که...

00:01:07.734 --> 00:01:08.735
‫انجامش میسره.

00:01:08.818 --> 00:01:10.653
‫تا حالا یه نمونه شبیه‌سازی شده
‫رو ماچ نکرده بودم.

00:01:12.322 --> 00:01:14.157
‫آشیل مثل بچه‌مون بود، واقعا بود.

00:01:14.240 --> 00:01:16.910
‫همه چیزمون بود، و وقتی فوت کرد...

00:01:16.993 --> 00:01:19.829
‫- درجا گفتم بریم توی کارش.
‫- فورا آشیل رو شبیه‌سازی کردین.

00:01:19.913 --> 00:01:23.500
‫آره، و سه تا ازش بهمون داده شد.

00:01:23.583 --> 00:01:24.793
‫سه تا از یه سگ یکسان.

00:01:24.876 --> 00:01:26.753
‫ولی متوجه شدم که افرادی که سگ دارن...

00:01:26.836 --> 00:01:29.422
‫که بیش از پنجاه هزار دلار هزینه می‌کنن...

00:01:29.506 --> 00:01:32.092
‫که حیوان خانگی متوفیشون رو بازسازی کنن...

00:01:32.300 --> 00:01:34.511
‫اکثرا از نتیجه‌اش ناامید می‌شن.

00:01:34.803 --> 00:01:35.804
‫نه، نه، نه.

00:01:37.806 --> 00:01:39.099
‫نظر اولیه من این بود که...

00:01:39.182 --> 00:01:41.518
‫هیچ شباهتی بین رفتار...

00:01:42.018 --> 00:01:44.145
‫آشیل و این بچه‌ها نمی‌بینم.

00:01:44.270 --> 00:01:45.730
‫دقیق شبیه خودشن.

00:01:46.147 --> 00:01:48.274
‫ولی یه سری چیزها رو نمی‌شه
‫توی آزمایشگاه درست کرد دیگه.

00:01:48.358 --> 00:01:49.692
‫که منطقی هم هست.

00:01:49.776 --> 00:01:52.862
‫دی‌ان‌ای یا طبیعتشون شاید یکی باشه...

00:01:53.154 --> 00:01:54.447
‫ولی سگ اصلی...

00:01:54.531 --> 00:01:57.659
‫کاملا گذشته‌ی متفاوتی با
‫نمونه‌های شبیه‌سازی شده داشت.

00:01:57.867 --> 00:02:00.203
‫«پرورش» به کار رفته کاملا تفاوت داشت.

00:02:02.080 --> 00:02:05.834
‫در حال حاضر، مونیک و بوگدان دارن
‫سه تا نمونه‌شون رو...

00:02:06.126 --> 00:02:09.587
‫توی شهر ساکت و بزرگ لون‌تری
‫در کلورادو بزرگ می‌کنن.

00:02:09.671 --> 00:02:11.798
‫ولی حین بزرگ شدن آشیل...

00:02:11.881 --> 00:02:14.259
‫زوج توی یه آپارتمان دلگیر...

00:02:14.342 --> 00:02:16.928
‫در مکه‌ی پرهیاهوی تکنولوژی سن خوزه...

00:02:17.011 --> 00:02:21.015
‫جایی که بوگدان واسه اینتل کار می‌کرد
‫و مونیک اکثرا خونه بود زندگی می‌کردن.

00:02:21.099 --> 00:02:22.892
‫پس اون زمان اکثرا نقش مامان حیوانات
‫رو داشتم...

00:02:22.976 --> 00:02:25.562
‫و مراقب آشیل و گربه‌هام بودم، یعنی...

00:02:25.645 --> 00:02:27.397
‫دنیام بودن. همه‌چیزم بودن.

00:02:27.480 --> 00:02:30.733
‫اون زمان از پس هزینه شبیه‌‌سازیش
‫برنمی‌اومدیم.

00:02:30.817 --> 00:02:32.152
‫- یا اصلا چیزی رو شبیه سازی کنیم.
‫- هیچی رو.

00:02:32.235 --> 00:02:33.987
‫اون موقع یعنی. آره، اصلا.

00:02:34.571 --> 00:02:35.822
‫ببخشید، صرفا گفتم دیگه.

00:02:36.823 --> 00:02:37.949
‫خب آره، یعنی...

00:02:38.032 --> 00:02:39.534
‫- چی شد؟
‫- چیزه...

00:02:40.785 --> 00:02:41.911
‫- مالیدیش؟
‫- آره.

00:02:42.620 --> 00:02:45.790
‫الان دیگه از هشت شب تا دو صبح مشغولم.

00:02:45.874 --> 00:02:47.333
‫واقعا مثل خون‌آشام‌ها شدم.

00:02:47.417 --> 00:02:51.212
‫الان دی‌جی شده و بوگدان هم از
‫خونه کار می‌کنه.

00:02:51.254 --> 00:02:52.797
‫الان زندگیشون متفاوت شده.

00:02:52.881 --> 00:02:54.382
‫ببین. ببین بوگدان چقدر مو داشته.

00:02:54.465 --> 00:02:55.884
‫- آره.
‫- اون... اون چیه؟

00:02:55.967 --> 00:02:57.260
‫- صفحه‌ی دارته؟
‫- آره.

00:02:58.386 --> 00:02:59.387
‫هنوز دارت دارین؟

00:02:59.470 --> 00:03:01.014
‫- نه، دیگه نداریم.
‫- نه نداریم.

00:03:01.097 --> 00:03:02.098
‫پس دارت بازی می‌کردین؟

00:03:04.517 --> 00:03:05.560
‫هر از گاهی.

00:03:05.643 --> 00:03:10.356
‫و این موقعیت عالی‌ای بود که تئوری‌ای
‫ که داشتم رو آزمایش کنم.

00:03:10.648 --> 00:03:12.942
‫که می‌تونستی شبیه‌سازی سگی رو...

00:03:13.026 --> 00:03:16.279
‫وادار کنی که زندگی دقیق سگ اصلی
‫ رو داشته باشه...

00:03:16.362 --> 00:03:18.198
‫به صحنه‌ی ما خوش اومدین.

00:03:19.741 --> 00:03:22.243
‫وای. دقیق صندلی‌ خودمه.

00:03:22.535 --> 00:03:24.162
‫- خودشه.
‫- همون کنترله.

00:03:24.287 --> 00:03:25.496
‫همون کنترله.

00:03:25.580 --> 00:03:28.499
‫تجربه‌ی همون بزرگ شدن...

00:03:28.583 --> 00:03:31.711
‫باعث تطبیق رفتار سگ جدید هم می‌شد؟

00:03:32.129 --> 00:03:34.397
‫[تمرین]

00:03:34.422 --> 00:03:36.424
‫این صحنه‌ی آپارتمانشون...

00:03:36.549 --> 00:03:37.634
‫در اون دورانه.

00:03:37.717 --> 00:03:39.510
‫خیلی‌خب بچه‌ها، می‌خوام معرفیتون کنم.

00:03:39.594 --> 00:03:41.888
‫- این‌ها بازیگرهامونن...
‫- سلام.

00:03:41.971 --> 00:03:43.556
‫- که قراره نقش شما رو ایفا کنن.
‫- سلام.

00:03:43.640 --> 00:03:44.641
‫بفرمایید داخل.

00:03:44.724 --> 00:03:46.809
‫بوگدان همیشه ساعت هفت و نیم بیدار می‌شه.

00:03:46.893 --> 00:03:49.437
‫من و آشیل می‌ریم یه پیاده‌روی
‫خیلی طولانی...

00:03:49.520 --> 00:03:50.897
‫چون واقعا خوش می‌گذره.

00:03:51.022 --> 00:03:52.440
‫من قهوه درست کردم.

00:03:52.523 --> 00:03:54.484
‫یکی دو پیمانه. بلدید دیگه.

00:03:54.609 --> 00:03:56.611
‫خیلی وقت پیش راجع به بچه‌دار شدن
‫حرف زدیم...

00:03:56.694 --> 00:03:57.862
‫ولی اون آمادگیش رو نداشت...

00:03:57.946 --> 00:03:59.614
‫چون تازه وارد شرکت شده بود.

00:03:59.697 --> 00:04:02.617
‫و توپش دقیقا همین‌جا کنار غذاشه.

00:04:02.700 --> 00:04:04.953
‫گفتم که، «خب، آماده نیست دیگه.»

00:04:05.119 --> 00:04:07.580
‫و گفتم یا باید اصرار کنم...

00:04:07.914 --> 00:04:09.540
‫یعنی باید چیکار کنم؟

00:04:11.501 --> 00:04:14.629
‫نمونه‌ای که تصمیم گرفتیم روش آزمایش کنیم،
‫یعنی زئوس...

00:04:14.754 --> 00:04:16.839
‫همچنان یه توله سگ تاثیرپذیر بود.

00:04:17.090 --> 00:04:19.801
‫و چون بازیگرهامون داشتن به صورت
‫شبانه‌روزی نقش آفرینی می‌کردن...

00:04:19.884 --> 00:04:21.803
‫امیدمون این بود که با زمان کافی...

00:04:21.886 --> 00:04:24.514
‫واسه تجربه‌ کردن زندگی آشیل در اون سن...

00:04:24.597 --> 00:04:27.600
‫زئوس هم عملا تبدیل به همون سگ بشه.

00:04:29.519 --> 00:04:33.564
‫واسه آزمایش زئوس، برنامه‌ریزی این
‫ اتفاقات در لس‌آنجلس خوب بود...

00:04:33.648 --> 00:04:36.150
‫چون برعکس کلورادوی کوهستانی...

00:04:36.234 --> 00:04:39.153
‫ارتفاع اینجا تقریبا دقیق...

00:04:39.279 --> 00:04:41.739
‫مثل خانه‌ی اصلی آشیل در سن خوزه بود.

00:04:42.073 --> 00:04:43.074
‫آشیل!

00:04:44.117 --> 00:04:46.786
‫تنها تفاوت بوی شهر می‌بود...

00:04:46.911 --> 00:04:48.413
‫که ایجادش راحت می‌بود...

00:04:48.496 --> 00:04:52.917
‫اون هم توسط جمع آوری هوای
‫ سن خوزه با کمپرسور...

00:04:53.001 --> 00:04:57.839
‫و انتقال 560 کیلومتریش
‫با کامیون به لس‌آنجلس.

00:04:58.131 --> 00:05:00.717
‫به این روش پیاده‌روی‌های روزانه‌ی زئوس...

00:05:00.800 --> 00:05:04.470
‫دقیقا همون بویی رو می‌داد که پیاده‌روی
‫ آشیل در سال 2011 می‌داد.

00:05:04.554 --> 00:05:09.600
‫و با ماشین‌های اون دوره و بازیگرانی که نقش
‫بزرگان دنیای تکنولوژی رو ایفا می‌کردن...

00:05:09.684 --> 00:05:12.895
‫یه روز معمولی سن خوزه رو در
‫ لس‌آنجلس داشتیم.

00:05:12.979 --> 00:05:14.897
‫بابت استیو جابز خیلی ناراحت شدم.

00:05:14.981 --> 00:05:16.816
‫- افسانه‌ای بود واسه خودش، نه؟
‫- آره دیگه.

00:05:17.025 --> 00:05:19.569
‫نتونستم برم خاکسپاریش چون خواب موندم.

00:05:19.652 --> 00:05:22.238
‫آهان، عرضه اولیه سهامتون نیمه شب بود،
‫چطور پیش رفت؟

00:05:22.864 --> 00:05:25.700
‫برنامه ریخته بودم که مونیک
‫ هر هفته سر بزنه...

00:05:25.783 --> 00:05:28.745
‫که ببینه زئوس بیشتر شبیه آشیل می‌شه یا نه.

00:05:29.287 --> 00:05:33.207
‫روشش این بود که یه حمله‌ی دیابتی
‫ الکی داشته باشه...

00:05:33.291 --> 00:05:36.377
‫چون گفته بود که وقتی واقعا حمله دیابتی
‫ بهش دست داده بود..

00:05:36.461 --> 00:05:37.628
‫آشیل واکنش خاصی نشون داده بود.

00:05:37.712 --> 00:05:40.006
‫پشت هم واق واق کرد و لیسم زد...

00:05:40.089 --> 00:05:41.549
‫و سعی کرد من رو به هوش بیاره.

00:05:42.091 --> 00:05:43.676
‫بیا اینجا. بابایی رو صدا کن.

00:05:45.928 --> 00:05:49.098
‫ولی هر چند باری که تظاهر به مرگ کرد...

00:05:51.184 --> 00:05:53.144
‫زئوس اصلا اهمیتی نداد.

00:05:53.227 --> 00:05:54.687
‫اصلا حواست به مامانی نیست.

00:05:54.771 --> 00:05:57.607
‫و وقتی گفتم بازیگرها هم همین کار رو...

00:05:57.690 --> 00:06:00.902
‫حین شبیه‌سازی بکنن، باز هم اهمیتی نداد.

00:06:06.824 --> 00:06:09.494
‫چندین هفته گذشته بود و پیشرفتی
‫ حاصل نشده بود...

00:06:09.577 --> 00:06:12.497
‫و داشتم امیدم رو به این آزمایش
‫ از دست می‌دادم.

00:06:14.123 --> 00:06:17.085
‫از لحاظ نظری اگه همه‌چیز مشابه می‌بود...

00:06:17.168 --> 00:06:18.586
‫باید جواب می‌داد.

00:06:19.462 --> 00:06:22.548
‫- شاید چیزی رو از قلم انداخته بودم.
‫- خیلی‌خب، شب بخیر.

00:06:23.966 --> 00:06:26.594
‫اون وقت بود که متوجه ایجاد تنش...

00:06:26.677 --> 00:06:28.262
‫در روابط تقلبی شدم.

00:06:28.346 --> 00:06:30.681
‫گفتم که فنجون‌ها رو اینطوری ول نکنی.

00:06:31.349 --> 00:06:33.935
‫- چیزه... آره.
‫- که فرض کردم بر اساس...

00:06:34.018 --> 00:06:36.938
‫نقش آفرینی بازیگرها از زوج واقعی بود.

00:06:37.021 --> 00:06:38.231
‫کمک کنم؟

00:06:38.981 --> 00:06:40.566
‫نه، چیزی نیست. از پسش برمیام.

00:06:41.484 --> 00:06:43.611
‫همون فیلمت رو ببین.

00:06:44.278 --> 00:06:46.280
‫ظاهرا در جوانی آشیل...

00:06:46.406 --> 00:06:49.867
‫یه اختلافاتی بین مونیک و بوگدان
‫پیش اومده بود.

00:06:49.951 --> 00:06:53.413
‫اون زمان من آماده‌ی بچه‌دار شدن بودم،
‫ولی اون آمادگیش رو نداشت.

00:06:53.496 --> 00:06:55.623
‫واسه همین گفتم یه سگ بگیریم.

00:06:55.832 --> 00:06:58.835
‫می‌دونستم باید یکم صبر کنم که
‫ اون آمادگیش رو به دست بیاره...

00:06:58.918 --> 00:07:01.462
‫چون قرار نبود خودم تنهایی بچه‌دار بشم.

00:07:06.092 --> 00:07:08.553
‫خب اعتراف می‌کنم که...

00:07:10.138 --> 00:07:13.099
‫کاملا خودم رو وقف کارم کرده بودم.

00:07:13.182 --> 00:07:16.310
‫و چون می‌دونستم چقدر سگ‌ها
‫ نسبت به احساسات حساسن...

00:07:16.394 --> 00:07:19.605
‫بازیگرها رو تشویق کردم که سمت
‫غریزه‌شون برن...

00:07:19.689 --> 00:07:22.150
‫تا فضای داخل خونه رو بهتر بازسازی بکنن.

00:07:23.568 --> 00:07:24.986
‫قراره همیشه همین کار رو بکنی؟

00:07:26.028 --> 00:07:27.363
‫انقدر دیر بیای خونه؟

00:07:27.780 --> 00:07:30.491
‫- شروع نکن مونیک، خسته‌ام.
‫- خسته‌ای؟

00:07:31.826 --> 00:07:32.994
‫من تنهام.

00:07:33.077 --> 00:07:35.121
‫داریم روی یه ریزپردازنده‌ی
‫ جدید کار می‌کنیم.

00:07:35.204 --> 00:07:36.539
‫پروژه‌ی بزرگیه.

00:07:36.789 --> 00:07:38.833
‫دوست داشتم واست توضیح بدم،
‫ولی اصلا نمی‌فهمی.

00:07:41.544 --> 00:07:44.172
‫- من بچه می‌خوام.
‫- باز شروع کردی؟

00:07:48.593 --> 00:07:50.678
‫باید یه شغل پیدا کنی.

00:07:51.804 --> 00:07:54.599
‫هیچ ساختاری نداری. مغزت داره روانی می‌شه.

00:07:55.141 --> 00:07:56.767
‫من انسانم.

00:08:02.190 --> 00:08:03.483
‫نمی‌خوام دعوا کنم.

00:08:04.817 --> 00:08:05.860
‫من هم نمی‌خوام.

00:08:18.331 --> 00:08:20.791
‫سخت بود که بفهمیم...

00:08:20.875 --> 00:08:22.835
‫اصلا این کارها روی آشیل تاثیری داشته یا نه.

00:08:22.919 --> 00:08:24.045
‫بیا.

00:08:24.212 --> 00:08:27.006
‫ولی زئوس ظاهرا داشت یه چیزهایی
‫ رو توی ذهنش ثبت می‌کرد.

00:08:27.089 --> 00:08:29.842
‫نه صبر کن. کاندوم نداریم.

00:08:30.343 --> 00:08:31.761
‫وای.

00:08:32.345 --> 00:08:35.473
‫من اصلا وقت این کارها رو ندارم.
‫با بچه‌های اینتل...

00:08:35.556 --> 00:08:37.850
‫بلیط گرفتیم که بریم امشب «خماری دو»
‫ رو ببینیم.

00:08:37.934 --> 00:08:38.935
‫حالا هر چی.

00:08:42.438 --> 00:08:44.273
‫هی، خیلی آب نریز.

00:08:44.357 --> 00:08:48.319
‫و سپس، بعد سه روز، یه چیز شگفت‌انگیز
‫ رو شاهد بودم.

00:08:48.945 --> 00:08:50.196
‫مونیک اشاره کرده بود...

00:08:50.279 --> 00:08:53.324
‫که چون آشیل با دو گربه بزرگ شده بود...

00:08:53.407 --> 00:08:55.409
‫گاهی اوقات رفتارشون رو تقلید می‌کرد.

00:08:55.493 --> 00:08:57.870
‫عملا تمام رفتارهاشون رو یاد گرفته بود.

00:08:58.204 --> 00:09:00.957
‫یعنی مثل گربه‌ها...

00:09:01.040 --> 00:09:02.041
‫روی لبه‌ی مبل می‌دوید.

00:09:02.416 --> 00:09:05.670
‫که زئوس هم شاهدش بود که گربه‌های
‫ بازیگرمون چنین کاری می‌کردن...

00:09:05.753 --> 00:09:07.505
‫ولی خودش انجامش نداده بود.

00:09:07.797 --> 00:09:11.592
‫- ولی سپس این اتفاق رخ داد.
‫- اگه کارم به موسیقی ربط می‌داشت چی؟

00:09:12.134 --> 00:09:13.427
‫همیشه عاشقش بودم.

00:09:14.512 --> 00:09:18.599
‫- بلد نیستی ساز بزنی.
‫- می‌دونم، می‌دونم، ولی مثلا دی‌جی بشم.

00:09:18.849 --> 00:09:20.309
‫بیا ببین، بیا ببین.

00:09:20.726 --> 00:09:22.853
‫خیلی‌خب، مثلا با این آهنگ شروع می‌کنم...

00:09:25.856 --> 00:09:29.402
‫از نظر خودم خیلی معنی خاصی نداشت،
‫ولی وقتی به مونیک نشونش دادم...

00:09:29.735 --> 00:09:31.946
‫- یه جورهایی احساساتی شد.
‫- وای.

00:09:33.239 --> 00:09:35.324
‫انگار دارم آشیل رو توی خونه می‌بینم.

00:09:35.866 --> 00:09:36.867
‫مرسی.

00:09:37.618 --> 00:09:39.287
‫- آره، محشره.
‫- مرسی.

00:09:40.496 --> 00:09:42.164
‫- خوبین؟
‫- آره، خوبم.

00:09:43.040 --> 00:09:46.502
‫اگه واقعا از لحاظ علمی چیزی
‫ اینجا رخ می‌داد...

00:09:46.586 --> 00:09:49.714
‫ممکن بود مهم باشه. چون من یه نظریه داشتم...

00:09:49.797 --> 00:09:53.175
‫که چطور می‌شه تمام این اتفاقات
‫رو در ذهن یه خلبان جای داد.

00:09:53.259 --> 00:09:57.430
‫از تیندر، هینج، بامبل اخراج شدم...

00:09:57.513 --> 00:09:59.724
‫از وقتی با جف وقت گذروندم...

00:09:59.807 --> 00:10:02.518
‫بیشتر به خلبان‌های شرکت‌های هواپیمایی
‫ فکر کردم...

00:10:02.602 --> 00:10:04.270
‫و این احتمال که ممکنه...

00:10:04.353 --> 00:10:06.647
‫در ایرادات ارتباطی در کابین نقش داشته باشن.

00:10:06.731 --> 00:10:08.524
‫گمونم یکی از دلایل این که اخراج شدم...

00:10:08.608 --> 00:10:12.987
‫این بود که توی بخش معرفیم نوشته بودم
‫«دخترهای ت نیان.»

00:10:13.279 --> 00:10:16.157
‫- کیا نیان؟
‫- دخترهای ت. یعنی تراجنسیتی.

00:10:16.741 --> 00:10:18.492
‫- کجا نوشته بودی؟
‫- چون... توی بخش معرفیم.

00:10:18.618 --> 00:10:20.036
‫یعنی خیلی پیش اومده بود که...

00:10:20.286 --> 00:10:22.622
‫دخترهایی که مرد زاده شده بودن گولم زدن.

00:10:22.705 --> 00:10:25.541
‫سخت بود که تشخیص بدم تجربه‌ای
‫که با جف داشتم...

00:10:25.625 --> 00:10:28.210
‫بین تمام خلبان‌های شرکت‌های
‫ هواپیمایی مشترکه یا نه.

00:10:28.294 --> 00:10:31.922
‫ولی در اکثر این سقوط‌ها ارتباط
‫ عاملی بود که...

00:10:32.089 --> 00:10:34.425
‫که خلبان فضایی رو خلق کرده بود...

00:10:34.508 --> 00:10:37.219
‫نظر کمک‌خلبان در اون اهمیتی نداشت.

00:10:37.303 --> 00:10:38.971
‫چرا اهرم پیشران رو گرفتی؟

00:10:39.055 --> 00:10:41.641
‫من خلبان پروازم احمق. من باید نگهش دارم.

00:10:42.933 --> 00:10:45.936
‫ولی یه خلبانی بود که می‌شناختم
‫ و به نظرم متفاوت بود.

00:10:46.229 --> 00:10:51.818
‫کاکتوس 1539 هستم. برخورد با پرنده.
‫موتورها از کار افتادن. برگشت به لاگواردیا.

00:10:51.843 --> 00:10:53.511
‫بسیارخب. کدوم باند فرود تیتربورو
‫رو خالی کنیم؟

00:10:53.536 --> 00:10:54.536
‫توی هادسون فرود میاییم.

00:10:55.905 --> 00:10:59.367
‫امروز بعد از ظهر پرواز 1549 هواپیمایی
‫ ایالات متحده...

00:10:59.492 --> 00:11:01.118
‫یه فرود اضطراری در رودخانه‌ی هادسون داشت...

00:11:01.243 --> 00:11:05.247
‫در سال 2009، خلبان هواپیمایی ایالات متحده
‫یعنی سالی سالنبرگر...

00:11:05.331 --> 00:11:08.417
‫یه هواپیما رو در کمال سلامت در رود هادسون
‫ فرود آورد...

00:11:08.501 --> 00:11:11.253
‫و جان تمام 150 مسافرش رو...

00:11:11.337 --> 00:11:14.173
‫بعد از برخورد با دسته‌ای پرنده نجات داد.

00:11:14.715 --> 00:11:15.716
‫پرنده.

00:11:15.800 --> 00:11:17.760
‫- وای.
‫- آره.

00:11:17.927 --> 00:11:21.180
‫ولی قبل از برخورد اتفاق دیگه‌ای
‫ توی کابین رخ داد...

00:11:21.263 --> 00:11:22.848
‫که خیلی ازش صحبت نمی‌شه...

00:11:22.932 --> 00:11:25.643
‫ولی شاید به علاقه من بیشتر مربوط باشه.

00:11:25.726 --> 00:11:27.269
‫جفتشون روشن شدن.

00:11:27.395 --> 00:11:29.271
‫- کنترل رو به دست می‌گیرم.
‫- بگیر.

00:11:29.355 --> 00:11:31.982
‫خلبان سالی از کمک خلبانش پرسید...

00:11:32.149 --> 00:11:35.277
‫که فکری به ذهنش می‌رسه که چطور
‫ مشکل رو حل بکنن یا نه.

00:11:35.361 --> 00:11:37.238
‫- فکری داری؟
‫- احتیاط. ارتفاع.

00:11:37.321 --> 00:11:39.490
‫- راستش، نه.
‫- ارتفاع.

00:11:39.782 --> 00:11:41.867
‫در اینجا نیازی نبود که کمک خلبان...

00:11:41.951 --> 00:11:43.369
‫- اقتدار خلبان رو زیر سوال ببره...
‫- ارتفاع بگیرید.

00:11:43.452 --> 00:11:46.914
‫چون سالی خودش در لحظه‌ی بحرانی
‫درخواست بازخورد داشت.

00:11:56.090 --> 00:11:59.176
‫اگر دیگر خلبان‌ها غریزه‌ی سالی رو داشتن...

00:11:59.260 --> 00:12:01.554
‫- همون‌جا خوبه.
‫- شخصیتش رو...

00:12:02.847 --> 00:12:03.931
‫امکانش بود...

00:12:04.014 --> 00:12:06.976
‫که این مشکلی که در زمینه هوانوردی
‫بهش علاقه‌مند شده بودم...

00:12:07.059 --> 00:12:08.602
‫یهویی از بین بره.

00:12:13.065 --> 00:12:14.066
‫می‌رم بالا.

00:12:20.656 --> 00:12:22.700
‫سالی در خاطراتش نوشته...

00:12:22.950 --> 00:12:26.036
‫«متوجه شدم که ماجراجوییم
‫به رودخانه‌ی هادسون...»

00:12:26.120 --> 00:12:28.581
‫«از فرودگاه لاگواردیا آغاز نشده بود.»

00:12:30.166 --> 00:12:34.003
‫«دهه‌ها پیش در منزل کودکیم آغاز شده بود.»

00:12:35.087 --> 00:12:38.257
‫«تمام زندگی کودکیم بود که گذاشت امن
‫ و امان در رودخانه فرود بیام.»

00:12:43.554 --> 00:12:47.558
‫چیزی که اون رو خلبان کرده بود
‫ تعلیمات خلبانیش نبود.

00:12:51.228 --> 00:12:53.647
‫تجربیاتی بود که در طول زندگیش
‫ به دست آورده بود.

00:13:00.905 --> 00:13:04.950
‫ببینید، چیزی که قراره ببینید شاید عجیب
‫ به نظر بیاد.

00:13:08.287 --> 00:13:10.372
‫واسه همینه که قبل از این که از خلبان
‫واقعی‌ای بخوام توش شرکت کنه...

00:13:10.456 --> 00:13:13.667
‫خودم اول اون رو تجربه می‌کنم.

00:13:14.710 --> 00:13:18.088
‫ولی اگه انتقال شخصیت روی یه سگ جواب بده...

00:13:19.465 --> 00:13:21.884
‫پس شاید، فقط شاید...

00:13:25.846 --> 00:13:28.098
‫روی یه انسان هم جواب بده.

00:13:37.441 --> 00:13:39.860
‫تجربه‌ی زندگی یه نفر...

00:13:42.530 --> 00:13:44.990
‫از کودکی تا زمان حال...

00:13:46.367 --> 00:13:50.204
‫حتی اگه کوچک‌ترین بخشی از سالی،
‫بتونه تبدیل به بخشی از من بشه...

00:13:51.205 --> 00:13:52.998
‫ممکنه ارزشش رو داشته باشه.

00:13:55.876 --> 00:14:00.756
‫سالی در سال 1951 در شهر کوچک
‫دنیسون در تگزاس به دنیا اومد.

00:14:00.881 --> 00:14:03.300
‫چسلی! آفرین پسرم.

00:14:03.592 --> 00:14:06.136
‫مادرش پالین معلم کلاس اول بود.

00:14:07.096 --> 00:14:09.348
‫با هم ارتباط شدت قوی‌ای داشتن...

00:14:09.431 --> 00:14:12.226
‫و یه سری از اولین خاطراتش با اون بود.

00:14:13.394 --> 00:14:15.646
‫به آرامی گفت «شارلوت؟»

00:14:15.938 --> 00:14:18.816
‫- «بله ویلبور؟»
‫- «من نمی‌خوام بمیرم.»

00:14:19.275 --> 00:14:20.734
‫شارلوت جواب داد: «معلومه نمی‌خوای.»

00:14:20.818 --> 00:14:23.904
‫تجربه‌ی خاستگاه این ارتباط ضروری بود...

00:14:24.154 --> 00:14:25.739
‫چون تاثیرش روی سالی...

00:14:25.865 --> 00:14:28.868
‫نقش مهمی در مردی که بعدا به اون تبدیل شد
‫ داشت.

00:14:30.703 --> 00:14:33.998
‫وقتی خلبانی رو شروع کرد اون اولین
‫ مسافرش می‌بود...

00:14:34.456 --> 00:14:37.167
‫و ستونی بر اساس اعتماد متقابل ساختن...

00:14:37.251 --> 00:14:38.961
‫که یک عمر به درازا انجامید.

00:14:40.796 --> 00:14:42.089
‫یه پی‌پی کوچولو.

00:14:42.882 --> 00:14:46.218
‫اوایلش سخت بود که وارد ذهن یه بچه بشی.

00:14:46.802 --> 00:14:49.221
‫من خیلی بیشتر از بچه‌ها می‌دونم...

00:14:49.305 --> 00:14:51.932
‫و فراموش کردنشون می‌تونه سخت باشه.

00:14:55.269 --> 00:14:57.396
‫پس سعی کردم این حقیقت رو فراموش کنم...

00:14:57.521 --> 00:14:59.523
‫که من یه مرد چهل و یک ساله هستم...

00:14:59.773 --> 00:15:02.735
‫و نهایت تلاشم رو کردم که در لحظه
‫حضور داشته باشم.

00:15:12.995 --> 00:15:17.249
‫مسیر کندی رو پیش گرفته بودم و
‫ باید به نتیجه اعتماد می‌کردم.

00:15:19.460 --> 00:15:22.546
‫هر چی باشه روی یه سگ جواب داده بود دیگه.

00:15:23.923 --> 00:15:25.132
‫کیر توش.

00:15:25.758 --> 00:15:29.678
‫مشخصا نمی‌تونستم زندگی سالی
‫رو کاملا تجربه کنم...

00:15:29.887 --> 00:15:31.263
‫پس روی نواحی‌ای تمرکز کردم که...

00:15:31.347 --> 00:15:33.766
‫در خاطراتش اون‌ها رو شکل‌دهنده
‫تلقی کرده بود.

00:15:34.558 --> 00:15:35.601
‫سالی نوشته بود...

00:15:35.726 --> 00:15:37.853
‫من همیشه برادر بزرگ خوبی نبودم.

00:15:38.395 --> 00:15:40.105
‫وقتی پنج سالم بود و ماری سه سالش بود...

00:15:40.189 --> 00:15:43.067
‫یه بار بردمش که توی هانا درایو
‫ شن‌بازی کنیم.

00:15:43.233 --> 00:15:45.361
‫یه سری از سنگ‌ها از نخودفرنگیم
‫ کوچیک‌تر بودن...

00:15:45.444 --> 00:15:48.405
‫و گفتم بامزه می‌شه که این سنگ‌ریزه‌ها
‫ رو به خورد خواهرم بدم.

00:15:53.619 --> 00:15:55.412
‫باید بهتر از این رفتار کنی چسلی.

00:15:55.537 --> 00:15:58.207
‫تو حامی اونی. بهت نیاز داره.

00:15:58.290 --> 00:16:00.960
‫باید توی زندگیت از مردم مراقبت کنی،
‫نه که بهشون آسیب بزنی.

00:16:02.962 --> 00:16:04.171
‫چی شد؟

00:16:04.505 --> 00:16:06.715
‫چسلی سنگ داد دهن خواهرش.

00:16:07.383 --> 00:16:09.176
‫چه مرگته پسرم؟

00:16:16.725 --> 00:16:19.186
‫- چرا باهاش حرف نمی‌زنی؟
‫- نمی‌دونم چی بگم.

00:16:19.311 --> 00:16:21.021
‫من و پدرم رابطه‌ی مهربانانه‌ای داشتیم...

00:16:21.146 --> 00:16:24.024
‫و به شیوه‌ی سرسختانه‌ی
‫خودمون با هم صمیمی بودیم.

00:16:28.362 --> 00:16:29.363
‫بیا.

00:16:30.531 --> 00:16:31.824
‫به جاش با این بازی کن.

00:16:33.200 --> 00:16:35.327
‫خیلی احساسات شخصیمون رو با
‫ هم به اشتراک نمی‌‌ذاشتیم.

00:16:38.247 --> 00:16:39.873
‫اکثرش رو مخفی نگه می‌داشتیم.

00:16:41.834 --> 00:16:43.210
‫پسر قشنگم.

00:16:53.137 --> 00:16:56.265
‫سالی در 16 سالگی پرواز رو یاد گرفت...
‫[سال‌های نوجوانی، از 1966 تا 1969]

00:16:57.683 --> 00:17:02.021
‫هزینه‌ی کلاس‌هاش رو با کار کردن
‫ به عنوان سرایدار کلیسا پرداخت کرد...

00:17:02.104 --> 00:17:05.232
‫و دختر موردعلاقه‌اش در دبیرستان یعنی
‫ کارول هم اونجا در گروه آواز بود.

00:17:05.941 --> 00:17:08.777
‫دختر ساکتی بود، در این مورد شباهت داشتیم.

00:17:09.695 --> 00:17:13.032
‫و واسه همین اکثرا شروع مکالمه
‫ باهاش سخت بود.

00:17:13.532 --> 00:17:14.700
‫سلام سالی.

00:17:15.492 --> 00:17:16.618
‫سلام کارول.

00:17:21.540 --> 00:17:22.833
‫لباست رو دوست دارم.

00:17:23.751 --> 00:17:24.877
‫مرسی.

00:17:31.842 --> 00:17:33.677
‫اخیرا فیلمی دیدی؟

00:17:34.470 --> 00:17:35.929
‫خیلی فیلم نمی‌بینم.

00:17:36.972 --> 00:17:39.558
‫سالی نوشته که یه بار با کارول پرواز کرده...

00:17:39.641 --> 00:17:42.853
‫که نقش مهمی در پیشرفتش داشته.

00:17:43.103 --> 00:17:44.480
‫این کمربندته.

00:17:45.564 --> 00:17:46.690
‫اول ایمنی.

00:17:46.982 --> 00:17:50.778
‫پس اهمیت زیادی داشت که من هم دقیقا
‫همون احساسات رو تجربه کنم.

00:17:51.195 --> 00:17:55.657
‫تصور کنید، هفده سالمه،
‫ یه دختر خوشگل کنارم نشسته...

00:17:55.949 --> 00:18:00.496
‫دو ساعت پاهامون هم رو لمس می‌کنن،
‫دستم به دستش می‌خوره.

00:18:00.621 --> 00:18:03.665
‫می‌تونستم عطرش یا شامپوش رو بو کنم.

00:18:04.333 --> 00:18:05.334
‫ببین.

00:18:05.417 --> 00:18:09.088
‫هر از گاهی به سمتم خم می‌شد،
‫موهاش روی دستم کشیده می‌شد.

00:18:09.505 --> 00:18:10.923
‫واسم تجربه‌ی جدیدی بود...

00:18:11.006 --> 00:18:14.551
‫که بفهمم پرواز کردن می‌تونه
‫ تجربه‌ای احساسی باشه.

00:18:15.135 --> 00:18:17.179
‫از نوشته‌های سالی در مورد
‫ این پرواز مشخصه...

00:18:17.513 --> 00:18:19.098
‫که کاملا تحریک شده بود.

00:18:19.431 --> 00:18:21.517
‫ولی نوشته که این تجربه بهش...

00:18:21.600 --> 00:18:23.852
‫مهارت ضروری‌ای رو در زمینه‌ی
‫ خلبانی یاد داده...

00:18:24.186 --> 00:18:26.063
‫که چطور بخش‌بندی بکنه.

00:18:26.355 --> 00:18:30.859
‫باید تعادل رو بین اشتیاقات جنسیش
‫ و امنیت پرواز برقرار می‌کرده.

00:18:31.151 --> 00:18:33.612
‫مشکل این بود که من وقتی
‫یه بازیگر حرفه‌ای...

00:18:33.695 --> 00:18:35.030
‫در کنارم بود...

00:18:35.114 --> 00:18:37.616
‫واسم دشوار بود که تحریک جنسی رو تجربه کنم.

00:18:38.408 --> 00:18:42.371
‫هر چی باشه این تجربه واسه شما،
‫یعنی بیننده نبود.

00:18:42.454 --> 00:18:43.872
‫تجربه‌ای بود که واسه من بود.

00:18:44.248 --> 00:18:47.751
‫خیلی‌خب. فکر کنم الان وقتشه که بری.
‫به همون دلیلی که حرف زدیم.

00:18:48.293 --> 00:18:52.422
‫پس در یه لحظه کلیدی در پرواز به
‫ بازیگر گفتم از هواپیما بره بیرون...

00:18:52.506 --> 00:18:55.425
‫و با رباتی در نقش کارول جایگزینش کردم.

00:18:56.135 --> 00:18:59.763
‫و بعد به تمام عوامل گفتم دوربین‌ها
‫رو روی سه‌پایه بذارن...

00:18:59.847 --> 00:19:01.557
‫و محل ضبط رو کاملا ترک کنن...

00:19:01.682 --> 00:19:04.601
‫که کاری که قراره بکنم...

00:19:04.685 --> 00:19:06.270
‫یه وقت مشکل قانونی‌ای پیش نیاره.

00:19:08.438 --> 00:19:10.399
‫قرار نیست همه‌چیز رو بهتون نشون بدم...

00:19:10.482 --> 00:19:14.486
‫ولی به زبان ساده در هواپیما حین
‫ پرواز خودارضایی کردم.

00:19:18.198 --> 00:19:20.200
‫چالش تمرکز روی یه ماموریت...

00:19:20.284 --> 00:19:23.287
‫درحالی که بدنت داره از بدوی‌ترین
‫ نیازهاش لذت می‌بره...

00:19:23.370 --> 00:19:24.663
‫خیلی سخته.

00:19:25.289 --> 00:19:26.957
‫ولی بالاخره موفق شدم...

00:19:27.040 --> 00:19:29.543
‫و گمونم همون‌طور که سالی تونسته...

00:19:29.626 --> 00:19:32.838
‫موفق شدم نعوظم رو واسه پرواز نادیده بگیرم.

00:19:33.755 --> 00:19:36.675
‫صاف وایستین! شکم رو بدین داخل!

00:19:37.426 --> 00:19:42.306
‫سینه رو بدین جلو! شانه‌ها عقب و پایین.

00:19:45.601 --> 00:19:48.103
‫خیال کردی کفشت رو درست برق انداختی؟

00:19:48.187 --> 00:19:50.022
‫- قربان، بله قربان.
‫- جفت کفشت رو؟

00:19:50.647 --> 00:19:53.317
‫- قربان، چپ و راستش قربان.
‫- چپش؟

00:19:53.859 --> 00:19:56.737
‫از لهجه این پسره مشخصا جنوبیه‌ها.

00:20:01.450 --> 00:20:04.161
‫دیرکس. چرا انگشتت توی جیبته؟

00:20:04.995 --> 00:20:08.916
‫متوجه شدم که افراد موفق در تلویزیون،
‫مخصوصا گوینده‌های اخبار...

00:20:08.999 --> 00:20:12.085
‫بیان بی‌نقصی داشتن و هیچ لهجه‌ای نداشتن.

00:20:12.169 --> 00:20:14.296
‫فیلد مارشال بریتانیایی لرد مانتگامری گفت...

00:20:14.379 --> 00:20:17.424
‫«خیلی تحت فشار هستم. می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:18.634 --> 00:20:20.677
‫«می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:22.262 --> 00:20:24.473
‫«می‌خواهم تنها باشم.»

00:20:24.640 --> 00:20:26.391
‫سعی کردم مثل اون‌ها صحبت کنم...

00:20:26.516 --> 00:20:28.518
‫و مثل مردم شهرم...

00:20:28.602 --> 00:20:30.270
‫لهجه‌ی غلیظ تگزاسی نداشته باشم.

00:20:30.354 --> 00:20:31.480
‫تنها.

00:20:33.523 --> 00:20:34.608
‫تنها.

00:20:35.234 --> 00:20:38.028
‫ولی هر چی بیشتر زندگی سالی رو تجربه کردم...

00:20:38.153 --> 00:20:42.532
‫بیشتر واسم سوال بود که چرا اکثر این
‫ لحظات رو در کتابش لحاظ کرده...

00:20:42.699 --> 00:20:45.369
‫و چرا به یه سری چیزها اشاره‌ای نکرده.

00:20:46.411 --> 00:20:49.915
‫ازدواج اولش تقریبا به صورت کامل
‫حذف شده بود...

00:20:50.165 --> 00:20:53.377
‫و بنا به دلایلی مستقیم رفت
‫سراغ ازدواج دومش.

00:20:53.460 --> 00:20:55.587
‫- من لوری...
‫- تو چسلی را...

00:20:55.879 --> 00:20:58.048
‫- تو چسلی را...
‫- به عنوان شوهر می‌پذیرم...

00:20:58.131 --> 00:21:01.009
‫ولی چاره‌ای نداشتم جز این‌که
‫ با نوشته‌هاش پیش برم...

00:21:01.260 --> 00:21:05.222
‫چون این تنها سرنخی بود که از
‫زندگی واقعیش داشتم.

00:21:05.305 --> 00:21:06.556
‫و روح‌القدس...

00:21:06.765 --> 00:21:09.810
‫خیلی خوب می‌شد که برنامه‌ات
‫ رو چند ماه جلوتر بهت بدن.

00:21:09.893 --> 00:21:12.896
‫باورت می‌شه؟ می‌تونستیم یه مسافرت بچینیم.

00:21:12.980 --> 00:21:18.277
‫گاهی اوقات احساس می‌کردم درگیر
‫سناریویی‌هایی شدم که از عمد ناتمام هستن.

00:21:18.485 --> 00:21:19.820
‫پیش تو همیشه خوش می‌گذره.

00:21:21.655 --> 00:21:23.740
‫لوری، اگه چیزی مشکل محسوب نمی‌شه...

00:21:23.824 --> 00:21:25.867
‫چرا باید انقدر دربارش حرف بزنیم؟

00:21:27.035 --> 00:21:28.161
‫درسته.

00:21:29.246 --> 00:21:30.831
‫صرفا دارم افکارم رو باهات
‫به اشتراک می‌ذارم.

00:21:30.914 --> 00:21:34.126
‫ظاهرا داشت خودش رو به عنوان شخصی
‫نشون می‌داد که...

00:21:34.209 --> 00:21:38.422
‫چالش‌های قابل ارتباطی داشت،
‫ولی هیچ‌وقت از حد توانش فراتر نبودن.

00:21:38.505 --> 00:21:41.967
‫فقط یادت باشه، زندگی مثل یه چک‌لیست نیست.

00:21:42.968 --> 00:21:44.469
‫صرفا سعی می‌کنم کارآمد باشم.

00:21:45.345 --> 00:21:46.722
‫ولی ادامه دادم.

00:21:46.805 --> 00:21:49.850
‫و با تجربه‌ کردن لحظات سنگین‌تر زندگیش...

00:21:50.100 --> 00:21:52.352
‫احساس کردم چیزی درونم داره رخ می‌ده.

00:21:52.436 --> 00:21:55.022
‫کی تصمیم گرفتی که یادبود بگیری؟

00:21:56.064 --> 00:21:58.442
‫یه سری چیزها هست که می‌خوام
‫راجع به بابا بگم.

00:22:00.402 --> 00:22:03.780
‫من فرصتش پیش اومد که وقتی زنده بود...

00:22:03.864 --> 00:22:05.198
‫هر چیزی که دوست داشتم رو بهش بگم.

00:22:07.534 --> 00:22:08.910
‫نیازی به یادبود نیست.

00:22:17.210 --> 00:22:20.839
‫به عنوان سالی می‌خواستم از
‫احساساتم حرف بزنم.

00:22:26.303 --> 00:22:29.556
‫ولی تمام دانشی که داشتم بهم می‌گفت
‫ که نمی‌تونم.

00:22:32.351 --> 00:22:35.520
‫سالی در نوشته‌هایش احتیاط می‌کرد...

00:22:35.604 --> 00:22:38.815
‫که هیچ‌وقت نگوید احساساتش
‫ بر او غلبه می‌‌کردند.

00:22:38.982 --> 00:22:41.068
‫می‌گفت که هرگز گریه نمی‌کنه...

00:22:41.157 --> 00:22:43.910
‫حتی در احساساتی‌ترین لحظات زندگیش.
‫[مرگ پدر]

00:22:44.404 --> 00:22:46.198
‫دائما از جملاتی نظیر...

00:22:46.573 --> 00:22:50.494
‫«راهی برای کنار اومدن پیدا کردم.»
‫بدون ورود به جزئیات استفاده می‌کنه.

00:22:50.994 --> 00:22:54.164
‫عبارات «کنار اومدن» و «سر و کله زدن»...

00:22:54.247 --> 00:22:58.877
‫درواقع بیش از 15 بار بدون ذکر کردن روشی
‫ در کتابش تکرار شدن.

00:22:59.711 --> 00:23:02.047
‫و دلیلش برام شک برانگیز بود.

00:23:03.423 --> 00:23:06.134
‫یکی از شب‌هایی که خلبان‌ها توی
‫ بار من بودن...

00:23:06.259 --> 00:23:07.886
‫یه خلبان بهم گفت که...

00:23:07.969 --> 00:23:10.472
‫وقتی یه خلبان از احساساتش حرف می‌زنه...

00:23:10.555 --> 00:23:12.391
‫باید خیلی احتیاط کنه...

00:23:12.516 --> 00:23:16.853
‫خلبان‌ها واقعا ترس دارن که...

00:23:17.229 --> 00:23:20.148
‫با کسی حرف بزنن،
‫مثلا متخصصین سلامتی...

00:23:20.232 --> 00:23:22.484
‫اون هم به شیوه‌ای که اداره هوانوردی فدرال
‫ با خبر بشه...

00:23:22.567 --> 00:23:24.069
‫که مثلا «هی، من اخیرا چنین احساسی داشتم...»

00:23:24.152 --> 00:23:25.570
‫یا مخصوصا موضوعات سلامت روحی...

00:23:25.654 --> 00:23:28.615
‫که مثلا بگی چنین مشکلی داشتی،
‫چون از لحاظ تاریخی...

00:23:28.698 --> 00:23:30.575
‫اگه سابقه پزشکی‌ای ازت ثبت بشه...

00:23:30.659 --> 00:23:33.537
‫یا با دکتری حرف بزنی و یا اداره هوانوردی
‫ فدرال از چیزی باخبر بشه...

00:23:33.620 --> 00:23:35.163
‫خیلی راحت می‌تونن مجوز سلامتیت رو لغو کنن.

00:23:35.288 --> 00:23:36.706
‫و به محض این‌ که مجوز سلامتیت لغو بشه...

00:23:36.790 --> 00:23:37.958
‫نمی‌تونی پرواز کنی.

00:23:38.750 --> 00:23:40.127
‫ممکنه این علتش باشه که...

00:23:40.210 --> 00:23:42.712
‫سالی از حرف زدن راجع به احساساتش
‫خودداری می‌کرد؟

00:23:43.380 --> 00:23:44.965
‫نمی‌خواست چیزی رو منتشر کنه که...

00:23:45.048 --> 00:23:47.592
‫براش با اداره هوانوردی فدرال
‫ مشکلی پیش بیاره.

00:23:48.343 --> 00:23:51.179
‫مجبور بود خودش رو طوری جلوه بده که انگار...

00:23:51.263 --> 00:23:53.557
‫انسانی بود که می‌تونست به صورت جادویی
‫با همه چیز کنار بیاد.

00:23:54.558 --> 00:23:57.144
‫و متوجه شدم که دارم نوشته‌هاش رو...

00:23:57.436 --> 00:23:59.229
‫به صورتی رمزی می‌خونم.

00:23:59.980 --> 00:24:04.359
‫پس برای نزدیک‌تر شدن به حقیقت،
‫موقعیت‌هایی رو خلق کردم...

00:24:04.443 --> 00:24:08.113
‫که احتمالا تجربه کرده،
‫ولی ازشون حرفی نزده.

00:24:08.196 --> 00:24:11.241
‫سلام. مرسی دکتر. الان حالم خیلی بهتره.

00:24:11.867 --> 00:24:13.076
‫هفته‌ی دیگه می‌بینمت.

00:24:16.288 --> 00:24:17.289
‫آقا؟

00:24:17.539 --> 00:24:19.708
‫اگه دوست داری امتحان کنی
‫ الان یه نوبت خالی دارم.

00:24:20.834 --> 00:24:21.918
‫نه ممنون.

00:24:22.752 --> 00:24:25.338
‫آدمی مثل سالی واسه کنار اومدن
‫ با مشکلات چیکار می‌کنه؟

00:24:25.422 --> 00:24:26.423
‫بزن بریم.

00:24:28.508 --> 00:24:29.509
‫ایول.

00:24:29.634 --> 00:24:31.678
‫بیا رفیق. ایول. بزن رفیق.

00:24:35.307 --> 00:24:37.767
‫هی سالی. گور بابای هواپیما بابا.

00:24:38.059 --> 00:24:40.228
‫می‌خوای پرواز واقعی رو تجربه کنی؟

00:24:47.360 --> 00:24:48.528
‫نمی‌تونم.

00:24:49.404 --> 00:24:50.697
‫و مجبورم شماها رو...

00:24:50.780 --> 00:24:54.451
‫بخاطر شکستن قانون 91.17 قوانین هوانوردی
‫ فدرالی در زمینه الکل و مواد گزارش بدم.

00:24:55.118 --> 00:24:57.496
‫می‌خوای بری چاپلوسی کنی؟
‫پس مرام خلبانی چی می‌شه؟

00:24:58.455 --> 00:24:59.831
‫تنها مرام من امنیته.

00:25:00.957 --> 00:25:02.459
‫کیرم رو بخور سالی.

00:25:04.085 --> 00:25:05.462
‫من بیشتر می‌خوام.

00:25:05.587 --> 00:25:08.632
‫ولی به یکی از نوشته‌های سالی فکر می‌کردم.

00:25:09.299 --> 00:25:11.009
‫بعد از مرگ پدرش...

00:25:11.092 --> 00:25:14.012
‫برای اولین بار به گروه‌های موسیقی...

00:25:14.179 --> 00:25:15.430
‫و آهنگ‌هایی که دوست داشت اشاره می‌کرد.

00:25:15.514 --> 00:25:17.891
‫وقتی «نور خورشید را جذب کن» شلی کرو
‫رو می‌شنوم...

00:25:17.974 --> 00:25:21.061
‫- یاد پدرم می‌افتم.
‫- ارتباط عجیبی بود...

00:25:21.436 --> 00:25:25.273
‫چون مرگ پدر شلی درواقع قبل از
‫انتشار اون آهنگ بود.

00:25:26.274 --> 00:25:27.943
‫ولی متوجه شکل گرفتم یه الگو شدم.

00:25:28.985 --> 00:25:32.155
‫سالی تا سال 2002 اصلا...

00:25:32.239 --> 00:25:33.990
‫در کتابش به موسیقی عامه‌پسند اشاره نکرد...

00:25:34.282 --> 00:25:37.744
‫که اون موقع هم
‫ 51 سالش بوده و به صورت تصادفی...

00:25:38.870 --> 00:25:41.748
‫تازه چند ماه از اختراع آیپاد می‌گذشته.

00:25:54.219 --> 00:25:56.096
‫هزار تا آهنگ توش جا می‌شه؟

00:25:56.805 --> 00:25:58.557
‫فکر نکنم حتی اسم پنج تا آهنگ به ذهنم بیاد.

00:25:59.015 --> 00:26:01.685
‫خب پس شاید وقتشه مصرفت رو بیشتر کنی.

00:26:01.768 --> 00:26:03.603
‫هیچ دارویی قوی‌تر از موسیقی نیست.

00:26:04.646 --> 00:26:06.606
‫این روزها خیلی‌ها به موسیقی علاقه دارن، نه؟

00:26:07.065 --> 00:26:08.275
‫آره، عالیه رفیق.

00:26:10.694 --> 00:26:12.487
‫خیلی‌خب بابا. یکی می‌خرم.

00:26:24.583 --> 00:26:26.251
‫بعد از مرگ پدرش...

00:26:26.543 --> 00:26:30.589
‫کلمه‌ی «آیپاد» به صورت مکرر در
‫کتابش ذکر شده بود.

00:26:31.214 --> 00:26:33.383
‫با دسترسی نامحدود به موسیقی...

00:26:33.675 --> 00:26:36.052
‫به نظرم رسید که برای اولین بار...

00:26:36.177 --> 00:26:39.639
‫راهی داشت که احساساتش رو
‫ از طریق متن آهنگ‌ها درک کنه.

00:26:39.848 --> 00:26:42.267
‫خورشید را در آغوش می‌گیرم

00:26:42.350 --> 00:26:44.769
‫زندگی پدرم در یه جمله از اون
‫آهنگ شلی کرو خلاصه می‌شد.

00:26:45.186 --> 00:26:48.148
‫«مهم این نیست که آنچه می‌خواهی داشته
‫باشی، بلکه این است که آنچه داری بخواهی.»

00:26:49.858 --> 00:26:54.446
‫ولی گروهی که بیشتر از همه بهش
‫ اشاره می‌کنه اونسنس هستش.

00:26:54.904 --> 00:26:57.949
‫و چون در نقش اون زندگی می‌کردم،
‫علتش رو درک می‌کردم.

00:26:58.408 --> 00:27:04.039
‫♪ چگونه درون چشمانم خیره می‌شو‌ی ♪

00:27:04.164 --> 00:27:07.083
‫متن آهنگ معروفشون یعنی
‫ «مرا به زندگی بازگردان»...

00:27:07.167 --> 00:27:10.503
‫توسط نویسنده‌اش به عنوان درخواست
‫ کمکی توصیف شده.

00:27:11.254 --> 00:27:14.174
‫موضوعش این بود که دیگه
‫خود واقعیت رو مخفی نکنی...

00:27:14.257 --> 00:27:18.428
‫- و فرقی نمی‌کنه که چقدر نقص داشته باشی.
‫ - ♪ خیلی بی‌حس شدم ♪

00:27:18.511 --> 00:27:19.554
‫♪ بیدارم کن ♪

00:27:19.638 --> 00:27:22.098
‫♪ از درون بیدارم کن. ♪
‫♪ - نمی‌تونم بیدار بشم... ♪

00:27:22.182 --> 00:27:24.601
‫♪ - از درون بیدارم کن. ♪
‫♪ - نجاتم بده. ♪

00:27:24.684 --> 00:27:28.938
‫♪ اسمم رو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده. ♪

00:27:29.022 --> 00:27:31.149
‫♪ - بیدارم کن. ♪
‫♪ - فرمان بده که خونم به حرکت در بیاد. ♪

00:27:31.232 --> 00:27:33.568
‫♪ - نمی‌تونم بیدار بشم. ♪
‫♪ - قبل این‌که از هم بپاشم. ♪

00:27:33.652 --> 00:27:34.819
‫♪ نجاتم بده. ♪

00:27:34.903 --> 00:27:39.532
‫♪ من رو از پوچی‌ای که بهش بدل ♪
‫♪ شدم نجات بده. ♪

00:27:39.616 --> 00:27:42.327
‫- پرنده.
‫- وای.

00:27:42.994 --> 00:27:45.789
‫امکانش بود که اونسنس به سالی
‫ یاد داده باشه...

00:27:45.872 --> 00:27:48.958
‫که نقص داشتن عیبی نداره و این که...

00:27:49.042 --> 00:27:51.419
‫در زمان پرواز سرنوشت‌سازش کمک بخواد؟

00:27:51.503 --> 00:27:53.630
‫کاکتوس 1539 هستم. برخورد با پرنده.

00:27:53.713 --> 00:27:57.092
‫جفت موتور از کار افتادن.
‫برمی‌گردیم سمت لاگواردیا.

00:27:57.175 --> 00:28:00.470
‫وقتی به صدای صوت کابین سقوط
‫ سالی گوش می‌دی...

00:28:00.595 --> 00:28:04.683
‫یه سکوت طولانی هست که واسم جالبه.

00:28:04.766 --> 00:28:06.935
‫بسیارخب، کدوم باند فرود تیتربورو
‫ رو خالی کنم؟

00:28:08.436 --> 00:28:09.521
‫توی رودخانه هادسون فرود میاییم.

00:28:09.896 --> 00:28:13.400
‫در ثانیه‌ی 28 ساعت 03:29 دقیقه‌ی
‫ بعد از ظهر...

00:28:13.692 --> 00:28:15.485
‫سالی تصمیمش مبنی بر...

00:28:15.610 --> 00:28:17.904
‫فرود روی رودخانه‌ی هادسون رو اعلام می‌کنه.

00:28:17.987 --> 00:28:19.614
‫خب بیا فلاپ‌ها رو باز کنیم.
‫فلاپ‌ها باز.

00:28:20.073 --> 00:28:21.199
‫فلاپ باز؟

00:28:21.491 --> 00:28:24.369
‫ولی وقتی کمک خلبان می‌خواد که...

00:28:24.452 --> 00:28:27.497
‫دستور باز کردن فلاپ‌ها تایید بشه،
‫سالی جواب نمی‌ده.

00:28:28.456 --> 00:28:29.874
‫کمک خلبان در هر صورت...

00:28:29.958 --> 00:28:31.710
‫- فلاپ‌ها رو باز می‌کنه.
‫- ارتفاع.

00:28:31.793 --> 00:28:32.877
‫که اصطکاک ایجاد می‌کنه...

00:28:32.961 --> 00:28:34.379
‫- و باعث کند شدن هواپیما می‌شه.
‫- ارتفاع بگیرید.

00:28:35.422 --> 00:28:36.589
‫این آغاز...

00:28:36.673 --> 00:28:41.219
‫سکوت 23 ثانیه‌ای هستش که
‫سالی یه کلمه هم حرف نمی‌زنه.

00:28:41.302 --> 00:28:42.971
‫فرودگاه نیوآرک هم هست...

00:28:43.054 --> 00:28:46.015
‫با این‌ که برج مراقبت و کمک خلبانش...

00:28:46.099 --> 00:28:47.642
‫هر دو دارن سعی می‌کنن باهاش حرف بزنن.

00:28:47.726 --> 00:28:50.437
‫- صد و هفتاد گره.
‫- سرعت کم. ارتفاع.

00:28:50.562 --> 00:28:53.732
‫- موتورها روشن نشدن.
‫- بدون تصویری از کابین...

00:28:53.982 --> 00:28:58.778
‫نمی‌تونیم مطمئن باشیم که سالی
‫ در اون 23 ثانیه‌ی...

00:28:58.862 --> 00:29:01.489
‫قبل از کمک خواستن از کمک خلبانش
‫داشت چیکار می‌کرد.

00:29:01.614 --> 00:29:02.907
‫فکری داری؟

00:29:03.032 --> 00:29:05.368
‫- احتیاط. ارتفاع.
‫- راستش، نه.

00:29:05.452 --> 00:29:08.496
‫- ارتفاع، ارتفاع...
‫- ولی بعد از سقوط...

00:29:08.580 --> 00:29:12.792
‫آیپاد سالی توی کابین پر از آب پیدا شد...

00:29:12.876 --> 00:29:14.711
‫و توی کتابش هم این رو تایید کرد.

00:29:21.092 --> 00:29:22.802
‫خیلی‌خب، کدوم باند فرود تیتربورو
‫ رو خالی کنیم؟

00:29:22.886 --> 00:29:24.179
‫می‌خوایم توی رودخانه
‫هادسون فرود بیاییم.

00:29:24.262 --> 00:29:27.474
‫ممکنه چیز خاصی نباشه،
‫یا صرفا غریزه‌ای که...

00:29:27.557 --> 00:29:29.434
‫بخاطر زیادی ایفا کردن نقشش
‫ سراغم اومده باشه...

00:29:29.517 --> 00:29:32.187
‫- خیلی‌خب، فلاپ‌ها باز. فلاپ‌ها رو باز کن.
‫- فلاپ‌ها رو باز کنم؟

00:29:32.270 --> 00:29:35.398
‫ولی بخش تکرارشونده‌ی آهنگ
‫ «مرا به زندگی بازگردان» اونسنس...

00:29:35.482 --> 00:29:39.944
‫هم دقیقا 23 ثانیه هستش.

00:29:41.946 --> 00:29:43.364
‫- ارتفاع بگیرید...
‫- بیدارم کن...

00:29:43.448 --> 00:29:45.867
‫- از درون بیدارم کن.
‫- نمی‌تونم بیدار بشم.

00:29:45.950 --> 00:29:47.160
‫- از درون بیدارم کن.
‫- ارتفاع کمه...

00:29:47.243 --> 00:29:48.703
‫نجاتم بده.

00:29:48.787 --> 00:29:50.121
‫ارتفاع 250 پایی.

00:29:50.205 --> 00:29:52.582
‫اسمم رو صدا بزن و از تاریکی نجاتم بده.

00:29:52.665 --> 00:29:54.417
‫- بیدارم کن.
‫- فرمان بده که خونم به حرکت در بیاد.

00:29:54.494 --> 00:29:55.828
‫هیچ‌ کدوم از موتورها روشن نشدن.

00:29:55.919 --> 00:29:57.462
‫- ارتفاع کمه.
‫- قبل این که از هم بپاشم.

00:29:57.504 --> 00:29:58.755
‫نجاتم بده.

00:29:58.902 --> 00:30:03.448
‫♪ من رو از پوچی‌ای که بهش بدل ♪
‫♪ شدم نجات بده... ♪

00:30:03.510 --> 00:30:06.679
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:06.971 --> 00:30:09.665
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:09.689 --> 00:30:10.600
‫فکری داری؟
‫احتیاط، ارتفاع بگیرید.

00:30:12.310 --> 00:30:14.521
‫- راستش نه.
‫- ارتفاع، ارتفاع.

00:30:15.396 --> 00:30:16.773
‫ارتفاع بگیرید.

00:30:27.992 --> 00:30:29.410
‫فرود خوبی بود خلبان.

00:30:32.330 --> 00:30:35.375
‫هی. وقتی ازمون پرسیدن چی شد...

00:30:35.500 --> 00:30:37.168
‫نگو که من...

00:30:41.506 --> 00:30:42.757
‫مرام خلبانیه دیگه.

00:30:45.301 --> 00:30:47.512
‫- مرام خلبانی.
‫- امنه!

00:30:47.887 --> 00:30:49.556
‫- فشار خون؟
‫- 122 روی 78.

00:30:49.722 --> 00:30:52.058
‫همه می‌خوایم که خلبان‌ها بی‌نقص باشن...

00:30:52.600 --> 00:30:54.644
‫ولی در برخی مواقع...

00:30:54.727 --> 00:30:57.522
‫در واقع می‌خوایم که بدونن که بی‌نقص نیستن.

00:31:03.862 --> 00:31:05.738
‫این که نتونی کاری کنی یه سگ...

00:31:05.822 --> 00:31:09.617
‫بعد از چهار ماه تلاش مداوم...

00:31:09.742 --> 00:31:12.287
‫به یه حمله‌ی دیابتی واکنش نشون بده،
‫به معنی شکست نیست.

00:31:14.956 --> 00:31:18.084
‫اشکالی نداره که قبول کنی که یه
‫ سری کارها رو نمی‌شه کرد.

00:31:22.589 --> 00:31:26.175
‫شاید هر خلبانی باید اونسنس
‫ خودش رو پیدا کنه...

00:31:26.634 --> 00:31:28.553
‫حالا در قالب هر شکلی.

00:31:29.512 --> 00:31:32.557
‫وقتی اداره هوانوردی فدرال این همه
‫گزینه رو حذف کرده...

00:31:32.640 --> 00:31:34.517
‫راه راحتی جلوت نیست.

00:31:35.768 --> 00:31:38.521
‫از تمام گروه‌های افراد واقعی که...

00:31:38.605 --> 00:31:40.356
‫ازشون خواستیم در برنامه‌های من شرکت کنن...

00:31:40.857 --> 00:31:44.068
‫برخلاف انتظارم بیشترین پاسخ مثبت رو...

00:31:44.235 --> 00:31:45.653
‫از خلبان‌های حرفه‌ای دریافت کردیم.

00:31:45.737 --> 00:31:49.532
‫- توی مسیر تنهایی زندگی می‌کنی دیگه.
‫- و خیلی پیش می‌اومد که...

00:31:49.616 --> 00:31:52.201
‫علاقه‌ای به حرف زدن درمورد هوانوردی
‫ نداشته باشن...

00:31:52.577 --> 00:31:54.078
‫و بیشتر در مورد خودشون حرف می‌زدن.

00:31:54.287 --> 00:31:56.748
‫امسال کلی زمان صرف این کردم که...

00:31:57.999 --> 00:32:01.920
‫مثلا بفهمم چرا انقدر دائما استرس دارم.

00:32:02.045 --> 00:32:04.505
‫آره، اون...
‫من کلی مطالعه کردم...

00:32:04.589 --> 00:32:06.382
‫از همون مادرهای خودخواه بود که...

00:32:06.507 --> 00:32:07.550
‫راستش همیشه یه جورهایی می‌دونستم که...

00:32:07.634 --> 00:32:09.260
‫من یه مشکلی دارم، حتی وقتی که بچه بودم.

00:32:09.385 --> 00:32:12.388
‫طلاق واقعا سخت بود و همه چیزم
‫رو از دست دادم.

00:32:12.513 --> 00:32:14.557
‫یعنی خیلی کله شق بودم؟

00:32:14.641 --> 00:32:17.936
‫خیلی سخت تلاش می‌کردم که
‫ بهشون امر و نهی کنم؟

00:32:18.019 --> 00:32:20.730
‫توی بخش‌بندی خیلی خوب شدم.

00:32:20.813 --> 00:32:23.775
‫- و خب می‌دونی...
‫- بعد پایان مصاحبه‌ها...

00:32:24.150 --> 00:32:27.820
‫خیلی‌ها دنبالم کردن و خواستن
‫ باز هم حرف بزنیم.

00:32:27.904 --> 00:32:29.405
‫الان دیگه مثل روانکاوم شدی.

00:32:29.530 --> 00:32:32.367
‫حتی حرف زدن در مورد این چیزهام
‫حس خوبی داره‌ها، می‌دونی؟

00:32:32.450 --> 00:32:35.662
‫دقیقا متوجه معنیش نمی‌شم، ولی جالبه.

00:32:44.100 --> 00:32:51.100
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:32:52.224 --> 00:33:06.224
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.