﻿WEBVTT

00:00:00.050 --> 00:00:10.050
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:17.746 --> 00:00:23.746
«سندمن - رویای هزار گربه»

00:00:29.110 --> 00:00:31.690
‫بدو دیگه عزیزم، بیا رو تخت.

00:00:32.860 --> 00:00:35.820
‫الان... الان میام عزیزم.

00:00:35.910 --> 00:00:37.820
‫بذار اول گربه رو بذارم تو سبد.

00:00:40.580 --> 00:00:43.410
در رو باز بذار تا بتونه بره دستشوییش.

00:00:45.170 --> 00:00:46.880
‫شب‌بخیر، پُف‌پُفی.

00:01:02.770 --> 00:01:04.680
‫امشبه. میای؟

00:01:05.480 --> 00:01:07.520
دیگه حداقلش باید سرگرم‌کننده باشه.

00:01:07.600 --> 00:01:11.320
نمی‌تونم بیام بیرون. همه سوراخای خونه بسته‌ن.

00:01:11.940 --> 00:01:13.820
‫نه، همه‌شون بسته نیستن.

00:01:13.900 --> 00:01:18.030
‫اون بالا یه پنجره هست که درش بازه.
‫ از اونجا می‌تونی بیای بیرون.

00:01:35.630 --> 00:01:38.340
‫دُم بجنبون کوچولو. این یکی رو نباید از دست بدیم.

00:01:57.860 --> 00:02:00.280
‫پرشت خوب بود. فقط باید رو فرودت کار کنی.

00:02:01.120 --> 00:02:03.240
‫بدو دیگه. صبح شد.

00:02:07.830 --> 00:02:09.620
یعنی چه شکلیه؟

00:02:09.710 --> 00:02:11.750
‫کسی چه می‌دونه؟ مخصوصاً این گربه.

00:02:16.590 --> 00:02:18.800
‫خوشبختم، دوستان شب‌نشین عزیزم.

00:02:18.880 --> 00:02:21.300
‫سلام. می‌خوایم بریم ببینیمش.

00:02:21.890 --> 00:02:23.050
‫منم همینطور.

00:02:23.140 --> 00:02:25.890
‫البته فایده‌ای تو این کار نمی‌بینم.

00:02:25.970 --> 00:02:27.980
‫پس چرا اومدی اینجا؟

00:02:28.850 --> 00:02:30.770
‫همم.

00:02:30.850 --> 00:02:33.000
‫احتمالاً به‌خاطر کنجکاویم.

00:02:34.900 --> 00:02:37.530
می‌خوام به حرفاش گوش کنم.

00:02:38.400 --> 00:02:41.700
‫همه‌مون می‌خوایم، بچه. همه‌مون می‌خوایم.

00:02:45.000 --> 00:02:52.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.:: Telegram : @bollbolljan ::.
.:: Instagra : @bollbolljan_Com ::.

00:03:04.220 --> 00:03:05.350
کوش پس؟

00:03:20.400 --> 00:03:24.070
‫خواهران و برادران، امیدوارم که شکار به کام‌تون باشه.

00:03:25.070 --> 00:03:28.750
‫خیلی‌هاتون از راه دور برای گوش
‫ دادن به پیغامم به اینجا اومدین

00:03:28.830 --> 00:03:34.040
‫و از خانه‌های گرم و راحت‌تون دل کَندین
‫ و امیدوارم که هروقت حرفم تموم شد،

00:03:34.670 --> 00:03:36.540
رویام رو برای همه تعریف کنین.

00:03:38.460 --> 00:03:41.020
من از اول اینطوری نبودم که دارین می‌بینین.

00:03:44.340 --> 00:03:48.260
<i>‫مثل خیلی از شماها، من هم روزی
‫ توی دنیای اونا زندگی می‌کردم.</i>

00:03:49.100 --> 00:03:52.940
<i>‫و مثل شما، خودم رو فریب دادم.</i>

00:03:54.100 --> 00:03:57.650
<i>‫بهم غذا می‌دادن، ازم نگهداری می‌کردن. بهم خدمت می‌کردن.</i>

00:03:58.270 --> 00:04:01.280
<i>‫در عوض فقط توجهم رو می‌خواستن.</i>

00:04:01.900 --> 00:04:04.030
<i>‫که واقعاً هم زحمت زیادی نداشت.</i>

00:04:27.680 --> 00:04:30.430
‫اون قوی و سریع بود.

00:04:31.140 --> 00:04:34.600
چنگال‌ها و دندون‌هاش به تیزی شمشیر بود.

00:04:35.980 --> 00:04:37.810
اون رو معشوق خودم انتخاب کردم.

00:04:38.690 --> 00:04:42.440
‫دیگه هیچوقت ندیدمش، ولی فراموشش نکردم.

00:04:43.820 --> 00:04:48.280
<i>‫مادر خودم رو به یاد نداشتم،
‫ولی قسم خورده بودم که مثل اون نباشم.</i>

00:04:48.370 --> 00:04:52.580
<i>‫بهشون حموم کردن، آروم راه
‫ رفتن و شکار کردن یاد می‌دادم </i>

00:04:53.450 --> 00:04:55.160
تو که می‌دونستی وقت جفت‌گیریشه.

00:04:56.210 --> 00:04:58.460
چرا بردیش بیرون؟

00:04:58.540 --> 00:05:00.340
به‌نظر من که خیلی نازن.

00:05:00.420 --> 00:05:03.800
‫ناز؟ گربه‌ی ما چشم آبی و چندرنگی و نژاد خالصه.

00:05:03.880 --> 00:05:06.720
بچه‌هاش چندنژادین. مفت نمی‌ارزن.

00:05:16.640 --> 00:05:19.190
‫- می‌خوای چی‌کارشون کنی؟
‫- نترس.

00:05:20.020 --> 00:05:21.150
یه کاری‌شون می‌کنم.

00:05:23.860 --> 00:05:25.280
‫پاول!

00:05:50.350 --> 00:05:51.760
<i>‫احساس‌شون کردم</i>

00:05:51.850 --> 00:05:57.310
<i>‫از دور... که آب‌های سرد تو تاریکی اونا رو بلعیده.</i>

00:05:57.390 --> 00:06:01.480
<i>‫بدون این که چیزی ببینم، دست
‫ و پا زدن‌شون رو احساس کردم.</i>

00:06:02.070 --> 00:06:04.780
‫احساس کردم که دارن از ترس صدام می‌کنن.

00:06:05.360 --> 00:06:07.900
<i>‫و بعدش... ناپدید شدن.</i>

00:06:14.160 --> 00:06:17.370
‫خدایا، آخه اون که نمی‌فهمه.

00:06:18.410 --> 00:06:21.670
‫نگاش کن. احتمالاً دیگه راحت شده.

00:06:22.790 --> 00:06:25.510
‫کی دلش می‌خواد چهارتا بچه‌ی
‫ جیغ‌جیغو دورش باشن؟

00:06:26.170 --> 00:06:27.760
‫شاید هم تو درست میگی.

00:06:28.800 --> 00:06:30.590
فقط احساس گناه می‌کنم.

00:06:31.390 --> 00:06:34.140
<i>‫بعدش فهمیدم که به خودم دروغ گفته بودم.</i>

00:06:34.220 --> 00:06:36.040
<i>‫ما تابع اونا بودیم.</i>

00:06:36.430 --> 00:06:39.690
<i>‫وقتی پیش آدما زندگی می‌کردیم،
‫ نمی‌تونستیم بگیم که آزادیم.</i>

00:06:40.850 --> 00:06:43.560
<i>‫واسه همین دعا کردم.</i>

00:06:43.650 --> 00:06:46.320
<i>‫به درگاه تاریکی،‌ به درگاه شب دعا کردم.</i>

00:06:46.400 --> 00:06:48.320
<i>‫به درگاه پادشاه گربه‌ها دعا کردم،</i>

00:06:48.400 --> 00:06:51.910
<i>‫کسی که بین خودمونه ولی ما نمی‌شناسیمش.</i>

00:06:52.870 --> 00:06:55.700
<i>‫و بعد رویا دیدم.</i>

00:07:13.930 --> 00:07:17.810
‫واسه چی اومدی اینجا گربه کوچولو؟
‫به دل دنیای رویاها؟

00:07:18.520 --> 00:07:20.890
‫اینجا هیچی واست نیست.

00:07:20.980 --> 00:07:22.900
‫اومدم اینجا دنبال عدالت.

00:07:22.980 --> 00:07:25.650
‫دنبال وحی. دنبال حکمت.

00:07:25.730 --> 00:07:28.110
‫عدالت که یه توهمه.

00:07:28.650 --> 00:07:30.740
‫حکمت هم اینجا جایگاهی نداره.

00:07:31.490 --> 00:07:35.910
‫ولی وحی... اقلیم دنیای رویاهاست

00:07:35.990 --> 00:07:39.330
‫اگه دلی قوی داشته باشی و از هیچی نترسی.

00:07:39.410 --> 00:07:41.290
‫من از هیچی نمی‌ترسم.

00:07:41.870 --> 00:07:45.540
‫توی کوه یه غاری هست. اونجا پیداش می‌کنی.

00:07:46.130 --> 00:07:48.420
‫ولی مسیر دشواره.

00:07:49.630 --> 00:07:54.890
‫اگه یه گربه کوچولو از مسیر
‫خارج شه، آسیب زیادی می‌بینه.

00:07:55.470 --> 00:07:57.680
‫گربه‌ها راه خودشون رو دارن.

00:08:08.360 --> 00:08:13.980
<i>‫ از «جنگل ارواح» عبور کردم، جایی که مرده‌ها
‫ و گمشده‌ها در گوشم زمزمه کردن. </i>

00:08:16.160 --> 00:08:17.740
<i>‫صدای بچه‌هام رو شنیدم.</i>

00:08:19.870 --> 00:08:22.330
<i>‫ولی به راهم ادامه دادم.</i>

00:08:28.920 --> 00:08:30.590
<i>‫از «مکان‌های سرد» عبور کردم.</i>

00:08:30.670 --> 00:08:33.720
<i>‫جایی که با هر قدم درد
‫می‌کشیدم و با هر حرکت عذاب.</i>

00:08:35.930 --> 00:08:40.980
<i>‫از خیسی عبور کردم، که پنجه‌هام رو
‫ بی‌حس و موهام رو خیس کرد. </i>

00:08:42.310 --> 00:08:45.230
<i>‫ولی با این‌حال، به راهم ادامه دادم.</i>

00:08:47.690 --> 00:08:50.320
<i>‫از «تاریکی» و خلاء عبور کردم</i>

00:08:50.900 --> 00:08:52.740
<i>‫جایی که همه‌چیز داشت ازم مکیده می‌شد.</i>

00:08:52.820 --> 00:08:56.030
<i>‫هرچیزی که من رو به این چیزی
‫ که هستم تبدیل کرده بود.</i>

00:08:56.030 --> 00:09:01.350
<i>‫و حتی وقتی دیگه خودم هم دلیلش
‫ رو نمی‌دونستم، به راهم ادامه دادم.</i>

00:09:02.040 --> 00:09:07.330
<i>‫بعد از مدتی، به خودم برگشتم
‫ و دیدم که رسیدم به کوه.</i>

00:09:08.880 --> 00:09:11.590
‫اومدم گربه‌ی رویاها رو ببینم.

00:09:11.670 --> 00:09:13.170
‫همم.

00:09:13.260 --> 00:09:15.630
‫چرا باید اجازه بدیم که وارد شی؟

00:09:15.720 --> 00:09:20.140
‫چرا باید یکی مثل تو مزاحمش بشه؟

00:09:20.890 --> 00:09:24.350
‫اون هم یه مشت مو و استخون که
‫ به زور میشه گربه صداش کرد.

00:09:29.230 --> 00:09:31.690
‫از راه دوری اومدم و نمی‌ذارم کسی جلوم رو بگیره.

00:09:31.770 --> 00:09:35.530
‫کارم رو فقط به کسی که اومدم
‫ ببینمش میگم، فقط به همون.

00:09:35.610 --> 00:09:38.450
‫من گُربم. دستم رو واسه کسی رو نمی‌کنم.

00:09:42.120 --> 00:09:45.120
‫پس وارد شو، گربه‌ی مغرور.

00:09:45.200 --> 00:09:46.200
‫ولی مراقب باش.

00:09:47.000 --> 00:09:49.290
‫هر رویا یه بهایی داره.

00:09:55.130 --> 00:09:56.800
<i>‫و وارد شدم.</i>

00:10:16.110 --> 00:10:17.280
‫من اینجام.

00:10:17.950 --> 00:10:20.450
‫و تو کی هستی؟

00:10:21.450 --> 00:10:24.620
‫یه گربه. قدم‌روی جاهای شبانه.

00:10:25.200 --> 00:10:28.080
‫یه کلاغ مُرده برای وحی من رو فرستاد اینجا.

00:10:29.000 --> 00:10:33.170
‫می‌خوام بدونم که چرا می‌تونن
 بچه‌هام رو ازم بگیرن؟

00:10:33.880 --> 00:10:35.420
‫چرا زندگی‌مون اینطوریه؟

00:10:36.460 --> 00:10:37.840
‫نمی‌فهمم.

00:10:45.770 --> 00:10:48.480
‫گربه می‌تونه به پادشاه نگاه کنه. مردم اینطور میگن.

00:10:48.560 --> 00:10:52.230
‫پس تو چشمام نگاه کن خواهر
‫ کوچولو. تو چشمام نگاه کن.

00:11:02.780 --> 00:11:05.700
‫و تو چشماش همه‌چیز رو دیدم.

00:11:06.410 --> 00:11:08.620
‫حقیقت رو دیدم. حقیقت‌مون.

00:11:09.790 --> 00:11:11.920
‫و از تصوراتم فراتر رفت.

00:11:13.420 --> 00:11:18.840
<i>‫چندین و چندسال پیش، گربه‌ها
‫حاکم حقیقی این دنیا بودن.</i>

00:11:19.590 --> 00:11:22.840
<i>‫اون زمان بزرگ‌تر بودیم.
‫همه‌چیز برای ما درست شده بود.</i>

00:11:23.890 --> 00:11:28.270
<i>‫انسان‌ها موجودات کوچیکی بودن.
‫از اندازه الان‌مون بزرگ‌تر نبودن.</i>

00:11:28.970 --> 00:11:31.060
<i>‫بهمون می‌رسیدن و غذامون می‌دادن.</i>

00:11:32.730 --> 00:11:35.560
<i>‫وقتی ماه کامل میشد، شکارشون می‌کردیم.</i>

00:11:37.610 --> 00:11:41.150
<i>‫چون گرفتن اونا از پرنده‌ها لذت‌بخش‌تر بود.</i>

00:11:42.950 --> 00:11:46.280
<i>‫توی چشماش، لذت اون روزها رو دیدم.</i>

00:11:46.370 --> 00:11:49.120
<i>‫بازی گربه و انسان.</i>

00:11:52.460 --> 00:11:54.060
<i>‫و بعد...</i>

00:11:54.080 --> 00:11:56.250
<i>‫...یکی از آدم‌ها از بین‌شون بلند شد،</i>

00:11:57.000 --> 00:11:59.880
<i>‫و بهشون گفت که یه رویا دیده.</i>

00:11:59.960 --> 00:12:02.510
‫رویاها هستن که به دنیا شکل میدن.

00:12:02.590 --> 00:12:05.640
‫رویاها هستن که هرشب از نو دنیا رو می‌سازن.

00:12:06.390 --> 00:12:08.470
‫تو رویاهاتون دنیا رو جوری
 .که الان هست نبینین

00:12:09.310 --> 00:12:11.060
‫رویای یه دنیای جدید رو ببینین.

00:12:11.140 --> 00:12:15.270
‫دنیایی که دیگه توش شکار نمیشیم
‫ و شکارچی‌ای وجود نداره.

00:12:15.350 --> 00:12:17.060
‫دنیایی که ما بهش حکمفرمایی می‌کنیم.

00:12:17.690 --> 00:12:23.450
‫اگه به تعداد کافی این رویا رو ببینیم،
‫ اتفاق میفته. رویاها به دنیا شکل میدن.

00:12:27.030 --> 00:12:31.500
‫اون حرف بین انسان‌ها پخش شد،
‫ولی واسه یه مدتی هیچ اتفاقی نیفتاد

00:12:34.250 --> 00:12:38.250
‫ولی یک شب، به تعداد کافی اون رویا دیدن.

00:12:38.340 --> 00:12:41.130
‫خیلی نبودن، شاید حدود هزارتا، نه بیشتر.

00:12:41.210 --> 00:12:42.920
<i>‫رویا دیدن.</i>

00:12:43.010 --> 00:12:46.140
<i>‫و فردای اون روز، اوضاع عوض شد.</i>

00:12:47.930 --> 00:12:51.770
<i>‫ما شکار اون‌ها بودیم، شکار سگ‌ها،
‫ شکار ماشین‌های فولادی‌شون.</i>

00:12:51.850 --> 00:12:54.640
<i>‫اونی که کوچیک بود ما بودیم و اونا بزرگ بودن.</i>

00:12:55.350 --> 00:12:59.110
‫پس اونا دنیا رو عوض کردن؟
 جوری که الان هست؟

00:12:59.190 --> 00:13:00.190
‫دقیقاً نه.

00:13:00.940 --> 00:13:04.450
‫اون‌ها رویای این دنیا رو دیدن،‌
‫برای همین همیشه همینطوری بوده.

00:13:04.530 --> 00:13:06.740
‫هیچوقت دنیایی درکار نبوده که
‫ گربه‌ها بهش حکومت می‌کردن.

00:13:06.820 --> 00:13:10.370
‫از اول تا آخر همه‌چیزها رو تغییر دادن.

00:13:10.990 --> 00:13:12.700
.از اول اینطوری بوده

00:13:13.790 --> 00:13:15.040
‫الان فهمیدی؟

00:13:15.120 --> 00:13:17.330
‫بله، بله فهمیدم.

00:13:17.420 --> 00:13:19.750
‫پس می‌دونی چه وظیفه‌ای داری.

00:13:19.840 --> 00:13:21.500
‫و چه باری به دوشته.

00:13:22.510 --> 00:13:23.760
‫به اندازه کافی قدرتمند هستی؟

00:13:23.840 --> 00:13:25.550
‫بله، من...

00:13:26.630 --> 00:13:27.630
‫امیدوارم.

00:13:28.550 --> 00:13:32.260
‫پس بیدار شو فرزندم. با موهبت من.

00:13:41.270 --> 00:13:42.690
<i>‫من...</i>

00:13:42.780 --> 00:13:46.030
<i>‫نقاط ضعف چیزایی که بهم نشون داده بود رو دیده بودم.</i>

00:13:47.490 --> 00:13:50.070
<i>‫اون شب رفتم بیرون تا این خبر خوب رو به همه بگم.</i>

00:13:50.660 --> 00:13:53.290
‫و حالا از اینجا به اونجا سفر می‌کنم.

00:13:54.250 --> 00:13:57.410
‫تو جاهای خالی، گربه‌های ولگرد رو موعظه کردم،

00:13:57.500 --> 00:14:00.170
<i>‫پیغامم رو برای ستاره‌ها فریاد زدم.</i>

00:14:01.000 --> 00:14:03.340
<i>‫در گوش گربه‌های کوچه پس کوچه‌ها زمزمه کردم.</i>

00:14:04.000 --> 00:14:07.840
‫و هرجایی که میرم، پیغامم یکسانه.

00:14:08.680 --> 00:14:10.090
‫رویا ببنید.

00:14:10.180 --> 00:14:16.100
‫اگه تعداد کافی‌مون رویاش رو ببینه، حتی هزارتامون، می‌تونیم
‫ رویای دنیایی رو داشته باشیم که هیچ گربه‌ای توش زجر نکشه،

00:14:16.180 --> 00:14:18.980
‫جایی که هیچ بچه‌گربه‌ای تو تنهایی و سرما نمیره.

00:14:19.060 --> 00:14:22.190
‫جایی که همه‌ی گربه‌ها، ملکه و
 .پادشاهِ موجودات هستن

00:14:22.770 --> 00:14:24.150
‫پیغام من اینه.

00:14:28.280 --> 00:14:32.490
‫و به راهم ادامه میدم و تا لحظه‌ی مرگم تکرارش می‌کنم

00:14:33.370 --> 00:14:37.830
‫یا تا این که هزارتا گربه حرفم رو
‫گوش کنن، باورش کنن و رویا ببینن.

00:14:41.420 --> 00:14:44.710
‫و دوباره... به بهشت میریم.

00:14:54.760 --> 00:14:55.850
‫خانم؟

00:14:58.730 --> 00:14:59.850
‫من باور می‌کنم.

00:15:00.640 --> 00:15:02.980
‫پس جای امیداوری هست فرزندم.

00:15:15.910 --> 00:15:19.830
‫میشه گفت حداقلش سرگرم‌کننده بود.

00:15:20.410 --> 00:15:23.420
‫بنظرت اونطوری که گفت این اتفاق میفته؟

00:15:23.500 --> 00:15:27.130
‫بدم نمیاد که ببینم پیامبر، خدا،
‫ پادشاه و یا هرکس دیگه‌ای

00:15:27.210 --> 00:15:30.130
‫هزارتا گربه رو ترغیب کنه
‫که همزمان یه کاری رو بکنن.

00:15:32.680 --> 00:15:34.300
‫خورشید دیگه داره طلوع می‌کنه.

00:15:35.470 --> 00:15:37.260
‫بریم خونه کوچولو.

00:15:40.730 --> 00:15:42.810
‫وای نگاش کن، هنوز خوابه.

00:15:46.360 --> 00:15:47.980
‫فکر کنم داره رویا می‌بینه.

00:15:48.610 --> 00:15:50.570
‫یعنی گربه‌ها چه رویایی می‌بینن؟

00:15:51.200 --> 00:15:54.200
‫با این حرکتاش احتمالاً داره شکاری چیزی می‌کنه.

00:15:54.280 --> 00:15:57.330
‫وای نگاش کن. چه نازه.

00:15:57.410 --> 00:16:00.620
‫چرا. خیلی بامزس.

00:16:05.553 --> 00:16:07.553
«سندمن - کلایپی»

00:16:06.020 --> 00:16:11.980
‫[سندمن - کلایپی]

00:16:12.170 --> 00:16:14.300
‫نمیشه یه شخصیت رو فقط به‌خاطر این که

00:16:14.220 --> 00:16:18.000
[اوت ۲۰۱۸]

00:16:14.390 --> 00:16:18.100
‫برای نویسنده راحت‌تره، مجبور به انجام کاری بکنین.

00:16:18.180 --> 00:16:21.100
‫شخصیت باید تو اولویت قرار بگیره.

00:16:22.730 --> 00:16:24.140
‫و بقیه به دنبالش.

00:16:24.230 --> 00:16:25.680 line:20%
[کنترل قصه‌گویی]

00:16:24.940 --> 00:16:29.110
‫هر پیچش داستانی، هر دیالوگ.

00:16:31.320 --> 00:16:35.160
‫هر... سکوت ظالمانه و پر معنایی.

00:16:37.910 --> 00:16:38.910
‫سوالی هست؟

00:16:40.040 --> 00:16:41.040
‫بله

00:16:41.120 --> 00:16:43.620
‫میشه یکم درمورد رویه‌ی خودتون بگین؟

00:16:44.160 --> 00:16:47.330
‫نصیحتی ندارین برای ماهایی که تازه
‫شروع کردیم و سخته برامون

00:16:47.420 --> 00:16:52.420
‫که حال‌مون از تک تک چیزایی
 که نوشتیم بهم نخوره؟

00:16:54.880 --> 00:17:00.390
‫متاسفانه باید بگم خیلی وقته
 ...دارم این کار رو می‌کنم و

00:17:02.850 --> 00:17:04.660
‫به مرور زمان راحت‌تر هم نمیشه.

00:17:05.310 --> 00:17:08.690
‫ولی سعی کنین وقتی به سختی
‫ می‌خورین، دلسرد نشین.

00:17:09.360 --> 00:17:11.980
‫رمان اولم رو هفت‌تا ناشر رد کردن

00:17:12.070 --> 00:17:14.510
‫و بعدش تبدیل به پرفروش‌ترین کتاب شد، پس...

00:17:18.320 --> 00:17:20.200
‫خب دیگه. برای امروز کافیه.

00:17:21.040 --> 00:17:23.500
‫راستی اون تکلیفی که گفتم رو یادتون نره

00:17:23.500 --> 00:17:27.500
‫واقعه‌ای که از دو دید متفاوت
‫دو شخصیت بیان میشه.

00:17:35.420 --> 00:17:36.420
‫گرفتیش؟

00:17:36.930 --> 00:17:38.680
‫یکم سخت بود ولی...

00:17:40.850 --> 00:17:41.850
‫آره

00:17:44.930 --> 00:17:46.060
‫ام...

00:17:48.440 --> 00:17:50.150
‫عالیه. ممنون

00:17:51.230 --> 00:17:52.570
‫خواهش می‌کنم.

00:17:52.650 --> 00:17:53.780
‫کارتون قابل ستایشه

00:17:54.490 --> 00:17:57.280
‫که نویسنده‌ای مثل شما، برای
‫ یه تحقیق همه‌کاری می‌کنه.

00:17:57.360 --> 00:18:01.030
‫خب، آشنا بودن با یه خانم
 .دکتر آینده خیلی به درد بخوره

00:18:02.660 --> 00:18:04.330
‫راستش می‌خواستم نویسنده شم،

00:18:04.410 --> 00:18:08.020
‫ولی پدرمادرم اصرار داشتن که باید
‫دنبال کاری برم که پشتوانه داشته باشه.

00:18:08.250 --> 00:18:10.710
‫البته هنوز هم اگه وقت کنم
 ...یه چیزایی می‌نویسم ولی

00:18:10.790 --> 00:18:12.210
‫پدرمادرت خیرت رو می‌خوان.

00:18:15.590 --> 00:18:18.130
‫اینطوری بهتره. راست میگم.

00:18:21.600 --> 00:18:23.600
‫خب، چقدر بهت بدهکارم؟

00:18:24.310 --> 00:18:26.270
‫- هیچی.
‫- بس کن نورا...

00:18:26.350 --> 00:18:27.230
‫راست میگم.

00:18:27.310 --> 00:18:29.810
‫احتمالاً آخرش می‌سوزوندنش.

00:18:30.540 --> 00:18:33.000
‫فقط به کسی نگو از کجا گرفتیش.

00:18:33.520 --> 00:18:35.480
‫حتماً. مطمئن باش.

00:18:36.150 --> 00:18:38.450
‫و... اگه اشکالی نداره

00:18:40.110 --> 00:18:41.280
‫میشه این رو برام امضا کنین؟

00:18:41.370 --> 00:18:42.990
‫[کاباره‌ی دکتر کالیگاری - ریچارد مدوک]

00:18:45.120 --> 00:18:46.330
‫حتماً

00:18:49.830 --> 00:18:52.000
‫خبری از این که کی کتاب
‫ جدید منتشر میشه ندارین؟

00:18:54.800 --> 00:18:58.800
‫نه، ولی اسمت حتماً‌ تو لیست
‫کسایی که ازشون تقدیر شده هست.

00:18:59.510 --> 00:19:00.760
‫ادامه‌ی سری قبله؟

00:19:02.090 --> 00:19:03.220
‫یا یه داستان جدیده؟

00:19:04.640 --> 00:19:05.890
‫حالا باشه واسه بعد.

00:19:36.130 --> 00:19:37.420
<i>‫کیه؟</i>

00:19:37.500 --> 00:19:39.840
‫ریچارد مدوکم، برای دیدن
‫ اراسموس فرای اومدم.

00:19:41.010 --> 00:19:42.470
<i>‫الان میام پایین.</i>

00:19:51.440 --> 00:19:52.520
‫تنهایی؟

00:19:54.100 --> 00:19:56.060
‫فقط منم. گیرش آوردم.

00:19:56.730 --> 00:19:59.940
‫خب پس بیا تو پسر عزیزم. بیا تو.

00:20:16.130 --> 00:20:17.340
‫حالت چطوره ریچارد؟

00:20:18.630 --> 00:20:23.180
‫تازگیا چیز عمیق و مهیجی ننوشتی؟

00:20:24.760 --> 00:20:26.220
‫خودت که می‌دونی ننوشتم آقای فرای.

00:20:27.510 --> 00:20:28.510
‫نه

00:20:30.220 --> 00:20:33.770
‫یه ساله یه کلمه هم ننوشتم.
‫ البته به جز اونی که گذاشتمش کنار.

00:20:33.850 --> 00:20:36.980
‫پس پیشنهاد می‌کنم که بشینی و یه گلویی تازه کنی،

00:20:37.060 --> 00:20:40.900
‫و کادوم رو نشونم بدی، البته
.هرکدوم رو که زودتر خواستی بکن

00:20:42.030 --> 00:20:43.150
‫بله

00:20:57.330 --> 00:21:00.090
‫اوه، احسنت پسرم.

00:21:00.670 --> 00:21:01.800
‫اوه!

00:21:01.880 --> 00:21:06.550
‫سگ پادزهر موی اصل.

00:21:07.550 --> 00:21:08.760
‫اینا رو می‌شناسی؟

00:21:09.600 --> 00:21:12.720
‫معمولاً از معده‌ی زنای جوانی درش میارن

00:21:13.600 --> 00:21:16.900
‫که عادت دارن موهاشون رو بخورن.

00:21:17.560 --> 00:21:20.270
‫بهش میگن سندروم راپونزل.

00:21:21.320 --> 00:21:25.070
‫یه زمانی می‌گفتن سنگ پادزهرها
‫ قدرت‌های جادویی دارن.

00:21:25.150 --> 00:21:28.070
‫می‌تونن زهر رو درمان کنن،
 .مریضی رو خوب کنن

00:21:29.160 --> 00:21:32.330
‫ادوارد چهارم به‌خاطر داشتن یه سنگ پادزهر

00:21:32.410 --> 00:21:36.160
‫از یه زخم سمی جون سالم به در برد.

00:21:38.130 --> 00:21:40.840
‫بله، انگار دوباره رفتم بالا منبر.

00:21:42.130 --> 00:21:47.300
‫یه نویسنده‌ی پیر که هیشکی رو نداره باهاش
‫حرف بزنه، با صدای خودش حال می‌کنه.

00:21:48.930 --> 00:21:52.600
‫ولی به‌گمونم دوست داری کادوت رو ببینی.

00:21:56.640 --> 00:21:59.900
‫۲۷ سالم بود و رفته بودم کوه هلیکون.

00:22:00.560 --> 00:22:04.230
‫داشتم درمورد یه رمان دیگه‌ای که مطمئن
‫ بودم ولش می‌کنم، تحقیق می‌کردم.

00:22:04.320 --> 00:22:06.490
‫کتابم توی اساطیر یونان غوطه‌ور شده بود.

00:22:06.570 --> 00:22:09.990
‫و وقتی که اونجا بودم، یه سری
‫ متون باستانی پیدا کردم

00:22:10.990 --> 00:22:14.950
‫که درمورد «منابع الهام» بود
 و این که چطوری میشه

00:22:15.040 --> 00:22:21.540
‫با مولی، سیر جادو و یه چندتا
‫آیین گمشده، کنترل‌شون کرد.

00:22:22.250 --> 00:22:26.340
‫سخت‌ترین جاش اونجا بود که
‫ باید برش می‌گردوندی انگلیس.

00:22:51.950 --> 00:22:52.950
.الان هم اینجاس

00:22:55.540 --> 00:22:57.450
‫دیگه می‌خوای چی‌کارم کنی، اراسموس؟

00:22:59.080 --> 00:23:01.120
‫قراره واسه سرگرمیت اجرا کنم؟

00:23:02.630 --> 00:23:05.210
‫این آقا هم تماشاچی‌مونن؟

00:23:06.760 --> 00:23:09.630
‫ایشون ریچارد مدوک هستن. رمان نویسن.

00:23:09.720 --> 00:23:13.510
‫یا میشه گفت که رمان اولی
‫که نوشته، شدیداً موفق بوده.

00:23:13.600 --> 00:23:18.180
‫و حالا متوجه شده که
.دیگه نمی‌تونه چیزی بنویسه

00:23:18.270 --> 00:23:22.350
‫ریچارد، ایشون کلایپی هستن،
‫جوان‌ترین دختر بین نُه خواهر.

00:23:22.440 --> 00:23:26.530
‫منبع الهام هومر بود. پس
 .باید واسه تو کافی باشه

00:23:27.360 --> 00:23:30.320
‫کلایپی، می‌خوام تو رو بدم به ریچارد.

00:23:31.240 --> 00:23:32.280
‫الان دیگه مال اونی.

00:23:34.240 --> 00:23:36.950
‫ولی تو که گفته بودی
.قبل مرگت آزادم می‌کنی

00:23:37.040 --> 00:23:39.660
‫«به شاهزاده‌ها اعتماد نکن» عزیزم.

00:23:40.660 --> 00:23:46.040
‫به نویسنده‌ای‌ که هروقت
‫ بحث وعده به عمل شده

00:23:46.130 --> 00:23:48.460
‫نمونه‌ی خیلی بارزی نبوده هم همینطور.

00:23:50.720 --> 00:23:51.970
‫ولی تو قول دادی.

00:23:52.050 --> 00:23:54.550
‫نویسنده‌ها دروغگوئن، عزیزم.

00:23:55.390 --> 00:23:58.930
‫حتماً تا الان باید فهمیده باشی.

00:24:02.810 --> 00:24:05.730
‫نترس بابا. نمی‌تونه فرار کنه.

00:24:06.400 --> 00:24:10.030
‫دیگه به تو وابسته شده، مثل
‫ قبلاً که به من وابسته بود.

00:24:11.030 --> 00:24:12.530
‫پس چرا زندانیش کرده بودی؟

00:24:12.610 --> 00:24:14.870
‫چون تحمل نداشتم که هرروز

00:24:14.950 --> 00:24:18.450
‫به اون صورت کوچیک اخمو و آزرده‌ش نگاه کنم.

00:24:18.540 --> 00:24:21.120
‫تو هم نمی‌تونی. مطمئن باش.

00:24:22.540 --> 00:24:24.170
‫مطمئن نیستم بتونم این کار رو بکنم.

00:24:25.580 --> 00:24:27.840
‫معلومه که می‌تونی پسرم.

00:24:38.930 --> 00:24:42.350
‫میگن که باید یکی از جنس ‫خودش
 .ازش عشقش رو بهش نشون بده

00:24:43.190 --> 00:24:47.110
‫ولی باید بگم که زور موثرتر بود.

00:24:52.740 --> 00:24:55.490
‫راستی مواظب باش گولت
 .نزنه. اون آدم نیست

00:24:56.200 --> 00:24:59.580
‫چند هزارسال سن داره.
 .واسه همین کار آفریده شده

00:24:59.660 --> 00:25:03.540
‫هدفش همینه، که منبع
.الهام آدمایی مثل ما باشه

00:25:03.620 --> 00:25:07.790
‫بالاخره به من شهرت و

00:25:07.880 --> 00:25:11.300
‫افتخار و رمان و شعر و نمایش‌نامه داده.

00:25:12.760 --> 00:25:14.010
‫خودت می‌فهمی.

00:25:15.180 --> 00:25:16.760
‫اگه راست میگی پس چرا خودت...

00:25:16.840 --> 00:25:21.430
‫زمان من دیگه سررسیده. هیچ‌کدوم از
‫ کارهای درجه یکم دیگه چاپ نمیشن.

00:25:21.520 --> 00:25:24.350
‫حتی با این که از این الهام گرفته شده.

00:25:24.890 --> 00:25:28.310
‫هیشکی دیگه کتابای اراسموس فرای رو نمی‌خونه.

00:25:29.610 --> 00:25:33.940
‫حالا هم این بچه گاو رو ببر ریچارد.
‫دیگه نمی‌خوام قیافه جفت‌تون رو ببینم.

00:25:37.360 --> 00:25:41.660
‫البته اگه هوس کردی که
 بیای و یه تشکری بکنی

00:25:41.740 --> 00:25:47.620
‫می‌تونی ناشرت رو متقاعد کنی که کتاب
‫«﻿شمع امشب» رو تجدید چاپ کنه.

00:25:48.830 --> 00:25:51.750
‫خیلی به اون یکی افتخار می‌کردم.

00:26:33.300 --> 00:26:34.300
‫من...

00:26:36.800 --> 00:26:41.180
‫فقط یکم وقت واسه فکر کردن
‫به کاری که می‌خوام بکنم می‌خوام.

00:26:41.260 --> 00:26:42.850
‫به چی فکر کنی؟

00:26:45.350 --> 00:26:46.470
‫من یه الهه‌م.

00:26:47.810 --> 00:26:49.140
‫دختر زئوس.

00:26:50.520 --> 00:26:52.610
‫من دارایی نیستم

00:26:53.360 --> 00:26:56.230
‫که بشه نگهش داشت و باهاش معامله کرد.

00:26:58.530 --> 00:26:59.820
‫باید آزادم کنی.

00:27:01.070 --> 00:27:04.160
‫- فقط باید اون کلمه‌ها رو بگی.
‫- میگم. قول میدم.

00:27:04.870 --> 00:27:05.870
‫ولی...

00:27:09.910 --> 00:27:14.210
‫به‌نظرت میشه اول کمکم کنی؟

00:27:15.710 --> 00:27:17.050
‫بهم الهام بدی؟

00:27:18.340 --> 00:27:21.300
‫فقط یه کتاب، بعدش می‌ذارم بری.

00:27:21.380 --> 00:27:22.720
‫قسم می‌خورم.

00:27:24.930 --> 00:27:26.140
‫«نویسنده‌ها دروغگوئن.»

00:27:29.020 --> 00:27:30.100
‫همه‌مون نه.

00:27:31.940 --> 00:27:32.940
‫فقط یه کتاب.

00:27:37.610 --> 00:27:38.610
‫خواهش می‌کنم.

00:27:45.160 --> 00:27:49.040
‫انتخاب این که با چه‌کسایی
‫موهبتم رو تقسیم کنم با خودمه.

00:27:50.910 --> 00:27:53.500
‫احتمالاً جفت‌مون واسه
‫فکر کردن وقت می‌خوایم.

00:28:34.710 --> 00:28:39.200
‫[عنوان نامشخص - رمانی از ریچارد مدوک]

00:29:33.100 --> 00:29:35.350
‫[پس رمان دوم چیشد؟]

00:29:36.940 --> 00:29:40.820
<i>‫روی مرز، درست روی خطِ</i>

00:29:40.900 --> 00:29:43.780
<i>‫بودن تو یه مکان یا یه مکان دیگه</i>

00:29:43.860 --> 00:29:47.820
<i>‫و من هم تو این وضعیت نامعلومم،
‫ وضعیتی که هیچ‌چیزی واضح نیست</i>

00:29:48.660 --> 00:29:51.530
<i>‫هیشکی نمی‌تونه واضح باشه.</i>

00:29:53.200 --> 00:29:56.290
<i>‫هیشکی نمی‌تونه حرف بزنه، موقع حرف
‫ زدن دست و پامون رو گم می‌کنیم.</i>

00:29:57.250 --> 00:30:01.000
<i>‫نمی‌تونستیم دقیقاً بگیم که چی‌کار کرده
‫ که ما اینقدر حس می‌کنیم اشتباه بوده.</i>

00:30:01.090 --> 00:30:03.300
<i>‫خب آره، باب میگه تو زده به سرت.</i>

00:30:17.020 --> 00:30:18.730
‫می‌خوای با هدیه عشقت رو بهم نشون کنی؟

00:30:22.230 --> 00:30:23.860
‫مگه اینطوری انجام نمیدن؟

00:30:25.280 --> 00:30:26.900
‫فکر کنم خودت بلد باشی چطوریه.

00:30:29.910 --> 00:30:33.030
‫هنرمند به درگاه منبع الهام دعا می‌کنه.

00:30:34.490 --> 00:30:38.250
‫در ازای وحی الهی، قول خدمت

00:30:38.330 --> 00:30:40.420
‫و فداکاری برای الهه میده.

00:30:40.500 --> 00:30:44.380
‫هنرمند، منبع الهام رو برخلاف
 .خواسته‌ش نگه نمی‌داره

00:30:45.130 --> 00:30:46.970
‫چیزی که اراسموس فرای
.می‌خواست رو بهش دادی

00:30:47.050 --> 00:30:48.340
‫ندادم.

00:30:49.590 --> 00:30:51.140
‫ازم گرفتش.

00:30:57.770 --> 00:30:59.520
‫برگشته بودم به کوه هلیکون.

00:31:00.770 --> 00:31:01.980
‫به چشمه‌های مقدس.

00:31:03.862 --> 00:31:09.576
‫مثل همیشه برای حـمام به کنار چشمه رفتم و
‫طومارم رو، روزی زمین رها کردم

00:31:11.494 --> 00:31:12.996
‫اونجا پیداش کرد.

00:31:13.079 --> 00:31:14.330
‫خواندش...

00:31:16.040 --> 00:31:17.040
‫و گفت...

00:31:19.168 --> 00:31:21.588
‫" کلایپی؛ باید من را ارباب خودت خطاب کنی "

00:31:22.922 --> 00:31:27.760
‫و بعد، طومارم رو آتش زد. این کار من رو به خودش
‫و حالا به تو پیوند زده.

00:31:27.844 --> 00:31:32.932
‫مگه اینکه وِردها رو بخونی و من رو
‫آزاد کنی.

00:31:33.016 --> 00:31:34.058
‫فکرکردی من آزادم؟

00:31:38.313 --> 00:31:40.815
‫دوسال پیش، پیش‌پرداخت این کتاب رو دریافت کردم.

00:31:40.899 --> 00:31:42.650
‫تا الان حتی نوشتنش رو هم شروع نکردم.

00:31:42.734 --> 00:31:45.528
‫حتی نمی‌دونم راجع به چی قراره باشه.

00:31:48.615 --> 00:31:50.950
‫دارم بدبخت می‌شم، کلایپی.

00:31:56.205 --> 00:31:57.415
‫لطفاً.

00:31:59.125 --> 00:32:00.585
‫التماست می‌کنم.

00:32:03.421 --> 00:32:07.091
‫وقتی آزاد شدم...دوباره ازم درخواست کن.

00:32:43.044 --> 00:32:45.171
‫به نفعته درحال نوشتن کتاب باشی.

00:32:45.254 --> 00:32:48.132
‫اگه بقیه رو به جونم نمی‌انداختی
‫تا الان تمومش کرده بودم.

00:32:48.216 --> 00:32:50.927
‫اتفاقاً ناشران تو هم افتادن به جون من.

00:32:51.010 --> 00:32:52.720
‫اونا کتاب رو می‌خوان.

00:32:54.514 --> 00:32:56.015
‫فقط چند هفته دیگه زمان می‌خوام.

00:32:56.099 --> 00:32:59.811
‫ریکی، نه مـاه شد.

00:32:59.894 --> 00:33:01.521
‫داری می‌زنی زیر قول و قرارهات.

00:33:01.604 --> 00:33:04.649
‫لری واقعاً نمی‌دونم ازم می‌خوای چه غلطی کنم
‫طول می‌کشه خب.

00:33:04.732 --> 00:33:06.150
‫ریکی، این همه زمان در اختیار داشتی.

00:33:06.234 --> 00:33:09.404
‫مدت زمانی کافی رو در اختیارت گذاشتن؛
‫پول‌شونم دودستی تقدیمت کردن.

00:33:11.197 --> 00:33:12.490
‫می‌دونم.

00:33:12.573 --> 00:33:15.493
‫الان باید حداقل یه‌چیزی بهشون بدی
‫که آروم بشن.

00:33:15.576 --> 00:33:18.830
‫نمی‌دونم، حداقل یه بخش از کتاب
‫وگرنه قرارداد رو باطل می‌کنن.

00:33:18.913 --> 00:33:20.873
‫- پیش‌پرداخت رو حلقومت می‌کشن بیرون.
‫- اما...

00:33:20.957 --> 00:33:22.917
‫اون موقع دیگه هیچ‌کاری از دستم برنمیاد،

00:33:23.751 --> 00:33:25.503
‫چون دیگه مشتری ام نیستی.

00:33:27.797 --> 00:33:28.923
‫فهمیدی؟

00:33:32.010 --> 00:33:34.804
‫<i>گولش رو نخور! اون آدمی‌زاد نیست.</i>

00:33:34.887 --> 00:33:38.433
‫هزاران هزار سالشه و دقیقاً برای همین کار
‫ساخته شده.

00:33:39.225 --> 00:33:42.395
‫هدفش اینه، برای الهام بخشیدن
‫به مردانی مثل ما.

00:33:47.608 --> 00:33:51.654
‫ریک؟ یه‌چیزی بگو تا بدونم فهمیدی چی گفتم.

00:33:51.738 --> 00:33:52.739
‫فهمیدم.

00:33:55.867 --> 00:33:57.076
‫یه‌چیزی می‌فرستم برات.

00:34:04.626 --> 00:34:06.306
‫[رمانی از ریچارد مدوک]

00:34:17.847 --> 00:34:18.847
‫کلایپی...

00:34:57.637 --> 00:34:58.888
‫بانوان پاک و بخشنده؛

00:34:59.972 --> 00:35:02.975
‫ای مادر کامنه، صدای من رو بشنو.

00:35:03.059 --> 00:35:06.729
‫منم، دُخترت...

00:35:07.939 --> 00:35:11.651
‫کلایپی، ازتون خواهش می‌کنم من
‫رو از اینجا نجات بدید.

00:35:12.443 --> 00:35:17.865
‫دوای تمام دردها، بانوان یادگاری‌ها و آواز.

00:35:19.242 --> 00:35:20.493
‫صدای من را بشنوید.

00:35:20.576 --> 00:35:25.123
‫خیلی‌خب، کافیه دیگه، خوش‌آوا.

00:35:31.629 --> 00:35:33.756
‫ما باهات هم‌دردی می‌کنیم دخترم اما
‫کمکی از دست‌مون برنمیاد.

00:35:33.840 --> 00:35:36.926
‫طبق افسانه‌ها، تو در هلیکون گرفتار شدی.

00:35:37.009 --> 00:35:38.886
‫مشروعانه تا ابد پیوند خوردی.

00:35:39.554 --> 00:35:42.014
‫اما این عادلانه نیست، مادرانم.

00:35:42.098 --> 00:35:44.142
‫یعنی هیچ‌کاری از دست‌تون برنمیاد؟

00:35:45.059 --> 00:35:47.019
‫هیچکس نمی‌تونه برای من کاری کنه؟

00:35:47.645 --> 00:35:49.856
‫این روزها فقط تعداد کمی از قدرت‌های کهن مایل...

00:35:49.939 --> 00:35:53.192
‫یا قـادر به مـداخله در امـور انسان‌ها هستند، کلایپی.

00:35:53.276 --> 00:35:56.445
‫هزاران خدا جون خودشون رو از دست دادند،
‫فقط خاندان جاودان هرگز شکست نخوردند.

00:35:57.446 --> 00:36:00.324
‫البته اونا هم اخیراً زندگی آسوده و راحتی ندارن.

00:36:01.784 --> 00:36:06.414
‫اما حتی کوچک‌ترین چیزها
‫هم به یه دردی می‌خورن.

00:36:06.497 --> 00:36:09.083
‫این رو پیرزنی رو به مـوت در دریای بی‌پایان گفته.

00:36:10.209 --> 00:36:12.879
‫خاندان جاودان، شاید اونا
‫بتونن کمکت کنن.

00:36:13.504 --> 00:36:17.300
‫هرچی نباشه پادشاه رویاها و کلایپی مدتی با هم بودند.

00:36:17.383 --> 00:36:18.676
‫اما نه مدت زیادی.

00:36:18.759 --> 00:36:23.055
‫این رو هم بگو خواهر، اونا گذشته چندان
‫خوشایندی با هم نداشتند.

00:36:23.139 --> 00:36:24.307
‫با این حال،

00:36:25.141 --> 00:36:27.059
‫کلایپی فرزند رویا رو به دنیا آورد.

00:36:27.143 --> 00:36:32.732
‫همون پسربچه‌ای که به دنبال معشوق
به پیش هـادیس رفت و در تریس مُرد.

00:36:32.815 --> 00:36:35.443
‫به خاطر بی‌احترامی‌ به مقدسات، تکه تکه شد.

00:36:36.319 --> 00:36:38.446
‫اون هم صدای زیبایی داشت.

00:36:39.739 --> 00:36:40.865
‫به گفته اورفیوس.
‫[شاعری بلندآوازه]

00:36:40.948 --> 00:36:42.783
‫پادشاه رویاها عمراً به من کمک کنه.

00:36:44.744 --> 00:36:46.078
اونم بعد از کاری که باهاش کردم.

00:36:46.746 --> 00:36:50.041
‫اون از من متنفره و منم دل خوشی ازش ندارم.

00:36:51.334 --> 00:36:52.752
‫دست رد به کمک‌ش می‌زنم.

00:36:52.835 --> 00:36:53.836
‫ای احمق.

00:36:54.712 --> 00:36:58.633
‫اونیروس در شرایطی نیست که بتونه کمکت کنه،
‫حتی اگه خودش بخواد.

00:36:59.217 --> 00:37:00.218
‫بعیده بتونه.

00:37:00.301 --> 00:37:03.387
‫همسر سابقت هم مثل خودت توسط
‫انسان‌ها گرفتار شده.

00:37:04.347 --> 00:37:06.140
‫<i>توی زیرزمینی عمیق حبس شده</i>

00:37:06.224 --> 00:37:09.185
‫اون این قلمرو رو به‌خاطر بدخوابی ترک کرد،

00:37:09.268 --> 00:37:12.647
‫و همینطور آفت‌های مُخرب رویاها و کابوس‌ها.

00:37:13.231 --> 00:37:14.941
‫متاسفم، دخترم.

00:37:16.943 --> 00:37:18.069
‫نـه.

00:37:18.152 --> 00:37:20.238
‫دعاهات بیهوده‌ بودن.

00:37:21.030 --> 00:37:22.865
‫هیچ‌کاری از دست ما برنمیاد.

00:37:22.949 --> 00:37:24.116
‫لطفاً.

00:37:24.200 --> 00:37:26.285
‫از دست خودت هم هیچ‌کاری
‫جز امیدواری برمیاد.

00:37:28.746 --> 00:37:30.331
‫لطفاً من رو اینجا رها نکنید!

00:37:33.209 --> 00:37:34.210
‫التماستون می‌کنم.

00:37:37.964 --> 00:37:39.944
‫[آگوست سال 2020]

00:37:40.007 --> 00:37:42.510
‫این وسط جنگی شده سر کتاب و نویسنده.

00:37:43.261 --> 00:37:45.263
‫استودیوهای بزرگ همه افتادن دنبالش.

00:37:45.846 --> 00:37:48.766
‫برای فیلم، سریال، پخش آنلاین.

00:37:48.849 --> 00:37:50.935
‫حالا بلاخره کدوم استودیو برنده میدانه؟

00:37:51.018 --> 00:37:53.062
‫هر استودیویی که بهش اجازه
‫کارگردانی و نویسندگی بده.

00:37:53.145 --> 00:37:55.898
‫استودیوها حتی به جو رولینگ هم اجازه
‫کارگردانی و نویسندگی همزمان نمی‌دن.

00:37:55.982 --> 00:37:58.693
‫جو رولینگ به یه مدیربرنامه‌ جدید نیاز داره،
‫بگو یه زنگ بهم بزنه!

00:38:00.111 --> 00:38:02.822
‫هیچوقت تو مغزم نمی‌گنجید یه کتاب ادبی تخیلی چطور می‌تونه

00:38:02.905 --> 00:38:05.199
‫نامزد دریافت جایزه بشه، چه برسه به
‫لیست بهترین کتاب‌ها.

00:38:05.283 --> 00:38:08.661
‫خب کمسیون تشخیص داده که کـتاب مدوک
‫از ژانر خودش فرارتر رفته.

00:38:09.245 --> 00:38:10.162
‫تو خواندیش؟

00:38:10.246 --> 00:38:12.248
‫نه، معلومه که نه.

00:38:12.331 --> 00:38:16.419
‫خب من خوندمش و انگار یه آدم کاملاً متفاوت
‫ کتاب رو نوشته.

00:38:17.503 --> 00:38:18.796
‫عجب کتابی!

00:38:20.548 --> 00:38:21.632
‫واقعاً توجه‌برانگیزه.

00:38:22.300 --> 00:38:24.635
‫یعنی...یه اثر شاهکار و باارزش
‫بین کتاب‌های ادبی.

00:38:24.719 --> 00:38:27.346
‫دقیقاً، اما چرا اسمش رو عوض کرده؟

00:38:28.306 --> 00:38:31.309
‫- منظورت چیه؟
‫- اسمش رو از ریچارد به ریک تغییر داده.

00:38:32.518 --> 00:38:35.896
‫فکرکنم نشون‌دهنده موضوع جدید کتاب و سبکش متفاوتش
‫نسبت به بقیه‌ست.

00:38:36.731 --> 00:38:39.400
‫از نظرمن نشون‌دهنده قصد و ادعا نویسنده از کتاب بوده.

00:38:40.026 --> 00:38:41.026
‫خب کجا بودیم؟

00:38:41.569 --> 00:38:44.822
‫داشتم درمورد این می‌گفتم که چـقدر
‫شخصیت‌پردازی آیلین رو دوست داشتم.

00:38:44.905 --> 00:38:45.740
‫اوه.

00:38:45.823 --> 00:38:48.909
‫توی ژانر ادبیات خیالی، اونقدر که باید
‫شخصیت نمادین زن نداریم.

00:38:48.993 --> 00:38:50.494
‫حتی کتاب‌های ادبی تخیلی‌ای که
‫توسط خود زن‌ها نوشته شده.

00:38:50.578 --> 00:38:51.787
‫موافقم.

00:38:52.580 --> 00:38:54.290
‫می‌دونم این حتماً خیلی تاثیرگذاره که بگم...

00:38:54.373 --> 00:38:57.752
‫فقط زن‌ها می‌تونن درمورد زن‌ها و تجربیات‌شون
‫به درستی بنویسن،

00:38:57.835 --> 00:39:00.087
‫اما خب...

00:39:01.380 --> 00:39:04.550
‫من دوست دارم خودم رو یه نویسنده فمنیست معرفی کنم.

00:39:05.926 --> 00:39:07.053
‫هـوم.

00:39:07.136 --> 00:39:10.348
‫و دقیقاً چطوری از دیدگاه
‫زن‌ها می‌نویسی؟

00:39:10.431 --> 00:39:11.682
‫ دیدگاه زن‌ها؟

00:39:15.853 --> 00:39:17.229
‫با توجه به زن‌هایی که
‫توی زندگی‌ام هستن.

00:39:44.591 --> 00:39:45.591
‫[آگوست 2022]

00:39:46.926 --> 00:39:49.387
‫فیلم‌برداری فیلم توی لس‌آنجلس انجام می‌شه.

00:39:49.470 --> 00:39:51.263
‫استودیو ترتیب داده با یه جت شخصی برم اونجا.

00:39:51.347 --> 00:39:54.266
‫برای همین به مشکلی در رابطه با
‫رفتن به آمریکا برنمی‌خوریم.

00:39:54.350 --> 00:39:55.684
‫و خب، کی می‌دونه؟

00:39:56.519 --> 00:39:59.730
‫شاید ما از اونجا خوش‌مون اومد
‫و خواستیم همونجا بمونیم.

00:40:02.566 --> 00:40:04.026
‫شاید " مـا " خواستیم؟

00:40:06.862 --> 00:40:10.741
‫نمی‌خوای چند لحظه بابت موفقیت‌مون
‫خوشحال باشی؟

00:40:11.617 --> 00:40:12.952
‫حـتی چند ثانیه؟

00:40:13.911 --> 00:40:20.835
‫ما با داستان‌هامون به مردم الهام می‌بخشیم
‫و اونا رو تحت تاثیر قرار می‌دیم.

00:40:21.585 --> 00:40:23.546
‫مگه اصلاً الهه‌ها برای همین خلق نشدن؟

00:40:24.713 --> 00:40:26.173
‫من و خواهرم الهه به دنیا اومدیم.

00:40:26.257 --> 00:40:27.817
‫ما خلق نشدیم.

00:40:27.842 --> 00:40:29.218
‫ببخشید، لری زنگ می‌زنه.

00:40:30.177 --> 00:40:31.470
‫با استودیو حرف زدی؟

00:40:34.766 --> 00:40:35.766
‫«زیــبای خُفته بیــدار می‌شـود»

00:40:37.935 --> 00:40:40.771
‫نه، باید از همین الان تضمین کنن که...

00:40:40.855 --> 00:40:44.775
‫حداقل 50 درصد کست و عوامل سریال باید خانم،

00:40:44.859 --> 00:40:46.610
‫و مردم رنگین‌پوست باشن.

00:40:46.694 --> 00:40:48.237
‫بعد هم باید این رو همه‌جا جـار بزنیم،

00:40:48.320 --> 00:40:51.365
‫تا دیگه نتونن وقتی استخدام‌شون کردن،
‫بعداً اخراج‌شون کنن.

00:41:02.626 --> 00:41:04.378
‫بحث پول چی شد؟

00:41:12.428 --> 00:41:14.805
‫شوخیت گرفته؟

00:41:15.389 --> 00:41:17.558
‫نه، نه.

00:42:05.314 --> 00:42:08.442
‫تو رو صدا می‌زنم؛ اورینوس...
‫باشد که به داد من برسی.

00:42:09.985 --> 00:42:13.239
‫و وقتی که نـامت را بـلند قرائت می‌کنم
‫به کمک بیایی.

00:42:18.953 --> 00:42:19.953
‫مورفیوس؟

00:42:21.539 --> 00:42:22.581
‫این یعنی چی؟

00:42:24.875 --> 00:42:26.710
‫اسم خدای رویاهاست.

00:42:32.466 --> 00:42:33.884
‫داری براش نامه می‌نویسی؟

00:42:35.511 --> 00:42:36.637
‫یه چیزی تو همین مایه ها.

00:42:56.365 --> 00:42:57.365
‫تو برای منی...

00:43:00.202 --> 00:43:01.495
‫قانوناً.

00:43:02.329 --> 00:43:04.081
‫حتی خدای رویاها هم نمی‌تونه نجاتت بده.

00:43:22.808 --> 00:43:25.477
‫ممنون که قبول کردید تا این مصاحبه رو
‫توی خونه‌تون انجام بدیم.

00:43:25.561 --> 00:43:28.022
‫منم از شما ممنونم که می‌خواید کتاب جدیدم
‫رو به مردم معرفی کنید.

00:43:28.105 --> 00:43:32.776
‫با این سوال شروع می‌کنیم که بیشتر از چه اشخاصی
‫برای سبک و نوشته‌هاتون الهام گرفتید؟

00:43:33.944 --> 00:43:36.947
‫خب، اگه اثار افراد معروفی مثل شرلی جکسون...

00:43:37.031 --> 00:43:39.700
‫مارگارت آت‌‌وود و اوکتیویا باتلر رو...

00:43:39.783 --> 00:43:42.745
‫نمی‌خواندم، الان قطعاً نویسنده نبودم.

00:43:42.828 --> 00:43:45.706
‫داشتم کتاب " ایگل استونز "ــتون رو می‌خوندم
‫و با این سبک، نویسنده‌ای که...

00:43:45.789 --> 00:43:47.499
‫- توی ذهنم اومد مرحوم ارسموس فرای بود
‫- اوه!

00:43:48.459 --> 00:43:51.879
‫ببخشید گفتید ارسموس فرای مرحوم؟

00:43:51.962 --> 00:43:52.962
‫اون...

00:43:55.174 --> 00:43:56.091
‫فوت شده؟

00:43:56.175 --> 00:43:58.427
‫تابستون پارسال، می‌شناختینش؟

00:43:59.011 --> 00:44:01.513
‫راستش خیلی نمی‌شناختم اما...

00:44:02.097 --> 00:44:04.141
‫چندباری هم رو دیده بودیم.

00:44:04.224 --> 00:44:07.811
‫اون...خیلی به کارهای من لطف داشتن.

00:44:07.895 --> 00:44:10.689
‫فکرکنم نزدیک 90 سالشون بود، نه؟

00:44:11.649 --> 00:44:12.983
‫به دلیل کهنسالی فوت شدن؟

00:44:13.901 --> 00:44:14.901
‫نه.

00:44:15.778 --> 00:44:17.571
‫خودکشی کردن.

00:44:18.781 --> 00:44:22.201
‫ظاهراً آخرین کاری که قبل مرگ انجام دادن،
‫نامه نوشتن برای ناشر قدیمی‌شون بوده.

00:44:22.284 --> 00:44:25.245
‫خواهش کرده بودن که یکی از کتاب‌های قدیمی‌شون
‫رو دوباره چـاپ کنن.

00:44:25.329 --> 00:44:27.456
‫فکرکنم کتابِ " شـمع امشب " منظورشون بوده.

00:44:27.539 --> 00:44:29.958
‫فکرکنم همین بوده،
‫شما از کجا می‌دونید؟

00:44:32.169 --> 00:44:35.547
‫وقتی جوان‌تر بودم این کتابِ مورد علاقه‌ام بود.

00:44:36.382 --> 00:44:38.592
‫کتاب سـاده، تاثیربرانگیز...

00:44:41.220 --> 00:44:42.262
و عجیبی بود.

00:44:46.016 --> 00:44:47.059
‫پیرمرد بیچاره...

00:44:48.060 --> 00:44:51.355
باعث تاسف‌ـه که مردم دیگه کتاب‌هاشون رو نخوندن
‫گفتن از مُد افتاده.

00:44:52.856 --> 00:44:55.859
‫البته شما نیازی نیست نگران این موضوع باشید،
‫شما ریچارد مدوک هستید.

00:44:55.943 --> 00:44:57.986
‫ببخشید، ریک مدوک.

00:44:59.571 --> 00:45:01.490
‫درسته، بریم سوال بعد.

00:45:10.499 --> 00:45:11.667
‫اومدی...

00:45:15.671 --> 00:45:16.672
‫خودت صـدام زدی.

00:45:19.258 --> 00:45:23.011
‫بهم گفتن آدم‌ها زندانی‌ات کردن. مثل من.

00:45:23.762 --> 00:45:24.888
‫نه مثل تو...

00:45:26.348 --> 00:45:28.726
‫زجرهایی که من کشیدم
‫در برابر زجرهای تو؛ هیچی نیستن

00:45:28.809 --> 00:45:29.809
‫اینطور نگو.

00:45:31.353 --> 00:45:33.522
‫مقایسه کردن زجرهامون دردی رو دوا نمی‌کنه.

00:45:33.605 --> 00:45:35.899
‫شنیدن بیچارگی‌هات
‫من رو آزار می‌ده.

00:45:37.276 --> 00:45:38.944
‫خوشحالم که الان آزادی.

00:45:39.653 --> 00:45:41.363
‫مشروعانه به این دنیا پیوند خوردی.

00:45:44.283 --> 00:45:46.243
‫می‌دونم که نمی‌تونی آزادم کنی.

00:45:47.661 --> 00:45:49.163
‫فقط اون عوضی می‌تونه،

00:45:50.748 --> 00:45:54.084
‫اما شاید بتونی...تحریکش کنی!

00:45:55.210 --> 00:45:56.295
‫تا من رو آزاد کنه.

00:45:57.045 --> 00:46:00.632
‫این کارو انجام می‌دم،
‫و حتی بیشتر.

00:46:01.341 --> 00:46:02.176
‫رویا...

00:46:02.259 --> 00:46:05.053
‫اون باید مجازات بشه.

00:46:05.137 --> 00:46:09.266
‫چطور؟ کدام مجازات برای اون کافیه؟

00:46:10.100 --> 00:46:13.353
‫حتی مرگ‌ش هم نمی‌تونه چیزهایی که
‫ازم گرفت رو برگردونه.

00:46:13.437 --> 00:46:14.688
‫اون هیچی نیست.

00:46:16.106 --> 00:46:17.106
‫یه آدم عادیه.

00:46:17.149 --> 00:46:18.984
‫نمی‌تونم اجازه بدم راحت و آزاد
‫برای خودش بگرده.

00:46:19.067 --> 00:46:21.945
‫چـرا؟ چون زمانی با تو بودم؟

00:46:23.572 --> 00:46:24.698
‫چون تو رو اذیت کرده.

00:46:28.118 --> 00:46:31.872
‫آخرین باری که هم رو دیدیم گفتی دیگه
‫هیچوقت نمی‌خوای من رو ببینی.

00:46:32.706 --> 00:46:33.916
‫ببخشید، من...

00:46:36.251 --> 00:46:38.086
‫دیگه نمی‌دونستم از کی باید کمک بخوام...

00:46:39.421 --> 00:46:40.672
‫من آدمی نیستم
‫که فکر می‌کنی.

00:46:43.008 --> 00:46:46.720
‫وقتی شنیدم داری من رو صدا می‌زنی،
‫بعد از این همه مدت...

00:46:54.478 --> 00:46:55.729
‫بذار کمکت کنم.

00:46:58.065 --> 00:46:59.066
‫لطفاً.

00:47:00.859 --> 00:47:02.110
‫بهت بدهکارم.

00:47:09.785 --> 00:47:11.245
‫باهاش چیکار می‌کنی؟

00:47:27.803 --> 00:47:29.680
‫تو...تو دیگه کدوم خری هستی؟

00:47:30.973 --> 00:47:33.058
‫- گورتُ از خونه‌ام گم کن
‫- ساکت!

00:47:34.518 --> 00:47:37.104
‫شنیدم زنی رو برخلاف میل خودش اینجا نگه می‌داری.

00:47:38.772 --> 00:47:41.275
‫اومدم ازت درخواست کنم که آزادش کنی.

00:47:42.818 --> 00:47:44.069
‫زده به سرت داداش؟

00:47:44.945 --> 00:47:47.114
‫اینجا زنَ‌ مَن نداریم، الان زنگ می‌زنم پلیس
‫می‌دونی من کی‌ام؟

00:47:47.197 --> 00:47:50.742
‫خوب می‌دونم کی و چی هستی، ریچارد مدوک.

00:47:55.539 --> 00:47:57.082
‫الان می‌خوای پلیس خبر کنی؟

00:47:57.749 --> 00:48:01.295
‫نه، من هیچ نهاد انسانی‌ای رو خبر نمی‌کنم.

00:48:01.879 --> 00:48:03.088
‫فقط باید اون رو آزاد کنی.

00:48:04.047 --> 00:48:05.716
‫تو متوجه نیستی، من بهش نیاز دارم.

00:48:05.799 --> 00:48:08.886
‫اگه اون نبود من نمی‌تونستم چیزی بنویسم
‫هیچ ایده‌ای به سرم نمی‌زد.

00:48:09.678 --> 00:48:12.639
‫- ببین، پول می‌خوای؟
‫- زبونت رو ببر.

00:48:18.395 --> 00:48:24.067
‫اون بیشتر از 60 ساله که در اسارته.

00:48:24.151 --> 00:48:28.614
‫60 ساله که مورد سوءاستفاده، آزار و اذیت
‫و تعرض قرار گرفته.

00:48:28.697 --> 00:48:32.200
‫و به‌خاطر اینکه ایده‌هات از سرت نپره نمی‌خوای آزادش کنی؟

00:48:32.284 --> 00:48:37.289
‫خــب، اگه بحث، بحث ایده‌هاته...

00:48:38.874 --> 00:48:40.542
‫اینم هزاران هزار ایده.

00:49:09.363 --> 00:49:11.156
‫چه بلایی سرم آوردی؟

00:49:13.283 --> 00:49:15.535
‫داری من رو دچـار کابوس می‌کنی؟

00:49:18.246 --> 00:49:19.081
‫حرف بزن!

00:49:19.164 --> 00:49:21.667
‫من هیچ‌کاری باهات نکردم، ریچارد مدوک.

00:49:24.252 --> 00:49:26.463
‫یکم پیش مورفیوس رو ملاقات کردی،

00:49:27.589 --> 00:49:30.092
‫رومی‌ها بهش لقب " شکل‌دهنده اشکال " رو دادن

00:49:30.175 --> 00:49:32.010
‫زمانی همسرم بود.

00:49:33.428 --> 00:49:35.347
‫پـدر فرزندم.

00:49:36.515 --> 00:49:38.016
‫نمی‌دونستم بچه داری!

00:49:38.600 --> 00:49:40.477
‫تو هیچی از من نمی‌دونی.

00:49:41.937 --> 00:49:45.273
‫اما الان دیگه برای رسیدگی به این مسائل خیلی دیره

00:49:53.198 --> 00:49:54.783
‫" و در تاریکی مطلق...

00:49:55.784 --> 00:49:59.663
‫در فـکر داستان‌های سرشت‌نشان هر ستاره بود،

00:50:02.541 --> 00:50:04.042
‫مانند یک کرم شب‌تاب "

00:50:05.377 --> 00:50:11.508
‫" در شب...می‌گشت و سـوسـوزنان نهان می‌گشت "

00:50:26.481 --> 00:50:27.691
‫سوالی ندارید؟

00:50:32.070 --> 00:50:34.281
‫خانم جوانی که توی ردیف سوم هستن.

00:50:38.118 --> 00:50:41.121
‫شما در ژانرهای بسیار مختلفی کتاب دارید،

00:50:41.204 --> 00:50:44.833
‫کُلی جهان‌ها و شخصیت‌های متفاوت.

00:50:44.916 --> 00:50:49.296
‫می‌شه بپرسم همه‌ی این‌ها از کجا سرچشمه می‌‌گیره؟

00:50:50.464 --> 00:50:57.179
‫برای من از جای خاصی سرچشمه نمی‌گیرن.

00:50:57.262 --> 00:51:00.557
‫اون‌ها درست همینجان، همیشه.

00:51:01.141 --> 00:51:07.689
‫من می‌تونم کتابی بنویسم که حول محور
‫خوندن کتاب دیگه‌ای باشه.

00:51:09.191 --> 00:51:13.987
‫کتابی که توش اتفاقاتی که هرروزه توی جهان می‌افته
‫رو روایت می‌کنه.

00:51:14.696 --> 00:51:19.785
‫مثل یه کشتاردسته‌جمعی...
‫ همه مردم سالن حال‌شون خوب بود...

00:51:22.037 --> 00:51:23.830
‫البته تا وقتی که نویسنده دست
‫از خواندن کتاب برداشت.

00:51:25.123 --> 00:51:26.374
‫ممنون.

00:51:26.458 --> 00:51:30.504
‫یا...داستانی درمورد انجمن متنقدان.

00:51:30.587 --> 00:51:37.135
‫کسایی که با آیین‌های ضد دینی و پیوند خونی با هم عهد برادری بستند.

00:51:37.219 --> 00:51:38.637
‫واسه خَراب کردن یه نویسنده...

00:51:38.720 --> 00:51:43.308
‫آدم قربانی می‌کنن و دست به چه
‫کارهایی که نمی‌زنن.

00:51:48.230 --> 00:51:51.650
‫یا یه داستان درمورد شهری که خیابان‌هاش
‫با تکه‌‌های زمان آسفالت شده.

00:51:51.733 --> 00:51:56.571
‫قطاری، پُر از زنان ساکت و
‫راننده‌ای که نابیناست.

00:52:07.749 --> 00:52:09.501
‫با سرهایی نورانی و چراغونی شده، ببخشید...

00:52:12.170 --> 00:52:13.421
‫ببخشید، یه‌لحظه...

00:52:13.505 --> 00:52:18.844
‫یا داستان یک ماهی دریایی که موقع ماه کامل
‫به گرگ تبدیل می‌شه.

00:52:19.427 --> 00:52:24.224
‫مردی که کارت عضویت کتابخانه‌ای به نام الکساندریا رو
‫به ارث برده.

00:52:26.268 --> 00:52:28.478
‫دو پیرزن که توی تعطیلات‌شون با یه راسـو آشنا می‌شن.

00:52:36.486 --> 00:52:38.488
‫شعری غَنی درمورد سـکوت،

00:52:38.572 --> 00:52:42.367
‫با استفاده از کلـمات " تـاریک "، "پاره‌پوره "

00:52:43.118 --> 00:52:47.330
‫" هرگز "، " داد و فریاد "، " آتش" ، " و " بوسه "

00:52:48.874 --> 00:52:51.543
‫مـردی که مـالک هستی بود و
‫اون رو توی یه شیشه مُربا نگه می‌داشت.

00:52:52.669 --> 00:52:54.588
‫مردی که عاشقِ یه عروسک کاغذی می‌شه.

00:52:54.671 --> 00:52:57.507
‫آقای مدوک، منم نورا
‫دست‌تون چی شده؟

00:52:57.591 --> 00:52:59.634
‫خدای من،
‫فقط کُلی ایده داره می‌زنه به سرم.

00:52:59.718 --> 00:53:04.139
‫قلم و کاغذ نداشتم برای همین از دستم استفاده کردم.

00:53:08.393 --> 00:53:12.355
‫به ایده‌های جدید نیاز داشتم اما خیلی
‫دیگه سریع دارن میان.

00:53:12.439 --> 00:53:13.773
‫باید ببریمش بیمارستان.

00:53:13.857 --> 00:53:16.067
‫نه لطفاً، برین خونه‌ام.

00:53:17.360 --> 00:53:20.280
‫طبقه ای بالا توی اتاق یه زن هست.

00:53:21.615 --> 00:53:23.283
‫اونجا زندانی شده.

00:53:24.326 --> 00:53:27.704
‫بهش بگید می‌تونه بره،
‫آزادش می‌کنم.

00:53:27.787 --> 00:53:29.122
‫نمی‌فهمم چی می‌گین.

00:53:29.206 --> 00:53:34.127
‫کلیدهام رو بگیرید، آزادش کنید
‫کاری کنید بره، گم و گور شه.

00:53:36.922 --> 00:53:39.591
‫یه‌بار کتاب برات امضا کرده بودم، نه؟

00:53:41.009 --> 00:53:42.552
‫لطفاً.

00:53:44.804 --> 00:53:47.015
‫باشه، باشه
‫میرم.

00:53:47.098 --> 00:53:48.725
‫این کابوس رو تموم کنید.

00:53:49.726 --> 00:53:52.437
‫بهش بگید که متاسفم.

00:53:52.520 --> 00:53:56.316
‫داستان دنیایی که درش جادوگری و کیمیاگری بار پرستی محسوب می‌شن.

00:53:52.604 --> 00:53:56.104
‫[برای کسب اطلاعات بیشتر درمورد بارپرستی، این عبارت را
‫در گوگل سرچ کنید]

00:53:56.399 --> 00:53:57.859
‫توی بیمارستان می‌بینمت.

00:53:57.943 --> 00:54:00.362
‫خورشیدی که از پارتنون* طلوع می‌کنه،
‫سوپ دندان کوسه.

00:53:57.943 --> 00:54:00.410
‫[پارتنون: بنایی تاریخی در کشور یونان]

00:54:00.445 --> 00:54:05.825
‫یک بلبل، یک بوته گل رُز
‫و قلاده سگ پلاستیکیِ سیاه

00:54:22.884 --> 00:54:23.884
‫آهای؟

00:54:41.737 --> 00:54:43.803
‫[شـمع ‌امشــب از ارزموز فرای]

00:54:59.504 --> 00:55:00.922
‫تموم شد.

00:55:09.556 --> 00:55:10.556
‫ممنون.

00:55:10.932 --> 00:55:12.851
‫فقط به درخواست تو جـواب دادم.

00:55:16.229 --> 00:55:17.439
‫الان می‌خوای چیکار کنی؟

00:55:20.942 --> 00:55:23.069
‫فکرکنم کاری که باید بکنم
‫اینه که...

00:55:24.863 --> 00:55:29.743
‫اطمینان حاصل کنم که این اتفاق برای هیچ‌کس
‫دیگه‌ای نمی‌یوفته.

00:55:30.994 --> 00:55:31.994
‫چطوری؟

00:55:32.037 --> 00:55:33.788
‫نمی‌دونم.

00:55:36.124 --> 00:55:40.128
‫با الهام بخشیدن به بشریت که بهترین‌ها
‫رو برای خودشون و بقیه بخوان.

00:55:41.504 --> 00:55:43.631
‫با بازنویسی قوانینی که با استفاده ازشون
‫من رو زندانی کردن.

00:55:45.133 --> 00:55:48.470
‫قوانینی که مدت‌ها قبل نوشته شدن و
‫من خواهرم هیچ اقدامی در برابرشون نکردیم.

00:55:49.721 --> 00:55:51.598
‫منم باید همین‌کارو تو دنیای خودم بکنم.

00:55:53.725 --> 00:55:55.393
‫عوض شدی، اونیروس.

00:55:56.478 --> 00:55:59.606
‫اگه اون آدم قبلی بودی، من رو اینجا ول می‌کردی تا
‫موهام مثل دوندون‌هام سفید شه.

00:56:05.070 --> 00:56:09.032
‫هنوزم به خاطر اینه...ترکت کردم ازم متنفری؟

00:56:10.367 --> 00:56:12.786
‫- به‌خاطر سرزنش کردن تو بابت اتفاقی که افتاد...
‫- نه.

00:56:16.915 --> 00:56:21.211
‫اخیراً چیزهای زیادی یاد گرفتم و...

00:56:23.922 --> 00:56:25.006
‫بیخیالش.

00:56:27.133 --> 00:56:28.593
‫ازت متنفر نیستم.

00:56:35.016 --> 00:56:37.143
‫فکرکنم بهتره دیگه اون آدمی‌زاد رو رها کنی،

00:56:39.104 --> 00:56:40.313
‫من رو آزاد کرد.

00:56:40.397 --> 00:56:42.899
‫بدون بخشش، زخم‌ها هیچوقت درمان نمی‌شن.

00:56:42.982 --> 00:56:46.194
‫تمام کارهایی که کرده رو می‌بخشی؟

00:56:46.277 --> 00:56:48.113
‫کارهایی که کرده رو نمی‌بخشم،

00:56:49.322 --> 00:56:51.074
‫اما باید خودش رو ببخشم.

00:56:51.783 --> 00:56:52.783
‫نه به‌خاطر خودش.

00:56:53.952 --> 00:56:54.952
‫به‌خاطر خودم.

00:56:56.996 --> 00:56:58.123
‫آزادش می‌کنی؟

00:56:59.791 --> 00:57:01.251
‫اگه خواسته‌ات اینه...

00:57:03.461 --> 00:57:04.461
‫پس همینکارو می‌کنم.

00:57:14.347 --> 00:57:17.517
‫من برگشتم آقای مدوک، حالتون چطوره؟

00:57:17.600 --> 00:57:18.600
‫من..

00:57:20.353 --> 00:57:25.525
‫ذهنم خالی شده، هی تلاش
‫می‌کنم فکرکنم...

00:57:26.609 --> 00:57:29.195
‫کاری که خواستید رو انجام دادم،
‫رفتم خونه‌تون.

00:57:30.405 --> 00:57:32.824
‫فقط این کتاب اونجا بود.

00:57:32.907 --> 00:57:34.868
‫یه‌چیزایی گفته بود بهم...

00:57:34.951 --> 00:57:38.079
‫شکل‌دهنده اشکال...

00:57:40.039 --> 00:57:42.208
‫یه همچین اسمی بود که نوشته بودش، اون...

00:57:45.545 --> 00:57:47.172
‫ای کاش یادم می‌اومد...

00:57:47.797 --> 00:57:52.427
‫یهو فکرکردن...خیلی برام دشوار شده.

00:57:53.887 --> 00:57:55.388
‫می‌خواید به کسی زنگ بزنم؟

00:57:55.472 --> 00:57:56.598
‫اون رفته.

00:58:02.520 --> 00:58:04.022
‫هرچی که بود و نبودم با خودش برد.

00:58:05.315 --> 00:58:07.859
‫ایده‌ها، داستان‌ها.

00:58:12.030 --> 00:58:13.990
‫همه‌ش متعلق به اون بودن.

00:58:14.073 --> 00:58:17.118
‫کی؟ درمورد کی حرف می‌زنید؟

00:58:24.125 --> 00:58:27.086
‫نمی‌دونم.

00:58:33.134 --> 00:58:34.135
‫نمی‌دونم.

00:58:39.682 --> 00:58:43.353
‫شاید بزودی توی دنیای رویاها هم رو دیدیم...

00:58:44.812 --> 00:58:47.857
‫تا بلاخره بشینیم و درمورد پسرمون صحبت کنیم.

00:58:50.193 --> 00:58:54.489
‫و...درست و حسابی براش
‫عزاداری کنیم.

00:58:56.533 --> 00:58:59.369
‫یه روزی شاید اما...

00:59:02.497 --> 00:59:03.665
‫متوجه ام.

00:59:19.055 --> 00:59:20.515
‫ممنون، اونیروس.

00:59:22.392 --> 00:59:23.726
‫این کارت رو فراموش نمی‌کنم.

00:59:26.354 --> 00:59:27.564
‫به امید دیدار.

00:59:32.610 --> 00:59:33.695
‫هرجا هستی موفق باشی.

00:59:37.740 --> 00:59:38.992
‫خدانگهدار، کلایپی.

00:59:47.626 --> 00:59:56.338
‫تـرجمه از «آیــــدا و محمدعلیsm»

00:59:59.679 --> 01:00:02.943
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.