﻿WEBVTT

00:00:00.900 --> 00:00:35.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
<c.color0a71ac>‏ .::   www.bolboljan.net  ::. </c>

00:00:36.700 --> 00:00:42.000
<c.red>"Twin Peaks"
فصل 3
قسمت 9 : این همون صندلی هست</c>

00:00:43.200 --> 00:00:54.200
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:02:24.080 --> 00:02:26.830
«ممنون «تَمی -
خواهش می‌کنم -

00:02:30.320 --> 00:02:31.910
از طرف دفتر تماس گرفتن

00:02:31.910 --> 00:02:34.660
سرهنگ «دِیویس» از «پنتاگون» تماس گرفته
با شما کار داره

00:02:34.660 --> 00:02:35.920
خیلی فوریه

00:02:35.920 --> 00:02:37.740
سعی کن صدات رو بلند نکنی

00:02:37.740 --> 00:02:40.120
چی؟

00:02:41.410 --> 00:02:41.910
سلام؟

00:02:43.570 --> 00:02:45.160
سرهنگ؟

00:02:45.160 --> 00:02:47.080
چی گیرتون اومد؟

00:02:48.530 --> 00:02:53.120
اصلاً از این سبکی که با من صحبت می‌کنی
راضی نیستم سرهنگ

00:02:53.780 --> 00:02:58.660
یه مکان‌ـه

00:02:58.660 --> 00:03:00.950
«باکهورن»

00:03:00.950 --> 00:03:02.990
«باکهورن» «داکوتای جنوبی»

00:03:02.990 --> 00:03:06.450
«غربِ «داکوتا جنوبی

00:03:06.450 --> 00:03:09.450
خب ، با کمال تعجب باید بگم که
ما الان شرق «داکوتای جنوبی» هستیم

00:03:11.990 --> 00:03:13.700
این رو یادداشت کن

00:03:13.700 --> 00:03:17.370
وایسا

00:03:17.370 --> 00:03:19.490
کِی» بزرگ»

00:03:19.490 --> 00:03:21.410
اِن» کوچیک»

00:03:21.410 --> 00:03:23.450
او» کوچیک»

00:03:23.450 --> 00:03:24.780
ایکس» کوچیک»

00:03:24.780 --> 00:03:26.990
«ناکس»

00:03:26.990 --> 00:03:29.410
«ستوان «ناکس

00:03:29.410 --> 00:03:32.870
«ساختمان پلیس «باکهورن

00:03:32.870 --> 00:03:34.200
خیلی‌خب

00:03:34.200 --> 00:03:35.780
ممنون سرهنگ

00:03:43.370 --> 00:03:45.780
هی همکار

00:03:45.780 --> 00:03:49.450
دیشب منتظرت بودیم

00:03:49.450 --> 00:03:51.780
به‌نظر که خیلی داغون میای

00:03:51.780 --> 00:03:56.160
<c.red>اینجا برای کی هست؟ -</c>
کشاورزها -

00:03:56.160 --> 00:03:59.870
<c.red>اونا کجان؟ -</c>
اونا اون‌پشت خوابیدن -

00:03:59.870 --> 00:04:02.030
تو چی می‌خوای؟

00:04:02.030 --> 00:04:05.200
<c.red>چندتا تلفنی که ردیابی نشده باشن</c>

00:04:05.200 --> 00:04:09.160
<c.red>و یه چیزی برای این -</c>
خب ، اینکه به فنا رفته -

00:04:09.160 --> 00:04:11.320
الان میرم برات چندتا چیز درست‌حسابی میارم

00:04:11.320 --> 00:04:13.030
«هی «شانتل

00:04:13.030 --> 00:04:14.870
رئیس اومده اینجا

00:04:14.870 --> 00:04:17.490
جعبه‌ی کمک‌های اولیه رو بیار -
آسیب دیده؟ -

00:04:19.490 --> 00:04:21.410
لعنتی

00:04:21.410 --> 00:04:23.570
تمام شب منتظرت بودیم

00:04:23.570 --> 00:04:24.990
کجا گیرت انداختن؟

00:04:33.080 --> 00:04:34.740
انگار خیلی خوش‌شانس بودی

00:04:34.740 --> 00:04:35.910
میرم جعبه کمک‌های اولیه رو بیارم

00:04:35.910 --> 00:04:37.530
برین تو

00:04:48.920 --> 00:04:52.710
«به جای اینکه مستقیم برگردیم «فلادلفیا

00:04:52.710 --> 00:04:56.960
مشکلی نداری اگر بخوایم
یه سفر کوتاه کنیم

00:04:56.960 --> 00:05:00.000
یه «باکهورن» توی «داکوتای جنوبی»؟

00:05:00.000 --> 00:05:01.580
خیلی مهمه

00:05:01.580 --> 00:05:04.620
لعنت بهت «گوردن» . می‌خوام برم خونه

00:05:04.620 --> 00:05:06.580
خیلی مهمه

00:05:06.580 --> 00:05:08.670
و ممکنه برای تو هم
«جذاب باشه «دایان

00:05:08.670 --> 00:05:12.580
یه پرونده‌ی قدیمی که
یه نفری رو شامل میشه

00:05:12.580 --> 00:05:16.620
که مأمور «کوپر» یه زمانی
روش کار می‌کرد

00:05:16.620 --> 00:05:19.040
«پرونده‌ی «رُز آبی

00:05:19.040 --> 00:05:21.790
آره

00:05:26.080 --> 00:05:29.330
الان برات میارم
اول میرم با خلبان حرف بزنم

00:05:35.580 --> 00:05:38.500
نقشه عوض شده

00:05:38.500 --> 00:05:41.710
«میریم «باکهورن» توی «داکوتای جنوبی

00:05:44.870 --> 00:05:45.620
میدونم

00:05:45.620 --> 00:05:49.920
«میدونم . دهن‌ـت سرویس «آلبرت

00:06:10.460 --> 00:06:12.500
«مأمور «پرستون

00:06:12.500 --> 00:06:13.620
خوبه

00:06:13.620 --> 00:06:16.420
بله . متوجه‌ام
گوشی رو میدم بهش

00:06:24.620 --> 00:06:27.130
واردِن مورفی»ـه»

00:06:30.290 --> 00:06:31.830
واردِن مورفی»؟»

00:06:31.830 --> 00:06:35.920
<i>رفیقت «کوپر» فرار کرده -</i>
چی؟ -

00:06:35.920 --> 00:06:38.250
چطوری این اتفاق افتاد؟

00:06:39.690 --> 00:06:41.700
کوپر» فرار کرد»

00:07:30.000 --> 00:07:31.830
<c.red><i>کارِت رو انجام دادی؟</i></c>

00:07:31.830 --> 00:07:32.670
نه هنوز

00:07:32.670 --> 00:07:37.380
<c.red>بهتره دفعه‌ی بعدی که
بهت زنگ میزنم تموم شده باشه</c>

00:08:00.460 --> 00:08:02.040
راجر» ، بیا اینجا»

00:08:08.460 --> 00:08:10.250
این چطوره رئیس؟

00:08:10.250 --> 00:08:12.670
<c.red>«خیلی خوبه «هاچ</c>

00:08:12.670 --> 00:08:13.830
خیله‌خب

00:08:23.750 --> 00:08:27.420
<c.red>می‌خوام که «واردِن» رو توی
این 2 روز بکشی</c>

00:08:27.420 --> 00:08:30.630
واردِن»؟ خیله‌خب»

00:08:30.630 --> 00:08:34.750
می‌خوای قبل از اینکه بکشمش
شانتل» حالش رو بگیره؟»

00:08:34.750 --> 00:08:37.040
قراره برام آهنگ بخونه

00:08:37.040 --> 00:08:38.500
<c.red>هر وقت که تو بخوای</c>

00:08:38.500 --> 00:08:41.500
<c.red>پس برات یه 2تایی توی
تگزاس» رزرو می‌کنم»</c>

00:08:41.500 --> 00:08:42.630
بیا 2تایی بازی کنیم

00:08:42.630 --> 00:08:46.750
<c.red>بعد از اینکه «واردِن» رو کشتی
جزئیات رو برات می‌فرستم</c>

00:08:46.750 --> 00:08:48.330
<c.red>این رو یادت باشه</c>

00:08:48.330 --> 00:08:51.750
<c.red>«واردِن مورفی» از زندان فدرال «یانکتون»</c>

00:08:51.750 --> 00:08:54.120
<c.red>تو خونه یا تو دفترش بکش‌ـش</c>

00:08:54.120 --> 00:08:56.750
<c.red>یا تو راه</c>

00:08:56.750 --> 00:08:58.080
باشه

00:08:58.080 --> 00:09:00.080
«هی «شانتل

00:09:00.080 --> 00:09:02.290
یه‌دونه از اون آبدارهاش رو بده رئیس

00:09:14.120 --> 00:09:16.330
کاش بیشتر از اینا بود

00:09:16.330 --> 00:09:18.330
<c.red>من بارونیش رو می‌خوام</c>

00:09:18.330 --> 00:09:20.670
برات ردیفش می‌کنم عزیزم

00:09:29.000 --> 00:09:32.330
<c.red>این گوشی رو هم نابود کن
اینجا رو هم تمیز کنید</c>

00:09:32.330 --> 00:09:36.250
جاده‌ی اصلی از اونطرف‌ـه

00:10:04.670 --> 00:10:06.670
تا حالا مشکلی درست کرده؟

00:10:06.670 --> 00:10:09.330
نه . تا الان هیچ‌وقت با
داگی» مشکلی نداشتم»

00:10:09.330 --> 00:10:14.330
اون یه شهروند عادی‌ـه

00:10:14.330 --> 00:10:16.170
واسه همین اصلاً هیچ
چیزی به ذهن‌ـت نمیرسه که چرا

00:10:16.170 --> 00:10:19.960
یکی می‌خواسته اون رو بکشه؟ -
چیزی به ذهنم نمیرسه -

00:10:19.960 --> 00:10:23.920
مسلماً تو کار بیمه مردم
همیشه کینه به دل می‌گیرن

00:10:23.920 --> 00:10:25.920
اگر مسائل اونطوری که می‌خوان انجام نشه

00:10:25.920 --> 00:10:28.290
«البته بیشتر مسئله سر پول‌ـه «بوشنل

00:10:28.290 --> 00:10:29.630
کاملاً خالص و ساده

00:10:29.630 --> 00:10:31.880
کسی دلیلی بیشتر از این هم لازم نداره

00:10:31.880 --> 00:10:35.170
خب ، تو سوابقش چی هست؟
چندوقت‌ـه که با شما کار می‌کنه؟

00:10:35.170 --> 00:10:36.540
الان یه 12 سالی میشه

00:10:36.540 --> 00:10:38.210
اون کارمند خوبی‌ـه

00:10:38.210 --> 00:10:40.330
آروم و باثبات‌ـه

00:10:40.330 --> 00:10:42.238
البته روی آروم بودنش
بیشتر تأکید می‌کنم

00:10:44.330 --> 00:10:47.080
یادمه «داگی» یه تصادف ماشین داشت

00:10:47.080 --> 00:10:49.830
یه‌خُرده بعد از اینکه شروع کرد
برای من کار کنه

00:10:49.830 --> 00:10:50.540
هر چندوقت یک‌بار

00:10:50.540 --> 00:10:54.710
یه پس‌لرزه‌هایی از اون‌موقع
نشون میداد از خودش

00:10:54.710 --> 00:10:57.710
زنش بهتر از من می‌تونه در این مورد
بهتون بگه

00:10:59.750 --> 00:11:02.210
...خب

00:11:02.210 --> 00:11:04.670
«ممنون که اومدی اینجا «بوشنل

00:11:10.960 --> 00:11:13.050
خب ، منم از کمک‌تون خیلی ممنونم

00:11:24.580 --> 00:11:28.290
شغل عجیبی‌ـه

00:11:28.290 --> 00:11:31.290
اول که ماشینش ترکید

00:11:31.290 --> 00:11:33.580
بعدش یکی پیدا شده که می‌خواد بکشدش

00:11:50.630 --> 00:11:53.830
اگر چیزی پیدا کردیم در اسرع وقت
بهتون خبر میدیم

00:12:18.960 --> 00:12:23.120
داگی» ، بقیه‌ی روز رو برو خونه»
و استراحت کن

00:12:23.120 --> 00:12:26.460
خب ، این خیلی عالیه
می‌تونم ببرمش دکتر

00:12:26.460 --> 00:12:28.120
از فردا دوباره شروع می‌کنیم

00:12:28.120 --> 00:12:33.000
من و تو قراره با همدیگه کار کنیم
و یه‌سری جواب پیدا کنیم

00:12:33.000 --> 00:12:34.360
جواب

00:12:49.170 --> 00:12:51.000
خب ، این رو داشته باش

00:12:51.000 --> 00:12:54.170
هیچی نیست . واقعاً هیچ نیست

00:12:54.170 --> 00:12:56.040
هیچی از گذشته‌ی آقای
داگلاس جونز» وجود نداره»

00:12:56.040 --> 00:13:00.170
قبل از سال 1997

00:13:00.170 --> 00:13:01.250
داری من رو دست میندازی

00:13:01.250 --> 00:13:03.330
گواهینامه نداشته

00:13:03.330 --> 00:13:05.710
نه پاسپورت و نه شبکه‌ی اجتماعی

00:13:05.710 --> 00:13:10.630
نه مدرک کلاسی داره
نه مدرکی از پرداخت مالیات داره

00:13:10.630 --> 00:13:13.540
جواز تولدی هم وجود نداره

00:13:13.540 --> 00:13:15.560
خدا لعنتش کنه

00:13:21.880 --> 00:13:23.920
محافظت از شاهدها؟

00:13:25.670 --> 00:13:27.080
شاید

00:13:33.830 --> 00:13:38.460
هنوزم با اون یارو تو دیوان عدالت ارتباط داری؟

00:13:38.460 --> 00:13:40.540
میرم سراغش

00:13:44.670 --> 00:13:48.420
چراغ عقب رو درست کردی؟

00:13:48.420 --> 00:13:54.290
یه چراغ عقب لعنتی برام
239هزارتا خرج برداشت

00:13:57.670 --> 00:13:58.920
باید خیلی نازدار باشه

00:14:02.420 --> 00:14:04.420
اون یارو استرالیایی
با انبردست رو یادتون هست؟

00:14:23.580 --> 00:14:25.750
نیازه دوباره باهاش حرف بزنیم؟

00:14:29.580 --> 00:14:32.120
انگار که بخوای با یه سگ حرف بزنی

00:14:32.120 --> 00:14:34.790
تازه دختره همه‌ـش پارس می‌کنه

00:14:41.540 --> 00:14:43.540
یه فکری دارم

00:15:11.170 --> 00:15:13.630
«یه‌دونه تازه‌ـش رو براتون آوردم آقای «جونز

00:15:18.580 --> 00:15:19.500
می‌خوای برای شما هم بیارم خانم؟

00:15:19.500 --> 00:15:23.040
نه . ممنون ولی ممنون که
یکی برای «داگی» آوردین

00:15:23.064 --> 00:15:26.064
خواهش می‌کنم

00:15:41.210 --> 00:15:42.960
گرفتیمش

00:15:42.960 --> 00:15:46.500
«هی «فوسکوس -
چیه؟ -
چیه؟ -
چیه؟ -

00:15:46.500 --> 00:15:49.750
گروهبان...خیلی به‌موقع اومدی

00:15:49.750 --> 00:15:51.460
اثرانگشت و دی‌ان‌اِی رو دربیار برام

00:15:51.460 --> 00:15:52.920
هی ، من اومدم که بهت بگم

00:15:52.920 --> 00:15:57.290
اثرانگشتایی که از اون تفنگِ
داده بودی رو درآوردم

00:15:57.290 --> 00:16:01.880
دوست قدیمی‌مون «آیک اسپایک» بود

00:16:01.880 --> 00:16:06.880
یه 20تا توی هتل خارج
شهری ازش گیر آوردیم

00:16:06.880 --> 00:16:09.710
آیک اسپایک» بالاخره خودش رو به فنا داد»

00:16:09.710 --> 00:16:12.120
هی ، بیاین بریم برسیم به جشن

00:16:12.120 --> 00:16:15.710
گروهبان ، بذار «جونز» بره

00:16:15.710 --> 00:16:18.040
باید اول برم سراغ این یکی

00:16:18.040 --> 00:16:19.420
خیلی‌خب

00:18:13.670 --> 00:18:15.170
هی ، نگاه کن

00:18:15.170 --> 00:18:16.630
سمت راستی‌ـه؟

00:18:22.790 --> 00:18:25.000
آره . درسته

00:18:25.000 --> 00:18:27.670
هی ، اونجا هم یه خط افتاده رفیق -
خیلی‌خب ، بزن بریم -

00:18:39.120 --> 00:18:40.670
«پیام برای «جِی‌تی

00:18:40.670 --> 00:18:42.460
در تلاش بودم زنگ بزنم

00:18:42.460 --> 00:18:45.120
نتونستم پیدات کنم
این شماره رو امتحان کردم

00:18:45.120 --> 00:18:47.120
اینم از اون پیام

00:18:47.120 --> 00:18:49.080
سیگارها ته کشید

00:18:49.080 --> 00:18:51.120
بعد از مراقبت‌های پزشکی میرم

00:19:08.420 --> 00:19:11.210
توروخدا بگو هنوز اون تو هست

00:19:11.210 --> 00:19:12.880
هنوز اون توئه؟

00:19:35.540 --> 00:19:37.420
خیلی‌خب ، دنبال من بیاین

00:20:03.080 --> 00:20:04.630
<i>داره میاد سمت شما</i>

00:20:09.290 --> 00:20:12.960
آیک» ، تو تحت بازداشتی»
به دلیل اقدام به قتل

00:20:12.960 --> 00:20:15.170
اثرانگشت‌ـت رو پیدا کردیم

00:20:15.170 --> 00:20:18.684
«واقعیتش رو بگم «آیک
اثر کل دست‌ـت رو پیدا کردیم

00:21:06.880 --> 00:21:11.210
اندی» ، من مبل بژ دوست دارم»

00:21:31.210 --> 00:21:35.000
لوسی» ، منم مبل قرمز رو دوست دارم»

00:21:51.000 --> 00:21:55.210
«منم مبل بژ رو دوست دارم «اندی

00:22:21.710 --> 00:22:28.250
متأسفم کدوتنبل
می‌تونی مبل بژ رو بخری

00:23:06.500 --> 00:23:08.460
مری» ، چی‌کار می‌کنی؟»

00:23:11.460 --> 00:23:13.460
کی گذاشت اون بره؟

00:23:16.960 --> 00:23:18.630
کجا هست اصلاً؟

00:23:21.500 --> 00:23:23.170
«جانی»

00:23:23.170 --> 00:23:26.710
جانی» ، کجایی؟»

00:23:32.830 --> 00:23:35.670
جانی»؟»

00:23:39.630 --> 00:23:40.890
جانی»؟»

00:23:46.920 --> 00:23:49.080
«جانی»

00:23:49.080 --> 00:23:50.500
«جانی»

00:23:50.500 --> 00:23:52.170
خدایا

00:23:52.170 --> 00:23:55.290
خدایا

00:23:55.290 --> 00:23:57.580
«جانی»

00:24:03.500 --> 00:24:05.380
مامان؟

00:24:06.000 --> 00:24:07.210
هی «بابی» ، چه خبرا؟

00:24:07.210 --> 00:24:09.830
قهوه می‌خوای؟ -
نه . ممنون -

00:24:09.830 --> 00:24:11.040
من با رفیقام اومدم

00:24:11.040 --> 00:24:14.330
می‌خوایم که باهات صحبت کنیم
لازمه که چندتا سوال ازت بپرسم

00:24:14.330 --> 00:24:16.540
باشه

00:24:16.540 --> 00:24:18.210
بیاین تو بچه‌ها

00:24:23.620 --> 00:24:25.040
«خانم «بریگز

00:24:25.040 --> 00:24:25.830
خانم

00:24:25.830 --> 00:24:27.540
آقایون

00:24:27.540 --> 00:24:30.170
ما اومدیم که درباره ملاقاتی که
با مأمور «کوپر» داشتین حرف بزنیم

00:24:30.170 --> 00:24:32.500
...در روزی که سرگرد

00:24:33.960 --> 00:24:37.380
روزی قبلی که «گارلند» مُرد

00:24:37.380 --> 00:24:38.870
آره

00:24:39.710 --> 00:24:42.040
خیله‌خب ، به من گوش کن

00:24:45.750 --> 00:24:49.710
درست بعد از اینکه مأمور «کوپر» رفت

00:24:49.710 --> 00:24:57.040
گارلند» من رو کشوند کنار»
گفت که یه روز

00:24:57.040 --> 00:25:05.130
«پسرمون «بابی» و «هاک
...«و کلانتر «ترومن

00:25:05.130 --> 00:25:09.750
نمیدونستم که منظورش این
کلانتر «ترومن» بود

00:25:09.750 --> 00:25:18.210
گفت که اونا میان و از من درباره‌ی
مأمور ویژه «دِیل کوپر» می‌پرسن

00:25:18.210 --> 00:25:22.790
اون شونه‌های من رو فشار میداد
وقتی که داشت این رو برای من تعریف می‌کرد

00:25:24.170 --> 00:25:28.130
من می‌خواستم که ازش بپرسم
که چی شده

00:25:28.130 --> 00:25:29.670
ولی دیگه هیچی به من نگفت

00:25:29.670 --> 00:25:34.250
...فقط گفت

00:25:34.250 --> 00:25:39.040
وقتی که اومدن و درباره‌ی
مأمور «کوپر» ازت پرسیدن

00:25:39.040 --> 00:25:41.250
این رو بهشون بده

00:25:45.620 --> 00:25:47.500
و خب ، حالا هم شما اومدین

00:25:52.250 --> 00:25:54.040
شما بچه‌ها قهوه می‌خواین؟

00:25:54.040 --> 00:25:54.460
نه . نه -
نه خانم -

00:25:54.460 --> 00:25:57.460
ممنون

00:25:57.460 --> 00:25:59.620
خیله‌خب

00:25:59.620 --> 00:26:01.670
با من بیاین

00:26:13.000 --> 00:26:14.830
این همون صندلی‌ـه

00:26:17.040 --> 00:26:19.620
باورم نمیشه همچین روزی بالاخره رسید

00:26:22.620 --> 00:26:24.750
درست اینجا رو نگاه کنید

00:26:41.000 --> 00:26:44.500
بابی» ، وقتی پدرت اینا رو به من گفت»

00:26:44.500 --> 00:26:48.170
تو خیلی راه درازی داشتی تا
به چیزی که الان هستی برسی

00:26:50.540 --> 00:26:57.210
یه‌جورایی اون میدونست
که همه چیز آخرش خوب میشه

00:26:57.210 --> 00:27:00.080
اون این زندگی رو برای تو دیده

00:27:05.290 --> 00:27:07.620
پدرت هیچ‌وقت امیدش رو ازت از دست نداد

00:27:26.830 --> 00:27:28.540
خیله‌خب بچه‌ها
دیگه بریم سراغ قهوه

00:27:28.540 --> 00:27:29.290
آره -
آره . حتماً -

00:27:29.290 --> 00:27:30.920
جدّی؟ -
حرف خودت بود -

00:27:30.920 --> 00:27:32.130
باشه

00:27:32.130 --> 00:27:34.170
آره -
باشه -

00:27:45.170 --> 00:27:47.940
اتاق انتظار -
اونا درست پشت سر ما هستم -

00:27:51.170 --> 00:27:53.460
«ستوان «ناکس -
قربان -

00:27:53.460 --> 00:27:54.550
«مکلی»

00:27:56.460 --> 00:27:58.290
«دایان»

00:27:58.290 --> 00:28:01.500
امروز حال و حوصله‌ی دیدن جسد ندارم

00:28:01.500 --> 00:28:03.250
همینجا منتظرتون می‌مونم

00:28:03.250 --> 00:28:05.830
شرمنده خانم . شما نمی‌تونید
اینجا سیگار بکشید

00:28:09.920 --> 00:28:12.430
اینجا سردخونه‌ست لعنتی

00:28:16.790 --> 00:28:18.540
از اینطرف

00:28:25.630 --> 00:28:27.380
سوسولای عوضی

00:28:53.700 --> 00:28:58.100
<c.color808080>" دور میز شام صحبت دوست‌‌داشتنی بود "</c>

00:29:04.790 --> 00:29:07.420
کاراگاه «مکلی» وقتی این پرونده اومد
روش کار کرد

00:29:07.420 --> 00:29:10.460
اون توضیحات رو تو این زمینه بهتون میده

00:29:10.460 --> 00:29:13.540
ویلیام هِیستینگز» داشت»
به همسرش خیانت می‌کرد

00:29:13.540 --> 00:29:17.120
«با کتابدار محلی‌شون «روت دَوِنپورت

00:29:17.120 --> 00:29:23.120
حالا سر «دَوِنپورت» پیدا شده
بالای جسد بی‌سر سرگرد «بریگز» شما

00:29:23.120 --> 00:29:28.580
وقتی «هِیستینگز» رو دستگیر کردیم
زنش توی خونه‌شون به قتل رسیده بود

00:29:28.580 --> 00:29:31.170
ظاهراً توسط وکیل‌شون

00:29:31.170 --> 00:29:34.370
«مردی به نام «جورج باونسر
که حالا اون هم دستگیر شده

00:29:34.370 --> 00:29:40.790
«و روز بعدش منشی «هِیستینگز
توی یه انفجار ماشین کشته میشه

00:29:40.790 --> 00:29:43.670
تو فصل دوم چه اتفاقی میفته؟

00:29:44.630 --> 00:29:48.460
«معذرت‌خواهی می‌کنم بابت «آلبرت

00:30:02.540 --> 00:30:05.580
خب ، اینم سرگرد «بریگز» شما

00:30:11.290 --> 00:30:12.790
«معلوم شد که «ویلیام هِیستینگز

00:30:12.790 --> 00:30:19.420
به کمک «روتِ» کتابدار
در حال تحقیق و انتشار

00:30:19.420 --> 00:30:26.170
توی یه وبلاگ عجیب و کوچیک بوده
درباره‌ی یک بُعد متناوب

00:30:26.170 --> 00:30:29.080
این رو مدیر دبیرستان محلی‌تون فرستاده

00:30:29.080 --> 00:30:33.960
دیگه لازم به اشاره نیست که
قهرمان تیله‌بازی کلاس ششم بوده

00:30:33.960 --> 00:30:37.500
کِی تیله‌هاش رو گم کرد؟

00:30:37.500 --> 00:30:39.520
وقتی سگ چشم‌های گربه‌اش رو درآورد

00:30:46.580 --> 00:30:49.580
حدود 1 هفته قبل
هِیستینگز» با این»

00:30:49.580 --> 00:30:52.580
: جمله‌ی رمزی وبلاگش رو بست

00:30:52.580 --> 00:30:57.210
امروز بالاخره وارد چیزی شدیم که "
«بهش می‌گفتیم «محدوده

00:30:57.210 --> 00:30:59.210
" و با سرگرد آشنا شدیم

00:31:05.830 --> 00:31:08.040
این جسد یه مرد 40 ساله‌ست

00:31:10.630 --> 00:31:12.210
بله

00:31:16.290 --> 00:31:19.120
«آلبرت»

00:31:23.540 --> 00:31:26.460
بیا بلند حرف بزنیم

00:31:26.460 --> 00:31:27.880
سرگرد «بریگز» باید 72 ساله می‌بوده

00:31:27.880 --> 00:31:30.960
همونطور که میدونی فکر می‌کردیم
توی یه آتیش‌سوزی مُرده

00:31:30.960 --> 00:31:33.370
توی اون ساختمان دولتی خارج از
«توئین پیکس»

00:31:33.370 --> 00:31:36.460
25سال پیش

00:31:36.460 --> 00:31:38.440
در حوالی سنی که این مرد الان داره

00:31:43.370 --> 00:31:45.460
خب ، این رو در نظر بگیر

00:31:45.460 --> 00:31:47.830
کوپر» «بریگز» رو می‌شناخت»

00:31:47.830 --> 00:31:51.710
کوپر» 25 سال پیش»
اطراف «بریگز» بوده

00:31:51.710 --> 00:31:56.250
و حالا «کوپر» توی این
وضعیت پیداش میشه

00:31:56.250 --> 00:32:00.330
آزادانه توی این وضعیت پیداش میشه

00:32:00.330 --> 00:32:03.080
درسته

00:32:18.290 --> 00:32:21.790
و این رو توی شکمش پیدا کردم

00:32:21.790 --> 00:32:22.670
روش حکاکی شده

00:32:22.670 --> 00:32:25.630
«نوشته : " برای «داگی

00:32:25.630 --> 00:32:30.580
" «با عشق «جِینی-ای

00:32:35.500 --> 00:32:40.000
باید با این «ویلیام هِیستینگز» صحبت کنیم

00:33:07.001 --> 00:33:14.401
<c.red>من پای تو نیستم</c>

00:34:39.040 --> 00:34:40.080
برو گم‌شو

00:34:56.670 --> 00:34:58.290
«سلام «لوسی

00:34:58.290 --> 00:35:03.250
کلانتر «ترومن» ، من اینجا نیستم
من تو وقت ناهار‌خوریم هستم

00:35:13.580 --> 00:35:17.080
کلانتر

00:35:17.080 --> 00:35:19.480
تو اتاق کنفرانس نمیشه
«ناهار خورد «چد

00:35:20.710 --> 00:35:22.580
...میدونم ولی

00:35:22.580 --> 00:35:25.000
شماها همیشه اینجا قهوه
و دونات می‌خورید

00:35:25.000 --> 00:35:28.420
چد» ، ناهارت رو به اتاق ناهارخوری ببر»

00:35:29.750 --> 00:35:33.250
چشم . حتماً کلانتر

00:35:33.250 --> 00:35:35.630
ببخشید

00:35:35.630 --> 00:35:38.120
تکرار نمیشه

00:35:46.540 --> 00:35:47.620
خدای من

00:35:59.000 --> 00:36:02.210
بیخیال

00:36:07.000 --> 00:36:08.210
میشه در رو باز کنی؟

00:36:11.750 --> 00:36:13.960
میشه یه کمکی بکنی؟

00:36:26.120 --> 00:36:28.690
بابی» ، پنجره رو باز کن» -
باشه -

00:36:41.750 --> 00:36:44.000
درزی نداره

00:36:44.000 --> 00:36:45.580
نمیشه بازش کرد

00:36:45.580 --> 00:36:48.630
چطوری میشه این لامصب رو باز کرد؟

00:36:48.630 --> 00:36:50.960
شاید یه دکمه‌ی مخفی داره

00:36:50.960 --> 00:36:54.710
من دکمه‌ی مخفی نمی‌بینم

00:36:56.920 --> 00:36:59.460
به چی لبخند میزنی؟

00:37:05.040 --> 00:37:07.000
میدونم چطوری میشه بازش کرد

00:37:07.000 --> 00:37:09.630
بابام 1بار یه‌دونه ازشون رو به خونه آورد

00:37:09.630 --> 00:37:14.460
با ما بهت خوش می‌گذره «بابی»؟ -
آره . یه‌جورایی -

00:37:14.460 --> 00:37:16.960
بفرما

00:37:16.960 --> 00:37:20.040
باید بریم بیرون -
بیرون؟ -

00:37:20.040 --> 00:37:22.540
آره . باید بریم بیرون

00:37:42.170 --> 00:37:43.630
باشه

00:37:55.790 --> 00:37:57.500
...این دیگه

00:38:41.460 --> 00:38:48.330
«235متر شمالِ «قلعه جک‌ربیت "

00:38:49.880 --> 00:38:52.880
«قبل از ترک کردن «قلعه جک‌ربیت

00:38:52.880 --> 00:38:55.919
یه مقدار از خاک اون
" منطقه رو بریز توی جیب‌ـت

00:38:55.920 --> 00:39:00.750
و 2تا تاریخ و یک زمان

00:39:00.750 --> 00:39:05.919
زمان یکسان : 2:53

00:39:05.920 --> 00:39:11.694
یعنی 2 روز دیگه و روز بعدش

00:39:12.580 --> 00:39:15.540
قلعه جک‌ربیت»؟»

00:39:15.540 --> 00:39:17.590
تا حالا اسم چنین جایی به گوشم نخورده

00:39:17.590 --> 00:39:20.170
دوباره انجامش داد

00:39:20.710 --> 00:39:23.120
چیه؟

00:39:23.120 --> 00:39:25.250
چی شده «بابی»؟

00:39:25.250 --> 00:39:28.920
میدونم «قلعه جک‌ربیت» دقیقاً کجاست

00:39:29.630 --> 00:39:34.080
بابام وقتی کوچیک بودم
من رو برد اونجا

00:39:34.080 --> 00:39:36.210
نزدیک جایی قدیمی ایستگاه‌مون بود

00:39:36.210 --> 00:39:40.120
دنیای تخیلی‌مون بود

00:39:40.120 --> 00:39:42.830
میدونید ، جایی که داستان می‌ساختیم

00:39:45.750 --> 00:39:48.520
من بودم که اسمش رو گذاشتم
«قلعه جک‌ربیت»

00:39:52.170 --> 00:39:54.728
اون تمام این‌ها رو دیده

00:39:58.053 --> 00:40:00.081
حالا هر چیزی که هست

00:40:01.080 --> 00:40:04.120
اون کار بابام‌ـه

00:40:04.120 --> 00:40:06.460
2روز دیگه میریم اونجا

00:40:06.460 --> 00:40:08.080
و تو می‌تونی مسیرش رو نشون بدی

00:40:08.080 --> 00:40:10.750
همونطور که بابات می‌خواست

00:40:13.370 --> 00:40:14.670
یه لحظه صبر کن

00:40:18.630 --> 00:40:20.080
یه چیز دیگه هست

00:40:21.830 --> 00:40:24.880
"«کوپر»/«کوپر»"

00:40:28.170 --> 00:40:30.170
«2تا «کوپر

00:40:54.250 --> 00:41:00.420
«اومدیم پیشت «دایان
حالا که «آلبرت» نمی‌خواد

00:42:05.420 --> 00:42:07.250
«گوردون»

00:42:25.210 --> 00:42:29.580
خیلی قدیم‌ها باهم می‌کشیدیم . یادته؟

00:42:29.580 --> 00:42:31.450
«آره . مطمئنم کشیدیم «گوردون

00:42:33.040 --> 00:42:36.830
مطمئنم -
«ممنون «دایان -

00:42:38.290 --> 00:42:41.290
نمی‌خوای تمومش کنی؟

00:42:55.420 --> 00:42:57.080
«تَمی»

00:43:02.460 --> 00:43:04.460
«سلام آقای «هِیستینگز

00:43:04.460 --> 00:43:08.250
من مأمور «تَمی پرستون» از اف‌بی‌آی هستم

00:43:08.250 --> 00:43:13.170
خدای من ، اف‌بی‌آی

00:43:15.500 --> 00:43:16.500
«آقای «هِیستینگز

00:43:16.500 --> 00:43:19.830
من همچنین صحبت‌هامون رو ضبط می‌کنم -
باشه -

00:43:19.830 --> 00:43:22.830
میشه اسم و سن‌تون رو برای
ثبت در مدارک بگید؟

00:43:24.830 --> 00:43:29.830
ویلیام هِیستینگز» 43 ساله»

00:43:29.831 --> 00:43:33.829
آقای «هِیستینگز» ، آیا شما نویسنده‌ی

00:43:33.830 --> 00:43:37.500
<i>یه وبلاگ آنلاین خبری هستید
با عنوان " جستجو برای «محدوده» "؟</i>

00:43:37.500 --> 00:43:39.710
<i>بله</i>

00:43:39.710 --> 00:43:43.750
<i>چه چیزهایی می‌نویسید؟</i>

00:43:43.750 --> 00:43:45.580
<i>چیزهای مختلف</i>

00:43:45.580 --> 00:43:49.460
<i>حدوداً 2 هفته پیش یه مقاله
درباره‌ی ورود به چیزی که</i>

00:43:49.460 --> 00:43:52.330
به گفته‌ی خودتون نوعی واقعیت
متناوب بوده نوشتید؟

00:43:52.330 --> 00:43:55.250
یه بُعد متفاوت

00:43:55.250 --> 00:43:58.420
بله ولی واقعی‌ـه

00:43:58.420 --> 00:44:00.540
همه‌ـش واقعی‌ـه

00:44:00.540 --> 00:44:05.209
چندوقت‌ـه به این موضوع
علاقمند شدین آقای «هِیستینگز»؟

00:44:05.210 --> 00:44:06.250
خیلی وقت‌ـه

00:44:06.250 --> 00:44:09.880
من زیاد مطالعه می‌کنم

00:44:09.880 --> 00:44:15.790
ولی این‌بار نوشتید که
واقعاً وارد چنین مکانی شدین

00:44:15.791 --> 00:44:16.789
بله

00:44:16.790 --> 00:44:20.840
و زمانی که درون این مکان بودین
: این رو نوشتید

00:44:21.040 --> 00:44:24.290
"سرگرد رو دیدیم"

00:44:24.290 --> 00:44:27.350
آره . بله

00:44:28.250 --> 00:44:35.000
<i>ببینید ، «روت» خیلی خوب بود
توی پیدا کردن اسناد مخفی</i>

00:44:35.001 --> 00:44:36.999
<i>و کشفیاتی داشت که اگه در زمانی خاص</i>

00:44:37.000 --> 00:44:44.570
وارد مکان خاصی بشیم
وارد بُعدی میشیم

00:44:46.170 --> 00:44:50.080
و با یه شخصی ارتباط برقرار می‌کنیم

00:44:50.080 --> 00:44:50.960
واسه همین ما هم رفتیم اونجا

00:44:50.960 --> 00:44:54.210
و اونجا بود که سرگرد رو پیدا کردین

00:44:54.210 --> 00:44:56.630
اونجا مخفی شده بود

00:44:56.630 --> 00:44:58.920
یا طبق حرف خودش
"تو خواب زمستانی بود"

00:44:58.920 --> 00:45:02.170
و بقیه ممکنه پیداش کنن

00:45:02.170 --> 00:45:04.790
و می‌خواست به جای دیگه‌ای بره

00:45:04.790 --> 00:45:09.330
واسه همین ازمون خواست
اعداد رو بهش بدیم

00:45:09.330 --> 00:45:12.210
اعداد مهم

00:45:12.210 --> 00:45:15.710
مختصات

00:45:15.710 --> 00:45:17.370
<i>و توی جایی که بهمون گفت پیداشون کردیم</i>

00:45:17.370 --> 00:45:20.250
<i>یه پایگاه اطلاعاتی امن ارتشی</i>

00:45:20.250 --> 00:45:22.080
<i>هنوز اون مختصات رو داری؟</i>

00:45:22.080 --> 00:45:26.290
<i>نه . دست «روت» بودن
ولی روی دستش نوشت‌شون</i>

00:45:26.290 --> 00:45:28.920
که فراموش‌شون نکنه

00:45:30.000 --> 00:45:31.080
ببخشید

00:45:31.080 --> 00:45:33.170
بعدش چی شد «ویلیام»؟

00:45:36.920 --> 00:45:41.550
پنج‌شنبه‌ی گذشته اعداد
رو بهش برگردوندیم

00:45:43.080 --> 00:45:45.710
بعدش یه اتفاق وحشتناک افتاد

00:45:48.670 --> 00:45:49.920
...بقیه

00:45:49.920 --> 00:45:52.790
بقیه اومدن داخل
و من رو با گردن گرفتن

00:45:52.790 --> 00:45:54.920
و من رو هل دادن به زمین

00:45:54.920 --> 00:45:56.750
و بعد پرسیدن "اسم زنت چیه؟

00:45:56.750 --> 00:45:58.960
"اسم زنت چیه؟

00:45:58.960 --> 00:46:00.370
<i>"منم گفتم "فیلیس</i>

00:46:00.370 --> 00:46:03.790
<i>من «روت» رو نکشتم</i>

00:46:03.790 --> 00:46:06.830
<i>من نکشتمش . باید حرفم رو باور کنی</i>

00:46:06.830 --> 00:46:07.880
من دوستش داشتم

00:46:07.880 --> 00:46:11.000
این‌ها همه تقصیر منه

00:46:11.000 --> 00:46:15.880
همه‌ـش تقصیر منه
هیچ‌وقت نباید این اتفاق میفتاد

00:46:15.880 --> 00:46:18.500
ویلیام» ، توی این 6 عکسی»
که نشونت میدم

00:46:18.500 --> 00:46:20.590
مردی که بهش میگی سرگرد هست؟

00:46:29.000 --> 00:46:31.210
اون سرگردـه

00:46:34.830 --> 00:46:38.040
یه دایره دور عکسی که بهش میگی
سرگرد بکش

00:46:38.040 --> 00:46:40.090
امضاش کن و تاریخ بزن پاش

00:46:41.790 --> 00:46:43.840
بله خانم

00:47:01.710 --> 00:47:05.330
میشه بهم بگی چه اتفاقی افتاد؟

00:47:11.210 --> 00:47:13.670
اعداد رو بهش دادیم

00:47:14.670 --> 00:47:18.920
و اون شروع کرد به شناور شدن

00:47:21.210 --> 00:47:24.710
: و یه‌سری حرف‌ها گفت

00:47:24.710 --> 00:47:28.080
"«کوپر»/«کوپر»"

00:47:28.080 --> 00:47:30.000
درست قبل از اینکه سرش ناپدید بشه

00:47:30.000 --> 00:47:34.250
<i>چیزی بود که هیچ‌کس تابه‌حال ندیده</i>

00:47:34.250 --> 00:47:36.330
<i>تا حالا چنین چیزی ندیده بودم</i>

00:47:36.330 --> 00:47:39.920
هیچ‌وقت چنین چیزی نخوندم

00:47:39.920 --> 00:47:44.170
تو نمیدونی . تو اونجا نبودی

00:47:44.170 --> 00:47:47.080
...اون

00:47:47.080 --> 00:47:48.500
...اون

00:47:49.750 --> 00:47:53.830
زیبا بود

00:47:53.830 --> 00:47:56.080
و بعدش «روت» مُرد

00:47:56.080 --> 00:47:58.790
خیلی افتضاح بود

00:47:58.790 --> 00:48:02.300
و من نگه‌ـش داشتم

00:48:03.830 --> 00:48:10.500
و بعدش بیدار شدم
و توی خونه‌ام بودم

00:48:10.500 --> 00:48:12.500
توی خونه‌ام بودم

00:48:12.500 --> 00:48:14.880
سرگرد «روت» رو کشت؟

00:48:14.880 --> 00:48:19.250
نه . خیلی آدم اونجا بودن

00:48:19.250 --> 00:48:20.750
باید حرفم رو باور کنی

00:48:20.750 --> 00:48:23.670
خواهش می‌کنم . من «روت» رو نکشتم

00:48:23.670 --> 00:48:26.080
من دوستش داشتم
دوستش داشتم

00:48:26.080 --> 00:48:29.500
نمیدونم چه اتفاقی داره برام میفته

00:48:29.500 --> 00:48:32.330
چرا نمی‌تونی کمکم کنی؟
خواهش می‌کنم

00:48:32.330 --> 00:48:33.500
خواهش می‌کنم

00:48:33.500 --> 00:48:36.250
ما باهم خیلی خوشحال بودیم

00:48:36.250 --> 00:48:40.370
«می‌خواستیم بریم «باهاما

00:48:40.830 --> 00:48:45.500
می‌خواستیم بریم غواصی

00:48:45.501 --> 00:48:49.499
و توی ساحل نوشیدنی‌های مخلوط بخوریم

00:48:49.500 --> 00:48:53.630
و می‌خواستیم بریم آفتاب بگیریم

00:48:54.710 --> 00:48:58.080
و به غروب‌های زیبا نگاه کنیم

00:48:58.080 --> 00:49:01.210
<i>: اون بهم گفت...گفتش
بیل» ، بیا بریم» "</i>

00:49:01.210 --> 00:49:01.830
بیا انجامش بدیم

00:49:01.830 --> 00:49:04.170
«بیا بریم «باهاما

00:49:04.170 --> 00:49:06.080
" بیا بریم غواصی

00:49:09.170 --> 00:49:12.500
می‌خوام برم غواصی

00:49:18.880 --> 00:49:20.880
کسی کیک میوه‌ای می‌خوره؟

00:50:05.880 --> 00:50:08.420
نگهبانی نتونست چیزی پیدا کنه؟

00:50:11.750 --> 00:50:13.770
همه‌جا رو گشتن

00:50:37.460 --> 00:50:40.670
ظاهراً اینجا بلندترـه

00:50:45.830 --> 00:50:53.420
یه‌جورایی صدای هیپنوتیزم‌کننده‌ای‌ـه

00:50:54.330 --> 00:50:56.420
بله

00:50:56.420 --> 00:51:02.540
صدای زنگوله‌ی یک صومعه
همچین صدایی داره

00:51:03.460 --> 00:51:08.960
یا صدای آخرت

00:51:20.540 --> 00:51:22.120
«بِوِرلی»

00:51:29.330 --> 00:51:31.630
نمی‌تونم این‌کار رو انجام بدم

00:51:33.920 --> 00:51:36.040
دلیلش رو نمیدونم

00:51:45.330 --> 00:51:47.120
«تو مرد خوبی هستی «بن

00:52:44.880 --> 00:52:47.450
میدونی گورخر دوباره اومده بیرون؟

00:53:00.830 --> 00:53:04.790
چندوقت‌ـه ندیدمت

00:53:04.790 --> 00:53:06.460
یه کار دیگه پیدا کردم

00:53:06.460 --> 00:53:08.710
جدّی؟ چی شده؟

00:53:08.710 --> 00:53:12.880
اخراج شدم . اون عوضی اخراجم کرد

00:53:15.040 --> 00:53:16.630
چه بد

00:53:16.630 --> 00:53:19.250
واسه چی؟

00:53:19.250 --> 00:53:22.460
فکر کنم چون یه چندباری
وقتی نئشه بودم اومدم

00:53:22.460 --> 00:53:24.120
فکر می‌کنی؟

00:53:25.580 --> 00:53:27.170
آره

00:53:28.960 --> 00:53:31.330
لعنتی

00:53:31.330 --> 00:53:31.984
یادم نیست

00:53:34.750 --> 00:53:37.120
میدونی منظورم چیه
حالا چیش مهمه؟

00:53:37.120 --> 00:53:39.290
یعنی من که کارم رو کردم

00:53:44.630 --> 00:53:46.580
آخه چطوری ممکنه توی برگر دادن
دست مردم گند بزنی

00:53:46.580 --> 00:53:49.500
میدونی منظورم چیه؟ -
کاملاً -

00:53:52.370 --> 00:53:55.210
چندتا جوش ناجور زدم

00:54:01.880 --> 00:54:03.630
خب ، حالا کجا کار می‌کنی؟

00:54:03.630 --> 00:54:08.654
اونطرف خیابون لعنتی
برگر میدم دست مردم

00:54:13.630 --> 00:54:15.500
لعنتی

00:54:15.524 --> 00:54:17.724
آره

00:54:37.630 --> 00:54:39.580
اون پنگوئن رو دیدی؟

00:54:39.580 --> 00:54:42.120
چی رو دیدم؟

00:54:42.120 --> 00:54:44.650
میدونی ، پنگوئن رو

00:54:51.500 --> 00:54:54.210
آره

00:56:26.800 --> 00:56:37.800
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
<c.color00ff80>‏ .::   @bollbolljan_com  ::. </c>

00:56:38.800 --> 00:56:49.800
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏<c.color0a9046>.::  www.bolboljan.net ::.</c>